Forwarded from Taarikhe Aali
نسخهی کامل برنامه هفتگی
اتاق خبر با پوریا زراعتی - آنسوی شبح امنیتی
... ... ...
گفتگو با یک عضو سابق اطلاعات سپاه
#تظاهرات_سراسری
https://t.co/1Hyo3u7XVQ
اتاق خبر با پوریا زراعتی - آنسوی شبح امنیتی
... ... ...
گفتگو با یک عضو سابق اطلاعات سپاه
#تظاهرات_سراسری
https://t.co/1Hyo3u7XVQ
☘️ سرنوشت ایران 📖🙄
🌿 آرزویی برای وطنم
🌈 قسمت اول
.... خیلی علاقمند شدم بدانم، از زمانی که در حالت انجماد بودم، چه بر سر کشورم و مردم آن آمده است. پس از این اندیشه، متن زیر بر صفحهی «همراهِمن» نقش بست. (در اینجا باید بگویم که دستگاه «همراهِمن» این قابلیت را داشت که مطالب را بهصورت صدا و تصویر یا ترکیبی از همهی رسانهها ارایه کند، اما من ترجیح داده بودم که نوشتهها را بخوانم):
📖
پس از اینکه اعتراضات مردم به حکومت خودکامهی جمهوری اسلامی؛ که نه اثری از جمهوری و نه اثری از اسلام در آن بود؛ بهجایی نرسید و همهی اعتراضات مردمی؛ که در ابتدا به فاصلهی چندین سال، و در این اواخر به فاصلهی چند هفته برگزار میشد؛ با وحشیانهترین شکل ممکن و بهصورت خونین سرکوب شد، و کشور ایران در آستانهی نابودی کامل قرار گرفته بود؛ سرانجام در نیمهشب سوم اسفند 1399 خورشیدی، یکی از جوانمردان ایران بهنام «ایراندوست» که در سپاه پاسداران خدمت میکرد، با همکاری عدهای از یاران راستین خود، با عنوان «گروه ایران یاوران»، برعلیه حکومتگران کودتا کرد. در همان ساعات اولیهی کودتا، با برنامهریزی قبلی؛
✌️ رادیو و تلویزیون، به اشغال «ایران یاوران» درآمد و با حذف برنامههای استحماری، کار خود را مطابق معمول ادامه داد؛
✌️ همهی مرزهای زمینی، هوایی و دریایی تحت کنترل شدید قرار گرفت؛
✌️ همهی سران حکومت و فرماندهان سپاه و ارتش، توسط پاسدارانشان تحت نظر قرار گرفته و کسانی که در خانه نبودند، تحت حفاظت به خانه برده شده و در حصر خانگی قرار گرفتند؛
✌️ حسابهای بانکی همهی سران مسدود شده و حق برداشت از آنان گرفته شد؛
✌️ حکم به آزادی کلیهی زندانیان سیاسی و عقیدتی داده شد و با قاضیهای دستنشاندهی حکومت، نیز مطابق با سران رفتار شد؛
✌️ برای هر وزارتخانهای، وزیری معین شد؛
با فرا رسیدن صبح، مردم متوجهی هیچ چیز غیرعادی نشدند. تنها کسانی که بیننده و شنوندهی ثابت رادیو و تلویزیون بودند، از اینکه میدیدند، برخلاف معمول در برنامههای رادیویی و تلویزیونی، نامی از صدا و سیمای مقدس جمهوری اسلامی برده نمیشود و از تبلیغات مذهبی، تقدسآفرینی و اخبار سرتاپا دروغ و... خبری نیست؛ شگفتزده شدند. همچنین فعالان فضای مجازی از اینکه میدیدند فیلترینگ اینترنت برداشته شده، در پوست خود نمیگنجیدند.
.....و افاضات ملانقی ادامه دارد
🌿 آرزویی برای وطنم
🌈 قسمت اول
.... خیلی علاقمند شدم بدانم، از زمانی که در حالت انجماد بودم، چه بر سر کشورم و مردم آن آمده است. پس از این اندیشه، متن زیر بر صفحهی «همراهِمن» نقش بست. (در اینجا باید بگویم که دستگاه «همراهِمن» این قابلیت را داشت که مطالب را بهصورت صدا و تصویر یا ترکیبی از همهی رسانهها ارایه کند، اما من ترجیح داده بودم که نوشتهها را بخوانم):
📖
پس از اینکه اعتراضات مردم به حکومت خودکامهی جمهوری اسلامی؛ که نه اثری از جمهوری و نه اثری از اسلام در آن بود؛ بهجایی نرسید و همهی اعتراضات مردمی؛ که در ابتدا به فاصلهی چندین سال، و در این اواخر به فاصلهی چند هفته برگزار میشد؛ با وحشیانهترین شکل ممکن و بهصورت خونین سرکوب شد، و کشور ایران در آستانهی نابودی کامل قرار گرفته بود؛ سرانجام در نیمهشب سوم اسفند 1399 خورشیدی، یکی از جوانمردان ایران بهنام «ایراندوست» که در سپاه پاسداران خدمت میکرد، با همکاری عدهای از یاران راستین خود، با عنوان «گروه ایران یاوران»، برعلیه حکومتگران کودتا کرد. در همان ساعات اولیهی کودتا، با برنامهریزی قبلی؛
✌️ رادیو و تلویزیون، به اشغال «ایران یاوران» درآمد و با حذف برنامههای استحماری، کار خود را مطابق معمول ادامه داد؛
✌️ همهی مرزهای زمینی، هوایی و دریایی تحت کنترل شدید قرار گرفت؛
✌️ همهی سران حکومت و فرماندهان سپاه و ارتش، توسط پاسدارانشان تحت نظر قرار گرفته و کسانی که در خانه نبودند، تحت حفاظت به خانه برده شده و در حصر خانگی قرار گرفتند؛
✌️ حسابهای بانکی همهی سران مسدود شده و حق برداشت از آنان گرفته شد؛
✌️ حکم به آزادی کلیهی زندانیان سیاسی و عقیدتی داده شد و با قاضیهای دستنشاندهی حکومت، نیز مطابق با سران رفتار شد؛
✌️ برای هر وزارتخانهای، وزیری معین شد؛
با فرا رسیدن صبح، مردم متوجهی هیچ چیز غیرعادی نشدند. تنها کسانی که بیننده و شنوندهی ثابت رادیو و تلویزیون بودند، از اینکه میدیدند، برخلاف معمول در برنامههای رادیویی و تلویزیونی، نامی از صدا و سیمای مقدس جمهوری اسلامی برده نمیشود و از تبلیغات مذهبی، تقدسآفرینی و اخبار سرتاپا دروغ و... خبری نیست؛ شگفتزده شدند. همچنین فعالان فضای مجازی از اینکه میدیدند فیلترینگ اینترنت برداشته شده، در پوست خود نمیگنجیدند.
.....و افاضات ملانقی ادامه دارد
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
☘️ سرنوشت ایران 📖🙄
🌿 آرزویی برای وطنم
🌈 قسمت دوم
در اخبار بامدادی اعلام شد که مقام رهبری را کسالتی عارض شده و بهمین جهت دفتر ایشان، تا اطلاع ثانوی، کلیهی دیدارهای برنامهریزی شده قبلی را لغو کرده است. در این بخش از اخبار همچنین اعلام شد که «ایران تصمیم به تعلیق تمام فعالیتهای هستهای و موشکی خود گرفته است و از تمام کشورها درخواست نمود که در جهت لغو تحریمها اقدام نمایند». یکی دیگر از خبرهای این بخش خبری این بود: «دیوانعالی دادگستری، طی بخشنامهای تمامی قوانین مغایر با اعلامیهی جهانی حقوق بشر را لغو شده اعلام کرد».
کارمندانی که مطابق معمول به سر کارشان رفته بودند، متوجهی هیچ چیز غیرعادی نشدند؛ اما وقتی که خبر کسالت رهبر را شنیدند و متوجه تغییر برخی از سیاستهای کلی کشور شدند؛ با دلگرمی تمام به کار مشغول شده و کاری را که میخواستند ظرف چند روز آینده انجام دهند، در مدت کمتر از دو ساعت به انجام رساندند.
مردم وقتی شنیدند که در اخبار عصرگاهی اعلام شد: «در ساعت 8 شب، سردار ایراندوست، مطالب مهمی را بهعرض ملت ستمدیدهی ایران خواهد رساند» و پس از اخبار نیز شاهد برگزاری مناظرهای با شرکت چند تن از فعالان سیاسی زندانی، بودند؛ دیگر یقین کردند که در کشور اتفاقات عجیب و خوشایندی رخ داده است. در این مناظره؛ صحبت از تشکیل مجلس مؤسسان، تعیین نوع حکومت ایران و تدوین قانون اساسی جدید بود. پس از آن بود که کمکم خیابانها پر شد از مردمی که به رقص و پایکوبی و شادمانی مشغول بودند.
در این میان، چهرهی آخوندها و افراد متصب مذهبی دیدنی بود. آنها از اینکه مردم را در حالتی میدیدند که برایشان خوشایند نبود و در مقابلِ سیل پر جوش و خروش مردم هم هیچ کاری از دستشان برنمیآمد؛ بشدت عصبی شده و خون خونشان را میخورد. عدهای از آخوندها که کمی عاقلتر بودند و عدهای نیز از سر فرصتطلبی، خود را خلعلباس کرده، بهمیان مردم رفته و همراه با آنان به رقص و پایکوبی پرداختند.
نمایشگرهای تبلیغاتی در میدانهای شهرها نیز برنامههای تلویزیونی را نمایش میدادند.
.....و افاضات ملانقی ادامه دارد
قسمت اول 👉
🌿 آرزویی برای وطنم
🌈 قسمت دوم
در اخبار بامدادی اعلام شد که مقام رهبری را کسالتی عارض شده و بهمین جهت دفتر ایشان، تا اطلاع ثانوی، کلیهی دیدارهای برنامهریزی شده قبلی را لغو کرده است. در این بخش از اخبار همچنین اعلام شد که «ایران تصمیم به تعلیق تمام فعالیتهای هستهای و موشکی خود گرفته است و از تمام کشورها درخواست نمود که در جهت لغو تحریمها اقدام نمایند». یکی دیگر از خبرهای این بخش خبری این بود: «دیوانعالی دادگستری، طی بخشنامهای تمامی قوانین مغایر با اعلامیهی جهانی حقوق بشر را لغو شده اعلام کرد».
کارمندانی که مطابق معمول به سر کارشان رفته بودند، متوجهی هیچ چیز غیرعادی نشدند؛ اما وقتی که خبر کسالت رهبر را شنیدند و متوجه تغییر برخی از سیاستهای کلی کشور شدند؛ با دلگرمی تمام به کار مشغول شده و کاری را که میخواستند ظرف چند روز آینده انجام دهند، در مدت کمتر از دو ساعت به انجام رساندند.
مردم وقتی شنیدند که در اخبار عصرگاهی اعلام شد: «در ساعت 8 شب، سردار ایراندوست، مطالب مهمی را بهعرض ملت ستمدیدهی ایران خواهد رساند» و پس از اخبار نیز شاهد برگزاری مناظرهای با شرکت چند تن از فعالان سیاسی زندانی، بودند؛ دیگر یقین کردند که در کشور اتفاقات عجیب و خوشایندی رخ داده است. در این مناظره؛ صحبت از تشکیل مجلس مؤسسان، تعیین نوع حکومت ایران و تدوین قانون اساسی جدید بود. پس از آن بود که کمکم خیابانها پر شد از مردمی که به رقص و پایکوبی و شادمانی مشغول بودند.
در این میان، چهرهی آخوندها و افراد متصب مذهبی دیدنی بود. آنها از اینکه مردم را در حالتی میدیدند که برایشان خوشایند نبود و در مقابلِ سیل پر جوش و خروش مردم هم هیچ کاری از دستشان برنمیآمد؛ بشدت عصبی شده و خون خونشان را میخورد. عدهای از آخوندها که کمی عاقلتر بودند و عدهای نیز از سر فرصتطلبی، خود را خلعلباس کرده، بهمیان مردم رفته و همراه با آنان به رقص و پایکوبی پرداختند.
نمایشگرهای تبلیغاتی در میدانهای شهرها نیز برنامههای تلویزیونی را نمایش میدادند.
.....و افاضات ملانقی ادامه دارد
قسمت اول 👉
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
☘️ سرنوشت ایران 📖🙄
🌿 آرزویی برای وطنم
🌈 قسمت سوم
رأس ساعت 8 شب، سردار ایراندوست بر صفحهی نمایش ظاهر شد و سخنانی را بدین ترتیب بهعرض ملت ستمدیدهی ایران رسانید:
به نام آنکه جان را فکرت آموخت.
با درود به همه هموطنان عزیز و گرامی با هر دین و مذهب و قومیت. درود بر هموطنانی که در 42 سالِ سیاه گذشته همهگونه فشار و سختی را تحمل کردند، و با درود به همه جانفدایان راه آزادی و عزت سرزمینمان ایران.
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد
قبل از هر چیز باید بگویم که بنده خود و گروه «ایران یاوران» را بهطور موقت رییس کشور، برای گذر دادن کشور از یک حکومت خودکامه به یک حکومت واقعاً مردمی، میدانیم. البته نه از آن موقتهایی که سی سال و اندی طول بکشد.
اصول برنامههایی که برای دوران گذار قصد انجامش را داریم به این صورت است که خدمتتان عرض میکنم:
✍ اصل اول، قانون اساسی و شکل حکومت: در اولین فرصت، مجلس مؤسسان برای تدوین قانون اساسی با انتخاب مردم تشکیل خواهد شد. از نظر ما (من و یارانم) شکل حکومت، جمهوری یا پادشاهی، اهمیتی به مراتب کمتر از محتوای حکومت دارد و محتوای حکومت هم در قانون اساسی متبلور است که باید مبتنی بر آزادی،عدالت و مردمسالاری باشد. هیچ قانونی نمیتواند و نباید بر این سه اصل محدودیت اعمال کند.
یکی از وظایف حکومت آینده ایران، کمک به گروهها و رسانههایی است که در جهت آگاهی بخشی اجتماعی فعالیت میکنند.
و اما، تمام جلسات مجلس مؤسسان، بطور مستقیم از شبکههای رادیویی و تلویزیونی پخش خواهد شد و همزمان با آن صدا و سیما موظف است جلسات مناظره برای بحث و تبادل نظر درباره موارد مورد بحث در مجلس را برگزار نماید. همهی هموطنان و صاحبنظران بدون هیچ قید و شرطی میتوانند در این مناظرات حضور داشته باشند.
پس از تدوین قانون اساسی، تصویب آن طی رفراندومی بعهده هموطنانم خواهد بود. تا تصویب قانون اساسی جدید، قانون اساسی فعلی قابل اجرا خواهد بود با این تفاوت که:
اولاً گروه ایران یاوران، بهعنوان رییس موقت کشور، در مقابل اختیاراتی که دارد و وظایفی که به عهدهاش است در برابر تمامی احزاب و گروهها و بطور کلی در برابر تمامی افراد کشور پاسخگو خواهد بود.
دوم اینکه؛ تمامی اصولی از قانون اساسی که با اعلامیه جهانی حقوق بشر مغایرت دارد، قابل اجرا نخواهند بود.
.....و افاضات ملانقی ادامه دارد
قسمت اول 👉
قسمت دوم 👉
🌿 آرزویی برای وطنم
🌈 قسمت سوم
رأس ساعت 8 شب، سردار ایراندوست بر صفحهی نمایش ظاهر شد و سخنانی را بدین ترتیب بهعرض ملت ستمدیدهی ایران رسانید:
به نام آنکه جان را فکرت آموخت.
با درود به همه هموطنان عزیز و گرامی با هر دین و مذهب و قومیت. درود بر هموطنانی که در 42 سالِ سیاه گذشته همهگونه فشار و سختی را تحمل کردند، و با درود به همه جانفدایان راه آزادی و عزت سرزمینمان ایران.
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد
قبل از هر چیز باید بگویم که بنده خود و گروه «ایران یاوران» را بهطور موقت رییس کشور، برای گذر دادن کشور از یک حکومت خودکامه به یک حکومت واقعاً مردمی، میدانیم. البته نه از آن موقتهایی که سی سال و اندی طول بکشد.
اصول برنامههایی که برای دوران گذار قصد انجامش را داریم به این صورت است که خدمتتان عرض میکنم:
✍ اصل اول، قانون اساسی و شکل حکومت: در اولین فرصت، مجلس مؤسسان برای تدوین قانون اساسی با انتخاب مردم تشکیل خواهد شد. از نظر ما (من و یارانم) شکل حکومت، جمهوری یا پادشاهی، اهمیتی به مراتب کمتر از محتوای حکومت دارد و محتوای حکومت هم در قانون اساسی متبلور است که باید مبتنی بر آزادی،عدالت و مردمسالاری باشد. هیچ قانونی نمیتواند و نباید بر این سه اصل محدودیت اعمال کند.
یکی از وظایف حکومت آینده ایران، کمک به گروهها و رسانههایی است که در جهت آگاهی بخشی اجتماعی فعالیت میکنند.
و اما، تمام جلسات مجلس مؤسسان، بطور مستقیم از شبکههای رادیویی و تلویزیونی پخش خواهد شد و همزمان با آن صدا و سیما موظف است جلسات مناظره برای بحث و تبادل نظر درباره موارد مورد بحث در مجلس را برگزار نماید. همهی هموطنان و صاحبنظران بدون هیچ قید و شرطی میتوانند در این مناظرات حضور داشته باشند.
پس از تدوین قانون اساسی، تصویب آن طی رفراندومی بعهده هموطنانم خواهد بود. تا تصویب قانون اساسی جدید، قانون اساسی فعلی قابل اجرا خواهد بود با این تفاوت که:
اولاً گروه ایران یاوران، بهعنوان رییس موقت کشور، در مقابل اختیاراتی که دارد و وظایفی که به عهدهاش است در برابر تمامی احزاب و گروهها و بطور کلی در برابر تمامی افراد کشور پاسخگو خواهد بود.
دوم اینکه؛ تمامی اصولی از قانون اساسی که با اعلامیه جهانی حقوق بشر مغایرت دارد، قابل اجرا نخواهند بود.
.....و افاضات ملانقی ادامه دارد
قسمت اول 👉
قسمت دوم 👉
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
☘️ سرنوشت ایران 📖🙄
🌿 آرزویی برای وطنم
🌈 قسمت چهارم
✍ اصل دوم، دین و مذهب: از این پس در کشور هیچ دین رسمی وجود ندارد و تمامی ادیان و مذاهب توسط مردم کشورمان مورد احترام قرار خواهند گرفت. البته همانگونه که میدانیم، دین و مذهب یک انتخاب و عقیده شخصی است که به ارتباط شخص با خداوند متعال مربوط میشود و نوع ارتباط نیز در افراد مختلف متفاوت است و به عبارت دیگر، دینِ هیچ دو نفری مانند هم نیست. مطابق اعلامیه جهانی حقوق بشر، همه افراد در انتخاب دین آزادند و هیچکس را نمیتوان به پذیرش دینی مجبور کرد و یا از پذیرش آن منع کرد.
به این ترتیب امیدوارم در حکومت آینده ایران دین از سیاست جدا باشد و هیچ ارگان و کانون دینی و مذهبی حتی یک ریال از خزانه مملکت دریافت نکند. بنظرم، روحانیون مذهبی هم چنانچه علاقمند به گسترش دین و مذهب خود هستند؛ تبلیغ دین را باید بدون دریافت هیچگونه دستمزدی انجام دهند. در این مورد، شادروان حاج علی منتظری، پدر مرحوم آیتالله منتظری الگوی بسیار خوبی برای آنان میتواند باشد. آن شادروان، روزها به کار کشاورزی مشغول بود و از این راه امرار معاش میکرد و شبها به هنگام نماز، به پیشنمازی میایستاد و پس از نماز بر روی صندلی، مردم را موعظه میکرد و احکام دینی را برایشان بیان مینمود.
✍ اصل سوم، آزادی: تمام زندانیان سیاسی و همه آنانی که به جرم واهی توهین به مقدسات و تشویش اذهان عمومی و غیره زندانی شدهاند؛ بلااستثنا آزاد شدهاند و در اسرع وقت از آنها اعاده حیثیت خواهد شد. در دورهی گذار، آزادی بیان بدون هیچ قید و شرطی وجود خواهد داشت و امیدوارم یکی از اصول مهم قانون اساسی آینده هم این موضوع باشد. خط قرمز آزادی بیان، اهانت و ناسزاگویی به اشخاص است که البته اهانت و ناسزاگویی، در فرهنگ اصیل ایرانی وجود ندارد و از اخلاق انسانی نیز به دور است.
در اینجا لازم است توضیح دهم که بعضیها ممکن است نقد و سوال از موضوعی را که خود مقدس میدانند، بعنوان اهانت تلقی کنند؛ اما ناگفته واضح است؛ همانطور که فیلسوف بزرگ، نیچه، بیان داشته: «هیچ چیز و هیچکس آنقدر مقدس نیست که نتوان آن را مورد نقد و بررسی قرار داد. از این پس در کشور تنها چیزی که مقدس است، کرامت انسانی است که نباید خدشهدار شود. از همهی هموطنانم عاجزانه تقاضا دارم این موضوع را سرلوحه زندگی خود قرار دهند.
✍ اصل چهارم، سیاست خارجی: ضمن اعلام دوستی و داشتن روابط سیاسی عادلانه با همسایگان و همه کشورهای جهان، از این پس هیچکس و هیچ ارگانی حق ندارد حتی یک ریال از اموال و سرمایه کشور را به کشورهای دیگر بذل و بخشش کند. در دنیا، وامدار هیچ کس و هیچ کشوری نیستیم.
.....و افاضات ملانقی ادامه دارد
قسمت اول 👉
قسمت دوم 👉
قسمت سوم 👉
🌿 آرزویی برای وطنم
🌈 قسمت چهارم
✍ اصل دوم، دین و مذهب: از این پس در کشور هیچ دین رسمی وجود ندارد و تمامی ادیان و مذاهب توسط مردم کشورمان مورد احترام قرار خواهند گرفت. البته همانگونه که میدانیم، دین و مذهب یک انتخاب و عقیده شخصی است که به ارتباط شخص با خداوند متعال مربوط میشود و نوع ارتباط نیز در افراد مختلف متفاوت است و به عبارت دیگر، دینِ هیچ دو نفری مانند هم نیست. مطابق اعلامیه جهانی حقوق بشر، همه افراد در انتخاب دین آزادند و هیچکس را نمیتوان به پذیرش دینی مجبور کرد و یا از پذیرش آن منع کرد.
به این ترتیب امیدوارم در حکومت آینده ایران دین از سیاست جدا باشد و هیچ ارگان و کانون دینی و مذهبی حتی یک ریال از خزانه مملکت دریافت نکند. بنظرم، روحانیون مذهبی هم چنانچه علاقمند به گسترش دین و مذهب خود هستند؛ تبلیغ دین را باید بدون دریافت هیچگونه دستمزدی انجام دهند. در این مورد، شادروان حاج علی منتظری، پدر مرحوم آیتالله منتظری الگوی بسیار خوبی برای آنان میتواند باشد. آن شادروان، روزها به کار کشاورزی مشغول بود و از این راه امرار معاش میکرد و شبها به هنگام نماز، به پیشنمازی میایستاد و پس از نماز بر روی صندلی، مردم را موعظه میکرد و احکام دینی را برایشان بیان مینمود.
✍ اصل سوم، آزادی: تمام زندانیان سیاسی و همه آنانی که به جرم واهی توهین به مقدسات و تشویش اذهان عمومی و غیره زندانی شدهاند؛ بلااستثنا آزاد شدهاند و در اسرع وقت از آنها اعاده حیثیت خواهد شد. در دورهی گذار، آزادی بیان بدون هیچ قید و شرطی وجود خواهد داشت و امیدوارم یکی از اصول مهم قانون اساسی آینده هم این موضوع باشد. خط قرمز آزادی بیان، اهانت و ناسزاگویی به اشخاص است که البته اهانت و ناسزاگویی، در فرهنگ اصیل ایرانی وجود ندارد و از اخلاق انسانی نیز به دور است.
در اینجا لازم است توضیح دهم که بعضیها ممکن است نقد و سوال از موضوعی را که خود مقدس میدانند، بعنوان اهانت تلقی کنند؛ اما ناگفته واضح است؛ همانطور که فیلسوف بزرگ، نیچه، بیان داشته: «هیچ چیز و هیچکس آنقدر مقدس نیست که نتوان آن را مورد نقد و بررسی قرار داد. از این پس در کشور تنها چیزی که مقدس است، کرامت انسانی است که نباید خدشهدار شود. از همهی هموطنانم عاجزانه تقاضا دارم این موضوع را سرلوحه زندگی خود قرار دهند.
✍ اصل چهارم، سیاست خارجی: ضمن اعلام دوستی و داشتن روابط سیاسی عادلانه با همسایگان و همه کشورهای جهان، از این پس هیچکس و هیچ ارگانی حق ندارد حتی یک ریال از اموال و سرمایه کشور را به کشورهای دیگر بذل و بخشش کند. در دنیا، وامدار هیچ کس و هیچ کشوری نیستیم.
.....و افاضات ملانقی ادامه دارد
قسمت اول 👉
قسمت دوم 👉
قسمت سوم 👉
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
☘️ سرنوشت ایران 📖🙄
🌿 آرزویی برای وطنم
🌈 قسمت پنجم و پایانی
✍ اصل پنجم، عدالت و برابری: همه درآمدها و بودجه کشور باید بطور عادلانه صرف تأمین رفاه و امنیت مردم ایران شود. بجای مساوات روی موضوع عدالت تاکید میکنم، زیرا معتقدم که بجای توزیع مساوی امکانات بین همه افراد، باید امکانات بطور عادلانه، یعنی به هر کس به اندازه نیازش، بین افراد توزیع گردد. مسئول توزیع عادلانه هم باید خود مردم باشند، بدین معنی که مردم با نصبالعین قرار دادن کرامت انسانی، امکانات را بین خود توزیع نمایند. برخلاف سالهای پیش که عدهای خاص بر سر سفرهی انقلاب نشسته بودند، از این پس همهی هموطنانم باید بر سر سفره امکانات بنشینند، سفرهای که خودشان در گستردن آن نقش دارند.
✍ اصل ششم، دادگستری: معتقدم قوهی قضائیه یا دادگستری باید زیر نظر دیوانعالی دادگستری، که از تعدادی قاضی با سابقه و خوشنام تشکیل میشود، اداره شود.
همهی کسانی که در گذشته مرتکب خطا و جرایم کوچکی شدهاند و اکنون ابراز پشیمانی کرده و سعی در جبران خطاهای خود دارند، مشمول عفو عمومی میشوند. برعکس کسانی که در گذشته بهر شکل و عنوان باعث جنایت، قتل و غارت و حیفومیل اموال عمومی شدهاند، باید در دادگاههای عادلانه محاکمه و مجازات شوند. اموالی از کشور را که به ناحق تصرف کردهاند باید به خزانه کشور باز گردد و برای هدر دادن خون بیگناهان و اموال عمومی باید مورد مجازات عادلانه قرار گیرند.
بنظرم در قانون اساسی آینده، باید لغو مجازات اعدام مد نظر قرار گیرد. زیرا معتقدم، جانی را خداوند به بندهاش عطا کرده، هیچکس حق ندارد آن را بگیرد...»
...
و بدینگونه بود که ایران در عرض چند سال توانست همردیف با کشورهای متمدن و پیشرفته بهدنیای جدید گام بگذارد و با آنها «کشور انسانی» امروز را تشکیل دهد...
برگرفته از داستان «ذهن گویا» نوشتهی ایمان علیپور
پ.ن.
این بخش از داستان در 98/8/22 نوشته شد. پس از شنیدن نظرات رسول نفیسی در برنامه صفحه 2 آخر هفته BBC مصمم بر نشرش شدم
.....و افاضات ملانقی ادامه دارد
قسمت اول 👉
قسمت دوم 👉
قسمت سوم 👉
قسمت چهارم 👉
کل داستان را یکجا با مطالب دیگر در 👈 اینجا 👉 بخوانید
.
🌿 آرزویی برای وطنم
🌈 قسمت پنجم و پایانی
✍ اصل پنجم، عدالت و برابری: همه درآمدها و بودجه کشور باید بطور عادلانه صرف تأمین رفاه و امنیت مردم ایران شود. بجای مساوات روی موضوع عدالت تاکید میکنم، زیرا معتقدم که بجای توزیع مساوی امکانات بین همه افراد، باید امکانات بطور عادلانه، یعنی به هر کس به اندازه نیازش، بین افراد توزیع گردد. مسئول توزیع عادلانه هم باید خود مردم باشند، بدین معنی که مردم با نصبالعین قرار دادن کرامت انسانی، امکانات را بین خود توزیع نمایند. برخلاف سالهای پیش که عدهای خاص بر سر سفرهی انقلاب نشسته بودند، از این پس همهی هموطنانم باید بر سر سفره امکانات بنشینند، سفرهای که خودشان در گستردن آن نقش دارند.
✍ اصل ششم، دادگستری: معتقدم قوهی قضائیه یا دادگستری باید زیر نظر دیوانعالی دادگستری، که از تعدادی قاضی با سابقه و خوشنام تشکیل میشود، اداره شود.
همهی کسانی که در گذشته مرتکب خطا و جرایم کوچکی شدهاند و اکنون ابراز پشیمانی کرده و سعی در جبران خطاهای خود دارند، مشمول عفو عمومی میشوند. برعکس کسانی که در گذشته بهر شکل و عنوان باعث جنایت، قتل و غارت و حیفومیل اموال عمومی شدهاند، باید در دادگاههای عادلانه محاکمه و مجازات شوند. اموالی از کشور را که به ناحق تصرف کردهاند باید به خزانه کشور باز گردد و برای هدر دادن خون بیگناهان و اموال عمومی باید مورد مجازات عادلانه قرار گیرند.
بنظرم در قانون اساسی آینده، باید لغو مجازات اعدام مد نظر قرار گیرد. زیرا معتقدم، جانی را خداوند به بندهاش عطا کرده، هیچکس حق ندارد آن را بگیرد...»
...
و بدینگونه بود که ایران در عرض چند سال توانست همردیف با کشورهای متمدن و پیشرفته بهدنیای جدید گام بگذارد و با آنها «کشور انسانی» امروز را تشکیل دهد...
برگرفته از داستان «ذهن گویا» نوشتهی ایمان علیپور
پ.ن.
این بخش از داستان در 98/8/22 نوشته شد. پس از شنیدن نظرات رسول نفیسی در برنامه صفحه 2 آخر هفته BBC مصمم بر نشرش شدم
.....و افاضات ملانقی ادامه دارد
قسمت اول 👉
قسمت دوم 👉
قسمت سوم 👉
قسمت چهارم 👉
کل داستان را یکجا با مطالب دیگر در 👈 اینجا 👉 بخوانید
.
YouTube
آیا ایران در آستانه تحول است؟ صفحه دو آخرهفته
مقامهای حکومتی از پایان یک جنگ جهانی در داخل خاک ایران صحبت میکنند اما میگویند این به قول خودشان «فتنه» را هم از سر گذراندهاند. بنا به آمار سازمانهای حقوق بشری، بیش از ۱۵۰ نفر کشته و به گفته نمایندگان مجلس حدود هفت هزار نفر بازداشت شدند. کنشگران سیاسی…
Tuesday, Nov 19, 2019
صفحه نخست »
سیدعلی خامنه ای! جسم ناقص ات را طی ۱۰ سال خیلی قوی کرده ای!
مبارک باشد این قوت، سید و مولایت را!؛
ف. م. سخن
آخوندها اصولا دو روی متفاوت دارند:
یک روی فریبکار تا بتوانند از آن برای گول زدن مردم بهره گیرند؛
یک روی خشونت کار که اگر فریب اثر نکند، به زور نظرشان را به مردم تحمیل کنند.
از گذشته، که قدرت سیاسی در اختیار آخوندها نبود، این اراذل و اوباش بودند که قوهی سرکوبگر و مجری اعمال خشونت آمیزِ تحت فرمانِ آخوندها بودند.
لزوم این دوگانگی از آن رو ست که:
آخوند وظیفه دارد که مردم را با «زبان» به طرف دین بکشاند و یا مردم را در سمت دین نگه دارد.
هر گاه این مهم صورت نپذیرد، این بار زبان خشونت و زدن و کشتن است که به کار گرفته می شود و این موضوع استثنا ندارد.
ما در تاریخ کشورمان، سرنوشت احمد کسروی را دیده ایم که فقط نظری مخالف نظر آخوندها داشت و ما دیدیم که اراذل و اوباش آخوندها با او چه کردند.
ما در تاریخ کشورمان، کشتارهای شرعی و وحشتناک سید رشتی را داشتهایم که کار قدرت اش به جایی رسیده بود که با دست خود سر مردم را می برید.
و اکنون در تاریخ معاصر، ما سید علی خامنهای را داریم که با قدرت سیاسی و بازوی نظامی که در اختیارش قرار دارد از هر دو عنصر فریب و سرکوب برای حفظ موقعیت خود و حکومت اسلامی بهره می گیرد.
او بارها خواسته است از روش فریب مذهبی، برای فریب سیاسی بهره بگیرد که موفق نبوده و مردم او را باور نکرده اند.
او سال ۸۸ با سخنرانی مشهور جسم ناقصی دارم خواست مردم را از نظر سیاسی فریب دهد ولی موجب تمسخر و استهزای خود توسط مردم شد.
او بعد از این که در پروژه ی مظلوم نمایی و فریب شکست خورد، رو به سر کوب شدید با کینه ی شتری آورد چنان که ۱۰ سال است سران سبز را در حبس و حصر نگاه داشته است. حاصل سرکوب او ده ها کشته و صدها زندانی و شکنجه شده بود.
امروز، او چون مراحل فریب آخوندی را به طور کامل نگذرانده و یک فریبکار عظما نشده، می داند که زبان فریباش در امر سیاست اثر ندارد لذا از همان روز نخست اعتراضهای بنزینی، به وسط میدان می آید و دستور سرکوب به اراذل و اوباش حکومتی می دهد.
حاصل این سرکوب، ده ها کشته و صدها زخمی ست که طی این ۵ روزه شاهد آن بوده ایم.
سید علی طی ده سال، جسم ناقص اش را کاملا تقویت کرده و مثل جنگجویان قوی هیکل، رجز میخواند و هماورد می طلبد.
او امروز گفته است:
«هم دوستان و هم دشمنان بدانند، ما در عرصه جنگ نظامی و سیاسی و امنیتی دشمن را عقب زدیم. همین کارهای این چند روز کارهای امنیتی بود، مردمی که نبود. در عرصههای مختلف دشمن را عقب زدیم و به توفیق الهی در عرصهی جنگاقتصادی هم بهطور قاطع دشمن را عقب خواهیم زد».
اما دشمنان خامنه ای که بی شرفانه آن ها را «اشرار» می نامد، جوانانی هستند جان به لب رسیده با دست خالی و آرزوهای بسیار. و این پهلوان قلابی، می تواند این جوانان را که تنها جان شان در مقابل انواع و اقسام سلاح های اوباش حکومتی قرار دارد، مثل برگ درخت و گل های ساقه شکسته بر زمین بریزد ولی غافل است از این که این پهلوانیّت در خیال او شکل گرفته و او همان موجود کج و معوج و متعفنی است که فقط زبان اش خوب در دهان می چرخد و قدرت اش در اسلحه ای ست که اوباش غارتگرش در اختیار دارند.
و وای به روزی که مردم و جوانان جدّا اراده کنند که خدمت این پهلوان اسلام برسند که آنگاه نه از خودش اثری خواهد ماند نه از سربازان لشکر جنایت کار ش...
سخنان مادر ندا آقاسلطان درباره پرداخت دیه و هدیه خامنهای
جایزه ۱۵ میلیون دلاری آمریکا برای اطلاعات در مورد یک فرمانده سپاه
از چماقداری در دزفول تا کاندیداتوری مجلس بریتانیا
نقد احمد زیدآبادی به سخنان محسن سازگارا در بیبیسی
استقرار ناو هواپیمابر و پرواز جت های جنگی آمریکا در نزدیکی سکوهای نفتی ایران
فقط در جمهوری اسلامی: وقتی یک معتاد کارتن خواب مدیر عامل می شود!
طنز تلخ
صفحه نخست »
سیدعلی خامنه ای! جسم ناقص ات را طی ۱۰ سال خیلی قوی کرده ای!
مبارک باشد این قوت، سید و مولایت را!؛
ف. م. سخن
آخوندها اصولا دو روی متفاوت دارند:
یک روی فریبکار تا بتوانند از آن برای گول زدن مردم بهره گیرند؛
یک روی خشونت کار که اگر فریب اثر نکند، به زور نظرشان را به مردم تحمیل کنند.
از گذشته، که قدرت سیاسی در اختیار آخوندها نبود، این اراذل و اوباش بودند که قوهی سرکوبگر و مجری اعمال خشونت آمیزِ تحت فرمانِ آخوندها بودند.
لزوم این دوگانگی از آن رو ست که:
آخوند وظیفه دارد که مردم را با «زبان» به طرف دین بکشاند و یا مردم را در سمت دین نگه دارد.
هر گاه این مهم صورت نپذیرد، این بار زبان خشونت و زدن و کشتن است که به کار گرفته می شود و این موضوع استثنا ندارد.
ما در تاریخ کشورمان، سرنوشت احمد کسروی را دیده ایم که فقط نظری مخالف نظر آخوندها داشت و ما دیدیم که اراذل و اوباش آخوندها با او چه کردند.
ما در تاریخ کشورمان، کشتارهای شرعی و وحشتناک سید رشتی را داشتهایم که کار قدرت اش به جایی رسیده بود که با دست خود سر مردم را می برید.
و اکنون در تاریخ معاصر، ما سید علی خامنهای را داریم که با قدرت سیاسی و بازوی نظامی که در اختیارش قرار دارد از هر دو عنصر فریب و سرکوب برای حفظ موقعیت خود و حکومت اسلامی بهره می گیرد.
او بارها خواسته است از روش فریب مذهبی، برای فریب سیاسی بهره بگیرد که موفق نبوده و مردم او را باور نکرده اند.
او سال ۸۸ با سخنرانی مشهور جسم ناقصی دارم خواست مردم را از نظر سیاسی فریب دهد ولی موجب تمسخر و استهزای خود توسط مردم شد.
او بعد از این که در پروژه ی مظلوم نمایی و فریب شکست خورد، رو به سر کوب شدید با کینه ی شتری آورد چنان که ۱۰ سال است سران سبز را در حبس و حصر نگاه داشته است. حاصل سرکوب او ده ها کشته و صدها زندانی و شکنجه شده بود.
امروز، او چون مراحل فریب آخوندی را به طور کامل نگذرانده و یک فریبکار عظما نشده، می داند که زبان فریباش در امر سیاست اثر ندارد لذا از همان روز نخست اعتراضهای بنزینی، به وسط میدان می آید و دستور سرکوب به اراذل و اوباش حکومتی می دهد.
حاصل این سرکوب، ده ها کشته و صدها زخمی ست که طی این ۵ روزه شاهد آن بوده ایم.
سید علی طی ده سال، جسم ناقص اش را کاملا تقویت کرده و مثل جنگجویان قوی هیکل، رجز میخواند و هماورد می طلبد.
او امروز گفته است:
«هم دوستان و هم دشمنان بدانند، ما در عرصه جنگ نظامی و سیاسی و امنیتی دشمن را عقب زدیم. همین کارهای این چند روز کارهای امنیتی بود، مردمی که نبود. در عرصههای مختلف دشمن را عقب زدیم و به توفیق الهی در عرصهی جنگاقتصادی هم بهطور قاطع دشمن را عقب خواهیم زد».
اما دشمنان خامنه ای که بی شرفانه آن ها را «اشرار» می نامد، جوانانی هستند جان به لب رسیده با دست خالی و آرزوهای بسیار. و این پهلوان قلابی، می تواند این جوانان را که تنها جان شان در مقابل انواع و اقسام سلاح های اوباش حکومتی قرار دارد، مثل برگ درخت و گل های ساقه شکسته بر زمین بریزد ولی غافل است از این که این پهلوانیّت در خیال او شکل گرفته و او همان موجود کج و معوج و متعفنی است که فقط زبان اش خوب در دهان می چرخد و قدرت اش در اسلحه ای ست که اوباش غارتگرش در اختیار دارند.
و وای به روزی که مردم و جوانان جدّا اراده کنند که خدمت این پهلوان اسلام برسند که آنگاه نه از خودش اثری خواهد ماند نه از سربازان لشکر جنایت کار ش...
سخنان مادر ندا آقاسلطان درباره پرداخت دیه و هدیه خامنهای
جایزه ۱۵ میلیون دلاری آمریکا برای اطلاعات در مورد یک فرمانده سپاه
از چماقداری در دزفول تا کاندیداتوری مجلس بریتانیا
نقد احمد زیدآبادی به سخنان محسن سازگارا در بیبیسی
استقرار ناو هواپیمابر و پرواز جت های جنگی آمریکا در نزدیکی سکوهای نفتی ایران
فقط در جمهوری اسلامی: وقتی یک معتاد کارتن خواب مدیر عامل می شود!
طنز تلخ
Gooya
سخنان مادر ندا آقاسلطان درباره پرداخت دیه و هدیه خامنهای
رادیو فردا - دستور رهبر جمهوری اسلامی برای شهید محسوب شدن شماری از کشتهشدگان اعتراضات آبان ۹۸ و پرداخت دیه به شماری دیگر یادآور دستور مشابه حکومت در مورد کشتهشدگان حوادث سال ۸۸ است.
Forwarded from عجیب زاده
قیامهای دی ۹۶ و آبان ۹۸ از این بابت اهمیت دارند که احتمالاً آرزوی بنیانگذاری «جوچهٔ اسلامی» را بر دل دیکتاتور پیر ایران گذاشتهاند. انفجارهای اجتماعی که منتج از فشارهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بر طبقات گوناگون جامعه بودهاند، هشدارهایی جدی برای حکومت تمامیتخواه جمهوری اسلامیاند.
جوچه، آیینی است که کیم ایل سونگ از میانهٔ دههٔ شصت میلادی آن را به بنیان ایدئولوژی حکومت کره شمالی تبدیل کرد و در آن، برای تمام مراتب و مناسبات زندگی انسانها تحت آن حکومت چارچوبی تعریفشده ارائه داد. از هنر گرفته تا مدل موی آدمها و آداب سخنگفتن، همه در جوچه تعریفشدهاند.
عبارتسازیها یا داستانسراییهای خامنهای، همه نشأت گرفته از آرزوی ساختن جوچهٔ خودش است که گاهی با نام «سبک زندگی ایرانی-اسلامی» از آن یاد میکند. در جوچهٔ خامنهای، همهٔ مردم باید به سبک طلاب دههٔ چهل شمسی زندگی کنند و اساس اقتصاد باید برپایهٔ «اقتصاد مقاومتی» شکل بگیرد و حتی مردم باید به رادیو و تلویزیون بگویند «رادیان و تلویزیان».
همهٔ اینها در چند هفتهٔ آخر زندگی آزاد خامنهای شکل گرفتند؛ از آخرین سفر خارجی او به سرزمین جوچه، کرهٔ شمالی!
درست یکماه قبل از رهبر شدنش (اردیبهشت ۶۸)، درست یکماه قبل از آغازِ سهدهه حصر خانگیاش.
او هنوز با همان خاطرات میزید.
قیامهای برخاسته از بدنهٔ اجتماع که خاستگاههای حزبی ندارند، هشداری کاملاً جدی به رؤیاپردازیهای پیرمردِ دخمهنشین هستند. او میخواست جوچهٔ خودش را داشته باشد و این خزعبلاتی که در بهاصطلاح «سندهای چشمانداز» بیست ساله و چهل و هفتساله و... میآورد هم برآمده از همین آرزوی باطلند.
آرمان جوچهٔ خامنهای، پلهپله دارد همهٔ سواران بر کشتیِ حکومت جمهوری اسلامی را به گرداب نابودی میکشد. این اصلاحطلبانِ واقعی، با خامنهای مشکل دارند دقیقاً به همین سبب است که آنها دلسوزانه بقای جمهوری اسلامی را میخواهند اما خامنهای سکان کشتی را به ناکجاآباد خودش میبرد.
مردم ایران اما حالا تصمیمشان را گرفتهاند. آنها نمیخواهند مرعوب و تسلیم جوچهٔ پیرمرد شوند. پیرمردی که هنوز با آخرین خاطرات پیش از دخمهنشینیاش برای هشتاد میلیون نفر تصمیم میگیرد.
______
@ajibzad
جوچه، آیینی است که کیم ایل سونگ از میانهٔ دههٔ شصت میلادی آن را به بنیان ایدئولوژی حکومت کره شمالی تبدیل کرد و در آن، برای تمام مراتب و مناسبات زندگی انسانها تحت آن حکومت چارچوبی تعریفشده ارائه داد. از هنر گرفته تا مدل موی آدمها و آداب سخنگفتن، همه در جوچه تعریفشدهاند.
عبارتسازیها یا داستانسراییهای خامنهای، همه نشأت گرفته از آرزوی ساختن جوچهٔ خودش است که گاهی با نام «سبک زندگی ایرانی-اسلامی» از آن یاد میکند. در جوچهٔ خامنهای، همهٔ مردم باید به سبک طلاب دههٔ چهل شمسی زندگی کنند و اساس اقتصاد باید برپایهٔ «اقتصاد مقاومتی» شکل بگیرد و حتی مردم باید به رادیو و تلویزیون بگویند «رادیان و تلویزیان».
همهٔ اینها در چند هفتهٔ آخر زندگی آزاد خامنهای شکل گرفتند؛ از آخرین سفر خارجی او به سرزمین جوچه، کرهٔ شمالی!
درست یکماه قبل از رهبر شدنش (اردیبهشت ۶۸)، درست یکماه قبل از آغازِ سهدهه حصر خانگیاش.
او هنوز با همان خاطرات میزید.
قیامهای برخاسته از بدنهٔ اجتماع که خاستگاههای حزبی ندارند، هشداری کاملاً جدی به رؤیاپردازیهای پیرمردِ دخمهنشین هستند. او میخواست جوچهٔ خودش را داشته باشد و این خزعبلاتی که در بهاصطلاح «سندهای چشمانداز» بیست ساله و چهل و هفتساله و... میآورد هم برآمده از همین آرزوی باطلند.
آرمان جوچهٔ خامنهای، پلهپله دارد همهٔ سواران بر کشتیِ حکومت جمهوری اسلامی را به گرداب نابودی میکشد. این اصلاحطلبانِ واقعی، با خامنهای مشکل دارند دقیقاً به همین سبب است که آنها دلسوزانه بقای جمهوری اسلامی را میخواهند اما خامنهای سکان کشتی را به ناکجاآباد خودش میبرد.
مردم ایران اما حالا تصمیمشان را گرفتهاند. آنها نمیخواهند مرعوب و تسلیم جوچهٔ پیرمرد شوند. پیرمردی که هنوز با آخرین خاطرات پیش از دخمهنشینیاش برای هشتاد میلیون نفر تصمیم میگیرد.
______
@ajibzad
.
بمناسبت تصمیم اوس حسن آقا کلید دار، مبنی بر قطع اینترنت و حقنه کردن اینترنت ملی به مردم، بندهایی از حقوق شهروندی، تصویب شده توسط همیشان را یادآوری مینماییم:
https://t.me/TanzeTalkh2/810
بمناسبت تصمیم اوس حسن آقا کلید دار، مبنی بر قطع اینترنت و حقنه کردن اینترنت ملی به مردم، بندهایی از حقوق شهروندی، تصویب شده توسط همیشان را یادآوری مینماییم:
https://t.me/TanzeTalkh2/810
Telegram
طنز تلخ
👎 منشور حقوق شهروندی-2
بالاخره پس از سهسال و نیم تلاش بیوقفه و بیشائبه رئیسجمهور محترم حکومت اسلامی، #منشور_حقوق_شهروندی تدوین شد و برای اطلاع عموم مردم منتشر گردید....
👍 ث- حق اداره شایسته و حسن تدبیر: «ماده 24 - حق شهروندان است که از دولتی برخوردار…
بالاخره پس از سهسال و نیم تلاش بیوقفه و بیشائبه رئیسجمهور محترم حکومت اسلامی، #منشور_حقوق_شهروندی تدوین شد و برای اطلاع عموم مردم منتشر گردید....
👍 ث- حق اداره شایسته و حسن تدبیر: «ماده 24 - حق شهروندان است که از دولتی برخوردار…
Forwarded from کوکب خانم
سگ رقیه!
———-
آخوند تمام صفات انسان را به خدا منتقل کرده: رحیم، عزیز، خالق، رازق، رافع، سمیع، بصیر، توانا، عادل، لطیف، غفور، حکیم، وکیل، متین، قادر، مقدم، رشید.
مقلّدش را تهی کرده است. پوک. پوچ. لوچ. یک پوسته ی خالی. بی شخصیت. محتاج دعا. دست می بوسد. قِل می خورد. گل می مالد. به خودش توهین می کند. سگ رو سیاه. بنده ی ناسپاس. نوکر می شود. غلام علی. غلام عباس. خادم حرم. خاک درگاه. کلفت می شود. کنیز رضا. نذر سید. ضعیف می شود و اشک می ریزد، تضرع می کند و پیشانی بر خاک می سابد، بل، ذره ای از صفات را پس گیرد. شبی نصف شبی به درد می خورد!
https://t.me/jamalsanatnegar
———-
آخوند تمام صفات انسان را به خدا منتقل کرده: رحیم، عزیز، خالق، رازق، رافع، سمیع، بصیر، توانا، عادل، لطیف، غفور، حکیم، وکیل، متین، قادر، مقدم، رشید.
مقلّدش را تهی کرده است. پوک. پوچ. لوچ. یک پوسته ی خالی. بی شخصیت. محتاج دعا. دست می بوسد. قِل می خورد. گل می مالد. به خودش توهین می کند. سگ رو سیاه. بنده ی ناسپاس. نوکر می شود. غلام علی. غلام عباس. خادم حرم. خاک درگاه. کلفت می شود. کنیز رضا. نذر سید. ضعیف می شود و اشک می ریزد، تضرع می کند و پیشانی بر خاک می سابد، بل، ذره ای از صفات را پس گیرد. شبی نصف شبی به درد می خورد!
https://t.me/jamalsanatnegar
Telegram
کوکب خانم
نهایت در ایجاز
گفته اند «امروز وظیفه شهروندان این است که مسئولان را دعا کنند.» سعدی از درویشی «مستجاب الدعوه» میگوید که حجاج یوسف امرش داد«دعای خیری بر من کن.» درویش گفت، «خدایا جانش بستان» که این «دعای خیر است» هماو را و هم «جمله مسلمانان را.»
https://twitter.com/milaniabbas/status/1204146678812426241?s=19
اگر دعا برآورده می شد که خمینی باید تا انقلاب مهدی زنده می ماند.
طنز تلخ
https://twitter.com/milaniabbas/status/1204146678812426241?s=19
اگر دعا برآورده می شد که خمینی باید تا انقلاب مهدی زنده می ماند.
طنز تلخ
Twitter
Abbas Milani
گفته اند «امروز وظیفه شهروندان این است که مسئولان را دعا کنند.» سعدی از درویشی «مستجاب الدعوه» میگوید که حجاج یوسف امرش داد«دعای خیری بر من کن.» درویش گفت، «خدایا جانش بستان» که این «دعای خیر است» هماو را و هم «جمله مسلمانان را.»
.
از آرشیو افاضات ملانقی 👇
همبستگی ملی برای گذار از جاعش
ملانقی به شخصه از انگ و برچسب زدن به گروهها، پرهیز میکند؛ چون معتقد است؛
اولا انگ زدن یکی از نشانههای دیکتاتوری است که هیچ گروه غیرخودی، حتی با اندک اختلاف نظر، را برنمیتابد؛
ثانیا- حکومت اسلامی ۴۰ سال است که با سیاست تفرقه انداختن، حکومت کرده است؛ و بهمین دلیل است که این همه گروه مخالف جاعش، از جمهوریخواه و سلطنت طلب گرفته تا کمونیست و دمکرات و...، در برنامهها و اقدامات خود موفق نبودهاند، چون هر گروه و دستهای، به گروههای دیگر انگ و برچسب طرفداری از جاعش را میزند.
باید بزیر عَلَم هر براندازی رفت، حتی اگر او #ولی_وقیح باشد.
_______
این 👆 نمونهای از دغدغهها و دلخوریهای ملانقی در این دوره زمانه است که همهی کسانی که به نوعی ادعای براندازی دارند، مشکل اصلی و بقولی «شر اعظم»، یعنی #جاعش را فراموش کرده و همهی هم و غمّ خود را گذاشتهاند بر اینکه فلانکس چرا همچین گفت و بَهمان چرا همچون کرد و متاسفانه فلان و بهمان را هم وارد این بازیی #تفرقهافکنانه که تماما ساخته و پرداخته جاعش است، کردهاند.
این روزها تمام پستهای فضای مجازی پر شده است از این جر و بحثهای سخیف، تفرقهافکنانه و آب بهآسیاب دشمن ریز. طرفداران شاهزاده رضا پهلوی و سلطنتطلبها از یک سو و طرفداران فلان و بهمان نیز از سوی دیگر در آتش این تفرقه میدمند؛ در حالی که شخص شاهزاده و یا دیگران، دغدغهی اصلیشان همان شر اعظم است.
ملانقی بسهم خود از شاهزاده و دیگران تقاضای عاجزانه دارد که موضع خود را خیلی صریح و واضح برای طرفدارانشان بیان کرده و از کلیهی تفرقهاندازان اعلام برائت و دوری نمایند.
سایر افاضات ملانقی، در اینباره را در لینکهای زیر ببینید👇👇👇👇
https://t.me/TanzeTalkh2/922
https://t.me/TanzeTalkh2/880
https://t.me/TanzeTalkh2/866
https://t.me/TanzeTalkh2/789
https://t.me/TanzeTalkh2/720
20 بهمن 1397
از آرشیو افاضات ملانقی 👇
همبستگی ملی برای گذار از جاعش
ملانقی به شخصه از انگ و برچسب زدن به گروهها، پرهیز میکند؛ چون معتقد است؛
اولا انگ زدن یکی از نشانههای دیکتاتوری است که هیچ گروه غیرخودی، حتی با اندک اختلاف نظر، را برنمیتابد؛
ثانیا- حکومت اسلامی ۴۰ سال است که با سیاست تفرقه انداختن، حکومت کرده است؛ و بهمین دلیل است که این همه گروه مخالف جاعش، از جمهوریخواه و سلطنت طلب گرفته تا کمونیست و دمکرات و...، در برنامهها و اقدامات خود موفق نبودهاند، چون هر گروه و دستهای، به گروههای دیگر انگ و برچسب طرفداری از جاعش را میزند.
باید بزیر عَلَم هر براندازی رفت، حتی اگر او #ولی_وقیح باشد.
_______
این 👆 نمونهای از دغدغهها و دلخوریهای ملانقی در این دوره زمانه است که همهی کسانی که به نوعی ادعای براندازی دارند، مشکل اصلی و بقولی «شر اعظم»، یعنی #جاعش را فراموش کرده و همهی هم و غمّ خود را گذاشتهاند بر اینکه فلانکس چرا همچین گفت و بَهمان چرا همچون کرد و متاسفانه فلان و بهمان را هم وارد این بازیی #تفرقهافکنانه که تماما ساخته و پرداخته جاعش است، کردهاند.
این روزها تمام پستهای فضای مجازی پر شده است از این جر و بحثهای سخیف، تفرقهافکنانه و آب بهآسیاب دشمن ریز. طرفداران شاهزاده رضا پهلوی و سلطنتطلبها از یک سو و طرفداران فلان و بهمان نیز از سوی دیگر در آتش این تفرقه میدمند؛ در حالی که شخص شاهزاده و یا دیگران، دغدغهی اصلیشان همان شر اعظم است.
ملانقی بسهم خود از شاهزاده و دیگران تقاضای عاجزانه دارد که موضع خود را خیلی صریح و واضح برای طرفدارانشان بیان کرده و از کلیهی تفرقهاندازان اعلام برائت و دوری نمایند.
سایر افاضات ملانقی، در اینباره را در لینکهای زیر ببینید👇👇👇👇
https://t.me/TanzeTalkh2/922
https://t.me/TanzeTalkh2/880
https://t.me/TanzeTalkh2/866
https://t.me/TanzeTalkh2/789
https://t.me/TanzeTalkh2/720
20 بهمن 1397
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
Forwarded from کوکب خانم
ترشی یا لیته؟! (یادآوری فیسبوک)
--------------
گیرم رژیم چنج کردیم، گیرم با عمامه از ستون های برق آویز کردیم، با جمهوری اسلامی درون چه می کنیم؟ من آن قدر که از شاه اللهی ها، سبز اللهی ها و حزب اللهی ها چشم می زنم، از سربازان گمنام امام زمان باک ندارم. داغ تر از آش، دلسوز تر از مادر و کاتولیک تر از پاپ هستند.
یک پست بگذار شاهزاده رضا پهلوی از دماغ کوچک است یا بزرگ، شاه اللهی ها جرِت می دهند، از وسط دو لنگ، دیکتاتور خون شان یهو می افتد، افت می کند. بهرام مشیری یک کلام گفت اصلاحات ارضی شاه کشاورزی ایران را به باد داد، فقط امید دانا در ذمّ او 180 دقیقه برنامه ی خشن ساخت، بد بد بد!
ملت ایران، بالا برود، پایین بیاید، جونزار بشود، دو گزینه بیشتر پیش رو ندارد: بد و بدتر، شیخ و شاه، دیو و دد، دوغ یا کوکا. شیخ رفت، شاه آمد. اونی که بین خوب و خوبتر مخیّر به انتخاب است، ما نیستیم!
https://t.me/jamalsanatnegar
--------------
گیرم رژیم چنج کردیم، گیرم با عمامه از ستون های برق آویز کردیم، با جمهوری اسلامی درون چه می کنیم؟ من آن قدر که از شاه اللهی ها، سبز اللهی ها و حزب اللهی ها چشم می زنم، از سربازان گمنام امام زمان باک ندارم. داغ تر از آش، دلسوز تر از مادر و کاتولیک تر از پاپ هستند.
یک پست بگذار شاهزاده رضا پهلوی از دماغ کوچک است یا بزرگ، شاه اللهی ها جرِت می دهند، از وسط دو لنگ، دیکتاتور خون شان یهو می افتد، افت می کند. بهرام مشیری یک کلام گفت اصلاحات ارضی شاه کشاورزی ایران را به باد داد، فقط امید دانا در ذمّ او 180 دقیقه برنامه ی خشن ساخت، بد بد بد!
ملت ایران، بالا برود، پایین بیاید، جونزار بشود، دو گزینه بیشتر پیش رو ندارد: بد و بدتر، شیخ و شاه، دیو و دد، دوغ یا کوکا. شیخ رفت، شاه آمد. اونی که بین خوب و خوبتر مخیّر به انتخاب است، ما نیستیم!
https://t.me/jamalsanatnegar
Telegram
کوکب خانم
نهایت در ایجاز
كفر ابليس
حکایت ششم در عدم توکل به غیر
به نقل از کتاب گندنامه ابن دیلاق (بخش آخر كتاب معراج نامه)
بزرگی به سرپنجه عن دچار
پرستار را گفت ابریقم آر
دوان سوی مکمن (1) شد او با شتاب
که تا خشتک خود نسازد خراب
چو با صد خم و پیچ و خون جگر
برانداخت از اندرون خصم در
دمی چند ماند اندر آن جایگاه
پی آب و ابریق (2) چشمش به راه
نیامد پرستار و آبش نبود
همه مغزش از سر عفونت زدود
بسی داد و فریاد زد بی ثمر
مرا آب آور کجایی پسر
ندانست کان خادم تیزهوش
به فرمان منعم ندادست گوش
چو نومید گردید و خاطر پریش
توکل نمود او سوی نفس خویش
برون کرد قرطاسی (3) از جوف جیب
بیالود آلودگی از نشیب
برون شد از آن جایگاه کثیف
کفی پاک و جایی ز شوخی نظیف
چو پرداخت کاری که بایسته بود
گرفت آب و از خود پلیدی زدود
و گر مینشستی در آن انتظار
فرو ماندی از حرفت و کسب و کار
تو هم در یکی کنج پر گند و بوی
به ظلمات جهل اندرون کرده خو
نهاده به زانو سر مسکنت
فرو بسته بر خود در معرفت
ز اوهام و طامات (4) سر تا به پا
پلید و ریا پیشه و ناسزا
به امید آبی نشسته پریش
که تا دور سازی پلیدی ز خویش
به حق گر بمیری در این انتظار
کَسَت آب و ابریق ننهد کنار
سزد گر کنون با نشیبی اَهی
از این خانۀ گَنده بیرون رهی
دری پردۀ وهم و جهل و خیال
به امید ننشینی اندر مبال
که آید پرستار، آخر زمان
جهانی کند سر به سر گلستان
برافتد بُن و بیخ جور و ستم
گل سرخ روید ز تخم کلم
چنان و چنین با فلان میکند
بسی گردن از آن و این میزند
تو آخر نمیپرسی ای نیکمرد
چرا همچو کس را خدا غیب کرد؟
چه میشد که این مصلح کاردان
در اول میآمد نه آخر زمان
زمان و مکان را کران ناپدید
ببُر از وصالش تو اصل امید
1. کمینگاه
2. آفتابه
3. کاغذ
4. بلاهای سخت
+ نوشته شده در سه شنبه 1385/03/16 در وبلاگ چلکلاغ توسط ایمان
طنز تلخ
حکایت ششم در عدم توکل به غیر
به نقل از کتاب گندنامه ابن دیلاق (بخش آخر كتاب معراج نامه)
بزرگی به سرپنجه عن دچار
پرستار را گفت ابریقم آر
دوان سوی مکمن (1) شد او با شتاب
که تا خشتک خود نسازد خراب
چو با صد خم و پیچ و خون جگر
برانداخت از اندرون خصم در
دمی چند ماند اندر آن جایگاه
پی آب و ابریق (2) چشمش به راه
نیامد پرستار و آبش نبود
همه مغزش از سر عفونت زدود
بسی داد و فریاد زد بی ثمر
مرا آب آور کجایی پسر
ندانست کان خادم تیزهوش
به فرمان منعم ندادست گوش
چو نومید گردید و خاطر پریش
توکل نمود او سوی نفس خویش
برون کرد قرطاسی (3) از جوف جیب
بیالود آلودگی از نشیب
برون شد از آن جایگاه کثیف
کفی پاک و جایی ز شوخی نظیف
چو پرداخت کاری که بایسته بود
گرفت آب و از خود پلیدی زدود
و گر مینشستی در آن انتظار
فرو ماندی از حرفت و کسب و کار
تو هم در یکی کنج پر گند و بوی
به ظلمات جهل اندرون کرده خو
نهاده به زانو سر مسکنت
فرو بسته بر خود در معرفت
ز اوهام و طامات (4) سر تا به پا
پلید و ریا پیشه و ناسزا
به امید آبی نشسته پریش
که تا دور سازی پلیدی ز خویش
به حق گر بمیری در این انتظار
کَسَت آب و ابریق ننهد کنار
سزد گر کنون با نشیبی اَهی
از این خانۀ گَنده بیرون رهی
دری پردۀ وهم و جهل و خیال
به امید ننشینی اندر مبال
که آید پرستار، آخر زمان
جهانی کند سر به سر گلستان
برافتد بُن و بیخ جور و ستم
گل سرخ روید ز تخم کلم
چنان و چنین با فلان میکند
بسی گردن از آن و این میزند
تو آخر نمیپرسی ای نیکمرد
چرا همچو کس را خدا غیب کرد؟
چه میشد که این مصلح کاردان
در اول میآمد نه آخر زمان
زمان و مکان را کران ناپدید
ببُر از وصالش تو اصل امید
1. کمینگاه
2. آفتابه
3. کاغذ
4. بلاهای سخت
+ نوشته شده در سه شنبه 1385/03/16 در وبلاگ چلکلاغ توسط ایمان
طنز تلخ
Telegram
KetaabKhane_Binesh
«معراجنامه ابندیلاق»
«معراجنامه ابندیلاق»، نوشته شادروان ذبیح منصور، کتابی است که سالها پیش در زمان حکومت رضاشاه پهلوی به چاپ رسید و تحت فشار روحانیت ممنوع شد. نتیجهی این ممنوعیت، نایاب شدن کتاب بود. نسخهی حاضر متن بازنویسی شدهی آن میباشد.…
«معراجنامه ابندیلاق»، نوشته شادروان ذبیح منصور، کتابی است که سالها پیش در زمان حکومت رضاشاه پهلوی به چاپ رسید و تحت فشار روحانیت ممنوع شد. نتیجهی این ممنوعیت، نایاب شدن کتاب بود. نسخهی حاضر متن بازنویسی شدهی آن میباشد.…
Forwarded from کوکب خانم
عرب و عجم!
————--
اسلام برای اعراب تاس خوش نشین بود. شیش و بش. برای ایرانیان قاپ بد قلق. سه پلشت. برای اعراب نعمت. برای ایرانیان نغمت. برای اعراب نان داشت و برای ایرانیان آب نداشت. ای تشنه لب.
صدقه ی سر اسلام سرزمین آباد ما را تصرف کردند و زنان، کودکان، اموال و اسب های رعنا را بار زدند. سواره 2 سهم. پیاده یک سهم. خداوند تبارک هم یک پنجم. پولدار شدند. آدم حسابی. آب یخ.
به برکت اسلام زواری. مقدس. زیارتی. حج عمره. حج واجب. اربعین. مکه مکرمه. مدینه منوره. کربلای معلی. نجف اشرف. زینبیه. بی بی سکینه و بی بی رقیه.
ما هم مرده های شان را می پرستیم. طلا می گیریم. پول می ریزیم. رو به قبله نمی شاشیم. گریه می کنیم. انتظار می کشیم. می ترسیم و از این ایدئولوژی از خوف از خواب می پریم.
یمن. عراق. لبنان. فلسطین. اسد. برق مفت. گاز مفت. خاک مفت. موشک مفت و طلاکاری حرمین شریفین جوادین. ایران فلوس، حزب الله فلوس.
اسلام به اعراب دستِ بگیر داد و به ایرانیان دست بده. بده در راه خدا. بده آخوند فشار قبر را کم کند. کار ما دادن است. اوخیش اوفیش.
- جاش درد نمی کند!
https://t.me/jamalsanatnegar
————--
اسلام برای اعراب تاس خوش نشین بود. شیش و بش. برای ایرانیان قاپ بد قلق. سه پلشت. برای اعراب نعمت. برای ایرانیان نغمت. برای اعراب نان داشت و برای ایرانیان آب نداشت. ای تشنه لب.
صدقه ی سر اسلام سرزمین آباد ما را تصرف کردند و زنان، کودکان، اموال و اسب های رعنا را بار زدند. سواره 2 سهم. پیاده یک سهم. خداوند تبارک هم یک پنجم. پولدار شدند. آدم حسابی. آب یخ.
به برکت اسلام زواری. مقدس. زیارتی. حج عمره. حج واجب. اربعین. مکه مکرمه. مدینه منوره. کربلای معلی. نجف اشرف. زینبیه. بی بی سکینه و بی بی رقیه.
ما هم مرده های شان را می پرستیم. طلا می گیریم. پول می ریزیم. رو به قبله نمی شاشیم. گریه می کنیم. انتظار می کشیم. می ترسیم و از این ایدئولوژی از خوف از خواب می پریم.
یمن. عراق. لبنان. فلسطین. اسد. برق مفت. گاز مفت. خاک مفت. موشک مفت و طلاکاری حرمین شریفین جوادین. ایران فلوس، حزب الله فلوس.
اسلام به اعراب دستِ بگیر داد و به ایرانیان دست بده. بده در راه خدا. بده آخوند فشار قبر را کم کند. کار ما دادن است. اوخیش اوفیش.
- جاش درد نمی کند!
https://t.me/jamalsanatnegar
Telegram
کوکب خانم
نهایت در ایجاز
Forwarded from گلچین
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیلمی که باید هر ایرانی ببینه تا متوجه بشود داستان اصلی عنقلاب چی بود
اگر پیکر جوانان این مملکت رو میبینی که گلوله جمجمه شون رو متلاشی کرده یا در فلان سد و رودخونه سر به نیست شدن، و تو هنوز داری تو رسانهها برای بقای نظام قلم میزنی مشکلت اصلاحات یا نوع حکومت یا گرایش سیاسی نیست، مشکلت نداشتن وجدانه.
Arash Sobhani
____
جنایتی كه ج.ا. در زندانها در حال ارتكاب آن است، سازماندهی شده و برای رسیدن به هدف مشخصی است: از بین بردن كامل معترضان و ارعاب همه آنها كه پتانسیل شركت در اعتراضهای آتی را دارند.
ج.ا. با این كار می خواهد ماههای پرتنش آتی را تحت كنترل خود در آورد. می خواهد همه آنها را كه در خیابان
جان سالم به در بردهاند را در زندانها سلاخی كند، می خواهد تصفیه حساب خود با معترضان را در زندانها تمام كند و خیابان را همانجا از آنها پس بگیرد.
صدای زندانیان باشیم، فراموششان نكنیم، از طریق آشناها و رفقایمان پیگیر وضعیت آنها باشیم و فراموش نكنیم كه آنها انسانهای با شرافتی اند.
Sasan Amjadi
____
محمدرضا جلاییپور، جواد روح و مصطفی تاجزاده امروز از «جنایت علیه امید» نوشتند و مقصر این جنایت را «آن ورِ آبیهای منوتو و ایران اینترنشنال و چه و چه»خواندند.
شما خودتان با متهمان ردیف اول «جنایت علیه بشریت» با آمران قتل عام ملت چای میخورید #انگشت_در_خون
به امید یک ملت شلیک میکنید
Masih Alinejad
____
۱- این چندصدنفری که در آبان جانشان را از دست دادهاند، نمردهاند، کشته شدهاند. نه در یک نزاع خیابانی، بلکه در یک اعتراض سیاسی. نه به دست عوامل ناشناس، که به دست حکومت. آنها سقوط حکومت را میخواستند و به همین دلیل کشته شدند. این است که مرگشان یک مرگ عادی نیست، مسالهای عمومیست.
۲- در مواجه با چنین خواستی و چنین پاسخی دوگانهای شکل میگیرد، اگر شما خواهان سقوط حکومت هستید، جای شما در کنار قربانیان است، آنچه برآنها گذشته ممکن است سرنوشت شما هم باشد، و اگر به هر دلیل، استمرار حکومت را به صلاح میدانید، خون این جانباختگان هزینه انتخاب سیاسی شماست.
۳- در دوگانه قربانیان و جلادان، میانهای وجود ندارد. دستهای همه آنهایی که حتی منتقد این حکومت هستند، اما سقوطش را به هر دلیل نمیخواهند هم به این خون آغشته است. دلایل آنها ظاهرا مهمتر از خون قربانیانیست که جوانی یا سفرههای خالیشان امکان انتظار بیشتر را از آنها گرفته بود.
Bamdad
____
میگویند ۸۵٪ کشتهشدگان، با اسلحه غیرسازمانی کشته شدهاند ولی نمیگویند چند نفر کشته شدهاند! آنقدر کشتهاند که عددش را هم نمیشود اعلام کرد. مگر نمیگویید شما نکشتهاید، خب پس قاتلین را معرفی کنید، روحانی که گفت همه جا دوربین دارید!
از قاتل خبری نیست؛ چاقو دسته خودش را نمیبرد.
john lock
____
بالاخره کندذهنهای حامی حکومت رو که هنوز فکر میکنند هر آلترناتیوی بدتر ازین حکومت خواهد بود رو باید یه جوری دلخوش کرد. باید سهمیه سوخت برای سوزاندن وجدانشون رو تأمین کرد. باید بشون محتوایی داد تا بتونن بیشرفی رو تمدید کنند.
Erico
____
@ajibzad
Arash Sobhani
____
جنایتی كه ج.ا. در زندانها در حال ارتكاب آن است، سازماندهی شده و برای رسیدن به هدف مشخصی است: از بین بردن كامل معترضان و ارعاب همه آنها كه پتانسیل شركت در اعتراضهای آتی را دارند.
ج.ا. با این كار می خواهد ماههای پرتنش آتی را تحت كنترل خود در آورد. می خواهد همه آنها را كه در خیابان
جان سالم به در بردهاند را در زندانها سلاخی كند، می خواهد تصفیه حساب خود با معترضان را در زندانها تمام كند و خیابان را همانجا از آنها پس بگیرد.
صدای زندانیان باشیم، فراموششان نكنیم، از طریق آشناها و رفقایمان پیگیر وضعیت آنها باشیم و فراموش نكنیم كه آنها انسانهای با شرافتی اند.
Sasan Amjadi
____
محمدرضا جلاییپور، جواد روح و مصطفی تاجزاده امروز از «جنایت علیه امید» نوشتند و مقصر این جنایت را «آن ورِ آبیهای منوتو و ایران اینترنشنال و چه و چه»خواندند.
شما خودتان با متهمان ردیف اول «جنایت علیه بشریت» با آمران قتل عام ملت چای میخورید #انگشت_در_خون
به امید یک ملت شلیک میکنید
Masih Alinejad
____
۱- این چندصدنفری که در آبان جانشان را از دست دادهاند، نمردهاند، کشته شدهاند. نه در یک نزاع خیابانی، بلکه در یک اعتراض سیاسی. نه به دست عوامل ناشناس، که به دست حکومت. آنها سقوط حکومت را میخواستند و به همین دلیل کشته شدند. این است که مرگشان یک مرگ عادی نیست، مسالهای عمومیست.
۲- در مواجه با چنین خواستی و چنین پاسخی دوگانهای شکل میگیرد، اگر شما خواهان سقوط حکومت هستید، جای شما در کنار قربانیان است، آنچه برآنها گذشته ممکن است سرنوشت شما هم باشد، و اگر به هر دلیل، استمرار حکومت را به صلاح میدانید، خون این جانباختگان هزینه انتخاب سیاسی شماست.
۳- در دوگانه قربانیان و جلادان، میانهای وجود ندارد. دستهای همه آنهایی که حتی منتقد این حکومت هستند، اما سقوطش را به هر دلیل نمیخواهند هم به این خون آغشته است. دلایل آنها ظاهرا مهمتر از خون قربانیانیست که جوانی یا سفرههای خالیشان امکان انتظار بیشتر را از آنها گرفته بود.
Bamdad
____
میگویند ۸۵٪ کشتهشدگان، با اسلحه غیرسازمانی کشته شدهاند ولی نمیگویند چند نفر کشته شدهاند! آنقدر کشتهاند که عددش را هم نمیشود اعلام کرد. مگر نمیگویید شما نکشتهاید، خب پس قاتلین را معرفی کنید، روحانی که گفت همه جا دوربین دارید!
از قاتل خبری نیست؛ چاقو دسته خودش را نمیبرد.
john lock
____
بالاخره کندذهنهای حامی حکومت رو که هنوز فکر میکنند هر آلترناتیوی بدتر ازین حکومت خواهد بود رو باید یه جوری دلخوش کرد. باید سهمیه سوخت برای سوزاندن وجدانشون رو تأمین کرد. باید بشون محتوایی داد تا بتونن بیشرفی رو تمدید کنند.
Erico
____
@ajibzad
Twitter
Arash Sobhani آرش سبحانی
اگر پیکر جوانان این مملکت رو میبینی که گلوله جمجمه شون رو متلاشی کرده یا در فلان سد و رودخونه سر به نیست شدن، و تو هنوز داری تو رسانهها برای بقای نظام قلم میزنی مشکلت اصلاحات یا نوع حکومت یا گرایش سیاسی نیست، مشکلت نداشتن وجدانه.
ما بین تفكر سنتى و مدرنیته گرفتاريم
☘
در زمان محمدرضا شاه،
تمام دختر هائى كه موهای خود را مدل "گوگوشی" میزدند، یک مرتبه سال ۵۷ طرفدار "فاطمه زهرا" شدند!!!
چقدر پدر و مادرها دخترانشان را دعوا میکردند که "ذلیل مرده! اونقدر دامن کوتاه نپوش! من تو محل آبرو دارم"، کسی گوش نمی کرد!
از روزی که رضا شاه چادر به زور از سر زن ایرانی برداشت ۴۰ سال گذشته بود. دیگر مدل کیف و کفش و مو و دامن و لباس ماکسی از ایران بود که به اروپا صادر میشد!! چه قدرتی لچک و چادر را دوباره سر زن ایرانی کرد کسی نفهمید! اما یک چیز مشخص بود، در زمان شاه دختر ایرانی مینی ژوپ پوش بود، اما تفکرش در زیر چادر پنهان!!
موی پسر ایرانی "بیتلی" بود اما مغز او در انتظار قیمه امام حسین و سینه زنی عاشورا بود!!
نه رضا شاه این مردم را شناخته بود، نه پسر سوئیسی اش محمدرضا شاه! تفکر مردم ایران در ۱۴۰۰ سال گذشته هیچ تغییری نکرده بود!! پسره دکتری فیزیک اتمی از دانشگاه هاوارد آمریکا گرفته بود اما برای ازدواج استخاره میکرد!!!! دختره فارغ التحصیل دانشگاه کمبریج انگلیس بود، اما براى خواسته هاش سفره ابوالفضل به پا میکرد!!
باید بپذیریم از اسلام شکست خوردیم و سال های بسیاری گرفتار خواهیم بود. نه گرفتار دامن یا چادر، بلکه گرفتار جهل و خرافات اسلامی. دامن کوتاه و یا بلند مشکل جامعه ای را حل نمیکند، تضاد بین تفکر سنتی و مدرنیته است که جامعه را نابود می کند.
ما ایرانیان هنوز وضع خودمان با خودمان مشخص نیست!! مایی که مغز و اندیشه مان اسلامى است اما به دنبال دمکراسی و آزادیهای اروپا هستیم!!!
نمى شود در حاليكه در صحرای کربلا سرگردانيم خواستار مدرنيته باشيم ، نه اصلاً نمى شود
این مشکل ۱۴۰۰ ساله ماست...
☘
نوشته حقيقت پژوه
__
۴۰ سال زور زدند حجاب از سر زن ایرانی بردارند، درست مانند کشی که آن را بکشند، ۴۰ سال آن را کشیدند و وقتی ولش کردند بلافاصله برگشت به جای اولش، اندکی جلوتر.
باز ۴۰ سال است که جاعش این کش را دارد در جهت عکس میکشد؛ باز اگر آن را ول کنند دوباره بر میگردد بجای اول.
در جایی گفته بودم: «پدیدههای اجتماعی به مانند پدیدههای طبیعی، مثل سیل و زلزله، نه قابل پیشبینی اند و نه میشود به زور با آن مقابله کرد»
هنوز در برخی از نقاط شرایط و وضعیتی را مشاهده میکنیم که سینوهه، پزشک فرعون، در ۴۰۰۰ سال پیش با آن مواجه بوده و تشریح کرده است.
طنز تلخی است، این تمدن و فرهنگ بشری.
آذرماه ١٣٩٨
☘
در زمان محمدرضا شاه،
تمام دختر هائى كه موهای خود را مدل "گوگوشی" میزدند، یک مرتبه سال ۵۷ طرفدار "فاطمه زهرا" شدند!!!
چقدر پدر و مادرها دخترانشان را دعوا میکردند که "ذلیل مرده! اونقدر دامن کوتاه نپوش! من تو محل آبرو دارم"، کسی گوش نمی کرد!
از روزی که رضا شاه چادر به زور از سر زن ایرانی برداشت ۴۰ سال گذشته بود. دیگر مدل کیف و کفش و مو و دامن و لباس ماکسی از ایران بود که به اروپا صادر میشد!! چه قدرتی لچک و چادر را دوباره سر زن ایرانی کرد کسی نفهمید! اما یک چیز مشخص بود، در زمان شاه دختر ایرانی مینی ژوپ پوش بود، اما تفکرش در زیر چادر پنهان!!
موی پسر ایرانی "بیتلی" بود اما مغز او در انتظار قیمه امام حسین و سینه زنی عاشورا بود!!
نه رضا شاه این مردم را شناخته بود، نه پسر سوئیسی اش محمدرضا شاه! تفکر مردم ایران در ۱۴۰۰ سال گذشته هیچ تغییری نکرده بود!! پسره دکتری فیزیک اتمی از دانشگاه هاوارد آمریکا گرفته بود اما برای ازدواج استخاره میکرد!!!! دختره فارغ التحصیل دانشگاه کمبریج انگلیس بود، اما براى خواسته هاش سفره ابوالفضل به پا میکرد!!
باید بپذیریم از اسلام شکست خوردیم و سال های بسیاری گرفتار خواهیم بود. نه گرفتار دامن یا چادر، بلکه گرفتار جهل و خرافات اسلامی. دامن کوتاه و یا بلند مشکل جامعه ای را حل نمیکند، تضاد بین تفکر سنتی و مدرنیته است که جامعه را نابود می کند.
ما ایرانیان هنوز وضع خودمان با خودمان مشخص نیست!! مایی که مغز و اندیشه مان اسلامى است اما به دنبال دمکراسی و آزادیهای اروپا هستیم!!!
نمى شود در حاليكه در صحرای کربلا سرگردانيم خواستار مدرنيته باشيم ، نه اصلاً نمى شود
این مشکل ۱۴۰۰ ساله ماست...
☘
نوشته حقيقت پژوه
__
۴۰ سال زور زدند حجاب از سر زن ایرانی بردارند، درست مانند کشی که آن را بکشند، ۴۰ سال آن را کشیدند و وقتی ولش کردند بلافاصله برگشت به جای اولش، اندکی جلوتر.
باز ۴۰ سال است که جاعش این کش را دارد در جهت عکس میکشد؛ باز اگر آن را ول کنند دوباره بر میگردد بجای اول.
در جایی گفته بودم: «پدیدههای اجتماعی به مانند پدیدههای طبیعی، مثل سیل و زلزله، نه قابل پیشبینی اند و نه میشود به زور با آن مقابله کرد»
هنوز در برخی از نقاط شرایط و وضعیتی را مشاهده میکنیم که سینوهه، پزشک فرعون، در ۴۰۰۰ سال پیش با آن مواجه بوده و تشریح کرده است.
طنز تلخی است، این تمدن و فرهنگ بشری.
آذرماه ١٣٩٨
Forwarded from کوکب خانم
مجوس!
-------
رستم بعد از پیروزی بر دیو سفید در هامون سر و تن بشست و با خدا سخن بگفت. دو لا و راست نشد. ایرانیان یکتا پرست بودند. نیا را پرستیدنِ ایزدی بود کیش. خداوند جان و خرد. اهورا مزدا. اهریمن را با تاکتیک های آشو زرتشت به چالش می کشیدند و ندای هل من مبارز سر می دادند. زرتشت آمده بود طریق پیکار بیاموزد. آمده ام خیر و شر را بنمایانم. انتخاب با شما. خواه اهریمنی باش. خواه اهورایی.
چنج کردیم با علی اصغر حسین. توفیر هم دادیم. قتل، غارت، غرامت، غنیمت، نکبت و شلیک توی پیشانی، قلب و بفرموده پا. شفا می دهد. ورم روده، باد فتق، دیسک کمر، کبد چرب، زن پبدا می کند، دختر شوهر می دهد و به کمر می زند.
منحط شدیم. چه خوش گفت:
به یزدان اگر ما خرد داشتیم
کجا این سرانجام بد داشتیم.
- توانا بود هر که دارا بود
https://t.me/jamalsanatnegar
-------
رستم بعد از پیروزی بر دیو سفید در هامون سر و تن بشست و با خدا سخن بگفت. دو لا و راست نشد. ایرانیان یکتا پرست بودند. نیا را پرستیدنِ ایزدی بود کیش. خداوند جان و خرد. اهورا مزدا. اهریمن را با تاکتیک های آشو زرتشت به چالش می کشیدند و ندای هل من مبارز سر می دادند. زرتشت آمده بود طریق پیکار بیاموزد. آمده ام خیر و شر را بنمایانم. انتخاب با شما. خواه اهریمنی باش. خواه اهورایی.
چنج کردیم با علی اصغر حسین. توفیر هم دادیم. قتل، غارت، غرامت، غنیمت، نکبت و شلیک توی پیشانی، قلب و بفرموده پا. شفا می دهد. ورم روده، باد فتق، دیسک کمر، کبد چرب، زن پبدا می کند، دختر شوهر می دهد و به کمر می زند.
منحط شدیم. چه خوش گفت:
به یزدان اگر ما خرد داشتیم
کجا این سرانجام بد داشتیم.
- توانا بود هر که دارا بود
https://t.me/jamalsanatnegar
Telegram
کوکب خانم
نهایت در ایجاز
یکی از مضامین ثابت سخنرانیهای خامنهای «جنگ فرهنگی» است. او فرهنگ را با استعارههای جنگی میفهمد و احتمالا در این جنگ برای خود نقش فرماندهی قائل است. این دیدگاه ریشه در سنت ندارد. اصولا اینکه هر جامعهای فرهنگی دارد، ایدهای مدرن است. کلمه فرهنگ
از زبان لاتین وارد زبانهای اروپایی شده است که به معنی پرورش زمین کشاورزی است. به تدریج در معنایی استعاری برای پرورش ذهن آدمی هم به کار رفت. بنابراین معنای اولیه واژه فرهنگ چیزی است قریب به آموزش و پرورش ذهن. در عصر جدید معنای دومی ظهور کرد: هر قومی فرهنگ خود را دارد.
عاداتورسوم، سبک زندگی، باورها و غیره. به تدریج درون مارکسیسم معنای دوم فرهنگ بعد دیگری یافت: فرهنگ میدان جنگ است، طبقات مسلط میکوشند ارزشها و هنجارهای خود را بر جامعه تحمیل کنند. بومیگرایان - اسلامگرایان این دیدگاه را گرفتند و در رابطه میان ملتها و تمدنها
به کار بردند: ملتهای غربی میکوشند ارزشها و هنجارهای خود را بر ملل مسلمان تحمیل کنند. چه باید کرد؟ بازگشت به خویشتن (اسلام) و مقاومت علیه فرهنگ مسلط غربی. قدمای ما خود را به عنوان طلایهداران «فرهنگ اسلامی» در معنایی که گفتیم نمیفهمیدند. این نگاهی کاملا متاخر استکه بر اساس آن ما مدام میخواهیم حافظ را در چشم گوته بکنیم، ابن سینا را توی سر توماس قدیس بزنیم، و از غزالی دیوید هیوم دربیاوریم. ما تصور میکنیم فرهنگ عرصه جنگ است و «طبیعتا» بشر همیشه اینجوری میاندیشیده است. سوءتفاهم نشود: نزاع دینی همیشه بوده است، اما دو دین متخاصم همدیگر را به مثابه دو «فرهنگ» نمیفهمیدند، بلکه یکدیگر را به عنوان حقیقت در برابر باطل در نظر میگرفتند. در نظر گرفتن فرهنگ به عنوان عرصه نبرد، ایدهای است که ریشه در سنت انتقادی چپ دارد. خامنهای احتمالا از طریق آلاحمد، شریعتی یا بعضی متون مارکسیستی روایتی دستچندم و بسیار فقیر از این نظریات به گوشاش خورده است. درست از این روست که بخشی از فرآوردهای فرهنگی داخل را «دشمن داخلی» میبیند. حاصل این دیدگاه در بدترین حالت قتلهای زنجیرهای بوده است در بهترین حالت سرکوب و سانسور و تخریب فرهنگ و آفرینندگان آن. نتیجهگیری آخر اینکه رجوع بسیاری از بومیگرایان - اسلامگرایان به اسلام صرفا دلایل ایمانی ندارد، چیزی بیشتر از دلایل ایمانی در کار است: ضرورتی سیاسی پشت ماجرا هست. اسلام وسیله مبارزه با سلطه فرهنگی غرب است. اینجاست که باید گفت اسلامگرایان به خود اسلام هم نگاهی ابزاری دارند. و درست اینجاست که جمهوری اسلامی و رهبراش برای بعضی از چپهای جهانسومگرا جذاب است. جمهوری اسلامی برای ایشان یک هسته مقاومت فرهنگی - ایدئولوژیک است. واقعا اگر به این نظریات معتقد باشیم و شجاعانه منطق آنها را تا به انتها برانیم به اینجا هم میرسیم.
Babak Mina
____
@ajibzad
از زبان لاتین وارد زبانهای اروپایی شده است که به معنی پرورش زمین کشاورزی است. به تدریج در معنایی استعاری برای پرورش ذهن آدمی هم به کار رفت. بنابراین معنای اولیه واژه فرهنگ چیزی است قریب به آموزش و پرورش ذهن. در عصر جدید معنای دومی ظهور کرد: هر قومی فرهنگ خود را دارد.
عاداتورسوم، سبک زندگی، باورها و غیره. به تدریج درون مارکسیسم معنای دوم فرهنگ بعد دیگری یافت: فرهنگ میدان جنگ است، طبقات مسلط میکوشند ارزشها و هنجارهای خود را بر جامعه تحمیل کنند. بومیگرایان - اسلامگرایان این دیدگاه را گرفتند و در رابطه میان ملتها و تمدنها
به کار بردند: ملتهای غربی میکوشند ارزشها و هنجارهای خود را بر ملل مسلمان تحمیل کنند. چه باید کرد؟ بازگشت به خویشتن (اسلام) و مقاومت علیه فرهنگ مسلط غربی. قدمای ما خود را به عنوان طلایهداران «فرهنگ اسلامی» در معنایی که گفتیم نمیفهمیدند. این نگاهی کاملا متاخر استکه بر اساس آن ما مدام میخواهیم حافظ را در چشم گوته بکنیم، ابن سینا را توی سر توماس قدیس بزنیم، و از غزالی دیوید هیوم دربیاوریم. ما تصور میکنیم فرهنگ عرصه جنگ است و «طبیعتا» بشر همیشه اینجوری میاندیشیده است. سوءتفاهم نشود: نزاع دینی همیشه بوده است، اما دو دین متخاصم همدیگر را به مثابه دو «فرهنگ» نمیفهمیدند، بلکه یکدیگر را به عنوان حقیقت در برابر باطل در نظر میگرفتند. در نظر گرفتن فرهنگ به عنوان عرصه نبرد، ایدهای است که ریشه در سنت انتقادی چپ دارد. خامنهای احتمالا از طریق آلاحمد، شریعتی یا بعضی متون مارکسیستی روایتی دستچندم و بسیار فقیر از این نظریات به گوشاش خورده است. درست از این روست که بخشی از فرآوردهای فرهنگی داخل را «دشمن داخلی» میبیند. حاصل این دیدگاه در بدترین حالت قتلهای زنجیرهای بوده است در بهترین حالت سرکوب و سانسور و تخریب فرهنگ و آفرینندگان آن. نتیجهگیری آخر اینکه رجوع بسیاری از بومیگرایان - اسلامگرایان به اسلام صرفا دلایل ایمانی ندارد، چیزی بیشتر از دلایل ایمانی در کار است: ضرورتی سیاسی پشت ماجرا هست. اسلام وسیله مبارزه با سلطه فرهنگی غرب است. اینجاست که باید گفت اسلامگرایان به خود اسلام هم نگاهی ابزاری دارند. و درست اینجاست که جمهوری اسلامی و رهبراش برای بعضی از چپهای جهانسومگرا جذاب است. جمهوری اسلامی برای ایشان یک هسته مقاومت فرهنگی - ایدئولوژیک است. واقعا اگر به این نظریات معتقد باشیم و شجاعانه منطق آنها را تا به انتها برانیم به اینجا هم میرسیم.
Babak Mina
____
@ajibzad
Twitter
Babak Mina
1.یکی از مضامین ثابت سخنرانیهای خامنهای «جنگ فرهنگی» است. او فرهنگ را با استعارههای جنگی میفهمد و احتمالا در این جنگ برای خود نقش فرماندهی قائل است. این دیدگاه ریشه در سنت ندارد. اصولا اینکه هر جامعهای فرهنگی دارد، ایدهای مدرن است. کلمه فرهنگ cultura