به مناسبت تولد حضرت فاطمه
در سالهای دور بچهای متولد شد که پدرش را چند ماه قبل از بدنیا آمدن از دست داده بود. آن بچه در ۶ سالگی هم مادر خود را از دست داد.
با سختی بزرگ شد و شانس آورد در ۲۵ سالگی، زنی ۴۰ ساله عاشقش شد و به او پیشنهاد ازدواج داد. آن دو با هم ازدواج کردند و حاصل این ازدواج ۲ پسر و چند دختر بود. پسرها در کوچکی مردند.
آن مرد در چهل و پنج سالگی، در حالی که همسرش ۶۰ ساله! بود، صاحب دختری شد عزیزدردانه. او این عزیزدردانهاش را در حالی که هنوز ده سالش نشده بود به عقد ازدواج پسرعمویش، که در آن زمان ۲۵ سال داشت درآورد. یک سال از ازدواج این دو نگذشته بود که ان دو صاحب پسری شدند. آن پسر یکساله و طبیعتا مادرش ۱۲ ساله بود که پسر دیگری بدنیا آورد. آن دختر در سالهای بعد و تا سن ۱۸ سالگی که فوت کرد ۲ دختر دیگر نیز بدنیا آورد و گویند که هنگام وفات نیز باردار بوده است.
راستی تا یادم نرفته بگویم که پدر چند سالی بود که با درایت و کاردانی، به مقام امیری و پادشاهی قوم خود رسیده بود. به هر حال دختر ۱۸ ساله بود که پدرش فوت کرد. پس از فوت پدر، زعمای قوم گرد هم آمدند و یکی از یاران او را به جانشینیاش برگزیدند. از آنجا که آن دختر خیلی به پدرش وابسته بود و بخصوص به مقام پدر خیلی میبالید، همسرش را تحت فشار گذاشت که باید مقام امیری را از امیر جدید پس بگیرد که همسرش را بیشتر از همه لایق جانشینی پدر میدانست.
هنوز دو سه ماه بیشتر از مرگ پدر نگذشته بود که در دعوایی شبانه با همسرش بر سر جانشینی پدر جان باخت. همسرش از ترس جوابگویی به فرزندان خردسال و یا مردم، شبانه جسد او را غسل داده، کفن کرده و مخفیانه در جایی دفن میکند که تا به امروز هم ناشناخته باقیمانده است.
این بود سرگذشت دختربچه همیشه باردار.
۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۱
در سالهای دور بچهای متولد شد که پدرش را چند ماه قبل از بدنیا آمدن از دست داده بود. آن بچه در ۶ سالگی هم مادر خود را از دست داد.
با سختی بزرگ شد و شانس آورد در ۲۵ سالگی، زنی ۴۰ ساله عاشقش شد و به او پیشنهاد ازدواج داد. آن دو با هم ازدواج کردند و حاصل این ازدواج ۲ پسر و چند دختر بود. پسرها در کوچکی مردند.
آن مرد در چهل و پنج سالگی، در حالی که همسرش ۶۰ ساله! بود، صاحب دختری شد عزیزدردانه. او این عزیزدردانهاش را در حالی که هنوز ده سالش نشده بود به عقد ازدواج پسرعمویش، که در آن زمان ۲۵ سال داشت درآورد. یک سال از ازدواج این دو نگذشته بود که ان دو صاحب پسری شدند. آن پسر یکساله و طبیعتا مادرش ۱۲ ساله بود که پسر دیگری بدنیا آورد. آن دختر در سالهای بعد و تا سن ۱۸ سالگی که فوت کرد ۲ دختر دیگر نیز بدنیا آورد و گویند که هنگام وفات نیز باردار بوده است.
راستی تا یادم نرفته بگویم که پدر چند سالی بود که با درایت و کاردانی، به مقام امیری و پادشاهی قوم خود رسیده بود. به هر حال دختر ۱۸ ساله بود که پدرش فوت کرد. پس از فوت پدر، زعمای قوم گرد هم آمدند و یکی از یاران او را به جانشینیاش برگزیدند. از آنجا که آن دختر خیلی به پدرش وابسته بود و بخصوص به مقام پدر خیلی میبالید، همسرش را تحت فشار گذاشت که باید مقام امیری را از امیر جدید پس بگیرد که همسرش را بیشتر از همه لایق جانشینی پدر میدانست.
هنوز دو سه ماه بیشتر از مرگ پدر نگذشته بود که در دعوایی شبانه با همسرش بر سر جانشینی پدر جان باخت. همسرش از ترس جوابگویی به فرزندان خردسال و یا مردم، شبانه جسد او را غسل داده، کفن کرده و مخفیانه در جایی دفن میکند که تا به امروز هم ناشناخته باقیمانده است.
این بود سرگذشت دختربچه همیشه باردار.
۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۱
Blogspot
به مناسبت تولد حضرت فاطمه
در سالهای دور بچه ای متولد شد که پدرش را چند ماه قبل از بدنیا آمدن از دست داده بود. آن بچه در 6 سالگی هم مادر خود را از دست داد. با سختی بز...
🌺 روز زن و روز مادر در دنیا
روز بینالمللی بزرگداشت مقام زن و مادر در ۸ مارس میباشد،
در ایران باستان برای بزرگداشت مقام زن، جشن سپندارمذگان (در ۵ اسفند، با گاهشماری ایران باستان؛ یا ۲۹ بهمن در گاهشماری امروزی) برگزار میشد.
در ایران قبل از شورش ۵۷، روز تأسیس کانون حمایت از مادران و نوزادان در ۲۵ آذر (سال۱۳۱۹ بدست رضاشاه)، بعنوان روز مادر شناخته میشد.
در حکومت اسلامی، روز ۲۰ جمادیالثانی برابر با زادروز حضرت فاطمه، بعنوان روز زن و روز مادر شناخته میشود. این در حالیست که در کشورهای عربی، که زادگاه اسلام است، روز ۲۱ مارس را بعنوان روز زن و مادر میشناسند. از نکات قابل تاسف این نامگذاری این است که حضرت فاطمه در ۹ سالگی به عقد حضرت علی درآمده (کودکهمسر) و در سن ۱۸ سالگی (در ابتدای جوانی) فوت میکند. به این جهت مناسبتر این بود که تولد او را، روز دختر یا کودکهمسری نامگذاری میکردند.
طنز ماجرای نامگذاری چنین روزهایی در حکومت اسلامی، این است که روز تولد حضرت معصومه که در ۲۷ سالگی فوت کرده، بدون اینکه ازدواج کند؛ را روز دختر نامگذاری کردهاند.
طنز تلخ
۲۳ دیماه ۲۵۸۱
روز بینالمللی بزرگداشت مقام زن و مادر در ۸ مارس میباشد،
در ایران باستان برای بزرگداشت مقام زن، جشن سپندارمذگان (در ۵ اسفند، با گاهشماری ایران باستان؛ یا ۲۹ بهمن در گاهشماری امروزی) برگزار میشد.
در ایران قبل از شورش ۵۷، روز تأسیس کانون حمایت از مادران و نوزادان در ۲۵ آذر (سال۱۳۱۹ بدست رضاشاه)، بعنوان روز مادر شناخته میشد.
در حکومت اسلامی، روز ۲۰ جمادیالثانی برابر با زادروز حضرت فاطمه، بعنوان روز زن و روز مادر شناخته میشود. این در حالیست که در کشورهای عربی، که زادگاه اسلام است، روز ۲۱ مارس را بعنوان روز زن و مادر میشناسند. از نکات قابل تاسف این نامگذاری این است که حضرت فاطمه در ۹ سالگی به عقد حضرت علی درآمده (کودکهمسر) و در سن ۱۸ سالگی (در ابتدای جوانی) فوت میکند. به این جهت مناسبتر این بود که تولد او را، روز دختر یا کودکهمسری نامگذاری میکردند.
طنز ماجرای نامگذاری چنین روزهایی در حکومت اسلامی، این است که روز تولد حضرت معصومه که در ۲۷ سالگی فوت کرده، بدون اینکه ازدواج کند؛ را روز دختر نامگذاری کردهاند.
طنز تلخ
۲۳ دیماه ۲۵۸۱
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
قابل توجه مدعیان مخالفت با حکومت اسلامی
هرچه دایرهی خودیها کوچکتر باشد،
حلقهی محاصره تنگتر میشود،
بههمین جهت، حکومتهای تمامیتخواه،
مانند حکومت اسلامی،
محکوم به نابودی هستند.
خمینی گجستک، تا قبل از پیروزی شورش ۵۷، سعی کرد با خدعه و نیرنگ چهرهای دمکرات از خود نشان دهد و بر دایرهی خودیها بیافزاید؛ از گروههای چپِ چپ (چریکهای فدایی) گرفته تا ملی-مذهبیها و تا مارکسیستهای اسلامی (مجاهدین خلق).
خمینی پس از پیروزی، اما، چهرهی اصلی و دیکتاتور خود را نشان داد و بتدریج اقدام به برکناری و یا حذف تمامی افراد و گروههای غیرخودی و مخالف حکومت (در داخل و خارج از کشور) کرد. علاوه بر آن، با ایجاد تفرقه و نفاق بین افراد و گروههای مخالف حکومت در خارج از کشور، مانع از اتحاد و اتفاق آنان شد. پس از ۴۴ سال حکومت جهل و جنون و جنایت؛ این رویه همچنان ادامه دارد.
هر فرد یا گروه مخالف حکومت اسلامی، اگر میخواهد در کار خود موفق باشد، باید با تسامح در مورد برخی از فروعی که به آنها باور دارد، سعی در گسترش دایرهی خودیها کند؛ مانند آنچه که شاهزاده رضا پهلوی انجام داده و میدهد.
👈 ایشان از مدتها پیش اعلام کرده که شکل حکومت ایران، پس از براندازی حکومت اسلامی، در درجهی دوم اهمیت است و به انتخاب مردم بستگی دارد. در حالی که برخی از گروههای مدعی طرفداری از ایشان، بر طبل طرفداری از حکومت پادشاهی میکوبند و سعی در تخریب و تخطئه جمهوریخواهان و دیگر افراد و گروهها میکنند.
👈 ایشان بارها و بارها بر یک حکومت فراگیر، سکولار و دمکراتیک؛ تکیه و تاکید کردهاند. این بدان معنی است که هر فرد، حزب و گروهی که باورمند به این نوع حکومت باشد، میتواند در دایرهی خودیها قرار گیرد.
👈 تمامیت ارضی ایران و دادگستری مستقل هم، همواره مورد تاکید ایشان بوده است.
✍ موارد ذکر شده در بالا میتواند محور اتحاد و اتفاق تمامی افراد و گروههایی باشد که واقعاً مخالف حکومت اسلامی هستند و دغدغهی آزادی و آبادی ایران پس از براندازی را دارند. این موارد را میتوان در ۵ اصل زیر خلاصه کرد:
🔹باورمند بودن به حفظ تمامیت ارضی و یکپارچگی کشور ایران،
🔹 برنامهریزی برای برپایی یک حکومت دموکراتیک و سکولار در ایران،
🔹 قانون اساسی مبتنی بر مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر،
🔹 برنامهریزی برای تشکیل دادگستری کاملا مستقل از حکومت،
🔹 انتخاب شکل حکومت، بعد از براندازی به انتخاب مردم.
آیا این اصول نمیتواند مورد قبول هر فرد و گروهی باشد که دغدغهی آبادی و آزادی ایران فردا را دارند.
✍ این اتحاد و اتفاق، دغدغهی اصلی بنده در سالهای اخیر بوده است. نمونههایی از آن را در کانال تلگرامی طنز تلخ (https://t.me/TanzeTalkh2/1668) و وبلاگ نمدمالی (https://namadmali.blogspot.com/2018/01/blog-post.html) میتوان ملاحظه کرد. بنده به شخصه از هر رویدادی که به این اتحاد و اتفاق بیانجامد، استقبال میکنم (https://t.me/TanzeTalkh2/1646) چون معتقدم که اژدهای هفت سر حکومت اسلامی، چنان در این مملکت ریشه دوانده که هیچکس به تنهایی از پس آن بر نخواهد آمد. همچنین معتقدم که (امیدوارم اشتباه باشد) بدون این اتحاد، حتی انقلاب مردم ایران هم ممکن است رو به افول رفته و نتواند به پیروزی برسد.
هان ای مدعیان
بدانید و آگاه باشید
امروزه و در بحبوحهای که مردم ایران جان بر کف، بدنبال براندازی حکومت اسلامی هستند؛ اصلا وقت مناسبی برای تسویه حسابهای شخصی و دعواهای حزبی و گروهی نیست. در زمانهای که حکومت جهل و جنون و جنایت چنگ و دندان نشان میدهد و همه روزه جوانانی از وطن را به طباخخانهی ضحاک میفرستد؛ تنها ره رهایی از ورطهی نابودی ایران، کنار گذاشتن اختلافات جزئی و تسامحِ موارد و موضوعات فرعی و اتحاد و اتفاق بر سر اصول اساسیای است که حکومت اسلامی در ۴۴ سال گذشته آنها را زیر پا گذاشته و به عبارتی شیشهی عمر این حکومت است.
https://t.me/TanzeTalkh2/1647
بدانید و آگاه باشید
راهی که شما برگزیدهاید و هر فرد و گروهی سعی در تخریب، تخطئه و افشاگری گروههای دیگر دارد، همانا کوچکتر کردن حلقهی خودیهاست و راه به ترکستان میبرد؛ و بدون اتفاق و اتحاد، نه از تاک نشان خواهد ماند و نه از تاکنشان.
طنز تلخ
۲۷ دی ۲۵۸۱
هرچه دایرهی خودیها کوچکتر باشد،
حلقهی محاصره تنگتر میشود،
بههمین جهت، حکومتهای تمامیتخواه،
مانند حکومت اسلامی،
محکوم به نابودی هستند.
خمینی گجستک، تا قبل از پیروزی شورش ۵۷، سعی کرد با خدعه و نیرنگ چهرهای دمکرات از خود نشان دهد و بر دایرهی خودیها بیافزاید؛ از گروههای چپِ چپ (چریکهای فدایی) گرفته تا ملی-مذهبیها و تا مارکسیستهای اسلامی (مجاهدین خلق).
خمینی پس از پیروزی، اما، چهرهی اصلی و دیکتاتور خود را نشان داد و بتدریج اقدام به برکناری و یا حذف تمامی افراد و گروههای غیرخودی و مخالف حکومت (در داخل و خارج از کشور) کرد. علاوه بر آن، با ایجاد تفرقه و نفاق بین افراد و گروههای مخالف حکومت در خارج از کشور، مانع از اتحاد و اتفاق آنان شد. پس از ۴۴ سال حکومت جهل و جنون و جنایت؛ این رویه همچنان ادامه دارد.
هر فرد یا گروه مخالف حکومت اسلامی، اگر میخواهد در کار خود موفق باشد، باید با تسامح در مورد برخی از فروعی که به آنها باور دارد، سعی در گسترش دایرهی خودیها کند؛ مانند آنچه که شاهزاده رضا پهلوی انجام داده و میدهد.
👈 ایشان از مدتها پیش اعلام کرده که شکل حکومت ایران، پس از براندازی حکومت اسلامی، در درجهی دوم اهمیت است و به انتخاب مردم بستگی دارد. در حالی که برخی از گروههای مدعی طرفداری از ایشان، بر طبل طرفداری از حکومت پادشاهی میکوبند و سعی در تخریب و تخطئه جمهوریخواهان و دیگر افراد و گروهها میکنند.
👈 ایشان بارها و بارها بر یک حکومت فراگیر، سکولار و دمکراتیک؛ تکیه و تاکید کردهاند. این بدان معنی است که هر فرد، حزب و گروهی که باورمند به این نوع حکومت باشد، میتواند در دایرهی خودیها قرار گیرد.
👈 تمامیت ارضی ایران و دادگستری مستقل هم، همواره مورد تاکید ایشان بوده است.
✍ موارد ذکر شده در بالا میتواند محور اتحاد و اتفاق تمامی افراد و گروههایی باشد که واقعاً مخالف حکومت اسلامی هستند و دغدغهی آزادی و آبادی ایران پس از براندازی را دارند. این موارد را میتوان در ۵ اصل زیر خلاصه کرد:
🔹باورمند بودن به حفظ تمامیت ارضی و یکپارچگی کشور ایران،
🔹 برنامهریزی برای برپایی یک حکومت دموکراتیک و سکولار در ایران،
🔹 قانون اساسی مبتنی بر مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر،
🔹 برنامهریزی برای تشکیل دادگستری کاملا مستقل از حکومت،
🔹 انتخاب شکل حکومت، بعد از براندازی به انتخاب مردم.
آیا این اصول نمیتواند مورد قبول هر فرد و گروهی باشد که دغدغهی آبادی و آزادی ایران فردا را دارند.
✍ این اتحاد و اتفاق، دغدغهی اصلی بنده در سالهای اخیر بوده است. نمونههایی از آن را در کانال تلگرامی طنز تلخ (https://t.me/TanzeTalkh2/1668) و وبلاگ نمدمالی (https://namadmali.blogspot.com/2018/01/blog-post.html) میتوان ملاحظه کرد. بنده به شخصه از هر رویدادی که به این اتحاد و اتفاق بیانجامد، استقبال میکنم (https://t.me/TanzeTalkh2/1646) چون معتقدم که اژدهای هفت سر حکومت اسلامی، چنان در این مملکت ریشه دوانده که هیچکس به تنهایی از پس آن بر نخواهد آمد. همچنین معتقدم که (امیدوارم اشتباه باشد) بدون این اتحاد، حتی انقلاب مردم ایران هم ممکن است رو به افول رفته و نتواند به پیروزی برسد.
هان ای مدعیان
بدانید و آگاه باشید
امروزه و در بحبوحهای که مردم ایران جان بر کف، بدنبال براندازی حکومت اسلامی هستند؛ اصلا وقت مناسبی برای تسویه حسابهای شخصی و دعواهای حزبی و گروهی نیست. در زمانهای که حکومت جهل و جنون و جنایت چنگ و دندان نشان میدهد و همه روزه جوانانی از وطن را به طباخخانهی ضحاک میفرستد؛ تنها ره رهایی از ورطهی نابودی ایران، کنار گذاشتن اختلافات جزئی و تسامحِ موارد و موضوعات فرعی و اتحاد و اتفاق بر سر اصول اساسیای است که حکومت اسلامی در ۴۴ سال گذشته آنها را زیر پا گذاشته و به عبارتی شیشهی عمر این حکومت است.
https://t.me/TanzeTalkh2/1647
بدانید و آگاه باشید
راهی که شما برگزیدهاید و هر فرد و گروهی سعی در تخریب، تخطئه و افشاگری گروههای دیگر دارد، همانا کوچکتر کردن حلقهی خودیهاست و راه به ترکستان میبرد؛ و بدون اتفاق و اتحاد، نه از تاک نشان خواهد ماند و نه از تاکنشان.
طنز تلخ
۲۷ دی ۲۵۸۱
Blogspot
تفرقه بینداز و حکومت کن
در اوایل به قدرت رسیدن خمینی در ایران، مارگارت تاچر نخست وزیر انگلیس بود. در آن زمان بعضی به شوخی میگفتند: خمینی وقتی میخواهد اسم نخست وزیر...
من به شاهزاده رضا پهلوی در جهت سرنگونی حکومت اسلامی و برنامهریزی برای تحقق اهداف زیر، که خواست اکثریت مردم ایران است، وکالت میدهم:
🔹 حفظ تمامیت ارضی و یکپارچگی کشور ایران
🔹 برپایی یک حکومت دموکراتیک و سکولار در ایران با قوانینی مبتنی بر مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر
🔹 انتخاب شکل حکومت بعداز براندازی به انتخاب مردم
موضوعات و مواردی که بارها برآن تاکید کردهاند.
#IRGCterrorists
ایمان علیپور
۲۸ دی ۲۵۸۱
https://t.me/TanzeTalkh2/1678
🔹 حفظ تمامیت ارضی و یکپارچگی کشور ایران
🔹 برپایی یک حکومت دموکراتیک و سکولار در ایران با قوانینی مبتنی بر مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر
🔹 انتخاب شکل حکومت بعداز براندازی به انتخاب مردم
موضوعات و مواردی که بارها برآن تاکید کردهاند.
#IRGCterrorists
ایمان علیپور
۲۸ دی ۲۵۸۱
https://t.me/TanzeTalkh2/1678
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
بازندگان ازلی و اپوزوسیون ابدی
#A 403
آرمان امیری @armanparian - پیشتر گمان میکردم احمقانهترین درسی که یک گروه میتوانند به زعم خود از تجربهی تاریخی انقلاب ۵۷ بگیرند این است که «دیگر هرگز نباید انقلاب کرد»؛ اما طبق معمول بالاتر از سیاهی هم رنگی پیدا شد و گروهی دیگر کار درسگرفتنهای تاریخی را به آنجا رساندند که «باید مراقب باشیم نفر بعدی هم مثل خمینی ما را گول نزند»! شاید به نظرتان بیربط باشد، اما این دو گزاره، دقیقا دو سر یک طیف از باورهای غیرعلمی هستند!
علوم انسانی، به ویژه جامعهشناسی و حتی اقتصاد، تلاشی هستند برای پرهیز از چنین نگاههایی. نخست از آن خوانش جبرگرایانه که فاعلیت انسانها را به کلی منکر میشود و برای تحولات سیاسی یا اجتماعی (مثل انقلاب) یک جور ماهیت مستقل و ذاتی قائل میشود. دوم، آن خوانش خاماندیشانهای که گمان میکند انسانها همه چیز را به صورت مستقیم انتخاب میکنند، پس اگر نتیجهی اعمالشان به دیکتاتوری ختم شده، حتما خودشان یا دیکتاتوری دوست داشتهاند یا «گول خوردهاند» و دکمهاش را فشار دادند.
در مقابل، عصارهی کلام تمامی رویکردهای علمی را شاید بتوان در آن تعبیر درخشانی جست که میگوید: «تاریخ را انسانها میسازند، اما نه آنگونه که خود مایلاند»! البته که سرنوشت کشور و انقلاب را ما رقم خواهیم زد، اما برای تضمین یک آیندهی دموکراتیک، کافی نیست که عین طوطی تکرار کنیم ما آزادیخواه و دموکراسیطلب هستیم! اگر هنوز تنها شیوهی پرهیز از بازتولید استبداد را در به صدا درآوردن مداوم آژیر خطر جستجو میکنید، احتمالا هنوز باور نکردهاید که «راه جهنم را با حسن نیت فرش کردهاند»!
قضیهی «حمار» را در هندسه احتمالا بشناسیم. ظرافت قضیه در آن ایهام دوگانهای بود که از نامش بر میآمد! اگر در زمین هندسه «حمار» هم میفهمد که نزدیکترین راه همان مسیر مستقیم است، در زمین پیچیدهی سیاست فقط باید «حمار» بود که گمان کرد صرف انتخاب یک هدف برای کسب آن کافی است! یعنی برای کسب نتیجه، نیازمند هیچ ظرافت و دقتی نیستیم بجز اینکه مستقیم برویم توی شکمش!
یکی دو هفتهی پیش و پشتبند غائلهی «ائتلاف»، بسیاری از رفقای چپگرا و دوستان جمهوریخواه داد و هوارشان به هوا بلند شد. حسن نیتشان در تشخیص خطر قوت گرفتن سلطنت مطلقه البته جای تقدیر داشت، اما توقع من این بود که با فهمی حداقلی از واقعیت شرایط موجود، از نفس نشستن نامزد پادشاهی پای میز مذاکره با نمایندگان دیگر استقبال کنند. یعنی اصالت را به آرامی از یک شخص گرفته و به سمت نهاد هدایت کنند. از آن بعد میشد وزن کار گروهی را افزایش داد و البته درخواست کرد دامنهی این ائتلاف با پیوستن اشخاص و گروهها و احزاب بیشتر همینطور گسترش هم پیدا کند تا نه با شعار و روضهخوانی، بلکه به صورت کاملا عملی، امکان تمرکز قوا در یک فرد یا جریان از بین برود.
فرمول رفقا و مخالفان اما بیشتر پیروی از قواعد هندسی بود! تختهگاز رفتند توی شکم ائتلاف و از هر انتقاد مشروع یا مبتذلی (از جمله ایرادهای بند تنبانی به لفظ و معنای «ائتلاف») صرفا چماقی برای تخریب اصل کار درست کردند. به هفته نکشید نتیجهی اعمالشان مشخص شد: حالا بفرمایید به جای ایدهی ائتلاف، با جنبش «من وکالت میدهم» سر و کله بزنید!
من البته از کار جناب شاهزاده پهلوی هم حیرت میکنم. نمیدانم ایشان چرا همچنان بر ضرورت دموکراسی یا احتمال جمهوری و مشروطیت تاکید دارند. با وضعیتی که من میبینم، اگر ایشان صراحتا بگویند «من یک پادشاهی مطلقهی شخصی میخواهم و هیچ کسی هم حق نفس کشیدن ندارد»، شاید یکی دو هفته عربده و هیاهو به پا شود، اما با سطح حماقت و ابتذالی که در باقی اردوگاه انقلابیون وجود دارد، به دو هفته نکشیده خلایق مجبور میشوند دوباره دست به چرتکه ببرند و ای بسا نتیجه بگیرند «سگ خورد، بیا بردار و خلاصمان کن!»
به نظر میرسد، دموکرات بودن هم در میان اپوزوسیون میرود تا به سرنوشت بسیاری از دیگر جریانات سیاسی بدل شود. همانطور که بزرگترین عامل سقوط شاه خودش بود، و همانطور که هیچ گروهی به اندازهی خود اصلاحطلبان، اصلاحطلبی را مبتذل و مفتضح نکردند، و همانطور که همین حالا هم خود حکومت بزرگترین عامل و رهبر سرنگونی خودش است، سرنوشت دموکراسیخواهی ایرانی هم بیشتر از همه قربانی جماعتی است که مدعیان سینهچاک دموکراسی هستند. با این سطح از ادعا در حرف و بدون سر سوزنی تعهد عملی به ضرورت تعامل، یک روز چشم باز میکنند و میبینند دوباره بازی عوض شده و برایشان چیزی باقی نمانده بجز مدال حماقتِ «بازندگان ازلی و اپوزوسیون ابدی»!
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»
.
#A 403
آرمان امیری @armanparian - پیشتر گمان میکردم احمقانهترین درسی که یک گروه میتوانند به زعم خود از تجربهی تاریخی انقلاب ۵۷ بگیرند این است که «دیگر هرگز نباید انقلاب کرد»؛ اما طبق معمول بالاتر از سیاهی هم رنگی پیدا شد و گروهی دیگر کار درسگرفتنهای تاریخی را به آنجا رساندند که «باید مراقب باشیم نفر بعدی هم مثل خمینی ما را گول نزند»! شاید به نظرتان بیربط باشد، اما این دو گزاره، دقیقا دو سر یک طیف از باورهای غیرعلمی هستند!
علوم انسانی، به ویژه جامعهشناسی و حتی اقتصاد، تلاشی هستند برای پرهیز از چنین نگاههایی. نخست از آن خوانش جبرگرایانه که فاعلیت انسانها را به کلی منکر میشود و برای تحولات سیاسی یا اجتماعی (مثل انقلاب) یک جور ماهیت مستقل و ذاتی قائل میشود. دوم، آن خوانش خاماندیشانهای که گمان میکند انسانها همه چیز را به صورت مستقیم انتخاب میکنند، پس اگر نتیجهی اعمالشان به دیکتاتوری ختم شده، حتما خودشان یا دیکتاتوری دوست داشتهاند یا «گول خوردهاند» و دکمهاش را فشار دادند.
در مقابل، عصارهی کلام تمامی رویکردهای علمی را شاید بتوان در آن تعبیر درخشانی جست که میگوید: «تاریخ را انسانها میسازند، اما نه آنگونه که خود مایلاند»! البته که سرنوشت کشور و انقلاب را ما رقم خواهیم زد، اما برای تضمین یک آیندهی دموکراتیک، کافی نیست که عین طوطی تکرار کنیم ما آزادیخواه و دموکراسیطلب هستیم! اگر هنوز تنها شیوهی پرهیز از بازتولید استبداد را در به صدا درآوردن مداوم آژیر خطر جستجو میکنید، احتمالا هنوز باور نکردهاید که «راه جهنم را با حسن نیت فرش کردهاند»!
قضیهی «حمار» را در هندسه احتمالا بشناسیم. ظرافت قضیه در آن ایهام دوگانهای بود که از نامش بر میآمد! اگر در زمین هندسه «حمار» هم میفهمد که نزدیکترین راه همان مسیر مستقیم است، در زمین پیچیدهی سیاست فقط باید «حمار» بود که گمان کرد صرف انتخاب یک هدف برای کسب آن کافی است! یعنی برای کسب نتیجه، نیازمند هیچ ظرافت و دقتی نیستیم بجز اینکه مستقیم برویم توی شکمش!
یکی دو هفتهی پیش و پشتبند غائلهی «ائتلاف»، بسیاری از رفقای چپگرا و دوستان جمهوریخواه داد و هوارشان به هوا بلند شد. حسن نیتشان در تشخیص خطر قوت گرفتن سلطنت مطلقه البته جای تقدیر داشت، اما توقع من این بود که با فهمی حداقلی از واقعیت شرایط موجود، از نفس نشستن نامزد پادشاهی پای میز مذاکره با نمایندگان دیگر استقبال کنند. یعنی اصالت را به آرامی از یک شخص گرفته و به سمت نهاد هدایت کنند. از آن بعد میشد وزن کار گروهی را افزایش داد و البته درخواست کرد دامنهی این ائتلاف با پیوستن اشخاص و گروهها و احزاب بیشتر همینطور گسترش هم پیدا کند تا نه با شعار و روضهخوانی، بلکه به صورت کاملا عملی، امکان تمرکز قوا در یک فرد یا جریان از بین برود.
فرمول رفقا و مخالفان اما بیشتر پیروی از قواعد هندسی بود! تختهگاز رفتند توی شکم ائتلاف و از هر انتقاد مشروع یا مبتذلی (از جمله ایرادهای بند تنبانی به لفظ و معنای «ائتلاف») صرفا چماقی برای تخریب اصل کار درست کردند. به هفته نکشید نتیجهی اعمالشان مشخص شد: حالا بفرمایید به جای ایدهی ائتلاف، با جنبش «من وکالت میدهم» سر و کله بزنید!
من البته از کار جناب شاهزاده پهلوی هم حیرت میکنم. نمیدانم ایشان چرا همچنان بر ضرورت دموکراسی یا احتمال جمهوری و مشروطیت تاکید دارند. با وضعیتی که من میبینم، اگر ایشان صراحتا بگویند «من یک پادشاهی مطلقهی شخصی میخواهم و هیچ کسی هم حق نفس کشیدن ندارد»، شاید یکی دو هفته عربده و هیاهو به پا شود، اما با سطح حماقت و ابتذالی که در باقی اردوگاه انقلابیون وجود دارد، به دو هفته نکشیده خلایق مجبور میشوند دوباره دست به چرتکه ببرند و ای بسا نتیجه بگیرند «سگ خورد، بیا بردار و خلاصمان کن!»
به نظر میرسد، دموکرات بودن هم در میان اپوزوسیون میرود تا به سرنوشت بسیاری از دیگر جریانات سیاسی بدل شود. همانطور که بزرگترین عامل سقوط شاه خودش بود، و همانطور که هیچ گروهی به اندازهی خود اصلاحطلبان، اصلاحطلبی را مبتذل و مفتضح نکردند، و همانطور که همین حالا هم خود حکومت بزرگترین عامل و رهبر سرنگونی خودش است، سرنوشت دموکراسیخواهی ایرانی هم بیشتر از همه قربانی جماعتی است که مدعیان سینهچاک دموکراسی هستند. با این سطح از ادعا در حرف و بدون سر سوزنی تعهد عملی به ضرورت تعامل، یک روز چشم باز میکنند و میبینند دوباره بازی عوض شده و برایشان چیزی باقی نمانده بجز مدال حماقتِ «بازندگان ازلی و اپوزوسیون ابدی»!
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»
.
Telegram
مجمع دیوانگان
#A 403
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»
.
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»
.
👍1
در رابطه با این نوشته آرمان امیری 👆👆؛
ارتش تکنفرهی ایمان علیپور:
۱- بیش از ده سال است که دربارهی یکی از مهمترین شگردهای حکومت اسلامی برای جلوگیری از متحد شدن افراد و گروههای مخالف خود، «تفرقه بیانداز و حکومت کن»، مطلب مینویسد و خطر تفرقه و نفاق در میان گروههای اپوزیسیون را گوشزد کرده است. به عبارتی؛ این موضوع یکی دغدغههای اصلیاش در این سالها بوده و این موارد را به راههای مختلفی که در دسترس داشته، مانند ایمیل-تلگرام-فیسبوک-اینستاگرام، برای افراد و گروههای مختلف ارسال کرده است.
یکی از اولین مطالب را میتوان در این آدرس ملاحظه کرد:
http://namadmali.blogspot.jp/2012/11/blog-post.html
۲- بیش از ۵ سال است که درباره ضرورت اتحاد و اتفاق بین گروههای مختلف اپوزیسیون، نوشته است؛ و اینکه بدون این اتحاد و اتفاق، قیامهای مردمی سرانجامی نخواهد داشت. لینک زیر را ببینید:
https://namadmali.blogspot.com/2018/01/blog-post.html
۳- متعاقب آن، در ۴ سال پیش، پیشنهاد تشکیل شورای همبستگی ملی، بر مبنای اصول اساسیای که میتواند مورد قبول اکثر افراد و گروههایی باشد که واقعا بدنبال برپایی یک حکومت دموکراتیک و سکولار در ایران هستند؛ را داده است. لینک زیر را ببینید:
https://t.me/TanzeTalkh2/944
۴- پس از شروع خیزش و انقلاب زن، زندگی، آزادی؛ بیش از پیش بر تشکیل شورای همبستگی ملی، پای فشرد (این لینک را ببینید https://t.me/TanzeTalkh2/1668)؛ در حالی که گروههای اپوزیسیون، از جمهوریخواه گرفته تا سلطنتطلب و مشروطهخواه و سایر گروهها، در حال نفرتپراکنی، تخریب و تخطئه یکدیگر بودند.
در این میان اما، حساب شاهزاده رضا پهلوی از همهی آنها، حتی مشروطهخواهان و سلطنتطلبان (که مدعی طرفداری از ایشان هستند)، جدا بود. ایشان از چند سال پیش بارها به صراحت اعلام کرده بود که در حال حاضر، شکل حکومت بعد از براندازی، برایش اهمیت آنچنانی ندارد و حتی یکبار هم نظر شخصی خود را حکومت جمهوری اعلام کرد بطوری که باعث برآشفتن بسیاری از مدعیان طرفداری از خود گردید. (اینجا را ببینید 👈 https://t.me/Meligarayan7/28238 ).
۵- دغدغهی اصلی شاهزاده در سالهای اخیر و بخصوص پس از شروع انقلاب مردم ایران، اتحاد و اتفاق همهی افراد و گروههای مخالف حکومت اسلامی بوده است. محورهای این اتحاد و اتفاق را صراحتا موارد زیر اعلام کرده است:
🔹 حفظ تمامیت ارضی و یکپارچگی کشور ایران
🔹 برپایی یک حکومت دموکراتیک و سکولار در ایران با قوانینی مبتنی بر مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر
🔹 انتخاب شکل حکومت بعداز براندازی به انتخاب مردم
با اینکه این اصول میتوانست مورد قبول هر فرد و گروهی باشد که مدعی دمکراسیخواهی هستند و دغدغهی آبادی و آزادی ایران فردا را دارند، و بر اساس آن میشد همبستگی ملی را شکل داد؛ با اینحال اپوزیسیونهای ابدی (بقول نویسنده متن بالا) همچنان مشغول نفرتپراکنی علیه یکدیگر بودند.
و در چنین شرایطی بود که بنده هم گفتم: #من_وکالت_میدهم به شاهزاده رضا پهلوی که بر اساس آن اصول مورد قبول خود با سازمانها، گروهها، نهادها و دولتمردان مختلف؛ در جهت براندازی حکومت جهل و جنون و جنایت؛ وارد مذاکره و تفاهم شده و شرایط را برای تشکیل یک دولت موقت ِ گذار از حکومت اسلامی، فراهم نماید.
ایمان علیپور
۲۷ دی ۱۴۰۱
.
ارتش تکنفرهی ایمان علیپور:
۱- بیش از ده سال است که دربارهی یکی از مهمترین شگردهای حکومت اسلامی برای جلوگیری از متحد شدن افراد و گروههای مخالف خود، «تفرقه بیانداز و حکومت کن»، مطلب مینویسد و خطر تفرقه و نفاق در میان گروههای اپوزیسیون را گوشزد کرده است. به عبارتی؛ این موضوع یکی دغدغههای اصلیاش در این سالها بوده و این موارد را به راههای مختلفی که در دسترس داشته، مانند ایمیل-تلگرام-فیسبوک-اینستاگرام، برای افراد و گروههای مختلف ارسال کرده است.
یکی از اولین مطالب را میتوان در این آدرس ملاحظه کرد:
http://namadmali.blogspot.jp/2012/11/blog-post.html
۲- بیش از ۵ سال است که درباره ضرورت اتحاد و اتفاق بین گروههای مختلف اپوزیسیون، نوشته است؛ و اینکه بدون این اتحاد و اتفاق، قیامهای مردمی سرانجامی نخواهد داشت. لینک زیر را ببینید:
https://namadmali.blogspot.com/2018/01/blog-post.html
۳- متعاقب آن، در ۴ سال پیش، پیشنهاد تشکیل شورای همبستگی ملی، بر مبنای اصول اساسیای که میتواند مورد قبول اکثر افراد و گروههایی باشد که واقعا بدنبال برپایی یک حکومت دموکراتیک و سکولار در ایران هستند؛ را داده است. لینک زیر را ببینید:
https://t.me/TanzeTalkh2/944
۴- پس از شروع خیزش و انقلاب زن، زندگی، آزادی؛ بیش از پیش بر تشکیل شورای همبستگی ملی، پای فشرد (این لینک را ببینید https://t.me/TanzeTalkh2/1668)؛ در حالی که گروههای اپوزیسیون، از جمهوریخواه گرفته تا سلطنتطلب و مشروطهخواه و سایر گروهها، در حال نفرتپراکنی، تخریب و تخطئه یکدیگر بودند.
در این میان اما، حساب شاهزاده رضا پهلوی از همهی آنها، حتی مشروطهخواهان و سلطنتطلبان (که مدعی طرفداری از ایشان هستند)، جدا بود. ایشان از چند سال پیش بارها به صراحت اعلام کرده بود که در حال حاضر، شکل حکومت بعد از براندازی، برایش اهمیت آنچنانی ندارد و حتی یکبار هم نظر شخصی خود را حکومت جمهوری اعلام کرد بطوری که باعث برآشفتن بسیاری از مدعیان طرفداری از خود گردید. (اینجا را ببینید 👈 https://t.me/Meligarayan7/28238 ).
۵- دغدغهی اصلی شاهزاده در سالهای اخیر و بخصوص پس از شروع انقلاب مردم ایران، اتحاد و اتفاق همهی افراد و گروههای مخالف حکومت اسلامی بوده است. محورهای این اتحاد و اتفاق را صراحتا موارد زیر اعلام کرده است:
🔹 حفظ تمامیت ارضی و یکپارچگی کشور ایران
🔹 برپایی یک حکومت دموکراتیک و سکولار در ایران با قوانینی مبتنی بر مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر
🔹 انتخاب شکل حکومت بعداز براندازی به انتخاب مردم
با اینکه این اصول میتوانست مورد قبول هر فرد و گروهی باشد که مدعی دمکراسیخواهی هستند و دغدغهی آبادی و آزادی ایران فردا را دارند، و بر اساس آن میشد همبستگی ملی را شکل داد؛ با اینحال اپوزیسیونهای ابدی (بقول نویسنده متن بالا) همچنان مشغول نفرتپراکنی علیه یکدیگر بودند.
و در چنین شرایطی بود که بنده هم گفتم: #من_وکالت_میدهم به شاهزاده رضا پهلوی که بر اساس آن اصول مورد قبول خود با سازمانها، گروهها، نهادها و دولتمردان مختلف؛ در جهت براندازی حکومت جهل و جنون و جنایت؛ وارد مذاکره و تفاهم شده و شرایط را برای تشکیل یک دولت موقت ِ گذار از حکومت اسلامی، فراهم نماید.
ایمان علیپور
۲۷ دی ۱۴۰۱
.
Telegram
مجمع دیوانگان
بازندگان ازلی و اپوزوسیون ابدی
#A 403
آرمان امیری @armanparian - پیشتر گمان میکردم احمقانهترین درسی که یک گروه میتوانند به زعم خود از تجربهی تاریخی انقلاب ۵۷ بگیرند این است که «دیگر هرگز نباید انقلاب کرد»؛ اما طبق معمول بالاتر از سیاهی هم رنگی پیدا…
#A 403
آرمان امیری @armanparian - پیشتر گمان میکردم احمقانهترین درسی که یک گروه میتوانند به زعم خود از تجربهی تاریخی انقلاب ۵۷ بگیرند این است که «دیگر هرگز نباید انقلاب کرد»؛ اما طبق معمول بالاتر از سیاهی هم رنگی پیدا…
👍1
Forwarded from کافه سیاست 👑
امروز میخوام قدری به موضوعاتی اشاره کنم که این روزها داغترین بحث روز شده. اما دلم میخواد به سبک خودم این موضوع رو بررسی کنم چرا که مواضع شخصیم رو چند ساله اینجا به صراحت بیان کردم قبلا.
روی صحبتم بیشتر با مردمی از جنس خودم هستش.
مردمی به تنگ اومده از جمهوری اسلامی که تبدیل شدن به انقلابی. به چیزی که نبودن. افتادن تو باتلاق سیاستی که هرجای دنیا بود اصلا سمتش نمیرفتن. مردمی که فقط یه زندگی معمولی میخوان...
ببینید عزیزان مشکلات سیاسی کشورها جز با دموکراسی حل نمیشه، ماهم مثل بقیه کشورها!
یعنی دعواها و رقابتهای جناحین سیاسی یک امر طبیعیه، مثل همین الانش که تو پارلمان اروپا بین چند حزب رقابت بود که کی زودتر قطعنامه #IRGCterrorists خودش رو به ثبت برسونه.
ولی وقتی این رقابتها بیاد در قالبی دموکراتیک قرار بگیره دیگه مردم انقدر اذیت نمیشن.
مردم فقط برنامههای احزاب رو دنبال میکنن و بهشون رای میدن و ازشون مطالبهگری میکنن. یعنی سیاستمدارها خادم مردماند.
خوب این دموکراسی چیه؟
یکسری اصول که ما در آینده چه پادشاهی باشیم چه جمهوری باید روشون پافشاری بکنیم. مثل حاکمیت قانون، انتخابات آزاد، سکولاریسم، آزادی احزاب.
آزادی مطبوعات، قوهقضاییه مستقل و...
ما اگر اینهارو داشته باشیم خوشبختیم. دیگه بقیهش دعواهای حزبی و سیاسیه.
ما مگه چی میخوایم؟
زیر چتر حمایت قانون آزاد باشیم. منابع کشورمون تو جیب خودمون باشه و با بقیه مردم در برابری و رفاه زندگی کنیم و سیاستمدارها خادممون باشن.
الانم برای رسیدن به چنین چیزی داریم انقلاب میکنیم چون جونمون به لب رسیده. دیگه طاقت نداریم.
اما بعضیا انگار دارن با ما بیزینس میکنن. سرگرمیه براشون! قشنگ از این شبکه به اون شبکه فقط حرف مفت میزنن و هیچوقت نه خودشون کاری میکنن نه میذارن بقیه کاری بکنن.
چه میدونم شاید نفعشون در تموم نشدن این بازیه! بگذریم...
از من میشنوید دعوای سیاسی ما تمومی نداره چون همهجای دنیا همینه. تنها راه اینه نمایندههای طیفهای مختلف بشینن و گروهی کار کنن و مردم انتخاب کنن. پس چرا تا الان ننشستن؟
به دلایل مختلف که بازم از حوصله خارجه بیانش ولی،ما دیگه وقت این حرفارو نداریم. قاچ خوردیم کف خیابون.
الان وقت این نیست باز از راه دور فقط مصاحبه کنیم و بگیم بله باید حرف بزنیم باید دور هم جمع بشیم باید....
کو پس این بایدهاتون؟ چهار ماه گذشت از انقلابمون. من تعارف ندارم. بچه نیستم. هم هیجان سال88 رو دیدم هم سرخوردگی 89/90رو!
الان وقت عمله. همونطور که داریم به سیاستمدارهای دنیا سیخ میزنیم و میاریمشون روی ریل براندازی، باید به خودیهام بزنیم. الان وقت درگیری نیست. هرکی باید تیم خودشو تشویق کنه. پلن مشخصه. تشکیل یک #ائتلاف متشکل همه احزاب سیاسی که مثل یک شورای گذار یا مجلس موسسان عمل خواهند کرد.
در کنارش هم یک شورای همبستگی که متشکل از تک چهرههاست که کار هدایت انقلاب و فراخوانها رو به کمک هم انجام میدن و رابطی هستند بین مردم و ائتلاف که مشغول مسائل تخصصی تغییر رژیم هستند.
اینا دیگه دعوا داره؟
این حکم تیم ملی رو داره که بازیکن خوبای همه تیمها میان توش.
بعد از براندازی هم با این مجلس موسسان که همه احزاب توش هستن میان انتخابات برگزار میکنن و مردم تعیین میکنن نظام آینده پادشاهی باشه یا جمهوری. و یکبار برای همیشه این دعواها از بین میره و تبدیل میشه به یکسری رقابت حزبی در پارلمان، برای تشکیل دولت و مدیریت کشور بصورت گردشی.
شک نکنید خواست و نظر شاهزاده هم همینه و بارها روش تاکید کرده.
پس بجای این دعواها یا وکالت بدید یا اگه نمیدید برید دنبال نمایندههای خودتون و ازشون بخواید که پا پیش بگذارن.
الان جبهه 7آبان در بیانیه ابتداییش به عنوان یک بیطرف دعوت کرده بود همه احزاب جمع شن در پارلمان اروپا!
دیروز دیدم موضوع جلسه رو عوض کردن که مشخصه چرا! چون باز این احزابی که معلوم نیس کیاند و کجایند باز حاضر نشدن برن. به این نمیگن دستانداز؟
الان در مورد وکالتم همینه! طرف میگه من وکالت نمیدم! خوب مشتی نمیدی نده مگه آدم برای همه ندادههاش و کارهای نکردش هشتگ میزنه؟ بازی نخورید!
اونایی که دنبال قدرتاند، دنبال جنگ با همدیگهاند! از من میشنوید از همین امروز شروع کنید فشار بیارید به نمایندههایی که قبولشون دارید و ازشون بخواید یک کار اساسی بکنن. اینکه همش در رد و نفی دیگری مصاحبه کنن و توییت بذارن یعنی دارن از یه چیزی فرار میکنن.
این نکته هم یادتون نره خیلی از کسایی که دارن به بقیه، حمله میکنن از چهرههای اصلاحطلب تازه رنگعوض کردهای هستن که تمام این سالها که ما اینجا بودیم مانع براندازی بودن، الان هم این مدل مخالفت کردنهاشون از همین جنسه، مراقب باشید فریب نخورید.
روی صحبتم بیشتر با مردمی از جنس خودم هستش.
مردمی به تنگ اومده از جمهوری اسلامی که تبدیل شدن به انقلابی. به چیزی که نبودن. افتادن تو باتلاق سیاستی که هرجای دنیا بود اصلا سمتش نمیرفتن. مردمی که فقط یه زندگی معمولی میخوان...
ببینید عزیزان مشکلات سیاسی کشورها جز با دموکراسی حل نمیشه، ماهم مثل بقیه کشورها!
یعنی دعواها و رقابتهای جناحین سیاسی یک امر طبیعیه، مثل همین الانش که تو پارلمان اروپا بین چند حزب رقابت بود که کی زودتر قطعنامه #IRGCterrorists خودش رو به ثبت برسونه.
ولی وقتی این رقابتها بیاد در قالبی دموکراتیک قرار بگیره دیگه مردم انقدر اذیت نمیشن.
مردم فقط برنامههای احزاب رو دنبال میکنن و بهشون رای میدن و ازشون مطالبهگری میکنن. یعنی سیاستمدارها خادم مردماند.
خوب این دموکراسی چیه؟
یکسری اصول که ما در آینده چه پادشاهی باشیم چه جمهوری باید روشون پافشاری بکنیم. مثل حاکمیت قانون، انتخابات آزاد، سکولاریسم، آزادی احزاب.
آزادی مطبوعات، قوهقضاییه مستقل و...
ما اگر اینهارو داشته باشیم خوشبختیم. دیگه بقیهش دعواهای حزبی و سیاسیه.
ما مگه چی میخوایم؟
زیر چتر حمایت قانون آزاد باشیم. منابع کشورمون تو جیب خودمون باشه و با بقیه مردم در برابری و رفاه زندگی کنیم و سیاستمدارها خادممون باشن.
الانم برای رسیدن به چنین چیزی داریم انقلاب میکنیم چون جونمون به لب رسیده. دیگه طاقت نداریم.
اما بعضیا انگار دارن با ما بیزینس میکنن. سرگرمیه براشون! قشنگ از این شبکه به اون شبکه فقط حرف مفت میزنن و هیچوقت نه خودشون کاری میکنن نه میذارن بقیه کاری بکنن.
چه میدونم شاید نفعشون در تموم نشدن این بازیه! بگذریم...
از من میشنوید دعوای سیاسی ما تمومی نداره چون همهجای دنیا همینه. تنها راه اینه نمایندههای طیفهای مختلف بشینن و گروهی کار کنن و مردم انتخاب کنن. پس چرا تا الان ننشستن؟
به دلایل مختلف که بازم از حوصله خارجه بیانش ولی،ما دیگه وقت این حرفارو نداریم. قاچ خوردیم کف خیابون.
الان وقت این نیست باز از راه دور فقط مصاحبه کنیم و بگیم بله باید حرف بزنیم باید دور هم جمع بشیم باید....
کو پس این بایدهاتون؟ چهار ماه گذشت از انقلابمون. من تعارف ندارم. بچه نیستم. هم هیجان سال88 رو دیدم هم سرخوردگی 89/90رو!
الان وقت عمله. همونطور که داریم به سیاستمدارهای دنیا سیخ میزنیم و میاریمشون روی ریل براندازی، باید به خودیهام بزنیم. الان وقت درگیری نیست. هرکی باید تیم خودشو تشویق کنه. پلن مشخصه. تشکیل یک #ائتلاف متشکل همه احزاب سیاسی که مثل یک شورای گذار یا مجلس موسسان عمل خواهند کرد.
در کنارش هم یک شورای همبستگی که متشکل از تک چهرههاست که کار هدایت انقلاب و فراخوانها رو به کمک هم انجام میدن و رابطی هستند بین مردم و ائتلاف که مشغول مسائل تخصصی تغییر رژیم هستند.
اینا دیگه دعوا داره؟
این حکم تیم ملی رو داره که بازیکن خوبای همه تیمها میان توش.
بعد از براندازی هم با این مجلس موسسان که همه احزاب توش هستن میان انتخابات برگزار میکنن و مردم تعیین میکنن نظام آینده پادشاهی باشه یا جمهوری. و یکبار برای همیشه این دعواها از بین میره و تبدیل میشه به یکسری رقابت حزبی در پارلمان، برای تشکیل دولت و مدیریت کشور بصورت گردشی.
شک نکنید خواست و نظر شاهزاده هم همینه و بارها روش تاکید کرده.
پس بجای این دعواها یا وکالت بدید یا اگه نمیدید برید دنبال نمایندههای خودتون و ازشون بخواید که پا پیش بگذارن.
الان جبهه 7آبان در بیانیه ابتداییش به عنوان یک بیطرف دعوت کرده بود همه احزاب جمع شن در پارلمان اروپا!
دیروز دیدم موضوع جلسه رو عوض کردن که مشخصه چرا! چون باز این احزابی که معلوم نیس کیاند و کجایند باز حاضر نشدن برن. به این نمیگن دستانداز؟
الان در مورد وکالتم همینه! طرف میگه من وکالت نمیدم! خوب مشتی نمیدی نده مگه آدم برای همه ندادههاش و کارهای نکردش هشتگ میزنه؟ بازی نخورید!
اونایی که دنبال قدرتاند، دنبال جنگ با همدیگهاند! از من میشنوید از همین امروز شروع کنید فشار بیارید به نمایندههایی که قبولشون دارید و ازشون بخواید یک کار اساسی بکنن. اینکه همش در رد و نفی دیگری مصاحبه کنن و توییت بذارن یعنی دارن از یه چیزی فرار میکنن.
این نکته هم یادتون نره خیلی از کسایی که دارن به بقیه، حمله میکنن از چهرههای اصلاحطلب تازه رنگعوض کردهای هستن که تمام این سالها که ما اینجا بودیم مانع براندازی بودن، الان هم این مدل مخالفت کردنهاشون از همین جنسه، مراقب باشید فریب نخورید.
Forwarded from کافه سیاست 👑
و الّا کیه که بدش بیاد این چند ده میلیون معترض، چندین نماینده مشخص داشته باشند که نشستن و سر یک سری اصول توافق کردن و دارن کارو پیش میبرن؟ کی بدش میاد آلترناتیو جمهوری اسلامی در دنیا انقدر قوی بشه دولتها باهاشون مذاکره کنن. کی بدش میاد مردم کف خیابون دلگرم شن؟
جز اونی که بیزینسش در این بازیه یا دنبال قدرتطلبی و حذف بقیهست، کی میتونه بدش بیاد؟
پس لطفا بجای بحث و دعوا یا نماینده خودتون رو تشویق کنید یا بگردید برای تفکراتتون نماینده پیدا کنید و ارائه بدید. مردم دیگه جونشون به لبشون رسیده، حوصله حرفهای تکراری و اتلاف وقت ندارن.
نکته آخرهم اینکه وکالت یک حرکت نمادینه و بار حقوقی نداره. یک حرکت سمبلیک از مردمیه که به حالت التماس درومدن از دست ظلم و دیگه نمیدونن چیکار باید بکنن تا رهبران مخالف کاری جدی بکنن.
و این یک حرف کاملا منطقیه که با فریاد زدن نام نمایندگان خود، به اونها پر و بال و مشروعیت میدیم.
پس اگه میخواید وارد فاز بعدی انقلاب بشیم و گام دوم رو محکم برداریم و آماده بشیم تا خیابونهارو میلیونی کنیم، لطفا بجای دعوا و بحث و فحشکشی به همدیگه به نمایندههاتون فشار بیارید و ازشون بخواهید سریعتر وارد فازهای عملی بشن و پا پیش بگذارن.
جیمز بیدین
@politicscafe
جز اونی که بیزینسش در این بازیه یا دنبال قدرتطلبی و حذف بقیهست، کی میتونه بدش بیاد؟
پس لطفا بجای بحث و دعوا یا نماینده خودتون رو تشویق کنید یا بگردید برای تفکراتتون نماینده پیدا کنید و ارائه بدید. مردم دیگه جونشون به لبشون رسیده، حوصله حرفهای تکراری و اتلاف وقت ندارن.
نکته آخرهم اینکه وکالت یک حرکت نمادینه و بار حقوقی نداره. یک حرکت سمبلیک از مردمیه که به حالت التماس درومدن از دست ظلم و دیگه نمیدونن چیکار باید بکنن تا رهبران مخالف کاری جدی بکنن.
و این یک حرف کاملا منطقیه که با فریاد زدن نام نمایندگان خود، به اونها پر و بال و مشروعیت میدیم.
پس اگه میخواید وارد فاز بعدی انقلاب بشیم و گام دوم رو محکم برداریم و آماده بشیم تا خیابونهارو میلیونی کنیم، لطفا بجای دعوا و بحث و فحشکشی به همدیگه به نمایندههاتون فشار بیارید و ازشون بخواهید سریعتر وارد فازهای عملی بشن و پا پیش بگذارن.
جیمز بیدین
@politicscafe
.
اگر در جمله #من_به_رضاپهلوی_وکالت_میدهم به جای کلمهی رضا پهلوی، این عبارت را بگذاریم: «تمامیت ارضی، رعایت حقوق بشر، جدایی دین از حکومت و تعیین نوع حکومت با رای آزاد مردم»
شاید بعضیا بفهمند که با چی مخالفند!
@politicscafe
اگر در جمله #من_به_رضاپهلوی_وکالت_میدهم به جای کلمهی رضا پهلوی، این عبارت را بگذاریم: «تمامیت ارضی، رعایت حقوق بشر، جدایی دین از حکومت و تعیین نوع حکومت با رای آزاد مردم»
شاید بعضیا بفهمند که با چی مخالفند!
@politicscafe
.
✍ افراد و گروههای اپوزیسیون (عدهای جمهوریخواه، سلطنتطلب، کمونیست و ...)، بچههای پیر و پاتالی هستند که عمریست در زمین حکومت اسلامی، مشغول کَلکَل کردن با یکدیگرند.
تنها چیزی که برای آنها اهمیت ندارد؛
سه اصل مشترک حداقلی:
🔹تمامیت ارضی ایران،
🔹دموکراسی سکولار مبتنی بر حقوق بشر و
🔹حق مردم برای تعیین شکل نظام سیاسی از طریق یک انتخابات آزاد
است.
ملانِقی
۱ بهمن ۲۵۸۱
✍ افراد و گروههای اپوزیسیون (عدهای جمهوریخواه، سلطنتطلب، کمونیست و ...)، بچههای پیر و پاتالی هستند که عمریست در زمین حکومت اسلامی، مشغول کَلکَل کردن با یکدیگرند.
تنها چیزی که برای آنها اهمیت ندارد؛
سه اصل مشترک حداقلی:
🔹تمامیت ارضی ایران،
🔹دموکراسی سکولار مبتنی بر حقوق بشر و
🔹حق مردم برای تعیین شکل نظام سیاسی از طریق یک انتخابات آزاد
است.
ملانِقی
۱ بهمن ۲۵۸۱
طنز تلخ: پیامی از آینده
. ✍ افراد و گروههای اپوزیسیون (عدهای جمهوریخواه، سلطنتطلب، کمونیست و ...)، بچههای پیر و پاتالی هستند که عمریست در زمین حکومت اسلامی، مشغول کَلکَل کردن با یکدیگرند. تنها چیزی که برای آنها اهمیت ندارد؛ سه اصل مشترک حداقلی: 🔹تمامیت ارضی ایران، 🔹دموکراسی…
.
✍ سخنی با سلطنتطلبان و مشروطهخواهان
.
۱- در جایی گفتهام که از نظر من حساب شاهزاده رضا پهلوی از حساب سلطنتطلبان و مشروطهخواهان جداست (بند ۴ این نوشته را به دقت بخوانید 👇 https://t.me/TanzeTalkh2/1680).
۲- شاهزاده برای من یک اپوزیسیون واقعی در مقابل حکومت اسلامی جنایتکار است، که به آزادی و آبادی ایران فردا میاندیشد؛ دغدغهی اصلی او براندازی چنین حکومتی است، نه بازگشت به حکومت پادشاهی مشروطه عصر قلقلی میرزا!😉 (اگر قبول ندارید یک نمونه از سخنان و بیانات ایشان که مغایر با موضوع است را ذکر کنید).
۳- برای شما و پادشاهی خواهان اما، قضیه غیر از این است. شمایان (و البته جمهوریخواهان)، از الان شکل حکومت آینده ایران را انتخاب کرده و شاهزاده را بعنوان پادشاه آیندهی ایران میشناسید(البته تا جایی که شاهزاده شما را قبول داشته باشد! بد نیست این لینک را هم ببینید https://t.me/Meligarayan7/28238)!😉 و دغدغهی اصلیتان این است که نگذارید دگراندیشان در آیندهی سیاسی ایران نقشی داشته باشند (برخلاف ادعای طرفداری از برگزاری رفراندوم)، هرچند که رفراندوم هم بحث انحرافی است. بقول شاهزاده، نوع حکومت آینده ایران توسط مردم انتخاب خواهد شد و این امر با رفراندوم امکانپذیر نیست. فراموش نکردهایم که خمینی هم اول شکل حکومت را تعیین کرد و بعد آن را به رفراندوم گذاشت.😉
۴- بنده بیش از ده سال است که دغدغهام تشکیل یک شورای همبستگی ملی متشکل از گروههای مختلف اپوزیسیون با محوریت اصول مورد قبول همهی مخالفان حکومت اسلامی بوده است. خوشبختانه شاهزاده اخیرا این اصول را در سه بخش به صورت شفاف بیان کردند. جالب اینجاست که کسانی که خود را سلطنتطلب میدانند و مشغول پروپاگاندا بر روی موضوع وکالت میدهم هستم، عامدانه اصل سوم را نادیده میگیرند و سعی دارند این وکالت را به معنای انتخاب پادشاه آینده ایران، برای مخالفان خود جا بیاندازند؛ و درست همین موضوع است که حساسیت گروههای دیگر را برانگیخته و باعث راهاندازی کمپین من وکالت نمیدهم شده است.😉 بنابراین واژهی «بچههای پیر و پاتال» را بدرستی بکار بردهام.
✍ سخنی با سلطنتطلبان و مشروطهخواهان
.
۱- در جایی گفتهام که از نظر من حساب شاهزاده رضا پهلوی از حساب سلطنتطلبان و مشروطهخواهان جداست (بند ۴ این نوشته را به دقت بخوانید 👇 https://t.me/TanzeTalkh2/1680).
۲- شاهزاده برای من یک اپوزیسیون واقعی در مقابل حکومت اسلامی جنایتکار است، که به آزادی و آبادی ایران فردا میاندیشد؛ دغدغهی اصلی او براندازی چنین حکومتی است، نه بازگشت به حکومت پادشاهی مشروطه عصر قلقلی میرزا!😉 (اگر قبول ندارید یک نمونه از سخنان و بیانات ایشان که مغایر با موضوع است را ذکر کنید).
۳- برای شما و پادشاهی خواهان اما، قضیه غیر از این است. شمایان (و البته جمهوریخواهان)، از الان شکل حکومت آینده ایران را انتخاب کرده و شاهزاده را بعنوان پادشاه آیندهی ایران میشناسید(البته تا جایی که شاهزاده شما را قبول داشته باشد! بد نیست این لینک را هم ببینید https://t.me/Meligarayan7/28238)!😉 و دغدغهی اصلیتان این است که نگذارید دگراندیشان در آیندهی سیاسی ایران نقشی داشته باشند (برخلاف ادعای طرفداری از برگزاری رفراندوم)، هرچند که رفراندوم هم بحث انحرافی است. بقول شاهزاده، نوع حکومت آینده ایران توسط مردم انتخاب خواهد شد و این امر با رفراندوم امکانپذیر نیست. فراموش نکردهایم که خمینی هم اول شکل حکومت را تعیین کرد و بعد آن را به رفراندوم گذاشت.😉
۴- بنده بیش از ده سال است که دغدغهام تشکیل یک شورای همبستگی ملی متشکل از گروههای مختلف اپوزیسیون با محوریت اصول مورد قبول همهی مخالفان حکومت اسلامی بوده است. خوشبختانه شاهزاده اخیرا این اصول را در سه بخش به صورت شفاف بیان کردند. جالب اینجاست که کسانی که خود را سلطنتطلب میدانند و مشغول پروپاگاندا بر روی موضوع وکالت میدهم هستم، عامدانه اصل سوم را نادیده میگیرند و سعی دارند این وکالت را به معنای انتخاب پادشاه آینده ایران، برای مخالفان خود جا بیاندازند؛ و درست همین موضوع است که حساسیت گروههای دیگر را برانگیخته و باعث راهاندازی کمپین من وکالت نمیدهم شده است.😉 بنابراین واژهی «بچههای پیر و پاتال» را بدرستی بکار بردهام.
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
در رابطه با این نوشته آرمان امیری 👆👆؛
ارتش تکنفرهی ایمان علیپور:
۱- بیش از ده سال است که دربارهی یکی از مهمترین شگردهای حکومت اسلامی برای جلوگیری از متحد شدن افراد و گروههای مخالف خود، «تفرقه بیانداز و حکومت کن»، مطلب مینویسد و خطر تفرقه و نفاق در…
ارتش تکنفرهی ایمان علیپور:
۱- بیش از ده سال است که دربارهی یکی از مهمترین شگردهای حکومت اسلامی برای جلوگیری از متحد شدن افراد و گروههای مخالف خود، «تفرقه بیانداز و حکومت کن»، مطلب مینویسد و خطر تفرقه و نفاق در…
✍ سخنی در باب افاضات اخیر استاد! بهرام مشیری
۱- اینکه بهرام مشیری از دیکتاتوری رضا پهلوی در خانواده میگوید، نمیدانیم چقدر درست است! اما صحبتهای اخیر شاهزاده رضا پهلوی، بیانگر چنین چیزی نیست. تاکید ایشان بر سه اصل اساسی:
🔹دفاع از تمامیت ارضی ایران،
🔹دفاع از دموکراسی سکولار مبتنی بر حقوق بشر و
🔹دفاع از حق مردم برای تعیین شکل نظام سیاسی از طریق یک انتخابات آزاد
البته، وقتی قلم در دست دشمن باشد، تصویر خوبی از آدم نمیکشد؛ دشمنی ایشان با حکومت پادشاهی و شخص شاهزاده رضا پهلوی به سالیان دور برمیگردد.
۲- قبلا، بسیاری گفتهاند که این خیزش و انقلاب، بدون رهبری بجایی نمیرسد؛ مگر اینکه گروههای اپوزیسیون بر سر اصولی اساسی با هم متحد شده و بتوانند بعنوان نمایندهی اکثریت مردم با کشورهای غربی، بر سر جایگزینی حکومت اسلامی، مذاکره کنند. حالا بعد از ۴ ماه که هیچ صدایی از کسی در نیامده و فقط شاهزاده رضا پهلوی بوده که گاه و بیگاه پیشنهاداتی میداده است؛ آخرین پیشنهاد ایشان این بوده که برای سه موضوع اساسی بالا به ایشان وکالت داده شود. بنظر من راه بهتری هم میشد انتخاب کرد ولی در این شرایط، باید پذیرفت که راه بدی نیست (*).
۳- پس از این پیشنهاد انگار آب در لانهی مورچه ریختهاند؛ همهی کسانی که تا الان ساکت بودند، صدایشان در آمده و فریاد وا دیکتاتوری سر دادهاند. از آن طرف سلطنتطلبان هم به عمد این قضیه را دارند طوری جلوه میدهند که انگار آنهایی که به شاهزاده وکالت میدهند، ایشان را بعنوان پادشاه آیندهی ایران برگزیدهاند! این قضیه هم نور علی نور شده و بیشتر داد مخالفان را در آورده است (+).
۴- در هر حال بنظر من، کسانی که مخالف وکالت دادن هستند، آنهایی هستند که با یک یا دو یا همهی آن سه اصل مخالفند:
- جمهوریخواهان، از پیش شکل حکومت آینده را تعیین کردهاند و با اصل سوم مخالفند و میترسند اگر نوع حکومت به انتخاب مردم گذاشته شود، آنها رای نیاورند. سلطنتطلبان هم به همین دلیل نگرانی از رای نیاوردن خود، موضوع وکالت را آنطور جلوه میدهند.
- طرفداران فدرالیسم و خودمختاری، با همهی اصول، بخصوص اصل اول مخالفند.
- کمونیستها و بقیه گروهها هم به همچنین.
- بهرام مشیری هم فکر کرده رضا پهلوی میخواهد پادشاه آیندهی ایران بشود که این گونه برآشفته است. البته ایشان، گوشه چشمی هم به فدرالیسم دارد که در یک جایی از صحبتهایش میگوید مردم کردستان و آذربایجان، شاه را نمیخواستند.
۵ بهمن ۲۵۸۱
------------
پ.ن.
* بجای وکالت خواستن از مردم، بهتر این بود که ایشان، طی نامهای سرگشاده به کلیهی احزاب و گروههای مدعی مخالفت با حکومت اسلامی، این سه اصل اساسی را با آنان در میان گذاشته و از آنان میخواست نظر خود را در مورد این سه اصل ،صراحتا و علنا اعلام نمایند و چنانچه با آن موافق هستند، نمایندهای جهت شرکت در یک شورای همبستگی ملی معرفی نمایند. در اینصورت؛ سیه روی میشد هر که در او غش میبود.
+ متاسفانه دو گروه، مدعی طرفداری و پیروی از شاهزاده رضا پهلوی هستند:
- گروهی که خود را سلطنتطلب و یا مشروطهخواه میدانند و به دروغ مدعی طرفداری از ایشان هستند. این دسته، تنها به برپایی یک حکومت پادشاهی بجای حکومت فعلی در ایران میاندیشند و به همین جهت در تقابل کامل با جمهوریخواهان هستند. این در حالی است که شاهزاده رضا پهلوی از سالها پیش صراحتا اعلام کرده که برای او نوع حکومت پس از براندازی، در درجهی اول اهمیت قرار ندارد. همانطور که گفتم، این گروه عامدانه موضوع وکالت دادن به شاهزاده را انتخاب ایشان بعنوان پادشاه آینده جلوه میدهند.
- و گروه دوم کسانی هستند که ناآگاهانه و بدون توجه به اصول پیشنهادی شاهزاده، آب به آسیاب گروه اول میریزند و بدین وسیله بر آتش نفاق و تفرقه بین سلطنتطلبان و جمهوریخواهان میدمند.
این دو گروه، با اعمالشان، موضوع #من_وکالت_میدهم را مانند سایر موضوعات مهم لوث خواهند کرد.
☺☺☺☺
١۶ دیماه ٢۵٨١
.
۱- اینکه بهرام مشیری از دیکتاتوری رضا پهلوی در خانواده میگوید، نمیدانیم چقدر درست است! اما صحبتهای اخیر شاهزاده رضا پهلوی، بیانگر چنین چیزی نیست. تاکید ایشان بر سه اصل اساسی:
🔹دفاع از تمامیت ارضی ایران،
🔹دفاع از دموکراسی سکولار مبتنی بر حقوق بشر و
🔹دفاع از حق مردم برای تعیین شکل نظام سیاسی از طریق یک انتخابات آزاد
البته، وقتی قلم در دست دشمن باشد، تصویر خوبی از آدم نمیکشد؛ دشمنی ایشان با حکومت پادشاهی و شخص شاهزاده رضا پهلوی به سالیان دور برمیگردد.
۲- قبلا، بسیاری گفتهاند که این خیزش و انقلاب، بدون رهبری بجایی نمیرسد؛ مگر اینکه گروههای اپوزیسیون بر سر اصولی اساسی با هم متحد شده و بتوانند بعنوان نمایندهی اکثریت مردم با کشورهای غربی، بر سر جایگزینی حکومت اسلامی، مذاکره کنند. حالا بعد از ۴ ماه که هیچ صدایی از کسی در نیامده و فقط شاهزاده رضا پهلوی بوده که گاه و بیگاه پیشنهاداتی میداده است؛ آخرین پیشنهاد ایشان این بوده که برای سه موضوع اساسی بالا به ایشان وکالت داده شود. بنظر من راه بهتری هم میشد انتخاب کرد ولی در این شرایط، باید پذیرفت که راه بدی نیست (*).
۳- پس از این پیشنهاد انگار آب در لانهی مورچه ریختهاند؛ همهی کسانی که تا الان ساکت بودند، صدایشان در آمده و فریاد وا دیکتاتوری سر دادهاند. از آن طرف سلطنتطلبان هم به عمد این قضیه را دارند طوری جلوه میدهند که انگار آنهایی که به شاهزاده وکالت میدهند، ایشان را بعنوان پادشاه آیندهی ایران برگزیدهاند! این قضیه هم نور علی نور شده و بیشتر داد مخالفان را در آورده است (+).
۴- در هر حال بنظر من، کسانی که مخالف وکالت دادن هستند، آنهایی هستند که با یک یا دو یا همهی آن سه اصل مخالفند:
- جمهوریخواهان، از پیش شکل حکومت آینده را تعیین کردهاند و با اصل سوم مخالفند و میترسند اگر نوع حکومت به انتخاب مردم گذاشته شود، آنها رای نیاورند. سلطنتطلبان هم به همین دلیل نگرانی از رای نیاوردن خود، موضوع وکالت را آنطور جلوه میدهند.
- طرفداران فدرالیسم و خودمختاری، با همهی اصول، بخصوص اصل اول مخالفند.
- کمونیستها و بقیه گروهها هم به همچنین.
- بهرام مشیری هم فکر کرده رضا پهلوی میخواهد پادشاه آیندهی ایران بشود که این گونه برآشفته است. البته ایشان، گوشه چشمی هم به فدرالیسم دارد که در یک جایی از صحبتهایش میگوید مردم کردستان و آذربایجان، شاه را نمیخواستند.
۵ بهمن ۲۵۸۱
------------
پ.ن.
* بجای وکالت خواستن از مردم، بهتر این بود که ایشان، طی نامهای سرگشاده به کلیهی احزاب و گروههای مدعی مخالفت با حکومت اسلامی، این سه اصل اساسی را با آنان در میان گذاشته و از آنان میخواست نظر خود را در مورد این سه اصل ،صراحتا و علنا اعلام نمایند و چنانچه با آن موافق هستند، نمایندهای جهت شرکت در یک شورای همبستگی ملی معرفی نمایند. در اینصورت؛ سیه روی میشد هر که در او غش میبود.
+ متاسفانه دو گروه، مدعی طرفداری و پیروی از شاهزاده رضا پهلوی هستند:
- گروهی که خود را سلطنتطلب و یا مشروطهخواه میدانند و به دروغ مدعی طرفداری از ایشان هستند. این دسته، تنها به برپایی یک حکومت پادشاهی بجای حکومت فعلی در ایران میاندیشند و به همین جهت در تقابل کامل با جمهوریخواهان هستند. این در حالی است که شاهزاده رضا پهلوی از سالها پیش صراحتا اعلام کرده که برای او نوع حکومت پس از براندازی، در درجهی اول اهمیت قرار ندارد. همانطور که گفتم، این گروه عامدانه موضوع وکالت دادن به شاهزاده را انتخاب ایشان بعنوان پادشاه آینده جلوه میدهند.
- و گروه دوم کسانی هستند که ناآگاهانه و بدون توجه به اصول پیشنهادی شاهزاده، آب به آسیاب گروه اول میریزند و بدین وسیله بر آتش نفاق و تفرقه بین سلطنتطلبان و جمهوریخواهان میدمند.
این دو گروه، با اعمالشان، موضوع #من_وکالت_میدهم را مانند سایر موضوعات مهم لوث خواهند کرد.
☺☺☺☺
١۶ دیماه ٢۵٨١
.
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
✍ سخنی در باب افاضات اخیر استاد! بهرام مشیری
۱- اینکه بهرام مشیری از دیکتاتوری رضا پهلوی در خانواده میگوید، نمیدانیم چقدر درست است! اما صحبتهای اخیر شاهزاده رضا پهلوی، بیانگر چنین چیزی نیست. تاکید ایشان بر سه اصل اساسی:
🔹دفاع از تمامیت ارضی ایران،
🔹دفاع…
۱- اینکه بهرام مشیری از دیکتاتوری رضا پهلوی در خانواده میگوید، نمیدانیم چقدر درست است! اما صحبتهای اخیر شاهزاده رضا پهلوی، بیانگر چنین چیزی نیست. تاکید ایشان بر سه اصل اساسی:
🔹دفاع از تمامیت ارضی ایران،
🔹دفاع…
❤1
Forwarded from شبکه ایرانیاران (مؤسس ویکتوریا آزاد)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💠به دقت تا آخر گوش کنید ببینید علیرضا آخوندی نماینده پارلمان سوئد در این مصاحبه چه میگوید؟ همان سوالی را امروز میپرسند که ۱۶ سال پیش از ما در پارلمان فرانسه و اتحادیه اروپا پرسیدند آلترناتیو بدیل این رژیم چیست؟
🦠توپ در زمین اپوزیسیون جمهوری اسلامی و مردم ایران است یا متحد میشویم و تحت رهبری #شاهزاده_رضا_پهلوی و ائتلاف اپوزیسیون، قدرتهای غربی را متقاعد میکنیم که آماده یک تحول بنیادین هستیم یا به این وضعیت ادامه داده میشود و ایران و ایرانی به فنا میرود.
#من_وکالت_میدهم
💎 @iranyarannetwork1398
🦠توپ در زمین اپوزیسیون جمهوری اسلامی و مردم ایران است یا متحد میشویم و تحت رهبری #شاهزاده_رضا_پهلوی و ائتلاف اپوزیسیون، قدرتهای غربی را متقاعد میکنیم که آماده یک تحول بنیادین هستیم یا به این وضعیت ادامه داده میشود و ایران و ایرانی به فنا میرود.
#من_وکالت_میدهم
💎 @iranyarannetwork1398
طنز تلخ: پیامی از آینده
. 🦕 دیو در خانه 🦕 توضیحی دربارهی این پست 👆👆👆 قبلا نوشتم: ✍️ روزی که شورش ۵۷ به نتیجه رسید؛ گمان خمینی بر این بود که لشکر اسلام بر سرزمین کفار غلبه کرده است؛ و در نتیجه هرکس که با عقیده و نظر او مخالف بود، اسرای جنگی و برده و کنیز او محسوب میشد…
.
💦 مورچه خوار!
با قل هوالله آمدند.
اول اموال دولتمردان را مصادره کردند و خانه های شان را نشستند.
تابلوهایشان سر از پاریس و لندن در آورد.
بعد ریختند موزهها و خزانهی دولت را خالی کردند.
بعد افتادند به جان کارخانههای سود ده.
بعد یهودیان را فراری دادند و بهاییان را لخت کردند.
بعد واردات کالاهای اساسی را انحصار دادند.
سیگار مال من،
شکر مال مکارم،
تو هم نفت ببر وسط دریا بفروش بزن به جیب.
اسکله های قاچاق زدند.
معادن را روفتند.
کف خلیج را فروختند.
خزر را هبه کردند.
آبهای زیر زمینی را هورت کشیدند.
حیات وحش را کباب کردند.
خاک را توبره بردند.
جنگلها را سر بریدند.
قراردادهای ۲۵ ساله بستند و ژتون میفروشند.
- بیکاراش رد شن!
https://t.me/jamalsanatnegar
💦 مورچه خوار!
با قل هوالله آمدند.
اول اموال دولتمردان را مصادره کردند و خانه های شان را نشستند.
تابلوهایشان سر از پاریس و لندن در آورد.
بعد ریختند موزهها و خزانهی دولت را خالی کردند.
بعد افتادند به جان کارخانههای سود ده.
بعد یهودیان را فراری دادند و بهاییان را لخت کردند.
بعد واردات کالاهای اساسی را انحصار دادند.
سیگار مال من،
شکر مال مکارم،
تو هم نفت ببر وسط دریا بفروش بزن به جیب.
اسکله های قاچاق زدند.
معادن را روفتند.
کف خلیج را فروختند.
خزر را هبه کردند.
آبهای زیر زمینی را هورت کشیدند.
حیات وحش را کباب کردند.
خاک را توبره بردند.
جنگلها را سر بریدند.
قراردادهای ۲۵ ساله بستند و ژتون میفروشند.
- بیکاراش رد شن!
https://t.me/jamalsanatnegar
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
.
🦕 دیو در خانه 🦕
توضیحی دربارهی این پست 👆👆👆
قبلا نوشتم:
✍️ روزی که شورش ۵۷ به نتیجه رسید؛ گمان خمینی بر این بود که لشکر اسلام بر سرزمین کفار غلبه کرده است؛ و در نتیجه هرکس که با عقیده و نظر او مخالف بود، اسرای جنگی و برده و کنیز او محسوب میشد…
🦕 دیو در خانه 🦕
توضیحی دربارهی این پست 👆👆👆
قبلا نوشتم:
✍️ روزی که شورش ۵۷ به نتیجه رسید؛ گمان خمینی بر این بود که لشکر اسلام بر سرزمین کفار غلبه کرده است؛ و در نتیجه هرکس که با عقیده و نظر او مخالف بود، اسرای جنگی و برده و کنیز او محسوب میشد…
مرامنامه حزب ایران نوین
شاهزاده رضا پهلوی چند سال پیش، اعلام کردهاند که نوع حکومت آینده ایران بستگی به انتخاب مردم دارد و برایشان آنچه بیشتر حائز اهمیت است محتوای حکومت است و نه شکل آن.
اخیراً هم، مهمترین اصول و محتوای حکومت آینده را در سه اصل زبر بطور شفاف، خلاصه کردهاند:
حفظ تمامیت ارضی ایران،
برپایی حکومت دموکراتیک و سکولار مبتنی بر حقوق بشر ،
حق مردم برای تعیین شکل نظام سیاسی از طریق یک انتخابات آزاد.
با اینحال؛ افراد و گروههایی تحت عنوان سلطنتطلب و یا مشروطهخواه، مدعی طرفداری از شاهزاده هستند و تمام هّم و غم خود را بجای مبارزه با حکومت فاسد و جانی اسلامی، مصروف مبارزه با سایر گروهها، اعم از جمهوریخواه و.... میکنند.
اینان که مدعی طرفداری از شاهزاده هستند، چنانچه با این سه اصل، بهویژه با اصل سوم موافقت داشته باشند؛ باید بدانند که در حال حاضر، سلطنتطلبی و مشروطهخواهی، محلی از اعراب ندارد؛ همانگونه که جمهوریخواهی. اینان بجای آن، اما، میتوانند حزبی بنیان بگذارند و تمامی آرمانها و اهداف خود را در قالب مرامنامهی حزب، بطور روشن و شفاف با مردم در میان بگذارند؛ درست همان کاری که گروه فرشگرد کرد. این گروه پس از چندین سال کار فرهنگی، سیاسی و ساختارسازی؛ حزب ایران نوین را بنیان نهاد و مرامنامه خود را هم منتشر کرد.
در این مرامنامه، اصول اساسی و محتوایی حکومت آیندهی ایران، صرفنظر از شکل حکومت بیان شده است.
اصولاً در این برههی زمانی، فعالیت گروههایی تحت عنوان سلطنتطلب و یا جمهوریخواه و غیره؛ منافی روح مردمسالاری و تعیین نوع حکومت توسط مردم، پس از براندازی حکومت اسلامی است. هرچند فعالیت این نوع گروهها، پس از براندازی و در دورهی گذار یکی از ضرورتهای آن دوره، جهت تببین محتوای هر یک از انواع حکومت برای مردم، خواهد بود.
ملانِقی
۱۶ بهمن ۲۵۸۱
شاهزاده رضا پهلوی چند سال پیش، اعلام کردهاند که نوع حکومت آینده ایران بستگی به انتخاب مردم دارد و برایشان آنچه بیشتر حائز اهمیت است محتوای حکومت است و نه شکل آن.
اخیراً هم، مهمترین اصول و محتوای حکومت آینده را در سه اصل زبر بطور شفاف، خلاصه کردهاند:
حفظ تمامیت ارضی ایران،
برپایی حکومت دموکراتیک و سکولار مبتنی بر حقوق بشر ،
حق مردم برای تعیین شکل نظام سیاسی از طریق یک انتخابات آزاد.
با اینحال؛ افراد و گروههایی تحت عنوان سلطنتطلب و یا مشروطهخواه، مدعی طرفداری از شاهزاده هستند و تمام هّم و غم خود را بجای مبارزه با حکومت فاسد و جانی اسلامی، مصروف مبارزه با سایر گروهها، اعم از جمهوریخواه و.... میکنند.
اینان که مدعی طرفداری از شاهزاده هستند، چنانچه با این سه اصل، بهویژه با اصل سوم موافقت داشته باشند؛ باید بدانند که در حال حاضر، سلطنتطلبی و مشروطهخواهی، محلی از اعراب ندارد؛ همانگونه که جمهوریخواهی. اینان بجای آن، اما، میتوانند حزبی بنیان بگذارند و تمامی آرمانها و اهداف خود را در قالب مرامنامهی حزب، بطور روشن و شفاف با مردم در میان بگذارند؛ درست همان کاری که گروه فرشگرد کرد. این گروه پس از چندین سال کار فرهنگی، سیاسی و ساختارسازی؛ حزب ایران نوین را بنیان نهاد و مرامنامه خود را هم منتشر کرد.
در این مرامنامه، اصول اساسی و محتوایی حکومت آیندهی ایران، صرفنظر از شکل حکومت بیان شده است.
اصولاً در این برههی زمانی، فعالیت گروههایی تحت عنوان سلطنتطلب و یا جمهوریخواه و غیره؛ منافی روح مردمسالاری و تعیین نوع حکومت توسط مردم، پس از براندازی حکومت اسلامی است. هرچند فعالیت این نوع گروهها، پس از براندازی و در دورهی گذار یکی از ضرورتهای آن دوره، جهت تببین محتوای هر یک از انواع حکومت برای مردم، خواهد بود.
ملانِقی
۱۶ بهمن ۲۵۸۱
Telegram
KetaabKhane_Binesh
مرامنامه حزب ایران نوین_.pdf
گروه فرشگرد پس از چندین سال کار فرهنگی، سیاسی و ساختارسازی؛ حزب ایران نوین را بنیان نهاد و مرامنامه خود را هم منتشر کرد.
در این مرامنامه، اصول اساسی و محتوایی حکومت آیندهی ایران، صرفنظر از شکل حکومت بیان شده است.
اصولاً در…
گروه فرشگرد پس از چندین سال کار فرهنگی، سیاسی و ساختارسازی؛ حزب ایران نوین را بنیان نهاد و مرامنامه خود را هم منتشر کرد.
در این مرامنامه، اصول اساسی و محتوایی حکومت آیندهی ایران، صرفنظر از شکل حکومت بیان شده است.
اصولاً در…
✅دیکتاتور رفته رفته دچار سادیسم (دیگر آزاری) و سپس مازوخیسم (خود آزاری) میشود.
✍️ محسن رنانی
🔻دیکتاتور همه ناکامی ها را به گردن دشمنان فرضی می اندازد تا نشان دهد که دشمنانشان چقدر قدرتمند هستنند و نمیگذارند تا آنها به اهدافشان برسند
نوروز گذشته توانستم خواندن کتاب «نقد و تحلیل دیکتاتوری» نوشته «مانس اشپربر» را به پایان برسانم.
این روانشناس آلمانی، کتاب را در ۳۲ سالگی و در دهه ۳۰ میلادی پیش از آنکه هیتلر جهان را به کام جنگ جهانی دوم بکشاند، نگاشته است. او در کتاب خود از روی تحلیل روانی رفتار دیکتاتورها، پیشبینی کرده که کسی مانند هیتلر سرانجام خودکشی خواهد کرد. این کتاب که منتشر شد، نویسندهاش نه تنها ناچار شد برای مصون ماندن از خشم نازیها به زندگی پنهانی روی آورد که کمونیست های پیرو استالین نیز خواندن این کتاب را ممنوع کردند.
این کتاب توسط کریم قصیم به فارسی ترجمه و درسال۱۳۶۳ توسط انتشارات دماوند به چاپ رسیده است، انتشارات دماوند در سال ۶۴ تعطیل شد.
اشپربر در این کتاب که متنی بسیار روان و گیرا دارد، با تحلیل روانشناختی شخصیت و رفتار دیکتاتورها نشان میدهد که آنها به خودی خود دیکتاتور نمیشوند، آنها پیامد رفتار تودههایی هستند که خوی دیکتاتوری بخشی از آنهاست.
برای آن که دیکتاتوری برای همیشه از جامعهای رخت بربندد، باید روحیه دیکتاتوری تودهها از میان برود
یادمان نرود که ما ایرانیها رابطه خوبی با ضعیفتر از خودمان نداریم. ببینید بچههایمان به سوی گربهها و سگها سنگ میاندازند، سوارهها به پیادهها رحم نمیکنند، همهمان در کار خودمان فرمانروایی میکنیم. بقال حاکم است، نانوا حاکم است، راننده تاکسی حاکم است. مامور پلیس و قاضی و همه و همه در کار خود میخواهیم حکومت کنیم. وقتی در خیابان دزد را میگیریم به جای آن که تحویل پلیساش بدهیم اول به او کتک مفصلی میزنیم، پلیسمان وقتی خطاکاری را دستگیر میکند اول او را میزند
هر جای خیابان که دوست داشتیم پارک می کنیم
وقتی کسی با ما تصادف کرد با چماق پیاده می شویم
وقتی داخل کوچه ای باریک رانندگی میکنیم ، حتما باید راننده مقابل دنده عقب بگیرد تا ما رد شویم چون کوچه ارث پدرمان بوده!
اینها همه نشانههای خوی دیکتاتوری نهفتهای است که در همه ما وجود دارد.
اشپربر نشان میدهد که چگونه شخصیت روانی یک دیکتاتور در گذر زمان تحول مییابد و او را از یک زندگی معمولی محروم میکند. به گونهای که دیکتاتور رفته رفته دچار سادیسم (دیگر آزاری) و سپس مازوخیسم (خود آزاری) میشود.
اشپربر با دسته بندی انواع ترس نشان میدهد که دیکتاتورها دچار «ترس تهاجمی» هستند و در واقع بخش بزرگی از رفتار آنها ناشی از این نوع ترس است. اشپربر معتقد است اعتیاد به دشمن تراشی و ایده «دشمن انگاری هر کس با ما نیست» از سوی دیکتاتورها رهاورد ترس عمیقی است که در آنها نهفته است. او از قول افلاطون مینویسد « هر کس میتواند شایسته دلیری باشد بجز دیکتاتور» و بعد خودش به زیبایی و با تحلیل روانشناختی نشان میدهد که این سخن افلاطون چقدر دقیق است. دیکتاتوری ویژگی است که در نبود شجاعت پیدا میشود. و این رفتار در همه سطوح قدرت (پدر، معلم، رئیس اداره، پلیس محله و ....)نمود دارد. ولی وقتی تودههای دارای خوی دیکتاتوری با یکی از دیکتاتورها همراهی میکنند و از او پشتیبانی میکنند، از او یک فرمانروای به تمام معنی دیکتاتور میسازند.
اشپربر نشان میدهد که چگونه ترس در گذر زمان به نفرت تبدیل میشود و آنگاه تودهها برای ارضای نفرتشان از عدهای، دیکتاتوری را یاری میکنند تا آنان را نابود کند و بعد دوباره زمانی میرسد که تودهها به علت نفرت از همین دیکتاتور، او را به کمک دیکتاتور دیگری به چوبهدار میسپارند.
او نشان میدهد که چگونه دیکتاتورها با ساده کردن مسائل پیچیده زندگی، راه حلهای عامه پسند ــ اما غیر قابل اجرا ــ میدهند و اصلا هم نگران عدم قابلیت اجرای این ایدههای خود نیستند، چرا که آموختهاند وقتی راه حلشان به نتیجه نرسید به راحتی میتوانند با انداختن مسئولیت این ناکامی به گردن دیگران (دشمنان فرضی)، این ناکامی را تبدیل به فرصتی کنند تا نشان دهند که دشمنانشان چقدر قدرتمند هستنند و نمیگذارند تا آنها به اهدافشان برسند.
اشپربر البته تحلیلاش را معطوف به شخصیت سیاسی خاصی نمیکند ولی برخی مثالهایش را از رفتار دیکتاتورهای زمانهاش (استالین و هیتلر) میآورد.
زیبایی این کتاب به این است که وقتی نام هیتلر و استالین را بر میداریم و نام هر دیکتاتور دیگری را میگذاریم میبینیم چقدر تحلیل تازه است. گویا اشپربر آن را همین دیروز و برای تحلیل رفتار دیکتاتورهای این زمانه نوشته است.
به مجمع فعالان اقتصادی بپیوندید
📌http://telegram.me/Iran_economy_online
و دقیق ترین پیش بینی ها اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
✍️ محسن رنانی
🔻دیکتاتور همه ناکامی ها را به گردن دشمنان فرضی می اندازد تا نشان دهد که دشمنانشان چقدر قدرتمند هستنند و نمیگذارند تا آنها به اهدافشان برسند
نوروز گذشته توانستم خواندن کتاب «نقد و تحلیل دیکتاتوری» نوشته «مانس اشپربر» را به پایان برسانم.
این روانشناس آلمانی، کتاب را در ۳۲ سالگی و در دهه ۳۰ میلادی پیش از آنکه هیتلر جهان را به کام جنگ جهانی دوم بکشاند، نگاشته است. او در کتاب خود از روی تحلیل روانی رفتار دیکتاتورها، پیشبینی کرده که کسی مانند هیتلر سرانجام خودکشی خواهد کرد. این کتاب که منتشر شد، نویسندهاش نه تنها ناچار شد برای مصون ماندن از خشم نازیها به زندگی پنهانی روی آورد که کمونیست های پیرو استالین نیز خواندن این کتاب را ممنوع کردند.
این کتاب توسط کریم قصیم به فارسی ترجمه و درسال۱۳۶۳ توسط انتشارات دماوند به چاپ رسیده است، انتشارات دماوند در سال ۶۴ تعطیل شد.
اشپربر در این کتاب که متنی بسیار روان و گیرا دارد، با تحلیل روانشناختی شخصیت و رفتار دیکتاتورها نشان میدهد که آنها به خودی خود دیکتاتور نمیشوند، آنها پیامد رفتار تودههایی هستند که خوی دیکتاتوری بخشی از آنهاست.
برای آن که دیکتاتوری برای همیشه از جامعهای رخت بربندد، باید روحیه دیکتاتوری تودهها از میان برود
یادمان نرود که ما ایرانیها رابطه خوبی با ضعیفتر از خودمان نداریم. ببینید بچههایمان به سوی گربهها و سگها سنگ میاندازند، سوارهها به پیادهها رحم نمیکنند، همهمان در کار خودمان فرمانروایی میکنیم. بقال حاکم است، نانوا حاکم است، راننده تاکسی حاکم است. مامور پلیس و قاضی و همه و همه در کار خود میخواهیم حکومت کنیم. وقتی در خیابان دزد را میگیریم به جای آن که تحویل پلیساش بدهیم اول به او کتک مفصلی میزنیم، پلیسمان وقتی خطاکاری را دستگیر میکند اول او را میزند
هر جای خیابان که دوست داشتیم پارک می کنیم
وقتی کسی با ما تصادف کرد با چماق پیاده می شویم
وقتی داخل کوچه ای باریک رانندگی میکنیم ، حتما باید راننده مقابل دنده عقب بگیرد تا ما رد شویم چون کوچه ارث پدرمان بوده!
اینها همه نشانههای خوی دیکتاتوری نهفتهای است که در همه ما وجود دارد.
اشپربر نشان میدهد که چگونه شخصیت روانی یک دیکتاتور در گذر زمان تحول مییابد و او را از یک زندگی معمولی محروم میکند. به گونهای که دیکتاتور رفته رفته دچار سادیسم (دیگر آزاری) و سپس مازوخیسم (خود آزاری) میشود.
اشپربر با دسته بندی انواع ترس نشان میدهد که دیکتاتورها دچار «ترس تهاجمی» هستند و در واقع بخش بزرگی از رفتار آنها ناشی از این نوع ترس است. اشپربر معتقد است اعتیاد به دشمن تراشی و ایده «دشمن انگاری هر کس با ما نیست» از سوی دیکتاتورها رهاورد ترس عمیقی است که در آنها نهفته است. او از قول افلاطون مینویسد « هر کس میتواند شایسته دلیری باشد بجز دیکتاتور» و بعد خودش به زیبایی و با تحلیل روانشناختی نشان میدهد که این سخن افلاطون چقدر دقیق است. دیکتاتوری ویژگی است که در نبود شجاعت پیدا میشود. و این رفتار در همه سطوح قدرت (پدر، معلم، رئیس اداره، پلیس محله و ....)نمود دارد. ولی وقتی تودههای دارای خوی دیکتاتوری با یکی از دیکتاتورها همراهی میکنند و از او پشتیبانی میکنند، از او یک فرمانروای به تمام معنی دیکتاتور میسازند.
اشپربر نشان میدهد که چگونه ترس در گذر زمان به نفرت تبدیل میشود و آنگاه تودهها برای ارضای نفرتشان از عدهای، دیکتاتوری را یاری میکنند تا آنان را نابود کند و بعد دوباره زمانی میرسد که تودهها به علت نفرت از همین دیکتاتور، او را به کمک دیکتاتور دیگری به چوبهدار میسپارند.
او نشان میدهد که چگونه دیکتاتورها با ساده کردن مسائل پیچیده زندگی، راه حلهای عامه پسند ــ اما غیر قابل اجرا ــ میدهند و اصلا هم نگران عدم قابلیت اجرای این ایدههای خود نیستند، چرا که آموختهاند وقتی راه حلشان به نتیجه نرسید به راحتی میتوانند با انداختن مسئولیت این ناکامی به گردن دیگران (دشمنان فرضی)، این ناکامی را تبدیل به فرصتی کنند تا نشان دهند که دشمنانشان چقدر قدرتمند هستنند و نمیگذارند تا آنها به اهدافشان برسند.
اشپربر البته تحلیلاش را معطوف به شخصیت سیاسی خاصی نمیکند ولی برخی مثالهایش را از رفتار دیکتاتورهای زمانهاش (استالین و هیتلر) میآورد.
زیبایی این کتاب به این است که وقتی نام هیتلر و استالین را بر میداریم و نام هر دیکتاتور دیگری را میگذاریم میبینیم چقدر تحلیل تازه است. گویا اشپربر آن را همین دیروز و برای تحلیل رفتار دیکتاتورهای این زمانه نوشته است.
به مجمع فعالان اقتصادی بپیوندید
📌http://telegram.me/Iran_economy_online
و دقیق ترین پیش بینی ها اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
Telegram
مجمع فعالان اقتصادی
🔴مجمع فعالان اقتصادی یک کانال تلگرام نیست!
🔵پرمخاطب ترین مرکز مشاوره اقتصادی ایران است که آخرین تحلیلها و تفسیرهای اقتصادی را به اشتراک می گذارد.
اولین و تنها مرکز مشاوره کسب و کار با تجربه بین المللی در ایران
تماس :
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
🔵پرمخاطب ترین مرکز مشاوره اقتصادی ایران است که آخرین تحلیلها و تفسیرهای اقتصادی را به اشتراک می گذارد.
اولین و تنها مرکز مشاوره کسب و کار با تجربه بین المللی در ایران
تماس :
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat