طنز تلخ: پیامی از آینده
41 subscribers
512 photos
266 videos
18 files
864 links
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
Download Telegram
✍ نکته‌ی دیگر در رابطه با افاضات اخیر فائزه هاشمی:

ایشان، مجتبی خامنه‌ای را با محمد بن سلمان مقایسه کرده است!

این مقایسه، قیاس مع‌الفارق است، زیرا؛

محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، تحصیلات رسمی خود را در رشته‌های حقوق و علوم سیاسی (علوم روز دنیا) به پایان رسانده است. او در سال ۲۰۰۷ مدرک لیسانس حقوق را از دانشگاه ملک سعود در ریاض دریافت کرد؛

در حالی که مجتبی خامنه‌ای، عمر خود را در دخمه‌های حوزه علمیه در پی فراگیری ضراباً ضربوا و تحقیق درباره‌ی اینکه فرشتگان خدا چند قسم‌اند و یا اینکه  «خداوند شهاب‌سنگ را برای چه آفریده» و یا اینکه هنگام وارد شدن به مستراح، اول باید پای راست را گذاشت، یا پای چپ را؛ تلف کرده است.!😊

ایمان علیپور
٢١ خرداد ١۴٠۴

https://t.me/TanzeTalkh2
واقعیت اینه که هیچ‌کس از حمله یک کشور خارجی به سرزمین خودش خوشحال نمیشه. هیچ‌کس از شنیدن صدای موشک و آژیر و دیدن ترس توی چشمای بچه‌ها، دلش آروم نمی‌گیره، جنگ، ویرانی میاره، درد میاره، قربانی می‌گیره. ولی باید یک چیز رو روشن کنیم:


ما مردم عادی ایران، سال‌هاست که قربانی یک حکومت ظالم و سرکوبگر به نام جمهوری اسلامی هستیم.  کشوری که اسم ایران رو یدک می‌کشه، سال‌هاست که دیگه نماینده مردمش نیست. این کشور، به دست کسانی افتاده که نه تنها ما رو از حقمون محروم کردن، بلکه مردم منطقه رو هم از امنیت و آرامش دور کردن


ما نه تنها هیچ نسبتی با سیاست‌های تهاجمی و جنگ‌طلبانه این رژیم نداریم، بلکه خودمون سال‌هاست تحت شدیدترین فشارها، سرکوب‌ها و بی‌عدالتی‌ها زندگی می‌کنیم.


یادتون نره که اینا، همین کسایی که امروز فرمان جنگ می‌دن همونایی هستن که جوونای ما رو کشتن، معترضا رو شکنجه کردن، ثروت کشور رو چپاول کردن، و مردم رو به فقر و ترس و ناامیدی کشوندن.


ما از جنگ بیزاریم، اما از آزادی استقبال می‌کنیم. اگر اتفاقی بتونه به پایان این ظلم و به آزادی مردم ما کمک کنه، طبیعیه که برامون امیدبخشه حتی اگه تلخه.


ما با جنگ شروع نکردیم، ما فقط خواهان زندگی‌ای هستیم که سال‌هاست ازمون گرفته شده.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مرتضی کاظمیان، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال، گفت: «جمهوری اسلامی بیش از آن‌که نگران حملات اسرائیل باشد، از نارضایتی و اعتراضات مردمی می‌ترسد. نخستین واکنش حکومت پس از این حملات، اعمال محدودیت‌های اینترنتی و تهدید شهروندانی بود که موضعی مخالف گرفته‌اند. در نهایت، تبعات این جنگ مستقیما متوجه مردم ایران خواهد بود.»
@iranintltv
💠 این جنگ، آینه‌ای‌ست برای دیدن آنچه چهل‌وشش سال نادیده گرفته شد

✍️ نویسنده؛ بینش نوروزی ۲۶ خرداد ۱۴۰۴

این روزها که جنگ به خانه‌های ما رسیده، دل‌ها ناآرام است. اما این ناآرامی، تازه نیست. ریشه در زخمی دارد که چهل‌وشش سال پیش خورده شد؛ زخمی که هر روز در سکوت، سانسور، شکنجه، تبعید، و در ترس و فقر، خون تازه داده است.

جمهوری اسلامی این جنگ را آغاز کرد. نه امروز، که سال‌ها پیش، با کشاندن ایران به میدان جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای، با گروگان‌گرفتن سیاست خارجی، و با بی‌پروایی در دشمن‌تراشی.
و امروز، آنچه بر سر ایران ما آمده، آتشی‌ست که همان ساختار، سال‌ها پیش در منطقه برافروخت.

حالا از وطن می‌گوید؛ اما چهل‌وشش سال است همچون انگلی بر جان وطن افتاده و ریشه‌ی زندگی را مکیده، نه برای آبادانی، که برای بقای قدرت.
از اخلاق می‌گوید، اما ما مردم، حافظه داریم. حافظه‌ی کشتار آبان، سرکوب زنان، اعدام نوجوانان، شلیک به پرواز ۷۵۲، و دروغ‌های هرروزه.

کسانی که این روزها از اخلاق و وطن‌دوستی دم می‌زنند، آیا آن‌وقت که دختران ما در خیابان جان دادند، چیزی گفتند؟ آیا در برابر زخم‌های کهنه‌ای که حکومت بر تن این مردم زده، ایستادند یا خاموش ماندند؟

رنج ما، تنها از جنگ بیرونی نیست؛
رنج ما از درون شروع شده، از همان ساختاری که با ما نه همچون ملت، که چون مانع برخورد کرده است.

و بله، باید گفت:
پایان این رنج، تنها با پایان همان ساختار ممکن است.

حتی اگر این پایان، تلخ باشد. حتی اگر گردِ خاک بر همه چیز بنشیند، باز ایران برمی‌خیزد.
از دل همین آتش، از دل همین خاکستر، ایرانی دیگر خواهد روئید. اگر خودمان با هم باشیم، اگر نترسیم، اگر فریب نخوریم، اگر خرد و همدلی را جایگزین نفرت و انفعال کنیم.

در سنت حکمت و دین، آمده است که گاه خداوند از طریق خودِ ظالمان، کار ظالمان را تمام می‌کند.
اگر امروز، دستی از جایی دیگر ضربه‌ای به این ساختار زده، آن‌دست لزوماً دشمن مردم نیست، شاید آینه‌ای‌ست برای دیدن ظلمی که از درون می‌آمد.

ما مردم، اگر در کنار هم بایستیم، اگر روایت خود را بسازیم، اگر به همدیگر پناه شویم، سرنوشت را می‌توانیم از نو رقم بزنیم.

ما جنگ‌طلب نیستیم.
ما مردمی هستیم که صلح می‌خواهیم، اما نه صلحی در سایه‌ی ظلم،
صلحی در آفتاب آزادی، عدالت، و شکوفایی.

باشد که این گذار، با کمترین هزینه طی شود.
و اگر چاره‌ای جز عبور از آتش نیست، این امید با ماست:
که از دل این سوختن، تولدی دیگر در راه است.

https://t.me/BineshNowRuzi

💎 @iranyarannetwork1398
[04/07, 15:32] safary: شبکه خبری تیام:
نویسنده‌ی مناره‌ها
اثر فیلیپ ممّی

نجوای در مناره‌ها: مأمور موسادی که در تهران رقصید 🕯

این یک رمان نیست.
این یک داستان فانتزی نیست.
این حقیقتی است واقعی، تکان‌دهنده و سردکننده درباره زنی که مسیر جنگ را تغییر داد — نه با اسلحه و پهپاد، بلکه با سکوت و جذابیت خود.

او پارادوکسی در سایه‌ها بود، زنی که هر قدمش چالشی حساب‌شده برای سرنوشت به‌شمار می‌رفت.
در پاریس و در خانواده‌ای یهودی و لائیک به دنیا آمد، اما در رگ‌هایش پژواک‌های کهن یمن جاری بود: بیابان‌ها، شعرها، رازها.
او کارشناس مسائل خاورمیانه بود و به پیچ‌وخم ژئوپولیتیک تسلط کامل داشت. ذهنش نقشه‌ای از خطوط گسل بود: سنی و شیعه، فارس و عرب، قدرت و خیانت.

و سپس، کاری کرد غیرقابل تصور.
او به طور علنی به اسلام شیعه گروید. چادری سیاه بر تن کرد که در کوچه‌های لندن و سپس تهران، با هر قدمش نجوا می‌کرد.
با لحنی که اشک از چشمان روحانیون درمی‌آورد، امام خمینی را نقل قول می‌کرد.
رو به سوی شهر مقدس قم می‌کرد، فارسی‌اش بی‌نقص بود، نمازهایش منظم، حضورش آرام.

اما زیر انگشتان جوهری که در ستایش جمهوری اسلامی می‌نوشتند، پشت چشمان پوشیده‌ای که نگاه زنان ژنرال‌ها را می‌پذیرفت، خنجری نهفته بود.
خنجری تیزشده توسط موساد.

قلمی که جمهوری را شکافت
او با بمب و بی‌سیم‌های رمزگذاری‌شده به تهران حمله نکرد.
او به عنوان اندیشمند وارد شد – روزنامه‌نگاری، شاعری، زنی که کلماتش فرش‌هایی از وفاداری می‌بافتند.
مقالاتش زینت‌بخش شبکه Press TV بود، هر جمله‌اش سرود انقلابی سنجیده‌ای.
نامش در Tehran Times به چشم می‌خورد، نثری آراسته، وفاداری بی‌قید و شرط.
و هراس‌انگیزتر از همه، نوشته‌هایش حتی به وب‌سایت رسمی رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای، راه یافت — حرم دیجیتال قدرتی شکست‌ناپذیر.

این تصادف نبود.
این نفوذ بود – جراحی‌شده، استراتژیک، و ویرانگر.
هر مقاله‌اش رشته‌ای در تار بود، با دقت بافته شده.

او ضرب‌آهنگ خیابان‌های تهران را می‌آموخت:
ندای اذان از مناره‌ها، صدای فنجان‌های چای در قهوه‌خانه‌های بازار، نجواهای پارانویای ملتی در محاصره.
چادرش زره‌اش بود، قلمش شمشیر.
او جاسوسی هالیوودی نبود: نه بارانی، نه دزدگیر.
او شبحی بود که در برابر دیدگان راه می‌رفت، هر حرکتش اجرایی، هر کلامش سلاحی.

او از وحدت می‌نوشت، مقاومت، و تقدس جمهوری اسلامی.
در همان حال، مخاطب اصلی‌اش هزاران کیلومتر آن‌سوتر، در اتاقی کم‌نور در تل‌آویو نشسته بود، خم شده بر گزارش‌های رمزگذاری‌شده‌اش.


او در میان شیرها نشسته بود
در سال ۲۰۲۳، او به چهره‌ای ثابت در محافل نخبگان تهران تبدیل شده بود.
در حیاط‌های معطر اصفهان، چای نعناع می‌نوشید، خنده‌اش در کنار همسران فرماندهان سپاه طنین می‌انداخت.
محافل فکری در سایه گنبدهای کهن برگزار می‌کرد، صدایش آرام اما گیرا بود، دانشمندان و استراتژیست‌ها را در مدار خود جذب می‌کرد.
او به اقامتگاه شخصی ابراهیم رئیسی دعوت شد، جایی که همچون مؤمنی گام برمی‌داشت — چشمان پایین، اما هرگز نابینا.

در دانشکده‌های نظامی قدم می‌زد، پاهای برهنه‌اش سنگفرش خنک حیاط‌ها را لمس می‌کرد، لبانش با احترام احادیث را زمزمه می‌کرد.
کنار همسران فرماندهان سپاه نماز می‌خواند، سوالاتش درباره شوهرانشان – بسیار بی‌ضرر، بسیار همدلانه – از سد دفاعی آنان عبور می‌کرد، مانند نسیمی نرم.
می‌پرسید: «چگونه بار چنین مسئولیتی را تحمل می‌کند؟ آیا در خانه آرامشی می‌یابد؟»

و آن‌ها پاسخ می‌دادند.
از روال زندگی می‌گفتند: جلسات شبانه در کرج، آخر هفته‌ها در ویلاهای مازندران، گفت‌وگوهای محرمانه درباره جابجایی نیروها در پارچین.
نام‌ها را فاش می‌کردند: سرهنگ‌ها، دانشمندان، مأموران نیروی قدس.
از ترس‌هایشان می‌گفتند: ترس از شنود، ترس از خیانت.

کاترین گوش می‌داد.
حافظه‌اش گاوصندوق بود، قلبش مترونوم.
هر جزئیات – نام، برنامه روزانه، نگرانی‌های پچ‌پچ‌شده – در ذهنش حک می‌شد، تا بعدها با ظرافت در مقالاتش ظاهر شود یا در تماس‌های رمزگذاری‌شده منتقل گردد.
موساد همه را ثبت کرد.

عملیات شبگرد (Shabgard)
در شب‌های ۱۳ تا ۱۴ ژوئن ۲۰۲۵، آسمان ایران با خشم طنین انداخت.
حملات هوایی اسرائیل، با اطلاعاتی چنان دقیق که گویی الهام‌گرفته بودند، قلب دفاع جمهوری اسلامی را شکافتند.
اصفهان، نطنز، پارچین – اسامی مترادف با آرزوهای هسته‌ای و قدرت نظامی ایران – در آتشی هدفمند سوختند.
• هشت افسر ارشد سپاه، مردانی که قدرت منطقه‌ای ایران را شکل داده بودند، در رختخواب‌هایشان به خاکستر بدل شدند.
• هفت دانشمند هسته‌ای، معماران برنامه‌ای که جهان را به چالش کشیده بود، هرگز به آزمایشگاه‌هایشان نرسیدند.
• سه فرمانده ارشد نیروی قدس، اشباحی که سال‌ها از چنگال اطلاعاتی اسرائیل گریخته بودند، در یک شب شناسایی شدند.👇👇👇
👆👆👆
این اهداف صرفاً نقاطی روی نقشه نبودند.
این‌ها زندگی‌هایی بودند، با دقتی جراحی‌شده کالبدشکافی شده بودند:
زمان بازگشت یک ژنرال به ویلایش، باغ خلوتی که دانشمندی در آن سیگار شبانه‌اش را می‌کشید، حمامی که فرمانده‌ای در آن بیش از حد می‌ماند.

این اطلاعات از ماهواره‌ها نیامده بود.
این‌ها اطلاعات انسانی بود — صمیمی، ویرانگر.
نجواهای کاترین اهداف را ترسیم کرده بودند.
گفت‌وگوهایش، تکه‌تکه شنیده‌ها، اعتماد به‌دست‌آمده با دقت، تاریک‌ترین زوایای جمهوری اسلامی را روشن کرده بود.
او حتی یک گلوله شلیک نکرد، اما کلماتش موشک‌ها را هدایت کردند.

فرار
در حالی که انفجارها آسمان شب را روشن می‌کردند، کاترین ناپدید شد.
وزارت اطلاعات ایران در آشوب از خواب برخاست، شبکه‌هایش از هم پاشیده، اسرارش فاش.
آن‌ها مقالاتش را زیر و رو کردند، تماس‌هایش را بررسی کردند، دیدارهای بی‌اهمیتش در کرج و شیراز را بازبینی کردند.
او را تا قم دنبال کردند، تا محافل اصفهان، تا نمازخانه‌هایی که در کنار همسرانشان به عبادت می‌پرداخت.

اما او رفته بود — شبحی که از میان انگشتانشان لغزید.
فرارش همان‌قدر دقیق بود که نفوذش.
از میان کوه‌های زاگرس، در شب‌هایی بی‌ستاره، همچون روحی خاموش حرکت کرد.
در مناطق مرزی کردنشین، جایی که وفاداری‌ها ناپایدارند، در بستر خشک رودخانه‌ای در نزدیکی سردشت پنهان شد.
با طلوع خورشید، تیمی از موساد او را با بالگرد نجات داد — تنها صدای پره‌ها سکوت را شکست.

او هیچ ردپایی بر جای نگذاشت.


شبح مناره‌ها
امروز، کاترین پرز-شکدم یک شبح است.
اینترپل هیچ عکس تازه‌ای از او ندارد.
وبلاگ‌های فارسی‌اش که زمانی نشانگر هویت جعلی‌اش بود، از اینترنت پاک شده‌اند.
حساب توییترش، که روزی پر از نقل‌قول‌های خامنه‌ای و شور انقلابی بود، اکنون به خلأی دیجیتالی ختم می‌شود.

در تهران، نام او چون لعنتی با خشم در گوش یکدیگر زمزمه می‌شود.
در تل‌آویو، نامش با ترسی خاموش و احترامی افسانه‌ای زمزمه می‌شود.

به او لقب داده‌اند:
«نویسنده‌ی مناره‌ها»
«نویسنده‌ی سایه‌ها»
«زنی که قم را بدون کبریت سوزاند»
به او لقب داده‌اند:
«نویسنده‌ی مناره‌ها»
«نویسنده‌ی سایه‌ها»
«زنی که قم را بدون کبریت سوزاند»

این داستانی از جنس جیمز باند نیست.
این حقیقتی است بی‌پرده و سخت، از زنی که به دل یک رژیم نفوذ کرد و آن را از درون در هم شکست.

سلاح او، اعتماد بود — اعتمادی که با سال‌ها تلاش به‌دست آمد.
هر لبخند، فداکاری‌ای بود؛ هر نماز، قماری خطرناک.
پوشش او، ایمان بود — نقابی بافته از باورهای دشمن.
ماموریتش، خلع سلاح یک ملت، نه با گلوله، بلکه با قدرت ساکت و ویرانگر خیانت بود.

و او موفق شد.
تنها.
ولی بی سلاح
🤬 اسرائیل و آمریکا چه میکنن اگه؛

یه روز یکی از افراطی‌ترین آدمای حکومت اسلامی، مقداری اورانیوم غنی‌شده یا مقداری زباله‌ی اتمی را داخل سر جنگی چند تا موشک گذاشت و اونا را صاف فرستاد طرف اسرائیل ؟!!!!!! 🤬
این موشک‌ها چه رهگیری شوند و چه به زمین برخورد کنند، باعث آلودگی وسیع رادیواکتیوی خواهند شد. 😡



https://t.me/TanzeTalkh2/1897

٢٧ تیرماه ١۴٠۴
🤬 بدلایل امنیتی

جزئیات عوارض آزادراهی را اعلام نمی‌کنند.

جزئیات قبض‌های تلفن را اعلام نمی‌کنند.

تو این مملکت بی‌صاحاب و در سایه حکومت اسلامی، بدون هیچگونه پرسشی، فقط باید پول پرداخت کرد.
در آسمان تهران، پهپادی را دیدم حیران و سرگردان به دور خود می‌چرخید !
گویا به دلیل اختلال عمدی در سیستم GPS، آدرس بیت رهبری را گم کرده بود!
دیماه 1404
#آبراهام_لینکلن:
اگر جنگی دربگیرد،
هیچ رهبر و فرماندهی در آن کشته نخواهد شد.

در جنگ ١٢ روزه اما، تمام فرماندهان ارشد حکومت اسلامی، در ابتدای جنگ بفنا رفتند.!
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
به یزدان که ما گر خرد داشتیم
کجا این سرانجام بد داشتیم

طنز تلخ
در حاشیه‌ی تصمیم رئیس جمهوری فرانسه برای به رسمیت شناختن کشور فلسطینی


🗃🗃🗃🗃🗃🗃🗃

از آرشیو 👇👇

🌏 تنها راه حل مسئله اسرائیل و فلسطین

✍ زخم کهنه‌ای به قدمت بیش از سه ربع قرن که هنوز تازه است؛
با راه‌حل‌هایی که امروزه تمامی کشورها و نهادهای سیاسی و غیرسیاسی به دنبال آن هستند، التیام نمی‌یابد:

🔸 حتی اگر اسرائیل بتواند به هدف خود که نابودی حماس است، برسد؛

🔸 حتی اگر حماس بتواند با دفاع جانانه و به قیمت جان اکثریت مردم فلسطین، سالیان سال در مقابل اسرائیل دوام بیاورد؛

🔸 حتی اگر اکثریت کشورهای دنیا،  راه حل دو کشوری را بپذیرند و آن را توسط سازمان ملل، به دو طرف درگیر تحمیل کنند؛

🔸 حتی اگر سازمان ملل و یا کشورهای واسطه بتوانند آتش‌بس موقت و یا دائم بین اسرائیل و فلسطین برقرار کنند؛

این زخم کهنه پس از چندی دوباره و به شکلی دیگر، سر باز خواهد کرد.

تنها راه حل این مسئله، معاهده‌ای است که در آن دو طرف درگیر (دو دولت فلسطین و اسرائیل* و یا به‌عبارت دقیق‌تر، دو طرف اسرائیل و اعراب  «به‌عنوان قیم فلسطین» **)، با مرزهای مشخص شده توسط سازمان ملل، یکدیگر را به رسمیت شناخته و به حسن همجواری با یکدیگر متعهد شوند.

-_-

* منظور از دو دولت فلسطین و اسرائیل؛  دو دولتی است که نماینده‌ی اکثریت مردم کشورشان باشند. در این رابطه، وضعیت اسرائیل تقریبا مشخص و تثبیت شده است؛ اما مردم فلسطین باید موضع خود را در برابر  گروه‌های مختلف از جمله دولت خودگردان و حماس و یا سایر گروه‌های سیاسی مشخص نمایند.

** در این میان نقش اعراب منطقه، به‌عنوان قیم فلسطین، بسیار مهم است و به عبارتی دیگر می‌توان گفت که تعهد فلسطین بدون تضمین اعراب، فاقد ارزش است.


ایمان علیپور
٧ خرداد ١۴٠٣



ویرایش ۴ مهر ١۴٠٣


با توجه به بحث داغ این روزها (راه حل دوکشوری مساله فلسطین)، مجددا یادآور می‌شود که راه حل مسئله اسرائیل و فلسطین؛ تنها با به رسمیت شناختن هر دو کشور اسرائیل و فلسطین توسط یکدیگر (با تضمین تمامی کشورهای عرب)، و دست برداشتن هر دو ملت از شعار  «از نهر تا بحر» با هدف  «نابودی» آن دیگری است.

بهمن ١۴٠٣
https://t.me/TanzeTalkh2/1908
شنبه چهارم امرداد ماه ١۴٠۴

📢 همایش مونیخ در حال برگزاری است.

دفتر شاهزاده رضاپهلوی اعلام کرده گروه های متنوع اپوزیسیون در این همایش شرکت دارند که روی ۳ اصل

✳️ تمامیت ارضی،

✳️ آزادی فردی و برابری همه افراد

و ✳️ جدایی دین از سیاست

تأکید دارند.

-_-

📢 ۵۰۰ نفر از صاحب‌نظران و افراد برجسته وابسته به جریان‌های سیاسی مختلف از چپ تا راست و از جمهوریخواه تا مشروطه خواه در همایش مونیخ شرکت دارند.
-_-

شاهزاده رضا پهلوی در بخشی از سخنرانی خود در همایش «همکاری ملی برای نجات ایران» با اشاره به نقش خود در میان حامیانش گفت:

«علی‌رغم احساس افتخار به باور شما به من، بهترین لقبی که به من داده‌اید، لقب پدر است. برای پدر بودن هم نیاز به هیچ مقام و عنوانی ندارم.»

فرزند پادشاه فقید ایران در ادامه سخنانش تأکید کرد: «در حال حاضر سعی کنیم شرایط برگزاری انتخابات آزاد را فراهم کنیم.»

                    https://www.instagram.com/reel/DMm_A4yMLew/?igsh=MThjOGdqZWdvcWpmaw==

-_-

منشور همبستگی ملی
https://t.me/TanzeTalkh2/1712

ایمان علیپور
‏فارغ از پیشینه و خاستگاه‌،
‏فارغ از گرایش‌ سیاسی،
‏ما در تعهد خود به ایران، آزادی و دموکراسی، متحدیم.

‏متن کامل بیانیه‌‌ای که در همایش ملی مونیخ امضا کردیم به شرح زیر است:

‏«ما، شرکت‌کنندگان در «همایش همکاری ملی برای نجات ایران» -که به دعوت شاهزاده رضا پهلوی در تاریخ ۲۶ ژوئیه ۲۰۲۵ (۴ مرداد ۱۴۰۴/۲۵۸۴) در شهر مونیخ آلمان برگزار شد- بدین‌وسیله پایبندی جمعی و تزلزل‌ناپذیر خود را به اصول بنیادین زیر اعلام می‌داریم:

‏- حفظ تمامیت ارضی ایران؛
‏- پاسداری از آزادی‌های فردی و برابری تمامی شهروندان؛
‏- جدایی دین از حکومت؛ و
‏- حق ملت ایران برای تعیین شکل حکومت‌ دموکراتیک آینده خود.

‏با تکیه بر چشم‌اندازی مشترک و احساس عمیق مسئولیت، ما متعهد می‌شویم که برای گذار از نظام کنونی همکاری کنیم. هدف ما فراهم‌کردن مقدمات مورد نیاز‌ برای رسیدن به یک ایران دموکراتیک، آزاد، نیرومند و آباد است؛ ایرانی که بازتاب‌دهنده‌ی اراده و کرامت ملت ایران باشد و بتواند جایگاه شایسته‌اش را در جامعه جهانی باز یابد.»

Regardless of background.

Regardless of political orientation.

We are united in our commitment to a democratic Iran.

Here is the statement we signed yesterday.

“We, the participants in the Convention of National Cooperation to Save Iran, convened by Crown Prince Reza Pahlavi in Munich, Germany on July 26, 2025, hereby affirm our collective and unwavering commitment to the following foundational principles:

- Iran’s territorial Integrity; 
- Protection of individual liberties and equality of all citizens; 
- Separation of religion and state; and
- Iranian people’s right to determine the future democratic form of their government.

Bound by a shared vision and a deep sense of responsibility, we pledge to collaborate in support of transition away from the current regime. Our aim is to help lay the groundwork for a democratic, free, strong, and prosperous Iran—one that reflects the will and dignity of its people and reclaims its rightful place in the global community.”

@OfficialRezaPahlavi
😳 توقع اوپوزیسیون‌نماها از
        شاهزاده رضاپهلوی


در پاسخ یکی از کسانی که شاهزاده رضا پهلوی را رهبر خودخوانده نامیده بود و انتظار داشت ایشان برای شروع اعتراضات و تظاهرات مردمی، فرمانی صادر نماید؛ نوشتم:


آنطور که از صحبت‌های جنابعالی فهمیدم؛ منظور جنابعالی این است که تنها رهبری‌ای را قبول دارید که مانند سال ۵٧ و رهبری خمینی گجستک، هم کاریزماتیک باشد و هم بتواند مردم را به خیابانها بکشاند!

اما جنابعالی خوب می‌دانید که شرایط امروزه‌ی ایران بسیار متفاوت از شرایط سال ۵٧ است:

1⃣ در آن زمان تظاهرات مردم با خشونت سرکوب نمی‌شد*! به همین جهت مردم بدون نیاز به فرمان رهبر، بطور خودجوش و بدون واهمه تظاهرات را ساماندهی می‌کردند! اما اکنون؛ کافیست کسی فرمان دهد مردم فلان کار را بکنند (بقول فرمایش شما امشب که دیره، ولی فردا صبح بروید فلان مرکز را تصرف کنید)، آنوقت از دو حال خارج نیست: یا مردم به این فرمان توجهی نمی‌کنند و بهانه بدست مخالفین می‌دهند که رهبری این بابا را ببینید؛ یا مردم فرمان را اجرا می‌کنند و بشدت توسط حکومت اسلامی سرکوب می‌شوند که بازهم بهانه‌ی بالای گود نشسته و میگه لنگش کن دست مخالفان می‌دهد!

2⃣ در آن زمان خمینی گجستک، با سوءاستفاده از احساسات مذهبی مردم، فقط حرف می‌زد و مردم را تحریک می‌کرد، بدون اینکه هیچ برنامه‌ی مشخصی برای اداره‌ی کشور پس از سقوط شاه داشته باشد و یا ارائه دهد، که نتیجه‌ی این عملکرد بعد از ۴٧ سال مملکت را به این روز انداخته است. در حالی که امروزه مردم، با توجه به تجربه‌ی گذشته، بدنبال کسی یا گروهی هستند که طرح و برنامه‌ای برای اداره‌ی کشور پس از براندازی حکومت جهل و جنون و جنایت اسلامی، داشته باشد.

3⃣ مردمِ آن زمان (البته با تحریک و حُقنه‌ی آخوندها) می‌دانستند که چه نمی‌خواهند، ولی نمی‌دانستند که چه می‌خواهند! بهمین جهت برای ساقط کردن شاه به رهبر نیاز داشتند، که خمینی گجستک برای هفت پشتشان هم کافی بود! اما امروزه به برکت اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، مردم هم می‌دانند که چه نمی‌خواهند و هم می‌دانند چه می‌خواهند! و برای تحقق این دو خواسته، نیاز به رهبری (نه الزاما یک شخص، که یک گروه، حزب و یا سازمان) هست که طرح و برنامه‌ای برای تحقق خواسته‌های مردم داشته باشد.

4⃣ در آن زمان، شخصی به نام خمینی پیدا شد که بقول جنابعالی کاریزما هم بود! (بگذریم از شرایط و اشخاص و کشورهایی که در ایجاد این وجهه‌ی کاریزماتیکِ او نقش داشتند). امروزه اما، به دلایل فراوان، از جمله عملکرد تفرقه‌افکنانه‌ی حکومت اسلامی، مانع از پیدایی یک رهبری کاریزماتیک شده است. در این شرایط (باز هم به قول شما)، راهش این است که شورای رهبری یا شورای انقلاب یا دولت موقت تشکیل شود. بسیار خب! گروه‌های مختلف اوپوزیسیون از جمهوریخواه گرفته تا مشروطه‌خواه و گروه‌های چپ و غیره، ۴٧ سال فرصت داشتند برای تشکیل اینهایی که مورد نظر شماست! چه گام‌های عملی در این راه برداشته‌اند؟ مردم ایران چه مدت دیگر باید صبر کنند برای تشکیل چنین شواراهایی؟

آیا ما حق داریم چنین اوپوزیسیون‌‌هایی را اوپوزیسیون‌نما بخوانیم؟!!



ایمان علیپور
١١ امرداد ١۴٠۴
-_-


* ر. ک. به گزارش عمادالدین باقی
چرا با رهبری شاهزاده در دوران گذار موافقم؟!


قبل از هر چیز، شاهزاده رضا پهلوی، مدتها پیش اعلام کرد که نسبت به شکل حکومت آینده ایران هیچ نظری ندارد و بارها گفته که شکل حکومت آینده را مردم ایران تعیین خواهند کرد؛ حتی یک بار هم از شکل حکومت جمهوری طرفداری کرد که موجب دلخوری بسیاری از اطرافیانش شد.

همچنین؛ از مدتها پیش، اصولی را اعلام کرده که می‌باید پایه و اساس حکومت آینده ایران باشد. اصولی از قبیل:

* حفظ تمامیت ارضی و یکپارچگی کشور ایران
* برپایی یک حکومت دموکراتیک و سکولار در ایران با قوانینی مبتنی بر مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر و تکیه بر آزادی فعالیت احزاب
* انتخاب شکل حکومت بعداز براندازی به انتخاب مردم
.

این اصول آنقدر قوی و مبتنی بر دمکراسی است که می‌تواند پایه و اساس حکومت آینده ایران باشد، صرفنظر از اینکه شکل حکومت چه باشد؛ جمهوری یا پادشاهی!

اما گروه‌های مختلف باصطلاح اوپوزیسیون، (مثل شورای تصمیم، شورای گذار، اتحاد جمهوری‌خواهان، و.....) هیچگونه نظر و عکس‌العملی نسبت به این اصول نشان ندادند!
می‌دانید چرا؟
چون اگر مخالفت خود را با این اصول اعلام می‌کردند که تف سربالا بود و اگر هم با آن موافقت می‌کردند، چگونه می‌توانستند به مخالفت با شاهزاده ادامه دهند! اصلا غرور و نخوتشان اجازه چنین کاری را می‌داد؟

اینان آنقدر به مخالفت با هر رای و نظر منطقی و کارآمد مشغولند که حتی بخود زحمت ندادند که طرح و اصول مشابهی را مطرح کنند و حداقل یک اتفاق و اتحادی بین خودشان ایجاد کنند.😂


١١ امرداد ١۴٠۴
«پروژه شکوفایی ایران»، بخش پنجم از استراتژی پنج‌گانه‌‌ی ما برای باز پس گرفتن ایران و بازسازی آن است. این پروژه به دست متخصصان و تحت نظارت من و تیم‌ همراهم در حال انجام است، و اینک دفترچه مدیریت دوران اضطرارِ آن (۱۰۰ تا ۱۸۰ روز نخست) منتشر شده است.

از کارشناسان و پژوهشگران،‌ احزاب و نهادهای مدنی، و عموم مردم می‌خواهم که این دفترچه را با دقت بخوانند و‌ دیدگاه‌های‌شان را از طریق وبسایت «پروژه شکوفایی ایران» با دست‌اندرکاران این پروژه در میان بگذارند. طبعا انتقادها و پیشنهادهای تخصصی با دقت بررسی می‌شوند و مورد توجه قرار می‌گیرند، چرا که گفتگوی سازنده، لازمه‌ی همکاری ملی ماست.

در دفترچه مدیریت دوران اضطرار تاکید شده است که به عنوان گام نخست پس از سرنگونی رژیم، بلافاصله قانون اساسی جمهوری اسلامی لغو خواهد شد. شکل نظام دموکراتیک آینده و قانون اساسی آن در فرایندی که با جزئیات توضیح داده شده است از طریق انتخابات آزاد و منصفانه، رفراندوم، و مجلس موسسان تعیین خواهد شد.

برای اداره امور روزانه کشور در دوران گذار پیشنهاد این کتابچه سیستمی ترکیبی است. لغو فوری همه قوانین و مقررات اداری و‌ تجاری و مدنی که در این چهار دهه مورد استفاده قرار گرفته‌اند دولت گذار و جامعه را با بی‌ثباتی و بحران مواجه و اداره امور را فلج خواهد کرد. در این دفترچه، به صورت روشن و صریح تاکید شده است که قوانینی که نماد سلطه‌ی ایدئولوژیک رژیم اسلامی هستند، در ابتدای دوران اضطرار بلافاصله لغو خواهند شد. علاوه بر این، به نهادهای سامانه گذار این اختیار داده شده است که در دوران گذار به مرور قوانین نامناسب را لغو، اصلاح، یا جایگزین کنند.

پس از روی کار آمدن نخستین مجلس (مهستان) منتخب، نمایندگان ملت با تصویب قوانین جدید در چارچوب قانون اساسی جدید مصوب ملت، فرایند تغییر و تحول بنیادین در مجموعه قوانین حاکم بر کشور را پیش خواهند برد.

شوربختانه مشاهده کرده‌ام که دست‌اندرکاران و نویسندگان دفترچه مدیریت دوران اضطرار، مورد توهین، تخریب و حتی تهدید جانی قرار گرفته‌اند که این به هیچ‌وجه پذیرفته نیست. من این رفتارها را از دو حالت خارج نمی‌بینم: یا از روی تعصب و با ادعای حمایت انجام می‌گیرد که طبعا من چنین حامیانی را نمی‌پذیرم. یا بخشی از پروژه‌ی سایبری رژیم اسلامی‌ برای تضعیف کل پروژه شکوفایی ایران است، که در این‌صورت، رژیم بداند در عزم و اراده ما برای پیشبرد این پروژه، نمی‌تواند خللی ایجاد کند.

پاینده ایران

لینک دانلود دفترچه مدیریت دوران اضطرار:

https://fund.nufdiran.org/fa/projects/ipp/research/emergency-phase-booklet

@OfficialRezaPahlavi
دفترچه_مدیریت_دوره_اضطرار_پروژه_شکوفایی_ایران.pdf
2.6 MB
«پروژه شکوفایی ایران»، بخش پنجم از استراتژی پنج‌گانه برای باز پس گرفتن ایران و بازسازی آن است. این پروژه به دست متخصصان و تحت نظارت من و تیم‌ همراهم در حال انجام است، و اینک دفترچه مدیریت دوران اضطرارِ آن (۱۰۰ تا ۱۸۰ روز نخست) منتشر شده است.

@OfficialRezaPahlavi