🟠 امیرحسین مرادی از بازداشتشدگان آبان ۹۸ امروز با وثیقه ۴ میلیارد تومانی آزاد شد.
او به نوعی بیماری نادر و حاد پوستی به نام پسوریازیس مبتلاست که در نتیجه استرس تشدید میشود.
پدر امیرحسین رنج صدور حکم اعدام برای پسر ۲۵ سالهاش را طاقت نیاورد و به زندگیاش پایان داد.
حتی اجازه ندادند او برای خاکسپاری و حضور در مراسم پدرش ولو تحتالحفظ و با مامور به مرخصی بیاید.
تصویر قبل و بعد او با مادرش از زندان گویای همه چیز است...
#تلویزیون_سپیده_دم
@sepidehdam.tv
.
https://t.me/sepidehdamTv
او به نوعی بیماری نادر و حاد پوستی به نام پسوریازیس مبتلاست که در نتیجه استرس تشدید میشود.
پدر امیرحسین رنج صدور حکم اعدام برای پسر ۲۵ سالهاش را طاقت نیاورد و به زندگیاش پایان داد.
حتی اجازه ندادند او برای خاکسپاری و حضور در مراسم پدرش ولو تحتالحفظ و با مامور به مرخصی بیاید.
تصویر قبل و بعد او با مادرش از زندان گویای همه چیز است...
#تلویزیون_سپیده_دم
@sepidehdam.tv
.
https://t.me/sepidehdamTv
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 دخترفروشی برای نجات از گرسنگی در افغانستان؛ خانوادهها: «چارهای نداریم»
خبرگزاری فرانسه در گزارشی تکان دهنده از غرب افغانستان ضمن اشاره به وضعیت اقتصادی بحرانی در این کشور زندگی خانوادههایی را روایت کرده که مجبورند برای امرار معاش و نجات از گرسنگی دختران خود را بفروشند.
گزارش فرانسپرس اینگونه آغاز میشود: «فهیمه وقتی از زبان شوهرش شنید که مجبورند دو دختر کوچک خود را برای نجات خانواده از گرسنگی بفروشند بسیار گریه کرد.
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
خبرگزاری فرانسه در گزارشی تکان دهنده از غرب افغانستان ضمن اشاره به وضعیت اقتصادی بحرانی در این کشور زندگی خانوادههایی را روایت کرده که مجبورند برای امرار معاش و نجات از گرسنگی دختران خود را بفروشند.
گزارش فرانسپرس اینگونه آغاز میشود: «فهیمه وقتی از زبان شوهرش شنید که مجبورند دو دختر کوچک خود را برای نجات خانواده از گرسنگی بفروشند بسیار گریه کرد.
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
Forwarded from اتچ بات
🔴 برگزاری دادگاه رسیدگی به پرونده وکلای دادخواه
دادگاه رسیدگی به پرونده وکلا و فعالان مدنی مرتبط با پرونده سوءمدیریت در بحران کرونا، برگزار شد.
به گزارش رادیو فردا به نقل از وکیل یکی از متهمان پرونده، امروز چهارشنبه ۵ آبان ماه، از تشکیل جلسه دادگاه رسیدگی، خبر داده است.
طبق این گزارش، این وکیل که نخواسته نامش فاش شود، گفته است: جلسه حدود سه ساعت طول کشید و بیشتر این زمان به قرائت کیفرخواست و همچنین دفاعیات وکلای مهدی محمودیان گذشت.
وی همچنین در گفتگو با رادیو فردا افزود: مهدی محمودیان و مصطفی نیلی به دلیل خودداری از پوشیدن لباس زندان، در جلسه حاضر نبودند و آرش کیخسروی از زندان به دادگاه آورده شده بود و در این جلسه محمدرضا فقیهی و مریم افرافراز هم حاضر بودند.
مهدی محمودیان فعال مدنی، همراه با مصطفی نیلی، آرش کیخسروی، محمدرضا فقیهی، مریم افرافراز و لیلا حیدری وکلای دادگستری، پیشتر به دلیل قصد طرح شکایت از علی خامنهای در خصوص مدیریت فاجعهبار بحران کرونا و دادخواهی از نقض حق سلامت شهروندان بازداشت شده بودند.
مصطفی نیلی، آرش کیخسروی و مهدی محمودیان، طی هفتههای اخیر در نامهای به هیات نظارت مرکزی بر حقوق شهروندی، دلیل بازداشت خود را خودداری از امضای تعهدنامه مبنی بر عدم شکایت از علی خامنهای و دیگر مقامهای جمهوری اسلامی به دلیل سوءمدیریت کرونا عنوان کرده بودند.
این سه کنشگر در نامه خود تاکید کرده بودند: بیش از ۳۳ روز در سلولهای امنیتی نیروی تروریستی حفاظت اطلاعات تحت فشار روحی و روانی قرار گرفتهایم.
اتهامهای انتسابی علیه محمودیان، نیلی و کیخسروی «تشکیل گروه معاند نظام به هدف برهم زدن امنیت و فعالیت تبلیغی علیه نظام» عنوان شده است.
فقیهی و افرافراز به «عضویت در گروه معاند» متهم شدهاند.
محمودیان نیز در حال سپری کردن دوره زندان در رابطه با یک پرونده دیگر است.
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
دادگاه رسیدگی به پرونده وکلا و فعالان مدنی مرتبط با پرونده سوءمدیریت در بحران کرونا، برگزار شد.
به گزارش رادیو فردا به نقل از وکیل یکی از متهمان پرونده، امروز چهارشنبه ۵ آبان ماه، از تشکیل جلسه دادگاه رسیدگی، خبر داده است.
طبق این گزارش، این وکیل که نخواسته نامش فاش شود، گفته است: جلسه حدود سه ساعت طول کشید و بیشتر این زمان به قرائت کیفرخواست و همچنین دفاعیات وکلای مهدی محمودیان گذشت.
وی همچنین در گفتگو با رادیو فردا افزود: مهدی محمودیان و مصطفی نیلی به دلیل خودداری از پوشیدن لباس زندان، در جلسه حاضر نبودند و آرش کیخسروی از زندان به دادگاه آورده شده بود و در این جلسه محمدرضا فقیهی و مریم افرافراز هم حاضر بودند.
مهدی محمودیان فعال مدنی، همراه با مصطفی نیلی، آرش کیخسروی، محمدرضا فقیهی، مریم افرافراز و لیلا حیدری وکلای دادگستری، پیشتر به دلیل قصد طرح شکایت از علی خامنهای در خصوص مدیریت فاجعهبار بحران کرونا و دادخواهی از نقض حق سلامت شهروندان بازداشت شده بودند.
مصطفی نیلی، آرش کیخسروی و مهدی محمودیان، طی هفتههای اخیر در نامهای به هیات نظارت مرکزی بر حقوق شهروندی، دلیل بازداشت خود را خودداری از امضای تعهدنامه مبنی بر عدم شکایت از علی خامنهای و دیگر مقامهای جمهوری اسلامی به دلیل سوءمدیریت کرونا عنوان کرده بودند.
این سه کنشگر در نامه خود تاکید کرده بودند: بیش از ۳۳ روز در سلولهای امنیتی نیروی تروریستی حفاظت اطلاعات تحت فشار روحی و روانی قرار گرفتهایم.
اتهامهای انتسابی علیه محمودیان، نیلی و کیخسروی «تشکیل گروه معاند نظام به هدف برهم زدن امنیت و فعالیت تبلیغی علیه نظام» عنوان شده است.
فقیهی و افرافراز به «عضویت در گروه معاند» متهم شدهاند.
محمودیان نیز در حال سپری کردن دوره زندان در رابطه با یک پرونده دیگر است.
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
🔴 پیام بانو نصرت بهشتی از زندان وکیل آباد:
من نصرت بهشتی بازنشسته فرهنگی که دارای خانواده، شوهر و شش فرزند و عروس و داماد و نوه و نزدیک شصت سال سن میباشم اکنون سه ماه است که بطور بلاتکلیف در اداره اطلاعات و زندان وکیل آباد مشهد زندانی میباشم آنهم به خاطر شرکت در تجمعات صنفی فرهنگیان برای دفاع ازحقوق و هماهنگ کردن حقوق با دیگر کارمندان دولت که بدون هیچ حرکت خلاف نظام یا رهبریت و غیره بوده است یعنی نه کم کاری نه دزدی نه اختلاس و نه مسلح و یا وابسته به گروهی جز فرهنگیان محترم بوده ام و نه اتهامات وارده واهی را در بازجویی پذیرفته یا میپذیرم خصوصا که بنده به گواهی همه آنانی که مرا می شناسند، فردی معتقد، مسلمان و وظیفه شناس و صادق میباشم اما طبق اطلاع از مددکاری زندان متوجه شده ام که هر روز بر موارد اتهامی ام افزوده میشود که گویا عمدی در کار است هم از اینرو به آگاهی می رسانم که از تاریخ ۲/۸/۱۴۰۰ به عنوان اعتراض به بازداشت موقت و موارد اتهامی غیرقابل قبول در حالت اعتصاب غذا به سربرده و لب از سخن تا هنگام رسیدگی و رفع بلاتکلیفی فروبسته و هرگونه مسئولیت زندگیم در این شرایط برعهده مسئولین مربوطه میباشد.
لذا درخواست آزادی و رفع موارد اتهامی و حصر را دارم.
✍️ نصرت بهشتی زندان وکیل آباد مشهد ۴/۸/۱۴۰۰
.
#نصرت_بهشتی
#نصرت_بهشتی_را_آزاد_کنید
#بیانیه_بانوان
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
من نصرت بهشتی بازنشسته فرهنگی که دارای خانواده، شوهر و شش فرزند و عروس و داماد و نوه و نزدیک شصت سال سن میباشم اکنون سه ماه است که بطور بلاتکلیف در اداره اطلاعات و زندان وکیل آباد مشهد زندانی میباشم آنهم به خاطر شرکت در تجمعات صنفی فرهنگیان برای دفاع ازحقوق و هماهنگ کردن حقوق با دیگر کارمندان دولت که بدون هیچ حرکت خلاف نظام یا رهبریت و غیره بوده است یعنی نه کم کاری نه دزدی نه اختلاس و نه مسلح و یا وابسته به گروهی جز فرهنگیان محترم بوده ام و نه اتهامات وارده واهی را در بازجویی پذیرفته یا میپذیرم خصوصا که بنده به گواهی همه آنانی که مرا می شناسند، فردی معتقد، مسلمان و وظیفه شناس و صادق میباشم اما طبق اطلاع از مددکاری زندان متوجه شده ام که هر روز بر موارد اتهامی ام افزوده میشود که گویا عمدی در کار است هم از اینرو به آگاهی می رسانم که از تاریخ ۲/۸/۱۴۰۰ به عنوان اعتراض به بازداشت موقت و موارد اتهامی غیرقابل قبول در حالت اعتصاب غذا به سربرده و لب از سخن تا هنگام رسیدگی و رفع بلاتکلیفی فروبسته و هرگونه مسئولیت زندگیم در این شرایط برعهده مسئولین مربوطه میباشد.
لذا درخواست آزادی و رفع موارد اتهامی و حصر را دارم.
✍️ نصرت بهشتی زندان وکیل آباد مشهد ۴/۸/۱۴۰۰
.
#نصرت_بهشتی
#نصرت_بهشتی_را_آزاد_کنید
#بیانیه_بانوان
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
Telegram
attach 📎
.
✍مسعود نقره کار
🔴 "بیانیه ۱۴ نفر"، خاموشی بر نمیتابد ...
https://news.gooya.com/2021/10/post-57740.php
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
.
✍مسعود نقره کار
🔴 "بیانیه ۱۴ نفر"، خاموشی بر نمیتابد ...
https://news.gooya.com/2021/10/post-57740.php
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
.
🔴 اقدام به خودسوزی یک زندانی سیاسی
بر اساس گزارش کانال تلگرامی کیوان صمیمی روزنامهنگار محبوس در زندان اوین، یک زندانی به نام مهدی دارینی در این زندان اقدام به خودسوزی کرده که پس از تلاش زندانیان دیگر برای خاموش کردن آتش، به بهیاری زندان منتقل و حال جسمانی وی مساعد اعلام شده است.
مهدی دارینی که به مدت دو سال است، دوران محکومیت حبس را در زندان اوین سپری میکند، در اعتراض به عدم رسیدگی به درخواست آزادی مشروط وی در پی مکاتبات و اعتراضات قبلی، اقدام به خودسوزی کرده است.
وی پیشتر درباره قصد انجام خودسوزی به مسئولان هشدار داده و همچنین به بازجوی پرونده اعلام کرده بود که به نشانه اعتراض اعتصاب غذا خواهد کرد که بازجو در پاسخ به وی گفته بود: چه بهتر! یک نانخور از جمهوری اسلامی کم میشود!
گفته شده، مهدی دارینی ۳۵ ساله و فعال سیاسی مستقل است که به چند سال حبس محکوم شده و برخی مسئولان امنیتی و دادستان، از آزادی مشروط وی ممانعت به عمل میآورند.
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
.
بر اساس گزارش کانال تلگرامی کیوان صمیمی روزنامهنگار محبوس در زندان اوین، یک زندانی به نام مهدی دارینی در این زندان اقدام به خودسوزی کرده که پس از تلاش زندانیان دیگر برای خاموش کردن آتش، به بهیاری زندان منتقل و حال جسمانی وی مساعد اعلام شده است.
مهدی دارینی که به مدت دو سال است، دوران محکومیت حبس را در زندان اوین سپری میکند، در اعتراض به عدم رسیدگی به درخواست آزادی مشروط وی در پی مکاتبات و اعتراضات قبلی، اقدام به خودسوزی کرده است.
وی پیشتر درباره قصد انجام خودسوزی به مسئولان هشدار داده و همچنین به بازجوی پرونده اعلام کرده بود که به نشانه اعتراض اعتصاب غذا خواهد کرد که بازجو در پاسخ به وی گفته بود: چه بهتر! یک نانخور از جمهوری اسلامی کم میشود!
گفته شده، مهدی دارینی ۳۵ ساله و فعال سیاسی مستقل است که به چند سال حبس محکوم شده و برخی مسئولان امنیتی و دادستان، از آزادی مشروط وی ممانعت به عمل میآورند.
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
.
🔴 محمد داوری آزاد شد
امروز پنجشنبه ششم آبانماه محمد داوری فعال کارگری با تأمین قرار کفالت از زندان عادل آباد شیراز آزاد شد.
محمد داوری با اتمام دوران حبس حکم پیشین توسط نهادهای امینی در زندان با یک پرونده سازی جدید روبرو شد و اکنون با تأمین کفالت تا برگزاری جلسه دادگاه موقتاً آزاد شد.
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
امروز پنجشنبه ششم آبانماه محمد داوری فعال کارگری با تأمین قرار کفالت از زندان عادل آباد شیراز آزاد شد.
محمد داوری با اتمام دوران حبس حکم پیشین توسط نهادهای امینی در زندان با یک پرونده سازی جدید روبرو شد و اکنون با تأمین کفالت تا برگزاری جلسه دادگاه موقتاً آزاد شد.
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
Forwarded from اتچ بات
🔴 به نام خدای آزادی
«بی خبری و نگرانی از وضعیت محمد نوری زاد در پی قطع تلفن»
در نوشته قبلی که خواستار آزادی علی شدم، نه تنها مقامات مربوطه کوچکترین اعتنایی نکردند، بلکه با اعزام او به "بیمارستان روانی!"، شوک دیگری به او و من و آقای نوری زاد وارد آوردند!
علی در این یکسال و اندی که در زندان تهران بزرگ اسیر است، در فضای سراسر ملتهب آنجا با استرس های فراوانی روبرو بوده؛ سه ماه کارت تلفن و چهار ماه هم ملاقات نداشته، و همه ی اینها شرایط دشوار و نگران کننده ای برای او و خانواده فراهم آورد که باعث شد آقای نوری زاد با توجه به سپری شدن تقریبی یک سوم محکومیت علی، صحبتی را با یکی از مسئولین زندان داشته باشند که متاسفانه بعد از گذشت مدتی بازخوردی نمی بینند.
این شرایط و فشار مضاعفی که بر ایشان بوده سبب شد که روز سه شنبه ۴ آبان با عصبانیت و صورت خونین؛ شیشه های اتاق رئیس بند را بشکنند و فریاد بزنند؛ یا پسر مرا تا پنجشنبه آزاد می کنید، یا به اوین می آوریدش …*
در ادامه تماسها سه بار تلفن او را قطع کردند و از آن روز تاکنون نه تنها کوچکترین خبر و تماسی از ایشان نداشته ایم و نگران احوال اوییم؛ بلکه در این بین مرا هم از سوی "اطلاعات سپاه" برای روز شنبه 8 آبان احضار کرده اند! برای ؟؟؟؟ نمی دانم.
خیر است ان شاء الله
❌ می شنویم صحبت آقای نوری زاد را قبل از قطع تلفنش.
زندانیان بیگناه را آزاد کنید.
زندانیان سیاسی را آزاد کنید.
علی نوری زاد را آزاد کنید.
محمد نوری زاد را آزاد کنید.
✍فاطمه ملکی
۶ آبان ماه ۱۴۰۰
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
«بی خبری و نگرانی از وضعیت محمد نوری زاد در پی قطع تلفن»
در نوشته قبلی که خواستار آزادی علی شدم، نه تنها مقامات مربوطه کوچکترین اعتنایی نکردند، بلکه با اعزام او به "بیمارستان روانی!"، شوک دیگری به او و من و آقای نوری زاد وارد آوردند!
علی در این یکسال و اندی که در زندان تهران بزرگ اسیر است، در فضای سراسر ملتهب آنجا با استرس های فراوانی روبرو بوده؛ سه ماه کارت تلفن و چهار ماه هم ملاقات نداشته، و همه ی اینها شرایط دشوار و نگران کننده ای برای او و خانواده فراهم آورد که باعث شد آقای نوری زاد با توجه به سپری شدن تقریبی یک سوم محکومیت علی، صحبتی را با یکی از مسئولین زندان داشته باشند که متاسفانه بعد از گذشت مدتی بازخوردی نمی بینند.
این شرایط و فشار مضاعفی که بر ایشان بوده سبب شد که روز سه شنبه ۴ آبان با عصبانیت و صورت خونین؛ شیشه های اتاق رئیس بند را بشکنند و فریاد بزنند؛ یا پسر مرا تا پنجشنبه آزاد می کنید، یا به اوین می آوریدش …*
در ادامه تماسها سه بار تلفن او را قطع کردند و از آن روز تاکنون نه تنها کوچکترین خبر و تماسی از ایشان نداشته ایم و نگران احوال اوییم؛ بلکه در این بین مرا هم از سوی "اطلاعات سپاه" برای روز شنبه 8 آبان احضار کرده اند! برای ؟؟؟؟ نمی دانم.
خیر است ان شاء الله
❌ می شنویم صحبت آقای نوری زاد را قبل از قطع تلفنش.
زندانیان بیگناه را آزاد کنید.
زندانیان سیاسی را آزاد کنید.
علی نوری زاد را آزاد کنید.
محمد نوری زاد را آزاد کنید.
✍فاطمه ملکی
۶ آبان ماه ۱۴۰۰
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
Telegram
attach 📎
بانوان کنشگر حقوق مدنی ایران https://t.me/Women_Civil _Rights_Activists pinned « 🔴 به نام خدای آزادی «بی خبری و نگرانی از وضعیت محمد نوری زاد در پی قطع تلفن» در نوشته قبلی که خواستار آزادی علی شدم، نه تنها مقامات مربوطه کوچکترین اعتنایی نکردند، بلکه با اعزام او به "بیمارستان روانی!"، شوک دیگری به او و من و آقای نوری زاد وارد آوردند!…»
هممیهنانم،
در آستانهی هفتم آبان «روز کوروش بزرگ»، قرار داریم؛ پادشاهی که پیامآور عزت، عظمت، همزیستی مسالمتآمیز و مداراگری بود، و بیش از ۲۵۰۰ سال پیش، آزادی باور و مذهب را به رسمیت میشناخت و کرامت انسانی را پاس میداشت.
گرامیداشت یاد و نام کوروش نه تنها یادآور ویژگیهای نیک مدنی و اخلاقی ایرانیان است، بلکه کمک میکند که بدانیم ما به عنوان ملت ایران چگونه ایرانی را میخواهیم: ایرانی سربلند، یکپارچه و متحد، متشکل از اقوام و مذاهب و باورهای گوناگون، و البته آراسته به ویژگیهای ستودهی دوران مدرن همچون دموکراسی و سکولاریسم.
امروز کوروش بزرگ به منزلهی شهریاری که سربلندی را برای ایران به ارمغان آورده بود، الهامبخش عبور از تباهیِ کنونی نیز است. ما برای رهایی از این رژیم انیرانی و ضد ایرانی که از روز نخست، به دنبال جایگزینی «امت اسلام» به جای دولت-ملت ایران بوده و دستاوردی جز فلاکت و ذلت برای ایران و ایرانی نداشته، بیش از هر زمان دیگر به یادآوری آنچه کوروش بود و انجام داد، نیاز داریم.
و بیدلیل نیست که در سالهای اخیر، جوانان باهوش و دلاور ایرانی، ۷ آبان را به یکی از روزهای ایستادگی در برابر رژیم فاسد و جنایتکار جمهوری اسلامی بدل کردهاند. فساد و جنایتی که دو سال قبل در آبان۹۸ بیش از گذشته آشکار شد و هزاران ایرانی را به خاک و خون کشید.
بر این بنیاد، از شما هممیهنانم میخواهم با نکوداشت نام و یاد کوروش بزرگ، به هر شکلی و در هر جایی که هستید، تلاش کنید تصویر یک ملت متحد، آزادیخواه و مداراگر را به جهانیان نشان دهید. هر کدام از شما تلاش کنید نماینده ایران بزرگ و تاریخی باشید. جهان نبایستی ایران را بر اساس زشتیهای فرقه تبهکار جمهوری اسلامی بشناسد. ایران از آن ملت ایران است نه تبهکارانی که هیچ نسبتی با تاریخ و فرهنگ ایران ندارند و از نام کوروش و آرامگاهش نیز وحشت دارند.
به امید رهایی و سربلندی
پاینده ایران
رضا پهلوی
@OfficialRezaPahlavi
https://t.me/OfficialRezaPahlavi/855
در آستانهی هفتم آبان «روز کوروش بزرگ»، قرار داریم؛ پادشاهی که پیامآور عزت، عظمت، همزیستی مسالمتآمیز و مداراگری بود، و بیش از ۲۵۰۰ سال پیش، آزادی باور و مذهب را به رسمیت میشناخت و کرامت انسانی را پاس میداشت.
گرامیداشت یاد و نام کوروش نه تنها یادآور ویژگیهای نیک مدنی و اخلاقی ایرانیان است، بلکه کمک میکند که بدانیم ما به عنوان ملت ایران چگونه ایرانی را میخواهیم: ایرانی سربلند، یکپارچه و متحد، متشکل از اقوام و مذاهب و باورهای گوناگون، و البته آراسته به ویژگیهای ستودهی دوران مدرن همچون دموکراسی و سکولاریسم.
امروز کوروش بزرگ به منزلهی شهریاری که سربلندی را برای ایران به ارمغان آورده بود، الهامبخش عبور از تباهیِ کنونی نیز است. ما برای رهایی از این رژیم انیرانی و ضد ایرانی که از روز نخست، به دنبال جایگزینی «امت اسلام» به جای دولت-ملت ایران بوده و دستاوردی جز فلاکت و ذلت برای ایران و ایرانی نداشته، بیش از هر زمان دیگر به یادآوری آنچه کوروش بود و انجام داد، نیاز داریم.
و بیدلیل نیست که در سالهای اخیر، جوانان باهوش و دلاور ایرانی، ۷ آبان را به یکی از روزهای ایستادگی در برابر رژیم فاسد و جنایتکار جمهوری اسلامی بدل کردهاند. فساد و جنایتی که دو سال قبل در آبان۹۸ بیش از گذشته آشکار شد و هزاران ایرانی را به خاک و خون کشید.
بر این بنیاد، از شما هممیهنانم میخواهم با نکوداشت نام و یاد کوروش بزرگ، به هر شکلی و در هر جایی که هستید، تلاش کنید تصویر یک ملت متحد، آزادیخواه و مداراگر را به جهانیان نشان دهید. هر کدام از شما تلاش کنید نماینده ایران بزرگ و تاریخی باشید. جهان نبایستی ایران را بر اساس زشتیهای فرقه تبهکار جمهوری اسلامی بشناسد. ایران از آن ملت ایران است نه تبهکارانی که هیچ نسبتی با تاریخ و فرهنگ ایران ندارند و از نام کوروش و آرامگاهش نیز وحشت دارند.
به امید رهایی و سربلندی
پاینده ایران
رضا پهلوی
@OfficialRezaPahlavi
https://t.me/OfficialRezaPahlavi/855
Telegram
Reza Pahlavi | رضا پهلوی
از شما هممیهنانم میخواهم با نکوداشت نام و یاد کوروش بزرگ، به هر شکلی و در هر جایی که هستید، تلاش کنید تصویر یک ملت متحد، آزادیخواه و مداراگر را به جهانیان نشان دهید. هر کدام از شما تلاش کنید نماینده ایران بزرگ و تاریخی باشید. جهان نبایستی ایران را بر اساس…
https://clyp.it/33cujcja
🔴 دکتر مسعود نقره کار
در باره آرامش دوستدار و ایران درودی در گفت و گویی کوتاه با علیرضا میبدی - رادیو همراه
🔴 دکتر مسعود نقره کار
در باره آرامش دوستدار و ایران درودی در گفت و گویی کوتاه با علیرضا میبدی - رادیو همراه
Clyp
4-MEYBODI 10-29-21mixdown - Clyp
Listen to 4-MEYBODI 10-29-21mixdown | Clyp is the easiest way to record, upload and share audio.
🔴 انتقال دو زندانی سیاسی به مکانی نامعلوم
دو زندانی سیاسی محبوس در زندان ارومیه بدون اطلاع قبلی به مکانی نامعلوم منتقل شدند.
سالار صدیقهمدانی و ابراهیم صدیقهمدانی به صورت ناگهانی از زندان ارومیه به مکانی نامعلوم منتقل شدهاند.
شعبه ۲ دادگاه انقلاب ارومیه پیشتر هر یک از آنها را به تحمل ۱۶ سال حبس تعزیری محکوم کرده بود.
این زندانیان سیاسی به اتهامهای "اقدام علیه امنیت ملی از طریق عضویت در یکی از سازمانهای مخالف نظام" و "فعالیت تبلیغی علیه نظام" به حبس محکوم شده بودند.
ابراهیم صدیقهمدانی و پسر وی سالار صدیقهمدانی به همراه دختر او مریم صدیقهمدانی، در اوایل اسفند ماه ۹۷ بازداشت شدند.
آنها اوایل اردیبهشت ماه ۹۸، پس از دو ماه بازجویی و تفهیم اتهام به زندان مرکزی ارومیه منتقل شده بودند.
مریم صدیقهمدانی که به بند زنان زندان ارومیه منتقل شده بود، در اوایل اردیبهشت ماه ۹۸ با تودیع قرار از زندان آزاد شد.
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
دو زندانی سیاسی محبوس در زندان ارومیه بدون اطلاع قبلی به مکانی نامعلوم منتقل شدند.
سالار صدیقهمدانی و ابراهیم صدیقهمدانی به صورت ناگهانی از زندان ارومیه به مکانی نامعلوم منتقل شدهاند.
شعبه ۲ دادگاه انقلاب ارومیه پیشتر هر یک از آنها را به تحمل ۱۶ سال حبس تعزیری محکوم کرده بود.
این زندانیان سیاسی به اتهامهای "اقدام علیه امنیت ملی از طریق عضویت در یکی از سازمانهای مخالف نظام" و "فعالیت تبلیغی علیه نظام" به حبس محکوم شده بودند.
ابراهیم صدیقهمدانی و پسر وی سالار صدیقهمدانی به همراه دختر او مریم صدیقهمدانی، در اوایل اسفند ماه ۹۷ بازداشت شدند.
آنها اوایل اردیبهشت ماه ۹۸، پس از دو ماه بازجویی و تفهیم اتهام به زندان مرکزی ارومیه منتقل شده بودند.
مریم صدیقهمدانی که به بند زنان زندان ارومیه منتقل شده بود، در اوایل اردیبهشت ماه ۹۸ با تودیع قرار از زندان آزاد شد.
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 مصدومیت ٧ کودک بر اثر ریزش ساختمان یک دبستان در علیآباد کتول
ساعت ۹:۴۴ صبح امروز شنبه ٨ آبان ماه، با ریزش ساختمان یک مدرسه ابتدایی در علیآباد کتول استان گلستان، ٧ کودک مصدوم شدند.
گفته میشود در این حادثه علاوه بر ۷ کودک، ۳ مربی نیز مصدوم شدهاند.
تاکنون از علت ریزش این ساختمان و حال مصدومان این حادثه، جزئیاتی انتشار نیافته است.
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
ساعت ۹:۴۴ صبح امروز شنبه ٨ آبان ماه، با ریزش ساختمان یک مدرسه ابتدایی در علیآباد کتول استان گلستان، ٧ کودک مصدوم شدند.
گفته میشود در این حادثه علاوه بر ۷ کودک، ۳ مربی نیز مصدوم شدهاند.
تاکنون از علت ریزش این ساختمان و حال مصدومان این حادثه، جزئیاتی انتشار نیافته است.
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
Forwarded from کانال محمد مهدویفر
🔵 محمد مهدویفر
تخریبچی و غواص جنگ:
"در چنین روزی"
امروز از خواب که بیدار شدم واتساپ را باز کردم دیدم دوست عزیزی عکسهایی را که چهار سال پیش به اتفاق من و آقای نوریزاد در منزل ما گرفته بود برایم ارسال کرده و نوشته در چنین روزی ۸ آبان.
حیفم آمد خاطره ۸ آبان ۹۶ را برایتان تعریف نکنم.
خرداد ۹۶ بعد از انتخابات ریاست جمهوری برای سومین بار دستگیر و روانه زندان شدم. ابتدا مدت ۱۹ روز در بند عموم بودم ولی به خاطر نگارش و انتشار نامه بیست و هشتم به رهبری از داخل زندان، مرا از بند عموم به سلول تنبیهی منتقل کردند. بعدها به خاطر این نامه همسرم را نیز بازداشت کردند. (نامه ۲۸ محمد مهدویفر به رهبری را در گوگل سرچ کنید.)
در سلول، ارتباط من با خانواده و با همه دنیا قطع شد. یادم هست وقتی وارد سلول شدم اولین سوالی که از خودم پرسیدم این بود آیا انسان میتواند یک ساعت در چنین سلولی طاقت بیاورد؟
یک ساعت یک ساعت ۱۳۸ روز طاقت آوردم. قبلش هم ۱۹ روز در بند عموم بودم. پس امروز ۱۵۷ مین روز از حبس من بود.
دوشنبه ۸ آبان ۹۶ زندان در تکاپو بود چون رئیس زندان عوض شده بود.
آن روز رئیس قبلی دست رئیس جدید را گرفته بود و در اولین روز کاری همهی بندها را به او نشان میداد و در واقع زندان را به او تحویل میداد.
ساعت حدود ۱۱ صبح، درب سلول باز شد. چهار نفر وارد شدند. رئیس جدید، رئیس قبلی، مسئول بازرسی و مدیر داخلهی زندان
۳ یا ۴ همسلولی داشتم. آنها با ورود مسئولینِ زندان از جای خود برخاستند. من یک برگ روزنامهی تاریخ گذشته را در کنار خودم یافتم آن را باز کردم و در حالی که نشسته بودم خودم را سرگرم نوشتههای روزنامه کردم.
رئیس جدید که دقیقا بالای سر من ایستاده بود به من گفت شما بلند شو بایست. من سرگرم خواندن روزنامه بودم. مثلا نمیشنوم. سخنش را تکرار کرد با شما بودم بلند شو بایست.
در حالت نشسته سرم را بلند کردم و به او گفتم این بار آخرت باشد که به یک زندانی میگویی جلوی پای من بایست.
رئیس جدید شوکه شد. در اولین روز کاری انتظار چنین برخوردی را از یک زندانی جلوی زندانیهای دیگر و زندانبانها نداشت. لازم بود که قاطعیت و مدیریت و اعتماد به نفس خودش را نشان بدهد. کاغدی از جیبش بیرون آورد خودکار نداشت. از مدیر داخله خودکار گرفت. رو به من کرد گفت اسمت چیه گفتم برو توی کامپیوتر نگاه کن.
رئیس قبلی که یک لحظه مشغول گوشی همراه یا مشغول صحبت با زندانیِ دیگری شده بود فهمید این گوشهی سلول خبری شده به من گفت آقای مهدویفر چی شده؟
رئیس جدید توی کاغذش نوشت مهدویفر
رئیس جدید به رئیس قبلی گفت اسم کوچکش چیه؟
رئیس قبلی به من گفت آقای مهدویفر اسم کوچکت چیه؟ گفتم توی کامپیوتر نگاه کنی معلوم میشود.
رئیس قبلی گفت چی شده؟ اشاره کردم به رئیس جدید گفتم این آقا به من میگوید بلند شو جلوی پای من بایست. یادت باشد این مورد را حتما پیگیری کنم.
دیدار آنها از سلولِ من تحتالشعاع این گفتگوی غیر منتظره قرار گرفت. بازدید خودشان را از سلول تمام کردند و سلول را ترک کردند.
رئیس بازرسیِ زندان آخرین نفری بود که از سلول خارج میشد. او را صدا زدم گفتم سخنی به تو بگویم آن را محرمانه درِ گوش رئیس جدید میگویی؟ گفت آری میگویم.
گفتم برو در گوشش بهش بگو مهدویفر گفت ۲۴ ساعت به تو فرصت میدهم از من معذرتخواهی کنی. گفت میگویم. رفت و درب سلول بسته شد.
من ماندم و همسلولیهایم. گفتند ای ول خوب حالش را گرفتی.
همسلولیهای من کنجکاو بودند که بدانند من با کدام مقامات کشور در تماس هستم که رئیس زندان را تهدید میکنم. عقلشان به آنجا نرسید که اگر من کسی را میداشتم این همه مدت طولانی را در چنین سلولی نمیماندم.
به بچهها گفتم میدانید اگر رئیس زندان در مدت ۲۴ ساعتی که به او مهلت دادهام عذرخواهی نکند با او چه کار میکنم؟
گفتند با او چه کار میکنی؟
گفتم ۲۴ ساعت دیگر به او فرصت میدهم ولی اگر عذرخواهی نکرد او را به حال خود رها میکنم.
و اما بیرون سلول، رئیس جدید بازدیدش را از بندهای دیگر نیمهکاره رها میکند و به دفتر کارش میرود. در آنجا با مسئول حفاظت زندان تماس میگیرد و میگوید یک زندانی داریم که شما باید در باره او گزارشی بنویسی تا او را به زندان اصفهان تبعید کنم. مسئول حفاظت میپرسد نام او چیست؟ میگوید، محمد مهدویفر
مسئول حفاظت میگوید اینکار فایدهای ندارد همین الان نامهی آزادی او به زندان آمده!
من در سلول تلفن نداشتم و از همه جا بیخبر بودم. بیرون زندان بهزاد همایونی به اتفاق بعضی دوستان، پیگیر کار من بودند و گویا خودشان سند منزلشان را به عنوان وثیقه گذاشته بودند و دادستان موافقت کرده بود.
دوشنبهها ناهار زندان قرمهسبزی بود اولین لقمه را در دهانم گذاشتم بلندگوی زندان اعلام کرد محمد مهدویفر آزادی
آن شب در منزل میزبان نوریزاد عزیز و دیگر دوستانم بودم.
@mahdavifar2021
تخریبچی و غواص جنگ:
"در چنین روزی"
امروز از خواب که بیدار شدم واتساپ را باز کردم دیدم دوست عزیزی عکسهایی را که چهار سال پیش به اتفاق من و آقای نوریزاد در منزل ما گرفته بود برایم ارسال کرده و نوشته در چنین روزی ۸ آبان.
حیفم آمد خاطره ۸ آبان ۹۶ را برایتان تعریف نکنم.
خرداد ۹۶ بعد از انتخابات ریاست جمهوری برای سومین بار دستگیر و روانه زندان شدم. ابتدا مدت ۱۹ روز در بند عموم بودم ولی به خاطر نگارش و انتشار نامه بیست و هشتم به رهبری از داخل زندان، مرا از بند عموم به سلول تنبیهی منتقل کردند. بعدها به خاطر این نامه همسرم را نیز بازداشت کردند. (نامه ۲۸ محمد مهدویفر به رهبری را در گوگل سرچ کنید.)
در سلول، ارتباط من با خانواده و با همه دنیا قطع شد. یادم هست وقتی وارد سلول شدم اولین سوالی که از خودم پرسیدم این بود آیا انسان میتواند یک ساعت در چنین سلولی طاقت بیاورد؟
یک ساعت یک ساعت ۱۳۸ روز طاقت آوردم. قبلش هم ۱۹ روز در بند عموم بودم. پس امروز ۱۵۷ مین روز از حبس من بود.
دوشنبه ۸ آبان ۹۶ زندان در تکاپو بود چون رئیس زندان عوض شده بود.
آن روز رئیس قبلی دست رئیس جدید را گرفته بود و در اولین روز کاری همهی بندها را به او نشان میداد و در واقع زندان را به او تحویل میداد.
ساعت حدود ۱۱ صبح، درب سلول باز شد. چهار نفر وارد شدند. رئیس جدید، رئیس قبلی، مسئول بازرسی و مدیر داخلهی زندان
۳ یا ۴ همسلولی داشتم. آنها با ورود مسئولینِ زندان از جای خود برخاستند. من یک برگ روزنامهی تاریخ گذشته را در کنار خودم یافتم آن را باز کردم و در حالی که نشسته بودم خودم را سرگرم نوشتههای روزنامه کردم.
رئیس جدید که دقیقا بالای سر من ایستاده بود به من گفت شما بلند شو بایست. من سرگرم خواندن روزنامه بودم. مثلا نمیشنوم. سخنش را تکرار کرد با شما بودم بلند شو بایست.
در حالت نشسته سرم را بلند کردم و به او گفتم این بار آخرت باشد که به یک زندانی میگویی جلوی پای من بایست.
رئیس جدید شوکه شد. در اولین روز کاری انتظار چنین برخوردی را از یک زندانی جلوی زندانیهای دیگر و زندانبانها نداشت. لازم بود که قاطعیت و مدیریت و اعتماد به نفس خودش را نشان بدهد. کاغدی از جیبش بیرون آورد خودکار نداشت. از مدیر داخله خودکار گرفت. رو به من کرد گفت اسمت چیه گفتم برو توی کامپیوتر نگاه کن.
رئیس قبلی که یک لحظه مشغول گوشی همراه یا مشغول صحبت با زندانیِ دیگری شده بود فهمید این گوشهی سلول خبری شده به من گفت آقای مهدویفر چی شده؟
رئیس جدید توی کاغذش نوشت مهدویفر
رئیس جدید به رئیس قبلی گفت اسم کوچکش چیه؟
رئیس قبلی به من گفت آقای مهدویفر اسم کوچکت چیه؟ گفتم توی کامپیوتر نگاه کنی معلوم میشود.
رئیس قبلی گفت چی شده؟ اشاره کردم به رئیس جدید گفتم این آقا به من میگوید بلند شو جلوی پای من بایست. یادت باشد این مورد را حتما پیگیری کنم.
دیدار آنها از سلولِ من تحتالشعاع این گفتگوی غیر منتظره قرار گرفت. بازدید خودشان را از سلول تمام کردند و سلول را ترک کردند.
رئیس بازرسیِ زندان آخرین نفری بود که از سلول خارج میشد. او را صدا زدم گفتم سخنی به تو بگویم آن را محرمانه درِ گوش رئیس جدید میگویی؟ گفت آری میگویم.
گفتم برو در گوشش بهش بگو مهدویفر گفت ۲۴ ساعت به تو فرصت میدهم از من معذرتخواهی کنی. گفت میگویم. رفت و درب سلول بسته شد.
من ماندم و همسلولیهایم. گفتند ای ول خوب حالش را گرفتی.
همسلولیهای من کنجکاو بودند که بدانند من با کدام مقامات کشور در تماس هستم که رئیس زندان را تهدید میکنم. عقلشان به آنجا نرسید که اگر من کسی را میداشتم این همه مدت طولانی را در چنین سلولی نمیماندم.
به بچهها گفتم میدانید اگر رئیس زندان در مدت ۲۴ ساعتی که به او مهلت دادهام عذرخواهی نکند با او چه کار میکنم؟
گفتند با او چه کار میکنی؟
گفتم ۲۴ ساعت دیگر به او فرصت میدهم ولی اگر عذرخواهی نکرد او را به حال خود رها میکنم.
و اما بیرون سلول، رئیس جدید بازدیدش را از بندهای دیگر نیمهکاره رها میکند و به دفتر کارش میرود. در آنجا با مسئول حفاظت زندان تماس میگیرد و میگوید یک زندانی داریم که شما باید در باره او گزارشی بنویسی تا او را به زندان اصفهان تبعید کنم. مسئول حفاظت میپرسد نام او چیست؟ میگوید، محمد مهدویفر
مسئول حفاظت میگوید اینکار فایدهای ندارد همین الان نامهی آزادی او به زندان آمده!
من در سلول تلفن نداشتم و از همه جا بیخبر بودم. بیرون زندان بهزاد همایونی به اتفاق بعضی دوستان، پیگیر کار من بودند و گویا خودشان سند منزلشان را به عنوان وثیقه گذاشته بودند و دادستان موافقت کرده بود.
دوشنبهها ناهار زندان قرمهسبزی بود اولین لقمه را در دهانم گذاشتم بلندگوی زندان اعلام کرد محمد مهدویفر آزادی
آن شب در منزل میزبان نوریزاد عزیز و دیگر دوستانم بودم.
@mahdavifar2021
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴 وخامت حال محمد حسین سپهری از زبان خودش از زندان وکیل آباد مشهد بند ۶/۱
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
Forwarded from اتچ بات
🔴 آرش گنجی برای تحمل حبس راهی زندان شد
مترجم و منشی هیات دبیران کانون نویسندگان ایران، جهت تحمل حبس روانه زندان اوین شد.
کانون نویسندگان ایران، امروز دوشنبه ۱۰ آبان ماه با انتشار ویدئویی، از حضور آرش گنجی در واحد اجرای احکام دادسرای اوین و بازداشت وی جهت تحمل زندان، خبر داد.
وی در این ویدئو با خواندن دست نوشتهای از خود گفت: رفقای عزیزم، در این آستانه رفتن نمیدانم دچار تراژدی شدهام یا طنز. صبح زود اطلاع یافتم که امروز یکم نوامبر است؛ روز جهانی کوبانی، روز شکست قطعی داعش. دچار طنز هستم، زیرا در سالگرد آن پیروزی بزرگ راهی زندان میشوم و تراژدی، زیرا با شوقی پایانناپذیر در قلب کوچکم باید دوران حبس خود را آغاز کنم. یقین داشته باشید که دلم امروز قرصتر از همیشه است و جشن خودم را در دلم بر پا خواهم کرد.
این عضو کانون نویسندگان ایران، در پاییز ۹۸ توسط نیروهای سرکوبگر اطلاعات بازداشت و به مدت ۲۹ روز در بازداشتگاه این نهاد تروریستی در زندان اوین تحت بازجویی بود.
گنجی توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران با اتهامهایی چون "اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی" به ۵ سال حبس، "تبلیغ علیه نظام" به یک سال حبس، "عضویت و همکاری با گروههای مخالف نظام" به ۵ سال و در مجموع به ۱۱ سال زندان محکوم شد.
مصداق اتهامهای انتسابی علیه وی، ترجمه کتابی درباره جنبش کردهای شمال سوریه و تحولات کردستان سوریه تحت عنوان "کلید کوچک دروازهای بزرگ" بوده است.
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
.
مترجم و منشی هیات دبیران کانون نویسندگان ایران، جهت تحمل حبس روانه زندان اوین شد.
کانون نویسندگان ایران، امروز دوشنبه ۱۰ آبان ماه با انتشار ویدئویی، از حضور آرش گنجی در واحد اجرای احکام دادسرای اوین و بازداشت وی جهت تحمل زندان، خبر داد.
وی در این ویدئو با خواندن دست نوشتهای از خود گفت: رفقای عزیزم، در این آستانه رفتن نمیدانم دچار تراژدی شدهام یا طنز. صبح زود اطلاع یافتم که امروز یکم نوامبر است؛ روز جهانی کوبانی، روز شکست قطعی داعش. دچار طنز هستم، زیرا در سالگرد آن پیروزی بزرگ راهی زندان میشوم و تراژدی، زیرا با شوقی پایانناپذیر در قلب کوچکم باید دوران حبس خود را آغاز کنم. یقین داشته باشید که دلم امروز قرصتر از همیشه است و جشن خودم را در دلم بر پا خواهم کرد.
این عضو کانون نویسندگان ایران، در پاییز ۹۸ توسط نیروهای سرکوبگر اطلاعات بازداشت و به مدت ۲۹ روز در بازداشتگاه این نهاد تروریستی در زندان اوین تحت بازجویی بود.
گنجی توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران با اتهامهایی چون "اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی" به ۵ سال حبس، "تبلیغ علیه نظام" به یک سال حبس، "عضویت و همکاری با گروههای مخالف نظام" به ۵ سال و در مجموع به ۱۱ سال زندان محکوم شد.
مصداق اتهامهای انتسابی علیه وی، ترجمه کتابی درباره جنبش کردهای شمال سوریه و تحولات کردستان سوریه تحت عنوان "کلید کوچک دروازهای بزرگ" بوده است.
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
.
Telegram
attach 📎
🔴 سعید سنگر و دو دهه رنج زندان
✍ اجلال قوامی
▫️سعید سنگر را اول بار سال ۱۳۸۶ در زندان سنندج در بند پنج دیدم. اهل پیرانشهر بود و چهرهاش گواهی میداد از رنجهایی که دیده و کشیده است؛ اما صبور بود و آرام. اهل هیاهو و جنجال نبود. با همه زندانیان میانهی خوبی داشت و به نوعی ریش سفید بند بود و مورد احترام همه.
خبر آزادیاش را شنیدم این چند سطر را به پاس بزرگواریاش نوشتم و شرمنده موهایی که سفید کرده است، شدیم.
او ۲۱ سال را در زندان سپری کرد و این رنج را به یادگار با خود خواهد داشت. کاک سعید آزادیات مبارک.
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
.
✍ اجلال قوامی
▫️سعید سنگر را اول بار سال ۱۳۸۶ در زندان سنندج در بند پنج دیدم. اهل پیرانشهر بود و چهرهاش گواهی میداد از رنجهایی که دیده و کشیده است؛ اما صبور بود و آرام. اهل هیاهو و جنجال نبود. با همه زندانیان میانهی خوبی داشت و به نوعی ریش سفید بند بود و مورد احترام همه.
خبر آزادیاش را شنیدم این چند سطر را به پاس بزرگواریاش نوشتم و شرمنده موهایی که سفید کرده است، شدیم.
او ۲۱ سال را در زندان سپری کرد و این رنج را به یادگار با خود خواهد داشت. کاک سعید آزادیات مبارک.
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
.
Twitter Storm
Thursday . Nov 4th
AT 7 PM. IRAN TIME
https://instagram.com/stories/avshahroodi/2698346415439080504?utm_source=ig_story_item_share&utm_medium=share_sheet
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
Thursday . Nov 4th
AT 7 PM. IRAN TIME
https://instagram.com/stories/avshahroodi/2698346415439080504?utm_source=ig_story_item_share&utm_medium=share_sheet
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
❌ طوفان توییتری جهت حمایت از #عباس_واحدیان_شاهرودی
⬅️ پنجشنبه ۱۳ آبان
⬅️ ساعت -/۱۹ به وقت ایران
https://instagram.com/stories/avshahroodi/2698346415439080504?utm_source=ig_story_item_share&utm_medium=share_sheet
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
⬅️ پنجشنبه ۱۳ آبان
⬅️ ساعت -/۱۹ به وقت ایران
https://instagram.com/stories/avshahroodi/2698346415439080504?utm_source=ig_story_item_share&utm_medium=share_sheet
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گفتگوی صدای آمریکا با شیوا محبوبی سخنگوی کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی در رابطه با #فعالین_محیط_زیست زندانی و کنفرانس تغییرات اقلیمی در گلاسکو
#COP26
#TogetherForOurPlanet
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
#COP26
#TogetherForOurPlanet
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists