ملانِقی به شخصه به چیزی کمتر از براندازی حکومت اسلامی رضایت نمیدهد؛
اما از طرف یک اصلاحطلب میگوید که:
اگر حکومت اسلامی بجای استخدام
حجاببان،
اعتراضبان،
عقیدهبان و.... ؛
تعدادی
پاکدستبان؛ برای جلوگیری از فساد و اختلاس،
لایقبان؛ برای جلوگیری از بکارگیری افراد نالایق در حکومت،
سرمایهبان؛ برای حفظ و نگهداری از سرمایههای کشور،
و....
استخدام کند، کمک بزرگی به حل مشکلات مردم و خود حکومت کرده است. 😉
هرچند میدانیم که سفره انقلاب آنقدر گسترده شده و نانخور حکومت آنقدر زیاد است که این امر به سادگی امکانپذیر نیست. اما اگر اختلاسها و فساد فقط به رهبری و چند تن از سران سپاه محدود شود، امکان جمع و جور کردن این سفره وجود دارد.
و باز میدانیم که افراد ریز و درشت حکومت، مانند فرمانداران و شهرداران و نمایندگان مجلس و حتی رئیسجمهور و غیره، آنقدر از خامنهای و سران سپاه آتو دارند که حذف کردن آنها از سر سفره انقلاب به این سادگی نیست؛ اما حکومت هم در این ۴۵ سال آنقدر تجربه کسب کرده است که بتواند با پروندهسازی برای این افراد؛ آنها را بجایی بفرستد که عرب نی انداخت. 😉
ملانِقی
دهم آذر ١۴٠٢
https://t.me/TanzeTalkh2/1774
اما از طرف یک اصلاحطلب میگوید که:
اگر حکومت اسلامی بجای استخدام
حجاببان،
اعتراضبان،
عقیدهبان و.... ؛
تعدادی
پاکدستبان؛ برای جلوگیری از فساد و اختلاس،
لایقبان؛ برای جلوگیری از بکارگیری افراد نالایق در حکومت،
سرمایهبان؛ برای حفظ و نگهداری از سرمایههای کشور،
و....
استخدام کند، کمک بزرگی به حل مشکلات مردم و خود حکومت کرده است. 😉
هرچند میدانیم که سفره انقلاب آنقدر گسترده شده و نانخور حکومت آنقدر زیاد است که این امر به سادگی امکانپذیر نیست. اما اگر اختلاسها و فساد فقط به رهبری و چند تن از سران سپاه محدود شود، امکان جمع و جور کردن این سفره وجود دارد.
و باز میدانیم که افراد ریز و درشت حکومت، مانند فرمانداران و شهرداران و نمایندگان مجلس و حتی رئیسجمهور و غیره، آنقدر از خامنهای و سران سپاه آتو دارند که حذف کردن آنها از سر سفره انقلاب به این سادگی نیست؛ اما حکومت هم در این ۴۵ سال آنقدر تجربه کسب کرده است که بتواند با پروندهسازی برای این افراد؛ آنها را بجایی بفرستد که عرب نی انداخت. 😉
ملانِقی
دهم آذر ١۴٠٢
https://t.me/TanzeTalkh2/1774
طنز تلخ: پیامی از آینده
📍 هیچ پیامبری مبعوث خدا نیست، خداوند مطلقا بیگناه است. ✍️ دکتر صدیقه وسمقی (قرآن پژوه مشهور و صاحبنظر در فقه، و استاد مبانی فقه اسلامی، اخیرا به نقد و بررسی کتابش با عنوان "مسیر پیامبری" پرداخت و گفت: "هیچ پیامبری از سوی خدا برگزیده نشده"، و وحی و فرشته…
.
ادعای پیامبری و ارتباط با خدا، یک ادعای سادهی فردی و بدون هیچگونه شاهد مدعا هست.
کما اینکه بنده هم میتوانم ادعا کنم که مثلا با خدا و یا شیطان و یا یک فرد حقیقی، مثل رئیس جمهور آمریکا، ارتباط دارم و نماینده او هستم. چه چیزی این ادعا را ثابت میکند؟
بنده میباید حداقل یک نفر را به عنوان شاهد گفتگویم با این افراد معرفی کنم و دیگران بتوانند گفتههای این شاهد را به روشهای مختلف، راستیآزمایی نمایند و تمام شبهاتِ بطور مثال ساخت و پاخت بنده با شاهد را از بین ببرند.
در مورد محمد، عیسی، موسی و سایر پیامبران، نه تنها چنین شاهدهایی وجود ندارند، بلکه ادعای آنان تا سالیان درازی، قبل از اینکه مکتوب شوند، سینه به سینه و با حذف و اضافات دلخواهِ راویان؛ به نسلهای بعدی رسیده است.
ما از کجا میدانیم که مثلا بر محمد در غار حرا چه گذشته است؟! و یا موسی در کوه طور چه با خدا گفته و چه پاسخ شنیده است؟!
بهخودآ که گر خودآیی، خدایی
ملانِقی
دهم آذر ١۴٠٢
https://t.me/TanzeTalkh2/1775
-_-
بد نیست، نگاهی هم به این نوشته بیاندازید 👇👇👇👇👇
https://t.me/TanzeTalkh2/1067
ادعای پیامبری و ارتباط با خدا، یک ادعای سادهی فردی و بدون هیچگونه شاهد مدعا هست.
کما اینکه بنده هم میتوانم ادعا کنم که مثلا با خدا و یا شیطان و یا یک فرد حقیقی، مثل رئیس جمهور آمریکا، ارتباط دارم و نماینده او هستم. چه چیزی این ادعا را ثابت میکند؟
بنده میباید حداقل یک نفر را به عنوان شاهد گفتگویم با این افراد معرفی کنم و دیگران بتوانند گفتههای این شاهد را به روشهای مختلف، راستیآزمایی نمایند و تمام شبهاتِ بطور مثال ساخت و پاخت بنده با شاهد را از بین ببرند.
در مورد محمد، عیسی، موسی و سایر پیامبران، نه تنها چنین شاهدهایی وجود ندارند، بلکه ادعای آنان تا سالیان درازی، قبل از اینکه مکتوب شوند، سینه به سینه و با حذف و اضافات دلخواهِ راویان؛ به نسلهای بعدی رسیده است.
ما از کجا میدانیم که مثلا بر محمد در غار حرا چه گذشته است؟! و یا موسی در کوه طور چه با خدا گفته و چه پاسخ شنیده است؟!
بهخودآ که گر خودآیی، خدایی
ملانِقی
دهم آذر ١۴٠٢
https://t.me/TanzeTalkh2/1775
-_-
بد نیست، نگاهی هم به این نوشته بیاندازید 👇👇👇👇👇
https://t.me/TanzeTalkh2/1067
💠کمی در باب گفتمان سیاسی جامعه دو قطبی ایران،
✅ طرفداران پادشاهی و جمهوری لطفا مقاله را تا پایان بخوانید
✍️ویکتوریا آزاد
۱۹ آذر ۱۴۰۲
یادش بخیر نزدیک به چهار سال پیش در توییتی در پاسخ به عباس واحدیان شاهرودی عزیز زندانی دربند نوشتم؛
درود جناب واحدیان عزیز حل معمای اپوزیسیون ایران اینه که واقعیت را قبول و مدیریت کنیم وقتی اتحاد # اپوزیسیون مقدور نیست پس گفتمان غالب و وزن کشی سیاسی تعیین کننده میشود. شاهزاده که خواهان کسب قدرت سیاسی نیست پس رقابت بین نیروهای سیاسی ست، هرکدام پایگاه بیشتری داشت گفتمانش مقبول تر خواهد بود.
امروز این پاسخ را کمی صیقل میزنم و به روز میکنم. واقعیت اینست که جامعه سیاسی ایران دو قطبی است در یک سر قطب طرفداران مشروطه پادشاهی هستند ( پادشاه لزوما مرد نباید باشد میتواند زن هم باشد اگر شاهزاده نخواهد که بارها گفته نمیخواهد، میتواند ملکه شهبانو فرح پهلوی یا بانویی داوطلب این رل ، ملکه شود و نظام پادشاهی به اینترتیب برپا شود) ، در قطب دیگر جمهوری خواهان هستند که آنها نیز خواهان برپایی یک نظام جمهوری هستند هر چند که از اجماع و سازماندهی و چهره ای شاخص با پایگاه مردمی برخوردار نیستند پس تکلیف چه میشود؟ این دو گرایش چرا چشم دیدن یکدیگر را ندارند؟
میشل فوکویاما می گوید؛ در عرصه سیاسی، قدرت به آنهایی اختصاص می یابد که گفتمان غالب باشند. چگونه میشود گفتمان غالب شد؟ برای تبدیل شدن به گفتمان غالب شناسنامه باید داشته باشی ، تاریخچه و داستان مبارزه برای نجات مردم از بند ضحاک خیلی مهم است، تبعید همانقدر دردآور است که زندان دردآور است، مردم باید ببینند که برای آنها گام برمیدارید نه حاکمان، عمل باید کرد با شعار نمیشود قلوب مردم را فتح کرد. ایران امروز را باید شناخت. همه صداها را باید شنید. نیازهای آنی و آتی مردم را باید شناسایی کرد. مردم باید اعتمادشان جلب شود، برنامه باید داشت، کاریزما مهم است، فخر نباید فروخت و توهم نباید داشت. سیاست پدیده سیالی است و هر لحظه میتواند ورق برگردد. مردم از پیشقراولان خود توقع دارند که راهی را برگزینند که در آن ضریب موفقیت بالا باشد و راه رهایی از دیکتاتور هموار شود، راهی که آنها را از فلاکتی که در آن گرفتار شده اند نجات بدهد. مردم از انحصارطلبی ، هیاهو و وعده های دروغین بیزارند. مردم میگویند اگر رهبران سیاسی امروز با هم به توافق نمی رسند فردا چگونه به توافق خواهند رسید. پس از ایجاد تفرقه خودداری کنید البته طبعا روشنگری و شناسائی دشمنان آزادی و مردم وظیفه تک تک ماست. برای شناسائی دشمنان مردم، معیار و سند باید داشت، نمیتوان به افراد بر اساس ظن و گمان و اختلافات شخصی و یا نظری تهمت زد. باید وجدان و عدالت به عنوان دو عنصر مهم در قضاوت همواره با ما باشد. هدف اصلی ما که همانا برهم زدن بساط رژیم وحوش و چپاولگران است نباید قربانی انتقامجویی های شخصی و گروهی شود. خوشبختی ملت ایران در گرو کنارزدن این رژیم و جایگزینی آن با یک رژیم سکولار دموکرات و بر اساس اصول حاکمیت ملی و انتخابات آزاد است. لذا در پارلمان آینده ایران دو گرایش جمهوریخواه و مشروطه پادشاهی باید بتوانند در کنار هم قرار بگیرند احزاب خود را داشته باشند و ای بسا دولت مشترک تشکیل بدهند. این دو گرایش نباید یکدیگر را حذف و یا تضعیف کنند که اگر چنین کنند نه دموکراتند و نه دموکراسی به ارمغان خواهند آورد!
#ویکتوریا_آزاد
https://t.me/iranyarannetwork1398/28600
✅ طرفداران پادشاهی و جمهوری لطفا مقاله را تا پایان بخوانید
✍️ویکتوریا آزاد
۱۹ آذر ۱۴۰۲
یادش بخیر نزدیک به چهار سال پیش در توییتی در پاسخ به عباس واحدیان شاهرودی عزیز زندانی دربند نوشتم؛
درود جناب واحدیان عزیز حل معمای اپوزیسیون ایران اینه که واقعیت را قبول و مدیریت کنیم وقتی اتحاد # اپوزیسیون مقدور نیست پس گفتمان غالب و وزن کشی سیاسی تعیین کننده میشود. شاهزاده که خواهان کسب قدرت سیاسی نیست پس رقابت بین نیروهای سیاسی ست، هرکدام پایگاه بیشتری داشت گفتمانش مقبول تر خواهد بود.
امروز این پاسخ را کمی صیقل میزنم و به روز میکنم. واقعیت اینست که جامعه سیاسی ایران دو قطبی است در یک سر قطب طرفداران مشروطه پادشاهی هستند ( پادشاه لزوما مرد نباید باشد میتواند زن هم باشد اگر شاهزاده نخواهد که بارها گفته نمیخواهد، میتواند ملکه شهبانو فرح پهلوی یا بانویی داوطلب این رل ، ملکه شود و نظام پادشاهی به اینترتیب برپا شود) ، در قطب دیگر جمهوری خواهان هستند که آنها نیز خواهان برپایی یک نظام جمهوری هستند هر چند که از اجماع و سازماندهی و چهره ای شاخص با پایگاه مردمی برخوردار نیستند پس تکلیف چه میشود؟ این دو گرایش چرا چشم دیدن یکدیگر را ندارند؟
میشل فوکویاما می گوید؛ در عرصه سیاسی، قدرت به آنهایی اختصاص می یابد که گفتمان غالب باشند. چگونه میشود گفتمان غالب شد؟ برای تبدیل شدن به گفتمان غالب شناسنامه باید داشته باشی ، تاریخچه و داستان مبارزه برای نجات مردم از بند ضحاک خیلی مهم است، تبعید همانقدر دردآور است که زندان دردآور است، مردم باید ببینند که برای آنها گام برمیدارید نه حاکمان، عمل باید کرد با شعار نمیشود قلوب مردم را فتح کرد. ایران امروز را باید شناخت. همه صداها را باید شنید. نیازهای آنی و آتی مردم را باید شناسایی کرد. مردم باید اعتمادشان جلب شود، برنامه باید داشت، کاریزما مهم است، فخر نباید فروخت و توهم نباید داشت. سیاست پدیده سیالی است و هر لحظه میتواند ورق برگردد. مردم از پیشقراولان خود توقع دارند که راهی را برگزینند که در آن ضریب موفقیت بالا باشد و راه رهایی از دیکتاتور هموار شود، راهی که آنها را از فلاکتی که در آن گرفتار شده اند نجات بدهد. مردم از انحصارطلبی ، هیاهو و وعده های دروغین بیزارند. مردم میگویند اگر رهبران سیاسی امروز با هم به توافق نمی رسند فردا چگونه به توافق خواهند رسید. پس از ایجاد تفرقه خودداری کنید البته طبعا روشنگری و شناسائی دشمنان آزادی و مردم وظیفه تک تک ماست. برای شناسائی دشمنان مردم، معیار و سند باید داشت، نمیتوان به افراد بر اساس ظن و گمان و اختلافات شخصی و یا نظری تهمت زد. باید وجدان و عدالت به عنوان دو عنصر مهم در قضاوت همواره با ما باشد. هدف اصلی ما که همانا برهم زدن بساط رژیم وحوش و چپاولگران است نباید قربانی انتقامجویی های شخصی و گروهی شود. خوشبختی ملت ایران در گرو کنارزدن این رژیم و جایگزینی آن با یک رژیم سکولار دموکرات و بر اساس اصول حاکمیت ملی و انتخابات آزاد است. لذا در پارلمان آینده ایران دو گرایش جمهوریخواه و مشروطه پادشاهی باید بتوانند در کنار هم قرار بگیرند احزاب خود را داشته باشند و ای بسا دولت مشترک تشکیل بدهند. این دو گرایش نباید یکدیگر را حذف و یا تضعیف کنند که اگر چنین کنند نه دموکراتند و نه دموکراسی به ارمغان خواهند آورد!
#ویکتوریا_آزاد
https://t.me/iranyarannetwork1398/28600
Telegram
شبکه ایرانیاران
💎 https://t.me/iranyarannetwork1398/28600
Forwarded from گزیده خبرها و نظرها
✳️ #شوراى_براندازى در روز ١٠ سپتامبر ٢٠٢٣ ميلادى در شهر #بيله_فلد #آلمان اعلام موجوديت كرد و به عنوان يك نهاد #سياسى مستقل و #فراجناحى وارد كارزار سياسى شد.
❇️ پيمان نامه شوراى #براندازى در ١٢ بند روز ١٠ دسامبر ٢٠٢٣ ميلادى انتشار يافت.
☀️☀️☀️☀️
✅ بند اول : شوراى براندازى يك حزب يا سازمان سياسى نيست، بلكه يك نهاد سياسى مستقل و فراجناحى است ؛ به اين معنا كه خود را در سامانه آزاديخواهى تعريف مى كند و در جهت براندازى نظام جمهورى اسلامى با هر دو جناح جمهورى خواه و پادشاهى خواه همكارى خواهد كرد.
✅ بند دوم : شوراى براندازى تمامى اقوام ايرانى را در قالب ملت ايران مى شناسد، تماميت ارضى ايران را غير قابل مماشات مى داند و پرچم ملى شير و خورشيد را در موقعيت كنونى به عنوان پرچم ملى ايران به رسميت مى شناسد.
✅ بند سوم : ما اعلاميه جهانى حقوق بشر را مبنايى براى رعايت عدالت محورى و كرامت انسانى مى دانيم و ارزش ويژه اى براى راست كردارى و حفظ شرافت در سياست قائل هستيم و بر همين اساس رسيدن به هدف براى ما وسيله را توجيه نمى كند.
✅ بند چهارم : ما به جرأت ادعا مى كنيم كه تنها نهاد سياسى در اپوزيسيون ايران هستيم كه به جاى اولويت دادن به طرحهايى براى آينده يا توليد بحثهايى درباره گذشته، طرحها و بحثهايى براى براندازى نظام جمهورى اسلامى را در اولويت خود قرار داده ايم و هدف ما احقاق حقوق پايمال شده ملت ايران است.
✅ بند پنجم : رويكرد سياسى ما در برابر ساير ساختارها و شخصيت هاى اپوزيسيون، رويكرد آشتى جويانه و سياست سازى محورى ما در جهت ايجاد آشتى ميان ساختارها و شخصيت هاى اپوزيسيون در برابر يكديگر است و بنابراين در تمام درگيريهاى درون اپوزيسيون موضع بيطرفانه خواهيم داشت.
✅ بند ششم : ما خود را تابو شكن در عرصه سياسى مى دانيم و بر همين مبنا از كليه راهكارهايى كه تاكنون در مرحله عمل به شكست انجاميده است، عبور كرده ايم و ارائه چنين راهكارهايى از سوى ما در دستور كار قرار ندارد.
✅ بند هفتم : ما سيستم تماميت گراى تك محورى و تك رهبرى در اپوزيسيون را مانعى در راه آزادى ايران ارزيابى كرده ايم و قصد داريم سيستم رهبرى غير متمركز را در اپوزيسيون جايگزين سازيم.
✅ بند هشتم : ما براى ايجاد زير ساختار فرهنگى كه تضمين دهنده يك نظام حكومتى لائيك و مردم سالار باشد، به صورت مستمر تلاش خواهيم كرد.
✅ بند نهم : ما مى گوييم براندازى جمهورى اسلامى بدون حمايت جامعه جهانى از مردم ايران ميسر نخواهد شد و به همين دليل با پشتوانه ملت بزرگ ايران تلاش حداكثرى را براى ايجاد توافق سازى ميان نمايندگان اپوزيسيون و جامعه جهانى براى براندازى نظام حاكم در ايران در اولويت قرار مى دهيم.
✅ بند دهم : ما با آگاهى سازى سياسى و اجتماعى و با اتكا بر بنيانهاى ميهن دوستانه، افكار عمومى را آماده مى سازيم تا از گزينه حملات محدود و هدفمند نظامى جامعه جهانى به مراكز تصميم سازى نظام كه منجر به سرنگونى جمهورى اسلامى شود، حمايت كنند.
✅ بند يازدهم : ما هر آنچه هستيم و هر آنچه مى خواهيم باشيم را به صورت شفاف به همگان اعلام مى كنيم و اعضاى شورا و هم پيمانان سياسى ما تنها كسانى هستند و خواهند بود كه هويت حقيقى و حقوقى آنان بر همگان آشكار باشد.
✅ بند دوازدهم : شوراى براندازى در حال حاضر هيچ گونه كمك يا هميارى مالى از اشخاص دريافت نمى كند و قصد مطالبه كمك يا هميارى مالى در آينده نزديك را هم ندارد. چنانچه در اين مورد تصميم ديگرى گرفته شود، بايد در فضاى عمومى به اطلاع همگان برسد.
🟩🟩🟩🟩🟩🟩
⬜️⬜️🦁☀️⬜️⬜️
🟥🟥🟥🟥🟥🟥
#به_نام_ملت_ايران
#ايران_را_پس_ميگيريم
#سامانه_آزاديخواهى
#وزير_در_بند #قلك_اپوزيسيون
#اپوزيسيون #اپوزيسيون_ايران
#اتاق_فكر_اپوزيسيون_ايران
#شبكه_جديد_كانال_٢
#شبكه_جهانى_كانال_٢
#شبكه_آزاد_كانال_٢
#شبكه_بزرگ_كانال_٢
🆔@Channel2news
❇️ پيمان نامه شوراى #براندازى در ١٢ بند روز ١٠ دسامبر ٢٠٢٣ ميلادى انتشار يافت.
☀️☀️☀️☀️
✅ بند اول : شوراى براندازى يك حزب يا سازمان سياسى نيست، بلكه يك نهاد سياسى مستقل و فراجناحى است ؛ به اين معنا كه خود را در سامانه آزاديخواهى تعريف مى كند و در جهت براندازى نظام جمهورى اسلامى با هر دو جناح جمهورى خواه و پادشاهى خواه همكارى خواهد كرد.
✅ بند دوم : شوراى براندازى تمامى اقوام ايرانى را در قالب ملت ايران مى شناسد، تماميت ارضى ايران را غير قابل مماشات مى داند و پرچم ملى شير و خورشيد را در موقعيت كنونى به عنوان پرچم ملى ايران به رسميت مى شناسد.
✅ بند سوم : ما اعلاميه جهانى حقوق بشر را مبنايى براى رعايت عدالت محورى و كرامت انسانى مى دانيم و ارزش ويژه اى براى راست كردارى و حفظ شرافت در سياست قائل هستيم و بر همين اساس رسيدن به هدف براى ما وسيله را توجيه نمى كند.
✅ بند چهارم : ما به جرأت ادعا مى كنيم كه تنها نهاد سياسى در اپوزيسيون ايران هستيم كه به جاى اولويت دادن به طرحهايى براى آينده يا توليد بحثهايى درباره گذشته، طرحها و بحثهايى براى براندازى نظام جمهورى اسلامى را در اولويت خود قرار داده ايم و هدف ما احقاق حقوق پايمال شده ملت ايران است.
✅ بند پنجم : رويكرد سياسى ما در برابر ساير ساختارها و شخصيت هاى اپوزيسيون، رويكرد آشتى جويانه و سياست سازى محورى ما در جهت ايجاد آشتى ميان ساختارها و شخصيت هاى اپوزيسيون در برابر يكديگر است و بنابراين در تمام درگيريهاى درون اپوزيسيون موضع بيطرفانه خواهيم داشت.
✅ بند ششم : ما خود را تابو شكن در عرصه سياسى مى دانيم و بر همين مبنا از كليه راهكارهايى كه تاكنون در مرحله عمل به شكست انجاميده است، عبور كرده ايم و ارائه چنين راهكارهايى از سوى ما در دستور كار قرار ندارد.
✅ بند هفتم : ما سيستم تماميت گراى تك محورى و تك رهبرى در اپوزيسيون را مانعى در راه آزادى ايران ارزيابى كرده ايم و قصد داريم سيستم رهبرى غير متمركز را در اپوزيسيون جايگزين سازيم.
✅ بند هشتم : ما براى ايجاد زير ساختار فرهنگى كه تضمين دهنده يك نظام حكومتى لائيك و مردم سالار باشد، به صورت مستمر تلاش خواهيم كرد.
✅ بند نهم : ما مى گوييم براندازى جمهورى اسلامى بدون حمايت جامعه جهانى از مردم ايران ميسر نخواهد شد و به همين دليل با پشتوانه ملت بزرگ ايران تلاش حداكثرى را براى ايجاد توافق سازى ميان نمايندگان اپوزيسيون و جامعه جهانى براى براندازى نظام حاكم در ايران در اولويت قرار مى دهيم.
✅ بند دهم : ما با آگاهى سازى سياسى و اجتماعى و با اتكا بر بنيانهاى ميهن دوستانه، افكار عمومى را آماده مى سازيم تا از گزينه حملات محدود و هدفمند نظامى جامعه جهانى به مراكز تصميم سازى نظام كه منجر به سرنگونى جمهورى اسلامى شود، حمايت كنند.
✅ بند يازدهم : ما هر آنچه هستيم و هر آنچه مى خواهيم باشيم را به صورت شفاف به همگان اعلام مى كنيم و اعضاى شورا و هم پيمانان سياسى ما تنها كسانى هستند و خواهند بود كه هويت حقيقى و حقوقى آنان بر همگان آشكار باشد.
✅ بند دوازدهم : شوراى براندازى در حال حاضر هيچ گونه كمك يا هميارى مالى از اشخاص دريافت نمى كند و قصد مطالبه كمك يا هميارى مالى در آينده نزديك را هم ندارد. چنانچه در اين مورد تصميم ديگرى گرفته شود، بايد در فضاى عمومى به اطلاع همگان برسد.
🟩🟩🟩🟩🟩🟩
⬜️⬜️🦁☀️⬜️⬜️
🟥🟥🟥🟥🟥🟥
#به_نام_ملت_ايران
#ايران_را_پس_ميگيريم
#سامانه_آزاديخواهى
#وزير_در_بند #قلك_اپوزيسيون
#اپوزيسيون #اپوزيسيون_ايران
#اتاق_فكر_اپوزيسيون_ايران
#شبكه_جديد_كانال_٢
#شبكه_جهانى_كانال_٢
#شبكه_آزاد_كانال_٢
#شبكه_بزرگ_كانال_٢
🆔@Channel2news
آخوند حرومزاده
از یکی پرسیدند روباه تخم میذاره یا بچه میزاد؟
جواب داد: از این آخوند حرومزاده هرچی بگی بر میاد.
هک سیستم سوخترسانی با هدف جمعآوری کارتهای سهمیه سوخت و گران کردن بنزین.
@TanzeTalkh2
از یکی پرسیدند روباه تخم میذاره یا بچه میزاد؟
جواب داد: از این آخوند حرومزاده هرچی بگی بر میاد.
هک سیستم سوخترسانی با هدف جمعآوری کارتهای سهمیه سوخت و گران کردن بنزین.
@TanzeTalkh2
Forwarded from طنز تلخ: پیامی از آینده
.
من اگر میخواستم قصهی آفرینش جهان را در کتابی چون قرآن بیان کنم، خیلی مختصر و همهکس فهم، چنین مینوشتم:
سوره آفرینش
بنام بزرگی و عظمت جهان و هستی
من جهان را در چشم بهم زدنی آفریدم(۱)
چنان بزرگ که کسی قادر به درک عظمت آن نباشد (۲)
همزمان با آفرینش جهان، قانون ادارهی جهان را در ذات تکتک ذرات تشکیلدهندهی جهان قرار دادم(۳)
چرا که قرار نیست سازندهی هر چیزی، برای حفظ و نگهداری و راهبری آن بدنبالش راه بیافتد(۴)*
در اثر همان قوانین، موجودات زنده و بیجان در سراسر جهان هستی بوجود آمدند(۵)
موجودات زنده، سیر تکاملی خود را طی کرده و به انواع و اقسام مختلف، تقسیم شدند (۶)
و درود بر تو ای انسان، که یکی از نمونههای تکامل یافته این موجودات بر روی زمین هستی(۷)
_
پ.ن.
* تصور کنید، یک مهندس وسیلهای را برای استفادهی مردم ساخته و خودش برای به کار انداختن و یا تعمیر آن، باید همیشه در کنار آن وسیله حضور داشته باشد.
من اگر میخواستم قصهی آفرینش جهان را در کتابی چون قرآن بیان کنم، خیلی مختصر و همهکس فهم، چنین مینوشتم:
سوره آفرینش
بنام بزرگی و عظمت جهان و هستی
من جهان را در چشم بهم زدنی آفریدم(۱)
چنان بزرگ که کسی قادر به درک عظمت آن نباشد (۲)
همزمان با آفرینش جهان، قانون ادارهی جهان را در ذات تکتک ذرات تشکیلدهندهی جهان قرار دادم(۳)
چرا که قرار نیست سازندهی هر چیزی، برای حفظ و نگهداری و راهبری آن بدنبالش راه بیافتد(۴)*
در اثر همان قوانین، موجودات زنده و بیجان در سراسر جهان هستی بوجود آمدند(۵)
موجودات زنده، سیر تکاملی خود را طی کرده و به انواع و اقسام مختلف، تقسیم شدند (۶)
و درود بر تو ای انسان، که یکی از نمونههای تکامل یافته این موجودات بر روی زمین هستی(۷)
_
پ.ن.
* تصور کنید، یک مهندس وسیلهای را برای استفادهی مردم ساخته و خودش برای به کار انداختن و یا تعمیر آن، باید همیشه در کنار آن وسیله حضور داشته باشد.
Telegram
GodSpeaks2You
خدا با تو سخن میگوید 😎
Forwarded from طنز تلخ: پیامی از آینده
قصههای قرآن
1. قصهی آفرینش جهان و آدم
یکی بود، یکی نبود، غیر از خدا هیچکس نبود؛ و خدا خیلی تنها بود. از ازل تنها بود. حوصلهاش سر رفته بود. به فکر افتاد که موجوداتی خلق کند که از تنهایی درآید. در چشم بهمزدنی (کُن فَیَکون) فرشتگانی آفرید با بالهای دوگانه، سهگانه و چهارگانه، ...
القصه؛ این فرشتگان همگی مشغول ستایش و سجده و عبادت خدا شدند . تا اینکه خداوند تصمیم گرفت جهان را بسازد، چون تا آن زمان هرچه بود لامکان بود و در لاهوت و ازلیت. گذشت زمان در لامکان بیمعنی است، زیرا زمان و مکان دو عامل وابسته به یکدیگرند و گذشت زمان در جابجایی و تغییر مکان معنا و مفهوم مییابد؛ بنابراین نمیتوان گفت که چه مدت پس از آفرینشِ فرشتگان، خداوند تصمیم به آفریدن جهان گرفت.
این بار او از شگرد «کُن فَیَکون» استفاده نکرد و تصمیم گرفت که جهان را در شش روز (یا شش هنگام) بیافریند . حالا بگذریم از اینکه؛ وقتی جهانی در کار نیست و زمین و خورشیدی وجود ندارد و همانطور که گفته شد؛ گذشت زمان در لامکان معنا ندارد؛ شش روز و یا شش هنگام را چگونه میشود محاسبه کرد؟!
...
بهر حال، خدا دست بهکارِ آفریدن جهان شد. ابتدا زمین را با گستراندن آن آفرید ، همانطور که اعرابی برای برپایی خیمه، زیلویش را با غلطاندن ، میگستراند.
نکتهی جالب توجه اینکه؛ عالمان دین اسلام، کشف کردهاند که 25 ذیقعده روزی است که زمین گسترش یافته است، بههمین جهت این روز را دَحوُالارض (گسترش زمین) نامیدهاند. اینکه گسترش زمین در 25 ذیقعدهی چه سالی اتفاق افتاده، این عالمان اطلاعی ندارند! ولی ما اکنون میدانیم که قبل از آفرینش (و بهقول دینداران، گسترش) زمین، نه جانداری وجود داشته، نه انسانی و نه خورشید و ماهی که با آن بتوان روز و ماه را اندازه گرفت. در ادامه خواهیم دید که خورشید و ماه هم در این شش روزی که خداوند تصمیم گرفت جهان (شامل زمین و آسمان و آنچه در بین آنهاست) را بیافریند، بعنوان جزئی از جهان، ساخته شدهاند.!
بگذریم؛ سپس خداوند در زمین کوههایی قرار داد، به مانند میخ و لنگر ، که زمین را برقرار و استوار نگه دارد . همچنین رودها و راههای زمینی را آفرید تا انسانها (که بعداً آفریده خواهند شد) بتوانند راه خود را پیدا کنند .!
.....
این قصه را با مستنداتش، در فایل pdf (لینک زیر) بخوانید و اگر پسندیدید، برای دوستان و همفکرانتان بفرستید.
منتظر نقدها و نظراتتان هم هستم.
https://t.me/TanzeTalkh2/1541
1. قصهی آفرینش جهان و آدم
یکی بود، یکی نبود، غیر از خدا هیچکس نبود؛ و خدا خیلی تنها بود. از ازل تنها بود. حوصلهاش سر رفته بود. به فکر افتاد که موجوداتی خلق کند که از تنهایی درآید. در چشم بهمزدنی (کُن فَیَکون) فرشتگانی آفرید با بالهای دوگانه، سهگانه و چهارگانه، ...
القصه؛ این فرشتگان همگی مشغول ستایش و سجده و عبادت خدا شدند . تا اینکه خداوند تصمیم گرفت جهان را بسازد، چون تا آن زمان هرچه بود لامکان بود و در لاهوت و ازلیت. گذشت زمان در لامکان بیمعنی است، زیرا زمان و مکان دو عامل وابسته به یکدیگرند و گذشت زمان در جابجایی و تغییر مکان معنا و مفهوم مییابد؛ بنابراین نمیتوان گفت که چه مدت پس از آفرینشِ فرشتگان، خداوند تصمیم به آفریدن جهان گرفت.
این بار او از شگرد «کُن فَیَکون» استفاده نکرد و تصمیم گرفت که جهان را در شش روز (یا شش هنگام) بیافریند . حالا بگذریم از اینکه؛ وقتی جهانی در کار نیست و زمین و خورشیدی وجود ندارد و همانطور که گفته شد؛ گذشت زمان در لامکان معنا ندارد؛ شش روز و یا شش هنگام را چگونه میشود محاسبه کرد؟!
...
بهر حال، خدا دست بهکارِ آفریدن جهان شد. ابتدا زمین را با گستراندن آن آفرید ، همانطور که اعرابی برای برپایی خیمه، زیلویش را با غلطاندن ، میگستراند.
نکتهی جالب توجه اینکه؛ عالمان دین اسلام، کشف کردهاند که 25 ذیقعده روزی است که زمین گسترش یافته است، بههمین جهت این روز را دَحوُالارض (گسترش زمین) نامیدهاند. اینکه گسترش زمین در 25 ذیقعدهی چه سالی اتفاق افتاده، این عالمان اطلاعی ندارند! ولی ما اکنون میدانیم که قبل از آفرینش (و بهقول دینداران، گسترش) زمین، نه جانداری وجود داشته، نه انسانی و نه خورشید و ماهی که با آن بتوان روز و ماه را اندازه گرفت. در ادامه خواهیم دید که خورشید و ماه هم در این شش روزی که خداوند تصمیم گرفت جهان (شامل زمین و آسمان و آنچه در بین آنهاست) را بیافریند، بعنوان جزئی از جهان، ساخته شدهاند.!
بگذریم؛ سپس خداوند در زمین کوههایی قرار داد، به مانند میخ و لنگر ، که زمین را برقرار و استوار نگه دارد . همچنین رودها و راههای زمینی را آفرید تا انسانها (که بعداً آفریده خواهند شد) بتوانند راه خود را پیدا کنند .!
.....
این قصه را با مستنداتش، در فایل pdf (لینک زیر) بخوانید و اگر پسندیدید، برای دوستان و همفکرانتان بفرستید.
منتظر نقدها و نظراتتان هم هستم.
https://t.me/TanzeTalkh2/1541
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
1. قصهی آفرینش جهان و آدم
یکی بود، یکی نبود، غیر از خدا هیچکس نبود...
به فکر افتاد که موجوداتی خلق کند که از تنهایی درآید. در چشم بهمزدنی (کُن فَیَکون) فرشتگانی آفرید با بالهای دوگانه، سهگانه و چهارگانه،...
.... تا اینکه خداوند تصمیم گرفت جهان…
یکی بود، یکی نبود، غیر از خدا هیچکس نبود...
به فکر افتاد که موجوداتی خلق کند که از تنهایی درآید. در چشم بهمزدنی (کُن فَیَکون) فرشتگانی آفرید با بالهای دوگانه، سهگانه و چهارگانه،...
.... تا اینکه خداوند تصمیم گرفت جهان…
👍1
مسلمین قبل از فاجعه درست کردن
و
بعد از وقوع آن!
@politicscafe
-_-
😉 کسی که باد میکارد، طوفان درو میکند.
حماس که طوفان الاقصی را کاشته، انتظار برداشت چه چیزی را دارد.؟!!! 😉
و
بعد از وقوع آن!
@politicscafe
-_-
😉 کسی که باد میکارد، طوفان درو میکند.
حماس که طوفان الاقصی را کاشته، انتظار برداشت چه چیزی را دارد.؟!!! 😉
روسها در مغز خامنهای تراشهای کاشتهاند و به کمک آن رفتار و کردار خامنهای را کنترل کرده و سخنان خود را بر زبان او جاری میسازند.
https://t.me/TanzeTalkh2/1783
https://t.me/TanzeTalkh2/1783
حکومت اسلامی از ۴ سال پیش، برای انتقام سخت آماده است و دست به ماشه، آماده شلیک!
هر کجا هدفی در میان مردم ببیند، از شلیک ابایی ندارد.
#فرمانده_درمانده
و
#انتقام_سخت
https://t.me/TanzeTalkh2/1784
هر کجا هدفی در میان مردم ببیند، از شلیک ابایی ندارد.
#فرمانده_درمانده
و
#انتقام_سخت
https://t.me/TanzeTalkh2/1784
از کوتهی ماست که دیوار بلندست
واعظ نه ترا پایه گفتار بلندست
آواز تو از گنبد دستار بلندست
در کعبه ز اسرار حقیقت خبری نیست
این زمزمه از خانه خمار بلندست
مژگان تو از خواب گران است نظربند
ورنه همه جا شعله دیدار بلندست
یک شعله شوخ است که در سیر مقامات
گاه از شجر طور و گه از دار بلندست
از بی هنران شعله ادارک مجویید
این طایفه را طره دستار بلندست
تن چیست که با خاک برابر نتوان کرد؟
از کوتهی ماست که دیوار بلندست
کوته بود از دامن عریانی مجنون
هر چند که دست ستم خار بلندست
غافل کند از کوتهی عمر شکایت
شب در نظر مردم بیدار بلندست
هر چند زمین گیر بود دانه امید
دست کرم ابر گهربار بلندست
صائب ز بلند اختری همت والاست
گر زان که ترا پایه گفتار بلندست
صائب تبریزی
غزل شمارهٔ ۲۱۲۴
دیماه ٢۵٨٢
واعظ نه ترا پایه گفتار بلندست
آواز تو از گنبد دستار بلندست
در کعبه ز اسرار حقیقت خبری نیست
این زمزمه از خانه خمار بلندست
مژگان تو از خواب گران است نظربند
ورنه همه جا شعله دیدار بلندست
یک شعله شوخ است که در سیر مقامات
گاه از شجر طور و گه از دار بلندست
از بی هنران شعله ادارک مجویید
این طایفه را طره دستار بلندست
تن چیست که با خاک برابر نتوان کرد؟
از کوتهی ماست که دیوار بلندست
کوته بود از دامن عریانی مجنون
هر چند که دست ستم خار بلندست
غافل کند از کوتهی عمر شکایت
شب در نظر مردم بیدار بلندست
هر چند زمین گیر بود دانه امید
دست کرم ابر گهربار بلندست
صائب ز بلند اختری همت والاست
گر زان که ترا پایه گفتار بلندست
صائب تبریزی
غزل شمارهٔ ۲۱۲۴
دیماه ٢۵٨٢
هاشمی، امردی برای تمام فصول
☸ هاشمی که بود و چه کرد؟
👈 #هاشمی_رفسنجانی نه یک اصولگرا، نه یک میانهرو، نه سردار سازندگی، نه امیرکبیر، نه یک اصلاحطلب و نه یک اعتدالگرا بود! او تنها یک «حافظ نظام» بود.
ما از سالها دور، با هاشمی دوست جونجونی بودیم. از جیک و بُک همدیگه خبر داشتیم. تا اوایل دههی شصت هم رفت و آمد خانوادگی داشتیم. مسائلی در آن دوران اتفاق افتاد که بین ما کمکم فاصله افتاد.
او با #بهشتی هم، دوست صمیمی بود. اما پس از انقلاب و با پیدا شدن سروکلهی #خامنهای، با بهشتی اختلاف نظر پیدا کرد؛ اختلاف نظر در ادارهی امور مملکت. او معتقد به اداره مملکت براساس مدل #چینی (#سوسیالیسم با درهای باز) بود در حالی که بهشتی مدل غربی را پیشنهاد میداد. در این میان سروکلهی خامنهای پیدا شد که معتقد به مدل #روسی آنهم از نوع #استالینیاش بود؛ که نظرش به نظر هاشمی نزدیکتر بود.
بر خلاف اعتقاد رایج بین مردم، که هاشمی را باهوشتر و سیاستمدارتر از خامنهای میدانند؛ او به دلایلی نامعلومی بهمرور بازیچه و ملعبه دست خامنهای شد و برای اینکه خط مدیریتی خامنهای در مملکت پیش برود، لازم شد بهشتی حذف شود و این امر به هاشمی محول شد (جریان هفتم تیر 60).
باز بر خلاف اعتقاد رایج بین مردم، که هاشمی را شخص دوم مملکت پس از #خمینی میدانستند، او شخص دوم پس از خامنهای بود؛ در واقع خمینی هیچکاره بود!.
در طول 38 سال حکومت اسلامی، تمام هّم و غّم هاشمی، #حفظ_نظام بود و همه کارهایی را که او در طول این مدت انجام داد، فقط و فقط بخاطر حفظ نظام (و نه حفظ و آبادی ایران) بود:
از تدوین لوایح و قوانین ضدبشری، قلع وقمعکردن مخالفان، حذف #بنیصدر، برکناری #منتظری و اعدامهای دههی ۶۰ در دورهی ریاست مجلس گرفته؛
تا ایجاد خفقان و سربهنیست کردن مخالفان (ترور #بختیار، فریدون_فرخزاد، رهبران کردها و بمبگذاری در عربستان و لبنان و آرژانتین)، ورود وزارت اطلاعات به اقتصاد، ورود قرارگاه #خاتمالانبیا به اقتصاد و نابودکردن منابع آب کشور در دورهی ریاست جمهوری؛
تا سروسامان دادن #قتلهای_زنجیرهای پس از دورهی ریاست جمهوری.
حتی در حالیکه پس از وقایع سال 88 و اختلاف نظر ظاهری او با خامنهای باعث شد چهرهای محبوب در نزد بسيارى از مردم بشود؛ در نامهای به خامنهای و هم در خطبههای نمازجمعه، دکترین سیاسی جمهوری اسلامی، در #برخورد_با_مردم را سازماندهی کرد («این افرادی که الان در زندان هستند، لازم نیست با این عنوان در زندان باشند» به این معنی است که باید آنها را با عنوانهای دیگری که نزد مردم حساسیت برانگیز نباشد زندانی کرد).
پس از وقایع سال 88 هم با نظر خامنهای دست به #مظلومنمایی زد (باز هم بخاطر حفظ نظام) که من اسم این عملیات را گذاشتم «پروژهی #هاشمیدرمانی حکومت». در این رابطه دختر و پسرش را به زندان سپرد، به خدا نامه نوشت و درد دل کرد و بسیاری کارهای دیگر که همگان از آن اطلاع دارند؛ تا جایی که توانست در سال 92، نوچهاش، حسن روحانی، را رئیسجمهور کند (باز هم برای حفظ نظامی که در اثر تحریمهای بینالمللی در آستانهی ورشکستگی بود).
در این رابطه سخنان محمد #نوریزاد جالب توجه است که میگوید: «در تنها دیدار رخ به رخی که با وی داشتم به ایشان گفتم: شما یکی از دو نفری هستید که عدهای بی گناه را زدهاید و کشتهاید و بسیاری را به زندان انداختهاید و اموال بسیاری را مصادره کردهاید و جمعیتی را خانهنشین یا از سرزمینشان بیرون راندهاید. و پیشنهاد دادم: بیایید و یک به یک، این بیگناهان را بربشمرید و از صاحبان حق حلیت بطلبید. او در پاسخ من گفت: من این روزها حال مساعدی ندارم. (دخترش در زندان بود و مهدی در راه ایران) و ادامه داد: من نگران بعد از آقای خامنهای هستم. ماندهام که بجای ایشان چه کسی را داریم؟»
میبینید! در شرایطی که بقول خودش حال مساعدی ندارد باز هم بفکر نظام و جانشینی خامنهای است!
بطور خلاصه در یک کلام: «هاشمی جانش به نظام بسته بود» و هرکاری برای حفظ نظام میکرد؛
امیدوارم که «جان نظام هم به جان هاشمی بسته باشد»
آیتالله بیدوگوله
١٩ دیماه ١٣٩۵
بنقل از وبلاگ #نمدمالی
http://namadmali.blogspot.com/2017/
☸ هاشمی که بود و چه کرد؟
👈 #هاشمی_رفسنجانی نه یک اصولگرا، نه یک میانهرو، نه سردار سازندگی، نه امیرکبیر، نه یک اصلاحطلب و نه یک اعتدالگرا بود! او تنها یک «حافظ نظام» بود.
ما از سالها دور، با هاشمی دوست جونجونی بودیم. از جیک و بُک همدیگه خبر داشتیم. تا اوایل دههی شصت هم رفت و آمد خانوادگی داشتیم. مسائلی در آن دوران اتفاق افتاد که بین ما کمکم فاصله افتاد.
او با #بهشتی هم، دوست صمیمی بود. اما پس از انقلاب و با پیدا شدن سروکلهی #خامنهای، با بهشتی اختلاف نظر پیدا کرد؛ اختلاف نظر در ادارهی امور مملکت. او معتقد به اداره مملکت براساس مدل #چینی (#سوسیالیسم با درهای باز) بود در حالی که بهشتی مدل غربی را پیشنهاد میداد. در این میان سروکلهی خامنهای پیدا شد که معتقد به مدل #روسی آنهم از نوع #استالینیاش بود؛ که نظرش به نظر هاشمی نزدیکتر بود.
بر خلاف اعتقاد رایج بین مردم، که هاشمی را باهوشتر و سیاستمدارتر از خامنهای میدانند؛ او به دلایلی نامعلومی بهمرور بازیچه و ملعبه دست خامنهای شد و برای اینکه خط مدیریتی خامنهای در مملکت پیش برود، لازم شد بهشتی حذف شود و این امر به هاشمی محول شد (جریان هفتم تیر 60).
باز بر خلاف اعتقاد رایج بین مردم، که هاشمی را شخص دوم مملکت پس از #خمینی میدانستند، او شخص دوم پس از خامنهای بود؛ در واقع خمینی هیچکاره بود!.
در طول 38 سال حکومت اسلامی، تمام هّم و غّم هاشمی، #حفظ_نظام بود و همه کارهایی را که او در طول این مدت انجام داد، فقط و فقط بخاطر حفظ نظام (و نه حفظ و آبادی ایران) بود:
از تدوین لوایح و قوانین ضدبشری، قلع وقمعکردن مخالفان، حذف #بنیصدر، برکناری #منتظری و اعدامهای دههی ۶۰ در دورهی ریاست مجلس گرفته؛
تا ایجاد خفقان و سربهنیست کردن مخالفان (ترور #بختیار، فریدون_فرخزاد، رهبران کردها و بمبگذاری در عربستان و لبنان و آرژانتین)، ورود وزارت اطلاعات به اقتصاد، ورود قرارگاه #خاتمالانبیا به اقتصاد و نابودکردن منابع آب کشور در دورهی ریاست جمهوری؛
تا سروسامان دادن #قتلهای_زنجیرهای پس از دورهی ریاست جمهوری.
حتی در حالیکه پس از وقایع سال 88 و اختلاف نظر ظاهری او با خامنهای باعث شد چهرهای محبوب در نزد بسيارى از مردم بشود؛ در نامهای به خامنهای و هم در خطبههای نمازجمعه، دکترین سیاسی جمهوری اسلامی، در #برخورد_با_مردم را سازماندهی کرد («این افرادی که الان در زندان هستند، لازم نیست با این عنوان در زندان باشند» به این معنی است که باید آنها را با عنوانهای دیگری که نزد مردم حساسیت برانگیز نباشد زندانی کرد).
پس از وقایع سال 88 هم با نظر خامنهای دست به #مظلومنمایی زد (باز هم بخاطر حفظ نظام) که من اسم این عملیات را گذاشتم «پروژهی #هاشمیدرمانی حکومت». در این رابطه دختر و پسرش را به زندان سپرد، به خدا نامه نوشت و درد دل کرد و بسیاری کارهای دیگر که همگان از آن اطلاع دارند؛ تا جایی که توانست در سال 92، نوچهاش، حسن روحانی، را رئیسجمهور کند (باز هم برای حفظ نظامی که در اثر تحریمهای بینالمللی در آستانهی ورشکستگی بود).
در این رابطه سخنان محمد #نوریزاد جالب توجه است که میگوید: «در تنها دیدار رخ به رخی که با وی داشتم به ایشان گفتم: شما یکی از دو نفری هستید که عدهای بی گناه را زدهاید و کشتهاید و بسیاری را به زندان انداختهاید و اموال بسیاری را مصادره کردهاید و جمعیتی را خانهنشین یا از سرزمینشان بیرون راندهاید. و پیشنهاد دادم: بیایید و یک به یک، این بیگناهان را بربشمرید و از صاحبان حق حلیت بطلبید. او در پاسخ من گفت: من این روزها حال مساعدی ندارم. (دخترش در زندان بود و مهدی در راه ایران) و ادامه داد: من نگران بعد از آقای خامنهای هستم. ماندهام که بجای ایشان چه کسی را داریم؟»
میبینید! در شرایطی که بقول خودش حال مساعدی ندارد باز هم بفکر نظام و جانشینی خامنهای است!
بطور خلاصه در یک کلام: «هاشمی جانش به نظام بسته بود» و هرکاری برای حفظ نظام میکرد؛
امیدوارم که «جان نظام هم به جان هاشمی بسته باشد»
آیتالله بیدوگوله
١٩ دیماه ١٣٩۵
بنقل از وبلاگ #نمدمالی
http://namadmali.blogspot.com/2017/
Blogspot
نمدمالی
نمدمالی: نقد محتاطانه اسلام و حکومت اسلامی تفسیر قرآن .....
هنگامیکه هولاکوخان آماده فتح پایتخت عباسیان بود، متشرع مسلکان نادانی که گمان میبردند خلیفه باخدا ارتباط دارد و ریختن خون وی کار دنیا را یکسره میکند، به ایلخان مغول هشدار دادند که سلسله خودرا به خطر…
هنگامیکه هولاکوخان آماده فتح پایتخت عباسیان بود، متشرع مسلکان نادانی که گمان میبردند خلیفه باخدا ارتباط دارد و ریختن خون وی کار دنیا را یکسره میکند، به ایلخان مغول هشدار دادند که سلسله خودرا به خطر…
معتقدم که یکی از راههای مبارزه با حکومت جنایتکار اسلامی، تشکیل شبکههای اجتماعی حقیقی است.
#محمد_قبادلو
⚡️ شبکههای اجتماعی حقیقی
از سالها پیش، موضوع شبکههای اجتماعی حقیقی و نه مجازی را در ذهن داشتم. چند روزی در تابستان تصمیم داشتم ذهنیاتام را به نوشته تبدیل کنم؛ لیکن ابن مشغله بودن، اجازه تکمیل آن را نداد. عجالتا نوشتههای تابستان را بصورت خام در اینجا میآورم به امید اینکه مفید فایده باشد.
شبکههای اجتماعی حقیقی، که از این پس آن را شبکههای حقیقی مینامم، از گروههای بسیار کوچکی (مثلا گروههای سهنفره) تشکیل شده که هر دو گروه توسط یک نفر که در هر دو گروه عضویت دارد، با هم مرتبط میشوند. در هر گروه، یک نفر بعنوان رییس و دو نفر دیگر عضو محسوب میشوند.
ابتدا یک گروه سه نفره با افراد واجد شرایط برای تحقق اهداف آن شبکه تشکیل میشود، به این ترتیب که یک نفر (رییس گروه) با دو نفر افراد همفکر خود پیمان همکاری و همفکری میبندد.
پس از آن، هریک از افراد این گروه، بطور مستقل و بعنوان رییس، با دو نفر دیگر از افراد همفکر خود پیمان همکاری و همفکری میبندد و بدین ترتیب گروههای دوم، سوم و چهارم تشکیل میشود. با گسترش این گروهها، یک شبکه حقیقی از افراد شکل میگیرد.
نکته مهم در تشکیل شبکههای حقیقی این است که:
اولا؛ مشخصات اعضای هر گروه و گفتگوها و تصمیمات شبکه که گروه از آن مطلع میشود، یک راز است که تنها همان اعضای گروه از آن مطلعند و هیچکس دیگر از آنها خبر ندارد.
ثانیا؛ در هر دو گروهی که یک عضو مشترک و جمعا پنج عضو دارد بجز فرد مشترک (که در یک گروه رییس است و در گروه دیگر عضو)، که با هر چهار نفر آشناست و آنها را میشناسد، دو نفر دیگرِ هر گروه، دو نفر گروه دیگر را نمیشناسند. پس در شبکه حقیقی، هر نفر، حداکثر چهار نفر دیگر از آن شبکه را میشناسد.
گفتگوها و تصمیمات یک گروه، از طریق فرد مشترک به گروه دیگر و به همین ترتیب به گروههای دیگر منتقل میشود و به این صورت، همهی اعضای شبکه از آن گفتگوها و تصمیمات مطلع خواهند شد.
تنها برای مثال:
برنامه تشکیل شبکه اجتماعی حقیقی بهنام سپیدجامگان
اصل ۱ - هدف
شناسایی و مبارزه با عوامل و جیرهخواران حکومت اسلامی
اصل ۲- شرایط عضویت در شبکه
- عدم وابستگی به حکومت اسلامی
- مخالفت با برنامهها و سیاستگذاریهای حکومت به هر شکل ممکن و عدم موافقت با این سیاستها حتی با دلایلی غیر از دلایل ابرازی حکومت.
- عدم تبلیغ اعتقادات و سیاستهای شخصی در اجتماع
آبان ۲۵۸۱
#محمد_قبادلو
⚡️ شبکههای اجتماعی حقیقی
از سالها پیش، موضوع شبکههای اجتماعی حقیقی و نه مجازی را در ذهن داشتم. چند روزی در تابستان تصمیم داشتم ذهنیاتام را به نوشته تبدیل کنم؛ لیکن ابن مشغله بودن، اجازه تکمیل آن را نداد. عجالتا نوشتههای تابستان را بصورت خام در اینجا میآورم به امید اینکه مفید فایده باشد.
شبکههای اجتماعی حقیقی، که از این پس آن را شبکههای حقیقی مینامم، از گروههای بسیار کوچکی (مثلا گروههای سهنفره) تشکیل شده که هر دو گروه توسط یک نفر که در هر دو گروه عضویت دارد، با هم مرتبط میشوند. در هر گروه، یک نفر بعنوان رییس و دو نفر دیگر عضو محسوب میشوند.
ابتدا یک گروه سه نفره با افراد واجد شرایط برای تحقق اهداف آن شبکه تشکیل میشود، به این ترتیب که یک نفر (رییس گروه) با دو نفر افراد همفکر خود پیمان همکاری و همفکری میبندد.
پس از آن، هریک از افراد این گروه، بطور مستقل و بعنوان رییس، با دو نفر دیگر از افراد همفکر خود پیمان همکاری و همفکری میبندد و بدین ترتیب گروههای دوم، سوم و چهارم تشکیل میشود. با گسترش این گروهها، یک شبکه حقیقی از افراد شکل میگیرد.
نکته مهم در تشکیل شبکههای حقیقی این است که:
اولا؛ مشخصات اعضای هر گروه و گفتگوها و تصمیمات شبکه که گروه از آن مطلع میشود، یک راز است که تنها همان اعضای گروه از آن مطلعند و هیچکس دیگر از آنها خبر ندارد.
ثانیا؛ در هر دو گروهی که یک عضو مشترک و جمعا پنج عضو دارد بجز فرد مشترک (که در یک گروه رییس است و در گروه دیگر عضو)، که با هر چهار نفر آشناست و آنها را میشناسد، دو نفر دیگرِ هر گروه، دو نفر گروه دیگر را نمیشناسند. پس در شبکه حقیقی، هر نفر، حداکثر چهار نفر دیگر از آن شبکه را میشناسد.
گفتگوها و تصمیمات یک گروه، از طریق فرد مشترک به گروه دیگر و به همین ترتیب به گروههای دیگر منتقل میشود و به این صورت، همهی اعضای شبکه از آن گفتگوها و تصمیمات مطلع خواهند شد.
تنها برای مثال:
برنامه تشکیل شبکه اجتماعی حقیقی بهنام سپیدجامگان
اصل ۱ - هدف
شناسایی و مبارزه با عوامل و جیرهخواران حکومت اسلامی
اصل ۲- شرایط عضویت در شبکه
- عدم وابستگی به حکومت اسلامی
- مخالفت با برنامهها و سیاستگذاریهای حکومت به هر شکل ممکن و عدم موافقت با این سیاستها حتی با دلایلی غیر از دلایل ابرازی حکومت.
- عدم تبلیغ اعتقادات و سیاستهای شخصی در اجتماع
آبان ۲۵۸۱
👍1
🕎 حکومتهای ایدئولوژیک
این مطلب را در ٩٣/٨/٢٣، و قبل از خواندن بخشی از کتاب #رفیق_آیتالله، نوشته بودم.
در قرن بیستم و تا کمی قبل از انقلاب ایران جهان از دو قطب شرق و غرب تشکیل شده بود که به #سوسیالیسم و #کاپیتالیسم معروف شده بود و هرکدام هم برای خود همپیمانانی داشتند و با هم در #جنگ_سرد. حکومتهایی که این دو قطب تشکیل داده بودند یکی بر مبنای ایدئولوژی بود و آن دیگری بر مبنای سکولاریسم. هر دو نوع حکومت ادعای دموکراتیک بودن یا به عبارتی مردمسالار بودن را داشتند و تا اندازهای هم درست بود. اولی سوسیالیسم را به مردمش حقنه میکرد و سپس از مردم برای حکومت رای میگرفت و حکومتهای پوپولیستی تشکیل میداد؛ و دومی هم که با روشهای خاص خود براساس رای مردم حکومت میکرد.
کشورهای خردهپای این دو قطب نیز حکومتهای دیکتاتوری خود را بر همان مبناها تشکیل داده بودند؛ بهعنوان نمونه کشورهایی چون عراق و سوریه زیر عنوان حکومت بعث و لیبی با عنوان حزب سبز قذافی وابسته به بلوک شرق و پادشاهی سعودی و جمهوری اسلامی پاکستان و پادشاهی افغانستان وابسته به بلوک غرب. البته در برخی کشورهای تحت سلطه بلوک غرب نیمچه آزادییی وجود داشت که مخالفان حکومت بتوانند تحت عنوان احزاب کمونیست و غیره فعالیت کنند.
در دهه هفتاد میلادی، بلوک شرق با حمله به افغانستان و اشغال آن، آخرین تلاش خود را برای گسترش مرزهایش بعمل آورد که تا حدی هم نتیجهبخش بود. اما با مقاومت مردم مسلمان افغانستان در مقابل کمونیستهای اشغالگر؛ بلوک شرق بهفکر تغییر تاکتیک افتاد. تغییر تاکتیکی که یک انقلاب بزرگ بود: چرا باید حکومتهای وابستهاش را برمبنای یک ایدئولوژی ساختگی مانند کمونیسم پایهگذاری کند؟ چرا از یک ایدئولوژی نهادینه شده در مردم استفاده نکند؟ دین! همان دینی که در گذشته آن همه بر علیه آن تبلیغ کرده بودند: «دین افیون تودههاست».
در همان اوان؛ شکلگیری انقلاب ایران نیز به استحکام این ایده کمک کرد. مخصوصاً پس از اشغال سفارت آمریکا و گروگانگیری توسط دانشجویان افراطی که انقلاب ایران را وارد مرحله جدیدی کرده و ضدیت آن را با آمریکا (دشمن دیرینه بلوک شرق) آشکارتر کرد؛ بلوک شرق را در پیگیری این ایده مصممتر کرد و تلاش کرد رابطهاش با این حکومت جدید را مستحکمتر کند.
اینجا👇را هم ببینید
https://t.me/TanzeTalkh2/1397
این مطلب را در ٩٣/٨/٢٣، و قبل از خواندن بخشی از کتاب #رفیق_آیتالله، نوشته بودم.
در قرن بیستم و تا کمی قبل از انقلاب ایران جهان از دو قطب شرق و غرب تشکیل شده بود که به #سوسیالیسم و #کاپیتالیسم معروف شده بود و هرکدام هم برای خود همپیمانانی داشتند و با هم در #جنگ_سرد. حکومتهایی که این دو قطب تشکیل داده بودند یکی بر مبنای ایدئولوژی بود و آن دیگری بر مبنای سکولاریسم. هر دو نوع حکومت ادعای دموکراتیک بودن یا به عبارتی مردمسالار بودن را داشتند و تا اندازهای هم درست بود. اولی سوسیالیسم را به مردمش حقنه میکرد و سپس از مردم برای حکومت رای میگرفت و حکومتهای پوپولیستی تشکیل میداد؛ و دومی هم که با روشهای خاص خود براساس رای مردم حکومت میکرد.
کشورهای خردهپای این دو قطب نیز حکومتهای دیکتاتوری خود را بر همان مبناها تشکیل داده بودند؛ بهعنوان نمونه کشورهایی چون عراق و سوریه زیر عنوان حکومت بعث و لیبی با عنوان حزب سبز قذافی وابسته به بلوک شرق و پادشاهی سعودی و جمهوری اسلامی پاکستان و پادشاهی افغانستان وابسته به بلوک غرب. البته در برخی کشورهای تحت سلطه بلوک غرب نیمچه آزادییی وجود داشت که مخالفان حکومت بتوانند تحت عنوان احزاب کمونیست و غیره فعالیت کنند.
در دهه هفتاد میلادی، بلوک شرق با حمله به افغانستان و اشغال آن، آخرین تلاش خود را برای گسترش مرزهایش بعمل آورد که تا حدی هم نتیجهبخش بود. اما با مقاومت مردم مسلمان افغانستان در مقابل کمونیستهای اشغالگر؛ بلوک شرق بهفکر تغییر تاکتیک افتاد. تغییر تاکتیکی که یک انقلاب بزرگ بود: چرا باید حکومتهای وابستهاش را برمبنای یک ایدئولوژی ساختگی مانند کمونیسم پایهگذاری کند؟ چرا از یک ایدئولوژی نهادینه شده در مردم استفاده نکند؟ دین! همان دینی که در گذشته آن همه بر علیه آن تبلیغ کرده بودند: «دین افیون تودههاست».
در همان اوان؛ شکلگیری انقلاب ایران نیز به استحکام این ایده کمک کرد. مخصوصاً پس از اشغال سفارت آمریکا و گروگانگیری توسط دانشجویان افراطی که انقلاب ایران را وارد مرحله جدیدی کرده و ضدیت آن را با آمریکا (دشمن دیرینه بلوک شرق) آشکارتر کرد؛ بلوک شرق را در پیگیری این ایده مصممتر کرد و تلاش کرد رابطهاش با این حکومت جدید را مستحکمتر کند.
اینجا👇را هم ببینید
https://t.me/TanzeTalkh2/1397
💔 علت اصلی مخالفت گروههای بهاصطلاح برانداز با یکدیگر
✍ در شبکههای مجازی؛ گروههایی تحت عناوین مختلف، مانند سلطنتطلب، جمهوریخواه، فدرالیست، سوسیالیست و غیره؛ که همگی خود را مخالف جمهوری اسلامی و بهاصطلاح برانداز میدانند؛ بجای مبارزه بر علیه حکومت اسلامی، به لجنپراکنی علیه یکدیگر مشغولند. به همین دلیل است که اینان، بخیال خودشان، بیش از ۴ دهه است با حکومت اسلامی مبارزه میکنند و در این مدت دریغ از ذرهای موفقیت. حکومت اسلامی هر روز بیش از پیش دست به جنایت و آدمکشی میزند و هر روز بیشتر از پیش در فساد و وقاحت غوطهور شده و بیش از پیش، سرمایههای مادی و معنوی کشور را به باد فنا میدهد.
علت از دو حال خارج نیست:
🕎 یا عوامل حکومت اسلامی در ارکان این گروهها نفوذ کرده و اینان را به بیراهه میبرد، که این تفرقه و نفاق بین گروهها، مطلوب حکومت است؛ 😞
☯ و یا اینکه این گروهها به راه و روش و اهداف سازمانی خود باور ندارند و بدلیل نگرانی از به ثمر رسیدن راه و روشهای دیگران، عامدا دست به تخریب آنان میزنند! 😞
✍ اما بنظر من مشکل اصلی این گروهها در این است که اینان خود را در فضای پس از براندازی احساس میکنند و در پی یارگیری برای گروه خود، از هر طریق ممکن، حتی با تخریب رقیب، هستند. در حالی که هنوز ضحاک پیر يکايک از این گله میبرد.!
و اما مشکل اصلیتر این است که:
✍ اینان بجای شفاف کردن و پرداختن به اصل و اساس اهداف و آرمانهای خود، شکل حکومت مورد نظر خود برای بعد از براندازی را مشخص کرده و در پی قالب کردن آن به مردم و سایر گروهها هستند.
به همین جهت؛
🔸 جمهوریخواهان مشخص نمیکنند که جمهوری مورد نظر آنان شبیه کدامیک از حکومتهای موجود است؛ جمهوری اسلامی پاکستان یا جمهوری هند و یا جمهوری از نوع فرانسوی آن؟
🔸 و یا سلطنتطلبان خواهان کدام نوع سلطنت هستند؛ از نوع پادشاهی عربستان و یا پادشاهی از نوع انگلیسی و یا اسکاندیناوی آن؟ هر چند که برخی از سلطنتطلبان، اصرار بر بازگشت به سلطنت مشروطه دارند اما آنها هم مشخص نمیکنند که پادشاهی محمدرضاشاه پهلوی با حزب رستاخیز و یکهتازیهایش را در نظر دارند یا بازگشت به مشروطه مظفرالدین شاهی مدنظرشان است و یا مشروطه اصلاحشده منطبق با موازین دموکراسی و حقوق بشر؟
🔸 گروههای طرفدار فدرالیسم و سایر گروهها هم به همین ترتیب!
✍ این گروهها زمانی میتوانند موفق باشند که بجای تکیه بر شکل حکومت مورد نظر خود برای بعد از براندازی، بطور شفاف مواضع خود را در برابر اصول و مبانی زیر مشخص نمایند:
- استقلال و تمامیت ارضی ایران،
- سکولاریسم و جدایی دین از حکومت،
- دمکراسی و آزادیهای مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر،
- استقلال نهاد دادگستري از حکومت،
- تعیین نوع حکومت پس از براندازی با رای مردم و پس از برگزاری مناظرات علنی و موشکافانه توسط طرفداران هر یک از انواع حکومت.
در این صورت است که میتوان امیدوار بود که تمامی گروههای اپوزیسیونِ باورمند به این اصول، با یکدیگر متفق شده و در جهت براندازی حکومت اسلامی گامهای موثر و مفیدی بردارند.
در ابن رابطه، نوشتههایی در لینکهای زیر را هم بخوانید:
https://t.me/TanzeTalkh2/1729
https://t.me/TanzeTalkh2/1687
ایمان علیپور
۴ بهمن ٢۵٨٢
.
✍ در شبکههای مجازی؛ گروههایی تحت عناوین مختلف، مانند سلطنتطلب، جمهوریخواه، فدرالیست، سوسیالیست و غیره؛ که همگی خود را مخالف جمهوری اسلامی و بهاصطلاح برانداز میدانند؛ بجای مبارزه بر علیه حکومت اسلامی، به لجنپراکنی علیه یکدیگر مشغولند. به همین دلیل است که اینان، بخیال خودشان، بیش از ۴ دهه است با حکومت اسلامی مبارزه میکنند و در این مدت دریغ از ذرهای موفقیت. حکومت اسلامی هر روز بیش از پیش دست به جنایت و آدمکشی میزند و هر روز بیشتر از پیش در فساد و وقاحت غوطهور شده و بیش از پیش، سرمایههای مادی و معنوی کشور را به باد فنا میدهد.
علت از دو حال خارج نیست:
🕎 یا عوامل حکومت اسلامی در ارکان این گروهها نفوذ کرده و اینان را به بیراهه میبرد، که این تفرقه و نفاق بین گروهها، مطلوب حکومت است؛ 😞
☯ و یا اینکه این گروهها به راه و روش و اهداف سازمانی خود باور ندارند و بدلیل نگرانی از به ثمر رسیدن راه و روشهای دیگران، عامدا دست به تخریب آنان میزنند! 😞
✍ اما بنظر من مشکل اصلی این گروهها در این است که اینان خود را در فضای پس از براندازی احساس میکنند و در پی یارگیری برای گروه خود، از هر طریق ممکن، حتی با تخریب رقیب، هستند. در حالی که هنوز ضحاک پیر يکايک از این گله میبرد.!
و اما مشکل اصلیتر این است که:
✍ اینان بجای شفاف کردن و پرداختن به اصل و اساس اهداف و آرمانهای خود، شکل حکومت مورد نظر خود برای بعد از براندازی را مشخص کرده و در پی قالب کردن آن به مردم و سایر گروهها هستند.
به همین جهت؛
🔸 جمهوریخواهان مشخص نمیکنند که جمهوری مورد نظر آنان شبیه کدامیک از حکومتهای موجود است؛ جمهوری اسلامی پاکستان یا جمهوری هند و یا جمهوری از نوع فرانسوی آن؟
🔸 و یا سلطنتطلبان خواهان کدام نوع سلطنت هستند؛ از نوع پادشاهی عربستان و یا پادشاهی از نوع انگلیسی و یا اسکاندیناوی آن؟ هر چند که برخی از سلطنتطلبان، اصرار بر بازگشت به سلطنت مشروطه دارند اما آنها هم مشخص نمیکنند که پادشاهی محمدرضاشاه پهلوی با حزب رستاخیز و یکهتازیهایش را در نظر دارند یا بازگشت به مشروطه مظفرالدین شاهی مدنظرشان است و یا مشروطه اصلاحشده منطبق با موازین دموکراسی و حقوق بشر؟
🔸 گروههای طرفدار فدرالیسم و سایر گروهها هم به همین ترتیب!
✍ این گروهها زمانی میتوانند موفق باشند که بجای تکیه بر شکل حکومت مورد نظر خود برای بعد از براندازی، بطور شفاف مواضع خود را در برابر اصول و مبانی زیر مشخص نمایند:
- استقلال و تمامیت ارضی ایران،
- سکولاریسم و جدایی دین از حکومت،
- دمکراسی و آزادیهای مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر،
- استقلال نهاد دادگستري از حکومت،
- تعیین نوع حکومت پس از براندازی با رای مردم و پس از برگزاری مناظرات علنی و موشکافانه توسط طرفداران هر یک از انواع حکومت.
در این صورت است که میتوان امیدوار بود که تمامی گروههای اپوزیسیونِ باورمند به این اصول، با یکدیگر متفق شده و در جهت براندازی حکومت اسلامی گامهای موثر و مفیدی بردارند.
در ابن رابطه، نوشتههایی در لینکهای زیر را هم بخوانید:
https://t.me/TanzeTalkh2/1729
https://t.me/TanzeTalkh2/1687
ایمان علیپور
۴ بهمن ٢۵٨٢
.
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
ارتش تکنفرهی ایمان علیپور:
۱- بیش از ده سال است که دربارهی یکی از مهمترین شگردهای حکومت اسلامی برای جلوگیری از متحد شدن افراد و گروههای مخالف خود، «تفرقه بیانداز و حکومت کن»، مطلب مینویسد و خطر تفرقه و نفاق در میان گروههای اپوزیسیون را گوشزد کرده است.…
۱- بیش از ده سال است که دربارهی یکی از مهمترین شگردهای حکومت اسلامی برای جلوگیری از متحد شدن افراد و گروههای مخالف خود، «تفرقه بیانداز و حکومت کن»، مطلب مینویسد و خطر تفرقه و نفاق در میان گروههای اپوزیسیون را گوشزد کرده است.…
Forwarded from Iran International ایران اینترنشنال
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اختلافهای روزافزون و تنشهای فزاینده میان جریانهای سیاسی اپوزیسیون در خارج از کشور
گفتوگو با جمشید برزگر، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی
@iranintltv
گفتوگو با جمشید برزگر، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی
@iranintltv
از آرشیو طنز تلخ، موضوعی که هیچوقت کهنه نمیشود
😔 انتخابات، FATF و قیمت دلار:😔
✍️. از ابتدای انقلاب بخشی از درآمدهای نفتی، بصورت محرمانه در اختیار بیت رهبری بود و در هیچ ردیفی از بودجههای مملکت درج نمیشد. بسیاری از درآمدهای کلانِ مملکت (مانند فروش خودرو) نیز مشمول چنین سهمی میشد.! (جوک معروف آنزمان؛ سهم رهبر، سهم اکبر، سهم اختر هم به همین دلیل ساخته شد)!
از شروع دولت احمدینژاد، کسان دیگری نیز (البته با اجازهی رهبر) در این درآمدهای محرمانه سهیم شدند؛ ابتدا به بهانهی مخارج دورزدن تحریمها و بعد هم بعنوان ارثیهی پدریشان از #سفره_انقلاب . این پولها بصورت پالتهای دلار نقد و یا شمش طلا، از مملکت خارج میشد (نمونه بارز و لورفتهاش؛ خروج پالتهای شمش طلا و دلار به ترکیه و اختلاس معروف 3000 میلیاردی و.... بود، که در جهت پیگیری این مورد اخیر، رهبر فرمودند: نباید زیاد کِشِش داد).
در این اواخر عدهای نه چندان مشهور، در کشورهای اطراف، پالتِ دلار بدوش و حواله بدست، در به در بدنبال خرید ملک، هتل و... در این کشورها بودند برای تبدیل پولهای کثیف به پولهای تمیز؛ تا اینکه موضوع FATF و کنوانسیون پالرمو مطرح شد، برای محدود کردن جاعشیان در زمینه اینگونه پولشوییها و کمک به گروههای تروریستی.
#جاعش، ضمن پاسکاری و دست به دست کردن تصویب این لوایح در مجلس، شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت؛ بهدنبال کسب فرصت بود و وقت خریدن برای بهجیب زدن باقیمانده سرمایهها و درآمدهای مملکت.
در طی این مدت، حکومت برای ثابت نگداشتن قیمت دلار (و یا به حداقل رساندن نرخ افزایش قیمت آن)، گاهگاهی بخشی از دلارهای نفتی را توسط عوامل خود (مانند جمشید بسمالله) به بازار ارز تزریق میکرد و از این راه، هزینههای ریالیِ دولت را نیز تامین میکرد. ثابت نگداشتن قیمت دلار از آن جهت حائز اهمیت بود که بالارفتن قیمت آن باعث تورم میشد و پایین آمدن قیمت، باعث کاهش درآمد ریالیِ دولت؛ و گرنه قیمت واقعی دلار در این شرایط و اوضاع و احوالِ تحریمها و فروش نفت، بسیار بالاتر از این باید باشد.
تلاش برای ثابت نگداشتن قیمت دلار در دی و بهمن 98، دلیل دیگری هم داشت: کشاندن مردم به راهپیمایی دولتی در 22 بهمن و صندوقهای رأی در 2 اسفند.
با عدم استقبال مردم از راهپیمایی 22 بهمن، حکومت از شرکت مردم در انتخابات نومید شد و ظاهراً برنامهی دیگری را برای برگزاری #سیرک_انتخابات مد نظر قرار داده است! فشار تحریمهای FATF نیز اندکاندک از راه میرسد و بههمین جهت است که حکومت، قیدِ ثابت نگهداشتن قیمت دلار را زده و ترجیح داده است تهماندهی #سفره_انقلاب را هم جارو کند و اجازه داده تا قیمت دلار به قیمت واقعی خود برسد؛ در عوض برای تأمین هزینههای ریالی خود، راه دیگری را برگزیده است:
وعده فروش اوراق قرضه در اسفندماه!.
بدینوسیله، ضمن حفظ تهماندهی دلارهای نفتی برای خود، هزینههای خود را از جیب مردم تامین میکند، و ضمناً امیدوار است با هدایت سرمایههای مردم به اوراق قرضه، اندکی از التهاب افزایش قیمت دلار (کاهش ارزش پول ملی) بکاهد.
😔 در این میان، بیچاره مردم؛ که اندک سرمایهی خود را در قبال کاغذپارهای به حکومت واگذار میکنند، بدون آنکه تضمینی برای برگشت این سرمایه داشته باشند. داغِ بالا کشیدن سرمایههای مردم توسط مؤسسات مالی و اعتباریِ زیر نظر حکومت، در دلها هنوز تازه است!
ملانِقی
بهمن 1398
https://t.me/TanzeTalkh2/1075
😔 انتخابات، FATF و قیمت دلار:😔
✍️. از ابتدای انقلاب بخشی از درآمدهای نفتی، بصورت محرمانه در اختیار بیت رهبری بود و در هیچ ردیفی از بودجههای مملکت درج نمیشد. بسیاری از درآمدهای کلانِ مملکت (مانند فروش خودرو) نیز مشمول چنین سهمی میشد.! (جوک معروف آنزمان؛ سهم رهبر، سهم اکبر، سهم اختر هم به همین دلیل ساخته شد)!
از شروع دولت احمدینژاد، کسان دیگری نیز (البته با اجازهی رهبر) در این درآمدهای محرمانه سهیم شدند؛ ابتدا به بهانهی مخارج دورزدن تحریمها و بعد هم بعنوان ارثیهی پدریشان از #سفره_انقلاب . این پولها بصورت پالتهای دلار نقد و یا شمش طلا، از مملکت خارج میشد (نمونه بارز و لورفتهاش؛ خروج پالتهای شمش طلا و دلار به ترکیه و اختلاس معروف 3000 میلیاردی و.... بود، که در جهت پیگیری این مورد اخیر، رهبر فرمودند: نباید زیاد کِشِش داد).
در این اواخر عدهای نه چندان مشهور، در کشورهای اطراف، پالتِ دلار بدوش و حواله بدست، در به در بدنبال خرید ملک، هتل و... در این کشورها بودند برای تبدیل پولهای کثیف به پولهای تمیز؛ تا اینکه موضوع FATF و کنوانسیون پالرمو مطرح شد، برای محدود کردن جاعشیان در زمینه اینگونه پولشوییها و کمک به گروههای تروریستی.
#جاعش، ضمن پاسکاری و دست به دست کردن تصویب این لوایح در مجلس، شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت؛ بهدنبال کسب فرصت بود و وقت خریدن برای بهجیب زدن باقیمانده سرمایهها و درآمدهای مملکت.
در طی این مدت، حکومت برای ثابت نگداشتن قیمت دلار (و یا به حداقل رساندن نرخ افزایش قیمت آن)، گاهگاهی بخشی از دلارهای نفتی را توسط عوامل خود (مانند جمشید بسمالله) به بازار ارز تزریق میکرد و از این راه، هزینههای ریالیِ دولت را نیز تامین میکرد. ثابت نگداشتن قیمت دلار از آن جهت حائز اهمیت بود که بالارفتن قیمت آن باعث تورم میشد و پایین آمدن قیمت، باعث کاهش درآمد ریالیِ دولت؛ و گرنه قیمت واقعی دلار در این شرایط و اوضاع و احوالِ تحریمها و فروش نفت، بسیار بالاتر از این باید باشد.
تلاش برای ثابت نگداشتن قیمت دلار در دی و بهمن 98، دلیل دیگری هم داشت: کشاندن مردم به راهپیمایی دولتی در 22 بهمن و صندوقهای رأی در 2 اسفند.
با عدم استقبال مردم از راهپیمایی 22 بهمن، حکومت از شرکت مردم در انتخابات نومید شد و ظاهراً برنامهی دیگری را برای برگزاری #سیرک_انتخابات مد نظر قرار داده است! فشار تحریمهای FATF نیز اندکاندک از راه میرسد و بههمین جهت است که حکومت، قیدِ ثابت نگهداشتن قیمت دلار را زده و ترجیح داده است تهماندهی #سفره_انقلاب را هم جارو کند و اجازه داده تا قیمت دلار به قیمت واقعی خود برسد؛ در عوض برای تأمین هزینههای ریالی خود، راه دیگری را برگزیده است:
وعده فروش اوراق قرضه در اسفندماه!.
بدینوسیله، ضمن حفظ تهماندهی دلارهای نفتی برای خود، هزینههای خود را از جیب مردم تامین میکند، و ضمناً امیدوار است با هدایت سرمایههای مردم به اوراق قرضه، اندکی از التهاب افزایش قیمت دلار (کاهش ارزش پول ملی) بکاهد.
😔 در این میان، بیچاره مردم؛ که اندک سرمایهی خود را در قبال کاغذپارهای به حکومت واگذار میکنند، بدون آنکه تضمینی برای برگشت این سرمایه داشته باشند. داغِ بالا کشیدن سرمایههای مردم توسط مؤسسات مالی و اعتباریِ زیر نظر حکومت، در دلها هنوز تازه است!
ملانِقی
بهمن 1398
https://t.me/TanzeTalkh2/1075
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
Forwarded from طنز تلخ: پیامی از آینده
💥 سال ۵۷ ٬ شورش یا انقلاب
و نقش شاه، غربیها و کمونیستها در ایجاد آن
👈 نگاهی گذرا به جریانات سیاسی سال ۵۷ و قبل از آن
۱- 🔹پس از کودتای سال ۳۲، شاه تمام وجهه همت خود را صرف سرکوب (البته نه از نوع سرکوبهای جاعشی) مخالفان سیاسی میکند؛ #حزب_توده را غیر قانونی اعلام میکند، #مصدق را پس از محاکمه در دادگاه نظامی حصر خانگی میکند، دستور تشکیل ساواک را میدهد و....
۲- 🔹در زمینهی اقتصادی؛ تلاشهایی برای فروش نفتِ باصطلاح ملیشده بناچار در قالب قراردادهایی که بیشتر شبیه قراردادهای استعماری است، میشود.
۳- 🔹شاه در سال ۱۳۴۱، در جهت جلوگیری از #نفوذ_شوروی و با رهنمودهای غرب، دست به انجام اصلاحات زده و اصولی را تحت عنوان #انقلاب_سفید که در ابتدا شش اصل بود اعلام کرده و به رفراندوم میگذارد. شایان ذکر است که ۴ سال قبلتر، #عبدالکریم_قاسم در عراق کودتا کرده و حکومتی متمایل به شوروی را تشکیل داده و معادلات منطقه را به هم زده بود.
۴- 🔹روحانیون تشیع که بطور سنتی با نظام شاهنشاهی همخوانی و همراهی داشتند، با دو اصل مهم انقلاب سفید (#اصلاحات_ارضی و #حق_رأی_زنان) مخالفت کردند. علت اصلی این مخالفت این بود که حدود بیست درصد از اراضی کشور جزو موقوفات و در دست روحانیون بود که روحانیون با این اصول، منابع درآمدی خود را در خطر از دست دادن میدیدند و دومین اصل نیز به استناد اینکه در شریعت اسلامی حق رأی به زنان داده نمیشود، خلاف شرع تشخیص داده شده است.
۵- 🔹#خمینی در ابتدا مخالفت صریح خود را با اصل دوم اعلام کرد (تلگراف ارسالی به شاه در تاریخ ۱۳۴۱/۰۷/۱۷)؛ اما بعدا با سیاسیکاری حرف خود را عوض میکند («.... ما باید با اصل رفراندم مخالفت کنیم... ما با اصل رفراندم مخالفیم زیرا یک بدعت تازه است» / خاطرات آیت الله منتظری/ ص 190ـ207). در جایی دیگر میگوید «اکثریت جامعه ایران قوه تشخیص فهم این اصول را ندارند.»
۶- 🔹شاه بجای اینکه آتش این مخالفتها را در برابر قضاوت مردم و بخصوص روشنفکران قرار دهد و تمایل به #واپسگرایی_روحانیون را بر همه آشکار کند، سعی در پنهان کردن آتش در زیر خاکستر کرد، خمینی را بازداشت کرده و شورشیانِ خرابکارِ خرداد ۴۲ را (که ناآگاه از جریانات سیاسی روز، تنها خواهان آزادی خمینی بودند) سرکوب نمود.
۷- 🔹به علت شرایط خاص جهانی و منطقهای، بخصوص پس از تبدیل قراردادهای استعماری فروش نفت به #کنسرسیوم به قراردادهای عادلانهتری با #کنسرسیوم_جدید، در تابستان ۱۳۵۲، درآمد حاصل از نفت ایران چند برابر شد. این افزایش قیمت نفت باعث شد که محمدرضا شاه دو رکن اساسی را در پیشبرد سیاستهای کشور بیشتر مورد توجه قرار دهد: ارتش و اتکا به درآمد نفت.
۸- 🔹تجهیز ارتش به سلاحهای تقریبا مدرن؛ تلاش شاه برای بالا نگهداشتن قیمت نفت، مادامی که کشورهای غربی قیمت محصولات خود را بالا میبرند و سایر بلندپروازیهای شاه؛ اولا، هراس از انتقاد و رکگویی محمدرضا شاه را در میان کشورهای مقتدر جهانی برانگیخت و ثانیا هراس منطقهای از اقتدار ایران را در پی داشت. این همه باعث شد که بهانه را برای نفوذ و دخالت کشورهای مقتدر جهانی و منطقهای در کشور ایران فراهم نماید و در پی جلوگیری از بلندپروازیهای نظام شاهنشاهی ایران برآیند.
۹- 🔹از عواقب دیگر افزایش قیمت نفت، رشد سریع اقتصاد کشور بود که با پیشرفت در بسیاری از زمینههای اقتصادی، کشور از حالت سنتی و عشایری خود بیرون رفته و شهرهای کشور با موج مهاجرت روستاییان مواجه گردید. گسترش مهاجرت از شهرها باعث شد که شهرهای کشور بزرگتر و رشد حاشیهنشینی و زاغهنشینی در اطراف شهرها نیز افزایش یابد (افزایش جمعیت شهرنشینانِ نامتمدن). در این دوره سطح رفاه اقتصادی و اجتماعی در این دهاتِ شهرگونه به سرعت افزایش یافته بود.
۱۰- 🔹از آن سو در صحنهی سیاست بینالملل، دوره سوم #جنگ_سرد از دهه ۱۳۵۰ آغاز شد که شوروی تهاجم خود را به اوج رسانده و در جنگ #ویتنام خستگی مفرطی را بر آمریکا وارد نموده و باعث شکست تلاشهای نظامی آمریکا در ویتنام گردیده بود. در همین دوره و در میانهی دههی ۵۰ خورشیدی، شوروی در منطقه خاورمیانه نیز بر شدتِ تهاجم خود افزوده بود و باعث رخداد سه کودتای کمونیستی پی در پی، در افغانستان و در همسایگی ایران شده بود.
....
این طنز تلخ ادامه دارد 👇👇
و نقش شاه، غربیها و کمونیستها در ایجاد آن
👈 نگاهی گذرا به جریانات سیاسی سال ۵۷ و قبل از آن
۱- 🔹پس از کودتای سال ۳۲، شاه تمام وجهه همت خود را صرف سرکوب (البته نه از نوع سرکوبهای جاعشی) مخالفان سیاسی میکند؛ #حزب_توده را غیر قانونی اعلام میکند، #مصدق را پس از محاکمه در دادگاه نظامی حصر خانگی میکند، دستور تشکیل ساواک را میدهد و....
۲- 🔹در زمینهی اقتصادی؛ تلاشهایی برای فروش نفتِ باصطلاح ملیشده بناچار در قالب قراردادهایی که بیشتر شبیه قراردادهای استعماری است، میشود.
۳- 🔹شاه در سال ۱۳۴۱، در جهت جلوگیری از #نفوذ_شوروی و با رهنمودهای غرب، دست به انجام اصلاحات زده و اصولی را تحت عنوان #انقلاب_سفید که در ابتدا شش اصل بود اعلام کرده و به رفراندوم میگذارد. شایان ذکر است که ۴ سال قبلتر، #عبدالکریم_قاسم در عراق کودتا کرده و حکومتی متمایل به شوروی را تشکیل داده و معادلات منطقه را به هم زده بود.
۴- 🔹روحانیون تشیع که بطور سنتی با نظام شاهنشاهی همخوانی و همراهی داشتند، با دو اصل مهم انقلاب سفید (#اصلاحات_ارضی و #حق_رأی_زنان) مخالفت کردند. علت اصلی این مخالفت این بود که حدود بیست درصد از اراضی کشور جزو موقوفات و در دست روحانیون بود که روحانیون با این اصول، منابع درآمدی خود را در خطر از دست دادن میدیدند و دومین اصل نیز به استناد اینکه در شریعت اسلامی حق رأی به زنان داده نمیشود، خلاف شرع تشخیص داده شده است.
۵- 🔹#خمینی در ابتدا مخالفت صریح خود را با اصل دوم اعلام کرد (تلگراف ارسالی به شاه در تاریخ ۱۳۴۱/۰۷/۱۷)؛ اما بعدا با سیاسیکاری حرف خود را عوض میکند («.... ما باید با اصل رفراندم مخالفت کنیم... ما با اصل رفراندم مخالفیم زیرا یک بدعت تازه است» / خاطرات آیت الله منتظری/ ص 190ـ207). در جایی دیگر میگوید «اکثریت جامعه ایران قوه تشخیص فهم این اصول را ندارند.»
۶- 🔹شاه بجای اینکه آتش این مخالفتها را در برابر قضاوت مردم و بخصوص روشنفکران قرار دهد و تمایل به #واپسگرایی_روحانیون را بر همه آشکار کند، سعی در پنهان کردن آتش در زیر خاکستر کرد، خمینی را بازداشت کرده و شورشیانِ خرابکارِ خرداد ۴۲ را (که ناآگاه از جریانات سیاسی روز، تنها خواهان آزادی خمینی بودند) سرکوب نمود.
۷- 🔹به علت شرایط خاص جهانی و منطقهای، بخصوص پس از تبدیل قراردادهای استعماری فروش نفت به #کنسرسیوم به قراردادهای عادلانهتری با #کنسرسیوم_جدید، در تابستان ۱۳۵۲، درآمد حاصل از نفت ایران چند برابر شد. این افزایش قیمت نفت باعث شد که محمدرضا شاه دو رکن اساسی را در پیشبرد سیاستهای کشور بیشتر مورد توجه قرار دهد: ارتش و اتکا به درآمد نفت.
۸- 🔹تجهیز ارتش به سلاحهای تقریبا مدرن؛ تلاش شاه برای بالا نگهداشتن قیمت نفت، مادامی که کشورهای غربی قیمت محصولات خود را بالا میبرند و سایر بلندپروازیهای شاه؛ اولا، هراس از انتقاد و رکگویی محمدرضا شاه را در میان کشورهای مقتدر جهانی برانگیخت و ثانیا هراس منطقهای از اقتدار ایران را در پی داشت. این همه باعث شد که بهانه را برای نفوذ و دخالت کشورهای مقتدر جهانی و منطقهای در کشور ایران فراهم نماید و در پی جلوگیری از بلندپروازیهای نظام شاهنشاهی ایران برآیند.
۹- 🔹از عواقب دیگر افزایش قیمت نفت، رشد سریع اقتصاد کشور بود که با پیشرفت در بسیاری از زمینههای اقتصادی، کشور از حالت سنتی و عشایری خود بیرون رفته و شهرهای کشور با موج مهاجرت روستاییان مواجه گردید. گسترش مهاجرت از شهرها باعث شد که شهرهای کشور بزرگتر و رشد حاشیهنشینی و زاغهنشینی در اطراف شهرها نیز افزایش یابد (افزایش جمعیت شهرنشینانِ نامتمدن). در این دوره سطح رفاه اقتصادی و اجتماعی در این دهاتِ شهرگونه به سرعت افزایش یافته بود.
۱۰- 🔹از آن سو در صحنهی سیاست بینالملل، دوره سوم #جنگ_سرد از دهه ۱۳۵۰ آغاز شد که شوروی تهاجم خود را به اوج رسانده و در جنگ #ویتنام خستگی مفرطی را بر آمریکا وارد نموده و باعث شکست تلاشهای نظامی آمریکا در ویتنام گردیده بود. در همین دوره و در میانهی دههی ۵۰ خورشیدی، شوروی در منطقه خاورمیانه نیز بر شدتِ تهاجم خود افزوده بود و باعث رخداد سه کودتای کمونیستی پی در پی، در افغانستان و در همسایگی ایران شده بود.
....
این طنز تلخ ادامه دارد 👇👇
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
👍1