کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل متحد روز سهشنبه ۱۴ اردیبهشت درباره شرایط جسمانی محمد نوریزاد، مستندساز مخالف حکومت ایران در زندان، و «احتمال مرگ» او هشدار دادند و خواستار آزادی فوری وی شدند.
آقای نوریزاد که نگارش فیلمنامه و کارگردانی چندین فیلم را در کارنامه خود دارد از تیرماه ۱۳۹۸ برای گذراندن حکم زندان ۱۵ ساله خود با اتهاماتی نظیر «توهین به رهبر جمهوری اسلامی» در زندان بهسرمیبرد.
شش کارشناس مستقل سازمان ملل متحد در زمینه حقوق بشر در ایران، شکنجه، و آزادی بیان، در بیانیهای گفتند: «ما به جِد بدرفتاری با محمد نوریزاد و تداوم حبس او به خاطر بیان نظراتش را محکوم میکنیم».
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
آقای نوریزاد که نگارش فیلمنامه و کارگردانی چندین فیلم را در کارنامه خود دارد از تیرماه ۱۳۹۸ برای گذراندن حکم زندان ۱۵ ساله خود با اتهاماتی نظیر «توهین به رهبر جمهوری اسلامی» در زندان بهسرمیبرد.
شش کارشناس مستقل سازمان ملل متحد در زمینه حقوق بشر در ایران، شکنجه، و آزادی بیان، در بیانیهای گفتند: «ما به جِد بدرفتاری با محمد نوریزاد و تداوم حبس او به خاطر بیان نظراتش را محکوم میکنیم».
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
بانوان کنشگر حقوق مدنی ایران https://t.me/Women_Civil _Rights_Activists pinned «https://www.radiofarda.com/a/un-experts-demand-immediate-release-of-iranian-filmmaker/31237642.html»
🔵 سازمان ملل متحد خواستار آزادی فیلمساز ایرانی مخالف (جمهوری اسلامی) است
سازمان ملل میگوید؛ "محمد نوریزاد" پس از اعتصاب غذا ، مراقبتهای پزشکی ناکافی و تزریق مرموز دارو نزدیک به مرگ است.
@mahdavifar2021
سازمان ملل میگوید؛ "محمد نوریزاد" پس از اعتصاب غذا ، مراقبتهای پزشکی ناکافی و تزریق مرموز دارو نزدیک به مرگ است.
@mahdavifar2021
🔴 فاطمه مثنی، زندانی سیاسی روز سه شنبه ۱۲ فروردین ماه با تودیع قرار وثیقه از بند زنان اوین به مرخصی اعزام شد.
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
🔴رسوایی آخوندها و بر ملا شدن تروریستهای خامنهای در پوشش دیپلماتیک!
حکم نهایی ۲۰ سال زندان برای اسدالله اسدی، دیپلمات جمهوری اسلامی بازداشت شده در بلژیک، تایید شد.
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
حکم نهایی ۲۰ سال زندان برای اسدالله اسدی، دیپلمات جمهوری اسلامی بازداشت شده در بلژیک، تایید شد.
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
🔴 وضعیت نامساعد رضا طالشیان جلودارزادە در پی اعتصاب غذای متوالی
مجروح جنگ ٨ سالە جمهوری اسلامی و حکومت بعث و سردبیر سابق نشریە توقیفی "صبح آزادی" برای بار دوم دست بە اعتصاب غذا زد.
این زندانی روز چهارشنبە ٨ اردیبهشتماه، مجددا اعتصاب غذا کردە و خبرگزاریها دلیل این اعتصاب را "عدم رسیدگی پزشکی" و "عدم دریافت دارو" عنوان کرده اند.
جرم این عضو سابق نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، "تشویش اذهان عمومی در فضای مجازی" و "فعالیت تبلیغی علیه جمهوری اسلامی" است.
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
مجروح جنگ ٨ سالە جمهوری اسلامی و حکومت بعث و سردبیر سابق نشریە توقیفی "صبح آزادی" برای بار دوم دست بە اعتصاب غذا زد.
این زندانی روز چهارشنبە ٨ اردیبهشتماه، مجددا اعتصاب غذا کردە و خبرگزاریها دلیل این اعتصاب را "عدم رسیدگی پزشکی" و "عدم دریافت دارو" عنوان کرده اند.
جرم این عضو سابق نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، "تشویش اذهان عمومی در فضای مجازی" و "فعالیت تبلیغی علیه جمهوری اسلامی" است.
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
🔴 توفان توییتری
چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۰
ساعت ۲۰ به وقت ایران
ساعت ۱۷:۳۰ به وقت اروپای مرکزی
خواست معلمان برابری آموزشی است
#جای_معلم_زندان_نیست
#اسماعیل_عبدی با تعهد و مسئولیت پذیری نسبت به آینده دانش آموزان ایران با اتکا به اصول ۲۶، ۲۷، ۳۰ وسایر مواد قانون اساسی برای بهبود وضعیت آموزش و پرورش کشور، و رفع تبعیض ها با اقداماتی صنفی به نقد عملکرد مسئولان میپرداخت.
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۰
ساعت ۲۰ به وقت ایران
ساعت ۱۷:۳۰ به وقت اروپای مرکزی
خواست معلمان برابری آموزشی است
#جای_معلم_زندان_نیست
#اسماعیل_عبدی با تعهد و مسئولیت پذیری نسبت به آینده دانش آموزان ایران با اتکا به اصول ۲۶، ۲۷، ۳۰ وسایر مواد قانون اساسی برای بهبود وضعیت آموزش و پرورش کشور، و رفع تبعیض ها با اقداماتی صنفی به نقد عملکرد مسئولان میپرداخت.
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 انگشتان جوهری تو سند همبستگی تو با اهریمن است!
شرم کن
از حلقه دار بر گردن برادرت! شرم کن ...
از تن فروشی خواهرت! شرم کن ...
از پینه های دست پدرت! شرم کن ...
شرم کن... شرم کن...
به قاتلین ندا و نیکتا و پویا و نویدها رای نمی دهیم
امروز روز اتحاد و همبستگی ملی تمامی ایرانیان است فارغ از هر نگرش سیاسی و باوری، باید درکنار هم و برای هم، ایرانمان را آزاد و آباد کنیم و یک بار برای همیشه با دست و توان خود بدون دخالت خارجی، کشوری بر پایه قانون، دمکراسی برابری بنا کنیم.
امروز روز سرنوشت ایران و ایرانی بپاخیز هم وطن هم درد!!!
باید تمام خائنین به ایران و ایرانی بدانند که خیانت به ایران و ایرانی پر هزینه خواهد بود و نه می بخشیم و نه فراموش میکنیم
#من_رای_نمیدهم
#ما_رای_نمیدهیم
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#ایران_فروشی_نیست
#ایران_را_پس_میگیریم
#آبان_ادامه_دارد
#اتحاد_رمز_پیروزی_است
انجمن ورزشکاران آزادیخواه ایران
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
شرم کن
از حلقه دار بر گردن برادرت! شرم کن ...
از تن فروشی خواهرت! شرم کن ...
از پینه های دست پدرت! شرم کن ...
شرم کن... شرم کن...
به قاتلین ندا و نیکتا و پویا و نویدها رای نمی دهیم
امروز روز اتحاد و همبستگی ملی تمامی ایرانیان است فارغ از هر نگرش سیاسی و باوری، باید درکنار هم و برای هم، ایرانمان را آزاد و آباد کنیم و یک بار برای همیشه با دست و توان خود بدون دخالت خارجی، کشوری بر پایه قانون، دمکراسی برابری بنا کنیم.
امروز روز سرنوشت ایران و ایرانی بپاخیز هم وطن هم درد!!!
باید تمام خائنین به ایران و ایرانی بدانند که خیانت به ایران و ایرانی پر هزینه خواهد بود و نه می بخشیم و نه فراموش میکنیم
#من_رای_نمیدهم
#ما_رای_نمیدهیم
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#ایران_فروشی_نیست
#ایران_را_پس_میگیریم
#آبان_ادامه_دارد
#اتحاد_رمز_پیروزی_است
انجمن ورزشکاران آزادیخواه ایران
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
Forwarded from اتچ بات
🔴 بابا به زبان دخترش
" به نام خدای آزادی"
روزهای سختی بر من و فرزندانم می گذرد بخصوص برای دخترم فائزه که تولدش فرداست، نوشته ای را از سایت آقای نوری زاد یافتم که تقدیم می کنم. می دانم که روزهای سخت نوید فردایی روشن را می دهد.
دخترم تولدت مبارک.
وجودت با صبوری و استواری شکوفا باد.
"بابا" به قلم دخترش
فائزه نوری زاد
برگرفته از وبسایت محمد نوری زاد - ۱۸ آبان ۹۵
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
" به نام خدای آزادی"
روزهای سختی بر من و فرزندانم می گذرد بخصوص برای دخترم فائزه که تولدش فرداست، نوشته ای را از سایت آقای نوری زاد یافتم که تقدیم می کنم. می دانم که روزهای سخت نوید فردایی روشن را می دهد.
دخترم تولدت مبارک.
وجودت با صبوری و استواری شکوفا باد.
"بابا" به قلم دخترش
فائزه نوری زاد
برگرفته از وبسایت محمد نوری زاد - ۱۸ آبان ۹۵
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
🔴 بابا به زبان دخترش
" به نام خدای آزادی"
روزهای سختی بر من و فرزندانم می گذرد بخصوص برای دخترم فائزه که تولدش فرداست، نوشته ای را از سایت آقای نوری زاد یافتم که تقدیم می کنم. می دانم که روزهای سخت نوید فردایی روشن را می دهد.
دخترم تولدت مبارک.
وجودت با صبوری و استواری شکوفا باد.
_____
"بابا" به قلم دخترش
اشاره:
دو هفته ی پیش این تابلو را از چهره ی دخترم کشیدم و تقدیمش کردم. دیدم برای دوستانش از “بابا” نوشته. نوشته اش را با اجازه ی خودش در زیر می آورم:
ليلى گلستان در جايى درباره ى پدرش می گويد:
“ابراهيم گلستان آش درهم جوش خوشمزه ايست پر از سبزيهاى معطر، سير داغ، نعناى داغ، كشك و زعفران، كه پس از خوردن آن به دل درد شديدى دچار مي شويد. نوش جان و گواراى وجود!”
عجيب با او و اين توصيفات متناقض درباره ى پدرش همذات پندارى می كنم. من، باوجود انتقاداتى كه هميشه به "بابا" دارم، نمی توانم از خصوصيات كم نظيرش چشم بپوشم. او به معناى واقعى كلمه، “مرد عمل” است. هرگز او را بيكار يا نااميد يا افسرده يا بى انگيزه نديدم.
هميشه، در بدترين و سختترين شرايط، مثل ساقه ى لجوج يك گياه، راهى براى تنفس پيدا می كند؛ در را به رويش ببندى، از پنجره وارد می شود، پنجره را كور كنى، از درز ديوار رد می شود. درز ديوار را بپوشانى، خودش دست به كار می شود، با هرچه دارد يا ندارد، يك منفذ كوچك ايجاد می كند و بالاخره به آنچه می خواهد می رسد. اتفاقاً همين تيغ دولبه است كه كار دستش می دهد؛ اينكه می گويم او اهل “عمل” است و نه مثلاً اهل “صبر” يا “انديشه” يا “ميانه روى”، يعنى او بيشتر و پيشتر از هركارى، به آنچه درلحظه فكر می كند درست است، عمل می کند. درنهايت، آنچه پشت سرش است، يك زندگى پر از اوج و فرود و تناقضات عجيب و غريب است.
درهرحال، هرچه كه هست، او براى من و بعضيها كه از نزديك می شناسندش، در خيلى زمينه ها يك الگوى دست نيافتی ست؛ يك وجودِ پرانرژى كه چهار پنج ساعت در شبانه روز بيشتر نمی خوابد، مدام در تحرك است، اغلب كلامش با همه مهربان و مثبت است و هر لحظه آماده است تا يكى كمكى از او خواست، همه چيز را رها كند و به او برسد. هميشه در فواصل دوره هاى كارى يا وقت هاى مرده اش، به هركارى كه ذره اى او را بر سر ذوق آورد، دست می زند؛
زمانى در پشت بام خانه يك رديف خيار و گوجه فرنگى می كارد تا آبيارى قطره اى را امتحان كند. زمانى با چوب و سنگ هايى كه از اينجا و آنجا جمع كرده، مجسمه هاى كوچك و بزرگ می سازد. زمانى تا دوره ممتازى در خط نستعليق جلو می رود. زمانى ايده ى ساخت نوعى دستگاه فيلمبردارى يا يك آب شيرين كنِ كم هزينه به ذهنش می رسد و آنها را می سازد. در زندان، با پاكت دوغ، قاشق هاى يكبارمصرف، خميرنان و… انواع مجسمه ها را می سازد، روى هر يك لاى دستمال كاغذى می نويسد و بعدها كه می تواند رنگ تهيه كند، ملحفه هايش را به بوم نقاشى تبديل می كند.
از بابا نمی توان انتظار داشت كه روى يك خط صاف راه برود؛ او يك آتشفشان سرشار از انواع نيروهاى جادويى و همواره در تلاطم است. مدام جرقه هايى را به اطراف پرتاب می كند و هيچكس نمی تواند او را خاموش كند، حتى خودش.
فائزه نوری زاد
برگرفته از وبسایت محمد نوری زاد - ۱۸ آبان ۹۵
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
" به نام خدای آزادی"
روزهای سختی بر من و فرزندانم می گذرد بخصوص برای دخترم فائزه که تولدش فرداست، نوشته ای را از سایت آقای نوری زاد یافتم که تقدیم می کنم. می دانم که روزهای سخت نوید فردایی روشن را می دهد.
دخترم تولدت مبارک.
وجودت با صبوری و استواری شکوفا باد.
_____
"بابا" به قلم دخترش
اشاره:
دو هفته ی پیش این تابلو را از چهره ی دخترم کشیدم و تقدیمش کردم. دیدم برای دوستانش از “بابا” نوشته. نوشته اش را با اجازه ی خودش در زیر می آورم:
ليلى گلستان در جايى درباره ى پدرش می گويد:
“ابراهيم گلستان آش درهم جوش خوشمزه ايست پر از سبزيهاى معطر، سير داغ، نعناى داغ، كشك و زعفران، كه پس از خوردن آن به دل درد شديدى دچار مي شويد. نوش جان و گواراى وجود!”
عجيب با او و اين توصيفات متناقض درباره ى پدرش همذات پندارى می كنم. من، باوجود انتقاداتى كه هميشه به "بابا" دارم، نمی توانم از خصوصيات كم نظيرش چشم بپوشم. او به معناى واقعى كلمه، “مرد عمل” است. هرگز او را بيكار يا نااميد يا افسرده يا بى انگيزه نديدم.
هميشه، در بدترين و سختترين شرايط، مثل ساقه ى لجوج يك گياه، راهى براى تنفس پيدا می كند؛ در را به رويش ببندى، از پنجره وارد می شود، پنجره را كور كنى، از درز ديوار رد می شود. درز ديوار را بپوشانى، خودش دست به كار می شود، با هرچه دارد يا ندارد، يك منفذ كوچك ايجاد می كند و بالاخره به آنچه می خواهد می رسد. اتفاقاً همين تيغ دولبه است كه كار دستش می دهد؛ اينكه می گويم او اهل “عمل” است و نه مثلاً اهل “صبر” يا “انديشه” يا “ميانه روى”، يعنى او بيشتر و پيشتر از هركارى، به آنچه درلحظه فكر می كند درست است، عمل می کند. درنهايت، آنچه پشت سرش است، يك زندگى پر از اوج و فرود و تناقضات عجيب و غريب است.
درهرحال، هرچه كه هست، او براى من و بعضيها كه از نزديك می شناسندش، در خيلى زمينه ها يك الگوى دست نيافتی ست؛ يك وجودِ پرانرژى كه چهار پنج ساعت در شبانه روز بيشتر نمی خوابد، مدام در تحرك است، اغلب كلامش با همه مهربان و مثبت است و هر لحظه آماده است تا يكى كمكى از او خواست، همه چيز را رها كند و به او برسد. هميشه در فواصل دوره هاى كارى يا وقت هاى مرده اش، به هركارى كه ذره اى او را بر سر ذوق آورد، دست می زند؛
زمانى در پشت بام خانه يك رديف خيار و گوجه فرنگى می كارد تا آبيارى قطره اى را امتحان كند. زمانى با چوب و سنگ هايى كه از اينجا و آنجا جمع كرده، مجسمه هاى كوچك و بزرگ می سازد. زمانى تا دوره ممتازى در خط نستعليق جلو می رود. زمانى ايده ى ساخت نوعى دستگاه فيلمبردارى يا يك آب شيرين كنِ كم هزينه به ذهنش می رسد و آنها را می سازد. در زندان، با پاكت دوغ، قاشق هاى يكبارمصرف، خميرنان و… انواع مجسمه ها را می سازد، روى هر يك لاى دستمال كاغذى می نويسد و بعدها كه می تواند رنگ تهيه كند، ملحفه هايش را به بوم نقاشى تبديل می كند.
از بابا نمی توان انتظار داشت كه روى يك خط صاف راه برود؛ او يك آتشفشان سرشار از انواع نيروهاى جادويى و همواره در تلاطم است. مدام جرقه هايى را به اطراف پرتاب می كند و هيچكس نمی تواند او را خاموش كند، حتى خودش.
فائزه نوری زاد
برگرفته از وبسایت محمد نوری زاد - ۱۸ آبان ۹۵
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
Telegram
attach 📎
🔴 نامه سيروس ميرزايی
پرفسور پزشكی هسته ای در وين و سخنگوی كادر پزشكی مدافعان حقوق بشر به ۱۰ دكتر؛ در بيمارستان لقمان در ارتباط با تزریق آمپول مشکوک به محمد نوری زاد !
همكاران گرامی بيمارستان لقمان حكيم تهران،
پس از عرض سلام، میخواستم نگرانی خود را در مورد وضعيت سلامتی آقای محمد نوری زاد را كه چندی پيش از زندان برای معالجه به بيمارستان شما فرستاده شده بود را به استحضارتان برسانم.
آقای جاويد رحمان كارشناس حقوق بشر سازمان ملل متحد نيز دو روز پيش نگرانی خود را از اين مورد در مطبوعات به اطلاع عمومی رسانيد.
طبق اخبار رسيده، به آقای نوری زاد در بيمارستان، بدون موافقت و با استفاده از نيروی فيزيكی چندين آمپول به ايشان تزريق شد.
طبق گزارش از خانواده ايشان، ماموران انتظامی بيرون اتاق بودند و اشخاصی با لباس شخصی در اتاق حضور داشتند و جوانی روی سينه ايشان نشسته بود و ديگری تزريق آمپولها را انجام ميداد.
اين گزارشها به نظر متاسفانه حقيقی می آيند و بر ضد اصول اخلاقی نظام پزشكی ميباشند و موجب بد نامی بيمارستان لقمان كه يك مركز دانشگاه است خواهد شد.
همكاران عزيز، بيمار از وقتی كه به بيمارستان میرسد، تحت كنترل و بهترين درمان پزشكی بايد باشد و مسئولين امنيتی اجازه هيچگونه دخالتی در درمان مريض نبايد داشته باشند.
آقای نوری زاد متاسفانه طبق اخبار رسيده در بيمارستان لقمان مورد بد رفتاری شديد قرار گرفته، آمپولهايی به ايشان با اعمال اجبار تزريق شده و حتی هيچ گونه اطلاعی به ايشان در اين مورد داده نشده است.
همكاران عزيز از شما در خواست ميكنيم در اين موارد سوگند پزشكی خود را در درجه اول برای هر گونه تصميم گيری پزشكی قرار دهيد و همكاری با ماموران امنيتی را به شدت رد كنيد و زير بار آنها نرويد و به اتاق پزشكان هر گونه فشار امنيتی را اطلاع دهيد.
ممنون از توجه شما،
با احترام فراوان
- سيروس ميرزايی
پرفسور پزشكی هسته ای در وين
- سخنگوی كادر پزشكی مدافعان حقوق بشر
@Women_Civil_Rights_Activists
پرفسور پزشكی هسته ای در وين و سخنگوی كادر پزشكی مدافعان حقوق بشر به ۱۰ دكتر؛ در بيمارستان لقمان در ارتباط با تزریق آمپول مشکوک به محمد نوری زاد !
همكاران گرامی بيمارستان لقمان حكيم تهران،
پس از عرض سلام، میخواستم نگرانی خود را در مورد وضعيت سلامتی آقای محمد نوری زاد را كه چندی پيش از زندان برای معالجه به بيمارستان شما فرستاده شده بود را به استحضارتان برسانم.
آقای جاويد رحمان كارشناس حقوق بشر سازمان ملل متحد نيز دو روز پيش نگرانی خود را از اين مورد در مطبوعات به اطلاع عمومی رسانيد.
طبق اخبار رسيده، به آقای نوری زاد در بيمارستان، بدون موافقت و با استفاده از نيروی فيزيكی چندين آمپول به ايشان تزريق شد.
طبق گزارش از خانواده ايشان، ماموران انتظامی بيرون اتاق بودند و اشخاصی با لباس شخصی در اتاق حضور داشتند و جوانی روی سينه ايشان نشسته بود و ديگری تزريق آمپولها را انجام ميداد.
اين گزارشها به نظر متاسفانه حقيقی می آيند و بر ضد اصول اخلاقی نظام پزشكی ميباشند و موجب بد نامی بيمارستان لقمان كه يك مركز دانشگاه است خواهد شد.
همكاران عزيز، بيمار از وقتی كه به بيمارستان میرسد، تحت كنترل و بهترين درمان پزشكی بايد باشد و مسئولين امنيتی اجازه هيچگونه دخالتی در درمان مريض نبايد داشته باشند.
آقای نوری زاد متاسفانه طبق اخبار رسيده در بيمارستان لقمان مورد بد رفتاری شديد قرار گرفته، آمپولهايی به ايشان با اعمال اجبار تزريق شده و حتی هيچ گونه اطلاعی به ايشان در اين مورد داده نشده است.
همكاران عزيز از شما در خواست ميكنيم در اين موارد سوگند پزشكی خود را در درجه اول برای هر گونه تصميم گيری پزشكی قرار دهيد و همكاری با ماموران امنيتی را به شدت رد كنيد و زير بار آنها نرويد و به اتاق پزشكان هر گونه فشار امنيتی را اطلاع دهيد.
ممنون از توجه شما،
با احترام فراوان
- سيروس ميرزايی
پرفسور پزشكی هسته ای در وين
- سخنگوی كادر پزشكی مدافعان حقوق بشر
@Women_Civil_Rights_Activists
Forwarded from ✍️کانال شخصی عباس واحدیان شاهرودی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تحریم انتخابات •
عباس واحدیان شاهرودی به سوال پرتکراری که از طرف مخاطبان عزیز پرسیده میشود پاسخ داد...
.
عده ای می گویند وقتی میدانیم رژیم جمهوری اسلامی همیشه با جعل آمار و سند سازی مشارکت مردمی در انتصابات را آنگونه که میخواهند شکل میدهد، #تحریم_انتخابات و پیوستن به کمپین #رای_بی_رای چه فایده ای دارد؟
.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#عباس_واحدیان_شاهرودی
#بیانیه۱۴
#همبستگی_ملی
https://t.me/ghalamban1398
عباس واحدیان شاهرودی به سوال پرتکراری که از طرف مخاطبان عزیز پرسیده میشود پاسخ داد...
.
عده ای می گویند وقتی میدانیم رژیم جمهوری اسلامی همیشه با جعل آمار و سند سازی مشارکت مردمی در انتصابات را آنگونه که میخواهند شکل میدهد، #تحریم_انتخابات و پیوستن به کمپین #رای_بی_رای چه فایده ای دارد؟
.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#عباس_واحدیان_شاهرودی
#بیانیه۱۴
#همبستگی_ملی
https://t.me/ghalamban1398
Forwarded from ✍️کانال شخصی عباس واحدیان شاهرودی
همایش ” نه به جمهوری اسلامی - ضرورت همبستگی ”
☘️☘️☘️
اطلاعات و لینک ورود به :همایش " جمعیت سوسیال دموکراسی برای ایران"
نه به جمهوری اسلامی - ضرورت همبستگی
یکشنبه ، 19اردیبهشت برابر با 9 ماه مه سال2021
ساعت 8:30 بعد از ظهر به وقت ایران برابر با 6 بعد از ظهر به وقت اروپای مرکزی 12 ظهر به وقت شرق آمریکا و 9 صبح به وقت غرب آمریکا . همایش جمعیت برگزار میگردد.
https://us02web.zoom.us/j/82655872690
https://t.me/ghalamban1398
☘️☘️☘️
اطلاعات و لینک ورود به :همایش " جمعیت سوسیال دموکراسی برای ایران"
نه به جمهوری اسلامی - ضرورت همبستگی
یکشنبه ، 19اردیبهشت برابر با 9 ماه مه سال2021
ساعت 8:30 بعد از ظهر به وقت ایران برابر با 6 بعد از ظهر به وقت اروپای مرکزی 12 ظهر به وقت شرق آمریکا و 9 صبح به وقت غرب آمریکا . همایش جمعیت برگزار میگردد.
https://us02web.zoom.us/j/82655872690
https://t.me/ghalamban1398
🔴 پس سال ها تجمع و اعتراض کارگران؛ واگذاری شرکت هفت تپه به بخش خصوصی باطل شد
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
Forwarded from اتچ بات
🔴 سفر صلح و دوستی
برای اولین بار میخوام آن روزگار را با دوستانم شریک شوم. اکنون که آن رفیق دیگر نیست و در زندان جانش را وسط گذاشته برای رسوا کردنِ این نظام فاسد.
تابستان سال ۱۳۹۲ بود. اگر اشتباه نکنم VOA نگاه میکردم. فردی آن روزها میان سال را دیدم که مصاحبه میکرد و از ظلمهای جمهوری اسلامی میگفت. توجهی نکردم چرا که فکر میکردم از اپوزیسیون پاره پاره شدهی خارج از ایران است که برای مردم داخل در حال نُسخه پیچیدن است. توجهم زمانی جلب شد که دیدم زیر نامش نوشته "از تهران" !!!
تهران؟!
مگر میشود کسی داخل ایران باشد و اینگونه نقد کند. به نامش که توجه کردم متوجه شدم که قبلا نیز نامش را شنیدهام، "محمد نوریزاد" !
آنقدر صدایش آرام و دلنشین بود و حرفهایش صادقانه که به دلم نشست.
اولین باری که به تهران رفتم از طریق دوستان شماره تلفنش را گرفتم و با حجم زیادی از شک و دوگانگی تماس گرفتم. خودم را معرفی کردم از ایشان خواستم که اگر ممکن است به دیدارشان بروم.
با خوشحالی پذیرفت و آدرس یک گالری نقاشی را به من داد و من راهی شدم.
به آنجا که رسیدم از دور، با هم ترس و شک مدتی نگاهشان کردم. به خودم جرات دادم و جلو رفتم.
آنانی که کاک محمد را دیدهاند میدانند که به گرمی همه را در آغوش میکشد، من را نیز با خوشحالی به جمع هنرمندان که آنجا بودند معرفی کرد. در کنارشان ایستاده بودم و همچنان با شک تماشا میکردم برخوردشان با دیگران و حرفهای تندشان در مورد حاکمیت.
نمایشگاه که تمام شد از ایشان خواستم که باهم قدم بزنیم.
از خودمان و خانواده گفتم و ظلمی که بر ما رفته است. درخواست زیادی داشتم و آن هم این بود که قدم رنجه کنید و برای سالگرد به پاوه بیایید.
کمی باهم در مورد کردستان و وضعیتش گفتگو کردیم.
در لحظه آخر کاک محمد گفت: "هژیر جان در همین یک ساعت ایدهای در ذهنم کاشتهای، بنظرم آمدنم فقط نباید به پاوه باشد. شاید برنامهریزی کردم و همه کردستان را تنها و شهر به شهر گشتم و به سهم خودم از تمام ظلمهایی که این نظامی که زمانی طرفدارش بودهام به آنها کرده عذرخواهی و دلجویی کنم."
استقبال کردم و گفتم که من در این راه همسفرت خواهم بود.
کاک محمد گفت که نه، بودن در کنار من برای تو مشکلاتی پیش خواهد آورد، مثالهای زیادی زد از نزدیکان و دوستان سابقش که اکنون در خیابان حتی جرات احوالپرسی با او را ندارند.
اما من نیز گفتم: " به عنوان یک کُرد این بار را بر دوش احساس میکنم که ترس را کنار گذاشته و همسفرت باشم تا به سهم خودم به جای ناسیونالیسم کور و در خانه نشستن و تنها و تنها حرف زدن، برای معرفی ظلمهای که بر کردستان شده قدمی هرچند کوچک بردارم."
آن روزها شرایط به این راحتیها نبود، جدای هر گونه شکست نفسی قدم زدن با محمد نوریزاد جرات میخواست و بارها و بارها دیدم افرادی را که بر خلاف میل باطنی دوری میکردند از ایشان بخاطر موقعیت و پست و کاری که داشتند.
از کاک محمد قول گرفتم که اگر تصمیم بر سفر به کردستان قطعی شد من را فراموش نکنند.
تمام روز نوشتههای آن روزهای ایشان در سایت شخصی و فیسبوکشان موجود هست و هرکس بخواهد میتواند به آن مراجعه کند، و من نیز بعد از گذشت هشت سال میخوام از نگاه خودم تمام ان روزها را با شما شریک شوم ...
اوایل آبان ماه ۱۳۹۲ بود که تلفنم به صدا در آمد، محمدنوریزاد بود، گفت بنا به قولم زنگ زدهام که بگویم تصمیم برای سفر به کردستان را قطعی کردهام، تنها تماس گرفتهام که تو را منصرف کنم و بگویم وقتی به پاوه رسیدم با تو تماس خواهم گرفت، اما آنان که من را میشناسند میدانند که وقتی هژیر بخواهد کاری را کند هیچ چیز جلودارش نیست و اینگونه بود که آن سفر که نامش را "صلح و دوستی" گذاشت با دو کوله پشتی و یک پرچم در دستانمان، که سراسر تجربه و استرس آغاز شد ...
"هژیر ژاله – اردیبهشت ۱۴۰۰"
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
برای اولین بار میخوام آن روزگار را با دوستانم شریک شوم. اکنون که آن رفیق دیگر نیست و در زندان جانش را وسط گذاشته برای رسوا کردنِ این نظام فاسد.
تابستان سال ۱۳۹۲ بود. اگر اشتباه نکنم VOA نگاه میکردم. فردی آن روزها میان سال را دیدم که مصاحبه میکرد و از ظلمهای جمهوری اسلامی میگفت. توجهی نکردم چرا که فکر میکردم از اپوزیسیون پاره پاره شدهی خارج از ایران است که برای مردم داخل در حال نُسخه پیچیدن است. توجهم زمانی جلب شد که دیدم زیر نامش نوشته "از تهران" !!!
تهران؟!
مگر میشود کسی داخل ایران باشد و اینگونه نقد کند. به نامش که توجه کردم متوجه شدم که قبلا نیز نامش را شنیدهام، "محمد نوریزاد" !
آنقدر صدایش آرام و دلنشین بود و حرفهایش صادقانه که به دلم نشست.
اولین باری که به تهران رفتم از طریق دوستان شماره تلفنش را گرفتم و با حجم زیادی از شک و دوگانگی تماس گرفتم. خودم را معرفی کردم از ایشان خواستم که اگر ممکن است به دیدارشان بروم.
با خوشحالی پذیرفت و آدرس یک گالری نقاشی را به من داد و من راهی شدم.
به آنجا که رسیدم از دور، با هم ترس و شک مدتی نگاهشان کردم. به خودم جرات دادم و جلو رفتم.
آنانی که کاک محمد را دیدهاند میدانند که به گرمی همه را در آغوش میکشد، من را نیز با خوشحالی به جمع هنرمندان که آنجا بودند معرفی کرد. در کنارشان ایستاده بودم و همچنان با شک تماشا میکردم برخوردشان با دیگران و حرفهای تندشان در مورد حاکمیت.
نمایشگاه که تمام شد از ایشان خواستم که باهم قدم بزنیم.
از خودمان و خانواده گفتم و ظلمی که بر ما رفته است. درخواست زیادی داشتم و آن هم این بود که قدم رنجه کنید و برای سالگرد به پاوه بیایید.
کمی باهم در مورد کردستان و وضعیتش گفتگو کردیم.
در لحظه آخر کاک محمد گفت: "هژیر جان در همین یک ساعت ایدهای در ذهنم کاشتهای، بنظرم آمدنم فقط نباید به پاوه باشد. شاید برنامهریزی کردم و همه کردستان را تنها و شهر به شهر گشتم و به سهم خودم از تمام ظلمهایی که این نظامی که زمانی طرفدارش بودهام به آنها کرده عذرخواهی و دلجویی کنم."
استقبال کردم و گفتم که من در این راه همسفرت خواهم بود.
کاک محمد گفت که نه، بودن در کنار من برای تو مشکلاتی پیش خواهد آورد، مثالهای زیادی زد از نزدیکان و دوستان سابقش که اکنون در خیابان حتی جرات احوالپرسی با او را ندارند.
اما من نیز گفتم: " به عنوان یک کُرد این بار را بر دوش احساس میکنم که ترس را کنار گذاشته و همسفرت باشم تا به سهم خودم به جای ناسیونالیسم کور و در خانه نشستن و تنها و تنها حرف زدن، برای معرفی ظلمهای که بر کردستان شده قدمی هرچند کوچک بردارم."
آن روزها شرایط به این راحتیها نبود، جدای هر گونه شکست نفسی قدم زدن با محمد نوریزاد جرات میخواست و بارها و بارها دیدم افرادی را که بر خلاف میل باطنی دوری میکردند از ایشان بخاطر موقعیت و پست و کاری که داشتند.
از کاک محمد قول گرفتم که اگر تصمیم بر سفر به کردستان قطعی شد من را فراموش نکنند.
تمام روز نوشتههای آن روزهای ایشان در سایت شخصی و فیسبوکشان موجود هست و هرکس بخواهد میتواند به آن مراجعه کند، و من نیز بعد از گذشت هشت سال میخوام از نگاه خودم تمام ان روزها را با شما شریک شوم ...
اوایل آبان ماه ۱۳۹۲ بود که تلفنم به صدا در آمد، محمدنوریزاد بود، گفت بنا به قولم زنگ زدهام که بگویم تصمیم برای سفر به کردستان را قطعی کردهام، تنها تماس گرفتهام که تو را منصرف کنم و بگویم وقتی به پاوه رسیدم با تو تماس خواهم گرفت، اما آنان که من را میشناسند میدانند که وقتی هژیر بخواهد کاری را کند هیچ چیز جلودارش نیست و اینگونه بود که آن سفر که نامش را "صلح و دوستی" گذاشت با دو کوله پشتی و یک پرچم در دستانمان، که سراسر تجربه و استرس آغاز شد ...
"هژیر ژاله – اردیبهشت ۱۴۰۰"
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
Telegram
attach 📎
صبا کردافشاری از معترضین به حجاب اجباری محبوس در زندان قرچک ورامین از دیروز، شنبه ۱۸ اردیبهشتماه در اعتراض به افزایش فشارها بر خانوادهٔ خود و دیگر زندانیان سیاسی و با خواستهٔ آزادی مادرش، راحله احمدی دست به اعتصاب غذا زده است
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
🔴 قدردانی از سپیده قلیان، زندانی حامی کارگران هفت تپه در روز جشن خلع ید از اسد بیگی.
فرزند کارگرانیم، کنارشان می مانیم!
سپیده قلیان دانشجویی که در کنار کارگران اعتصابی هفت تپه، شیر زنانه ایستاد و همراه بود و امروز به دلیل همراهی با کارگران اسیر دست استبداد است و در زندان بوشهر دوران اسارت را سپری میکند!
اسماعیل بخشی به خوبی از این عزیز آگاه و بزرگوار یعنی سپیده قلیان و دیگر دانشجویان در جشن کارگران هفت تپه یاد کرد.
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، فداکاری و تلاش های سپیده قلیان را فراموش نخواهد کرد و بار دیگر ما خواستار آزادی این انسان شریف و مبارز هستیم.
#به_امید_آزادی_ایران
#زندانیان_سیاسی
#به_امید_آزادی_سپیده_قلیان
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
فرزند کارگرانیم، کنارشان می مانیم!
سپیده قلیان دانشجویی که در کنار کارگران اعتصابی هفت تپه، شیر زنانه ایستاد و همراه بود و امروز به دلیل همراهی با کارگران اسیر دست استبداد است و در زندان بوشهر دوران اسارت را سپری میکند!
اسماعیل بخشی به خوبی از این عزیز آگاه و بزرگوار یعنی سپیده قلیان و دیگر دانشجویان در جشن کارگران هفت تپه یاد کرد.
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، فداکاری و تلاش های سپیده قلیان را فراموش نخواهد کرد و بار دیگر ما خواستار آزادی این انسان شریف و مبارز هستیم.
#به_امید_آزادی_ایران
#زندانیان_سیاسی
#به_امید_آزادی_سپیده_قلیان
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists