بانوان کنشگر حقوق مدنی ایران https://t.me/Women_Civil _Rights_Activists
438 subscribers
1.77K photos
1.16K videos
23 files
2.55K links
💠 کانال رسمی بیانیه تکمیلی ۱۴بانوی کنشگر مدنی ایران برای گذار از تمامیت حکومت اسلامی ایران

🟠 لینک کانال پشتیبان بانوان👇
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists

https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists1۴
Download Telegram
طرحی از عابد زارعی، به یاد روح‌الله زم و به مناسبت روز جهانی آزادی مطبوعات

#روز_جهانی_آزادی_مطبوعات
#روح_الله_زم

https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
بانوان کنشگر حقوق مدنی ایران https://t.me/Women_Civil _Rights_Activists
مقامات ایران باید به‌ بازی بی‌رحمانه‌شان با جان زندانی شکنجه شده، محمد نوری‌زاد پایان دهند @Women_Civil_Rights_Activists👇👇
🔴 محمد نوری‌زاد
۱۳ اردیبهشت۱۴۰۰
زندان اوین

اسلام ناب محمدی را عشق است!

۱- امروز ۱۴۰۰/۲/۱۳ من ۶۶ مین زخم روزانه را بر خویش وارد آوردم و شره‌های خون تازه را به افسر نگهبان وقت ( آقای رحمانی ) نشان دادم.
۵۳ روز از اعتصاب دارو و ۵۰ روز از اعتصاب غذای من می‌گذرد. با اعتصاب دارو دچار حمله‌های قلبی و تپش شدید قلب می‌شوم. نیمی از شنوایی گوش چپم از دست رفته. نه صبحانه می‌خورم و نه ناهار و نه شام. سر انگشتانم می‌لرزد. ۳۷ بار بیهوش شده‌ام و چهار بار از بالای پله‌های بند به زیر واژگون شدم. ۱۶ کیلو وزنم کم شده و دید چشمانم نیز.

۲- در لندن دو بیمارستان به نام‌های هامر اسمیت و کرامول هر دو زیر نظر سران فراماسون اداره می‌شوند و به فراماسونرها سرویس می‌دهند. از شما مردم ایران می‌پرسم؛ چرا آیت الله های اسلام ناب محمدی به جای دخیل بستن به ضریح امام رضا و امام‌زادگان، یک به یک راهی لندن می‌شوند و در این دو بیمارستان بستری می‌شوند؟! از آیت‌الله فاضل لنکرانی تا واعظ طبسی تا مهدوی کنی و تا روحانی ( رئیس جمهور ) تا آیت‌الله سیستانی. اینان حتی برای یک چکاپ ساده در این دو بیمارستان بستری می‌شوند.

حضرت ملا، جناب مجتبی خامنه‌ای با یک هیئت ویژه، یک طبقه از بیمارستان هامر اسمیت را برای شش ماه اجاره می‌کند و همسرش را که بچه‌دار نمی‌شد در آنجا بچه‌دار کرد. در آن شش ماه ملا مجتبی خامنه‌ای آموزش‌های لازم را از فراماسونرها دریافت کرد و با همسری آبستن و با صرف میلیون‌ها یورو به ایران برگشت تا بچه را در ایران به دنیا بیاورد. همین آیت‌الله فاضل لنکرانی در وصیت‌نامه‌اش رسماً می‌نویسد: «لندن، ام القرای شیعیان اهل بیت مکرم است.» ای بنازم به تشخیص این ملاهای پوک‌مغز که ته همگی‌شان خیس است.

۳- هفته پیش، هیولایی به نام مصطفی کاظمی به عربستان سعودی رفت تا با سران آن کشور گفتگو کند. این هیولا را اگر نمی‌شناسید، بشناسید: "مصطفی کاظمی" آن سالها که در وزارت اطلاعات بود، کار تخصصی‌اش گوش تا گوش سر بریدن بود؛ همه‌ی قتل‌های زنجیره‌ای را او با دست خود، با چاقوی سلاخی خود، عملیاتی کرد. گردن فروهرها را خود او گوش تا گوش برید و سرشان را بر سینه نهاد. او را، به شوخی، محاکمه و زندانی و تا همیشه از کارهای دولتی محروم کردند. برادران سپاه که به تخصص او در سلاخی و آدم‌کشی نیاز داشتند، زندان او را خط زدند و رسما او را در اطلاعات سپاه استخدام کردند. گور پدر حکم محرومیت از استخدام در دوایر دولتی و گور پدر وزارت خارجه که باید برای دیپلماسی دست به کار شود. از خود بپرسید؛ چرا این آدم‌کش تابلودار سابق اطلاعات اکنون، برای گفتگو به عربستان اعزام می‌شود؟

۴- آقای دکتر علی ربیعی را اگر نمی‌شناسید، بشناسید. او سابقاً معاون وزیر اطلاعات (علی فلاحیان) بود. دیپلم هم نداشت؛ معروف بود به «عباد». مگر می‌شود معاون وزیر اطلاعات بود و دیپلم نداشت؟ چرا نمی‌شود؟ یکی را فرستادند به جای او امتحان داد و دیپلم گرفت و باز یکی را فرستادند به جای او کنکور داد و دانشگاه رفت و باز دیگری رفت و فوق لیسانس گرفت و یکی دیگر رفت و به جای حضرت «عباد»/علی ربیعی کنکور دکترا داد، و برای او مدرک دکترا گرفت؛ به همین سادگی!

می‌گما: در زیر عمامه‌های ولایی چه جک و جونورهایی در جنب و جوش‌اند. اخیراً با فاش شدن فایل صوتی ظریف به همین دکتر قلابی، علی ربیعی، با حفظ سمت سخنگوی دولت، رئیس دفتر استراتژیک و تحقیقات ریاست جمهوری شد، چرا که حسام‌الدین آشنا این اطلاعاتی آدمکش با لو رفتن فایل صوتی ظریف مجبور به استعفا شد. چه می کنه این اسلام ناب محمدی بیت رهبری! منقل و تریاک و نگاری را عشق است!

۵- صمیمانه، از همه آنانی که نگران من‌اند، و به هر شیوه با من و خانواده‌ام ابراز همدلی و همراهی و غمخواری کرده‌اند، سپاسمندم. با اطمینان می‌گویم؛ همچنانکه هر روز در گزارش‌های اینجانب برای مسئولین زندان می‌نویسم، ما به ‌زودی شاهد گور به گور شدن ستمگرانی خواهیم بود که ایران را به تباهی کشانده‌اند، و آبروی جهانی سرزمین ما را به خاک مالیده‌اند.

می‌بینم روزی را که در همین نزدیکیها سرافراز از این آزمون بزرگ و سترگ به در خواهیم شد. چه نوری‌زادها باشند، چه نباشند. کار ما بذرافشاندن است؛ دروی این بذر بماند برای آیندگان.

https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
Forwarded from اتچ بات
🔴‌ به نام خدای آزادی

"دوشنبه های ملاقات"

دیروز دوشنبه بعد از سه هفته کرونایی به دیدن آقای نوری زاد رفتم. بعد از مدتی انتظار آمد. هاج و واج همینطور ایستاده بودم یارای تماشایم نبود ؛ از لابلای موهای کم پشت و بلندش، شره های خون از پیشانی، روی بینی، صورت و گردن جاری شده بود. چهره ای بیرنگ با اندامی تکیده ی تکیه به عصا.
لحظاتی نتوانستم بنشینم مات و مبهوت مانده بودم بدون اینکه او گوشی را بردارد و من هم.به او گفتم آخر چرا با خودت اینکار را می کنی؟ چندبار تکرار کردم، غافل از اینکه او نمی شنود و بهتر که نمی شنید.تازه یادمان افتاد که باید بنشینیم و گوشی را برداریم.
او مجددا برایم ماجرای بیمارستان لقمان الدوله و تزریق آمپول را تعریف کرد و کفت: هنوز که هنوز است پاسخی در چرایی آن عمل شنیع دریافت نکرده است.
گفتند: هیچ کسی از مسئولین و پزشکان بهداری را نمی پذیرم. و همچنان محکم و استوار ایستاده ام.

بخش اول نامه دیروز ایشان:
«امروز ۱۴۰۰/۲/۱۳ من ۶۶ مین زخم روزانه را بر خویش وارد آوردم و شره‌های خون تازه را به افسر نگهبان وقت ( آقای رحمانی ) نشان دادم.
۵۳ روز از اعتصاب دارو و ۵۰ روز از اعتصاب غذای من می‌گذرد. با اعتصاب دارو دچار حمله‌های قلبی و تپش شدید قلب می‌شوم. نیمی از شنوایی گوش چپم از دست رفته. نه صبحانه می‌خورم و نه ناهار و نه شام. سر انگشتانم می‌لرزد. ۳۷ بار بیهوش شده‌ام و چهار بار از بالای پله‌های بند به زیر واژگون شدم. ۱۶ کیلو وزنم کم شده و دید چشمانم نیز.»

براستی محمد نوری زاد تا کجا می تواند دوام بیاورد؟ و تا کجا آقایان می خواهند همچنان آب شدن او را تماشا کنند؟!!!

و اما بخش پایانی نامه:
« صمیمانه، از همه آنانی که نگران من‌اند و به هر شیوه با من و خانواده‌ام ابراز همدلی و همراهی و غمخواری کرده‌اند، سپاسمندم. با اطمینان می‌گویم همچنانکه هرروز در گزارش‌های اینجانب برای مسئولین زندان می‌نویسم، ما به‌زودی شاهد گور به گور شدن ستمگرانی خواهیم بود که ایران را به تباهی کشانده‌اند و آبروی جهانی سرزمین ما را به خاک مالیده‌اند. می‌بینم روزی را که در همین نزدیکیها سرافراز از این آزمون بزرگ و سترگ به در خواهیم شد. چه نوری‌زادها باشند، چه نباشند. کار ما بذرافشاندن است؛ دروی این بذر بماند برای آیندگان.»


زندانیان سیاسی را آزاد کنید. علی نوری زاد را آزاد کنید. محمد نوری زاد را آزاد کنید.
زندانیان بیگناه را آزاد کنید.

فاطمه ملکی
۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰
نام تابلو : بلوچ من بخند.
بلوچ من بخند.

https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
❤️خدایا
بیاموز به من
که لحظه ها در گذرند...
بیاموز به من که
هیچ حالتی پایدار نیست
که می گذرد
اگر در سختی ام
اگر دلتنگم
در تمام این لحظه ها تو در کنار منی...

https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل متحد روز سه‌شنبه ۱۴ اردیبهشت درباره شرایط جسمانی محمد نوری‌زاد، مستندساز مخالف حکومت ایران در زندان، و «احتمال مرگ» او هشدار دادند و خواستار آزادی فوری وی شدند.

آقای نوری‌زاد که نگارش فیلمنامه و کارگردانی چندین فیلم را در کارنامه خود دارد از تیرماه ۱۳۹۸ برای گذراندن حکم زندان ۱۵ ساله خود با اتهاماتی نظیر «توهین به رهبر جمهوری اسلامی» در زندان به‌سرمی‌برد.

شش کارشناس مستقل سازمان ملل متحد در زمینه حقوق بشر در ایران، شکنجه، و آزادی بیان، در بیانیه‌ای گفتند: «ما به جِد بدرفتاری با محمد نوری‌زاد و تداوم حبس او به خاطر بیان نظراتش را محکوم می‌کنیم».

https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
🔵 سازمان ملل متحد خواستار آزادی فیلمساز ایرانی مخالف (جمهوری اسلامی) است

سازمان ملل می‌گوید؛ "محمد نوری‌زاد" پس از اعتصاب غذا ، مراقبت‌های پزشکی ناکافی و تزریق مرموز دارو نزدیک به مرگ است.

@mahdavifar2021
🔴 فاطمه مثنی، زندانی سیاسی روز سه شنبه ۱۲ فروردین ماه با تودیع قرار وثیقه از بند زنان اوین به مرخصی اعزام شد.

https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
🔴رسوایی آخوندها و بر ملا شدن تروریستهای خامنه‌ای در پوشش دیپلماتیک!

حکم نهایی ۲۰ سال زندان برای اسدالله اسدی، دیپلمات جمهوری اسلامی بازداشت شده در بلژیک، تایید شد.

https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
🔴 وضعیت نامساعد رضا طالشیان جلودارزادە در پی اعتصاب غذای متوالی

مجروح جنگ ٨ سالە جمهوری اسلامی و حکومت بعث و سردبیر سابق نشریە توقیفی "صبح آزادی" برای بار دوم دست بە اعتصاب غذا زد.
این زندانی روز چهارشنبە ٨ اردیبهشت‌ماه، مجددا اعتصاب غذا کردە و خبرگزاری‌ها دلیل این اعتصاب را "عدم رسیدگی پزشکی" و "عدم دریافت دارو" عنوان کرده اند.

جرم این عضو سابق نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، "تشویش اذهان عمومی در فضای مجازی" و "فعالیت تبلیغی علیه جمهوری اسلامی" است.

https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
🔴 توفان توییتری

چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۰
ساعت ۲۰ به وقت ایران
ساعت ۱۷:۳۰ به وقت اروپای مرکزی

خواست معلمان برابری آموزشی است
#جای_معلم_زندان_نیست

#اسماعیل_عبدی با تعهد و مسئولیت پذیری نسبت به آینده دانش آموزان ایران با اتکا به اصول ۲۶، ۲۷، ۳۰ وسایر مواد قانون اساسی برای بهبود وضعیت آموزش و پرورش کشور، و رفع تبعیض ها با اقداماتی صنفی به نقد عملکرد مسئولان می‌پرداخت.

https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 انگشتان جوهری تو سند همبستگی تو با اهریمن است!
شرم کن

از حلقه دار بر گردن برادرت! شرم کن ...
از تن فروشی خواهرت! شرم کن ...
از پینه های دست پدرت! شرم کن ...
شرم کن... شرم کن...

به قاتلین ندا و نیکتا و پویا و نویدها رای نمی دهیم
امروز روز اتحاد و همبستگی ملی تمامی ایرانیان است فارغ از هر نگرش سیاسی و باوری، باید درکنار هم و برای هم، ایرانمان را آزاد و آباد کنیم و یک بار برای همیشه با دست و توان خود بدون دخالت خارجی، کشوری بر پایه قانون، دمکراسی ‌برابری بنا کنیم.
امروز روز سرنوشت ایران و ایرانی بپاخیز هم وطن هم درد!!!
باید تمام خائنین به ایران و ایرانی بدانند که خیانت به ایران و ایرانی پر هزینه خواهد بود و نه می بخشیم و نه فراموش میکنیم

#من_رای_نمیدهم
#ما_رای_نمیدهیم
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#ایران_فروشی_نیست
#ایران_را_پس_میگیریم
#آبان_ادامه_دارد
#اتحاد_رمز_پیروزی_است

انجمن ورزشکاران آزادیخواه ایران

https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
Forwarded from اتچ بات
‍ ‍ 🔴 بابا به زبان دخترش

" به نام خدای آزادی"
روزهای سختی بر من و فرزندانم می گذرد بخصوص برای دخترم فائزه که تولدش فرداست، نوشته ای را از سایت آقای نوری زاد یافتم که تقدیم می کنم. می دانم که روزهای سخت نوید فردایی روشن را می دهد.
دخترم تولدت مبارک.
وجودت با صبوری و استواری شکوفا باد.

"بابا" به قلم دخترش
فائزه نوری زاد
برگرفته از وبسایت محمد نوری زاد - ۱۸ آبان ۹۵

https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
Forwarded from اتچ بات
🔴 بابا به زبان دخترش

" به نام خدای آزادی"
روزهای سختی بر من و فرزندانم می گذرد بخصوص برای دخترم فائزه که تولدش فرداست، نوشته ای را از سایت آقای نوری زاد یافتم که تقدیم می کنم. می دانم که روزهای سخت نوید فردایی روشن را می دهد.
دخترم تولدت مبارک.
وجودت با صبوری و استواری شکوفا باد.
_____

"بابا" به قلم دخترش

اشاره:
دو هفته ی پیش این تابلو را از چهره ی دخترم کشیدم و تقدیمش کردم. دیدم برای دوستانش از “بابا” نوشته. نوشته اش را با اجازه ی خودش در زیر می آورم:

ليلى گلستان در جايى درباره ى پدرش می گويد:
“ابراهيم گلستان آش درهم جوش خوشمزه ايست پر از سبزيهاى معطر، سير داغ، نعناى داغ، كشك و زعفران، كه پس از خوردن آن به دل درد شديدى دچار مي شويد. نوش جان و گواراى وجود!”

عجيب با او و اين توصيفات متناقض درباره ى پدرش همذات پندارى می كنم. من، باوجود انتقاداتى كه هميشه به "بابا" دارم، نمی توانم از خصوصيات كم نظيرش چشم بپوشم. او به معناى واقعى كلمه، “مرد عمل” است. هرگز او را بيكار يا نااميد يا افسرده يا بى انگيزه نديدم.

هميشه، در بدترين و سختترين شرايط، مثل ساقه ى لجوج يك گياه، راهى براى تنفس پيدا می كند؛ در را به رويش ببندى، از پنجره وارد می شود، پنجره را كور كنى، از درز ديوار رد می شود. درز ديوار را بپوشانى، خودش دست به كار می شود، با هرچه دارد يا ندارد، يك منفذ كوچك ايجاد می كند و بالاخره به آنچه می خواهد می رسد. اتفاقاً همين تيغ دولبه است كه كار دستش می دهد؛ اينكه می گويم او اهل “عمل” است و نه مثلاً اهل “صبر” يا “انديشه” يا “ميانه روى”، يعنى او بيشتر و پيشتر از هركارى، به آنچه درلحظه فكر می كند درست است، عمل می کند. درنهايت، آنچه پشت سرش است، يك زندگى پر از اوج و فرود و تناقضات عجيب و غريب است.

درهرحال، هرچه كه هست، او براى من و بعضيها كه از نزديك می شناسندش، در خيلى زمينه ها يك الگوى دست نيافتی ست؛ يك وجودِ پرانرژى كه چهار پنج ساعت در شبانه روز بيشتر نمی خوابد، مدام در تحرك است، اغلب كلامش با همه مهربان و مثبت است و هر لحظه آماده است تا يكى كمكى از او خواست، همه چيز را رها كند و به او برسد. هميشه در فواصل دوره هاى كارى يا وقت هاى مرده اش، به هركارى كه ذره اى او را بر سر ذوق آورد، دست می زند؛
زمانى در پشت بام خانه يك رديف خيار و گوجه فرنگى می كارد تا آبيارى قطره اى را امتحان كند. زمانى با چوب و سنگ هايى كه از اينجا و آنجا جمع كرده، مجسمه هاى كوچك و بزرگ می سازد. زمانى تا دوره ممتازى در خط نستعليق جلو می رود. زمانى ايده ى ساخت نوعى دستگاه فيلمبردارى يا يك آب شيرين كنِ كم هزينه به ذهنش می رسد و آنها را می سازد. در زندان، با پاكت دوغ، قاشق هاى يكبارمصرف، خميرنان و… انواع مجسمه ها را می سازد، روى هر يك لاى دستمال كاغذى می نويسد و بعدها كه می تواند رنگ تهيه كند، ملحفه هايش را به بوم نقاشى تبديل می كند.

از بابا نمی توان انتظار داشت كه روى يك خط صاف راه برود؛ او يك آتشفشان سرشار از انواع نيروهاى جادويى و همواره در تلاطم است. مدام جرقه هايى را به اطراف پرتاب می كند و هيچكس نمی تواند او را خاموش كند، حتى خودش.

فائزه نوری زاد
برگرفته از وبسایت محمد نوری زاد - ۱۸ آبان ۹۵

https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
🔴 نامه سيروس ميرزايی
پرفسور پزشكی هسته ای در وين و سخنگوی كادر پزشكی مدافعان حقوق بشر به ۱۰ دكتر؛ در بيمارستان لقمان در ارتباط با تزریق آمپول مشکوک به محمد نوری زاد !


همكاران گرامی بيمارستان لقمان حكيم تهران،

پس از عرض سلام، میخواستم نگرانی خود را در مورد وضعيت سلامتی آقای محمد نوری زاد را كه چندی پيش از زندان برای معالجه به بيمارستان شما فرستاده شده بود را به استحضارتان برسانم.

آقای جاويد رحمان كارشناس حقوق بشر سازمان ملل متحد نيز دو روز پيش نگرانی خود را از اين مورد در مطبوعات به اطلاع عمومی رسانيد.

طبق اخبار رسيده، به آقای نوری زاد در بيمارستان، بدون موافقت و با استفاده از نيروی فيزيكی چندين آمپول به ايشان تزريق شد.
طبق گزارش از خانواده ايشان، ماموران انتظامی بيرون اتاق بودند و اشخاصی با لباس شخصی در اتاق حضور داشتند و جوانی روی سينه ايشان نشسته بود و ديگری تزريق آمپولها را انجام ميداد.

اين گزارشها به نظر متاسفانه حقيقی می آيند و بر ضد اصول اخلاقی نظام پزشكی ميباشند و موجب بد نامی بيمارستان لقمان كه يك مركز دانشگاه است خواهد شد.

همكاران عزيز، بيمار از وقتی كه به بيمارستان میرسد، تحت كنترل و بهترين درمان پزشكی بايد باشد و مسئولين امنيتی اجازه هيچگونه دخالتی در درمان مريض نبايد داشته باشند.
آقای نوری زاد متاسفانه طبق اخبار رسيده در بيمارستان لقمان مورد بد رفتاری شديد قرار گرفته، آمپولهايی به ايشان با اعمال اجبار تزريق شده و حتی هيچ گونه اطلاعی به ايشان در اين مورد داده نشده است.

همكاران عزيز از شما در خواست ميكنيم در اين موارد سوگند پزشكی خود را در درجه اول برای هر گونه تصميم گيری پزشكی قرار دهيد و همكاری با ماموران امنيتی را به شدت رد كنيد و زير بار آنها نرويد و به اتاق پزشكان هر گونه فشار امنيتی را اطلاع دهيد.

ممنون از توجه شما،
با احترام فراوان

- سيروس ميرزايی
پرفسور پزشكی هسته ای در وين
- سخنگوی كادر پزشكی مدافعان حقوق بشر

@Women_Civil_Rights_Activists