طنز تلخ: پیامی از آینده
41 subscribers
512 photos
266 videos
18 files
864 links
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
Download Telegram
◽️من با رجب موافقم! (۲)

شعر «آراز آراز» سروده‌ی یحیی شیداست که از دوستان نزدیک شهریار بوده و وطن‌پرستی نمونه و غیور و مبارز. یحیی شیدا از اهالی محله‌ی چرنداب تبریز بود و به سال ۱۳۰۳ در این شهر زاده شد. پدرش از مجاهدان دوران مشروطه بود و هم‌رزم ستارخان و باقرخان، و خودش از هواداران دکتر مصدق و نهضت ملی ایران. این خانواده در ضمن نسبت به اشغال آران و شیروان و قفقاز به دست روسها حساسیتی داشتند و به ویژه پس از فروپاشی دولت تزاری و در جریان جنگ جهانی دوم برای اتحاد مجدد سرزمینهای جدا شده از ایران می‌کوشیدند. این شعر را هم یحیی شیدا بر همین مبنا سروده است.
این شعر بلند و زیبا در شکایت از جدا شدن آران و شیروان (همان جمهوری نوظهور آذربایجان) از مام میهن سروده شده و شاعر با کلمه‌ی «ایران» قافیه‌اش را تنظیم کرده است. مثلا بیت هشتم‌اش هم این است:
«قاضی اول ، انصافه گل ، حکم زمان وئر تازه دن/ غصب اولان تورپاقلاری وابسته ی ایران ائله»
یعنی: «قاضی باش ، انصاف بده، دوباره حکم کن/ سرزمین های غصب شده را دوباره به ایران درپیوند».
برای این که بحث گسسته نشود، قصد ندارم اینجا باقی شعر را نقل کنم، اما در پیوست ادامه‌اش را می‌آورم که همگی از انتخاب به جا و شایسته‌ی شعر در مراسم باکو لذت ببریم. در اینجا فقط همین را اعلام کنم که من کاملا با رجب موافقم. نه فقط با آنچه که در باکو گفت، بلکه حتا با حرفهای دیگری که درباره‌ی احیای امپراتوری عثمانی زده است. البته این دور از ذهن نیست که رجب از معنای حرفهای خودش بی‌خبر باشد. چون به هر صورت درباره‌ی هویت پدرانش و قومیت خودش و باقی چیزها هم دچار ابهام است. اما انگار حرف دل ما را می‌گوید، هرچند خودش متوجه نیست و به قول شیخ‌ غازیان، مرحوم بروسلی، حرفهایش نا«غوداااااااااااا»گاه است!
من با رجب کاملا موافقم، چون او در باکو اعلام کرده که با شیدا موافق است و قبلا هم در استانبول گفته بود می‌خواهد نظم عثمانی را احیا کند. به نظرم بسیار خوب و ضروری است که شعر «آراز آراز» تحقق پیدا کند و درست همانطور که او در شعرش گفته، رود ارس نه همچون مرز، که مانند رودی در میانه‌ی سرزمین باستانی و زخم خورده‌ی ایران جاری شود. همچنین به نظرم عالی می‌شود اگر فرمانروایان برنشسته در استانبول، مثل شاهان عثمانی تنوع قومی و دینی قلمروشان را به رسمیت بشناسند، زبان رسمی و دیوانی‌شان را به پارسی برگردانند و آموزش عمومی گلستان و بوستان و مثنوی و فرهنگ ایرانی را در مکتب‌خانه‌هاشان رواج بدهند. همچنین بسیار سزاوار است که ارتش ترکیه وقتی به جنگ می‌رود، مثل سپاهیان عثمانی‌ شاهنامه بخوانند. در این حالت احتمالا در کشتن کردها و غارت ارمنی‌ها و سرکوب ترک‌های ناراضی قدری دچار تردید خواهند شد و جوانمردی جنگاوران حوزه‌ی تمدنی‌مان را به یاد خواهند آورد. اگر رئیس جمهور و دولتمردان ترکیه هم پارسی یاد بگیرند و مثل عثمانی‌ها شعر پارسی حفظ کنند و هر از چندی فارسی شعر بگویند هم که دیگر چه بهتر!
من واقعا پیشنهاد می‌کنم وقتی یک دولتمرد همسایه پیدا می‌شود و حرف دلمان را می‌زند، از او استقبال کنیم. حالا خیلی مهم نیست در دل خودش چه می‌گذرد، و یا اصولا خودش می‌فهمد که چه می‌گوید یا نه. مگر اصولا چند درصد از سیاستمدارها متوجهند که چه می‌گویند؟‌ وقتی مرز میان کشوری با پنج هزار سال تاریخ و کشوری با ۲۹ سال تاریخ برداشته شود، و دومی هم طی چهار هزار و نهصد سال قبلش استانی از اولی بوده باشد، بدیهی است که بعدش چه اتفاقی خواهد افتاد. همین ماجرا به نظرم درباره‌ی اروندرود و هیرمند و مرز بازرگان و باقی خط و خطوط نورسته‌ی قرن اخیر هم مصداق دارد، و باید این را به یاد داشت که «هرکجا مرز کشیدند، شما پل بزنید». باقی‌اش را به تاریخ و جغرافیا واگذار کنید، که گویاتر و خردمندتر از سیاست‌بازان هستند، و شعری که می‌سرایند را به واقع منظور دارند.
پس بار دیگر اعلام می‌کنم: رجب جان، من با تو کاملا موافقم، هیچ نگران نباش. ارس خیلی زودتر از آنچه که فکر می‌کنی از حالت مرز در خواهد آمد و مردم همخون و هم‌تبار دو سویش بار دیگر به هم پیوند خواهند خورد. در این مدت قدری تمرین کن تا شعرهای پارسی را در مراسم بازگشایی مسجدها بهتر بخوانی، و وقتی شعری ترکی را شروع کردی، تا آخرش بروی. هیچ زحمت دیگری هم لازم نیست بکشی. خودمان خدمتت خواهیم رسید، هم در باکو، و هم در استانبول...

#آراز
#ترکیه
#ایران

@sherwin_vakili
در عجبم از مردمی که

بهنگام چوب حراج زدن بر دریای خزر
و
خلیج فارس،

خفقان مزمن می‌گیرند؛

و هنگامی که رجب،

شعری از یک شاعر ایرانی را می‌خواند،

بدون توجه به مفهوم آن،

تحت تاثیر هوچی‌گری‌های عده‌ای،

خشتک می‌درانند.!!

🆔 طنز تلخ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیو مستند از مهمانی شیخ زاید برای بزرگان قبایل امارات پیش از کشف نفت

که توسط آرشیو موزه لندن منتشر شده بود
و باعث خشم حکومت فعلی ابوظبی شد!


جالب اینه که اینا عربهای ۴۰ سال پیش بودن،

حالا عربهای ۱۰۰۰ سال پیش چه شکلی بودن؟؟

https://t.me/Tanasoli/2888
چه دلِ خوشی دارند آنهایی که؛

🔻 ناکارآمدی‌های حکومت اسلامی را در ۴۲ سال گذشته دیده‌اند،


🔻 هیچکاره بودن رییس‌جمهور را حداقل از زبان سه رییس‌جمهور گذشته شنیده‌اند،


🔻نمایشی بودن انتخابات در این مملکت را تجربه کرده‌اند،


🔻 دیده‌اند که هر بار حکومت ملت را در برابر انتخاب بین بد و بدتر قرار داده است،


🔻 فهمیده‌اند که هر بار به لطایف الحیل شخص مورد نظر حکومت انتخاب شده،


🔻 دیده‌اند که هر بار رییس‌جمهور انتخاب شده، که قبلاً جزو دارودسته حکومت بوده، به هیچیک از وعده‌های انتخاباتی خود عمل نکرده و در حقیقت نتوانسته عمل کند،


🔻 و ……



با اینحال دغدغه‌ی انتخابات ۱۴۰۰ را دارند و دائماً پیرامون این رویداد بینظیر تاریخی مشغول بحث و تجزیه و تحلیل هستند.


شما آدم‌هایی بیکارتر از اینها سراغ دارید؟!
💥 در روایات شیعه آمده است:

«امیرالمؤمنین از ترس اینکه مبادا دشمنانش به قبر و جسد فاطمه زهرا اهانت کنند، شبانه جنازه‌ی او را در مکان نامعلومی دفن کردند».


این در حالی است که تا آن موقع هیچ خبر و روایتی از اهانت به جنازه‌ی مردگان و قبر آن‌ها از طرف هیچ گروه و فرقه‌ای وجود نداشت.!

اما از آنجا که مسلمانان و بخصوص آخوندهای شیعه از ماهیت و روحیه‌ی جنایتکارانه‌ی خود اطلاع داشتند، ساختن چنین افسانه و روایتی برای آنان کار مشکل و دور از ذهنی نبوده است.!


🤮 در خبرها آمده است:

«ساعاتی بعد از بازداشت چندساعته پدر و یکی از برادران افکاری بر سر مزار
#نوید_افکاری در روز پنج‌شنبه، الهام افکاری خواهر نوید افکاری با انتشار عکسی در صفحه اینستاگرام خود از تخریب مزار برادرش خبر داد و نوشت:
«تهديد كنيد، تخريب كنيد، بازداشت كنيد، با ياد و نام نويد در دل‌ها چه می‌کنید.»


@Iranintltv»

-_-

برای دانستن واقعیت مخفی بودن قبر فاطمه زهرا، اینجا را ببینید


طنز تلخ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اصل و نسب آخوندهای عمامه سیاه، و نقش و وظیفه‌ی آخوندها در حکومت اسلامی مسلط بر کشور ایران از زبان یک هموطن شیرازی!

https://t.me/SokhananeAndishidani/753

طنز تلخ
💥‏از ۹۶ تاکنون که آرشیو هسته‌ای ایران با وانت برده شده،
قالیشویی تورقوزآباد لو رفته،
دست سلیمانی به تهران برگشته،
سالن نطنز منفجر شده و
هوش مصنوعی فخری‌زاده را کشته،

مهم‌ترین دستاورد دستگاه امنیتی نظام ربودن و اعدام روح‌الله زم بوده.

جشن خون گرفته‌اند تا غم تحقیر فراموش کنند.

طنز تلخ
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
۹ دقیقه ویدئو که فلاکت مطلق جمهوری اسلامی را نشان می دهد.

https://t.me/gooyadotcom/16796
رضا عابد بدرستی از میراث مثبت آیت‌الله خمینی میگوید:


بلی آیت‌الله خمینی ما را از خواب یکهزار و چهار صد ساله بیدار کرد.

آیت‌الله خمینی به ما فهماند که دین بطور اعم و اسلام بطور اخص آنچیزی نیست که در ذهن ما جای داده شده است که از متأخرین تا معاصرین ، از عارفانی چون مولانا و دانشمندانی چون ابن سینا و بیرونی و از دکتر شریعتی با نثر شیوا و قلم سحارش تصویری دل انگیز ولی دروغین از اسلام در ذهن ما ترسیم کرده اند. 

آیت‌الله خمینی به ما فهماند که سلطه دینی از خوفناکترین سلطه هاست، که جانیان فجیع ترین و بیرحمانه ترین جنایات را با آرامش وجدان مرتکب می شوند چون بر این اعتقاد راسخ متکی هستند که رسالت خداوندی را بر عهده دارند و در نتیجه جنایات خود را عین ثواب می پندارند .


iiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii

 *میراث آیت الله خمینی*


خمینی نقش برجسته ای در تاریخ ایران دارد. او مردمی را که به سیاست نمی اندیشیدند به عمق رفتارهای سیاسی وارد کرد.


آیت الله خمينى ماهیّت مذهب و روحانیّت شيعه و نقش آنها را در عمل به مردم ايران شناساند.

نظام طبقاتی ایران را درهم ریخت و کسانی را به قدرت رسانيد که حتّی در رؤیاهای خود خواب رسیدن به قدرت را هم نمی دیدند.


امروز بعد از (٥٧) سال که از جريانات پانزده خرداد و (٤٢) سال از انقلاب سال (٥٧) می گذرد، مردم ايران در جائی ایستاده اند که اکثراً حکومتی دموکراتیک، جدائی دین از حکومت و قدرت گرفتن نیروهای شایسته و شایسته سالاری و برقراری عدالت اجتماعی را خواهان هستند.


*بدون گذر از انقلاب سال (١٣٥٧) مردم ايران به این درجه از روشنگری و روشنفكرى نمی رسیدند!*


آیت الله خمینی ناخودآگاه و ناخواسته پلی شد برای گذر از باور ها و اعتقادات سنّتی به افکار مدرن!


مردم ایران اعم از زن و مرد اکنون جزو آگاه ترین مردم در خاورمیانه از نظر اندیشه های سیاسی و فرهنگی هستند.


مردم ايران هزینه های زیادی دادند و گویا این سخن کسروی درست بود كه گفت:


*«تاریخ ایران یک حکومت به روحانیت شيعه بدهکار بود!»*


مردم ما برای اینکه افکارشان پالایش بیابد نیاز داشتند تا ببینند روحانیت و مذهب در مرحله ی عمل چه اقداماتی می توانند انجام دهند.


*اگر روشنفکران غير مذهبى هزاران کتاب می نوشتند، نمی توانستند این همه روشنگری در افکار عمومی ايجاد بكنند*


ما از بُرهان خُلف و دیالکتیک استفاده میکنیم ، هر پدیده ای ضدّ خود را در درونش پرورش می دهد .اگر آنتی تز حکومت سکولار پهلوی حکومت مذهبی بود، آنتی تزحکومت استبدادی مذهبی و تبعیض آمیز، حکومتی سکولار و دموکراتیک  و عدالت خواه خواهد بود.


آیت الله خمینی به ایده آلش که یک حکومت اسلامی بود رسید ولی این را نمی دانست که بر اثر عملکرد غلط حکومت اسلامی، جدائی حکومت از مذهب بعنوان یک خواست عمومی در ايران مطرح خواهد شد


رضا عابد


رضا عابد (اصلان عابری زاهد) (زادهٔ ۲۲ تیر ۱۳۳۵) در لاهیجان نویسنده، شاعر و منتقد ادبی ایرانی است. او از اعضای کانون نویسندگان ایران است
😉 به‌مناسبت سالگرد 19 دی

و یادی از شعار:

ای آنکه مذاکره شعارت،
استخر فرح در انتظارت.


✍ مروری بر احوالات امام نقی

در روایت است: چون امام تقی از غیبت صغرا به غیبت کبرا فرو شد، خداوند فروغ امامت را بدست «ابوهاشم» بر دامان امام نقی نهاد؛ که ابوهاشم همواره یکی از ارکان امامت بود.

در همان ابتدای امامتِ نقی؛ خداوندگار پنج جانی، یک مکار و تعدادی موجود سه‌پا را مسخّر او گردانید.

جانی اعظم، ابوهاشم بود. ابوهاشم جانی یار غار امام بود و مردی برای تمام فصولِ امامت. دیگر جانی، ابوعالی بود به‌همراه سه برادر: ابوسارق، ابوجوات و ابوفضله.

مکار اعظم همو بود که خود می‌گفت: «مکّارم و شیرازی». این مکار، سرکردگی گروهی از مکّاران را برعهده داشت و وظیفه‌شان ماله‌کشی بر فضولات امام.

امام نقی در سلسله امامت به «نظام» شهره بود که خود مایل بود به «نظام» خوانده شدن؛ همانگونه که امام تقی، سرسلسله‌ی امامت، به «اسلام» خوانده شدن تمایل داشت.

و اما اندر احوالات مردی برای تمام فصولِ امامت:

فصل اول، همدلی: در این فصل، ابوهاشم به فرمان امام تمامی مخالفان امامت را قتل‌عام نمود و با رضایت امام، اقتصاد ولایات تحت امر را برای غارت و انهدام منابع و سرمایه‌های آن به دست موجودات سه‌پا سپرد.

فصل دوم، واگرایی‌نمایی: با نزدیک شدن دوم خرداد، ابوهاشم که عزم مردم برای «نه» گفتن به امام را دریافته بود؛ تظاهر به زاویه پیداکردن با امام نمود. در خفا اما، به رویه‌ی پیشین ادامه داد که «سلسلت‌القتول» (قتل‌های زنجیره‌ای) ثمره‌ی این فصل است.

فصل سوم، مظلوم‌نمایی: هنگامی که امام به‌دستور خداوندگار، عزمش برای یک‌دست کردن خلافت جزم شد؛ ابوهاشم دست به مظلوم‌نمایی زد در حالی که همچنان بر وفاداری به‌امامت پابرجا می‌بود. از جمله این مظلوم‌نمایی‌ها، سپردن فرزندان خود به‌دست قوه‌ی تحت امر ابوسارق جانی بود (ر.ک. http://namadmali.blogspot.jp/2012/09/blog-post_28.html). این وفاداری از دید امام پنهان بود چنانکه این مظلوم‌نمایی‌ها را برخلاف رویه‌ی خود می‌دید. لاکن این اعمالِ ابوهاشم از دید خداوندگار پوشیده نبود همچنانکه به‌پاداش این وفاداری «ابومفتاح» به‌ریاست برساند؛ هم به‌جهت «فتح» (گشایش) گره‌ در امور امامت و هم به‌جهت گشایشِ فصل چهارم.

فصل چهارم، همراه‌نمایی با مردم: ابوهاشم در این فصل چنان مکری بر مردم کرد که در سی‌وپنج سال پیشین نتوانست. با این مکر پایداری نظام و امامت را تا مدتی مدد رساند. امام که از مکر ابوهاشم بی‌خبر بود، در روزهای آخر همیشه در نیایش‌ها و راز و نیازهایش با خدای خود می‌گفت: «مای گاد وازمی آتا ابوخاشما» یعنی اینکه «خدایا این ابوهاشم را از ما بگیر» و یا «خدایا این ابوهاشم را بکش». روایت کرده‌اند که نیایش‌های امام با خدا نه به‌زبان عربی که به‌زبان روسی بود.

فصل چهارم در حالی خاتمه یافت که خداوندگار دعای امام اجابت فرمود. لاکن وقایع بعد از مرگ ابوهاشم و از جمله قدرت‌نمایی‌های موجودات سه‌پا، خوف و هراس بر وجود امام مستولی کرد و او را به تضرع و لابه به‌درگاه خداوند واداشت. امام به‌عینه شاهد بود که خداوندگار و دستگاهش، بدون توجه به تضرع‌های او در حال اداره امور جهان در جهت حفظ منافع دوست و دشمن امام است.



ملا نِقی
25 دیماه 1395

🆔 https://t.me/TanzeTalkh2
☸ هاشمی که بود و چه کرد؟



👈  #هاشمی_رفسنجانی نه یک اصولگرا، نه یک میانه‌رو، نه سردار سازندگی، نه امیرکبیر، نه یک اصلاح‌طلب و نه یک اعتدال‌گرا بود! او تنها یک «حافظ نظام» بود.


ما از سال‌ها دور، با هاشمی دوست جون‌جونی بودیم. از جیک و بُک همدیگه خبر داشتیم. تا اوایل دهه‌ی شصت هم رفت و آمد خانوادگی داشتیم. مسائلی در آن دوران اتفاق افتاد که بین ما کم‌کم فاصله افتاد.


او با #بهشتی هم، دوست صمیمی بود. اما پس از انقلاب و با پیدا شدن سروکله‌ی #خامنه‌ای، با بهشتی اختلاف نظر پیدا کرد؛ اختلاف نظر در اداره‌ی امور مملکت. او معتقد به اداره مملکت براساس مدل #چینی (#سوسیالیسم با درهای باز) بود در حالی که بهشتی مدل غربی را پیشنهاد می‌داد. در این میان سروکله‌ی خامنه‌ای پیدا شد که معتقد به مدل #روسی آنهم از نوع #استالینی‌اش بود؛ که نظرش به نظر هاشمی نزدیک‌تر بود.


بر خلاف اعتقاد رایج بین مردم، که هاشمی را باهوش‌تر و سیاست‌مدارتر از خامنه‌ای می‌دانند؛ او به دلایلی نامعلومی به‌مرور بازیچه و ملعبه دست خامنه‌ای شد و برای اینکه خط مدیریتی خامنه‌ای در مملکت پیش برود، لازم شد بهشتی حذف شود و این امر به هاشمی محول شد (جریان هفتم تیر 60).


باز بر خلاف اعتقاد رایج بین مردم، که هاشمی را شخص دوم مملکت پس از #خمینی می‌دانستند، او شخص دوم پس از خامنه‌ای بود؛ در واقع خمینی هیچکاره بود!.


در طول 38 سال حکومت اسلامی، تمام هّم و غّم هاشمی، #حفظ_نظام بود و همه کارهایی را که او در طول این مدت انجام داد، فقط و فقط بخاطر حفظ نظام (و نه حفظ و آبادی ایران) بود:

از تدوین لوایح و قوانین ضدبشری، قلع وقمع‌کردن مخالفان، حذف #بنی‌صدر، برکناری #منتظری و اعدام‌های دهه‌ی ۶۰ در دوره‌ی ریاست مجلس گرفته؛

تا ایجاد خفقان و سربه‌نیست کردن مخالفان (‏ترور #بختیار، فریدون_فرخزاد، رهبران کردها و بمب‌گذاری در عربستان و لبنان و آرژانتین)، ورود وزارت اطلاعات به اقتصاد، ورود قرارگاه #خاتم‌الانبیا به اقتصاد و نابودکردن منابع آب کشور در دوره‌ی ریاست جمهوری؛

تا سروسامان دادن #قتل‌های_زنجیره‌ای پس از دوره‌ی ریاست جمهوری.


حتی در حالی‌که پس از وقایع سال 88 و اختلاف نظر ظاهری او با خامنه‌ای باعث شد چهره‌ای محبوب در نزد بسيارى از مردم بشود؛ در نامه‌ای به خامنه‌ای و هم در خطبه‌های نمازجمعه، دکترین سیاسی جمهوری اسلامی، در #برخورد_با_مردم را سازمان‌دهی کرد («این افرادی که الان در زندان هستند، لازم نیست با این عنوان در زندان باشند» به این معنی است که باید آن‌ها را با عنوان‌های دیگری که نزد مردم حساسیت برانگیز نباشد زندانی کرد).


پس از وقایع سال 88 هم با نظر خامنه‌ای دست به #مظلوم‌نمایی زد (باز هم بخاطر حفظ نظام) که من اسم این عملیات را گذاشتم «پروژه‌ی #هاشمی‌درمانی حکومت». در این رابطه دختر و پسرش را به زندان سپرد، به خدا نامه نوشت و درد دل کرد و بسیاری کارهای دیگر که همگان از آن اطلاع دارند؛ تا جایی که توانست در سال 92، نوچه‌اش، حسن روحانی، را رئیس‌جمهور کند (باز هم برای حفظ نظامی که در اثر تحریم‌های بین‌المللی در آستانه‌ی ورشکستگی بود).

در این رابطه سخنان محمد #نوری‌زاد جالب توجه است که می‌گوید: «در تنها دیدار رخ به رخی که با وی داشتم به ایشان گفتم: شما یکی از دو نفری هستید که عده‌ای بی گناه را زده‌اید و کشته‌اید و بسیاری را به زندان انداخته‌اید و اموال بسیاری را مصادره کرده‌اید و جمعیتی را خانه‌نشین یا از سرزمین‌شان بیرون رانده‌اید. و پیشنهاد دادم: بیایید و یک به یک، این بی‌گناهان  را بربشمرید و از صاحبان حق حلیت بطلبید.  او در پاسخ من گفت: من این روزها حال مساعدی ندارم. (دخترش در زندان بود و مهدی در راه ایران) و ادامه داد: من نگران بعد از آقای خامنه‌ای هستم.  مانده‌ام که بجای ایشان چه کسی را داریم؟»


می‌بینید! در شرایطی که بقول خودش حال مساعدی ندارد باز هم بفکر نظام و جانشینی خامنه‌ای است!


بطور خلاصه در یک کلام: «هاشمی جانش به نظام بسته بود» و هرکاری برای حفظ نظام می‌کرد؛

امیدوارم که «جان نظام هم به جان هاشمی بسته باشد»


آیت‌الله بی‌دوگوله

19 دیماه 1395

بنقل از وبلاگ #نمدمالی
http://namadmali.blogspot.com/2017/
Forwarded from کوکب خانم
- برگردین. خیط کاشتیم!
😂 می‌خواهیم سرش رو بگیریم، تهش در میره!

☸ می‌خواهیم انرژی هسته‌ای تولید کنیم، تحریم می‌شویم و نفت و گازمان را نمی‌خرند.

☸ می‌خواهیم نفت و گاز و برق‌مان را یواشکی به کشورهای دوست بفروشیم، می‌فروشیم ولی اونها پولش را نمی‌دهند.

☸ می‌خواهیم گاز صادر کنیم، نیروگاه‌هایمان بدون گاز می‌مانند.

....
https://t.me/TanzeTalkh2
😂 می‌خواهیم سرش رو بگیریم، تهش در میره!

☸ می‌خواهیم انرژی هسته‌ای تولید کنیم، تحریم می‌شویم و نفت و گازمان را نمی‌خرند.

☸ می‌خواهیم نفت و گاز و برق‌مان را یواشکی به کشورهای دوست بفروشیم، می‌فروشیم ولی اونها پولش را نمی‌دهند.

☸ می‌خواهیم گاز صادر کنیم، نیروگاه‌هایمان بدون گاز می‌مانند.

☸ می‌خواهیم مازوت‌مان را صادر کنیم، نه تنها کسی آن را نمی‌خرد، بلکه مجانی هم نمی‌برند و انبارهایمان پر می‌شود.

☸ می‌خواهیم در نیروگاه‌هایمان مازوت مصرف کنیم، آلودگی هوا از مرز هشدار (قرمز) هم رد می‌شود و به وضعیت بنفش (با روباه بنفش اشتباه نشود) می‌رسد.

☸ می‌خواهیم اسراییل در ۲۵ سال آینده از بین برود، می‌بینیم که اونها در واکسیناسیون کرونا برای مردمش در دنیا مقام اول را بدست می‌آورد؛ و اتفاقا از همان واکسنی استفاده می‌کند که ما آن را زیانبار اعلام کرده و برای مردم خودمان حرام کرده‌ایم. از این می‌ترسیم که به جای اسراییل، تشیع ۲۵ سال آینده را نبیند.

☸ می‌خواهیم با حذف غربالگریِ دوران بارداری، مانع از سقط «جنین‌های مشکل‌دار» شویم تا جمعیت شیعه زیادتر شود، می‌ترسیم جمعیت شیعیان آینده مونگول‌تر از شیعیان کنونی شوند.


☸ می‌خواهیم یواشکی نرمش قهرمانانه کرده و با آمریکا مذاکره کنیم، اسراییل گندِ قضیه‌مان در می‌آورد و مجبور می‌شویم ممولی خودمان، (ظریف) را گوشمالی دهیم.

☸ می‌خواهیم با کمک ارباب پوتین و از طریق سوریه به اسراییل فشار بیاوریم، ناگهان ارباب هم پشت‌مان را خالی می‌کند.

☸ می‌خواهیم .....

بخش‌های از درد دل‌های شبانه رهبر عظما با خجسته خانم.



رهبر عظما بداند که:

«مملکت‌داری مانند سواری گرفتن از اسبِ سرکش است؛

سواری گرفتن از الاغ رام را همگان دانند
»

دیماه ۱۳۹۹

https://t.me/TanzeTalkh2/1223
از آرشیو طنز تلخ 👇
بخشی از کتاب المکاشف اثر علیمحمد کشفی:

((خداوند انسان را با صفت عقل و شعور از حیوان متمایز ساخت. بدین ترتیب در میان جانداران، تنها انسان است که بر مبنای عقل و شعور خود، راه درست را از نادرست تشخیص می‌دهد و برای پیشبرد امور زندگی تصمیم‌گیری می‌کند. ظاهراً بعثت پیامبران، در جهت راهنمایی بشر برای تصمیم‌گیری درست، و نشان دادن راه درست از نادرست، روی داده است.

با این حال می‌بینیم خداوند در آیات بسیاری از قرآن، حداقل در 21 آیه، می‌گوید: «... خداست که هر که را بخواهد بى‏راه مى‏گذارد و هر که را بخواهد هدايت مى‏کند...» . اگر چنین است؛ باید از خداوند پرسید: «پس این همه پیامبران برگزیده و این همه دین و کتاب آسمانی برای چه بود؛ اگر عقل و شعور انسان‌ها در هدایتشان بی‌تأثیر است و تنها تویی که برای هدایت و ضلالت انسان‌ها به‌دلخواه خود تصمیم می‌گیری؟».

همچنین در آیات بسیار دیگری؛ دادن روزی بندگان، پاداش و عذاب مردمان، عطا کردن حکمت و فضیلت، فرزندآوری یا فرزندنیاوری زنان و حتی تعیین دختر یا پسر بودن را به خواست خدا موکول کرده است .

اصولاً خداوند مورد قبول مسلمانان، خداوندی است که همه‌ی امور مادی و معنوی دنیا را به دلخواه خود انجام می‌دهد و انسان‌ها نیز مانند حیوانات هیچ نقشی در تعیین سرنوشت و برنامه زندگی مادی و معنوی خود ندارند. با اینحال جای تعجب است که اینهمه آیات بشیر و نذیر در قرآن برای چیست و خداوند در آخرت، بندگانش را به چه جرمی مجازات می‌کند و یا برای چه به برخی از بندگانش پاداش می‌دهد؟ البته جواب این پرسش را چند جمله پیش‌تر از خود قرآن بیان کردیم: «چون خدا دلش می‌خواهد!».))
———-
نمونه آیات را در پست بعدی ببینید 👇👇👇👇
_______

طنز تلخ از ملانقی
👇👇👇
🆔 https://t.me/joinchat/AAAAAEAzI59Hq9x42qmuMQ
از آرشیو مطالب 👇👇


۱۳۹۷ خرداد ۱۴, دوشنبه

استاد اعظم و حقوق بشر اسلامی

بنا به پیشنهاد یکی از اساتید بزرگ رشته علوم انسانی در یکی از دانشگاه‌ها، قرار شد درس جدیدی بنام «حقوق بشر اسلامی» گنجانده شود. این استاد، خود خبره در این موضوع بود و هیچکس در این رشته، مطالعات و تحقیقات استاد را نداشت و لذا داوطلبان می‌بایست بعنوان دانشجو در کلاس درس از استاد تلمذ می‌کردند.

جالب اینکه، استاد هیچ کتابی در این زمینه تدوین نکرده بود و (البته تلویحاً) تدوین و نشر کتاب درباره این موضوع را به دانشجویانش واگذار کرده بود که پس از حضور در کلاس درس او و یادداشت‌برداری از گفته‌هایش، کتاب‌ لازم در این زمینه را تدوین و چاپ کنند.

دانشجویانِ نه چندان زیادی در کلاس درس او حاضر می‌شدند. علت محدود بودن دانشجویان، یکی این بود که بسیاری از دانشجویان سواد یادداشت‌برداری نداشتند و از آن مهمتر اینکه بسیاری از دانشجویان به موضوع درس علاقه‌ای نداشتند.

با این حال همان تعداد اندکِ دانشجویان با علاقه به سخنان استاد اعظم گوش فرا داده و از چکیده‌ی سخنان او یادداشت‌برداری ‌کرده و حتی برخی به‌روش تندنویسی سعی می‌کردند تمامی سخنان او را ثبت نمایند.

روزها گذشت و ترم تحصیلی تمام شد. در آخرین روزِ کلاس، استاد به دانشجویان گفت: «تاکنون آنچه درباره این درس لازم بود برای شما بیان کردم و هیچ مطلب ناگفته‌ای درباره‌ی این موضوع وجود ندارد[1]. اگر کسانی از قول من موضوعی را در رابطه با این درس مطرح کردند؛ چنانچه با مطالب گفته شده در کلاس مغایرت داشت، آن را نپذیرفته و جزو مطالب درس قرار ندهید»[2].

چند روزی از پایان ترم نگذشته بود که استاد اعظم فوت کرد. چند تن از اساتید که مدعی جانشینی استاد اعظم بر کرسی «حقوق بشر اسلامی» بودند توافق کردند که به‌نوبت این کرسی را در اختیار گیرند. ترم دوم شروع شده بود و استاد اول که خود در ترم پیش دانشجوی استاد اعظم بود و هیچ یادداشتی از گفته‌های او نداشت، توانست با ارائه مطالبی که شفاهاً از ترم قبل فرا گرفته بود، ترم را به پایان برساند.

پس از او، استاد دوم نیز چنین کرد تا نوبت به استاد سوم رسید. در زمان استاد سوم، تعدادی از دانشجویان اولین ترم، که از محضر استاد اعظم مستفیذ شده و یادداشت‌هایی از درس مزبور را در اختیار داشتند، مأمور جمع‌آوری و تدوین کتابی بر اساس یادداشت‌های موجود شدند. پس از تدوین کتاب جامع «حقوق بشر اسلامی»، دستور داده شد تا همه‌ی یادداشت‌ها و نوشته‌های قبلی امحاء شوند و فقط همان کتاب منبع تدریس این درس باشد[3].

به مرورِ زمان مشخص شد که کتاب، دارای مطالبی گنگ و مبهم و بعضاً بظاهر متناقض است. این در حالی بود که تعداد مدعیان متخصص این درس متداوماً رو به افزایش بود. به همین جهت، این مدعیان، شروع به نوشتن تفاسیری بر مطالب کتاب کرده و مستند تفاسیر خود را هم از طریق چند واسطه، گفته‌های استاد اعظم ذکر می‌کردند.

کار تدوین و نشر این تفسیرها به جایی رسید که تعداد کتاب‌های تفسیر به چندین صدبرابر کتاب اصلی رسید و تمامی این کتاب‌ها پر بود از مطالبی که نه‌تنها کمکی به تفسیر کتاب اصلی نمی‌کرد، بلکه سرشار از مطالب موهوم و غیرعقلی و متناقض بودند[4].


این بود خلاصه‌ای از سرگذشت اسلام، قرآن، روایات و تفاسیر.

علیم

[1] - مائده - 3

[2] - توضیح‌المسائل – شجاع‌الدین شفا – صص 85-86

[3] - http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa5375

[4] - برای نمونه ر.ک. ترجمة الميزان ج:  18صص 15-18
https://www.facebook.com/528702580509309/posts/1300901586622734/?sfnsn=scwspmo




بعضی از شاگردان ما جان به جانشان کنی احمقند و بیشعور. عرض می‌کنم:

اخیراً منصور ارزی (البته خودش می‌گوید #منصور_ارضی درست است)، یکی از مریدان با وفا و فهمیده‌ی ما، در شبکه چهار گفته است؛ «ما فحش می‌دهیم چون امام حسین هم فحش میداد !!»

حالا بعضی‌ها برآشفته‌اند که «آقا مگه امام حسین هم مثل شما بود که فحش بدهد؟».

اینها نمی‌دانند که امام حسین که سهله، خود «خداوند متعال» هم اهل فحش و فحش‌کاری بود:

«از دیگر موارد قابل توجه در قرآن نفرین و فحاشی خداوند به بندگان مشرکش است که گاهی با تشبیه آن‌ها به حیوانات همراه می‌شود. از آن جمله است به‌کار بردن کلمات «ابله»، «مریض»، «#زنازاده» ، «كشته باد»، «بريده باد»، «مرگ بر»، «لعنت من بر تو باد»، «لعنت‏خدا بر ستمگران باد»، «بر تو لعنت» و بسیاری لعنت‌های دیگر در آیات 10 و 11 بقره،13 قلم، 19 و 20 مدثر، 17 عبس، 1 لهب، 60 هود، 78 صاد، 18 هود، 25 حجر و بسیاری از آیات دیگر. همچنین تشبیه به حیواناتی مانند «شتر»، «گورخر»، «ملخ»، «خران وحشی»، «عنکبوت»، «چهارپا»، «سگ»، «میمون»، «بوزینه» و «خوک» در سوره‌های مدثر، مرسلات، واقعه، قمر، عنکبوت، اعراف، مائده و بقره.

معمولاً در یک منازعه، طرف ضعیف‌تر متوسل به فحاشی و نفرین می‌شود، حال چگونه است که خداوند «قادر متعال»، در مقابل بنده‌های ناچیزش چنین کلماتی را به‌کار می‌برد؟»

(به‌نقل از المکاشف، نوشته: علیمحمد کشفی)


فیسبوک علیم
۱۳۹۵/۱۱/۲۹
نگاهی به سوره‌ی فاتحه (حمد)

👇🕋👇🕋👇

ستايش خداي را كه پروردگار جهانيان است(2). رحمتگر مهربان(3) و صاحب روز جزاست(4). بارالها تنها تو را مى‏پرستيم و تنها از تو يارى مى‏جوييم(5). ما را به راه راست هدايت فرما(6). راه آنان كه نعمت‏شان دادی، نه راه غضب‌شدگان و نه راه گمراهان(7)

تمامی این سوره، نیایش‌نامه انسان است با خدا. به‌همین جهت به‌سختی می‌شود باور کرد این کلام از سوی خدا نازل شده باشد. این سوره را در نمازها می‌خوانیم و همچنین برای آمرزش اموات!. در حالی که این سوره یکی از بهترین سوره‌های قرآن از نظر مفهومی می‌باشد؛ هرچند مسلمانان و بخصوص شیعیان آن را لغلغه‌ی زبان کرده‌اند و بدون توجه به مفهوم آن، روزی چندین بار آن را قرائت! می‌کنند. برای مثال در مجالس ختم، بارها می‌شنویم: «یقراء فاتحت مع صلوات»، خواندن سوره فاتحه! همراه صلوات!.

نمونه‌ی دیگر اینکه این آیه‌ی «تنها تو را مى‏پرستيم و تنها از تو يارى مى‏جوييم» را مقایسه کنید با دعای شیعه ساخته‌ی «یا وَجیهاً عِندالله اِشفَع لَنا عِندَالله»!. شیعیان آیه‌ی به این زیبایی که فرد با خدای حی و حاضر خود نیایش می‌کند را رها کرده (خدایی که بقول مسلمانان از رگ گردن به آدمی نزدیکتر است) و متوسل به آدم‌های مرده‌ می‌شوند و از آن‌ها می‌خواهد که نزد خدا شفاعتشان کند!.!


فیسبوک علیم
۱۳۹۵/۱۱/۶

https://www.facebook.com/528702580509309/posts/1277744618938431/?sfnsn=scwspmo