طنز تلخ: پیامی از آینده
41 subscribers
512 photos
266 videos
18 files
864 links
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
Download Telegram
بخشی از کتاب «در زمانه‌ی پنج شاه»، نوشته‌ی «حسن ارفع»؛

درباره‌ی شرایط و اوضاع سیاسی ایران، پیش از ظهور #رضاشاه.

طنز تلخ
منشور همبستگی ملی
‏«به نام آنکه جان را فکرت آموخت.‏
با درود به همه هموطنان عزیز و ‏گرامی با هر دین و مذهب و قومیت. درود بر هموطنانی که در ‏سال‌های ‏سیاه ‏استبداد، همه‌گونه فشار و سختی را تحمل کردند، و با درود ‏به همه جان‌باختگان راه آزادی و عزت ‏سرزمین‌مان ‏ایران.‏
‏ نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد‏
‏ عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد‏
قبل از هر چیز باید بگویم که اصولی که در پی خواهد آمد، فقط نمونه و بخشی از یک منشور همبستگی ملی ‏است که می‌تواند محوری برای اتحاد همه‌ی نیروهای برانداز جمهوری اسلامی باشد. در فردای براندازی تعیین ‏نوع حکومت، طی رفراندومی، بانتخاب همه‌ی مردم خواهد بود. قبل از برگزاری رفراندوم، همه‌ی رسانه‌ها ‏موظفند و آزاد خواهند بود که درباره‌ی مزایا و معایب هر یک از انواع حکومت روشنگری‌های لازم را برای مردم ‏بعمل آورند.‏

هر یک انواع حکومت (اعم از جمهوری، پادشاهی و ...)، دو رکن اساسی خواهد داشت: رئیس (نمادین) کشور و ‏رئیس اجرایی (دولت). مثلاً؛
در حکومت جمهوری؛ رئیس کشور، رئیس‌جمهور و رئیس دولت، نخست وزیر و یا معاون اول رئیس‌جمهور ‏خواهد بود؛ ‏
و در حکومت پادشاهی؛ رئیس کشور، پادشاه و رئیس دولت، نخست وزیر خواهد بود.‏

اصول پیشنهادی منشور همبستگی ملی
در هر شکلی از حکومت که مورد انتخاب مردم باشد، اصول زیر باید در تدوین قانون اساسی‌اش مورد توجه قرار ‏گیرد:‏
✍️ اصل 1- ‏«رياست نمادين کشور»، همچون سرود و پرچم ملی، در همه‌ی مجامع داخلی و خارجی معرف ‏جامعيت و ‏شاخصيت و قدرت همه جانبه‌ی ملت و يکپارچگی کشور و ملت است و همه‌ی تصميمات مقننه ‏و اجرائی و ‏قضائی کشور با امضای او (که حکم امضای ملت را دارد) قطعی می‌شود. اما او در روند ‏شکل‌گيری اين ‏تصميمات دخالتی ندارد و تنها بايد بتواند، با خودداری از امضای يک تصميم، بالاترين نهاد ‏قضائی کشور را ‏دعوت به داوری کند؛ و در آن صورت تسليم تصميم اين نهاد خواهد بود.‏
✍️ اصل 2- ‏ محتوای حکومت در قانون اساسی ‏متبلور است که باید مبتنی بر سه اصل: آزادی، عدالت و ‌‏مردم‌سالاری باشد. هیچ ‏قانونی نمی‌تواند و نباید بر این سه اصل محدودیت اعمال کند.‏ هیچ اصلی از ‏اصول قانون اساسی نباید با اعلامیه جهانی حقوق ‏بشر مغایرت داشته باشد.‏
✍️ اصل 3- ‏ دین و مذهب: در قانون اساسی هیچ دین و مذهبی به رسمیت شناخته نمی‌شود و تمامی ادیان و ‏مذاهب توسط ‏مردم کشورمان مورد احترام قرار ‏خواهند گرفت ‏. مطابق اعلامیه جهانی ‏حقوق بشر، همه ‏افراد در انتخاب دین آزادند و هیچکس را نمی توان به ‏پذیرش دینی ‏مجبور کرد و یا ‏از پذیرش آن منع ‏کرد. ‏
✍️ اصل 4- ‌‏آزادی بیان بدون هیچ قید و شرطی وجود خواهد داشت و ‏یکی از اصول مهم قانون اساسی آینده ایران ‏خواهد بود. خط قرمز ‏آزادی بیان، اهانت و ناسزاگویی به اشخاص است که البته اهانت و ‏ناسزاگویی، در ‌‏فرهنگ اصیل ایرانی وجود ‏ندارد و از اخلاق انسانی ‏نیز به دور است‏ ‏.‏
✍️ اصل 5- ‏ سیاست خارجی کشور مبتنی بر دوستی و روابط سیاسی ‏عادلانه، با همه‌ی کشورهای جهان، با در ‏نظر گرفتن منافع ملی ایران خواهد بود.‏
✍️ اصل 6- ‏ عدالت و برابری: همه درآمدها و بودجه‌ی کشور باید بطور ‏عادلانه ‏ صرف تامین رفاه و امنیت مردم ‌‏ایران شود. ‏
✍️ اصل 7- ‏ دادگستری: قوه قضائیه یا دادگستری؛ قوه‌ی کاملاً مستقلی است که زیر ‏نظر دیوانعالی دادگستری، که ‏از ‏قاضیان با سابقه و خوشنام ‌‏تشکیل شده، اداره می‌شود.‏
✍️ اصل 8- ‏ در قانون اساسی آینده، باید لغو مجازات اعدام مد نظر قرار ‏گیرد. زیرا، جانی را خداوند به ‏بنده‌اش عطا ‏کرده، ‏هیچکس ‏حق ندارد آن را بگیرد.» ‏
https://t.me/TanzeTalkh2
AlipoorIman@yahoo.com
هشتم بهمن ۱۳۹۷‏
🔺 ماجرای هلموت هوفر و حجت‌الاسلام حسینی " اخلاق در خانواده "

هرچه عوض داره ، گله نداره

ماجرای حسینی " اخلاق در خانواده " رو اکثرا به یاد داریم. ولی این روایتش رو من تا حالا نمی‌دونستم فکر می‌کردم دلیل اسید سوزی اون بدبخت حسادت هوویی بوده … ولی اینجا چیزی دیدم که انگار موضوع به این سادگی ها هم نبوده.

هدف اصلی برنامه مثلاً امر به معروف و نهی از منکرات بود و جوانان را از گناهان بر حذر می داشت. زیاد حاشیه روی نکنیم چون خود این برنامه نکات جالبی داشت و ...

و اما ماجرای هلموت هوفربازرگان آلمانی که چگونه به دام رژیم افتاد و کمی مانده بود روی چوبه ی دار برود.

داستان از روزی آغاز میشود که دادگاه میکونوس تمام سران ایران را قاتل و تروریست خواند البته با مدرک و متهمان اصلی که دکتر شرفکندی و یارانش را ناجوانمردانه به شهادت رساندند توسط قاضی شجاع آلمانی همگی حکم گرفتند که سه متهم ردیف دوم لبنانی بودند و متهم ردیف اول کاظم دارابی ایرانی و به زندان ابد محکوم گشت. رژیم آخوندی برای آزادی دارابی از هیچ کوششی دریغ نکرد اما نتوانست کاظم دارابی را آزاد نماید. این بود که تصمیم به توطئه گرفتند.

آقای هلموت هوفر که بازرگان ثروتمندی بود و در مشهد دفتر بازرگانی داشت شکار خوبی بود که اطلاعات رژیم می‌خواست.

آنان دختر ایرانی زیبایی را تعلیم دادند که با آقای هوفر آشنا شود و این آشنای تا حدی رفت که مستر هوفر با دخترک معاشقه می‌کرد و سرانجام شبی که با دختر ایرانی در مشهد همبستر بود به دام
اطلاعاتی ها افتاد. و این همان چیزی بود که رژیم می‌خواست. فردای آن روز ، در تمام رسانه ها خبر بازرگان آلمانی و رابطه ی نامشروع با دختر مسلمان در جهان پخش شد و بازرگان نگون بخت که به زندان افتاده بود بنابر حکم حاکم شرع فورا حکم اعدام برایش صادر شد.

کشور آلمان به تب و تاب افتاد که چطور چنین کاری امکان دارد؟ و هر چند گاهی حکومت برای ترساندن آلمان در بوق و کرنا می‌دمید که فلان روز بازرگان به جرم گناه زنای محصنه اعدام خواهد شد. وزارت خارجه ی آلمان که تحت فشار خانواده هلموت هوفر قرار داشت، دست به هرکاری می‌زد برای آزادی این بازرگان اما بی نتیجه و دستگاههای امنیتی ایران تنها یک راه برای نجات جان بازرگان به طور محرمانه پیشنهاد کرده بودند. و آن، آزادی کاظم دارابی در قبال آزادی هلموت هوفر بود.

اما قاضی آلمانی هرگز این معامله را نپذیرفت. ولکن آن سوی قضیه جناب آقای حسینی از سوی فرهنگ سرای ایرانی به آلمان دعوت شده بود و چند تا سمینار هم داشت سرویس امنیتی آلمان که سخت در تلاش آزادی بازرگان خود بود. آقای حسینی را شکار خوبی دانستند.

آنان آقای حسینی را به بهانه ی آنکه مردی بسیار روشنفکر و عالم است پیاپی دعوت می‌کردند و یک دختر بسیار جذاب و خوشگل را به آقای حسینی معرفی کردند که گویا دخترک می‌خواهد به دین اسلام مشرف شود!!!

حسینی استقبال خوبی از خانم جذاب کرد و از دین اسلام چنان چرندیاتی می‌گفت که دخترک سخت متاثر شده بود اما در باطن آقای حسینی می‌سوخت برای همخوابی با این دختر خوش تیپ!

دختر شبی در هتل مهمان آقای حسینی شد و غافل از اینکه اتاق آقای حسینی پر از دوربین مخفی و دستگاه شنود است. بالاخره آقای حسینی درس اخلاق را به دختر گفت از اول شب تا صبح لخت با دختر عشق بازی و…. را انجام داد. دولت المان بدون سر و صدا نسخه‌ای از فیلم سوپر" اکشن" آقای حسینی با دختر آلمانی را به سفارت خود در ایران فرستاد و تقدیم سران جمهوری اسلامی کرد.

سران حکومت که فیلم را دیدند می‌خواستند طفره روند و آن را ساختگی قلمداد می‌کردند اما سفیر آلمان با خونسردی گفت ما نه بوق و کرنا می‌زنیم و نه اعدام می‌کنیم فقط این فیلم را پخش می‌کنیم و آقای حسینی هم آزاد است.. دولت ایران دیگر سخت گیر افتاده بود: پرسیدند ، چه می‌خواهید؟

گفتند بازرگان آلمانی باید هرچه سریعتر آزاد شود." و کمتر از ۲۴ ساعت بازرگان آزاد شد..

طنز تلخ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مصاحبه با هلموت هوفر بازرگان آلمانی که مدتی در ایران زندانی شد و سپس با کاظم دارابی معاوضه گردید.
طنز تلخ
.
همبستگی ملی برای گذار از جاعش

ملانقی به شخصه از انگ و برچسب زدن به گروهها، پرهیز میکند؛ چون معتقد است؛

اولا انگ زدن یکی از نشانه‌های دیکتاتوری است که هیچ گروه غیرخودی، حتی با اندک اختلاف نظر، را برنمی‌تابد؛

ثانیا- حکومت اسلامی ۴۰ سال است که با سیاست تفرقه انداختن، حکومت کرده است؛ و بهمین دلیل است که این همه گروه مخالف جاعش، از جمهوریخواه و سلطنت طلب گرفته تا کمونیست و دمکرات و...، در برنامه‌ها و اقدامات خود موفق نبوده‌اند، چون هر گروه و دسته‌ای، به گروههای دیگر انگ و برچسب طرفداری از جاعش را می‌زند.

باید بزیر عَلَم هر براندازی رفت، حتی اگر او #ولی_وقیح باشد.
تاکید ۱۴ فعال سیاسی بر گذار کامل از جمهوری اسلامی به حکومتی دموکراتیک و سکولار

@Taghato_News

چهارده تن از فعالان سیاسی و مدنی در ایران که پبش‌تر در بیانیه‌ای سرگشاده خواهان استعفای علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی و تغییرات بنیادین در قانون اساسی شده‌ بودند، امروز پنج‌شنبه (۳۰ خرداد ۱۳۹۸) بیانیه دومی را منتشر و در آن تصریح کرده‌اند که «به دنبال گذار کامل و مسالمت‌آمیز از رژیم ایران‌ویران‌کن جمهوری اسلامی» هستند و معتقدند «هیچ راهی برای نوسازی و بازسازی این رژیم وجود ندارد».

متن کامل بیانیه دوم این ۱۴ تن به شرح زیر است:

هم‌وطنان گرامی،

ما چهارده تن، بی هیچ واهمه و پروایی، جمهوری اسلامی را نظامی برآمده از قوانین استبدادی می‌دانیم و با نشانه رفتن دقیق مبانی و مظهر مفاسد این نظام که همانا "قانون اساسی" و جایگاه ولی فقیه و "رهبری"ست، خواستار مطالبات بر حق خود و بخش وسیعی از مردم خویشیم.

به بیانی واضح‌تر، ما با کلیت این حکومت و حاکمیت و همه نهادها و قوای آن مخالفیم و معتقدیم هیچ راهی برای بازسازی و نوسازی این رژیم وجود ندارد.

ما چهارده تن، در پی "گذار کامل" و مسالمت‌آمیز از این رژیم «ایران‌ویران‌کن»، و در پی برپایی انتخاباتی آزاد هستیم.

ما نیز در آرزوی برخورداری حکومتی دموکراتیک و سکولاریم که اعلامیه جهانی حقوق بشر سرلوحه مجلس آینده‌اش برای تدوین و تبیین مدرن‌ترین قانون اساسی عصر حاضر باشد.

پس، آنچه که ما چهارده تن با انتشار نخستین بیانیه‌ی خویش در پی آن بوده و هستیم، یک مطالبه فراجناحی برای «عبور کامل» از نظام جمهوری اسلامی بوده و متعلق به همه آزادی‌خواهان راستین با هر گرایش سیاسی و عقیدتی است.

در میان امضاکنندگان این بیانیه، نام گوهر عشقی (مادر ستار بهشتی)، حوریه فرج‌زاده (خواهر شهرام فرج‌زاده - از جان‌باختگان اعتراضات ۸۸)، و محمد کریم‌بیگی (پدر مصطفی کریم‌بیگی از جان‌باختگان اعتراضات ۸۸) دیده می‌شود. محمدحسین سپهری، محمد نوری‌زاد، محمد ملکی، هاشم خواستار، عباس واحدیان، کمال جعفری یزدی، محمد مهدوی‌فر، جواد لعل‌محمدی، رضا مهرگان، محمدرضا بیات، و زرتشت احمدی‌راغب دیگر امضاکنندگان این بیانیه‌اند.
https://t.me/Imalonet/10148‎

‏ جواب سردار فرماندهی محترم نیروی انتظامی را ببینید:‏

‏ ✍️ اگر زنی رو دیدید که برای پر کردن شکم بچه هاش تا کمر توی سطل آشغال فرو رفته به شهرداری ‏پیامک ارسال کنید تا بیایند موضوع اختلال در امور مدیریت پسماند را رسیدگی کنند و ضمن کتک مفصل به ‏مادر و دختر آنها را به مقام قضایی معرفی کنند.‏
‏✍️ اگه مختلسی رو دیدید که پول بیت المال رو بالا میکشه به شماره رئیسش پیامک ارسال کنید تا ایشان ‏بتواند سهمش از #سفره_انقلاب را دریافت کند. ‏
‏✍️ اگر مدیری رو دیدید که دزدی میکنه به شماره‌ی وزیر مربوطه پیامک ارسال کنید تا ایشان از سهم ‏ریاستش محروم نماند.‏
‏✍️ اگرآقازاده‌ای را با خودرو میلیاردی دیدید که توشهر و جاده جلوی چشم مامور با سرعت غیرمجاز حرکت ‏میکنه و تخلف میکنه لازم نیست به شماره‌ای پیامک کنید، چون ماشین را با پول حلال خریده و مال ‏خودشه، خیابان و جاده هم ملک طِلق جد و آبایی‌ش هست.‏
‏✍️ اگر جوان تحصیلکرده ای رو دیدیم که نه کار داره نه ماشین و‌نه خانه ای و یا موتوری که در آن کشف ‏حجاب کند، لازم نیست به شماره‌ای پیامک کنید، چون اصولاً جرمی اتفاق نیافتاده.‏

با تشکر
سردار فرماندهی محترم نیروی انتظامی


عزیز من، ‏
شما نمی‌دونی که مملکت را در 40 سال پیش در یکی از جنگ‌های مسلمانان با کفار، تصرف کردند و همه‌ی ‏مملکت شد غنایم جنگی آنان.‏


دیو در خانه‏

شبانگاهان که دیو آمد به خانه‏
گرفت بر دین و ایمانم نشانه‏

همان دیوی که شیطان رجیم است‏
ولی خود خوانده الله رحیم است‏

به ما کرد حمله با انصار و اعوان‏
که در توبره نماید خاک ایران

بگفتا این بود بر ما غنایم*‏
ز بهر لشکر سلم** و بهایم


‏* اینها از غنایم اسلام است و من امر کرده ام به مستضعفين بدهند. (اخ)‏
‏** لشکر سلم و تور، کنایه از اسلام نیز هست.‏

‏--------‏

به کانال طنز تلخ بپیوندید
https://t.me/TanzeTalkh2‎
🆔👆
انگلهای وحشی و جرثومه کثافت در اُمُ القرای حکومت جاعش
Forwarded from تاریخ‌اندیشی ــ مهدی تدینی (مهدی تدینی)
«در جستجوی گور»


۲۴ اردیبهشت ۱۳۲۴، تهران، چهارراه حشمت‌الدوله ــ اول صدای شلیک دو گلوله شنیده می‌شود و بعد ضارب و مضروب با هم گلاویز می‌شوند. ضارب جوانی ۲۱ ساله با لباس روحانی و مضروب مردی ۵۵ ساله و کت‌پوش است. گلولۀ سوم در اسلحۀ کمری ضارب گیر می‌کند و مرد جوان که مصمم بود کار خود را تمام کند، با مضروب گلاویز می‌شود و سرش را به جدول کنار خیابان می‌کوبد. با همۀ تلاشی که مرد جوان می‌کند، موفق نمی‌شود. پلیس سر می‌رسد. مضروب را به بیمارستان و ضارب را به بازداشتگاه می‌برند.

آنچه روایت شد، یک نزاع خیابانی شخصی نبود، بلکه به لحاظ نمادین یکی از اصیل‌ترین و عمیق‌ترین دعواهای سیاسی و فرهنگی بود و هر کس کمی تاریخ معاصر را خوانده باشد، قطعاً این دو مرد را می‌شناسد. جوان روحانی، نواب‌صفوی و مرد مُسن، احمد کسروی بود. در تاریخ معاصر ایران دعواهای فراوانی رخ داده است. چه اسلحه‌ها که کشیده، چه گلوله‌ها که شلیک شده، چه نطق‌های آتشین که تن‌ها را لرزانده و چه توده‌ها که در خیابان‌ها بر هم تاخته‌اند... اما تاریخ نشان داد در میان همۀ دعواها، نزاع نواب و کسروی که سکانسی از آن را یادآوری کردم، از همه اساسی‌تر بود، حتی اساسی‌تر از دعوای مصدق و شاه.

سیدمجتبی نواب صفوی، متولد خانی‌آباد تهران، در ۲۰ سالگی به نجف رفته بود و در آنجا یکی از کتاب‌های کسروی به دستش رسید که به گفتۀ خودش، «قلبش را آتش زد». کسروی که در کسوت روزنامه‌نگار، تاریخ‌نگار و وکیل در سال‌های اوایل دهۀ ۱۳۲۰ نام و آوازه‌ای داشت، با کتاب‌هایی دربارۀ تشیع و تصوف و بهائیت لایه‌های گسترده‌ای را خشمگین کرده بود، بیش از همه روحانیت را که طبعاً پرنفوذترین لایۀ اجتماعی بودند. رضاشاه تبعید شده بود. فضای کشور با آمدن شاه تازه‌کار، دولت‌های بی‌دوام و حضور اشغالگران دچار گشایشی نامعمول شده بود. هر کس ساز خود را کوک کرده و نسخه‌ای برای علاج دردهای ملی و اجتماعی تجویز می‌کرد. کسروی با تاختن به بسیاری از مظاهر دینی و فرهنگی، در پی نوعی «انقلاب فرهنگی» بود. کسی که می‌خواهد دین را زیر و زبر کند، حافظ، شاعرانگی و عرفان را از سر مردم بیرون کند و باکی ندارد کتابسوزان راه اندازد، چه عنوانی مگر «انقلاب فرهنگی» بر کارش می‌توان نهاد؟! و مگر می‌شود این «های» «هویی» در پی نداشته باشد؟

نواب به تهران آمد، با هدفی روشن. باید با کسروی مبارزه می‌کرد. به جلساتش رفت و با او وارد بحث و جدل شد. روایت‌ها از این پس در مورد درگیری آن‌ها ضدونقیض است، اما کلیتش این است که تنش میان نواب و کسروی بالا می‌گیرد و کار به تهدیدهای متقابل می‌رسد؛ کسروی هم گویا جوانان و یارانی داشت که «رزمندگان» او بودند. نمی‌دانم این رزمندگان چقدر حاضر بودند وارد درگیری‌های فیزیکی جدی شوند. به هر رو، نواب تصمیم گرفت کسروی را از میان بردارد و نتیجه‌اش همان درگیری‌ای شد که ابتدای نوشتار شرحش آمد.

کسروی از بیمارستان زنده بیرون آمد و نواب از زندان مصمم‌تر از قبل آزاد شد. بیانیه‌ای از او در پاییز ۱۳۲۴ با عنوان «خون و انتقام» منتشر که در واقع اعلام موجودیت «فداییان اسلام» بود. این بیانیه سراسر غیرت دینی بود و جان کلامش این بود که کار به مرحلۀ خونخواهی و خونبازی رسیده است و در واپسین بند آن آمده بود: «اى مسلمین عالم، قیام کنید، زنده شوید، تا حقوق خویش بازستانیم!»

نواب دیگر یک فرد نبود، جمعی از هم‌اندیشان را گرد آورده بود و همین دوستان مترصد بودند تا پروژۀ ناتمام حذف کسروی را تمام کنند. با فشار نیروهای مذهبی، وزارت دادگستریِ دولت صدرالاشراف که خود فردی مذهبی بود، علیه کسروی پرونده‌ای گشود و کسروی باید در دادگستری حاضر می‌شد. او چند باری با اعلام اینکه امنیت جانی ندارد از حضور امتناع کرد تا این‌که در اسفند به همراه منشی‌اش، حدادپور، به دادگستری رفت. بعید بود فداییان این فرصت را از دست دهند.

۲۰ اسفند ۱۳۲۴، کاخ دادگستری، ساعت ۱۰ صبح ــ گروهی از فداییان با هدایت برادران امامی، وارد اتاقی شدند که کسروی برای بازپرسی در آن حضور داشت و تازه اینجا جدیتِ آن بیانیۀ نواب روشن شد، وقتی صدای شلیک گلوله در کاخ دادگستری پیچید. کسروی و منشی‌اش (که او هم مسلح آمده بود) با ضربات چاقو و شلیک گلوله به قتل رسیدند.

جسد کسروی تا شب در دادگستری ماند؛ جسدی که خاکسپاری‌اش هم آسان نبود. متولیان امامزاده‌ها تمایل نداشتند کسروی در گورستان آن‌ها دفن شود. جنازه‌ها را به گورستان ظهیرالدوله بردند. آنجا هم متعلق به صوفیان بود و به دلیل ضدیت کسروی با صوفیگری بستگانش تمایلی به دفن او در آنجا نداشتند. سرانجام در جوار امام‌زاده قاسم شمیران جایی برای خاکسپاری آن دو یافت شد.

آن سال‌ها دوران «رضاخان‌زدایی» و دلجویی از نیروهای مذهبی بود و ضاربان کسروی با حمایت گسترده‌ای که در اقشار مذهبی و بازاری داشتند، به زودی تبرئه و آزاد شدند.

مهدی تدینی

#کسروی، #فداییان_اسلام، #نواب
@tarikhandishi
اولی نواب صفوی است، بنیانگذار گروه فداییان اسلام، با افکار عصر حجری، که نمونه‌ای از آن را در تصاویر بالا ملاحظه می‌کنید؛
و
دومی، احمد کسروی، نویسنده و متفکری، صاحب ده‌ها اثر تحقیقی و ادبی‌ست.

اولی اما مولا و مقتدای رهبر جا ایران، و دومی مهدورالدمی مغضوب جاعش‌یان.

👈 طنز تلخ 👉
#برانداز ها

برانداز بر دو قسم است، همانگونه که طرفداران حکومت اسلامی دو دسته‌اند.

از طرفداران حکومت اسلامی، گروهی در قدرت‌اند (اصول‌طلب) و گروهی بدنبال قدرت و سهم‌خواهی از قدرت (اصلاح‌گرا).

براندازان نیز همین گونه‌اند؛

عده‌ای بدنبال سرنگونی برای بدست گرفتن قدرت‌اند و خود را بدیلی برای حکومت اسلامی می‌انگارند. این گروه، از پیش، شکل حکومت بعد از جاعش را هم انتخاب کرده‌اند و یا اعلام می‌کنند که چه نوع حکومتی را نمی‌خواهند. از نشانه‌های این گروه، خودمحور پنداری‌ست و یا رییس جمهور برگزیده‌ی ۴۰ ساله.
از آنجا که این گروه‌ها متعددند و هرکدام بر عقیده‌ی خود پافشار؛ در عمل متفرق‌اند و خواسته یا ناخواسته آب به آسیاب حکومتی می‌ریزند که ۴۰ سال است با سیاست «تفرقه بیانداز و حکومت کن» بر گرده‌ی ملت سوار است.

دسته‌ی دوم اما، براندازانی هستند که بدنبال برپایی حکومتی مردمسالار و جایگزینی آن با نظام حکومتی جاعش اند. برای اینان شکل حکومت بعد از جاعش، در درجه‌ی دوم اهمیت قرار دارد، و تعیین آن را به بعد از براندازی موکول کرده و انتخابش را حق مردم می‌دانند.
از نظر اینان در فردای پس از جاعش، هر گروه و دسته و حزبی، در حد توان و پذیرشش از سوی مردم، آزاد است و حق دارد که در همه‌ی عرصه‌های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و بطور کلی اداره‌ی مملکت فعالیت نماید. در این میان فرقی بین متعصبِ مذهبی، بیدین، مجاهد، کمونیست، بهایی و غیره نیست.

از آنجا که ملانِقی خود را جزو دسته‌ی دوم می‌پندارد، از همه‌ی براندازان واقعی انتظار دارد که تمامی اختلافات جزئی و سلیقه‌ای را کنار گذاشته و زیر علم اتحاد براندازان فعالیت کنند؛ و از زدن هرگونه انگ و برچسب و تهمتی به همرزمان خود جداً پرهیز کنند.

#اتحاد_براندازان
#منشور_همبستگی_ملی

👈 طنز تلخ 👉

۱۳۹۸/۴/۱۴
🙄 عجایب تاریخ

در تاریخ بسیار خوانده‌ایم که قومی یا کشوری بر کشوری دیگر چیره گشته و سال‌ها بر آن کشورِ مغلوب حکم رانده است.

یک ویژگی مشترک کشورهای سلطه‌گر و سلطه‌جو در آن است که هر دو در یک عصر و زمان وجود داشته‌اند.

در ایران اما، قومی از قرن هفتم میلادی، بر کشوری از قرن بیستم چیره شده و ۴۰ سالی‌ست که بر آن حکم می‌راند.!! 🙄

#بازگشت_به_عقب
#رخوت_ملی

آیندگان درباره‌ی ما خواهند گفت: #خلایق_هرچه_لایق

👈 طنز تلخ 👉
https://t.me/TanzeTalkh2
📖 خلاصه‌ای از ۴۰ سال چپاول و غارت کشور ایران
توسط مشتی اراذل و اوباش عقده‌ای،
زیر پوشش اسلام: 👇👇👇

🦎🦇 دیو در خانه

شبانگاهان که دیو آمد به خانه
گرفت بر دین و ایمانم نشانه

همان دیوی که شیطان رجیم است
ولی خود خوانده الله رحیم است

به ما کرد حمله با انصار و اعوان
که در توبره نماید خاک ایران

بگفتا این بود بر ما غنایم*
ز بهر لشکر سلم‌** و بهایم

__
#ایران_را_پس_میگیریم
از
#فرقه_تبهکار
___
پ.ن.

* اینها از غنایم اسلام است و من امر کرده ام به مستضعفين بدهند. (اخ)
** اسلام عزیز
--------

طنز تلخ از ملانقی
👇👇👇
🆔 https://t.me/joinchat/AAAAAEAzI59Hq9x42qmuMQ
🧕 حجاب و نگاه 👁


🆔 @Tolooe_Kherad

چشم هرزه با دین درمان نمیشوند...

اگر نمیتوانید بد را از خوب تشخیص دهید ،
به دین نیاز ندارید ، به شعور نیاز دارید..

____

حجاب مصونیت زن (بطور عام) در مقابل مرد مسلمان است.
و گر نه برای مرد غیر مسلمان .....
چرا محمد مهدویفر باید بایکوت باشد!؟!

جرم : مشارکت در جنگ هشت ساله و دفاع از میهن و مردم و از همه بدتر تشویش افکار عمومی با دروغ پراکنی در رابطه با نظام بسیار سالم و رهبری بسیار هوشمندانه آقاست.
در حالیکه همه جهانیان میدانند که ایران در بهترین شرایط از حیث توسعه اقتصادی ،اجتماعی و سیاسی قرار دارد ،در حالیکه کشور پس از چهل سال رهبری مقتدرانه ولایت فقیه در نهایت سلامت و اقتدارست و مردم،رفاه،ثروت،آسایش، امنیت،سعادت و آزادی بی سابقه ای را تجربه می کنند، این مجرم خطرناک با فرافکنی قصد دارد زعامت پاکیزه حضرت امام خامنه ای و سایر کارگزاران خادمی که حتی یک ریال از بیت المال دزدی نکرده،اختلاس نکردند،ویژه خواری نداشتند،و کلا مملکت را هاپولی نفرمودن، زیر سوال ببرد!

ادله جرم : زخمها و آسیبهای بجا مانده بر جسم و اعصاب مجرم

نوع محکومیت:
-حبس تعزیری با اعمال شاقه وعدم ملاقات

مدت محکومیت : تا آنزمان که دل رئوف رهبر خودخوانده مسلمین جهان از تنبیه این جانی بسیار خطرناک و مدافع وطن خنک شود.

همچنین ازاینکه اجازه ملاقات و حتی تلفن به این‌مجرم ندادید تشکر میکنیم.
عدالت شرمنده شما سران رژیم شد!

✍عباس واحدیان

@bayanieh14


🤮. حکومت عدل علی، با رهبری سید علی

.
Forwarded from عجیب زاده
اتفاقی نیست که حتی یک رفتار بالغ و بزرگ‌منشانه از رهبر ج.ا سر نمی‌زند. کودک است، کودکی هشتاد ساله که کودکی‌اش در لباس روحانیت سرکوب شده و حالا ملتی هشتاد میلیونی متحمّلِ عقده‌های او هستند. کنش‌های خسارت‌بارش نشان می‌دهند که هیچ نگاهی به آینده ندارد و کشور برایش بی‌اهمیت است. رفتارهای رادیکالش، مانند پسربچه‌های نوجوان در آستانهٔ بلوغ سرشار از هیجانات هستند و پر واضح است که درکی از تبعات زیان‌بارشان برای نسل‌های بعد ندارد. عجیب اما، آن گروه جان‌نثار هستند که با این کودکانگی‌ها اوج می‌گیرند و بی‌توجه به آتیهٔ تباه فرزندانشان، بر طبل مباهات می‌کوبند.

_____
@ajibzad