*◀️چقدر زود امروز شد*
*◀️چرامیگویند گذشته گذشته وبرنمیگرده ولی درایران برگشت*
*◀️کپی برابر با اصل قبل از رضاشاه*
*◀️وبا، کرونا،،گرسنگی،بی آبی،،بی برقی،،اختلاس ،،احتکار.......و...و..*
*◀️حدود صد سال پیش بود که رضا خان میرپنج از سپاه ارتپاد همدان و لشگر* *پیاده نظام قزوین وارد تهران شد.*
*سوم اسفند ۱۲۹۹ بود ایران دوسال قحطی و فقر و گرسنگی را پشت سرگذاشته بود نیمی از مردم*
*کشور تلف شده بودند ، از بیست میلیون نفوس ایران نه ملیون و نیم نفر از وبا و طاعون و حصبه و خناق*
*مرده بودند و کسی نبود جنازه جمع کند*.
*وقتی رضا خان با سپاه خود از دروازه قزوین وارد تهران شد هوا سرد بود دست و پای سربازان قشون یخ زده بود*.
*رضا خان با صحنه عجیبی روبرو شد.*
*چرا مردم دست در خشتک خود دارند و ...؟*
*مباشری داشت در لشگر بنام نایب حسین.*
*از او جریان را جویا شد.*
*چرا این مردم کنار جوی آب دست در خشتک دارند؟*
*نایب حسین گفت: سردار سپه سوزاک و سفلیس در این شهر بغایت رسیده است. این مردم بیمارند جمعی ابتلا به سوزاک و سفلیس دارند، جمعی گرفتار تراخم و سالک و شپش هستند بقیه هم از صدقه سر انگلیسی ها سوخته تریاک را گرانتر از تریاک میخرند و نئشه کنار جوی آب هستند.*
*رضا خان از دروازه قزوین به باغ شاه رفت که خارج از تهران بود و سپاه را آنجا برد.*
*این قصر متروکه مظفرالدین شاه بود که بعدا پادگان باغ شاه شد*.
*این باغ متروکه نگهبانی داشت بنام میرزا حبیب خان که تریاکی بود.*
*رو کرد به رضا خان گفت: چرا به باغ شاه آمدی ، به کاخ گلستان میرفتی؟*
*رضا خان گفت: قصدم کشور گشایی نیست برای سروسامان دادن به این خراب شده آمده ام.*
*اما نمیدانم چه کنم؟*
*کدام را درست کنم؟*
*یاغی ها را دستگیر کنم؟*
*۷ کرور پول بدهی محمد علیشاه و احمد شاه را که از بانک استقراضی روس و انگلیس گرفته اند را پرداخت کنم*؟
*یا این مردم را شفا دهم؟*
*میرزا حبیب خان گفت: به وضعیت خودت سروسامان بده.*
*اگر به این رعیت سروسامان دهی پای برهنه خواهی رفت ......*
*بیست سال گذشت.*
*رضا شاه یاغی ها را سرکوب کرد*.
*بدهی بانک ها را پرداخت کرد.*
*شهر ها را امن کرد*
*شفا خانه درست کرد*.
*بیمارستانهای نجمیه ، امیراعلم ، طرفه ، سینا، فارابی ، لقمان ، ادهم و ۵۰۰ تختخوابی یادگار آن دوران است.*
*پرفسور یحیی عدل از فرانسه به ایران آمد. در دانشگاه طب شاگرد تعلیم داد. پزشک تربیت کرد.*
*رضا شاه جاده ساخت*.
*راه آهن ایجاد کرد*.
*بندرگاه ساخت و اداره شیلات و اداره چای را تاسیس نمود*.
*شهربانی و کلانتری و آگاهی و پزشکی قانونی احداث کرد. پادگان ها را به خارج شهرها منتقل نمود*.
*تونل زد.*
*پل ساخت.*
*دادگستری و وزارت دارایی درست کرد. بانک سپه ، بانک ملی و بانک کشاورزی را تاسیس کرد. آموزش و پرورش را بنا نهاد.*
*حدود جغرافیایی و مرزهای ایران را مشخص کرد و سامان بخشید. یاغی های وطن فروش شمال کشور را که اکنون با تحریف تاریخ بعنوان آزادی خواه از آنها یاد میکنند، سر جایشان نشاند و مناطق شمال که توسط میرزا کوچک خان و دار و دسته او به روس ها فروخته شده بود را پس گرفت. پول رایج مملکت را دوباره معنا بخشید و به معاملات تهاتر و پایاپای پایان بخشید. افراد مسن را از کشیدن سوخته تریاک نجات داد و کپن تریاک را در داروخانه ها، تعریف نمود و اداره تنباکو را تاسیس نمود. با معتادان کم سن و میانسال به شدت برخورد می کرد.* *پوشیدن زیر پیراهن و شلوار راحتی توسط مردان در مقابل چشم عموم را ممنوع کرد و برایش مجازات تعیین نمود. بیماری های واگیردار را ریشه کن نمود*.
*احتکار را برانداخت و محتکران و کم* *فروشان را سخت مجازات نمود و قحطی را پایان بخشید*.
*به کشاورزی سر و سامان داد و به لای روبی و احیاء مجدد قنات کشور پرداخت و در سایه تاسیس بانک کشاورزی، اداره غله را تاسیس نمود و مملکت را از قحطی نجات داد. به واژه حرمسرا پایان داد و بعد از کوروش کبیر، اولین پادشاهی بود که حرمسرا نداشت. در تمام پروژهای ملی چون احداث راه آهن ملی و ساخت راه ها و پل ها و پادگان ها ، شخصا حضور داشت و مرتب سرکشی می کرد.*
*جلوی سوء استفاده برخی مداحان از مداحی و تجاوز به عنف توسط آنها را گرفت و تکیه دولت را با نظارت کامل، بنا نهاد.*
*صنعت چاپ را راه اندازی نمود*.
*دانشگاه تهران را به پیشنهاد روانشاد پروفسور حسابی، تاسیس نمود*.
*شهرداری ها را نظم بخشید و اصول خیابان کشی را در ایران اجراء نمود.*
*تاکسیرانی را احداث نمود و حمل و نقل عمومی را بنا نهاد*
*آنهم بدون نفت یا فروش منابع*!
*◀️چرامیگویند گذشته گذشته وبرنمیگرده ولی درایران برگشت*
*◀️کپی برابر با اصل قبل از رضاشاه*
*◀️وبا، کرونا،،گرسنگی،بی آبی،،بی برقی،،اختلاس ،،احتکار.......و...و..*
*◀️حدود صد سال پیش بود که رضا خان میرپنج از سپاه ارتپاد همدان و لشگر* *پیاده نظام قزوین وارد تهران شد.*
*سوم اسفند ۱۲۹۹ بود ایران دوسال قحطی و فقر و گرسنگی را پشت سرگذاشته بود نیمی از مردم*
*کشور تلف شده بودند ، از بیست میلیون نفوس ایران نه ملیون و نیم نفر از وبا و طاعون و حصبه و خناق*
*مرده بودند و کسی نبود جنازه جمع کند*.
*وقتی رضا خان با سپاه خود از دروازه قزوین وارد تهران شد هوا سرد بود دست و پای سربازان قشون یخ زده بود*.
*رضا خان با صحنه عجیبی روبرو شد.*
*چرا مردم دست در خشتک خود دارند و ...؟*
*مباشری داشت در لشگر بنام نایب حسین.*
*از او جریان را جویا شد.*
*چرا این مردم کنار جوی آب دست در خشتک دارند؟*
*نایب حسین گفت: سردار سپه سوزاک و سفلیس در این شهر بغایت رسیده است. این مردم بیمارند جمعی ابتلا به سوزاک و سفلیس دارند، جمعی گرفتار تراخم و سالک و شپش هستند بقیه هم از صدقه سر انگلیسی ها سوخته تریاک را گرانتر از تریاک میخرند و نئشه کنار جوی آب هستند.*
*رضا خان از دروازه قزوین به باغ شاه رفت که خارج از تهران بود و سپاه را آنجا برد.*
*این قصر متروکه مظفرالدین شاه بود که بعدا پادگان باغ شاه شد*.
*این باغ متروکه نگهبانی داشت بنام میرزا حبیب خان که تریاکی بود.*
*رو کرد به رضا خان گفت: چرا به باغ شاه آمدی ، به کاخ گلستان میرفتی؟*
*رضا خان گفت: قصدم کشور گشایی نیست برای سروسامان دادن به این خراب شده آمده ام.*
*اما نمیدانم چه کنم؟*
*کدام را درست کنم؟*
*یاغی ها را دستگیر کنم؟*
*۷ کرور پول بدهی محمد علیشاه و احمد شاه را که از بانک استقراضی روس و انگلیس گرفته اند را پرداخت کنم*؟
*یا این مردم را شفا دهم؟*
*میرزا حبیب خان گفت: به وضعیت خودت سروسامان بده.*
*اگر به این رعیت سروسامان دهی پای برهنه خواهی رفت ......*
*بیست سال گذشت.*
*رضا شاه یاغی ها را سرکوب کرد*.
*بدهی بانک ها را پرداخت کرد.*
*شهر ها را امن کرد*
*شفا خانه درست کرد*.
*بیمارستانهای نجمیه ، امیراعلم ، طرفه ، سینا، فارابی ، لقمان ، ادهم و ۵۰۰ تختخوابی یادگار آن دوران است.*
*پرفسور یحیی عدل از فرانسه به ایران آمد. در دانشگاه طب شاگرد تعلیم داد. پزشک تربیت کرد.*
*رضا شاه جاده ساخت*.
*راه آهن ایجاد کرد*.
*بندرگاه ساخت و اداره شیلات و اداره چای را تاسیس نمود*.
*شهربانی و کلانتری و آگاهی و پزشکی قانونی احداث کرد. پادگان ها را به خارج شهرها منتقل نمود*.
*تونل زد.*
*پل ساخت.*
*دادگستری و وزارت دارایی درست کرد. بانک سپه ، بانک ملی و بانک کشاورزی را تاسیس کرد. آموزش و پرورش را بنا نهاد.*
*حدود جغرافیایی و مرزهای ایران را مشخص کرد و سامان بخشید. یاغی های وطن فروش شمال کشور را که اکنون با تحریف تاریخ بعنوان آزادی خواه از آنها یاد میکنند، سر جایشان نشاند و مناطق شمال که توسط میرزا کوچک خان و دار و دسته او به روس ها فروخته شده بود را پس گرفت. پول رایج مملکت را دوباره معنا بخشید و به معاملات تهاتر و پایاپای پایان بخشید. افراد مسن را از کشیدن سوخته تریاک نجات داد و کپن تریاک را در داروخانه ها، تعریف نمود و اداره تنباکو را تاسیس نمود. با معتادان کم سن و میانسال به شدت برخورد می کرد.* *پوشیدن زیر پیراهن و شلوار راحتی توسط مردان در مقابل چشم عموم را ممنوع کرد و برایش مجازات تعیین نمود. بیماری های واگیردار را ریشه کن نمود*.
*احتکار را برانداخت و محتکران و کم* *فروشان را سخت مجازات نمود و قحطی را پایان بخشید*.
*به کشاورزی سر و سامان داد و به لای روبی و احیاء مجدد قنات کشور پرداخت و در سایه تاسیس بانک کشاورزی، اداره غله را تاسیس نمود و مملکت را از قحطی نجات داد. به واژه حرمسرا پایان داد و بعد از کوروش کبیر، اولین پادشاهی بود که حرمسرا نداشت. در تمام پروژهای ملی چون احداث راه آهن ملی و ساخت راه ها و پل ها و پادگان ها ، شخصا حضور داشت و مرتب سرکشی می کرد.*
*جلوی سوء استفاده برخی مداحان از مداحی و تجاوز به عنف توسط آنها را گرفت و تکیه دولت را با نظارت کامل، بنا نهاد.*
*صنعت چاپ را راه اندازی نمود*.
*دانشگاه تهران را به پیشنهاد روانشاد پروفسور حسابی، تاسیس نمود*.
*شهرداری ها را نظم بخشید و اصول خیابان کشی را در ایران اجراء نمود.*
*تاکسیرانی را احداث نمود و حمل و نقل عمومی را بنا نهاد*
*آنهم بدون نفت یا فروش منابع*!
*حدود بیست سال گذشت تا با مشتی خاک وطن ، ایران را ترک کرد و جالب اینکه این همه خدمات اساسی و بنیادی را در مدت کمتر از بیست سال و بدون داشتن درآمد کشور از فروش نفت و* *منابع زیرزمینی و منابع طبیعی ، در نبود امکانات و تجهیزات و ادوات مهندسی امروز ، با مردمی گرسنه و قحطی زده و بیمار و بی سواد انجام داد و جالب تر آنکه امروز عده ای بی انصاف و بی سواد او را پا منقلی می نامند!!!*
*وقتی میخواست در بندر عباس سوار کشتی ماهاراجه تنتورخان شود پیر مردی او را صدا زد*
*رضا شاه ایستاد!*
*سپس ازش پرسید : خواستم ببینم بعد این همه خدمت با پای برهنه میروی یا با کفش؟*
*اشک رضا شاه را مردم برای اولین بار دیدند.*
*آن پیر مرد میرزا حبیب خان نگهبان باغ شاه بود*.
😔😔😔😔😔😔😔
*من از شما خواهش می کنم، بجای ارسال جوک*،
*این متن را نشر دهید*.
*✍️حقگو*
*با سپاس*
*وقتی میخواست در بندر عباس سوار کشتی ماهاراجه تنتورخان شود پیر مردی او را صدا زد*
*رضا شاه ایستاد!*
*سپس ازش پرسید : خواستم ببینم بعد این همه خدمت با پای برهنه میروی یا با کفش؟*
*اشک رضا شاه را مردم برای اولین بار دیدند.*
*آن پیر مرد میرزا حبیب خان نگهبان باغ شاه بود*.
😔😔😔😔😔😔😔
*من از شما خواهش می کنم، بجای ارسال جوک*،
*این متن را نشر دهید*.
*✍️حقگو*
*با سپاس*
😭*خانم لمبتون کیست؟*😭
او در سال ۱۳۳۲ تز خود را به دولت بریتانیا چنین تقدیم کرد:
🤮. "نه شاه و نه مصدق ،
بلکه حکومت اسلامی شیعی".
(مختصر آشنایی با خانم آن لمبتون جاسوسه- ایرانشناس بریتانیایی)
خانم لمبتون برجستهترین جاسوس بریتانیایی که از سال 1953 تا 1971 میلادی به مدت 26سال کرسی زبان
فارسی دانشکده مطالعات آسیایی و آفریقایی دانشگاه لندن را در اختیار داشت، دکترای خود را در رشته زبان فارسی و تاریخ ایران دریافت کرد و در اواسط دهه 1930 میلادی برای تکمیل مطالعاتش برای اولین بار به ایران سفر کرد.
خانم لمبتون در جریان جنگ جهانی دوم و استعفای رضاشاه پهلوی از سلطنت، وابسته مطبوعاتی سفارت بریتانیا در تهران بود .
او چندین کتاب درباره زبان فارسی و اوضاع تاریخی و اجتماعی ایران نوشت و انتقادهای صریح او از کمبودهای انقلاب سفید در دو کتاب "زمیندار و رعیت" و "اصلاحات ارضی در ایران" باعث سردی روابطش با محمدرضا شاه شد.
مخالفت ایشان با اصلاحات ارضی یا انقلاب سفید نه از بهر نقد مثبت و سازنده این حرکت بزرگ اجتماعی در تاریخ معاصر ایران باشد، بلکه ایشان کلا" با مدرنیته و گام نهادن ایران به جهان نوین و پیشرفت اجتماعی ایران و ایرانیان مخالف و دیدی منفی داشت.
البته طبق منافع کشور متبوعش، به درستی بر این باور بود که مدرن شدن ساختار اجتماعی و صنعتی و فرهنگی ودر نهایت سیاسی ایران باعث میشود کنترل سیاسی بر روی این کشور مهم خاورمیانهای توسط کشورهای صنعتی و محتاج به منابع انرژی منطقه غیر ممکن یا به حداقل امکان برسد و طبعاً این به سود منافع کشورهای بزرگ و صنعتی نبود، از این جهت ایشان همیشه به تئوریهایی مثل "ولایت فقیه" برای آنچه " مردم شیعه ایران" مینامید تمرکز خاص داشت و ریشه کینهاش به شخصی مثل محمدرضاشاه و یا محمد مصدق همین بود که اینان خواستار گذار ایران به عصر نوین خود بودند، از این جهت خانم لمبتون کسی بودکه در بحبوحه نزاع سال 32 تز خود را چنین به دولت بریتانیا تقدیم کرد:
"نه شاه و نه مصدق ، بلکه حکومت اسلامی شیعی".
به عبارتی ایشان بازگشت به عقب را برای مردم ایران تجویز می کرد تحت عنوان کلی بازگشت به فرهنگها و سنتها.
البته اسلام و شیعه از نظر ایشان در صدر شاخصهای فرهنگی مردم ایران به شمار میآمد و تقویت این مورد را لازم میدانست!
میس لمبتون یکی از کارشناسان مسائل ایران، اسلام، جهان عرب و از جاسوسان برجسته بریتانیایی که به اغراق میتوان گفت که او ایرانی را از خود ایرانیان بهتر میشناخت، براین باور بود که انگیزههای اصلی زنده ماندن فرهنگ و هویت ایرانی سه چیز است:
"زبان فارسی، پایبندهای اخلاقی، میهنپرستی ایرانی" و ایران بدون این سه ویژگی، توانایی ادامه حیات را نخواهد داشت. ایشان بین ناسیونالیسم ایرانی تفاوت قائل میشد و باور داشت که چون نمیتوان ایران را (عربیزه) کرد پس باید حکومت اسلامی متناسب با تفکر خاص این جامعه را تجویز کرد که حکومت شیعی جزو تز پیشنهادی ایشان بود.
میس لمبتون که از دوستان برنارد لوئیس بود، در سال 1342 دکترین
"ولایت فقیه" را برای نخستین بار مطرح و برقراری یک "حکومت اسلامی" در ایران را پیشبینی کرده بود.
او در مقالهای مشترک با لوئیس تحت عنوان «ولی فقیه» دوازده امامی در یک حکومت اسلامی، که هم زمان با تبعید خمینی به ترکیه در سال 1342 در پژوهشهای اسلامشناسی انتشار یافت مینویسد:
"تمایل به استقرار حکومت خدا در زمین، که اگر با پافشاری نتیجه دهد بیگمان سرانجامش یک سکوت سیاسی تا «ظهور مهدی» یا «انقلاب خشونت بار» خواهد بود!"
تو خود حدیث مفصل بخوان از
این مجمل ....
جالبه که این خانم در سرنگونی رضاشاه نقش داشته.
این زن دوست صمیمی و همکار برنارد لوئیس هست که امسال مرد. برنارد لوئیس ارایه دهنده نظریه تجزیه ایران به ۵ کشور هست.
بازدن روی لینک و ترجمه متن بیشتر با((لمبتون)) آشنا شوید
https://en.wikipedia.org/wiki/Ann_Lambton
.
او در سال ۱۳۳۲ تز خود را به دولت بریتانیا چنین تقدیم کرد:
🤮. "نه شاه و نه مصدق ،
بلکه حکومت اسلامی شیعی".
(مختصر آشنایی با خانم آن لمبتون جاسوسه- ایرانشناس بریتانیایی)
خانم لمبتون برجستهترین جاسوس بریتانیایی که از سال 1953 تا 1971 میلادی به مدت 26سال کرسی زبان
فارسی دانشکده مطالعات آسیایی و آفریقایی دانشگاه لندن را در اختیار داشت، دکترای خود را در رشته زبان فارسی و تاریخ ایران دریافت کرد و در اواسط دهه 1930 میلادی برای تکمیل مطالعاتش برای اولین بار به ایران سفر کرد.
خانم لمبتون در جریان جنگ جهانی دوم و استعفای رضاشاه پهلوی از سلطنت، وابسته مطبوعاتی سفارت بریتانیا در تهران بود .
او چندین کتاب درباره زبان فارسی و اوضاع تاریخی و اجتماعی ایران نوشت و انتقادهای صریح او از کمبودهای انقلاب سفید در دو کتاب "زمیندار و رعیت" و "اصلاحات ارضی در ایران" باعث سردی روابطش با محمدرضا شاه شد.
مخالفت ایشان با اصلاحات ارضی یا انقلاب سفید نه از بهر نقد مثبت و سازنده این حرکت بزرگ اجتماعی در تاریخ معاصر ایران باشد، بلکه ایشان کلا" با مدرنیته و گام نهادن ایران به جهان نوین و پیشرفت اجتماعی ایران و ایرانیان مخالف و دیدی منفی داشت.
البته طبق منافع کشور متبوعش، به درستی بر این باور بود که مدرن شدن ساختار اجتماعی و صنعتی و فرهنگی ودر نهایت سیاسی ایران باعث میشود کنترل سیاسی بر روی این کشور مهم خاورمیانهای توسط کشورهای صنعتی و محتاج به منابع انرژی منطقه غیر ممکن یا به حداقل امکان برسد و طبعاً این به سود منافع کشورهای بزرگ و صنعتی نبود، از این جهت ایشان همیشه به تئوریهایی مثل "ولایت فقیه" برای آنچه " مردم شیعه ایران" مینامید تمرکز خاص داشت و ریشه کینهاش به شخصی مثل محمدرضاشاه و یا محمد مصدق همین بود که اینان خواستار گذار ایران به عصر نوین خود بودند، از این جهت خانم لمبتون کسی بودکه در بحبوحه نزاع سال 32 تز خود را چنین به دولت بریتانیا تقدیم کرد:
"نه شاه و نه مصدق ، بلکه حکومت اسلامی شیعی".
به عبارتی ایشان بازگشت به عقب را برای مردم ایران تجویز می کرد تحت عنوان کلی بازگشت به فرهنگها و سنتها.
البته اسلام و شیعه از نظر ایشان در صدر شاخصهای فرهنگی مردم ایران به شمار میآمد و تقویت این مورد را لازم میدانست!
میس لمبتون یکی از کارشناسان مسائل ایران، اسلام، جهان عرب و از جاسوسان برجسته بریتانیایی که به اغراق میتوان گفت که او ایرانی را از خود ایرانیان بهتر میشناخت، براین باور بود که انگیزههای اصلی زنده ماندن فرهنگ و هویت ایرانی سه چیز است:
"زبان فارسی، پایبندهای اخلاقی، میهنپرستی ایرانی" و ایران بدون این سه ویژگی، توانایی ادامه حیات را نخواهد داشت. ایشان بین ناسیونالیسم ایرانی تفاوت قائل میشد و باور داشت که چون نمیتوان ایران را (عربیزه) کرد پس باید حکومت اسلامی متناسب با تفکر خاص این جامعه را تجویز کرد که حکومت شیعی جزو تز پیشنهادی ایشان بود.
میس لمبتون که از دوستان برنارد لوئیس بود، در سال 1342 دکترین
"ولایت فقیه" را برای نخستین بار مطرح و برقراری یک "حکومت اسلامی" در ایران را پیشبینی کرده بود.
او در مقالهای مشترک با لوئیس تحت عنوان «ولی فقیه» دوازده امامی در یک حکومت اسلامی، که هم زمان با تبعید خمینی به ترکیه در سال 1342 در پژوهشهای اسلامشناسی انتشار یافت مینویسد:
"تمایل به استقرار حکومت خدا در زمین، که اگر با پافشاری نتیجه دهد بیگمان سرانجامش یک سکوت سیاسی تا «ظهور مهدی» یا «انقلاب خشونت بار» خواهد بود!"
تو خود حدیث مفصل بخوان از
این مجمل ....
جالبه که این خانم در سرنگونی رضاشاه نقش داشته.
این زن دوست صمیمی و همکار برنارد لوئیس هست که امسال مرد. برنارد لوئیس ارایه دهنده نظریه تجزیه ایران به ۵ کشور هست.
بازدن روی لینک و ترجمه متن بیشتر با((لمبتون)) آشنا شوید
https://en.wikipedia.org/wiki/Ann_Lambton
.
Wikipedia
Ann Lambton
British academic and spy (1912-2008)
Forwarded from طنز تلخ: پیامی از آینده
💥 الله اکبر
💥 لا اله الا الله
✍ دو عبارت کلیدی اسلام و مسلمانان، که با هم متناقضند؛
✍ الله اکبر: خدا بزرگتر است،
✍ لا اله الا الله: هیچ خدایی بجز الله وجود ندارد،
✍ بزرگتر یک صفت تفضیلی است که برای مقایسه دو یا چند چیز همسان به کار برده میشود؛
وقتی میگوییم بجز الله هیچ خدایی وجود ندارد، پس الله از چه خدایی بزرگتر است؟!
✍اما واقعیت موضوع:
⚡🕴 پیش از اسلام و در دوران جاهلیت، اعرابِ بتپرست، بتهای گوناگونی را (بهنشانهی خدایان گوناگون) میپرستیدند. کعبه پر بود از بتهایی که هریک برای قوم و قبیلهای از اعراب بود و هرکدام اسمی داشتند؛ هبل، لات، عزی، مناف، الله و ...
⚡🕴نامهایی چون عبدمناف، عبدالعزی، عبدالله و ... (که اسمهایی رایج در پیش از اسلام بودند) نیز به معنی بندهی این بتها یا خدایان بود.
اعراب بطور ضمنی پذیرفته بودند که برخی از این بتها بر دیگران برتری دارند و بقول امروزیها، آنها را رتبهبندی کرده بودند؛ مثلا بتهای نامبرده در بالا، جزو برترین بتها بودند.
🔥 محمد در ابتدای رسالت این ادعا را مطرح کرد که الله از بقیهی بتها بزرگتر است.
💥 پس از مدتی، که پیروان محمد فزونی یافت، ادعای محمد نیز به شعار «لا اله الا الله» تغییر کرد؛ بدون آن که از شعار اولیهی خود دست بردارد!
طنز تلخ
@TanzeTalkh2
💥 لا اله الا الله
✍ دو عبارت کلیدی اسلام و مسلمانان، که با هم متناقضند؛
✍ الله اکبر: خدا بزرگتر است،
✍ لا اله الا الله: هیچ خدایی بجز الله وجود ندارد،
✍ بزرگتر یک صفت تفضیلی است که برای مقایسه دو یا چند چیز همسان به کار برده میشود؛
وقتی میگوییم بجز الله هیچ خدایی وجود ندارد، پس الله از چه خدایی بزرگتر است؟!
✍اما واقعیت موضوع:
⚡🕴 پیش از اسلام و در دوران جاهلیت، اعرابِ بتپرست، بتهای گوناگونی را (بهنشانهی خدایان گوناگون) میپرستیدند. کعبه پر بود از بتهایی که هریک برای قوم و قبیلهای از اعراب بود و هرکدام اسمی داشتند؛ هبل، لات، عزی، مناف، الله و ...
⚡🕴نامهایی چون عبدمناف، عبدالعزی، عبدالله و ... (که اسمهایی رایج در پیش از اسلام بودند) نیز به معنی بندهی این بتها یا خدایان بود.
اعراب بطور ضمنی پذیرفته بودند که برخی از این بتها بر دیگران برتری دارند و بقول امروزیها، آنها را رتبهبندی کرده بودند؛ مثلا بتهای نامبرده در بالا، جزو برترین بتها بودند.
🔥 محمد در ابتدای رسالت این ادعا را مطرح کرد که الله از بقیهی بتها بزرگتر است.
💥 پس از مدتی، که پیروان محمد فزونی یافت، ادعای محمد نیز به شعار «لا اله الا الله» تغییر کرد؛ بدون آن که از شعار اولیهی خود دست بردارد!
طنز تلخ
@TanzeTalkh2
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
طنز تلخ: پیامی از آینده
💥 الله اکبر 💥 لا اله الا الله ✍ دو عبارت کلیدی اسلام و مسلمانان، که با هم متناقضند؛ ✍ الله اکبر: خدا بزرگتر است، ✍ لا اله الا الله: هیچ خدایی بجز الله وجود ندارد، ✍ بزرگتر یک صفت تفضیلی است که برای مقایسه دو یا چند چیز همسان به کار برده میشود؛ وقتی…
.
تناقضی دیگر از «بدشانس»
الله در قرآن بعد از خلقت بشر برای خودش نوشابه باز میکنه و میگه:
فتبارک الله احسن الخالقین!
کاری به خودشیفتگیش ندارم،
بر فرض که واقعا این اراجیف از طرف الله اومده و الله واقعا وجود داره!
اون خالقین کیا بودن که الله بین اونها از همه خفنتر بوده؟!
توحید کجا رفت؟
هل عطی چی شد؟!!!!
https://twitter.com/bad6an3/status/1423359259220221954?s=19
تناقضی دیگر از «بدشانس»
الله در قرآن بعد از خلقت بشر برای خودش نوشابه باز میکنه و میگه:
فتبارک الله احسن الخالقین!
کاری به خودشیفتگیش ندارم،
بر فرض که واقعا این اراجیف از طرف الله اومده و الله واقعا وجود داره!
اون خالقین کیا بودن که الله بین اونها از همه خفنتر بوده؟!
توحید کجا رفت؟
هل عطی چی شد؟!!!!
https://twitter.com/bad6an3/status/1423359259220221954?s=19
Twitter
بدشانس 💙
الله در قرآن بعد از خلقت بشر برای خودش نوشابه باز میکنه و میگه: فتبارک الله احسن الخالقین! کاری به خودشیفتگیش ندارم، بر فرض که واقعا این اراجیف از طرف الله اومده و الله واقعا وجود داره! اون خالقین کیا بودن که الله بین اونها از همه خفنتر بوده؟! توحید کجا…
😃 آیا هدف پیامبر در واقعهی غدیر خم، وصیت سیاسی و تعیین جانشین بود؟!
بدلایل زیر خیر!😉
هدف پیامبر در واقعهی غدیر، وصیت عادی و تاکید بر دوستی بین او و علی بود!
1⃣ جملهی معروف مورد استناد روحانیت شیعه: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» معنی سادهای دارد؛ هرکه من مولایش هستم، علی هم مولای اوست. مولا در زبان عربی معانی گوناگونی از جمله دوست، سرپرست و ... را دارد، بجز معنی جانشین! اگر قصد پیامبر تعیین جانشین بود، میباید بجای «مولا» از کلمه «خلیفه» استفاده میکرد.
2⃣ اگر پذیرفته باشیم که پیامبر از طرف خدا برای هدایت بشر به راه راست و خداپرستی، برگزیده شده؛ پس تعیین جانشین برای ادامهی این راه نیز باید از طرف خدا و با اجازهی او باشد نه از طرف پیامبر! در هیچ جای قرآن نمیبینیم که خداوند چنین اجازهای به پیامبر داده باشد. نمونهی تاریخی این موضوع نیز «تقاضای موسی از خدا برای اینکه اجازه دهد برادرش هارون دستیار و یاور او باشد» (قصص۳۴)، وجود دارد.
3⃣ غدیر خم در محلی واقع شده که عدهی زیادی از مسلمانانی که از مراسم حج برمیگشتند، راهشان قبل از رسیدن به آن محل جدا شده و در نتیجه در غدیر خم حضور نداشتند. اگر هدف پیامبر معرفی علی بعنوان جانشین خود بود، میبایست این کار را بعد از مراسم حج و در همان مکه انجام میداد که تمامی حاجیان از شهرهای مختلف در آنجا حضور داشتند و هریک از آنها میتوانست این خبر را برای همشهریان خود و مسلمانان تمام شهرها ببرد.
4⃣ اگر منظور پیامبر از مولاه، سرپرستی بوده باشد و باور داشته باشیم که پیامبر هم از تاریخ فوت خود در ۷۰ روز بعد، خبر داشته؛ باز هم از آن جمله فقط میشود یک وصیت شخصی و خانوادگی را برداشت کرد که مخاطبان آن، تنها ساکنان مدینه و اطراف مدینه بودهاند (با توجه به بند ۳).
5⃣ اما محتملترین واقعیت، مربوط میشود به آخرین دستور غارت پیامبر قبل از حج. پیش از آخرین حج، پیامبر علی را برای غارت، به همراه لشکری به یمن فرستاد. در این غارتگری، علی در مورد تقسیم غنایم و خمس بین لشکریان، زیاده از حد سختگیری کرد بطوری که بسیاری از آنان به علی بدبین شده و شکایت به پیامبر بردند. پیامبر در واقعهی غدیر خم سعی کرد این کدورتها را از بین ببرد.
🔻 اکنون اما، از سویهی علی به قضیهی غدیر نگاه میکنیم:
6⃣ در گفتار و کردار علی بعد از واقعهی غدیر و بخصوص پس از وفات پیامبر، هیچ نشانه و ردی از باور علی نسبت به قضیهی جانشینی پیامبر نمیبینیم. بلافاصله پس از درگذشت پیامبر عدهای از اصحاب که به انصار و مهاجرین شهرت داشتند، در محل سقیفه بنی ساعده برای تعیین جانشین پیامبر جمع شدند و در نهایت ابوبکر را به عنوان خلیفه انتخاب کردند. علی که در هنگام برپایی این جلسه، بههمراه تنی چند از صحابه، مشغول کفن و دفن پیامبر بود، تنها واکنشی که به انتخاب ابوبکر داشت این بود: «احتجوا بالشجرة وأضاعوا الثمرة» یعنی حجت آنها شجره (اصل و نسب) بود در حالیکه میوه را فراموش کردند. بعبارت دیگر به اصل انتخاب جانشینی برای پیامبر اعتراض نداشت، بلکه انتظار داشت به علت نزدیکی نَسَبی با پیامبر، او را برمیگزیدند.
7⃣ در نامه ششم نهجالبلاغه، علی در نامهای به معاویه میگوید: «ﻣﺮدم ﺑﻪ ﻣﻦ دﺳﺖ دادﻧﺪ ﺑﺪاﻧﺴﺎن ﮐﻪ ﺑﻪ اﺑﻮﺑﮑﺮ و ﻋﻤﺮ و ﻋﺜﻤﺎن دﺳﺖ دادﻩ ﺑﻮدﻧﺪ». او از پایمال شدن حقش در انتخاب جانشین پیغمبر سخن نمیگوید و نهتنها نحوهی برگزیدن سه خلیفهی پیشین را مورد سوال قرار نمیدهد بلکه برای برگزیده شدن خود بهعنوان چهارمین جانشین پیامبر، به نحوهی برگزیده شدن خلفای پیشین استناد میکند.
8⃣ در طول دوران خلافتِ ابوبکر، عمر و عثمان، علی بهعنوان یکی از مشاورین آنها در خدمتشان بود؛ بطوری که آخوندها برای برشمردن فضایل علی، به این سخن عمر «لولاک علیٌ لهلک العمر» (اگر علی نبود، عمر به هلاکت افتاده بود)؛ بسیار استناد میکنند. اگر علی خود را جانشین برحق پیامبر میدانست، همکاری و مشاوره دادن به غاصبان حق او چه محلی از اعراب داشت؟! از سوی دیگر؛ اگر ادعاهای شيعه در ارتباط با زورگويیهای خلفای اسلام در قبال خانوادهی علی و پيروان آنان را درست بدانيم، آنگاه چگونه میتوان انتخاب اسامی خلفاء بر فرزندان خود را تفسير کرد؟ برای مثال در بين فرزندان علی به نامهای عثمان، عمر و ابوبکر؛ در بين فرزندان حسن به عمر و ابوبکر؛ در بين فرزندان حسين به ابوبکر؛ و از فرزندان موسی کاظم می توان به اسامی ابوبکر، عمر و عايشه اشاره کرد.
ملانِقی
امردادماه ۱۴۰۰
https://t.me/TanzeTalkh2/1394
بدلایل زیر خیر!😉
هدف پیامبر در واقعهی غدیر، وصیت عادی و تاکید بر دوستی بین او و علی بود!
1⃣ جملهی معروف مورد استناد روحانیت شیعه: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» معنی سادهای دارد؛ هرکه من مولایش هستم، علی هم مولای اوست. مولا در زبان عربی معانی گوناگونی از جمله دوست، سرپرست و ... را دارد، بجز معنی جانشین! اگر قصد پیامبر تعیین جانشین بود، میباید بجای «مولا» از کلمه «خلیفه» استفاده میکرد.
2⃣ اگر پذیرفته باشیم که پیامبر از طرف خدا برای هدایت بشر به راه راست و خداپرستی، برگزیده شده؛ پس تعیین جانشین برای ادامهی این راه نیز باید از طرف خدا و با اجازهی او باشد نه از طرف پیامبر! در هیچ جای قرآن نمیبینیم که خداوند چنین اجازهای به پیامبر داده باشد. نمونهی تاریخی این موضوع نیز «تقاضای موسی از خدا برای اینکه اجازه دهد برادرش هارون دستیار و یاور او باشد» (قصص۳۴)، وجود دارد.
3⃣ غدیر خم در محلی واقع شده که عدهی زیادی از مسلمانانی که از مراسم حج برمیگشتند، راهشان قبل از رسیدن به آن محل جدا شده و در نتیجه در غدیر خم حضور نداشتند. اگر هدف پیامبر معرفی علی بعنوان جانشین خود بود، میبایست این کار را بعد از مراسم حج و در همان مکه انجام میداد که تمامی حاجیان از شهرهای مختلف در آنجا حضور داشتند و هریک از آنها میتوانست این خبر را برای همشهریان خود و مسلمانان تمام شهرها ببرد.
4⃣ اگر منظور پیامبر از مولاه، سرپرستی بوده باشد و باور داشته باشیم که پیامبر هم از تاریخ فوت خود در ۷۰ روز بعد، خبر داشته؛ باز هم از آن جمله فقط میشود یک وصیت شخصی و خانوادگی را برداشت کرد که مخاطبان آن، تنها ساکنان مدینه و اطراف مدینه بودهاند (با توجه به بند ۳).
5⃣ اما محتملترین واقعیت، مربوط میشود به آخرین دستور غارت پیامبر قبل از حج. پیش از آخرین حج، پیامبر علی را برای غارت، به همراه لشکری به یمن فرستاد. در این غارتگری، علی در مورد تقسیم غنایم و خمس بین لشکریان، زیاده از حد سختگیری کرد بطوری که بسیاری از آنان به علی بدبین شده و شکایت به پیامبر بردند. پیامبر در واقعهی غدیر خم سعی کرد این کدورتها را از بین ببرد.
🔻 اکنون اما، از سویهی علی به قضیهی غدیر نگاه میکنیم:
6⃣ در گفتار و کردار علی بعد از واقعهی غدیر و بخصوص پس از وفات پیامبر، هیچ نشانه و ردی از باور علی نسبت به قضیهی جانشینی پیامبر نمیبینیم. بلافاصله پس از درگذشت پیامبر عدهای از اصحاب که به انصار و مهاجرین شهرت داشتند، در محل سقیفه بنی ساعده برای تعیین جانشین پیامبر جمع شدند و در نهایت ابوبکر را به عنوان خلیفه انتخاب کردند. علی که در هنگام برپایی این جلسه، بههمراه تنی چند از صحابه، مشغول کفن و دفن پیامبر بود، تنها واکنشی که به انتخاب ابوبکر داشت این بود: «احتجوا بالشجرة وأضاعوا الثمرة» یعنی حجت آنها شجره (اصل و نسب) بود در حالیکه میوه را فراموش کردند. بعبارت دیگر به اصل انتخاب جانشینی برای پیامبر اعتراض نداشت، بلکه انتظار داشت به علت نزدیکی نَسَبی با پیامبر، او را برمیگزیدند.
7⃣ در نامه ششم نهجالبلاغه، علی در نامهای به معاویه میگوید: «ﻣﺮدم ﺑﻪ ﻣﻦ دﺳﺖ دادﻧﺪ ﺑﺪاﻧﺴﺎن ﮐﻪ ﺑﻪ اﺑﻮﺑﮑﺮ و ﻋﻤﺮ و ﻋﺜﻤﺎن دﺳﺖ دادﻩ ﺑﻮدﻧﺪ». او از پایمال شدن حقش در انتخاب جانشین پیغمبر سخن نمیگوید و نهتنها نحوهی برگزیدن سه خلیفهی پیشین را مورد سوال قرار نمیدهد بلکه برای برگزیده شدن خود بهعنوان چهارمین جانشین پیامبر، به نحوهی برگزیده شدن خلفای پیشین استناد میکند.
8⃣ در طول دوران خلافتِ ابوبکر، عمر و عثمان، علی بهعنوان یکی از مشاورین آنها در خدمتشان بود؛ بطوری که آخوندها برای برشمردن فضایل علی، به این سخن عمر «لولاک علیٌ لهلک العمر» (اگر علی نبود، عمر به هلاکت افتاده بود)؛ بسیار استناد میکنند. اگر علی خود را جانشین برحق پیامبر میدانست، همکاری و مشاوره دادن به غاصبان حق او چه محلی از اعراب داشت؟! از سوی دیگر؛ اگر ادعاهای شيعه در ارتباط با زورگويیهای خلفای اسلام در قبال خانوادهی علی و پيروان آنان را درست بدانيم، آنگاه چگونه میتوان انتخاب اسامی خلفاء بر فرزندان خود را تفسير کرد؟ برای مثال در بين فرزندان علی به نامهای عثمان، عمر و ابوبکر؛ در بين فرزندان حسن به عمر و ابوبکر؛ در بين فرزندان حسين به ابوبکر؛ و از فرزندان موسی کاظم می توان به اسامی ابوبکر، عمر و عايشه اشاره کرد.
ملانِقی
امردادماه ۱۴۰۰
https://t.me/TanzeTalkh2/1394
Forwarded from GodSpeaks2You
ف ۴ - پارادوکسهای من و پیامبران و ادیان
🌸 هدف از بعثت پیامبران؛ هدایت انسانها به راه راست در جهت خداشناسی و زندگی بهتر و پرثمر است!
۱- با این هدف، میباید برای هر قوم و ملتی و در هر زمان و عصری، پیامبری از خودشان برمیگزیدم؛ زیرا زبان، فرهنگ، نیازها و شیوهی زندگیِ هر قوم و ملتی در هر زمان و عصری با یکدیگر بهکلی متفاوت است.
بر این اساس تا قبل از عیسی، من ۱۲۴۰۰۰ پیغمبر از اقوام و ملیتهای گوناگون برگزیدم و مشکلی هم نبود؛ بگذریم از اینکه برخی از این پیامبران (و شاید هم بیشترینشان) در کار خود موفق نبودند.
۲- نمیدانم چطور شد که پس از عیسی، من با مردم قهر کردم و دیگر پیامبری برایشان نفرستادم؛ در حالی که میدانستم مردم، همچنان برای هدایت به پیامبر نیاز دارند؟!؟!
۳- همینطور، نمیدانم چرا همزمان با عیسی، پیامبری برای اقوام و ملیتهای دیگر نفرستادم؟!؟! مگر آنها برای هدایت به پیامبر نیاز نداشتند؟!؟!
۴- بعد از محمد هم که دیگر کار از دست من در رفت! محمد از قول من خود را آخرین پیامبر معرفی کرد! نمیدانم چرا محمد این کار را کرد؟ با اینکه خودش در قرآن از قول من، بارها گفته بود که «خداوند برای هر قومی، پیامبری از آن قوم میفرستد»! ((69 الأعراف - 4 إبراهيم - 47 يونس - 4 إبراهيم - 32 المؤمنون - 4 ص - 113 النحل - 32 المؤمنون - 129 البقرة - 2 الجمعة). آیا محمد فکر میکرد که گل کاشته و دینی آورده که تا آخرالزمان پاسخگوی نیازهای بشر است؟!؟!؟!
۵- بههمین جهت است که؛ مسلمانان، به غلط بر این باورند که همهی ادیان یکسان هستند و فقط هر دین جدیدی که آمده، دین قبلی را کامل کرده!!! همچنین بر این باورند که اسلام کاملترین دین است!!!! این باورها غلط هستند و با اصلی که در بند اول ذکر شد در تضاد میباشند!! اگر این باور درست است، بگویند؛ کدامیک از موضوعات، مسائل و مشکلات امروزی بشر، با کدامیک از ادیان قابل بررسی و حل است؟؟!! (https://t.me/GodSpeaks2You/123).
۶- اینطور شد که من هم درست و حسابی، گیج و منگ شدهام! بیش از صدهزار تا دین و مذهب و آیین رو دستم مونده و ذرهای از اصول هیچکدامشان، به درد مردم این دوره-زمونه نمیخوره!!!
سخن آخر اینکه:
«ای بشر، من به شما عقل دادم! دست از این ادیان عصر حجری بردارید. بروید و خودتان فکری به حال زندگی خودتان بکنید!»
https://t.me/GodSpeaks2You
🌸 هدف از بعثت پیامبران؛ هدایت انسانها به راه راست در جهت خداشناسی و زندگی بهتر و پرثمر است!
۱- با این هدف، میباید برای هر قوم و ملتی و در هر زمان و عصری، پیامبری از خودشان برمیگزیدم؛ زیرا زبان، فرهنگ، نیازها و شیوهی زندگیِ هر قوم و ملتی در هر زمان و عصری با یکدیگر بهکلی متفاوت است.
بر این اساس تا قبل از عیسی، من ۱۲۴۰۰۰ پیغمبر از اقوام و ملیتهای گوناگون برگزیدم و مشکلی هم نبود؛ بگذریم از اینکه برخی از این پیامبران (و شاید هم بیشترینشان) در کار خود موفق نبودند.
۲- نمیدانم چطور شد که پس از عیسی، من با مردم قهر کردم و دیگر پیامبری برایشان نفرستادم؛ در حالی که میدانستم مردم، همچنان برای هدایت به پیامبر نیاز دارند؟!؟!
۳- همینطور، نمیدانم چرا همزمان با عیسی، پیامبری برای اقوام و ملیتهای دیگر نفرستادم؟!؟! مگر آنها برای هدایت به پیامبر نیاز نداشتند؟!؟!
۴- بعد از محمد هم که دیگر کار از دست من در رفت! محمد از قول من خود را آخرین پیامبر معرفی کرد! نمیدانم چرا محمد این کار را کرد؟ با اینکه خودش در قرآن از قول من، بارها گفته بود که «خداوند برای هر قومی، پیامبری از آن قوم میفرستد»! ((69 الأعراف - 4 إبراهيم - 47 يونس - 4 إبراهيم - 32 المؤمنون - 4 ص - 113 النحل - 32 المؤمنون - 129 البقرة - 2 الجمعة). آیا محمد فکر میکرد که گل کاشته و دینی آورده که تا آخرالزمان پاسخگوی نیازهای بشر است؟!؟!؟!
۵- بههمین جهت است که؛ مسلمانان، به غلط بر این باورند که همهی ادیان یکسان هستند و فقط هر دین جدیدی که آمده، دین قبلی را کامل کرده!!! همچنین بر این باورند که اسلام کاملترین دین است!!!! این باورها غلط هستند و با اصلی که در بند اول ذکر شد در تضاد میباشند!! اگر این باور درست است، بگویند؛ کدامیک از موضوعات، مسائل و مشکلات امروزی بشر، با کدامیک از ادیان قابل بررسی و حل است؟؟!! (https://t.me/GodSpeaks2You/123).
۶- اینطور شد که من هم درست و حسابی، گیج و منگ شدهام! بیش از صدهزار تا دین و مذهب و آیین رو دستم مونده و ذرهای از اصول هیچکدامشان، به درد مردم این دوره-زمونه نمیخوره!!!
سخن آخر اینکه:
«ای بشر، من به شما عقل دادم! دست از این ادیان عصر حجری بردارید. بروید و خودتان فکری به حال زندگی خودتان بکنید!»
https://t.me/GodSpeaks2You
Telegram
GodSpeaks2You
خدا با تو سخن میگوید 😎
Forwarded from طنز تلخ: پیامی از آینده
🗃 از آرشیو دلنوشتهها
۴ آبان ۱۳۹۶
قرآن دو جلدی
قرآن شامل دو جلدکاملاً مجزا از هم بوده که بطرز ناشیانهای توسط عثمان درهم آمیخته شده*:
جلد اول: آیاتی که در مکه نازل! شده و شامل آیاتی برای هدایت اعراب بدوی به یکتاپرستی بوده است. در این جلد از قرآن صحبت از تساهل و تسامح است و هیچ اثری از خشونت، تَحَکّم، تبعیض و... در آن نیست؛
جلد دوم: آیاتی که در مدینه به محمد وحی! شده و میتوان آن را #یاسای_محمدی برای اداره و گسترش دولت بدوی تازه تأسیس توسط محمد، نامید. شاید بتوان این مجموعه را بهترین قوانین برای ادارهی اعراب بدوی آن دوره و زمانه دانست.
---------
تا پیش از انقلاب و شورش ۵۷، «#جلداول_قرآن» مورد استناد اکثریت قریب به اتفاق مسلمانان جهان بود؛ بجز اقلیت کوچکی که در بعضی از کشورها به گروههای تندرو و تجزیهطلب معروف بودند و استنادشان به «#جلددوم_قرآن» بود. این گروهها در بین مردم و دولتها جایی نداشتند و بیشتر جیرهخوار #شوروی بودند (مانند سازمان مجاهدین خلق در پیش از انقلاب).
اما کمی قبل از انقلاب، این گروهها کمکم رشد کردند که یکی از عوامل رشد این گروهها –بخصوص در افغانستان- سرنگونی #ظاهرشاه در افغانستان در اثر کودتای کمونیستی در آن کشور و سپس دو «کودتا در کودتا»ی دیگر بود. کودتاهای پیاپی در افغانستان باعث رشد گروههای جهادی برای مقابله با کودتاگران شد.
در ایران هم خمینی و یارانش که استنادشان «جلد دوم قرآن» بود و از سال ۴۱ (بعد از انقلاب سفید شاه و متعاقب آن سرکوبی قیام ۱۵ خرداد) در پستوها خزیده بودند؛ با بروز اتفاقات جدید در منطقه از یک طرف و عزم غرب برای جلوگیری از اقدامات «استقلالطلبانه شاه بهکمک ابزار نفت» از طرف دیگر؛ جانی تازه گرفته و توانستند اکثریت مردم و حتی بسیاری از روشنفکران مخالف شاه را با شعارهای عوامفریبانه علیه شاه بسیج کنند.
پس از انقلاب، کمک حاکمان ایران به اقلیتهای مسلمان تندرو در سراسر دنیا، باعث رشد این گروهها و پیدایش گروههای تروریستیای همچون #طالبان، #القاعده، #بوکوحرام، #حزبالله، #داعش و ... گردید که تماماً استنادشان به «جلد دوم قرآن» بوده و هست.
—----
پ.ن. شایان ذکر است که تا زمان حکومت عثمان قرآن عبارت بود از نوشتههایی بر روی پوست حیوانات یا استخوان کتف شتر که بصورت پراکنده نزد اشخاص مختلف (بقول مسلمانان: کاتبان وحی) نگهداری میشده است. در میان این نوشتهها، بعضاً آیات تکراری و حتی متفاوت با یکدیگر هم وجود داشته است. عثمان هیئتی را برای گردآوری این نوشتهها و تدوین قرآنی یگانه تشکیل میدهد که قران کنونی موجود نزد مسلمانان، حاصل کار این هیئت است. در این قرآن سورهها نه بهترتیب نزول آیات، بلکه بهترتیب بلندی طول سورهها! منظم شده است.
—---
—---
به تلنگری با طنز تلخ بپیوندید👇👇
🆔
۴ آبان ۱۳۹۶
قرآن دو جلدی
قرآن شامل دو جلدکاملاً مجزا از هم بوده که بطرز ناشیانهای توسط عثمان درهم آمیخته شده*:
جلد اول: آیاتی که در مکه نازل! شده و شامل آیاتی برای هدایت اعراب بدوی به یکتاپرستی بوده است. در این جلد از قرآن صحبت از تساهل و تسامح است و هیچ اثری از خشونت، تَحَکّم، تبعیض و... در آن نیست؛
جلد دوم: آیاتی که در مدینه به محمد وحی! شده و میتوان آن را #یاسای_محمدی برای اداره و گسترش دولت بدوی تازه تأسیس توسط محمد، نامید. شاید بتوان این مجموعه را بهترین قوانین برای ادارهی اعراب بدوی آن دوره و زمانه دانست.
---------
تا پیش از انقلاب و شورش ۵۷، «#جلداول_قرآن» مورد استناد اکثریت قریب به اتفاق مسلمانان جهان بود؛ بجز اقلیت کوچکی که در بعضی از کشورها به گروههای تندرو و تجزیهطلب معروف بودند و استنادشان به «#جلددوم_قرآن» بود. این گروهها در بین مردم و دولتها جایی نداشتند و بیشتر جیرهخوار #شوروی بودند (مانند سازمان مجاهدین خلق در پیش از انقلاب).
اما کمی قبل از انقلاب، این گروهها کمکم رشد کردند که یکی از عوامل رشد این گروهها –بخصوص در افغانستان- سرنگونی #ظاهرشاه در افغانستان در اثر کودتای کمونیستی در آن کشور و سپس دو «کودتا در کودتا»ی دیگر بود. کودتاهای پیاپی در افغانستان باعث رشد گروههای جهادی برای مقابله با کودتاگران شد.
در ایران هم خمینی و یارانش که استنادشان «جلد دوم قرآن» بود و از سال ۴۱ (بعد از انقلاب سفید شاه و متعاقب آن سرکوبی قیام ۱۵ خرداد) در پستوها خزیده بودند؛ با بروز اتفاقات جدید در منطقه از یک طرف و عزم غرب برای جلوگیری از اقدامات «استقلالطلبانه شاه بهکمک ابزار نفت» از طرف دیگر؛ جانی تازه گرفته و توانستند اکثریت مردم و حتی بسیاری از روشنفکران مخالف شاه را با شعارهای عوامفریبانه علیه شاه بسیج کنند.
پس از انقلاب، کمک حاکمان ایران به اقلیتهای مسلمان تندرو در سراسر دنیا، باعث رشد این گروهها و پیدایش گروههای تروریستیای همچون #طالبان، #القاعده، #بوکوحرام، #حزبالله، #داعش و ... گردید که تماماً استنادشان به «جلد دوم قرآن» بوده و هست.
—----
پ.ن. شایان ذکر است که تا زمان حکومت عثمان قرآن عبارت بود از نوشتههایی بر روی پوست حیوانات یا استخوان کتف شتر که بصورت پراکنده نزد اشخاص مختلف (بقول مسلمانان: کاتبان وحی) نگهداری میشده است. در میان این نوشتهها، بعضاً آیات تکراری و حتی متفاوت با یکدیگر هم وجود داشته است. عثمان هیئتی را برای گردآوری این نوشتهها و تدوین قرآنی یگانه تشکیل میدهد که قران کنونی موجود نزد مسلمانان، حاصل کار این هیئت است. در این قرآن سورهها نه بهترتیب نزول آیات، بلکه بهترتیب بلندی طول سورهها! منظم شده است.
—---
—---
به تلنگری با طنز تلخ بپیوندید👇👇
🆔
Telegram
تلنگری با طنز تلخ
قرآن دو جلدی
قرآن شامل دو جلدکاملاً مجزا از هم بوده که بطرز ناشیانهای توسط عثمان درهم آمیخته شده*:
جلد اول: آیاتی که در مکه نازل! شده و شامل آیاتی برای هدایت اعراب بدوی به یکتاپرستی بوده است. در این جلد از قرآن صحبت از تساهل و تسامح است و هیچ اثری از خشونت،…
قرآن شامل دو جلدکاملاً مجزا از هم بوده که بطرز ناشیانهای توسط عثمان درهم آمیخته شده*:
جلد اول: آیاتی که در مکه نازل! شده و شامل آیاتی برای هدایت اعراب بدوی به یکتاپرستی بوده است. در این جلد از قرآن صحبت از تساهل و تسامح است و هیچ اثری از خشونت،…
Forwarded from طنز تلخ: پیامی از آینده
😉 درسهایی از عاشورا
داشتم با خودم فکر میکردم؛ خیلی حیف شد که در ۱۴۰۰ سال پیش، امام حسین بر یزید پیروز نشد!
چون اگر پیروز میشد حتما میخواست اسلامی مانند اسلامِ «ملک سلطانعلیشاه خامنهای» پیاده کنه.
در آن صورت، تا امروز هیچ اثری از اسلام و مسلمین باقی نمانده بود و جهانِ امروز عاری از این خشونتهای متعصبانه میبود.
بعبارت دیگر میتوان گفت که یکی از دلایل حفظ اسلام تا به امروز، پیروزی یزید بر امام حسین بوده است! با کمال تأسف!
شهریور ۱۳۹۹
طنز تلخ از ملانِقی
داشتم با خودم فکر میکردم؛ خیلی حیف شد که در ۱۴۰۰ سال پیش، امام حسین بر یزید پیروز نشد!
چون اگر پیروز میشد حتما میخواست اسلامی مانند اسلامِ «ملک سلطانعلیشاه خامنهای» پیاده کنه.
در آن صورت، تا امروز هیچ اثری از اسلام و مسلمین باقی نمانده بود و جهانِ امروز عاری از این خشونتهای متعصبانه میبود.
بعبارت دیگر میتوان گفت که یکی از دلایل حفظ اسلام تا به امروز، پیروزی یزید بر امام حسین بوده است! با کمال تأسف!
شهریور ۱۳۹۹
طنز تلخ از ملانِقی
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
Forwarded from طنز تلخ: پیامی از آینده
در اواخر سلطنت رضاشاه، یک کارمند ساده با حداقل حقوق روزانه ۱۱ ریال قادر به خرید چه اقلام مورد نیاز روزانه بود؟
23 امرداد 1399
طنز تلخ
23 امرداد 1399
طنز تلخ
Forwarded from طنز تلخ: پیامی از آینده
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سخنی درست اندر حکایت روایات اسلامی،
ممنوع بودن نقل قول کردن از پیامبر، در مدت بیش از یک قرن!
ای مسلمانان، ای شیعیان!
اندکی خرد و اندیشه!
طنز تلخ
ممنوع بودن نقل قول کردن از پیامبر، در مدت بیش از یک قرن!
ای مسلمانان، ای شیعیان!
اندکی خرد و اندیشه!
طنز تلخ
🔥 اگر دوست دارید بدانید که چرا باید ایران ویران شود این مطلب را بخوانید
*🚨 سرنخ تحریم ایران را باید در سیاست های روسیه جستجو کرد!*
*✴️ ایران، زخمی و اسیر روسیه:*
*فرض کنید ایرانیان (همانطور که رشیدپور به ظریف گفت) بخواهند مثل دیگر مردمان دنیا راحت زندگی کنند:*
*نفت و گاز و دیگر اقلام به همه جای دنیا صادر کنند و با اقتصاد آزاد و رفاه و آسایش، مردم در رفاه و بی دغدغه باشند....*
*چه میشود؟ مثل مالزی ، کره ، تایوان ، دبی، قطر و...؟*
*دیگر نه با لبنان، نه با یمن، نه سوریه، نه اسرائیل، نه عربستان و نه دیگر جاها کاری نداشته باشند و در آن جاها هزینه نکنند...*
*« یک کشور بی دردسر »*
*بنابراین، هیچ کشوری هم طبیعتاً با ایران کاری ندارد تا ما را تحریم کند یا بخواهد در امور مان اختلال ایجاد کند.*
*خب !*
*شرکتهای بزرگ ژاپنی و اروپایی با سرمایهگذاری و دادن تکنولوژی به ایران مشکلی نخواهند داشت و ایران (با توجه به وجود انرژی ارزان و نیروی کار و استعدادهای جوان و متخصص) میتواند به قطب تولید نفت و گاز و انرژی برق آبی-بادی و الکتریسیته خورشیدی تبدیل شود و انرژی الکتریکی منطقه و همچنین گاز اروپا و نفت ژاپن را تأمین کند و با این کار، رفاه ایرانیان افزایش، اشتغال تضمین، و روابط با همسایگان بهبود مییابد.*
*مردم با اخلاقتر و با ایمانتر خواهند شد.*
*در یک کلام، هم دین و هم دنیای مردم تأمین خواهد شد!!*
*خب! مشکل کجاست؟*
*چرا اینطور نشد!؟*
*چرا به قول ظریف : «ما انتخاب کردیم طور دیگری زندگی کنیم» زندگی در درد و رنج و فلاکت و دغدغه !!!؟؟؟؟*
*اصولاً این « ما » کیست که برای ایرانیان تصمیم گرفته و می گیرد!؟*
👇🏼👇🏼
«ما» ، همان کشور *روسیه* است!!!
*کشور روسیه برای بقا فقط سه چیز برای فروش دارد: گاز، نفت و سلاح .*
*چنانچه ایران به شرایطی که در بالا گفتیم برسد، دیگر آن سه را چگونه به راحتی و قیمت بالا بفروشد!!؟*
*در اکثر جنگها و نزاعهای منطقه ای (مثل یمن – سوریه – لبنان – فلسطین – عراق – افغانستان – لیبی وو...) ایران حضور دارد !*
*و با مصرف پول و اعتبار و سرمایه انسانی خود (و البته به بهانه اسلام واقعی یا حمایت از شیعیان يا دفاع از حرم و...و...) در آتش آن نزاعها میدمد.*
*تقریباً تمامی سلاحهایی که در این نزاع ها مصرف میشوند، روسی هستند. (به روایتی: تعداد کلاشنیکوفهای داخل یمن، از تعداد مردم آن بیشترند!)*
*پس اگر ایران «سر به راه» باشد، این فروش بالای سلاح در کجا صورت بگیرد!؟*
*اروپا و ژاپن مصرف کنندگان بزرگ گاز و نفت هستند که البته عمدتاً از روسیه تهیه میشود.*
*دیدیم که با الحاق غیرقانونی (اِشغال) بخشی از اوکراین به روسیه، اروپا میخواست روسیه را تحریم کند، اما به یاد سرمای زمستان و نیاز به گاز روسیه افتاد، پس بیخیال شد!*
*اگر ایران کشور بی دردسری بشود و یک لوله گاز، مستقیماً از ایران به اروپا برود و گاز و نفت آنها تأمین شود، دیگر اروپا (و همینطور ژاپن و کره و بقیه نقاط دنیا) دلیلی ندارد که به روسیه باج بدهند!*
*ضمناً اگر فروش سلاح و نفت و گاز روسیه پایین بیاید که دیگر ابرقدرت نیست و این بار اوست که باید سر به راه شود!*
*لذا به نظر می رسد آبادانی و توسعه و پیشرفت ایران، مانع توسعهطلبی و ابرقدرتی روسیه است!*
*بنابراین روسیه در یک برنامه بلند مدت و به تدریج، با نفوذ در ارکان حکومت اسلامی ایران (به ویژه نقاط اصلی تصمیم گیری های کلان) همانطور که شعار «مرگ بر روسیه» را حذف و ما را به خودش وابستهتر کرد، در آینده هم مانع بهبود روابط ایران با جهان خواهد شد وما شاهد انزوای بیش از پیش ایران خواهیم بود*
*سخنان افرادی که :*
*✔️ «غرب ستیز» هستند*
*✔️ و نگاه به «شرق» دارند*
*✔️ و مانع بهبود روابط ایران با جهان میشوند*
*✔️ و به دنبال تشدید تعصب مذهبی و دعوای شیعه و سنّی هستند*
*✔️ یا دم از نابود کردن آمریکا و متحدانش میزنند*
*✔️ به تحریمها سلام می کنند*
*✔️ در موقع بخصوص موشک هوا میکنند!*
*✔️ سفارت تصرف میکنند*
*✔️ و و و . . .*
*حرف خودشان نیست، بلکه از «مسکو» دیکته میشود!!!*
🔔 *کاش با بالا رفتن «سطح آگاهی» مردم ایران, به این «استعمار کثیف» پایان داده شود...*
✍🏼 احمد جلال پور
*🚨 سرنخ تحریم ایران را باید در سیاست های روسیه جستجو کرد!*
*✴️ ایران، زخمی و اسیر روسیه:*
*فرض کنید ایرانیان (همانطور که رشیدپور به ظریف گفت) بخواهند مثل دیگر مردمان دنیا راحت زندگی کنند:*
*نفت و گاز و دیگر اقلام به همه جای دنیا صادر کنند و با اقتصاد آزاد و رفاه و آسایش، مردم در رفاه و بی دغدغه باشند....*
*چه میشود؟ مثل مالزی ، کره ، تایوان ، دبی، قطر و...؟*
*دیگر نه با لبنان، نه با یمن، نه سوریه، نه اسرائیل، نه عربستان و نه دیگر جاها کاری نداشته باشند و در آن جاها هزینه نکنند...*
*« یک کشور بی دردسر »*
*بنابراین، هیچ کشوری هم طبیعتاً با ایران کاری ندارد تا ما را تحریم کند یا بخواهد در امور مان اختلال ایجاد کند.*
*خب !*
*شرکتهای بزرگ ژاپنی و اروپایی با سرمایهگذاری و دادن تکنولوژی به ایران مشکلی نخواهند داشت و ایران (با توجه به وجود انرژی ارزان و نیروی کار و استعدادهای جوان و متخصص) میتواند به قطب تولید نفت و گاز و انرژی برق آبی-بادی و الکتریسیته خورشیدی تبدیل شود و انرژی الکتریکی منطقه و همچنین گاز اروپا و نفت ژاپن را تأمین کند و با این کار، رفاه ایرانیان افزایش، اشتغال تضمین، و روابط با همسایگان بهبود مییابد.*
*مردم با اخلاقتر و با ایمانتر خواهند شد.*
*در یک کلام، هم دین و هم دنیای مردم تأمین خواهد شد!!*
*خب! مشکل کجاست؟*
*چرا اینطور نشد!؟*
*چرا به قول ظریف : «ما انتخاب کردیم طور دیگری زندگی کنیم» زندگی در درد و رنج و فلاکت و دغدغه !!!؟؟؟؟*
*اصولاً این « ما » کیست که برای ایرانیان تصمیم گرفته و می گیرد!؟*
👇🏼👇🏼
«ما» ، همان کشور *روسیه* است!!!
*کشور روسیه برای بقا فقط سه چیز برای فروش دارد: گاز، نفت و سلاح .*
*چنانچه ایران به شرایطی که در بالا گفتیم برسد، دیگر آن سه را چگونه به راحتی و قیمت بالا بفروشد!!؟*
*در اکثر جنگها و نزاعهای منطقه ای (مثل یمن – سوریه – لبنان – فلسطین – عراق – افغانستان – لیبی وو...) ایران حضور دارد !*
*و با مصرف پول و اعتبار و سرمایه انسانی خود (و البته به بهانه اسلام واقعی یا حمایت از شیعیان يا دفاع از حرم و...و...) در آتش آن نزاعها میدمد.*
*تقریباً تمامی سلاحهایی که در این نزاع ها مصرف میشوند، روسی هستند. (به روایتی: تعداد کلاشنیکوفهای داخل یمن، از تعداد مردم آن بیشترند!)*
*پس اگر ایران «سر به راه» باشد، این فروش بالای سلاح در کجا صورت بگیرد!؟*
*اروپا و ژاپن مصرف کنندگان بزرگ گاز و نفت هستند که البته عمدتاً از روسیه تهیه میشود.*
*دیدیم که با الحاق غیرقانونی (اِشغال) بخشی از اوکراین به روسیه، اروپا میخواست روسیه را تحریم کند، اما به یاد سرمای زمستان و نیاز به گاز روسیه افتاد، پس بیخیال شد!*
*اگر ایران کشور بی دردسری بشود و یک لوله گاز، مستقیماً از ایران به اروپا برود و گاز و نفت آنها تأمین شود، دیگر اروپا (و همینطور ژاپن و کره و بقیه نقاط دنیا) دلیلی ندارد که به روسیه باج بدهند!*
*ضمناً اگر فروش سلاح و نفت و گاز روسیه پایین بیاید که دیگر ابرقدرت نیست و این بار اوست که باید سر به راه شود!*
*لذا به نظر می رسد آبادانی و توسعه و پیشرفت ایران، مانع توسعهطلبی و ابرقدرتی روسیه است!*
*بنابراین روسیه در یک برنامه بلند مدت و به تدریج، با نفوذ در ارکان حکومت اسلامی ایران (به ویژه نقاط اصلی تصمیم گیری های کلان) همانطور که شعار «مرگ بر روسیه» را حذف و ما را به خودش وابستهتر کرد، در آینده هم مانع بهبود روابط ایران با جهان خواهد شد وما شاهد انزوای بیش از پیش ایران خواهیم بود*
*سخنان افرادی که :*
*✔️ «غرب ستیز» هستند*
*✔️ و نگاه به «شرق» دارند*
*✔️ و مانع بهبود روابط ایران با جهان میشوند*
*✔️ و به دنبال تشدید تعصب مذهبی و دعوای شیعه و سنّی هستند*
*✔️ یا دم از نابود کردن آمریکا و متحدانش میزنند*
*✔️ به تحریمها سلام می کنند*
*✔️ در موقع بخصوص موشک هوا میکنند!*
*✔️ سفارت تصرف میکنند*
*✔️ و و و . . .*
*حرف خودشان نیست، بلکه از «مسکو» دیکته میشود!!!*
🔔 *کاش با بالا رفتن «سطح آگاهی» مردم ایران, به این «استعمار کثیف» پایان داده شود...*
✍🏼 احمد جلال پور
ما بین تفكر سنتى و مدرنیته گرفتاريم
☘
در زمان محمدرضا شاه،
تمام دختر هائى كه موهای خود را مدل "گوگوشی" میزدند، یک مرتبه سال ۵۷ طرفدار "فاطمه زهرا" شدند!!!
چقدر پدر و مادرها دخترانشان را دعوا میکردند که "ذلیل مرده! اونقدر دامن کوتاه نپوش! من تو محل آبرو دارم"، کسی گوش نمی کرد!
از روزی که رضا شاه چادر به زور از سر زن ایرانی برداشت ۴۰ سال گذشته بود. دیگر مدل کیف و کفش و مو و دامن و لباس ماکسی از ایران بود که به اروپا صادر میشد!! چه قدرتی لچک و چادر را دوباره سر زن ایرانی کرد کسی نفهمید! اما یک چیز مشخص بود، در زمان شاه دختر ایرانی مینی ژوپ پوش بود، اما تفکرش در زیر چادر پنهان!!
موی پسر ایرانی "بیتلی" بود اما مغز او در انتظار قیمه امام حسین و سینه زنی عاشورا بود!!
نه رضا شاه این مردم را شناخته بود، نه پسر سوئیسی اش محمدرضا شاه! تفکر مردم ایران در ۱۴۰۰ سال گذشته هیچ تغییری نکرده بود!! پسره دکتری فیزیک اتمی از دانشگاه هاوارد آمریکا گرفته بود اما برای ازدواج استخاره میکرد!!!! دختره فارغ التحصیل دانشگاه کمبریج انگلیس بود، اما براى خواسته هاش سفره ابوالفضل به پا میکرد!!
باید بپذیریم از اسلام شکست خوردیم و سال های بسیاری گرفتار خواهیم بود. نه گرفتار دامن یا چادر، بلکه گرفتار جهل و خرافات اسلامی. دامن کوتاه و یا بلند مشکل جامعه ای را حل نمیکند، تضاد بین تفکر سنتی و مدرنیته است که جامعه را نابود می کند.
ما ایرانیان هنوز وضع خودمان با خودمان مشخص نیست!! مایی که مغز و اندیشه مان اسلامى است اما به دنبال دمکراسی و آزادیهای اروپا هستیم!!!
نمى شود در حاليكه در صحرای کربلا سرگردانيم خواستار مدرنيته باشيم ، نه اصلاً نمى شود
این مشکل ۱۴۰۰ ساله ماست...
☘
نوشته حقيقت پژوه
______
۴۰ سال زور زدند حجاب از سر زن ایرانی بردارند، درست مانند کشی که آن را بکشند، ۴۰ سال آن را کشیدند و وقتی ولش کردند بلافاصله برگشت به جای اولش، اندکی جلوتر.
باز ۴۰ سال است که جاعش این کش را دارد در جهت عکس میکشد؛ باز اگر آن را ول کنند دوباره بر میگردد بجای اول.
در جایی گفته بودم: «پدیدههای اجتماعی به مانند پدیدههای طبیعی، مثل سیل و زلزله، نه قابل پیشبینی اند و نه میشود به زور با آن مقابله کرد»
هنوز در برخی از نقاط شرایط و وضعیتی را مشاهده میکنیم که سینوهه، پزشک فرعون، در ۴۰۰۰ سال پیش با آن مواجه بوده و تشریح کرده است.
طنز تلخی است، این تمدن و فرهنگ بشری.
دیماه ۱۳۹۸
بازنشر بهمناسبت تکرار شورش و فاجعهی ۵۷ در همسایگیمان، افغانستان
☘
در زمان محمدرضا شاه،
تمام دختر هائى كه موهای خود را مدل "گوگوشی" میزدند، یک مرتبه سال ۵۷ طرفدار "فاطمه زهرا" شدند!!!
چقدر پدر و مادرها دخترانشان را دعوا میکردند که "ذلیل مرده! اونقدر دامن کوتاه نپوش! من تو محل آبرو دارم"، کسی گوش نمی کرد!
از روزی که رضا شاه چادر به زور از سر زن ایرانی برداشت ۴۰ سال گذشته بود. دیگر مدل کیف و کفش و مو و دامن و لباس ماکسی از ایران بود که به اروپا صادر میشد!! چه قدرتی لچک و چادر را دوباره سر زن ایرانی کرد کسی نفهمید! اما یک چیز مشخص بود، در زمان شاه دختر ایرانی مینی ژوپ پوش بود، اما تفکرش در زیر چادر پنهان!!
موی پسر ایرانی "بیتلی" بود اما مغز او در انتظار قیمه امام حسین و سینه زنی عاشورا بود!!
نه رضا شاه این مردم را شناخته بود، نه پسر سوئیسی اش محمدرضا شاه! تفکر مردم ایران در ۱۴۰۰ سال گذشته هیچ تغییری نکرده بود!! پسره دکتری فیزیک اتمی از دانشگاه هاوارد آمریکا گرفته بود اما برای ازدواج استخاره میکرد!!!! دختره فارغ التحصیل دانشگاه کمبریج انگلیس بود، اما براى خواسته هاش سفره ابوالفضل به پا میکرد!!
باید بپذیریم از اسلام شکست خوردیم و سال های بسیاری گرفتار خواهیم بود. نه گرفتار دامن یا چادر، بلکه گرفتار جهل و خرافات اسلامی. دامن کوتاه و یا بلند مشکل جامعه ای را حل نمیکند، تضاد بین تفکر سنتی و مدرنیته است که جامعه را نابود می کند.
ما ایرانیان هنوز وضع خودمان با خودمان مشخص نیست!! مایی که مغز و اندیشه مان اسلامى است اما به دنبال دمکراسی و آزادیهای اروپا هستیم!!!
نمى شود در حاليكه در صحرای کربلا سرگردانيم خواستار مدرنيته باشيم ، نه اصلاً نمى شود
این مشکل ۱۴۰۰ ساله ماست...
☘
نوشته حقيقت پژوه
______
۴۰ سال زور زدند حجاب از سر زن ایرانی بردارند، درست مانند کشی که آن را بکشند، ۴۰ سال آن را کشیدند و وقتی ولش کردند بلافاصله برگشت به جای اولش، اندکی جلوتر.
باز ۴۰ سال است که جاعش این کش را دارد در جهت عکس میکشد؛ باز اگر آن را ول کنند دوباره بر میگردد بجای اول.
در جایی گفته بودم: «پدیدههای اجتماعی به مانند پدیدههای طبیعی، مثل سیل و زلزله، نه قابل پیشبینی اند و نه میشود به زور با آن مقابله کرد»
هنوز در برخی از نقاط شرایط و وضعیتی را مشاهده میکنیم که سینوهه، پزشک فرعون، در ۴۰۰۰ سال پیش با آن مواجه بوده و تشریح کرده است.
طنز تلخی است، این تمدن و فرهنگ بشری.
دیماه ۱۳۹۸
بازنشر بهمناسبت تکرار شورش و فاجعهی ۵۷ در همسایگیمان، افغانستان
👌 دوکلمه حرف حساب 👌
احمدشاه یک نابغه بود، نه رضاشاه
من پس از سی و اندی سال زندگی در فرانسه و دیدن پنجاه و دو کشور، لبو فروش ندیدهام؟
رضاکاظمی
در تاریخ ایران دو شخصیت ظهور کردند که ایرانیها قدر و قیمت هیچ کدامشان را ندانستند:
یکی رضاشاه بود که خدماتی انجام داد بدون اینکه بداند این کارها را برای چه مردمی انجام میدهد و مردمش را اصلا نمیشناخت؛
و دومین نفر احمد شاه بود که اگرچه کاری برای ملت انجام نداد اما برخلاف رضاشاه با نبوغ فوقالعادهاش مردم را خوب میشناخت.
اولی عمر خودش را تلف کرد و مردم پوست خودش و فرزندش و حتا نوهاش را هم کندند.
اما دومی نه؛ رفت دنبال زندگی و تفریح به اروپا و از سفر برنمیگشت. تا اینکه نخست وزیر وقت، رضاخان، که هنوز خودش شاه نشده بود به او نوشت:
اعلیحضرتا به ایران برگردید و به امور مملکت برسید؛
و احمد شاه از اروپا به رضاخان پاسخ داد:
من لبو فروشی در خارج را به پادشاهی در ایران ترجیح می دهم!! این سخن احمدشاه را که از سر شناخت واقعی ملت ایران بوده است و نبوغ او را در شناخت مردمش نشان میدهد، باید با طلا نوشت. اومردمشناس بود و میدانست این ملت با همین آخوندها و خرافات و سینهزدن و احیا رفتن و عاشورا بازی سرخوشتر است تا مدرن شدن. احمد شاه مردم را میشناخت و پهلویها نمیشناختند.!
.
براستی که ۹۹ در صد ایرانیها مشکلی با این آخوندها ندارند. اگر کمی حجاب رابرای زنان شل کنند و دلار را پایین بیاورند که اجناس کمی ارزان شوند، تمام مشکل مردم حل می شود. باور کنید اگر امروز بهای ارزاق و کرایه خانه ۳۰ در صد ارزان شود و دلار به ۲۰۰۰ تومان برسد ملت شریف ایران که همهی ما باشیم با این آخوندها هیچ مخالفتی نداریم و جلوی پای آخوندها با هر درجهی علمی هم که باشیم بخاک میافتیم و تعظیمشان میکنیم.
ملتی که علاقمند دشمنان خویش است و امام حسین و امام رضا را بر فردوسی ترجیح میدهد طبیعیتر است شتر سواری کند تا کادیلاک و بنز و هواپیمای سالم و مدرن سوار شود.
پیشرفت ومدرنیته با اخلاق و رفتار ما همراه و همساز نیست. ایرانی حس مدرن شدن را از دست داده است و عقبگراتر از آن است که فکرش را بکنیم......
سخن آخر، بر آن ۹۹ درصد از ما که عقبمانده هستیم حرجی نیست. مشکل ما در آن یک درصدی است که ظاهرا فکر میکند آگاه شده و می فهمد، ولی آن ۹۹ درصد را رها کرده و کمکش نمیکند تا آنها را از چاه پرگنداب نادانی و عقبماندگی برهاند، و اینجاست که خودآن یک در صدی ها هم جزو همان ۹۹ درصد میشوند. در نتیچه میتوان گفت صد درصد این ملت همان است که حکومت فعلی بهترین و طبیعیترین نمایندهی شخصیت و ظاهر و باطنش هستند؛ که در ضرب المثل گویند، خلایق هرچه لایق.
و هیچ امیدنجاتی هم برای یکصد سال آینده مردم ایران نیست. دلیل میخواهید؟ خیلی روشن است، به ایرانیان تحصیل کردهی ساکن غرب که حدود ۴ میلیون نفر هستند نگاه کنید، چند نفر از آنها برای رهایی ملت خود و مردم گمراهشده ایران وقت و پول وتلاش گذاردهاند؟ دومیلیون از آنها؟ یک میلیون؟ صدهزار؟ یکهزار؟ نه، اگر هم تعدادی باشند اصلا به صد نفر نمی رسند! بعلاوهی دویست سیصد نفری که گاه بگاه در تظاهرات یکروز در سال شرکت میکنند و آنها هم در آنجا با همدیگر گلاویز میشوند.
متاسفانه این ملت قدیمی دیگر روی آرامش و آسایش و اقتدار و احترام و افتخار نخواهد دید. بقول خود آخوندهای نیرنگباز (بر چنین ملتی که چنین رهبرانی را انتخاب کردهاند و یا امروز آنها را که هربلایی سرشان میآورند تحمل میکنند) فاتحه معالصلوات......
اگر این نوشته نا امید کننده است شما خودتان برای امیدوار کردنش کاری بکنید، گامی بردارید، اگر بگویید از دست من تنها چه برمیآید همان است که گفته شد، لبوفروشی در بیرون از ایران به پادشاهی و صدارت برچنین ملت پرمدعای پوچشده مفیدتر است. یادمان باشد که روشنفکران ایران در صد سال گذشته ایران را یک گام پیش نبرده اند و هر کارشان تظاهر و تقلبی بوده است و آنها بودند که پیش از مردم خودشان به دام و دامن خمینی افتادند و دیگران را هم با خود به مسلخ کشاندند.
سوئد- سینا صورتگر- متولد 1363
شهریور ۱۳۹۸
بازنشر بهمناسبت تکرار شورش و فاجعهی ۵۷ در همسایگیمان، افغانستان
احمدشاه یک نابغه بود، نه رضاشاه
من پس از سی و اندی سال زندگی در فرانسه و دیدن پنجاه و دو کشور، لبو فروش ندیدهام؟
رضاکاظمی
در تاریخ ایران دو شخصیت ظهور کردند که ایرانیها قدر و قیمت هیچ کدامشان را ندانستند:
یکی رضاشاه بود که خدماتی انجام داد بدون اینکه بداند این کارها را برای چه مردمی انجام میدهد و مردمش را اصلا نمیشناخت؛
و دومین نفر احمد شاه بود که اگرچه کاری برای ملت انجام نداد اما برخلاف رضاشاه با نبوغ فوقالعادهاش مردم را خوب میشناخت.
اولی عمر خودش را تلف کرد و مردم پوست خودش و فرزندش و حتا نوهاش را هم کندند.
اما دومی نه؛ رفت دنبال زندگی و تفریح به اروپا و از سفر برنمیگشت. تا اینکه نخست وزیر وقت، رضاخان، که هنوز خودش شاه نشده بود به او نوشت:
اعلیحضرتا به ایران برگردید و به امور مملکت برسید؛
و احمد شاه از اروپا به رضاخان پاسخ داد:
من لبو فروشی در خارج را به پادشاهی در ایران ترجیح می دهم!! این سخن احمدشاه را که از سر شناخت واقعی ملت ایران بوده است و نبوغ او را در شناخت مردمش نشان میدهد، باید با طلا نوشت. اومردمشناس بود و میدانست این ملت با همین آخوندها و خرافات و سینهزدن و احیا رفتن و عاشورا بازی سرخوشتر است تا مدرن شدن. احمد شاه مردم را میشناخت و پهلویها نمیشناختند.!
.
براستی که ۹۹ در صد ایرانیها مشکلی با این آخوندها ندارند. اگر کمی حجاب رابرای زنان شل کنند و دلار را پایین بیاورند که اجناس کمی ارزان شوند، تمام مشکل مردم حل می شود. باور کنید اگر امروز بهای ارزاق و کرایه خانه ۳۰ در صد ارزان شود و دلار به ۲۰۰۰ تومان برسد ملت شریف ایران که همهی ما باشیم با این آخوندها هیچ مخالفتی نداریم و جلوی پای آخوندها با هر درجهی علمی هم که باشیم بخاک میافتیم و تعظیمشان میکنیم.
ملتی که علاقمند دشمنان خویش است و امام حسین و امام رضا را بر فردوسی ترجیح میدهد طبیعیتر است شتر سواری کند تا کادیلاک و بنز و هواپیمای سالم و مدرن سوار شود.
پیشرفت ومدرنیته با اخلاق و رفتار ما همراه و همساز نیست. ایرانی حس مدرن شدن را از دست داده است و عقبگراتر از آن است که فکرش را بکنیم......
سخن آخر، بر آن ۹۹ درصد از ما که عقبمانده هستیم حرجی نیست. مشکل ما در آن یک درصدی است که ظاهرا فکر میکند آگاه شده و می فهمد، ولی آن ۹۹ درصد را رها کرده و کمکش نمیکند تا آنها را از چاه پرگنداب نادانی و عقبماندگی برهاند، و اینجاست که خودآن یک در صدی ها هم جزو همان ۹۹ درصد میشوند. در نتیچه میتوان گفت صد درصد این ملت همان است که حکومت فعلی بهترین و طبیعیترین نمایندهی شخصیت و ظاهر و باطنش هستند؛ که در ضرب المثل گویند، خلایق هرچه لایق.
و هیچ امیدنجاتی هم برای یکصد سال آینده مردم ایران نیست. دلیل میخواهید؟ خیلی روشن است، به ایرانیان تحصیل کردهی ساکن غرب که حدود ۴ میلیون نفر هستند نگاه کنید، چند نفر از آنها برای رهایی ملت خود و مردم گمراهشده ایران وقت و پول وتلاش گذاردهاند؟ دومیلیون از آنها؟ یک میلیون؟ صدهزار؟ یکهزار؟ نه، اگر هم تعدادی باشند اصلا به صد نفر نمی رسند! بعلاوهی دویست سیصد نفری که گاه بگاه در تظاهرات یکروز در سال شرکت میکنند و آنها هم در آنجا با همدیگر گلاویز میشوند.
متاسفانه این ملت قدیمی دیگر روی آرامش و آسایش و اقتدار و احترام و افتخار نخواهد دید. بقول خود آخوندهای نیرنگباز (بر چنین ملتی که چنین رهبرانی را انتخاب کردهاند و یا امروز آنها را که هربلایی سرشان میآورند تحمل میکنند) فاتحه معالصلوات......
اگر این نوشته نا امید کننده است شما خودتان برای امیدوار کردنش کاری بکنید، گامی بردارید، اگر بگویید از دست من تنها چه برمیآید همان است که گفته شد، لبوفروشی در بیرون از ایران به پادشاهی و صدارت برچنین ملت پرمدعای پوچشده مفیدتر است. یادمان باشد که روشنفکران ایران در صد سال گذشته ایران را یک گام پیش نبرده اند و هر کارشان تظاهر و تقلبی بوده است و آنها بودند که پیش از مردم خودشان به دام و دامن خمینی افتادند و دیگران را هم با خود به مسلخ کشاندند.
سوئد- سینا صورتگر- متولد 1363
شهریور ۱۳۹۸
بازنشر بهمناسبت تکرار شورش و فاجعهی ۵۷ در همسایگیمان، افغانستان
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
😉 اندر حکایت ایمان قلبی
ایمان قلبی (صرفنظر از درست یا غلط بودنش)، اعتقاد و باوری است که حتی جان را بر سر آن ببازند.
بارها شنیدهایم که روحانیون، به مردم ایمان به خدا و ائمه اطهار را توصیه و تأکید میکنند در حالی که خود به آن اعتقاد ندارند؛
به مردم توصیه میکنند که به هنگام بیماری و گرفتاری از طریق ائمه اطهار و فرزندانشان به خدا متوسل شوند؛ در حالی که خود به هنگام بیماری، در خانهشان بیمارستانی مجهز دایر میکنند و یا برای درمان به کشورهای پیشرفته در علم پزشکی میروند. (۱)👉👉
و یا به مردم میگویند؛ مرگ و زندگی دست خداست، همیشه به خدا توکل کنید اما در عمل از ترس جانشان، بهترین وسایل و امکانات را برای خود فراهم میکنند. (۲)👉👉
قصهی «بریدن آن قسمت از فرش که بچه بر روی آن شاشیده، برای پاک شدن»، قصهی آشنایی است.
در این رابطه، نقل دو قصه خالی از لطف نیست:
1⃣ روستاييان تصميم گرفتند براى بارش باران دعا كنند. در روزيكه براى دعا جمع شدند تنها يك پسربچه با خود چتر داشت!
👈 این یعنی ایمان قلبی.
2⃣ تو جلسه روضه خانومها، خانم روضهخون رو به بقیه کرد و گفت: به شوهراتون حق ازدواج مجدد بدین تا به گناه آلوده نشن...!
همین نصیحت کافی بود که یه خانومی بلند بشه و بره در گوش خانم جلسهای بگه: خدا اموات شما رو بیامرزه که با این حرفت راحتم کردی، مونده بودم چهجوری بهتون بگم.. من زن دوم شوهرتون هستم..😟😐
خانم جلسه ای از حال رفت و بیهوش شد..
خلاصه با کلی آب پاشیدن رو صورتش و ماساژ قلبی به هوش اومد..
خانومه بهش گفت اگر خودت به حرفات پایبند نیستی الکی مردم رو نصیحت نکن.. من خودم شوهر دارم فقط میخواستم ببینم خودت به حرفهایی که میزنی ایمان داری و عمل میکنی یا نه؟!
👈 این یعنی حرف مفت و مردمفریبی.
😃 اینها که داستان بود. اما بشنوید از یک ماجرای واقعی؛ شخصی که جانش را بر سر ایمان قلبیاش گذاشت:
🔵 هاشم بطحایی، عضو مجلس خبرگان بود. پارسال کرونا گرفت و فوت کرد.
چند روز قبل از مرگش این سخنرانی را کرد و گفت:
«کرونا ترس نداره که، من کرونا گرفتم. به هر طرفی میخوابیدم ریههام قلقل میکرد. یک مقدار تربت امام حسین خوردم خوب شدم». (۳) نک 👉👉
😌 اما همهی اینها را گفتم، برای اینکه به مناسبت عاشورا، گریزی بزنم به صحرای کربلا و روایتی واقعی از ایمان قلبی امام حسین به شهادت و وصال با حوریان بهشتی بگویم:
📌 «چون به حسین نزدیک شدند، فرمود که برای او سراپرده ای برافراشتند، آنگاه فرمان داد که اندازهای مشک آوردند و در جامی بزرگ با آب در آمیختند. در این هنگام حسین به درون شد و نوره مالید و سر و تن بشست و بر سراسر پیکر نازنین گلاب افشاند و شادان و چابک و دمان و آراسته بیرون آمد. عبدالرحمن بن عبد ریه و بریر بن خضیر همدانی بر در سراپرده ایستاده و....
....ولی از آنچه بر سرمان خواهد آمد، شاد و مژدهیاب هستم. به خدا میان ما با دخترکان زیبای فراخ چشم بهشتی جز همین بهجای نمانده است که ایشان با شمشیرهایشان بر ما تازند و آنگاه ما یکراست به آغوش آنان بال کشیم. چون حسین بپرداخت، این دو به درون رفتند.»(۴) نک 👉👉
📓 تاریخ کامل ابن اثیر، پوشینه پنجم برگ 2235
۱) https://t.me/VahidOnline/32627
۲) https://t.me/ketab_melitarism2/1792
۳) https://t.me/VahidOnline/37673
۴) https://t.me/daricheh_t/4463
ملانِقی
امردادماه ۱۴۰۰
ایمان قلبی (صرفنظر از درست یا غلط بودنش)، اعتقاد و باوری است که حتی جان را بر سر آن ببازند.
بارها شنیدهایم که روحانیون، به مردم ایمان به خدا و ائمه اطهار را توصیه و تأکید میکنند در حالی که خود به آن اعتقاد ندارند؛
به مردم توصیه میکنند که به هنگام بیماری و گرفتاری از طریق ائمه اطهار و فرزندانشان به خدا متوسل شوند؛ در حالی که خود به هنگام بیماری، در خانهشان بیمارستانی مجهز دایر میکنند و یا برای درمان به کشورهای پیشرفته در علم پزشکی میروند. (۱)👉👉
و یا به مردم میگویند؛ مرگ و زندگی دست خداست، همیشه به خدا توکل کنید اما در عمل از ترس جانشان، بهترین وسایل و امکانات را برای خود فراهم میکنند. (۲)👉👉
قصهی «بریدن آن قسمت از فرش که بچه بر روی آن شاشیده، برای پاک شدن»، قصهی آشنایی است.
در این رابطه، نقل دو قصه خالی از لطف نیست:
1⃣ روستاييان تصميم گرفتند براى بارش باران دعا كنند. در روزيكه براى دعا جمع شدند تنها يك پسربچه با خود چتر داشت!
👈 این یعنی ایمان قلبی.
2⃣ تو جلسه روضه خانومها، خانم روضهخون رو به بقیه کرد و گفت: به شوهراتون حق ازدواج مجدد بدین تا به گناه آلوده نشن...!
همین نصیحت کافی بود که یه خانومی بلند بشه و بره در گوش خانم جلسهای بگه: خدا اموات شما رو بیامرزه که با این حرفت راحتم کردی، مونده بودم چهجوری بهتون بگم.. من زن دوم شوهرتون هستم..😟😐
خانم جلسه ای از حال رفت و بیهوش شد..
خلاصه با کلی آب پاشیدن رو صورتش و ماساژ قلبی به هوش اومد..
خانومه بهش گفت اگر خودت به حرفات پایبند نیستی الکی مردم رو نصیحت نکن.. من خودم شوهر دارم فقط میخواستم ببینم خودت به حرفهایی که میزنی ایمان داری و عمل میکنی یا نه؟!
👈 این یعنی حرف مفت و مردمفریبی.
😃 اینها که داستان بود. اما بشنوید از یک ماجرای واقعی؛ شخصی که جانش را بر سر ایمان قلبیاش گذاشت:
🔵 هاشم بطحایی، عضو مجلس خبرگان بود. پارسال کرونا گرفت و فوت کرد.
چند روز قبل از مرگش این سخنرانی را کرد و گفت:
«کرونا ترس نداره که، من کرونا گرفتم. به هر طرفی میخوابیدم ریههام قلقل میکرد. یک مقدار تربت امام حسین خوردم خوب شدم». (۳) نک 👉👉
😌 اما همهی اینها را گفتم، برای اینکه به مناسبت عاشورا، گریزی بزنم به صحرای کربلا و روایتی واقعی از ایمان قلبی امام حسین به شهادت و وصال با حوریان بهشتی بگویم:
📌 «چون به حسین نزدیک شدند، فرمود که برای او سراپرده ای برافراشتند، آنگاه فرمان داد که اندازهای مشک آوردند و در جامی بزرگ با آب در آمیختند. در این هنگام حسین به درون شد و نوره مالید و سر و تن بشست و بر سراسر پیکر نازنین گلاب افشاند و شادان و چابک و دمان و آراسته بیرون آمد. عبدالرحمن بن عبد ریه و بریر بن خضیر همدانی بر در سراپرده ایستاده و....
....ولی از آنچه بر سرمان خواهد آمد، شاد و مژدهیاب هستم. به خدا میان ما با دخترکان زیبای فراخ چشم بهشتی جز همین بهجای نمانده است که ایشان با شمشیرهایشان بر ما تازند و آنگاه ما یکراست به آغوش آنان بال کشیم. چون حسین بپرداخت، این دو به درون رفتند.»(۴) نک 👉👉
📓 تاریخ کامل ابن اثیر، پوشینه پنجم برگ 2235
۱) https://t.me/VahidOnline/32627
۲) https://t.me/ketab_melitarism2/1792
۳) https://t.me/VahidOnline/37673
۴) https://t.me/daricheh_t/4463
ملانِقی
امردادماه ۱۴۰۰
Telegram
کتاب های ممنوعه #میلیتاریسم
تاریخ کامل ابن اثیر ج ۵ ص ۲۲۳۵:
@ketab_melitarism2
حسین دستور داد براش سراپرده ای برافراشتن،درون شد و گفت براش اندازه ای مشک آوردن و با آب در آمیختند(مثلن آب نداشتن).نوره مالید و سر و تن بشست و شادان و چابک و دمان و آراسته بیرون اومد.(یه جرعه اب نداشته…
@ketab_melitarism2
حسین دستور داد براش سراپرده ای برافراشتن،درون شد و گفت براش اندازه ای مشک آوردن و با آب در آمیختند(مثلن آب نداشتن).نوره مالید و سر و تن بشست و شادان و چابک و دمان و آراسته بیرون اومد.(یه جرعه اب نداشته…
طنز تلخ: پیامی از آینده
👌 دوکلمه حرف حساب 👌 احمدشاه یک نابغه بود، نه رضاشاه من پس از سی و اندی سال زندگی در فرانسه و دیدن پنجاه و دو کشور، لبو فروش ندیدهام؟ رضاکاظمی در تاریخ ایران دو شخصیت ظهور کردند که ایرانیها قدر و قیمت هیچ کدامشان را ندانستند: یکی رضاشاه بود که خدماتی…
.
📚 شادروان "حبیب یغمائی" در خاطراتش گفته:
در دوره رضاشاه کبیر که عزاداری،سینه زنی و قمه زنی ممنوع شده بود،یکروز ملک الشعرای بهار به شوکت الملک (امیربیرجند) گفته بود:سپاس خدای را که در این دیار هم برق دارید،هم آب،هم مدرسه،هم سالن نمایش،همه چیز دارید. اینکه بعضی ها هنوز شکایت میکنند دیگر چه میخواهند؟
شوکت الملک گفته بود:اینها برق نمیخواهند،اینها "محرم" میخواهند.جهل و خرافات میخواهند.
اینها مدرسه نمیخواهند،"روضه خوانی" میخواهند که صبح و شب گریه کنند.
"کربلا" را به اینها بدهید،انگار همه چیز داده اید.مغزشان منجمد شده به قرنها پیش و هرگز انگلیس و روسیه نخواهند گذاشت این مردم به خود بیایند و دنبال حتی کوچکترین خودکفایی بروند.
حبیب یغمائی متعلق به روستایی بود بنام "خور" و خیلی بآنجا عشق می ورزید.
در آنجا درمانگاه و کتابخانه و مدرسه ای ساخت و برای آبادانی آنجا جلوی هرکس و ناکسی ریش بخاک مالید و زانو زد.
مهمتر آنکه کتابخانه ای درست کرد و همه کتابهای خطی اش را که در طول عمر با خون دل جمع آوری کرده بود به آنجا منتقل کرد و وصیت کرد بعد از مرگش اورا آنجا دفن کنند.
میدانید مردم "خور" با جنازه اش چه کردند؟!؟!؟!؟!؟
وقتی پیکر نحیف و رنج کشیده اش را با کاروانی متشکل از شاگردانش،دکتر اسلامی،دکتر باستانی پاریزی،دکتر زرین کوب،سعیدی سیرجانی و دیگر چهره های نامدار وطن به روستای خور رسید،همان کودکانی که در مدرسه "یغمائی" درس خوانده و یا میخواندند و همان مردمانی که در درمانگاهش دردهای خود و عزیزانشان را درمان کرده بودند چه که نکردند.!!!به فتوای روحانی همان روستا،دامنشان را پر از سنگ ریزه کردند تا جنازه این خدمتگذار صدیق به فرهنگ ایران را سنگباران کنند.
دردناکتر آنکه پس از دفن جنازه فرزندانش دوسه روزی در مقبره اش کشیک دادند مبادا پیکرش را از زیر خاک بیرون بیاورند و به لاشخورها بدهند.
بدترین نوع بیسوادی،بیسوادی اجتماعی و سیاسی است.
نمیدانند که هزینه های زندگی مانند قیمت نان،مسکن،دارو، درمان و... همگی به تصمیمات سیاسی وابسته هستند.
برخی حتی به نادانی اجتماعی و سیاسی خود افتخار میکنند و میگویند:از سیاست بیزارند.
"برتولت برشت" میگوید: شهروندان نادان توجه ندارند که فحشا،اعتیاد،کودکان خیابانی، فساد و سایر بدبختیهای اجتماعی نتیجه مستقیم بی توجهی به "سیاست" است.
اگر این متن ارزش خوانده شدن دارد،بنام یک ایرانی بافرهنگ با انتشار آن اجازه دهید،آموزه ای باشد برای آیندگان.
شعر "روباه و زاغ" که تو دبستان خوندیم که یاد بگیریم کلاه سرمون نره،از سروده های همین "حبیب یغمایی" است.🤔🌹
📚 شادروان "حبیب یغمائی" در خاطراتش گفته:
در دوره رضاشاه کبیر که عزاداری،سینه زنی و قمه زنی ممنوع شده بود،یکروز ملک الشعرای بهار به شوکت الملک (امیربیرجند) گفته بود:سپاس خدای را که در این دیار هم برق دارید،هم آب،هم مدرسه،هم سالن نمایش،همه چیز دارید. اینکه بعضی ها هنوز شکایت میکنند دیگر چه میخواهند؟
شوکت الملک گفته بود:اینها برق نمیخواهند،اینها "محرم" میخواهند.جهل و خرافات میخواهند.
اینها مدرسه نمیخواهند،"روضه خوانی" میخواهند که صبح و شب گریه کنند.
"کربلا" را به اینها بدهید،انگار همه چیز داده اید.مغزشان منجمد شده به قرنها پیش و هرگز انگلیس و روسیه نخواهند گذاشت این مردم به خود بیایند و دنبال حتی کوچکترین خودکفایی بروند.
حبیب یغمائی متعلق به روستایی بود بنام "خور" و خیلی بآنجا عشق می ورزید.
در آنجا درمانگاه و کتابخانه و مدرسه ای ساخت و برای آبادانی آنجا جلوی هرکس و ناکسی ریش بخاک مالید و زانو زد.
مهمتر آنکه کتابخانه ای درست کرد و همه کتابهای خطی اش را که در طول عمر با خون دل جمع آوری کرده بود به آنجا منتقل کرد و وصیت کرد بعد از مرگش اورا آنجا دفن کنند.
میدانید مردم "خور" با جنازه اش چه کردند؟!؟!؟!؟!؟
وقتی پیکر نحیف و رنج کشیده اش را با کاروانی متشکل از شاگردانش،دکتر اسلامی،دکتر باستانی پاریزی،دکتر زرین کوب،سعیدی سیرجانی و دیگر چهره های نامدار وطن به روستای خور رسید،همان کودکانی که در مدرسه "یغمائی" درس خوانده و یا میخواندند و همان مردمانی که در درمانگاهش دردهای خود و عزیزانشان را درمان کرده بودند چه که نکردند.!!!به فتوای روحانی همان روستا،دامنشان را پر از سنگ ریزه کردند تا جنازه این خدمتگذار صدیق به فرهنگ ایران را سنگباران کنند.
دردناکتر آنکه پس از دفن جنازه فرزندانش دوسه روزی در مقبره اش کشیک دادند مبادا پیکرش را از زیر خاک بیرون بیاورند و به لاشخورها بدهند.
بدترین نوع بیسوادی،بیسوادی اجتماعی و سیاسی است.
نمیدانند که هزینه های زندگی مانند قیمت نان،مسکن،دارو، درمان و... همگی به تصمیمات سیاسی وابسته هستند.
برخی حتی به نادانی اجتماعی و سیاسی خود افتخار میکنند و میگویند:از سیاست بیزارند.
"برتولت برشت" میگوید: شهروندان نادان توجه ندارند که فحشا،اعتیاد،کودکان خیابانی، فساد و سایر بدبختیهای اجتماعی نتیجه مستقیم بی توجهی به "سیاست" است.
اگر این متن ارزش خوانده شدن دارد،بنام یک ایرانی بافرهنگ با انتشار آن اجازه دهید،آموزه ای باشد برای آیندگان.
شعر "روباه و زاغ" که تو دبستان خوندیم که یاد بگیریم کلاه سرمون نره،از سروده های همین "حبیب یغمایی" است.🤔🌹
طنز تلخ: پیامی از آینده
😉 اندر حکایت ایمان قلبی ایمان قلبی (صرفنظر از درست یا غلط بودنش)، اعتقاد و باوری است که حتی جان را بر سر آن ببازند. بارها شنیدهایم که روحانیون، به مردم ایمان به خدا و ائمه اطهار را توصیه و تأکید میکنند در حالی که خود به آن اعتقاد ندارند؛ به مردم توصیه…
.
بانو مهرانگیز:
✨ یکی هست در محله ی ما !!!
که همه او را برای یک شب دوست دارند ...
حتی برایش نذری هم نمی برند
او با کسی کاری ندارد
خودش را می فروشد و نان شبش را می خرد
حاج آقا می گوید باید از محله برود
چون جوانان مسجدی را از راه به در کرده
ولی چرا مسجدی ها با یک فاحشه از راه به در شدند
ولی فاحشه با این همه مسجدی
به راه راست هدایت نشد ؟؟!!
شاید فاحشه به کارش ایمان دارد ولی مسجدی ها نه !!!!
نویسنده؟؟؟؟
بانو مهرانگیز:
✨ یکی هست در محله ی ما !!!
که همه او را برای یک شب دوست دارند ...
حتی برایش نذری هم نمی برند
او با کسی کاری ندارد
خودش را می فروشد و نان شبش را می خرد
حاج آقا می گوید باید از محله برود
چون جوانان مسجدی را از راه به در کرده
ولی چرا مسجدی ها با یک فاحشه از راه به در شدند
ولی فاحشه با این همه مسجدی
به راه راست هدایت نشد ؟؟!!
شاید فاحشه به کارش ایمان دارد ولی مسجدی ها نه !!!!
نویسنده؟؟؟؟
مردم افغانستان!
به وضعیت امروز ایران نگاه کنید و وضعیت ۴۲ سال آیندهی خود را ببینید!
خطاب من به کوشندگان راه آزادی
اگر امروز کاری کردید، کردهاید؛ وگرنه گذشت زمان به نفع شما نخواهد بود.
سر چشمه شاید گرفتن به بیل. .چو پر شد نشاید گرفتن به پیل
ملانِقی
امردادماه ۱۴۰۰
https://t.me/TanzeTalkh2/1407
به وضعیت امروز ایران نگاه کنید و وضعیت ۴۲ سال آیندهی خود را ببینید!
خطاب من به کوشندگان راه آزادی
اگر امروز کاری کردید، کردهاید؛ وگرنه گذشت زمان به نفع شما نخواهد بود.
سر چشمه شاید گرفتن به بیل. .چو پر شد نشاید گرفتن به پیل
ملانِقی
امردادماه ۱۴۰۰
https://t.me/TanzeTalkh2/1407
Telegram
طنز تلخ
مردم افغانستان!
به وضعیت امروز ایران نگاه کنید و وضعیت ۴۲ سال آیندهی خود را ببینید!
خطاب من به کوشندگان راه آزادی
اگر امروز کاری کردید، کردهاید؛ وگرنه گذشت زمان به نفع شما نخواهد بود.
سر چشمه شاید گرفتن به بیل. .چو پر شد نشاید گرفتن به پیل
ملانِقی…
به وضعیت امروز ایران نگاه کنید و وضعیت ۴۲ سال آیندهی خود را ببینید!
خطاب من به کوشندگان راه آزادی
اگر امروز کاری کردید، کردهاید؛ وگرنه گذشت زمان به نفع شما نخواهد بود.
سر چشمه شاید گرفتن به بیل. .چو پر شد نشاید گرفتن به پیل
ملانِقی…
طنز تلخ: پیامی از آینده
🔥 اگر دوست دارید بدانید که چرا باید ایران ویران شود این مطلب را بخوانید *🚨 سرنخ تحریم ایران را باید در سیاست های روسیه جستجو کرد!* *✴️ ایران، زخمی و اسیر روسیه:* *فرض کنید ایرانیان (همانطور که رشیدپور به ظریف گفت) بخواهند مثل دیگر مردمان دنیا راحت زندگی…
.
💦دشمت ما اون بالاست، دروغ میگن آمریکاست!
✍️ احمد جلال پور:
ظریف گفت «ما انتخاب کردیم طور دیگر زندگی کنیم». این «ما» کیست برای ما انتخاب میکند؟
روسیه سه چیز برای فروش دارد: گاز، نفت و سلاح. ایران در اکثر جنگهای منطقه حضور دارد و سلاحهای مصرفی روسی است. تعداد کلاشنیکوفهای یمن از مردم آن بیشتر است.
اروپا و ژاپن مصرفکنندگان بزرگ گاز و نفت هستند و اگر ایران تأمین کند دیگر به روسیه باج نمیدهند. اروپا خواست تحریم کند، یاد سرمای زمستان افتاد، بیخیال شد.
توسعه ایران مانع توسعهطلبی روسیه است. با نفوذ در تصمیمگیریهای کلان شعار «مرگ بر روسیه» را حذف کرد. مانع بهبود روابط ایران با جهان است و در آینده شاهد انزوای بیش از پیش خواهیم بود.
افراد «غرب ستیز» که دم از نابودی آمریکا میزنند، در موقع بخصوص موشک هوا میکنند و سفارت میگیرند، از «مسکو» دیکته میشوند.
https://t.me/jamalsanatnegar
💦دشمت ما اون بالاست، دروغ میگن آمریکاست!
✍️ احمد جلال پور:
ظریف گفت «ما انتخاب کردیم طور دیگر زندگی کنیم». این «ما» کیست برای ما انتخاب میکند؟
روسیه سه چیز برای فروش دارد: گاز، نفت و سلاح. ایران در اکثر جنگهای منطقه حضور دارد و سلاحهای مصرفی روسی است. تعداد کلاشنیکوفهای یمن از مردم آن بیشتر است.
اروپا و ژاپن مصرفکنندگان بزرگ گاز و نفت هستند و اگر ایران تأمین کند دیگر به روسیه باج نمیدهند. اروپا خواست تحریم کند، یاد سرمای زمستان افتاد، بیخیال شد.
توسعه ایران مانع توسعهطلبی روسیه است. با نفوذ در تصمیمگیریهای کلان شعار «مرگ بر روسیه» را حذف کرد. مانع بهبود روابط ایران با جهان است و در آینده شاهد انزوای بیش از پیش خواهیم بود.
افراد «غرب ستیز» که دم از نابودی آمریکا میزنند، در موقع بخصوص موشک هوا میکنند و سفارت میگیرند، از «مسکو» دیکته میشوند.
https://t.me/jamalsanatnegar
Telegram
کوکب خانم
نهایت در ایجاز