طنز تلخ: پیامی از آینده
41 subscribers
512 photos
266 videos
18 files
864 links
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیا در ایران می‌شود یک نظام علمی، جدای از نظام سیاسی داشت؟!

دو کلمه حرف حساب در تلویزیون حکومتی

طنز تلخ
💥 الله اکبر
💥 لا اله الا الله

✍ دو عبارت کلیدی اسلام و مسلمانان، که با هم متناقضند؛


✍ الله اکبر: خدا بزرگتر است،

✍ لا اله الا الله: هیچ خدایی بجز الله وجود ندارد،

✍ بزرگتر یک صفت تفضیلی است که برای مقایسه دو یا چند چیز همسان به کار برده می‌شود؛
وقتی می‌گوییم بجز الله هیچ خدایی وجود ندارد، پس الله از چه خدایی بزرگتر است؟!


✍اما واقعیت موضوع:

⚡🕴 پیش از اسلام و در دوران جاهلیت، اعرابِ بت‌پرست، بت‌های گوناگونی را (به‌نشانه‌ی خدایان گوناگون) می‌پرستیدند. کعبه پر بود از بت‌هایی که هریک برای قوم و قبیله‌ای از اعراب بود و هرکدام اسمی داشتند؛ هبل، لات، عزی، مناف، الله و ...

⚡🕴نام‌هایی چون عبدمناف، عبدالعزی، عبدالله و ... (که اسم‌هایی رایج در پیش از اسلام بودند) نیز به معنی بنده‌ی این بت‌ها یا خدایان بود.

اعراب بطور ضمنی پذیرفته بودند که برخی از این بت‌ها بر دیگران برتری دارند و بقول امروزی‌ها، آنها را رتبه‌بندی کرده بودند؛ مثلا بت‌های نامبرده در بالا، جزو برترین بت‌ها بودند.

🔥 محمد در ابتدای رسالت این ادعا را مطرح کرد که الله از بقیه‌ی بت‌ها بزرگتر است.

💥 پس از مدتی، که پیروان محمد فزونی یافت، ادعای محمد نیز به شعار «لا اله الا الله» تغییر کرد؛ بدون آن که از شعار اولیه‌ی خود دست بردارد!

طنز تلخ

@TanzeTalkh2
یک چیزی ساخته اند به نام الله که طرف، ورم کرده مانده روی دست شان!

مصاحبه مذهبی با ف. م. سخن
در باره گفت و گوی محسن کدیور با زیتون!



مقدمه:
دیدم سایت «زیتون»  مصاحبه‌ای ترتیب داده است با جناب حجت الاسلام والمسلمین محسن کدیور در باره ی موضوع شر و شُرور و نمونه ی حی و حاضر ش ویروس کورونا و نقش خداوند در مبارزه با آن!

راستیاتش رادیات مغزم از خواندن این گفت و گو جوش آورد از بس که دراز و طویل بود. بعد از خواندن این گفت و گو درجه‌ی تب‌ام را که گرفتم دیدم به ۳۹ رسیده است!

ولی خب چه می شود کرد. آخوند است و زبان دراز. حرف هم بزنی می گویند این فلسفه است و چون تو عامی هستی و فلسفه بلد نیستی قدر این گوهر افشانی ها را نمی دانی.

من هم سرِ لج افتادم گفتم برای این که نشان دهم کلک ما نیز زبانی و بیانی دارد یک مصاحبه ی دینی-مذهبی-تاریخی با خودم ترتیب بدهم، و بزنم وسط کاسه کوزه ی نواندیشان دینی!


این شما و این هم مصاحبه‌ی کم نظیر خودم با خودم!


- جناب سخن با سپاس از این که وقت خودتان را به ما دادید ممکن است بفرمایید چرا اوضاع جهان اینجوری به هم ریخته و بشر دو پا در مقابله با این وضع و اوضاع چه غلطی باید بکند؟

+ با عرض سلام و سپاس از دعوت جنابعالی برای این گفت و گو، باید بگویم که اتفاق خاصی در جهان نیفتاده بلکه اتفاق اصلی در دیدگاه‌های بشر دو پا افتاده که به یک سری چیزها که باید آویزان شود نمی شود و به یک سری چیزها که نباید آویزان شود می شود!

- خیلی ممنون. پس ما با مکتب جدیدی به نام «آویزانیسم» یا «آویزانیزاسیون» رو به رو هستیم؛ درست است؟

+ بله درست است. این مکتب از سال ۱۳۵۷-۱۹۷۹ شروع کرد به رشد کردن. روح الله خمینی با آویزان شدن به موجودی فرضی به نام خداوند قاصم الجبارین، توانست حکومت پهلوی را سرنگون کند و حکومت اسلامی را پایه گذاری کند و چون این اتفاق با موفقیت افتاد، او و پیروان او و حکومت او، اعتقاد راسخ آوردند که آن چیزی که به آن آویزان شده اند، حقیقتا باعث تمام این اتفاقات بوده، لذا بر اساس فلسفه ی «آخوندی» که وقتی چیزی به دست می گیرد ول نمی کند و وقتی به چیزی آویزان می شود آن را رها نمی کند و در ادبیات تاریخی، آخوند را به کنه و زالوی خون آشام تشبیه کرده اند، باری بر این اساس، آقایان خِفْت خداوند را چسبیدند و فکر کردند این موجود تخیلی، خودش همه ی کارها را راس و ریس می کند.

بعد دوره ی گند زدن تاریخی آقایان آغاز شد چون خداوند زیر این بار سنگین زایید. ولی آقایان کماکان به ایشان آویزان هستند چون اگر نباشند توی دریای خروشان مردم سقوط می کنند و کار شان زار می شود.

- با سپاس از پاسخ روشن جناب عالی. پس حالا که این طور است، این موضوعِ تاریخی شَر و شُرور را چه کار باید بکنیم؟

+ کار خاصی نمی خواهد بکنید. انسان بیچاره، از بدو به وجود آمدن اش، همواره با چیزهای عجیب غریب و ترسناک رو به رو بوده. او چون مغزش از نوع خاصی بوده و کاری به نام فکر کردن انجام می داده، همیشه به دنبال این بوده که این چیزهای وحشتناک از کجا می آید و چه کسی این چیزهای وحشتناک را می آفریند و او چه جوری باید با این چیزهای وحشتناک مقابله کند.

اجداد پشمالوی ما که حداکثر ابزاری که داشتند یک فقره چماق یا استخوان ماموت بود، و حداکثر احاطه شان به قوانین طبیعی، ضرورت خوردن و خوابیدن و ادامه ی حیات بود، چون نمی توانستند کاری بر ضد چیزهای وحشتناک انجام دهند، گفتند شاید اگر ما پاچه ی باعث و بانی این بدبختی ها را بمالیم و او را نیایش کنیم، دست از سر پُر شپش ما بر دارد و کمتر رعد و برق و زلزله و باران های استوایی و حیوانات درنده و اینجور چیزها سراغ ما بفرستد. لذا شروع کردند به هولا هولا کردن و حالت سجده پیدا کردن و همین ها بعدا تبدیل شد به نماز و پاچه خاری از خداوند عالمیان و ناز او را کشیدن و مجیز او را گفتن.

بازم بگم یا حوصله تون سر رفتش؟

- نه، نه، بفرمایید ما تازه سرِ کیف اومدیم...

+ باری وسط این هولا هولا کردن ها، اینها دیدند خداوند عالمیان باز به فلان اش نیست و حیوانات نره خر ما قبل تاریخ کماکان آن ها را به دندان می گیرند و آن ها را می خورند. لذا گفتند اگر ما خودمان بیاییم به این شیر و پلنگ های عظیم ماقبل تاریخ، بخشی از شکار خودمان را بدهیم که کوفت کنند، شاید ما را دیگر نخورند. بعد ها چون دیدند که شکار شان حیف است که به حیوانات بدهند، گفتند بچه و پیران مان را می دهیم این ها بخورند و چون انسان به نوعی هنرمند و تجرید گرا ست، به جای این کار آمدند بساط «قربانی» کردن را به راه انداختند و به جای خوراک دادن به شیر و پلنگ شروع کردند به قربانی کردن در مقابل خداوندی که آفریننده ی همه ی این ها بود و به آن ها فرمان خوردن و دریدن می داد و اینجوری شد که اونجوری شد.

👇👇
👆👆

توو این حیص و بیص، یک عده خر مردِ رند، که اجداد همین آخوندهای فعلی ما هستند، به اسم جادوگر و اشخاص مرتبط با نیروهای ماوراالطبیعه، این کارها را سازمان دادند، تا بشر کمتر بترسد و آسیب ببیند.

- خب بعدش چی شد؟

+ بعدش انسان کم کم به قوانین طبیعی پی برد و شروع کرد به فهمیدن این که رعد و برق را کسی از آسمان به زمین نمی فرستد بلکه ابرها، که ذرات آب هستند، تخلیه ی الکتریکی می کنند که آنجور می شود. بعد از فهمیدن این موضوعات هم شروع کردند به جلوگیری از وقوع بدبختی ها. ولی جادوگرها که حالا تبدیل شده بودند به کشیش ها و آخوندها، دیدند دکان شان دارد تخته می شود، گفتند ما هنوز هم هستیم. و این شد مثلا فرق بین اطباء اسلامی و آیت الله تبریزیان ها، با دکترهایی که بر اساس قوانین شیمی داروهای موثر درست می کردند.

بعد این دو در کنار هم به زندگی مسالمت آمیزشان ادامه دادند تا این که خمینی و انقلاب اش آمد و گفت اونی که اون بالا نشسته اساس همه چیز ه و زلزله در اثر تکان خوردن پستان زنان به وجود میاد و به قول «زیبا کلام» قس علی هذا!

- در مورد ایام کورونایی هم می تونید دو سه کلمه بفرمایید.

+ شما جون بخواه دو سه کلمه که چیزی نیست. الان کورونا که آمده، حکومت باقی مانده از خمینی که من آن را به فضولات خمینی تشبیه می کنم، اول آمد گفت که اونی که اون بالا نشسته و این امام ها و امام زاده های قلکی همه چیز رو خودشون جفت و جور می کنن. بعد که دیدند سنبه کورونا پر زوره، خودشون تپیدن توو سوراخ موش، و باز این پزشکان و اطبا و دانشمندان علم شناس بودند که ماندند وسط میدان برای مقابله با این مصیبت عظما.

الان که می بینید امثال کدیور و سروش و اینها در حال سُرایش شعر و شِر هستند، برای این است که این ها مجبورند برای الله ی که این ها و آخوندها باد کرده اند و الان مثل یه جنازه رو دست شون مونده، دلایلی بتراشن که چرا این که بر همه چیز آگاه ه و هر کاری از دست اش بر میاد هیچ غلطی نمی کنه.

واسه همین میان مصاحبه های دو سه ساعته می کنند و مخ مردم رو سالاد می کنند، که مردم دست آخر بگن آره بابا تو راست میگی! مخ مون رو بردی! تو بلدی ما بلد نیستیم! هر چی تو بگی درست ه!

- راه حل پیشنهادی شما چیه؟

+ اولین و آخرین راه حل این ه که بساط این جادوگرهای معمم و کت شلواری رو از سنتی تا نو اندیش جمع کنیم ببریم وسط کویر برای انجام کارهای سازنده. بعد مردم رو بذاریم با خدای خودشون خلوت کنن، چنان که در طول تاریخ این کار رو کردن. دنبال دلیل و این ها هم نبودند و کسی هم مخ شون رو سالاد نمی کرده. بعدها که کم کم ترس از ناشناخته ها بریزه، خدا هم میشه تابلوی زر دوز «الله» روی تاقچه ها. الله‌ی که یک تصویره از چیزی که وجود نداره مثل خیلی از آثار هنری و تخیلی دنیا.

- متشکرم از این که وقت تون رو به ما دادید.

+ خواهش می کنم. هر وقت خواستید مخ تون به شکلی مفید و حقیقتگویانه سالاد بشه بیاین سراغ خود من! من همیشه در خدمت تون هستم!


طنز تلخ

🆔 @TanzeTalkh2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔺محسن کنگرلو مشاور امنیتی نخست وزیر در زمان جنگ:
در جریان مک فارلین آمریکائی‌ها گفتند ما کاری میکنیم که ایران جنگ را ببرد. ریگان با من تلفنی صحبت کرد و گفت ما با خمینی مشکلی نداریم و میتوانیم باهم کار کنیم. روحانی پول سری دوم موشک‌ها را نداد تاهمه چیز بهم بخورد و ماجرا لو برود. /
....
و بسیاری از ماجراهای پشت پرده حکومت اسلامی در مصاحبه حسین دهباشی با محسن کنگرلو

محسن کنگرلو در ۷ اسفند ۹۸ بعلت بیماری ریوی درگذشت.


✅ @TanzeTalkh
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خشت خام 36
گفتگوی حسین دهباشی با عباس امیرانتظام
ماجراهای؛
ارتباط شورای انقلاب و نخست‌وزیر در ابتدای انقلاب با آمریکا،
راضی شدن شاپور بختیار به استعفا از نخست‌وزیری و دلیل پشیمان شدن،
دخالت‌ها و کارشکنی‌هایی که در نخست‌وزیری بازرگان می‌شد،
و بسیاری از مسایل پشت پرده‌ی اول انقلاب را در این گفتگو بشنوید
طنز تلخ
⚡از پشه شتابزده تا اصلاح طلب ِ اسیر درنگ
جوامعی که آموختند کی باید درنگ کرد و کی باید شتاب را برگزید، همواره موفق‌تر از دیگران بوده‌اند


یکی از داستان‌های کوتاه ولتر درباره دو پشه است که در یک اتاق در بسته از تیک‌‌تاک ساعت دیواری رنج می‌بردند. یکی از دو پشه در یک لحظه‌ی لبریز از تیک‌تاک جهنمی، تصمیم می‌گیرد ‌‌شیطان دیواری را متوقف سازد.
نتیجه این اقدام انقلابی، البته چیزی جز مرگ نیست. پشه‌ دوم، برخلاف پشه شتابان، اهل درنگ است و با چرخ زدن دور ساعت می‌کوشد تا علت وجودی آن و طرز کارش را درک کند مگر که بتواند راهی برای همزیستی مسالمت‌آمیز بیابد. او درنگ را بر شتاب ترجیح می‌دهد. در طول تاریخ، تحولات جوامع انسانی نیز بین شتاب و درنگ شکل گرفته‌اند.
گاه شده است که یک جامعه و حتی یک فرهنگ، با وسوسه شتاب به سوی آنچه «خودکشی جمعی» می‌نامیدند، رفته است. از سوی دیگر، هر پژوهنده تاریخ می‌داند که زیباترین، پایا‌ترین و پرارزش‌ترین دستاوردهای انسانی همواره محصول درنگ بوده است. اهرام ثلاثه مصر حاصل شتاب نبودند. تحولات نظام حقوقی در جوامع انسانی از حمورابی و کوروش تا قوانین بین‌المللی، نیز با شتاب و یک شبه صورت نگرفت. جوامعی که آموختند کی باید درنگ کرد و کی باید شتاب را برگزید، همواره موفق‌تر از دیگران بوده‌اند.
در داستان دوپشه، شتاب به مرگ می‌انجامد در حالی که درنگ راه را برای برون رفتن از اتاق در بسته و ادامه زندگی در دنیای بزرگ بیرون و دور از تیک‌تاک لعنتی بر آن پشه شکیبا باز می‌کند:
سالها باید که تا یک سنگ اصلی ز آفتاب
لعل گردد در بدخشان یا عقیق اندر یمن
درنگ یا شتاب؟ بسیار خوب. اما آیا نمی‌توان یک عامل سوم را نیز وارد محاسبه کرد؟ به گمان من پاسخ آری است. این عامل سوم را می‌توان «تعقل» نامید به این معنا که بدانیم کی باید درنگ کرد و کی باید شتاب را پذیرفت.
این «تعقل» تضمین‌گر موقع شناسی، مصلحت و تشخیص نیک و بد در هر زمان است. در اساطیر ملی ما، زندگی قوم ایرانی در پرتو فره ایزدی در متنی از آرامش، فراوانی، زیبایی و دوستی ادامه می‌یابد. اما هرگاه این «فره» ناپدید می‌شود، دوران «فوگور» یا نفرین آغاز می‌شود؛ دوران جنگ و ستیز، قطحی، دشمنی و زشتی. 
دوران «فوگور» می‌تواند بسیار طولانی باشد - مثلا ضحاک ماردوش هزار سال بر ایران مسلط بود. با درنگ می‌توان دوران فوگور را تحمل کرد. اما سرانجام، زمانی فرا می‌رسد که تنها شتاب می‌تواند مشکل گشا و نجات بخش باشد.
جمهوری اسلامی، برعکس، با بهره‌گیری از درنگ اصلاح‌طلبان روز به روز بسته‌تر، فاسدتر، بی‌رحم‌تر و انحصارطلب‌تر شده است. چهل سال درنگ به تشکیل مجلسی منجر شده است که پایگاه توده‌ای آن از هر مجلس دیگر در تاریخ مجالس در ایران محدودتر است. ساختارهای دولتی مدرن، مانند هیات دولت، وزارتخانه‌ها، دیپلماسی، قوه‌قضاییه و بوروکراسی کشور، امروز بی‌معناتر از دوران تسلط آیت‌الله روح‌الله خمینی‌اند. جمهوری اسلامی یک پدیده ارتجاعی است که در طول زمان، هر چه ما بیشتر درنگ کنیم، عقب‌تر خواهیم رفت.
بدین سان، آیا نمی‌توان گفت که همه کسانی که خواستار زندگی بهتری برای ایران هستند، می‌بایستی بر شتاب متکی بر تعقل بیاندیشند؟
جریانات ماه‌های اخیر، از کشتار مردم در خیابان‌ها و اسقاط موشکی هواپیمای مسافربری گرفته تا پنهان‌کاری خائنانه در مورد ویروس کرونا، نشان داده‌اند که سیستم کنونی چیزی جز فاجعه و نکبت برای عرضه ندارد. تلاش مذبوحانه رژیم برای جذب وام‌های خارجی، حتی به قیمت از دست دادن آنچه از استقلال کشور باقی ‌مانده است، نشان استیصال سلطه‌گران است که عملا به ایران به عنوان یک ملت-دولت اعلان جنگ داده‌اند.
بعضی هم‌میهنان «اصلاح‌طلب» در طی‌ سال‌ها گفت‌وگوهای مستقیم یا غیرمستقیم، همواره «تغییرطلبان» را به شتابزدگی متهم کرده‌اند و خواسته‌اند که هدف «تغییر رژیم» در چارچوب خواست‌های محدود از نو تعریف شود. اما چنین خواست‌های محدود نیز هرگز از سوی «اصلاح‌طلبان» مطرح نشده است.
بحران کنونی رژیم، این فرصت را به وجود آورده است که گروه‌های «اصلاح‌طلب» به میدان بیایند و آشکارا بگویند که خواستار اصلاح چه چیزی هستند.
اگر ما، خدای ناکرده، پیرو مکتب «اصلاح» می‌بودیم، اصلاح در چند زمینه را به عنوان خواست‌های حداقلی مطرح می‌کردیم. مثلا؛ بازگرداندن صلاحیت به ساختارهای رسمی دولت-ملت از طریق حذف «ولایت‌فقیه»، انحلال مجلس خبرگان، تبدیل مجلس تشخیص مصلحت نظام به یک مجلس سنای انتخابی، ادغام سپاه پاسداران و بسیج در یک ارتش ملی بدون حق دخالت در امور سیاسی، پایان دادن به تامین هزینه‌های سازمان‌های مذهبی از بودجه دولتی، تبدیل «بنیاد»‌ها به شرکت‌های عمومی و ملزم به پرداخت مالی، آزادی فعالیت‌های حزبی و سندیکایی، جلوگیری از سرمایه‌گذاری و دخالت دولت در وسایل ارتباط جمعی و پایان دادن به تبعیض علیه پیروان ادیان و مذاهب گوناگون.

@AmirTaheri4
https://youtu.be/nGS7cJd5bVo

مایک پامپئو، وزیر امور خارجه: گزارش های مبنی بر دست داشتن دیپلمات های ایرانی در ترور یک مخالف رژیم در ترکیه (مسعود مولوی) ناراحت کننده است اما با ماموریت آن ها کاملا سازگار است. «دیپلماتهای» ایران ماموران ترور هستند و چندین طرح بمب‌گذاری و ترور را در اروپا در طول دهه گذشته انجام داده‌اند.
🔷مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا، از خبر دست داشتن دیپلمات‌های جمهوری اسلامی در ترور مسعود مولوی،یک چهره مخالف ایرانی، در ترکیه ابراز نگرانی کرد.

🔷پمپئو روز چهارشنبه در توییتر خود نوشت: «البته این کار با ماموریت آنها همخوانی دارد. دیپلمات‌های ایرانی مامور ترور هستند و در یک دهه اخیر، در چندین عملیات ترور و بمب‌گذاری در اروپا نقش داشته‌اند.»

🔷دو مقام بلندپایه ترکیه‌ روز جمعه به خبرگزاری رویترز گفتند که دو نفر از دیپلمات‌های کنسولگری ایران در استانبول در قتل مسعود مولوی وردنجانی، منتقد حاکمیت ایران، در آبان سال ۱۳۹۸ دست داشته‌اند.

🔷مولوی وردنجانی حدود یک‌سال پس از خروجش از ایران، در یکی از خیابان‌های استانبول به ضرب گلوله کشته شد.

🔷یکی از دو مقام بلند پایه ترکیه‌ای گفت که چندین مظنون ترکیه‌ای و ایرانی که پس از قتل مولوی وردجانی بازداشت شده‌اند به مقام‌های ترکیه گفته‌اند که برای ترور از دو مامور اطلاعاتی در کنسولگری ایران در استانبول که گذرنامه دیپلماتیک داشته‌اند دستور گرفته‌اند.
@Iranintltv
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حکومتداری مانند سواری گرفتن از اسب سرکش است و فنونی دارد برای خود؛

سواری گرفتن از الاغ رام از هر احمقی ولو اینکه یک آخوند باشد، برمی‌آید.

«اقتصاد مال خر است»

@TanzeTalkh2
🦖 موارد مصرف بودجه‌ی یک میلیارد یورویی
صندوق ذخیره ارزی


پس از موافقت مقام معظم رهبری با برداشت یک میلیارد یورو از صندوق ذخیره ارزی، موارد مصرف آن بشرح زیر به رییس جمهور محترم ابلاغ شد:


👈 ۹۰۰ میلیون یورو- کمک به جبهه مقاومت (حزب‌الله لبنان، حوثی‌های یمن، مدافعان حرم بشار اسد، گروه‌های شیعه عراقی و ....).
👈 ۹۰ میلیون یورو- در اختیار سپاه برای دورزدن تحریم‌ها.
👈 ۹ میلیون یورو- در اختیار سپاه برای خرید تجهیزات و لوازم پزشکی و بهداشتی و فروش آن در بازار آزاد، برای تامین بودجه ریالی کمک‌های معیشتی طلاب، پرسنل سپاه و بسیج و نیروهای تحت امر ولی فقیه.
👈 ۱ میلیون یورو- در اختیار سپاه برای خرید تجهیزات و لوازم پزشکی و بهداشتی مورد نیاز مقام معظم رهبری.

برای رفاه حال رعیت نیز، بانک مرکزی موظف است به هر خانوار یارانه‌بگیر ۱ میلیون تومان وام با بهره‌ی ۱۲٪ عطا کند و اقساط آن را از محل یارانه‌ها برداشت کند.
آن ۱۵ میلیون خانواده یارانه‌نگیر هم که جزو قشر مرفه بی‌درد هستند، باید خمس و ذکات خود را به روحانیون داده و برای سلامتی آنها دعا کنند.

طنز تلخ

🆔 https://t.me/TanzeTalkh2
كفر ابليس

حکایت ششم در عدم توکل به غیر

به نقل از کتاب گندنامه ابن دیلاق (بخش آخر كتاب معراج نامه)‏
‏+ نوشته شده در سه شنبه ‌‎1385/03/16‌‏ در وبلاگ چل‌کلاغ توسط ایمان

طنز تلخ (https://t.me/TanzeTalkh2)
كفر ابليس

حکایت ششم در عدم توکل به غیر

به نقل از کتاب گندنامه ابن دیلاق (بخش آخر كتاب معراج نامه)‏

بزرگی به سرپنجه عن دچار‏
پرستار را گفت ابریقم آر

دوان سوی مکمن (1) شد او با شتاب‏
که تا خشتک خود نسازد خراب

چو با صد خم و پیچ و خون جگر‏
برانداخت از اندرون خصم در

دمی چند ماند اندر آن جایگاه
پی آب و ابریق (2) چشمش به راه

نیامد پرستار و آبش نبود‏
همه مغزش از سر عفونت زدود

بسی داد و فریاد زد بی ثمر‏
مرا آب آور کجایی پسر

ندانست کان خادم تیزهوش
به فرمان منعم ندادست گوش

چو نومید گردید و خاطر پریش
توکل نمود او سوی نفس خویش

برون کرد قرطاسی (3) از جوف جیب
بیالود آلودگی از نشیب

برون شد از آن جایگاه کثیف
کفی پاک و جایی ز شوخی نظیف

چو پرداخت کاری که بایسته بود ‏
گرفت آب و از خود پلیدی زدود

و گر می‌نشستی در آن انتظار‏
فرو ماندی از حرفت و کسب و کار

تو هم در یکی کنج پر گند و بوی
به ظلمات جهل اندرون کرده خو

نهاده به زانو سر مسکنت
فرو بسته بر خود در معرفت

ز اوهام و طامات (4) سر تا به پا
پلید و ریا پیشه و ناسزا

به امید آبی نشسته پریش
که تا دور سازی پلیدی ز خویش

به حق گر بمیری در این انتظار‏
کَسَت آب و ابریق ننهد کنار

سزد گر کنون با نشیبی اَهی
از این خانۀ گَنده بیرون رهی

دری پردۀ وهم و جهل و خیال
به امید ننشینی اندر مبال

که آید پرستار، آخر زمان‏
جهانی کند سر به سر گلستان

برافتد بُن و بیخ جور و ستم‏
گل سرخ روید ز تخم کلم‏

چنان و چنین با فلان می‌کند
بسی گردن از آن و این می‌زند

تو آخر نمی‌پرسی ای نیکمرد
چرا همچو کس را خدا غیب کرد؟

چه می‌شد که این مصلح کاردان‏
در اول می‌آمد نه آخر زمان

زمان و مکان را کران ناپدید
ببُر از وصالش تو اصل امید


‏1.‏ کمینگاه
‏2.‏ آفتابه
‏3.‏ کاغذ
‏4.‏ بلاهای سخت

‏+ نوشته شده در سه شنبه ‌‎1385/03/16‌‏ در وبلاگ چل‌کلاغ توسط ایمان

طنز تلخ
🏛 «برای یافتن گنج، باید نشانه‌ها را تعقیب کنی.
خداوند برای هر کس در زندگی مسیری قرار داده است که باید آن را طی کند.
کافی است نشانه‌هایی را که خداوند بر سر راهت قرار داده، بخوانی.»
👈 پائولو کوئیلو؛ کیمیاگر


😉 خداوند با انسان توسط نشانه‌ها سخن می‌گوید.

باید نشانه‌ها را بشناسی و به آن‌ها توجه کنی.

✍ همه چیز در جهان نشانه‌ی خداست، آیت‌الله.
نه آن روحانیون و آیت‌الله‌هایی که تنها خود را نشانه‌ی خدا می‌دانند؛ تمام موجودات از بیجان و جاندار آیت‌الله هستند.

🔻 روحانیون خود را نشانه‌ی خدا می‌دانند و از طرف او برای ما راه و روش زندگی سعادتمند را بیان می‌کنند.

🦖 آنان از طرف خداوند می‌گویند:

- خدا را عبادت کنید، که خداوند فرموده ما فقط انسان را برای این آفریده‌ایم که ما را عبادت کند؛ و ثواب عبادتِ به جماعت، بینهایت.

- به‌طواف کعبه بروید که آنجا بیت‌الله است و خدا خواسته که مقدس شمرده شود و اگر با قلبی پاک به طواف کعبه بروی، آنچه حاجت داری برآورده می‌شود.

- به زیارت قبور ائمه معصومین و فرزندانش بروید و هر حاجتی دارید از ارواح پاک و مطهر آنان بخواهید، و آنان را نزد خداوند شفیع بگیرید.

- ادعیه‌های توصیه شده را فراموش نکنید، برای هر روز و ساعت و مناسبت دعای مخصوصی وجود دارد که شما را از شر مسائل و مشکلات، خلاص می‌کند.

- و ....

و ما مسلمانان و بخصوص شیعیان، عمری است اینها را سخن خدا از طرف نماینده و نشانه‌ی خدا پنداشته و بدان عمل کرده‌ایم و نه‌تنها نتیجه‌ای نگرفته‌ایم، که از زندگی دنیوی خود نیز وامانده‌ایم.

تا اینکه خداوند نشانه‌ای جدید فرستاد، نشانه‌ای به اندازه‌ی ویروسی غیرقابل رویت. تا شاید ما اندکی بخود بیاییم و ضمن بازیابی هویت خود، خدا را نیز بهتر بشناسیم.

این نشانه ظرف مدت کوتاهی؛

- کعبه را تعطیل کرد؛ طواف بی طواف،

- مساجد را تعطیل کرد، نماز فقط فرادا،

- زیارتگاه‌ها را تعطیل کرد، شفا را تنها باید از دوا گرفت،

- اثر دعا و تربت کربلا بر جان هاشم بطحایی را بی‌اثر کرد،

- برتری قرنطینه‌ی کامل بر دعای صحیفه‌ی سجادیه را به اثبات رساند؛

تا به مردم ثابت کند؛ آنچه که نمایندگان دروغین خداوند، از قول او بعنوان دستورات خداوندی و امور واجب و مستحب به خورد مردم می‌دادند؛
دروغی و دکانی بیش نبوده است.

با وجود این، آیا هستند کسانی که فرق بین نشانه‌ی اصلی با نشانه‌ی دروغین خداوند را فهمیده باشند؟


طنز تلخ
.

@TanzeTalkh2
✍️ تشیع‌، به دو روایت

از مهم‌ترین و ارزشمند‌ترین کتب کلامی شیعه، «بعضُ مثالب النّواصب فی نقض بعض فضائح الرّوافض» است که به کتاب «نقض» یا «النقض» شهره است.
👈 این کتاب بسیار مهم و خواندنی را عبدالجلیل قزوینی رازی در نیمۀ دوم قرن ششم، در پاسخ به نقدهای کتاب «بعض فضائح الرّوافض» بر شیعه، به زبان فارسی نوشته است.
👈 عبدالجلیل قزوینی، عالمی معتبر در میان دانشمندان شیعی قرن ششم بود و در ری، مرجعیت دینی داشت.
👈 چاپ جدید «نقض» را من ویرایش کردم و در سال 1391 چاپ شد. به عقیدۀ من، مهم‌ترین نکتۀ علمی دربارۀ این کتاب، اعتدال آن است. مؤلف در سرتاسر کتاب، در ضمن دفاع محکم از مرزهای تشیع، از مقام و حرمت اصحاب و خلفای راشدین و پاکی همۀ همسران پیامبر نیز سخن می‌گوید و شاید بیش از ده بار می‌نویسد: «عقیدۀ ما دربارۀ ابوبکر و عمر، بیش از این نیست که علی(ع) از آن دو بهتر بود.» چند بار هم به کتاب دیگرش به نام «تنزیه عایشه» استناد می‌کند.
👈 تصور اینکه یکی از بزرگ‌ترین علمای امامی، کتابی در اثبات پاکی عایشه و رفع تهمت از او نوشته باشد، اکنون برای ما قدری دشوار است. کتاب نقض، سرشار است از مخالفت با لعن اصحاب و خلفا. گاهی نیز چنان از دینداری خلفای نخست دفاع می‌کند که گویی اعتقاد به سلامت و صداقت آنان، جزئی از مذهب شیعه است. برای نمونه، در بند 92 کتاب، خدمات ابوبکر را به اسلام و پیامبر(ص)، یک‌یک نام می‌برد و می‌نویسد: ابوبکر، پیامبر را خدمت کرد و در انفاق دستی گشاده داشت و مال‌دوست نبود و پس از مرگ، جز گلیمی از او باقی نماند.

🏛 تشیع به روایت عبدالجلیل، مذهبی است که ما اکنون از آن بیگانه‌ایم. مثلا او شیعه را از عقیده به غیب‌دانی پیامبر(ص) و ائمه(ع) مبرا می‌داند و حتی انتساب چنین باورهایی را به شیعه، تهمت می‌خواند و می‌نویسد: «از نصّ قرآن و اجماعِ مسلمانان معلوم است که غیب را جز خدای ‏تعالی نمی‌داند... مصطفی(ص) با آن جلالت و رفعت و درجۀ نبوّت، اگر در مسجدِ مدینه بود، نمی‌دانست که مردم در بازار چه می‏کنند و نیز احوالِ دیگر را. پس تا جبرئیل نمی‌آمد، حقایق بر او معلوم نمی‌شد. پس أئمه(ع) که درجۀ انبیا را ندارند، و در خاک خراسان ‏و بغداد و حجاز و کربلا خفته‌اند و از قید حیات رفته، چگونه می‌دانند که احوالِ جهانیان چیست؟ این معنی هم از عقل دور است و هم از شرع بیگانه.»(همان، ص310، با تلخیص و ویرایش. شبیه همین عبارات را سید مرتضی علم الهدی در جلد سوم «رسائل» گفته است)
👈 در بند چهار کتاب نیز شیعه را از طلب رحمت برای ابولؤلؤ (قاتل عمر) بری می‌داند و می‌گوید: «و اما طلب رحمت برای ابولؤلؤ و شتم صحابه، دعوی بی‌حجّت است و حوالتی بی‏برهان و نقلی نادُرُست.»(همان، ص20). از این گونه انکارها و برائت‌ها در کتاب نقض، فراوان است و شاید شمار آن به دو صد برسد؛ در حالی که بسیاری از آنچه او انکار می‌کند و می‌‌گوید نسبت دادن آنها به شیعه دروغ و بهتان است، اکنون جزء آداب رایج و باورهای راسخ در میان ما است.
👈 نکتۀ مهم‌تر این است که از چند جای کتاب، برمی‌آید که عبدالجلیل قزوینی، در میان علمای قرن ششم، تندرو و شتاب‌کار محسوب می‌شده است. پس لابد معاصرانش از او هم معتدل‌تر و آهسته‌روتر بوده‌اند. در مقدمۀ کتاب می‌‌نویسد:‌ کتاب «فضائح الروافض» را از من پنهان می‌کردند که مبادا من در پاسخ و رّدِ کتاب، شتاب کنم.(نقض، چاپ دارالحدیث، ص5)

🏛 وقتی کتاب نقض را که عالمی شیعی و غیور در قرن ششم نوشته است، با باورهای رایج در میان شیعیان در قرن‌های اخير می‌سنجیم، به این نتیجه می‌رسیم که تشیع امروز، همان تشیع دیروز نیست. تشیع امروز، به‌شدت تبرّایی است و حجم اختلافاتش با اهل سنت، بیشتر شده است. به قول علامه مامقانی: «بسیاری از آنچه امروز از ضروریات مذهب شمرده می‌شود، قبلا غلو محسوب می‌شد.»(تنقیح المقال، ج1، ص211ـ212)

شادروان رضا بابایی (1343-1399)

95/8/12

https://t.me/rezababaei43/554
اهانت به خداوند

ما مسلمانان و بخصوص شیعیان، روزانه جملات اهانت‌آمیز زیادی به کار می‌بریم:

....


.....



«خداوندا! بر محمد و خاندانش درود بفرست»

یعنی ما با هربار صلوات فرستادن، به خداوند دستور می‌دهیم بر محمد و خاندانش درود بفرستد! آیا اهانت از این بالاتر هم ممکن است.


طنز تلخ
😳 اهانت به خداوند 🌿🌿

ما مسلمانان و بخصوص شیعیان، روزانه جملات اهانت‌آمیز زیادی به کار می‌بریم:

- خدا لعنتت کنه، بجای لعنتی یا لعنت بشی؛
- خدا به زمین گرمت بزنه، بجای بری به جهنم؛
- خدا خیرت دهد، بجای خیر ببینی؛
- خدا از آقایی کمت نکنه، بجای سربلند باشی؛
و جملاتی از این دست!

لابد می‌پرسید کجای این جملات اهانت‌آمیز است؟!

بله درست متوجه شدید. این جملات اهانت به مخاطب‌مان محسوب نمی‌شه، بلکه اهانت به خداوند است!!

بگذارید کمی توضیح دهم.

اربابی را در نظر بگیرید که سفارش تنبیه یا تشویق رعیت را به پیشکارش می‌کند؛ فلان‌کس را جریمه کن، به بهمان‌کس فلان‌قدر پول بده و ...

پیشکار بیچاره هم صرفنظر از اینکه فلان‌کس یا بهمان‌کس مستحق جریمه و یا پاداش هستند یا نه، مجبور به اجرای فرامین ارباب است.

حال یکبار دیگر جملات بالا را بخوانید و آن را با فرامین ارباب مقایسه کنید! البته که در اینجا خداوند مجبور به اجرای دستورات بندگانش نیست، اما آیا آن جملات چیزی غیر از دستور به خداوند را تداعی می‌کند؟

حال می‌خواهم شما را با اهانت بزرگتری، که متاسفانه ورد زبان مسلمانان و بخصوص شیعیان است، آشنا کنم:

«اللهم صلی علی محمد و آل محمد»

معنی این جمله به فارسی این است:

«خداوندا! بر محمد و خاندانش درود بفرست»

یعنی ما با هربار صلوات فرستادن، به خداوند دستور می‌دهیم بر محمد و خاندانش درود بفرستد! آیا اهانت از این بالاتر هم ممکن است.

«صلی‌الله علیه و سلم» هم از این نوع است: «درود خداوند و آرامش بر او باد».

ریشه‌ی صلوات در برداشت نادرست از آیه‌ی ۵۶ سوره‌ی احزاب است:

«ان الله و ملائکته یصلون علی النبی یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما»

ترجمه‌ی فارسی آن: «خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود می‌فرستند، ای کسانی که ایمان آورده‌اید بر او درود فرستید و به فرمانش بخوبی گردن نهید»

معنی این آیه واضحتر از آن است که احتیاج به توضیح داشته باشد.
1399/1/28

طنز تلخ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدئویی از سرباز اسرائیلی که غذا شب
خودشو به کودکان فلسطینی میده...
فیلمی که در هیچ رسانه‌ای نشان داده نشد!!!

یک سوال بی جواب

ظاهرا حدود ۷۰ سال پیش اسرائیل و متحدانش طی معاهده ای قسمتهای زیادی از کشور دوست و برادر ، فلسطین را اشغال کردند و ما تا به امروز برای حمایت از مردم مسلمان و مظلوم فلسطین اسراییل را به رسمیت نمیشناسیم و با این کشور ظالم مسابقه هم نمیدهیم.

از طرفی حدود یک قرن قبل از آن واقعه هم کشور روسیه طی معاهده ای ظالمانه در دو نوبت قسمتهای زیاد از خاک مردم مسلمان ایران را اشغال و به خاک خود ضمیمه کرد !!!!
حال چگونه است که ما کشوری که خاک خودمان را اشغال کرده به رسمیت میشناسیم اما کشوری را که
خاک دیگران را تصرف کرده به رسمیت نمیشناسیم؟

اگر کسی جوابی بدهد
مرا یک عمر بنده خود کرده است.



بیایید تاریخ ایران را بخوانیم 👇

https://t.me/nadir_shah/5952
صفحه تتلو را اینستاگرام به دلیل تبلیغ اعتراض جمعی از ایرانیان به تتلو به خاطر تبلیغ رابطه جنسی با دختران ۱۵ساله بست. سوال من:
پس چرا وقتی نوبت می‌رسد به مبارزه با سران نظام که ازدواج و تجاوز به دختران ۱۳ساله را قانونی کردند، عده‌ای می‌گویند «ما سیاسی» نیستیم» یا «هر کشوری قانون خودش را دارد؟

بسیاری از کسانی که به درستی به مطالب ضد زن تتلو اعتراض کردند، به حسن روحانی و ابراهیم رییسیِ ضد زن رای می‌دهند و از حضورشان در توییتر دفاع میکنند. سال گذشته خواستار حذف خامنه‌ای از توییتر شدم، اما یکی از کارشناسان در BBC به نام آزادی بیان از حضور خامنه‌ای در توییتر ‌دفاع کرد.

بسیاری از کسانی که به درستی به تبلیغ سکس با دختران ۱۵ساله توسط تتلو معترض شدن میتوانند همان اتحادی که علیه تتلو به وجود آمده را ادامه دهند تا سران نظام زن‌آزار نیز حذف شوند.سران نظام ج.اسلامی تجاوز به زنان را قانونی کردن.باور کنید ما میتوانیم! از کوتاهی ماست که دیوار بلند است.
نباید اجازه دهیم سران حکومتی که به نام قانون زن را به خاطر نداشتن حجاب شلاق می‌زنند، مردم را به خاطر نوشیدن آب در ماه رمضان شلاق می‌زنند، رابطه‌ی جنسی با دختر ۱۳ ساله و تعدد زوج را برای مرد قانونی کردند در توییتر و اینستاگرام آزادانه بدون اعتراض ما حضور داشته باشند. نباید اجازه دهیم چنین افراد خشونت طلب و بیماران جنسی ضد زن بر ما حاکم باشند.

مسیح علی‌نژاد
https://www.instagram.com/p/B_ZvLmLB2ZM/?igshid=fwty9iifym2e