طنز تلخ: پیامی از آینده
41 subscribers
512 photos
266 videos
18 files
864 links
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
Download Telegram
سیاست جمعیّتی، با کدام الگو؟
(الگوی امام کاظم با ۳۷ فرزند یا الگوی امام رضا با یک فرزند)
@baznegari
وقتی در فضاهای دینی، بحث سیاست جمعیّتی مطرح شود چند موضوع اصلی و فرعی به ذهن متبادر می‏شود: تعداد فرزندِ توصیه‏ شده در دین ، ازدواج زودرس ، تعدّد زوجات و...

الف-تعداد فرزندِ توصیه‏ شده در دین :

حکم دین در بارۀ تعداد فرزند چیست؟ اولین چیزی که در این باره در ذهن برخی متدینان نقش می‏بندد (و هر سیاست جمعیتی باید خود را در ذیل آن تعریف کند) لزوم فزونی اُمت اسلام و بالیدنِ پیامبر به این فزونی در روز قیامت است و حتی نقل است که حضرت، زنِ خوب را زنی دانسته که وَلود بوده و زیاد بچه بزایَد.
اگر پیامبر گرامی چنان توصیفی از زن خوب دارد و قرار است از آن رهگذر، در جهان آخرت به کثرت و بیشتر بودنِ جمعیت مسلمانان بنازد پس چرا خودش با وجود چندین و چند زنِ دائم و موقت و مملوک، از هیچ کدام‏شان اقدام به تولید فرزند نکرد و نقشی در آن سیاست جمعیتی ایفا ننمود و فقط به اندک‏ فرزندانِ خدیجه که پیش از "ظهور اسلام"! با وی ازدواج کرده بود بسنده کرد؟ (آن یک فرزندی هم که ماریه قبطیه به دنیا آورد عمرش وفا نکرد و در همان کودکی جان سپرد).
بنابراین اگر الگوی عملی! پیامبر گرامی مهم است و آن را باید عیناً و مو به مو (و بی‏‌توجه به شرایط زمان و مکان و تغییرات) به کار بست در این صورت آشکارا باید پذیرفت که سیاست جمعیتی حضرت در دوران نبوّتش اکتفا به تک‏ فرزندی (با وجود ده‏ها همسری که راویان برایش ثبت کرده‏‌اند) بوده است.
و اگر علاوه بر پیامبر گرامی، ائمه نیز برای‏مان مهم‏‌اند باید اعتراف کرد که از رفتار متفاوت ایشان نمی‏‌توان به الگویی واحد رسید زیرا:

الگوی کاظمی با ۳۷ فرزند:

از یکسو امام موسی کاظم را داریم که ۳۷ فرزند (۱۹ پسر و ۱۸ دختر) برایش نوشته‏‌اند و تازه این در حالی است که سال‏های زیادی از عمر این امام در حبس و زندان گذشت و یعنی اگر چنین نبود شمار فرزندان او یحتمل بسیار بیش از آن می‏شد (آمار امام‏زاده‏‌های بلافصلِ او بالغ بر صدها تن شده به طوری‌که کمتر منطقه‌ای از ایران را می‏توان پیدا کرد که مقبرۀ یکی از فرزندان بلافصل او در آنجا نباشد).

الگوی رضوی با یک فرزند:

و از سوی دیگر امام رضا و امام حسن عسکری را داریم که هر دو بنابر قول مشهور فقط به یک فرزند بسنده نمودند؛ با این وصف سیاستگذار مذهبی، کدام الگو را در سیاست جمعیتی خود ملاک می‏داند؟ الگوی رضوی عسکری و سیاست تک‌فرزندی را و یا الگوی کاظمی و سیاستِ ده‏ها فرزندی را!؟

وَلَع ترجیح الگوی کاظمی در اذهان برخی متدینان را می‏توان در اخبار جعلیِ عصر ظهور دنبال کرد که در آن، هر مرد شیعی صاحب هزار پسر! می‏شود.

امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۹/۱۴
telegram.me/baznegari
.
.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⭕ رئیس ادارە برق دشت آزادگان با سواری گرفتن از نگهبان ادارە بە سر کار میرود
-------

مریدان شیخ را پرسیدندی:
+ یا شیخ، شمایان کِی دست از سر ملت ایران برمی‌دارید و می‌روید؟

شیخ پاسخ همی داد:
- تا وقتی خری برای سوارشدن، گاوی برای دوشیدن و امامزاده‌ای برای دخیل‌بستن هست، ما همینجا هستیم و جایی نمی‌رویم.

به کانال  طنز تلخ از ملانِقی بپیوندید                     👇👇
🆔 https://t.me/joinchat/AAAAAEAzI5-UAQdyTX9_6w
💢روز دانشجو را به پیرترین دانشجوی ایران


(شیطان)

تبریک عرض میکنم...
بیچاره ۴۰ سال داره
درس اختلاس و دزدی و دروغ
پیش مسئولین ایران پاس میکنه
ولی هنوز نتونسته به گرد پاشونم
برسه...
#فامیل_دور

⛔️
💢آنهایی که میگویند اسلام نباید #آدمکشی بکند آدمهای #نفهمی هستند که معنی اسلام را نفهمیده اند

🎙سخنرانی روح الله خمینی بمناسبت تولد پیامبر اسلام سال ۱۳۶۳ جماران

️ #ممنوعه👇

🆔🗣 @faryad_3
☸ هاشمی که بود و چه کرد؟



👈  #هاشمی_رفسنجانی نه یک اصولگرا، نه یک میانه‌رو، نه سردار سازندگی، نه امیرکبیر، نه یک اصلاح‌طلب و نه یک اعتدال‌گرا بود! او تنها یک «حافظ نظام» بود.


ما از سال‌ها دور، با هاشمی دوست جون‌جونی بودیم. از جیک و بُک همدیگه خبر داشتیم. تا اوایل دهه‌ی شصت هم رفت و آمد خانوادگی داشتیم. مسائلی در آن دوران اتفاق افتاد که بین ما کم‌کم فاصله افتاد.


او با #بهشتی هم، دوست صمیمی بود. اما پس از انقلاب و با پیدا شدن سروکله‌ی #خامنه‌ای، با بهشتی اختلاف نظر پیدا کرد؛ اختلاف نظر در اداره‌ی امور مملکت. او معتقد به اداره مملکت براساس مدل #چینی (#سوسیالیسم با درهای باز) بود در حالی که بهشتی مدل غربی را پیشنهاد می‌داد. در این میان سروکله‌ی خامنه‌ای پیدا شد که معتقد به مدل #روسی آنهم از نوع #استالینی‌اش بود؛ که نظرش به نظر هاشمی نزدیک‌تر بود.


بر خلاف اعتقاد رایج بین مردم، که هاشمی را باهوش‌تر و سیاست‌مدارتر از خامنه‌ای می‌دانند؛ او به دلایلی نامعلومی به‌مرور بازیچه و ملعبه دست خامنه‌ای شد و برای اینکه خط مدیریتی خامنه‌ای در مملکت پیش برود، لازم شد بهشتی حذف شود و این امر به هاشمی محول شد (جریان هفتم تیر 60).


باز بر خلاف اعتقاد رایج بین مردم، که هاشمی را شخص دوم مملکت پس از #خمینی می‌دانستند، او شخص دوم پس از خامنه‌ای بود؛ در واقع خمینی هیچکاره بود!.


در طول 38 سال حکومت اسلامی، تمام هّم و غّم هاشمی، #حفظ_نظام بود و همه کارهایی را که او در طول این مدت انجام داد، فقط و فقط بخاطر حفظ نظام (و نه حفظ و آبادی ایران) بود:

از تدوین لوایح و قوانین ضدبشری، قلع وقمع‌کردن مخالفان، حذف #بنی‌صدر، برکناری #منتظری و اعدام‌های دهه‌ی ۶۰ در دوره‌ی ریاست مجلس گرفته؛

تا ایجاد خفقان و سربه‌نیست کردن مخالفان (‏ترور #بختیار، فریدون_فرخزاد، رهبران کردها و بمب‌گذاری در عربستان و لبنان و آرژانتین)، ورود وزارت اطلاعات به اقتصاد، ورود قرارگاه #خاتم‌الانبیا به اقتصاد و نابودکردن منابع آب کشور در دوره‌ی ریاست جمهوری؛

تا سروسامان دادن #قتل‌های_زنجیره‌ای پس از دوره‌ی ریاست جمهوری.


حتی در حالی‌که پس از وقایع سال 88 و اختلاف نظر ظاهری او با خامنه‌ای باعث شد چهره‌ای محبوب در نزد بسيارى از مردم بشود؛ در نامه‌ای به خامنه‌ای و هم در خطبه‌های نمازجمعه، دکترین سیاسی جمهوری اسلامی، در #برخورد_با_مردم را سازمان‌دهی کرد («این افرادی که الان در زندان هستند، لازم نیست با این عنوان در زندان باشند» به این معنی است که باید آن‌ها را با عنوان‌های دیگری که نزد مردم حساسیت برانگیز نباشد زندانی کرد).


پس از وقایع سال 88 هم با نظر خامنه‌ای دست به #مظلوم‌نمایی زد (باز هم بخاطر حفظ نظام) که من اسم این عملیات را گذاشتم «پروژه‌ی #هاشمی‌درمانی حکومت». در این رابطه دختر و پسرش را به زندان سپرد، به خدا نامه نوشت و درد دل کرد و بسیاری کارهای دیگر که همگان از آن اطلاع دارند؛ تا جایی که توانست در سال 92، نوچه‌اش، حسن روحانی، را رئیس‌جمهور کند (باز هم برای حفظ نظامی که در اثر تحریم‌های بین‌المللی در آستانه‌ی ورشکستگی بود).

در این رابطه سخنان محمد #نوری‌زاد جالب توجه است که می‌گوید: «در تنها دیدار رخ به رخی که با وی داشتم به ایشان گفتم: شما یکی از دو نفری هستید که عده‌ای بی گناه را زده‌اید و کشته‌اید و بسیاری را به زندان انداخته‌اید و اموال بسیاری را مصادره کرده‌اید و جمعیتی را خانه‌نشین یا از سرزمین‌شان بیرون رانده‌اید. و پیشنهاد دادم: بیایید و یک به یک، این بی‌گناهان  را بربشمرید و از صاحبان حق حلیت بطلبید.  او در پاسخ من گفت: من این روزها حال مساعدی ندارم. (دخترش در زندان بود و مهدی در راه ایران) و ادامه داد: من نگران بعد از آقای خامنه‌ای هستم.  مانده‌ام که بجای ایشان چه کسی را داریم؟»


می‌بینید! در شرایطی که بقول خودش حال مساعدی ندارد باز هم بفکر نظام و جانشینی خامنه‌ای است!


بطور خلاصه در یک کلام: «هاشمی جانش به نظام بسته بود» و هرکاری برای حفظ نظام می‌کرد؛

امیدوارم که «جان نظام هم به جان هاشمی بسته باشد»


آیت‌الله بی‌دوگوله

19 دیماه 1395

بنقل از وبلاگ #نمدمالی
http://namadmali.blogspot.com/2017/
Audio
مصاحبه و مناظره
دکتر صادق زیباکلام - محمد نوری زاد

برنامه تفسیر خبر 👆👆👆
شبکه تلویزیونی ایران فردا

۹۷/۱۰/۱۹
لطفا یکساعت وقت بگذارید و بدقت گوش کنید

به کانال  طنز تلخ از ملانِقی بپیوندید                     👇👇
🆔 https://t.me/joinchat/AAAAAEAzI5-UAQdyTX9_6w
مروری بر احوالات امام نقی (امام زمان ما)



در روایت است: چون امام تقی از غیبت صغرا به غیبت کبرا فرو شد، خداوند فروغ امامت را بدست «ابوهاشم» بر دامان امام نقی نهاد؛ که ابوهاشم همواره یکی از ارکان امامت بود.


در همان ابتدای امامتِ نقی؛ خداوندگار پنج جانی، یک مکار و تعدادی موجود سه‌پا را مسخّر او گردانید.


جانی اعظم، ابوهاشم بود. ابوهاشم جانی یار غار امام بود و مردی برای تمام فصولِ امامت. دیگر جانی، ابوعالی بود به‌همراه سه برادر: ابوسارق، ابوجوات و ابوفضله.


مکار اعظم همو بود که خود می‌گفت: «مکّارم و شیرازی». این مکار، سرکردگی گروهی از مکّاران را برعهده داشت و وظیفه‌شان ماله‌کشی بر فضولات امام.


امام نقی در سلسله امامت به «نظام» شهره بود که خود مایل بود به «نظام» خوانده شدن؛ همانگونه که امام تقی، سرسلسله‌ی امامت، به «اسلام» خوانده شدن تمایل داشت.


و اما اندر احوالات مردی برای تمام فصولِ امامت:


فصل اول، همدلی: در این فصل، ابوهاشم به فرمان امام تمامی مخالفان امامت را قتل‌عام نمود و با رضایت امام، اقتصاد ولایات تحت امر را برای غارت و انهدام منابع و سرمایه‌های آن به دست موجودات سه‌پا سپرد.


فصل دوم، واگرایی‌نمایی: با نزدیک شدن دوم خرداد، ابوهاشم که عزم مردم برای «نه» گفتن به امام را دریافته بود؛ تظاهر به زاویه پیداکردن با امام نمود. در خفا اما، به رویه‌ی پیشین ادامه داد که «سلسلت‌القتول» (قتل‌های زنجیره‌ای) ثمره‌ی این فصل است.


فصل سوم، مظلوم‌نمایی: هنگامی که امام به‌دستور خداوندگار، عزمش برای یک‌دست کردن خلافت جزم شد؛ ابوهاشم دست به مظلوم‌نمایی زد در حالی که همچنان بر وفاداری به‌امامت پابرجا می‌بود. از جمله این مظلوم‌نمایی‌ها، سپردن فرزندان خود به‌دست قوه‌ی تحت امر ابوسارق جانی بود. این وفاداری از دید امام پنهان بود چنانکه این مظلوم‌نمایی‌ها را برخلاف رویه‌ی خود می‌دید. لاکن این اعمالِ ابوهاشم از دید خداوندگار پوشیده نبود همچنانکه به‌پاداش این وفاداری «ابومفتاح» به‌ریاست برساند؛ هم به‌جهت «فتح» (گشایش) گره‌ در امور امامت و هم به‌جهت گشایشِ فصل چهارم.


فصل چهارم، همراه‌نمایی با مردم: ابوهاشم در این فصل چنان مکری بر مردم کرد که در سی‌وپنج سال پیشین نتوانست. با این مکر پایداری نظام و امامت را تا مدتی مدد رساند. امام که از مکر ابوهاشم بی‌خبر بود، در روزهای آخر همیشه در نیایش‌ها و راز و نیازهایش با خدای خود می‌گفت: «مای گاد وازمی آتا ابوخاشما» یعنی اینکه «خدایا این ابوهاشم را از ما بگیر» و یا «خدایا این ابوهاشم را بکش». روایت کرده‌اند که نیایش‌های امام با خدا نه به‌زبان عربی که به‌زبان روسی بود.


فصل چهارم در حالی خاتمه یافت که خداوندگار دعای امام اجابت فرمود. لاکن وقایع بعد از مرگ ابوهاشم و از جمله قدرت‌نمایی‌های موجودات سه‌پا، خوف و هراس بر وجود امام مستولی کرد و او را به تضرع و لابه به‌درگاه خداوند واداشت. امام به‌عینه شاهد بود که خداوندگار و دستگاهش، بدون توجه به تضرع‌های او در حال اداره امور جهان در جهت حفظ منافع دوست و دشمن امام است.

آیت‌الله بی‌دوگوله

25 دیماه 1395
_________
منبع:

http://namadmali.blogspot.com/2017/01/blog-post_15.html
برگی از کتاب در آستین مرقع، اثر زنده یاد سعیدی سیرجانی 👆👆


👇👇
🆔 https://t.me/joinchat/AAAAAEAzI5-UAQdyTX9_6w
 مطلب زیر👇👇 ۷ سال پیش در یکی از گروههای Yahoo نوشته شده بود:

حقیقت

دست و پا زدن و فریاد زدن همیشه نشانه بیداری نیست گاهی نشانه خواب بودن، کابوس دیدن و هذیان گفتنه. ما ایرانی ها دیگه کاملا تبدیل شدیم به ملت زنده باد مرده باد !

ما وطن نداریم مگر اینکه کسی به کوروش توهین می کنه، یا اسم خلیج فارس رو عوض کنه یا آثارباستانی در حال نابود شدن باشن یا فیلم 300 ساخته باشه….

ما دین نداریم مگر اینکه یکی یه جایی کاریکاتور پیامبر رو بکشه، یا بخوان قرآن بسوزونن، یا تو حرم و اماکن مقدس بمب بذارن

یه روز مهران مدیری میشه قهرمان ملی و همه برای قهوه تلخش سینه چاک می کنن، فردا میشه مزدور حکومتی، یه روز حیثیت افتخاری رو میبریم یه روز لیلا اوتادی میشه فاحشه، یه روز فوتبالیست ها دست بند سبز می بندن میشن افتخار ملی یه روز میرن با احمدی نژاد فوتبال بازی می کنن فحش شون میدیم، قبل از هر سری اخراجی ها میگیم ما فیلم این چماق به دست رو نمی خریم اما باز هم میشه پر فروش ترین فیلم سینما، یه روز میگن می خوان موسوی و کروبی رو بگیرن همه فیس بوک و دنیای مجازی و حقیقی میشه لینک و مطلب….، خیلی از حر ف ها رو نمیشه زد فقط سر بسته میگم

ما همه از ظلم وستمی که بر ما رفته و میره بیقرار و بی تابیم، موج شدیم و عده ای هم از هر قشری، سیاستمدار و هنرمند و ورزشکار و… خوب بلدن از این موج ما سواری بگیرن پشتک وارو بزنن و حالشو ببرن

یکی نیست داد بزنه :

گشت ارشاد از وقتی شروع شد که ما به خواهرامون گیر دادیم!

دیکتاتوری وقتی پا گرفت که به همسران مون و فرزندان مون زور گفتیم!

تقلب توی انتخابات از جایی آغاز شد که همه با برگه های توی جیب مون رفتیم سر جلسه امتحان!

دروغ از اونجا شروع شد هر کدوم توی هر شغل و هر جایی که هستیم واسه کوچکترین منفعت بزرگ ترین دروغ ها رو گفتیم !

پرونده سازی ازاونجا پا گرفت که هر دفعه سه نفر از ما دورهم جمع شد پشت سر سه نفر دیگه حرف زدیم و تهمت زدیم و غیبت کردیم

سانسور از جایی شروع شد که توی فامیل و دوست و آشنا تحمل کسی که مثل خودمون نباشه رو نداشتیم

ما کمی متوهم شدیم…. همه 70 و چند میلیون این مملکت مثل ما نیستن که از صبح تا شب خبر و گزارش سیاسی می خونیم و می دونیم آخرین باری که فلان زندانی سیاسی با خانوادش حرف زده چه روزی بوده !

و دقیقه به دقیقه می دونیم تو این مملکت چه خبره! کی چی میگه و کی کجا میره !

چند نفر از اطرافیانتون می شناسید که اصلا نمی دونن نوری زاد و توکلی و زید آبادی و ستوده و... کی هستن؟! چند نفر رو می شناسین که به جای کسب آگاهی کردن نشستن “پای فارسی وان” و “من و تو” الیسا کجاست و بفرمایید شام می بینن؟!

1 مهر، 13 آبان، 16 آذر، عاشورا، هدفمندکردن یارانه ها … واسه هر کدوم از اینا هفته قبلش قرار بود این مملکت به هم بریزه اما کسی صداش درنیومد! من هم میدونم که نمیشه! اما انقدر با تبلیغات ساده لوحانه خودمون رو مسخره و مضحکه نکنیم !

چند نفر از خانواده، دوستان، همکاران آشنایان خودتون می شناسید که از صبح تا شب میگن: “اینا همه دستشون تو یه کاسه است آخرش هیچی نمیشه، اینا همش بازیه، بزار زندگی مون رو کنیم، و حتی گاهی همین حساسیت های ما به امور سیاسی مملکت رو مسخره هم می کنن…

بیاین قبول کنیم اگه حتا30 میلیون از این جمعیت هم شور و شعور کافی رو داشت این وضعیت اینجوری نبود

ملتی که بنزین لیتری 700 بخرن لیتری 1000 تومن هم می خرن! ملتی که قیمت خودشو ندونه هر چیزی رو با هر قیمتی میخره

مگه این بولیوی نبود که یارانه سوخت رو برداشت بعد بااعتراض مردم دوباره برگردوند

ملتی که سه روز نمی تونه جلو شکمش رو بگیره و نره در نونوایی بربری و لواش بخره رو چی به آزادی و دموکراسی؟! در عوض واسه زندانی هایی که توی زندان اعتصاب غذا می کنن کمپین راه میندازن و پتیشن امضا می کنن

مگه اون بازار نبود که اعتصاب کرد و به خواسته اش رسید؟!

یه نگاه به مباحثه هایی که تو همین فیس بوک یا بقیه شبکه های اجتماعی و فضاهای مجازی اتفاق میفته بندازین، ببینید ملت سر هر اختلاف عقیده ای چه جوری به هم توهین میکنن و تهمت می زنن! فردا در یک فضای باز اینجوری می خوایم کنار هم زندگی کنیم؟!

من خسته ام از این همه شعار مرده باد زنده باد، هر کی زنده باشه و هر کی مرده باشه من می خوام تا زنده هستم زندگی کنم !

به جای بازی خوردن می خوام بازی کنم، فقط هم نقش خودم رو، زندگی خودم رو و نه چیز دیگه !

بزرگترین کاری هم که برای وطنم می تونم انجام بدم اینه که دروغ نگم، تهمت نزنم ،تقلب نکنم، زور نگم، تحمل مخالفم رو داشته باشم، آگاه باشم و آگاهی بدم و اینا رو به هم نسل های خودم و نسل بعدی هم منتقل کنم

من یقین دارم
این اوضاع، نمی تونه اوضاع مملکتی باشه که 70 میلیون انسانی که دروغ نمیگن، تهمت نمیزنن، تقلب نمی کنن و زور نمیگن، توش زندگی کنن
___
https://t.me/joinchat/AAAAAEAzI5-UAQdyTX9_6w
صفحه‌ای از کتاب #بسوی_تمدن_بزرگ نوشته #محمدرضا_شاه_پهلوی درباره آینده انرژی و انرژی هسته‌ای.

—---—
به کانال  طنز تلخ از ملانِقی بپیوندید                     👇👇
🆔 https://t.me/joinchat/AAAAAEAzI5-UAQdyTX9_6w
به مناسبت تولد حضرت فاطمه

در سالهای دور بچه ای متولد شد که پدرش را چند ماه قبل از بدنیا آمدن از دست داده بود. آن بچه در 6 سالگی هم مادر خود را از دست داد. 
با سختی بزرگ شد و شانس آورد در 25 سالگی، زنی 40 ساله عاشقش شد و به او پیشنهاد ازدواج داد. آن دو با هم ازدواج کردند و حاصل این ازدواج 2 پسر و چند دختر بود. پسرها در کوچکی مردند.  
آن مرد در چهل و پنج سالگی، در حالی که همسرش 60 ساله! بود، صاحب دختری شد عزیزدردانه. او این عزیزدردانه اش را در حالی که هنوز ده سالش نشده بود به عقد ازدواج پسرعمویش، که در آن زمان 25 سال داشت درآورد. یک سال از ازدواج این دو نگذشته بود که ان دو صاحب پسری شدند. آن پسر یکساله و طبیعتا مادرش 12 ساله بود که پسر دیگری بدنیا آورد. آن دختر در سالهای بعد و تا سن 18 سالگی که فوت کرد 2 دختر دیگر نیز بدنیا آورد و گویند که هنگام وفات نیز باردار بوده است. 
راستی تا یادم نرفته بگویم که پدر چند سالی بود که با درایت و کاردانی، به مقام امیری و پادشاهی قوم خود رسیده بود. به هر حال دختر 18 ساله بود که پدرش فوت کرد. پس از فوت پدر، زعمای قوم گرد هم آمدند و یکی از یاران او را به جانشینی اش برگزیدند. از آنجا که آن دختر خیلی به پدرش وابسته بود و بخصوص به مقام پدر خیلی می بالید، همسرش را تحت فشار گذاشت که باید  مقام امیری را از امیر جدید پس بگیرد که همسرش را بیشتر از همه لایق جانشینی پدر میدانست. 
هنوز دو سه ماه بیشتر از مرگ پدر نگذشته بود که در دعوایی شبانه با همسرش بر سر جانشینی پدر جان باخت. همسرش از ترس جوابگویی به فرزندان خردسال و یا مردم، شبانه جسد او را غسل داده، کفن کرده و مخفیانه در جایی دفن میکند که تا به امروز هم ناشناخته باقیمانده است.
این بود سرگذشت دختربچه همیشه باردار.
1391/02/23
------------
http://namadmali.blogspot.com/2012/11/blog-post_6142.html
‏بگو مجاني ميكنم
منتها زياد توضيح نده چيو كيو،

دوتام توو دهني حواله كن اونم نگو دهن كيو
خودشون كم كم ميفهمن
-----------
https://t.me/joinchat/AAAAAEAzI5-UAQdyTX9_6w