🔴 در ایران با طالبان گفتگو میکنند،
نه اینکه دشمن مشترک دارند، بلکه وجوه مشترک دارند.
هر دو اسلامگرا هستند؛
هر دو آرمانگرا هستند؛
هر دو جنایت میکنند؛
هر دو تروریست پرورند؛
هر دو غرب ستیزند؛
هر دو ضد زن هستند؛
هر دو ضد انسانیت هستند؛
هر دو ضد تجدد هستند؛
هر دو غارت میکنند؛
هر دو خرافه پرستند؛
هر دو فرقه تبهکارند؛
هر دو مشروعیت ندارند؛
و در آخر
هر دو رهبر دینی دارند.
@poshtpardeha
نه اینکه دشمن مشترک دارند، بلکه وجوه مشترک دارند.
هر دو اسلامگرا هستند؛
هر دو آرمانگرا هستند؛
هر دو جنایت میکنند؛
هر دو تروریست پرورند؛
هر دو غرب ستیزند؛
هر دو ضد زن هستند؛
هر دو ضد انسانیت هستند؛
هر دو ضد تجدد هستند؛
هر دو غارت میکنند؛
هر دو خرافه پرستند؛
هر دو فرقه تبهکارند؛
هر دو مشروعیت ندارند؛
و در آخر
هر دو رهبر دینی دارند.
@poshtpardeha
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
آیتالله خامنهای/ شهریور۱۳۷۷:
جنایاتی که در مزارشریف به دست قشون ظالم و سنگدل #طالبان اتفاق افتاد و به شهادت رساندن جوانان ایرانی، فاجعهای بینظیر بود که باید دولتها را به حرکت جدی در برابر این قوم متعصب و وحشی و بیگانه از اسلام و بیخبر از قوانین جهان برانگیزد.
https://t.co/x0oYd8treV
-_-
طنز تلخ ِ تناقضات و هذیانگوییهای #جاعش!
.
جنایاتی که در مزارشریف به دست قشون ظالم و سنگدل #طالبان اتفاق افتاد و به شهادت رساندن جوانان ایرانی، فاجعهای بینظیر بود که باید دولتها را به حرکت جدی در برابر این قوم متعصب و وحشی و بیگانه از اسلام و بیخبر از قوانین جهان برانگیزد.
https://t.co/x0oYd8treV
-_-
طنز تلخ ِ تناقضات و هذیانگوییهای #جاعش!
.
Forwarded from طنز تلخ: پیامی از آینده
🔷. ند پرایس، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا، گفت: «از زمان آغاز دوره ریاست جمهوری جو بایدن تاکنون صحبتی با مقامهای جمهوری اسلامی ایران انجام نشده است و ایالات متحده تا مذاکره با ایران فاصله زیادی دارد».
🔷. اوگفت که «موضع رییس جمهور جو بایدن در مورد توافق هستهای بسیار واضح است، اگر ایران به تعهدات خود در مورد برجام کاملا عمل کند، آمریکا نیز همین کار را خواهد کرد. سپس میتوانیم از آن به عنوان بستر ایجاد یک توافق طولانیتر و محکمتر در دیگر حوزهها استفاده کنیم.»
🔷. سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا گفت: «هنوز فاصله زیادی برای مذاکره با ایران وجود دارد و دولت جو بایدن قبل از آن با متحدان، شرکا و همچنین کنگره مشورت خواهد کرد.»
https://t.me/News_AndViews/19157
-_-
ترامپ در تبلیغات انتخاباتی خود، وعدهی خروج از برجام را داد و به آن عمل کرد!
بایدن در تبلیغات انتخاباتی خود وعدهی بازگشت بدون شرط به برجام را داد و این 👆👆👆 هم .....
https://t.me/TanzeTalkh2
🔷. اوگفت که «موضع رییس جمهور جو بایدن در مورد توافق هستهای بسیار واضح است، اگر ایران به تعهدات خود در مورد برجام کاملا عمل کند، آمریکا نیز همین کار را خواهد کرد. سپس میتوانیم از آن به عنوان بستر ایجاد یک توافق طولانیتر و محکمتر در دیگر حوزهها استفاده کنیم.»
🔷. سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا گفت: «هنوز فاصله زیادی برای مذاکره با ایران وجود دارد و دولت جو بایدن قبل از آن با متحدان، شرکا و همچنین کنگره مشورت خواهد کرد.»
https://t.me/News_AndViews/19157
-_-
ترامپ در تبلیغات انتخاباتی خود، وعدهی خروج از برجام را داد و به آن عمل کرد!
بایدن در تبلیغات انتخاباتی خود وعدهی بازگشت بدون شرط به برجام را داد و این 👆👆👆 هم .....
https://t.me/TanzeTalkh2
-_-
قابل توجه کسانی که به وعدهی بازگشت بدون شرط جو بایدن به برجام دل خوش کرده بودند؛!!
در اینجا تفاوتِ بین تبلیغات انتخاباتی جمهوریخواهان و دمکراتها هم مشخص میشود:
ترامپ در تبلیغات انتخاباتی خود، وعدهی خروج از برجام را داد و به آن عمل کرد!
بایدن (درست مانند تبلیغات انتخاباتی جاعش)، در تبلیغات انتخاباتی خود بهدروغ وعدهی بازگشت بدون شرط به برجام را داد و این 👆👆👆 هم .....
-_-
در نهایت هرچند، جاعش بدون برجام و یا با برجام، مانند خر در گِلِ حکومتداری مانده است.
.
قابل توجه کسانی که به وعدهی بازگشت بدون شرط جو بایدن به برجام دل خوش کرده بودند؛!!
در اینجا تفاوتِ بین تبلیغات انتخاباتی جمهوریخواهان و دمکراتها هم مشخص میشود:
ترامپ در تبلیغات انتخاباتی خود، وعدهی خروج از برجام را داد و به آن عمل کرد!
بایدن (درست مانند تبلیغات انتخاباتی جاعش)، در تبلیغات انتخاباتی خود بهدروغ وعدهی بازگشت بدون شرط به برجام را داد و این 👆👆👆 هم .....
-_-
در نهایت هرچند، جاعش بدون برجام و یا با برجام، مانند خر در گِلِ حکومتداری مانده است.
.
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
-_-
رایزنیها در پارلمان بلژیک در مورد اقدامات تنبیهی که دولت بلژیک باید، پس از محکومیت اسدالله اسدی، در قبال ج ا انجام دهد از ساعاتی پیش آغاز شده.
رایزنیها در پارلمان بلژیک در مورد اقدامات تنبیهی که دولت بلژیک باید، پس از محکومیت اسدالله اسدی، در قبال ج ا انجام دهد از ساعاتی پیش آغاز شده.
.
یادمان باشد #اسدالله_اسدی سال۹۳ یعنی در دولت روحانی،
بعنوان دبیر سفارت ج.ا. در وین منصوب میشود.
او در سال۹۷ بمب ساخته شده در ایران را در چمدانی در هواپیمای مسافربری به اتریش میبرد تا آنرا در قلب پاریس منفجر کند.
او دیپلمات دولت «میانهرو» نظام اسلامی و
گماشته جواد #ظریف بوده است!
-_-
این که دولت میانهرو مونه، وای بحال دولتهای تندرو.!
هرچند عملهاکرههای خامنهای، همه سر و ته یک کرباسند.
روحانی هم از اول نوچه رفسنجانی بوده، که کارنامه درخشانی در ترورهای خارج از کشور داشته است.
#شاپور_بختیار
#فریدون_فرخزاد
#میکونوس
#آرژانتین
این قصه سر دراز دارد.
طنزی تلخ
یادمان باشد #اسدالله_اسدی سال۹۳ یعنی در دولت روحانی،
بعنوان دبیر سفارت ج.ا. در وین منصوب میشود.
او در سال۹۷ بمب ساخته شده در ایران را در چمدانی در هواپیمای مسافربری به اتریش میبرد تا آنرا در قلب پاریس منفجر کند.
او دیپلمات دولت «میانهرو» نظام اسلامی و
گماشته جواد #ظریف بوده است!
-_-
این که دولت میانهرو مونه، وای بحال دولتهای تندرو.!
هرچند عملهاکرههای خامنهای، همه سر و ته یک کرباسند.
روحانی هم از اول نوچه رفسنجانی بوده، که کارنامه درخشانی در ترورهای خارج از کشور داشته است.
#شاپور_بختیار
#فریدون_فرخزاد
#میکونوس
#آرژانتین
این قصه سر دراز دارد.
طنزی تلخ
.
. #شاپور_بختیار درمصاحبهای با نشریه فرانسوی «لومتن»، زمستان ۱۳۵۷:
«جمهوری اسلامی خمینی یک مجهول مطلق است،اگر کسی برای فهمیدن این موضوع به متون گذشته مراجعه کند پشتش به لرزه درمیآید.اونه تعدد گروههای سیاسی را میپذیرد و نه دموکراسی را.
میخواهد روحانیت قانونی الهی را اجرا کند.
https://t.co/L3pMU8Y2k1
https://twitter.com/Tavaana/status/1357403554156220416?s=09
. #شاپور_بختیار درمصاحبهای با نشریه فرانسوی «لومتن»، زمستان ۱۳۵۷:
«جمهوری اسلامی خمینی یک مجهول مطلق است،اگر کسی برای فهمیدن این موضوع به متون گذشته مراجعه کند پشتش به لرزه درمیآید.اونه تعدد گروههای سیاسی را میپذیرد و نه دموکراسی را.
میخواهد روحانیت قانونی الهی را اجرا کند.
https://t.co/L3pMU8Y2k1
https://twitter.com/Tavaana/status/1357403554156220416?s=09
Twitter
Tavaana
. #شاپور_بختیار درمصاحبهای با نشریه فرانسوی «لومتن»، زمستان ۱۳۵۷: «جمهوری اسلامی خمینی یک مجهول مطلق است،اگر کسی برای فهمیدن این موضوع به متون گذشته مراجعه کند پشتش به لرزه درمیآید.اونه تعدد گروههای سیاسی را میپذیرد و نه دموکراسی را. میخواهد روحانیت قانونی…
🤨 در میان تصاویری که از روزهای آغازین سلطنت رضاشاه بر جای مانده، عکس لحظه سوگند وی در روز ۲۴ آذر ۱۳۰۴ در تکیه دولت تهران که محل تشکیل جلسات مجلس مؤسسان بوده است، از وجه سمبلیک و معنایی پررنگی برخوردار است.
در این عکس تاریخی، رضاشاه در حالی که فقط یک فرد نظامی پشت سر وی ایستاده، در محاصره ۱۶ تن از علما و طلاب برجسته آن دوره قرار دارد؛ به گونهای که ۴ سید و ۴ شیخ در یک سوی شاه و ۴ سید و ۴ شیخ دیگر در سمت دیگر وی ایستادهاند تا شاهد نمادین آغاز سلطنت رضاشاه پهلوی و سمبلی از پیوند دین و سیاست باشند.
....
https://t.me/TanzeTalkh2/1247
در این عکس تاریخی، رضاشاه در حالی که فقط یک فرد نظامی پشت سر وی ایستاده، در محاصره ۱۶ تن از علما و طلاب برجسته آن دوره قرار دارد؛ به گونهای که ۴ سید و ۴ شیخ در یک سوی شاه و ۴ سید و ۴ شیخ دیگر در سمت دیگر وی ایستادهاند تا شاهد نمادین آغاز سلطنت رضاشاه پهلوی و سمبلی از پیوند دین و سیاست باشند.
....
https://t.me/TanzeTalkh2/1247
✍️ در میان تصاویری که از روزهای آغازین سلطنت رضاشاه بر جای مانده، عکس لحظه سوگند وی در روز ۲۴ آذر ۱۳۰۴ در تکیه دولت تهران که محل تشکیل جلسات مجلس مؤسسان بوده است، از وجه سمبلیک و معنایی پررنگی برخوردار است.
در این عکس تاریخی، رضاشاه در حالی که فقط یک فرد نظامی پشت سر وی ایستاده، در محاصره ۱۶ تن از علما و طلاب برجسته آن دوره قرار دارد؛ به گونهای که ۴ سید و ۴ شیخ در یک سوی شاه و ۴ سید و ۴ شیخ دیگر در سمت دیگر وی ایستادهاند تا شاهد نمادین آغاز سلطنت رضاشاه پهلوی و سمبلی از پیوند دین و سیاست باشند.
در میان این شانزده چهره حوزوی، شخصیتهای مشهوری چون آیتالله سید ابوالقاسم کاشانی، آیتالله سید محمد بهبهانی، میرزا یحیی امام جمعه خویی، میرزا هاشم آشتیانی، شیخ محمدحسین یزدی و شیخ زینالعابدین رهنما دیده میشوند.
آیتالله سید محمد بهبهانی (نفر سوم از چپ) در اینجا ۵۰ ساله است. وی که فرزند آیتالله سید عبدالله بهبهانی از رهبران دینی مشروطه بود، تا پایان دوره رضاشاه رابطه خوبی با وی داشت و پس از وی نیز تا اواسط دهه سی ارتباط خوبی با محمدرضا شاه برقرار کرد و از حامیان جدی وی در جریان تلاطمهای دوره مصدق بود. آیتالله کاشانی نیز که در اینجا ۴۳ سال دارد (نفر ششم از راست) بعدها رابطه قویتری با سید محمد بهبهانی پیدا کرد و هر دو در برابر دکتر مصدق صفآرایی کردند، همانگونه که در این مجلس مؤسسان نیز مصدق از معدود مخالفان سلطنت رضاشاه و نقطه مقابل کاشانی و بهبهانی بود. کاشانی با ۲۰۳۳۷ رأی به عنوان نفر پنجم انتخابات تهران وارد مجلس مؤسسان شده بود.
میرزا یحیی امام جمعه خویی (نفر پنجم از چپ) از مسنترین علمای حاضر در مجلس مؤسسان اول که در آن زمان ۶۵ ساله بود، از مبارزین دوره مشروطیت شمرده میشد و پسرش جمال امامی بعدها در عصر پهلوی دوم جزو مشهورترین نمایندگان متمایل به انگلیس و از رهبران جبهه مخالف مصدق بود.
دیگر چهره مهم این مجلس و این عکس، آیتالله شیخ محمدحسین یزدی (نفر اول از راست) است که مسنترین نماینده مجلس و از همین رو رییس سنی مجلس نیز بود و در ۷۱ سالگی با ۱۹۲۵۸ رأی به نمایندگی از مردم تهران در مجلس خبرگان حضور داشت و به سلطنت رضاشاه رأی مثبت داد. وی پدر دکتر مرتضی یزدی از سران حزب توده و یکی از ۵۳ نفری است که به دستور رضاشاه به دلیل تمایلات کمونیستی زندانی شد.
میرزا هاشم آشتیانی ۵۴ ساله (پدر قوامالدوله و عموی مستوفیالممالک) و شیخ زینالعابدین رهنما ( طلبه ۳۱ ساله پشت سر رضاشاه) از دیگر افرادی هستند که هنگام سوگند خوردن رضاشاه در کنار وی ایستادهاند.
نقش بسیاری از علما در افزایش قدرت و مشروعیت اجتماعی رضاشاه در اوایل سلطنت وی قابل کتمان نیست، ولی با همه اینها نمیتوان نتیجه گرفت که آنها زمینهساز فساد سیستماتیک عصر پهلوی اول شدهاند. هیچکس در سال ۱۳۰۴ نمیتوانست حدس بزند که رضاشاه چه افکاری در سر دارد و چه سرنوشتی پیدا خواهد کرد. حتی عده معدودی چون مصدق و تقیزاده که به دلیل نگرانی از احتمال استبداد ورزیدن رضاخان به پادشاهی وی رأی ندادند، شخصیت رضاخان در مقام یک نخستوزیر را میستودند.
تلگرافهای تبریکی که علمای بزرگ شیعه از ایران و عراق به رضاشاه فرستادند و حمایتهای روشنفکران از روی کار آمدن پهلوی نشان از همنوایی اکثر نیروهای فعال و اثرگذار آن دوره برای پایان هرج و مرج و ضعف حکمرانی در ایران داشت.
از محتوای تلگرافهایی که علما به رضاشاه به مناسبت آغاز سلطنت وی فرستادهاند برمیآید که آنها دلنگران شخصیت و رفتارهای دینی رضاشاه نبودهاند. از جمله آیتاللهالعظمی سید ابوالحسن اصفهانی از رضاشاه با عنوان «پادشاه اسلامپناه پهلوی» یاد کرده است (حسین مکی، تاریخ بیست ساله ایران، ج۴، ص ۲۱). آقا ضیاء عراقی دیگر مجتهد برجسته نجف امید داشته که رضاشاه در جهت «تشييد اركان دين مبين اسلام» گام بردارد و نوه صاحب جواهر نیز در تلگراف تبریک خود برای اتصال حکومت رضاشاه به ظهور ولیعصر(ع) دعا کرده است.
اینکه رضاشاه چرا با بسیاری از علمای شیعه خصومت کرد، بحث جداگانهای میطلبد، اما اینکه چرا حکومتی که وی و پسرش کوشش فراوانی برای کم کردن اختیارات و نفوذ روحانیون و نیز وابسته کردن آنان کرده بودند، با کمترین خونریزی به همین روحانیون تحویل داده شد، پرسش مهمی است که شاید پاسخش را بشود در همین عکس تاریخی پیدا کرد.
طنز تلخ
در این عکس تاریخی، رضاشاه در حالی که فقط یک فرد نظامی پشت سر وی ایستاده، در محاصره ۱۶ تن از علما و طلاب برجسته آن دوره قرار دارد؛ به گونهای که ۴ سید و ۴ شیخ در یک سوی شاه و ۴ سید و ۴ شیخ دیگر در سمت دیگر وی ایستادهاند تا شاهد نمادین آغاز سلطنت رضاشاه پهلوی و سمبلی از پیوند دین و سیاست باشند.
در میان این شانزده چهره حوزوی، شخصیتهای مشهوری چون آیتالله سید ابوالقاسم کاشانی، آیتالله سید محمد بهبهانی، میرزا یحیی امام جمعه خویی، میرزا هاشم آشتیانی، شیخ محمدحسین یزدی و شیخ زینالعابدین رهنما دیده میشوند.
آیتالله سید محمد بهبهانی (نفر سوم از چپ) در اینجا ۵۰ ساله است. وی که فرزند آیتالله سید عبدالله بهبهانی از رهبران دینی مشروطه بود، تا پایان دوره رضاشاه رابطه خوبی با وی داشت و پس از وی نیز تا اواسط دهه سی ارتباط خوبی با محمدرضا شاه برقرار کرد و از حامیان جدی وی در جریان تلاطمهای دوره مصدق بود. آیتالله کاشانی نیز که در اینجا ۴۳ سال دارد (نفر ششم از راست) بعدها رابطه قویتری با سید محمد بهبهانی پیدا کرد و هر دو در برابر دکتر مصدق صفآرایی کردند، همانگونه که در این مجلس مؤسسان نیز مصدق از معدود مخالفان سلطنت رضاشاه و نقطه مقابل کاشانی و بهبهانی بود. کاشانی با ۲۰۳۳۷ رأی به عنوان نفر پنجم انتخابات تهران وارد مجلس مؤسسان شده بود.
میرزا یحیی امام جمعه خویی (نفر پنجم از چپ) از مسنترین علمای حاضر در مجلس مؤسسان اول که در آن زمان ۶۵ ساله بود، از مبارزین دوره مشروطیت شمرده میشد و پسرش جمال امامی بعدها در عصر پهلوی دوم جزو مشهورترین نمایندگان متمایل به انگلیس و از رهبران جبهه مخالف مصدق بود.
دیگر چهره مهم این مجلس و این عکس، آیتالله شیخ محمدحسین یزدی (نفر اول از راست) است که مسنترین نماینده مجلس و از همین رو رییس سنی مجلس نیز بود و در ۷۱ سالگی با ۱۹۲۵۸ رأی به نمایندگی از مردم تهران در مجلس خبرگان حضور داشت و به سلطنت رضاشاه رأی مثبت داد. وی پدر دکتر مرتضی یزدی از سران حزب توده و یکی از ۵۳ نفری است که به دستور رضاشاه به دلیل تمایلات کمونیستی زندانی شد.
میرزا هاشم آشتیانی ۵۴ ساله (پدر قوامالدوله و عموی مستوفیالممالک) و شیخ زینالعابدین رهنما ( طلبه ۳۱ ساله پشت سر رضاشاه) از دیگر افرادی هستند که هنگام سوگند خوردن رضاشاه در کنار وی ایستادهاند.
نقش بسیاری از علما در افزایش قدرت و مشروعیت اجتماعی رضاشاه در اوایل سلطنت وی قابل کتمان نیست، ولی با همه اینها نمیتوان نتیجه گرفت که آنها زمینهساز فساد سیستماتیک عصر پهلوی اول شدهاند. هیچکس در سال ۱۳۰۴ نمیتوانست حدس بزند که رضاشاه چه افکاری در سر دارد و چه سرنوشتی پیدا خواهد کرد. حتی عده معدودی چون مصدق و تقیزاده که به دلیل نگرانی از احتمال استبداد ورزیدن رضاخان به پادشاهی وی رأی ندادند، شخصیت رضاخان در مقام یک نخستوزیر را میستودند.
تلگرافهای تبریکی که علمای بزرگ شیعه از ایران و عراق به رضاشاه فرستادند و حمایتهای روشنفکران از روی کار آمدن پهلوی نشان از همنوایی اکثر نیروهای فعال و اثرگذار آن دوره برای پایان هرج و مرج و ضعف حکمرانی در ایران داشت.
از محتوای تلگرافهایی که علما به رضاشاه به مناسبت آغاز سلطنت وی فرستادهاند برمیآید که آنها دلنگران شخصیت و رفتارهای دینی رضاشاه نبودهاند. از جمله آیتاللهالعظمی سید ابوالحسن اصفهانی از رضاشاه با عنوان «پادشاه اسلامپناه پهلوی» یاد کرده است (حسین مکی، تاریخ بیست ساله ایران، ج۴، ص ۲۱). آقا ضیاء عراقی دیگر مجتهد برجسته نجف امید داشته که رضاشاه در جهت «تشييد اركان دين مبين اسلام» گام بردارد و نوه صاحب جواهر نیز در تلگراف تبریک خود برای اتصال حکومت رضاشاه به ظهور ولیعصر(ع) دعا کرده است.
اینکه رضاشاه چرا با بسیاری از علمای شیعه خصومت کرد، بحث جداگانهای میطلبد، اما اینکه چرا حکومتی که وی و پسرش کوشش فراوانی برای کم کردن اختیارات و نفوذ روحانیون و نیز وابسته کردن آنان کرده بودند، با کمترین خونریزی به همین روحانیون تحویل داده شد، پرسش مهمی است که شاید پاسخش را بشود در همین عکس تاریخی پیدا کرد.
طنز تلخ
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
اشرف ربیعی دانشجوی ۱۸ساله دانشگاه صنعتی آریامهر، شریف کنونی، در سال ۱۳۴۸
و
اشرف ربیعی مجاهد ۲۹ساله در سال ۱۳۵۹
بدون تفسیر
https://t.co/U9ijFCAwl4
و
اشرف ربیعی مجاهد ۲۹ساله در سال ۱۳۵۹
بدون تفسیر
https://t.co/U9ijFCAwl4
😉 طنز تلخ
فردای پیروزی انقلاب اسلامی، کمیتهی امداد امام خمینی تأسیس شد.
۲۳ بهمن، سالروز تأسیس کمیته امداد
فردای پیروزی انقلاب اسلامی، کمیتهی امداد امام خمینی تأسیس شد.
۲۳ بهمن، سالروز تأسیس کمیته امداد
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیوهای منتشرشده از سفر اخیر ابراهیم رئیسی به عراق نشان میدهد او علیرغم تحصیل در حوزه علمیه، به زبان عربی تسلط ندارد و هنگام صحبت یک جمله را به عربی و آن هم به غلط بیان میکند
https://t.me/IranintlTV/75542
https://t.me/IranintlTV/75542
۲۲ اسفند ۵۷ دستگیرش کردند. بعد آزادش کردند اما اموالش را مصادره کردند.او که اعتراض کرد؛ دوباره دستگیر و به اعدام محکومش کردند و در روز ۳۱خرداد ۶۰ تیربارانش کردند.
#از_شما_بیزاریم #انقلاب_۵۷
زندگینامه👇
#علیاصغر_امیرانی
روزنامهنگاری که تیرباران شد
https://t.co/aeB5l5HZKr
https://t.co/QdDYXgqupz
-_-
https://t.me/TanzeTalkh2
.
#از_شما_بیزاریم #انقلاب_۵۷
زندگینامه👇
#علیاصغر_امیرانی
روزنامهنگاری که تیرباران شد
https://t.co/aeB5l5HZKr
https://t.co/QdDYXgqupz
-_-
https://t.me/TanzeTalkh2
.
🗣 فروید میگوید:
«تمدن از آنجا آغاز شد که انسان به جای سنگ، کلمه پرتاب کرد.»
انگار انسان متمدن فهمیده بود سنگها بهاندازه کافی دردناک نیستند و دیگر پاسخگوی پرخاشگری او نخواهند بود.
کلمات
متنوعتر از سنگها بودند،
میشد قبل از پرت کردن، انتخاب کرد که چقدر دردآور یا ویرانگر باشند.
از سنگها میشد گریخت اما از کلمات نه.
درد سنگها و کبودیشان فقط تا چند روز باقی میماندند اما کلمات میتوانستند تا آخر عمر همراه روز و شب و خواب و بیداری باشند و چنان چسبنده و پنهان در گوشهای از روانمان زندگی کنند که دست هیچ رواندرمانگری در هیچ جلسه درمانی به آنها نرسد.
کدام سنگ چنین قدرتمند بود؟؟؟؟
ما سنگهایمان را پشت درهای تمدن جا گذاشتیم،
اما آموختیم که چگونه آن حجم از خشونت و بیزاری و نفرت را در ابزار دقیقترمان که کلمات بودند، بگنجانیم.
انسان متمدن امروز در برابر کلمات بیدفاعتر است
چون دیگر سپری در کار نیست.
یادمان باشد
قبل از پرتاب سنگها، به این فکر کنیم که هیچ انسانی رویینروان نیست!
حرف باد هوا نیست،
حرف آسیب میزند.
حرف میکشد و
زنده میکند
با همین کلمات به قول حمید مصدق :
«میتوانی تو به من زندگانی بخشی، یا بگیری از من آنچه را میبخشی»
کلمات را بهدقت، بااحتیاط و مشفقانه انتخاب کنیم...
خشونت کلامی مخربتر از خشونت فیزیکی است.
🆔 https://t.me/sh_counseling/2124
«تمدن از آنجا آغاز شد که انسان به جای سنگ، کلمه پرتاب کرد.»
انگار انسان متمدن فهمیده بود سنگها بهاندازه کافی دردناک نیستند و دیگر پاسخگوی پرخاشگری او نخواهند بود.
کلمات
متنوعتر از سنگها بودند،
میشد قبل از پرت کردن، انتخاب کرد که چقدر دردآور یا ویرانگر باشند.
از سنگها میشد گریخت اما از کلمات نه.
درد سنگها و کبودیشان فقط تا چند روز باقی میماندند اما کلمات میتوانستند تا آخر عمر همراه روز و شب و خواب و بیداری باشند و چنان چسبنده و پنهان در گوشهای از روانمان زندگی کنند که دست هیچ رواندرمانگری در هیچ جلسه درمانی به آنها نرسد.
کدام سنگ چنین قدرتمند بود؟؟؟؟
ما سنگهایمان را پشت درهای تمدن جا گذاشتیم،
اما آموختیم که چگونه آن حجم از خشونت و بیزاری و نفرت را در ابزار دقیقترمان که کلمات بودند، بگنجانیم.
انسان متمدن امروز در برابر کلمات بیدفاعتر است
چون دیگر سپری در کار نیست.
یادمان باشد
قبل از پرتاب سنگها، به این فکر کنیم که هیچ انسانی رویینروان نیست!
حرف باد هوا نیست،
حرف آسیب میزند.
حرف میکشد و
زنده میکند
با همین کلمات به قول حمید مصدق :
«میتوانی تو به من زندگانی بخشی، یا بگیری از من آنچه را میبخشی»
کلمات را بهدقت، بااحتیاط و مشفقانه انتخاب کنیم...
خشونت کلامی مخربتر از خشونت فیزیکی است.
🆔 https://t.me/sh_counseling/2124
Telegram
مركز مشاوره دانشگاه صنعتي شريف
🗣 فروید میگوید:
«تمدن از آنجا آغاز شد که انسان به جای سنگ، کلمه پرتاب کرد.»
انگار انسان متمدن فهمیده بود سنگها بهاندازه کافی دردناک نیستند و دیگر پاسخگوی پرخاشگری او نخواهند بود.
کلمات
متنوعتر از سنگها بودند،
میشد قبل از پرت کردن، انتخاب کرد…
«تمدن از آنجا آغاز شد که انسان به جای سنگ، کلمه پرتاب کرد.»
انگار انسان متمدن فهمیده بود سنگها بهاندازه کافی دردناک نیستند و دیگر پاسخگوی پرخاشگری او نخواهند بود.
کلمات
متنوعتر از سنگها بودند،
میشد قبل از پرت کردن، انتخاب کرد…
سرنوشت ایران - آرزویی برای وطنم
فروردین ۱۴۸۰
... خیلی علاقمند شدم بدانم، از زمانی که در حالت انجماد بودم، چه بر سر کشورم و مردم آن آمده است. پس از این اندیشه، متن زیر بر صفحهی «همراهِ من» نقش بست. (در اینجا باید بگویم که دستگاه همراهِ من این قابلیت را داشت که مطالب را بهصورت صدا و تصویر یا ترکیبی از همهی رسانهها نمایش دهد، اما من ترجیح داده بودم که نوشتهها را بخوانم):
پس از اینکه اعتراضات مردم به حکومت خودکامهی جمهوری اسلامی؛ که نه اثری از جمهوری و نه اثری از اسلام در آن بود؛ بهجایی نرسید و همهی اعتراضات مردمی؛ که در ابتدا به فاصلهی چندین سال، و در این اواخر به فاصلهی چند هفته برگزار میشد؛ با وحشیانهترین شکل ممکن و بهصورت خونین سرکوب شد، و کشور ایران در آستانهی نابودی کامل قرار گرفته بود؛ سرانجام در نیمهشب سوم اسفند 1399 خورشیدی، یکی از جوانمردان ایران بهنام «ایراندوست» که در سپاه پاسداران خدمت میکرد، با همکاری عدهای از یاران راستین خود، با عنوان «گروه ایران یاوران»، برعلیه حکومتگران کودتا کرد. در همان ساعات اولیهی کودتا، با برنامهریزی قبلی؛
o رادیو و تلویزیون، به اشغال «ایران یاوران» درآمد و با حذف برنامههای استحماری، کار خود را مطابق معمول ادامه داد،
o همهی مرزهای زمینی، هوایی و دریایی تحت کنترل شدید قرار گرفت،
o همهی سران حکومت و فرماندهان سپاه و ارتش، توسط پاسدارانشان تحت نظر قرار گرفته و کسانی که در خانه نبودند، تحت حفاظت به خانه برده شده و در حصر خانگی قرار گرفتند،
o حسابهای بانکی همهی سران مسدود شده و حق برداشت از آنان گرفته شد،
o حکم به آزادی کلیهی زندانیان سیاسی و عقیدتی داده شد و با قاضیهای دستنشاندهی حکومت، نیز مطابق با سران رفتار شد،
o برای هر وزارتخانهای، وزیری معین شد،
o ....
با فرا رسیدن صبح، مردم متوجهی هیچ چیز غیرعادی نشدند. تنها کسانی که بیننده و شنوندهی ثابت رادیو و تلویزیون بودند، از اینکه میدیدند، برخلاف معمول در برنامههای رادیویی و تلویزیونی، نامی از صدا و سیمای مقدس جمهوری اسلامی برده نمیشود و از تبلیغات مذهبی، تقدسآفرینی و اخبار سرتاپا دروغ و... خبری نیست؛ شگفتزده شدند. همچنین فعالان فضای مجازی از اینکه میدیدند فیلترینگ اینترنت برداشته شده، در پوست خود نمیگنجیدند.
در اخبار بامدادی اعلام شد که مقام رهبری را کسالتی عارض شده و بهمین جهت دفتر ایشان، تا اطلاع ثانوی، کلیهی دیدارهای برنامهریزی شده قبلی را لغو کرده است. در این بخش از اخبار همچنین اعلام شد که «ایران تصمیم به تعلیق تمام فعالیتهای هستهای و موشکی خود گرفته است و از تمام کشورها درخواست نمود که در جهت لغو تحریمها اقدام نمایند». یکی دیگر از خبرهای این بخش خبری این بود: «دیوانعالی دادگستری، طی بخشنامهای تمامی قوانین مغایر با اعلامیهی جهانی حقوق بشر را لغو شده اعلام کرد».
کارمندانی که مطابق معمول به سر کارشان رفته بودند، متوجهی هیچ چیز غیرعادی نشدند؛ اما وقتی که خبر کسالت رهبر را شنیدند و متوجه تغییر برخی از سیاستهای کلی کشور شدند؛ با دلگرمی تمام به کار مشغول شده و کاری را که میخواستند ظرف چند روز آینده انجام دهند، در مدت کمتر از دو ساعت به انجام رساندند.
مردم وقتی شنیدند که در اخبار عصرگاهی اعلام شد: «در ساعت 8 شب، سردار ایراندوست، مطالب مهمی را بهعرض ملت ستمدیدهی ایران خواهد رساند» و پس از اخبار نیز شاهد برگزاری مناظرهای با شرکت چند تن از فعالان سیاسی زندانی، بودند؛ دیگر یقین کردند که در کشور اتفاقات عجیب و خوشایندی رخ داده است. در این مناظره؛ صحبت از تشکیل مجلس مؤسسان، تعیین نوع حکومت ایران و تدوین قانون اساسی جدید بود. پس از آن بود که کمکم خیابانها پر شد از مردمی که به رقص و پایکوبی و شادمانی مشغول بودند.
در این میان، چهرهی آخوندها و افراد متصب مذهبی دیدنی بود. آنها از اینکه مردم را در حالتی میدیدند که برایشان خوشایند نبود و در مقابلِ سیل پر جوش و خروش مردم هم هیچ کاری از دستشان برنمیآمد؛ بشدت عصبی شده و خون خونشان را میخورد. عدهای از آخوندها که کمی عاقلتر بودند و عدهای نیز از سر فرصتطلبی، خود را خلعلباس کرده، بهمیان مردم رفته و همراه با آنان به رقص و پایکوبی پرداختند.
نمایشگرهای تبلیغاتی در میدانهای شهرها نیز برنامههای تلویزیونی را نمایش میدادند.👇👇
فروردین ۱۴۸۰
... خیلی علاقمند شدم بدانم، از زمانی که در حالت انجماد بودم، چه بر سر کشورم و مردم آن آمده است. پس از این اندیشه، متن زیر بر صفحهی «همراهِ من» نقش بست. (در اینجا باید بگویم که دستگاه همراهِ من این قابلیت را داشت که مطالب را بهصورت صدا و تصویر یا ترکیبی از همهی رسانهها نمایش دهد، اما من ترجیح داده بودم که نوشتهها را بخوانم):
پس از اینکه اعتراضات مردم به حکومت خودکامهی جمهوری اسلامی؛ که نه اثری از جمهوری و نه اثری از اسلام در آن بود؛ بهجایی نرسید و همهی اعتراضات مردمی؛ که در ابتدا به فاصلهی چندین سال، و در این اواخر به فاصلهی چند هفته برگزار میشد؛ با وحشیانهترین شکل ممکن و بهصورت خونین سرکوب شد، و کشور ایران در آستانهی نابودی کامل قرار گرفته بود؛ سرانجام در نیمهشب سوم اسفند 1399 خورشیدی، یکی از جوانمردان ایران بهنام «ایراندوست» که در سپاه پاسداران خدمت میکرد، با همکاری عدهای از یاران راستین خود، با عنوان «گروه ایران یاوران»، برعلیه حکومتگران کودتا کرد. در همان ساعات اولیهی کودتا، با برنامهریزی قبلی؛
o رادیو و تلویزیون، به اشغال «ایران یاوران» درآمد و با حذف برنامههای استحماری، کار خود را مطابق معمول ادامه داد،
o همهی مرزهای زمینی، هوایی و دریایی تحت کنترل شدید قرار گرفت،
o همهی سران حکومت و فرماندهان سپاه و ارتش، توسط پاسدارانشان تحت نظر قرار گرفته و کسانی که در خانه نبودند، تحت حفاظت به خانه برده شده و در حصر خانگی قرار گرفتند،
o حسابهای بانکی همهی سران مسدود شده و حق برداشت از آنان گرفته شد،
o حکم به آزادی کلیهی زندانیان سیاسی و عقیدتی داده شد و با قاضیهای دستنشاندهی حکومت، نیز مطابق با سران رفتار شد،
o برای هر وزارتخانهای، وزیری معین شد،
o ....
با فرا رسیدن صبح، مردم متوجهی هیچ چیز غیرعادی نشدند. تنها کسانی که بیننده و شنوندهی ثابت رادیو و تلویزیون بودند، از اینکه میدیدند، برخلاف معمول در برنامههای رادیویی و تلویزیونی، نامی از صدا و سیمای مقدس جمهوری اسلامی برده نمیشود و از تبلیغات مذهبی، تقدسآفرینی و اخبار سرتاپا دروغ و... خبری نیست؛ شگفتزده شدند. همچنین فعالان فضای مجازی از اینکه میدیدند فیلترینگ اینترنت برداشته شده، در پوست خود نمیگنجیدند.
در اخبار بامدادی اعلام شد که مقام رهبری را کسالتی عارض شده و بهمین جهت دفتر ایشان، تا اطلاع ثانوی، کلیهی دیدارهای برنامهریزی شده قبلی را لغو کرده است. در این بخش از اخبار همچنین اعلام شد که «ایران تصمیم به تعلیق تمام فعالیتهای هستهای و موشکی خود گرفته است و از تمام کشورها درخواست نمود که در جهت لغو تحریمها اقدام نمایند». یکی دیگر از خبرهای این بخش خبری این بود: «دیوانعالی دادگستری، طی بخشنامهای تمامی قوانین مغایر با اعلامیهی جهانی حقوق بشر را لغو شده اعلام کرد».
کارمندانی که مطابق معمول به سر کارشان رفته بودند، متوجهی هیچ چیز غیرعادی نشدند؛ اما وقتی که خبر کسالت رهبر را شنیدند و متوجه تغییر برخی از سیاستهای کلی کشور شدند؛ با دلگرمی تمام به کار مشغول شده و کاری را که میخواستند ظرف چند روز آینده انجام دهند، در مدت کمتر از دو ساعت به انجام رساندند.
مردم وقتی شنیدند که در اخبار عصرگاهی اعلام شد: «در ساعت 8 شب، سردار ایراندوست، مطالب مهمی را بهعرض ملت ستمدیدهی ایران خواهد رساند» و پس از اخبار نیز شاهد برگزاری مناظرهای با شرکت چند تن از فعالان سیاسی زندانی، بودند؛ دیگر یقین کردند که در کشور اتفاقات عجیب و خوشایندی رخ داده است. در این مناظره؛ صحبت از تشکیل مجلس مؤسسان، تعیین نوع حکومت ایران و تدوین قانون اساسی جدید بود. پس از آن بود که کمکم خیابانها پر شد از مردمی که به رقص و پایکوبی و شادمانی مشغول بودند.
در این میان، چهرهی آخوندها و افراد متصب مذهبی دیدنی بود. آنها از اینکه مردم را در حالتی میدیدند که برایشان خوشایند نبود و در مقابلِ سیل پر جوش و خروش مردم هم هیچ کاری از دستشان برنمیآمد؛ بشدت عصبی شده و خون خونشان را میخورد. عدهای از آخوندها که کمی عاقلتر بودند و عدهای نیز از سر فرصتطلبی، خود را خلعلباس کرده، بهمیان مردم رفته و همراه با آنان به رقص و پایکوبی پرداختند.
نمایشگرهای تبلیغاتی در میدانهای شهرها نیز برنامههای تلویزیونی را نمایش میدادند.👇👇
Telegram
طنز تلخ
👆👆
رأس ساعت 8 شب، سردار ایراندوست بر صفحهی نمایش ظاهر شد و سخنانی را بدین ترتیب بهعرض ملت ستمدیدهی ایران رسانید:
به نام آنکه جان را فکرت آموخت.
با درود به همه هموطنان عزیز و گرامی با هر دین و مذهب و قومیت. درود بر هموطنانی که در 42 سالِ سیاه گذشته…
رأس ساعت 8 شب، سردار ایراندوست بر صفحهی نمایش ظاهر شد و سخنانی را بدین ترتیب بهعرض ملت ستمدیدهی ایران رسانید:
به نام آنکه جان را فکرت آموخت.
با درود به همه هموطنان عزیز و گرامی با هر دین و مذهب و قومیت. درود بر هموطنانی که در 42 سالِ سیاه گذشته…
👆👆
رأس ساعت 8 شب، سردار ایراندوست بر صفحهی نمایش ظاهر شد و سخنانی را بدین ترتیب بهعرض ملت ستمدیدهی ایران رسانید:
به نام آنکه جان را فکرت آموخت.
با درود به همه هموطنان عزیز و گرامی با هر دین و مذهب و قومیت. درود بر هموطنانی که در 42 سالِ سیاه گذشته همهگونه فشار و سختی را تحمل کردند، و با درود به همه جانفدایان راه آزادی و عزت سرزمینمان ایران.
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد
قبل از هر چیز باید بگویم که بنده خود و گروه «ایران یاوران» را بهطور موقت رییس کشور، برای گذر دادن کشور از یک حکومت خودکامه به یک حکومت واقعاً مردمی، میدانیم. البته نه از آن موقتهایی که سی سال و اندی طول بکشد.
اصول برنامههایی که برای دوران گذار قصد انجامش را داریم به این صورت است که خدمتتان عرض میکنم:
o اصل اول، قانون اساسی و شکل حکومت: در اولین فرصت، مجلس مؤسسان برای تدوین قانون اساسی با انتخاب مردم تشکیل خواهد شد. از نظر ما (من و یارانم) شکل حکومت، جمهوری یا پادشاهی، اهمیتی به مراتب کمتر از محتوای حکومت دارد و محتوای حکومت هم در قانون اساسی متبلور است که باید مبتنی بر آزادی، عدالت و مردمسالاری باشد. هیچ قانونی نمیتواند و نباید بر این سه اصل محدودیت اعمال کند.
یکی از وظایف حکومت آینده ایران، کمک به گروهها و رسانههایی است که در جهت آگاهی بخشی اجتماعی فعالیت میکنند.
و اما، تمام جلسات مجلس مؤسسان، بطور مستقیم از شبکههای رادیویی و تلویزیونی پخش خواهد شد و همزمان با آن صدا و سیما موظف است جلسات مناظره برای بحث و تبادل نظر درباره موارد مورد بحث در مجلس را برگزار نماید. همهی هموطنان و صاحبنظران بدون هیچ قید و شرطی میتوانند در این مناظرات حضور داشته باشند.
پس از تدوین قانون اساسی، تصویب آن طی رفراندومی بعهده هموطنانم خواهد بود. تا تصویب قانون اساسی جدید، قانون اساسی فعلی قابل اجرا خواهد بود با این تفاوت که:
اولاً گروه ایران یاوران، بهعنوان رییس موقت کشور، در مقابل اختیاراتی که دارد و وظایفی که به عهدهاش است در برابر تمامی احزاب و گروهها و بطور کلی در برابر تمامی افراد کشور پاسخگو خواهد بود.
دوم اینکه؛ تمامی اصولی از قانون اساسی که با اعلامیه جهانی حقوق بشر مغایرت دارد، قابل اجرا نخواهند بود.
o اصل دوم، دین و مذهب: از این پس در کشور هیچ دین رسمی وجود ندارد و تمامی ادیان و مذاهب توسط مردم کشورمان مورد احترام قرار خواهند گرفت. البته همانگونه که میدانیم، دین و مذهب یک انتخاب و عقیده شخصی است که به ارتباط شخص با خداوند متعال مربوط میشود و نوع ارتباط نیز در افراد مختلف متفاوت است و به عبارت دیگر، دینِ هیچ دو نفری مانند هم نیست. مطابق اعلامیه جهانی حقوق بشر، همه افراد در انتخاب دین آزادند و هیچکس را نمیتوان به پذیرش دینی مجبور کرد و یا از پذیرش آن منع کرد.
به این ترتیب امیدوارم در حکومت آینده ایران دین از سیاست جدا باشد و هیچ ارگان و کانون دینی و مذهبی حتی یک ریال از خزانه مملکت دریافت نکند. بنظرم، روحانیون مذهبی هم چنانچه علاقمند به گسترش دین و مذهب خود هستند؛ تبلیغ دین را باید بدون دریافت هیچگونه دستمزدی انجام دهند. در این مورد، شادروان حاج علی منتظری، پدر مرحوم آیتالله منتظری الگوی بسیار خوبی برای آنان میتواند باشد. آن شادروان، روزها به کار کشاورزی مشغول بود و از این راه امرار معاش میکرد و شبها به هنگام نماز، به پیشنمازی میایستاد و پس از نماز بر روی صندلی، مردم را موعظه میکرد و احکام دینی را برایشان بیان مینمود.
o اصل سوم، آزادی: تمام زندانیان سیاسی و همه آنانی که به جرم واهی توهین به مقدسات و تشویش اذهان عمومی و غیره زندانی شدهاند؛ بلااستثنا آزاد شدهاند و در اسرع وقت از آنها اعاده حیثیت خواهد شد. در دورهی گذار، آزادی بیان بدون هیچ قید و شرطی وجود خواهد داشت و امیدوارم یکی از اصول مهم قانون اساسی آینده هم این موضوع باشد. خط قرمز آزادی بیان، اهانت و ناسزاگویی به اشخاص است که البته اهانت و ناسزاگویی، در فرهنگ اصیل ایرانی وجود ندارد و از اخلاق انسانی نیز به دور است. یکی از موضوعات مهمی که در قانون اساسی آینده باید مد نظر قرار گیرد، آزادی تشکیل احزاب است و همهی فعالیتهای سیاسی مردم در چارچوب احزاب سیاسی انجام خواهد شد.👇👇
رأس ساعت 8 شب، سردار ایراندوست بر صفحهی نمایش ظاهر شد و سخنانی را بدین ترتیب بهعرض ملت ستمدیدهی ایران رسانید:
به نام آنکه جان را فکرت آموخت.
با درود به همه هموطنان عزیز و گرامی با هر دین و مذهب و قومیت. درود بر هموطنانی که در 42 سالِ سیاه گذشته همهگونه فشار و سختی را تحمل کردند، و با درود به همه جانفدایان راه آزادی و عزت سرزمینمان ایران.
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد
قبل از هر چیز باید بگویم که بنده خود و گروه «ایران یاوران» را بهطور موقت رییس کشور، برای گذر دادن کشور از یک حکومت خودکامه به یک حکومت واقعاً مردمی، میدانیم. البته نه از آن موقتهایی که سی سال و اندی طول بکشد.
اصول برنامههایی که برای دوران گذار قصد انجامش را داریم به این صورت است که خدمتتان عرض میکنم:
o اصل اول، قانون اساسی و شکل حکومت: در اولین فرصت، مجلس مؤسسان برای تدوین قانون اساسی با انتخاب مردم تشکیل خواهد شد. از نظر ما (من و یارانم) شکل حکومت، جمهوری یا پادشاهی، اهمیتی به مراتب کمتر از محتوای حکومت دارد و محتوای حکومت هم در قانون اساسی متبلور است که باید مبتنی بر آزادی، عدالت و مردمسالاری باشد. هیچ قانونی نمیتواند و نباید بر این سه اصل محدودیت اعمال کند.
یکی از وظایف حکومت آینده ایران، کمک به گروهها و رسانههایی است که در جهت آگاهی بخشی اجتماعی فعالیت میکنند.
و اما، تمام جلسات مجلس مؤسسان، بطور مستقیم از شبکههای رادیویی و تلویزیونی پخش خواهد شد و همزمان با آن صدا و سیما موظف است جلسات مناظره برای بحث و تبادل نظر درباره موارد مورد بحث در مجلس را برگزار نماید. همهی هموطنان و صاحبنظران بدون هیچ قید و شرطی میتوانند در این مناظرات حضور داشته باشند.
پس از تدوین قانون اساسی، تصویب آن طی رفراندومی بعهده هموطنانم خواهد بود. تا تصویب قانون اساسی جدید، قانون اساسی فعلی قابل اجرا خواهد بود با این تفاوت که:
اولاً گروه ایران یاوران، بهعنوان رییس موقت کشور، در مقابل اختیاراتی که دارد و وظایفی که به عهدهاش است در برابر تمامی احزاب و گروهها و بطور کلی در برابر تمامی افراد کشور پاسخگو خواهد بود.
دوم اینکه؛ تمامی اصولی از قانون اساسی که با اعلامیه جهانی حقوق بشر مغایرت دارد، قابل اجرا نخواهند بود.
o اصل دوم، دین و مذهب: از این پس در کشور هیچ دین رسمی وجود ندارد و تمامی ادیان و مذاهب توسط مردم کشورمان مورد احترام قرار خواهند گرفت. البته همانگونه که میدانیم، دین و مذهب یک انتخاب و عقیده شخصی است که به ارتباط شخص با خداوند متعال مربوط میشود و نوع ارتباط نیز در افراد مختلف متفاوت است و به عبارت دیگر، دینِ هیچ دو نفری مانند هم نیست. مطابق اعلامیه جهانی حقوق بشر، همه افراد در انتخاب دین آزادند و هیچکس را نمیتوان به پذیرش دینی مجبور کرد و یا از پذیرش آن منع کرد.
به این ترتیب امیدوارم در حکومت آینده ایران دین از سیاست جدا باشد و هیچ ارگان و کانون دینی و مذهبی حتی یک ریال از خزانه مملکت دریافت نکند. بنظرم، روحانیون مذهبی هم چنانچه علاقمند به گسترش دین و مذهب خود هستند؛ تبلیغ دین را باید بدون دریافت هیچگونه دستمزدی انجام دهند. در این مورد، شادروان حاج علی منتظری، پدر مرحوم آیتالله منتظری الگوی بسیار خوبی برای آنان میتواند باشد. آن شادروان، روزها به کار کشاورزی مشغول بود و از این راه امرار معاش میکرد و شبها به هنگام نماز، به پیشنمازی میایستاد و پس از نماز بر روی صندلی، مردم را موعظه میکرد و احکام دینی را برایشان بیان مینمود.
o اصل سوم، آزادی: تمام زندانیان سیاسی و همه آنانی که به جرم واهی توهین به مقدسات و تشویش اذهان عمومی و غیره زندانی شدهاند؛ بلااستثنا آزاد شدهاند و در اسرع وقت از آنها اعاده حیثیت خواهد شد. در دورهی گذار، آزادی بیان بدون هیچ قید و شرطی وجود خواهد داشت و امیدوارم یکی از اصول مهم قانون اساسی آینده هم این موضوع باشد. خط قرمز آزادی بیان، اهانت و ناسزاگویی به اشخاص است که البته اهانت و ناسزاگویی، در فرهنگ اصیل ایرانی وجود ندارد و از اخلاق انسانی نیز به دور است. یکی از موضوعات مهمی که در قانون اساسی آینده باید مد نظر قرار گیرد، آزادی تشکیل احزاب است و همهی فعالیتهای سیاسی مردم در چارچوب احزاب سیاسی انجام خواهد شد.👇👇
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
سرنوشت ایران - آرزویی برای وطنم
فروردین ۱۴۸۰
... خیلی علاقمند شدم بدانم، از زمانی که در حالت انجماد بودم، چه بر سر کشورم و مردم آن آمده است. پس از این اندیشه، متن زیر بر صفحهی «همراهِ من» نقش بست. (در اینجا باید بگویم که دستگاه همراهِ من این قابلیت را…
فروردین ۱۴۸۰
... خیلی علاقمند شدم بدانم، از زمانی که در حالت انجماد بودم، چه بر سر کشورم و مردم آن آمده است. پس از این اندیشه، متن زیر بر صفحهی «همراهِ من» نقش بست. (در اینجا باید بگویم که دستگاه همراهِ من این قابلیت را…
👆👆
در اینجا لازم است توضیح دهم که بعضیها ممکن است نقد و سوال از موضوعی را که خود مقدس میدانند، بعنوان اهانت تلقی کنند؛ اما ناگفته واضح است؛ همانطور که فیلسوف بزرگ، نیچه، بیان داشته: «هیچ چیز و هیچکس آنقدر مقدس نیست که نتوان آن را مورد نقد و بررسی قرار داد. از این پس در کشور تنها چیزی که مقدس است، کرامت انسانی است که نباید خدشهدار شود. از همهی هموطنانم عاجزانه تقاضا دارم این موضوع را سرلوحه زندگی خود قرار دهند.
o اصل چهارم، سیاست خارجی: ضمن اعلام دوستی و داشتن روابط سیاسی عادلانه با همسایگان و همه کشورهای جهان، از این پس هیچکس و هیچ ارگانی حق ندارد حتی یک ریال از اموال و سرمایه کشور را به کشورهای دیگر بذل و بخشش کند. در دنیا، وامدار هیچ کس و هیچ کشوری نیستیم.
o اصل پنجم، عدالت و برابری: همه درآمدها و بودجه کشور باید بطور عادلانه صرف تأمین رفاه و امنیت مردم ایران شود. بجای مساوات روی موضوع عدالت تاکید میکنم، زیرا معتقدم که بجای توزیع مساوی امکانات بین همه افراد، باید امکانات بطور عادلانه، یعنی به هر کس به اندازه نیازش، بین افراد توزیع گردد. مسئول توزیع عادلانه هم باید خود مردم باشند، بدین معنی که مردم با نصبالعین قرار دادن کرامت انسانی، امکانات را بین خود توزیع نمایند. برخلاف سالهای پیش که عدهای خاص بر سر سفرهی انقلاب نشسته بودند، از این پس همهی هموطنانم باید بر سر سفره امکانات بنشینند، سفرهای که خودشان در گستردن آن نقش دارند.
o اصل ششم، دادگستری: معتقدم قوهی قضائیه یا دادگستری باید زیر نظر دیوانعالی دادگستری، که از تعدادی قاضی با سابقه و خوشنام تشکیل میشود، اداره شود.
همهی کسانی که در گذشته مرتکب خطا و جرایم کوچکی شدهاند و اکنون ابراز پشیمانی کرده و سعی در جبران خطاهای خود دارند، مشمول عفو عمومی میشوند. برعکس کسانی که در گذشته بهر شکل و عنوان باعث جنایت، قتل و غارت و حیفومیل اموال عمومی شدهاند، باید در دادگاههای عادلانه محاکمه و مجازات شوند. اموالی از کشور را که به ناحق تصرف کردهاند باید به خزانه کشور باز گردد و برای هدر دادن خون بیگناهان و اموال عمومی باید مورد مجازات عادلانه قرار گیرند.
بنظرم در قانون اساسی آینده، باید لغو مجازات اعدام مد نظر قرار گیرد. زیرا معتقدم، جانی را خداوند به بندهاش عطا کرده، هیچکس حق ندارد آن را بگیرد...»
...
و بدینگونه بود که ایران در عرض چند سال توانست همردیف با کشورهای متمدن و پیشرفته بهدنیای جدید گام بگذارد و ...
برگرفته از داستان «ذهن گویا» نوشتهی ایمان علیپور
بهمناسبت یکصدمین سالگرد معجزهی بزرگ قرن؛
کودتای سوم اسفند توسط رضاشاه کبیر برعلیه حکومت فاسد قاجاریه
http://namadmali.blogspot.com/2021/02/blog-post.html
در اینجا لازم است توضیح دهم که بعضیها ممکن است نقد و سوال از موضوعی را که خود مقدس میدانند، بعنوان اهانت تلقی کنند؛ اما ناگفته واضح است؛ همانطور که فیلسوف بزرگ، نیچه، بیان داشته: «هیچ چیز و هیچکس آنقدر مقدس نیست که نتوان آن را مورد نقد و بررسی قرار داد. از این پس در کشور تنها چیزی که مقدس است، کرامت انسانی است که نباید خدشهدار شود. از همهی هموطنانم عاجزانه تقاضا دارم این موضوع را سرلوحه زندگی خود قرار دهند.
o اصل چهارم، سیاست خارجی: ضمن اعلام دوستی و داشتن روابط سیاسی عادلانه با همسایگان و همه کشورهای جهان، از این پس هیچکس و هیچ ارگانی حق ندارد حتی یک ریال از اموال و سرمایه کشور را به کشورهای دیگر بذل و بخشش کند. در دنیا، وامدار هیچ کس و هیچ کشوری نیستیم.
o اصل پنجم، عدالت و برابری: همه درآمدها و بودجه کشور باید بطور عادلانه صرف تأمین رفاه و امنیت مردم ایران شود. بجای مساوات روی موضوع عدالت تاکید میکنم، زیرا معتقدم که بجای توزیع مساوی امکانات بین همه افراد، باید امکانات بطور عادلانه، یعنی به هر کس به اندازه نیازش، بین افراد توزیع گردد. مسئول توزیع عادلانه هم باید خود مردم باشند، بدین معنی که مردم با نصبالعین قرار دادن کرامت انسانی، امکانات را بین خود توزیع نمایند. برخلاف سالهای پیش که عدهای خاص بر سر سفرهی انقلاب نشسته بودند، از این پس همهی هموطنانم باید بر سر سفره امکانات بنشینند، سفرهای که خودشان در گستردن آن نقش دارند.
o اصل ششم، دادگستری: معتقدم قوهی قضائیه یا دادگستری باید زیر نظر دیوانعالی دادگستری، که از تعدادی قاضی با سابقه و خوشنام تشکیل میشود، اداره شود.
همهی کسانی که در گذشته مرتکب خطا و جرایم کوچکی شدهاند و اکنون ابراز پشیمانی کرده و سعی در جبران خطاهای خود دارند، مشمول عفو عمومی میشوند. برعکس کسانی که در گذشته بهر شکل و عنوان باعث جنایت، قتل و غارت و حیفومیل اموال عمومی شدهاند، باید در دادگاههای عادلانه محاکمه و مجازات شوند. اموالی از کشور را که به ناحق تصرف کردهاند باید به خزانه کشور باز گردد و برای هدر دادن خون بیگناهان و اموال عمومی باید مورد مجازات عادلانه قرار گیرند.
بنظرم در قانون اساسی آینده، باید لغو مجازات اعدام مد نظر قرار گیرد. زیرا معتقدم، جانی را خداوند به بندهاش عطا کرده، هیچکس حق ندارد آن را بگیرد...»
...
و بدینگونه بود که ایران در عرض چند سال توانست همردیف با کشورهای متمدن و پیشرفته بهدنیای جدید گام بگذارد و ...
برگرفته از داستان «ذهن گویا» نوشتهی ایمان علیپور
بهمناسبت یکصدمین سالگرد معجزهی بزرگ قرن؛
کودتای سوم اسفند توسط رضاشاه کبیر برعلیه حکومت فاسد قاجاریه
http://namadmali.blogspot.com/2021/02/blog-post.html
Telegram
طنز تلخ
👆👆
رأس ساعت 8 شب، سردار ایراندوست بر صفحهی نمایش ظاهر شد و سخنانی را بدین ترتیب بهعرض ملت ستمدیدهی ایران رسانید:
به نام آنکه جان را فکرت آموخت.
با درود به همه هموطنان عزیز و گرامی با هر دین و مذهب و قومیت. درود بر هموطنانی که در 42 سالِ سیاه گذشته…
رأس ساعت 8 شب، سردار ایراندوست بر صفحهی نمایش ظاهر شد و سخنانی را بدین ترتیب بهعرض ملت ستمدیدهی ایران رسانید:
به نام آنکه جان را فکرت آموخت.
با درود به همه هموطنان عزیز و گرامی با هر دین و مذهب و قومیت. درود بر هموطنانی که در 42 سالِ سیاه گذشته…
«چرخش آمریکا در گوادِلوپ»
یادداشتی از : مهدی تدینی (تاریخ پژوه )
درست یک ماه پیش از پیروزی انقلاب ۵۷، به میزبانی رئیسجمهور فرانسه، ژیسکار دِستَن، کنفرانسی در جزایر گوادلوپ (در دریای کارائیب) برگزار شد که با نام «کنفرانس گوادلوپ» معروف است.
در بحثها دربارۀ رخدادهای مهم منتهی به انقلاب، همواره از کنفرانس گوادلوپ هم نام میبرند.
کسانی که عادت دارند بیرون از مرزهای ایران دنبال عوامل انقلاب بگردند، علاقۀ فراوانی دارند دربارۀ این کنفرانس و تأثیرگذاری آن را بزرگنمایی کنند.
کنفرانس گوادلوپ نمیتوانست عامل یا مانعی سرنوشتساز برای انقلاب ایران باشد، اما بحثهای مطرحشده در آن میتواند دانستههای مفیدی در مورد موضع کشورهای غربی دربارۀ برداشتشان از اوضاع ایران به دست دهد.
مهمترین نکتۀ کنفرانس گوادلوپ این بود که تغییر نظر آمریکا ــ یا بهتر است بگوییم کارتر ــ در مورد شاه و وقایع ایران را نشان میدهد.
ژیسکار دستَن، رئیسجمهور فرانسه و میزبان نشست، در کتاب خود، «قدرت و زندگی»، در این باره مینویسد:
«پرزیدنت جیمی کارتر در کمال غافلگیری ما اعلام کرد ایالات متحد تصمیم گرفته است دیگر از رژیم شاه حمایت نکند.
بدون پشتیبانی ایالات متحد، این رژیم ازدسترفته است.
من گزارش میشل پونیاتوفسکی را در یاد داشتم که به اطلاعم رسانده بود، شاه کاملاً توانایی عمل دارد، البته لبریز از اندوه، خسته و توهمزدوده است.
شاه مبنا را بر این نهاده بود که ایالات متحد همچنان از او حمایت خواهد کرد.
اما در عرض یک هفته جهت باد تغییر کرده بود.
جیمی کارتر ادامۀ روند [آتی ایران] را برای ما توضیح داد. [
گفت] ارتش قدرت را به دست خواهد گرفت و نظم را دوباره در کشور برقرار خواهد کرد.
[میگفت] رهبران ارتش همگی طرفدار غربند، بیشتر آنها در آمریکا آموزش دیدهاند.»
مسئلۀ اصلی در کنفرانس گوادلوپ همین نکتهای است که ژیسکار دستن نقل میکند. کمتر از یک ماه پیش از این، دستن فرستادۀ ویژهای ــ همان پونیاتوفسکی که در نقلقول نامش آمد ــ به ایران میفرستد که با شاه دیدار میکند و در گزارش خود از بیماری و درماندگی شاه خبر میدهد. در واقع، کارتر با چرخش خود در گوادلوپ سران سه کشور غربی دیگر ــ ژیسکار دستن، جیمز کالاهان، هلموت اشمیت ــ را در عمل انجامشده قرار داد. البته بوی این چرخش آمریکا از مدتها پیشتر میآمد.
ویلیام سالیوان، سفیر آمریکا در تهران، نهم نوامبر ۱۹۷۸ (۱۸ آبان ۵۷)، در تلگرافی به واشنگتن شرح داده بود میتوان به چیزی که فکرش را نمیشود کرد فکر کرد.
منظور او این بود که میتوان به این ایده فکر کرد که نوعی اتحاد میان نظامیان (ارتش) و روحانیان شکل بگیرد، طبعاً با رهبری سیاسی (یا معنوی) آیتالله خمینی.
دلیل این ایدۀ سالیوان، ترس دیرینه و اساسی آمریکا بود:
کمونیسم و اتحاد شوروی..
در آن سالها، تنور جنگ سرد هنوز داغ بود و طبق معمول، چنانکه پیشتر داغِ آن دامان کره و ویتنام را گرفته بود، بعید نبود بیثباتی در ایران پای شوروی را به این سوی مرزها باز کند.
از نظر سالیوان ارتش و روحانیون دو نیروی ضدکمونیست اصلی بودند.
بحث دربارۀ گوادلوپ بسیار است و بسنده میکنم به واپسین نکتۀ مغفولمانده.
چهار روز پس از کنفرانس، یعنی ۱۱ ژانویه (۲۱ دی ۵۷)، آناتولی دوبرینین، مردی که ۲۴ سال سفیر شوروی در واشنگتن بود، سفیر آلمان را به محل اقامت خود دعوت میکند و از نتایج کنفرانس گوادلوپ میپرسد.
او در مورد مسئلۀ ایران، به سفیر آلمان یادآوری میکند، طبق قرارداد دوستی میان ایران و شوروی که در ۱۹۲۱ (۱۳۰۰ شمسی) منعقد شده بود، شوروی اجازه داشت در صورت مداخلۀ نظامی قدرتی ثالث، وارد خاک ایران شود و دست به اقدام نظامی بزند (نقل از اسناد وزارت خارجۀ آلمان).
معنای این حرف سفیر شوروی روشنتر از آن است که نیاز به توضیح باشد.
در فصل ششم معاهدۀ دوستی ایران و شوروی آمده است:
«طرفین... موافقت کردند هر گاه ممالک ثالثی بخواهند به وسیله دخالت مسلحه سیاست غاصبانه را در خاک ایران مجری دارند یا خاک ایران را مرکز حملات نظامی بر ضد روسیه قرار دهند...
دولت شوروی حق خواهد داشت قشون خود را به خاک ایران وارد نماید تا اینکه برای دفاع از خود اقدامهای لازم نظامی را به عمل آورد...»
#تاریخ_معاصرایران 👇👇👇
📚https://t.me/joinchat/AAAAAEEhqxx3Z00nJrdwFg
یادداشتی از : مهدی تدینی (تاریخ پژوه )
درست یک ماه پیش از پیروزی انقلاب ۵۷، به میزبانی رئیسجمهور فرانسه، ژیسکار دِستَن، کنفرانسی در جزایر گوادلوپ (در دریای کارائیب) برگزار شد که با نام «کنفرانس گوادلوپ» معروف است.
در بحثها دربارۀ رخدادهای مهم منتهی به انقلاب، همواره از کنفرانس گوادلوپ هم نام میبرند.
کسانی که عادت دارند بیرون از مرزهای ایران دنبال عوامل انقلاب بگردند، علاقۀ فراوانی دارند دربارۀ این کنفرانس و تأثیرگذاری آن را بزرگنمایی کنند.
کنفرانس گوادلوپ نمیتوانست عامل یا مانعی سرنوشتساز برای انقلاب ایران باشد، اما بحثهای مطرحشده در آن میتواند دانستههای مفیدی در مورد موضع کشورهای غربی دربارۀ برداشتشان از اوضاع ایران به دست دهد.
مهمترین نکتۀ کنفرانس گوادلوپ این بود که تغییر نظر آمریکا ــ یا بهتر است بگوییم کارتر ــ در مورد شاه و وقایع ایران را نشان میدهد.
ژیسکار دستَن، رئیسجمهور فرانسه و میزبان نشست، در کتاب خود، «قدرت و زندگی»، در این باره مینویسد:
«پرزیدنت جیمی کارتر در کمال غافلگیری ما اعلام کرد ایالات متحد تصمیم گرفته است دیگر از رژیم شاه حمایت نکند.
بدون پشتیبانی ایالات متحد، این رژیم ازدسترفته است.
من گزارش میشل پونیاتوفسکی را در یاد داشتم که به اطلاعم رسانده بود، شاه کاملاً توانایی عمل دارد، البته لبریز از اندوه، خسته و توهمزدوده است.
شاه مبنا را بر این نهاده بود که ایالات متحد همچنان از او حمایت خواهد کرد.
اما در عرض یک هفته جهت باد تغییر کرده بود.
جیمی کارتر ادامۀ روند [آتی ایران] را برای ما توضیح داد. [
گفت] ارتش قدرت را به دست خواهد گرفت و نظم را دوباره در کشور برقرار خواهد کرد.
[میگفت] رهبران ارتش همگی طرفدار غربند، بیشتر آنها در آمریکا آموزش دیدهاند.»
مسئلۀ اصلی در کنفرانس گوادلوپ همین نکتهای است که ژیسکار دستن نقل میکند. کمتر از یک ماه پیش از این، دستن فرستادۀ ویژهای ــ همان پونیاتوفسکی که در نقلقول نامش آمد ــ به ایران میفرستد که با شاه دیدار میکند و در گزارش خود از بیماری و درماندگی شاه خبر میدهد. در واقع، کارتر با چرخش خود در گوادلوپ سران سه کشور غربی دیگر ــ ژیسکار دستن، جیمز کالاهان، هلموت اشمیت ــ را در عمل انجامشده قرار داد. البته بوی این چرخش آمریکا از مدتها پیشتر میآمد.
ویلیام سالیوان، سفیر آمریکا در تهران، نهم نوامبر ۱۹۷۸ (۱۸ آبان ۵۷)، در تلگرافی به واشنگتن شرح داده بود میتوان به چیزی که فکرش را نمیشود کرد فکر کرد.
منظور او این بود که میتوان به این ایده فکر کرد که نوعی اتحاد میان نظامیان (ارتش) و روحانیان شکل بگیرد، طبعاً با رهبری سیاسی (یا معنوی) آیتالله خمینی.
دلیل این ایدۀ سالیوان، ترس دیرینه و اساسی آمریکا بود:
کمونیسم و اتحاد شوروی..
در آن سالها، تنور جنگ سرد هنوز داغ بود و طبق معمول، چنانکه پیشتر داغِ آن دامان کره و ویتنام را گرفته بود، بعید نبود بیثباتی در ایران پای شوروی را به این سوی مرزها باز کند.
از نظر سالیوان ارتش و روحانیون دو نیروی ضدکمونیست اصلی بودند.
بحث دربارۀ گوادلوپ بسیار است و بسنده میکنم به واپسین نکتۀ مغفولمانده.
چهار روز پس از کنفرانس، یعنی ۱۱ ژانویه (۲۱ دی ۵۷)، آناتولی دوبرینین، مردی که ۲۴ سال سفیر شوروی در واشنگتن بود، سفیر آلمان را به محل اقامت خود دعوت میکند و از نتایج کنفرانس گوادلوپ میپرسد.
او در مورد مسئلۀ ایران، به سفیر آلمان یادآوری میکند، طبق قرارداد دوستی میان ایران و شوروی که در ۱۹۲۱ (۱۳۰۰ شمسی) منعقد شده بود، شوروی اجازه داشت در صورت مداخلۀ نظامی قدرتی ثالث، وارد خاک ایران شود و دست به اقدام نظامی بزند (نقل از اسناد وزارت خارجۀ آلمان).
معنای این حرف سفیر شوروی روشنتر از آن است که نیاز به توضیح باشد.
در فصل ششم معاهدۀ دوستی ایران و شوروی آمده است:
«طرفین... موافقت کردند هر گاه ممالک ثالثی بخواهند به وسیله دخالت مسلحه سیاست غاصبانه را در خاک ایران مجری دارند یا خاک ایران را مرکز حملات نظامی بر ضد روسیه قرار دهند...
دولت شوروی حق خواهد داشت قشون خود را به خاک ایران وارد نماید تا اینکه برای دفاع از خود اقدامهای لازم نظامی را به عمل آورد...»
#تاریخ_معاصرایران 👇👇👇
📚https://t.me/joinchat/AAAAAEEhqxx3Z00nJrdwFg