Forwarded from تلنگری با طنز تلخ
صف تلفن دهه پنجاه.
حالا هی بگید جمهوری اسلامی چکار کرد؟
ببینید از چنین وضعیتی بجایی رسیدیم که هر ایرانی برای جشن تولد دوسالگی بچش، موبایل میخره!
@Tanze_Talkh
حالا هی بگید جمهوری اسلامی چکار کرد؟
ببینید از چنین وضعیتی بجایی رسیدیم که هر ایرانی برای جشن تولد دوسالگی بچش، موبایل میخره!
@Tanze_Talkh
Forwarded from @£¡♡
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زمان #شاه میگفتند کشور دست #هزارفامیل اداره میشه؛
الان چی؟ مملکت دست 4فامیله! عین زمان #عثمان!
ویژگیهای ج.ا. (#جاعش) از زبان آخوند دانشمند
@Tanze_Talkh
الان چی؟ مملکت دست 4فامیله! عین زمان #عثمان!
ویژگیهای ج.ا. (#جاعش) از زبان آخوند دانشمند
@Tanze_Talkh
Forwarded from @£¡♡
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یادی کنیم از حکم حکومتی رهبر معظم در 6 سال پیش:
مجلس میگوید میخواهد سوال کند، این خیلی با ارزش است!
دولت میگوید میخواهد جواب دهد، اینهم خیلی با ارزش است! ولی دیگر اینقدر کشش ندهند.
👇👇
@Tanze_Talkh
مجلس میگوید میخواهد سوال کند، این خیلی با ارزش است!
دولت میگوید میخواهد جواب دهد، اینهم خیلی با ارزش است! ولی دیگر اینقدر کشش ندهند.
👇👇
@Tanze_Talkh
Forwarded from @£¡♡
Mohakeme_CinemaRex01.3gp
38.5 MB
نمایش محاکمه سینما رکس آبادان
بخش اول
کاری از پرویز صیاد
—---—
@Tanze_Talkh
فیلم با کیفیت بهتر را از لینک زیر دانلود کنید:👇👇
https://www.mediafire.com/file/zo29jy9yj5z3u7s/Mohakeme_CinemaRex01.mp
بخش اول
کاری از پرویز صیاد
—---—
@Tanze_Talkh
فیلم با کیفیت بهتر را از لینک زیر دانلود کنید:👇👇
https://www.mediafire.com/file/zo29jy9yj5z3u7s/Mohakeme_CinemaRex01.mp
Forwarded from تلنگری با طنز تلخ
#ترامپ شمشیرش رو برای #جهان_اسلام از رو بسته، تا شاید مسلمونا کمی به خودشون بیایند و مشکلات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و بقیه مشکلاتشون را در خودشون جستجو کنند و اینقدر از غرب و دیگران طلبکار نباشند.
#بیت_المقدس
--------
به کانال تلنگری با طنز تلخ بپیوندید
https://t.me/joinchat/AAAAAERAWRIYNlvNMX7ZXg
🆔👆
#بیت_المقدس
--------
به کانال تلنگری با طنز تلخ بپیوندید
https://t.me/joinchat/AAAAAERAWRIYNlvNMX7ZXg
🆔👆
Forwarded from تلنگری با طنز تلخ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شیعیان یکی از قالتاقترین و پرمدعاترین مردم دنیا هستند!
این را ما نمیگیما..
البته اگه از ما بپرسید؛ ما این صفات را برای کلیه مسلمانان قائلیم!
---
به کانال تلنگری با طنز تلخ بپیوندید
@Tanze_Talkh
این را ما نمیگیما..
البته اگه از ما بپرسید؛ ما این صفات را برای کلیه مسلمانان قائلیم!
---
به کانال تلنگری با طنز تلخ بپیوندید
@Tanze_Talkh
Forwarded from تلنگری با طنز تلخ
((عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰هزار بشکه نفت از منطقه کرکوک را به ایران صادر خواهد کرد))
من که معنی این خبر را نمیفهمم!
- آیا کارگران نفت اعتصاب کرده اند و ما برای مصرف داخلی مجبوریم نفت وارد کنیم؟
- آیا عراق تحریم شده و ما میخواهیم کمک کنیم تحریمها را دور بزند؟
- آیا ما میخواهیم برای کمک به برادران عراقی از آنان نفت گرانقیمت بخریم و در بیابانها بریزیم؟
- آیا ...
والله دیگه مغزم هنگ کرده!
شما چی به نظرتان میرسه؟
-------
به کانال تلنگری با طنز تلخ بپیوندید
@Tanze_Talkh
https://t.me/joinchat/AAAAAERAWRIYNlvNMX7ZXg
🆔👆
من که معنی این خبر را نمیفهمم!
- آیا کارگران نفت اعتصاب کرده اند و ما برای مصرف داخلی مجبوریم نفت وارد کنیم؟
- آیا عراق تحریم شده و ما میخواهیم کمک کنیم تحریمها را دور بزند؟
- آیا ما میخواهیم برای کمک به برادران عراقی از آنان نفت گرانقیمت بخریم و در بیابانها بریزیم؟
- آیا ...
والله دیگه مغزم هنگ کرده!
شما چی به نظرتان میرسه؟
-------
به کانال تلنگری با طنز تلخ بپیوندید
@Tanze_Talkh
https://t.me/joinchat/AAAAAERAWRIYNlvNMX7ZXg
🆔👆
پستهای بالا از کانال قبلی منتقل شده است.
کانال جدید 👇👇👇👇👇
—---—
طنز تلخ از ملانِقی
👇👇👇
🆔 https://t.me/joinchat/AAAAAEAzI59Hq9x42qmuMQ
کانال جدید 👇👇👇👇👇
—---—
طنز تلخ از ملانِقی
👇👇👇
🆔 https://t.me/joinchat/AAAAAEAzI59Hq9x42qmuMQ
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
#جرثومه_وقاحت
صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه که خود از جانب رهبر منصوب شده، تصریح کرده است که «در قانون اساسی چیزی به نام نظارت بر رهبری نداریم.»
مطابق اصل ۱۱ قانون اساسی«هر گاه رهبر از انجام وظایف قانونی خود ناتوان شود. یا فاقد یکی از شرایط مذکور در اصول پنجم و یکصد و نهم گردد، یا معلوم شود از آغاز فاقد بعضی از شرایط بوده است، از مقام خود بر کنار خواهد شد. تشخیص این امر به عهده خبرگان مذکور در اصل یکصد و هشتم است.»
___
طنز تلخ از ملانِقی را در این کانال پی بگیرید
👇👇👇
🆔 https://t.me/joinchat/AAAAAEAzI59Hq9x42qmuMQ
صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه که خود از جانب رهبر منصوب شده، تصریح کرده است که «در قانون اساسی چیزی به نام نظارت بر رهبری نداریم.»
مطابق اصل ۱۱ قانون اساسی«هر گاه رهبر از انجام وظایف قانونی خود ناتوان شود. یا فاقد یکی از شرایط مذکور در اصول پنجم و یکصد و نهم گردد، یا معلوم شود از آغاز فاقد بعضی از شرایط بوده است، از مقام خود بر کنار خواهد شد. تشخیص این امر به عهده خبرگان مذکور در اصل یکصد و هشتم است.»
___
طنز تلخ از ملانِقی را در این کانال پی بگیرید
👇👇👇
🆔 https://t.me/joinchat/AAAAAEAzI59Hq9x42qmuMQ
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
Forwarded from وبسایت فرهنگی صدانت
❄️ افسانه پیل و پراید
✍️ #محسن_رنانی / ۲۴ اسفند ۱۳۹۶
🔅برطبق یک عادت زشت و خودپسندانه، من معمولا در پایان هر سال، تحلیلی از وضعیت اقتصاد سیاسی کشور مینوشتهام و پیشبینیهایی از آینده میدادهام. امسال اما چون از مهرماه اعلام کردهام که برای مدتی از نوشتههای اقتصاد سیاسی پرهیز میکنم و بیشتر به موضوعات توسعهای میپردازم (تا وقتی که اعتیادم به «تحلیل همه چیز از نگاه اقتصاد سیاسی» درمان شود)، تصمیم گرفتم به جای نوشته خودم، یکی از بهترین وجامعترین تحلیلهایی که در سال ۱۳۹۶ درباره وضعیت موجود کشور از دیگران شنیده یا خواندهام را به عنوان تحلیل برگزیده سال معرفی کنم.
🔅بر این اساس یک سخنرانی کوتاه (۲۳ دقیقهای) از دکتر محمد فاضلی، جامعه شناس و عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی را به عنوان یک «تحلیل چارجیم» (جامع، جدی، جمعوجور، جماعتفهم) از وضعیت کلان کشور به شما معرفی میکنم. توصیه کنم این فایل صوتی را حتما بشنوید و تصمیم بگیرید برای ده نفر دیگر هم بفرستید که حتما سه نفرشان دارای مسئولیت دولتی و حکومتی باشند. خیلی مهم است که این سخنرانی را همه بشنویم ودرباره آن تامل کنیم؛ از خانمهای خانهدار گرفته تا فعالان اقتصادی بخش خصوصی، نمایندگان مجلس، وزرا، فرماندهان نظامی، امامان جمعه، روسای قوا و شاید مهمتر از همه، مقام معظم رهبری.
🔅ما باید درباره مسائلمان، که البته همه مهم هستند ولی برخی خیلی مهمترند و حلوفصلشان دارد دیر میشود، به صورت جدی گفتوگوی ملی را آغاز کنیم و امثال این سخنرانی میتواند ضرورت این گفتوگو را به ما بشناساند و زمینه آن را فراهم کند. بیایید در ایام عید هر کجا رفتیم به جای دیدن و شنیدن کلیپهای مختلف سیاسی و طنز و تمسخر، این فایل را به صورت جمعی بشنویم و درباره نکات آن با هم گفتوگوی اخلاقی و عقلانی کنیم.
🔅یادمان باشد ما دیگر فرصت و انرژی آن را نداریم که دنبال مقصر بگردیم، بلکه فقط باید دنبال راه حل بگردیم و هر کدام از ما ببینیم در ایجاد تغییرات و تحولاتی که لازم است انجام شود، خودمان باید از کجا آغاز کنیم و چه گامی را برداریم. ما مانند کشاورزانی هستیم که بر سر سهممان از آب رودخانه اختلاف داریم؛ اما الان رودخانه در حال خشک شدن است و اگر کاملا خشک شود همه نابودیم. پس به جای متهم کردن یکدیگر، باید برای یافتن راه حل، گفتوگو و همفکری را آغاز و برای اجرای آنها، همکاری کنیم.
🔅دکتر فاضلی حرفهای مهمی را به زبانی ساه زده است که همه باید بشنویم و در موردشان فکر کنیم. بهترین نامی که برای سخنرانی دکتر فاضلی میتوانستم برگزینم «افسانه پیل و پراید» بود.
🌾 @sedanet
https://t.me/MohsenRenani/35
✍️ #محسن_رنانی / ۲۴ اسفند ۱۳۹۶
🔅برطبق یک عادت زشت و خودپسندانه، من معمولا در پایان هر سال، تحلیلی از وضعیت اقتصاد سیاسی کشور مینوشتهام و پیشبینیهایی از آینده میدادهام. امسال اما چون از مهرماه اعلام کردهام که برای مدتی از نوشتههای اقتصاد سیاسی پرهیز میکنم و بیشتر به موضوعات توسعهای میپردازم (تا وقتی که اعتیادم به «تحلیل همه چیز از نگاه اقتصاد سیاسی» درمان شود)، تصمیم گرفتم به جای نوشته خودم، یکی از بهترین وجامعترین تحلیلهایی که در سال ۱۳۹۶ درباره وضعیت موجود کشور از دیگران شنیده یا خواندهام را به عنوان تحلیل برگزیده سال معرفی کنم.
🔅بر این اساس یک سخنرانی کوتاه (۲۳ دقیقهای) از دکتر محمد فاضلی، جامعه شناس و عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی را به عنوان یک «تحلیل چارجیم» (جامع، جدی، جمعوجور، جماعتفهم) از وضعیت کلان کشور به شما معرفی میکنم. توصیه کنم این فایل صوتی را حتما بشنوید و تصمیم بگیرید برای ده نفر دیگر هم بفرستید که حتما سه نفرشان دارای مسئولیت دولتی و حکومتی باشند. خیلی مهم است که این سخنرانی را همه بشنویم ودرباره آن تامل کنیم؛ از خانمهای خانهدار گرفته تا فعالان اقتصادی بخش خصوصی، نمایندگان مجلس، وزرا، فرماندهان نظامی، امامان جمعه، روسای قوا و شاید مهمتر از همه، مقام معظم رهبری.
🔅ما باید درباره مسائلمان، که البته همه مهم هستند ولی برخی خیلی مهمترند و حلوفصلشان دارد دیر میشود، به صورت جدی گفتوگوی ملی را آغاز کنیم و امثال این سخنرانی میتواند ضرورت این گفتوگو را به ما بشناساند و زمینه آن را فراهم کند. بیایید در ایام عید هر کجا رفتیم به جای دیدن و شنیدن کلیپهای مختلف سیاسی و طنز و تمسخر، این فایل را به صورت جمعی بشنویم و درباره نکات آن با هم گفتوگوی اخلاقی و عقلانی کنیم.
🔅یادمان باشد ما دیگر فرصت و انرژی آن را نداریم که دنبال مقصر بگردیم، بلکه فقط باید دنبال راه حل بگردیم و هر کدام از ما ببینیم در ایجاد تغییرات و تحولاتی که لازم است انجام شود، خودمان باید از کجا آغاز کنیم و چه گامی را برداریم. ما مانند کشاورزانی هستیم که بر سر سهممان از آب رودخانه اختلاف داریم؛ اما الان رودخانه در حال خشک شدن است و اگر کاملا خشک شود همه نابودیم. پس به جای متهم کردن یکدیگر، باید برای یافتن راه حل، گفتوگو و همفکری را آغاز و برای اجرای آنها، همکاری کنیم.
🔅دکتر فاضلی حرفهای مهمی را به زبانی ساه زده است که همه باید بشنویم و در موردشان فکر کنیم. بهترین نامی که برای سخنرانی دکتر فاضلی میتوانستم برگزینم «افسانه پیل و پراید» بود.
🌾 @sedanet
https://t.me/MohsenRenani/35
با سلام خدمت جناب دکتر فاضلی 👆👆
پیشنهاد شما را دربارهی گفتوگوی ملی شنیدم. قاطعانه میگویم که این پیشنهاد شما عملی نیست، به دو دلیل:
1- جنابعالی در جایی از سخنانتان فرمودید بیسوادی مملکت را فرا گرفته. وقتی از صدر تا ذیل حکومت توسط بیسوادان اشغال شده است، فکر میکنید پیشنهاد گفتوگوی ملی توسط این بیسوادان فهمیده میشود؟
2- در نظر داشته باشید که این حکومت از ابتدا با هدف نابودی و غارت و بازگشت به حکومت صدر اسلام شکلگرفته است (خمینی در ابتدای انقلاب گفت: اینها از #غنائم_اسلام است... ضمناً بد نیست نگاهی به اعترافات #حسین_بروجردی در کتاب پشت پردههای انقلاب اسلامی بیاندازید)؛ با این اوصاف فکر میکنید پیشنهاد گفتوگوی ملی، محلی از اعراب داشته باشد؟ در اینباره شیخ ما میفرمایند:
تو بیاندیشی که ما بهر عمارت آمدیم؟
نه بابا، ما از برای هدم و غارت آمدیم
_________
طنز تلخ از ملانِقی را در این کانال پی بگیرید
👇👇👇
🆔 https://t.me/joinchat/AAAAAEAzI59Hq9x42qmuMQ
پیشنهاد شما را دربارهی گفتوگوی ملی شنیدم. قاطعانه میگویم که این پیشنهاد شما عملی نیست، به دو دلیل:
1- جنابعالی در جایی از سخنانتان فرمودید بیسوادی مملکت را فرا گرفته. وقتی از صدر تا ذیل حکومت توسط بیسوادان اشغال شده است، فکر میکنید پیشنهاد گفتوگوی ملی توسط این بیسوادان فهمیده میشود؟
2- در نظر داشته باشید که این حکومت از ابتدا با هدف نابودی و غارت و بازگشت به حکومت صدر اسلام شکلگرفته است (خمینی در ابتدای انقلاب گفت: اینها از #غنائم_اسلام است... ضمناً بد نیست نگاهی به اعترافات #حسین_بروجردی در کتاب پشت پردههای انقلاب اسلامی بیاندازید)؛ با این اوصاف فکر میکنید پیشنهاد گفتوگوی ملی، محلی از اعراب داشته باشد؟ در اینباره شیخ ما میفرمایند:
تو بیاندیشی که ما بهر عمارت آمدیم؟
نه بابا، ما از برای هدم و غارت آمدیم
_________
طنز تلخ از ملانِقی را در این کانال پی بگیرید
👇👇👇
🆔 https://t.me/joinchat/AAAAAEAzI59Hq9x42qmuMQ
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
#کتابخانه #بینش
بخشهایی از کتاب پشت پرده های انقلاب اسلامی، اعترافات #حسین_بروجردی👇:
- آتش زدن کاباره باکارا
- آتش زدن سینما رکس آبادان
- آموزش تبراندازى به طلاب قم
- اراذل و اوباش در کمیته ها
- اعدام افسران در پشت بام مدرسه رفاه
- گروه فرقان
- انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی
- غارت اموال دولتی و خصوصی
- خلخالی در کردستان
- ...
و بسیاری مطالب تکاندهنده دیگر از مسایل پشت پرده انقلاب اسلامی را در این کتاب بخوانید.👇👌
https://telegram.me/joinchat/Ae-1Aj9q8T0R6ErsUZJnFA #حسین_بروجردی
—---—
طنز تلخ از ملانقی
👇👇👇
🆔 https://t.me/joinchat/AAAAAEAzI59Hq9x42qmuMQ
بخشهایی از کتاب پشت پرده های انقلاب اسلامی، اعترافات #حسین_بروجردی👇:
- آتش زدن کاباره باکارا
- آتش زدن سینما رکس آبادان
- آموزش تبراندازى به طلاب قم
- اراذل و اوباش در کمیته ها
- اعدام افسران در پشت بام مدرسه رفاه
- گروه فرقان
- انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی
- غارت اموال دولتی و خصوصی
- خلخالی در کردستان
- ...
و بسیاری مطالب تکاندهنده دیگر از مسایل پشت پرده انقلاب اسلامی را در این کتاب بخوانید.👇👌
https://telegram.me/joinchat/Ae-1Aj9q8T0R6ErsUZJnFA #حسین_بروجردی
—---—
طنز تلخ از ملانقی
👇👇👇
🆔 https://t.me/joinchat/AAAAAEAzI59Hq9x42qmuMQ
Telegram
KetaabKhane_Binesh
کتابخانه بینش
______
📗 برای دانلود کتابهای بیشتر، به 👈 کانال کتابخانه بینش 👉
@KetaabKhane
تماس با ادمین
AlipoorIman@yahoo.com
______
📗 برای دانلود کتابهای بیشتر، به 👈 کانال کتابخانه بینش 👉
@KetaabKhane
تماس با ادمین
AlipoorIman@yahoo.com
سردار رشید اسلام، حاج قاسم سلیمانی، شکلات توو دهن بچه می چپاند!
ف. م. سخن :
یادش بخیر زمانی که قهرمان داستانی بود به نام حضرت علی و ملقب به علیه السلام که درِ خیبر را از جا می کند و با وجود این که می دانست امشب قرار است فرق اش با ضربه ی شمشیر ابن ملجم مرادی بشکافد با قدم های قرص و محکم می رفت به مسجد و ضربه را مردانه نوش جان می کرد. هر چه هم غاز ها و اردک های حیاط مبارک اش دامن وصله پینه دارش را می گرفتند و به او می گفتند نرو چون امشب بری کشته میشی باز ایشان می رفت و به حرف غازها و اردک ها هم گوش نمی داد.
البته این چیزها داستان بود و در زمان شاه، که اینترنت نبود و مزخرف گفتن های آخوندها از طریق اینترنت دست به دست نمی شد شنیدن داشت.
چهل سال پیش که انقلاب «اسلامی» به وقوع پیوست، خیلی ها فکر می کردند که این داستان ها عینیت پیدا می کند و رهبران جمهوری «اسلامی» می شوند کسانی مثل حضرت علی و نام شان می شود علی زمان!
درست مثل این که کسی فکر کند یک روز یک نفر پیدا می شود شبیه به کرک داگلاس و می شود اسپارتاکوس زمان! خب باید به ریش چنین ابلهی قاه قاه خندید و او را در ردیف رشد نیافتگان عقلی یا عقل از دست دادگان قرار داد.

زمان گذشت و گذشت و اتفاقا یک نفر همنام «علی» در راس کار نشست و چه علی وار زیستنی که هر چه بگویم کم گفته ام! برای حفظ جان علی زمان، از شرق و غرب جهان، دستگاه های حفاظت از جان و اتومبیل های ضد گلوله ی ضد اتمی و وسایل ساخت پناهگاه ضد شیمیایی و مجهز به وسایلی که علی علیه السلام خواب اش را هم نمی دید به حساب جیب ملت آوردند تا علی زمان خدای نکرده آسیبی از ابن ملجم زمان نبیند!
حالا علی را وِلِش، مالک اشتر را بچسب که سردار حاج قاسم سلیمانی، امروز نقش او را در تئاتر جمهوری اسلامی ایفا می کند.
دختر بچه آمده شکلات به او تعارف می کند، که دهان اش را خیر سرش با آن شیرین کند، مالک اشتر نخعی یک لحظه وحشت می کند که نکند به جای شیرین شدن کام، دهان چاله اش اتمی یا زهرماری شود لذا شکلات را می کند توو دهن دختر بچه ی بی گناه، که اگر کسی مُرد، مالک اشتر زمان نباشد بلکه دختر بچه ی آورنده ی شکلات زهرماری باشد!
یکی هم نیست که به مالک اشتر زمان بگوید آخر مردک! به فرض که شکلات زهرماری بود؛ آن را که بچه درست نکرده بیاورد بکند دهان تو که می کنی دهان او! یک نفر آن را به دست او داده و روح دخترک از این موضوعات بی خبر است! تو که مالک اشتری، یا به بچه بگو مرض قند داری نمی توانی شکلات زهر مار کنی، یا بگو خوردن شکلات از نظر امنیتی کار درستی نیست و نمی توانی شکلات را از او بپذیری، یا می خواهی خیلی مودب و مردمی باشی، شکلات را در دست ات نگه دار و بعد آن را دور بینداز.
چرا شکلات را می تپانی در دهان بچه؟! مالک اشتر و علی علیه السلام هم این جوری رفتار می کردند؟ امام رضا هم انگور سمی را چپاند در دهان مامون به جای این که خودش بخورد؟!
آن همراه سردار سلیمانی را بگو که کارش از سردار هم جالب تر بود: شکلات را خودش نخورد گرفت داد دست همکارش که او بخورد!
خداوندگارا! تو را سپاس که به کسانی که عقل شان کم بود با آوردن جمهوری اسلامی نشان دادی که علی واقعی یعنی کی و علی زمانه و دار و دسته ی اراذل و اوباش اش چقدر با قصه های قشنگ فاصله دارند!
ف. م. سخن :
یادش بخیر زمانی که قهرمان داستانی بود به نام حضرت علی و ملقب به علیه السلام که درِ خیبر را از جا می کند و با وجود این که می دانست امشب قرار است فرق اش با ضربه ی شمشیر ابن ملجم مرادی بشکافد با قدم های قرص و محکم می رفت به مسجد و ضربه را مردانه نوش جان می کرد. هر چه هم غاز ها و اردک های حیاط مبارک اش دامن وصله پینه دارش را می گرفتند و به او می گفتند نرو چون امشب بری کشته میشی باز ایشان می رفت و به حرف غازها و اردک ها هم گوش نمی داد.
البته این چیزها داستان بود و در زمان شاه، که اینترنت نبود و مزخرف گفتن های آخوندها از طریق اینترنت دست به دست نمی شد شنیدن داشت.
چهل سال پیش که انقلاب «اسلامی» به وقوع پیوست، خیلی ها فکر می کردند که این داستان ها عینیت پیدا می کند و رهبران جمهوری «اسلامی» می شوند کسانی مثل حضرت علی و نام شان می شود علی زمان!
درست مثل این که کسی فکر کند یک روز یک نفر پیدا می شود شبیه به کرک داگلاس و می شود اسپارتاکوس زمان! خب باید به ریش چنین ابلهی قاه قاه خندید و او را در ردیف رشد نیافتگان عقلی یا عقل از دست دادگان قرار داد.

زمان گذشت و گذشت و اتفاقا یک نفر همنام «علی» در راس کار نشست و چه علی وار زیستنی که هر چه بگویم کم گفته ام! برای حفظ جان علی زمان، از شرق و غرب جهان، دستگاه های حفاظت از جان و اتومبیل های ضد گلوله ی ضد اتمی و وسایل ساخت پناهگاه ضد شیمیایی و مجهز به وسایلی که علی علیه السلام خواب اش را هم نمی دید به حساب جیب ملت آوردند تا علی زمان خدای نکرده آسیبی از ابن ملجم زمان نبیند!
حالا علی را وِلِش، مالک اشتر را بچسب که سردار حاج قاسم سلیمانی، امروز نقش او را در تئاتر جمهوری اسلامی ایفا می کند.
دختر بچه آمده شکلات به او تعارف می کند، که دهان اش را خیر سرش با آن شیرین کند، مالک اشتر نخعی یک لحظه وحشت می کند که نکند به جای شیرین شدن کام، دهان چاله اش اتمی یا زهرماری شود لذا شکلات را می کند توو دهن دختر بچه ی بی گناه، که اگر کسی مُرد، مالک اشتر زمان نباشد بلکه دختر بچه ی آورنده ی شکلات زهرماری باشد!
یکی هم نیست که به مالک اشتر زمان بگوید آخر مردک! به فرض که شکلات زهرماری بود؛ آن را که بچه درست نکرده بیاورد بکند دهان تو که می کنی دهان او! یک نفر آن را به دست او داده و روح دخترک از این موضوعات بی خبر است! تو که مالک اشتری، یا به بچه بگو مرض قند داری نمی توانی شکلات زهر مار کنی، یا بگو خوردن شکلات از نظر امنیتی کار درستی نیست و نمی توانی شکلات را از او بپذیری، یا می خواهی خیلی مودب و مردمی باشی، شکلات را در دست ات نگه دار و بعد آن را دور بینداز.
چرا شکلات را می تپانی در دهان بچه؟! مالک اشتر و علی علیه السلام هم این جوری رفتار می کردند؟ امام رضا هم انگور سمی را چپاند در دهان مامون به جای این که خودش بخورد؟!
آن همراه سردار سلیمانی را بگو که کارش از سردار هم جالب تر بود: شکلات را خودش نخورد گرفت داد دست همکارش که او بخورد!
خداوندگارا! تو را سپاس که به کسانی که عقل شان کم بود با آوردن جمهوری اسلامی نشان دادی که علی واقعی یعنی کی و علی زمانه و دار و دسته ی اراذل و اوباش اش چقدر با قصه های قشنگ فاصله دارند!
#نقطه_تحریک
- خانم! باز که ناهار مرغ داریم.
+ طبق برنامه غذایی هفتگیه.
- من رفتم یه دوش بگیرم.
___
- حاج عاقا! چرا اسم زن مرحومتو رو سنگ قبرش ننوشتی؟
+ برا اینکه وقتی مومنین میایند فاتحه بخونن٬ دوش لازم نشند.
___
- حاج عاقا! عکس نوه دو سالتو تو اینستاگرام دیدی؟ با مقنعه چه خوشگل شده!
+ استغفرالله!! من برم یه دوش بگیرم.
—---—
طنز تلخ از ملانقی
👇👇👇
🆔 https://t.me/joinchat/AAAAAEAzI59Hq9x42qmuMQ
- خانم! باز که ناهار مرغ داریم.
+ طبق برنامه غذایی هفتگیه.
- من رفتم یه دوش بگیرم.
___
- حاج عاقا! چرا اسم زن مرحومتو رو سنگ قبرش ننوشتی؟
+ برا اینکه وقتی مومنین میایند فاتحه بخونن٬ دوش لازم نشند.
___
- حاج عاقا! عکس نوه دو سالتو تو اینستاگرام دیدی؟ با مقنعه چه خوشگل شده!
+ استغفرالله!! من برم یه دوش بگیرم.
—---—
طنز تلخ از ملانقی
👇👇👇
🆔 https://t.me/joinchat/AAAAAEAzI59Hq9x42qmuMQ
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
جنجال هفتهنامه تمدن هرمزگان
در تاریخ ۱۲ آذر ۱۳۸۴ ف.م. سخن مقاله طنزآمیزی را با عنوان مبارزه با ایدز را علنی کنیم، چگونه در مقابل ایدزِ حکومتی مصون شویم؟ ابتدا در تارنمای شخصی و پس از آن در خبرنامه گویا منتشر کرد.[۶]
اوایل بهمن همان سال، الهام افروتن که از خبرنگاران هفتهنامه تمدن هرمزگان بود، بدون نام بردن از نویسنده دست به بازنشر این نوشته زد. به دنبال چاپ این مطلب، و پس از راهپیمایی و اعتراض سراسری در شهرهای مختلف استان هرمزگان، هفتهنامه تمدن هرمزگان تعطیل شد و الهام افروتن به همراه چند نفر دیگر از گردانندگان این نشریه بازداشت و به تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی و توهین به بنیانگذار و مسئولان آن و همچنین ترویج مطالب خلاف عفت عمومی متهم شد. با تلاشهای عبدالصمد خرمشاهی، وکیل مدافع افروتن، وی از اتهامات تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی و توهین به بنیانگذار و مسئولان آن تبرئه، اما به دلیل اتهام ترویج مطالب خلاف عفت عمومی مجرم شناخته شد.
الهام افروتن ضمن عذرخواهی از روح آیتالله خمینی و مردم ایران اعلام کرد مقاله مورد نظر را به اشتباه و بدون توجه به متن و نویسنده و منبع تنها با دیدن عنوان مطلب و به گمان درج مطلب علمی در صفحات هفته نامه گنجاندهاست.[۷]
در نهایت الهام افروتن به ۹۱ روز حبس و شش ماه محرومیت از روزنامهنگاری محکوم شد.[۸]
«مبارزه با ایدز را علنی کنیم» را در ادامه بخوانید 👇👇
https://t.me/joinchat/AAAAAEAzI59Hq9x42qmuMQ
https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%D9%81._%D9%85._%D8%B3%D8%AE%D9%86
در تاریخ ۱۲ آذر ۱۳۸۴ ف.م. سخن مقاله طنزآمیزی را با عنوان مبارزه با ایدز را علنی کنیم، چگونه در مقابل ایدزِ حکومتی مصون شویم؟ ابتدا در تارنمای شخصی و پس از آن در خبرنامه گویا منتشر کرد.[۶]
اوایل بهمن همان سال، الهام افروتن که از خبرنگاران هفتهنامه تمدن هرمزگان بود، بدون نام بردن از نویسنده دست به بازنشر این نوشته زد. به دنبال چاپ این مطلب، و پس از راهپیمایی و اعتراض سراسری در شهرهای مختلف استان هرمزگان، هفتهنامه تمدن هرمزگان تعطیل شد و الهام افروتن به همراه چند نفر دیگر از گردانندگان این نشریه بازداشت و به تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی و توهین به بنیانگذار و مسئولان آن و همچنین ترویج مطالب خلاف عفت عمومی متهم شد. با تلاشهای عبدالصمد خرمشاهی، وکیل مدافع افروتن، وی از اتهامات تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی و توهین به بنیانگذار و مسئولان آن تبرئه، اما به دلیل اتهام ترویج مطالب خلاف عفت عمومی مجرم شناخته شد.
الهام افروتن ضمن عذرخواهی از روح آیتالله خمینی و مردم ایران اعلام کرد مقاله مورد نظر را به اشتباه و بدون توجه به متن و نویسنده و منبع تنها با دیدن عنوان مطلب و به گمان درج مطلب علمی در صفحات هفته نامه گنجاندهاست.[۷]
در نهایت الهام افروتن به ۹۱ روز حبس و شش ماه محرومیت از روزنامهنگاری محکوم شد.[۸]
«مبارزه با ایدز را علنی کنیم» را در ادامه بخوانید 👇👇
https://t.me/joinchat/AAAAAEAzI59Hq9x42qmuMQ
https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%D9%81._%D9%85._%D8%B3%D8%AE%D9%86
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
شنبه 12 آذر 1384
مبارزه با ايدز را علني کنيم: چگونه در مقابل ايدز ِ حکومتي مصون شويم؟
طنزنوشته ای از ف. م. سخن
"...آشکارا با مردم در مورد ايدز سخن بگوييم و مبتلايان را از رنج مضاعف نجات بخشيم...
"«محمدعلي ابطحي؛ وب نوشت»
در راستاي فرمايشات سرور ارجمند جناب آقاي ابطحي، اينجانب تصميم گرفتم به طور کاملا علني، و بي تعارف و پرده پوشي راجع به ايدز با خوانندگان عزيز سخن بگويم و در جهت تنوير افکار عمومي به وُسع خود کوشش نمايم.
البته واضح و مبرهن است که ايدز يک بيماري خطرناک است که ويروس آن توسط ميموني که شبيه به انسان است توليد و به بشر عادي منتقل شده. مردم تا پيش از شيوع اين ويروس ِ خطرناک زندگي عادي شان را مي کردند. مي زدند و مي رقصيدند و کافه کاباره مي رفتند و مثل آدم در رستوران غذا مي خوردند و از هم خون مي گرفتند و به هم خون مي دادند و بدون نگراني و کت و شلوار و لباس زرهي به عملي که منجر به توليد مثل مي شود مبادرت مي کردند. خلاصه بساط کباب و شراب و رباب فراهم بود و هر کس به فراخور وضع خود به حال کردن مشغول بود و و شعار جنگ نکن، عشق بورز ِ هيپي ها عملا اجرا مي شد.
اين ها بود تا زماني که رفاه براي مردم، عادي شد و آسايش و يکنواختي دل شان را زد و شير پاک خورده اي، رفت سراغ آن ميمون آلوده ي نفرين شده، و نمي دانم با او چکار کرد که مرض گرفت و چون به بستر ِ همسرش رفت او را هم آلوده کرد و بعد يک بدبخت ديگر (احتمالا همسايه شون اينا) مبتلا شد و همين طور شوخي شوخي هزاران و بعد ميليون ها نفر آلوده شدند.
باز هم واضح و مبرهن است که ويروس ايدز خيلي حرامزاده است و تند و سريع قيافه عوض مي کند و هر چه سيستم ايمني ست را گول مي زند و به حيات ننگين اش ادامه مي دهد.
اما ايدز، خود بر دو گونه است: بيولوژيک و پوليتيک. امروز مي خواهيم نوع پوليتيک را زير ميکروسکوپ قرار دهيم و به توصيه ي آقاي ابطحي، مبارزه با آن را علني کنيم.
اين نوع ايدز در سال 57 از فرانسه به ايران وارد شد و چون بدن ِ بيمار استعداد ِ پذيرش آن را داشت در عرض مدت کوتاهي تمام دستگاه هاي اجرايي و قضايي و قانون گذاري را آلوده کرد. ملت قهرمان ايران در اثر هيجان بيش از حد و شور جواني، از اعمال ساديستي که بر روي او صورت مي گرفت لذت مازوخيستي مي برد و وقتي کار از کار گذشت همه ديدند ايواي! رعايت نکات ايمني را نکرده، خود را به دست خلخالي ها و هادي غفاري ها و لاجوردي ها و ماشاءالله قصاب ها و اسمال تيغ زن ها بدبخت و مبتلا کرده اند. از آن تاريخ به بعد که هيجان و شور ِ جواني و مسائل جنبي آن -که قابل گفتن نيست- فروکش کرد و ملت راه ميان سالي و کهولت در پيش گرفت و فهميد که چه خاکي به سرش شده، سعي کرد که از دست منبع ايدز ِ حکومتي بگريزد ولي حالا ديگر آن منبع ول کن نبود و ملت را دنبال مي کرد و عمل شنيعي را که نبايد بکند انجام مي داد و بر تعداد مبتلايان مي افزود.
اکثر ِ آگاهان و خبرگان و نخبگان و انديشمندان و متفکران و سرمايه داران و متخصصان براي اين که مبتلا به اين بيماري هولناک نشوند راه خارج در پيش گرفتند ولي اي آقا! کجاي دنيا افراد مشکوک به داشتن ِ ايدز را دوست دارند که آمريکايي ها و اروپايي ها دوست داشته باشند؟ تازه مال خودشان هم زيادي است چه برسد نوع وارداتي اش.
نتيجه اين شد که به محض ورود به کشور خارجي، از همان گيت ورود مثل يک ايدزي واقعي با آن ها برخورد شد. پليس پاسپورت آن ها را جور ديگري در دست مي گرفت، و تعارف نکنيم يک جورهايي چندشش مي شد. به چهره ي فراري بيچاره هم انگار که حتما و قطعا مبتلا به بيماري است نگاه تحقير آميزي افکنده مي شد. بعد از عکسبرداري از صورت و انگشت نگاري از انگشتان دو دست، مامور مربوطه با دستکش به دنبال عوامل مرض تا آن جاهايي که گفتني نيست را معاينه مي کرد (تازگي ها شنيده شده که براي کشف مرض، در سر گذرگاه هاي مرزي، وب لاگ آدم را هم به وسيله ي گوگل کشف مي کنند و مي خوانند و به استناد نوشته هاي خود آدم به مريض بودن يا نبودن شخص پي مي برند. والله اعلم).
بعد همين فراريان مظلوم هر جا که پا مي گذاشتند، مثل اين که قطعا دچار ايدز هستند با ايشان رفتار مي شد. موقع اجاره ي خانه، اگر به طور معمول يک تضمين لازم بود، از آن ها دو تضمين گرفته مي شد؛ موقع حملات تروريستي، اگر مردم ِ خودشان نقش قرباني داشتند، به آنها به چشم سلاخ نگريسته مي شد.
از نشانه هاي بروز بيماري که بگذريم، عملکرد دروني ايدز ِ حکومتي هم بسيار جالب است. هسته ي مرکزي اين ويروس، در جاهايي مخفي، مثل سازمان هاي موازي و تاريکخانه ها تکثير مي شود و در محيط هاي کاملا بسته و دور از چشم رشد مي کند و بعد به ناگهان از چند کانال و از جهت هاي مختلف به مردم ِ اهل ِ انديشه هجوم مي آورد.
بخش تئوريک آن از طريق مطبوعاتي که با يک رگ ِ مستقيم به اين تاريکخانه ها وصل است به داخل جامعه حمله مي برد
مبارزه با ايدز را علني کنيم: چگونه در مقابل ايدز ِ حکومتي مصون شويم؟
طنزنوشته ای از ف. م. سخن
"...آشکارا با مردم در مورد ايدز سخن بگوييم و مبتلايان را از رنج مضاعف نجات بخشيم...
"«محمدعلي ابطحي؛ وب نوشت»
در راستاي فرمايشات سرور ارجمند جناب آقاي ابطحي، اينجانب تصميم گرفتم به طور کاملا علني، و بي تعارف و پرده پوشي راجع به ايدز با خوانندگان عزيز سخن بگويم و در جهت تنوير افکار عمومي به وُسع خود کوشش نمايم.
البته واضح و مبرهن است که ايدز يک بيماري خطرناک است که ويروس آن توسط ميموني که شبيه به انسان است توليد و به بشر عادي منتقل شده. مردم تا پيش از شيوع اين ويروس ِ خطرناک زندگي عادي شان را مي کردند. مي زدند و مي رقصيدند و کافه کاباره مي رفتند و مثل آدم در رستوران غذا مي خوردند و از هم خون مي گرفتند و به هم خون مي دادند و بدون نگراني و کت و شلوار و لباس زرهي به عملي که منجر به توليد مثل مي شود مبادرت مي کردند. خلاصه بساط کباب و شراب و رباب فراهم بود و هر کس به فراخور وضع خود به حال کردن مشغول بود و و شعار جنگ نکن، عشق بورز ِ هيپي ها عملا اجرا مي شد.
اين ها بود تا زماني که رفاه براي مردم، عادي شد و آسايش و يکنواختي دل شان را زد و شير پاک خورده اي، رفت سراغ آن ميمون آلوده ي نفرين شده، و نمي دانم با او چکار کرد که مرض گرفت و چون به بستر ِ همسرش رفت او را هم آلوده کرد و بعد يک بدبخت ديگر (احتمالا همسايه شون اينا) مبتلا شد و همين طور شوخي شوخي هزاران و بعد ميليون ها نفر آلوده شدند.
باز هم واضح و مبرهن است که ويروس ايدز خيلي حرامزاده است و تند و سريع قيافه عوض مي کند و هر چه سيستم ايمني ست را گول مي زند و به حيات ننگين اش ادامه مي دهد.
اما ايدز، خود بر دو گونه است: بيولوژيک و پوليتيک. امروز مي خواهيم نوع پوليتيک را زير ميکروسکوپ قرار دهيم و به توصيه ي آقاي ابطحي، مبارزه با آن را علني کنيم.
اين نوع ايدز در سال 57 از فرانسه به ايران وارد شد و چون بدن ِ بيمار استعداد ِ پذيرش آن را داشت در عرض مدت کوتاهي تمام دستگاه هاي اجرايي و قضايي و قانون گذاري را آلوده کرد. ملت قهرمان ايران در اثر هيجان بيش از حد و شور جواني، از اعمال ساديستي که بر روي او صورت مي گرفت لذت مازوخيستي مي برد و وقتي کار از کار گذشت همه ديدند ايواي! رعايت نکات ايمني را نکرده، خود را به دست خلخالي ها و هادي غفاري ها و لاجوردي ها و ماشاءالله قصاب ها و اسمال تيغ زن ها بدبخت و مبتلا کرده اند. از آن تاريخ به بعد که هيجان و شور ِ جواني و مسائل جنبي آن -که قابل گفتن نيست- فروکش کرد و ملت راه ميان سالي و کهولت در پيش گرفت و فهميد که چه خاکي به سرش شده، سعي کرد که از دست منبع ايدز ِ حکومتي بگريزد ولي حالا ديگر آن منبع ول کن نبود و ملت را دنبال مي کرد و عمل شنيعي را که نبايد بکند انجام مي داد و بر تعداد مبتلايان مي افزود.
اکثر ِ آگاهان و خبرگان و نخبگان و انديشمندان و متفکران و سرمايه داران و متخصصان براي اين که مبتلا به اين بيماري هولناک نشوند راه خارج در پيش گرفتند ولي اي آقا! کجاي دنيا افراد مشکوک به داشتن ِ ايدز را دوست دارند که آمريکايي ها و اروپايي ها دوست داشته باشند؟ تازه مال خودشان هم زيادي است چه برسد نوع وارداتي اش.
نتيجه اين شد که به محض ورود به کشور خارجي، از همان گيت ورود مثل يک ايدزي واقعي با آن ها برخورد شد. پليس پاسپورت آن ها را جور ديگري در دست مي گرفت، و تعارف نکنيم يک جورهايي چندشش مي شد. به چهره ي فراري بيچاره هم انگار که حتما و قطعا مبتلا به بيماري است نگاه تحقير آميزي افکنده مي شد. بعد از عکسبرداري از صورت و انگشت نگاري از انگشتان دو دست، مامور مربوطه با دستکش به دنبال عوامل مرض تا آن جاهايي که گفتني نيست را معاينه مي کرد (تازگي ها شنيده شده که براي کشف مرض، در سر گذرگاه هاي مرزي، وب لاگ آدم را هم به وسيله ي گوگل کشف مي کنند و مي خوانند و به استناد نوشته هاي خود آدم به مريض بودن يا نبودن شخص پي مي برند. والله اعلم).
بعد همين فراريان مظلوم هر جا که پا مي گذاشتند، مثل اين که قطعا دچار ايدز هستند با ايشان رفتار مي شد. موقع اجاره ي خانه، اگر به طور معمول يک تضمين لازم بود، از آن ها دو تضمين گرفته مي شد؛ موقع حملات تروريستي، اگر مردم ِ خودشان نقش قرباني داشتند، به آنها به چشم سلاخ نگريسته مي شد.
از نشانه هاي بروز بيماري که بگذريم، عملکرد دروني ايدز ِ حکومتي هم بسيار جالب است. هسته ي مرکزي اين ويروس، در جاهايي مخفي، مثل سازمان هاي موازي و تاريکخانه ها تکثير مي شود و در محيط هاي کاملا بسته و دور از چشم رشد مي کند و بعد به ناگهان از چند کانال و از جهت هاي مختلف به مردم ِ اهل ِ انديشه هجوم مي آورد.
بخش تئوريک آن از طريق مطبوعاتي که با يک رگ ِ مستقيم به اين تاريکخانه ها وصل است به داخل جامعه حمله مي برد
و بخش پراتيک آن توسط اشخاصي که قيافه ي ترسناکي دارند و حال و حوصله ي درستي ندارند و گوشه ي چشم شان مي پرد و لبان شان از شدت خشم و عصبانيت مي لرزد، از طريق ماشين هاي پرده دار و بخصوص فولکس ون، به وسيله ي ابزاري مانند لنگه کفش و شيشه عرق و کارد و خنجر و طناب و سيم پيانو و دسته ي جک و آب حوض و شياف پتاسيم و داروي نظافت و کابل و شلاق و وسايل مشابه، به بدن هاي سالم هجوم مي آورد و شخص را آلوده و او را در فاصله هاي زماني مختلف – از چند ساعت گرفته تا چند ماه - به آن دنيا روانه مي نمايد. گاه ويروس به صورت پنهان در بدن شخص باقي مي ماند و تا آخر ِ عمر موجب هراس و وحشت او حتي از سايه ي خودش مي شود.
ناگفته نماند که در داخل دستگاه حکومتي، گلوبول هايي هستند که سعي مي کنند عمل اين ويروس را کند کنند و از ميزان آسيب آن بکاهند اما خود آن گلوبول هاي بدبخت هم يکهويي توسط ويروس ِ بدجنس خورده مي شوند و آه و حسرت بر دل گلوبول هاي زنده مانده مي گذارند، و آن ها هم مي روند از لج شان بر ضد ويروس، برنامه ي تلويزيوني تهيه مي کنند و راه هاي پيشگيري را به مردم مي آموزند. اين گلوبول ها، به اصلاح شدن ويروس معتقدند و اصرار دارند که مي توانند ويروس را در دراز مدت – شايد تا هفتصد سال آينده- بي خطر کنند. البته سابقه ي آزمايش ها تا اين لحظه نشان مي دهد که نه تنها ويروس بي خطر نشده بلکه با روش هاي پيچيده تري ترتيب گلوبول ها را داده است. گاه مخ گلوبول را نشانه رفته و او را تا آخر عمر عليل کرده؛ گاه در سلول هاي تنگ، ماده ي وحشت و تنهايي به گلوبول نگون بخت خورانده و تا آخر عمر او را ساکت کرده؛ گاه گلوبول را با تقلب در انتخابات به بيرون از عروق حياتي و پيشابراه پرت کرده و قس علي هذا.
اما سروران ارجمند!
ما بايد ضمن توجه به عمل ِ گلوبول ها و کمک به مبارزه ي آنها، به فکر خودمان باشيم و جان مان را از دست اين ويروس بدنهاد نجات دهيم. براي سالم ماندن خود و خانواده تان هر چه مي توانيد دم پر عوامل اشاعه دهنده ي ويروس نگرديد. سعي کنيد هيچ رابطه اي با منشاء ويروس نداشته باشيد و به کار و زندگي و نماز روزه تان مشغول باشيد. اگر کنجکاوي بشري و شر و شور جواني شما را آرام نمي گذارد و جلوي رابطه داشتن تان را نمي توانيد بگيريد، - با عرض معذرت، با عرض معذرت، زبانم لال، زبانم لال – از کاندوم استفاده کنيد. اين کاندوم، در داروخانه ي خبرگزاري هاي دولتي فروخته مي شود و "خط قرمز نظام" نام دارد و هرچند هي تنگ و گشاد مي شود و– باز هم زبانم لال – از سر جايش در مي رود، اما بودنش بهتر از نبودنش است (علامت مشخصه ي اين کاندوم علامت "ورود ممنوع" و "لطفا خفه شويد" در نوک آن است). اين کاندوم ِ خط قرمز باعث مي شود تا ويروس به شما نزند و شما عمري را سر افراز زندگي کنيد. به خاطر اين کاندوم، شما اوج لذت را درک نمي کنيد؟ به دَرَک که درک نمي کنيد! مگر از جان تان سير شده ايد؟ همان يک ذره لذت کافي است والا يک عمر بدبخت مي شويد. شما يک جور ارتباط برقرار کنيد که نه سيخ بسوزد، نه کباب. حرف هاي تان را دو پهلو و سه پهلو بزنيد. به جاي برخي اسامي از "سه نقطه" در وسط کروشه استفاده کنيد. مطالب تان را در لفاف بپيچيد و با استعاره و کنايه و صنايع بديع سخن بگوييد. مطلقا با عامل ِ اصلي ايدز و پلاسما و مواد ناقل مانند سپاه و قوه ي قضائيه و وزارت اطلاعات و جديدا شخص رئيس جمهور محترم کار نداشته باشيد. از ما گفتن بود. تو خواه پند گير خواه ملال.
اميدوارم درس امروز ما باعث نجات شما خردمندان عزيز شود.
http://mag.gooya.com/politics/archives/040405.php/
ناگفته نماند که در داخل دستگاه حکومتي، گلوبول هايي هستند که سعي مي کنند عمل اين ويروس را کند کنند و از ميزان آسيب آن بکاهند اما خود آن گلوبول هاي بدبخت هم يکهويي توسط ويروس ِ بدجنس خورده مي شوند و آه و حسرت بر دل گلوبول هاي زنده مانده مي گذارند، و آن ها هم مي روند از لج شان بر ضد ويروس، برنامه ي تلويزيوني تهيه مي کنند و راه هاي پيشگيري را به مردم مي آموزند. اين گلوبول ها، به اصلاح شدن ويروس معتقدند و اصرار دارند که مي توانند ويروس را در دراز مدت – شايد تا هفتصد سال آينده- بي خطر کنند. البته سابقه ي آزمايش ها تا اين لحظه نشان مي دهد که نه تنها ويروس بي خطر نشده بلکه با روش هاي پيچيده تري ترتيب گلوبول ها را داده است. گاه مخ گلوبول را نشانه رفته و او را تا آخر عمر عليل کرده؛ گاه در سلول هاي تنگ، ماده ي وحشت و تنهايي به گلوبول نگون بخت خورانده و تا آخر عمر او را ساکت کرده؛ گاه گلوبول را با تقلب در انتخابات به بيرون از عروق حياتي و پيشابراه پرت کرده و قس علي هذا.
اما سروران ارجمند!
ما بايد ضمن توجه به عمل ِ گلوبول ها و کمک به مبارزه ي آنها، به فکر خودمان باشيم و جان مان را از دست اين ويروس بدنهاد نجات دهيم. براي سالم ماندن خود و خانواده تان هر چه مي توانيد دم پر عوامل اشاعه دهنده ي ويروس نگرديد. سعي کنيد هيچ رابطه اي با منشاء ويروس نداشته باشيد و به کار و زندگي و نماز روزه تان مشغول باشيد. اگر کنجکاوي بشري و شر و شور جواني شما را آرام نمي گذارد و جلوي رابطه داشتن تان را نمي توانيد بگيريد، - با عرض معذرت، با عرض معذرت، زبانم لال، زبانم لال – از کاندوم استفاده کنيد. اين کاندوم، در داروخانه ي خبرگزاري هاي دولتي فروخته مي شود و "خط قرمز نظام" نام دارد و هرچند هي تنگ و گشاد مي شود و– باز هم زبانم لال – از سر جايش در مي رود، اما بودنش بهتر از نبودنش است (علامت مشخصه ي اين کاندوم علامت "ورود ممنوع" و "لطفا خفه شويد" در نوک آن است). اين کاندوم ِ خط قرمز باعث مي شود تا ويروس به شما نزند و شما عمري را سر افراز زندگي کنيد. به خاطر اين کاندوم، شما اوج لذت را درک نمي کنيد؟ به دَرَک که درک نمي کنيد! مگر از جان تان سير شده ايد؟ همان يک ذره لذت کافي است والا يک عمر بدبخت مي شويد. شما يک جور ارتباط برقرار کنيد که نه سيخ بسوزد، نه کباب. حرف هاي تان را دو پهلو و سه پهلو بزنيد. به جاي برخي اسامي از "سه نقطه" در وسط کروشه استفاده کنيد. مطالب تان را در لفاف بپيچيد و با استعاره و کنايه و صنايع بديع سخن بگوييد. مطلقا با عامل ِ اصلي ايدز و پلاسما و مواد ناقل مانند سپاه و قوه ي قضائيه و وزارت اطلاعات و جديدا شخص رئيس جمهور محترم کار نداشته باشيد. از ما گفتن بود. تو خواه پند گير خواه ملال.
اميدوارم درس امروز ما باعث نجات شما خردمندان عزيز شود.
http://mag.gooya.com/politics/archives/040405.php/
Forwarded from طنز تلخ: پیامی از آینده (عليـــــمـ)
جنجال هفتهنامه تمدن هرمزگان
در تاریخ ۱۲ آذر ۱۳۸۴ ف.م. سخن مقاله طنزآمیزی را با عنوان مبارزه با ایدز را علنی کنیم، چگونه در مقابل ایدزِ حکومتی مصون شویم؟ ابتدا در تارنمای شخصی و پس از آن در خبرنامه گویا منتشر کرد.[۶]
اوایل بهمن همان سال، الهام افروتن که از خبرنگاران هفتهنامه تمدن هرمزگان بود، بدون نام بردن از نویسنده دست به بازنشر این نوشته زد. به دنبال چاپ این مطلب، و پس از راهپیمایی و اعتراض سراسری در شهرهای مختلف استان هرمزگان، هفتهنامه تمدن هرمزگان تعطیل شد و الهام افروتن به همراه چند نفر دیگر از گردانندگان این نشریه بازداشت و به تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی و توهین به بنیانگذار و مسئولان آن و همچنین ترویج مطالب خلاف عفت عمومی متهم شد. با تلاشهای عبدالصمد خرمشاهی، وکیل مدافع افروتن، وی از اتهامات تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی و توهین به بنیانگذار و مسئولان آن تبرئه، اما به دلیل اتهام ترویج مطالب خلاف عفت عمومی مجرم شناخته شد.
الهام افروتن ضمن عذرخواهی از روح آیتالله خمینی و مردم ایران اعلام کرد مقاله مورد نظر را به اشتباه و بدون توجه به متن و نویسنده و منبع تنها با دیدن عنوان مطلب و به گمان درج مطلب علمی در صفحات هفته نامه گنجاندهاست.[۷]
در نهایت الهام افروتن به ۹۱ روز حبس و شش ماه محرومیت از روزنامهنگاری محکوم شد.[۸]
«مبارزه با ایدز را علنی کنیم» را در ادامه بخوانید 👇👇
https://t.me/joinchat/AAAAAEAzI59Hq9x42qmuMQ
https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%D9%81._%D9%85._%D8%B3%D8%AE%D9%86
در تاریخ ۱۲ آذر ۱۳۸۴ ف.م. سخن مقاله طنزآمیزی را با عنوان مبارزه با ایدز را علنی کنیم، چگونه در مقابل ایدزِ حکومتی مصون شویم؟ ابتدا در تارنمای شخصی و پس از آن در خبرنامه گویا منتشر کرد.[۶]
اوایل بهمن همان سال، الهام افروتن که از خبرنگاران هفتهنامه تمدن هرمزگان بود، بدون نام بردن از نویسنده دست به بازنشر این نوشته زد. به دنبال چاپ این مطلب، و پس از راهپیمایی و اعتراض سراسری در شهرهای مختلف استان هرمزگان، هفتهنامه تمدن هرمزگان تعطیل شد و الهام افروتن به همراه چند نفر دیگر از گردانندگان این نشریه بازداشت و به تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی و توهین به بنیانگذار و مسئولان آن و همچنین ترویج مطالب خلاف عفت عمومی متهم شد. با تلاشهای عبدالصمد خرمشاهی، وکیل مدافع افروتن، وی از اتهامات تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی و توهین به بنیانگذار و مسئولان آن تبرئه، اما به دلیل اتهام ترویج مطالب خلاف عفت عمومی مجرم شناخته شد.
الهام افروتن ضمن عذرخواهی از روح آیتالله خمینی و مردم ایران اعلام کرد مقاله مورد نظر را به اشتباه و بدون توجه به متن و نویسنده و منبع تنها با دیدن عنوان مطلب و به گمان درج مطلب علمی در صفحات هفته نامه گنجاندهاست.[۷]
در نهایت الهام افروتن به ۹۱ روز حبس و شش ماه محرومیت از روزنامهنگاری محکوم شد.[۸]
«مبارزه با ایدز را علنی کنیم» را در ادامه بخوانید 👇👇
https://t.me/joinchat/AAAAAEAzI59Hq9x42qmuMQ
https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%D9%81._%D9%85._%D8%B3%D8%AE%D9%86
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
قسمتی از یک وصیتنامه:
* ضمن اینکه به یگانگی خداوند قادر معتقدم و باور دارم که در هر عصر و زمان، پیامبرانی برای هدایت و راهنمایی انسانها، برای گذران زندگی بهتر، برمیگزیده میشوند؛ راضی نیستم در مراسم عزایم؛ آخوندی و یا سخنران دیگری، سخنانی در جهت ترویج خرافات، نقل قصه و داستان مربوط به گذشتههای دور، ذکر مصیبتِ کسانی درگذشته که نمیدانیم که بودهاند و چکار کردهاند و یا سخنانی در جهت تحمیق مردم ادا کند.
—---—
طنز تلخ از ملانقی
👇👇👇
🆔 https://t.me/joinchat/AAAAAEAzI59Hq9x42qmuMQ
* ضمن اینکه به یگانگی خداوند قادر معتقدم و باور دارم که در هر عصر و زمان، پیامبرانی برای هدایت و راهنمایی انسانها، برای گذران زندگی بهتر، برمیگزیده میشوند؛ راضی نیستم در مراسم عزایم؛ آخوندی و یا سخنران دیگری، سخنانی در جهت ترویج خرافات، نقل قصه و داستان مربوط به گذشتههای دور، ذکر مصیبتِ کسانی درگذشته که نمیدانیم که بودهاند و چکار کردهاند و یا سخنانی در جهت تحمیق مردم ادا کند.
—---—
طنز تلخ از ملانقی
👇👇👇
🆔 https://t.me/joinchat/AAAAAEAzI59Hq9x42qmuMQ
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
جمهوری اسلامی: آنکه گفت آری، آن که گفت نه
دو سال پیش در چنین روزی محسن کدیور تحت این عنوان👆👆 چنین نوشت:
😌
((....چه میخواستیم و چه شد!
در این مجال دو پیام را مرور میکنم، نخست پیام آنکه گفت آری، و آن پیام مورخ ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ آقای روحالله موسوی خمینی با عنوان «اعلام جمهوری اسلامی ایران و تشکر از حضور گستردۀ مردم در رفراندم» منقول از جلد ششم صحیفه امام. دوم پیام آنکه گفت نه، نامهی مورخ ۱۰ دی ۱۳۵۷ مصطفی رحیمی منتشره در روزنامهی آیندگان مورخ ۲۵ دی ۱۳۵۷ با عنوان «چرا با جمهوری اسلامی مخالفم؟»......))
بازخوانی نامه #مصطفی_رحیمی را از این جهت توصیه میکنم که اگرچه توجه به آن توسط خمینی میتوانست سرنوشت انقلاب ۵۷ را بکلی تغییر دهد و کشور ما - و دنیا را- امروزه در جایگاهی بسیار متفاوت تر از وضعیت کنونی قرار دهد؛ ولیکن در زمان حاضر٬ توجه به بخشهایی از آن نامه توسط مخالفان جمهوری اسلامی و طرفداران براندازی میتواند راهگشای آنان برای فردای بعد از سقوط حکومت اسلامی ملایان باشد برای پیشبرد مملکت بسوی ایرانی آزاد و آباد و پیشگیری از بازتولید دیکتاتوری در قالبی دیگر.
متن کامل را در لینک زیر پی بگیرید:
👇👇👇👇
http://kadivar.com/?p=15123
—---—
طنز تلخ از #ملانقی
👇👇👇
🆔 https://t.me/joinchat/AAAAAEAzI59Hq9x42qmuMQ
دو سال پیش در چنین روزی محسن کدیور تحت این عنوان👆👆 چنین نوشت:
😌
((....چه میخواستیم و چه شد!
در این مجال دو پیام را مرور میکنم، نخست پیام آنکه گفت آری، و آن پیام مورخ ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ آقای روحالله موسوی خمینی با عنوان «اعلام جمهوری اسلامی ایران و تشکر از حضور گستردۀ مردم در رفراندم» منقول از جلد ششم صحیفه امام. دوم پیام آنکه گفت نه، نامهی مورخ ۱۰ دی ۱۳۵۷ مصطفی رحیمی منتشره در روزنامهی آیندگان مورخ ۲۵ دی ۱۳۵۷ با عنوان «چرا با جمهوری اسلامی مخالفم؟»......))
بازخوانی نامه #مصطفی_رحیمی را از این جهت توصیه میکنم که اگرچه توجه به آن توسط خمینی میتوانست سرنوشت انقلاب ۵۷ را بکلی تغییر دهد و کشور ما - و دنیا را- امروزه در جایگاهی بسیار متفاوت تر از وضعیت کنونی قرار دهد؛ ولیکن در زمان حاضر٬ توجه به بخشهایی از آن نامه توسط مخالفان جمهوری اسلامی و طرفداران براندازی میتواند راهگشای آنان برای فردای بعد از سقوط حکومت اسلامی ملایان باشد برای پیشبرد مملکت بسوی ایرانی آزاد و آباد و پیشگیری از بازتولید دیکتاتوری در قالبی دیگر.
متن کامل را در لینک زیر پی بگیرید:
👇👇👇👇
http://kadivar.com/?p=15123
—---—
طنز تلخ از #ملانقی
👇👇👇
🆔 https://t.me/joinchat/AAAAAEAzI59Hq9x42qmuMQ
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان