طنز تلخ: پیامی از آینده
41 subscribers
512 photos
266 videos
18 files
864 links
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
Download Telegram
.

برخلاف باور عمومی، حداقل ۱۶ سال است که انتخاب بین بد و بدتر وجود ندارد؛
نتیجه‌ی انتخابات، انتصاب بدترین است توسط شورای نگهبان!

رئیس‌جمهور: منتخب شورای نگهبان (مشنگ)
📢 خبر آوردم براتون
🗃 نقل تر آوردم براتون 👇👇👇👇

😉😉😉😉😉😉😉😉
اگر امام زمان هم رئیس جمهور شود...!
 
آیت الله منتظری، یادداشتهایی دوران حصر خانگی:

از ناحيه دوستان به طرق مختلف به من فشار وارد مي‌شد كه راجع به شركت در انتخابات رياست جمهوري پيام بدهم، و برخي اصرار داشتند راجع به شخص آقای خاتمي چيزی بنويسم،
ومن پيغام دادم که راجع به انتخابات رياست جمهوري اشكالات اساسی دارم و اگر بخواهم چيزي بنويسم اشكالاتم را نيز صريحاً بايد بنويسم.

با ساختار فعلی كه اهرم‌های قدرت همه در دست ديگری است اگر فرضاً امام زمان (عج) هم رئيس جمهور شود هيچ كاری از او ساخته نيست!

و رئيس جمهور تنها يك ثناگوی بي خاصيت خواهد بود و در نتيجه مردم هم مأيوس خواهند شد. (۱۳۸۰/۳/۹)

-_-

این مطلب را ملانِقی از ابتدای تشکیل کانال طنز تلخ و پیش از آن در کانال تلنگری با طنز تلخ، و پیش‌تر در وبلاگ نمدمالی، بارها و بارها بیان کرده بود

خرداد 1400


https://t.me/TanzeTalkh2/620
🗃 از آرشیو دلنوشته‌ها

👇

۱۳۹۳ فروردین ۲۶, سه‌شنبه

کوروش بزرگ



خلاصه نوشته‌ی کوروش در 2500 سال پیش:

محترم شمردن ادیانِ ملت‌های تحت حکومت، مختار بودن ملت‌ها در پذیرش سلطنت، برانداختن رسم برده‌داری، آزادی انتخاب دین، آرزوی جاودانه‌بودن شادمانی مردم و کوشش برای صلح جهان.

@Tanze_Talkh


بعضی‌ها معتقدند اسلام مترقی‌تر از این نظریات را ارائه کرده است. حال ببینیم در 1100 سال بعد نظر اسلام در این موارد چیست؟

👈  ادیان غیراسلام در حکومت اسلامی

یا باید اسلام بیاورند یا باید جزیه پرداخت کنند. بهائیان نیز که جزو دینداران محسوب نمی‌شوند و خونشان مباح است!

👈  پذیرش حکومت اسلام

هرکس مخالف (نعوذبالله) یا منتقد حکومت اسلامی باشد، جایش در زندان است. تازه اینها خیلی خوش شانس‌اند، وگرنه بنا به اعتراف امام خمینی، حضرت علی(ع) در یک روز 400 نفر از افراد قبیله بنی‌قریضه را به جرم مخالفت با حکومت، کشتند.

👈  برده‌داری در اسلام

حداقل در 16 آیه از قرآن کنیزداری و برده‌داری به رسمیت شناخته شده است:

آیات  221 البقره؛ 3 ، 24 ، 25  و  36 النساء؛ 71 النحل؛ 6 المؤمنون؛ 31 تا  33 و 58  النور؛ 28 الروم؛ 50 ، 52  و  55 الأحزاب؛ 30 المعارج.

در 10 مورد از آیات بالا، صحبت از حلال بودن همبستری مردان با کنیزان شده و بی‌شرمانه‌تر اینکه در آیه 24 النساء، همبستری با کنیزان شوهردار نیز اجازه داده شده است.

👈  آزادی انتخاب دین

یک نمونه از قرآن: و هر كه جز اسلام دينى [ديگر] جويد هرگز از وى پذيرفته نشود و وى در آخرت از زيانكاران است (آل عمران 85)

👈  شادمانی مردمان و کوشش برای صلح جهان در حکومت اسلامی

نظر و عمل اسلام در این موضوعات که برای همگان، اَظهَرُ مِنَ‌الشَمس است.


فروردین 1393
🗃 از آرشیو دلنوشته‌ها

۴ آبان ۱۳۹۶


قرآن دو جلدی

قرآن شامل دو جلدکاملاً مجزا از هم بوده که بطرز ناشیانه‌ای توسط عثمان درهم آمیخته شده*:

جلد اول: آیاتی که در مکه نازل! شده و شامل آیاتی برای هدایت اعراب بدوی به یکتاپرستی بوده است. در این جلد از قرآن صحبت از تساهل و تسامح است و هیچ اثری از خشونت، تَحَکّم، تبعیض و... در آن نیست؛

جلد دوم: آیاتی که در مدینه به محمد وحی! شده و می‌توان آن را #یاسای_محمدی برای اداره و گسترش دولت بدوی تازه تأسیس توسط محمد، نامید. شاید بتوان این مجموعه را بهترین قوانین برای اداره‌ی اعراب بدوی آن دوره و زمانه دانست.
---------
تا پیش از انقلاب و شورش ۵۷، «#جلداول_قرآن» مورد استناد اکثریت قریب به اتفاق مسلمانان جهان بود؛ بجز اقلیت کوچکی که در بعضی از کشورها به گروه‌های تندرو و تجزیه‌طلب معروف بودند و استنادشان به «#جلددوم_قرآن» بود. این گروه‌ها در بین مردم و دولت‌ها جایی نداشتند و بیشتر جیره‌خوار #شوروی بودند (مانند سازمان مجاهدین خلق در پیش از انقلاب).
اما کمی قبل از انقلاب، این گروه‌ها کم‌کم رشد کردند که یکی از عوامل رشد این گروه‌ها –بخصوص در افغانستان- سرنگونی #ظاهرشاه در افغانستان در اثر کودتای کمونیستی در آن کشور و سپس دو «کودتا در کودتا»ی دیگر بود. کودتاهای پیاپی در افغانستان باعث رشد گروه‌های جهادی برای مقابله با کودتاگران شد.
در ایران هم خمینی و یارانش که استنادشان «جلد دوم قرآن» بود و از سال ۴۱ (بعد از انقلاب سفید شاه و متعاقب آن سرکوبی قیام ۱۵ خرداد) در پستوها خزیده بودند؛ با بروز اتفاقات جدید در منطقه از یک طرف و عزم غرب برای جلوگیری از اقدامات «استقلال‌طلبانه شاه به‌کمک ابزار نفت» از طرف دیگر؛ جانی تازه گرفته و توانستند اکثریت مردم و حتی بسیاری از روشنفکران مخالف شاه را با شعارهای عوامفریبانه علیه شاه بسیج کنند.
پس از انقلاب، کمک حاکمان ایران به اقلیت‌های مسلمان تندرو در سراسر دنیا، باعث رشد این گروه‌ها و پیدایش گروه‌های تروریستی‌ای همچون #طالبان، #القاعده، #بوکوحرام، #حزب‌الله، #داعش و ... گردید که تماماً استنادشان به «جلد دوم قرآن» بوده و هست.

—----
پ.ن. شایان ذکر است که تا زمان حکومت عثمان قرآن عبارت بود از نوشته‌هایی بر روی پوست حیوانات یا استخوان کتف شتر که بصورت پراکنده نزد اشخاص مختلف (بقول مسلمانان: کاتبان وحی) نگهداری می‌شده است. در میان این نوشته‌ها، بعضاً آیات تکراری و حتی متفاوت با یکدیگر هم وجود داشته است. عثمان هیئتی را برای گردآوری این نوشته‌ها و تدوین قرآنی یگانه تشکیل می‌دهد که قران کنونی موجود نزد مسلمانان، حاصل کار این هیئت است. در این قرآن سوره‌ها نه به‌ترتیب نزول آیات، بلکه به‌ترتیب بلندی طول سوره‌ها! منظم شده است.
—---

—---
به تلنگری با طنز تلخ بپیوندید👇👇
🆔
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.

😔 از این پس شاهد چنین کشفیات خارق‌العاده برای سرپوش گذاشتن بر مزارع استخراج ارز چینی‌ها خواهیم بود.

https://t.me/TanzeTalkh2
✍ نوشته‌های دیگران

به روایت قلم پیر: کوروش فراهانی

🔻 من اگر الله عرب بودم؛
.
.
😆 وقتی شیطان در برابر انسان سجده نکرد، خشتکش رو در می‌آوردم و از بارگاه خود بیرونش می کردم!
كثافت پدر سوخته رو با يك چهار ليترى آب خاموشش ميكردم.
چه معنی داره آفریده‌ای به حرف خدا گوش نکنه!

😆 وقتی می‌خواستم پیغمبر بفرستم، از ۱۲۴۰۰۰ پیغمبر، ۶۲۰۰۰ نفرش رو از زنان منسوب می‌کردم.
انقدرم به چوپان‌ها، حال نمى‌دادم، نيم نگاهى هم به بقيه مشاغل داشتم تا عدالت رعایت بشه و رقابتى هم ايجاد!

😆 ذرة‌المثقالى سلیقه به خرج می‌دادم؛ بجای اینکه خونه خودم رو در صحرای خشک، بی آب و علف و عقل و شعور و فرهنگ عربستان بنا کنم؛ در سواحل جزایر هاوایی یه ويلای شیک و مدرن بنا می‌کردم با سوئیت‌های مجهز و مجانی تا زوارايي که برای زیارت میومدن انقدر سٓقط نشن و يه مشت بد و بيراه و ناله و كفر حواله‌م نكنند!
هچوقت خونه خودم رو در انحصار مسلمون‌ها قرار نمی‌دادم و درش رو روى همه باز مى‌ذاشتم؛ يعنى من از يك كدخدا يا يك خان آبادى كمتر بودم توى مهمان‌نوازى!
حتی بیخداها هم قدمشون سر چشم! (هر كس ندونه٬ خودم كه خوب ميدونم
بى‌خداها تازه عاقلترين بندگانم هستند.

😆 اگه خدا بودم بجای اینکه دور خونه‌م بچرخونمشون يا مجبورشون کنم توى صحرای عرفه بدو بدو کنن، می‌گفتم کنار ساحل روى شنها با نسيم و صداى پرنده‌هاى دريايي قدم بزنن و حالشو ببرن.
بجای لباس احرام هم مایوی دو تیکه بپوشن !
یه مشت از این حوری‌ها و غلمانا رو هم مامور می‌کردم به حجاج سرویس بدن و پذیرایی کنن تا زیارت بهشون بهتر بچسبه!

😆 اصلا نمی ذاشتم آدما صبح و ظهر و شب هی نماز بخونن و سجده کنن و حرفای تکراری بزنن! کمبود ندارم که هی بخوام طفلکی‌ها رو اذیت کنم!
همه مسجدها رو هم جمع می‌کردم به جاش کافی‌شاپ و کتابخونه، ورزشگاه و سینما
درست می‌کردم!
یه چند تاش رو هم، قهوه‌خونه سنتی كه جليل شهناز تار بزنه و جميله برقصه و هايده هم چهچه!

😆 هر کسی هم که من رو صدا می‌زد و می‌گفت اِی خدا، زود بهش می‌گفتم جانم …عزیز دلم …نه اینکه محل سگ هم نذارم!
خِيرِ سرم بنده آفریدم باید سرویس بدم دیگه…
گوسفند که نیستن ول کنم‌شون تو بیابون!

😆 قشری به نام روحانیت رو اصلا خلق نمی‌کردم يا اگر هم خلق مي‌كردم در زمره خدمت به چهارپايان قرارشان می‌دادم!

😆 عزرائیل رو هم می‌فرستادم اونجا که عرب نی انداخت، بره غاز بچرونه!
به جای عزرائیل یه حوری خوش‌هیکلِ سفید و بلوری می‌فرستادم تا جون مردها رو بگیره و یک جوون رعنای خوش‌هیکل رو هم می‌فرستادم تا جون خانم‌ها رو بگیره! البته خوب خر فهمش مي‌كردم كه فقط بره سراغ پيرها!
(اینجوری دیگه نه تنها کسی از مرگ نمی‌ترسید، بلکه پیرزن‌ها و پیرمردها هی از خدا مرگ میخواستن نصفه شبی)!
جون بچه‌ها رو هم اصلا نمی‌گرفتم! و اصلا اجازه نمی‌دادم انسانى ناقص و معلول به دنیا بیاد …

😆 ریشه ‌ی جنگ رو هم خشک می‌کردم، بجاش عشق و عطوفت و مهربونی می‌کاشتم!

😆 آخ که اگه خدا بودم یه بهشت توی یکی از سیاره‌ها خلق می‌کردم آخرین مدل!
آنقدر كار، سرگرمى و تنوع و نعمت‌هاى مدرن توش مى‌ذاشتم كه بنده‌هام دلگرم بشن به كارهاى خوب و نيك.

😆 اسم جهنم و اينجور مزخرفات رو هم هيچوقت نمي‌آوردم، چون خودم رو ضايع مى‌كردم.
چيزى كه كاردستى منه و از روحِ خودم هم درش دميدم؛ مگه ميشه، مگه داريم، مگه ممكنه زجرش بدم؛ "( اصلا چرا بايد بدى كنه مخلوق من، مگه نفسمو درش ندميدم)".

😆 سعی می کردم حضورم آنقدر در زندگی مردم ملموس باشه که اون همه دليل بر عدم وجودم، توى ذهن بندگانم زاده نشه؛ دیگه هیچ کس نگه خدای چی! کشک چی!….. خدا کیلو چند؟….. کدوم خدا؟

-_-

از خداى اديان بخاطر این همه راهكارهاى توپ كه به حضورش رسوندم و مطمئناَ برایشان جز ياسينى بيش نبود، فقط يه چيز ميخوام:

ما را به خير تو اميد نيست، به بندگان افسارگسيخته‌ات "( كه نقش كاسه داغتر از آش رو دارن)" بفرما؛ شر مرسانند.

والسلام

.
نظام‌های دیکتاتوری و استبدادی در طول حیات خود سه فاز دارند:

در فاز اول اکثریت مردم سرمست از ایدئولوژی به دنبال رهبران خود راه می‌افتند، انگار بهشت گمشده خود را یافته‌اند، ایدئولوژی را دربست می‌پذیرند و خواهان کوچک‌ترین تغییری در آن نیستند.

در فاز دوم واقعیات چهره خود را نشان داده و هیچ کدام از وعده‌های رهبران تحقق نیافته است و مردم از نظام دلزده و مایوس می‌شوند، در این فاز گروهی به فکر اصلاحات می‌افتند ولی به دلایل متعدد از جمله این که اصول ایدئولوژی را نمی‌توان تغییر داد، اصلاحات سرانجام راه به جایی نمی‌برد.

فاز سوم، فاز نهایی نظام‌های دیکتاتوری است که در این فاز متولیان تمامیت‌خواه سعی می‌کنند از خشونت عریان استفاده کنند از بین همفکران سابق، هر کس با آن‌ها کوچک‌ترین زاویه دیدی داشته باشد را از دایره خودی‌ها می‌رانند، تصفیه‌های گسترده شروع می‌شود و دایره خودی‌ها کوچک و کوچک‌تر و ناکارآمدی‌ها عمیق‌تر و تعداد مخالفین بیشتر و بیشتر می‌شود و نهایتا سیل اعتراضات می‌آید و همه چیز را با خود می‌برد.

هانا آرنت
آرشیو دلنوشته‌ها
۱۱آذر ۹۸
-_-


برگی از دفتر خاطرات

روز جمعه پس از یک هفته کار فشرده و طاقت فرسا، تصمیم گرفتم با زن و بچه به خارج از شهر بروم.
دیدم ماشین بنزین نداره. به پمپ بنزین رفتم و باک رو پر کردم. 48 لیتر جا گرفت.
یه 50 تومنی به متصدی دادم و گفتم بقیه اش انعام.
فکر کنم یارو منو شناخت و توقع انعام بیشتری داشت چون با طعنه گفت: حاج آقا، یه وقت ورشکست نشی؟!
در جواب گفتم اگه انعامت کمه باید ببخشی، پول خورد ندارم.
جواب داد انعام پیشکشت، پول بنزینت شده 144 تومن.

- چطور مگه؟
+ مگه خبر نداری، بنزین از دیشب شده سه تومن؟

-کدوم فلان فلان شده ای بنزینو بدون اطلاع من گرون کرده؟

از دفتر خاطرات حسن روحانی 😳


ادامه‌ی گفتگوی حسن روحانی با متصدی پمپ بنزین، که بدلیل شائبه تشویش اذهان ‏عمومی منتشر نشده، از این قرار است:‏

‏- مگر خبر ندارید؟ اعلام شده که این گرانی با تصویب سران سه قوه بوده.‏

‏+ اوووه. معذرت می‌خوام از اون حرفهایی که زدم. بفرمایید اینم دو تا پنجاهی دیگه. خداحافظ.‏

‏- نفهمیدم! چی شد؟ مگه شما بهمراه رییس قوه‌ی غذاییه و #رأس‌الرؤس جزو سران قوا نیستید؟‏

‏+ خیر. سران قوا در کشور، مقام معظم رهبری هستند. هر تصمیمِ ایشان به‌منزله‌ی تصمیم سران سه قوه ‏است. البته ایشان کارشناس نیستند و در اینگونه موارد از نظرات #ارباب، که یگانه کارشناس متخصص ‏بین‌المللی هست، استفاده می‌کنند.‏
‏۱/
برای شناخت بیشتر از ماهیت «سید ابراهیم رئیسی»

سال ۶۷ بود،

طبق فتوای خمینی کشتار وحشیانه مجاهدین خلق درتمامی نقاط ایران جریان داشت.

حمام خون از مجاهدین راه افتاده بود و بی محابا درزندانها اعدام میشدند.

دختری بود حدود ۱۶ تا۱۷ سال که ناقص العضو بود که پایش میلنگید.


https://t.co/H6B2JEpuAI‎

👇👇👇👇👇
‏
برای شناخت بیشتر از ماهیت «سید ابراهیم رئیسی»

سال ۶۷ بود،

طبق فتوای خمینی کشتار وحشیانه مجاهدین خلق درتمامی نقاط ایران جریان داشت.

حمام خون از مجاهدین راه افتاده بود و بی محابا درزندانها اعدام میشدند.

دختری بود حدود ۱۶ تا ۱۷ سال که ناقص‌العضو بود که پایش میلنگید.

سر یکی از چهارراه ها در مشهد سیگار و کبریت و دستمال کاغذی میفروخت. مادرش آسم مزمن داشت و پدر نداشت.

دوبرادر داشت که ازخودش کوچکتر بودند و به خاطرمریضی خاصی یارای حرکت نداشتند و درخانه زندگی میکردند.

تنها ممردرآمد این خانواده، همین دختربود، مردم ازش خرید بیشتر میکردند و شب خوشحال از اینکه تونسته بود ماموریت خودش راانجام دهد،شاد به خانه میرفت.

یکی ازروزها شخصی روزنامه مجاهدین خلق را به اومیدهد که بفروشد تا کمکی به او بشود. (جنایت‌های مجاهدین خلق)

دخترک معصوم نمیدانست مجاهد یعنی چه؟
مجاهدین خلق چه مفهومی داره.
تا اینکه یک روز دستگیر شد و به زندان رفت.

عموی این دختر بعداز سه روز کنکاش از کاسبان سر چهارراه متوجه میشود که او را گرفته اند.

سراغ من آمد و گفت اگر این دختر آزاد نشه، خانواده‌ای نابود میشن.
به حکم وظیفه انسانی سراغ ابراهیم رئیسی رفتم که از بچگی میشناختمش غروب بود که اجازه دادند به دیدنش بروم.

خیلی گرم تحویلم گرفت.
داستان دخترک را برایش تعریف کردم.
گفتم که عموی این دختر بیرون ایستاده منتظر نتیجه هست.

گفت اسم و مشخصات کامل همراه با تاریخ دستگیری رو بنویس به من بده، صبح ساعت ۸ بیا من دستور میدم آزادش کنند، با خودت ببرش.
خیلی خوشحال شدم و کلی تشکرکردم.

به اتفاق عموی دختر، به خانه آنها رفتم.
خانه محقر خشت و گلی در گوشه‌ای دورافتاده در شهر مشهد.
مادر دختر که مارو دید خیلی خوشحال شد.

وقتی گفتیم معصومه فردا میاد، از خوشحالی گریست.

بچه هاشو صداکرد و به اونا گفت معصومه فردا میاد.

دوتا برادرش توان ایستادن روی پا نداشتند. خودشونو روی زمین کشوندند تا به هم رسیدند. همدیگه رو بغل کردند و بوسیدند و اشک شوق ریختند.

آمدیم بیرون به عموی دختر گفتم ساعت۷ صبح میام دنبالت تا به اتفاق بریم معصومه رو بیاریم.

۸صبح رسیدیم زندان
سید نیومده بود
تا ساعت ده منتظر بودیم ولی نیومد.
پرسیدیم کی میاد؟

گفتند معلوم نیست
سرگردون مونده بودیم
به یکی از پرسنل زندان شرح ماوقع رو گفتیم.

گفت من چیزی نمیدونم!

خیلی خواهش کردیم که شرایط این دختر اینه، شرایط خانواده‌اش اینه و محض رضای خدا کمکی بکن.

دلش به رحم اومد. اسم و مشخصات رو از من گرفت و گفت منتظرباشید.
حدود بیست دقیقه در اضطراب بودیم تا اینکه اون آقا اومد.

گفت پدر معصومه کدومیک از شماها هستین؟
‏
توضیح دادم که ایشون پدر نداره.

من با حاج آقا رئیسی دوست هستم و این آقا هم عموی معصومه هست.

به من گفت شما بیا داخل
دلهره عجیبی داشتم.
خدایا ساعت حدود دوازده هست
پس چرا آزادش نکردن؟
حاجی که قول داده بود.

نشستم روی صندلی برایم چای آوردند
بعداز ده، دوازده دقیقه ایشون گفت:

آقا متاسفم معصومه ساعت ۴ صبح اعدام شده!!

درجایم خشک شدم. نفسم بالا نمیومد. احساس میکردم دنیا به آخر رسیده،

مات و مبهوت، حرفی برای گفتن نداشتم.

درست میگفت
معصومه با دستور مستقیم رئیسی اعدام شده بود..!

"مهدی محمدی رمضانی"

-_-

ملانِقی: این داستان کمی مشکوک می‌زنه، اما از رئیسی جانی که آن همه برای کشتن ۲۰۰ نفر قبل از ماه رمضان به منتظری التماس می‌کرد؛ هیچ چیز بعید نیست.!
😔 مردم، شاه و اسلام

‏این متن رو میذارم خواهش میکنم از لحاظ اعتقادی به کسی بر نخوره چون؛
۱) نظر نویسنده‌س
۲) اونچه که از نظر شما درسته رو بردارید و بقیه‌ش مال نویسنده باشه


✍ سعید میر محمد


نباید از حقیقت فرار کرد، سیستم حکومت پهلوی بر اساس رضایتمندی و خوشبخت
کردن مردم ایران بود، چه نخست وزیرش، چه وزیرش و چه رئیسش !!

آن نظام سقوط کرد، سیستمی روی کار آمد که "انقلاب" کرد.. "انقلاب" یعنی "منقلب شدن"، یعنی "واژگون شدن" یعنی "برعکس عمل کردن"

همه گفتند پهلویها این همه به مُلک و ملت خدمت کردند، بازهم مردم ناراضی بودند، شک نکنید،که‏ آخوندها دو ماه دیگر میروند !!
دو ماه شد دو سال، دو سال شد بیست سال، بیست سال شد چهل سال!!

به راستی چرا آخوندها نرفتند؟؟

شاه مدیریت و اقتصاد خوانده بود، او مدرسه نظام رفته بود، شاه خلبان خوبی بود، اما شاه مردم‌شناس خوبی نبود، شاه‏ هرگز مداحی نکرده بود، روضه نخوانده بود، سینه نزده بود!!

وقتی در سال ۱۳۴۶ برای اعتلای فرهنگ منِ ایرانی، تالار رودکی را افتتاح کرد، برای اجرای "باله فندوق شکن" ۵ دقیقه ایستاد و کف زد!!

او در دنیایی سیر میکرد، که خارج از دنیای منِ ایرانیِ اسلام‌زده غرقِ در جهل و‏ خرافات بود!!

شاه سخنران خوبی بود، اما مردم‌شناس خوبی نبود!

کسانیکه در بهمن سال ۵۷ سر کار آمدند و چهل سال است بر ملت ایران سوارند، فقط و فقط مردم‌شناسی خوانده (بلد) بودند!!
نه اقتصاد خوانده بودند، نه نظام‌داری، نه خلبانی، و نه انسان‌دوستی!!‏

چهل و دو سال مردم ایران را سرگردان صحرای کربلا کردند، با عاشورا بازی، با قالِ تقی، قالِ نقی و اسلام سرگرم کردند!!

هر زمانی هم که گروهی از ایرانیان بیدار شدند و اعتراضی کردند، بلافاصله گفتند: "حق با شماست اما الان نه!!
چون الان ضد انقلاب حمله میکنه /
الان آمریکا حمله میکنه‏/
خطر حمله آمریکا حتمی شد /
الان تحریم هستیم /
الان مذاکره میکنیم /
الان مقاومت میکنیم /
فعلا بیایید رای بدهید، اصلاحات میشود /
نه نگذاشتند اصلاحات بشود /
کمی بعدها، اصلاحات میشود /
امشب واریز یارانه /
فعلا یارانه رو بگیرید /‏
مشغول صفهای گوشت و شکر باشید /
امروزثبت نام ایران خودرو /
کشتی سانچی رو زدن /
پلاسکو سوخت /
امروز ناوهای آمریکا آمدند خلیج فارس /
الان از تنگه رد شدند /
نه رد نشدند /
ترامپ نادان است /
اسرائیل غاصب است / و و و ...‏.

الان چهل و دو سال گذشته است !!

شاه میگفت "به فردای ایران فکر کنید"، آخوندها میگویند فردا خبری نیست، همین امروز هم ول معطلید!!

روزی که دکتر ولایتی جیره‌خوار گفت: "لنگ بپوشید، نان خشک بخورید" به من برخورد!!

اما روزیکه جواد ظریف گفت: "مردم ایران اینجوری میخواستند"‏ بهش حق دادم!!

دیگر باور کردم، که شاه شناختی از مردم ایران نداشت!!

اگر به این مردم یک دست لنگ بدهی، با یک کیسه نان خشک، بساط سینه زنی و نوحه سرایی و عاشورا تاسوعا را هم، برایشان فراهم کنی، آنها را به تمام آرزوهایشان رسانده‌ای !!‏

شاه فردای من را روشن میدید..
آخوندها با اسلامشان دیروز و امروز و فردای من را تاریک کردند!!

دیگر مهم نیست، چه وقت میروند..

شاید اصلا دیگر برای خیلی از ما رفتن آنها بی‌ارزش باشد زیرا عمر گرانمایه خود را تباه شده می بینیم‏.

یادتان است در فیلم پاپیون وقتی بعد از ۴۲ سال از زندان می‌توانستند فرار کنند دیگر برای هیچ چیزی انگیزه نداشتند؟ درست مانند امروز ما ایرانیان که هیچ انگیزه‌ای برای ما نمانده است.



نشر این متن واجب است برای هر ایرانی حداقل برای نجا ت نسل‌های بعد‏.


ننگ بر جهالت و نادانی و درود بر خرد و خردمند.

یک نفر توی واتساپ این متن رو برام فرستاد. گفتم برای شما بزارم ، فقط کپی پیست کردم.

https://twitter.com/Saman15216939/status/1399819875409879041?s=19

-_-

و ملانِقی هم تو تلگرام، کپی پیست کرد.
مریدان شیخ را پرسیدندی:
+ یا شیخ، شمایان کِی دست از سر ملت ایران برمی‌دارید و می‌روید؟

شیخ پاسخ همی داد:

- تا وقتی خری برای سوارشدن،
گاوی برای دوشیدن
و امامزاده‌ای برای دخیل‌بستن هست،

ما همینجا هستیم و جایی نمی‌رویم.

  طنز تلخ از ملانِقی

https://t.me/TanzeTalkh2/767

https://t.me/TanzeTalkh2/1337
از کینه و بغض و خشم آکنده شدیم
بر مرکب انقلاب تازنده شدیم
فریاد زدیم: شاه مردم‌خوار است!
شیخ آمد و ما ز شاه شرمنده شدیم

اسماعیل خویی
۱۳۱۷ - ۱۴۰۰
.


تناقضات رفتار حکومت اسلامی!!

.
🔵 سید جواد حسینی:

◇ قربانیانِ توهم…

◄محمد القحطانی به اتفاق چند نفر از مریدان خود، در سال ۱۴۰۰ هجری قمری به خانه کعبه یورش برد و آنجا را اشغال کرد.
او گفت، من مهدی موعودم وظهور کرده‌ام!
عده‌ای سخن او را پذیرفتند چرا که موهایی مجعد و چشمانی نافذ و چهره‌ای شبیه به آنچه که از پیامبر اسلام روایت شده بود، داشت.
او باور کرده بود که مهدی موعود است.
کماندوهای عربستانی و پاکستانی او را با اولین شلیک‌های خودشان آبکش کردند در حالیکه حتی از جلوی سربازان نمی گریخت!
نه به خاطر شجاعت یا از خود گذشتگی، بلکه به این دلیل که در توهم آسیب ناپذیری بود.

◄مردی جوان در آمریکا به بانکی دستبرد زد و با پول‌های دزدی به خانه‌اش رفت!
پلیسِ شگفت‌زده، چند ساعت بعد او را در حالیکه در خانه‌اش روی کاناپه لم داده بود دستگیر کرد.
جالب اینجا بود که سارق می‌پرسید:
چطور مرا پیدا کردید؟
من که به صورتم آب لیمو مالیده بودم!
به او گفته بودند که مالیدن آب لیمو به صورت، دید دوربین‌های مدار بسته را کور می‌کند!
او این موضوع را باور کرده بود.

◄سید محمدِ مجاهد از عراق به قزوین آمد و بر علیه روسها اعلام جهاد کرد.
عباس میرزا شاهزاده دلاور قاجار با دو مشکل اساسی روبرو بود؛
۱-اجتناب از جهاد، که حکم آن برای مردم عوام، کفر و ارتداد بود.
۲-نداشتن سلاح و مهمات و نیروی کارآزموده که از قبل نتیجه جنگ را مشخص کرده بود.
آب دهان سید محمد مجاهد در حوض مسجد قزوین ریخته بود و عوام کالانعام آن آب را برای تبرک به خانه می‌بردند.
سید محمد مجاهد قویاً به پیروزی اسلام بر کفر ایمان داشت.
جنگ در گرفت و در نتیجهٔ آن، سرزمینی حاصلخیز، به وسعت نصف اسپانیا از خاک ایران منفک و ملت ایران به صورتی باورنکردنی تحقیر شد.
سید محمد، به پیروزی اسلام بر کفر باور داشت!

◄چند وقت پیش شبکه مستند سیمای جمهوری اسلامی، جوانکی بیست و چند ساله را به عنوان استراتژیست روی سن آورد.
او در حالیکه یقه پیراهنش را سفت بسته بود و آستین‌هایش را تا کف دست پایین کشیده بود و قنوت‌وار حرف می‌زد گفت:
موشک حوت ما اگر به سمت ناو هواپیمابر اینتر پرایز شلیک ‌شود، حفره‌ای در عرشه ناو ایجاد و سیصد نفر تفنگدار آمریکایی کشته می‌شوند و حدود ۳۰ فروند هواپیما هم نابود می‌شود!
بعد عینکش را جابجا کرد و لبخندی زد و گفت:
تمام!
ما هم پذیرفتیم و چاشنی کار ایشان هم یک انیمیشن کوتاه بود که در آن چند قایق تندرو با آر پی جی به طرف ناو هواپیمابر حمله می‌کردند و ناو آمریکایی هم در حال سوختن بود!

هیچ عامل یا عنصر یا نهادی نیست که به اندازه اعتقاد و باور ضدِ تفکر باشد.
اعتقاد به معنای گره بستن است.
وقتی گره، به اشتباه، و کور و محکم شد، گشودنش شاید فقط توسط مرگ امکان‌پذیر است و بس...
اعتقاد و باور برای ماندن و راندن به تأیید و تشویق نیازمند است و بدا به حال ملتی که اعتقاد و توهمات یک گروه، توسط انبوهی از ریاکاران و چاپلوسان تایید و تشویق شود...
در همه جای دنیا افراد متوهم و متصلب وجود دارند.
اما تفاوت میان مثلاً یک کشور اروپایی مانند اتریش با افغانستان در آن است که متوهمین در اتریش به مراکز روان درمانی می‌روند و ملت برای آنها دل می‌سوزانند و در افغانستان (و شبه افغانستان‌ها) ممکن است پیش‌نماز و مفتی و شیخ الاسلام شوند و یک ملت را با حکم و فتوایی از سر اعتقاد، صدها سال به عقب برگردانند.
و اینگونه است که خاورمیانه که منبع و مقدم باورها و تعصبات در همه اعصار بوده است بدلیل توهمات در جنگ و خونریزی دست و پا می‌زند.

@mahdavifar2021
حکایت فهمیدن و نفهمیدن!

چی را باید فهمیده باشند؟!

اینکه یخچال خرابه و محتویات اون اشکالی ندارند! 👇👇

https://t.me/TanzeTalkh2/1345

اینکه وقتی باغ و بوستان را علف هرز گرفت، باید آن را ریشه‌کن کرد!
علف هرز اصلاح‌پذیر نیست! 👇👇

https://t.me/Veghaahat/3365

.
😀 دوست عزیز مشکل روحانی یا رئیسی نیست. مشکل یخچال است.یخچال.
😃 رئیسی بیچاره هم فدا خواهد شد.


❄️❄️❄️ اما یخچال!!! ❄️❄️❄️


دوستم تعریف می‌کرد:
رفتم در سوپری سر کوچه.
یه شونه تخم مرغ گرفتم به فروشنده - که یه نفر ولایی و متعصب بود- گفتم چند؟ گفت دونه ای ۹۰۰
مبلغ ۳۰ هزار تومان گذاشتم رو ترازوش و گفتم علی برکت الله .
شروع کرد به بدو وبیراه گفتن به حسن روحانی .
بهش گفتم : فلانی حرفت حساب ولی ببین اگه ظرف یه هفته هرچه بزاری تو ویترین یخچال مغازه ات و مرتب ببینی فاسد میشن به جنس ها شک میکنی یا به یخچال ؟؟
گفت :معلومه؛ یخچال‌
گفتم: تا‌به حال به این فکر‌کردی که چرا ۴۲ ساله هر چه رییس جمهور و نخست وزیر و وزیر‌و نماینده مجلس و شورا تایید و انتخاب میشن بعد از مدتی اکثر قریب باتفاق آنان خراب میشن؟
بخدا یه نگاهی به یخچال و ماست و پنیر و کره داخلش می کرد و مات و مبهوت نمی دونست چه بگه!! دوباره بهش‌گفتم : شاید یخچال جمهوری اسلامی مشکل‌داشته‌باشه‌ !!
نهایتا" گفت : احتمالش‌ زیاده‌ تا حالا اینطوری فکر نکرده بودم . !!
*دوستان و سروران عزیز یخچال خراب است، یخچال، تا یخچال عوض نشود یا تعمیر اساسی نگردد هر چیزی درون آن قرار گیرد خراب و فاسد خواهد شد.*

خردادماه ۱۴۰۰

🆔 https://t.me/joinchat/Adtx4z5eGE7PakVS
Forwarded from سیّدحسن تناسلی‌بادامکی (بیت آيت‌ ... تناسلی مستقر در تلگرام)
هفت نمونه از فتاوی علما در ۶۰ سال اخیر؛ حالا به من بگید کدوم یکی از اونا ماندگار ماند که فتوای حرامیت سلاح‌هسته‌ای بماند!