طنز تلخ: پیامی از آینده
41 subscribers
512 photos
266 videos
18 files
864 links
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
Download Telegram
Forwarded from مملکته
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔥 برای روشن شدن پست قبلی:

در این تست‌تیوب آزمایشگاهی، سدیم کلرات (نه پرکلرات) رو داریم که باید بسیار گرم بشه تا اکسیداسیونش رو شروع کنه. بعد ما اگر بهش یه ماده سوختنی برسونیم بسیار سریع آتشش می‌زنه. چون برای آتش: حرارت لازم داریم اکسیژن لازم داریم و یه سوخت هم لازم داریم. این قانون برای آمونیوم پرکلرات هم صادقه طبیعتا.

در بندر، بار سدیم پرکلرات تحویل داده شده که اون بار سدیم پرکلرات اکسیدایزر قوی‌تری نسبت به سدیم کلرات توی ویدئوئه. حالا هزار تُن از این ماده رو تصور کنید که فرض اینه بخشیش در بارگیری سینا وجود داشته. برای دپو و نهایتاً صادرات.

بخاطر همین اگر اون محموله‌هایی که روی تریلی توی صف هستند، سدیم پرکلرات باشند و رفته باشند داخل کانتینر، باید در ابتدا یه چیزی بشدت گرمشون کنه تا اکسیژن خودشون رو آزاد کنند و بعد مهم‌تر از اون باید یه ماده سوختنی هم در محیط باشه تا آتش شروع شه.

اتفاقی که با خرابکاری بسیار راحت رخ میده. چون حتی گرمای شدید بیاد اکسیژن رها کنند، حالا ماده سوختنی درست حسابی‌ای اونجا وجود نداره که آتش بگیره. فوقش بگیم گونی پلاستیکی حمل مواد. که تموم شد خاموش میشه. همه چی داخل کانتینر هست.

این ویدئوی دوربین مداربسته رو با توجه به این ویدئوی آزمایشگاهی باید دید با تمرکز روی مساله ماده سوختنی!


یعنی یکی از اون کانتینرهای بسیار نزدیک، گریس باشه قیر قدیمی دپو شده باشه مثلا و در معرض این اکسیدایزر فعال‌شده قرار بگیره، بحث تمومه!

@mamlekate
پنجشنبه یازدهم اردیبهشت ١۴٠۴

🗃 گزیده خبرها و نظرها 👉
👇👇

🔻 جمع‌بندی فاجعه چرنوبیل بندر تا بامداد ۱۱ اردیبهشت


🔥 خلاصه: دو موضوع روشن‌تر شده:

1️⃣ عمدی بودن آتش‌سوزی
2️⃣ گم کردن رد بار


1️⃣ ما دیدیم که دلیل آتش‌سوزی اولیه، جرقه لیفتراک عنوان شد. اما در ویدئویی که دارند کانتینرها رو برای وجود مواد خطرناک چک می‌کنند، با ضربه بیل لودر کانتینرها رو جر میدن! همه هم ایمنی‌کار هستند. یعنی به نوعی می‌دانند که مواد داخل کانتینرها، پایدار و در حالت غیرخرابکارانه، بدون خطر هستند. چرا؟

▫️ از نظر علمی این مواد (چه سدیم پرکلرات خام چین، چه مرحله پروسس‌شده‌ی بعدش تا سوخت جامد موشک یعنی آمونیوم پرکلرات) اساساً پایدار هستند. و همچنین داخل کیسه‌های سفیدی هستند که بسیار محکم هستند که حتی فندک هم بگیری روشون جمع میشن. نه شعله‌ور. یعنی مسأله جرقه لیفتراک با احتمال خیلی بالا داستان‌سرایی رسانه‌ایه.

▫️ ما برای آتش شدید نیاز به حرارت بالا، اکسیژن خوب و ماده سوختنی کافی داریم. یک بمب همه این ۳ مورد رو فراهم می‌کنه، جرقه ولی نه!

▫️ باری که در کیسه‌های سفیدرنگ روی پالت روی تریلی‌ها وجود داره، چون با ماشین چادری یا همون ترانزیت چادری نیومده، نشون میده از یه جای نزدیک اومدن اینجا. یعنی بار داخل خود اسکله داشته جابجا می‌شده. چون کیسه مواد شیمیایی از پتروشیمی با تریلی کفی نمیاد. از جاده بیاد چادری میاد خیس نشه یا اگر قابل اشتعال باشه کانتینری میاد.

یعنی این بارها، در این وضعیت بدون حجاب، باید همون سدیم پرکلراتی باشند که کشتی‌ها از چین به بندر آورده‌اند (احتمال قوی‌تر) یا آمونیوم پرکلراتی هستند که در همان محوطه بزرگ بندر از سدیم پرکلرات اولیه حاصل شده‌اند (احتمال پایین ولی ممکن).


2️⃣ حالا برای رد گم کنی اطلاعاتی، این بارهای حساس که شدیداً هم رسانه‌ای شده بودند (مثلا برای اینکه رصد ماهواره‌ای یا چیزی شبیه آن نشوند)، بخش بزرگی از محموله‌ها ابتدا در کانتینرهای اصلی به یک سوله منتقل و در این سوله، از کانتینرهای اصلی خارج شده و روی کفی تریلی‌ها بار شده تا در محوطه بارگیری سینا، دوباره کانتینر بندی و دپو شوند. و آماده توزیع، چه برای مصرف داخل چه خارج باشند.

یعنی با قاطی کردن کانتینرها با کانتینرهای مواد غذایی، کاری کنند که معلوم نباشد کدام کانتینر به کجا میرود. مثل پول‌شویی اما این‌بار سوخت‌شوییِ کانتینری با کانتینر چای دبش و قیر.

اگر چنین قصدی نداشتند در گمرک رجایی انباری هست به نام افق چکاد که مخصوص کالاهای خطرناک است و بسیار مرتب و منظم و مجهز با دیوارکشی دورتادور تا در صورت آتش سوزی به اطراف سرایت پیدا نکند. باری با چنین قدرت تخریب قطعا باید در آن انبار می‌بود نه در محوطه سینا.

معلوم هم نیست برای چه مدتی، چه مواد دیگری را لابلای ماهی و چیپس دپو می‌کنند که این چند شب، و بعد از حادثه، در حال جمع‌آوری چندین کانتینر خاص از جاهای مختلف بندر و دپوی آن‌ها در بخش جنوب غربی هستند.

@mamlekate

-_-

👑 رضا شاه روحت شاد  👑
🗃 ما ملت کبیریم، ایران را پس می‌گیریم.
✍️ دنیا بداند که امنیت و منافع دراز مدت دنیا، در نابودی حکومت اسلامی است.

-_-
🗃 گزیده خبرهاونظرها برای ثبت در تاریخ
کاربران مختلفی در شبکه‌های اجتماعی با تاکید روی تعداد نقاط در حال سوختن و فاصله‌شون از هم میگن باور نمی‌کنند که واقعه انفجار یا انفجارهای امروز اسکله رجایی بندرعباس حادثه‌ای غیرعمدی و از روی سهل‌انگاری بوده باشه.
البته صرف‌نظر از هر جزئیاتی، همزمانی واقعه با مذاکرات ایران و آمریکا از همون اول باعث شده بود که خیلی‌ها بگن حادثه نیست.
📡 @VahidOnline
پیدا کردن علت وقوع فاجعه بندرعباس  مهمتر است یا شناسایی مقصر

مسعود پزشکیان،‌ رییس دولت،‌ گفت «شناسایی علت وقوع سانحه بندر رجایی مقدم بر شناسایی مقصر حادثه است.»
او افزود:‌ «اگر به دنبال مقصر باشیم انگیزه بیشتری برای پنهان‌کاری وجود خواهد داشت.»
https://iranintl.com/202504302040

-_-

✍ جناب آقای پوزیده، رئیس‌جمهور مشنگ (منتخب شورای نگهبان)

مردم شریف و رنجدیده‌ی ایران، سالهاست که مقصر اصلی حوادث و فجایع اینچنینی را شناخته‌اند و به دنبال پیدا کردن آن نیستند.
شما هم اگر مقصر اصلی را نشناخته‌ای،
یا خود را به خریت (کوچه علی‌چپ) زده‌ای برای اینکه کاه و جوت قطع نشه،
یا اینکه جرات و جربزه‌ی افشای آن را نداری و به همین دلیل است که به دنبال یافتن علت ایجاد حادثه هستی.

اگر واقعا بدنبال یافتن علت ایجاد حادثه هستی، علت بروز فاجعه بندرعباس در پاسخ به سوالات زیر نهفته است؛ که بعید می‌دانم با آن هوش سرشارت به آن دست یابی:

١- چرا انفجار و آتش‌سوزی در چند نقطه‌ی مختلف به فاصله ١٠٠ - ١۵٠ متری از یکدیگر، اتفاق افتاده است؟
https://t.me/TanzeTalkh2/1884

https://t.me/VahidOnline/64065


٢- سه روز بعد از آن فاجعه،انفجاری مشابه اما در مقیاسی خیلی کوچکتر، در کارخانه آوانار پارسیان اصفهان که زیر نظر شورای امنیت ملی، که اتفاقا شما هم رئیسش هستید، اتفاق می‌افتد. علت آن انفجار را می‌دانید؟
«مشت نمونه‌ی خروار است»

https://t.me/News_AndViews/84925

٣- در محوطه انفجار، حداقل یک ساختمان اداری وجود داشته که در آن تعدادی کارمند، کارگر، مدیر یا رئیس و ارباب‌رجوع حضور داشته‌اند؛ که همه‌ی آنها قربانی شده‌اند. به سراغ لیست کارکنان بروید و اگر کس یا کسانی از آنها (احتمالا رئیسی، مدیری، سرپرستی یا حتی آبدارچی‌ای)، زنده مانده‌اند؛ به معنای آن است که ایشان در اولین روز کاری در محل کار حاضر نبوده‌اند.! می‌توانید از ایشان علت حادثه را جویا شوید.!


با همه‌ی اینها، اگر موفق به کشف علت حادثه نشدید؛ زیاد خودتان را ناراحت نکنید. علت این حادثه را هم در نهایت، خطای انسانی اعلام کنید و خلاص.!
چون ما مردم رنجدیده‌ی ایران‌؛ در طول نزدیک به نیم قرن حکومت اسلامی، از این خطاهای انسانی که منجر به چنین فجایعی شده و موجب کشته‌شدن انسانهای بیشمار و بر باد رفتن سرمایه‌های کلان مردم و مملکت، شده است؛ کم نداشته‌ایم:
قطار نیشابور،
پلاسکو،
متروپل،
کشتی سانچی،
معدن طبس،......
و هواپیمای مسافربری اوکراین؛ که این آخری را بحساب عملیات تروریستی حکومت اسلامی نیز می‌توان ثبت کرد.

خلاصه اینکه در حکومت اسلامی، چیزی بنام خطای مدیریتی، خطای برنامه‌ریزی، خطای محاسباتی، خطای تاکتیکی، خطای استراتژیکی و غیره نداریم؛ هرچه هست خطای انسانی است؛ زیرا خطاکار  قربانیِ خطاکاری خود شده است.

ایمان علیپور
١٢ اردیبهشت ١۴٠۴
.
👍1
از آرشیو طنز تلخ در ٨ سال پیش:
به مناسبت دومین سفر ترامپ به عربستان سعودی


😳 اصلاحات در عربستان

مردم ایران در حالی به اصلاحات در عربستان به دیده ناباورانه می‌نگرند که گویا فراموش کرده‌اند محمدرضا شاه در 55 سال پیش اصلاحاتی به‌مراتب بزرگتر از اصلاحات عربستان را انجام داد.
البته این بدان معنی نیست که عرب‌ها نیم قرن از ایران عقب‌تر هستند و یا محمدرضا شاه نیم‌قرن از عرب‌ها جلوتر بود. آن کار محمدرضا شاه اشتباه بود و این کار عرب‌ها به‌موقع؛ تنها به یک دلیل:

هم اصلاحات محمدرضا شاه و هم اصلاحات عرب‌ها خلاف نص صریح اسلام و قرآن بوده و است!

(( برای پی بردن به ارزش اجتماعی زن در اسلام، کافی‌ست نگاهی به قرآن و بخصوص روایات نقل شده از پیامبر و ائمه اطهار بیاندازیم:

«مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتریهایی که خداوند (از نظر نظام اجتماع) برای بعضی نسبت به بعضی دیگر قرار داده است...  (سوره نسا_ ایه ۳۴)»

«زنان شما كشتزار شما هستند پس بهر نحو [هر گونه و هر زمان] كه مي خواهيد به كشتزار خود وارد شويد. ( بقره 223)»

«یکبار پیامبر به مصلی میرفت که نماز عید فطر را بخواند، او از کنار زنی رد شد و گفت "ای زنان! صدقه بدهید، چرا که من دیده ام اکثر کسانی که دچار آتش جهنم هستند از شما (زنان) بودند." (صحیح بخاری پوشینه 1, کتاب 6, شماره 301)»

بیشتر ببینید در اینجا » 
https://t.me/koroshfarahani/12262

«در کتب مسلمین روایات صحیح متعددی هست بر اینکه زن ناقص العقل هست به عنوان نمونه در خطبه ۸۰ نهج البلاغه امام علی گفته زن ناقص العقل است.»

بیشتر ببینید در اینجا » 
https://t.me/AtheistsChannel/8906

« بهترین زنان آن است که رویش خوبتر و مهرش کمتر است (نهج الفصاحه حدیث شماره 356)
محکمترین سلاح شیطان زنانند. (نهج الفصاحه حدیث شماره 970)
زنان را بى لباس بگذارید تا در خانه بمانند. (نهج الفصاحه حدیث شماره 343 )
هر زنى که بدون اجازه شوهر از خانه خود بیرون رود مورد خشم خداست تا بخانه بر گردد (نهج الفصاحه حدیث شماره 1020)»

بیشتر ببینید در اینجا » 
https://t.me/koroshfarahani/10935 ))

ولی محمدرضا شاه این اصلاحات را زمانی انجام داد که از قدرت آخوندهای مرتجع و مفتخور در نگهداشتن مردم در فضای ١۴٠٠ سال پیش غافل مانده بود و نمی‌دانست که مردم کشورش تحت رهبری آخوندها، تمایلی به دست‌کشیدن از الگوهای حقنه شده توسط آنان نداشتند؛  در حالی که امروزه عرب‌ها قبل از انجام اصلاحات، تمامی مفتی‌ها و آخوندهای مفتخورشان را جیره‌خوار دولت کرده‌اند.

١۵ مهر ١٣٩۶-نیویورک

به کانال تلنگری با طنز تلخ بپیوندید
https://t.me/joinchat/AAAAAERAWRIYNlvNMX7ZXg
🆔👆
✍ ۵٧تی‌ها چه کسانی هستند؟

این روزها می‌بينم که بسیاری از شبکه‌های اجتماعی، صحنه‌ی تاخت و تاز به ۵٧تی‌ها و سخن‌پراکنی در مذمت آنان است.

واقعا ۵٧تی‌ها چه کسانی بودند و هستند؟

آنها آباء و اجداد ما بودند. آنها در یک کلام ملت ایران بودند همانگونه که ما، نوادگان آنها، هستیم. همان ملتی که در وصف آنان گفته‌اند:

«اگر می‌خواهید بر آنان حکومت کنید، باید آنها را گرسنه نگه‌دارید»

ملت ایران از ۵۷ تا کنون، تغییری نکرده است، تنها شرایط زندگی آنان است که عوض شده.

آن زمان ملت سیر بودند و خوشی زیر دلشان زده بود و اکنون گرسنه‌اند.

مفهومِ عبارت بالا را  «شاهنشاه آریامهر» درک نکرد، ولی آخوندها بخوبی آن را درک کردند.

مخلص کلام اینکه: اینقدر در مذمت ۵٧تی‌ها سخن نگویید؛ چرا که آنها دقیقا مانند ما بودند، تنها شرایط زندگی‌شان برعکس ما بود.

من و تو، اگر در این شرایط، بپا خواستیم، می‌توانیم ادعا کنیم که ۵٧تی‌ نیستیم.

طنز تلخ
ملانِقی
٣ خرداد ١۴٠۴

https://t.me/TanzeTalkh2
✍ خانه‌ی خورشید


مدتی بود که در خانه خورشید معذب بودیم
از جهالت پی یک سایه و یک شب بودیم


تا که از عصر حجر مسافری وارد شد
در پی‌اش جرم و جنایت به جهان صادر شد

برگرفته از این بیت:

ما که در سایه خورشید معذب بودیم
حقمان بود، سزاوار چنین شب بودیم

خرداد ١۴٠۴

https://t.me/TanzeTalkh2
✍ سخنی درباره‌ی افاضات اخیر فائزه هاشمی

کسی می‌تواند درباره‌ی آینده‌ی ایران اظهار نظر کند که دستش به خون و مال مردم آغشته نباشد.

هاشمی رفسنجانی در طول ٣٨ سال، یکی از سرانِ نظامِ قتل و غارت و فسادِ حکومت اسلامی بوده و دستش تا مرفق در خون و مال ملت ایران غوطه‌ور است.
فائزه در صورتی می‌تواند در مورد آینده‌ی ایران نظر دهد که تمام اموالی که از پدر جنایتکارش به ارث برده را به ملت ایران بازگرداند. تنها در این صورت است که مردم حرفهای او را مورد ارزیابی قرار می‌دهند.

ایمان علیپور
٢٠ خرداد ١۴٠۴

https://t.me/TanzeTalkh2
✍ نکته‌ی دیگر در رابطه با افاضات اخیر فائزه هاشمی:

ایشان، مجتبی خامنه‌ای را با محمد بن سلمان مقایسه کرده است!

این مقایسه، قیاس مع‌الفارق است، زیرا؛

محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، تحصیلات رسمی خود را در رشته‌های حقوق و علوم سیاسی (علوم روز دنیا) به پایان رسانده است. او در سال ۲۰۰۷ مدرک لیسانس حقوق را از دانشگاه ملک سعود در ریاض دریافت کرد؛

در حالی که مجتبی خامنه‌ای، عمر خود را در دخمه‌های حوزه علمیه در پی فراگیری ضراباً ضربوا و تحقیق درباره‌ی اینکه فرشتگان خدا چند قسم‌اند و یا اینکه  «خداوند شهاب‌سنگ را برای چه آفریده» و یا اینکه هنگام وارد شدن به مستراح، اول باید پای راست را گذاشت، یا پای چپ را؛ تلف کرده است.!😊

ایمان علیپور
٢١ خرداد ١۴٠۴

https://t.me/TanzeTalkh2
واقعیت اینه که هیچ‌کس از حمله یک کشور خارجی به سرزمین خودش خوشحال نمیشه. هیچ‌کس از شنیدن صدای موشک و آژیر و دیدن ترس توی چشمای بچه‌ها، دلش آروم نمی‌گیره، جنگ، ویرانی میاره، درد میاره، قربانی می‌گیره. ولی باید یک چیز رو روشن کنیم:


ما مردم عادی ایران، سال‌هاست که قربانی یک حکومت ظالم و سرکوبگر به نام جمهوری اسلامی هستیم.  کشوری که اسم ایران رو یدک می‌کشه، سال‌هاست که دیگه نماینده مردمش نیست. این کشور، به دست کسانی افتاده که نه تنها ما رو از حقمون محروم کردن، بلکه مردم منطقه رو هم از امنیت و آرامش دور کردن


ما نه تنها هیچ نسبتی با سیاست‌های تهاجمی و جنگ‌طلبانه این رژیم نداریم، بلکه خودمون سال‌هاست تحت شدیدترین فشارها، سرکوب‌ها و بی‌عدالتی‌ها زندگی می‌کنیم.


یادتون نره که اینا، همین کسایی که امروز فرمان جنگ می‌دن همونایی هستن که جوونای ما رو کشتن، معترضا رو شکنجه کردن، ثروت کشور رو چپاول کردن، و مردم رو به فقر و ترس و ناامیدی کشوندن.


ما از جنگ بیزاریم، اما از آزادی استقبال می‌کنیم. اگر اتفاقی بتونه به پایان این ظلم و به آزادی مردم ما کمک کنه، طبیعیه که برامون امیدبخشه حتی اگه تلخه.


ما با جنگ شروع نکردیم، ما فقط خواهان زندگی‌ای هستیم که سال‌هاست ازمون گرفته شده.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مرتضی کاظمیان، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال، گفت: «جمهوری اسلامی بیش از آن‌که نگران حملات اسرائیل باشد، از نارضایتی و اعتراضات مردمی می‌ترسد. نخستین واکنش حکومت پس از این حملات، اعمال محدودیت‌های اینترنتی و تهدید شهروندانی بود که موضعی مخالف گرفته‌اند. در نهایت، تبعات این جنگ مستقیما متوجه مردم ایران خواهد بود.»
@iranintltv
💠 این جنگ، آینه‌ای‌ست برای دیدن آنچه چهل‌وشش سال نادیده گرفته شد

✍️ نویسنده؛ بینش نوروزی ۲۶ خرداد ۱۴۰۴

این روزها که جنگ به خانه‌های ما رسیده، دل‌ها ناآرام است. اما این ناآرامی، تازه نیست. ریشه در زخمی دارد که چهل‌وشش سال پیش خورده شد؛ زخمی که هر روز در سکوت، سانسور، شکنجه، تبعید، و در ترس و فقر، خون تازه داده است.

جمهوری اسلامی این جنگ را آغاز کرد. نه امروز، که سال‌ها پیش، با کشاندن ایران به میدان جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای، با گروگان‌گرفتن سیاست خارجی، و با بی‌پروایی در دشمن‌تراشی.
و امروز، آنچه بر سر ایران ما آمده، آتشی‌ست که همان ساختار، سال‌ها پیش در منطقه برافروخت.

حالا از وطن می‌گوید؛ اما چهل‌وشش سال است همچون انگلی بر جان وطن افتاده و ریشه‌ی زندگی را مکیده، نه برای آبادانی، که برای بقای قدرت.
از اخلاق می‌گوید، اما ما مردم، حافظه داریم. حافظه‌ی کشتار آبان، سرکوب زنان، اعدام نوجوانان، شلیک به پرواز ۷۵۲، و دروغ‌های هرروزه.

کسانی که این روزها از اخلاق و وطن‌دوستی دم می‌زنند، آیا آن‌وقت که دختران ما در خیابان جان دادند، چیزی گفتند؟ آیا در برابر زخم‌های کهنه‌ای که حکومت بر تن این مردم زده، ایستادند یا خاموش ماندند؟

رنج ما، تنها از جنگ بیرونی نیست؛
رنج ما از درون شروع شده، از همان ساختاری که با ما نه همچون ملت، که چون مانع برخورد کرده است.

و بله، باید گفت:
پایان این رنج، تنها با پایان همان ساختار ممکن است.

حتی اگر این پایان، تلخ باشد. حتی اگر گردِ خاک بر همه چیز بنشیند، باز ایران برمی‌خیزد.
از دل همین آتش، از دل همین خاکستر، ایرانی دیگر خواهد روئید. اگر خودمان با هم باشیم، اگر نترسیم، اگر فریب نخوریم، اگر خرد و همدلی را جایگزین نفرت و انفعال کنیم.

در سنت حکمت و دین، آمده است که گاه خداوند از طریق خودِ ظالمان، کار ظالمان را تمام می‌کند.
اگر امروز، دستی از جایی دیگر ضربه‌ای به این ساختار زده، آن‌دست لزوماً دشمن مردم نیست، شاید آینه‌ای‌ست برای دیدن ظلمی که از درون می‌آمد.

ما مردم، اگر در کنار هم بایستیم، اگر روایت خود را بسازیم، اگر به همدیگر پناه شویم، سرنوشت را می‌توانیم از نو رقم بزنیم.

ما جنگ‌طلب نیستیم.
ما مردمی هستیم که صلح می‌خواهیم، اما نه صلحی در سایه‌ی ظلم،
صلحی در آفتاب آزادی، عدالت، و شکوفایی.

باشد که این گذار، با کمترین هزینه طی شود.
و اگر چاره‌ای جز عبور از آتش نیست، این امید با ماست:
که از دل این سوختن، تولدی دیگر در راه است.

https://t.me/BineshNowRuzi

💎 @iranyarannetwork1398
[04/07, 15:32] safary: شبکه خبری تیام:
نویسنده‌ی مناره‌ها
اثر فیلیپ ممّی

نجوای در مناره‌ها: مأمور موسادی که در تهران رقصید 🕯

این یک رمان نیست.
این یک داستان فانتزی نیست.
این حقیقتی است واقعی، تکان‌دهنده و سردکننده درباره زنی که مسیر جنگ را تغییر داد — نه با اسلحه و پهپاد، بلکه با سکوت و جذابیت خود.

او پارادوکسی در سایه‌ها بود، زنی که هر قدمش چالشی حساب‌شده برای سرنوشت به‌شمار می‌رفت.
در پاریس و در خانواده‌ای یهودی و لائیک به دنیا آمد، اما در رگ‌هایش پژواک‌های کهن یمن جاری بود: بیابان‌ها، شعرها، رازها.
او کارشناس مسائل خاورمیانه بود و به پیچ‌وخم ژئوپولیتیک تسلط کامل داشت. ذهنش نقشه‌ای از خطوط گسل بود: سنی و شیعه، فارس و عرب، قدرت و خیانت.

و سپس، کاری کرد غیرقابل تصور.
او به طور علنی به اسلام شیعه گروید. چادری سیاه بر تن کرد که در کوچه‌های لندن و سپس تهران، با هر قدمش نجوا می‌کرد.
با لحنی که اشک از چشمان روحانیون درمی‌آورد، امام خمینی را نقل قول می‌کرد.
رو به سوی شهر مقدس قم می‌کرد، فارسی‌اش بی‌نقص بود، نمازهایش منظم، حضورش آرام.

اما زیر انگشتان جوهری که در ستایش جمهوری اسلامی می‌نوشتند، پشت چشمان پوشیده‌ای که نگاه زنان ژنرال‌ها را می‌پذیرفت، خنجری نهفته بود.
خنجری تیزشده توسط موساد.

قلمی که جمهوری را شکافت
او با بمب و بی‌سیم‌های رمزگذاری‌شده به تهران حمله نکرد.
او به عنوان اندیشمند وارد شد – روزنامه‌نگاری، شاعری، زنی که کلماتش فرش‌هایی از وفاداری می‌بافتند.
مقالاتش زینت‌بخش شبکه Press TV بود، هر جمله‌اش سرود انقلابی سنجیده‌ای.
نامش در Tehran Times به چشم می‌خورد، نثری آراسته، وفاداری بی‌قید و شرط.
و هراس‌انگیزتر از همه، نوشته‌هایش حتی به وب‌سایت رسمی رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای، راه یافت — حرم دیجیتال قدرتی شکست‌ناپذیر.

این تصادف نبود.
این نفوذ بود – جراحی‌شده، استراتژیک، و ویرانگر.
هر مقاله‌اش رشته‌ای در تار بود، با دقت بافته شده.

او ضرب‌آهنگ خیابان‌های تهران را می‌آموخت:
ندای اذان از مناره‌ها، صدای فنجان‌های چای در قهوه‌خانه‌های بازار، نجواهای پارانویای ملتی در محاصره.
چادرش زره‌اش بود، قلمش شمشیر.
او جاسوسی هالیوودی نبود: نه بارانی، نه دزدگیر.
او شبحی بود که در برابر دیدگان راه می‌رفت، هر حرکتش اجرایی، هر کلامش سلاحی.

او از وحدت می‌نوشت، مقاومت، و تقدس جمهوری اسلامی.
در همان حال، مخاطب اصلی‌اش هزاران کیلومتر آن‌سوتر، در اتاقی کم‌نور در تل‌آویو نشسته بود، خم شده بر گزارش‌های رمزگذاری‌شده‌اش.


او در میان شیرها نشسته بود
در سال ۲۰۲۳، او به چهره‌ای ثابت در محافل نخبگان تهران تبدیل شده بود.
در حیاط‌های معطر اصفهان، چای نعناع می‌نوشید، خنده‌اش در کنار همسران فرماندهان سپاه طنین می‌انداخت.
محافل فکری در سایه گنبدهای کهن برگزار می‌کرد، صدایش آرام اما گیرا بود، دانشمندان و استراتژیست‌ها را در مدار خود جذب می‌کرد.
او به اقامتگاه شخصی ابراهیم رئیسی دعوت شد، جایی که همچون مؤمنی گام برمی‌داشت — چشمان پایین، اما هرگز نابینا.

در دانشکده‌های نظامی قدم می‌زد، پاهای برهنه‌اش سنگفرش خنک حیاط‌ها را لمس می‌کرد، لبانش با احترام احادیث را زمزمه می‌کرد.
کنار همسران فرماندهان سپاه نماز می‌خواند، سوالاتش درباره شوهرانشان – بسیار بی‌ضرر، بسیار همدلانه – از سد دفاعی آنان عبور می‌کرد، مانند نسیمی نرم.
می‌پرسید: «چگونه بار چنین مسئولیتی را تحمل می‌کند؟ آیا در خانه آرامشی می‌یابد؟»

و آن‌ها پاسخ می‌دادند.
از روال زندگی می‌گفتند: جلسات شبانه در کرج، آخر هفته‌ها در ویلاهای مازندران، گفت‌وگوهای محرمانه درباره جابجایی نیروها در پارچین.
نام‌ها را فاش می‌کردند: سرهنگ‌ها، دانشمندان، مأموران نیروی قدس.
از ترس‌هایشان می‌گفتند: ترس از شنود، ترس از خیانت.

کاترین گوش می‌داد.
حافظه‌اش گاوصندوق بود، قلبش مترونوم.
هر جزئیات – نام، برنامه روزانه، نگرانی‌های پچ‌پچ‌شده – در ذهنش حک می‌شد، تا بعدها با ظرافت در مقالاتش ظاهر شود یا در تماس‌های رمزگذاری‌شده منتقل گردد.
موساد همه را ثبت کرد.

عملیات شبگرد (Shabgard)
در شب‌های ۱۳ تا ۱۴ ژوئن ۲۰۲۵، آسمان ایران با خشم طنین انداخت.
حملات هوایی اسرائیل، با اطلاعاتی چنان دقیق که گویی الهام‌گرفته بودند، قلب دفاع جمهوری اسلامی را شکافتند.
اصفهان، نطنز، پارچین – اسامی مترادف با آرزوهای هسته‌ای و قدرت نظامی ایران – در آتشی هدفمند سوختند.
• هشت افسر ارشد سپاه، مردانی که قدرت منطقه‌ای ایران را شکل داده بودند، در رختخواب‌هایشان به خاکستر بدل شدند.
• هفت دانشمند هسته‌ای، معماران برنامه‌ای که جهان را به چالش کشیده بود، هرگز به آزمایشگاه‌هایشان نرسیدند.
• سه فرمانده ارشد نیروی قدس، اشباحی که سال‌ها از چنگال اطلاعاتی اسرائیل گریخته بودند، در یک شب شناسایی شدند.👇👇👇
👆👆👆
این اهداف صرفاً نقاطی روی نقشه نبودند.
این‌ها زندگی‌هایی بودند، با دقتی جراحی‌شده کالبدشکافی شده بودند:
زمان بازگشت یک ژنرال به ویلایش، باغ خلوتی که دانشمندی در آن سیگار شبانه‌اش را می‌کشید، حمامی که فرمانده‌ای در آن بیش از حد می‌ماند.

این اطلاعات از ماهواره‌ها نیامده بود.
این‌ها اطلاعات انسانی بود — صمیمی، ویرانگر.
نجواهای کاترین اهداف را ترسیم کرده بودند.
گفت‌وگوهایش، تکه‌تکه شنیده‌ها، اعتماد به‌دست‌آمده با دقت، تاریک‌ترین زوایای جمهوری اسلامی را روشن کرده بود.
او حتی یک گلوله شلیک نکرد، اما کلماتش موشک‌ها را هدایت کردند.

فرار
در حالی که انفجارها آسمان شب را روشن می‌کردند، کاترین ناپدید شد.
وزارت اطلاعات ایران در آشوب از خواب برخاست، شبکه‌هایش از هم پاشیده، اسرارش فاش.
آن‌ها مقالاتش را زیر و رو کردند، تماس‌هایش را بررسی کردند، دیدارهای بی‌اهمیتش در کرج و شیراز را بازبینی کردند.
او را تا قم دنبال کردند، تا محافل اصفهان، تا نمازخانه‌هایی که در کنار همسرانشان به عبادت می‌پرداخت.

اما او رفته بود — شبحی که از میان انگشتانشان لغزید.
فرارش همان‌قدر دقیق بود که نفوذش.
از میان کوه‌های زاگرس، در شب‌هایی بی‌ستاره، همچون روحی خاموش حرکت کرد.
در مناطق مرزی کردنشین، جایی که وفاداری‌ها ناپایدارند، در بستر خشک رودخانه‌ای در نزدیکی سردشت پنهان شد.
با طلوع خورشید، تیمی از موساد او را با بالگرد نجات داد — تنها صدای پره‌ها سکوت را شکست.

او هیچ ردپایی بر جای نگذاشت.


شبح مناره‌ها
امروز، کاترین پرز-شکدم یک شبح است.
اینترپل هیچ عکس تازه‌ای از او ندارد.
وبلاگ‌های فارسی‌اش که زمانی نشانگر هویت جعلی‌اش بود، از اینترنت پاک شده‌اند.
حساب توییترش، که روزی پر از نقل‌قول‌های خامنه‌ای و شور انقلابی بود، اکنون به خلأی دیجیتالی ختم می‌شود.

در تهران، نام او چون لعنتی با خشم در گوش یکدیگر زمزمه می‌شود.
در تل‌آویو، نامش با ترسی خاموش و احترامی افسانه‌ای زمزمه می‌شود.

به او لقب داده‌اند:
«نویسنده‌ی مناره‌ها»
«نویسنده‌ی سایه‌ها»
«زنی که قم را بدون کبریت سوزاند»
به او لقب داده‌اند:
«نویسنده‌ی مناره‌ها»
«نویسنده‌ی سایه‌ها»
«زنی که قم را بدون کبریت سوزاند»

این داستانی از جنس جیمز باند نیست.
این حقیقتی است بی‌پرده و سخت، از زنی که به دل یک رژیم نفوذ کرد و آن را از درون در هم شکست.

سلاح او، اعتماد بود — اعتمادی که با سال‌ها تلاش به‌دست آمد.
هر لبخند، فداکاری‌ای بود؛ هر نماز، قماری خطرناک.
پوشش او، ایمان بود — نقابی بافته از باورهای دشمن.
ماموریتش، خلع سلاح یک ملت، نه با گلوله، بلکه با قدرت ساکت و ویرانگر خیانت بود.

و او موفق شد.
تنها.
ولی بی سلاح
🤬 اسرائیل و آمریکا چه میکنن اگه؛

یه روز یکی از افراطی‌ترین آدمای حکومت اسلامی، مقداری اورانیوم غنی‌شده یا مقداری زباله‌ی اتمی را داخل سر جنگی چند تا موشک گذاشت و اونا را صاف فرستاد طرف اسرائیل ؟!!!!!! 🤬
این موشک‌ها چه رهگیری شوند و چه به زمین برخورد کنند، باعث آلودگی وسیع رادیواکتیوی خواهند شد. 😡



https://t.me/TanzeTalkh2/1897

٢٧ تیرماه ١۴٠۴
🤬 بدلایل امنیتی

جزئیات عوارض آزادراهی را اعلام نمی‌کنند.

جزئیات قبض‌های تلفن را اعلام نمی‌کنند.

تو این مملکت بی‌صاحاب و در سایه حکومت اسلامی، بدون هیچگونه پرسشی، فقط باید پول پرداخت کرد.
در آسمان تهران، پهپادی را دیدم حیران و سرگردان به دور خود می‌چرخید !
گویا به دلیل اختلال عمدی در سیستم GPS، آدرس بیت رهبری را گم کرده بود!
دیماه 1404
#آبراهام_لینکلن:
اگر جنگی دربگیرد،
هیچ رهبر و فرماندهی در آن کشته نخواهد شد.

در جنگ ١٢ روزه اما، تمام فرماندهان ارشد حکومت اسلامی، در ابتدای جنگ بفنا رفتند.!
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
به یزدان که ما گر خرد داشتیم
کجا این سرانجام بد داشتیم

طنز تلخ