👆👆
مؤلف: اين داستان كه در روايات مذكور آمده از تورات گرفته شده، چيزي كه هست نقل تورات از اين هم شنيعتر و رسواتر است، معلوم ميشود آنهايي كه داستان را در روايات اسلامي داخل كردهاند، تا اندازهاي نقل تورات را - كه هم اكنون خواهيد ديد - تعديل كردهاند.
اينك خلاصه آنچه در تورات، اصحاح يازدهم و دوازدهم، از سموئيل دوم آمده:
******
شبانگاه بود كه داوود از تخت خود برخاست، و بر بالاي بام كاخ به قدم زدن پرداخت، از آنجا نگاهش به زني افتاد كه داشت حمام ميكرد، و تن خود را ميشست، و زني بسيار زيبا و خوش منظر بود. پس كسي را فرستاد تا تحقيق حال او كند.
به او گفتند: او بتشبع همسر اورياي حثي است، پس داوود رسولاني فرستاد تا زن را گرفته نزدش آوردند، و داوود با او هم بستر شد، در حالي كه زن از خون حيض پاك شده بود، پس زن به خانه خود برگشت، و از داوود حامله شده، به داوود خبر داد كه من حامله شدهام.
از سوي ديگر اوريا در آنايام در لشكر داوود كار ميكرد و آن لشكر در كار جنگ با بنيعمون بودند، داوود نامهاي به يوآب امير لشكر خود فرستاد، و نوشت كه اوريا را نزد من روانه كن، اوريا به نزد داوود آمد، و چند روزي نزد وي ماند، داوود نامهاي ديگر به يوآب نوشته، به وسيله اوريا روانه ساخت و در آن نامه نوشت: اوريا را ماموريتهاي خطرناك بدهيد و او را تنها بگذاريد، تا كشته شود.
يوآب نيز همين كار را كرد و اوريا كشته شد و خبر كشته شدنش به داوود رسيد.
پس همين كه همسر اوريا از كشته شدن شوهرش خبردار شد، مدتي در عزاي او ماتم گرفت، و چون مدت عزاداري و نوحهسرايي تمام شد، داوود نزد او فرستاده و او را ضميمه اهل بيت خود كرد و خلاصه همسر داوود شد، و براي او فرزندي آورد، و اما عملي كه داوود كرد در نظر رب عمل قبيحي بود.
لذا رب، ناثان پيغمبر را نزد داوود فرستاد. او هم آمد و به او گفت در يك شهر دو نفر مرد زندگي ميكردند يكي فقير و آن ديگري توانگر، مرد توانگر گاو و گوسفند بسيار زياد داشت و مرد فقير به جز يك ميش كوچك نداشت، كه آن را به زحمت بزرگ كرده بود در اين بين ميهماني براي مرد توانگر رسيد او از اينكه از گوسفند و گاو خود يكي را ذبح نموده از ميهمان پذيرايي كند دريغ ورزيد، و يك ميش مرد فقير را ذبح كرده براي ميهمان خود طعامي تهيه كرد.
داوود از شنيدن اين رفتار سخت در خشم شد، و به ناثان گفت: رب كه زنده است، چه باك از اينكه آن مرد طمعكار كشته شود، بايد اين كار را بكنيد، و به جاي يك ميش چهار ميش از گوسفندان او براي مرد فقير بگيريد، براي اينكه بر آن مرد فقير رحم نكرده و چنين معاملهاي با او كرده.
ناثان به داوود گفت: اتفاقا آن مرد خود شما هستيد، و خدا تو را عتاب ميكند و ميفرمايد: بلاء و شري بر خانهات مسلط ميكنم و در پيش رويت همسرانت را ميگيرم، و آنان را به خويشاوندانت ميدهم، تا در حضور بني اسرائيل و آفتاب با آنان هم بستر شوند، و اين را به كيفر آن رفتاري ميكنم كه تو با اوريا و همسرش كردي.
داوود به ناثان گفت: من از پيشگاه رب عذر اين خطا را ميخواهم.
ناثان گفت: خدا هم اين خطاي تو را از تو برداشت و ناديده گرفت و تو به كيفر آن نميميري، و ليكن از آنجا كه تو با اين رفتارت دشمناني براي رب درست كردي كه همه زبان به شماتت رب ميگشايند، فرزندي كه همسر اوريا برايت زاييده خواهد مرد.
پس خدا آن فرزند را مريض كرد و پس از هفت روز قبض روحش فرمود، و بعد از آن همسر اوريا سليمان را براي داوود زاييد.»
(ترجمة الميزان ج: 17 صص:300 تا 303)
مؤلف: اين داستان كه در روايات مذكور آمده از تورات گرفته شده، چيزي كه هست نقل تورات از اين هم شنيعتر و رسواتر است، معلوم ميشود آنهايي كه داستان را در روايات اسلامي داخل كردهاند، تا اندازهاي نقل تورات را - كه هم اكنون خواهيد ديد - تعديل كردهاند.
اينك خلاصه آنچه در تورات، اصحاح يازدهم و دوازدهم، از سموئيل دوم آمده:
******
شبانگاه بود كه داوود از تخت خود برخاست، و بر بالاي بام كاخ به قدم زدن پرداخت، از آنجا نگاهش به زني افتاد كه داشت حمام ميكرد، و تن خود را ميشست، و زني بسيار زيبا و خوش منظر بود. پس كسي را فرستاد تا تحقيق حال او كند.
به او گفتند: او بتشبع همسر اورياي حثي است، پس داوود رسولاني فرستاد تا زن را گرفته نزدش آوردند، و داوود با او هم بستر شد، در حالي كه زن از خون حيض پاك شده بود، پس زن به خانه خود برگشت، و از داوود حامله شده، به داوود خبر داد كه من حامله شدهام.
از سوي ديگر اوريا در آنايام در لشكر داوود كار ميكرد و آن لشكر در كار جنگ با بنيعمون بودند، داوود نامهاي به يوآب امير لشكر خود فرستاد، و نوشت كه اوريا را نزد من روانه كن، اوريا به نزد داوود آمد، و چند روزي نزد وي ماند، داوود نامهاي ديگر به يوآب نوشته، به وسيله اوريا روانه ساخت و در آن نامه نوشت: اوريا را ماموريتهاي خطرناك بدهيد و او را تنها بگذاريد، تا كشته شود.
يوآب نيز همين كار را كرد و اوريا كشته شد و خبر كشته شدنش به داوود رسيد.
پس همين كه همسر اوريا از كشته شدن شوهرش خبردار شد، مدتي در عزاي او ماتم گرفت، و چون مدت عزاداري و نوحهسرايي تمام شد، داوود نزد او فرستاده و او را ضميمه اهل بيت خود كرد و خلاصه همسر داوود شد، و براي او فرزندي آورد، و اما عملي كه داوود كرد در نظر رب عمل قبيحي بود.
لذا رب، ناثان پيغمبر را نزد داوود فرستاد. او هم آمد و به او گفت در يك شهر دو نفر مرد زندگي ميكردند يكي فقير و آن ديگري توانگر، مرد توانگر گاو و گوسفند بسيار زياد داشت و مرد فقير به جز يك ميش كوچك نداشت، كه آن را به زحمت بزرگ كرده بود در اين بين ميهماني براي مرد توانگر رسيد او از اينكه از گوسفند و گاو خود يكي را ذبح نموده از ميهمان پذيرايي كند دريغ ورزيد، و يك ميش مرد فقير را ذبح كرده براي ميهمان خود طعامي تهيه كرد.
داوود از شنيدن اين رفتار سخت در خشم شد، و به ناثان گفت: رب كه زنده است، چه باك از اينكه آن مرد طمعكار كشته شود، بايد اين كار را بكنيد، و به جاي يك ميش چهار ميش از گوسفندان او براي مرد فقير بگيريد، براي اينكه بر آن مرد فقير رحم نكرده و چنين معاملهاي با او كرده.
ناثان به داوود گفت: اتفاقا آن مرد خود شما هستيد، و خدا تو را عتاب ميكند و ميفرمايد: بلاء و شري بر خانهات مسلط ميكنم و در پيش رويت همسرانت را ميگيرم، و آنان را به خويشاوندانت ميدهم، تا در حضور بني اسرائيل و آفتاب با آنان هم بستر شوند، و اين را به كيفر آن رفتاري ميكنم كه تو با اوريا و همسرش كردي.
داوود به ناثان گفت: من از پيشگاه رب عذر اين خطا را ميخواهم.
ناثان گفت: خدا هم اين خطاي تو را از تو برداشت و ناديده گرفت و تو به كيفر آن نميميري، و ليكن از آنجا كه تو با اين رفتارت دشمناني براي رب درست كردي كه همه زبان به شماتت رب ميگشايند، فرزندي كه همسر اوريا برايت زاييده خواهد مرد.
پس خدا آن فرزند را مريض كرد و پس از هفت روز قبض روحش فرمود، و بعد از آن همسر اوريا سليمان را براي داوود زاييد.»
(ترجمة الميزان ج: 17 صص:300 تا 303)
Telegram
طنز تلخ
🤮 قصههای قرآنی
سوره ص – آیات 21 تا 25
وَهَلْ أَتَاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرَابَ ﴿21﴾
إِذْ دَخَلُوا عَلَى دَاوُودَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قَالُوا لَا تَخَفْ خَصْمَانِ بَغَى بَعْضُنَا عَلَى بَعْضٍ فَاحْكُم بَيْنَنَا بِالْحَقِّ وَلَا تُشْطِطْ…
سوره ص – آیات 21 تا 25
وَهَلْ أَتَاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرَابَ ﴿21﴾
إِذْ دَخَلُوا عَلَى دَاوُودَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قَالُوا لَا تَخَفْ خَصْمَانِ بَغَى بَعْضُنَا عَلَى بَعْضٍ فَاحْكُم بَيْنَنَا بِالْحَقِّ وَلَا تُشْطِطْ…
✍️ رضا بابایی
🖊 شمر چگونه شمر شد؟
عاشوراشناسی بدون شناخت جبهۀ مقابل امام حسین(ع)، راه به جایی نمیبرد. گفتارها و تحلیلهای ما بیشتر دربارۀ جبهۀ حسینی عاشورا است؛ اما پایۀ دیگر عاشوراشناسی، ورود به جهان ذهنی و باورهای کسانی است که آن قساوت تاریخی را آفریدند.
1️⃣ عاشورا از منظر امام حسین(ع) و یارانش، روزی است که یا باید با عبید الله بن زیاد، نمایندۀ یزید در کوفه، بیعت میکردند و یا تن به شهادت میدادند. آنان راه دوم را برگزیدند و به استقبال مرگ خونین رفتند.
2️⃣ اما سپاهیان کوفه، نگاهی دیگر به ماجرا داشتند و همان نگاه، آنان را به آن جنایت بزرگ واداشت.
دربارۀ قاتلان امام حسین(ع)، نکتهای مهم وجود دارد که بدون نظرداشت آن، نمیتوان فهمید که چرا آنان پسر و بازماندگان پیامبرشان را بیرحمانه کشتند و به شکرانۀ این پیروزی، سجدۀ شکر به جا آوردند و آن را ذخیرۀ آخرت خویش دانستند. اکثر آنان که آن روز در کربلا برای کشتن امام حسین(ع) و یارانش بیتابی میکردند، از سابقهای مقبول در اسلام و در جنگهای علی(ع) با معاویه برخوردار بودند. اگر گوشۀ چشمی هم به وعدههای ابن زیاد داشتند، آن را پاداشی حلال برای خود میدانستند؛ نه آنکه انگیزۀ اصلی آنان برای حضور در جنگ باشد.
3️⃣ آنچه آنان را در این رویارویی، انگیزه و نیرو میبخشید، عقیدۀ آنان دربارۀ خلافت و جایگاه آن در اسلام بود. آنان دفاع از خلیفۀ وقت را دفاع از کیان اسلام و سرزمینهای اسلامی و عین دینداری میدانستند؛ چه خلافت در دست علی(ع) باشد و چه در دست معاویه یا یزید.
4️⃣ شمر بن ذی الجوشن كه در جنگ صفین به طرفداری از علی(ع) شمشیر زد، فرق علی را با معاویه، در جایگاه آن دو میدانست، نه در شخص علی یا شخص معاویه. میگفت: علی(ع) خلیفه است و معاویه طاغی بر خلیفه. پس باید در رکاب خليفه علیه معاویه جنگید.
به همین دلیل و با همین استدلال، تقریبا اکثر کسانی که روزی در سپاه علی(ع) علیه معاویه جنگیدند، در زمان خلافت معاویه، در سپاه او داخل شدند. در سال 60 نیز که یزید بر مسند خلافت نشست، شمر و همقطارانش همچنان وظیفۀ خود را دفاع از خلافت و خلیفۀ وقت میدانستند.
5️⃣ برای شمر، حق یعنی در سپاه خلیفه بودن، اگرچه خلیفه، یزید باشد، و باطل یعنی : کسی که در برابر خلیفه قیام کرده است، اگرچه پسر پیامبر(ص) باشد. سنان بن انس، برادرزادۀ مالک اشتر نیز با همین تئوری، دست به آن جنایات زد؛ بدون آنکه ذرهای دچار عذاب وجدان شود.
6️⃣ مسئلۀ خلافت برای اکثر مسلمانان در آن دورۀ تاریخی تا زمان حملۀ مغول، مسئلۀ اصلی جهان اسلام بود و برای حفظ آن بهجان میکوشیدند. آنان، خلیفه را اولی الامر و خلافت را منبع مشروعیت و خودداری از بیعت را ، «خروج» میخواندند. خلیفه چنان جایگاهی داشت که هر گونه مخالفت با او به معنای خروج از جرگۀ مسلمانان و الحاد محسوب میشد.
اگر اسماعیله را «ملاحده» مینامیدند، از آن رو است که آنان ساز مخالف زدند و خلافتی دیگر در مصر بر پا کردند؛ وگرنه اسماعیلیان کجا و الحاد کجا؟
6️⃣ اگر طغرل، مؤسس سلسلۀ سلاجقه و برخی دیگر از سلاطین ایرانی، بهرغم توانایی بر انقراض خلافت بنیعباس، از در صلح با خلفای بغداد وارد شدند، از آن رو بود که میدانستند درگیری با خلافت، به فقدان مشروعیت در میان مسلمانان میانجامد و بدون تأیید خلفا، سلطنت بر ایران و عراق و حجاز ممکن نیست.
سرانجام نیز بساط خلافت را مغول برچید؛ نه مسلمانان.
7️⃣ روزی که سربازان مغول، مستعصم، آخرین خلیفۀ عباسی را نمدمال میکردند، چشمهای اهل بغداد به آسمان بود که عذاب خدا کی و چگونه نازل میشود !
وقتی خبر کشتن مستعصم عباسی و انقراض بنیعباس، در شیراز به گوش سعدی رسید، دو مرثیه به زبانهای فارسی و عربی گفت که اندکی از ذهنیت مسلمان قرن هفتم را دربارۀ خلافت و خلیفه نشان میدهد:
آسمان را حق بود گر خون بگرید بر زمین
بر زوال ملک مستعصم امیرالمؤمنین
ای محمد گر قیامت میبرآری سر ز خاک
سر برآور وین قیامت در میان خلق بین
8️⃣ اگر متعصبترین دانشمندان اهل سنت، همچون ابن تیمیه، حاضر به دفاع مطلق از اصحاب جمل نیستند و امر آنان را به خدا وامیگذارند، از آن رو است که نمیخواهند از خروج بر خلیفۀ وقت(علی) دفاع کنند.
معاویه نیز اگر رسما بر تخت خلافت نمینشست، به جرم خروج بر خلیفه(علی) در جنگ صفین، جایگاه فعلی را در میان اهل سنت نداشت.
9️⃣روز عاشورا، دو نظریه دربارۀ حکومت، رو در روی هم ایستادند: یک سو کسانی بودند که بیعت را «حق» میدانستند و در سوی دیگر، کسانی ایستاده بودندکه بیعت با خلیفه را «تکلیف» میپنداشتند.
گروه اول،حق خود میدانست که بیعت کند یا نکند،گروه دوم میگفت: تکلیف هر مسلمان، بیعت باخلیفۀ مسلمین است و جز این، عصیان و سرکشی در برابر جانشین رسول خدا(ص)و ورود به جرگۀ خوارج است.آنهمه بیرحمی با خاندان رسول ص ،از همینجا آب میخورد.
https://t.me/TanzeTalkh2/1534
🖊 شمر چگونه شمر شد؟
عاشوراشناسی بدون شناخت جبهۀ مقابل امام حسین(ع)، راه به جایی نمیبرد. گفتارها و تحلیلهای ما بیشتر دربارۀ جبهۀ حسینی عاشورا است؛ اما پایۀ دیگر عاشوراشناسی، ورود به جهان ذهنی و باورهای کسانی است که آن قساوت تاریخی را آفریدند.
1️⃣ عاشورا از منظر امام حسین(ع) و یارانش، روزی است که یا باید با عبید الله بن زیاد، نمایندۀ یزید در کوفه، بیعت میکردند و یا تن به شهادت میدادند. آنان راه دوم را برگزیدند و به استقبال مرگ خونین رفتند.
2️⃣ اما سپاهیان کوفه، نگاهی دیگر به ماجرا داشتند و همان نگاه، آنان را به آن جنایت بزرگ واداشت.
دربارۀ قاتلان امام حسین(ع)، نکتهای مهم وجود دارد که بدون نظرداشت آن، نمیتوان فهمید که چرا آنان پسر و بازماندگان پیامبرشان را بیرحمانه کشتند و به شکرانۀ این پیروزی، سجدۀ شکر به جا آوردند و آن را ذخیرۀ آخرت خویش دانستند. اکثر آنان که آن روز در کربلا برای کشتن امام حسین(ع) و یارانش بیتابی میکردند، از سابقهای مقبول در اسلام و در جنگهای علی(ع) با معاویه برخوردار بودند. اگر گوشۀ چشمی هم به وعدههای ابن زیاد داشتند، آن را پاداشی حلال برای خود میدانستند؛ نه آنکه انگیزۀ اصلی آنان برای حضور در جنگ باشد.
3️⃣ آنچه آنان را در این رویارویی، انگیزه و نیرو میبخشید، عقیدۀ آنان دربارۀ خلافت و جایگاه آن در اسلام بود. آنان دفاع از خلیفۀ وقت را دفاع از کیان اسلام و سرزمینهای اسلامی و عین دینداری میدانستند؛ چه خلافت در دست علی(ع) باشد و چه در دست معاویه یا یزید.
4️⃣ شمر بن ذی الجوشن كه در جنگ صفین به طرفداری از علی(ع) شمشیر زد، فرق علی را با معاویه، در جایگاه آن دو میدانست، نه در شخص علی یا شخص معاویه. میگفت: علی(ع) خلیفه است و معاویه طاغی بر خلیفه. پس باید در رکاب خليفه علیه معاویه جنگید.
به همین دلیل و با همین استدلال، تقریبا اکثر کسانی که روزی در سپاه علی(ع) علیه معاویه جنگیدند، در زمان خلافت معاویه، در سپاه او داخل شدند. در سال 60 نیز که یزید بر مسند خلافت نشست، شمر و همقطارانش همچنان وظیفۀ خود را دفاع از خلافت و خلیفۀ وقت میدانستند.
5️⃣ برای شمر، حق یعنی در سپاه خلیفه بودن، اگرچه خلیفه، یزید باشد، و باطل یعنی : کسی که در برابر خلیفه قیام کرده است، اگرچه پسر پیامبر(ص) باشد. سنان بن انس، برادرزادۀ مالک اشتر نیز با همین تئوری، دست به آن جنایات زد؛ بدون آنکه ذرهای دچار عذاب وجدان شود.
6️⃣ مسئلۀ خلافت برای اکثر مسلمانان در آن دورۀ تاریخی تا زمان حملۀ مغول، مسئلۀ اصلی جهان اسلام بود و برای حفظ آن بهجان میکوشیدند. آنان، خلیفه را اولی الامر و خلافت را منبع مشروعیت و خودداری از بیعت را ، «خروج» میخواندند. خلیفه چنان جایگاهی داشت که هر گونه مخالفت با او به معنای خروج از جرگۀ مسلمانان و الحاد محسوب میشد.
اگر اسماعیله را «ملاحده» مینامیدند، از آن رو است که آنان ساز مخالف زدند و خلافتی دیگر در مصر بر پا کردند؛ وگرنه اسماعیلیان کجا و الحاد کجا؟
6️⃣ اگر طغرل، مؤسس سلسلۀ سلاجقه و برخی دیگر از سلاطین ایرانی، بهرغم توانایی بر انقراض خلافت بنیعباس، از در صلح با خلفای بغداد وارد شدند، از آن رو بود که میدانستند درگیری با خلافت، به فقدان مشروعیت در میان مسلمانان میانجامد و بدون تأیید خلفا، سلطنت بر ایران و عراق و حجاز ممکن نیست.
سرانجام نیز بساط خلافت را مغول برچید؛ نه مسلمانان.
7️⃣ روزی که سربازان مغول، مستعصم، آخرین خلیفۀ عباسی را نمدمال میکردند، چشمهای اهل بغداد به آسمان بود که عذاب خدا کی و چگونه نازل میشود !
وقتی خبر کشتن مستعصم عباسی و انقراض بنیعباس، در شیراز به گوش سعدی رسید، دو مرثیه به زبانهای فارسی و عربی گفت که اندکی از ذهنیت مسلمان قرن هفتم را دربارۀ خلافت و خلیفه نشان میدهد:
آسمان را حق بود گر خون بگرید بر زمین
بر زوال ملک مستعصم امیرالمؤمنین
ای محمد گر قیامت میبرآری سر ز خاک
سر برآور وین قیامت در میان خلق بین
8️⃣ اگر متعصبترین دانشمندان اهل سنت، همچون ابن تیمیه، حاضر به دفاع مطلق از اصحاب جمل نیستند و امر آنان را به خدا وامیگذارند، از آن رو است که نمیخواهند از خروج بر خلیفۀ وقت(علی) دفاع کنند.
معاویه نیز اگر رسما بر تخت خلافت نمینشست، به جرم خروج بر خلیفه(علی) در جنگ صفین، جایگاه فعلی را در میان اهل سنت نداشت.
9️⃣روز عاشورا، دو نظریه دربارۀ حکومت، رو در روی هم ایستادند: یک سو کسانی بودند که بیعت را «حق» میدانستند و در سوی دیگر، کسانی ایستاده بودندکه بیعت با خلیفه را «تکلیف» میپنداشتند.
گروه اول،حق خود میدانست که بیعت کند یا نکند،گروه دوم میگفت: تکلیف هر مسلمان، بیعت باخلیفۀ مسلمین است و جز این، عصیان و سرکشی در برابر جانشین رسول خدا(ص)و ورود به جرگۀ خوارج است.آنهمه بیرحمی با خاندان رسول ص ،از همینجا آب میخورد.
https://t.me/TanzeTalkh2/1534
😔 منتشاء:
آنچه خدا میخواهد!😔
خداوند انسان را با صفت عقل و شعور از حیوان متمایز ساخت. بدین ترتیب در میان جانداران، تنها انسان است که بر مبنای عقل و شعور خود، راه درست را از نادرست تشخیص میدهد و برای پیشبرد امور زندگی تصمیمگیری میکند.
ظاهراً بعثت پیامبران، در جهت راهنمایی بشر برای تصمیمگیری درست، و نشان دادن راه درست از نادرست، روی داده است. با این حال میبینیم خداوند در آیات بسیاری از قرآن، حداقل در ۲۱ آیه، میگوید: «... خداست که هر که را بخواهد بیراه مىگذارد و هر که را بخواهد هدايت میکند...» *.
اگر چنین است؛ باید از خداوند پرسید: «پس این همه پیامبران برگزیده و این همه دین و کتاب آسمانی برای چه بود؛ اگر عقل و شعور انسانها در هدایتشان بیتأثیر است و تنها تویی که برای هدایت و ضلالت انسانها بهدلخواه خود تصمیم میگیری؟».
همچنین در آیات بسیار دیگری؛ دادن روزیِ بندگان، پاداش و عذاب مردمان، عطا کردن حکمت و فضیلت، فرزندآوری یا فرزندنیاوری زنان و حتی تعیین دختر یا پسر بودن را به خواست خدا موکول کرده است.**
اصولاً خداوندِ مورد قبول مسلمانان و خداوند قرآن، خداوندی است که همهی امور مادی و معنوی دنیا را به دلخواه خود انجام میدهد و انسانها نیز مانند حیوانات، هیچ نقشی در تعیین سرنوشت و برنامه زندگی مادی و معنوی خود ندارند. با اینحال جای تعجب است که اینهمه آیات بشیر و نذیر در قرآن برای چیست و خداوند در آخرت، بندگانش را به چه جرمی مجازات میکند و یا برای چه به برخی از بندگانش پاداش میدهد؟
البته جواب این پرسش را چند جمله پیشتر از خود قرآن بیان کردیم: «چون خدا دلش میخواهد!»***.
پ.ن.
_
* - چند نمونه از این آیات:
- و خدا [شما را] به سراى سلامت فرا مىخواند و هر که را بخواهد به راه راست هدايت مىکند (۲۵ - سوره يونس)
- و کسانى که آيات ما را دروغ پنداشتند در تاريکيها[ى کفر] کر و لالند هر که را خدا بخواهد گمراهش مىگذارد و هر که را بخواهد بر راه راست قرارش مىدهد (۳۹ - سوره الأنعام)
- و اگر خدا مىخواست قطعا شما را امتى واحد قرار مىداد ولى هر که را بخواهد بيراه و هر که را بخواهد هدايت مىکند و از آنچه انجام مىداديد حتما سؤال خواهيد شد!!!!!! (۹۳ - سوره النحل)
- و ما هيچ پيامبرى را جز به زبان قومش نفرستاديم تا [حقايق را] براى آنان بيان کند پس خدا هر که را بخواهد بىراه مىگذارد و هر که را بخواهد هدايت مىکند و اوست ارجمند حکيم (۴ - سوره إبراهيم)
- به زودى مردم کم خرد خواهند گفت چه چيز آنان را از قبلهاى که بر آن بودند رويگردان کرد بگو مشرق و مغرب از آن خداست هر که را خواهد به راه راست هدايت مىکند (۱۴۲ - سوره البقره)
** - چند نمونه از این آیات:
- فرمانروايى [مطلق] آسمانها و زمين از آن خداست هر چه بخواهد مىآفريند به هر کس بخواهد فرزند دختر و به هرکس بخواهد فرزند پسر مىدهد (۴۹ - سوره الشورى)
- يا آنها را پسر[ان] و دختر[انى] توام با يکديگر مىگرداند و هر که را بخواهد عقيم مىسازد اوست داناى توانا (۵۰ - سوره الشورى)
- (خدا) به هر کس که بخواهد حکمت مىبخشد، و به هر کس حکمت داده شود، به يقين، خيرى فراوان داده شده است؛ و جز خردمندان، کسى پند نمىگيرد. (۲۶۹ - سوره البقره)
- اوست کسى که شما را آن گونه که مىخواهد در رحمها صورتگرى مىکند هيچ معبودى جز آن تواناى حکيم نيست (۶ - سوره آل عمران)
- گفت پروردگارا چگونه مرا فرزندى خواهد بود در حالى که پيرى من بالا گرفته است و زنم نازا است [فرشته] گفت [کار پروردگار] چنين است خدا هر چه بخواهد مىکند (۴۰ - سوره آل عمران)
*** - چند نمونه از این آیات:
- و آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن خداست هر که را بخواهد مىآمرزد و هر که را بخواهد عذاب مىکند و خداوند آمرزنده مهربان است (۱۲۹ - سوره آل عمران)
- و فرمانروايى آسمانها و زمين از آن خداست هر که را بخواهد مىبخشايد و هر که را بخواهد عذاب مىکند و خدا همواره آمرزنده مهربان است (۱۴ - سوره الفتح)
- مگر ندانستهاى که فرمانروايى آسمانها و زمين از آن خداست هر که را بخواهد عذاب مىکند و هر که را بخواهد مىبخشد و خدا بر هر چيزى تواناست (۴۰ - سوره المائده)
طنز تلخ
از ملا نِقی
امرداد ماه ۱۳۹۵
آنچه خدا میخواهد!😔
خداوند انسان را با صفت عقل و شعور از حیوان متمایز ساخت. بدین ترتیب در میان جانداران، تنها انسان است که بر مبنای عقل و شعور خود، راه درست را از نادرست تشخیص میدهد و برای پیشبرد امور زندگی تصمیمگیری میکند.
ظاهراً بعثت پیامبران، در جهت راهنمایی بشر برای تصمیمگیری درست، و نشان دادن راه درست از نادرست، روی داده است. با این حال میبینیم خداوند در آیات بسیاری از قرآن، حداقل در ۲۱ آیه، میگوید: «... خداست که هر که را بخواهد بیراه مىگذارد و هر که را بخواهد هدايت میکند...» *.
اگر چنین است؛ باید از خداوند پرسید: «پس این همه پیامبران برگزیده و این همه دین و کتاب آسمانی برای چه بود؛ اگر عقل و شعور انسانها در هدایتشان بیتأثیر است و تنها تویی که برای هدایت و ضلالت انسانها بهدلخواه خود تصمیم میگیری؟».
همچنین در آیات بسیار دیگری؛ دادن روزیِ بندگان، پاداش و عذاب مردمان، عطا کردن حکمت و فضیلت، فرزندآوری یا فرزندنیاوری زنان و حتی تعیین دختر یا پسر بودن را به خواست خدا موکول کرده است.**
اصولاً خداوندِ مورد قبول مسلمانان و خداوند قرآن، خداوندی است که همهی امور مادی و معنوی دنیا را به دلخواه خود انجام میدهد و انسانها نیز مانند حیوانات، هیچ نقشی در تعیین سرنوشت و برنامه زندگی مادی و معنوی خود ندارند. با اینحال جای تعجب است که اینهمه آیات بشیر و نذیر در قرآن برای چیست و خداوند در آخرت، بندگانش را به چه جرمی مجازات میکند و یا برای چه به برخی از بندگانش پاداش میدهد؟
البته جواب این پرسش را چند جمله پیشتر از خود قرآن بیان کردیم: «چون خدا دلش میخواهد!»***.
پ.ن.
_
* - چند نمونه از این آیات:
- و خدا [شما را] به سراى سلامت فرا مىخواند و هر که را بخواهد به راه راست هدايت مىکند (۲۵ - سوره يونس)
- و کسانى که آيات ما را دروغ پنداشتند در تاريکيها[ى کفر] کر و لالند هر که را خدا بخواهد گمراهش مىگذارد و هر که را بخواهد بر راه راست قرارش مىدهد (۳۹ - سوره الأنعام)
- و اگر خدا مىخواست قطعا شما را امتى واحد قرار مىداد ولى هر که را بخواهد بيراه و هر که را بخواهد هدايت مىکند و از آنچه انجام مىداديد حتما سؤال خواهيد شد!!!!!! (۹۳ - سوره النحل)
- و ما هيچ پيامبرى را جز به زبان قومش نفرستاديم تا [حقايق را] براى آنان بيان کند پس خدا هر که را بخواهد بىراه مىگذارد و هر که را بخواهد هدايت مىکند و اوست ارجمند حکيم (۴ - سوره إبراهيم)
- به زودى مردم کم خرد خواهند گفت چه چيز آنان را از قبلهاى که بر آن بودند رويگردان کرد بگو مشرق و مغرب از آن خداست هر که را خواهد به راه راست هدايت مىکند (۱۴۲ - سوره البقره)
** - چند نمونه از این آیات:
- فرمانروايى [مطلق] آسمانها و زمين از آن خداست هر چه بخواهد مىآفريند به هر کس بخواهد فرزند دختر و به هرکس بخواهد فرزند پسر مىدهد (۴۹ - سوره الشورى)
- يا آنها را پسر[ان] و دختر[انى] توام با يکديگر مىگرداند و هر که را بخواهد عقيم مىسازد اوست داناى توانا (۵۰ - سوره الشورى)
- (خدا) به هر کس که بخواهد حکمت مىبخشد، و به هر کس حکمت داده شود، به يقين، خيرى فراوان داده شده است؛ و جز خردمندان، کسى پند نمىگيرد. (۲۶۹ - سوره البقره)
- اوست کسى که شما را آن گونه که مىخواهد در رحمها صورتگرى مىکند هيچ معبودى جز آن تواناى حکيم نيست (۶ - سوره آل عمران)
- گفت پروردگارا چگونه مرا فرزندى خواهد بود در حالى که پيرى من بالا گرفته است و زنم نازا است [فرشته] گفت [کار پروردگار] چنين است خدا هر چه بخواهد مىکند (۴۰ - سوره آل عمران)
*** - چند نمونه از این آیات:
- و آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن خداست هر که را بخواهد مىآمرزد و هر که را بخواهد عذاب مىکند و خداوند آمرزنده مهربان است (۱۲۹ - سوره آل عمران)
- و فرمانروايى آسمانها و زمين از آن خداست هر که را بخواهد مىبخشايد و هر که را بخواهد عذاب مىکند و خدا همواره آمرزنده مهربان است (۱۴ - سوره الفتح)
- مگر ندانستهاى که فرمانروايى آسمانها و زمين از آن خداست هر که را بخواهد عذاب مىکند و هر که را بخواهد مىبخشد و خدا بر هر چيزى تواناست (۴۰ - سوره المائده)
طنز تلخ
از ملا نِقی
امرداد ماه ۱۳۹۵
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
😔 خادمان اسلام عزیز 😌
دو کس خدمت شایانی به اسلام عزیز کردند:
۱- عمر (له) برای گسترش اسلام از طریق لشکرکشی،
۲- عثمان (له) برای رمزآلود کردن قرآن از طریق درهم آمیختن آیات مکی و مدنی با هم.
ملانِقی
امرداد ۱۴۰۱
https://t.me/TanzeTalkh2
دو کس خدمت شایانی به اسلام عزیز کردند:
۱- عمر (له) برای گسترش اسلام از طریق لشکرکشی،
۲- عثمان (له) برای رمزآلود کردن قرآن از طریق درهم آمیختن آیات مکی و مدنی با هم.
ملانِقی
امرداد ۱۴۰۱
https://t.me/TanzeTalkh2
Telegram
GodSpeaks2You
خطاب من به ایرانیان
ف ۴ - محمد از قول من توی قرآن بارها گفته که:
«خداوند برای هر قومی، پیامبری از آن قوم میفرستد»! ((۶۹ الأعراف - ۴ إبراهيم - ۴۷ يونس - ۳۲ المؤمنون - ۴ ص - ۱۱۳ النحل - ۳۲ المؤمنون - ۱۲۹ البقرة - ۲ الجمعة).
آیا این آیات برای شما کافی…
ف ۴ - محمد از قول من توی قرآن بارها گفته که:
«خداوند برای هر قومی، پیامبری از آن قوم میفرستد»! ((۶۹ الأعراف - ۴ إبراهيم - ۴۷ يونس - ۳۲ المؤمنون - ۴ ص - ۱۱۳ النحل - ۳۲ المؤمنون - ۱۲۹ البقرة - ۲ الجمعة).
آیا این آیات برای شما کافی…
قصه های قرآن_-فیل.pdf
114.7 KB
🐘 قصه اصحاب فیل
....
۲- خانه كعبه در آن زمان (پيش از بعثت) يك بتكده مركزي بود كه بتهاي بزرگ قبائل معروف عرب در آن قرار داشت. به عبارت ديگر، كعبه در عمل مركز شرك و خانه بتها بود، نه خانه خدا . چگونه است كه خدا وقتي خانهاش تبديل به بتكده ميشود، هيچ عكسالعملي نشان نميدهد، ولي وقتي ميخواهند آن را خراب كنند، چنين خشمگين ميشود؟ آيا خداي محمد نسبت به در و ديوار و سنگ و چوبِ ساختمان كعبه حساس بود، ولي برايش اهميتي نداشت كه اين خانه مركز كفر و شرك و فساد شده است، براي همين با آنكه قرنها از بتخانه شدنِ خانهاش ميگذشت سكوت كرد اما وقتي خواستند آن را خراب كنند، ديگر طاقت نياورد؟ .....
https://t.me/TanzeTalkh2/1537
....
۲- خانه كعبه در آن زمان (پيش از بعثت) يك بتكده مركزي بود كه بتهاي بزرگ قبائل معروف عرب در آن قرار داشت. به عبارت ديگر، كعبه در عمل مركز شرك و خانه بتها بود، نه خانه خدا . چگونه است كه خدا وقتي خانهاش تبديل به بتكده ميشود، هيچ عكسالعملي نشان نميدهد، ولي وقتي ميخواهند آن را خراب كنند، چنين خشمگين ميشود؟ آيا خداي محمد نسبت به در و ديوار و سنگ و چوبِ ساختمان كعبه حساس بود، ولي برايش اهميتي نداشت كه اين خانه مركز كفر و شرك و فساد شده است، براي همين با آنكه قرنها از بتخانه شدنِ خانهاش ميگذشت سكوت كرد اما وقتي خواستند آن را خراب كنند، ديگر طاقت نياورد؟ .....
https://t.me/TanzeTalkh2/1537
ما بعد از ۴۴ سال بخوبی دریافتهایم که:
«دموکراسی یا دیکتاتوری، بهیچوجه به شکل حکومت وابسته نیست»
آنان که بنام دموکراسی، از شکل خاصی از حکومت (مشروطه یا جمهوری) طرفداری میکنند، خودکامه هستند و خواسته یا ناخواسته آب به آسیاب حکومت اسلامی میریزند.
درود بر شرف آزادزنان و آزادمردانی که فارغ از شکل حکومت، آزادی را فریاد میزنند و خواهان نابودی کامل حکومت اسلامی هستند.
ملانِقی
امرداد ماه ۱۴۰۱
https://t.me/TanzeTalkh2
«دموکراسی یا دیکتاتوری، بهیچوجه به شکل حکومت وابسته نیست»
آنان که بنام دموکراسی، از شکل خاصی از حکومت (مشروطه یا جمهوری) طرفداری میکنند، خودکامه هستند و خواسته یا ناخواسته آب به آسیاب حکومت اسلامی میریزند.
درود بر شرف آزادزنان و آزادمردانی که فارغ از شکل حکومت، آزادی را فریاد میزنند و خواهان نابودی کامل حکومت اسلامی هستند.
ملانِقی
امرداد ماه ۱۴۰۱
https://t.me/TanzeTalkh2
جمهوری یا مشروطه
یه آقایی بود در قبل از انقلاب، یکی از دلایلش (و شاید تنهاترین دلیلش) برای مخالفت با شاه و طرفداری از جمهوریت این بود که میگفت:
«در حکومت جمهوری، منِ بچه دهاتی امید دارم که یه روزی بشوم رییسجمهور، که در حکومت پادشاهی این غیرممکن است.»
همین بچه دهاتی در اوایل انقلاب، دو دوره نماینده مجلس شد و الان ۳۵ ساله که سر #سفره_انقلاب نشسته و حقوقی برابر حقوق نمایندگان مجلس میگیرد.
امروزه خیلیها دلیلشان برای طرفداری از جمهوریت و مخالفت با پادشاهی از همین جنس است.
ملانِقی
شهریور ۱۴۰۱
https://t.me/TanzeTalkh2
یه آقایی بود در قبل از انقلاب، یکی از دلایلش (و شاید تنهاترین دلیلش) برای مخالفت با شاه و طرفداری از جمهوریت این بود که میگفت:
«در حکومت جمهوری، منِ بچه دهاتی امید دارم که یه روزی بشوم رییسجمهور، که در حکومت پادشاهی این غیرممکن است.»
همین بچه دهاتی در اوایل انقلاب، دو دوره نماینده مجلس شد و الان ۳۵ ساله که سر #سفره_انقلاب نشسته و حقوقی برابر حقوق نمایندگان مجلس میگیرد.
امروزه خیلیها دلیلشان برای طرفداری از جمهوریت و مخالفت با پادشاهی از همین جنس است.
ملانِقی
شهریور ۱۴۰۱
https://t.me/TanzeTalkh2
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
قصه های قرآن_.pdf
2 MB
1. قصهی آفرینش جهان و آدم
یکی بود، یکی نبود، غیر از خدا هیچکس نبود...
به فکر افتاد که موجوداتی خلق کند که از تنهایی درآید. در چشم بهمزدنی (کُن فَیَکون) فرشتگانی آفرید با بالهای دوگانه، سهگانه و چهارگانه،...
.... تا اینکه خداوند تصمیم گرفت جهان را بسازد، ...
تا آن زمان هرچه بود لامکان بود و در لاهوت و ازلیت...
... تصمیم گرفت که جهان را در شش روز (یا شش هنگام) بیافریند...
این داستان برگرفته از قرآن را بخوانید و اگر خوشتان آمد برای دوستان و همفکرانتان بفرستید.
@TanzaTalkh2
یکی بود، یکی نبود، غیر از خدا هیچکس نبود...
به فکر افتاد که موجوداتی خلق کند که از تنهایی درآید. در چشم بهمزدنی (کُن فَیَکون) فرشتگانی آفرید با بالهای دوگانه، سهگانه و چهارگانه،...
.... تا اینکه خداوند تصمیم گرفت جهان را بسازد، ...
تا آن زمان هرچه بود لامکان بود و در لاهوت و ازلیت...
... تصمیم گرفت که جهان را در شش روز (یا شش هنگام) بیافریند...
این داستان برگرفته از قرآن را بخوانید و اگر خوشتان آمد برای دوستان و همفکرانتان بفرستید.
@TanzaTalkh2
قصههای قرآن
1. قصهی آفرینش جهان و آدم
یکی بود، یکی نبود، غیر از خدا هیچکس نبود؛ و خدا خیلی تنها بود. از ازل تنها بود. حوصلهاش سر رفته بود. به فکر افتاد که موجوداتی خلق کند که از تنهایی درآید. در چشم بهمزدنی (کُن فَیَکون) فرشتگانی آفرید با بالهای دوگانه، سهگانه و چهارگانه، ...
القصه؛ این فرشتگان همگی مشغول ستایش و سجده و عبادت خدا شدند . تا اینکه خداوند تصمیم گرفت جهان را بسازد، چون تا آن زمان هرچه بود لامکان بود و در لاهوت و ازلیت. گذشت زمان در لامکان بیمعنی است، زیرا زمان و مکان دو عامل وابسته به یکدیگرند و گذشت زمان در جابجایی و تغییر مکان معنا و مفهوم مییابد؛ بنابراین نمیتوان گفت که چه مدت پس از آفرینشِ فرشتگان، خداوند تصمیم به آفریدن جهان گرفت.
این بار او از شگرد «کُن فَیَکون» استفاده نکرد و تصمیم گرفت که جهان را در شش روز (یا شش هنگام) بیافریند . حالا بگذریم از اینکه؛ وقتی جهانی در کار نیست و زمین و خورشیدی وجود ندارد و همانطور که گفته شد؛ گذشت زمان در لامکان معنا ندارد؛ شش روز و یا شش هنگام را چگونه میشود محاسبه کرد؟!
...
بهر حال، خدا دست بهکارِ آفریدن جهان شد. ابتدا زمین را با گستراندن آن آفرید ، همانطور که اعرابی برای برپایی خیمه، زیلویش را با غلطاندن ، میگستراند.
نکتهی جالب توجه اینکه؛ عالمان دین اسلام، کشف کردهاند که 25 ذیقعده روزی است که زمین گسترش یافته است، بههمین جهت این روز را دَحوُالارض (گسترش زمین) نامیدهاند. اینکه گسترش زمین در 25 ذیقعدهی چه سالی اتفاق افتاده، این عالمان اطلاعی ندارند! ولی ما اکنون میدانیم که قبل از آفرینش (و بهقول دینداران، گسترش) زمین، نه جانداری وجود داشته، نه انسانی و نه خورشید و ماهی که با آن بتوان روز و ماه را اندازه گرفت. در ادامه خواهیم دید که خورشید و ماه هم در این شش روزی که خداوند تصمیم گرفت جهان (شامل زمین و آسمان و آنچه در بین آنهاست) را بیافریند، بعنوان جزئی از جهان، ساخته شدهاند.!
بگذریم؛ سپس خداوند در زمین کوههایی قرار داد، به مانند میخ و لنگر ، که زمین را برقرار و استوار نگه دارد . همچنین رودها و راههای زمینی را آفرید تا انسانها (که بعداً آفریده خواهند شد) بتوانند راه خود را پیدا کنند .!
.....
این قصه را با مستنداتش، در فایل pdf (لینک زیر) بخوانید و اگر پسندیدید، برای دوستان و همفکرانتان بفرستید.
منتظر نقدها و نظراتتان هم هستم.
https://t.me/TanzeTalkh2/1541
1. قصهی آفرینش جهان و آدم
یکی بود، یکی نبود، غیر از خدا هیچکس نبود؛ و خدا خیلی تنها بود. از ازل تنها بود. حوصلهاش سر رفته بود. به فکر افتاد که موجوداتی خلق کند که از تنهایی درآید. در چشم بهمزدنی (کُن فَیَکون) فرشتگانی آفرید با بالهای دوگانه، سهگانه و چهارگانه، ...
القصه؛ این فرشتگان همگی مشغول ستایش و سجده و عبادت خدا شدند . تا اینکه خداوند تصمیم گرفت جهان را بسازد، چون تا آن زمان هرچه بود لامکان بود و در لاهوت و ازلیت. گذشت زمان در لامکان بیمعنی است، زیرا زمان و مکان دو عامل وابسته به یکدیگرند و گذشت زمان در جابجایی و تغییر مکان معنا و مفهوم مییابد؛ بنابراین نمیتوان گفت که چه مدت پس از آفرینشِ فرشتگان، خداوند تصمیم به آفریدن جهان گرفت.
این بار او از شگرد «کُن فَیَکون» استفاده نکرد و تصمیم گرفت که جهان را در شش روز (یا شش هنگام) بیافریند . حالا بگذریم از اینکه؛ وقتی جهانی در کار نیست و زمین و خورشیدی وجود ندارد و همانطور که گفته شد؛ گذشت زمان در لامکان معنا ندارد؛ شش روز و یا شش هنگام را چگونه میشود محاسبه کرد؟!
...
بهر حال، خدا دست بهکارِ آفریدن جهان شد. ابتدا زمین را با گستراندن آن آفرید ، همانطور که اعرابی برای برپایی خیمه، زیلویش را با غلطاندن ، میگستراند.
نکتهی جالب توجه اینکه؛ عالمان دین اسلام، کشف کردهاند که 25 ذیقعده روزی است که زمین گسترش یافته است، بههمین جهت این روز را دَحوُالارض (گسترش زمین) نامیدهاند. اینکه گسترش زمین در 25 ذیقعدهی چه سالی اتفاق افتاده، این عالمان اطلاعی ندارند! ولی ما اکنون میدانیم که قبل از آفرینش (و بهقول دینداران، گسترش) زمین، نه جانداری وجود داشته، نه انسانی و نه خورشید و ماهی که با آن بتوان روز و ماه را اندازه گرفت. در ادامه خواهیم دید که خورشید و ماه هم در این شش روزی که خداوند تصمیم گرفت جهان (شامل زمین و آسمان و آنچه در بین آنهاست) را بیافریند، بعنوان جزئی از جهان، ساخته شدهاند.!
بگذریم؛ سپس خداوند در زمین کوههایی قرار داد، به مانند میخ و لنگر ، که زمین را برقرار و استوار نگه دارد . همچنین رودها و راههای زمینی را آفرید تا انسانها (که بعداً آفریده خواهند شد) بتوانند راه خود را پیدا کنند .!
.....
این قصه را با مستنداتش، در فایل pdf (لینک زیر) بخوانید و اگر پسندیدید، برای دوستان و همفکرانتان بفرستید.
منتظر نقدها و نظراتتان هم هستم.
https://t.me/TanzeTalkh2/1541
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
1. قصهی آفرینش جهان و آدم
یکی بود، یکی نبود، غیر از خدا هیچکس نبود...
به فکر افتاد که موجوداتی خلق کند که از تنهایی درآید. در چشم بهمزدنی (کُن فَیَکون) فرشتگانی آفرید با بالهای دوگانه، سهگانه و چهارگانه،...
.... تا اینکه خداوند تصمیم گرفت جهان…
یکی بود، یکی نبود، غیر از خدا هیچکس نبود...
به فکر افتاد که موجوداتی خلق کند که از تنهایی درآید. در چشم بهمزدنی (کُن فَیَکون) فرشتگانی آفرید با بالهای دوگانه، سهگانه و چهارگانه،...
.... تا اینکه خداوند تصمیم گرفت جهان…
کالایی برای دکانداران دین
به آیاتی چند از کلامالله مجید، در تصویر بالا توجه فرمایید:
از مفاد این آیات میشود دو موضوع را بهخوبی نتیجه گرفت:
۱- خداوند برای هر قومی، پیامبری از میان خودشان میفرستد.
۲- خداوند، قرآن را به زبان عربی برای مردم عربزبان فرستاده و در آن موضوعات را به سادگی بیان کرده تا آن را بفهمند و خداوند بتواند دربارهی قرآن از آنان سوال کند.
این دو موضوع کاملا منطبق با هدف کلی فرستادن پیامبران برای هدایت بشر هستند؛ بهخصوص وقتی میدانیم که پیامبر تنها واسطهی رساندن کلام خدا به مردم است و عمر جاودانه ندارد. آیات متعددی از قرآن هم مؤید این نکته است؛ مانند فصلت-۶، الشورى-۵۱، الكهف-۱۱۰، إبراهيم-۱۱ و الأنبياء-۳۴.
https://t.me/+Rh7J-W9Go6l8zGZ5
https://t.me/TanzeTalkh2
به آیاتی چند از کلامالله مجید، در تصویر بالا توجه فرمایید:
از مفاد این آیات میشود دو موضوع را بهخوبی نتیجه گرفت:
۱- خداوند برای هر قومی، پیامبری از میان خودشان میفرستد.
۲- خداوند، قرآن را به زبان عربی برای مردم عربزبان فرستاده و در آن موضوعات را به سادگی بیان کرده تا آن را بفهمند و خداوند بتواند دربارهی قرآن از آنان سوال کند.
این دو موضوع کاملا منطبق با هدف کلی فرستادن پیامبران برای هدایت بشر هستند؛ بهخصوص وقتی میدانیم که پیامبر تنها واسطهی رساندن کلام خدا به مردم است و عمر جاودانه ندارد. آیات متعددی از قرآن هم مؤید این نکته است؛ مانند فصلت-۶، الشورى-۵۱، الكهف-۱۱۰، إبراهيم-۱۱ و الأنبياء-۳۴.
https://t.me/+Rh7J-W9Go6l8zGZ5
https://t.me/TanzeTalkh2
کالایی برای دکانداران دین
به آیاتی چند از کلامالله مجید، در تصویر بالا توجه فرمایید:
از مفاد این آیات میشود دو اصل را بهخوبی نتیجه گرفت:
۱- خداوند برای هر قومی، پیامبری از میان خودشان میفرستد.
۲- خداوند، قرآن را به زبان عربی برای مردم عربزبان فرستاده و در آن موضوعات را به سادگی بیان کرده تا آن را بفهمند و خداوند بتواند دربارهی قرآن از آنان سوال کند.
این دو اصل کاملا منطبق با هدف کلی فرستادن پیامبران برای هدایت بشر هستند؛ بهخصوص وقتی میدانیم که پیامبر تنها واسطهی رساندن کلام خدا به مردم است و عمر جاودانه ندارد. آیات متعددی از قرآن هم مؤید این نکته است؛ مانند فصلت-۶، الشورى-۵۱، الكهف-۱۱۰، إبراهيم-۱۱ و الأنبياء-۳۴.
از اصل اول بهوضوح میتوان دریافت که اسلام دینی است مخصوص عربها، چون پیغمبرش عرب است و قرآن هم به زبان عربیست!
خود پیغمبر اسلام هم انتظار نداشت و تلاش نمیکرد برای اینکه کسی غیر از اعراب را مسلمان کند!، بخصوص مو قعی که در مکه بود. البته آن گونه که در روایات هست، در زمانی که در مدینه استقرار یافت، نامههایی به سه تن از سران ممالک بزرگ آن روز نوشت و آنان را به اسلام دعوت کرد؛ که این دعوت هم در چارچوب رسالتش نبود و در هیچ جای قرآن هم به او چنین دستوری داده نشده است. توضیح بیشتر 👈 https://t.me/TanzeTalkh2/818 👉
اما بعد از پیغمبر، عمر (له) با لشکرکشیهایش، اسلام را به سرزمینهای غیر عربزبان گسترش داد، در حالی که هنوز قرآن بصورت نوشتههای پراکندهای بر روی پوست یا استخوان کتف شتر، نزد کاتبان وحی نگهداری میشد.
اما دربارهی اصل دوم:
اگر بر این باور باشیم که قرآن کتابی آسمانی است که برای هدایت بشر، بر پیغمبر نازل گردیده است؛ منطقی است که آیات قرآن بهقدری ساده باشند که برای عموم مردم، بدون نیاز بهتفسیر، قابل فهم و درک باشد.
اگر قرآن را به فارسی مطالعه کنیم بهطور ملموس متوجه میشویم که بسیاری از آیههای قرآن سادهتر از آن هستند که نیاز به تفسیر داشته باشند، ولی از آنجا که تعداد قابل توجهی از آیات هرکدام به مناسبت واقعهای و یا نهی از رسم و سنتی (که به آن شأن نزول میگویند) نازل شدهاند، فهم آن آیات بدون اطلاع از آن واقعه یا سنتها دشوار است.
مثلاً در آیهی ۱۸۹ سوره بقره میخوانیم: «... و نيكى آن نيست كه از پشت خانهها درآييد! بلكه نيكى آن است كه كسى تقوا پيشه كند و به خانهها از در [ورودى] آنها درآييد و از خدا بترسيد باشد كه رستگار گرديد». که جملاتی گنگ و بیمعنی بهنظر میرسند، اما وقتی شأننزول آن را از تفسیر المیزان میخوانیم، عبارت کمی قابل درک میشود: «...جماعتي از عرب جاهليت رسمشان چنين بوده كه چون براي زيارت حج از خانه بيرون ميشدند ديگر اگر در خانه كاري ميداشتند (مثلا چيزي جا گذاشته بودند) از در خانه وارد نميشدند، بلكه از پشت ديوار را سوراخ ميكردند و از سوراخ داخل ميشدند. اسلام از اين معنا نهي كرد و دستور داد از در خانهها درآيند.. (ترجمة الميزان ج ۲ ص ۸۱)».
اما دکانداران دین، بر خلاف این اصل روشن و منطقی، قرآن را معجزهی پیامبر میدانند و آن را کتابی رمزآلود و شگفتانگیز جلوه دادهاند. در حالی که در هیچ جای قرآن به معجزه بودن قرآن اشارهای نشده است. این دکانداران و متولیان دین، بهعنوان جانشینان خودخواندهی پیامبر، مردم را به این باور رساندهاند که از مطالب قرآن بدون تفسیر و توضیح این دکانداران (بهقول خودشان، متخصصان دین)، نمیشود چیزی سر در آورد و بهقول خودشان؛ قرآن را نمیشود تفسیر به رأی کرد. برخی از آنها حتی اجازهی خواندن قرآن بهغیر از زبان عربی را جایز نمیدانند.
https://t.me/TanzeTalkh2/1543
به آیاتی چند از کلامالله مجید، در تصویر بالا توجه فرمایید:
از مفاد این آیات میشود دو اصل را بهخوبی نتیجه گرفت:
۱- خداوند برای هر قومی، پیامبری از میان خودشان میفرستد.
۲- خداوند، قرآن را به زبان عربی برای مردم عربزبان فرستاده و در آن موضوعات را به سادگی بیان کرده تا آن را بفهمند و خداوند بتواند دربارهی قرآن از آنان سوال کند.
این دو اصل کاملا منطبق با هدف کلی فرستادن پیامبران برای هدایت بشر هستند؛ بهخصوص وقتی میدانیم که پیامبر تنها واسطهی رساندن کلام خدا به مردم است و عمر جاودانه ندارد. آیات متعددی از قرآن هم مؤید این نکته است؛ مانند فصلت-۶، الشورى-۵۱، الكهف-۱۱۰، إبراهيم-۱۱ و الأنبياء-۳۴.
از اصل اول بهوضوح میتوان دریافت که اسلام دینی است مخصوص عربها، چون پیغمبرش عرب است و قرآن هم به زبان عربیست!
خود پیغمبر اسلام هم انتظار نداشت و تلاش نمیکرد برای اینکه کسی غیر از اعراب را مسلمان کند!، بخصوص مو قعی که در مکه بود. البته آن گونه که در روایات هست، در زمانی که در مدینه استقرار یافت، نامههایی به سه تن از سران ممالک بزرگ آن روز نوشت و آنان را به اسلام دعوت کرد؛ که این دعوت هم در چارچوب رسالتش نبود و در هیچ جای قرآن هم به او چنین دستوری داده نشده است. توضیح بیشتر 👈 https://t.me/TanzeTalkh2/818 👉
اما بعد از پیغمبر، عمر (له) با لشکرکشیهایش، اسلام را به سرزمینهای غیر عربزبان گسترش داد، در حالی که هنوز قرآن بصورت نوشتههای پراکندهای بر روی پوست یا استخوان کتف شتر، نزد کاتبان وحی نگهداری میشد.
اما دربارهی اصل دوم:
اگر بر این باور باشیم که قرآن کتابی آسمانی است که برای هدایت بشر، بر پیغمبر نازل گردیده است؛ منطقی است که آیات قرآن بهقدری ساده باشند که برای عموم مردم، بدون نیاز بهتفسیر، قابل فهم و درک باشد.
اگر قرآن را به فارسی مطالعه کنیم بهطور ملموس متوجه میشویم که بسیاری از آیههای قرآن سادهتر از آن هستند که نیاز به تفسیر داشته باشند، ولی از آنجا که تعداد قابل توجهی از آیات هرکدام به مناسبت واقعهای و یا نهی از رسم و سنتی (که به آن شأن نزول میگویند) نازل شدهاند، فهم آن آیات بدون اطلاع از آن واقعه یا سنتها دشوار است.
مثلاً در آیهی ۱۸۹ سوره بقره میخوانیم: «... و نيكى آن نيست كه از پشت خانهها درآييد! بلكه نيكى آن است كه كسى تقوا پيشه كند و به خانهها از در [ورودى] آنها درآييد و از خدا بترسيد باشد كه رستگار گرديد». که جملاتی گنگ و بیمعنی بهنظر میرسند، اما وقتی شأننزول آن را از تفسیر المیزان میخوانیم، عبارت کمی قابل درک میشود: «...جماعتي از عرب جاهليت رسمشان چنين بوده كه چون براي زيارت حج از خانه بيرون ميشدند ديگر اگر در خانه كاري ميداشتند (مثلا چيزي جا گذاشته بودند) از در خانه وارد نميشدند، بلكه از پشت ديوار را سوراخ ميكردند و از سوراخ داخل ميشدند. اسلام از اين معنا نهي كرد و دستور داد از در خانهها درآيند.. (ترجمة الميزان ج ۲ ص ۸۱)».
اما دکانداران دین، بر خلاف این اصل روشن و منطقی، قرآن را معجزهی پیامبر میدانند و آن را کتابی رمزآلود و شگفتانگیز جلوه دادهاند. در حالی که در هیچ جای قرآن به معجزه بودن قرآن اشارهای نشده است. این دکانداران و متولیان دین، بهعنوان جانشینان خودخواندهی پیامبر، مردم را به این باور رساندهاند که از مطالب قرآن بدون تفسیر و توضیح این دکانداران (بهقول خودشان، متخصصان دین)، نمیشود چیزی سر در آورد و بهقول خودشان؛ قرآن را نمیشود تفسیر به رأی کرد. برخی از آنها حتی اجازهی خواندن قرآن بهغیر از زبان عربی را جایز نمیدانند.
https://t.me/TanzeTalkh2/1543
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
کالایی برای دکانداران دین
به آیاتی چند از کلامالله مجید، در تصویر بالا توجه فرمایید:
از مفاد این آیات میشود دو موضوع را بهخوبی نتیجه گرفت:
۱- خداوند برای هر قومی، پیامبری از میان خودشان میفرستد.
۲- خداوند، قرآن را به زبان عربی برای مردم عربزبان…
به آیاتی چند از کلامالله مجید، در تصویر بالا توجه فرمایید:
از مفاد این آیات میشود دو موضوع را بهخوبی نتیجه گرفت:
۱- خداوند برای هر قومی، پیامبری از میان خودشان میفرستد.
۲- خداوند، قرآن را به زبان عربی برای مردم عربزبان…
🦕 دیو در خانه 🦕
✍ روزی که شورش ۵۷ به نتیجه رسید؛ گمان خمینی بر این بود که لشکر اسلام بر سرزمین کفار غلبه کرده است؛ و در نتیجه هرکس که با عقیده و نظر او مخالف بود، اسرای جنگی و برده و کنیز او محسوب میشد و تمام سرمایهها و منابع ایران هم غنایم جنگی او که باید بین فاتحان این جنگ تقسیم میشد:
اینها از غنایم اسلام است و من امر کردهام به مستضعفين بدهند. (خمینی گجستک)
___
📖 در اسفند ۱۳۹۶،
خلاصهای از ۴۰ سال چپاول و غارت کشور ایران توسط مشتی اراذل و اوباش عقدهای، زیر پوشش اسلام، چنین بیان شد: 👇👇👇
🦎🦇 دیو در خانه
شبانگاهان که دیو آمد به خانه
گرفت بر دین و ایمانم نشانه
همان دیوی که شیطان رجیم است
ولی خود خوانده الله رحیم است
به ما کرد حمله با انصار و اعوان
که در توبره نماید خاک ایران
بگفتا این بود بر ما غنایم(۱)
ز بهر لشکر سلم(۲) و بهایم(۳)
#ایران_را_پس_میگیریم
از #فرقه_تبهکار
پ.ن.
(۱) اینها از غنایم اسلام است و من امر کردهام به مستضعفين بدهند. (اخ)
(۲) اسلام عزیز
(۳) چارپایان
------
طنز تلخ از ملانقی
👇👇👇
🆔 https://t.me/TanzeTalkh2/637
✍ روزی که شورش ۵۷ به نتیجه رسید؛ گمان خمینی بر این بود که لشکر اسلام بر سرزمین کفار غلبه کرده است؛ و در نتیجه هرکس که با عقیده و نظر او مخالف بود، اسرای جنگی و برده و کنیز او محسوب میشد و تمام سرمایهها و منابع ایران هم غنایم جنگی او که باید بین فاتحان این جنگ تقسیم میشد:
اینها از غنایم اسلام است و من امر کردهام به مستضعفين بدهند. (خمینی گجستک)
___
📖 در اسفند ۱۳۹۶،
خلاصهای از ۴۰ سال چپاول و غارت کشور ایران توسط مشتی اراذل و اوباش عقدهای، زیر پوشش اسلام، چنین بیان شد: 👇👇👇
🦎🦇 دیو در خانه
شبانگاهان که دیو آمد به خانه
گرفت بر دین و ایمانم نشانه
همان دیوی که شیطان رجیم است
ولی خود خوانده الله رحیم است
به ما کرد حمله با انصار و اعوان
که در توبره نماید خاک ایران
بگفتا این بود بر ما غنایم(۱)
ز بهر لشکر سلم(۲) و بهایم(۳)
#ایران_را_پس_میگیریم
از #فرقه_تبهکار
پ.ن.
(۱) اینها از غنایم اسلام است و من امر کردهام به مستضعفين بدهند. (اخ)
(۲) اسلام عزیز
(۳) چارپایان
------
طنز تلخ از ملانقی
👇👇👇
🆔 https://t.me/TanzeTalkh2/637
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
دیو در خانه
شبانگاهان که دیو آمد به خانه
گرفت بر دین و ایمانم نشانه
همان دیوی که شیطان رجیم است
ولی خود خوانده الله رحیم است
به ما کرد حمله با انصار و اعوان
که در توبره نماید خاک ایران
بگفتا این بود بر ما غنایم*
ز بهر لشکر سلم و بهایم
* اینها از غنایم…
شبانگاهان که دیو آمد به خانه
گرفت بر دین و ایمانم نشانه
همان دیوی که شیطان رجیم است
ولی خود خوانده الله رحیم است
به ما کرد حمله با انصار و اعوان
که در توبره نماید خاک ایران
بگفتا این بود بر ما غنایم*
ز بهر لشکر سلم و بهایم
* اینها از غنایم…
متنی از یک ناشناس
شما را به انسانيت قسم میدهم ، تا پايان ، متن را بخوانيد و آن را دست به دست برای دیگران بفرستید ، تا از بيمارى مسرى قرن بنام "اسلام" جلو گيرى كنيد که آيندگان در كشور به آن مبتلا نگردند ... !
بیشتر به یک خواب آشفته و کابوس میماند تا واقعیت ... !!!
* متاسفانه رهبری که هواپیمای مسافربری را از آسمان به زمین میکوبد ، به پادشاهی که هواپیما را از زمین به آسمان میبرد ، ترجیح ميدهيم ... ! ؟
* جهان اسلام ... :
به یک و نیم میلیارد دوست ، برادر ، و خواهر که به خون یکدیگر تشنه اند ، جهان اسلام گفته میشود ... ! ؟
* خاورمیانه ... :
منطقه ی پیامبر خیز و بدبخت گونه ای که گوئی آفتاب تیز ، مغزها را تکان داده است ... ! ؟
* ﻣﻦ ﻧﻤﯽﻓﻬﻤﻢ ... :
ﻧﻮﺡ ﺍﯾﻨﺠﺎ ... !
ابراهیم اینجا ... !
ﻣﻮﺳﯽ ﺍﯾﻨﺠﺎ ... !
ﻋﯿﺴﯽ ﺍﯾﻨﺠﺎ ... !
ﻣﺤﻤﺪ اﯾﻨﺠﺎ ... !
ﯾﻮﺳﻒ ﻭ ﯾﻮﻧﺲ ﻭ ﻟﻮﻁ ﻭ ﺍﺳﺤﺎﻕ ﻭ یعقوب و ... ، همگی ﺍﯾﻨﺠﺎ ... !
یک ﻧﻔﺮ ﻧﺒﻮﺩ ﮐﻪ در ﮐﺎﻧﺎﺩﺍ ﯾﺎ ﺑﻠﮋﯾﮏ ﯾﺎ مثلأ ﻧﯿﻮﺯﯾﻠﻨﺪ ، ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﻫﺪﺍیت ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷد ... ! ؟
ﻫﻤش ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺎ ﺭﻭ ﻫﺪﺍﯾﺖ ﻣﯿﮑﺮﺩﻥد ... ! ؟
* كمى به عمق كلام "كارل پوپر" توجه كنيد :
آنکس که بهشتِ زندگی را برایت جهنم کرده ، مجبور است متقاعدت کند که :
« بهشت جای دیگری است ... »
* مسلمان واقعی کسی است که سفر محمد با الاغ به آسمان و سخنرانی اسب حسین در روز عاشورا و پرتاب تیر سه شعبه حرمله به گلوی علی اصغر را باور میکند ، ولی شلیک عمدی سپاه تروریستی پاسداران به هواپیمای مسافربری را نمیتواند باور کند ... !!! ؟؟؟
* زمانی که "آخوندها" از "ایران" بروند ... :
"طالبان" و "القاعده" از "افغانستان" خواهد رفت ... !
"حشدالشعبی" از "عراق" خواهد رفت ... !
"حزب الله" از "لبنان" خواهد رفت ... !
"حماس" از "فلسطین" خواهد رفت ... !
"حوثی" از "یمن" خواهد رفت ... !
و ... ، نا آرامی ها از خاورمیانه خواهند رفت ... !!!
* میگویند ، امام زمان می آید ... :
اما نمی آید ... !
بدبخت انسانی که منتظر است ... !
او کیست که می آید ... ؟
چرا می آید ... ؟
و برای چه می آید ... ؟
کسی که در جنگهای جهانی نیامد ... !
میلیونها انسان سلاخی شدند ، اما نیامد ... !
چه بسیار زنانی که بی آبرو شدند ، اما نیامد ... !
چه کودکان و نو جوانانی که در جنگها ، بیگناه کشته شدند ، اما نیامد ... !
از فرط گرسنگی ، انسانها گربه خوردند ، اما نیامد ... !
به جوانان در بندها تجاوز شد ، اما نیامد ... !
هزاران نفر این روزها بر اثر فقر و تنگدستی در حال مردن هستند ، ولی نمی آید ... !
براستی او کجاست ... ؟
کی می آید ... ؟
می آید که چه کند ... !!! ؟؟؟
جنگ افروزی کند ... ؟
انتقام یک بانو را بعد از هزاران سال بگیرد ... ؟
انتقام کشتار عاشورا را از نسلهای بعدی بگیرد ... ؟
دو سوم مردم جهان را بکشد ... ؟
براستی منتظران او ، چه انتظاری را میکشند ... ؟؟؟ !!!
*** به قول زنده یاد "رضا فاضلی" :
" مشکل مردم ما نفهمیدن نیست ،
ترس از فهمیدنه ... "
* در ایران ٧٢ هزار مسجد وجود دارد که هر کدام میتوانند هر شب بهطور میانگین ، برای ١٠٠ بیخانمان سرپناه باشند ، چیزی حدود ۷ میلیون جای خواب ... ! ؟
در مسجد از مستضعفین حرف میزنند ، اما میگویند که مسجد جای خواب نیست ... ! ؟
پس دقیقا این مسجدهای پرهزینه و نا کارآمد به چه دردی میخورند ... ؟؟؟
* ۱۲۰ بیمارستان به اسم خمینی داریم ، هر ۱۲۰ تاشو شاه ساخته ... !
* در کل تاریخ اسلام ، تنها باری که نظرسنجی شد ، از یک شتر بود ... !
اونم برای تعیین جای مسجد ... ! ؟
اونوقت شما دنبال دمکراسی توی کشورهای اسلامی می گردید ... ؟؟؟
*** پس از گذشت ۴ دهه ، کشور این جوری شده :
۱-شمال کشور ، چوب بَر
۲-جنوب کشور ، خاک بَر
۳-شرق کشور ، سوخت بَر
۴-غرب کشور ، کول بَر
۵-مرکزِ قدرت ، پول بَر ... !!! ؟؟؟
*** کم ارزش ترین پول دنیا را کدام کشور دارد ... :
کشوری که دومین منابع گاز جهان را دارد ،
کشوری که سومین منابع نفت جهان را دارد ،
کشوری که یک ششم از ذخایر سنگهای قیمتی جهان را دارد ،
کشوری که از لحاظ دارا بودن ذخایر زیرزمینی و معادن و دارا بودن انواع فلزات و کانیهای معدنی درجهان ، رتبه دوم را دارد ،
کشوری که بهترین فرش جهان را دارد ،
کشوری که بهترین خاویار جهان را صادر میکند ،
کشوری که بهترین پسته جهان را دارد ،
کشوری که یکی از بهترین تولید کنندگان زعفران در دنیاست ،
کشوری که یکی از بزرگترین صادر کنندگان آب و برق منطقه است ،
کشوری که ۱۵ درصد از آثار باستانی و تاریخی ثبت شده در یونسکو را دارد ،
ادامه 👇👇
شما را به انسانيت قسم میدهم ، تا پايان ، متن را بخوانيد و آن را دست به دست برای دیگران بفرستید ، تا از بيمارى مسرى قرن بنام "اسلام" جلو گيرى كنيد که آيندگان در كشور به آن مبتلا نگردند ... !
بیشتر به یک خواب آشفته و کابوس میماند تا واقعیت ... !!!
* متاسفانه رهبری که هواپیمای مسافربری را از آسمان به زمین میکوبد ، به پادشاهی که هواپیما را از زمین به آسمان میبرد ، ترجیح ميدهيم ... ! ؟
* جهان اسلام ... :
به یک و نیم میلیارد دوست ، برادر ، و خواهر که به خون یکدیگر تشنه اند ، جهان اسلام گفته میشود ... ! ؟
* خاورمیانه ... :
منطقه ی پیامبر خیز و بدبخت گونه ای که گوئی آفتاب تیز ، مغزها را تکان داده است ... ! ؟
* ﻣﻦ ﻧﻤﯽﻓﻬﻤﻢ ... :
ﻧﻮﺡ ﺍﯾﻨﺠﺎ ... !
ابراهیم اینجا ... !
ﻣﻮﺳﯽ ﺍﯾﻨﺠﺎ ... !
ﻋﯿﺴﯽ ﺍﯾﻨﺠﺎ ... !
ﻣﺤﻤﺪ اﯾﻨﺠﺎ ... !
ﯾﻮﺳﻒ ﻭ ﯾﻮﻧﺲ ﻭ ﻟﻮﻁ ﻭ ﺍﺳﺤﺎﻕ ﻭ یعقوب و ... ، همگی ﺍﯾﻨﺠﺎ ... !
یک ﻧﻔﺮ ﻧﺒﻮﺩ ﮐﻪ در ﮐﺎﻧﺎﺩﺍ ﯾﺎ ﺑﻠﮋﯾﮏ ﯾﺎ مثلأ ﻧﯿﻮﺯﯾﻠﻨﺪ ، ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﻫﺪﺍیت ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷد ... ! ؟
ﻫﻤش ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺎ ﺭﻭ ﻫﺪﺍﯾﺖ ﻣﯿﮑﺮﺩﻥد ... ! ؟
* كمى به عمق كلام "كارل پوپر" توجه كنيد :
آنکس که بهشتِ زندگی را برایت جهنم کرده ، مجبور است متقاعدت کند که :
« بهشت جای دیگری است ... »
* مسلمان واقعی کسی است که سفر محمد با الاغ به آسمان و سخنرانی اسب حسین در روز عاشورا و پرتاب تیر سه شعبه حرمله به گلوی علی اصغر را باور میکند ، ولی شلیک عمدی سپاه تروریستی پاسداران به هواپیمای مسافربری را نمیتواند باور کند ... !!! ؟؟؟
* زمانی که "آخوندها" از "ایران" بروند ... :
"طالبان" و "القاعده" از "افغانستان" خواهد رفت ... !
"حشدالشعبی" از "عراق" خواهد رفت ... !
"حزب الله" از "لبنان" خواهد رفت ... !
"حماس" از "فلسطین" خواهد رفت ... !
"حوثی" از "یمن" خواهد رفت ... !
و ... ، نا آرامی ها از خاورمیانه خواهند رفت ... !!!
* میگویند ، امام زمان می آید ... :
اما نمی آید ... !
بدبخت انسانی که منتظر است ... !
او کیست که می آید ... ؟
چرا می آید ... ؟
و برای چه می آید ... ؟
کسی که در جنگهای جهانی نیامد ... !
میلیونها انسان سلاخی شدند ، اما نیامد ... !
چه بسیار زنانی که بی آبرو شدند ، اما نیامد ... !
چه کودکان و نو جوانانی که در جنگها ، بیگناه کشته شدند ، اما نیامد ... !
از فرط گرسنگی ، انسانها گربه خوردند ، اما نیامد ... !
به جوانان در بندها تجاوز شد ، اما نیامد ... !
هزاران نفر این روزها بر اثر فقر و تنگدستی در حال مردن هستند ، ولی نمی آید ... !
براستی او کجاست ... ؟
کی می آید ... ؟
می آید که چه کند ... !!! ؟؟؟
جنگ افروزی کند ... ؟
انتقام یک بانو را بعد از هزاران سال بگیرد ... ؟
انتقام کشتار عاشورا را از نسلهای بعدی بگیرد ... ؟
دو سوم مردم جهان را بکشد ... ؟
براستی منتظران او ، چه انتظاری را میکشند ... ؟؟؟ !!!
*** به قول زنده یاد "رضا فاضلی" :
" مشکل مردم ما نفهمیدن نیست ،
ترس از فهمیدنه ... "
* در ایران ٧٢ هزار مسجد وجود دارد که هر کدام میتوانند هر شب بهطور میانگین ، برای ١٠٠ بیخانمان سرپناه باشند ، چیزی حدود ۷ میلیون جای خواب ... ! ؟
در مسجد از مستضعفین حرف میزنند ، اما میگویند که مسجد جای خواب نیست ... ! ؟
پس دقیقا این مسجدهای پرهزینه و نا کارآمد به چه دردی میخورند ... ؟؟؟
* ۱۲۰ بیمارستان به اسم خمینی داریم ، هر ۱۲۰ تاشو شاه ساخته ... !
* در کل تاریخ اسلام ، تنها باری که نظرسنجی شد ، از یک شتر بود ... !
اونم برای تعیین جای مسجد ... ! ؟
اونوقت شما دنبال دمکراسی توی کشورهای اسلامی می گردید ... ؟؟؟
*** پس از گذشت ۴ دهه ، کشور این جوری شده :
۱-شمال کشور ، چوب بَر
۲-جنوب کشور ، خاک بَر
۳-شرق کشور ، سوخت بَر
۴-غرب کشور ، کول بَر
۵-مرکزِ قدرت ، پول بَر ... !!! ؟؟؟
*** کم ارزش ترین پول دنیا را کدام کشور دارد ... :
کشوری که دومین منابع گاز جهان را دارد ،
کشوری که سومین منابع نفت جهان را دارد ،
کشوری که یک ششم از ذخایر سنگهای قیمتی جهان را دارد ،
کشوری که از لحاظ دارا بودن ذخایر زیرزمینی و معادن و دارا بودن انواع فلزات و کانیهای معدنی درجهان ، رتبه دوم را دارد ،
کشوری که بهترین فرش جهان را دارد ،
کشوری که بهترین خاویار جهان را صادر میکند ،
کشوری که بهترین پسته جهان را دارد ،
کشوری که یکی از بهترین تولید کنندگان زعفران در دنیاست ،
کشوری که یکی از بزرگترین صادر کنندگان آب و برق منطقه است ،
کشوری که ۱۵ درصد از آثار باستانی و تاریخی ثبت شده در یونسکو را دارد ،
ادامه 👇👇
👆👆👆👆
کشوری که تنوع طبیعی بی نظیرش باعث شده که با یک ساعت پرواز از مناطق سرد با ۲۰ درجه زیر صفر ( شرایط اسکی روی برف ) ، به مناطق گرم با دمای ۳۵ درجه ( شرایط اسکی روی آب ) دسترسی داشته باشد ،
کشوری که یکی از مرغوبترین برنجهای جهان را دارد ،
کشوری که یکی از بهترین چای های دنیا را دارد ،
کشوری که به دلیل تنوع ذخایر معدنی ، به بهشت معدن شناسان مشهور است ،
و مهم تر از تمام اینها ... :
همان کشوری که سالانه چند هزار نفر تحصیلکرده از آن به خارج فرار میکنند که حدود ۵ درصد از آنها از نوابغ محسوب میشوند ... !!! ؟؟؟
بله ... ، این کشور صاحب کم ارزش ترین پول دنیا است ... !
*** کشوری که بیش از ۴۰ درصد از مردمش زیرخط فقر و محروم از امکانات اولیه زندگی سالم هستند ... !
* در پايان و "جان متن" ... :
اسلام دینی است که هر چه کمتر به دستوراتش عمل کنید ، بیشتر به انسانیت نزدیک شده اید ...
کشوری که تنوع طبیعی بی نظیرش باعث شده که با یک ساعت پرواز از مناطق سرد با ۲۰ درجه زیر صفر ( شرایط اسکی روی برف ) ، به مناطق گرم با دمای ۳۵ درجه ( شرایط اسکی روی آب ) دسترسی داشته باشد ،
کشوری که یکی از مرغوبترین برنجهای جهان را دارد ،
کشوری که یکی از بهترین چای های دنیا را دارد ،
کشوری که به دلیل تنوع ذخایر معدنی ، به بهشت معدن شناسان مشهور است ،
و مهم تر از تمام اینها ... :
همان کشوری که سالانه چند هزار نفر تحصیلکرده از آن به خارج فرار میکنند که حدود ۵ درصد از آنها از نوابغ محسوب میشوند ... !!! ؟؟؟
بله ... ، این کشور صاحب کم ارزش ترین پول دنیا است ... !
*** کشوری که بیش از ۴۰ درصد از مردمش زیرخط فقر و محروم از امکانات اولیه زندگی سالم هستند ... !
* در پايان و "جان متن" ... :
اسلام دینی است که هر چه کمتر به دستوراتش عمل کنید ، بیشتر به انسانیت نزدیک شده اید ...
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
متنی از یک ناشناس
شما را به انسانيت قسم میدهم ، تا پايان ، متن را بخوانيد و آن را دست به دست برای دیگران بفرستید ، تا از بيمارى مسرى قرن بنام "اسلام" جلو گيرى كنيد که آيندگان در كشور به آن مبتلا نگردند ... !
بیشتر به یک خواب آشفته و کابوس میماند تا…
شما را به انسانيت قسم میدهم ، تا پايان ، متن را بخوانيد و آن را دست به دست برای دیگران بفرستید ، تا از بيمارى مسرى قرن بنام "اسلام" جلو گيرى كنيد که آيندگان در كشور به آن مبتلا نگردند ... !
بیشتر به یک خواب آشفته و کابوس میماند تا…
👍1
.این ویدیو را تا پایان ببینید و سپس ادامه متن را بخوانید.
ویدیویی که دیدید، صرفنظر از طنز آشکاری که دارد، یک واقعیت تلخ تاریخی، بخصوص برای مسلمانان و شیعیان در دل خود نهفته داشت:
میدانیم که مسلمانان و بخصوص شیعیان، کلام خدا و قرآن که بقول خودشان از هرگونه تحریفی مصون مانده، را ول کرده و رفتهاند سراغ احادیث و روایاتی که تازه چندصد سال بعد از رحلت پیغمبر مکتوب شدهاند؛ در این چندصد سال هم که احادیث و روایات، سینه به سینه نقل شدهاند؛ خدا میداند چه تغییراتی (چه سلیقهای و چه به عمد و یا غیر عمد) در متن روایت داده شده است.! درست مانند آنچه که در ویدیو شاهد بودید (قرار بود یک حرکت ساده به فردی یاد داده شده و آن فرد به نوبهی خود حرکت را به دیگری یاد دهد.)
به همین جهت است که حتی خود آخوندها و نقل کنندگان روایات، هم آنها را به شکلهای مختلفی بیان میکنند و برای تفسیر و تأویل احادیث و توجیه تناقضات آنها و نیز شناخت جعلی بودن یا ضعیف و قوی بودن احادیث هم دکان جدیدی درست کردهاند بنام علم حدیث.
طنزآمیزترین قسمت ماجرا این است که برای تفسیر و تاویل قرآن هم به این روایات و احادیث، که خود نیاز به تجزیه و تحلیل دارند، متوسل میشوند؛ و از این نکتهی مهم و اساسی غافل شدهاند که:
((بنا به اعتقاد مسلمانان، قرآن کتابی آسمانی است که برای هدایت بشر، بر پیغمبر نازل گردیده است. به این جهت منطقی است که آیات قرآن بهقدری ساده باشد که برای عموم مردم، بدون نیاز بهتفسیر، قابل فهم و درک باشد. در قرآن نیز حداقل ششبار به این موضوع اشاره شده است: «این قرآن را آسان کردیم تا از آن پند گیرند. آیا پند گیرندهای هست؟»)) .
طنز تلخ از:
ملا نِقی
https://t.me/TanzeTalkh2/1548
ویدیویی که دیدید، صرفنظر از طنز آشکاری که دارد، یک واقعیت تلخ تاریخی، بخصوص برای مسلمانان و شیعیان در دل خود نهفته داشت:
میدانیم که مسلمانان و بخصوص شیعیان، کلام خدا و قرآن که بقول خودشان از هرگونه تحریفی مصون مانده، را ول کرده و رفتهاند سراغ احادیث و روایاتی که تازه چندصد سال بعد از رحلت پیغمبر مکتوب شدهاند؛ در این چندصد سال هم که احادیث و روایات، سینه به سینه نقل شدهاند؛ خدا میداند چه تغییراتی (چه سلیقهای و چه به عمد و یا غیر عمد) در متن روایت داده شده است.! درست مانند آنچه که در ویدیو شاهد بودید (قرار بود یک حرکت ساده به فردی یاد داده شده و آن فرد به نوبهی خود حرکت را به دیگری یاد دهد.)
به همین جهت است که حتی خود آخوندها و نقل کنندگان روایات، هم آنها را به شکلهای مختلفی بیان میکنند و برای تفسیر و تأویل احادیث و توجیه تناقضات آنها و نیز شناخت جعلی بودن یا ضعیف و قوی بودن احادیث هم دکان جدیدی درست کردهاند بنام علم حدیث.
طنزآمیزترین قسمت ماجرا این است که برای تفسیر و تاویل قرآن هم به این روایات و احادیث، که خود نیاز به تجزیه و تحلیل دارند، متوسل میشوند؛ و از این نکتهی مهم و اساسی غافل شدهاند که:
((بنا به اعتقاد مسلمانان، قرآن کتابی آسمانی است که برای هدایت بشر، بر پیغمبر نازل گردیده است. به این جهت منطقی است که آیات قرآن بهقدری ساده باشد که برای عموم مردم، بدون نیاز بهتفسیر، قابل فهم و درک باشد. در قرآن نیز حداقل ششبار به این موضوع اشاره شده است: «این قرآن را آسان کردیم تا از آن پند گیرند. آیا پند گیرندهای هست؟»)) .
طنز تلخ از:
ملا نِقی
https://t.me/TanzeTalkh2/1548
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
Forwarded from کانال محمد مهدویفر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔵 کسانی که در مراسم شیطانی اربعین در موکبها غذای رایگان میخورند باید بدانند که این غذاها از اموال ۸۵ میلیون ایرانی است که رضایت ندارند و خوردن این غذاهای رایگان مانند خوردن گوشت سگ، شرعا حرام است.
@mahdavifar2021
@mahdavifar2021
کانال محمد مهدویفر
🔵 کسانی که در مراسم شیطانی اربعین در موکبها غذای رایگان میخورند باید بدانند که این غذاها از اموال ۸۵ میلیون ایرانی است که رضایت ندارند و خوردن این غذاهای رایگان مانند خوردن گوشت سگ، شرعا حرام است. @mahdavifar2021
.
درود بر اعضای کانال طنز تلخ
با پخش ویدیوی بالا و زیرنویس آن در برخی از گروهها، مشاهده شد که برخی از اعضای گروه برآشفته پاسخ دادهاند که مواکب اربعین تماما با کمکهای مردمی اداره میشود.
گذشته از کمکهای پنهان و آشکار حکومت اسلامی در برپایی این مواکب از جمله: آب معدنی های رایگان، اینترنت رایگان، عوارضی رایگان، وام بدون بهره و خیلی کمکهای دیگر دولتی از بودجه بیتالمال (مصداق همان گوشت سگ)، که خود دولت هم ابایی از آشکار بودن آن ندارد؛ ذکر مطلب زیر را ضروری دانستم:
قدیما وقتی آخوندها در بالای منبر از فلسفهی قیام امام حسین میگفتند، حتما به این نکته هم اشاره میکردند که: «ندای هَل مِن ناصرٍ یَنصُرُنی (آیا کسی هست مرا یاری کند) امام حسین هنوز از اعماق تاریخ به گوش میرسد» اما امروزه دیگر صحبتی از این ندای امام نمیکنند!
چرایی آن را در آخر خواهیم فهمید.
همه میدانیم که امام حسن به دلایلی با معاویه پیمان صلح بست. واگذاری خراج دارابگرد (داراب فارس) به امام حسن، یکی از مفاد این پیمان بود. یکی دیگر از مفاد آن پیمان، عدم حاکمیت و جانشینی یزید بر حکومت اسلامی آن روز بود.
پس از شهادت امام حسن، امام حسین به امامت رسید و بخاطر احترام برادر و احترام به پیمانش، بر علیه معاویه قیام نکرد.
پس از مرگ معاویه، یزید جانشین پدر شد! برخلاف پیمان نامهی صلح امام حسن. با اینحال، امام حسین باز هم قیام نکرد. در حالی که یزید سعی داشت از امام حسین برای حکومتش بیعت بگیرد که امام به این خواسته وقعی ننهاد چون این بیعت را بیعت با حکومت زور و حکومت غیرقانونی (قانونی که همان صلحنامه بود) میدانست و باقی ماجرا....
بنابراین مخالفت امام حسین با یزید، بخاطر پیمانشکنی یزید بود.
اگر میگویند که «ندای هَل مِن ناصرٍ یَنصُرُنی امام حسین هنوز از اعماق تاریخ به گوش میرسد»، یعنی اینکه حسین انتظار دارد با مبارزه با پیمانشکنان و ظالمان او را یاری کنید.
بنابراین کسی که میخواهد به ندای امام حسین لبیک بگوید و راه او را برود، باید بر علیه هرگونه پیمانشکنی و بیقانونی قیام کند.
راه یاری امام حسین بر سر و سینه زدن و عزاداری نیست؛
راه یاری امام حسین نذری دادن نیست، که فقیران تنها در محرم و صفر گرسنه نیستند، به آنها همیشه و به هر طریقی میشود کمک کرد؛
راه یاری امام حسین به زیارت کربلا رفتن نیست، آن هم بهعنوان سیاهی لشکر حکومت جائر و پیمانشکن.! حکومتی که از شکم مردم ایران میبُرد و به بیگانگان (ببخشید، بیگانگان نه، هموطنان اصلی خودش) میدهد.
حالا متوجه شدید چرا آخوندها دیگر از ندای «هَل مِن ناصرٍ یَنصُرُنی» امام چیزی نمیگویند؟
چون خودشان عملهی ظلم شدهاند و جیرهخوار حکومت جائر!
https://t.me/TanzeTalkh2/1551
درود بر اعضای کانال طنز تلخ
با پخش ویدیوی بالا و زیرنویس آن در برخی از گروهها، مشاهده شد که برخی از اعضای گروه برآشفته پاسخ دادهاند که مواکب اربعین تماما با کمکهای مردمی اداره میشود.
گذشته از کمکهای پنهان و آشکار حکومت اسلامی در برپایی این مواکب از جمله: آب معدنی های رایگان، اینترنت رایگان، عوارضی رایگان، وام بدون بهره و خیلی کمکهای دیگر دولتی از بودجه بیتالمال (مصداق همان گوشت سگ)، که خود دولت هم ابایی از آشکار بودن آن ندارد؛ ذکر مطلب زیر را ضروری دانستم:
قدیما وقتی آخوندها در بالای منبر از فلسفهی قیام امام حسین میگفتند، حتما به این نکته هم اشاره میکردند که: «ندای هَل مِن ناصرٍ یَنصُرُنی (آیا کسی هست مرا یاری کند) امام حسین هنوز از اعماق تاریخ به گوش میرسد» اما امروزه دیگر صحبتی از این ندای امام نمیکنند!
چرایی آن را در آخر خواهیم فهمید.
همه میدانیم که امام حسن به دلایلی با معاویه پیمان صلح بست. واگذاری خراج دارابگرد (داراب فارس) به امام حسن، یکی از مفاد این پیمان بود. یکی دیگر از مفاد آن پیمان، عدم حاکمیت و جانشینی یزید بر حکومت اسلامی آن روز بود.
پس از شهادت امام حسن، امام حسین به امامت رسید و بخاطر احترام برادر و احترام به پیمانش، بر علیه معاویه قیام نکرد.
پس از مرگ معاویه، یزید جانشین پدر شد! برخلاف پیمان نامهی صلح امام حسن. با اینحال، امام حسین باز هم قیام نکرد. در حالی که یزید سعی داشت از امام حسین برای حکومتش بیعت بگیرد که امام به این خواسته وقعی ننهاد چون این بیعت را بیعت با حکومت زور و حکومت غیرقانونی (قانونی که همان صلحنامه بود) میدانست و باقی ماجرا....
بنابراین مخالفت امام حسین با یزید، بخاطر پیمانشکنی یزید بود.
اگر میگویند که «ندای هَل مِن ناصرٍ یَنصُرُنی امام حسین هنوز از اعماق تاریخ به گوش میرسد»، یعنی اینکه حسین انتظار دارد با مبارزه با پیمانشکنان و ظالمان او را یاری کنید.
بنابراین کسی که میخواهد به ندای امام حسین لبیک بگوید و راه او را برود، باید بر علیه هرگونه پیمانشکنی و بیقانونی قیام کند.
راه یاری امام حسین بر سر و سینه زدن و عزاداری نیست؛
راه یاری امام حسین نذری دادن نیست، که فقیران تنها در محرم و صفر گرسنه نیستند، به آنها همیشه و به هر طریقی میشود کمک کرد؛
راه یاری امام حسین به زیارت کربلا رفتن نیست، آن هم بهعنوان سیاهی لشکر حکومت جائر و پیمانشکن.! حکومتی که از شکم مردم ایران میبُرد و به بیگانگان (ببخشید، بیگانگان نه، هموطنان اصلی خودش) میدهد.
حالا متوجه شدید چرا آخوندها دیگر از ندای «هَل مِن ناصرٍ یَنصُرُنی» امام چیزی نمیگویند؟
چون خودشان عملهی ظلم شدهاند و جیرهخوار حکومت جائر!
https://t.me/TanzeTalkh2/1551
مسجدالاقصی
به آیهی اول سوره اسراء، ترجمه و بخشی از تفسیر آن توسط علامه طباطبایی توجه فرمایید:
«سبْحَانَ الَّذِی أَسرَی بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِّنَ الْمَسجِدِ الْحَرَامِ إِلی الْمَسجِدِ الاَقْصا الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ لِنرِیَهُ مِنْ ءَایَتِنَا إِنَّهُ هُوَ السمِیعُ الْبَصِیرُ»
«منزّهاست آن خدایی که بندهاش را شبانگاهی از مسجدالحرام به سوی مسجدالأقصی- که پیرامون آن را برکت دادهایم- سیر داد، تا از نشانههای خود به او بنمایانیم، که او همان شنوای بیناست.» (الاسراء - ۱)
سوره مورد بحث هدفي را دنبال ميكند كه آن عبارت است از تسبيح خداي تعالي، اين سوره مطلب را با اشاره به داستان معراج رسول خدا (ص) و سير آن حضرت از مسجدالحرام به مسجد اقصي (كه همان بيتالمقدس باشد و بنائي است مرتفع (هيكل) كه داوود و سليمان (عليهماالسلام) براي بنياسرائيل بنا نمودند، و خدا آن را خانه مقدس ايشان قرار داد) شروع نموده و متذكر شده است.»
👇👇👇👇
به آیهی اول سوره اسراء، ترجمه و بخشی از تفسیر آن توسط علامه طباطبایی توجه فرمایید:
«سبْحَانَ الَّذِی أَسرَی بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِّنَ الْمَسجِدِ الْحَرَامِ إِلی الْمَسجِدِ الاَقْصا الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ لِنرِیَهُ مِنْ ءَایَتِنَا إِنَّهُ هُوَ السمِیعُ الْبَصِیرُ»
«منزّهاست آن خدایی که بندهاش را شبانگاهی از مسجدالحرام به سوی مسجدالأقصی- که پیرامون آن را برکت دادهایم- سیر داد، تا از نشانههای خود به او بنمایانیم، که او همان شنوای بیناست.» (الاسراء - ۱)
سوره مورد بحث هدفي را دنبال ميكند كه آن عبارت است از تسبيح خداي تعالي، اين سوره مطلب را با اشاره به داستان معراج رسول خدا (ص) و سير آن حضرت از مسجدالحرام به مسجد اقصي (كه همان بيتالمقدس باشد و بنائي است مرتفع (هيكل) كه داوود و سليمان (عليهماالسلام) براي بنياسرائيل بنا نمودند، و خدا آن را خانه مقدس ايشان قرار داد) شروع نموده و متذكر شده است.»
👇👇👇👇