کلاس و کتاب توانا
6.29K subscribers
388 photos
398 videos
737 files
665 links
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جانیان قصر فیروزه، اثر رویا حکاکیان، ۱ و ۲ (کتاب شنیداری)

دستِ دستکش پوشیده‌اش را فرو بُرد در ساک ورزشی آویزان از شانه‌اش. سپس، کلیک.
فریادی از سوی میز برخاست. "رفقا، این ترور..."، دنباله‌‌اش در غرشی که از پی آن آمد گم شد. در هوای کم‌نور، جرقه‌های آتش از پهلوی تیرانداز می‌جهید. گلوله‌ها کناره‌ی ساک را می‌دریدند و مهمانان را می‌سفتند.
پس از دو دور -بیست وشش گلوله- رگبار فرو‌نشست. در هوای انبوه از بوی باروت، از هشت مهمان، همگی یا خمیده یا افتاده بودند، مگر یکی. سالمند‌ترین‌شان هنوز نشسته روی صندلی‌اش، سرش به پایین افتاده، خون بر پیراهن سفیدش رنگ می‌دواند و با نقش‌و‌نگار کراواتش در‌هم‌می‌آمیخت. قربانی دیگر خم شده و خُر‌خُر کنان از نفس می‌افتاد. چهره‌اش بر لیوان بزرگ آبجو مچاله می‌شد. آبگونه‌ی زرفام آرام آرام به تیرگی می‌گرایید.
تیرانداز دوم رفت نزدیک میز، دست برهنه‌اش را زیر کمربند برد و تپانچه‌ای بیرون کشید. هیچ‌کس نجنبید. مرد سالمند را هدف گرفت و به سرش سه گلوله شلیک کرد. سپس چرخید به سوی یکی از پیکرهای افتاده بر زمین، مرد جوان لاغری پوشیده در چیزی که تا دمی پیش، پیراهن سفید نونواری بود. پشت سر مرد را نشانه رفت و یک بار آتش کرد. بعد برگشت به سوی پیکری دیگر و باز هدف گرفت. اما پیش از چکاندن ماشه، هم‌دستش اشاره کرد که بشتابند.
 از رستوران که بیرون جستند، نگهبان دم در به آنها پیوست. همگی دویدند به سوی ب.ام.و آبی رنگی که سر چهارراه، رو‌به‌روی بن‌بست، با موتور روشن پارک بود. تیرانداز اصلی پیش از همه رسید. دستگیره‌‌ی درهای جلو و عقب را به چنگ گرفت و هم‌زمان بازشان کرد. همین که خود را در صندلی کنار راننده ‌چپاند، ساک را هم پرت کرد پشت خودش. آن دو دیگر پریدند روی صندلی‌های پشت. راننده پا را گذاشت روی گاز، نزدیک بود رهگذری را، هنگامی که ماشین از جا کنده می‌شد، زیر بگیرد. در آنسوی چهارراه، موتور یک مرسدس سیاه هم‌ غرید، هم‌زمان راه افتاد و با چرخشی ناگهانی توی خیابان کناری پیچید.


https://tavaana.org/fa/Assassins_Turquoise1_2

در یوتیوب:
https://youtu.be/kB2EPaBLrkk

در ساندکلاد:
https://soundcloud.com/tavaana/j-01-02
در کست‌باکس:
https://castbox.fm/episode/id4733738-id579689398

#کتاب_صوتی #رویا_حکاکیان #جنایت_میکونوس #تروریسم #جمهوری_اسلامی

@tavaana

@Tavaana_TavaanaTech
Audio
جانیان قصر فیروزه، اثر رویا حکاکیان، ۱ و ۲ (کتاب شنیداری)

دستِ دستکش پوشیده‌اش را فرو بُرد در ساک ورزشی آویزان از شانه‌اش. سپس، کلیک.
فریادی از سوی میز برخاست. "رفقا، این ترور..."، دنباله‌‌اش در غرشی که از پی آن آمد گم شد. در هوای کم‌نور، جرقه‌های آتش از پهلوی تیرانداز می‌جهید. گلوله‌ها کناره‌ی ساک را می‌دریدند و مهمانان را می‌سفتند.
پس از دو دور -بیست وشش گلوله- رگبار فرو‌نشست. در هوای انبوه از بوی باروت، از هشت مهمان، همگی یا خمیده یا افتاده بودند، مگر یکی. سالمند‌ترین‌شان هنوز نشسته روی صندلی‌اش، سرش به پایین افتاده، خون بر پیراهن سفیدش رنگ می‌دواند و با نقش‌و‌نگار کراواتش در‌هم‌می‌آمیخت. قربانی دیگر خم شده و خُر‌خُر کنان از نفس می‌افتاد. چهره‌اش بر لیوان بزرگ آبجو مچاله می‌شد. آبگونه‌ی زرفام آرام آرام به تیرگی می‌گرایید.
تیرانداز دوم رفت نزدیک میز، دست برهنه‌اش را زیر کمربند برد و تپانچه‌ای بیرون کشید. هیچ‌کس نجنبید. مرد سالمند را هدف گرفت و به سرش سه گلوله شلیک کرد. سپس چرخید به سوی یکی از پیکرهای افتاده بر زمین، مرد جوان لاغری پوشیده در چیزی که تا دمی پیش، پیراهن سفید نونواری بود. پشت سر مرد را نشانه رفت و یک بار آتش کرد. بعد برگشت به سوی پیکری دیگر و باز هدف گرفت. اما پیش از چکاندن ماشه، هم‌دستش اشاره کرد که بشتابند.
 از رستوران که بیرون جستند، نگهبان دم در به آنها پیوست. همگی دویدند به سوی ب.ام.و آبی رنگی که سر چهارراه، رو‌به‌روی بن‌بست، با موتور روشن پارک بود. تیرانداز اصلی پیش از همه رسید. دستگیره‌‌ی درهای جلو و عقب را به چنگ گرفت و هم‌زمان بازشان کرد. همین که خود را در صندلی کنار راننده ‌چپاند، ساک را هم پرت کرد پشت خودش. آن دو دیگر پریدند روی صندلی‌های پشت. راننده پا را گذاشت روی گاز، نزدیک بود رهگذری را، هنگامی که ماشین از جا کنده می‌شد، زیر بگیرد. در آنسوی چهارراه، موتور یک مرسدس سیاه هم‌ غرید، هم‌زمان راه افتاد و با چرخشی ناگهانی توی خیابان کناری پیچید.


https://tavaana.org/fa/Assassins_Turquoise1_2

در یوتیوب:
https://youtu.be/kB2EPaBLrkk

در ساندکلاد:
https://soundcloud.com/tavaana/j-01-02
در کست‌باکس:
https://castbox.fm/episode/id4733738-id579689398

#کتاب_صوتی #رویا_حکاکیان #جنایت_میکونوس #تروریسم #جمهوری_اسلامی #پادکست #یاری_مدنی_توانا

@tavaana

@Tavaana_TavaanaTech
نامه‌هایی از زندان: وداع آخر

پس از انقلاب ۱۳۵۷ با تشکیل دادگاه انقلاب اسلامی به دستور روح‌الله خمینی، موج گسترده‌ای از اعدام‌های عقیدتی و سیاسی و به تعبیری کشتار در ایران آغاز شد.
از همان زمان به بعد، خیل عظیمی از زندانیان عقیدتی و سیاسی به اتهام‌هایی مانند تجزیه‌طلبی، همکاری با سازمان مجاهدین خلق و ارتداد اعدام شده یا به طوری مشکوک و با روش‌هایی متفاوت، توسط عوامل حکومت جمهوری اسلامی کشته شدند.
در نخستین بخش از مجموعه «نامه‌هایی از زندان»، نامه‌هایی را می‌شنوید که به قلم این دست از زندانیان نوشته شده است.
در بعضی نامه‌ها، زندانیان احساسات و سرگذشت خود قبل از اعدام را برای خانواده‌هایشان روایت کرده و با آن‌ها وداع آخر را گفته‌اند. نامه‌های دیگر نیز به قلم زندانیانی است که اگرچه اعدام نشدند اما بر اثر شکنجه یا شرایطی که به آنان تحمیل شده بود و محرومیت از درمان، عملا به قتل رسیدند.
نویسندگان این نامه‌ها عبارتند از: یوسف آلیاری، حسین خاندل، لطیفه نعیمی، احسان فتاحیان، فرهاد وکیلی، فرزاد کمانگر، شاهرخ زمانی، مهنار معنوی‌پرست، علی‌اکبر سعیدی سیرجانی و هدی صابر.
این بخش، به این زنده‌یادان تقدیم می‌شود.

https://tavaana.org/letters_prison1/

در یوتیوب:
https://youtu.be/F3WoCJdtKgA
در ساندکلاد:
https://soundcloud.com/tavaana/namehai-az-zendan-1-vid

در کست‌باکس:
https://castbox.fm/episode/id4733738-id586176247

#وداع_آخر #پادکست #کتاب_صوتی #یاری_مدنی_توانا

@tavaana

@Tavaana_TavaanaTech
Audio
نامه‌هایی از زندان: وداع آخر

پس از انقلاب ۱۳۵۷ با تشکیل دادگاه انقلاب اسلامی به دستور روح‌الله خمینی، موج گسترده‌ای از اعدام‌های عقیدتی و سیاسی و به تعبیری کشتار در ایران آغاز شد.
از همان زمان به بعد، خیل عظیمی از زندانیان عقیدتی و سیاسی به اتهام‌هایی مانند تجزیه‌طلبی، همکاری با سازمان مجاهدین خلق و ارتداد اعدام شده یا به طوری مشکوک و با روش‌هایی متفاوت، توسط عوامل حکومت جمهوری اسلامی کشته شدند.
در نخستین بخش از مجموعه «نامه‌هایی از زندان»، نامه‌هایی را می‌شنوید که به قلم این دست از زندانیان نوشته شده است.
در بعضی نامه‌ها، زندانیان احساسات و سرگذشت خود قبل از اعدام را برای خانواده‌هایشان روایت کرده و با آن‌ها وداع آخر را گفته‌اند. نامه‌های دیگر نیز به قلم زندانیانی است که اگرچه اعدام نشدند اما بر اثر شکنجه یا شرایطی که به آنان تحمیل شده بود و محرومیت از درمان، عملا به قتل رسیدند.
نویسندگان این نامه‌ها عبارتند از: یوسف آلیاری، حسین خاندل، لطیفه نعیمی، احسان فتاحیان، فرهاد وکیلی، فرزاد کمانگر، شاهرخ زمانی، مهنار معنوی‌پرست، علی‌اکبر سعیدی سیرجانی و هدی صابر.
این بخش، به این زنده‌یادان تقدیم می‌شود.

https://tavaana.org/letters_prison1/

در یوتیوب:
https://youtu.be/F3WoCJdtKgA
در ساندکلاد:
https://soundcloud.com/tavaana/namehai-az-zendan-1-vid

در کست‌باکس:
https://castbox.fm/episode/id4733738-id586176247

#وداع_آخر #پادکست #کتاب_صوتی #یاری_مدنی_توانا

@tavaana

@Tavaana_TavaanaTech

به زودی؛ آغاز دوره «غلبه بر چالش‌های نمایندگی حقوقی»
آموزشکده توانا دانشجو می‌پذیرد

اگر وکیل هستید و پرونده‌های حقوق بشری را وکالت می‌کنید، اگر مدافع حقوق بشر یا کنشگر مدنی و سیاسی هستید این دوره برای شما طراحی شده است.
در این دوره موانع ساختاری و سیستمی و اجتماعی در ارائه خدمات حقوقی بررسی می‌شود. همچنین با تمرکز بر خواست‌های گروه‌های به‌حاشیه‌رانده‌شده و کمبودهایی که آن‌ها با آن دست‌به‌گریبان‌اند، به بررسی شیوه‌هایی پرداخته می‌شود که طی آن وکلا و کنشگران می‌توانند به آن‌ها کمک کنند تا در مسیر دسترسی به خدمات حقوقی، بر این چالش‌ها و موانع فائق آیند.

این دوره در یک کانال تلگرامی برگزار می‌شود. لطفا حتما از طریق فرم ثبت‌نام کنید و به کانال تلگرام دوره بپیوندید.
منتظر شما هستیم!

فرم ثبت نام:
https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSezPmv1x48hMJqgjcKRaiS0gFMGFSNa9jSj8Q5sW-EnKKE7qQ/viewform?usp=sf_link

کانال تلگرام دوره:
https://t.me/LegalRepresentation


#دوره_آموزشی #آموزشکده_توانا #یاری_حقوقی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
جانیان قصر فیروزه، اثر رویا حکاکیان، ۳ (کتاب شنیداری)

جانیان قصر فیروزه، روایت لحظه‌به‌لحظه یک جنایت هولناک و سازمان‌یافته حکومتی از سوی جمهوری اسلامی است که به «ترور میکونوس» شهرت یافت.
ترور صادق شرفکندی، فتاح عبدلی، همایون اردلان و نوری دهکردی، از مخالفان جمهوری اسلامی، در شهریور ۱۳۷۱ در رستوران میکونوس در برلین که تبدیل به یک بحران بزرگ برای جمهوری اسلامی شد و رای بی‌سابقه یک قاضی در دادگاه برلین را به دنبال داشت. رایی که بر اساس آن سران جمهوری اسلامی از جمله رهبر (علی خامنه‌ای)، رییس جمهور (اکبر هاشمی رفسنجانی)، وزیر امور خارجه (علی اکبر ولایتی) و وزیر اطلاعات (علی فلاحیان) به عنوان «اعضای کمیته نهایی تصویب ترورهای مخالفان حکومت در خارج» معرفی شدند.
رویا حکاکیان، نویسنده، در این اثر با بهره‌گرفتن از آرشیو مصاحبه‌ها، یادداشت‌ها، روزنامه‌ها و دیگر منابع موجود جزئیات دقیق این جنایت و زندگی قربانیان و خانواده‌شان و نیز سرنوشت عاملان و جریان دادگاه را بیان می‌کند.
این کتاب که ابتدا به زبان انگلیسی منتشر شده بود اکنون با ترجمه آرش جودکی، نویسنده و پژوهشگر، و به همت آموزشکده توانا به فارسی منتشر می‌شود.
https://tavaana.org/assassins_turquoise3/
در یوتیوب:
https://youtu.be/p3LaDAD86lo
در ساندکلاد:
https://soundcloud.com/tavaana/j-03

در کست‌باکس:
https://castbox.fm/episode/id4733738-id579689589
نسخه نوشتاری:
https://tavaana.org/fa/Assassins_Turquoise

#کتاب_صوتی #رویا_حکاکیان #جنایت_میکونوس #تروریسم #جمهوری_اسلامی #پادکست #یاری_مدنی_توانا

@tavaana

@Tavaana_TavaanaTech
Audio
جانیان قصر فیروزه، اثر رویا حکاکیان، ۳ (کتاب شنیداری)

جانیان قصر فیروزه، روایت لحظه‌به‌لحظه یک جنایت هولناک و سازمان‌یافته حکومتی از سوی جمهوری اسلامی است که به «ترور میکونوس» شهرت یافت.
ترور صادق شرفکندی، فتاح عبدلی، همایون اردلان و نوری دهکردی، از مخالفان جمهوری اسلامی، در شهریور ۱۳۷۱ در رستوران میکونوس در برلین که تبدیل به یک بحران بزرگ برای جمهوری اسلامی شد و رای بی‌سابقه یک قاضی در دادگاه برلین را به دنبال داشت. رایی که بر اساس آن سران جمهوری اسلامی از جمله رهبر (علی خامنه‌ای)، رییس جمهور (اکبر هاشمی رفسنجانی)، وزیر امور خارجه (علی اکبر ولایتی) و وزیر اطلاعات (علی فلاحیان) به عنوان «اعضای کمیته نهایی تصویب ترورهای مخالفان حکومت در خارج» معرفی شدند.
رویا حکاکیان، نویسنده، در این اثر با بهره‌گرفتن از آرشیو مصاحبه‌ها، یادداشت‌ها، روزنامه‌ها و دیگر منابع موجود جزئیات دقیق این جنایت و زندگی قربانیان و خانواده‌شان و نیز سرنوشت عاملان و جریان دادگاه را بیان می‌کند.
این کتاب که ابتدا به زبان انگلیسی منتشر شده بود اکنون با ترجمه آرش جودکی، نویسنده و پژوهشگر، و به همت آموزشکده توانا به فارسی منتشر می‌شود.
https://tavaana.org/assassins_turquoise3/
در یوتیوب:
https://youtu.be/p3LaDAD86lo
در ساندکلاد:
https://soundcloud.com/tavaana/j-03

در کست‌باکس:
https://castbox.fm/episode/id4733738-id579689589
نسخه نوشتاری:
https://tavaana.org/fa/Assassins_Turquoise

#کتاب_صوتی #رویا_حکاکیان #جنایت_میکونوس #تروریسم #جمهوری_اسلامی #پادکست #یاری_مدنی_توانا

@tavaana

@Tavaana_TavaanaTech

به زودی؛ آغاز دوره «غلبه بر چالش‌های نمایندگی حقوقی»
آموزشکده توانا دانشجو می‌پذیرد

اگر وکیل هستید و پرونده‌های حقوق بشری را وکالت می‌کنید، اگر مدافع حقوق بشر یا کنشگر مدنی و سیاسی هستید این دوره برای شما طراحی شده است.
در این دوره موانع ساختاری و سیستمی و اجتماعی در ارائه خدمات حقوقی بررسی می‌شود. همچنین با تمرکز بر خواست‌های گروه‌های به‌حاشیه‌رانده‌شده و کمبودهایی که آن‌ها با آن دست‌به‌گریبان‌اند، به بررسی شیوه‌هایی پرداخته می‌شود که طی آن وکلا و کنشگران می‌توانند به آن‌ها کمک کنند تا در مسیر دسترسی به خدمات حقوقی، بر این چالش‌ها و موانع فائق آیند.

این دوره در یک کانال تلگرامی برگزار می‌شود. لطفا حتما از طریق فرم ثبت‌نام کنید و به کانال تلگرام دوره بپیوندید.
منتظر شما هستیم!

فرم ثبت نام:
https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSezPmv1x48hMJqgjcKRaiS0gFMGFSNa9jSj8Q5sW-EnKKE7qQ/viewform?usp=sf_link

کانال تلگرام دوره:
https://t.me/LegalRepresentation


#دوره_آموزشی #آموزشکده_توانا #یاری_حقوقی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
نامه‌هایی از زندان: عاشقانه‌های زندان

«عشق می‌جوشد و مفری برای بروز می‌یابد.» این جمله کوتاه بخشی از نامه یک زندانی است که از زندان برای فرزندش نوشته شده است.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بحبوحه دستگیری‌ها، چه بسیار مادران و پدرانی که به دلیل فعالیت سیاسی یا داشتن دینی مغایر با اسلام، مقابل چشم فرزاندنشان دستگیر شدند و به سال‌ها حبس محکوم شدند. چه بسیار مادران و همسرانی که برای بودن لحظه‌ای در کنار خانواده و فرزندانشان، در زندان لحظه‌شماری کردند، و حکم‌رانان جمهوری اسلامی آن‌ها را از کم‌ترین حقوق طبیعی یک زندانی، یعنی مرخصی، محروم کردند.

در این بخش از مجموعه «نامه‌هایی از زندان»، نامه‌های فریبا کمال‌آبادی،‌ صدیقه مرادی و مریم اکبری‌منفرد را می‌خوانیم؛ مادرانی که در وصف عشق خود از پشت میله‌های زندان برای جگرگوشه‌هایشان نامه نوشتند.
این بخش تقدیم می‌شود به تمام مادران، پدران، فرزندان و همسرانی که دور از عزیزانشان در زندان‌های جمهوری اسلامی محبوسند.

https://tavaana.org/letters_prison2/

در یوتیوب:
https://youtu.be/iIh4G8Vq8fk

در کست‌باکس:
https://castbox.fm/episode/id4733738-id586382501
در ساندکلاد:
https://soundcloud.com/tavaana/namehai-az-zendan-2-vid

#وداع_آخر #پادکست #کتاب_صوتی #یاری_مدنی_توانا

@tavaana

@Tavaana_TavaanaTech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نامه‌هایی از زندان: عاشقانه‌های زندان

«عشق می‌جوشد و مفری برای بروز می‌یابد.» این جمله کوتاه بخشی از نامه یک زندانی است که از زندان برای فرزندش نوشته شده است.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بحبوحه دستگیری‌ها، چه بسیار مادران و پدرانی که به دلیل فعالیت سیاسی یا داشتن دینی مغایر با اسلام، مقابل چشم فرزاندنشان دستگیر شدند و به سال‌ها حبس محکوم شدند. چه بسیار مادران و همسرانی که برای بودن لحظه‌ای در کنار خانواده و فرزندانشان، در زندان لحظه‌شماری کردند، و حکم‌رانان جمهوری اسلامی آن‌ها را از کم‌ترین حقوق طبیعی یک زندانی، یعنی مرخصی، محروم کردند.

در این بخش از مجموعه «نامه‌هایی از زندان»، نامه‌های فریبا کمال‌آبادی،‌ صدیقه مرادی و مریم اکبری‌منفرد را می‌خوانیم؛ مادرانی که در وصف عشق خود از پشت میله‌های زندان برای جگرگوشه‌هایشان نامه نوشتند.
این بخش تقدیم می‌شود به تمام مادران، پدران، فرزندان و همسرانی که دور از عزیزانشان در زندان‌های جمهوری اسلامی محبوسند.

https://tavaana.org/letters_prison2/

در یوتیوب:
https://youtu.be/iIh4G8Vq8fk

در کست‌باکس:
https://castbox.fm/episode/id4733738-id586382501
در ساندکلاد:
https://soundcloud.com/tavaana/namehai-az-zendan-2-vid

#پادکست #کتاب_صوتی #یاری_مدنی_توانا

@tavaana

@Tavaana_TavaanaTech
Audio
نامه‌هایی از زندان: عاشقانه‌های زندان

«عشق می‌جوشد و مفری برای بروز می‌یابد.» این جمله کوتاه بخشی از نامه یک زندانی است که از زندان برای فرزندش نوشته شده است.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بحبوحه دستگیری‌ها، چه بسیار مادران و پدرانی که به دلیل فعالیت سیاسی یا داشتن دینی مغایر با اسلام، مقابل چشم فرزاندنشان دستگیر شدند و به سال‌ها حبس محکوم شدند. چه بسیار مادران و همسرانی که برای بودن لحظه‌ای در کنار خانواده و فرزندانشان، در زندان لحظه‌شماری کردند، و حکم‌رانان جمهوری اسلامی آن‌ها را از کم‌ترین حقوق طبیعی یک زندانی، یعنی مرخصی، محروم کردند.

در این بخش از مجموعه «نامه‌هایی از زندان»، نامه‌های فریبا کمال‌آبادی،‌ صدیقه مرادی و مریم اکبری‌منفرد را می‌خوانیم؛ مادرانی که در وصف عشق خود از پشت میله‌های زندان برای جگرگوشه‌هایشان نامه نوشتند.
این بخش تقدیم می‌شود به تمام مادران، پدران، فرزندان و همسرانی که دور از عزیزانشان در زندان‌های جمهوری اسلامی محبوسند.

https://tavaana.org/letters_prison2/

در یوتیوب:
https://youtu.be/iIh4G8Vq8fk

در کست‌باکس:
https://castbox.fm/episode/id4733738-id586382501
در ساندکلاد:
https://soundcloud.com/tavaana/namehai-az-zendan-2-vid

#پادکست #کتاب_صوتی #یاری_مدنی_توانا

@tavaana

@Tavaana_TavaanaTech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جانیان قصر فیروزه، اثر رویا حکاکیان، ۴

هنگامی که رگبار گلوله‌ها فرونشست، سکوتی اتاق را فراگرفت، هراس‌انگیزتر از دلهره‌ای که جایگزین آن شده بود. پرویز دزدکی نگاهی به اطراف انداخت. یکی از تیراندازها به دکتر نزدیک شد و سه گلوله‌ی دیگر به او شلیک کرد. فشافشِ تک‌تیرها هم، مثل رگبار مسلسل، زیاد بلند نبود. صدا خفه کن! پرویز می‌توانست عقب رفتنِ ساعدِ تیرانداز را پس از هر شلیک ببیند و سپس گردش‌اش را برای هدف گرفتنِ دستیار دکتر که کنار او افتاده بود. پژواکِ خفه‌ای در هوا پیچید. پرویز خود را آماده ساخت که ساعدِ پوشیده در چرمِ سیاه بالای سر او درنگ کند، چشم‌ فروبست و منتظر ماند. اما تنها همهمه‌ی پاها به گوش رسید، گام‌هایی سنگین که گذشتند و سپس خاموش شدند.
ترس، هر صدایی را خاموش کرده بود مگر ناله‌های ناخودآگاه زخمی‌ها. نه جنبشی، نه آوایی از کسی و چیزی. تا اینکه مهدی سکوت را شکست.
-نوری؟
پاسخی داده نشد. باز پرسید.
-دکتر؟
تنها سکوت.
 -آقای عبدلی؟
باز از هیچ‌کس صدایی درنیامد.
-آقای اردلان؟ عزیز؟
در آن سوی اتاق، کسی جنبید. سرانجام آوایی به گوش رسید.
-مهدی؟
-آره منم. تویی عزیز؟
- نه، پرویزم.
آهنگ صدای مهدی به پرویز نیرو بخشید. برخاست و به سالن اصلی رفت. می‌خواست از تلفنِ بار به پلیس زنگ بزند، اما فهمید که مشتری آلمانی این کار را کرده است. به جای آن، پرویز به دوستی تلفن کرد و خبر را رساند: "آمدند رستوران میکونوس و همه را به رگبار بستند، من نمی‌دانم کی زنده‌ست، کی مرده؟ به همه بگو!"



https://tavaana.org/assassins_turquoise4/

در یوتیوب:
https://youtu.be/CCFXhKn3iJw
در ساندکلاد:
https://soundcloud.com/tavaana/j-04
در کست‌باکس:
https://castbox.fm/episode/id4733738-id579689774
نسخه نوشتاری:
https://tavaana.org/fa/Assassins_Turquoise

#کتاب_صوتی #رویا_حکاکیان #جنایت_میکونوس #تروریسم #جمهوری_اسلامی #پادکست #یاری_مدنی_توانا

@tavaana

@Tavaana_TavaanaTech
Audio
جانیان قصر فیروزه، اثر رویا حکاکیان، ۴

هنگامی که رگبار گلوله‌ها فرونشست، سکوتی اتاق را فراگرفت، هراس‌انگیزتر از دلهره‌ای که جایگزین آن شده بود. پرویز دزدکی نگاهی به اطراف انداخت. یکی از تیراندازها به دکتر نزدیک شد و سه گلوله‌ی دیگر به او شلیک کرد. فشافشِ تک‌تیرها هم، مثل رگبار مسلسل، زیاد بلند نبود. صدا خفه کن! پرویز می‌توانست عقب رفتنِ ساعدِ تیرانداز را پس از هر شلیک ببیند و سپس گردش‌اش را برای هدف گرفتنِ دستیار دکتر که کنار او افتاده بود. پژواکِ خفه‌ای در هوا پیچید. پرویز خود را آماده ساخت که ساعدِ پوشیده در چرمِ سیاه بالای سر او درنگ کند، چشم‌ فروبست و منتظر ماند. اما تنها همهمه‌ی پاها به گوش رسید، گام‌هایی سنگین که گذشتند و سپس خاموش شدند.
ترس، هر صدایی را خاموش کرده بود مگر ناله‌های ناخودآگاه زخمی‌ها. نه جنبشی، نه آوایی از کسی و چیزی. تا اینکه مهدی سکوت را شکست.
-نوری؟
پاسخی داده نشد. باز پرسید.
-دکتر؟
تنها سکوت.
 -آقای عبدلی؟
باز از هیچ‌کس صدایی درنیامد.
-آقای اردلان؟ عزیز؟
در آن سوی اتاق، کسی جنبید. سرانجام آوایی به گوش رسید.
-مهدی؟
-آره منم. تویی عزیز؟
- نه، پرویزم.
آهنگ صدای مهدی به پرویز نیرو بخشید. برخاست و به سالن اصلی رفت. می‌خواست از تلفنِ بار به پلیس زنگ بزند، اما فهمید که مشتری آلمانی این کار را کرده است. به جای آن، پرویز به دوستی تلفن کرد و خبر را رساند: "آمدند رستوران میکونوس و همه را به رگبار بستند، من نمی‌دانم کی زنده‌ست، کی مرده؟ به همه بگو!"



https://tavaana.org/assassins_turquoise4/

در یوتیوب:
https://youtu.be/CCFXhKn3iJw
در ساندکلاد:
https://soundcloud.com/tavaana/j-04
در کست‌باکس:
https://castbox.fm/episode/id4733738-id579689774
نسخه نوشتاری:
https://tavaana.org/fa/Assassins_Turquoise

#کتاب_صوتی #رویا_حکاکیان #جنایت_میکونوس #تروریسم #جمهوری_اسلامی #پادکست #یاری_مدنی_توانا

@tavaana

@Tavaana_TavaanaTech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جانیان قصر فیروزه، اثر رویا حکاکیان، ۵ (کتاب شنیداری)


تلفن، تلفن! تنها کاری که می‌خواست بکند تلفن زدن بود. آپارتمان را گز می‌کرد، از کاناپه‌ی اتاق نشیمن جلو تلویزیون، که اخبار را پخش می‌کرد، به بالکن برای هواخوری، سپس به سوی تلفنِ رویِ میزِ کنار تختش، از آنجا به سوی گاز در آشپزخانه برای چای دم کردن، می‌رفت و بازمی‌آمد. روال همیشگی صبح‌هایش به هم خورده بود. به فکرش هم نمی‌رسید که چیزی بخورد یا به تختخواب برود. تنها تلفن زدن! زنگ زد به منشی‌اش در صلیب سرخ برلین که در آنجا، همچون مددکار اجتماعی، کارهای مربوط به پناهندگان را سرپرستی می‌کرد. "امروز نمی‌توانم به سر کار بیایم." این را گفت و هنگامی که منشی‌اش پرسید چرا؟ بغض‌اش ترکید.
"دزد بهتان زده؟ مادرتان مرده؟ دخترتان گم شده؟" رگبار پرسش‌های منشی بر سرش باریدن گرفت.
تنها توانست به او بگوید: "اخبار را گوش کن!"


https://tavaana.org/assassins_turquoise5/

در یوتیوب:
https://youtu.be/7Tx51Tz43ME

در ساندکلاد:
https://soundcloud.com/tavaana/j-05

در کست‌باکس:
https://castbox.fm/episode/id4733738-id579690205

#کتاب_صوتی #رویا_حکاکیان #جنایت_میکونوس #تروریسم #جمهوری_اسلامی #پادکست #یاری_مدنی_توانا

@tavaana

@Tavaana_TavaanaTech
Audio
جانیان قصر فیروزه، اثر رویا حکاکیان، ۵ (کتاب شنیداری)


تلفن، تلفن! تنها کاری که می‌خواست بکند تلفن زدن بود. آپارتمان را گز می‌کرد، از کاناپه‌ی اتاق نشیمن جلو تلویزیون، که اخبار را پخش می‌کرد، به بالکن برای هواخوری، سپس به سوی تلفنِ رویِ میزِ کنار تختش، از آنجا به سوی گاز در آشپزخانه برای چای دم کردن، می‌رفت و بازمی‌آمد. روال همیشگی صبح‌هایش به هم خورده بود. به فکرش هم نمی‌رسید که چیزی بخورد یا به تختخواب برود. تنها تلفن زدن! زنگ زد به منشی‌اش در صلیب سرخ برلین که در آنجا، همچون مددکار اجتماعی، کارهای مربوط به پناهندگان را سرپرستی می‌کرد. "امروز نمی‌توانم به سر کار بیایم." این را گفت و هنگامی که منشی‌اش پرسید چرا؟ بغض‌اش ترکید.
"دزد بهتان زده؟ مادرتان مرده؟ دخترتان گم شده؟" رگبار پرسش‌های منشی بر سرش باریدن گرفت.
تنها توانست به او بگوید: "اخبار را گوش کن!"


https://tavaana.org/assassins_turquoise5/

در یوتیوب:
https://youtu.be/7Tx51Tz43ME

در ساندکلاد:
https://soundcloud.com/tavaana/j-05

در کست‌باکس:
https://castbox.fm/episode/id4733738-id579690205

#کتاب_صوتی #رویا_حکاکیان #جنایت_میکونوس #تروریسم #جمهوری_اسلامی #پادکست #یاری_مدنی_توانا

@tavaana

@Tavaana_TavaanaTech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جانیان قصر فیروزه، اثر رویا حکاکیان، ۶ (کتاب شنیداری)

صدها تن به گورستان آمده بودند و بیشترشان تبعیدی‌هایی که یا نوری را از نزدیک می‌شناختند و یا از راه مصاحبه‌های رادیو-تلویزیونی و مقاله‌هایش با او آشنایی داشتند. کم نبودند کسانی هم که هیچ‌چیز از او نمی‌دانستند. پس از بزرگ‌ترین کوچِ ناگزیر در تاریخ ایران، نزدیک یک میلیون ایرانی، تا سال۱۹۹۲، ‌بیرون از ایران می‌زیستند که بیشینه‌شان پناهندگان سیاسی بودند. از میان آنها، نزدیک شش هزار تن در برلین زندگی می‌کردند. همان‌ها آن روز صبح به گورستان آمده بودند، چرا که دردی مشترک خاستگاه‌ همگی‌شان بود و هریک گذرگاه دردناک همانندی را می‌پیمود. سرنوشتِ نوری آیینه‌ی تمام‌نمای سرنوشت ایشان بود. پس از کودتای ۱۹۵۳ و سرنگونی نخست‌وزیرِ پُرهوادار، مصدق، دانشجویان بسیاری به غرب رفتند و در آنجا کنفدراسیون دانشجویان ایرانی را بنیاد گذاشتند. با دفترهایی در سراسر اروپا و آمریکا، کنفدراسیون الگویی بود برای رویای دموکراسی که کودتا از میان برده بود. جوانان پیشرو، سکولار و مذهبی، گرد هم آمده بودند تا جمهوری مینیاتوری خودساخته‌ای را بگردانند که در آن هر فصل، فصلِ انتخابات بود. هموندان کنفدراسیون نمایندگان دانشگاه را برمی‌گزیدند و نمایندگان دانشگاه نمایندگان شهر را و نمایندگان شهر نمایندگان کشور را و نمایندگان کشور هیئت جهانی دبیران را برمی‌گزیدند. درآمدشان را از راه پرداخت حق عضویت به دست می‌آوردند و گزارش بودجه سالانه‌ی خود را چاپ می‌کردند. و همه اینها بر پایه‌ی اساسنامه‌های برابری‌خواهانه‌ای بود که خودشان نگاشته بودند. تا پیش از پایان عمر خود در آخرین سال‌های دهه ۱۹۷۰، کنفدراسیون نسلی را پرورده بود که از  دل آن نخبگان سیاسی نوپایی سر برآوردند.

https://tavaana.org/assassins_turquoise6/

در یوتیوب:
https://youtu.be/FKcgFD9fPbU

در ساندکلاد:
https://soundcloud.com/tavaana/j-06

در کست‌باکس:
https://castbox.fm/episode/id4733738-id579690596

نوشتاری:
https://tavaana.org/fa/Assassins_Turquoise

#کتاب_صوتی #رویا_حکاکیان #جنایت_میکونوس #تروریسم #جمهوری_اسلامی #پادکست #یاری_مدنی_توانا

@tavaana

@Tavaana_TavaanaTech
Audio
جانیان قصر فیروزه، اثر رویا حکاکیان، ۶ (کتاب شنیداری)

صدها تن به گورستان آمده بودند و بیشترشان تبعیدی‌هایی که یا نوری را از نزدیک می‌شناختند و یا از راه مصاحبه‌های رادیو-تلویزیونی و مقاله‌هایش با او آشنایی داشتند. کم نبودند کسانی هم که هیچ‌چیز از او نمی‌دانستند. پس از بزرگ‌ترین کوچِ ناگزیر در تاریخ ایران، نزدیک یک میلیون ایرانی، تا سال۱۹۹۲، ‌بیرون از ایران می‌زیستند که بیشینه‌شان پناهندگان سیاسی بودند. از میان آنها، نزدیک شش هزار تن در برلین زندگی می‌کردند. همان‌ها آن روز صبح به گورستان آمده بودند، چرا که دردی مشترک خاستگاه‌ همگی‌شان بود و هریک گذرگاه دردناک همانندی را می‌پیمود. سرنوشتِ نوری آیینه‌ی تمام‌نمای سرنوشت ایشان بود. پس از کودتای ۱۹۵۳ و سرنگونی نخست‌وزیرِ پُرهوادار، مصدق، دانشجویان بسیاری به غرب رفتند و در آنجا کنفدراسیون دانشجویان ایرانی را بنیاد گذاشتند. با دفترهایی در سراسر اروپا و آمریکا، کنفدراسیون الگویی بود برای رویای دموکراسی که کودتا از میان برده بود. جوانان پیشرو، سکولار و مذهبی، گرد هم آمده بودند تا جمهوری مینیاتوری خودساخته‌ای را بگردانند که در آن هر فصل، فصلِ انتخابات بود. هموندان کنفدراسیون نمایندگان دانشگاه را برمی‌گزیدند و نمایندگان دانشگاه نمایندگان شهر را و نمایندگان شهر نمایندگان کشور را و نمایندگان کشور هیئت جهانی دبیران را برمی‌گزیدند. درآمدشان را از راه پرداخت حق عضویت به دست می‌آوردند و گزارش بودجه سالانه‌ی خود را چاپ می‌کردند. و همه اینها بر پایه‌ی اساسنامه‌های برابری‌خواهانه‌ای بود که خودشان نگاشته بودند. تا پیش از پایان عمر خود در آخرین سال‌های دهه ۱۹۷۰، کنفدراسیون نسلی را پرورده بود که از  دل آن نخبگان سیاسی نوپایی سر برآوردند.

https://tavaana.org/assassins_turquoise6/

در یوتیوب:
https://youtu.be/FKcgFD9fPbU

در ساندکلاد:
https://soundcloud.com/tavaana/j-06

در کست‌باکس:
https://castbox.fm/episode/id4733738-id579690596

نوشتاری:
https://tavaana.org/fa/Assassins_Turquoise

#کتاب_صوتی #رویا_حکاکیان #جنایت_میکونوس #تروریسم #جمهوری_اسلامی #پادکست #یاری_مدنی_توانا

@tavaana

@Tavaana_TavaanaTech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نامه‌هایی از زندان: انفرادی، شکنجه‌ای که سفید نیست

سلول انفرادی؛ اتاقکی عمدتا کوچک، بعضا به ابعاد قبر، که زندانی سیاسی محبوس در آن، فرق شب و روز را نمی‌فهمد، و تنها مامن او، می‌شود دل‌نوشته‌هایی که زندانیان پیش از او روی دیوارها حک کرده‌اند. چه رازها و رنج‌ها که در این اتاقک‌های کوچک پنهان است.

اگرچه از سلول انفرادی به شکنجه سفید تعبیر می‌شود اما وقتی سرگذشت آن‌ها که در سلول انفرادی حبس بوده‌اند را می‌شنویم درمی‌یابیم که این شکنجه، سیاهی مطلق است.

سلول انفرادی مصداق بارز شکنجه مطلق روحی و جسمی است. این جمله را بسیاری از آن‌ها که روزها و شب‌های خود را در انفرادی گذرانده‌اند، می‌گویند.

پس از انقلاب اسلامی بسیاری از زندانیان سیاسی و عقیدتی، حبس در سلول انفرادی را تجربه کرده‌اند و حتی با تغییر دولت‌ها در جمهوری اسلامی نیز کاربری این سلول‌ها تفاوتی نکرده و نخواهد کرد.

در این بخش از مجموعه «نامه‌هایی از زندان»‌ به سراغ نامه‌هایی رفته‌ایم که هر کدام بازگوکننده گوشه‌ای کوچک از این شکنجه هولناک است. نامه‌هایی از: بهروز جاویدتهرانی، سعید ملک‌پور، رضا شریفی‌بوکانی، نرگس محمدی و احمد باطبی.
این بخش تقدیم می‌شود به تمام کسانی که بخشی از زندگی‌شان را در سلول‌های انفرادی جمهوری اسلامی گذرانده‌اند و می‌گذرانند.

https://tavaana.org/letters_prison3/

یوتیوب:
https://youtu.be/LDV0deCaVUA
در کست‌باکس:
https://castbox.fm/episode/id4733738-id586395212
در ساندکلاد:
https://soundcloud.com/tavaana/namehai-az-zendan-3-vid

#پادکست #کتاب_صوتی #سلول_انفرادی #انفرادی_شکنجه_است #یاری_مدنی_توانا #نامه_های_زندان

@tavaana

@Tavaana_TavaanaTech
Audio
نامه‌هایی از زندان: انفرادی، شکنجه‌ای که سفید نیست

سلول انفرادی؛ اتاقکی عمدتا کوچک، بعضا به ابعاد قبر، که زندانی سیاسی محبوس در آن، فرق شب و روز را نمی‌فهمد، و تنها مامن او، می‌شود دل‌نوشته‌هایی که زندانیان پیش از او روی دیوارها حک کرده‌اند. چه رازها و رنج‌ها که در این اتاقک‌های کوچک پنهان است.

اگرچه از سلول انفرادی به شکنجه سفید تعبیر می‌شود اما وقتی سرگذشت آن‌ها که در سلول انفرادی حبس بوده‌اند را می‌شنویم درمی‌یابیم که این شکنجه، سیاهی مطلق است.

سلول انفرادی مصداق بارز شکنجه مطلق روحی و جسمی است. این جمله را بسیاری از آن‌ها که روزها و شب‌های خود را در انفرادی گذرانده‌اند، می‌گویند.

پس از انقلاب اسلامی بسیاری از زندانیان سیاسی و عقیدتی، حبس در سلول انفرادی را تجربه کرده‌اند و حتی با تغییر دولت‌ها در جمهوری اسلامی نیز کاربری این سلول‌ها تفاوتی نکرده و نخواهد کرد.

در این بخش از مجموعه «نامه‌هایی از زندان»‌ به سراغ نامه‌هایی رفته‌ایم که هر کدام بازگوکننده گوشه‌ای کوچک از این شکنجه هولناک است. نامه‌هایی از: بهروز جاویدتهرانی، سعید ملک‌پور، رضا شریفی‌بوکانی، نرگس محمدی و احمد باطبی.
این بخش تقدیم می‌شود به تمام کسانی که بخشی از زندگی‌شان را در سلول‌های انفرادی جمهوری اسلامی گذرانده‌اند و می‌گذرانند.

https://tavaana.org/letters_prison3/

یوتیوب:
https://youtu.be/LDV0deCaVUA
در کست‌باکس:
https://castbox.fm/episode/id4733738-id586395212
در ساندکلاد:
https://soundcloud.com/tavaana/namehai-az-zendan-3-vid

#پادکست #کتاب_صوتی #سلول_انفرادی #انفرادی_شکنجه_است #یاری_مدنی_توانا #نامه_های_زندان

@tavaana

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
معرفی دوره غلبه بر چالش‌های نمایندگی حقوقی، موسی برزین، حقوق‌دان

در این ویدیو موسی برزین، کارشناس حقوق و پژوهشگر و مدرس دوره، درباره محتوای جلسات این دوره و مباحثی که مطرح خواهد شد توضیح می‌دهد.
این دوره به زودی برگزار می‌شود. اگر وکیل هستید و پرونده‌های حقوق بشری را وکالت می‌کنید، اگر مدافع حقوق بشر یا کنشگر مدنی و سیاسی هستید این دوره برای شما طراحی شده است.

فرم ثبت‌نام:
https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSezPmv1x48hMJqgjcKRaiS0gFMGFSNa9jSj8Q5sW-EnKKE7qQ/viewform?usp=sf_link

کانال تلگرام دوره:
https://t.me/LegalRepresentation

#دوره_آموزشی #حقوق_بشر #یاری_حقوقی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech