طنز تلخ: پیامی از آینده
41 subscribers
512 photos
266 videos
18 files
864 links
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
Download Telegram
رأی‌دادن، انتخابات و اصلاحات از نگاه هالو

https://t.me/TanzeTalkh2‎
تفسير سوره مبارکه «قلقليه»‏

«يه توپ دارم قلقليه»‏

در اين آيه شريفه خداوند به موضوع بيگ بنگ و انبساط جهان اشاره ‏دارد، چرا که وقتي مي‌فرمايد «توپ قلقليه» مشخصا منظورش توپ ‏ورزشي نيست، چرا که همگان مي‌دانند که توپ‌هاي ورزشي قلقلي ‏هستند، بلکه منظور از توپ، توپ نظامي‌است که انفجار مي‌کند و انفجار ‏يعني همان بنگِ بيگ بنگ.‏
اما چرا اين انفجار همان بيگ بنگ است و انفجار‌هاي عادي ديگر ‏نيست؟ براي اين که خداوند در ابتدا مي‌فرمايد «يه توپ». يعني اين ‏انفجار يگانه بوده و تکرار نشدني است و واضح است که تنها انفجاري در ‏جهان که تکرار نشدني است همان بيگ بنگ است.‏
اما با وجود اين که واضح است منظور از توپ همان بيگ بنگ است، ‏خداوند پس از آن مي‌فرمايد «قلقليه». امروزه مي‌دانيم که دانشمندان ‏به‌اين نتيجه رسيده‌اند که جهان در حال انبساط است، مانند بادکنکي که ‏در حال باد شدن است و واضح است که‌اين انبساط در همه جهات ‏يکسان است، پس عبارت «قلقليه» به خوبي نشان مي‌دهد که خداوند به ‏انبساط جهان پس از بيگ بنگ اشاره فرموده‌اند.‏

‏«سرخ و سفيد و آبيه»‏

در اين آيه نيز خداوند به نظريه نسبيت اشاره مي‌کند بدين ترتيب که ‏دانشمندان امروزه از تلسکوپ‌هايي براي رصد ستارگان دور دست استفاده ‏مي‌کنند که طيف‌ها را از هم جدا مي‌کنند و از اين را مي‌توانند به ماهيت ‏عناصر تشکيل دهنده ستارگان آگاهي پيدا کنند و همچنين بفهمند ‏که‌اين ستاره‌ها در چه جهتي در حال حرکت هستند. يعني به زمين ‏نزديک مي‌شوند يا از آن دور مي‌شوند. در هر کدام از اين‌ها نوري که از ‏ستاره بيرون مي‌آيد و به تلسکوپ مي‌رسد فرق مي‌کند و ممکن است
سرخ يا آبي يا سفيد باشد و همه‌اين‌ها نشان مي‌دهند که ‏E=MC2‌‏. ‏

‏«مي‌زنم زمين هوا مي‌ره»‏

در اين آيه شريفه خداوند قادر متعال به مسايل متعددي مانند قانون ‏عمل و عکس‌العمل، جاذبه و ماهيت کوانتومي‌آن و وابستگي جرم و جاذبه
‏the universal gravitational constant = 6.67 x 10-11 N m2 kg-2‎،
‏وجود ماده و ضد ماده، سياهچاله‌هاي فضايي و.. اشاره مي‌فرمايند.‏
دانشمندان در قديم فکر مي‌کردند که زمين مرکز عالم است و همه ‏عالم به دور زمين مي‌چرخد، اما خداوند حکيم در اين آيه خط بطلاني ‏به‌اين نظريه نادرست مي‌کشد و به وضوح مي‌گويد «هوا مي‌ره».‏
اگر زمين مرکز عالم بود، نبايد آن توپ بعد از زمين‌زدن به‌هوا برود، ‏بلکه بايد روي زمين بماند، اما به‌خاطر وجود جاذبه در اجرام ديگر و ‏علي‌الخصوص جاذبه سياهچاله‌هاي فضايي، آن توپ دوباره به هوا مي‌رود ‏که ‌اين براي مردم آن روزگار خرق عادت بوده و مردم به خاطر همين آيه ‏بسيار به‌پيغمبراکرم ايراد مي‌گرفته‌اند و امروز ما مي‌فهميم که چگونه باري ‏تعالي گوشه‌هايي از دانش بيکرانش را در کلامي‌ساده به ما رسانده است.‏

‏«نمي‌دوني تا کجا مي‌ره»‏

اين آيه دلالت بر همان آيه شريفه «انتم لا تفهمون» دارد و ‏مي‌فرمايد که بشر هرچند هم در دانش پيش برود باز هم چون ذره‌اي در ‏برابر کهکشان دانش الهي است و از اين روست که همواره نيازمند هدايت ‏الهي است.‏
برخي مفسرين اين آيه را نشانه‌اي براي حقانيت مذهب والاي شيعه و ‏دليلي براي انتظار به ظهور صاحب‌الزمان(عج) نموده‌اند، چرا که وابستگي ‏ابدي بشر به ارتباط به خزانه علم الهي تنها با وجود يک منجي غايب ‏ممکن خواهد بود.‏
برخي ديگر از مفسرين اين آيه شريفه را اشاره ديگري به نظريه ‏نسبيت و نيز ماهيت کوانتومي- ذره‌اي نور مي‌دانند و آن را دليلي بر ‏تاثيرپذيري نور از ميدان‌هاي جاذبه مجاور مي‌دانند چرا که اگر نور تا ‏بينهايت به خط مستقيم مي‌رفت، خداوند نمي‌فرمود «نمي‌دوني تا کجا ‏مي‌ره» چرا که در آن صورت مي‌شد پيش بيني کرد که تا کجا مي‌ره.‏

‏«من اين توپو نداشتم»‏

در اين آيه شريفه هم خداوند به آفرينش جهان اشاره مي‌فرمايند و ‏نيز اشاره به بيگ بنگ مي‌فرمايند که در آيات پيشين اشاره کرديم.‏

‏«مشقامو خوب نوشتم * بابام بهم پري داد * يه توپ قلقلي داد»‏

در اين آيات حضرت حق بشر را به انجام فرايض و تکاليف الهي ‏مي‌خواند و به او وعده مي‌دهد که در صورت پيروي از فرامين الهي با او ‏پاداشي مناسب عطا خواهد فرمود.‏
کلمه «بابا» اشاره به يکي از اسماء جلاله باري تعالي دارد و وجه ‏تسميه آن هم اين است که خداوند متعال پدر تمامي‌ابناء بشر هستند ‏چرا که مادر همه‌ايشان را نموده است.‏
مفسرين درباره کلمه «پري» نظرات مختلفي ارائه کرده‌اند. برخي آن ‏را برگرفته از کلمه «پرايز» لاتين مي‌دانند که تغليب شده و به‌اين شکل ‏در آمده که‌اين نظر صحيح به نظر نمي‌رسد. برخي ديگر معتقدند منظور ‏از اين کلمه همان حوري بهشتي است که به مسلمانان وعده داده شده ‏است که‌اين نظر با توجه به کلمه «قلقلي» در آيه آخر اقوي است.‏

نوشته شده در نوامبر 18, 2008 به وسيله‌ی ‏sonbolali‏ ‏
http://sonbolali.wordpress.com

-_-

😃https://t.me/TanzeTalkh2/948
Forwarded from عجیب زاده
ما با سادیسم سیاسی روبرو هستیم.

سران جمهوری اسلامی سرمست از قدرتی هستند که نیروهای جان‌نثارشان در اختیارشان قرار داده‌اند. آنها این تضمین را دارند که هر چه بکنند، عده‌ای هوادار مؤمن و از آنها تا پای جان پشتیبانی می‌کنند و برای حفظ قدرت ایشان از هیچ جنایتی فروگذار نمی‌کنند.

دستشان را بر گردن لاغر هشتاد میلیون ایرانی نهاده‌اند و از دست و پا زدن این ملت لذت می‌برند.

به نظرتان حکومت تبعات افزایش این‌چنینی قیمت بنزین، یا آن چنانی قیمت ارز یا دیگر گندکاری‌های اقتصاد مقاربتی رهبر سفیه جمهوری اسلامی را پیش‌بینی نمی‌کرده است؟ ماشین سرکوب از پیش آماده بوده است.

واقعیت تلخی است، اما جمهوری اسلامی با اعتراض مسالمت‌آمیز نخواهد رفت و تا زمانی که خشونت جواب خشونت نباشد، نتیجه‌ای به دست نخواهد آمد.

______
@ajibzad
Maadari az Esfahan 980902.wma
1.5 MB
چند میگیری هموطنت را کتک بزنی؟
در این نوار صوتی، مادری از اصفهان به شما خواهد گفت که برای آزاد کردن پسرش توسط یک شخص ‏ناشناس، 25 میلیون تومان مطالبه کرده‌اند.‏
@TanzeTalkh2‎
https://t.me/TanzeTalkh2‎
چند میگیری هموطنت را کتک بزنی؟
چند میگیری هموطنت را بکشی؟‏

در روزهای اخیر، هموطنی این پرسش را از نیروی انتظامی و بسیج مطرح کرده بود.!‏
در ویدیویی دیدیم که برای تحویل دادن جسد یکی از کشته‌شدگان اعتراضات اخیر (اعتراضاتی که به گفته‌ی ‏روحانی، تدارکاتچی نظام، حق مسلم مردم است)، 40 میلیون تومان طلب کرده‌اند. در این نوار صوتی، مادری ‏از اصفهان به شما خواهد گفت که برای آزاد کردن پسرش توسط یک شخص ناشناس، 25 میلیون تومان ‏مطالبه کرده‌اند.‏
شیوه‌ی جدید رژیم گروگانگیر برای پرداخت کردن حق‌الزحمه‌ی بسیجیان، در تظاهرات اخیر، مطالبه‌ی ‏دستمزدشان از مردم است.‏

طنز تلخ ‏
‏دیدم به حکم خار به گلها کتک زدند
مُهر سکوت بر دهن قاصدک زدند

دیدم لگد به ساقهٔ امید می‌زنند
شلاق شب به گُردهٔ خورشید می‌زنند

دیدم در انزوای خزان باغ عشق را
دیدم به قلب خون غزل داغ عشق را

دیدم هرآنچه دیدنش اندوه و ماتمست
بازین چه شورش است که در خلق عالمست؟

‎#من_هم_پسر_کسی_هستم



__
@ajibzad


طنز تلخ
Forwarded from Taarikhe Aali
‏نسخه‌ی کامل برنامه هفتگی

اتاق خبر با پوریا زراعتی - آنسوی شبح امنیتی
... ... ...
گفتگو با یک عضو سابق اطلاعات سپاه
‎#تظاهرات_سراسری

https://t.co/1Hyo3u7XVQ‎
☘️ سرنوشت ایران ‏📖🙄

🌿 آرزویی برای وطنم‏

🌈 قسمت اول‏

‏.... خیلی علاقمند شدم بدانم، از زمانی که در حالت انجماد بودم، چه بر سر کشورم و مردم آن آمده است. ‏پس از این اندیشه، متن ‏زیر بر صفحه‌ی «همراهِ‌من» نقش بست. (در اینجا باید بگویم که دستگاه ‌‏«همراهِ‌من» این قابلیت را داشت که مطالب را به‌صورت صدا و ‏تصویر یا ترکیبی از همه‌ی رسانه‌ها ارایه کند، ‏اما من ترجیح داده بودم که نوشته‌ها را بخوانم):‏

📖
پس از اینکه اعتراضات مردم به حکومت خودکامه‌ی جمهوری اسلامی؛ که نه اثری از جمهوری و ‏نه اثری از اسلام در آن بود؛ به‌جایی ‏نرسید و همه‌ی اعتراضات مردمی؛ که در ابتدا به فاصله‌ی ‏چندین سال، و در این اواخر به فاصله‌ی چند هفته برگزار می‌شد؛ با ‏وحشیانه‌ترین شکل ممکن و ‏به‌صورت خونین سرکوب ‌شد، و کشور ایران در آستانه‌ی نابودی کامل قرار گرفته بود؛ سرانجام ‏در ‏نیمه‌شب سوم اسفند 1399 خورشیدی، یکی از جوانمردان ایران به‌نام «ایراندوست» که در سپاه پاسداران خدمت ‏می‌کرد، با همکاری عده‌ای از یاران ‏راستین خود، با عنوان «گروه ایران یاوران»، برعلیه ‏حکومتگران کودتا کرد. در همان ساعات اولیه‌ی کودتا، با برنامه‌ریزی قبلی؛ ‏

✌️‏ رادیو و تلویزیون، به اشغال «ایران یاوران» درآمد و با حذف برنامه‌های استحماری، کار خود ‏را مطابق معمول ادامه داد؛

✌️‏ همه‌ی مرزهای زمینی، هوایی و دریایی تحت کنترل شدید قرار گرفت؛ ‏

✌️‏ ‏ همه‌ی سران حکومت و فرماندهان سپاه و ارتش، توسط پاسدارانشان تحت نظر قرار گرفته و ‏کسانی که در خانه‌ نبودند، تحت ‏حفاظت به خانه برده شده و در حصر خانگی قرار گرفتند؛‏

✌️‏ ‏ حساب‌های بانکی همه‌ی سران مسدود شده و حق برداشت از آنان گرفته شد؛‏

✌️‏ ‏ حکم به آزادی کلیه‌ی زندانیان سیاسی و عقیدتی داده شد و با قاضی‌های دست‌نشانده‌ی ‏حکومت، نیز مطابق با سران رفتار شد؛‏

✌️‏ ‏ برای هر وزارتخانه‌ای، وزیری معین شد؛‏

با فرا رسیدن صبح، مردم متوجه‌ی هیچ چیز غیرعادی نشدند. تنها کسانی که بیننده و شنونده‌ی ‏ثابت رادیو و تلویزیون‌ بودند، از ‏اینکه می‌دیدند، برخلاف معمول در برنامه‌های رادیویی و ‏تلویزیونی، نامی از صدا و سیمای مقدس جمهوری اسلامی برده نمی‌شود و از ‏تبلیغات مذهبی، ‏تقدس‌آفرینی و اخبار سرتاپا دروغ و... خبری نیست؛ شگفت‌زده شدند. همچنین فعالان فضای ‏مجازی از اینکه ‏می‌دیدند فیلترینگ اینترنت برداشته ‌شده، در پوست خود نمی‌گنجیدند.‏

‏
‏.....و افاضات ملانقی ادامه دارد
☘️ سرنوشت ایران ‏📖🙄

🌿 آرزویی برای وطنم‏

🌈 قسمت دوم

در اخبار بامدادی اعلام شد که مقام رهبری را کسالتی عارض شده و بهمین جهت دفتر ایشان، تا اطلاع ثانوی، کلیه‌ی دیدارهای برنامه‌ریزی شده قبلی را لغو کرده است. در این بخش از اخبار همچنین اعلام شد که «ایران تصمیم به تعلیق‌ تمام فعالیت‌های هسته‌ای و موشکی خود گرفته‌ است و از تمام کشورها درخواست نمود که در جهت لغو تحریم‌ها اقدام نمایند». یکی دیگر از خبرهای این بخش خبری این بود: «دیوانعالی دادگستری، طی بخشنامه‌ای تمامی قوانین مغایر با اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر را لغو شده اعلام کرد».

کارمندانی که مطابق معمول به سر کارشان رفته بودند، متوجه‌ی هیچ چیز غیرعادی نشدند؛ اما وقتی که خبر کسالت رهبر را شنیدند و متوجه تغییر برخی از سیاست‌های کلی کشور شدند؛ با دلگرمی تمام به کار مشغول شده و کاری را که می‌خواستند ظرف چند روز آینده انجام دهند، در مدت کمتر از دو ساعت به انجام رساندند.


مردم وقتی شنیدند که در اخبار عصرگاهی اعلام شد: «در ساعت 8 شب، سردار ایراندوست، مطالب مهمی را به‌عرض ملت ستم‌دیده‌ی ایران خواهد رساند» و پس از اخبار نیز شاهد برگزار‌ی مناظره‌ای با شرکت چند تن از فعالان سیاسی زندانی، بودند؛ دیگر یقین کردند که در کشور اتفاقات عجیب و خوشایندی رخ داده است. در این مناظره؛ صحبت از تشکیل مجلس مؤسسان، تعیین نوع حکومت ایران و تدوین قانون اساسی جدید بود. پس از آن بود که کم‌کم خیابان‌ها پر شد از مردمی که به رقص و پایکوبی و شادمانی مشغول بودند.

در این میان، چهره‌ی آخوندها و افراد متصب مذهبی دیدنی بود. آنها از اینکه مردم را در حالتی می‌‌دیدند که برایشان خوشایند نبود و در مقابلِ سیل پر جوش و خروش مردم هم هیچ کاری از دستشان برنمی‌آمد؛ بشدت عصبی شده و خون خونشان را می‌خورد. عده‌ای از آخوندها که کمی عاقل‌تر بودند و عده‌ای نیز از سر فرصت‌طلبی، خود را خلع‌لباس کرده، به‌میان مردم رفته و همراه با آنان به رقص و پایکوبی پرداختند.

نمایشگرهای تبلیغاتی در میدان‌های شهرها نیز برنامه‌های تلویزیونی را نمایش می‌دادند.

‏
‏.....و افاضات ملانقی ادامه دارد

قسمت اول 👉
☘️ سرنوشت ایران ‏📖🙄

🌿 آرزویی برای وطنم‏

🌈 قسمت سوم


رأس ساعت 8 شب، سردار ایراندوست بر صفحه‌ی نمایش ظاهر شد و سخنانی را بدین ترتیب به‌عرض ملت ستمدیده‌ی ایران رسانید:

‏به نام آنکه جان را فکرت آموخت.‏

با درود به همه هموطنان عزیز و ‏گرامی با هر دین و مذهب و قومیت. درود بر هموطنانی که در 42 ‏سال‌ِ سیاه ‏گذشته همه‌گونه فشار و سختی را تحمل کردند، و با درود ‏به همه جان‌فدایان راه آزادی و عزت سرزمین‌مان ‏ایران.‏

‏ نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد           ‏ عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد‏

قبل از هر چیز باید بگویم که بنده خود و گروه «ایران یاوران» را به‌طور موقت رییس کشور، برای ‏گذر دادن کشور از یک حکومت خودکامه به ‏یک حکومت واقعاً ‏مردمی، می‌دانیم. البته نه از آن موقت‌هایی که سی سال و اندی طول بکشد.‏

اصول برنامه‌هایی که برای دوران گذار قصد انجامش را داریم به این ‏صورت است که خدمتتان عرض می‌کنم: 



✍   ‏اصل اول، قانون اساسی و شکل حکومت: در اولین فرصت، مجلس مؤسسان برای تدوین قانون اساسی با انتخاب مردم ‏تشکیل خواهد شد. ‏از نظر ما (من و یارانم) شکل حکومت، جمهوری یا پادشاهی، اهمیتی به مراتب ‏کمتر از محتوای حکومت ‏دارد و محتوای حکومت هم در قانون اساسی ‏متبلور است که باید مبتنی بر آزادی،عدالت و مردم‌سالاری باشد. ‏هیچ ‏قانونی نمی‌تواند و نباید بر این سه اصل محدودیت اعمال کند.‏

یکی از وظایف حکومت آینده ایران، کمک به گروه‌ها و رسانه‌هایی ‏است که در جهت آگاهی بخشی اجتماعی ‏فعالیت می‌کنند.‏

و اما، تمام جلسات مجلس مؤسسان، بطور ‏مستقیم از شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی ‏پخش خواهد شد و ‏همزمان با آن صدا و سیما موظف است جلسات مناظره برای بحث و ‏تبادل نظر درباره موارد ‏مورد بحث در مجلس را برگزار نماید. ‏همه‌ی هموطنان و صاحبنظران بدون هیچ قید و شرطی می‌توانند در ‏این ‏مناظرات حضور داشته باشند.‏

پس از تدوین قانون اساسی، تصویب آن طی رفراندومی بعهده ‏هموطنانم خواهد بود. تا تصویب قانون اساسی ‏جدید، قانون اساسی ‏فعلی قابل اجرا خواهد بود با این تفاوت که: ‏

اولاً گروه ایران یاوران، به‌عنوان رییس موقت کشور، در مقابل اختیاراتی که دارد و وظایفی که به عهده‌اش ‏است ‏در برابر تمامی احزاب و ‏گروه‌ها و بطور کلی در برابر تمامی افراد کشور پاسخگو خواهد بود.‏

دوم اینکه؛ تمامی اصولی از قانون اساسی که با اعلامیه جهانی حقوق ‏بشر مغایرت دارد، قابل اجرا نخواهند بود.‏

‏
‏.....و افاضات ملانقی ادامه دارد

قسمت اول 👉

قسمت دوم 👉
☘️ سرنوشت ایران ‏📖🙄

🌿 آرزویی برای وطنم‏

🌈 قسمت چهارم


✍   اصل دوم، دین و مذهب: از این پس در کشور هیچ دین رسمی وجود ‏ندارد و تمامی ادیان و مذاهب توسط مردم ‏کشورمان مورد احترام قرار ‏خواهند گرفت. البته همانگونه که می‌دانیم، دین و مذهب یک انتخاب ‏و عقیده ‏شخصی است که به ارتباط شخص با خداوند متعال مربوط ‏می‌شود و نوع ارتباط نیز در افراد مختلف متفاوت است ‏و به عبارت ‏دیگر، دینِ هیچ دو نفری مانند هم نیست. ‏مطابق اعلامیه جهانی ‏حقوق بشر، همه افراد در انتخاب دین آزادند و هیچکس را نمی‌توان به ‏پذیرش دینی ‏مجبور کرد و یا از پذیرش آن منع کرد. ‏

به این ترتیب امیدوارم در حکومت آینده ایران دین از سیاست ‏جدا باشد و هیچ ارگان و کانون دینی و مذهبی حتی ‏یک ریال از ‏خزانه مملکت دریافت نکند. بنظرم، روحانیون مذهبی هم چنانچه ‏علاقمند به گسترش دین و مذهب ‏خود هستند؛ تبلیغ دین را باید بدون ‏دریافت هیچگونه دستمزدی انجام دهند. در این مورد، شادروان حاج ‏علی ‏منتظری، پدر مرحوم آیت‌الله منتظری الگوی بسیار خوبی برای ‏آنان می‌تواند باشد. آن شادروان، روزها به کار ‏کشاورزی مشغول بود و ‏از این راه امرار معاش می‌کرد و شب‌ها به هنگام نماز، به پیشنمازی ‏می‌ایستاد و پس از ‏نماز بر روی صندلی، مردم را موعظه می‌کرد و ‏احکام دینی را برایشان بیان می‌نمود.‏

✍    اصل سوم، آزادی: تمام زندانیان سیاسی و همه آنانی که به جرم واهی ‏توهین به مقدسات و تشویش اذهان ‏عمومی و غیره زندانی شده‌اند؛ بلااستثنا آزاد شده‌اند و در اسرع وقت از آنها اعاده حیثیت خواهد شد. در دوره‌ی گذار، آزادی ‏بیان بدون هیچ قید و شرطی وجود خواهد داشت و ‏امیدوارم یکی از اصول مهم قانون اساسی آینده هم این ‏موضوع باشد. خط قرمز ‏آزادی بیان، اهانت و ناسزاگویی به اشخاص است که البته اهانت و ‏ناسزاگویی، در فرهنگ ‏اصیل ایرانی وجود ندارد و از اخلاق انسانی ‏نیز به دور است.‏

‏ در اینجا لازم است توضیح دهم که بعضی‌ها ممکن است نقد و سوال ‏از موضوعی را که خود مقدس می‌دانند، ‏بعنوان اهانت تلقی کنند؛ اما ‏ناگفته واضح است؛ همانطور که فیلسوف بزرگ، نیچه، بیان داشته: «هیچ چیز و ‏هیچکس آنقدر مقدس نیست که نتوان آن را مورد ‏نقد و بررسی قرار داد. از این پس در کشور تنها چیزی که ‏مقدس ‏است، کرامت انسانی است که نباید خدشه‌دار شود. از همه‌ی هموطنانم ‏عاجزانه تقاضا دارم این موضوع را ‏سرلوحه زندگی خود قرار دهند.‏

✍    اصل چهارم، سیاست خارجی: ضمن اعلام دوستی و داشتن روابط سیاسی ‏عادلانه با همسایگان و همه ‏کشورهای جهان، از این پس هیچکس و ‏هیچ ارگانی حق ندارد حتی یک ریال از اموال و سرمایه کشور را ‏به ‏کشورهای دیگر بذل و بخشش کند. در دنیا، وام‌دار هیچ کس و ‏هیچ کشوری نیستیم.‏


‏
‏.....و افاضات ملانقی ادامه دارد

قسمت اول 👉

قسمت دوم 👉

قسمت سوم 👉
☘️ سرنوشت ایران ‏📖🙄

🌿 آرزویی برای وطنم‏

🌈 قسمت پنجم و پایانی


✍    اصل پنجم، عدالت و برابری: همه درآمدها و بودجه کشور باید بطور ‏عادلانه صرف تأمین رفاه و امنیت مردم ‏ایران شود. بجای مساوات روی موضوع ‏عدالت تاکید می‌کنم، زیرا معتقدم که بجای توزیع ‏مساوی امکانات بین ‏همه افراد، باید امکانات بطور عادلانه، یعنی به ‏هر کس به اندازه نیازش، بین افراد توزیع گردد. مسئول توزیع ‌‏عادلانه هم باید خود مردم باشند، بدین معنی که مردم با نصب‌العین ‏قرار دادن کرامت انسانی، امکانات را بین خود ‏توزیع نمایند. ‏برخلاف سال‌های پیش که عده‌ای خاص بر سر سفره‌ی انقلاب نشسته ‏بودند، از این پس همه‌ی ‏هموطنانم باید بر سر سفره امکانات بنشینند، ‏سفره‌ای که خودشان در گستردن آن نقش دارند.‏

✍   اصل ششم، دادگستری: معتقدم قوه‌ی قضائیه یا دادگستری باید زیر ‏نظر دیوانعالی دادگستری، که از تعدادی ‏قاضی با سابقه و خوشنام ‏تشکیل می‌شود، اداره شود.‏

همه‌ی کسانی که در گذشته مرتکب خطا و جرایم کوچکی شده‌اند و ‏اکنون ابراز پشیمانی کرده و سعی در جبران ‏خطاهای خود دارند، ‏مشمول عفو عمومی می‌شوند. برعکس کسانی که در گذشته بهر شکل و ‏عنوان باعث ‏جنایت، قتل و غارت و حیف‌ومیل اموال عمومی شده‌اند، باید در دادگاه‌های ‏عادلانه محاکمه و مجازات شوند. ‏اموالی از کشور را که به ناحق تصرف ‏کرده‌اند باید به خزانه کشور باز گردد و برای هدر دادن خون بیگناهان و ‏اموال عمومی ‏باید مورد مجازات عادلانه قرار گیرند.‏

بنظرم در قانون اساسی آینده، باید لغو مجازات اعدام مد نظر قرار ‏گیرد. زیرا معتقدم، جانی را خداوند به بنده‌اش ‏عطا کرده، هیچکس ‏حق ندارد آن را بگیرد...»

...

و بدین‌گونه بود که ایران در عرض چند سال توانست همردیف با کشورهای متمدن و پیشرفته به‌دنیای جدید گام بگذارد و با آن‌ها «کشور انسانی» امروز را تشکیل دهد...


برگرفته از داستان «ذهن گویا» نوشته‌ی ایمان علیپور

پ.ن.
این بخش از داستان در 98/8/22 نوشته شد. پس از شنیدن نظرات رسول نفیسی در برنامه صفحه 2 آخر هفته BBC مصمم بر نشرش شدم


‏
‏.....و افاضات ملانقی ادامه دارد

قسمت اول 👉

قسمت دوم 👉

قسمت سوم 👉

قسمت چهارم 👉

کل داستان را یکجا با مطالب دیگر در 👈 اینجا 👉 بخوانید
.
Tuesday, Nov 19, 2019

صفحه نخست »

سیدعلی خامنه ای! جسم ناقص ات را طی ۱۰ سال خیلی قوی کرده ای!
مبارک باشد این قوت، سید و مولایت را!؛
ف. م. سخن

 



آخوندها اصولا دو روی متفاوت دارند:

یک روی فریبکار تا بتوانند از آن برای گول زدن مردم بهره گیرند؛
یک روی خشونت کار که اگر فریب اثر نکند، به زور نظرشان را به مردم تحمیل کنند.

از گذشته، که قدرت سیاسی در اختیار آخوندها نبود، این اراذل و اوباش بودند که قوه‌ی سرکوبگر و مجری اعمال خشونت آمیزِ تحت فرمانِ آخوندها بودند.

لزوم این دوگانگی از آن رو ست که:

آخوند وظیفه دارد که مردم را با «زبان» به طرف دین بکشاند و یا مردم را در سمت دین نگه دارد.

هر گاه این مهم صورت نپذیرد، این بار زبان خشونت و زدن و کشتن است که به کار گرفته می شود و این موضوع استثنا ندارد.

ما در تاریخ کشورمان، سرنوشت احمد کسروی را دیده ایم که فقط نظری مخالف نظر آخوندها داشت و ما دیدیم که اراذل و اوباش آخوندها با او چه کردند.

ما در تاریخ کشورمان، کشتارهای شرعی و وحشتناک سید رشتی را داشته‌ایم که کار قدرت اش به جایی رسیده بود که با دست خود سر مردم را می برید.

و اکنون در تاریخ معاصر، ما سید علی خامنه‌ای را داریم که با قدرت سیاسی و بازوی نظامی که در اختیارش قرار دارد از هر دو عنصر فریب و سرکوب برای حفظ موقعیت خود و حکومت اسلامی بهره می گیرد.

او بارها خواسته است از روش فریب مذهبی، برای فریب سیاسی بهره بگیرد که موفق نبوده و مردم او را باور نکرده اند.

او سال ۸۸ با سخنرانی مشهور جسم ناقصی دارم خواست مردم را از نظر سیاسی فریب دهد ولی موجب تمسخر و استهزای خود توسط مردم شد.

او بعد از این که در پروژه ی مظلوم نمایی و فریب شکست خورد، رو به سر کوب شدید با کینه ی شتری آورد چنان که ۱۰ سال است سران سبز را در حبس و حصر نگاه داشته است. حاصل سرکوب او ده ها کشته و صدها زندانی و شکنجه شده بود.

امروز، او چون مراحل فریب آخوندی را به طور کامل نگذرانده و یک فریبکار عظما نشده، می داند که زبان فریب‌اش در امر سیاست اثر ندارد لذا از همان روز نخست اعتراض‌های بنزینی، به وسط میدان می آید و دستور سرکوب به اراذل و اوباش حکومتی می دهد.

حاصل این سرکوب، ده ها کشته و صدها زخمی ست که طی این ۵ روزه شاهد آن بوده ایم.

سید علی طی ده سال، جسم ناقص اش را کاملا تقویت کرده و مثل جنگجویان قوی هیکل، رجز می‌خواند و هماورد می طلبد.

او امروز گفته است:

«هم دوستان و هم دشمنان بدانند، ما در عرصه‌ جنگ نظامی و سیاسی و امنیتی دشمن را عقب زدیم. همین کارهای این چند روز کارهای امنیتی بود، مردمی که نبود. در عرصه‌های مختلف دشمن را عقب زدیم و به توفیق الهی در عرصه‌ی جنگ‌اقتصادی هم به‌طور قاطع دشمن را عقب خواهیم زد».

اما دشمنان خامنه ای که بی شرفانه آن ها را «اشرار» می نامد، جوانانی هستند جان به لب رسیده با دست خالی و آرزوهای بسیار. و این پهلوان قلابی، می تواند این جوانان را که تنها جان شان در مقابل انواع و اقسام سلاح های اوباش حکومتی قرار دارد، مثل برگ درخت و گل های ساقه شکسته بر زمین بریزد ولی غافل است از این که این پهلوانیّت در خیال او شکل گرفته و او همان موجود کج و معوج و متعفنی است که فقط زبان اش خوب در دهان می چرخد و قدرت اش در اسلحه ای ست که اوباش غارتگرش در اختیار دارند.

و وای به روزی که مردم و جوانان جدّا اراده کنند که خدمت این پهلوان اسلام برسند که آنگاه نه از خودش اثری خواهد ماند نه از سربازان لشکر جنایت کار ش...





 سخنان مادر ندا آقاسلطان درباره پرداخت دیه و هدیه خامنه‌ای

 جایزه ۱۵ میلیون دلاری آمریکا برای اطلاعات در مورد یک فرمانده سپاه

 از چماقداری در دزفول تا کاندیداتوری مجلس بریتانیا

 نقد احمد زیدآبادی به سخنان محسن سازگارا در بی‌بی‌سی

 استقرار ناو هواپیمابر و پرواز جت های جنگی آمریکا در نزدیکی سکوهای نفتی ایران

 فقط در جمهوری اسلامی: وقتی یک معتاد کارتن خواب مدیر عامل می شود!

طنز تلخ
 
Forwarded from عجیب زاده
قیام‌های دی ۹۶ و آبان ۹۸ از این بابت اهمیت دارند که احتمالاً آرزوی بنیانگذاری «جوچهٔ اسلامی» را بر دل دیکتاتور پیر ایران گذاشته‌اند. انفجارهای اجتماعی که منتج از فشارهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بر طبقات گوناگون جامعه بوده‌اند، هشدارهایی جدی برای حکومت تمامیت‌خواه جمهوری اسلامی‌اند.

جوچه، آیینی است که کیم ایل سونگ از میانهٔ دههٔ شصت میلادی آن را به بنیان ایدئولوژی حکومت کره شمالی تبدیل کرد و در آن، برای تمام مراتب و مناسبات زندگی انسان‌ها تحت آن حکومت چارچوبی تعریف‌شده ارائه داد. از هنر گرفته تا مدل موی آدم‌ها و آداب سخن‌گفتن، همه در جوچه تعریف‌شده‌اند.

عبارت‌سازی‌ها یا داستان‌سرایی‌های خامنه‌ای، همه نشأت گرفته از آرزوی ساختن جوچهٔ خودش است که گاهی با نام «سبک زندگی ایرانی-اسلامی» از آن یاد می‌کند. در جوچهٔ خامنه‌ای، همهٔ مردم باید به سبک طلاب دههٔ چهل شمسی زندگی کنند و اساس اقتصاد باید برپایهٔ «اقتصاد مقاومتی» شکل بگیرد و حتی مردم باید به رادیو و تلویزیون بگویند «رادیان و تلویزیان».

همهٔ اینها در چند هفتهٔ آخر زندگی آزاد خامنه‌ای شکل گرفتند؛ از آخرین سفر خارجی او به سرزمین جوچه، کرهٔ شمالی!
درست یک‌ماه قبل از رهبر شدنش (اردیبهشت ۶۸)، درست یک‌ماه قبل از آغازِ سه‌دهه حصر خانگی‌اش.
او هنوز با همان خاطرات می‌زید.

قیام‌های برخاسته از بدنهٔ اجتماع که خاستگاه‌های حزبی ندارند، هشداری کاملاً جدی به رؤیاپردازی‌های پیرمردِ دخمه‌نشین هستند. او می‌خواست جوچهٔ خودش را داشته باشد و این خزعبلاتی که در به‌اصطلاح «سندهای چشم‌انداز» بیست ساله و چهل و هفت‌ساله و... می‌آورد هم برآمده از همین آرزوی باطلند.

آرمان جوچهٔ خامنه‌ای، پله‌پله دارد همهٔ سواران بر کشتیِ حکومت جمهوری اسلامی را به گرداب نابودی می‌کشد. این اصلاح‌طلبانِ واقعی، با خامنه‌ای مشکل دارند دقیقاً به همین سبب است که آنها دلسوزانه بقای جمهوری اسلامی را می‌خواهند اما خامنه‌ای سکان کشتی را به ناکجاآباد خودش می‌برد.

مردم ایران اما حالا تصمیمشان را گرفته‌اند. آنها نمی‌خواهند مرعوب و تسلیم جوچهٔ پیرمرد شوند. پیرمردی که هنوز با آخرین خاطرات پیش از دخمه‌نشینی‌اش برای هشتاد میلیون نفر تصمیم می‌گیرد.

______
@ajibzad
Forwarded from کوکب خانم
سگ رقیه!
———-

آخوند تمام صفات انسان را به خدا منتقل کرده: رحیم، عزیز، خالق، رازق، رافع، سمیع، بصیر، توانا، عادل، لطیف، غفور، حکیم، وکیل، متین، قادر، مقدم، رشید.
مقلّدش را تهی کرده است. پوک. پوچ. لوچ. یک پوسته ی خالی. بی شخصیت. محتاج دعا. دست می بوسد. قِل می خورد. گل می مالد. به خودش توهین می کند. سگ رو سیاه. بنده ی ناسپاس. نوکر می شود. غلام علی. غلام عباس. خادم حرم. خاک درگاه. کلفت می شود. کنیز رضا. نذر سید. ضعیف می شود و اشک می ریزد، تضرع می کند و پیشانی بر خاک می سابد، بل، ذره ای از صفات را پس گیرد. شبی نصف شبی به درد می خورد!

https://t.me/jamalsanatnegar
‏گفته اند «امروز وظیفه شهروندان این است که مسئولان را دعا کنند.» سعدی از درویشی «مستجاب الدعوه» می‌گوید که حجاج یوسف امرش داد«دعای خیری بر من کن.» درویش گفت، «خدایا جانش بستان» که این «دعای خیر است» هم‌او را و هم «جمله مسلمانان را.»

https://twitter.com/milaniabbas/status/1204146678812426241?s=19
‌‎اگر دعا برآورده می شد که خمینی باید تا انقلاب مهدی‌ زنده می ماند.

طنز تلخ
.
از آرشیو افاضات ملانقی 👇


همبستگی ملی برای گذار از جاعش

ملانقی به شخصه از انگ و برچسب زدن به گروهها، پرهیز میکند؛ چون معتقد است؛

اولا انگ زدن یکی از نشانه‌های دیکتاتوری است که هیچ گروه غیرخودی، حتی با اندک اختلاف نظر، را برنمی‌تابد؛

ثانیا- حکومت اسلامی ۴۰ سال است که با سیاست تفرقه انداختن، حکومت کرده است؛ و بهمین دلیل است که این همه گروه مخالف جاعش، از جمهوریخواه و سلطنت طلب گرفته تا کمونیست و دمکرات و...، در برنامه‌ها و اقدامات خود موفق نبوده‌اند، چون هر گروه و دسته‌ای، به گروههای دیگر انگ و برچسب طرفداری از جاعش را می‌زند.

باید بزیر عَلَم هر براندازی رفت، حتی اگر او #ولی_وقیح باشد.

_______

این 👆 نمونه‌ای از دغدغه‌ها و دلخوری‌های ملانقی در این دوره زمانه است که همه‌ی کسانی که به نوعی ادعای براندازی دارند، مشکل اصلی و بقولی «شر اعظم»، یعنی #جاعش را فراموش کرده و همه‌ی هم و غمّ خود را گذاشته‌اند بر اینکه فلانکس چرا همچین گفت و بَهمان چرا همچون کرد و متاسفانه فلان و بهمان را هم وارد این بازی‌ی #تفرقه‌افکنانه که تماما ساخته و پرداخته جاعش است، کرده‌اند.

این روزها تمام پست‌های فضای مجازی پر شده است از این جر و بحث‌های سخیف، تفرقه‌افکنانه و آب به‌آسیاب دشمن ریز. طرفداران شاهزاده رضا پهلوی و سلطنت‌طلب‌ها از یک سو و طرفداران فلان و بهمان نیز از سوی دیگر در آتش این تفرقه می‌دمند؛ در حالی که شخص شاهزاده و یا دیگران، دغدغه‌ی اصلی‌شان همان شر اعظم است.

ملانقی بسهم خود از شاهزاده و دیگران تقاضای عاجزانه دارد که موضع خود را خیلی صریح و واضح برای طرفدارانشان بیان کرده و از کلیه‌ی تفرقه‌اندازان اعلام برائت و دوری نمایند.
سایر افاضات ملانقی، در این‌باره را در لینک‌های زیر ببینید👇👇👇👇

https://t.me/TanzeTalkh2/922

https://t.me/TanzeTalkh2/880

https://t.me/TanzeTalkh2/866

https://t.me/TanzeTalkh2/789

https://t.me/TanzeTalkh2/720

20 بهمن 1397
در تایید افاضات ملانقی 👇👇👇