https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists/5540
" به نام خدای آزادی"
🔴دوشنبه های ملاقات
هفته های اخیر سالن ملاقات خیلی شلوغ شده، ولی این دوشنبه ازدحام جمعیت بیسابقه بود. قبلا علت را پرسیده بودم؛ گفتند: چک برگشتی ها و بدهکارها زیاد شدند. سالن ملاقات کابینی طبقه سوم است با ۳۴ پله و زانو درد و…
البته زیر پله طبقه همکف، آسانسوری ست که با حرکت آهسته فقط تو را به طبقه اول میرساند و اغلب هم، تابلوی «آسانسور خراب است» را روی درش می بینی!
هیچکس نمی داند پدر و مادرهای پیر با چه زحمتی خود را بالا می کشند! و طنز ماجرا اینکه در راهرو هر طبقه برگه هایی را چسبانده اند که : «مراقب سالخوردگان خود باشید»!!!
روز چهار شنبه ۲۴ خرداد تلفن آقای نوری زاد را قبل از برگشتن از دادگاه قطع کردند تا مبادا ماوقع دادگاه را رسانه ای کند، و همچنان عدم تماس ادامه دارد.
دادگاه ایشان به قضاوت قاضی عموزاد تشکیل شده بود، با اتهامات؛ اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام، و تخریب زندان!
دیروز نتیجه دادگاه را به وکیل ایشان آقای آقاسی ابلاغ کردند:
اجتماع و تبانی پنج سال!
تبلیغ علیه نظام یک سال!
و تخریب زندان هم یک سال!
ایشان از اتهام اجتماع و تبانی در زندان مبری شدند، ولی برایم یک سوال بزرگ است که چگونه آقای نوری زاد در زندان مرتکب جرم "اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی" شدند...!؟
ولی جرم تبلیغ علیه نظام را می فهمم، چرا که اصلا خود حضور آقای نوری زاد در زندان تبلیغ علیه نظام است.
و اما تخریب زندان :
پسرم علی بناحق دو سال از بهترین لحظات زندگی خود را در زندان تهران بزرگ سپری میکرد؛ چندین بار آقای نوری زاد درخواست داده بود نه برای آزادی، بلکه برای انتقال علی به اوین، که بی توجهی نشان دادند، و همین سبب شکسته شدن شیشه های بند شد.
پرونده روی پرونده! دادگاه پشت دادگاه!! چه خبر است؟!!!..
خدایی می کنید؟؟؟؟
محمد در هر ملاقات
به من یاد آوری میکند و میگوید:
«فاطمه! من حالا حالاها اینجا هستم؛ بپذیر و آماده باش.»
«من کی ام افتاده ای در پای مور
گو سلیمان بگذرد با هر چه زور
درد من دریای درد مردم است،
هان همان دردی که پیدا و گم است»
محمد نوری زاد
خطاطی: ۱۴۰۲/۴/۱۰
سروده شده در تاریخ: ۱۴۰۰/۸/۲۴
بند شش زندان اوین
فاطمه ملکی
۱۴ تیر ماه ۱۴۰۲
" به نام خدای آزادی"
🔴دوشنبه های ملاقات
هفته های اخیر سالن ملاقات خیلی شلوغ شده، ولی این دوشنبه ازدحام جمعیت بیسابقه بود. قبلا علت را پرسیده بودم؛ گفتند: چک برگشتی ها و بدهکارها زیاد شدند. سالن ملاقات کابینی طبقه سوم است با ۳۴ پله و زانو درد و…
البته زیر پله طبقه همکف، آسانسوری ست که با حرکت آهسته فقط تو را به طبقه اول میرساند و اغلب هم، تابلوی «آسانسور خراب است» را روی درش می بینی!
هیچکس نمی داند پدر و مادرهای پیر با چه زحمتی خود را بالا می کشند! و طنز ماجرا اینکه در راهرو هر طبقه برگه هایی را چسبانده اند که : «مراقب سالخوردگان خود باشید»!!!
روز چهار شنبه ۲۴ خرداد تلفن آقای نوری زاد را قبل از برگشتن از دادگاه قطع کردند تا مبادا ماوقع دادگاه را رسانه ای کند، و همچنان عدم تماس ادامه دارد.
دادگاه ایشان به قضاوت قاضی عموزاد تشکیل شده بود، با اتهامات؛ اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام، و تخریب زندان!
دیروز نتیجه دادگاه را به وکیل ایشان آقای آقاسی ابلاغ کردند:
اجتماع و تبانی پنج سال!
تبلیغ علیه نظام یک سال!
و تخریب زندان هم یک سال!
ایشان از اتهام اجتماع و تبانی در زندان مبری شدند، ولی برایم یک سوال بزرگ است که چگونه آقای نوری زاد در زندان مرتکب جرم "اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی" شدند...!؟
ولی جرم تبلیغ علیه نظام را می فهمم، چرا که اصلا خود حضور آقای نوری زاد در زندان تبلیغ علیه نظام است.
و اما تخریب زندان :
پسرم علی بناحق دو سال از بهترین لحظات زندگی خود را در زندان تهران بزرگ سپری میکرد؛ چندین بار آقای نوری زاد درخواست داده بود نه برای آزادی، بلکه برای انتقال علی به اوین، که بی توجهی نشان دادند، و همین سبب شکسته شدن شیشه های بند شد.
پرونده روی پرونده! دادگاه پشت دادگاه!! چه خبر است؟!!!..
خدایی می کنید؟؟؟؟
محمد در هر ملاقات
به من یاد آوری میکند و میگوید:
«فاطمه! من حالا حالاها اینجا هستم؛ بپذیر و آماده باش.»
«من کی ام افتاده ای در پای مور
گو سلیمان بگذرد با هر چه زور
درد من دریای درد مردم است،
هان همان دردی که پیدا و گم است»
محمد نوری زاد
خطاطی: ۱۴۰۲/۴/۱۰
سروده شده در تاریخ: ۱۴۰۰/۸/۲۴
بند شش زندان اوین
فاطمه ملکی
۱۴ تیر ماه ۱۴۰۲
Telegram
بانوان کنشگر حقوق مدنی ایران https://t.me/Women_Civil _Rights_Activists
.
اتهامات و احکام صادره جدید برای دکتر محمد نوریزاد
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
اتهامات و احکام صادره جدید برای دکتر محمد نوریزاد
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
The owner of this channel has been inactive for the last 5 months. If they remain inactive for the next 28 days, they may lose their account and admin rights in this channel. The contents of the channel will remain accessible for all users.
Forwarded from عفو بين الملل
🆘🆘🆘🆘🆘🆘🆘🆘🆘
آغاز کارزار جهانی علیه موج اعدامها در ایران
در ۵ ماه اخیر، مقامات جمهوری اسلامی ایران با اعدام خودسرانه دستکم 173 نفر برای جرایم مواد مخدر، به جنگ فقیرترینها رفتهاند.20% از اعدامشدگان از اقلیت ستمدیده بلوچاند. جان صدها انسان دیگر در خطر است.
🫶زندانیان در خطر و بستگان مضطربشان به حمایت فوری شما نیاز دارند.
✍️لطفا پتشین زیر را امضا کنید و به اشتراک بگذارید تا فشار جهانی
علیه جمهوری اسلامی افزایش یابد.
https://www.amnesty.org/en/petition/stop-the-execution-spree-in-iran/
👇برای اطلاعات بیشتر به بیانیه امروز عفو بینالملل مراجعه کنید:
«افزایش تقریبا سه برابری اعدامهای مرتبط با جرایم مواد مخدر؛ زندانهای ایران به عرصه کشتار تبدیل شدهاند»
https://www.amnesty.org/en/latest/news/2023/06/iran-prisons-turned-into-killing-fields-as-drug-related-executions-almost-triple-this-year/
آغاز کارزار جهانی علیه موج اعدامها در ایران
در ۵ ماه اخیر، مقامات جمهوری اسلامی ایران با اعدام خودسرانه دستکم 173 نفر برای جرایم مواد مخدر، به جنگ فقیرترینها رفتهاند.20% از اعدامشدگان از اقلیت ستمدیده بلوچاند. جان صدها انسان دیگر در خطر است.
🫶زندانیان در خطر و بستگان مضطربشان به حمایت فوری شما نیاز دارند.
✍️لطفا پتشین زیر را امضا کنید و به اشتراک بگذارید تا فشار جهانی
علیه جمهوری اسلامی افزایش یابد.
https://www.amnesty.org/en/petition/stop-the-execution-spree-in-iran/
👇برای اطلاعات بیشتر به بیانیه امروز عفو بینالملل مراجعه کنید:
«افزایش تقریبا سه برابری اعدامهای مرتبط با جرایم مواد مخدر؛ زندانهای ایران به عرصه کشتار تبدیل شدهاند»
https://www.amnesty.org/en/latest/news/2023/06/iran-prisons-turned-into-killing-fields-as-drug-related-executions-almost-triple-this-year/
.
🟠 شهلا جهانبین:
برای همسرم #عباس_واحدیان_شاهرودی که از تاریخ ۱۰ شهریور سال۱۴۰۰ در رضوانشهر دستگیر و در زندان وکیل آباد مشهد با شرایط سخت و امنیتی نزدیک به ۲سال است محبوس است.
در این مدت با انتقال وی به شهر محل سکونتش تهران موافقت نشده! بارها ممنوع از تماس و ملاقات بوده و یکبار بدلیل مسمومیت و وخامت حالش به بیمارستان امام رضای مشهد منتقل شده و من همچنان با وجود بیماریهای خاص و هزینههای سرسام آور زندگی در راه تهران مشهد و بالعکس در رفت و آمد هستم!
این روزها حال عمومی همسرم به هیچوجه خوب نیست و با مشکلات لثه، قلب و ریه درگیر است بصورتی که بارها در ماههای گذشته با عرق شدید و تپش و درد در قفسه سینه و گردن بیحال شده و قادر به حرکت نبوده.
بنده خواهان درمان تخصصی و قطعی و آزادی همسرم میباشم
چرا که با توجه به شرایط سن و بیماریهای متعدد که حاد شده وضعیت سلامت و جان همسرم در خطر است.
امیدوارم تا اتفاق ناگواری برای وی رخ نداده اقدامات لازم و فوری صورت گیرد.
❌ مسئولیت سلامت و جان همسرم با سازمان زندانها و ارگانهای ذیربط پرونده ایشان میباشد.
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
🟠 شهلا جهانبین:
برای همسرم #عباس_واحدیان_شاهرودی که از تاریخ ۱۰ شهریور سال۱۴۰۰ در رضوانشهر دستگیر و در زندان وکیل آباد مشهد با شرایط سخت و امنیتی نزدیک به ۲سال است محبوس است.
در این مدت با انتقال وی به شهر محل سکونتش تهران موافقت نشده! بارها ممنوع از تماس و ملاقات بوده و یکبار بدلیل مسمومیت و وخامت حالش به بیمارستان امام رضای مشهد منتقل شده و من همچنان با وجود بیماریهای خاص و هزینههای سرسام آور زندگی در راه تهران مشهد و بالعکس در رفت و آمد هستم!
این روزها حال عمومی همسرم به هیچوجه خوب نیست و با مشکلات لثه، قلب و ریه درگیر است بصورتی که بارها در ماههای گذشته با عرق شدید و تپش و درد در قفسه سینه و گردن بیحال شده و قادر به حرکت نبوده.
بنده خواهان درمان تخصصی و قطعی و آزادی همسرم میباشم
چرا که با توجه به شرایط سن و بیماریهای متعدد که حاد شده وضعیت سلامت و جان همسرم در خطر است.
امیدوارم تا اتفاق ناگواری برای وی رخ نداده اقدامات لازم و فوری صورت گیرد.
❌ مسئولیت سلامت و جان همسرم با سازمان زندانها و ارگانهای ذیربط پرونده ایشان میباشد.
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
🟠 فراخوان اقدام فوری عفو بین الملل برای عباس واحدیان شاهرودی
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists
🟡 مقامات وزارت اطلاعات و دادستانی مشهد با خودداری از ارائه مراقبتهای پزشکی به عباس واحدیان، فعال ۵۱ ساله که در بازداشت خودسرانه به سر میبرد، امنیت جانی و سلامتی وی را به خطر انداختهاند.
🟡 سازمان عفو بینالملل مطلع شده است که در تاریخ ۷ اسفند، عباس واحدیان که از مشکلات تنفسی و سرفههای مداوم رنج میبرد، در حالت نیمههوشیار به بیمارستانی در مشهد منتقل و در بخش تخصصی مسمومیتهای دارویی بستری شد. تا بدین لحظه، مقامات از ارائه هرگونه اطلاعاتی به خانواده وی در مورد علل و شرایط منجر به پایین آمدنِ سطح هوشیاری و بستری شدن او در بیمارستان خودداری کردهاند. به گفته یک منبع آگاه، عباس واحدیان در بیمارستان عنوان کرده که سلامتش پس از اینکه مقامات داروهایی نامعلومی در غذایش ریختند رو به وخامت گذاشت. در صبح روز ۹ اسفند خانوادهی عباس واحدیان از طریق کارکنان بیمارستان مطلع شدند که مأموران او را برخلاف توصیههای پزشکی و در حالی که هنوز سطح هوشیاریاش به حالت عادی برنگشته بوده به زور از بیمارستان ترخیص کردهاند.
🟡 در ۴۸ ساعت بعد، مقامات ارتباط عباس واحدیان با جهان بیرون را قطع کرده و از ارائه هرگونه اطلاعاتی در مورد سرنوشت و محل نگهداری او به خانوادهاش خودداری کردند. در روز ۱۱ اسفند، پس از این که خانوادهی عباس واحدیان این مسأله را رسانهای کردند، مقامات به این زندانی اجازه تماسی کوتاه با خانوادهاش را دادند. او در طی این تماس عنوان کرده که مقامات او را به بازداشتگاه غیررسمی و بدون نامونشانِ وزارت اطلاعات در مشهد بازگرداندهاند، جایی که او از ۱۰ شهریور ۱۴۰۰ در سلول انفرادی نگهداری میشود. او در گفتوگو با خانوادهاش تأیید کرد که پس از خوردن غذای «تلخ» بیهوش شده است. او همچنین گفت که سه شب قبل از آخرین بستری شدنش در بیمارستان، یعنی در ۵ اسفند، او را با فشار خون به شکل خطرناکی بالا به بیمارستان منتقل کرده بودند. مقامات در آن مقطع نیز روند درمانی او را قطع کرده و برخلاف توصیههای پزشکی او را به زندان بازگرداندند.
🟡 به جز این تماس تلفنی کوتاه، مقامات از ارائه هرگونه اطلاعات دقیق در مورد سلامتی و وضعیت عباس واحدیان به خانوادهاش خودداری کرده و درخواست ملاقات آنها را رد کردهاند. آزار روانی که مقامات با این برخوردها به خانواده تحمیل کردهاند مصداق رفتار بیرحمانه، غیرانسانی و ترذیلی است که در قوانین بینالمللی مطلقا ممنوع است.
🟡 وضعیت سلامتی عباس واحدیان پس از شش ماه نگهداری در سلول انفرادی، تحمیل شرایط غیر انسانی و محرومیت از درمان، که جملگی شکنجه محسوب میشود، رو به وخامت گذاشته است. در پاسخ به شکایات مکرر وکیل او مبنی بر غیرقانونی بودن نگهداری مداوم موکلش در سلول انفرادی، مقامات دادستانی و اطلاعاتی این رفتارشان را با عنوان این که او یک «زندانی امنیتی ویژه» است توجیه کردهاند. دادگاههای انقلاب، عباس واحدیان را فقط به خاطر فعالیتهای مسالمتآمیز برای رسیدن به یک ایرانِ سکولار و دموکراتیک به ۲۱ سال زندان محکوم کردهاند.
🟨اقدام شما موثر است؛ به زبان و قلم خودتان یا با استفاده از متن پیشنهادی عفو بینالملل به مقامات نامه بنویسید و از آنها بخواهید که؛
🔸عباس واحدیان را که صرفا به خاطر استفادهی مسالمتآمیز از حقوق انسانی خود در زمینه آزادی بیان و تشکل در بازداشت به سر میبرد، فورا و بدون هیچ قیدوشرط آزاد کنند.
🔸تا زمان آزادی، اطمینان حاصل کنند که او به هرگونه مراقبت پزشکی تخصصی که در خارج از زندان به آن نیاز دارد دسترسی داشته باشد و از او در مقابل بازداشت بدون ارتباط با جهان بیرون، شکنجه و سایر بدرفتاریها، از جمله نگهداری در سلول انفرادی و محرومیت از مراقبتهای پزشکی، محافظت کرده و به او اجازهی ملاقاتهای منظم با خانواده و وکیلش داده شود.
🔸تمام گزارشات مرتبط با شکنجه عباس واحدیان باید به صورت مستقل مورد تحقیق قرار داده و افراد مسئول را طی محاکمههای منصفانه پاسخگو نگه دارند.
🔹دانلوپ فایل پی دی اف فراخوان اقدام فوری عفو بینالملل به فارسی (۲ صفحه)
https://t.me/Amnesty_International/2107
🔹لینک فراخوان عفو بینالملل به انگلیسی
https://www.amnesty.org/en/documents/mde13/5301/2022/en/
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists/5546
🟡 سازمان عفو بینالملل مطلع شده است که در تاریخ ۷ اسفند، عباس واحدیان که از مشکلات تنفسی و سرفههای مداوم رنج میبرد، در حالت نیمههوشیار به بیمارستانی در مشهد منتقل و در بخش تخصصی مسمومیتهای دارویی بستری شد. تا بدین لحظه، مقامات از ارائه هرگونه اطلاعاتی به خانواده وی در مورد علل و شرایط منجر به پایین آمدنِ سطح هوشیاری و بستری شدن او در بیمارستان خودداری کردهاند. به گفته یک منبع آگاه، عباس واحدیان در بیمارستان عنوان کرده که سلامتش پس از اینکه مقامات داروهایی نامعلومی در غذایش ریختند رو به وخامت گذاشت. در صبح روز ۹ اسفند خانوادهی عباس واحدیان از طریق کارکنان بیمارستان مطلع شدند که مأموران او را برخلاف توصیههای پزشکی و در حالی که هنوز سطح هوشیاریاش به حالت عادی برنگشته بوده به زور از بیمارستان ترخیص کردهاند.
🟡 در ۴۸ ساعت بعد، مقامات ارتباط عباس واحدیان با جهان بیرون را قطع کرده و از ارائه هرگونه اطلاعاتی در مورد سرنوشت و محل نگهداری او به خانوادهاش خودداری کردند. در روز ۱۱ اسفند، پس از این که خانوادهی عباس واحدیان این مسأله را رسانهای کردند، مقامات به این زندانی اجازه تماسی کوتاه با خانوادهاش را دادند. او در طی این تماس عنوان کرده که مقامات او را به بازداشتگاه غیررسمی و بدون نامونشانِ وزارت اطلاعات در مشهد بازگرداندهاند، جایی که او از ۱۰ شهریور ۱۴۰۰ در سلول انفرادی نگهداری میشود. او در گفتوگو با خانوادهاش تأیید کرد که پس از خوردن غذای «تلخ» بیهوش شده است. او همچنین گفت که سه شب قبل از آخرین بستری شدنش در بیمارستان، یعنی در ۵ اسفند، او را با فشار خون به شکل خطرناکی بالا به بیمارستان منتقل کرده بودند. مقامات در آن مقطع نیز روند درمانی او را قطع کرده و برخلاف توصیههای پزشکی او را به زندان بازگرداندند.
🟡 به جز این تماس تلفنی کوتاه، مقامات از ارائه هرگونه اطلاعات دقیق در مورد سلامتی و وضعیت عباس واحدیان به خانوادهاش خودداری کرده و درخواست ملاقات آنها را رد کردهاند. آزار روانی که مقامات با این برخوردها به خانواده تحمیل کردهاند مصداق رفتار بیرحمانه، غیرانسانی و ترذیلی است که در قوانین بینالمللی مطلقا ممنوع است.
🟡 وضعیت سلامتی عباس واحدیان پس از شش ماه نگهداری در سلول انفرادی، تحمیل شرایط غیر انسانی و محرومیت از درمان، که جملگی شکنجه محسوب میشود، رو به وخامت گذاشته است. در پاسخ به شکایات مکرر وکیل او مبنی بر غیرقانونی بودن نگهداری مداوم موکلش در سلول انفرادی، مقامات دادستانی و اطلاعاتی این رفتارشان را با عنوان این که او یک «زندانی امنیتی ویژه» است توجیه کردهاند. دادگاههای انقلاب، عباس واحدیان را فقط به خاطر فعالیتهای مسالمتآمیز برای رسیدن به یک ایرانِ سکولار و دموکراتیک به ۲۱ سال زندان محکوم کردهاند.
🟨اقدام شما موثر است؛ به زبان و قلم خودتان یا با استفاده از متن پیشنهادی عفو بینالملل به مقامات نامه بنویسید و از آنها بخواهید که؛
🔸عباس واحدیان را که صرفا به خاطر استفادهی مسالمتآمیز از حقوق انسانی خود در زمینه آزادی بیان و تشکل در بازداشت به سر میبرد، فورا و بدون هیچ قیدوشرط آزاد کنند.
🔸تا زمان آزادی، اطمینان حاصل کنند که او به هرگونه مراقبت پزشکی تخصصی که در خارج از زندان به آن نیاز دارد دسترسی داشته باشد و از او در مقابل بازداشت بدون ارتباط با جهان بیرون، شکنجه و سایر بدرفتاریها، از جمله نگهداری در سلول انفرادی و محرومیت از مراقبتهای پزشکی، محافظت کرده و به او اجازهی ملاقاتهای منظم با خانواده و وکیلش داده شود.
🔸تمام گزارشات مرتبط با شکنجه عباس واحدیان باید به صورت مستقل مورد تحقیق قرار داده و افراد مسئول را طی محاکمههای منصفانه پاسخگو نگه دارند.
🔹دانلوپ فایل پی دی اف فراخوان اقدام فوری عفو بینالملل به فارسی (۲ صفحه)
https://t.me/Amnesty_International/2107
🔹لینک فراخوان عفو بینالملل به انگلیسی
https://www.amnesty.org/en/documents/mde13/5301/2022/en/
https://t.me/Women_Civil_Rights_Activists/5546
Telegram
عفو بين الملل
دانلود فایل پی دی اف فراخوان اقدام فوری عفو بینالملل به فارسی:
«وخیم شدن وضعیت سلامتی فعال سیاسی عباس واحدیان در سلول انفرادی»
«وخیم شدن وضعیت سلامتی فعال سیاسی عباس واحدیان در سلول انفرادی»
✍️کاش ایران ما، ایران بود
کاش تنها مشکل ایران وضعیت اسفناک اقتصادی بود، کاش فقر تنها درد این مرز و بوم بود، کاش خشک شدن دریاچه ارومیه، هورالعظیم، گاوخونی، و… تنها دغدغه ما بود،
کاش همه اینها تنها درد ما بودند ولی بجایش اختلاس، دزدی، لواط دروغ و فحشا تنها افسانهای بود که ما از دور شنیده بودیم.
کاش بجای نقاب زدن بر چهره و با صدای بلند داد از حجاب و عدالت و قرآن زدن، همین خطوطی که قبلا حتی الوات خیابان محترم میشمردن را حفظ میکردیم.
با این جامعه چگونه میتوان فرزندی را بزرگ کرد و به او درس صداقت و راستگویی داد و انتظار داشت عاقبت به خیر شود؟
به نظر من بقای جمهوری اسلامی حتی با زور نیز دیگر ممکن نیست چرا که دیگر جامعهای نمانده که حکومتی بخواهد روی آن مستولی گردد.
چطور میتوان سنگ حجاب را بر سینه زد وقتی بانیان حجاب آن هم از نوع متاهلش باهم کثیفترین رابطهها را دارند.
دیگر تنها چیزی که از اخلاق مانده کلمهایست که حتی فریاد آن در خیابان هم خندهای تلخ بر لبان مردم میآورد.
فکر میکنم خوشخیالیست اگر بگوییم شاید رضاخانی دیگر پیدا شود و ایران را نجات دهد چرا که زمان قاجار اگر فقر و مریضی داد میزد، اما همچنان فرهنگی بود که در آن تاهل و تعهد حرمتی، دروغ قباحتی و اخلاق نگینی داشت که هرکس شیفته و در جستجوی آن بود. گفتم اخلاق، متاعی که در این مملکت سالهاست از دید ما رخت بربسته.
کاش ایرانمان بار دیگر ایران میشد.
👤احسان
☕️CafeNauderi☕️
@CafeNauderi
کاش تنها مشکل ایران وضعیت اسفناک اقتصادی بود، کاش فقر تنها درد این مرز و بوم بود، کاش خشک شدن دریاچه ارومیه، هورالعظیم، گاوخونی، و… تنها دغدغه ما بود،
کاش همه اینها تنها درد ما بودند ولی بجایش اختلاس، دزدی، لواط دروغ و فحشا تنها افسانهای بود که ما از دور شنیده بودیم.
کاش بجای نقاب زدن بر چهره و با صدای بلند داد از حجاب و عدالت و قرآن زدن، همین خطوطی که قبلا حتی الوات خیابان محترم میشمردن را حفظ میکردیم.
با این جامعه چگونه میتوان فرزندی را بزرگ کرد و به او درس صداقت و راستگویی داد و انتظار داشت عاقبت به خیر شود؟
به نظر من بقای جمهوری اسلامی حتی با زور نیز دیگر ممکن نیست چرا که دیگر جامعهای نمانده که حکومتی بخواهد روی آن مستولی گردد.
چطور میتوان سنگ حجاب را بر سینه زد وقتی بانیان حجاب آن هم از نوع متاهلش باهم کثیفترین رابطهها را دارند.
دیگر تنها چیزی که از اخلاق مانده کلمهایست که حتی فریاد آن در خیابان هم خندهای تلخ بر لبان مردم میآورد.
فکر میکنم خوشخیالیست اگر بگوییم شاید رضاخانی دیگر پیدا شود و ایران را نجات دهد چرا که زمان قاجار اگر فقر و مریضی داد میزد، اما همچنان فرهنگی بود که در آن تاهل و تعهد حرمتی، دروغ قباحتی و اخلاق نگینی داشت که هرکس شیفته و در جستجوی آن بود. گفتم اخلاق، متاعی که در این مملکت سالهاست از دید ما رخت بربسته.
کاش ایرانمان بار دیگر ایران میشد.
👤احسان
☕️CafeNauderi☕️
@CafeNauderi
Forwarded from کانال محمد مهدویفر
🔵 اطلاعیه شماره یک محمد مهدویفر
تخریبچی و غواص جنگ
برای مرحله دوم انقلاب مهسا:
مردم عزیز
فدایتان بشوم
از ۲۵ شهریور ۱۴۰۲ تا اطلاع بعدی هیچکس در منزل نباشد مگر برای ضرورت. چه روز چه شب
سر کوچهها ، داخل پارکها خیابانها میادین، جلوی فروشگاهها یا هرجایی که خودتان مناسب و مؤثر میدانید، حتی برای تماشا حاضر باشید.
تمام خیابانها را مملو از جمعیت کنید. به صورت خانوادگی و گروهی قدم بزنید. جمعیتهای شما هراس شدید در دل دشمن میاندازد.
اگر اهل درگیری نیستید و به هر دلیلی احتیاط میکنید. از محل درگیریها فاصله بگیرید ولی به منزل بازنگردید. همه جا غلغله جمعیت باشد.
این اطلاعیهها سریالی است و ادامه خواهد داشت. با من در تلگرام در تماس باشید.
https://t.me/mahdavifar2021
تخریبچی و غواص جنگ
برای مرحله دوم انقلاب مهسا:
مردم عزیز
فدایتان بشوم
از ۲۵ شهریور ۱۴۰۲ تا اطلاع بعدی هیچکس در منزل نباشد مگر برای ضرورت. چه روز چه شب
سر کوچهها ، داخل پارکها خیابانها میادین، جلوی فروشگاهها یا هرجایی که خودتان مناسب و مؤثر میدانید، حتی برای تماشا حاضر باشید.
تمام خیابانها را مملو از جمعیت کنید. به صورت خانوادگی و گروهی قدم بزنید. جمعیتهای شما هراس شدید در دل دشمن میاندازد.
اگر اهل درگیری نیستید و به هر دلیلی احتیاط میکنید. از محل درگیریها فاصله بگیرید ولی به منزل بازنگردید. همه جا غلغله جمعیت باشد.
این اطلاعیهها سریالی است و ادامه خواهد داشت. با من در تلگرام در تماس باشید.
https://t.me/mahdavifar2021
Telegram
کانال محمد مهدویفر
ارتباط با محمد مهدویفر👇
@mmfabi
ارسال اطلاعات و فایلهای صوتی و تصویری برای ادمین
@mahdavifar1969
@mmfabi
ارسال اطلاعات و فایلهای صوتی و تصویری برای ادمین
@mahdavifar1969
Forwarded from عفو بين الملل
به حق خانوادههای کشتهشدگان خیزش مردمی برای برگزاری آزادانه و بدون پیگرد مراسم سالگرد عزیزانشان احترام بگذارید
🟡در حالی که مقامات جمهوری اسلامی ایران روند آزار و اذیت و ارعاب خانوادههای قربانیان خیزش سراسری «زن،زندگی، آزادی» که به شکل غیرقانونی به دست نیروهای امنیتی به قتل رسیدند را شدت بخشیدهاند تا آنها را ساکت کرده و مسببان از مجازات مصون بمانند، عفو بینالملل امروز اعلام کرد باید به خانوادههای قربانیان اجازه برگزاری مراسم سالگرد عزیزانشان داده شود.
🟡در پژوهش جدیدی که عفو بینالملل امروز منتشر کرد، این سازمان تشریح کرده که چگونه مقامات جمهوری اسلامی ایران خانوادههای قربانیان را به صورت خودسرانه دستگیر و بازداشت کردهاند و محدودیتهایی ظالمانه برای جلوگیری از برگزاری تجمعات مسالمتآمیز بر سر مزار کشتهشدگان تحمیل میکنند و سنگ قبر قربانیان را از بین میبرند. این در حالی است که تا امروز حتی یک مقام رسمی به خاطر کشتار غیرقانونی صدها مرد، زن و کودک به دست نیروهای امنیتی در جریان سرکوب وحشیانه خیزش مردمی که پس از جان باختن مهسا/ژینا امینی در حین بازداشت در ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ ایران را فرا گرفت، بازخواست نشده است. عفو بینالملل رفتار آزارگرانه مقامات را که موجب تحمیل درد و رنج روحی به خانوادههای داغدار شده، به مثابه نقض ممنوعیت شکنجه و سایر رفتارهای ظالمانه، غیرانسانی و تحقیرآمیز در قوانین بینالمللی در نظر میگیرد.
🟡دیانا الطحاوی، معاون دفتر خاورمیانه و شمال آفریقای عفو بینالملل میگوید: «بیرحمی مقامات ایرانی حد و مرزی ندارد. مقامات در تلاشی شوم برای سرپوشگذاشتن بر جنایات خود، با منعکردن خانوادهها از مطالبه عدالت، حقیقت و دریافت غرامت و یا حتی گذاشتن یک شاخه گل بر مزار عزیزانشان، درد و رنج خانواده قربانیان را تشدید میکنند. با نزدیک شدن به سالگرد خیزش، خانوادههای قربانیان میترسند که مقامات به تدابیر سرکوبگرانه معمولشان برای جلوگیری از برگزاری مراسمهای بزرگداشت متوسل شوند.»
🟡«جامعه بینالملل باید از خانواده قربانیان حمایت کند و چه در تماسهای خصوصی و چه به صورت علنی مقامات ایرانی را تحت فشار قرار دهد تا به حق آزادی بیان و برگزاری تجمعات مسالمتآمیز این خانوادهها احترام بگذارند. باید از خانوادهها در مقابل بازداشت خودسرانه، تهدید و سایر اقدامات تلافیجویانه محافظت شود. . دولتها همچنین باید از مقامات ایرانی بخواهند همه کسانی را که به دلیل دفاع از حقیقت و عدالت بازداشت شدهاند، آزاد کنند، محکومیتها و احکام ناعادلانه علیه آنها را لغو کنند، و همه اتهامات مطرح شده علیه کسانی که به دلیل اعتراض با انتقامجویی رو به رو شدهاند را کنار بگذارند.»
🟡عفو بینالملل در گزارش تازه خود، پرونده نقض حقوقبشر 36 خانواده از ۱۰ استان کشور را مستندسازی کرده است. از جمله خانواده ۳3 نفری که نیروهای امنیتی در جریان اعتراضات به قتل رساندند، خانواده ۲ نفری که در پیوند با اعتراضات به صورت خودسرانه اعدام شدند و خانواده یک بازمانده از شکنجه که پس از آزادی از بازداشت، خودکشی کرد.
🟡عفو بینالملل تصاویر تخریب مزار مهسا/ژینا امینی و ۲۰ قربانی دیگر از ۱۷ شهر کشور را مستندسازی و منتشر کرده است. قبرها با ریختن قیر، رنگپاشی و یا آتشزدن آسیب دیدهاند، سنگ قبرها را شکستهاند و عبارات روی سنگقبرها که قربانیان را «شهید» توصیف میکند یا بیان میکنند که آنها در راه آزادی جانباختهاند، به اجبار پاک شدهاند. مقامات همچنین از انجام تحقیقات برای شناسایی مظنونان به ارتکاب این جرایم و محاکمه آنها یا اتخاذ تدابیری برای جلوگیری از تخریب مکرر قبرها سرباز زدهاند.
🔹دانلود فایل فایل پیدیاف بیانیه مطبوعاتی عفو بینالملل به فارسی
🔹دانلود فایل پیدیاف گزارش عفو بینالملل به انگلیسی
🔹لینک بیانیه مطبوعاتی عفو بینالملل به انگلیسی
👇👇
🟡در پژوهش جدیدی که عفو بینالملل امروز منتشر کرد، این سازمان تشریح کرده که چگونه مقامات جمهوری اسلامی ایران خانوادههای قربانیان را به صورت خودسرانه دستگیر و بازداشت کردهاند و محدودیتهایی ظالمانه برای جلوگیری از برگزاری تجمعات مسالمتآمیز بر سر مزار کشتهشدگان تحمیل میکنند و سنگ قبر قربانیان را از بین میبرند. این در حالی است که تا امروز حتی یک مقام رسمی به خاطر کشتار غیرقانونی صدها مرد، زن و کودک به دست نیروهای امنیتی در جریان سرکوب وحشیانه خیزش مردمی که پس از جان باختن مهسا/ژینا امینی در حین بازداشت در ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ ایران را فرا گرفت، بازخواست نشده است. عفو بینالملل رفتار آزارگرانه مقامات را که موجب تحمیل درد و رنج روحی به خانوادههای داغدار شده، به مثابه نقض ممنوعیت شکنجه و سایر رفتارهای ظالمانه، غیرانسانی و تحقیرآمیز در قوانین بینالمللی در نظر میگیرد.
🟡دیانا الطحاوی، معاون دفتر خاورمیانه و شمال آفریقای عفو بینالملل میگوید: «بیرحمی مقامات ایرانی حد و مرزی ندارد. مقامات در تلاشی شوم برای سرپوشگذاشتن بر جنایات خود، با منعکردن خانوادهها از مطالبه عدالت، حقیقت و دریافت غرامت و یا حتی گذاشتن یک شاخه گل بر مزار عزیزانشان، درد و رنج خانواده قربانیان را تشدید میکنند. با نزدیک شدن به سالگرد خیزش، خانوادههای قربانیان میترسند که مقامات به تدابیر سرکوبگرانه معمولشان برای جلوگیری از برگزاری مراسمهای بزرگداشت متوسل شوند.»
🟡«جامعه بینالملل باید از خانواده قربانیان حمایت کند و چه در تماسهای خصوصی و چه به صورت علنی مقامات ایرانی را تحت فشار قرار دهد تا به حق آزادی بیان و برگزاری تجمعات مسالمتآمیز این خانوادهها احترام بگذارند. باید از خانوادهها در مقابل بازداشت خودسرانه، تهدید و سایر اقدامات تلافیجویانه محافظت شود. . دولتها همچنین باید از مقامات ایرانی بخواهند همه کسانی را که به دلیل دفاع از حقیقت و عدالت بازداشت شدهاند، آزاد کنند، محکومیتها و احکام ناعادلانه علیه آنها را لغو کنند، و همه اتهامات مطرح شده علیه کسانی که به دلیل اعتراض با انتقامجویی رو به رو شدهاند را کنار بگذارند.»
🟡عفو بینالملل در گزارش تازه خود، پرونده نقض حقوقبشر 36 خانواده از ۱۰ استان کشور را مستندسازی کرده است. از جمله خانواده ۳3 نفری که نیروهای امنیتی در جریان اعتراضات به قتل رساندند، خانواده ۲ نفری که در پیوند با اعتراضات به صورت خودسرانه اعدام شدند و خانواده یک بازمانده از شکنجه که پس از آزادی از بازداشت، خودکشی کرد.
🟡عفو بینالملل تصاویر تخریب مزار مهسا/ژینا امینی و ۲۰ قربانی دیگر از ۱۷ شهر کشور را مستندسازی و منتشر کرده است. قبرها با ریختن قیر، رنگپاشی و یا آتشزدن آسیب دیدهاند، سنگ قبرها را شکستهاند و عبارات روی سنگقبرها که قربانیان را «شهید» توصیف میکند یا بیان میکنند که آنها در راه آزادی جانباختهاند، به اجبار پاک شدهاند. مقامات همچنین از انجام تحقیقات برای شناسایی مظنونان به ارتکاب این جرایم و محاکمه آنها یا اتخاذ تدابیری برای جلوگیری از تخریب مکرر قبرها سرباز زدهاند.
🔹دانلود فایل فایل پیدیاف بیانیه مطبوعاتی عفو بینالملل به فارسی
🔹دانلود فایل پیدیاف گزارش عفو بینالملل به انگلیسی
🔹لینک بیانیه مطبوعاتی عفو بینالملل به انگلیسی
👇👇
🔴 یک تار مو از سر آقا #ماشالله_کرمی کمشود، مسئولیت آن با جمهوری اسلامیست که بدون هیچ دلیل قانونی به منزل ایشان حمله کردند
عزت دست خداست!
هیچ جوری نمیتونید این مرد را تخریب کنید.
t.me/Women_Civil_Rights_Activists
عزت دست خداست!
هیچ جوری نمیتونید این مرد را تخریب کنید.
t.me/Women_Civil_Rights_Activists
🔴 مجید خادمی برای سپری کردن حبس تعزیری خود بازداشت شد
❇ حقوق بشر در ایران ـ امروز پنجشنبه ۲شهریور ماه ۱۴۰۲، مجید خادمی، برای سپری کردن دوران حبس تعزیری خود بازداشت و به زندان بهبهان منتقل شد.
به گزارش حقوق بشر در ایران، روز سه شنبه ۳۱ مرداد ماه ۱۴۰۲، مجید خادمی، اهل شهرستان بهبهان از توابع استان خوزستان، برای سپری کردن دوران حبس تعزیری خود، به شعبه اجرای احکام دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان بهبهان، مراجعه و پس از بازداشت به زندان آن شهرستان، منتقل شد. مجید خادمی در…
🔵 ادامه مطلب در لینک زیر ⬇️
🔷️ https://wp.mxuBy-ABt
✅ ارتباط با ادمین
❇ حقوق بشر در ایران ـ امروز پنجشنبه ۲شهریور ماه ۱۴۰۲، مجید خادمی، برای سپری کردن دوران حبس تعزیری خود بازداشت و به زندان بهبهان منتقل شد.
به گزارش حقوق بشر در ایران، روز سه شنبه ۳۱ مرداد ماه ۱۴۰۲، مجید خادمی، اهل شهرستان بهبهان از توابع استان خوزستان، برای سپری کردن دوران حبس تعزیری خود، به شعبه اجرای احکام دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان بهبهان، مراجعه و پس از بازداشت به زندان آن شهرستان، منتقل شد. مجید خادمی در…
🔵 ادامه مطلب در لینک زیر ⬇️
🔷️ https://wp.mxuBy-ABt
✅ ارتباط با ادمین
Forwarded from کانال محمد مهدویفر
🔵 آیتالله مکارم شیرازی در دیدار با جمعی از فضلای حوزه علمیه گفت:
َممانعت برای بیان اعتراضات و بستن همهی راههای انتقاد، منجر به تکرار حوادث سال گذشته خواهد شد که در شأن یک نظام اسلامی نیست. من موافق سرکوب مردم نیستم. سخن مردم باید شنیده شود.
@mahdavifar2021
َممانعت برای بیان اعتراضات و بستن همهی راههای انتقاد، منجر به تکرار حوادث سال گذشته خواهد شد که در شأن یک نظام اسلامی نیست. من موافق سرکوب مردم نیستم. سخن مردم باید شنیده شود.
@mahdavifar2021
Forwarded from کانال محمد مهدویفر
🔵 پیام دوم محمد مهدویفر خطاب به ملت کردستان
مردم شریف کردستان توجه فرمایید
اکنون که من این پیام را برای شما مینویسم ساعت حدود هفت عصر یکشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۲ است. برای نجات جانِ چهار جوان کورد کمتر از ده ساعت وقت داریم. اگر نوشتن این پیام خطاب به همهی ملت ایران اثر میداشت، من این پیام را خطاب به شما نمینوشتم.
من خودم یک فارس هستم اما این چهار جوان بیگناه کورد به نامهای پژمان فاتحی، وفا آذربار، محسن مظلوم و محمد فرامرزی که سحرگاه فردا در خطر اعدام قرار دارند، فرزندان من هستند. پارههای تن ایران هستند. پارههای تن کوردستان هستند. اکنون برای نجات آنها دست به دامن شما میشوم. سنندج، بانه، سقز ، مریوان، مهاباد، بیجار، کامیاران، دیواندره و دیگر شهرهای کوردنشین
روبروی ساختمان فرمانداریها تجمع کنید. اگر آنجا را قرق کردند. میادین اصلی، خیابانهای اصلی و تمام خیابانها و کوچهها وعدهگاه ماست.
زن و مرد و کودک و پیر و جوان با هم تجمع کنید. تنها از منزل بیرون نیایید. فرزندان خرد و کلان خود را همراه بیاورید.
خواهش میکنم همین الان بدون فوت وقت از منازل خود خارج شوید.
به خدا قسم رژیم از تجمع شما میترسد. ما باید به هر قیمتی شده جان جوانانمان را نجات دهیم. چشم امید من فقط به شما کوردهاست.
هیچ کوردی در هیچ کجای ایران در منزل نماند. مخصوصاً در شهرهای کردستان
اگر شما همین الان برای نجات جان فرزندانتان از منازل خود خارج شوید، دیگر شهرها هم همت میکنند. همهی نگاهها به شماست.
لطفا سریعاً بدون فوت وقت منازل خود را ترک کنید و تا زمانیکه نتیجه نگرفتیم به خانه بر نگردید.
ما نباید بگذاریم خامنهای جوانان ما را اعدام کند. کردستان باید یکپارچه برخیزد.
جوانانتان را به بهانههای واهی و دروغین میخواهند اعدام کنند. در منزل نمانید. در منزل نمانید. در منزل نمانید.
پیام مرا سریعاً دست به دست کنید و برای هرجا و هرکس که میتوانید بفرستید.
https://t.me/mahdavifar2021
مردم شریف کردستان توجه فرمایید
اکنون که من این پیام را برای شما مینویسم ساعت حدود هفت عصر یکشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۲ است. برای نجات جانِ چهار جوان کورد کمتر از ده ساعت وقت داریم. اگر نوشتن این پیام خطاب به همهی ملت ایران اثر میداشت، من این پیام را خطاب به شما نمینوشتم.
من خودم یک فارس هستم اما این چهار جوان بیگناه کورد به نامهای پژمان فاتحی، وفا آذربار، محسن مظلوم و محمد فرامرزی که سحرگاه فردا در خطر اعدام قرار دارند، فرزندان من هستند. پارههای تن ایران هستند. پارههای تن کوردستان هستند. اکنون برای نجات آنها دست به دامن شما میشوم. سنندج، بانه، سقز ، مریوان، مهاباد، بیجار، کامیاران، دیواندره و دیگر شهرهای کوردنشین
روبروی ساختمان فرمانداریها تجمع کنید. اگر آنجا را قرق کردند. میادین اصلی، خیابانهای اصلی و تمام خیابانها و کوچهها وعدهگاه ماست.
زن و مرد و کودک و پیر و جوان با هم تجمع کنید. تنها از منزل بیرون نیایید. فرزندان خرد و کلان خود را همراه بیاورید.
خواهش میکنم همین الان بدون فوت وقت از منازل خود خارج شوید.
به خدا قسم رژیم از تجمع شما میترسد. ما باید به هر قیمتی شده جان جوانانمان را نجات دهیم. چشم امید من فقط به شما کوردهاست.
هیچ کوردی در هیچ کجای ایران در منزل نماند. مخصوصاً در شهرهای کردستان
اگر شما همین الان برای نجات جان فرزندانتان از منازل خود خارج شوید، دیگر شهرها هم همت میکنند. همهی نگاهها به شماست.
لطفا سریعاً بدون فوت وقت منازل خود را ترک کنید و تا زمانیکه نتیجه نگرفتیم به خانه بر نگردید.
ما نباید بگذاریم خامنهای جوانان ما را اعدام کند. کردستان باید یکپارچه برخیزد.
جوانانتان را به بهانههای واهی و دروغین میخواهند اعدام کنند. در منزل نمانید. در منزل نمانید. در منزل نمانید.
پیام مرا سریعاً دست به دست کنید و برای هرجا و هرکس که میتوانید بفرستید.
https://t.me/mahdavifar2021
Forwarded from کانال محمد مهدویفر
🔵 محمد مهدویفر: مهندسیِ عبور از ترس.
هفت پله، پله اول
ملت شریف ایران
ما گرفتار سرطانی شدهایم به اسم جمهوری اسلامی. بسیاری میپرسند، ما از این سرطان نجات پیدا خواهیم کرد یا خواهیم مرد!؟
بسیاری میپرسند، ایرانِ ما برای همیشه نابود خواهد شد یا بر این بیماری سخت پیروز خواهد شد؟
من میگویم ما قطعاً نجات پیدا خواهیم کرد. بهبود خواهیم یافت و تسلیم مرگ و نیستی و نابودی نخواهیم شد.
بعضی از ما ایرانیان از دیوار ترس عبور کردهایم و آن سوی دیوار، منتظر کسانی هستیم که آنها نیز باید از این دیوار عبور کنند و به ما بپیوندند.
ما نباید آن دسته از هموطنان خودمان را که پشت دیوار ترس، گرفتار شدهاند، تحقیر کنیم، آنها را شماتت کنیم، بلکه باید به آنها کمک کنیم تا آنها هم به ما بپیوندند. کسانی را که نشستهاند و نایِ بلند شدن ندارند، نباید تحقیر کنیم. نباید با زبانمان آنها را سرزنش کنیم، بلکه باید دست آنها را بگیریم تا از جای خود برخیزند. آنها برادران و خواهران ما هستند، ما بدون آنها به منزلِ مقصود نمیرسیم. ما همراهی آنها را لازم داریم و آنها هم کمک ما را لازم دارند.
عزیزان من؛
اینکه ما به آنها بگوییم نترسید نترسید، باعث نمیشود که ترس آنها فرو بریزد. ترس یک امر غریزی است. همهی ما در برههای از زندگیمان دچار ترس شدهایم و با ترس مقابله کردهایم و بر آن چیره شدهایم. ترس چیز بدی نیست و موجب شرمندگی نیست ولی ماندن پشت دیوار ترس چیز بدی است.
پس چه کنیم؟
ببینید، الان اگر ما به مردم بگوییم فلان روز به خیابانها بیایید و علیه جمهوری اسلامی شعار بدهید، آیا این دعوت نتیجه خواهد داد؟ بدون تردید نتیجه نمیدهد. مردم میدانند که آمدن آنها به خیابانها همانا و مواجه شدن با گلوله و باتوم و زندان همانا. پس چه کنیم؟
ما باید هزینهی حضور مردم را به صفر برسانیم. یعنی باید کاری کنیم که دیوار ترس فرو بریزد ولی خون از دماغ کسی نریزد. ممکن است بگویید، امکان ندارد، پیروزی با خونریزی همراه است.
تجربهی تاریخ نشان داده که حکومتهای خودکامه، گاهی بدون خونریزی فرو ریختهاند. اتحاد جماهیر شوروی، کشوری با آن عظمت، بدون خونریزی فرو ریخت.
من با کسانی که روشهای دیگری برای مبارزه پیشنهاد میدهند، الان بحث نمیکنم. در بسیاری از موارد حق با آنهاست. پس ما نباید نگران باشیم که دیگر گزینهها هم روی میز باشد. اصلا چه اشکالی دارد که تمام گزینهها روی میز باشد ولی گزینهی ما توأم با خونریزی نیست و هفت مرحله دارد. (به تعداد روزهای هفته)
پلهی اول، مخصوص روزهای دوشنبه است.
ببینید عزیزان من؛
ما میخواهیم روزهای دوشنبه با ماسک از منزل خارج بشویم. با پایان یافتن کرونا، این روزها دیگر اندکی از مردم ماسک میزنند ولی ما میلیونها نفر میخواهیم روزهای دوشنبه حتماً با ماسک از منزل خارج شویم. با ماسک به خیابان، بازار، مدرسه، دانشگاه و به هرجا برویم. روزهای دوشنبه همهجا با ماسک حضور داشته باشیم. فقط روزهای دوشنبه. این پلهی اول است.
هرکسی را در روز دوشنبه با ماسک ببینیم، معنی و مفهوم آن، این است که آن شخص برای سرنگونی جمهوری اسلامی، پلهی اول را طی کرده است و منتظر پلهی دوم است.
ما اینجوری با نگاه به یکدیگر نیرو میگیریم. قوت میگیریم. اعتماد به نفس پیدا میکنیم.
من برای پلههای بعدی هم فکر کردهام و در بارهی آنها حتماً با شما مشورت خواهم کرد. بسیاری از شما به من مشورت خواهید داد که ما چگونه میتوانیم پلههای بعدی را به سلامت طی کنیم و فرشتهی آزادی را در آغوش بگیریم.
ما روزی که دیر نیست، در همهی شهرها و در همهی میدانها پیروزی خود را جشن خواهیم گرفت. در روز پیروزی پایکوبی خواهیم کرد. قدر یکدیگر را خواهیم دانست. یکدیگر را در آغوش خواهیم گرفت و لحظهی خوب پیروزی را به یکدیگر تبریک خواهیم گفت. همهی ما به امید آن لحظاتِ ناب روزشماری میکنیم. خداوند هیچ تلاشی را بدون پاسخ نمیگذارد. از قدیم به ما گفتهاند از تو حرکت از خدا برکت.
همین دوشنبه و دوشنبههای بعدی با ماسک از منزل بیرون بیاییم. دوشنبهها از صبح تا شب در کوی و برزن با ماسک برویم. در محل کار و در همه جا ماسک بزنیم و هرکس از ما سؤال کرد، ماجرای پله اول تا پله هفتم را برایش بگوییم و از او بخواهیم با ما همراه شود. برای هموطنان خود از داروخانهها ماسک بهداشتی تهیه کنید و روزهای دوشنبه به آنان هدیه کنید.
این پیام در مدت کوتاهی به دست ۸۵ میلیون ایرانی خواهد رسید. چگونه؟
به کمک شما
@mahdavifar2021
هفت پله، پله اول
ملت شریف ایران
ما گرفتار سرطانی شدهایم به اسم جمهوری اسلامی. بسیاری میپرسند، ما از این سرطان نجات پیدا خواهیم کرد یا خواهیم مرد!؟
بسیاری میپرسند، ایرانِ ما برای همیشه نابود خواهد شد یا بر این بیماری سخت پیروز خواهد شد؟
من میگویم ما قطعاً نجات پیدا خواهیم کرد. بهبود خواهیم یافت و تسلیم مرگ و نیستی و نابودی نخواهیم شد.
بعضی از ما ایرانیان از دیوار ترس عبور کردهایم و آن سوی دیوار، منتظر کسانی هستیم که آنها نیز باید از این دیوار عبور کنند و به ما بپیوندند.
ما نباید آن دسته از هموطنان خودمان را که پشت دیوار ترس، گرفتار شدهاند، تحقیر کنیم، آنها را شماتت کنیم، بلکه باید به آنها کمک کنیم تا آنها هم به ما بپیوندند. کسانی را که نشستهاند و نایِ بلند شدن ندارند، نباید تحقیر کنیم. نباید با زبانمان آنها را سرزنش کنیم، بلکه باید دست آنها را بگیریم تا از جای خود برخیزند. آنها برادران و خواهران ما هستند، ما بدون آنها به منزلِ مقصود نمیرسیم. ما همراهی آنها را لازم داریم و آنها هم کمک ما را لازم دارند.
عزیزان من؛
اینکه ما به آنها بگوییم نترسید نترسید، باعث نمیشود که ترس آنها فرو بریزد. ترس یک امر غریزی است. همهی ما در برههای از زندگیمان دچار ترس شدهایم و با ترس مقابله کردهایم و بر آن چیره شدهایم. ترس چیز بدی نیست و موجب شرمندگی نیست ولی ماندن پشت دیوار ترس چیز بدی است.
پس چه کنیم؟
ببینید، الان اگر ما به مردم بگوییم فلان روز به خیابانها بیایید و علیه جمهوری اسلامی شعار بدهید، آیا این دعوت نتیجه خواهد داد؟ بدون تردید نتیجه نمیدهد. مردم میدانند که آمدن آنها به خیابانها همانا و مواجه شدن با گلوله و باتوم و زندان همانا. پس چه کنیم؟
ما باید هزینهی حضور مردم را به صفر برسانیم. یعنی باید کاری کنیم که دیوار ترس فرو بریزد ولی خون از دماغ کسی نریزد. ممکن است بگویید، امکان ندارد، پیروزی با خونریزی همراه است.
تجربهی تاریخ نشان داده که حکومتهای خودکامه، گاهی بدون خونریزی فرو ریختهاند. اتحاد جماهیر شوروی، کشوری با آن عظمت، بدون خونریزی فرو ریخت.
من با کسانی که روشهای دیگری برای مبارزه پیشنهاد میدهند، الان بحث نمیکنم. در بسیاری از موارد حق با آنهاست. پس ما نباید نگران باشیم که دیگر گزینهها هم روی میز باشد. اصلا چه اشکالی دارد که تمام گزینهها روی میز باشد ولی گزینهی ما توأم با خونریزی نیست و هفت مرحله دارد. (به تعداد روزهای هفته)
پلهی اول، مخصوص روزهای دوشنبه است.
ببینید عزیزان من؛
ما میخواهیم روزهای دوشنبه با ماسک از منزل خارج بشویم. با پایان یافتن کرونا، این روزها دیگر اندکی از مردم ماسک میزنند ولی ما میلیونها نفر میخواهیم روزهای دوشنبه حتماً با ماسک از منزل خارج شویم. با ماسک به خیابان، بازار، مدرسه، دانشگاه و به هرجا برویم. روزهای دوشنبه همهجا با ماسک حضور داشته باشیم. فقط روزهای دوشنبه. این پلهی اول است.
هرکسی را در روز دوشنبه با ماسک ببینیم، معنی و مفهوم آن، این است که آن شخص برای سرنگونی جمهوری اسلامی، پلهی اول را طی کرده است و منتظر پلهی دوم است.
ما اینجوری با نگاه به یکدیگر نیرو میگیریم. قوت میگیریم. اعتماد به نفس پیدا میکنیم.
من برای پلههای بعدی هم فکر کردهام و در بارهی آنها حتماً با شما مشورت خواهم کرد. بسیاری از شما به من مشورت خواهید داد که ما چگونه میتوانیم پلههای بعدی را به سلامت طی کنیم و فرشتهی آزادی را در آغوش بگیریم.
ما روزی که دیر نیست، در همهی شهرها و در همهی میدانها پیروزی خود را جشن خواهیم گرفت. در روز پیروزی پایکوبی خواهیم کرد. قدر یکدیگر را خواهیم دانست. یکدیگر را در آغوش خواهیم گرفت و لحظهی خوب پیروزی را به یکدیگر تبریک خواهیم گفت. همهی ما به امید آن لحظاتِ ناب روزشماری میکنیم. خداوند هیچ تلاشی را بدون پاسخ نمیگذارد. از قدیم به ما گفتهاند از تو حرکت از خدا برکت.
همین دوشنبه و دوشنبههای بعدی با ماسک از منزل بیرون بیاییم. دوشنبهها از صبح تا شب در کوی و برزن با ماسک برویم. در محل کار و در همه جا ماسک بزنیم و هرکس از ما سؤال کرد، ماجرای پله اول تا پله هفتم را برایش بگوییم و از او بخواهیم با ما همراه شود. برای هموطنان خود از داروخانهها ماسک بهداشتی تهیه کنید و روزهای دوشنبه به آنان هدیه کنید.
این پیام در مدت کوتاهی به دست ۸۵ میلیون ایرانی خواهد رسید. چگونه؟
به کمک شما
@mahdavifar2021
Forwarded from کانال محمد مهدویفر
🔵 #دوشنبهها_با_ماسک
این بار از بوی تعفن جمهوری اسلامی
به دوستانتان خبر دهید.
این نماد همبستگی و مبارزه بیخطر علیه جمهوری اسلامی است.
(همهی گزینهها روی میز است.)
@mahdavifar2021
این بار از بوی تعفن جمهوری اسلامی
به دوستانتان خبر دهید.
این نماد همبستگی و مبارزه بیخطر علیه جمهوری اسلامی است.
(همهی گزینهها روی میز است.)
@mahdavifar2021
Forwarded from کانال محمد مهدویفر
🔵 #دوشنبهها_با_ماسک
این بار از بوی تعفن جمهوری اسلامی
به دوستانتان خبر دهید.
این نماد همبستگی و مبارزه بیخطر علیه جمهوری اسلامی است.
(همهی گزینهها روی میز است.)
@mahdavifar2021
این بار از بوی تعفن جمهوری اسلامی
به دوستانتان خبر دهید.
این نماد همبستگی و مبارزه بیخطر علیه جمهوری اسلامی است.
(همهی گزینهها روی میز است.)
@mahdavifar2021
Forwarded from کانال محمد مهدویفر
🔵 #پیام_شما
گویند در زمانهای قدیم، فرماندهای تصمیم گرفت با تعداد کمی نیرو قلعهای را تصرف کند.
خودش برای شناسایی، نزدیک قلعه رفت و تعداد زیادی کماندار دید که روی دیوارها هستند و یقینا یک نفر از افرادش هم نمیتواند به قلعه نزدیک شود.
بعد از بررسی بیشتر متوجه شد، دیوارهای قلعه قدیمی و فرسوده هستند اما او هیچ وسیلهای برای تخریب دیوار نداشت.
ناگهان فکری به ذهنش رسید، نزد یاران خود بازگشت و گفت:
باید تعدادی طبل بزرگ تهیه کنیم و اطراف قلعه طبل بزنیم!!
همه به این فکر او خندیدند و با مخالفت گفتند، اگر بازگردیم بهتر است تا بهوسیلهی دشمن تحقیر شویم
اما فرمانده دستبردار نبود و به نقشهی خود اطمینان داشت.
بالاخره چند تن از یارانش حاضر شدند این کار مسخره را انجام دهند.
کمانداران قلعه وقتی مطمئن شدند دشمن به جز طبل، چیز دیگری همراه ندارد اجازه دادند، آنها به قلعه نزدیک شوند و اطرف قلعه طبل بزنند.
چندین روز کمانداران به افرادی که طبل میزدند با تمسخر نگاه کرده، میخندیدند؛
اما بعد از چند روز ارتعاشات ناشی از صدای طبل باعث فروریختن چند قسمت از دیوار قلعه شد و نیروهای مهاجم به راحتی وارد قلعه شدند.
شاید این ماسک زدنِ ما در روزهای دوشنبه هم راهگشا شد.
بالاخره باید از جایی شروع کرد
اینکار حداقل نشان از همبستگی ما دارد.
@mahdavifar2021
گویند در زمانهای قدیم، فرماندهای تصمیم گرفت با تعداد کمی نیرو قلعهای را تصرف کند.
خودش برای شناسایی، نزدیک قلعه رفت و تعداد زیادی کماندار دید که روی دیوارها هستند و یقینا یک نفر از افرادش هم نمیتواند به قلعه نزدیک شود.
بعد از بررسی بیشتر متوجه شد، دیوارهای قلعه قدیمی و فرسوده هستند اما او هیچ وسیلهای برای تخریب دیوار نداشت.
ناگهان فکری به ذهنش رسید، نزد یاران خود بازگشت و گفت:
باید تعدادی طبل بزرگ تهیه کنیم و اطراف قلعه طبل بزنیم!!
همه به این فکر او خندیدند و با مخالفت گفتند، اگر بازگردیم بهتر است تا بهوسیلهی دشمن تحقیر شویم
اما فرمانده دستبردار نبود و به نقشهی خود اطمینان داشت.
بالاخره چند تن از یارانش حاضر شدند این کار مسخره را انجام دهند.
کمانداران قلعه وقتی مطمئن شدند دشمن به جز طبل، چیز دیگری همراه ندارد اجازه دادند، آنها به قلعه نزدیک شوند و اطرف قلعه طبل بزنند.
چندین روز کمانداران به افرادی که طبل میزدند با تمسخر نگاه کرده، میخندیدند؛
اما بعد از چند روز ارتعاشات ناشی از صدای طبل باعث فروریختن چند قسمت از دیوار قلعه شد و نیروهای مهاجم به راحتی وارد قلعه شدند.
شاید این ماسک زدنِ ما در روزهای دوشنبه هم راهگشا شد.
بالاخره باید از جایی شروع کرد
اینکار حداقل نشان از همبستگی ما دارد.
@mahdavifar2021