طنز تلخ: پیامی از آینده
41 subscribers
512 photos
266 videos
18 files
864 links
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
Download Telegram
♈️ در باره دموکراسی


کارل پوپر، فیلسوف انگلیسی می‌گوید دموکراسی نه به معنای حاکمیت مردم است، نه حاکمیت اکثریت!
مردم یا اکثریت هیچ‌وقت حکومت نکرده‌اند.
مبنا و معیار دیگری نیاز است.

آنچه دموکراسی را دموکراسی می‌کند «توانایی و حقِ عزل حاکمان است از سوی مردم، بدون خونریزی و براندازی».

و آنچه دیکتاتوری را دیکتاتوری می‌کند، «بی‌نصیب ماندن مردم از این توان و حق است، مگر با انقلاب و سرنگونی».

دموکراسی این سؤال افلاطونی را که «چه‌کس باید حکومت کند؟» کنار می‌زند و به جای آن می‌پرسد «چگونه باید حکومت کرد؟»

چنان باید حکومت کرد که شرورترین و رذل‌ترین حاکم را بتوان پایین آورد.

اگر این درس مهم و اساسی پوپر را بسط دهیم، می‌توانیم بگوییم حکومت دموکراتیک، نهادها و قوانین و دستگاه‌هایی دارد که از این توان و حق مردمی حمایت می‌کنند.

بر این اساس، خطاست اگر دموکراسی را به مجلس و رأی و چیزهایی از این جنس، تقلیل دهیم.

صندوق رأی و پارلمان، دموکراسی را تضمین نمی‌کنند.
مقصود این نیست که دموکراسی بدون رأی گرفتن از مردم ممکن است، بلکه هر رأی‌گرفتنی، به معنای اجرای دموکراسی نیست.

البته که انتخابات ابزار لازم و ضروری است، اما این وسیله باید در خدمت غایتِ دموکراسی باشد؛
حقیقت انتخاباتِ و دموکراسی، عزل است نه نصب!

برای دستیابی به دموکراسی، به دستگاه و نظامی نیاز است که از حق و حقوق مردمان، و در ذیل آن حقِ عزل، پشتیبانی کند.

این‌گونه متون برای آموزش عمومی و افزایش آگاهی عامه مردم بسیار لازم است.
بخصوص این‌روزها که در بسیاری از کشورها، همه در حال فکر کردن به راه چاره هستند؛
اینکه از کجا ضربه خورده‌اند و چرا همه‌ حرکت‌ها و جنبش‌های عدالت‌خواهانه به نتیجه نمیرسد؟

ژنرال شارل دوگل در جنگ جهانی دوم، رهبر آزادی بخش فرانسه بود.
او بعد از جنگ به ریاست جمهوری رسید و غیر از تلاش‌هایی که برای آزادسازی فرانسه از اشغال آلمانِ نازی کرد، از اقدامات ارزشمند او آزاد سازی ۱۲ مستعمره آفریقایی فرانسه بود.
او در سال ۱۹۶۹، رفراندومی برای اصلاحات قانونی و اجتماعی برگزار کرد.

دوگل مدعی بود برای رفع مشکلاتی که اعتراضات وسیع سال ۱۹۶۸ یکی از نشانه‌هایش بود، رئیس جمهور به قدرت و اختیارات بیشتری نیاز دارد.

مردم فرانسه علی‌رغم احترامی که برای شارل دوگل قائل بودند، به آن رفراندوم رأی منفی دادند و دوگل که نتوانسته بود اعتماد و موافقت مردم را جلب کند، از قدرت کناره‌گیری کرد.
درس بزرگ مردمِ فرانسه برای مردم دنیا این بود که:
سوابقِ جانفشانی و خدمت یک قهرمان، دلیل و توجیه کافی برای سپردن مقدرات زندگی یک ملت و کشور به دست آن قهرمان نیست؛
چون به سادگی امکان هیولا شدن را به قهرمان می‌دهد.

دموکراسی، متضمن برابری افراد جامعه و تبعیت حاکم از ملت است، هیچ حاکم فرهمندی نباید اختیار بیابد اراده‌اش را بر ملت تحمیل کند.
دموکراسی فقط آن نیست که بتوان با رأی مردم کسی را به مقامی منصوب کرد، بلکه دموکراسی آنست که بشود آنکس را که در مسند قدرت است، با رأی مردم از قدرت عزل کرد.

در جامعهٔ برخوردار از دموکراسی، هیچ کسی در هیچ مکانیزمی نباید اختیاراتی بر ملت بیابد که بعداً نتوان جز به جنگ و جبر از او پس گرفت.

هیچ فضیلتی اعم از زهد، علم، قول، عهد و سوابق، ضمانت نمی‌کند که شخص حاکم، منافع خودش یا صنف و گروهش را در پای حقیقت و یا پای مردم قربانی کند.
پس قدرت باید محدود، موقت، قابل نظارت و قابل استرداد باشد.

این سر رشته‌ای است که اگر در جامعه‌ای گم شود، زندگی در آن جامعه، زندان و جهنم می‌شود و هر بار وعده تازه‌ای برای رهایی و رستگاری، ما را به دنبال خود می‌کشد تا روزی برسد که بتوان از جهنمی که خود ساخته‌ایم نجات یابیم.

اگر در سال ۱۹۶۹، مردم طبق میل ژنرال دوگل رأی داده بودند، احتمالاً امروز دوگل به شدت فردی منفور شده بود مثل ژنرال فرانکو، معمرقذافی، موگابه، صدام حسین، حاکمان کره شمالی، کوبا و...
و تا آخر عمر دوگل رئیس جمهور می‌ماند و هرگز بدون جنگ داخلی و انقلاب و شورش نمی‌شد قدرت را از او پس گرفت و به منتخبی دیگر انتقال داد، چه رسد به تحت تعقیب قرار دادن رئیس جمهور مجرم یا جنایتکار.

درس گرفتن از تاریخ شرطِ عقل است و مجازاتِ درس نگرفتن از تاریخ، تکرار تمام مصایب تاریخ...


منبع: کانال #یووال_نوح_هراری

🤝@NinaSajadi
🌗صعود و سقوط پدر خوانده!‏
ا✍️ حمد پورمندی
شنبه, 30 بهمن, 1400‏

‏۲۸ بهمن [1400] را باید روز صعود و سقوط هم‌زمانِ پدر خوانده در ایران نامید. در این روز، ‌‏خامنه‌ای به نقطه اوج فواره مافیای حاکم بر کشیده شد و از آن اوج، بر زمین سرد فرو ‌‏کوبیده شد. داستان فراز و فرود خامنه‌ای، داستان کلاسیک پدرخوانده‌هاست. پدر ‏خوانده‌هایی که در اوج اقتدار ظاهری به آخر خط می‌رسند و هزینه بقای مافیایی ‏می‌شوند که ‏زمانی برساخته و برسازنده آن بودند.‏
همه چیز از دهه ۴۰ و در تشکیلاتی به نام موتلفه آغاز شد. موتلفه حزب تجار متشرع ‌‏بازار بود. حجره‌نشین‌هایی با ریش‌های توپی، تسبیح شاه مقصود و انگشتر‌های ‏عقیق، که ‏به گفته خودشان نخستین و تنها حرب سیاسی “اهل تقلید” را بنا نهادند. ‏آنها سنت‌گرا، ‌‏”متشرع” و متهعد به تقلید از مراجع بودند. اما ….. اما حق گزینش ‌‏“مرجع” را برای ‏خود نگه می‌داشتند و سر کیسه وجوهات را فقط برای مجتهدی شل ‏می‌کردند که اهل بخیه ‏باشد، حریم خود را بشناسد، اهل دوختن “کلاه شرعی” ‏باشد و بتواند “به قیمت مناسب” ‏مال حاجی را پاک کند و در تحکیم بساط حاجی از ‏دعا و ثنا دریغ نورزد.‏
حاجی برای ‏رونق بحشیدن به کسب‌وکار خود، به تایید امام جماعت مسجد بازار نیاز ‏داشت و امام ‏جماعت هم برای چرخاندن امور منزل و جلب رضایت مرجع، به وجوهات ‏حاجی محتاج ‏بود! یک بازی دو سر برد! از نگاه حاج آقا، هم مالت پاک است و هم ‏حزبت اهل تقلید و ‏هم، دست آنکه باید “مرجع تقلید” تو باشد، در کاسه تو و زیر ‏سنگ توست! و از نگاه ‏امام جماعت و مرجع: به قدر کفایت “وجوهات” می‌رسد تا ‏بساط مرجعیت گسترده بماند ‏و طلاب در مضیقه شهریه نمانند!‏
ائتلاف بازار و روحانیت در ظروف مسجد و موِتلفه پایدار ماند، چون دوغاب و سیمانش ‌‏سنت و پول بود. این ائتلاف بخشی از دلالان، قپانداران، پادو‌ها، باربران بازار و ‏لوطی‌های زورخانه‌ها را به خود جلب کرد. سردسته‌های دست‌به‌چافو و ‏امتحان‌پس‌داده آنها را ‏بر سر سفره خود نشاند و با تشکیل یک “شبه‌ارتش” خصوصی، ‏مثلثی را شکل داد که به ‏بیان شریعتی “مثلث زر و زور و تزویر” بود. ساختار این مثلث ‏از همان بدو تولد “‏مافیایی” بود و تا امروز مافیایی باقی مانده است.‏
با پیروزی انقلاب اسلامی، این ائتلاف به مثابه متشکل‌ترین و با تجربه‌ترین بخش ‏اسلام‌‏گرایان، حساس‌ترین مراکز قدرت را تسخیر کرد. شاید حضور مثلت خلخالی-‏گیلانی-‏اسدالله لاجوردی در اوین به مثابه مرکز اصلی اقتدار نظام اسلامی، حضور ‏عسگر‏اولادی-بادامچیان-خاموشی در مراکز نان و آبدار اقتصادی و حضور امثال محسن ‏رضایی ‏و محسن رفیق‌دوست در راس پلیس و ارتش تاره تاسیس، بتوانند نقش و ‏جایگاه این مافیا ‏در ساحتار قدرت حکومت اسلامی را به خوبی به نمایش بگذارند.‏
با گذشت زمان و به همراه تغییرات بزرگ و کوچک در ایران و جهان، این مافیا هم دچار ‌‏قبض و بسط‌های زیادی شد. حاجی‌ها از تیمچه‌های بازار راهی سفر آخرت شدند و ‏پسر ‏حاجی‌ها به دفاتر شیک شمال شهر و طبقات بالای ساختمان بانک‌ها و ‏شرکت‌های ‏تجاری کوچ کشیدند. قپانداران ژولیده و بی‌سواد بازار به فرماندهان قپه‌دار ‏فراروییدند و ‌‏”آخوند دوزاری”‌ها ، سلطان لاستیک و شکر شدند. به موازات اینها اما، ‏مناسبات مافیایی ‏هم تکامل یافت. چسپ قدرت به سیمان ثروت افزوده شد و ‌‏“نئومافیا” به سطح یک طبقه ‏بزرگ و هم‌منفعت “اسلام‌گرایان حرفه‌ای” تکامل یافت و ‏به سمت تسخیر همه قدرت خیز ‏برداشت.‏
هر چه مافیای اسلام‌گرایان حرفه‌ای مقتدرتر شد و نهاد‌های رسمی حکومت را تحت ‌‏کنترل در آورد، رابطه خامنه‌ای به مثابه رهبر نظام با آن، به گونه‌ای اجتناب‌ناپذیر ‌‏عمیق‌تر و مستحکم‌تر شد و همان فرمول قدیمی “مشروعیت در ازای پول” این بار در ‌‏شکل “مشروعیت و قانونیت‌بخشی در ازای اقتدار بخشی” وارد عمل شد و خامنه‌ای ‏را تا ‏مقام نماینده مطلق‌العنان خدا در روی زمین بالا کشید تا در پناه این اقتدار کاذب، ‏همه نوع ‏تبهکاری از سپر دفاعی شرعی و حکومتی بر خوردار و مجاز و ممکن شود.
‏
👇👇👇👇👇
👆👆👆👆👆

این مافیای تکامل‌یافته، با عبور از مرزهای کشور، ابعاد منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای یافت. ‌‏تشکیل سپاه قدس را می‌توان نقطه عطفی در این روند به حساب آورد. این سپاه ‏پیش از ‏آنکه بخشی از ساختار قانونی و دفاعی کشور باشد، یک ارتش ایدئولوژیک-‏خصوصی ‏است و بخش بزرگی از هزینه آن از منابع تاریک و ناشناخته تامین می‌شود. ‏گم‌شدن حدود ‌‏۲۰۰ میلیارد دلار از درآمد‌های نفتی در دوره احمدی‌نژاد و پخش ‏چمدانی دلار در خیابان‌های بیروت را شاید بتوان نماد رفتار و ساختار مافیایی این ‏ارتش خصوصی دانست.‏
بر ملا شدن گفتگو‌های خودمانی فرمانده کل سپاه پاسداران و معاون اقتصادی ‏او،‏ ‏نوری بر تاریکخانه اشباح تاباند و نشان داد ‏که چگونه خامنه‌ای در شبکه تارعنکبوتی ‏مافیا گرفتار شده است. سران مافیا با تحریک ‏شهوت حکمرانی بر جهان اسلام، او را ‏گام به گام به نقطه اوج جنون رساندند تا بدست ‏خود همه ساز و کار‌های قانونی ‏اعمال قدرت را فلج و ناکارآمد کند. انتخابات نیم‌بند، ‏مجلس، ریاست جمهوری، ‏صداوسیما، قوه قضاییه، سیاست خارجی و همه آنچه را که می‌توانست برای حکومت ‏اندکی مشروعیت زمینی بیافریند، از کار بیاندازد و با حمایت ‏همه‌جانبه از مراکز ‏دسیسه و ترور، اقتصاد سیاه و مناسبات مافیایی، از رهبری نظام ‏اسلامی به ‏پدرخواندگی مافیا استحاله بیابد.‏
در این گفتگوی افشا شده، تنها ابعاد نجومی ‏پول‌های کثیف برملا نشد، بلکه بوپژه ‏آشکار گردید که وقتی فرمانده سپاه قدس، در ‏دستیابی به پول‌های سیاه ، دچار ‏دردسر می‌شود، به پدرخوانده روی می‌آورد و البته ‏پدر خوانده بی کمترین تردیدی گره ‏گشایی می‌کند و در لجن شیرجه می‌زند. برملا شدن این ‏رسوایی از درون مافیا، از ‏جمله بدان معنی است که تاریخ مصرف خامنه‌ای از جمله برای ‏سران طبقه ‏اسلام‌گرایان حرفه‌ای هم به سر آمده است و آنکه او را به عرش اعلی رساند، ‏اکنون ‏او را در حال دست و پا زدن در لجنزار به نمایش می‌گذارد.‏
سخنرانی ۲۸ بهمن ‏خامنه‌ای اذعان به غرق ‏شدن در لجنزار بود. رهبری که قانون را ‏تعطیل کند، به بی‌قانونی مشروعیت می‌بخشد و ‏کسی که به نرم‌ها و قوانین جهانی ‏دهن کجی کند، در کشور بی‌قانونی را باب کند و ‏افشای آن را “لجن‌پراکنی” بنامد، ‏خود قربانی فضای قلدرسالاری خواهد شد. دیر و زود ‏دارد، اما سوخت و سوز نه! ‏سخنرانی ۲۸ بهمن خامنه‌ای ضجه یک غریق بر مزار ‏خویش بود. ضجه‌ای که هیچ ‏همدردی را بر نمی‌انگیزد.‏

از: ایران امروز


https://melliun.org/iran/301315
دانشجویان پیرو خط امام در جلوی سفارت آمریکا، پس از اشغال

عکس از رضا دقتی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گروهی از فعالان سیاسی و مدنی ایرانی از روز گذشته در بروکسل نشستی برگزار کرده‌اند که در آن راه‌های کمک به خیزش سراسری ایرانیان علیه جمهوری اسلامی را بررسی کنند. قرار است در پایان این نشست بیانیه‌ای هم صادر شود

گزارش اشکان صفایی، ایران اینترنشنال
@iranintltv
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گروهی از فعالان سیاسی و اجتماعی ایرانی بعد از شرکت در نشست دو روزه «انقلاب ایرانیان و آینده پیش‌رو» در بروکسل بیانیه‌ای را با عنوان اقدام برای پشتیبانی از انقلاب ایران امضا کردند
@iranintltv
.

شیدای همدانی، چه خوب وضعیت و ذهنیت سرسپردگان ولایت را پیش‌بینی کرده بود: 👆👆

-_-


chawshin_83
دیشب ۹ آبان مزدورهای خامنه ای با امکانات‌ جنگی به مردم در شهرک اکباتان حمله‌ کردند خوب گوش کنید که با بلندگو می گویند: «به والله قسم پاش که برسه سر ناموس‌مون رو می‌بریم.زن و بچه خودمون رو»

پ.ن: تا الان بارها پاش رسیده ، شاهچراخ ، متروپل ، هواپیمای اوکراینی و تا سینما رکس آبادان

AliSassan
میگه «پاش که برسه سر ناموسمون رو میبریم…» خب ما این رو میدونیم و برای همین داریم انقلاب میکنیم که شما قاتل‌ها رو از راس کشور بکشیم پایین و برای جنایتهاتون محاکمه کنیم. جای شما یا زندانه یا تیمارستان نه راس حکومت!


-------_-------
https://t.me/Veghaahat/7576
Forwarded from Azadi | آزادی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺 یک مشت قرمساق

یک مشت قرمساق که عمامه سرانند
پفیوز ترین فرقه‌ی مفلوک جهانند

یک مشت حرامی سیه روی دغلکار
با رهبری خائنه‌ای خائن کفتار

یک مشت زنازاده‌ی پوسیده و ملا
باحکم و بفرمان خودِ حضرت الله

این فرفه آدمکش بی ریشه‌ی حیوان
کادم بکشند آنهمه در سایه‌ی قرآن

این قوم به حج رفته‌ی خونخوار کثافت
شیخان پر از شهوت زنباره‌ی آفت

این دین فروشان پر از جهل و جهالت
ناموس فروشان پر از مکر و رذالت

آخوند زنازاده‌ی بی غیرت در بند
از بهر مقامی بکشد بچه و فرزند

ای خائنه ای لاشی بی غیرت پفیوز
که اینهمه آدم بکشی هر شب و هر روز

بی شک تو زنازاده ترین تخم حرامی
تاریخ گذشته شدی و رو به تمامی.....

شیدای همدانی، شاعر مبارز دربند

@SepehrAzadi
.📖 اصول اساسی همبستگی ملی


خطاب به کلیه‌ی افراد و گروه‌های برانداز واقعی؛

مردم ایرانشهر از شما عبور کردند و دارند براندازی را در کف خیابان فریاد می‌زنند.

ملت شجاع ایران با اسم رمز #مهسا_امینی، فرصتی تاریخی برای براندازی رژیم جاعش ایجاد کرده، و آن را تا براندازی کامل ادامه خواهند داد.

حالا دیگر زمان آن رسیده که رهبران اپوزیسیون و براندازان واقعی،

به

ایجاد اتحاد و اتفاق بین گروه‌های مختلف برانداز

و تعیین استراتژی و برنامه‌ی اداره‌ی کشور پس از براندازی،

بیاندیشند ...

اصول اساسی که می‌بایست محور هرگونه گفتگو و اتحادی باشد، به ترتیب اهمیت، از این قرارند:

✍ اصل ۱- باورمند بودن به تمامیت ارضی ایران با یک پرچم ملی
✍ اصل ۲- باور به تکثرگرایی و تشکیل یک نظام دموکراتیک و سکولار
✍ اصل ۳- قانون اساسی مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر
✍ اصل ۴- دادگستری مستقل از حکومت که لازمه‌ی یک حکومت دمکراتیک است.

بعضی از فعالان سیاسی، تعیین نوع حکومت را هم جزو این اصول برمی‌شمرند که بنظرم یک بحث انحرافی و تفرقه‌انگیز است؛ زیرا:
آنچه در درجه‌ی اول اهمیت قرار دارد، محتوای حکومت است (اصل دوم و سوم بالا)  نه شکل آن. چه بسا حکومت‌هایی از نوع جمهوری (مانند هندوستان)، که شرف دارند بر حکومت‌های پادشاهی (مانند عربستان)؛ و بالعکس، چه بسا حکومت‌های پادشاهی (مانند بلژیک) که شرف دارند بر حکومت‌های جمهوری (مانند جمهوری اسلامی ایران یا جمهوری سودان).

بنده نظرم بر این است، کسانی برانداز واقعی هستند که بر سر این اصول اساسی، کاملا توافق داشته باشند.  اینها اصولی هستند که می‌توانند محور گفتگو و اتحاد برای سرنگونی حکومت اسلامی باشند و پس از سرنگونی حکومت اسلامی نیز باید اساس و مبنای تدوین قانون اساسی قرار گیرند.

در این رابطه چند نکته شایان ذکر است:

۱-  پرچم شیروخورشید، بدلیل سابقه‌ی دیرینه‌ی آن، نماد ملی و مورد قبول بیشتر ایرانیان است؛
https://t.me/KetaabKhane_Binesh/312
هرچند این شرط لازم برای قبول حاکمیت یکپارچه است، اما کافی نیست. مثلا مجاهدین خلق در استفاده از این پرچم پیشتاز بوده‌اند؛ ولی به هیچیک از اصول دیگر باور ندارند. این گروه اگر بدتر از حکومت اسلامی نباشد، بهتر از آن هم نیست: اگر حکومت اسلامی رهبری دارد با سابقه‌ی ۳۳ ساله، رهبر مجاهدین سابقه‌ی ۴۵ ساله دارد. اگر حکومت اسلامی هر ۸ سال یک رییس جمهور (گرچه بصورت نمایشی) عوض می‌کند، مجاهدین ۴۰ سال است که یک رییس جمهور انتصابی دارند.

۲- کسانی که از الان نوع حکومت بعدی را انتخاب کرده باشند، پر واضح است که به تکثرگرایی و دموکراسی اعتقادی ندارد و در نهایت یک حکومت توتالیتر مثل همین حکومت اسلامی مد نظرشان است.

۳- کسانی که نهایت آرمانشان، برپایی حکومتی بر مبنای قانون اساسی مشروطه متعلق به ۱۱۵ سال پیش است؛ معلوم است که به اعلامیه جهانی حقوق بشر و سکولاریسم که یکی از بن‌مایه‌های حقوق بشر است، اعتقادی ندارد (با توجه به اینکه قانون اساسی مشروطه، بر اساس  نظارت کامل مذهب بر حکومت، آن هم از نوع شیعه اثنی‌عشری، تدوین شده بود).

۳- کسانی که از اکنون برای محاکمه‌ی مخالفان خود، پیشنهاد برپایی دادگاههای انقلابی  می‌کنند؛ مطمئنا اعتقادی به استقلال دادگستری و برپایی دادگاههای عادلانه، پس از براندازی، ندارند (تکرار اعمال خشونت‌آمیز سال ۵۷ و بعد از آن).

-_-

پ.ن.
این نوشته، چکیده‌ای است از نوشته‌های پیشین 👇👇:

https://t.me/TanzeTalkh2/944

https://t.me/TanzeTalkh2/1368

https://t.me/TanzeTalkh2/1576

https://t.me/TanzeTalkh2/1578

https://t.me/TanzeTalkh2/1588


آبان ۲۵۸۱
AlipoorIman@yahoo.com

پیش بسوی ایرانی آزاد و آباد و به‌دور از تفرقه
.

📖      تکرار یک اشتباه

پیشبرد اهدافِ حکومت، بدون توجه به سطح درک و شعور ملت
🫳🫳
📖      تکرار یک اشتباه

پیشبرد اهدافِ حکومت، بدون توجه به سطح درک و شعور ملت
🫳🫳

محمدرضا شاه پهلوی، دو اسبه به سمت دروازه‌های تمدن بزرگ می‌راند؛ غافل از آنکه مردم ایران تحت نفوذ و سیطره‌ی ساکنان حجره‌های عصر حجری، دلخوش به افسانه‌ها و خرافاتی بودند که آخوندها بر بالای منبر برایشان نقل کرده و رویای بهشت و حوری‌هایش را به آنها حُقنه می‌کردند. آن جماعت تخدیر شده از اسلام ناب محمدی را چگونه می‌شد به سمت دروازه‌های تمدن برد؟ که برای آن‌ها تمدن، همانا مدینه فاضله‌ای بود که آخوند می‌خواست با برقراری حکومت عدل علی، برایش بسازد.

https://t.me/TanzeTalkh2/929

در مقابل، اکنون، در قرن ۲۱ و عصر اطلاعات؛ همان ساکنان حجره‌های عصر حجری و کبک‌های سر به زیر برف فروبرده، با وقاحت و سماجت تمام سعی در انکار حقایق اظهر من‌الشمس دارند و همچنان بر وعده‌های قرون پیشین خود مبنی بر ساخت مدینه‌ی فاضله و برپایی حکومت عدل علی و اسلام ناب محمدی پای می‌فشارند؛ غافل از اینکه ساکنان عالِم و عاقلِ عالَم علم و تکنولوژی و اطلاعات، به مدد عملِ چهل و چند ساله متولیان دین، خط بطلان بر تمام روایات و احادیث و خرافاتِ عصر حجری کشیده‌اند.

🫴🫴

اکنون، تکرار اشتباهی که موجب یک انقلاب کور در سال ۵۷ شد، می‌رود که باعث یک انقلاب واقعی و یک رنسانس شود.


-_-

بیان اشتباهات پادشاه فقید، به معنی انکار و نادیده انگاشتن خدمات بزرگ و شایان ایشان به کشور و مردم نیست.

روحش شاد و یادش جاودان


۱۶ آبان ۲۵۸۱
اگر چند سال پیش یک نفر می‌گفت روزی خواهد آمد که همسر هاشمی رفسنجانی جلوی زندان اوین منتظر وقت ملاقات با دخترش دیده خواهد شد، تنها فرض وقوع این رویداد نابودی جمهوری اسلامی می‌توانست تصور شود. باورکردنی نیست این اتفاق در جمهوری اسلامی افتاده است.

-_-

🤮 بنظر ملانِقی، شرایط امروز حکومت اسلامی، دست کمی از نابودی ندارد.

ملا نِقی این موضوع را ۶ سال پیش، آرزو کرده بود. 👇👇👇
☸ هاشمی که بود و چه کرد؟



👈  #هاشمی_رفسنجانی نه یک اصولگرا، نه یک میانه‌رو، نه سردار سازندگی، نه امیرکبیر، نه یک اصلاح‌طلب و نه یک اعتدال‌گرا بود! او تنها یک «حافظ نظام» بود.


ما از سال‌ها دور، با هاشمی دوست جون‌جونی بودیم. از جیک و بُک همدیگه خبر داشتیم. تا اوایل دهه‌ی شصت هم رفت و آمد خانوادگی داشتیم. مسائلی در آن دوران اتفاق افتاد که بین ما کم‌کم فاصله افتاد.


او با #بهشتی هم، دوست صمیمی بود. اما پس از انقلاب و با پیدا شدن سروکله‌ی #خامنه‌ای، با بهشتی اختلاف نظر پیدا کرد؛ اختلاف نظر در اداره‌ی امور مملکت. او معتقد به اداره مملکت براساس مدل #چینی (#سوسیالیسم با درهای باز) بود در حالی که بهشتی مدل غربی را پیشنهاد می‌داد. در این میان سروکله‌ی خامنه‌ای پیدا شد که معتقد به مدل #روسی آنهم از نوع #استالینی‌اش بود؛ که نظرش به نظر هاشمی نزدیک‌تر بود.


بر خلاف اعتقاد رایج بین مردم، که هاشمی را باهوش‌تر و سیاست‌مدارتر از خامنه‌ای می‌دانند؛ او به دلایلی نامعلومی به‌مرور بازیچه و ملعبه دست خامنه‌ای شد و برای اینکه خط مدیریتی خامنه‌ای در مملکت پیش برود، لازم شد بهشتی حذف شود و این امر به هاشمی محول شد (جریان هفتم تیر 60).


باز بر خلاف اعتقاد رایج بین مردم، که هاشمی را شخص دوم مملکت پس از #خمینی می‌دانستند، او شخص دوم پس از خامنه‌ای بود؛ در واقع خمینی هیچکاره بود!.


در طول 38 سال حکومت اسلامی، تمام هّم و غّم هاشمی، #حفظ_نظام بود و همه کارهایی را که او در طول این مدت انجام داد، فقط و فقط بخاطر حفظ نظام (و نه حفظ و آبادی ایران) بود:

از تدوین لوایح و قوانین ضدبشری، قلع وقمع‌کردن مخالفان، حذف #بنی‌صدر، برکناری #منتظری و اعدام‌های دهه‌ی ۶۰ در دوره‌ی ریاست مجلس گرفته؛

تا ایجاد خفقان و سربه‌نیست کردن مخالفان (‏ترور #بختیار، فریدون_فرخزاد، رهبران کردها و بمب‌گذاری در عربستان و لبنان و آرژانتین)، ورود وزارت اطلاعات به اقتصاد، ورود قرارگاه #خاتم‌الانبیا به اقتصاد و نابودکردن منابع آب کشور در دوره‌ی ریاست جمهوری؛

تا سروسامان دادن #قتل‌های_زنجیره‌ای پس از دوره‌ی ریاست جمهوری.


حتی در حالی‌که پس از وقایع سال 88 و اختلاف نظر ظاهری او با خامنه‌ای باعث شد چهره‌ای محبوب در نزد بسيارى از مردم بشود؛ در نامه‌ای به خامنه‌ای و هم در خطبه‌های نمازجمعه، دکترین سیاسی جمهوری اسلامی، در #برخورد_با_مردم را سازمان‌دهی کرد («این افرادی که الان در زندان هستند، لازم نیست با این عنوان در زندان باشند» به این معنی است که باید آن‌ها را با عنوان‌های دیگری که نزد مردم حساسیت برانگیز نباشد زندانی کرد).


پس از وقایع سال 88 هم با نظر خامنه‌ای دست به #مظلوم‌نمایی زد (باز هم بخاطر حفظ نظام) که من اسم این عملیات را گذاشتم «پروژه‌ی #هاشمی‌درمانی حکومت». در این رابطه دختر و پسرش را به زندان سپرد، به خدا نامه نوشت و درد دل کرد و بسیاری کارهای دیگر که همگان از آن اطلاع دارند؛ تا جایی که توانست در سال 92، نوچه‌اش، حسن روحانی، را رئیس‌جمهور کند (باز هم برای حفظ نظامی که در اثر تحریم‌های بین‌المللی در آستانه‌ی ورشکستگی بود).

در این رابطه سخنان محمد #نوری‌زاد جالب توجه است که می‌گوید: «در تنها دیدار رخ به رخی که با وی داشتم به ایشان گفتم: شما یکی از دو نفری هستید که عده‌ای بی گناه را زده‌اید و کشته‌اید و بسیاری را به زندان انداخته‌اید و اموال بسیاری را مصادره کرده‌اید و جمعیتی را خانه‌نشین یا از سرزمین‌شان بیرون رانده‌اید. و پیشنهاد دادم: بیایید و یک به یک، این بی‌گناهان  را بربشمرید و از صاحبان حق حلیت بطلبید.  او در پاسخ من گفت: من این روزها حال مساعدی ندارم. (دخترش در زندان بود و مهدی در راه ایران) و ادامه داد: من نگران بعد از آقای خامنه‌ای هستم.  مانده‌ام که بجای ایشان چه کسی را داریم؟»


می‌بینید! در شرایطی که بقول خودش حال مساعدی ندارد باز هم بفکر نظام و جانشینی خامنه‌ای است!


بطور خلاصه در یک کلام: «هاشمی جانش به نظام بسته بود» و هرکاری برای حفظ نظام می‌کرد؛

امیدوارم که «جان نظام هم به جان هاشمی بسته باشد»


آیت‌الله بی‌دوگوله

19 دیماه 1395

بنقل از وبلاگ #نمدمالی  
http://namadmali.blogspot.com/2017/
📖 گام بعدی انقلاب چیست؟


گام بعدی انقلاب را شاهزاده رضا پهلوی در کنفرانس مطبوعاتی ۲۸ مهرماه ۲۵۸۱، بخوبی بیان کرده‌اند:


📣  تشکیل یک «دولت موقت تکثرگرا» برای گذار از حکومت جمهوری اسلامی؛
با تاکید بر اینکه دولت موقت باید اقداماتی چون

👈 تضمین آزادی‌ها و حقوق مردم،
👈حل مشکلات معیشتی مردم،
👈 تنظیم سیاست خارجی برای تامین منافع ایران
👈 و برگزاری همه‌پرسی

را انجام دهد.


بخشی از نوشته‌ی پیشین 👇
https://t.me/TanzeTalkh2/1588


انجام رفراندوم (که برخی از افراد، برای انحراف افکار و اذهان عمومی، آن را جزو اولویت‌های درجه‌ی اول کنونی می‌دانند)، آخرین وظیفه‌ی دولت موقت است.


انجام رفراندوم، پیش‌شرط‌هایی نیاز دارد که نمونه‌ای از آن چنین است:

✍ قبل از برگزاري هر رفراندوم، بايد موضوع آن دقيقاً شكافته شده و به مردم عرضه شود.

✍ تمامي گروه‌ها، احزاب، مخالفين و موافقين آن موضوع باید حق داشته باشند كه نظرات خود را از طريق رسانه‌هاي جمعی با مردم در ميان بگذارند.

✍ روشنفكران و نخبگان جامعه نيز در ميزگردها و مناظره‌هاي عمومي موضوع را براي مردم شكافته و در مورد آن بحث و تبادل نظر كنند.

تا در نهايت؛ موضوع رفراندوم پس از جرج و تعديل‌هاي لازم به راي مردم گذاشته شود. درست مانند طرح و لايحه‌اي كه پس از ارائه به صحن علني مجلس، در مورد آن بحث شده و در پايان در مورد آن راي‌گيري مي‌شود.

بخشی از یادداشت ده سال پیش وبلاگ نمدمالی: 👇
http://namadmali.blogspot.com/2012/09/blog-post_5277.html


۲۳ آبان ۲۵۸۱
به یاد جان فدایان راه آزادی وطن
Forwarded from Farsi VOA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عطا هودشتیان: نخبگان و الیت جامعه بدون ادعای رهبری آماده انتقال قدرت در ایران شوند
Forwarded from Farsi VOA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توضیح عطا هودشتیان از روند ایجاد انسجام در مبارزه انقلابی توسط سه لایه رهبران اعتراضات
⚡️شبکه‌های اجتماعی حقیقی ‏

از سال‌ها پیش، موضوع شبکه‌های اجتماعی حقیقی و نه مجازی را در ذهن داشتم. چند روزی در تابستان ‏تصمیم داشتم ذهنیاتم را به نوشته تبدیل کنم؛ لیکن ابن مشغله بودن، اجازه تکمیل آن را نداد. عجالتا ‏نوشته‌های تابستان را بصورت خام در اینجا می‌آورم به امید اینکه مفید فایده باشد.‏

آبان ۲۵۸۱
⚡️ شبکه‌های اجتماعی حقیقی ‏

از سال‌ها پیش، موضوع شبکه‌های اجتماعی حقیقی و نه مجازی را در ذهن داشتم. چند روزی در تابستان ‏تصمیم داشتم ذهنیات‌ام را به نوشته تبدیل کنم؛ لیکن ابن مشغله بودن، اجازه تکمیل آن را نداد. عجالتا ‏نوشته‌های تابستان را بصورت خام در اینجا می‌آورم به امید اینکه مفید فایده باشد.‏

شبکه‌های اجتماعی حقیقی، که از این پس آن را شبکه‌های حقیقی می‌نامم، از گروههای بسیار کوچکی (مثلا ‏گروه‌های سه‌نفره) تشکیل شده که هر دو گروه توسط یک نفر که در هر دو گروه عضویت دارد، با هم مرتبط ‏می‌شوند. در هر گروه، یک نفر بعنوان رییس و دو نفر دیگر عضو محسوب می‌شوند. ‏
ابتدا یک گروه سه نفره با افراد واجد شرایط برای تحقق اهداف آن شبکه تشکیل می‌شود، به این ترتیب که ‏یک نفر (رییس گروه) با دو نفر افراد همفکر خود پیمان همکاری و همفکری می‌بندد.‏
پس از آن، هریک از افراد این گروه، بطور مستقل و بعنوان رییس، با دو نفر دیگر از افراد همفکر خود پیمان ‏همکاری و همفکری می‌بندد و بدین ترتیب گروه‌های دوم، سوم و چهارم تشکیل می‌شود. با گسترش این ‏گروه‌ها، یک شبکه حقیقی از افراد شکل می‌گیرد.‏
نکته مهم در تشکیل شبکه‌های حقیقی این است که:‏
اولا؛ مشخصات اعضای هر گروه و گفتگوها و تصمیمات شبکه که گروه از آن مطلع می‌شود، یک راز است که ‏تنها همان اعضای گروه از آن مطلعند و هیچکس دیگر از آن‌ها خبر ندارد.‏
ثانیا؛ در هر دو گروهی که یک عضو مشترک و جمعا پنج عضو دارد بجز فرد مشترک (که در یک گروه رییس ‏است و در گروه دیگر عضو)، که با هر چهار نفر آشناست و آنها را می‌شناسد، دو نفر دیگرِ هر گروه، دو نفر ‏گروه دیگر را نمی‌شناسند. پس در شبکه حقیقی، هر نفر، حداکثر چهار نفر دیگر از آن شبکه را می‌شناسد.‏

‏ گفتگوها و تصمیمات یک گروه، از طریق فرد مشترک به گروه دیگر و به همین ترتیب به گروه‌های دیگر ‏منتقل می‌شود و به این صورت، همه‌ی اعضای شبکه از آن گفتگوها و تصمیمات مطلع خواهند شد.‏

تنها برای مثال:‏

برنامه تشکیل شبکه اجتماعی حقیقی به‌نام سپیدجامگان‌‏

اصل ۱ ‌ - هدف
شناسایی و مبارزه با عوامل و جیره‌خواران حکومت اسلامی
اصل ۲- شرایط عضویت در شبکه‏
‏- عدم وابستگی به حکومت اسلامی
‏- مخالفت با برنامه‌ها و سیاست‌گذاری‌های حکومت به هر شکل ممکن و عدم موافقت با این سیاست‌ها حتی ‏با دلایلی غیر از دلایل ابرازی حکومت. ‏
‏- عدم تبلیغ اعتقادات و سیاست‌های شخصی در اجتماع‏

آبان ۲۵۸۱