مریدان شیخ را پرسیدندی:
+ یا شیخ، شمایان کِی دست از سر ملت ایران برمیدارید و میروید؟
شیخ پاسخ همی داد:
- تا وقتی خری برای سوارشدن،
گاوی برای دوشیدن
و امامزادهای برای دخیلبستن هست،
ما همینجا هستیم و جایی نمیرویم.
طنز تلخ از ملانِقی
https://t.me/TanzeTalkh2/767
https://t.me/TanzeTalkh2/1337
+ یا شیخ، شمایان کِی دست از سر ملت ایران برمیدارید و میروید؟
شیخ پاسخ همی داد:
- تا وقتی خری برای سوارشدن،
گاوی برای دوشیدن
و امامزادهای برای دخیلبستن هست،
ما همینجا هستیم و جایی نمیرویم.
طنز تلخ از ملانِقی
https://t.me/TanzeTalkh2/767
https://t.me/TanzeTalkh2/1337
از کینه و بغض و خشم آکنده شدیم
بر مرکب انقلاب تازنده شدیم
فریاد زدیم: شاه مردمخوار است!
شیخ آمد و ما ز شاه شرمنده شدیم
اسماعیل خویی
۱۳۱۷ - ۱۴۰۰
بر مرکب انقلاب تازنده شدیم
فریاد زدیم: شاه مردمخوار است!
شیخ آمد و ما ز شاه شرمنده شدیم
اسماعیل خویی
۱۳۱۷ - ۱۴۰۰
🔵 سید جواد حسینی:
◇ قربانیانِ توهم…
◄محمد القحطانی به اتفاق چند نفر از مریدان خود، در سال ۱۴۰۰ هجری قمری به خانه کعبه یورش برد و آنجا را اشغال کرد.
او گفت، من مهدی موعودم وظهور کردهام!
عدهای سخن او را پذیرفتند چرا که موهایی مجعد و چشمانی نافذ و چهرهای شبیه به آنچه که از پیامبر اسلام روایت شده بود، داشت.
او باور کرده بود که مهدی موعود است.
کماندوهای عربستانی و پاکستانی او را با اولین شلیکهای خودشان آبکش کردند در حالیکه حتی از جلوی سربازان نمی گریخت!
نه به خاطر شجاعت یا از خود گذشتگی، بلکه به این دلیل که در توهم آسیب ناپذیری بود.
◄مردی جوان در آمریکا به بانکی دستبرد زد و با پولهای دزدی به خانهاش رفت!
پلیسِ شگفتزده، چند ساعت بعد او را در حالیکه در خانهاش روی کاناپه لم داده بود دستگیر کرد.
جالب اینجا بود که سارق میپرسید:
چطور مرا پیدا کردید؟
من که به صورتم آب لیمو مالیده بودم!
به او گفته بودند که مالیدن آب لیمو به صورت، دید دوربینهای مدار بسته را کور میکند!
او این موضوع را باور کرده بود.
◄سید محمدِ مجاهد از عراق به قزوین آمد و بر علیه روسها اعلام جهاد کرد.
عباس میرزا شاهزاده دلاور قاجار با دو مشکل اساسی روبرو بود؛
۱-اجتناب از جهاد، که حکم آن برای مردم عوام، کفر و ارتداد بود.
۲-نداشتن سلاح و مهمات و نیروی کارآزموده که از قبل نتیجه جنگ را مشخص کرده بود.
آب دهان سید محمد مجاهد در حوض مسجد قزوین ریخته بود و عوام کالانعام آن آب را برای تبرک به خانه میبردند.
سید محمد مجاهد قویاً به پیروزی اسلام بر کفر ایمان داشت.
جنگ در گرفت و در نتیجهٔ آن، سرزمینی حاصلخیز، به وسعت نصف اسپانیا از خاک ایران منفک و ملت ایران به صورتی باورنکردنی تحقیر شد.
سید محمد، به پیروزی اسلام بر کفر باور داشت!
◄چند وقت پیش شبکه مستند سیمای جمهوری اسلامی، جوانکی بیست و چند ساله را به عنوان استراتژیست روی سن آورد.
او در حالیکه یقه پیراهنش را سفت بسته بود و آستینهایش را تا کف دست پایین کشیده بود و قنوتوار حرف میزد گفت:
موشک حوت ما اگر به سمت ناو هواپیمابر اینتر پرایز شلیک شود، حفرهای در عرشه ناو ایجاد و سیصد نفر تفنگدار آمریکایی کشته میشوند و حدود ۳۰ فروند هواپیما هم نابود میشود!
بعد عینکش را جابجا کرد و لبخندی زد و گفت:
تمام!
ما هم پذیرفتیم و چاشنی کار ایشان هم یک انیمیشن کوتاه بود که در آن چند قایق تندرو با آر پی جی به طرف ناو هواپیمابر حمله میکردند و ناو آمریکایی هم در حال سوختن بود!
هیچ عامل یا عنصر یا نهادی نیست که به اندازه اعتقاد و باور ضدِ تفکر باشد.
اعتقاد به معنای گره بستن است.
وقتی گره، به اشتباه، و کور و محکم شد، گشودنش شاید فقط توسط مرگ امکانپذیر است و بس...
اعتقاد و باور برای ماندن و راندن به تأیید و تشویق نیازمند است و بدا به حال ملتی که اعتقاد و توهمات یک گروه، توسط انبوهی از ریاکاران و چاپلوسان تایید و تشویق شود...
در همه جای دنیا افراد متوهم و متصلب وجود دارند.
اما تفاوت میان مثلاً یک کشور اروپایی مانند اتریش با افغانستان در آن است که متوهمین در اتریش به مراکز روان درمانی میروند و ملت برای آنها دل میسوزانند و در افغانستان (و شبه افغانستانها) ممکن است پیشنماز و مفتی و شیخ الاسلام شوند و یک ملت را با حکم و فتوایی از سر اعتقاد، صدها سال به عقب برگردانند.
و اینگونه است که خاورمیانه که منبع و مقدم باورها و تعصبات در همه اعصار بوده است بدلیل توهمات در جنگ و خونریزی دست و پا میزند.
@mahdavifar2021
◇ قربانیانِ توهم…
◄محمد القحطانی به اتفاق چند نفر از مریدان خود، در سال ۱۴۰۰ هجری قمری به خانه کعبه یورش برد و آنجا را اشغال کرد.
او گفت، من مهدی موعودم وظهور کردهام!
عدهای سخن او را پذیرفتند چرا که موهایی مجعد و چشمانی نافذ و چهرهای شبیه به آنچه که از پیامبر اسلام روایت شده بود، داشت.
او باور کرده بود که مهدی موعود است.
کماندوهای عربستانی و پاکستانی او را با اولین شلیکهای خودشان آبکش کردند در حالیکه حتی از جلوی سربازان نمی گریخت!
نه به خاطر شجاعت یا از خود گذشتگی، بلکه به این دلیل که در توهم آسیب ناپذیری بود.
◄مردی جوان در آمریکا به بانکی دستبرد زد و با پولهای دزدی به خانهاش رفت!
پلیسِ شگفتزده، چند ساعت بعد او را در حالیکه در خانهاش روی کاناپه لم داده بود دستگیر کرد.
جالب اینجا بود که سارق میپرسید:
چطور مرا پیدا کردید؟
من که به صورتم آب لیمو مالیده بودم!
به او گفته بودند که مالیدن آب لیمو به صورت، دید دوربینهای مدار بسته را کور میکند!
او این موضوع را باور کرده بود.
◄سید محمدِ مجاهد از عراق به قزوین آمد و بر علیه روسها اعلام جهاد کرد.
عباس میرزا شاهزاده دلاور قاجار با دو مشکل اساسی روبرو بود؛
۱-اجتناب از جهاد، که حکم آن برای مردم عوام، کفر و ارتداد بود.
۲-نداشتن سلاح و مهمات و نیروی کارآزموده که از قبل نتیجه جنگ را مشخص کرده بود.
آب دهان سید محمد مجاهد در حوض مسجد قزوین ریخته بود و عوام کالانعام آن آب را برای تبرک به خانه میبردند.
سید محمد مجاهد قویاً به پیروزی اسلام بر کفر ایمان داشت.
جنگ در گرفت و در نتیجهٔ آن، سرزمینی حاصلخیز، به وسعت نصف اسپانیا از خاک ایران منفک و ملت ایران به صورتی باورنکردنی تحقیر شد.
سید محمد، به پیروزی اسلام بر کفر باور داشت!
◄چند وقت پیش شبکه مستند سیمای جمهوری اسلامی، جوانکی بیست و چند ساله را به عنوان استراتژیست روی سن آورد.
او در حالیکه یقه پیراهنش را سفت بسته بود و آستینهایش را تا کف دست پایین کشیده بود و قنوتوار حرف میزد گفت:
موشک حوت ما اگر به سمت ناو هواپیمابر اینتر پرایز شلیک شود، حفرهای در عرشه ناو ایجاد و سیصد نفر تفنگدار آمریکایی کشته میشوند و حدود ۳۰ فروند هواپیما هم نابود میشود!
بعد عینکش را جابجا کرد و لبخندی زد و گفت:
تمام!
ما هم پذیرفتیم و چاشنی کار ایشان هم یک انیمیشن کوتاه بود که در آن چند قایق تندرو با آر پی جی به طرف ناو هواپیمابر حمله میکردند و ناو آمریکایی هم در حال سوختن بود!
هیچ عامل یا عنصر یا نهادی نیست که به اندازه اعتقاد و باور ضدِ تفکر باشد.
اعتقاد به معنای گره بستن است.
وقتی گره، به اشتباه، و کور و محکم شد، گشودنش شاید فقط توسط مرگ امکانپذیر است و بس...
اعتقاد و باور برای ماندن و راندن به تأیید و تشویق نیازمند است و بدا به حال ملتی که اعتقاد و توهمات یک گروه، توسط انبوهی از ریاکاران و چاپلوسان تایید و تشویق شود...
در همه جای دنیا افراد متوهم و متصلب وجود دارند.
اما تفاوت میان مثلاً یک کشور اروپایی مانند اتریش با افغانستان در آن است که متوهمین در اتریش به مراکز روان درمانی میروند و ملت برای آنها دل میسوزانند و در افغانستان (و شبه افغانستانها) ممکن است پیشنماز و مفتی و شیخ الاسلام شوند و یک ملت را با حکم و فتوایی از سر اعتقاد، صدها سال به عقب برگردانند.
و اینگونه است که خاورمیانه که منبع و مقدم باورها و تعصبات در همه اعصار بوده است بدلیل توهمات در جنگ و خونریزی دست و پا میزند.
@mahdavifar2021
حکایت فهمیدن و نفهمیدن!
چی را باید فهمیده باشند؟!
اینکه یخچال خرابه و محتویات اون اشکالی ندارند! 👇👇
https://t.me/TanzeTalkh2/1345
اینکه وقتی باغ و بوستان را علف هرز گرفت، باید آن را ریشهکن کرد!
علف هرز اصلاحپذیر نیست! 👇👇
https://t.me/Veghaahat/3365
.
چی را باید فهمیده باشند؟!
اینکه یخچال خرابه و محتویات اون اشکالی ندارند! 👇👇
https://t.me/TanzeTalkh2/1345
اینکه وقتی باغ و بوستان را علف هرز گرفت، باید آن را ریشهکن کرد!
علف هرز اصلاحپذیر نیست! 👇👇
https://t.me/Veghaahat/3365
.
😀 دوست عزیز مشکل روحانی یا رئیسی نیست. مشکل یخچال است.یخچال.
😃 رئیسی بیچاره هم فدا خواهد شد.
❄️❄️❄️ اما یخچال!!! ❄️❄️❄️
دوستم تعریف میکرد:
رفتم در سوپری سر کوچه.
یه شونه تخم مرغ گرفتم به فروشنده - که یه نفر ولایی و متعصب بود- گفتم چند؟ گفت دونه ای ۹۰۰
مبلغ ۳۰ هزار تومان گذاشتم رو ترازوش و گفتم علی برکت الله .
شروع کرد به بدو وبیراه گفتن به حسن روحانی .
بهش گفتم : فلانی حرفت حساب ولی ببین اگه ظرف یه هفته هرچه بزاری تو ویترین یخچال مغازه ات و مرتب ببینی فاسد میشن به جنس ها شک میکنی یا به یخچال ؟؟
گفت :معلومه؛ یخچال
گفتم: تابه حال به این فکرکردی که چرا ۴۲ ساله هر چه رییس جمهور و نخست وزیر و وزیرو نماینده مجلس و شورا تایید و انتخاب میشن بعد از مدتی اکثر قریب باتفاق آنان خراب میشن؟
بخدا یه نگاهی به یخچال و ماست و پنیر و کره داخلش می کرد و مات و مبهوت نمی دونست چه بگه!! دوباره بهشگفتم : شاید یخچال جمهوری اسلامی مشکلداشتهباشه !!
نهایتا" گفت : احتمالش زیاده تا حالا اینطوری فکر نکرده بودم . !!
*دوستان و سروران عزیز یخچال خراب است، یخچال، تا یخچال عوض نشود یا تعمیر اساسی نگردد هر چیزی درون آن قرار گیرد خراب و فاسد خواهد شد.*
خردادماه ۱۴۰۰
🆔 https://t.me/joinchat/Adtx4z5eGE7PakVS
😃 رئیسی بیچاره هم فدا خواهد شد.
❄️❄️❄️ اما یخچال!!! ❄️❄️❄️
دوستم تعریف میکرد:
رفتم در سوپری سر کوچه.
یه شونه تخم مرغ گرفتم به فروشنده - که یه نفر ولایی و متعصب بود- گفتم چند؟ گفت دونه ای ۹۰۰
مبلغ ۳۰ هزار تومان گذاشتم رو ترازوش و گفتم علی برکت الله .
شروع کرد به بدو وبیراه گفتن به حسن روحانی .
بهش گفتم : فلانی حرفت حساب ولی ببین اگه ظرف یه هفته هرچه بزاری تو ویترین یخچال مغازه ات و مرتب ببینی فاسد میشن به جنس ها شک میکنی یا به یخچال ؟؟
گفت :معلومه؛ یخچال
گفتم: تابه حال به این فکرکردی که چرا ۴۲ ساله هر چه رییس جمهور و نخست وزیر و وزیرو نماینده مجلس و شورا تایید و انتخاب میشن بعد از مدتی اکثر قریب باتفاق آنان خراب میشن؟
بخدا یه نگاهی به یخچال و ماست و پنیر و کره داخلش می کرد و مات و مبهوت نمی دونست چه بگه!! دوباره بهشگفتم : شاید یخچال جمهوری اسلامی مشکلداشتهباشه !!
نهایتا" گفت : احتمالش زیاده تا حالا اینطوری فکر نکرده بودم . !!
*دوستان و سروران عزیز یخچال خراب است، یخچال، تا یخچال عوض نشود یا تعمیر اساسی نگردد هر چیزی درون آن قرار گیرد خراب و فاسد خواهد شد.*
خردادماه ۱۴۰۰
🆔 https://t.me/joinchat/Adtx4z5eGE7PakVS
Forwarded from سیّدحسن تناسلیبادامکی (بیت آيت ... تناسلی مستقر در تلگرام)
هفت نمونه از فتاوی علما در ۶۰ سال اخیر؛ حالا به من بگید کدوم یکی از اونا ماندگار ماند که فتوای حرامیت سلاحهستهای بماند!
.
خامنهای بداند؛
با اینکه عوامل و اراذلش خیلی زور زدند با تقلب و آمارسازی، آمار مشارکت را بالا ببرند؛
اما نتوانستند آن را به بالای ۵۰٪ برسانند.
نتیجهی رفراندم دیروز، بنا بر اقرار خود #جاعش:
۱- نه #نه_به_جمهوري_اسلامي حدود. ۵۲٪
۲- آیتالله قاتل. ۲۸٪
۳- آرای باطله (مخالفین جاعش که مجبور به رأیدادن بودند) ۱۳٪
۴- بقیهی اراذل و اوباش (از جمله اصلاحطالبان). ۷٪
در مجموع رفراندم ۱۴۰۰ (که کلا زیرنظر و با کارگزاری #جاعش انجام شد، به اقرار خود جاعش و با کلی آمارسازی) با نتیجهی حداقل ۶۰٪ #نه_به_جمهوری_اسلامی، به نفع مردم ایران تمام شد.
😉 ملانِقی
1400/3/29
خامنهای بداند؛
با اینکه عوامل و اراذلش خیلی زور زدند با تقلب و آمارسازی، آمار مشارکت را بالا ببرند؛
اما نتوانستند آن را به بالای ۵۰٪ برسانند.
نتیجهی رفراندم دیروز، بنا بر اقرار خود #جاعش:
۱- نه #نه_به_جمهوري_اسلامي حدود. ۵۲٪
۲- آیتالله قاتل. ۲۸٪
۳- آرای باطله (مخالفین جاعش که مجبور به رأیدادن بودند) ۱۳٪
۴- بقیهی اراذل و اوباش (از جمله اصلاحطالبان). ۷٪
در مجموع رفراندم ۱۴۰۰ (که کلا زیرنظر و با کارگزاری #جاعش انجام شد، به اقرار خود جاعش و با کلی آمارسازی) با نتیجهی حداقل ۶۰٪ #نه_به_جمهوری_اسلامی، به نفع مردم ایران تمام شد.
😉 ملانِقی
1400/3/29
خطاب به اصلاحطالبان!
۲میلیون رو دیدین؟
این کل وزنتونه، هر چی که دارین و ندارین.
۴ سال تو خواب ۲۴ میلیون رای بودین و نفهمیدین اینا رای شما نیست. رای اون مردمیه که شمارو آلترناتیو نظام می دونستن.
ولی تازه اولشه،
وقتی علاوه بر سر، به دست و پا هم شلیک کردین،
وقتی بچه ۱۲ ساله رو زدین،
وقتی وزیرتون دنبال علاج خون ریرا و ۱۷۵+(۱) مسافر بیگناه بود،
وقتی صاف تو چشم ملت جون به لب رسیده نیگاه کردین و خندیدین،
وقتی تو تلویزیونهای خارجی مصاحبه کردین و گفتین ما ۷۰درصد رای داریم،
وقتی گفتین مردم خودشون انتخاب کردن.
منتظر این روزها هم باید میموندین.
تازه اولشه. آره، مردم خودشون انتخاب کردن.
Miilad_M2
۲میلیون رو دیدین؟
این کل وزنتونه، هر چی که دارین و ندارین.
۴ سال تو خواب ۲۴ میلیون رای بودین و نفهمیدین اینا رای شما نیست. رای اون مردمیه که شمارو آلترناتیو نظام می دونستن.
ولی تازه اولشه،
وقتی علاوه بر سر، به دست و پا هم شلیک کردین،
وقتی بچه ۱۲ ساله رو زدین،
وقتی وزیرتون دنبال علاج خون ریرا و ۱۷۵+(۱) مسافر بیگناه بود،
وقتی صاف تو چشم ملت جون به لب رسیده نیگاه کردین و خندیدین،
وقتی تو تلویزیونهای خارجی مصاحبه کردین و گفتین ما ۷۰درصد رای داریم،
وقتی گفتین مردم خودشون انتخاب کردن.
منتظر این روزها هم باید میموندین.
تازه اولشه. آره، مردم خودشون انتخاب کردن.
Miilad_M2
🟩 بفرمایید شام 🔻
سخنی با دوستان صادق و بی غش و دلسوز اصولگرایم:
ع. ذاکر (یک اصلاح طلب معمولی از کف خیابان)
(در میان دوستانم اصولگرایانی هستند که صادقانه و دلسوزانه دوست دارند به حکومت اسلامی و انقلاب اسلامی خدمت کنند. این نامه، خطاب به ایشان است. آن دسته از کسانی که اهل سفره انقلاب هستند و ردای اصولگرایی بر تن کرده اند تا "اقرء و ارفع" کنان شعار اصولگرایی می دهند و ترفیع می گیرند و بر صدر می نشینند و نانی به کف می آرند مخاطب من نیستند.)
شما بُردید! به شماتبریک می گویم. این هم ریاست جمهوری، تقدیم به شما! الان دیگر همه چیز دست شماست: ریاست جمهور، مجلس، قوه قضاییه، مجمع تشخیص مصلحت نظام، انبوه شوراهای عالی مثل شورای عالی انقلاب فرهنگی، شورای عالی تبلیغات اسلامی، شورای عالی امنیت ملی، .... .
من و امثال من - که در هفت حزب یک صندلی هم ندارم و هیچ کار حرفه ای سیاسی نمی کنم و روزی ده ساعت به دنبال کسب و کار صنعتی خودم هستم و هیچ کنش سیاسی هم ندارم جز این که اصلاح طلبانه فکر می کنم و چند سالی یک بار پای صندوق رای می روم، و می توانید مرا «بخش اصلاح طلب مردم معمولی کف خیابان» بخوانید – هم باختیم. خیلی تلاش کردم که دوست و رفیق و خویش و همکار را تشویق کنم که بیایند پای صندوق و رای دهند، ولی نشد و نیامدند.
طبیعی است که خوش حال نیستم، دوست داشتم کسی رای بیاورد که به افکار من شبیه تر باشد. خوب نشد. پس شکست را می پذیرم و می روم پی کسب و کار صنعتی خودم تا چند سال دیگر. و تلاش می کنم بفهمم در دولت جدید و سیاست های جدید چگونه می توانم کسب و کارم را از جمیع بلایای ارضی و سماوی حفظ کنم.
اما البته مخفی نماناد که شما هم قیافه ی آدم های پیروز را ندارید، ممکن است از روی "رو کم کنی" جلوی ما ویراژ بدهید و بوق بوق کنید، ولی می دانم ته دل تان خودتان هم راضی و خوشحال نیستید و لذت پیروزی را، چنان که شاید و باید نچشیده اید: شما این مسابقه را جوانمردانه نبُردید، داور این مسابقه دو میدانی قبل از شروع، برخی از رقبا را با شلیک گلوله مستقیم به شقیقه از مسابقه حذف کرده بود و به پای برخی دیگر هم شلیک کرده بود، به قول قران کریم: فریقا تقتلون و تاسرون فریقا: جمعی را کشت و جمعی را به اسارت و زندان و حصر افکند. یکی دو تا آدم ویلچرنشین را هم گذاشته بود توی خط مسابقه باقی بمانند، که بالاخره اسم مسابقه بی مسما نماند. هر چند این دو سه روز آخر همان ها هم نگران تان کرده بودند. حالا اما برده اید. نوش جان تان. ولی شما دوستان عزیزم که هیچ، خود برنده هم ته دلش خوشحال نیست و می داند چطوری نفر اول شده است. تیم ملی تان را فرستادید به مصاف تیم محله ما و الان هر چقدر هم کُری بخوانید، ته دل تان می دانید که بُردتان غرورآفرین نیست و حال نمی دهد.
بگذریم. درست است که این مسابقه با این کیفیت و حال و روز برگزار شد، ولی بالاخره الان شما بُردهاید، حکومت را یکدست کردهاید و از شرّ اغیار آسوده شده اید، الان نه نود درصد که صد در صد ارکان قدرت در دست کسانی است که با سلیقه ی شما جور هستند و دنیا دارد می رود که به کام تان باشد.
سال نود ودو هم داور مسابقه همین کار را کرد: ما اول می خواستیم روی قهرمانان دو میدانی شرط ببندیم، ولی داور مسابقه همه را حذف کرد، از نفر اول تا دهم! خطرناک ترین رقیب را هم که بر اساس مصلحت مُصلحی کنار گذاشت. ما ماندیم و یک دونده کج و کوله از تیم خودتان، که در جوانی اش هم چیزی از او ندیده بودیم تا چه رسد آن موقع که پیر و درهم شکسته بود، درست مثل وکیل تسخیری – که متهم او را نمی خواهد ولی دادگاه به زور او را وکیل متهم می کند تا "تشریفات" دادگاه حفظ شود – برای ما کاندیدای تسخیری گرفتید: آقای روحانی: از جناح خودتان، پیر و خسته دل و ناتوان! با این حال ما مردم اصلاح طلب به او رای دادیم و ناغافل همین کاندیدای تسخیری از صندوق به در آمد. با دلی خون و چشمی اشک بار رفتیم به ایشان رای دادیم. این بزرگوار هم مثل همه وکلای تسخیری و کاندیداهای تسخیری در روز دوم انتخابات ما را فراموش کرد و رفت تا با اصحاب قدرت ببندد و البته بلد هم نبود، هم پشت به ما کرد و هم تا توانست به اصحاب قدرت باج داد تا شاید مقبول درگاه افتد؛ اما نشد و نیفتاد. اسب پیر دولت آقای روحانی، خودش هم خیلی حال دویدن نداشت ولی اصحاب قدرت از همین لنگ لنگان رفتنش هم راضی نبودند، هشت سال تلاش کردند تا همین اسب پیر تسخیری چهار قدم هم نتواند بردارد، به قول عرب ها عقال به زانویش بستند و میل داغ در چشمش فرو کردند و آب و علفش را قطع کردند. بلایای ارضی و سماوی، همچون روی کار آمدن ترامپ و کرونا کم بود، صاحبان قدرت و انقلابیون دو آتشه به برجام، همین برجام شل و ول با گلوله مستقیم شلیک کردند، FATF را سه سال در راهرها معطل کردند، وزیر خارجه اش را کردند پادو و کارگزار میدان تا جایی که اسد به ایران آمد و او نمی دانست و .👇ادامه👇
سخنی با دوستان صادق و بی غش و دلسوز اصولگرایم:
ع. ذاکر (یک اصلاح طلب معمولی از کف خیابان)
(در میان دوستانم اصولگرایانی هستند که صادقانه و دلسوزانه دوست دارند به حکومت اسلامی و انقلاب اسلامی خدمت کنند. این نامه، خطاب به ایشان است. آن دسته از کسانی که اهل سفره انقلاب هستند و ردای اصولگرایی بر تن کرده اند تا "اقرء و ارفع" کنان شعار اصولگرایی می دهند و ترفیع می گیرند و بر صدر می نشینند و نانی به کف می آرند مخاطب من نیستند.)
شما بُردید! به شماتبریک می گویم. این هم ریاست جمهوری، تقدیم به شما! الان دیگر همه چیز دست شماست: ریاست جمهور، مجلس، قوه قضاییه، مجمع تشخیص مصلحت نظام، انبوه شوراهای عالی مثل شورای عالی انقلاب فرهنگی، شورای عالی تبلیغات اسلامی، شورای عالی امنیت ملی، .... .
من و امثال من - که در هفت حزب یک صندلی هم ندارم و هیچ کار حرفه ای سیاسی نمی کنم و روزی ده ساعت به دنبال کسب و کار صنعتی خودم هستم و هیچ کنش سیاسی هم ندارم جز این که اصلاح طلبانه فکر می کنم و چند سالی یک بار پای صندوق رای می روم، و می توانید مرا «بخش اصلاح طلب مردم معمولی کف خیابان» بخوانید – هم باختیم. خیلی تلاش کردم که دوست و رفیق و خویش و همکار را تشویق کنم که بیایند پای صندوق و رای دهند، ولی نشد و نیامدند.
طبیعی است که خوش حال نیستم، دوست داشتم کسی رای بیاورد که به افکار من شبیه تر باشد. خوب نشد. پس شکست را می پذیرم و می روم پی کسب و کار صنعتی خودم تا چند سال دیگر. و تلاش می کنم بفهمم در دولت جدید و سیاست های جدید چگونه می توانم کسب و کارم را از جمیع بلایای ارضی و سماوی حفظ کنم.
اما البته مخفی نماناد که شما هم قیافه ی آدم های پیروز را ندارید، ممکن است از روی "رو کم کنی" جلوی ما ویراژ بدهید و بوق بوق کنید، ولی می دانم ته دل تان خودتان هم راضی و خوشحال نیستید و لذت پیروزی را، چنان که شاید و باید نچشیده اید: شما این مسابقه را جوانمردانه نبُردید، داور این مسابقه دو میدانی قبل از شروع، برخی از رقبا را با شلیک گلوله مستقیم به شقیقه از مسابقه حذف کرده بود و به پای برخی دیگر هم شلیک کرده بود، به قول قران کریم: فریقا تقتلون و تاسرون فریقا: جمعی را کشت و جمعی را به اسارت و زندان و حصر افکند. یکی دو تا آدم ویلچرنشین را هم گذاشته بود توی خط مسابقه باقی بمانند، که بالاخره اسم مسابقه بی مسما نماند. هر چند این دو سه روز آخر همان ها هم نگران تان کرده بودند. حالا اما برده اید. نوش جان تان. ولی شما دوستان عزیزم که هیچ، خود برنده هم ته دلش خوشحال نیست و می داند چطوری نفر اول شده است. تیم ملی تان را فرستادید به مصاف تیم محله ما و الان هر چقدر هم کُری بخوانید، ته دل تان می دانید که بُردتان غرورآفرین نیست و حال نمی دهد.
بگذریم. درست است که این مسابقه با این کیفیت و حال و روز برگزار شد، ولی بالاخره الان شما بُردهاید، حکومت را یکدست کردهاید و از شرّ اغیار آسوده شده اید، الان نه نود درصد که صد در صد ارکان قدرت در دست کسانی است که با سلیقه ی شما جور هستند و دنیا دارد می رود که به کام تان باشد.
سال نود ودو هم داور مسابقه همین کار را کرد: ما اول می خواستیم روی قهرمانان دو میدانی شرط ببندیم، ولی داور مسابقه همه را حذف کرد، از نفر اول تا دهم! خطرناک ترین رقیب را هم که بر اساس مصلحت مُصلحی کنار گذاشت. ما ماندیم و یک دونده کج و کوله از تیم خودتان، که در جوانی اش هم چیزی از او ندیده بودیم تا چه رسد آن موقع که پیر و درهم شکسته بود، درست مثل وکیل تسخیری – که متهم او را نمی خواهد ولی دادگاه به زور او را وکیل متهم می کند تا "تشریفات" دادگاه حفظ شود – برای ما کاندیدای تسخیری گرفتید: آقای روحانی: از جناح خودتان، پیر و خسته دل و ناتوان! با این حال ما مردم اصلاح طلب به او رای دادیم و ناغافل همین کاندیدای تسخیری از صندوق به در آمد. با دلی خون و چشمی اشک بار رفتیم به ایشان رای دادیم. این بزرگوار هم مثل همه وکلای تسخیری و کاندیداهای تسخیری در روز دوم انتخابات ما را فراموش کرد و رفت تا با اصحاب قدرت ببندد و البته بلد هم نبود، هم پشت به ما کرد و هم تا توانست به اصحاب قدرت باج داد تا شاید مقبول درگاه افتد؛ اما نشد و نیفتاد. اسب پیر دولت آقای روحانی، خودش هم خیلی حال دویدن نداشت ولی اصحاب قدرت از همین لنگ لنگان رفتنش هم راضی نبودند، هشت سال تلاش کردند تا همین اسب پیر تسخیری چهار قدم هم نتواند بردارد، به قول عرب ها عقال به زانویش بستند و میل داغ در چشمش فرو کردند و آب و علفش را قطع کردند. بلایای ارضی و سماوی، همچون روی کار آمدن ترامپ و کرونا کم بود، صاحبان قدرت و انقلابیون دو آتشه به برجام، همین برجام شل و ول با گلوله مستقیم شلیک کردند، FATF را سه سال در راهرها معطل کردند، وزیر خارجه اش را کردند پادو و کارگزار میدان تا جایی که اسد به ایران آمد و او نمی دانست و .👇ادامه👇
Telegram
طنز تلخ
خلاصه اصحاب قدرت همراستا با نتانیاهو و ترامپ هشت سال تمام، سالی سیصد و شصت و پنج روز و روزی ده بار به ما گفتند: مردم! بگویید غلط کردم!! اسب پیر و لنگ شما، که ما زانویش را هم بسته ایم و کورش هم کرده ایم، اگر در مسابقه نمی بَرَد، تقصیر از خود شماست! انتخاب…
👆قبلی👆
خلاصه اصحاب قدرت همراستا با نتانیاهو و ترامپ هشت سال تمام، سالی سیصد و شصت و پنج روز و روزی ده بار به ما گفتند: مردم! بگویید غلط کردم!! اسب پیر و لنگ شما، که ما زانویش را هم بسته ایم و کورش هم کرده ایم، اگر در مسابقه نمی بَرَد، تقصیر از خود شماست! انتخاب خود شماست، نتیجه پشت کردن شما به ماست، بگویید غلط کردم!!
ما هم، یعنی «توده اصلاح طلب مردم معمولی کف خیابان» فهمیدیم که غلط کرده ایم. این بار دو دستی آش را با جاش، تقدیم حضور کردیم: آنقدر که در سی چهل سال گذشته "غلط کردیم" بس است، این بار گفتیم دیگر غلط نمی کنیم. بگذریم که "شورای نگهبانِ قدرت" این بار ریسک هم نکرد و اصولا حتی امکان غلط کردن را هم به ما نداد. به قول جناب طائب: مرگ یک بار، شیون یک بار. راهبرد لذت بخشی است، مگر نه؟ برنده شدن در انتخابات ریاست جمهوری، تضمینی، چهارساله، فوری، بی درد، بدون غلط کردن، بدون امکانِ "انتخاب غیر دقیق مردم" (به قول سردار جعفری).
اصولگرایان (جمع آرای آقایان رئیسی و رضایی و قاضی زاده هاشمی) در انتخاباتی که برای نخستین بار در تاریخ جمهوری اسلامی، ببخشید حکومت اسلامی، نرخ مشارکتش کمتر از 50 در صد بود، با حدود یک سوم از آرای همه واجدین شرایط پیروز شده اند. آراء شخص رئیس جمهور هم در حدود سی درصد آراء واجدین شرایط است. هنیئا لکم!!
ما مردم معمولی اصلاح طلب کف خیابان به قول سعدی: زبان بریده به کنجی نشسته صم بکم، می نشینیم و دنباله کار خویش می گیریم.
یا مثل مولوی می خوانیم که:
در کف شیر نر خونخواره ای
غیر تسلیم و رضا کو چاره ای؟
یا چون حافظ عرض می کنیم که:
رضا به داده بده وز جبین گره بگشا
که در طریقت ما کافری است رنجیدن
خوب دیگر وقت شام است، بفرمایید شام: تتمه ی قدرت هم تقدیم به شما! همه چیز مال شما. شورای شهر و خبرگان و مجلس و ریاست جمهوری و قوه قضاییه و مجمع تشخیص و .... خلاصه از فرش تا به عرش مال شما.
الان همه چیز برای خدمت مهیا شده است. صاحبان قدرت هم که برای خدمت آمده اند الان می توانند از قول وحشی بافقی برای ما بخوانند که:
از صحن خانه تا به لب بام از آن من
از بام خانه تا به ثریا از آن تو
این قوچ شاخ کج که زند شاخ از آنِ من
غوغای جنگ قوچ و تماشا از آنِ تو.
بسم الله، این گوی و این میدان؛ این قوچ قدرت از آن شما و تماشای غوغا هم از آن ما.
ما می نشینیم به تماشا:
ببینیم برندگان انتخابات و برگزیدگان شما ارز کشورمان را معتبر می کنند، تورم را در هم می شکنند، لوکوموتیوهای اقتصاد را به حرکت در می آورند، صادرات ما را به کشورهای همسایه و اتحادیه ی اروپا ده برابر می کنند، سالی چند میلیون شغل جدید می آفرینند و سه چهار ساله مشکل بیکاری را ریشه کن می کنند، به جوانان مان مسکن و شغل عطا می کنند تا آنها با خیال آسوده بروند و ازدواج کنند، فساد را در دولت شان ریشه کن می کنند، جوانان ما را دوباره نمازخوان و مسجدبرو می کنند، سیل مهاجرت معکوس به راه می اندازند تا جوانان تحصیلکرده به ایران برگردند و سرمایه های ایرانی خارج از کشور راهی ایران شود، تولید را تقویت می کنند و دلال بازی را نابود می کنند، از سال آینده رشد اقتصادی شش درصدی و ده درصدی راه می اندازند، ریال ایران را ارز بین المللی می کنند، به پاسپورت ایرانی قدرت می دهند، کودکان زباله گرد را در عرض یک یا دو سال جمع می کنند، زنان خیابانی را جمع می کنند و آنها را مشغول کار شرافتمندانه می کنند، .... .
یک سال اول هم فرجه دارند تا بگویند دولت قبلی خیلی بد بود و ضعیف بود و دولت نمی توانیم بود و فاسد بود و غربزده بود و نگاهش به بیرون بود و .... اشکال ندارد، این رسم روزگار است، یک سال اول فرصت مناسبی است که مشکلات دولت قبلی را بشمارند و حسابی دق دلی بر سرش خالی کنند، ولی اکنون صبح دولت شما دمیده است و ما آرام آرام باید نتایج سحر را از سال دوم ببینیم.
فقط یادتان باشد: این دولت کریمه سید محرومان باید همه ی این کارها را در شرایطی انجام دهد که:
در اولین فرصت از معاهده ننگین برجام ننگین بیرون بیاید و محدودیت های خائنانه برجامی را در اولین فرصت بردارد و اجازه دهد صنعت غرورآفرین هسته ای با تمام شتاب رو به جلو حرکت کند؛
هیچ نوع معاهده ی FATF را امضا نکند و لوایح شبیه به آن را در مجلس به تصویب نرساند ولی مبادلات بانکی ما را با همه ی دنیا هموار سازد، به نحوی که منِ صادرکننده بتوانم ارز ناشی از فروش محصولم را از طریق سیستم رسمی بانکی وارد حساب بانکی ارزی خودم نزد یکی از بانک های رسمی کشور خودم نمایم،
👇بعدی👇
خلاصه اصحاب قدرت همراستا با نتانیاهو و ترامپ هشت سال تمام، سالی سیصد و شصت و پنج روز و روزی ده بار به ما گفتند: مردم! بگویید غلط کردم!! اسب پیر و لنگ شما، که ما زانویش را هم بسته ایم و کورش هم کرده ایم، اگر در مسابقه نمی بَرَد، تقصیر از خود شماست! انتخاب خود شماست، نتیجه پشت کردن شما به ماست، بگویید غلط کردم!!
ما هم، یعنی «توده اصلاح طلب مردم معمولی کف خیابان» فهمیدیم که غلط کرده ایم. این بار دو دستی آش را با جاش، تقدیم حضور کردیم: آنقدر که در سی چهل سال گذشته "غلط کردیم" بس است، این بار گفتیم دیگر غلط نمی کنیم. بگذریم که "شورای نگهبانِ قدرت" این بار ریسک هم نکرد و اصولا حتی امکان غلط کردن را هم به ما نداد. به قول جناب طائب: مرگ یک بار، شیون یک بار. راهبرد لذت بخشی است، مگر نه؟ برنده شدن در انتخابات ریاست جمهوری، تضمینی، چهارساله، فوری، بی درد، بدون غلط کردن، بدون امکانِ "انتخاب غیر دقیق مردم" (به قول سردار جعفری).
اصولگرایان (جمع آرای آقایان رئیسی و رضایی و قاضی زاده هاشمی) در انتخاباتی که برای نخستین بار در تاریخ جمهوری اسلامی، ببخشید حکومت اسلامی، نرخ مشارکتش کمتر از 50 در صد بود، با حدود یک سوم از آرای همه واجدین شرایط پیروز شده اند. آراء شخص رئیس جمهور هم در حدود سی درصد آراء واجدین شرایط است. هنیئا لکم!!
ما مردم معمولی اصلاح طلب کف خیابان به قول سعدی: زبان بریده به کنجی نشسته صم بکم، می نشینیم و دنباله کار خویش می گیریم.
یا مثل مولوی می خوانیم که:
در کف شیر نر خونخواره ای
غیر تسلیم و رضا کو چاره ای؟
یا چون حافظ عرض می کنیم که:
رضا به داده بده وز جبین گره بگشا
که در طریقت ما کافری است رنجیدن
خوب دیگر وقت شام است، بفرمایید شام: تتمه ی قدرت هم تقدیم به شما! همه چیز مال شما. شورای شهر و خبرگان و مجلس و ریاست جمهوری و قوه قضاییه و مجمع تشخیص و .... خلاصه از فرش تا به عرش مال شما.
الان همه چیز برای خدمت مهیا شده است. صاحبان قدرت هم که برای خدمت آمده اند الان می توانند از قول وحشی بافقی برای ما بخوانند که:
از صحن خانه تا به لب بام از آن من
از بام خانه تا به ثریا از آن تو
این قوچ شاخ کج که زند شاخ از آنِ من
غوغای جنگ قوچ و تماشا از آنِ تو.
بسم الله، این گوی و این میدان؛ این قوچ قدرت از آن شما و تماشای غوغا هم از آن ما.
ما می نشینیم به تماشا:
ببینیم برندگان انتخابات و برگزیدگان شما ارز کشورمان را معتبر می کنند، تورم را در هم می شکنند، لوکوموتیوهای اقتصاد را به حرکت در می آورند، صادرات ما را به کشورهای همسایه و اتحادیه ی اروپا ده برابر می کنند، سالی چند میلیون شغل جدید می آفرینند و سه چهار ساله مشکل بیکاری را ریشه کن می کنند، به جوانان مان مسکن و شغل عطا می کنند تا آنها با خیال آسوده بروند و ازدواج کنند، فساد را در دولت شان ریشه کن می کنند، جوانان ما را دوباره نمازخوان و مسجدبرو می کنند، سیل مهاجرت معکوس به راه می اندازند تا جوانان تحصیلکرده به ایران برگردند و سرمایه های ایرانی خارج از کشور راهی ایران شود، تولید را تقویت می کنند و دلال بازی را نابود می کنند، از سال آینده رشد اقتصادی شش درصدی و ده درصدی راه می اندازند، ریال ایران را ارز بین المللی می کنند، به پاسپورت ایرانی قدرت می دهند، کودکان زباله گرد را در عرض یک یا دو سال جمع می کنند، زنان خیابانی را جمع می کنند و آنها را مشغول کار شرافتمندانه می کنند، .... .
یک سال اول هم فرجه دارند تا بگویند دولت قبلی خیلی بد بود و ضعیف بود و دولت نمی توانیم بود و فاسد بود و غربزده بود و نگاهش به بیرون بود و .... اشکال ندارد، این رسم روزگار است، یک سال اول فرصت مناسبی است که مشکلات دولت قبلی را بشمارند و حسابی دق دلی بر سرش خالی کنند، ولی اکنون صبح دولت شما دمیده است و ما آرام آرام باید نتایج سحر را از سال دوم ببینیم.
فقط یادتان باشد: این دولت کریمه سید محرومان باید همه ی این کارها را در شرایطی انجام دهد که:
در اولین فرصت از معاهده ننگین برجام ننگین بیرون بیاید و محدودیت های خائنانه برجامی را در اولین فرصت بردارد و اجازه دهد صنعت غرورآفرین هسته ای با تمام شتاب رو به جلو حرکت کند؛
هیچ نوع معاهده ی FATF را امضا نکند و لوایح شبیه به آن را در مجلس به تصویب نرساند ولی مبادلات بانکی ما را با همه ی دنیا هموار سازد، به نحوی که منِ صادرکننده بتوانم ارز ناشی از فروش محصولم را از طریق سیستم رسمی بانکی وارد حساب بانکی ارزی خودم نزد یکی از بانک های رسمی کشور خودم نمایم،
👇بعدی👇
Telegram
طنز تلخ
🟩 بفرمایید شام 🔻
سخنی با دوستان صادق و بی غش و دلسوز اصولگرایم:
ع. ذاکر
(یک اصلاح طلب معمولی از کف خیابان)
(در میان دوستانم اصولگرایانی هستند که صادقانه و دلسوزانه دوست دارند به حکومت اسلامی و انقلاب اسلامی خدمت کنند. این نامه، خطاب به ایشان است. آن دسته…
سخنی با دوستان صادق و بی غش و دلسوز اصولگرایم:
ع. ذاکر
(یک اصلاح طلب معمولی از کف خیابان)
(در میان دوستانم اصولگرایانی هستند که صادقانه و دلسوزانه دوست دارند به حکومت اسلامی و انقلاب اسلامی خدمت کنند. این نامه، خطاب به ایشان است. آن دسته…
👆👆قبلی👆
صنعت نفت کشور را بدون سرمایه گذاری خارجی از عقب ماندگی بیست ساله خارج کند،
کشتی های کشورم را با پرچم کشور خودم به همه جای دنیا اعزام کند تا محصولات صادراتی کشورم را بتوانم با کشتی کشور خودم صادر کنم،
در جریان مناظره های انتخاباتی دانستم که پهنای باند اینترنت، چیز خیلی خوبی است و بنا نیست دولت سید محرومان هیچ شبکه اجتماعی را فیلتر کند و خوشبختانه خود رئیس جمهور جدید هم تلگرام دارد و ....
همچنین، بنا نیست هیچ روزنامه یا وب سایتی توقیف شود و هیچ فعال سیاسی با شکایت نهادهای امنیتی به زندان نمی افتد و .....
در یمن و سوریه، با دشمنان قسم خورده ی اهل بیت، رژیم سفاک و خون آشام سعودی و مخصوصا شخص بن سلمان به توافق و معاهده ی پنهان و آشکاری نمی رسد و بر سر خون شهدای مقاومت معامله نمی کند و فریب این رژیم وهابی را نمی خورد و به یمن شمالی و جنوبی راضی نمی شود و در معامله با روسیه و وهابی ها دست از حرم زینبی نمی کشد؛
برای جبران کسری بودجه قیمت ارز را در چهار سال آینده افزایش نمی دهد و بلکه چون ریال تقویت می شود، از سال آینده با کاهش نرخ ارز روبرو خواهیم بود. فکر می کنم دو یا سه سال زمان کافی خواهد بود که بدون پذیرش معاهده نکبت بار برجام و بدون امضای سند ننگین FATF و تنها با جبران خسارت های دولت بی تدبیر بنفش، که حالا دیگر کارش از بنفشی گذشته و به کبودی رسیده؛ قیمت ارز برگردد به همان نرخ ارز آخر دولت آقای احمدی نژاد یعنی حدود 4000 تومان.
راستی ذکر خیر آقای احمدی نژاد شد، یادش به خیر. همان سال 84 هم چه شور و شوقی داشتید، چهره های تان گل انداخته بود، یکی پیدا شده بود که بت هاشمی را شکسته بود و دل تان را خنک کرده بود، معجزه ی هزاره ی سوم را کشف کرده بودید، کسی که سخنرانی اش در دانشگاه کلمبیا از خون شهدای عملیات بیت المقدس بالاتر بود و اهمیتش از فتح فاو بالاتر. به دور چهره اش هاله ی نور دیده می شد. آنقدر دوستش داشتید و از این که در راس قدرت است راضی و شادمان بودید که انحرافاتش را نمی دیدید، که وقتی دعای فرج می خواند نمی فهمیدید منظورش چیست، وقتی کابینه اش را برد پای چاه جمکران، به جای این که شک کنید، قند در دل تان آب شد. چند سال طول کشید تا بفهمید چه دسته گلی به آب داده اید. منتظر بودم آقای مصباح که می گفت اطاعت از احمدی نژاد شرعا واجب است زیرا اطاعت از او اطاعت از امام زمان است، یا آقای جنتی که می فرمود سخنرانی هایش باید در در کتاب های درسی چاپ شود وقتی فهمیدند چه گافی داده اند، شرمنده شوند و ابراز پشیمانی کنند؛ ولی آنها در کمال شگفتی و با وجدان آسوده گفتند ما اشتباه نکردیم بلکه او عوض شده است. زهی اعتماد به نفس! در حالی که او همیشه همان بود که بود، این شما بودید که دوزاری تان چند سال دیر افتاده بود. این فقط این دو بزرگوار نبودند که پشیمان نبودند، در تمام گستره پهناور اصولگرایی، اگر یک اعتراف به اشتباه دیدید، من اسمم را عوض می کنم. همان یازده روز که ایشان قهر کرد و در خانه نشست بلافاصله همگی بازی "کی بود کی بود من نبودم" را در آوردند. تو گویی از روز ازل کسی از احمدی نژاد حمایت نکرده بود، برایش پوستر و بنر چاپ نکرده بود، تو گویی احمدی نژاد اصلا از مادر اصولگرایی نزاده بود.
حالا آن که گذشت؛ ولی این را بگویم که این بار دیگر از شما قبول نمی کنیم که بعد از چند سال بگویید دولت امام زمان، انحرافی شد و مشایی نفوذی بود و .... . بینی و بین الله از الان شرط کنید که چند سال بعد دوباره از این حرف ها به ما نگویید. با آقای طبری و رعیت و امثالهم هم که از اول رابطه ای وجود نداشت و ندارد و بحمدالله همه چیز از همان اول پاک و طیب و طاهر است. ترا به خدا این بار با خودتان (نه با ما) یواشکی عهد ببندید که اگر بعدا فهمیدید اشتباه کرده اید، کمی هم به روی مبارک خودتان بیاورید و پیش خودتان شرمنده شوید. لازم نیست شرمندگی تان را به ما هم نشان دهید بالاخره هر چه نباشد ما عوام هستیم و شما، خواص! ما مردمی هستیم که به قول آقای کدخدایی اگر شورای نگهبانِ قدرت دست مان را باز بگذارد، می رویم و به قاتل رای میدهیم و شما مجبور می شوید آقای سعید قاسمی را بفرستید ما خس و خاشاک را از کف خیابان جمع کند؛ ولی شما کسانی هستید که به قول آقای پناهیان رای تان مقدمه ظهور امام زمان ع می شود. پس فرق بزرگی بین ما و شما هست و صلاح و مصلحت آن نیست که روزی جلوی ما بگویید اشتباه کرده اید، خدای نکرده عرش الهی به لرزه می افتد. ولی پیش خودتان، در گعده های خصوصی به دور از چشم ما، بد نیست صریح و صادق باشی.
ببخشید خیلی حرف زدم، سفره انقلاب پهن است و شام را کشیده اند، دارد سرد می شود و از دهان می افتد. زودتر بشتابید: بفرمایید شام.
وعده ی دیدار ما: یکی دو سال دیگر!
شاد باشید
خدا یار و نگهدارتان
29/3/140
صنعت نفت کشور را بدون سرمایه گذاری خارجی از عقب ماندگی بیست ساله خارج کند،
کشتی های کشورم را با پرچم کشور خودم به همه جای دنیا اعزام کند تا محصولات صادراتی کشورم را بتوانم با کشتی کشور خودم صادر کنم،
در جریان مناظره های انتخاباتی دانستم که پهنای باند اینترنت، چیز خیلی خوبی است و بنا نیست دولت سید محرومان هیچ شبکه اجتماعی را فیلتر کند و خوشبختانه خود رئیس جمهور جدید هم تلگرام دارد و ....
همچنین، بنا نیست هیچ روزنامه یا وب سایتی توقیف شود و هیچ فعال سیاسی با شکایت نهادهای امنیتی به زندان نمی افتد و .....
در یمن و سوریه، با دشمنان قسم خورده ی اهل بیت، رژیم سفاک و خون آشام سعودی و مخصوصا شخص بن سلمان به توافق و معاهده ی پنهان و آشکاری نمی رسد و بر سر خون شهدای مقاومت معامله نمی کند و فریب این رژیم وهابی را نمی خورد و به یمن شمالی و جنوبی راضی نمی شود و در معامله با روسیه و وهابی ها دست از حرم زینبی نمی کشد؛
برای جبران کسری بودجه قیمت ارز را در چهار سال آینده افزایش نمی دهد و بلکه چون ریال تقویت می شود، از سال آینده با کاهش نرخ ارز روبرو خواهیم بود. فکر می کنم دو یا سه سال زمان کافی خواهد بود که بدون پذیرش معاهده نکبت بار برجام و بدون امضای سند ننگین FATF و تنها با جبران خسارت های دولت بی تدبیر بنفش، که حالا دیگر کارش از بنفشی گذشته و به کبودی رسیده؛ قیمت ارز برگردد به همان نرخ ارز آخر دولت آقای احمدی نژاد یعنی حدود 4000 تومان.
راستی ذکر خیر آقای احمدی نژاد شد، یادش به خیر. همان سال 84 هم چه شور و شوقی داشتید، چهره های تان گل انداخته بود، یکی پیدا شده بود که بت هاشمی را شکسته بود و دل تان را خنک کرده بود، معجزه ی هزاره ی سوم را کشف کرده بودید، کسی که سخنرانی اش در دانشگاه کلمبیا از خون شهدای عملیات بیت المقدس بالاتر بود و اهمیتش از فتح فاو بالاتر. به دور چهره اش هاله ی نور دیده می شد. آنقدر دوستش داشتید و از این که در راس قدرت است راضی و شادمان بودید که انحرافاتش را نمی دیدید، که وقتی دعای فرج می خواند نمی فهمیدید منظورش چیست، وقتی کابینه اش را برد پای چاه جمکران، به جای این که شک کنید، قند در دل تان آب شد. چند سال طول کشید تا بفهمید چه دسته گلی به آب داده اید. منتظر بودم آقای مصباح که می گفت اطاعت از احمدی نژاد شرعا واجب است زیرا اطاعت از او اطاعت از امام زمان است، یا آقای جنتی که می فرمود سخنرانی هایش باید در در کتاب های درسی چاپ شود وقتی فهمیدند چه گافی داده اند، شرمنده شوند و ابراز پشیمانی کنند؛ ولی آنها در کمال شگفتی و با وجدان آسوده گفتند ما اشتباه نکردیم بلکه او عوض شده است. زهی اعتماد به نفس! در حالی که او همیشه همان بود که بود، این شما بودید که دوزاری تان چند سال دیر افتاده بود. این فقط این دو بزرگوار نبودند که پشیمان نبودند، در تمام گستره پهناور اصولگرایی، اگر یک اعتراف به اشتباه دیدید، من اسمم را عوض می کنم. همان یازده روز که ایشان قهر کرد و در خانه نشست بلافاصله همگی بازی "کی بود کی بود من نبودم" را در آوردند. تو گویی از روز ازل کسی از احمدی نژاد حمایت نکرده بود، برایش پوستر و بنر چاپ نکرده بود، تو گویی احمدی نژاد اصلا از مادر اصولگرایی نزاده بود.
حالا آن که گذشت؛ ولی این را بگویم که این بار دیگر از شما قبول نمی کنیم که بعد از چند سال بگویید دولت امام زمان، انحرافی شد و مشایی نفوذی بود و .... . بینی و بین الله از الان شرط کنید که چند سال بعد دوباره از این حرف ها به ما نگویید. با آقای طبری و رعیت و امثالهم هم که از اول رابطه ای وجود نداشت و ندارد و بحمدالله همه چیز از همان اول پاک و طیب و طاهر است. ترا به خدا این بار با خودتان (نه با ما) یواشکی عهد ببندید که اگر بعدا فهمیدید اشتباه کرده اید، کمی هم به روی مبارک خودتان بیاورید و پیش خودتان شرمنده شوید. لازم نیست شرمندگی تان را به ما هم نشان دهید بالاخره هر چه نباشد ما عوام هستیم و شما، خواص! ما مردمی هستیم که به قول آقای کدخدایی اگر شورای نگهبانِ قدرت دست مان را باز بگذارد، می رویم و به قاتل رای میدهیم و شما مجبور می شوید آقای سعید قاسمی را بفرستید ما خس و خاشاک را از کف خیابان جمع کند؛ ولی شما کسانی هستید که به قول آقای پناهیان رای تان مقدمه ظهور امام زمان ع می شود. پس فرق بزرگی بین ما و شما هست و صلاح و مصلحت آن نیست که روزی جلوی ما بگویید اشتباه کرده اید، خدای نکرده عرش الهی به لرزه می افتد. ولی پیش خودتان، در گعده های خصوصی به دور از چشم ما، بد نیست صریح و صادق باشی.
ببخشید خیلی حرف زدم، سفره انقلاب پهن است و شام را کشیده اند، دارد سرد می شود و از دهان می افتد. زودتر بشتابید: بفرمایید شام.
وعده ی دیدار ما: یکی دو سال دیگر!
شاد باشید
خدا یار و نگهدارتان
29/3/140
Telegram
طنز تلخ
خلاصه اصحاب قدرت همراستا با نتانیاهو و ترامپ هشت سال تمام، سالی سیصد و شصت و پنج روز و روزی ده بار به ما گفتند: مردم! بگویید غلط کردم!! اسب پیر و لنگ شما، که ما زانویش را هم بسته ایم و کورش هم کرده ایم، اگر در مسابقه نمی بَرَد، تقصیر از خود شماست! انتخاب…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
😆 جالب و تامل برانگیز 😆
چگونگی تاثیر باورها، تعصبات و اعتقادات افراد،
بر دانشافزایی و افزایش سطح آگاهیهایآنها.
طنز تلخ
چگونگی تاثیر باورها، تعصبات و اعتقادات افراد،
بر دانشافزایی و افزایش سطح آگاهیهایآنها.
طنز تلخ