Forwarded from gooya.com
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یه کوچولو فرق هست میون مسوول با مسوول...
🔻 🔻 🔻 🔻 🔻
جاعش: ما احتیاجی به کمکهای دارویی و پزشکی شما نداریم، ما دلمان لک زده برای پول نقد. تحریمها را بردارید
-_-
باید بارها تکرار کرد در ۱۵سال گذشته «بیش از ۱۳۰۰میلیارد دلار» درآمد ارزی به #ایران سرازیر شده، یعنی ۴برابر رقمی که باعث جهش بزرگ #چین از سال ۱۳۵۶ تا ۱۳۷۴ شد.
سیاهچالههایی که چنین ثروتی را بلعیدهاند مسئله اصلی اقتصاد ایران هستند نه #تحریمهای اقتصادی.
mosaed
-_-
ورود #پزشکان_بدون_مرز و بیمارستان پنجاه تخت خوابه به حال کنترل #كرونا مفید نیست اما برداشتن تحریم های سپاه حتما موثر است!!!
shamidartii
-_-
سازمان پزشکان بدون مرز میگه تصمیم مقامات ایرانی براش «درکناپذیر» است و «عمیقاً غافلگیر» شده.
اگه بفهمن که این تصمیم برای ما «درکپذیر» است و «اصلاً غافلگیرکننده» نیست، مسأله رو سریعاً به سازمان روانپزشکان بدون مرز ارجاع میدن.
Mmemarian
جاعش: ما احتیاجی به کمکهای دارویی و پزشکی شما نداریم، ما دلمان لک زده برای پول نقد. تحریمها را بردارید
-_-
باید بارها تکرار کرد در ۱۵سال گذشته «بیش از ۱۳۰۰میلیارد دلار» درآمد ارزی به #ایران سرازیر شده، یعنی ۴برابر رقمی که باعث جهش بزرگ #چین از سال ۱۳۵۶ تا ۱۳۷۴ شد.
سیاهچالههایی که چنین ثروتی را بلعیدهاند مسئله اصلی اقتصاد ایران هستند نه #تحریمهای اقتصادی.
mosaed
-_-
ورود #پزشکان_بدون_مرز و بیمارستان پنجاه تخت خوابه به حال کنترل #كرونا مفید نیست اما برداشتن تحریم های سپاه حتما موثر است!!!
shamidartii
-_-
سازمان پزشکان بدون مرز میگه تصمیم مقامات ایرانی براش «درکناپذیر» است و «عمیقاً غافلگیر» شده.
اگه بفهمن که این تصمیم برای ما «درکپذیر» است و «اصلاً غافلگیرکننده» نیست، مسأله رو سریعاً به سازمان روانپزشکان بدون مرز ارجاع میدن.
Mmemarian
✍✍ تحریم، پیامدِ این حکومتِ غیرعادی است؛
چنانکه این همهگیری و مرگِ کرونا هم نتیجهی چنین حکومتی است.
اگر پنهانکاری، تبعیض، بیمسئولیتی و دروغ نبود، با این سرانهی امکاناتِ مراقبتی و درمانی احتمالاً در بدترین شرایط مانند همسایههایمان بودیم.
👈 تحریم واقعیتها را پنهان نمیکند.
اینکه ج.ا در زمینههای
بهداشت، آموزش، رسانه، اقتصاد، بانکداری،
توزیع ثروت، اشتغال، خانواده، مشارکت عمومی،
تامین اجتماعی و رفاه عمومی
هیچ الگویی در ۴دهه تولید نکرده است را
نمیتوان به دشمنان (جنی و انسی) و تحریمها نسبت داد.
در کشوری که چنددهه مشکل جدی مسکن داشته
و "زمین" در اختیار دولت است
و تفاوت قیمت احداث یکمترمربع خانه در یک شهر ۵هزار نفری و شمال تهران
-تقریباً- به قیمت زمین و پرداختها به نهادهای دولتی مربوط است
و هنوز مشکل جدیِ مسکن باقی مانده است،
نمیتوان مشکلات را به تحریمهای اخیر بست.
در کشوری که بهطور میانگین بیش از ۴۰درصد درآمد در اختیار دولت بوده است
و ۵۰درصد جمعیت کمدرآمدتر بهاندازه ۱۰درصد پردرآمدتر هم درآمد نداشتهاند،
نباید تحریم را مسئلهاش بداند.
نبودِ هیچ طرحی برای "توانمندسازی" گروههای آسیبپذیر
یا یک عدالت اجتماعی ربطی به تحریم ندارد.
👈 این خاصیتِ این نظام بوده است که از ابتدا با تقسیم مردم به خودی و غیرخودی،
اکثریتِ مردم را فرودستانی غیرخودی
در خدمتِ امنیت و برخورداریِ خودیهای فرداست قرار داده است.
👈 البته تحریم به همه آسیب میزند،
ولی گویا خودیهای فرداست
و حقوقبگیرانِ اپولوژیست بیشتر ناراضیاند.
حالا جامعهی ما دارد متوجه میشود که مشکلاتش را باید در همینجا ببیند.
متوجه شده که با چرخشِ محدودِ قدرت بین گروهها و احزابِ خودی
مشکلات ایران حل نمیشود
و باید ساختارهای بیمار دگرگون شود.
این بیداری عمومی و این دگرگونی در باور و آگاهی
در پیِ درد و رنج عمومی بهدست آمده است.
MajidTavakoli
چنانکه این همهگیری و مرگِ کرونا هم نتیجهی چنین حکومتی است.
اگر پنهانکاری، تبعیض، بیمسئولیتی و دروغ نبود، با این سرانهی امکاناتِ مراقبتی و درمانی احتمالاً در بدترین شرایط مانند همسایههایمان بودیم.
👈 تحریم واقعیتها را پنهان نمیکند.
اینکه ج.ا در زمینههای
بهداشت، آموزش، رسانه، اقتصاد، بانکداری،
توزیع ثروت، اشتغال، خانواده، مشارکت عمومی،
تامین اجتماعی و رفاه عمومی
هیچ الگویی در ۴دهه تولید نکرده است را
نمیتوان به دشمنان (جنی و انسی) و تحریمها نسبت داد.
در کشوری که چنددهه مشکل جدی مسکن داشته
و "زمین" در اختیار دولت است
و تفاوت قیمت احداث یکمترمربع خانه در یک شهر ۵هزار نفری و شمال تهران
-تقریباً- به قیمت زمین و پرداختها به نهادهای دولتی مربوط است
و هنوز مشکل جدیِ مسکن باقی مانده است،
نمیتوان مشکلات را به تحریمهای اخیر بست.
در کشوری که بهطور میانگین بیش از ۴۰درصد درآمد در اختیار دولت بوده است
و ۵۰درصد جمعیت کمدرآمدتر بهاندازه ۱۰درصد پردرآمدتر هم درآمد نداشتهاند،
نباید تحریم را مسئلهاش بداند.
نبودِ هیچ طرحی برای "توانمندسازی" گروههای آسیبپذیر
یا یک عدالت اجتماعی ربطی به تحریم ندارد.
👈 این خاصیتِ این نظام بوده است که از ابتدا با تقسیم مردم به خودی و غیرخودی،
اکثریتِ مردم را فرودستانی غیرخودی
در خدمتِ امنیت و برخورداریِ خودیهای فرداست قرار داده است.
👈 البته تحریم به همه آسیب میزند،
ولی گویا خودیهای فرداست
و حقوقبگیرانِ اپولوژیست بیشتر ناراضیاند.
حالا جامعهی ما دارد متوجه میشود که مشکلاتش را باید در همینجا ببیند.
متوجه شده که با چرخشِ محدودِ قدرت بین گروهها و احزابِ خودی
مشکلات ایران حل نمیشود
و باید ساختارهای بیمار دگرگون شود.
این بیداری عمومی و این دگرگونی در باور و آگاهی
در پیِ درد و رنج عمومی بهدست آمده است.
MajidTavakoli
Twitter
Majid Tavakoli
تحریم، پیامدِ این حکومتِ غیرعادی است؛ چنانکه این همهگیری و مرگِ کرونا هم نتیجهی چنین حکومتی است. اگر پنهانکاری، تبعیض، بیمسئولیتی و دروغ نبود، با این سرانهی امکاناتِ مراقبتی و درمانی احتمالاً در بدترین شرایط مانند همسایههایمان بودیم. تحریم واقعیتها…
✍ از کارتر تا کرونا؛ جنگ خطرناک چپ بین الملل
(طنز تلخ)
از دوره کارتر تا پایان دوران اوباما، چپ بین الملل و دموکراتهای آمریکا (با کمک رسانهها) حزب جمهوریخواه را به عقب رانده و تفکرات سوسیالیستی گلوبالیستی خود را در آمریکا و جهان گسترش دادند، روشی که پیش از کارتر نیز وجود داشت اما از دوران وی اوج گرفت و از اولین ثمراتش انقلاب۵۷ بود.
نبرد این دو حزب که بنوعی بر تمام کشورهای جهان تاثیر میگذارد در دوران کلینتون کاملا بسود دموکراتها شد و سپس اوباما با سیاستهای خود عملا حزب رقیب و کشورهای متحد این حزب را به گوشه رینگ راند و جهان را به عرصه تاخت و تاز روسیه و چین بدل ساخت. سقوط حکومت پهلوی در دوران کارتر ایران را به چنگ روسیه و چین انداخت. دوران کلینتون رژیم مستاصل توانست مجددا جان بگیرد و در دوران اوباما به ثروتی افسانهای حاصل از افزایش قیمت نفت و سپس برجام دست یافت که در ادامه خواهیم دید تمامی این درآمد در راستای اهداف چپ بینالملل هزینه شد.
اما با روی کار آمدن ترامپ دنیا دریافت که زلزله سیاسی سهمگینی در راه است و هرچند دموکراتها با ترفندهای مختلف از قبیل تلاش برای استیضاح، جنگ رسانهای، انگ ارتباط پنهان با روسها و… تلاش داشتند مانع این زلزله گردند، سرانجام لرزشها و فروریختنها آغاز شد. قیام مردم ونزوئلا در برابر دیکتاتور سوسیالیست این کشور، انتخاب ژائیر بولسونارو در برزیل، عقب نشینی رهبر کره شمالی، قیام هنگکنگ، اعتراضات مردم روسیه و… از جمله شکستهای چپ بین الملل پس از انتخاب ترامپ و تاثیرات مستقیم ناشی از حضور وی در کاخ سفید محسوب میگردد. شاید بتوان شکست مفتضحانه حزب کارگر در انگلیس و پیروزی تاریخی دست راستیها و متعاقب آن خروج این کشور از اتحادیه اروپا و اضمحلال این اتحادیه را نقطه اوج این تغییر و تحولات پس از ریاست جمهوری ترامپ دانست. در کنار تمامی موارد فوق، ایران نیز از اهمیت فوق العادهای در نبرد دو حزب آمریکا و بالطبع نبرد چپ بینالملل به رهبری روسیه و چین با راستگرایان به رهبری حزب جمهوریخواه آمریکا برخوردار است که در ادامه به چرایی آن خواهیم پرداخت.
ایران از یکسو برای روسیه و چین یک منبع اقتصادی مهم یا بهتر بگوییم یک عابر بانک محسوب میگردد، از سوی دیگر بعنوان یک تهدید برای اسرائیل و عربستان (متحدان حزب جمهوریخواه) وجود رژیم لازم است تا ابزاری باشد برای چانه زنی و امتیاز گرفتن چین و روسیه از جریان راست به رهبری جمهوریخواهان. همچنین پول ایران پشتوانهای برای بقای دیکتاتورهایی چون مادورو، اسد، رهبر کره شمالی،حتی اردوغان…و گروههای تروریستی متعدد است که قطع شدن این شریان مالی و تغییر رژیم، جدا از اینکه برگ برنده ایران را از دست روسیه و چین خارج میکند منجر به نابودی دیگر برگها در گوشه وکنار جهان میگردد. خروج از برجام و عملی شدن تحریم کاملنفت گام اول و مهمترین گام ترامپ جهت قطع این شریان مالی و فراهم کردن زمینه براندازی برای بیرون کشیدنایران از چنگ روسیه و چین (چپ بینالملل) بود
تحریم نفت منابع مالی تروریستها را قطع و نیز رژیم را برای تامین و تطمیع مالی نیروهای داخلی (سپاه و بسیج) جهت سرکوب مردم در تنگنا قرار داد و دیدیم که پس از بیپولی ناشی از تحریم،مردم ایران،عراق،لبنان توانستند از زیر نعلین آخوند و پوتین سپاه و دیگر تروریستها سربرآورده قد علم کنند. دولت کمونیستی چین که به خرید نفتمفت ایران عادت کرده بود و پس از وضع تحریمها تا حد زیادی دست خود را از این خوان نعمت کوتاه میدید هنوزدر شوک از دست رفتن نفت ایران بود که با جنگ اقتصادی ترامپ مواجه و با تعرفههای وضع شده شکست دیگری رامتحمل و اقتصاد خود را در معرض خطر جدی دید. در چنین شرایطی ناگهان ویروس کرونا از چین به سراسر جهان شیوع یافت و اثرات ناشی از شیوع آن اقتصاد جهان را تحت الشعاع قرار داد و حتی باعث گردید نفت که کانال ۲۰ دلار که بنظر نرخ مورد علاقه دولت چین بعنوان بزرگترین خریدار نفت است بازگردد. شیوع کرونا ضمن کمرنگ کردن اثرات شکست اقتصادی چین در برابر آمریکا و سقوط قیمت نفت، برای رژیم ایران نیز نعمت مهمی محسوب میگردد. رژیم حاکم بر ایران که برای بقا بیش از هر چیز به بحران نیاز دارد توانست با شیوع ویروس از یکسو باعث گردد که از دیماه تاکنون تقریبا اخبار و فعالیتهای براندازانه کاملا به حاشیه رانده شود و از سوی دیگر شیوع بیماری را به ابزاری تبدیل نمود برای تحت فشار قرار دادن آمریکا جهت لغو تحریمها....
👇👇
(طنز تلخ)
از دوره کارتر تا پایان دوران اوباما، چپ بین الملل و دموکراتهای آمریکا (با کمک رسانهها) حزب جمهوریخواه را به عقب رانده و تفکرات سوسیالیستی گلوبالیستی خود را در آمریکا و جهان گسترش دادند، روشی که پیش از کارتر نیز وجود داشت اما از دوران وی اوج گرفت و از اولین ثمراتش انقلاب۵۷ بود.
نبرد این دو حزب که بنوعی بر تمام کشورهای جهان تاثیر میگذارد در دوران کلینتون کاملا بسود دموکراتها شد و سپس اوباما با سیاستهای خود عملا حزب رقیب و کشورهای متحد این حزب را به گوشه رینگ راند و جهان را به عرصه تاخت و تاز روسیه و چین بدل ساخت. سقوط حکومت پهلوی در دوران کارتر ایران را به چنگ روسیه و چین انداخت. دوران کلینتون رژیم مستاصل توانست مجددا جان بگیرد و در دوران اوباما به ثروتی افسانهای حاصل از افزایش قیمت نفت و سپس برجام دست یافت که در ادامه خواهیم دید تمامی این درآمد در راستای اهداف چپ بینالملل هزینه شد.
اما با روی کار آمدن ترامپ دنیا دریافت که زلزله سیاسی سهمگینی در راه است و هرچند دموکراتها با ترفندهای مختلف از قبیل تلاش برای استیضاح، جنگ رسانهای، انگ ارتباط پنهان با روسها و… تلاش داشتند مانع این زلزله گردند، سرانجام لرزشها و فروریختنها آغاز شد. قیام مردم ونزوئلا در برابر دیکتاتور سوسیالیست این کشور، انتخاب ژائیر بولسونارو در برزیل، عقب نشینی رهبر کره شمالی، قیام هنگکنگ، اعتراضات مردم روسیه و… از جمله شکستهای چپ بین الملل پس از انتخاب ترامپ و تاثیرات مستقیم ناشی از حضور وی در کاخ سفید محسوب میگردد. شاید بتوان شکست مفتضحانه حزب کارگر در انگلیس و پیروزی تاریخی دست راستیها و متعاقب آن خروج این کشور از اتحادیه اروپا و اضمحلال این اتحادیه را نقطه اوج این تغییر و تحولات پس از ریاست جمهوری ترامپ دانست. در کنار تمامی موارد فوق، ایران نیز از اهمیت فوق العادهای در نبرد دو حزب آمریکا و بالطبع نبرد چپ بینالملل به رهبری روسیه و چین با راستگرایان به رهبری حزب جمهوریخواه آمریکا برخوردار است که در ادامه به چرایی آن خواهیم پرداخت.
ایران از یکسو برای روسیه و چین یک منبع اقتصادی مهم یا بهتر بگوییم یک عابر بانک محسوب میگردد، از سوی دیگر بعنوان یک تهدید برای اسرائیل و عربستان (متحدان حزب جمهوریخواه) وجود رژیم لازم است تا ابزاری باشد برای چانه زنی و امتیاز گرفتن چین و روسیه از جریان راست به رهبری جمهوریخواهان. همچنین پول ایران پشتوانهای برای بقای دیکتاتورهایی چون مادورو، اسد، رهبر کره شمالی،حتی اردوغان…و گروههای تروریستی متعدد است که قطع شدن این شریان مالی و تغییر رژیم، جدا از اینکه برگ برنده ایران را از دست روسیه و چین خارج میکند منجر به نابودی دیگر برگها در گوشه وکنار جهان میگردد. خروج از برجام و عملی شدن تحریم کاملنفت گام اول و مهمترین گام ترامپ جهت قطع این شریان مالی و فراهم کردن زمینه براندازی برای بیرون کشیدنایران از چنگ روسیه و چین (چپ بینالملل) بود
تحریم نفت منابع مالی تروریستها را قطع و نیز رژیم را برای تامین و تطمیع مالی نیروهای داخلی (سپاه و بسیج) جهت سرکوب مردم در تنگنا قرار داد و دیدیم که پس از بیپولی ناشی از تحریم،مردم ایران،عراق،لبنان توانستند از زیر نعلین آخوند و پوتین سپاه و دیگر تروریستها سربرآورده قد علم کنند. دولت کمونیستی چین که به خرید نفتمفت ایران عادت کرده بود و پس از وضع تحریمها تا حد زیادی دست خود را از این خوان نعمت کوتاه میدید هنوزدر شوک از دست رفتن نفت ایران بود که با جنگ اقتصادی ترامپ مواجه و با تعرفههای وضع شده شکست دیگری رامتحمل و اقتصاد خود را در معرض خطر جدی دید. در چنین شرایطی ناگهان ویروس کرونا از چین به سراسر جهان شیوع یافت و اثرات ناشی از شیوع آن اقتصاد جهان را تحت الشعاع قرار داد و حتی باعث گردید نفت که کانال ۲۰ دلار که بنظر نرخ مورد علاقه دولت چین بعنوان بزرگترین خریدار نفت است بازگردد. شیوع کرونا ضمن کمرنگ کردن اثرات شکست اقتصادی چین در برابر آمریکا و سقوط قیمت نفت، برای رژیم ایران نیز نعمت مهمی محسوب میگردد. رژیم حاکم بر ایران که برای بقا بیش از هر چیز به بحران نیاز دارد توانست با شیوع ویروس از یکسو باعث گردد که از دیماه تاکنون تقریبا اخبار و فعالیتهای براندازانه کاملا به حاشیه رانده شود و از سوی دیگر شیوع بیماری را به ابزاری تبدیل نمود برای تحت فشار قرار دادن آمریکا جهت لغو تحریمها....
👇👇
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
👆👆
با توجه به توضیحات بهتر میتوان به علت بیاعتنایی رژیم به هشدارهای بینالمللی، عدم قرنطینه قم، ادامه پروازها به چین جهت واردات آلودگی و نیزعدم اعلام مشاهده بیماری و در نتیجه بازماندن خطوط پرواز با جهان غرب و شیوع هرچه بیشتر بیماری توسط مسافران ناقل و بیاطلاع ادامه داد. در واقع رژیم با وارد کردن آلودگی به کشور بحران لازم را ایجاد و براندازی را به حاشیه بردهاند و نیز با عدم خبررسانی درباره وجود بیماری باعث انتقال آلودگی از ایران به بسیاری کشورها توسط مسافران ناقل ولی بیاطلاع گردید که این اقدام کاملا در راستای اهداف دولت کمونیستی چین بود. مسلما اگر رژیم در دیماه از وجود بیماری در ایران خبر میداد کشورهای دیگر ممنوعیتهایی برای ورود مسافران از مقصد ایران ایجاد میکردند که میتوانست در کاهش شیوع بیماری در جهان موثر باشد اما رژیم عامدانه به پنهان کاری پرداخت و با این پنهان کاری ضمن ایجاد بحران لازم در داخل، خدمت بزرگی نیز به چین انجام داد. با توجه به موارد فوق میتوان سفرهای ظریف در ماههای اخیر به چین و سپس پروازهای متعدد رفت و برگشت با این کشور را بخشی از برنامهریزی و همکاری مشترک رژیم و دولت کمونیستی چین در این جنگ بیولوژیک دانست.
نویسنده: مهران
https://iraniancongress.news/-/fa/world/883/
با توجه به توضیحات بهتر میتوان به علت بیاعتنایی رژیم به هشدارهای بینالمللی، عدم قرنطینه قم، ادامه پروازها به چین جهت واردات آلودگی و نیزعدم اعلام مشاهده بیماری و در نتیجه بازماندن خطوط پرواز با جهان غرب و شیوع هرچه بیشتر بیماری توسط مسافران ناقل و بیاطلاع ادامه داد. در واقع رژیم با وارد کردن آلودگی به کشور بحران لازم را ایجاد و براندازی را به حاشیه بردهاند و نیز با عدم خبررسانی درباره وجود بیماری باعث انتقال آلودگی از ایران به بسیاری کشورها توسط مسافران ناقل ولی بیاطلاع گردید که این اقدام کاملا در راستای اهداف دولت کمونیستی چین بود. مسلما اگر رژیم در دیماه از وجود بیماری در ایران خبر میداد کشورهای دیگر ممنوعیتهایی برای ورود مسافران از مقصد ایران ایجاد میکردند که میتوانست در کاهش شیوع بیماری در جهان موثر باشد اما رژیم عامدانه به پنهان کاری پرداخت و با این پنهان کاری ضمن ایجاد بحران لازم در داخل، خدمت بزرگی نیز به چین انجام داد. با توجه به موارد فوق میتوان سفرهای ظریف در ماههای اخیر به چین و سپس پروازهای متعدد رفت و برگشت با این کشور را بخشی از برنامهریزی و همکاری مشترک رژیم و دولت کمونیستی چین در این جنگ بیولوژیک دانست.
نویسنده: مهران
https://iraniancongress.news/-/fa/world/883/
Telegram
طنز تلخ
✍ از کارتر تا کرونا؛ جنگ خطرناک چپ بین الملل
(طنز تلخ)
از دوره کارتر تا پایان دوران اوباما، چپ بین الملل و دموکراتهای آمریکا (با کمک رسانهها) حزب جمهوریخواه را به عقب رانده و تفکرات سوسیالیستی گلوبالیستی خود را در آمریکا و جهان گسترش دادند، روشی که پیش…
(طنز تلخ)
از دوره کارتر تا پایان دوران اوباما، چپ بین الملل و دموکراتهای آمریکا (با کمک رسانهها) حزب جمهوریخواه را به عقب رانده و تفکرات سوسیالیستی گلوبالیستی خود را در آمریکا و جهان گسترش دادند، روشی که پیش…
⭕️پیام به کانال از یک تاریخدان!
🆔 @TanzeTalkh2
حکایت زیبا از تکرار تاریخ
عطاملک جوینی با نثری زیبا و تاثیر گذار، ناقل حکایتی از تسخیر بخارا به دست چنگیزخان است .
چنگیز پس از فتح بخارا، حرمتی بر مسلمانی ننهاد وبا اسب به مسجد جامع وارد شد. از پی او، دیگر مغولان، با اسب و یراق جنگی در مسجد منزل کرده و در آن بساط می گساری و طرب فراهم کردند.
عجب تر آن که صندوق های قرآن را خالی کرده، قرآن ها را بر زمین ریخته و صندوق ها را آخور اسبان ساختند.
صفحات قران، زیر سم ها پاره پاره می شد و ستوران بر آن مدفوع می کردند.
و تلخ تر آن که مشاهیر شهر از ائمه و مشایخ وقضات و سادات و علما و مجتهدان، به تحقیر و تخفیف، شاهد چنین حرمت شکنی بودند، زیرا که به مسجد آورده شده و محافظت از اسبان را بدانان جبر کرده بودند.
در این میان یکی از سادات، که از این نادیده ها در عجب شده بود، از خردمندی پرسید:
«مولانا این چه حالست؟»
خردمند پاسخ داد:
«خاموش باش،
باد بی نیازی خداوند است که می وزد»!
«علی طهماسبی»، پژوهش گر متون مقدس و اسطوره، سخن آن خردمند را این گونه تفسیر می کند:
«احتمالا سخن بدین معنا هم هست که خداوند نه به این جماعت علما و سادات و قضات و ائمه نیاز دارد و نه به قرآنها که در صندوق ها بود».
این حکایت را از تاریخ بازگفتم که حال امروز شیوع کرونا را از قم بدان تمثیل زنم. گویی باز «باد بی نیازی خداوند» وزیدن گرفته است تا کسی اسباب دین داری را به جای دین ننشاند.
🆔 @TanzeTalkh2
حکایت زیبا از تکرار تاریخ
عطاملک جوینی با نثری زیبا و تاثیر گذار، ناقل حکایتی از تسخیر بخارا به دست چنگیزخان است .
چنگیز پس از فتح بخارا، حرمتی بر مسلمانی ننهاد وبا اسب به مسجد جامع وارد شد. از پی او، دیگر مغولان، با اسب و یراق جنگی در مسجد منزل کرده و در آن بساط می گساری و طرب فراهم کردند.
عجب تر آن که صندوق های قرآن را خالی کرده، قرآن ها را بر زمین ریخته و صندوق ها را آخور اسبان ساختند.
صفحات قران، زیر سم ها پاره پاره می شد و ستوران بر آن مدفوع می کردند.
و تلخ تر آن که مشاهیر شهر از ائمه و مشایخ وقضات و سادات و علما و مجتهدان، به تحقیر و تخفیف، شاهد چنین حرمت شکنی بودند، زیرا که به مسجد آورده شده و محافظت از اسبان را بدانان جبر کرده بودند.
در این میان یکی از سادات، که از این نادیده ها در عجب شده بود، از خردمندی پرسید:
«مولانا این چه حالست؟»
خردمند پاسخ داد:
«خاموش باش،
باد بی نیازی خداوند است که می وزد»!
«علی طهماسبی»، پژوهش گر متون مقدس و اسطوره، سخن آن خردمند را این گونه تفسیر می کند:
«احتمالا سخن بدین معنا هم هست که خداوند نه به این جماعت علما و سادات و قضات و ائمه نیاز دارد و نه به قرآنها که در صندوق ها بود».
این حکایت را از تاریخ بازگفتم که حال امروز شیوع کرونا را از قم بدان تمثیل زنم. گویی باز «باد بی نیازی خداوند» وزیدن گرفته است تا کسی اسباب دین داری را به جای دین ننشاند.
صفحه اطلاعاتی پیرامون دروغ پراکنی رژیم ایران درباره کووید-۱۹ را در صفحه ی سفارت مجازی ایالات متحده در ایران در لینک زیر بیابید:
https://ir.usembassy.gov/fa/irandisinfocorona/
https://ir.usembassy.gov/fa/irandisinfocorona/
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیا در ایران میشود یک نظام علمی، جدای از نظام سیاسی داشت؟!
دو کلمه حرف حساب در تلویزیون حکومتی
طنز تلخ
دو کلمه حرف حساب در تلویزیون حکومتی
طنز تلخ
💥 الله اکبر
💥 لا اله الا الله
✍ دو عبارت کلیدی اسلام و مسلمانان، که با هم متناقضند؛
✍ الله اکبر: خدا بزرگتر است،
✍ لا اله الا الله: هیچ خدایی بجز الله وجود ندارد،
✍ بزرگتر یک صفت تفضیلی است که برای مقایسه دو یا چند چیز همسان به کار برده میشود؛
وقتی میگوییم بجز الله هیچ خدایی وجود ندارد، پس الله از چه خدایی بزرگتر است؟!
✍اما واقعیت موضوع:
⚡🕴 پیش از اسلام و در دوران جاهلیت، اعرابِ بتپرست، بتهای گوناگونی را (بهنشانهی خدایان گوناگون) میپرستیدند. کعبه پر بود از بتهایی که هریک برای قوم و قبیلهای از اعراب بود و هرکدام اسمی داشتند؛ هبل، لات، عزی، مناف، الله و ...
⚡🕴نامهایی چون عبدمناف، عبدالعزی، عبدالله و ... (که اسمهایی رایج در پیش از اسلام بودند) نیز به معنی بندهی این بتها یا خدایان بود.
اعراب بطور ضمنی پذیرفته بودند که برخی از این بتها بر دیگران برتری دارند و بقول امروزیها، آنها را رتبهبندی کرده بودند؛ مثلا بتهای نامبرده در بالا، جزو برترین بتها بودند.
🔥 محمد در ابتدای رسالت این ادعا را مطرح کرد که الله از بقیهی بتها بزرگتر است.
💥 پس از مدتی، که پیروان محمد فزونی یافت، ادعای محمد نیز به شعار «لا اله الا الله» تغییر کرد؛ بدون آن که از شعار اولیهی خود دست بردارد!
طنز تلخ
@TanzeTalkh2
💥 لا اله الا الله
✍ دو عبارت کلیدی اسلام و مسلمانان، که با هم متناقضند؛
✍ الله اکبر: خدا بزرگتر است،
✍ لا اله الا الله: هیچ خدایی بجز الله وجود ندارد،
✍ بزرگتر یک صفت تفضیلی است که برای مقایسه دو یا چند چیز همسان به کار برده میشود؛
وقتی میگوییم بجز الله هیچ خدایی وجود ندارد، پس الله از چه خدایی بزرگتر است؟!
✍اما واقعیت موضوع:
⚡🕴 پیش از اسلام و در دوران جاهلیت، اعرابِ بتپرست، بتهای گوناگونی را (بهنشانهی خدایان گوناگون) میپرستیدند. کعبه پر بود از بتهایی که هریک برای قوم و قبیلهای از اعراب بود و هرکدام اسمی داشتند؛ هبل، لات، عزی، مناف، الله و ...
⚡🕴نامهایی چون عبدمناف، عبدالعزی، عبدالله و ... (که اسمهایی رایج در پیش از اسلام بودند) نیز به معنی بندهی این بتها یا خدایان بود.
اعراب بطور ضمنی پذیرفته بودند که برخی از این بتها بر دیگران برتری دارند و بقول امروزیها، آنها را رتبهبندی کرده بودند؛ مثلا بتهای نامبرده در بالا، جزو برترین بتها بودند.
🔥 محمد در ابتدای رسالت این ادعا را مطرح کرد که الله از بقیهی بتها بزرگتر است.
💥 پس از مدتی، که پیروان محمد فزونی یافت، ادعای محمد نیز به شعار «لا اله الا الله» تغییر کرد؛ بدون آن که از شعار اولیهی خود دست بردارد!
طنز تلخ
@TanzeTalkh2
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
یک چیزی ساخته اند به نام الله که طرف، ورم کرده مانده روی دست شان!
مصاحبه مذهبی با ف. م. سخن
در باره گفت و گوی محسن کدیور با زیتون!
مقدمه:
دیدم سایت «زیتون» مصاحبهای ترتیب داده است با جناب حجت الاسلام والمسلمین محسن کدیور در باره ی موضوع شر و شُرور و نمونه ی حی و حاضر ش ویروس کورونا و نقش خداوند در مبارزه با آن!
راستیاتش رادیات مغزم از خواندن این گفت و گو جوش آورد از بس که دراز و طویل بود. بعد از خواندن این گفت و گو درجهی تبام را که گرفتم دیدم به ۳۹ رسیده است!
ولی خب چه می شود کرد. آخوند است و زبان دراز. حرف هم بزنی می گویند این فلسفه است و چون تو عامی هستی و فلسفه بلد نیستی قدر این گوهر افشانی ها را نمی دانی.
من هم سرِ لج افتادم گفتم برای این که نشان دهم کلک ما نیز زبانی و بیانی دارد یک مصاحبه ی دینی-مذهبی-تاریخی با خودم ترتیب بدهم، و بزنم وسط کاسه کوزه ی نواندیشان دینی!
این شما و این هم مصاحبهی کم نظیر خودم با خودم!
- جناب سخن با سپاس از این که وقت خودتان را به ما دادید ممکن است بفرمایید چرا اوضاع جهان اینجوری به هم ریخته و بشر دو پا در مقابله با این وضع و اوضاع چه غلطی باید بکند؟
+ با عرض سلام و سپاس از دعوت جنابعالی برای این گفت و گو، باید بگویم که اتفاق خاصی در جهان نیفتاده بلکه اتفاق اصلی در دیدگاههای بشر دو پا افتاده که به یک سری چیزها که باید آویزان شود نمی شود و به یک سری چیزها که نباید آویزان شود می شود!
- خیلی ممنون. پس ما با مکتب جدیدی به نام «آویزانیسم» یا «آویزانیزاسیون» رو به رو هستیم؛ درست است؟
+ بله درست است. این مکتب از سال ۱۳۵۷-۱۹۷۹ شروع کرد به رشد کردن. روح الله خمینی با آویزان شدن به موجودی فرضی به نام خداوند قاصم الجبارین، توانست حکومت پهلوی را سرنگون کند و حکومت اسلامی را پایه گذاری کند و چون این اتفاق با موفقیت افتاد، او و پیروان او و حکومت او، اعتقاد راسخ آوردند که آن چیزی که به آن آویزان شده اند، حقیقتا باعث تمام این اتفاقات بوده، لذا بر اساس فلسفه ی «آخوندی» که وقتی چیزی به دست می گیرد ول نمی کند و وقتی به چیزی آویزان می شود آن را رها نمی کند و در ادبیات تاریخی، آخوند را به کنه و زالوی خون آشام تشبیه کرده اند، باری بر این اساس، آقایان خِفْت خداوند را چسبیدند و فکر کردند این موجود تخیلی، خودش همه ی کارها را راس و ریس می کند.
بعد دوره ی گند زدن تاریخی آقایان آغاز شد چون خداوند زیر این بار سنگین زایید. ولی آقایان کماکان به ایشان آویزان هستند چون اگر نباشند توی دریای خروشان مردم سقوط می کنند و کار شان زار می شود.
- با سپاس از پاسخ روشن جناب عالی. پس حالا که این طور است، این موضوعِ تاریخی شَر و شُرور را چه کار باید بکنیم؟
+ کار خاصی نمی خواهد بکنید. انسان بیچاره، از بدو به وجود آمدن اش، همواره با چیزهای عجیب غریب و ترسناک رو به رو بوده. او چون مغزش از نوع خاصی بوده و کاری به نام فکر کردن انجام می داده، همیشه به دنبال این بوده که این چیزهای وحشتناک از کجا می آید و چه کسی این چیزهای وحشتناک را می آفریند و او چه جوری باید با این چیزهای وحشتناک مقابله کند.
اجداد پشمالوی ما که حداکثر ابزاری که داشتند یک فقره چماق یا استخوان ماموت بود، و حداکثر احاطه شان به قوانین طبیعی، ضرورت خوردن و خوابیدن و ادامه ی حیات بود، چون نمی توانستند کاری بر ضد چیزهای وحشتناک انجام دهند، گفتند شاید اگر ما پاچه ی باعث و بانی این بدبختی ها را بمالیم و او را نیایش کنیم، دست از سر پُر شپش ما بر دارد و کمتر رعد و برق و زلزله و باران های استوایی و حیوانات درنده و اینجور چیزها سراغ ما بفرستد. لذا شروع کردند به هولا هولا کردن و حالت سجده پیدا کردن و همین ها بعدا تبدیل شد به نماز و پاچه خاری از خداوند عالمیان و ناز او را کشیدن و مجیز او را گفتن.
بازم بگم یا حوصله تون سر رفتش؟
- نه، نه، بفرمایید ما تازه سرِ کیف اومدیم...
+ باری وسط این هولا هولا کردن ها، اینها دیدند خداوند عالمیان باز به فلان اش نیست و حیوانات نره خر ما قبل تاریخ کماکان آن ها را به دندان می گیرند و آن ها را می خورند. لذا گفتند اگر ما خودمان بیاییم به این شیر و پلنگ های عظیم ماقبل تاریخ، بخشی از شکار خودمان را بدهیم که کوفت کنند، شاید ما را دیگر نخورند. بعد ها چون دیدند که شکار شان حیف است که به حیوانات بدهند، گفتند بچه و پیران مان را می دهیم این ها بخورند و چون انسان به نوعی هنرمند و تجرید گرا ست، به جای این کار آمدند بساط «قربانی» کردن را به راه انداختند و به جای خوراک دادن به شیر و پلنگ شروع کردند به قربانی کردن در مقابل خداوندی که آفریننده ی همه ی این ها بود و به آن ها فرمان خوردن و دریدن می داد و اینجوری شد که اونجوری شد.
👇👇
مصاحبه مذهبی با ف. م. سخن
در باره گفت و گوی محسن کدیور با زیتون!
مقدمه:
دیدم سایت «زیتون» مصاحبهای ترتیب داده است با جناب حجت الاسلام والمسلمین محسن کدیور در باره ی موضوع شر و شُرور و نمونه ی حی و حاضر ش ویروس کورونا و نقش خداوند در مبارزه با آن!
راستیاتش رادیات مغزم از خواندن این گفت و گو جوش آورد از بس که دراز و طویل بود. بعد از خواندن این گفت و گو درجهی تبام را که گرفتم دیدم به ۳۹ رسیده است!
ولی خب چه می شود کرد. آخوند است و زبان دراز. حرف هم بزنی می گویند این فلسفه است و چون تو عامی هستی و فلسفه بلد نیستی قدر این گوهر افشانی ها را نمی دانی.
من هم سرِ لج افتادم گفتم برای این که نشان دهم کلک ما نیز زبانی و بیانی دارد یک مصاحبه ی دینی-مذهبی-تاریخی با خودم ترتیب بدهم، و بزنم وسط کاسه کوزه ی نواندیشان دینی!
این شما و این هم مصاحبهی کم نظیر خودم با خودم!
- جناب سخن با سپاس از این که وقت خودتان را به ما دادید ممکن است بفرمایید چرا اوضاع جهان اینجوری به هم ریخته و بشر دو پا در مقابله با این وضع و اوضاع چه غلطی باید بکند؟
+ با عرض سلام و سپاس از دعوت جنابعالی برای این گفت و گو، باید بگویم که اتفاق خاصی در جهان نیفتاده بلکه اتفاق اصلی در دیدگاههای بشر دو پا افتاده که به یک سری چیزها که باید آویزان شود نمی شود و به یک سری چیزها که نباید آویزان شود می شود!
- خیلی ممنون. پس ما با مکتب جدیدی به نام «آویزانیسم» یا «آویزانیزاسیون» رو به رو هستیم؛ درست است؟
+ بله درست است. این مکتب از سال ۱۳۵۷-۱۹۷۹ شروع کرد به رشد کردن. روح الله خمینی با آویزان شدن به موجودی فرضی به نام خداوند قاصم الجبارین، توانست حکومت پهلوی را سرنگون کند و حکومت اسلامی را پایه گذاری کند و چون این اتفاق با موفقیت افتاد، او و پیروان او و حکومت او، اعتقاد راسخ آوردند که آن چیزی که به آن آویزان شده اند، حقیقتا باعث تمام این اتفاقات بوده، لذا بر اساس فلسفه ی «آخوندی» که وقتی چیزی به دست می گیرد ول نمی کند و وقتی به چیزی آویزان می شود آن را رها نمی کند و در ادبیات تاریخی، آخوند را به کنه و زالوی خون آشام تشبیه کرده اند، باری بر این اساس، آقایان خِفْت خداوند را چسبیدند و فکر کردند این موجود تخیلی، خودش همه ی کارها را راس و ریس می کند.
بعد دوره ی گند زدن تاریخی آقایان آغاز شد چون خداوند زیر این بار سنگین زایید. ولی آقایان کماکان به ایشان آویزان هستند چون اگر نباشند توی دریای خروشان مردم سقوط می کنند و کار شان زار می شود.
- با سپاس از پاسخ روشن جناب عالی. پس حالا که این طور است، این موضوعِ تاریخی شَر و شُرور را چه کار باید بکنیم؟
+ کار خاصی نمی خواهد بکنید. انسان بیچاره، از بدو به وجود آمدن اش، همواره با چیزهای عجیب غریب و ترسناک رو به رو بوده. او چون مغزش از نوع خاصی بوده و کاری به نام فکر کردن انجام می داده، همیشه به دنبال این بوده که این چیزهای وحشتناک از کجا می آید و چه کسی این چیزهای وحشتناک را می آفریند و او چه جوری باید با این چیزهای وحشتناک مقابله کند.
اجداد پشمالوی ما که حداکثر ابزاری که داشتند یک فقره چماق یا استخوان ماموت بود، و حداکثر احاطه شان به قوانین طبیعی، ضرورت خوردن و خوابیدن و ادامه ی حیات بود، چون نمی توانستند کاری بر ضد چیزهای وحشتناک انجام دهند، گفتند شاید اگر ما پاچه ی باعث و بانی این بدبختی ها را بمالیم و او را نیایش کنیم، دست از سر پُر شپش ما بر دارد و کمتر رعد و برق و زلزله و باران های استوایی و حیوانات درنده و اینجور چیزها سراغ ما بفرستد. لذا شروع کردند به هولا هولا کردن و حالت سجده پیدا کردن و همین ها بعدا تبدیل شد به نماز و پاچه خاری از خداوند عالمیان و ناز او را کشیدن و مجیز او را گفتن.
بازم بگم یا حوصله تون سر رفتش؟
- نه، نه، بفرمایید ما تازه سرِ کیف اومدیم...
+ باری وسط این هولا هولا کردن ها، اینها دیدند خداوند عالمیان باز به فلان اش نیست و حیوانات نره خر ما قبل تاریخ کماکان آن ها را به دندان می گیرند و آن ها را می خورند. لذا گفتند اگر ما خودمان بیاییم به این شیر و پلنگ های عظیم ماقبل تاریخ، بخشی از شکار خودمان را بدهیم که کوفت کنند، شاید ما را دیگر نخورند. بعد ها چون دیدند که شکار شان حیف است که به حیوانات بدهند، گفتند بچه و پیران مان را می دهیم این ها بخورند و چون انسان به نوعی هنرمند و تجرید گرا ست، به جای این کار آمدند بساط «قربانی» کردن را به راه انداختند و به جای خوراک دادن به شیر و پلنگ شروع کردند به قربانی کردن در مقابل خداوندی که آفریننده ی همه ی این ها بود و به آن ها فرمان خوردن و دریدن می داد و اینجوری شد که اونجوری شد.
👇👇
Gooya
پاندمی کرونا و طرح «مسئله شر» در گفتوگو با محسن کدیور؛ خدا «وجودی قانونمند» است
زیتون
👆👆
توو این حیص و بیص، یک عده خر مردِ رند، که اجداد همین آخوندهای فعلی ما هستند، به اسم جادوگر و اشخاص مرتبط با نیروهای ماوراالطبیعه، این کارها را سازمان دادند، تا بشر کمتر بترسد و آسیب ببیند.
- خب بعدش چی شد؟
+ بعدش انسان کم کم به قوانین طبیعی پی برد و شروع کرد به فهمیدن این که رعد و برق را کسی از آسمان به زمین نمی فرستد بلکه ابرها، که ذرات آب هستند، تخلیه ی الکتریکی می کنند که آنجور می شود. بعد از فهمیدن این موضوعات هم شروع کردند به جلوگیری از وقوع بدبختی ها. ولی جادوگرها که حالا تبدیل شده بودند به کشیش ها و آخوندها، دیدند دکان شان دارد تخته می شود، گفتند ما هنوز هم هستیم. و این شد مثلا فرق بین اطباء اسلامی و آیت الله تبریزیان ها، با دکترهایی که بر اساس قوانین شیمی داروهای موثر درست می کردند.
بعد این دو در کنار هم به زندگی مسالمت آمیزشان ادامه دادند تا این که خمینی و انقلاب اش آمد و گفت اونی که اون بالا نشسته اساس همه چیز ه و زلزله در اثر تکان خوردن پستان زنان به وجود میاد و به قول «زیبا کلام» قس علی هذا!
- در مورد ایام کورونایی هم می تونید دو سه کلمه بفرمایید.
+ شما جون بخواه دو سه کلمه که چیزی نیست. الان کورونا که آمده، حکومت باقی مانده از خمینی که من آن را به فضولات خمینی تشبیه می کنم، اول آمد گفت که اونی که اون بالا نشسته و این امام ها و امام زاده های قلکی همه چیز رو خودشون جفت و جور می کنن. بعد که دیدند سنبه کورونا پر زوره، خودشون تپیدن توو سوراخ موش، و باز این پزشکان و اطبا و دانشمندان علم شناس بودند که ماندند وسط میدان برای مقابله با این مصیبت عظما.
الان که می بینید امثال کدیور و سروش و اینها در حال سُرایش شعر و شِر هستند، برای این است که این ها مجبورند برای الله ی که این ها و آخوندها باد کرده اند و الان مثل یه جنازه رو دست شون مونده، دلایلی بتراشن که چرا این که بر همه چیز آگاه ه و هر کاری از دست اش بر میاد هیچ غلطی نمی کنه.
واسه همین میان مصاحبه های دو سه ساعته می کنند و مخ مردم رو سالاد می کنند، که مردم دست آخر بگن آره بابا تو راست میگی! مخ مون رو بردی! تو بلدی ما بلد نیستیم! هر چی تو بگی درست ه!
- راه حل پیشنهادی شما چیه؟
+ اولین و آخرین راه حل این ه که بساط این جادوگرهای معمم و کت شلواری رو از سنتی تا نو اندیش جمع کنیم ببریم وسط کویر برای انجام کارهای سازنده. بعد مردم رو بذاریم با خدای خودشون خلوت کنن، چنان که در طول تاریخ این کار رو کردن. دنبال دلیل و این ها هم نبودند و کسی هم مخ شون رو سالاد نمی کرده. بعدها که کم کم ترس از ناشناخته ها بریزه، خدا هم میشه تابلوی زر دوز «الله» روی تاقچه ها. اللهی که یک تصویره از چیزی که وجود نداره مثل خیلی از آثار هنری و تخیلی دنیا.
- متشکرم از این که وقت تون رو به ما دادید.
+ خواهش می کنم. هر وقت خواستید مخ تون به شکلی مفید و حقیقتگویانه سالاد بشه بیاین سراغ خود من! من همیشه در خدمت تون هستم!
طنز تلخ
🆔 @TanzeTalkh2
توو این حیص و بیص، یک عده خر مردِ رند، که اجداد همین آخوندهای فعلی ما هستند، به اسم جادوگر و اشخاص مرتبط با نیروهای ماوراالطبیعه، این کارها را سازمان دادند، تا بشر کمتر بترسد و آسیب ببیند.
- خب بعدش چی شد؟
+ بعدش انسان کم کم به قوانین طبیعی پی برد و شروع کرد به فهمیدن این که رعد و برق را کسی از آسمان به زمین نمی فرستد بلکه ابرها، که ذرات آب هستند، تخلیه ی الکتریکی می کنند که آنجور می شود. بعد از فهمیدن این موضوعات هم شروع کردند به جلوگیری از وقوع بدبختی ها. ولی جادوگرها که حالا تبدیل شده بودند به کشیش ها و آخوندها، دیدند دکان شان دارد تخته می شود، گفتند ما هنوز هم هستیم. و این شد مثلا فرق بین اطباء اسلامی و آیت الله تبریزیان ها، با دکترهایی که بر اساس قوانین شیمی داروهای موثر درست می کردند.
بعد این دو در کنار هم به زندگی مسالمت آمیزشان ادامه دادند تا این که خمینی و انقلاب اش آمد و گفت اونی که اون بالا نشسته اساس همه چیز ه و زلزله در اثر تکان خوردن پستان زنان به وجود میاد و به قول «زیبا کلام» قس علی هذا!
- در مورد ایام کورونایی هم می تونید دو سه کلمه بفرمایید.
+ شما جون بخواه دو سه کلمه که چیزی نیست. الان کورونا که آمده، حکومت باقی مانده از خمینی که من آن را به فضولات خمینی تشبیه می کنم، اول آمد گفت که اونی که اون بالا نشسته و این امام ها و امام زاده های قلکی همه چیز رو خودشون جفت و جور می کنن. بعد که دیدند سنبه کورونا پر زوره، خودشون تپیدن توو سوراخ موش، و باز این پزشکان و اطبا و دانشمندان علم شناس بودند که ماندند وسط میدان برای مقابله با این مصیبت عظما.
الان که می بینید امثال کدیور و سروش و اینها در حال سُرایش شعر و شِر هستند، برای این است که این ها مجبورند برای الله ی که این ها و آخوندها باد کرده اند و الان مثل یه جنازه رو دست شون مونده، دلایلی بتراشن که چرا این که بر همه چیز آگاه ه و هر کاری از دست اش بر میاد هیچ غلطی نمی کنه.
واسه همین میان مصاحبه های دو سه ساعته می کنند و مخ مردم رو سالاد می کنند، که مردم دست آخر بگن آره بابا تو راست میگی! مخ مون رو بردی! تو بلدی ما بلد نیستیم! هر چی تو بگی درست ه!
- راه حل پیشنهادی شما چیه؟
+ اولین و آخرین راه حل این ه که بساط این جادوگرهای معمم و کت شلواری رو از سنتی تا نو اندیش جمع کنیم ببریم وسط کویر برای انجام کارهای سازنده. بعد مردم رو بذاریم با خدای خودشون خلوت کنن، چنان که در طول تاریخ این کار رو کردن. دنبال دلیل و این ها هم نبودند و کسی هم مخ شون رو سالاد نمی کرده. بعدها که کم کم ترس از ناشناخته ها بریزه، خدا هم میشه تابلوی زر دوز «الله» روی تاقچه ها. اللهی که یک تصویره از چیزی که وجود نداره مثل خیلی از آثار هنری و تخیلی دنیا.
- متشکرم از این که وقت تون رو به ما دادید.
+ خواهش می کنم. هر وقت خواستید مخ تون به شکلی مفید و حقیقتگویانه سالاد بشه بیاین سراغ خود من! من همیشه در خدمت تون هستم!
طنز تلخ
🆔 @TanzeTalkh2
Telegram
طنز تلخ
یک چیزی ساخته اند به نام الله که طرف، ورم کرده مانده روی دست شان! مصاحبه مذهبی با ف. م. سخن در باره گفت و گوی محسن کدیور با زیتون!
229+
رای دهید
13-
مقدمه:
دیدم سایت «زیتون» مصاحبه ای ترتیب داده است با جناب حجت الاسلام والمسلمین محسن کدیور در باره…
229+
رای دهید
13-
مقدمه:
دیدم سایت «زیتون» مصاحبه ای ترتیب داده است با جناب حجت الاسلام والمسلمین محسن کدیور در باره…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔺محسن کنگرلو مشاور امنیتی نخست وزیر در زمان جنگ:
در جریان مک فارلین آمریکائیها گفتند ما کاری میکنیم که ایران جنگ را ببرد. ریگان با من تلفنی صحبت کرد و گفت ما با خمینی مشکلی نداریم و میتوانیم باهم کار کنیم. روحانی پول سری دوم موشکها را نداد تاهمه چیز بهم بخورد و ماجرا لو برود. /
....
و بسیاری از ماجراهای پشت پرده حکومت اسلامی در مصاحبه حسین دهباشی با محسن کنگرلو
محسن کنگرلو در ۷ اسفند ۹۸ بعلت بیماری ریوی درگذشت.
✅ @TanzeTalkh
در جریان مک فارلین آمریکائیها گفتند ما کاری میکنیم که ایران جنگ را ببرد. ریگان با من تلفنی صحبت کرد و گفت ما با خمینی مشکلی نداریم و میتوانیم باهم کار کنیم. روحانی پول سری دوم موشکها را نداد تاهمه چیز بهم بخورد و ماجرا لو برود. /
....
و بسیاری از ماجراهای پشت پرده حکومت اسلامی در مصاحبه حسین دهباشی با محسن کنگرلو
محسن کنگرلو در ۷ اسفند ۹۸ بعلت بیماری ریوی درگذشت.
✅ @TanzeTalkh
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خشت خام 36
گفتگوی حسین دهباشی با عباس امیرانتظام
ماجراهای؛
ارتباط شورای انقلاب و نخستوزیر در ابتدای انقلاب با آمریکا،
راضی شدن شاپور بختیار به استعفا از نخستوزیری و دلیل پشیمان شدن،
دخالتها و کارشکنیهایی که در نخستوزیری بازرگان میشد،
و بسیاری از مسایل پشت پردهی اول انقلاب را در این گفتگو بشنوید
طنز تلخ
گفتگوی حسین دهباشی با عباس امیرانتظام
ماجراهای؛
ارتباط شورای انقلاب و نخستوزیر در ابتدای انقلاب با آمریکا،
راضی شدن شاپور بختیار به استعفا از نخستوزیری و دلیل پشیمان شدن،
دخالتها و کارشکنیهایی که در نخستوزیری بازرگان میشد،
و بسیاری از مسایل پشت پردهی اول انقلاب را در این گفتگو بشنوید
طنز تلخ
⚡از پشه شتابزده تا اصلاح طلب ِ اسیر درنگ
جوامعی که آموختند کی باید درنگ کرد و کی باید شتاب را برگزید، همواره موفقتر از دیگران بودهاند
یکی از داستانهای کوتاه ولتر درباره دو پشه است که در یک اتاق در بسته از تیکتاک ساعت دیواری رنج میبردند. یکی از دو پشه در یک لحظهی لبریز از تیکتاک جهنمی، تصمیم میگیرد شیطان دیواری را متوقف سازد.
نتیجه این اقدام انقلابی، البته چیزی جز مرگ نیست. پشه دوم، برخلاف پشه شتابان، اهل درنگ است و با چرخ زدن دور ساعت میکوشد تا علت وجودی آن و طرز کارش را درک کند مگر که بتواند راهی برای همزیستی مسالمتآمیز بیابد. او درنگ را بر شتاب ترجیح میدهد. در طول تاریخ، تحولات جوامع انسانی نیز بین شتاب و درنگ شکل گرفتهاند.
گاه شده است که یک جامعه و حتی یک فرهنگ، با وسوسه شتاب به سوی آنچه «خودکشی جمعی» مینامیدند، رفته است. از سوی دیگر، هر پژوهنده تاریخ میداند که زیباترین، پایاترین و پرارزشترین دستاوردهای انسانی همواره محصول درنگ بوده است. اهرام ثلاثه مصر حاصل شتاب نبودند. تحولات نظام حقوقی در جوامع انسانی از حمورابی و کوروش تا قوانین بینالمللی، نیز با شتاب و یک شبه صورت نگرفت. جوامعی که آموختند کی باید درنگ کرد و کی باید شتاب را برگزید، همواره موفقتر از دیگران بودهاند.
در داستان دوپشه، شتاب به مرگ میانجامد در حالی که درنگ راه را برای برون رفتن از اتاق در بسته و ادامه زندگی در دنیای بزرگ بیرون و دور از تیکتاک لعنتی بر آن پشه شکیبا باز میکند:
سالها باید که تا یک سنگ اصلی ز آفتاب
لعل گردد در بدخشان یا عقیق اندر یمن
درنگ یا شتاب؟ بسیار خوب. اما آیا نمیتوان یک عامل سوم را نیز وارد محاسبه کرد؟ به گمان من پاسخ آری است. این عامل سوم را میتوان «تعقل» نامید به این معنا که بدانیم کی باید درنگ کرد و کی باید شتاب را پذیرفت.
این «تعقل» تضمینگر موقع شناسی، مصلحت و تشخیص نیک و بد در هر زمان است. در اساطیر ملی ما، زندگی قوم ایرانی در پرتو فره ایزدی در متنی از آرامش، فراوانی، زیبایی و دوستی ادامه مییابد. اما هرگاه این «فره» ناپدید میشود، دوران «فوگور» یا نفرین آغاز میشود؛ دوران جنگ و ستیز، قطحی، دشمنی و زشتی.
دوران «فوگور» میتواند بسیار طولانی باشد - مثلا ضحاک ماردوش هزار سال بر ایران مسلط بود. با درنگ میتوان دوران فوگور را تحمل کرد. اما سرانجام، زمانی فرا میرسد که تنها شتاب میتواند مشکل گشا و نجات بخش باشد.
جمهوری اسلامی، برعکس، با بهرهگیری از درنگ اصلاحطلبان روز به روز بستهتر، فاسدتر، بیرحمتر و انحصارطلبتر شده است. چهل سال درنگ به تشکیل مجلسی منجر شده است که پایگاه تودهای آن از هر مجلس دیگر در تاریخ مجالس در ایران محدودتر است. ساختارهای دولتی مدرن، مانند هیات دولت، وزارتخانهها، دیپلماسی، قوهقضاییه و بوروکراسی کشور، امروز بیمعناتر از دوران تسلط آیتالله روحالله خمینیاند. جمهوری اسلامی یک پدیده ارتجاعی است که در طول زمان، هر چه ما بیشتر درنگ کنیم، عقبتر خواهیم رفت.
بدین سان، آیا نمیتوان گفت که همه کسانی که خواستار زندگی بهتری برای ایران هستند، میبایستی بر شتاب متکی بر تعقل بیاندیشند؟
جریانات ماههای اخیر، از کشتار مردم در خیابانها و اسقاط موشکی هواپیمای مسافربری گرفته تا پنهانکاری خائنانه در مورد ویروس کرونا، نشان دادهاند که سیستم کنونی چیزی جز فاجعه و نکبت برای عرضه ندارد. تلاش مذبوحانه رژیم برای جذب وامهای خارجی، حتی به قیمت از دست دادن آنچه از استقلال کشور باقی مانده است، نشان استیصال سلطهگران است که عملا به ایران به عنوان یک ملت-دولت اعلان جنگ دادهاند.
بعضی هممیهنان «اصلاحطلب» در طی سالها گفتوگوهای مستقیم یا غیرمستقیم، همواره «تغییرطلبان» را به شتابزدگی متهم کردهاند و خواستهاند که هدف «تغییر رژیم» در چارچوب خواستهای محدود از نو تعریف شود. اما چنین خواستهای محدود نیز هرگز از سوی «اصلاحطلبان» مطرح نشده است.
بحران کنونی رژیم، این فرصت را به وجود آورده است که گروههای «اصلاحطلب» به میدان بیایند و آشکارا بگویند که خواستار اصلاح چه چیزی هستند.
اگر ما، خدای ناکرده، پیرو مکتب «اصلاح» میبودیم، اصلاح در چند زمینه را به عنوان خواستهای حداقلی مطرح میکردیم. مثلا؛ بازگرداندن صلاحیت به ساختارهای رسمی دولت-ملت از طریق حذف «ولایتفقیه»، انحلال مجلس خبرگان، تبدیل مجلس تشخیص مصلحت نظام به یک مجلس سنای انتخابی، ادغام سپاه پاسداران و بسیج در یک ارتش ملی بدون حق دخالت در امور سیاسی، پایان دادن به تامین هزینههای سازمانهای مذهبی از بودجه دولتی، تبدیل «بنیاد»ها به شرکتهای عمومی و ملزم به پرداخت مالی، آزادی فعالیتهای حزبی و سندیکایی، جلوگیری از سرمایهگذاری و دخالت دولت در وسایل ارتباط جمعی و پایان دادن به تبعیض علیه پیروان ادیان و مذاهب گوناگون.
@AmirTaheri4
جوامعی که آموختند کی باید درنگ کرد و کی باید شتاب را برگزید، همواره موفقتر از دیگران بودهاند
یکی از داستانهای کوتاه ولتر درباره دو پشه است که در یک اتاق در بسته از تیکتاک ساعت دیواری رنج میبردند. یکی از دو پشه در یک لحظهی لبریز از تیکتاک جهنمی، تصمیم میگیرد شیطان دیواری را متوقف سازد.
نتیجه این اقدام انقلابی، البته چیزی جز مرگ نیست. پشه دوم، برخلاف پشه شتابان، اهل درنگ است و با چرخ زدن دور ساعت میکوشد تا علت وجودی آن و طرز کارش را درک کند مگر که بتواند راهی برای همزیستی مسالمتآمیز بیابد. او درنگ را بر شتاب ترجیح میدهد. در طول تاریخ، تحولات جوامع انسانی نیز بین شتاب و درنگ شکل گرفتهاند.
گاه شده است که یک جامعه و حتی یک فرهنگ، با وسوسه شتاب به سوی آنچه «خودکشی جمعی» مینامیدند، رفته است. از سوی دیگر، هر پژوهنده تاریخ میداند که زیباترین، پایاترین و پرارزشترین دستاوردهای انسانی همواره محصول درنگ بوده است. اهرام ثلاثه مصر حاصل شتاب نبودند. تحولات نظام حقوقی در جوامع انسانی از حمورابی و کوروش تا قوانین بینالمللی، نیز با شتاب و یک شبه صورت نگرفت. جوامعی که آموختند کی باید درنگ کرد و کی باید شتاب را برگزید، همواره موفقتر از دیگران بودهاند.
در داستان دوپشه، شتاب به مرگ میانجامد در حالی که درنگ راه را برای برون رفتن از اتاق در بسته و ادامه زندگی در دنیای بزرگ بیرون و دور از تیکتاک لعنتی بر آن پشه شکیبا باز میکند:
سالها باید که تا یک سنگ اصلی ز آفتاب
لعل گردد در بدخشان یا عقیق اندر یمن
درنگ یا شتاب؟ بسیار خوب. اما آیا نمیتوان یک عامل سوم را نیز وارد محاسبه کرد؟ به گمان من پاسخ آری است. این عامل سوم را میتوان «تعقل» نامید به این معنا که بدانیم کی باید درنگ کرد و کی باید شتاب را پذیرفت.
این «تعقل» تضمینگر موقع شناسی، مصلحت و تشخیص نیک و بد در هر زمان است. در اساطیر ملی ما، زندگی قوم ایرانی در پرتو فره ایزدی در متنی از آرامش، فراوانی، زیبایی و دوستی ادامه مییابد. اما هرگاه این «فره» ناپدید میشود، دوران «فوگور» یا نفرین آغاز میشود؛ دوران جنگ و ستیز، قطحی، دشمنی و زشتی.
دوران «فوگور» میتواند بسیار طولانی باشد - مثلا ضحاک ماردوش هزار سال بر ایران مسلط بود. با درنگ میتوان دوران فوگور را تحمل کرد. اما سرانجام، زمانی فرا میرسد که تنها شتاب میتواند مشکل گشا و نجات بخش باشد.
جمهوری اسلامی، برعکس، با بهرهگیری از درنگ اصلاحطلبان روز به روز بستهتر، فاسدتر، بیرحمتر و انحصارطلبتر شده است. چهل سال درنگ به تشکیل مجلسی منجر شده است که پایگاه تودهای آن از هر مجلس دیگر در تاریخ مجالس در ایران محدودتر است. ساختارهای دولتی مدرن، مانند هیات دولت، وزارتخانهها، دیپلماسی، قوهقضاییه و بوروکراسی کشور، امروز بیمعناتر از دوران تسلط آیتالله روحالله خمینیاند. جمهوری اسلامی یک پدیده ارتجاعی است که در طول زمان، هر چه ما بیشتر درنگ کنیم، عقبتر خواهیم رفت.
بدین سان، آیا نمیتوان گفت که همه کسانی که خواستار زندگی بهتری برای ایران هستند، میبایستی بر شتاب متکی بر تعقل بیاندیشند؟
جریانات ماههای اخیر، از کشتار مردم در خیابانها و اسقاط موشکی هواپیمای مسافربری گرفته تا پنهانکاری خائنانه در مورد ویروس کرونا، نشان دادهاند که سیستم کنونی چیزی جز فاجعه و نکبت برای عرضه ندارد. تلاش مذبوحانه رژیم برای جذب وامهای خارجی، حتی به قیمت از دست دادن آنچه از استقلال کشور باقی مانده است، نشان استیصال سلطهگران است که عملا به ایران به عنوان یک ملت-دولت اعلان جنگ دادهاند.
بعضی هممیهنان «اصلاحطلب» در طی سالها گفتوگوهای مستقیم یا غیرمستقیم، همواره «تغییرطلبان» را به شتابزدگی متهم کردهاند و خواستهاند که هدف «تغییر رژیم» در چارچوب خواستهای محدود از نو تعریف شود. اما چنین خواستهای محدود نیز هرگز از سوی «اصلاحطلبان» مطرح نشده است.
بحران کنونی رژیم، این فرصت را به وجود آورده است که گروههای «اصلاحطلب» به میدان بیایند و آشکارا بگویند که خواستار اصلاح چه چیزی هستند.
اگر ما، خدای ناکرده، پیرو مکتب «اصلاح» میبودیم، اصلاح در چند زمینه را به عنوان خواستهای حداقلی مطرح میکردیم. مثلا؛ بازگرداندن صلاحیت به ساختارهای رسمی دولت-ملت از طریق حذف «ولایتفقیه»، انحلال مجلس خبرگان، تبدیل مجلس تشخیص مصلحت نظام به یک مجلس سنای انتخابی، ادغام سپاه پاسداران و بسیج در یک ارتش ملی بدون حق دخالت در امور سیاسی، پایان دادن به تامین هزینههای سازمانهای مذهبی از بودجه دولتی، تبدیل «بنیاد»ها به شرکتهای عمومی و ملزم به پرداخت مالی، آزادی فعالیتهای حزبی و سندیکایی، جلوگیری از سرمایهگذاری و دخالت دولت در وسایل ارتباط جمعی و پایان دادن به تبعیض علیه پیروان ادیان و مذاهب گوناگون.
@AmirTaheri4
Telegraph
از پشه شتابزده تا اصلاح طلب ِ اسیر درنگ
از پشه شتابزده تا اصلاح طلب ِ اسیر درنگ جوامعی که آموختند کی باید درنگ کرد و کی باید شتاب را برگزید، همواره موفقتر از دیگران بودهاند
https://youtu.be/nGS7cJd5bVo
مایک پامپئو، وزیر امور خارجه: گزارش های مبنی بر دست داشتن دیپلمات های ایرانی در ترور یک مخالف رژیم در ترکیه (مسعود مولوی) ناراحت کننده است اما با ماموریت آن ها کاملا سازگار است. «دیپلماتهای» ایران ماموران ترور هستند و چندین طرح بمبگذاری و ترور را در اروپا در طول دهه گذشته انجام دادهاند.
مایک پامپئو، وزیر امور خارجه: گزارش های مبنی بر دست داشتن دیپلمات های ایرانی در ترور یک مخالف رژیم در ترکیه (مسعود مولوی) ناراحت کننده است اما با ماموریت آن ها کاملا سازگار است. «دیپلماتهای» ایران ماموران ترور هستند و چندین طرح بمبگذاری و ترور را در اروپا در طول دهه گذشته انجام دادهاند.
🔷مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا، از خبر دست داشتن دیپلماتهای جمهوری اسلامی در ترور مسعود مولوی،یک چهره مخالف ایرانی، در ترکیه ابراز نگرانی کرد.
🔷پمپئو روز چهارشنبه در توییتر خود نوشت: «البته این کار با ماموریت آنها همخوانی دارد. دیپلماتهای ایرانی مامور ترور هستند و در یک دهه اخیر، در چندین عملیات ترور و بمبگذاری در اروپا نقش داشتهاند.»
🔷دو مقام بلندپایه ترکیه روز جمعه به خبرگزاری رویترز گفتند که دو نفر از دیپلماتهای کنسولگری ایران در استانبول در قتل مسعود مولوی وردنجانی، منتقد حاکمیت ایران، در آبان سال ۱۳۹۸ دست داشتهاند.
🔷مولوی وردنجانی حدود یکسال پس از خروجش از ایران، در یکی از خیابانهای استانبول به ضرب گلوله کشته شد.
🔷یکی از دو مقام بلند پایه ترکیهای گفت که چندین مظنون ترکیهای و ایرانی که پس از قتل مولوی وردجانی بازداشت شدهاند به مقامهای ترکیه گفتهاند که برای ترور از دو مامور اطلاعاتی در کنسولگری ایران در استانبول که گذرنامه دیپلماتیک داشتهاند دستور گرفتهاند.
@Iranintltv
🔷پمپئو روز چهارشنبه در توییتر خود نوشت: «البته این کار با ماموریت آنها همخوانی دارد. دیپلماتهای ایرانی مامور ترور هستند و در یک دهه اخیر، در چندین عملیات ترور و بمبگذاری در اروپا نقش داشتهاند.»
🔷دو مقام بلندپایه ترکیه روز جمعه به خبرگزاری رویترز گفتند که دو نفر از دیپلماتهای کنسولگری ایران در استانبول در قتل مسعود مولوی وردنجانی، منتقد حاکمیت ایران، در آبان سال ۱۳۹۸ دست داشتهاند.
🔷مولوی وردنجانی حدود یکسال پس از خروجش از ایران، در یکی از خیابانهای استانبول به ضرب گلوله کشته شد.
🔷یکی از دو مقام بلند پایه ترکیهای گفت که چندین مظنون ترکیهای و ایرانی که پس از قتل مولوی وردجانی بازداشت شدهاند به مقامهای ترکیه گفتهاند که برای ترور از دو مامور اطلاعاتی در کنسولگری ایران در استانبول که گذرنامه دیپلماتیک داشتهاند دستور گرفتهاند.
@Iranintltv
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
واقعیت و ماهیت بودجه در نظام اسلامی
@TanzeTalkh2
@TanzeTalkh2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حکومتداری مانند سواری گرفتن از اسب سرکش است و فنونی دارد برای خود؛
سواری گرفتن از الاغ رام از هر احمقی ولو اینکه یک آخوند باشد، برمیآید.
«اقتصاد مال خر است»
@TanzeTalkh2
سواری گرفتن از الاغ رام از هر احمقی ولو اینکه یک آخوند باشد، برمیآید.
«اقتصاد مال خر است»
@TanzeTalkh2
🦖 موارد مصرف بودجهی یک میلیارد یورویی
صندوق ذخیره ارزی
پس از موافقت مقام معظم رهبری با برداشت یک میلیارد یورو از صندوق ذخیره ارزی، موارد مصرف آن بشرح زیر به رییس جمهور محترم ابلاغ شد:
👈 ۹۰۰ میلیون یورو- کمک به جبهه مقاومت (حزبالله لبنان، حوثیهای یمن، مدافعان حرم بشار اسد، گروههای شیعه عراقی و ....).
👈 ۹۰ میلیون یورو- در اختیار سپاه برای دورزدن تحریمها.
👈 ۹ میلیون یورو- در اختیار سپاه برای خرید تجهیزات و لوازم پزشکی و بهداشتی و فروش آن در بازار آزاد، برای تامین بودجه ریالی کمکهای معیشتی طلاب، پرسنل سپاه و بسیج و نیروهای تحت امر ولی فقیه.
👈 ۱ میلیون یورو- در اختیار سپاه برای خرید تجهیزات و لوازم پزشکی و بهداشتی مورد نیاز مقام معظم رهبری.
برای رفاه حال رعیت نیز، بانک مرکزی موظف است به هر خانوار یارانهبگیر ۱ میلیون تومان وام با بهرهی ۱۲٪ عطا کند و اقساط آن را از محل یارانهها برداشت کند.
آن ۱۵ میلیون خانواده یارانهنگیر هم که جزو قشر مرفه بیدرد هستند، باید خمس و ذکات خود را به روحانیون داده و برای سلامتی آنها دعا کنند.
طنز تلخ
🆔 https://t.me/TanzeTalkh2
صندوق ذخیره ارزی
پس از موافقت مقام معظم رهبری با برداشت یک میلیارد یورو از صندوق ذخیره ارزی، موارد مصرف آن بشرح زیر به رییس جمهور محترم ابلاغ شد:
👈 ۹۰۰ میلیون یورو- کمک به جبهه مقاومت (حزبالله لبنان، حوثیهای یمن، مدافعان حرم بشار اسد، گروههای شیعه عراقی و ....).
👈 ۹۰ میلیون یورو- در اختیار سپاه برای دورزدن تحریمها.
👈 ۹ میلیون یورو- در اختیار سپاه برای خرید تجهیزات و لوازم پزشکی و بهداشتی و فروش آن در بازار آزاد، برای تامین بودجه ریالی کمکهای معیشتی طلاب، پرسنل سپاه و بسیج و نیروهای تحت امر ولی فقیه.
👈 ۱ میلیون یورو- در اختیار سپاه برای خرید تجهیزات و لوازم پزشکی و بهداشتی مورد نیاز مقام معظم رهبری.
برای رفاه حال رعیت نیز، بانک مرکزی موظف است به هر خانوار یارانهبگیر ۱ میلیون تومان وام با بهرهی ۱۲٪ عطا کند و اقساط آن را از محل یارانهها برداشت کند.
آن ۱۵ میلیون خانواده یارانهنگیر هم که جزو قشر مرفه بیدرد هستند، باید خمس و ذکات خود را به روحانیون داده و برای سلامتی آنها دعا کنند.
طنز تلخ
🆔 https://t.me/TanzeTalkh2
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان