طنز تلخ: پیامی از آینده
41 subscribers
512 photos
266 videos
18 files
864 links
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
Download Telegram
مسلمین قبل از فاجعه درست کردن
و
بعد از وقوع آن!


@politicscafe

-_-

😉 کسی که باد می‌کارد، طوفان درو می‌کند.


حماس که طوفان الاقصی را کاشته، انتظار برداشت چه چیزی را دارد.؟!!! 😉
روس‌ها در مغز خامنه‌ای تراشه‌ای کاشته‌اند و به کمک آن رفتار و کردار خامنه‌ای را کنترل کرده و سخنان خود را بر زبان او جاری می‌سازند.

https://t.me/TanzeTalkh2/1783
حکومت اسلامی از ۴ سال پیش، برای انتقام سخت آماده است و دست به ماشه، آماده شلیک!
هر کجا هدفی در میان مردم ببیند، از شلیک ابایی ندارد.

#فرمانده_درمانده
و
#انتقام_سخت

https://t.me/TanzeTalkh2/1784
از کوتهی ماست که دیوار بلندست

واعظ نه ترا پایه گفتار بلندست
آواز تو از گنبد دستار بلندست
در کعبه ز اسرار حقیقت خبری نیست
این زمزمه از خانه خمار بلندست
مژگان تو از خواب گران است نظربند
ورنه همه جا شعله دیدار بلندست
یک شعله شوخ است که در سیر مقامات
گاه از شجر طور و گه از دار بلندست
از بی هنران شعله ادارک مجویید
این طایفه را طره دستار بلندست
تن چیست که با خاک برابر نتوان کرد؟
از کوتهی ماست که دیوار بلندست
کوته بود از دامن عریانی مجنون
هر چند که دست ستم خار بلندست
غافل کند از کوتهی عمر شکایت
شب در نظر مردم بیدار بلندست
هر چند زمین گیر بود دانه امید
دست کرم ابر گهربار بلندست
صائب ز بلند اختری همت والاست
گر زان که ترا پایه گفتار بلندست

صائب تبریزی 
غزل شمارهٔ ۲۱۲۴

دیماه ٢۵٨٢
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هاشمی، امردی برای تمام فصول

☸ هاشمی که بود و چه کرد؟



👈  #هاشمی_رفسنجانی نه یک اصولگرا، نه یک میانه‌رو، نه سردار سازندگی، نه امیرکبیر، نه یک اصلاح‌طلب و نه یک اعتدال‌گرا بود! او تنها یک «حافظ نظام» بود.


ما از سال‌ها دور، با هاشمی دوست جون‌جونی بودیم. از جیک و بُک همدیگه خبر داشتیم. تا اوایل دهه‌ی شصت هم رفت و آمد خانوادگی داشتیم. مسائلی در آن دوران اتفاق افتاد که بین ما کم‌کم فاصله افتاد.


او با #بهشتی هم، دوست صمیمی بود. اما پس از انقلاب و با پیدا شدن سروکله‌ی #خامنه‌ای، با بهشتی اختلاف نظر پیدا کرد؛ اختلاف نظر در اداره‌ی امور مملکت. او معتقد به اداره مملکت براساس مدل #چینی (#سوسیالیسم با درهای باز) بود در حالی که بهشتی مدل غربی را پیشنهاد می‌داد. در این میان سروکله‌ی خامنه‌ای پیدا شد که معتقد به مدل #روسی آنهم از نوع #استالینی‌اش بود؛ که نظرش به نظر هاشمی نزدیک‌تر بود.


بر خلاف اعتقاد رایج بین مردم، که هاشمی را باهوش‌تر و سیاست‌مدارتر از خامنه‌ای می‌دانند؛ او به دلایلی نامعلومی به‌مرور بازیچه و ملعبه دست خامنه‌ای شد و برای اینکه خط مدیریتی خامنه‌ای در مملکت پیش برود، لازم شد بهشتی حذف شود و این امر به هاشمی محول شد (جریان هفتم تیر 60).


باز بر خلاف اعتقاد رایج بین مردم، که هاشمی را شخص دوم مملکت پس از #خمینی می‌دانستند، او شخص دوم پس از خامنه‌ای بود؛ در واقع خمینی هیچکاره بود!.


در طول 38 سال حکومت اسلامی، تمام هّم و غّم هاشمی، #حفظ_نظام بود و همه کارهایی را که او در طول این مدت انجام داد، فقط و فقط بخاطر حفظ نظام (و نه حفظ و آبادی ایران) بود:

از تدوین لوایح و قوانین ضدبشری، قلع وقمع‌کردن مخالفان، حذف #بنی‌صدر، برکناری #منتظری و اعدام‌های دهه‌ی ۶۰ در دوره‌ی ریاست مجلس گرفته؛

تا ایجاد خفقان و سربه‌نیست کردن مخالفان (‏ترور #بختیار، فریدون_فرخزاد، رهبران کردها و بمب‌گذاری در عربستان و لبنان و آرژانتین)، ورود وزارت اطلاعات به اقتصاد، ورود قرارگاه #خاتم‌الانبیا به اقتصاد و نابودکردن منابع آب کشور در دوره‌ی ریاست جمهوری؛

تا سروسامان دادن #قتل‌های_زنجیره‌ای پس از دوره‌ی ریاست جمهوری.


حتی در حالی‌که پس از وقایع سال 88 و اختلاف نظر ظاهری او با خامنه‌ای باعث شد چهره‌ای محبوب در نزد بسيارى از مردم بشود؛ در نامه‌ای به خامنه‌ای و هم در خطبه‌های نمازجمعه، دکترین سیاسی جمهوری اسلامی، در #برخورد_با_مردم را سازمان‌دهی کرد («این افرادی که الان در زندان هستند، لازم نیست با این عنوان در زندان باشند» به این معنی است که باید آن‌ها را با عنوان‌های دیگری که نزد مردم حساسیت برانگیز نباشد زندانی کرد).


پس از وقایع سال 88 هم با نظر خامنه‌ای دست به #مظلوم‌نمایی زد (باز هم بخاطر حفظ نظام) که من اسم این عملیات را گذاشتم «پروژه‌ی #هاشمی‌درمانی حکومت». در این رابطه دختر و پسرش را به زندان سپرد، به خدا نامه نوشت و درد دل کرد و بسیاری کارهای دیگر که همگان از آن اطلاع دارند؛ تا جایی که توانست در سال 92، نوچه‌اش، حسن روحانی، را رئیس‌جمهور کند (باز هم برای حفظ نظامی که در اثر تحریم‌های بین‌المللی در آستانه‌ی ورشکستگی بود).

در این رابطه سخنان محمد #نوری‌زاد جالب توجه است که می‌گوید: «در تنها دیدار رخ به رخی که با وی داشتم به ایشان گفتم: شما یکی از دو نفری هستید که عده‌ای بی گناه را زده‌اید و کشته‌اید و بسیاری را به زندان انداخته‌اید و اموال بسیاری را مصادره کرده‌اید و جمعیتی را خانه‌نشین یا از سرزمین‌شان بیرون رانده‌اید. و پیشنهاد دادم: بیایید و یک به یک، این بی‌گناهان  را بربشمرید و از صاحبان حق حلیت بطلبید.  او در پاسخ من گفت: من این روزها حال مساعدی ندارم. (دخترش در زندان بود و مهدی در راه ایران) و ادامه داد: من نگران بعد از آقای خامنه‌ای هستم.  مانده‌ام که بجای ایشان چه کسی را داریم؟»


می‌بینید! در شرایطی که بقول خودش حال مساعدی ندارد باز هم بفکر نظام و جانشینی خامنه‌ای است!


بطور خلاصه در یک کلام: «هاشمی جانش به نظام بسته بود» و هرکاری برای حفظ نظام می‌کرد؛

امیدوارم که «جان نظام هم به جان هاشمی بسته باشد»


آیت‌الله بی‌دوگوله

١٩ دیماه ١٣٩۵

بنقل از وبلاگ #نمدمالی  
http://namadmali.blogspot.com/2017/
معتقدم که یکی از راه‌های مبارزه با حکومت جنایتکار اسلامی، تشکیل شبکه‌های اجتماعی حقیقی است.

#محمد_قبادلو



⚡️ شبکه‌های اجتماعی حقیقی ‏

از سال‌ها پیش، موضوع شبکه‌های اجتماعی حقیقی و نه مجازی را در ذهن داشتم. چند روزی در تابستان ‏تصمیم داشتم ذهنیات‌ام را به نوشته تبدیل کنم؛ لیکن ابن مشغله بودن، اجازه تکمیل آن را نداد. عجالتا ‏نوشته‌های تابستان را بصورت خام در اینجا می‌آورم به امید اینکه مفید فایده باشد.‏

شبکه‌های اجتماعی حقیقی، که از این پس آن را شبکه‌های حقیقی می‌نامم، از گروههای بسیار کوچکی (مثلا ‏گروه‌های سه‌نفره) تشکیل شده که هر دو گروه توسط یک نفر که در هر دو گروه عضویت دارد، با هم مرتبط ‏می‌شوند. در هر گروه، یک نفر بعنوان رییس و دو نفر دیگر عضو محسوب می‌شوند. ‏
ابتدا یک گروه سه نفره با افراد واجد شرایط برای تحقق اهداف آن شبکه تشکیل می‌شود، به این ترتیب که ‏یک نفر (رییس گروه) با دو نفر افراد همفکر خود پیمان همکاری و همفکری می‌بندد.‏
پس از آن، هریک از افراد این گروه، بطور مستقل و بعنوان رییس، با دو نفر دیگر از افراد همفکر خود پیمان ‏همکاری و همفکری می‌بندد و بدین ترتیب گروه‌های دوم، سوم و چهارم تشکیل می‌شود. با گسترش این ‏گروه‌ها، یک شبکه حقیقی از افراد شکل می‌گیرد.‏
نکته مهم در تشکیل شبکه‌های حقیقی این است که:‏
اولا؛ مشخصات اعضای هر گروه و گفتگوها و تصمیمات شبکه که گروه از آن مطلع می‌شود، یک راز است که ‏تنها همان اعضای گروه از آن مطلعند و هیچکس دیگر از آن‌ها خبر ندارد.‏
ثانیا؛ در هر دو گروهی که یک عضو مشترک و جمعا پنج عضو دارد بجز فرد مشترک (که در یک گروه رییس ‏است و در گروه دیگر عضو)، که با هر چهار نفر آشناست و آنها را می‌شناسد، دو نفر دیگرِ هر گروه، دو نفر ‏گروه دیگر را نمی‌شناسند. پس در شبکه حقیقی، هر نفر، حداکثر چهار نفر دیگر از آن شبکه را می‌شناسد.‏

‏ گفتگوها و تصمیمات یک گروه، از طریق فرد مشترک به گروه دیگر و به همین ترتیب به گروه‌های دیگر ‏منتقل می‌شود و به این صورت، همه‌ی اعضای شبکه از آن گفتگوها و تصمیمات مطلع خواهند شد.‏

تنها برای مثال:‏

برنامه تشکیل شبکه اجتماعی حقیقی به‌نام سپیدجامگان‌‏

اصل ۱ ‌ - هدف
شناسایی و مبارزه با عوامل و جیره‌خواران حکومت اسلامی
اصل ۲- شرایط عضویت در شبکه‏
‏- عدم وابستگی به حکومت اسلامی
‏- مخالفت با برنامه‌ها و سیاست‌گذاری‌های حکومت به هر شکل ممکن و عدم موافقت با این سیاست‌ها حتی ‏با دلایلی غیر از دلایل ابرازی حکومت. ‏
‏- عدم تبلیغ اعتقادات و سیاست‌های شخصی در اجتماع‏

آبان ۲۵۸۱
👍1
🕎 حکومتهای ایدئولوژیک

این مطلب را در ٩٣/٨/٢٣، و قبل از خواندن بخشی از کتاب #رفیق_آیت‌الله، نوشته بودم.

در قرن بیستم و تا کمی قبل از انقلاب ایران جهان از دو قطب شرق و غرب تشکیل شده بود که به #سوسیالیسم و #کاپیتالیسم معروف شده بود و هرکدام هم برای خود همپیمانانی داشتند و با هم در #جنگ_سرد. حکومتهایی که این دو قطب تشکیل داده بودند یکی بر مبنای ایدئولوژی بود و آن دیگری بر مبنای سکولاریسم. هر دو نوع حکومت ادعای دموکراتیک بودن یا به عبارتی مردمسالار بودن را داشتند و تا اندازه‌ای هم درست بود. اولی سوسیالیسم را به مردمش حقنه می‌کرد و سپس از مردم برای حکومت رای می‌گرفت و حکومتهای پوپولیستی تشکیل می‌داد؛ و دومی هم که با روشهای خاص خود براساس رای مردم حکومت می‌کرد.
کشورهای خرده‌پای این دو قطب نیز حکومتهای دیکتاتوری خود را بر همان مبناها تشکیل داده بودند؛ به‌عنوان نمونه کشورهایی چون عراق و سوریه زیر عنوان حکومت بعث و لیبی با عنوان حزب سبز قذافی وابسته به بلوک شرق و پادشاهی سعودی و جمهوری اسلامی پاکستان و پادشاهی افغانستان وابسته به بلوک غرب. البته در برخی کشورهای تحت سلطه بلوک غرب نیمچه آزادی‌یی وجود داشت که مخالفان حکومت بتوانند تحت عنوان احزاب کمونیست و غیره فعالیت کنند.

در دهه هفتاد میلادی، بلوک شرق با حمله به افغانستان و اشغال آن، آخرین تلاش خود را برای گسترش مرزهایش بعمل آورد که تا حدی هم نتیجه‌بخش بود. اما با مقاومت مردم مسلمان افغانستان در مقابل کمونیستهای اشغالگر؛ بلوک شرق به‌فکر تغییر تاکتیک افتاد. تغییر تاکتیکی که یک انقلاب بزرگ بود: چرا باید حکومتهای وابسته‌اش را برمبنای یک ایدئولوژی ساختگی مانند کمونیسم پایه‌گذاری کند؟ چرا از یک ایدئولوژی نهادینه شده در مردم استفاده نکند؟ دین! همان دینی که در گذشته آن همه بر علیه آن تبلیغ کرده بودند: «دین افیون توده‌هاست».
در همان اوان؛ شکل‌گیری انقلاب ایران نیز به استحکام این ایده کمک کرد. مخصوصاً پس از اشغال سفارت آمریکا و گروگان‌گیری توسط دانشجویان افراطی که انقلاب ایران را وارد مرحله جدیدی کرده و ضدیت آن را با آمریکا (دشمن دیرینه بلوک شرق) آشکارتر کرد؛ بلوک شرق را در پیگیری این ایده مصمم‌تر کرد و تلاش کرد رابطه‌اش با این حکومت جدید را مستحکم‌تر کند.


اینجا👇را هم ببینید

https://t.me/TanzeTalkh2/1397
💔 علت اصلی مخالفت گروه‌های به‌اصطلاح برانداز با یکدیگر

✍ در شبکه‌های مجازی؛ گروه‌هایی تحت عناوین مختلف، مانند سلطنت‌طلب، جمهوری‌خواه، فدرالیست، سوسیالیست و غیره؛ که همگی خود را مخالف جمهوری اسلامی و به‌اصطلاح برانداز می‌دانند؛ بجای مبارزه بر علیه حکومت اسلامی، به لجن‌پراکنی علیه یکدیگر مشغولند. به همین دلیل است که اینان، بخیال خودشان، بیش از ۴ دهه است با حکومت اسلامی مبارزه می‌کنند و در این مدت دریغ از ذره‌ای موفقیت. حکومت اسلامی هر روز بیش از پیش دست به جنایت و آدم‌کشی می‌زند و هر روز بیشتر از پیش در فساد و وقاحت غوطه‌ور شده و بیش از پیش، سرمایه‌های مادی و معنوی کشور را به باد فنا می‌دهد.

علت از دو حال خارج نیست:
🕎 یا عوامل حکومت اسلامی در ارکان این گروه‌ها نفوذ کرده و اینان را به بیراهه می‌برد، که این تفرقه و نفاق بین گروه‌ها، مطلوب حکومت است؛ 😞

☯ و یا اینکه این گروه‌ها به راه و روش و اهداف سازمانی خود باور ندارند و بدلیل نگرانی از به ثمر رسیدن راه و روش‌های دیگران، عامدا دست به تخریب آنان می‌زنند! 😞

✍ اما بنظر من مشکل اصلی این گروه‌ها در این است که اینان خود را در فضای پس از براندازی احساس می‌کنند و در پی یارگیری برای گروه خود، از هر طریق ممکن، حتی با تخریب رقیب، هستند. در حالی که هنوز ضحاک پیر يکايک از این گله می‌برد.!

و اما مشکل اصلی‌تر این است که:
✍ اینان بجای شفاف کردن و پرداختن به اصل و اساس اهداف و آرمان‌های خود، شکل حکومت مورد نظر خود برای بعد از براندازی را مشخص کرده و در پی قالب کردن آن به مردم و سایر گروه‌ها هستند.
به همین جهت؛
🔸 جمهوری‌خواهان مشخص نمی‌کنند که جمهوری مورد نظر آنان شبیه کدامیک از حکومت‌های موجود است؛ جمهوری اسلامی پاکستان یا جمهوری هند و یا جمهوری از نوع فرانسوی آن؟
🔸 و یا سلطنت‌طلبان خواهان کدام نوع سلطنت هستند؛ از نوع پادشاهی عربستان و یا پادشاهی از نوع انگلیسی و یا اسکاندیناوی آن؟ هر چند که برخی از سلطنت‌طلبان، اصرار بر بازگشت به سلطنت مشروطه دارند اما آنها هم مشخص نمی‌کنند که پادشاهی محمدرضاشاه پهلوی با حزب رستاخیز و یکه‌تازی‌هایش را در نظر دارند یا بازگشت به مشروطه مظفرالدین شاهی مدنظرشان است و یا مشروطه اصلاح‌شده منطبق با موازین دموکراسی و حقوق بشر؟
🔸 گروه‌های طرفدار فدرالیسم و سایر گروه‌ها هم به همین ترتیب!

✍ این گروه‌ها زمانی می‌توانند موفق باشند که بجای تکیه بر شکل حکومت مورد نظر خود برای بعد از براندازی، بطور شفاف مواضع خود را در برابر اصول و مبانی زیر مشخص نمایند:

- استقلال و تمامیت ارضی ایران،
- سکولاریسم و جدایی دین از حکومت،
- دمکراسی و آزادی‌های مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر،
- استقلال نهاد دادگستري از حکومت،
- تعیین نوع حکومت پس از براندازی با رای مردم و پس از برگزاری مناظرات علنی و موشکافانه توسط طرفداران هر یک از انواع حکومت.


در این صورت است که می‌توان امیدوار بود که تمامی گروه‌های اپوزیسیونِ باورمند به این اصول، با یکدیگر متفق شده و در جهت براندازی حکومت اسلامی گام‌های موثر و مفیدی بردارند.

در ابن رابطه، نوشته‌هایی در لینک‌های زیر را هم بخوانید:

https://t.me/TanzeTalkh2/1729

https://t.me/TanzeTalkh2/1687

ایمان علیپور
۴ بهمن ٢۵٨٢


.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اختلاف‌های روزافزون و تنش‌های فزاینده میان جریان‌های سیاسی اپوزیسیون در خارج از کشور

گفت‌وگو با جمشید برزگر، روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی
@iranintltv
از آرشیو طنز تلخ، موضوعی که هیچوقت کهنه نمیشود


😔 انتخابات، FATF و قیمت دلار:😔

✍️. از ابتدای انقلاب بخشی از درآمدهای نفتی، بصورت محرمانه در اختیار بیت رهبری بود و در هیچ ردیفی از بودجه‌های مملکت درج نمی‌شد. بسیاری از درآمدهای کلانِ مملکت (مانند فروش خودرو) نیز مشمول چنین سهمی می‌شد.! (جوک معروف آن‌زمان؛ سهم رهبر، سهم اکبر، سهم اختر هم به همین دلیل ساخته شد)!

از شروع دولت احمدی‌نژاد، کسان دیگری نیز (البته با اجازه‌ی رهبر) در این درآمدهای محرمانه سهیم شدند؛ ابتدا به بهانه‌ی مخارج دورزدن تحریم‌ها و بعد هم بعنوان ارثیه‌ی پدری‌شان از #سفره_انقلاب . این پول‌ها بصورت پالت‌های دلار نقد و یا شمش طلا، از مملکت خارج می‌شد (نمونه بارز و لورفته‌اش؛ خروج پالت‌های شمش طلا و دلار به ترکیه و اختلاس معروف 3000 میلیاردی و.... بود، که در جهت پیگیری این مورد اخیر، رهبر فرمودند: نباید زیاد کِشِش داد).

در این اواخر عده‌ای نه چندان مشهور، در کشورهای اطراف، پالتِ دلار بدوش و حواله بدست، در به در بدنبال خرید ملک، هتل و... در این کشورها بودند برای تبدیل پول‌های کثیف به پول‌های تمیز؛ تا اینکه موضوع FATF و کنوانسیون پالرمو مطرح شد، برای محدود کردن جاعشیان در زمینه اینگونه پولشویی‌ها و کمک به گروه‌های تروریستی.

#جاعش، ضمن پاس‌کاری و دست به دست کردن تصویب این لوایح در مجلس، شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت؛ به‌دنبال کسب فرصت بود و وقت خریدن برای به‌جیب زدن باقیمانده سرمایه‌ها و درآمدهای مملکت.
‌
در طی این مدت، حکومت برای ثابت نگداشتن قیمت دلار (و یا به حداقل رساندن نرخ افزایش قیمت آن)، گاه‌گاهی بخشی از دلارهای نفتی را توسط عوامل خود (مانند جمشید بسم‌الله) به بازار ارز تزریق می‌کرد و از این راه، هزینه‌های ریالیِ دولت را نیز تامین می‌کرد. ثابت نگداشتن قیمت دلار از آن جهت حائز اهمیت بود که بالارفتن قیمت آن باعث تورم می‌شد و پایین آمدن قیمت، باعث کاهش درآمد ریالیِ دولت؛ و گرنه قیمت واقعی دلار در این شرایط و اوضاع و احوالِ تحریم‌ها و فروش نفت، بسیار بالاتر از این باید باشد.

تلاش برای ثابت نگداشتن قیمت دلار در دی و بهمن 98، دلیل دیگری هم داشت: کشاندن مردم به راهپیمایی دولتی در 22 بهمن و صندوق‌های رأی در 2 اسفند.

با عدم استقبال مردم از راهپیمایی 22 بهمن، حکومت از شرکت مردم در انتخابات نومید شد و ظاهراً برنامه‌ی دیگری را برای برگزاری #سیرک_انتخابات مد نظر قرار داده است! فشار تحریم‌های FATF نیز اندک‌اندک از راه می‌رسد و به‌همین جهت است که حکومت، قیدِ ثابت نگهداشتن قیمت دلار را زده و ترجیح داده است ته‌مانده‌ی #سفره_انقلاب را هم جارو کند و اجازه داده تا قیمت دلار به قیمت واقعی خود برسد؛ در عوض برای تأمین هزینه‌های ریالی خود، راه دیگری را برگزیده است:
وعده فروش اوراق قرضه در اسفندماه!.
بدینوسیله، ضمن حفظ ته‌مانده‌ی دلارهای نفتی برای خود، هزینه‌های خود را از جیب مردم تامین می‌کند، و ضمناً امیدوار است با هدایت سرمایه‌های مردم به اوراق قرضه، اندکی از التهاب افزایش قیمت دلار (کاهش ارزش پول ملی) بکاهد.

😔 در این میان، بیچاره مردم؛ که اندک سرمایه‌ی خود را در قبال کاغذپاره‌ای به حکومت واگذار می‌کنند، بدون آنکه تضمینی برای برگشت این سرمایه داشته باشند. داغِ بالا کشیدن سرمایه‌های مردم توسط مؤسسات مالی و اعتباریِ زیر نظر حکومت، در دل‌ها هنوز تازه است!

ملانِقی
بهمن 1398

https://t.me/TanzeTalkh2/1075
💥 سال ۵۷ ٬ شورش یا انقلاب
و نقش شاه، غربی‌ها و کمونیست‌ها در ایجاد آن


👈 نگاهی گذرا به جریانات سیاسی سال ۵۷ و قبل از آن

۱- 🔹پس از کودتای سال ۳۲، شاه تمام وجهه همت خود را صرف سرکوب (البته نه از نوع سرکوب‌های جاعشی) مخالفان سیاسی می‌کند؛ #حزب_توده را غیر قانونی اعلام می‌کند، #مصدق را پس از محاکمه در دادگاه نظامی حصر خانگی می‌کند، دستور تشکیل ساواک را می‌دهد و....

۲- 🔹در زمینه‌ی اقتصادی؛ تلاش‌هایی برای فروش نفتِ باصطلاح ملی‌شده بناچار در قالب قراردادهایی که بیشتر شبیه قراردادهای استعماری است، می‌شود.

۳- 🔹شاه در سال ۱۳۴۱، در جهت جلوگیری از #نفوذ_شوروی و با رهنمودهای غرب، دست به انجام اصلاحات زده و  اصولی را تحت عنوان #انقلاب_سفید که در ابتدا شش اصل بود اعلام کرده و به رفراندوم می‌گذارد. شایان ذکر است که ۴ سال قبل‌تر، #عبدالکریم_قاسم در عراق کودتا کرده و حکومتی متمایل به شوروی را تشکیل داده و معادلات منطقه را به هم زده بود.

۴- 🔹روحانیون تشیع که بطور سنتی با نظام شاهنشاهی همخوانی و همراهی داشتند، با دو اصل مهم انقلاب سفید (#اصلاحات_ارضی و #حق_رأی_زنان) مخالفت کردند. علت اصلی این مخالفت این بود که حدود بیست درصد از اراضی کشور جزو موقوفات و در دست روحانیون بود که روحانیون با این اصول، منابع درآمدی خود را در خطر از دست دادن می‌دیدند و دومین اصل نیز به استناد اینکه در شریعت اسلامی حق رأی به زنان داده نمی‌شود، خلاف شرع تشخیص داده شده است.

۵- 🔹#خمینی در ابتدا مخالفت صریح خود را با اصل دوم اعلام کرد (تلگراف ارسالی به شاه در تاریخ ۱۳۴۱/۰۷/۱۷)؛ اما بعدا با سیاسی‌کاری حرف خود را عوض می‌کند («.... ما باید با اصل رفراندم مخالفت کنیم... ما با اصل رفراندم مخالفیم زیرا یک بدعت تازه است» / خاطرات آیت الله منتظری/ ص 190ـ207). در جایی دیگر می‌گوید «اکثریت جامعه ایران قوه تشخیص فهم این اصول را ندارند.»

۶- 🔹شاه بجای اینکه آتش این مخالفت‌ها را در برابر قضاوت مردم و بخصوص روشنفکران قرار دهد و تمایل به #واپسگرایی_روحانیون را بر همه آشکار کند، سعی در پنهان کردن آتش در زیر خاکستر کرد، خمینی را بازداشت کرده و شورشیانِ خرابکارِ خرداد ۴۲ را (که ناآگاه از جریانات سیاسی روز، تنها خواهان آزادی خمینی بودند) سرکوب نمود.

۷- 🔹به علت شرایط خاص جهانی و منطقه‌ای، بخصوص پس از تبدیل قراردادهای استعماری فروش نفت به #کنسرسیوم به قراردادهای عادلانه‌تری با #کنسرسیوم_جدید، در تابستان ۱۳۵۲، درآمد حاصل از نفت ایران چند برابر شد. این افزایش قیمت نفت باعث شد که محمدرضا شاه دو رکن اساسی را در پیشبرد سیاستهای کشور بیشتر مورد توجه قرار دهد: ارتش و اتکا به درآمد نفت.

۸- 🔹تجهیز ارتش به سلاح‌های تقریبا مدرن؛ تلاش شاه برای بالا نگهداشتن قیمت نفت، مادامی که کشورهای غربی قیمت محصولات خود را بالا می‌برند و سایر بلندپروازی‌های شاه؛ اولا، هراس از انتقاد و رک‌گویی محمدرضا شاه را در میان کشورهای مقتدر جهانی برانگیخت و ثانیا هراس منطقه‌ای از اقتدار ایران را در پی داشت. این همه باعث شد که بهانه را برای نفوذ و دخالت کشورهای مقتدر جهانی و منطقه‌ای در کشور ایران فراهم نماید و در پی جلوگیری از بلندپروازیهای نظام شاهنشاهی ایران برآیند.

۹- 🔹از عواقب دیگر افزایش قیمت نفت، رشد سریع اقتصاد کشور بود که با پیشرفت در بسیاری از زمینه‌های اقتصادی، کشور از حالت سنتی و عشایری خود بیرون رفته و شهرهای کشور با موج مهاجرت روستاییان مواجه گردید. گسترش مهاجرت از شهرها باعث شد که شهرهای کشور بزرگتر و رشد حاشیه‌نشینی و زاغه‌نشینی در اطراف شهرها نیز افزایش یابد (افزایش جمعیت شهرنشینانِ نامتمدن). در این دوره سطح رفاه اقتصادی و اجتماعی در این دهاتِ شهرگونه به سرعت افزایش یافته بود.

۱۰- 🔹از آن سو در صحنه‌ی سیاست بین‌الملل، دوره سوم #جنگ_سرد از دهه ۱۳۵۰ آغاز شد که شوروی تهاجم خود را به اوج رسانده و در جنگ #ویتنام خستگی مفرطی را بر آمریکا وارد نموده و باعث شکست تلاشهای نظامی آمریکا در ویتنام گردیده بود. در همین دوره و در میانه‌ی دهه‌ی ۵۰ خورشیدی، شوروی در منطقه خاورمیانه نیز بر شدتِ تهاجم خود افزوده بود و باعث رخداد سه کودتای کمونیستی پی در پی، در افغانستان و در همسایگی ایران شده بود.

....

این طنز تلخ ادامه دارد 👇👇
👍1
💥‏ سال ۵۷ ٬ شورش یا انقلاب‏
و نقش شاه، غربی‌ها و کمونیست‌ها در ایجاد آن‏

👈‏ نگاهی گذرا به جریانات سیاسی سال ۵۷ و قبل از آن
بخش دوم‏

‏۱۱-‏🔹‏ درباره‌ی ویژگی شخصیت محمدرضا شاه، باید گفت که، برخلاف پدرش، دارای اعتقاداتی سخت ‏مذهبی و خرافی بود و اهمیت ویژه‌ای به روحانیون می‌داد. دشمن اصلی نظام سلطنتی را کمونیست‌ها و بعدها ‏نیز #جبهه_ملی و جنبش‌های ملی‌گراییِ ملیت‌های گوناگون ایران می‌دانست و برای رهایی از چنگ این ‏دشمنان، مذهب را مددکار و یاور خود می‌دانست و به تقویت حوزه‌ها و تکایا و مساجد در نقاط مختلف کشور ‏می‌پرداخت که شاید بتوانند کمکی برای سرکوبی جریانات کمونیستی و ملی‌گرایی در ایران باشند. همچنین ‏همیشه یک ترس و توهم از اقتدار پشت پرده #انگلیس و شوروی را در اداره امورات کشور با خود به همراه ‏داشت و گاهی اوقات به صراحت از توطئه‌های خارجی وابسته به این کشورها صحبت می‌راند.‏

‏۱۲-‏🔹‏ در دهه‌ی ۵۰، دو جریان روشنفکری در کشور فعال بودند که به مخالفت با نظام شاهنشاهی در ایران ‏پرداختند. جریانات روشنفکر سوسیالیستی که عمدتاً طرفدار نظام کمونیستی شوروی بودند و مخالف سرسخت ‏غرب و نظام سرمایه‌داری بشمار می‌رفتند و نظام شاهنشاهی را نماد سرسپردگی به امپریالیسم جهانی ‏می‌دانستند؛ و دیگر جریان روشنفکر اسلامگرایی که در مبارزه علیه نظام شاهنشاهی موقعیت و وضعیت ‏مناسبتری یافته بود. این جریان که در ابتدا با هدایتگری نظام شاهنشاهی و در مقابل جریان چپ شکل گرفته ‏بود، بسرعت رشد کرد و با ظهور علی شریعتی در حسینیه ارشاد، روند مخالفت با نظام حکومتی محمدرضا شاه ‏و قشر روحانیت سنتی را در پیش گرفت و توانست به سرعت جایگاه خود را در میان دانشجویان و تحصیل ‏کرده‌ها و بسیاری از عوام نیز مستحکم نماید. ‏

‏۱۳-‏🔹‏ علی شریعتی نظریه‌پرداز اصلی انقلاب اسلامی بود که با تلفیقی از مذهب شیعه و تفکرات چپ ‌‏#مارکسیستی و اقتباس از افکار انقلابی #مارکس، #فرانس_فانون و دیگر مبارزین چپگرا توانست تفکرات ‏اسلام شیعی را انقلابی نماید. وی با تأثیری که بر افکار عمومی و قشر جوان و روشنفکر جامعه گذاشت باعث ‏شد که بعد از وی این اقشار دنباله‌رو خمینی شوند و با استفاده از اعلامیه‌های مبهم او از حکومت اسلامی و ‏شعارهای ضدامپریالیستی‌اش، فساد اداری دستگاه سلطنتی و حمایت از فقرا، این اقشار گمراه گردیده و انقلاب ‏اسلامی خواسته اکثریت اقشار گردد. بهمین جهت؛ بانکها و فروشگاه‌های زنجیره‌ای بعنوان نماد سرمایه‌داری ‏و کاباره‌ها و سینماها بعنوان نماد تهاجم فرهنگ غربی، هدف حمله و خرابکاریِ شورشیان طرفدار انقلاب ‏اسلامی قرار گرفت. در اکثر خرابکاری‌های سال 57 ردپایی از عوامل شوروی_سوسیالیستی دیده می‌شود. ‏برای اطلاعات بیشتر، پیشنهاد می‌شود کتاب «پشت پرده‌های انقلاب اسلامی، اعترافات حسین بروجردی» ‏مطالعه شود.‏ شایان ذکر است که عبارت «مارکسیست‌های اسلامی» و «پیوند ارتجاع سرخ و سیاه» که شاه در ماه‌های آخر ‏سلطنت خود بسیار آن را تکرار می‌کرد، نیز اشاره به همین تفکرات داشت.‏

‏۱۴-‏🔹‏ حادثه‌ای که از آن بعنوان نقطه عطفی در وقوع انقلاب یاد می‌شود حادثه‌ی آتش‌سوزی سینما رکس ‏آبادان است. این حادثه از آن جهت اهمیت دارد که #میشل_فوکو استاد فلسفه، تاریخ، جامعه‌شناسی و علوم ‏سیاسی فرانسوی بعنوان روزنامه‌نگار و برای تحقیق در چگونگی این رویداد و سنجش افکار عمومی عازم ‏ایران شد. وی در سال ۵۷، دو بار (شهریور و آبان) به ایران سفر کرد و بعنوان گزارشگر روزنامه کوریَره ‏لاسرای ایتالیا، درباره ایران به تحقیق پرداخت و در مورد ناآرامی‌های ایران گزارش‌های زیادی خوانده و با ‏بسیاری از مخالفان رژیم در بیرون از کشور نیز ملاقات نمود. وی در مقاله‌ای تحت عنوان «دین بر ضد شاه» ‏از اسلام بعنوان بهترین جایگزین برای نظام شاهنشاهی یاد می‌کند.‏

‏
بخش اول را در 👈👈 اینجا 👉👉👉 ببینید
....

این طنز تلخ ادامه دارد 👇👇
👍1
💥‏ سال ۵۷ ٬ شورش یا انقلاب‏
و نقش شاه، غربی‌ها و کمونیست‌ها در ایجاد آن‏

👈‏ نگاهی گذرا به جریانات سیاسی سال ۵۷ و قبل از آن

بخش سوم

‏۱۵-‏🔹‏ تحقیقات فوکو در اختیار دولت #ژیسکار_دستن رئیس جمهور وقت فرانسه قرار می‌گیرد. بعد از ‏گذشت ده روز از سفر اول فوکو، خمینی طی یک سناریو از نجف به پاریس منتقل می‌شود و فوکو نیز در ‏پاریس به دیدار وی می‌رود. ژیسکار دستن فرستاده ویژه‌ای را به نام میشل پونیاتووسکی مأمور دیدار ‏خصوصی با محمدرضا شاه در ایران و خمینی در پاریس می‌کند. شاه در دیدار خصوصی از دولت فرانسه ‏می‌خواهد که در راه کم کردن #فشار_شوروی اقدام نماید!!!. ‏

‏۱۶-‏🔹‏ بعد از ارائه گزارشهای فوکو به کاخ الیزه، دولت ژیسکار دستن یک گردهمایی سه روزه (۱۴ تا ۱۷ ‏دی‌ماه ۱۳۵۷) تدارک می‌بیند که سران ۴ کشور غربی یعنی فرانسه، انگلستان، آمریکا و آلمان در آن شرکت ‏کردند و به #کنفرانس_گوادلوپ مشهور شد. دولت فرانسه از سران سه کشور به چاره اندیشی مشترک برای ‏حفظ منافع خویشتن دعوت به عمل می‌آورد. گزارش‌ها و اسنادی که در مورد کنفرانس گوادلوپ موجود است ‏بخوبی نمایانگر این است که آمریکا نیز از حکومت محمدرضا شاه ناامید شده است و جایگزینی را در ارتش ‏ایران جستجو می‌کند که سخت طرفدار محمدرضا شاه است و برای دفع خطر احتمالی از جانب شوروی و ‏قدرت‌گیری کمونیست‌ها اعتقاد به کودتا در ایران دارد؛ اما ژیسکار دستن با توجه به تحقیقات فوکو و ‏دیدارهای خصوصیِ فرستاده‌ی ویژه‌ی خود با محمدرضا شاه و خمینی و همچنین تحلیل ارسالی صادق ‌‏#قطب‌زاده به کاخ الیزه، به #کارتر توصیه می‌کند که با دولت احتمالی جدید تهران که ریاست معنوی آن با ‏خمینی خواهد بود وارد گفتگو شود زیرا دولت فرانسه تصمیم گرفته است که دور شاه را خط بکشد. ‏

‏۱۷-‏🔹‏ بعد از اظهارات ژیسکار دستن و تصمیم‌گیری در مورد ایران، آمریکا به پیشنهاد دولت فرانسه با خمینی ‏تماس می‌گیرد و زمینه را برای انقلاب مهیا می‌کند. یکی از این اقدامات، فرستادن #ژنرال_هایزر به تهران، ‏یک روز بعد از کنفرانس گوادلوپ بود. مأموریت هایزر نظارت بر تحرکات ارتش وفادار به شاه برای جلوگیری ‏از کودتای احتمالی، دور نگه داشتن گروه‌های چپ از قدرت‌یابی احتمالی و در صورت لزوم بگارگیری قدرت ‏ارتش در سرکوبی احتمالی جریانات چپ بود. همه‌ی این جریانات و رویدادها طی دو هفته از تاریخ ۱۳ تا ۲۶ ‏دیماه سال ۱۳۵۷ روی داد و منجر به خروج شاه از کشور شد. در همین زمان، به پیشنهاد اروپاییها و آمریکا، ‏به فرمان خمینی #شورای_انقلاب در تاریخ ۲۲ دیماه تشکیل شد.‏

📣‏ نتیجه:‏

👈‏ نقش شاه، غربی‌ها و کمونیست‌ها در بروز رویدادهای سال ۵۷

🟤 ‏الف - ‌‏ محمدرضا شاه، در ادامه‌ی اقدامات #رضاشاه، تمام تلاش و همت خود را بر سر پیشبرد مملکت بسوی ‌‏#تمدن و خارج کردن ایران از جرگه‌ی کشورهای #جهان_سوم گذارده بود؛ اما در این راه از دو نکته‌ی ‏اساسی غافل بود:‏

اول- یکی از شرایط مهم و اساسی برای گذار از عقب‌ماندگی، رشد آگاهی و فرهنگ عامه مردم است. با ‌‏#ترویج_خرافات و عامه‌گرایی، نمی‌توان به تمدن رسید (بند ۱۱ بخش دوم). فراموش نکنیم که سرمنشاء پیشرفت ‏کشورهای اروپایی، رنسانس بود. ‏

دوم- برای استفاده از هر چیز، ابتدا باید فرهنگ استفاده از آن را یاد داد، وگرنه اتومبیل آخرین مدل را بدست ‏آدمی بدهید که تا دیروز خر سوار بوده، نتیجه‌اش این می‌شود که در خیابان‌ها شاهدش هستیم. تفکری که ‏مفهوم آزادی و رأی دادن را نمی‌داند و زن را ملک لایملک مرد می‌پندارد؛ پر واضح است که بکمک مریدانش ‏در مقابلِ آزادی رأی دادنِ زنان، با تمام قدرت می‌ایستد (بند ۵ بخش اول).‏

https://t.me/TanzeTalkh2/931

‏.... و این طنز تلخ همچنان ادامه دارد ‏👇👇

بخش اول را در ‏👈👈‏ اینجا 👉👉👉‏ ببینید ‏
بخش دوم را در ‏👈👈‏ اینجا 👉👉👉‏ ببینید ‏
💥‏ رخداد سال ۵۷، شورش یا انقلاب‏
و نقش شاه، غربی‌ها و کمونیست‌ها در ایجاد آن‏

بخش چهارم و پایانی

🟤 ‏ب - ‌‏ رویدادهای سال ۵۷ ایران، دو #بازی‌گردان اصلی داشت که با سوءاستفاده از اشتباهات گذشته‌ی شاه و ‏روحیه‌ی هرج و مرج طلبی و ماجراجویی مردم (مردمی که در اثر سرریز درآمدهای نفتی مملکت، به رفاه ‏نسبی رسیده بودند بدون اینکه ذره‌ای پیشرفت فرهنگی داشته باشند و بعبارت دیگر کسی به آنها حتی ‏فرهنگ استفاده از رفاه را هم یاد نداده بود)؛ وقوع (باصطلاح) #انقلاب_اسلامی را رقم زدند. مردم در ‏خیابان‌ها فریاد می‌زدند استقلال، آزادی، حکومت اسلامی؛ در حالی که درک درستی از هیچکدام از این سه ‏مفهوم نداشتند. با اینکه خمینی رساله‌ای تئوریک در باب #حکومت_اسلامی نوشته بود، خود هیچ درکی از ‏چگونگی عملکرد چنین حکومتی در دنیای امروز نداشت (شاهد مدعا اینکه در یک دهه‌ای که ‌‏#رهبر_جمهوری_اسلامی بود٬ نتوانست حتی یک قانون مشخص، ولو برای بانکداری بقول خودشان ‏اسلامی ارائه کند)؛ چه برسد به اینکه مردم بخواهند آن را بفهمند (البته هنوز هم پس از گذشت بیش از چهار ‏دهه از برپایی حکومت اسلامی، #بانکداری_اسلامی مورد اعتراض مراجع تقلید شیعه است!).‏

و اما دو بازی‌گردان اصلی:‏ ‎

😳اول؛ کشورهای غربی، که بدلایل ذکر شده (بند ۸ بخش اول) در صدد حذف محمدرضا شاه از صحنه‌ی سیاست ‏بین‌المللی بودند و در این راه کشورهای عربِ منطقه هم بدلیل دشمنی‌شان با اسرائیل و هم اینکه حضور ‌‏(بقول خودشان) ژاندارمی شاه در منطقه را خوش نداشتند، آب به آسیاب غربی‌ها می‌ریختند. ‏

😳‏ دوم؛ همسایه‌ی شمالی ایران (شوروی)، که از دیرباز آرزوی رسیدن به آب‌های گرم جنوب را در سر ‏می‌پروراند و در این راه از هیچ کوششی دست بر نمی‌داشت. یکی از آخرین تلاشهای شوروی در این راه، ‏کودتای کمونیستی در کشور مسلمان #افغانستان، در اردیبهشت ماه سال ۵۷ بود. ‏

👌‏ در جریان رویدادهای سال ۵۷ و پیشبرد فرایند حذف شاه، غربی‌ها تنها نگران کودتای ارتش بطرفداری از ‏شاه و یا کمونیست‌های طرفدار شوروی (حزب توده) بودند؛ در حالی که شوروی، در سکوت کامل، تمام همّ و ‏غمّ خود را مصروف ساماندهی شورش‌ها و تظاهرات کرده بود (شوربختانه؛ پس از اینکه با غیرقانونی اعلام ‏شدن #حزب_توده، شوروی از فعالیت‌های سیاسی در ایران نومید شد، به فعالیت‌های فرهنگی روی آورد ‏بطوری که اکثر روشنفکران پیش از انقلاب را چپ‌های سوسیالیست تشکیل می‌دادند. در این میان ظهور علی ‏شریعتی و تلفیق #سوسیالیزم و #تشیع، کمک بسیار بزرگی به ترویج برنامه‌های فرهنگی شوروی نمود- بند ‌‏۱۲). در این میان اما، تنها شاه بود که از خطر نفوذ شوروی آگاه شده بود (البته با تأخیر) و سعی می‌کرد این ‏خطر را به غربی‌ها و ناراضیان راستینِِ داخلی (اگر وجود می‌داشتند) گوشزد کند. عبارات «اتحاد ارتجاع سرخ و ‏سیاه» و «مارکسیست‌های اسلامی» که در آن زمان توسط شاه بیان می‌شد، گویای همکاری کمونیست‌ها با ‏آخوندها در ساماندهی شورش‌های سال ۵۷ بود (مجدداً پیشنهاد می‌شود کتاب «پشت پرده‌های انقلاب ‏اسلامی، اعترافات حسین بروجردی» را مطالعه کنید. در این کتاب #حسین_بروجردی اعتراف می‌کند که ‏تحت تأثیر فردی بنام «شهاب» بوده است. با بررسی کردار و گفتارِ #شهاب در این کتاب، می‌توان به تفکرات ‏کمونیستی او پی برد).‏

👈‏ شورش یا انقلاب

🔹‏ در خاتمه؛ بنظر ملانِقی، ‏

‏«انقلاب به فرآیندی گفته می‌شود که طی آن عده‌ای آگاهانه بدنبال جایگزین کردن سیستمی (ترجیحاً) بهتر ‏بجای سیستم ناکارآمد فعلی باشند. مثال‌هایی که برای #انقلاب می‌توان برشمرد عبارتند از: انقلاب فرانسه، ‏انقلاب صنعتی، انقلاب مشروطه و حتی بدترین شکل آن انقلاب ۱۹۱۷ روسیه. در مقابل چنانچه عده‌ای ‌‏(حتی ملتی) ناآگاهانه بدنبال براندازی سیستمی باشند بدون آنکه سیستم جایگزین آن برایشان مشخص کرده ‏باشد، تنها می‌توان نام #شورش بر آن نهاد». ‏

مهرماه ۱۳۹۸

بخش اول را در ‏👈👈‏ اینجا 👉👉👉‏ ،
بخش دوم را در ‏👈👈‏ اینجا 👉👉👉‏ ،
و بخش سوم را در ‏👈👈‏ اینجا 👉👉👉‏ ببینید ‏

آنچه در این رشته مطالب بیان شد:‏

💥‏ رخدادِ سال ۵۷ ٬ شورش یا انقلاب‏

👈‏ نگاهی گذرا به جریانات سیاسی سال ۵۷ و قبل از آن
👈‏ نقش شاه، غربی‌ها و کمونیست‌ها در ایجاد آن‏
👈‏ شورش یا انقلاب
 
تورم و نظام اسلامی

محمدرضا جهان‌پرور، بورگان نظامی نرج‌آباد و سعید قاسمی‌نژاد

در این یادداشت کوتاه دکتر محمدرضا جهان‌پرور و دکتر بورگان نظامی نرج‌آباد، دو اقتصاددان برجسته ایرانی همراه با دکتر سعید قاسمی‌نژاد، عضو شورای سیاستگذاری «فریدون» و دکترای اقتصاد مالی، تلاش می‌کنند به چرایی و چگونگی رشد تورم در چارچوب جمهوری اسلامی بپردازند. آنان تاکید می‌کنند رفاه اقتصادی برای قاطبه‌ی ایرانیان حاصل نخواهد شد تا زمانی که جمهوری اسلامی بر سر کار است.

۷ اسفند ۲۵۸۲ (۱۴۰۲) 

تورم بالا در کنار عدم رشد اقتصادی از ویژگی‌های بارز اقتصاد ایران در دوران جمهوری‌ اسلامی بوده‌ است. ایران در طی ۴۵ سال اخیر تنها چهار سال تورم زیر ۱۰ درصد داشته و هرگز تورم آن به زیر پنج درصد نرسیده است. این در حالی است که پیش از انقلاب اسلامی سال ۱۹۷۹ و در فاصله ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۸ ایران تنها پنج سال دارای تورم بیش از ۱۰ درصد بود. نرخ متوسط تورم در دوره مورد اشاره، پیش از فاجعه‌ی بهمن ۶.۶ درصد بود. در ایران تحت زعامت حکومت اسلامی در فاصله ۱۹۷۹ تا ۲۰۲۲ نرخ متوسط تورم ۲۰.۸ درصد بوده است.
 تورم در جمهوری اسلامی تنها در مقایسه با عملکرد پیش از انقلاب فاجعه‌بار نیست؛ بلکه مقایسه تورم در ایران در این دوره با کشورهای منطقه، جهان، ‌و دنیای عرب نیز  بیانگر عملکرد نامناسب جمهوری اسلامی است. در فاصله سال‌های ۱۹۷۹ تا ۲۰۲۲ نرخ متوسط تورم در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا ۴.۷ درصد، در جهان ۴.۳ درصد، و در دنیای عرب پنج درصد بوده است.
 ناتوانی جمهوری اسلامی در کنترل تورم ریشه در مسائلی مشخص دارد؛ بی‌انضباطی مالی حکومت، ضعف ابزارهای‌ پولی بانک‌ مرکزی، عقب‌ماندگی مقررات‌ بانک‌داری و نظام‌ نظارت بر بانک‌ها، و ضربات مکرر به درآمدهای ارزی ایران در نتیجه ستیزه‌جویی‌های بین‌المللی نظام‌ اسلامی و نبود فضای امن برای کسب و کار و تجارت  و سرمایه. 
 در دو دهه اخیر نظام‌ بانکی ورشکسته برای ادامه بقای مُرداروار خود نیازمند تداوم این تورم شدید بوده است. در واقع این تورم شدید به روشی بدل گشته تا نه تنها «دولت» جمهوری‌ اسلامی، بلکه صاحبان بانک‌های به اصطلاح خصوصی- که همگی از وابستگان حاکمان جمهوری‌ اسلامی هستند - نیز با کاستن از ارزش واقعی پول ایرانیان، از آنان دزدی کنند. 
 بانک‌ مرکزی ‌جمهوری‌ اسلامی در سال‌های‌اخیر برای پرهیز از تبدیل تورم شدید به ابرتورم، به سرکوب مالی شدید دست زده‌ است؛ به ویژه از طریق محدودیت مقداریِ رشد ترازنامه‌ بانک‌ها. ترکیب این سیاست با تعرض دولت به منابع بانکی در قالب تسهیلات تکلیفی،، موجب شده است دسترسی فعالیت‌های اقتصادی پربار و سودمند به منابع بانکی به شدت محدود شود. ماحصل این سیاست، رشد اقتصادی پایین و ناتوانی اقتصاد در تولید مشاغلی است که می‌توانند درآمد کافی برای یک زندگی آبرومند متوسط را برای شهروندان را فراهم کنند. در چنین شرایطی، ناگزیر رمقی برای اقتصاد ایران باقی‌ نمانده است تا بلکه بهبودی ناچیز برای رفاه‌ عمومی حاصل شود. اینگونه است که جمع بیشتری از مردم به زیر خط فقر رانده می‌شوند.
چهار دهه پس از برآمدن جمهوری اسلامی تولید ناخالص سرانه واقعی به دلار ۲۰۱۵ همچنان از سطح پیش از بهمن ۵۷ پایین‌تر است. در حالیکه ایران پیش از بهمن ۵۷ در فاصله سال‌های ۱۹۶۱ تا ۱۹۷۸ شاهد متوسط رشد سالانه ۸.۸ درصد بود، پس از ۵۷ این رقم به ۲ درصد رسیده است. این در حالی است که در فاصله سال‌های ۱۹۷۹ تا ۲۰۲۲ متوسط رشد اقتصادی سالانه در جهان و در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا ۳ درصد و در جهان عرب ۳.۳ درصد بوده است. به عبارتی ایران تحت زعامت جمهوری اسلامی تورمی به مراتب شدیدتر و رشد اقتصادی کمتری از منطقه و جهان را شاهد بوده است.
 از سوی دیگر برای کاهش فشار کسری‌ بودجه‌ بر تورم، دولت جمهوری اسلامی دست‌اندازی‌ خود به صندوق توسعه ملی را بیشتر کرده است. دولت سیزدهم ‌اسلامی نه تنها بدهی هنگفت سال گذشته‌اش به صندوق توسعه را تسویه نکرده، بلکه با کسب مجوز از رهبر جمهوری اسلامی ۵۰ درصد از منابع صندوق توسعه در سال جاری را نیز برداشت خواهد کرد. به بیان دیگر در حالیکه کشورهای نفت‌خیز حاشیه خلیج فارس منابع صندوق‌های ثروت ملی خود را صرف سرمایه‌گذاری در پروژه‌های زیربنایی و سودده داخلی و خارجی می‌کنند، در ایران صندوقی که باید منابع لازم برای توسعه کشور و بهبود رفاه‌ نسل‌های آینده را فراهم کند برای اداره امور روزمره دولت به هدر می‌رود. 
 تا زمانی‌که اداره اقتصاد ایران در دستان کارگزاران جمهوری‌اسلامی باشد، فساد و نابخردی این کارگزاران، رفاه و معاش ملت ایران و نسل‌های آینده ایرانیان را تباه خواهد کرد. تنها با سرنگونی جمهوری اسلامی می‌توان قطار  ایران را دگرباره بر روی ریل توسعه پایدار و بهبود رفاه عمومی بازگرداند.
https://t.me/OfficialRezaPahlavi/1288
👍2
آنارکوفاشیسمِ شیعی، اسم رمزی برای نابودی ایران!

#A 442

آرمان امیری @armanparian - برای خواندن متن کامل این یادداشت اینجا کلیک کرده و یا از  گزینه‌ی  INSTANT VIEW استفاده کنید. برش‌هایی از متن یادداشت:

✍️ این برای نخستین بار است که من با تعبیری مواجه شده‌ام که وضعیت را از دریچه‌ی ذهن یکی از اعضای «داخل حلقه‌ی قدرت» توضیح می‌دهد و تا حدودی مشخص می‌کند چرا آنچه به عقل تمامی ناظران بیرونی غیرمنطقی می‌آید، در منطق نظام متفاوت است و از دستور خارج نمی‌شود: «آنارکوفاشیسم شیعی». این تعبیر عجیب را بهروز افخمی در گفتگوی اخیر خود با موسی غنی‌نژاد به کار برده است و تلاش کرده مبانی نظری و مقاصد و رویه‌های آن را تشریح کند. (متن کامل این گفتگو را می‌توانید از کانال تلگرامی دکتر غنی‌نژاد بخوانید)

✍️ نخست اینکه آنارکوفاشیسمِ شیعی ضددولت است. این ضدیتش با دولت ممکن است در یک خوانش سطحی و ترجمه‌ای به «نولیبرالیسم» تفسیر شود اما تنها چیزی که در این مدل شاهدش نیستیم آزادسازی یا تلاش برای تقویت بازار رقابتی است. کاملا برعکس، در این اندیشه، تلاش می‌شود تا منابع ثروت هرچه بیشتر از دایره‌ی نفوذ دولت خارج شود تا از دست‌رس اغیار دور مانده و به صورت انحصاری در اختیار کانون‌های فرقه قرار گیرد. در واقع، آنارکوفاشیسم شیعی دولت را مثله می‌کند تا اعضا و حلقه‌هایش بتوانند تکه‌های آن را چپاول کنند.

✍️ دوم آنکه آنارکوفاشیسمِ شیعی ضد ملت است. یعنی به ملت، در معنایی که ما می‌شناسیم باور ندارد، بلکه هم‌وطنان خودش را در اعضای شبکه‌ای می‌بیند که ممکن است در هرکجای جهان حضور داشته باشند. گاه این تمایل خود را با اشاراتی صریح مطرح می‌کند و دم از «هلال شیعی» می‌زند، و گاه تلاش می‌کند تا مثل شبکه‌های فراماسونری آن را در بسته‌های رمزگذاری‌شده‌ی دیگری جایگذاری کند و کلیدواژگانی رسمی‌تر همچون «منافع ملی» را به گروگان بگیرد، که در نهایت هیچ نیستند جز منافع اعضای فرقه‌ای که با مرزبندی‌های دولت‌ملت‌های شناخته شده سازگاری ندارد.

از ترکیب دو گزاره‌ی قبلی در می‌یابیم که این آنارکوفاشیسمِ شیعی، ضد دولت/ملت است. دلیل نفرتش از «انقلاب مشروطه» را هم باید با همین گرایش ذاتی‌اش فهمید. مشروطه‌ی ایرانی، نقطه‌ی عطفی در تکامل نسخه‌ی مدرن دولت-ملت ایرانی بود. اگر حکومت ناچار است در روایت رسمی، نفرتش از این نقطه‌ی عطف را با برکشیدن مشروطه‌ستیزانی چون «شیخ‌فضل‌الله نوری» به نمایش بگذارد، بهروز افخمی با صراحتی عریان‌تر افسوس وضعیت ملوک‌الطوایفی پیشامشروطه را می‌خورد و از نفس تشکیل دولت متمرکز مدرن ابراز انزجار می‌کند.


کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»
.
https://telegra.ph/A442-03-18
-_-

یادآوری: طرح مولد سازی از اموال دولتی، هم یکی از اقدامات حکومت اسلامی در راستای اهداف آنارکوفاشیسم شیعی است.

اسفند ٢۵٨٢
قصه ‌_های_قرآن_آفرینش_و_پسران_آدم.pdf
3.7 MB
قصه‌های قرآن

1.‏ قصه‌ی آفرینش جهان و آدم‏

این قصه با استناد به بیش از ۱۴۰ آیه¬ی قرآن نگاشته شده است تا خواننده را با نگرش علمی قرآن، بیشتر آشنا کند. شماره، متن و ترجمه¬ی بیشتر آیات استناد شده، در پاورقیها ذکر شده است. بیشتر این آیات مضامینی شبیه به هم دارند.

2. پسران آدم و اولین‌های تاریخ بشریت

قبل از آغاز این قصه باید بگویم که در قرآن، درباره‌ی پسران آدم، چند آیه بیشتر وجود ندارد و این آیات هم برگرفته از تورات هستند. قرآن، قصه را از زمان قربانی کردن این دو برادر برای خداوند، روایت کرده ‌است؛ تورات هم با دو بند اضافه‌تر، درباره‌ی تولد پسران آدم، قصه را همانگونه آغاز کرده است.
قصه‌های قرآن‏

‏1.‏ قصه‌ی آفرینش جهان و آدم‏

این قصه با استناد به بیش از ۱۴۰ آیه¬ی قرآن نگاشته شده است تا خواننده را با نگرش علمی قرآن، بیشتر آشنا کند. شماره، متن و ترجمه¬ی بیشتر آیات استناد شده، در پاورقیها ذکر شده است. بیشتر این آیات مضامینی شبیه به هم دارند.

یکی بود، یکی نبود، غیر از خدا هیچکس نبود؛ و خدا خیلی تنها بود. از ازل تنها بود و حوصله‌اش به¬شدت سر رفته بود. به فکر افتاد که موجوداتی خلق کند که از تنهایی درآید. البته؛ بنظر نگارنده، آن¬گونه که در سطرهای آینده مشاهده می¬شود، خداوند از شدت تنهایی دچار عقده¬ی «کم¬ستایش¬شدنی» شده بود و یکی از دلایل آفرینش فرشتگان...‏

القصه؛ این فرشتگان همگی مشغول ستایش و سجده و عبادت خدا شدند . تا اینکه خداوند تصمیم گرفت جهان را بسازد، چون تا آن زمان هرچه بود لامکان بود و در لاهوت و ازلیت. گذشت زمان در لامکان بی‌معنی است، زیرا زمان و مکان دو عامل وابسته به یکدیگرند و گذشت زمان در جابجایی و تغییر مکان معنا و مفهوم می‌یابد؛ بنابراین نمی‌توان گفت که چه مدت پس از آفرینشِ فرشتگان، خداوند تصمیم به آفریدن جهان گرفت.
این بار او از شگرد «کُن فَیَکون» استفاده نکرد و تصمیم گرفت که جهان را با حوصله و در شش روز (یا شش هنگام) بیافریند . حالا بگذریم از اینکه؛ وقتی جهانی در کار نیست و زمین و خورشیدی وجود ندارد و همانطور که گفته شد؛ گذشت زمان در لامکان معنا ندارد؛ شش روز و یا شش هنگام را چگونه می‌شود محاسبه کرد؟!‏...‏

بهر حال، خدا دست به‌کارِ آفریدن جهان شد. ابتدا زمین را با گستراندن آن آفرید‏ ، ‏همانطور که اعرابی برای ‏برپایی خیمه، زیلویش را با غلطاندن ، می‌گستراند. ‏
نکته‌ی جالب‌ توجه اینکه؛ عالمان دین اسلام، کشف کرده‌اند که 25 ذیقعده روزی ‏است که زمین گسترش ‏یافته است، به‌همین جهت ‏این روز را دَحوُالارض (گسترش ‏زمین) نامیده‌اند.‏ اینکه گسترش زمین در 25 ‏ذیقعده‌ی چه سالی اتفاق افتاده، این ‏عالمان اطلاعی ندارند! ولی ما اکنون می‌دانیم که قبل از آفرینش (و ‏به‌قول دین‌داران، ‏گسترش) زمین، نه جانداری وجود داشته، نه انسانی و نه خورشید و ماهی که با آن ‏بتوان روز ‏و ماه را اندازه گرفت....!‏

بگذریم؛ سپس خداوند در زمین کوه‌هایی قرار داد، به مانند میخ‏ ‏ و لنگر‏ ، که ‏زمین را برقرار و استوار نگه دارد ‏. ‏همچنین رودها و راه‌های زمینی را آفرید تا انسان‌ها ‌‏(که بعداً آفریده خواهند شد) بتوانند راه خود را پیدا کنند ‏.!‌‏.....‏

2. پسران آدم و اولین‌های تاریخ بشریت

قبل از آغاز این قصه باید بگویم که در قرآن، درباره‌ی پسران آدم، چند آیه بیشتر وجود ندارد و این آیات هم برگرفته از تورات هستند. قرآن، قصه را از زمان قربانی کردن این دو برادر برای خداوند، روایت کرده ‌است؛ تورات هم با دو بند اضافه‌تر، درباره‌ی تولد پسران آدم، قصه را همانگونه آغاز کرده است.
هم قرآن و هم تورات چیزی درباره‌ی چند و چون اختلاف بین دو برادر نگفته‌اند؛ به‌همین جهت ما ناچاریم برای تکمیل این قصه، از روایات متعددی که مفسران قرآن نقل کرده‌اند، یاری بجوییم.
نکته‌ی قابل توجه دیگر این است که در قرآن اسمی از پسران آدم و شغل آنها برده نشده است؛ اما عالمان اسلامی و راویان اخبار، اسم پسر بزرگتر را قابیل و شغل او را کشاورزی، و اسم پسر کوچکتر را هابیل و شغلش را دامداری ذکر کرده‌اند. این راویان، همچنین دو روایت برای قسمت اول قصه و چرایی اختلاف بین دو برادر ذکر کرده‌اند: ...

این دو قصه را با مستنداتش، در فایل ‏pdf‏ (لینک زیر) بخوانید و اگر پسندیدید، برای دوستان و همفکرانتان ‏بفرستید.‏

https://t.me/TanzeTalkh2/1801

منتظر نقدها و نظراتتان هم هستم.

۱۴۰۳/۰۱/۰۲
💠 ماجرای رسوایی صدیقی یک نشانه است

✍مهدی نصیری
۸ فروردین ۱۴۰۳

📝وقتی اولین خبر را در مورد زمین خواری صدیقی امام جمعه تهران و رئیس ستاد امر به معروف و نهی از منکر  در کانال روزنامه نگار شجاع و فساد ستیز یاشار سلطانی دیدم، خواستم مطلبی بنویسم اما آن قدر عصبانی بودم که احساس کردم نوشته ام به ناسزاگویی آلوده شود (و لذا ترجیح دادم، چیزی ننویسم.) چند سال پیش از یک فرد مطلع و موثق شنیده بودم در کمتر پرونده ای مربوط به فسادهای کلان مالی است که صدیقی اعمال نفوذ نکرده و حق الزحمه! خود را دریافت نکرده باشد.

حدود چهار سال پیش از یکی از مقامات دادگاه انتظامی قضات در مورد وضعیت صدیقی و شنیده های پیرامونش پرسیدم، او از فرط عصبانیت و نفرت از این آدم، به خود پیچید اما جز چند کلمه چیزی نگفت و من ترجیح دادم، اصرار به پاسخ نکنم زیرا با خود گفتم شاید محذوریتی در تشریح مساله داشته باشد.

از دوران کیهان و صبح در مورد مفاسد مالی درون نظام، حساس و پی گیر بودم و وقتی بی تفاوتی نظام را در این مورد دیدم، اولین زاویه های ذهنی من با جمهوری اسلامی و ولایت فقیه باز شد و امروز که حمایت تمام قد نظام را از مفسدان می بینم، جدایی ام از نظام و روشنگری در برابر آن  محقق شده است.

الان نمی خواهم بیش از این از فساد نظام و برخی سوگلی های آن چون صدیقی بگویم، چرا که برای کسانی که اندک وجدان و آگاهی داشته باشند، مساله روشن شده است. اما مایلم همچنان در ساختار ذهنی ام بگویم صدیقی گیت یک نشانه خارق العاده از به پایان رسیدن جمهوری اسلامی است.

اگر به این تحلیل آینده نگرانه باور داشته باشیم، آن گاه همه تلاش‌ها و نگاه‌ها را متوجه آینده و آن لحظه محتوم فروپاشی خواهیم کرد و هر ایران دوستی متناسب با جایگاه و توانایی خویش به آن لحظه و این که او چه می تواند انجام دهد، خواهد اندیشید.

اگر خواسته باشم در کوتاه ترین بیان، سخنم را بگویم این است که نجات ایران و عبور از ایام صعب و دشوار و هائل عبور از یک نظام به نظام دیگر، منوط به همگرایی و اتحاد و همدلی همه جریانها و جناحهای داخل و خارج با رنگین کمانی از اختلاف نظر و سلیقه است که دوران گذار را تا روز بر پایی صندوقهای رأی مدیریت خواهند کرد و بنیاد ایران آزاد و آباد را خواهند گذاشت.

در این منظومه اتحاد و همدلی، نه تنها از تاجزاده تا شاهزاده حضور دارند بلکه حتی اصولگرایانی که تاکنون منفعتی مدافع نظام نبوده اند بلکه تعلقی معرفتی داشته و اکنون حجاب واقعیت و حقیقت از چشمانشان به کناری رفته و به اکثریت مطلق مردم پیوسته اند، جا دارند و تنها جانیان و چپاولگران بیت المال و سرکوبگران مردم از این دایره مستثنی هستند و باید در برابر دادگاههای عدالت پاسخگو باشند.

ما همگی بر میزان و فصل الخطابی به نام انتخابات و رای اکثریت توافق داریم که بدون نیاز به هر گونه ستیزه جویی ای آینده نظام سیاسی و حکمرانی ایران را رقم خواهد زد.

به نظرم هر فرد و جریانی از اپوزیسیون  که با دیگران ستیزه می کند و به شکافها دامن می زند و از انتقام گیری سخن می گوید و در حذف و طرد افراد و جریان‌ها می کوشد و سرمایه های ملی واجتماعی را به هر میزانی که باشد، تخریب می کند و یا حتی نادیده می گیرد، یا به شدت پرت و ناآگاه است و یا پروژه بگیر نظام است که تداوم خود را در پراکندگی و ستیزه گری اپوزیسیون با هم می بیند.

ما فرصت زیادی نداربم. همچنان نشانه هایی دیگر از فروپاشی در راه است. باید برای آن لحظه حتمی الوقوع عبور آماده باشیم. همگرایی و همدلی و رقابت همراه با رفاقت و تلاش برای شکل گیری یک مرکزیت منسجم و قابل ارائه به مردمِ به جان آمده از نظام موجود تنها راه آن است.....

💎 @iranyarannetwork1398