عجیب زاده
1.44K subscribers
867 photos
261 videos
1 file
1.31K links
مایهٔ افتخار خواهد بود که نظراتتان را از لینک زیر به صورت بی‌نام و از طریق پیام عمومی یا خصوصی، با من در میان بگذارید:

در توییتر:

http://www.twitter.com/ajibzade
Download Telegram
روزی که «کوند» ایده‌اش را با دوستان همسالش مطرح کرد، فکرش را نمی‌کرد که کارشان سرمنشأ تغییراتی بزرگ در معادلات یک ابرقدرت باشد. ایدهٔ کوند همان حکایت سوراخ کوچک در سدی مستحکم بود.
‏⁧ #باشگاه_چرچیل⁩ نمونه‌ای از یک مقاومت تحسین‌برانگیز و مؤثر علیه یک دشمن اشغالگر است. آوریل ۱۹۴۰ بود که هیتلر به نظامیان ارتش رایش فرمان ورود به دانمارک داد و در کمتر از سه ساعت تلگرامی را دریافت کرد که می‌گفت: «دانمارکی‌ها با جان و دل پذیرای آلمان شدند.»
‏تسخیر سرزمین با کمترین تلفات و اطاعت محض دولت مرکزی باعث شد تا چرچیل، دانمارک را «قناری اهلی هیتلر» خطاب کند. پذیرندگی آزاردهندهٔ دولت دانمارک در برابر نادیده‌گرفته شدن هویت دانمارکی، مردم آن سرزمین را رنج می‌داد، اما قوهٔ قاهرهٔ امپراتوری نازیسم بقدری سبوعانه و قاطع بود که مواجههٔ با آن عوام را به رعشه می‌انداخت. خیال آلمان‌ها به قدری از دانمارک راحت بود که حتی حضور نظامی کمرنگی داشتند. نخستین هستهٔ مقاومتی که در دانمارک شکل گرفت را نوجوانی پانزده ساله به نام «کوند پدرسن» شکل داد و با هفت همکلاسی دیگرش، گروهی را تأسیس کردند که نام آن را ⁧ #باشگاه_چرچیل⁩ (Churchillklubben) گذاشتند و در مدت شش ماهی که فعالیت داشتند ۲۵ عملیات خرابکاری موفق را به نتیجه رساندند. آنها کار خود را از دزدیدن دوچرخه آلمانی‌ها شروع کردند و بعداً با تخریب قطعات هواپیما و طرح‌های ساخت، دزدی اسلحه و خرابکاری در ابزارهای ارتباطی، پیام‌های روشنی به اشغالگران آلمانی ارسال کردند.
‏اگرچه مدت فعالیت باشگاه چرچیل کوتاه بود اما آغازگر مقاومت‌های بیشتری شد. در نخستین روزهای فعالیت خرابکارانهٔ باشگاه چرچیل، شایعات گسترده‌ای دربارهٔ وجود مقاومت در بین مردم پیچید و به آنها جسارت مقاومت در برابر آلمان‌ها بخشید. آلمان‌ها تا پیش از دستگیری این هشت نوجوان می‌پنداشتند با یک گروه شبه نظامیِ منسجمِ مورد حمایت انگلستان یا شوروی روبرو هستند. سرانجام در ماه مه ۱۹۴۲ این نوجوانان دستگیر و در دادگاه به دو تا سه سال حبس و پرداخت مجموعاً ۱۲۵۳۸ رایشسمارک (واحد پول آلمان نازی) معادل حدود چهارصدهزار دلار سال ۲۰۱۸ محکوم شدند.
‏هرچند در زندان هم به دلیل تلاش برای فرار احکام سنگین‌تری دریافت کردند و تا پایان جنگ در زندان بودند. باشگاه چرچیل اگرچه عمر بلندی نداشت، اما به خیزشی انجامید که در تاریخ با نام «جنبش مقاومت دانمارک» شناخته می‌شود که سرآمد ظفرهایش، فراری دادن هشت‌هزار نفری (۹۰ درصد) یهودیان دانمارک به سوئد پیش از دستگیری توسط آلمانی‌ها است. در آن باره جداگانه خواهم نوشت. نتیجهٔ استدراکی این مجموعه توییت اینکه از اشغالگر نباید ترسید و خود را دست کم گرفت. هیچ اشغالگری امکانات و توان کشف، سرکوب و نابودی هزاران باشگاه چرچیل را ندارد.

عجیب زاده
آستین‌ها را بالا بزنید، باشگاه چرچیل خودتان را برپا کنید و به انتظار خیزش همگانی ننشینید. خیزش همگانی از هسته‌های کوچک آغاز می‌شود.

عجیب زاده
سمت چپ طاهر عچرش از کشته‌شدگان اعتراضات آبان ۹۸؛ سمت راست پسرعموی طاهر، میثم عچرش از کشته‌شدگان اعتراضات تیر ۱۴۰۰.

+۱۵۰۰ تصویر
در بیشتر خانه‌های ایرانیان عکسی از جوانی پر‌پرشده در دههٔ شصت به دیوار آویخته شده است. در خانواده‌تان کسی را می‌توانید بیابید که با تصادف جان داده، کسی که جلای وطن کرده و کسی که قربانی کرونا شده است.

‏ما در همهٔ این ایام با هم درد کشیده‌ایم، با یک سرنوشت و با یک دلیل مشترک!

عجیب زاده
جوانانی که الان تو اعتراضات خوزستان دستگیر میشوند نوید افکاری های چندسال بعد هستند که به جرم کشتن نیروهای سرکوبگر که توسط خودشون کشته شدند پرونده سازی و شکنجه و اعدام میشوند.

ژه
عده‌ای هم می‌کوشند که سردبیران الجزیره و نیویورک‌تایمز و... را از آنچه که همان سردبیران منتشر کرده‌اند آگاه کنند. پنداری که آب در هاون می‌کوبند. آن بنگاه‌های خبری چنین خط مشیِ ناروایی دارند. آنها از روی بدآگاهی این آدم‌ها را استخدام و آن خبرها را منتشر نکرده‌اند. خواسته‌اند.

عجیب زاده
‏«فعال حقوق شر» اتهام را می‌سازد. رسانهٔ شر آن را مستمسک قرار می‌دهد و نیروی قهریهٔ شر آن را بهانه‌ای برای جنایت می‌کند.

‏علت اینکه اولویت، مقابله با حلقهٔ اول این زنجیرهٔ شر باید باشد، همین حقیقت است که این پلیدنطفه را باید از سرچشمه خشکاند.

عجیب زاده
بسی محتمل است که پشت این ماجرای الهه هیکس، باند امنیتی، مخوف و بسیار خطرناک حسین درخشان هستند.
‏بار اولشان نیست و مردم خوزستان هم نخستین قربانیانشان نیستند.

عجیب زاده
نایاک به قیمت ویرانی ایران برای حفظ این نظام می‌کوشد. چه انگیزه‌ای ممکن است انسان را به ویرانی موطنش وا بدارد؟

‏⁦ #NIACPropaganda

عجیب زاده
چند روز پیش مهدی حاجتی همین را نوشت که پرونده‌سازی‌ها از همین توییتر و با توییت‌های به ظاهر بی‌اثر آغاز می‌شوند، اما نهاد امنیتی شما را با همان اتهام‌ها بازخواست می‌کند.

عجیب زاده
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شما با دختران و پسرانی طرف هستید که هر جمله از گفته‌هایشان خود یک مانیفست کامل اعتراضی است. هر جمله‌ای از آن‌ها صدها جایزه کَن و اسکار بُرده‌هایتان را می‌ارزد. کاریزمای صدها مارتین لوتر کینگ را به ارث برده‌اند: «خشم ما دارد از قدرت شما بزرگ‌تر می‌شود».

شاوشنک
‏حمایت عمادالدین باقی از الهه هیکس اصلاً عجیب نیست. در واقع اگر غیر از این بود باید به اصلاح‌طلبی باقی شک می‌کرد.

عجیب زاده
روییده در دیارِ افق، خوشه‌های خشم...

عجیب زاده
در تمام لحظه‌هایی که از دی‌ماه ۹۶ گذشته است، بدون ذرّه‌ای تردید، ایمان داشته و دارم که دور این دَدان تمام است، که جمهوری اسلامی به پایان خواهد رسید، که این نکبت و سیه‌روزی از ایران رخت برخواهد بست.
‏در این مدت در هیچ لحظه‌ای یقینم به این حقیقت محتوم مخدوش نشده است.

عجیب زاده
شفاف‌سازی و بازگویی یک روایت! قضاوت با شما؛

‏آقای باقی رو به واسطه‌ی دوستانی از دور می‌شناختم. یک جلسه به‌ دلیل برنامه‌ای که محمد و دوستانش برای دانشگاه شریف می‌خواستن برگزار کنن، با آقای باقی برگزار کردند. یک سال و نیم از قضیه‌ی گلستان هفتم گذشته بود که پرونده‌ی دی ماه ۹۶ بنده دوباره به جریان افتاد و ابلاغیه صادر شد که من میخواستم وکیل بگیرم، پیدا نشد و دوستان به آقای باقی گفتند. و وکیلی رو به بنده معرفی کردند. اینهارو گفتم که الان نیان بگن ما که کمک کرده بودیم و ...
بعد از آن و با شنیدن قبول پرونده‌های مختلف یا دعوت به سکوت ایشون تعجب می‌کردم. تا سر پرونده‌ی نوید افکاری؛
‏آقایان باقی، محمودیان، یونسی و نیلی به واسطه‌ای با خانواده‌ی افکاری که سابقه‌ی فعالیت سیاسی و آشنایی با فعالین را نداشتند لینک شدند. آن هم در شرایطی که پرونده قطعی شده بود، هر لحظه امکان اجرای حکم اعدام می‌دادند. و به سراغ دیگر وکلایی که امکان قبول پرونده رو میدادن رفته بودند. مثلا آقای رییسیان فرموده بودند از نظر بنده پرونده سیاسی و امنیتی نیست و ابتدا مبلغی رو خواستند، اما بعد با وجود موافقت خانواده برای پرداخت گفتند که کلا پرونده را قبول نمی‌کنند. نهایتا پرونده رو آقای باقی و... قبول کردند و به جز آقای یونسی که گفتن تخصصی ندارم، ۳ نفر دیگه تاکید موکد بر سکوت خبری تا بعد از اعلام نتیجه‌ی اعاده دادرسی داشتند. که بعد از اعلام اعاده دادرسی باز تاکید بر سکوت داشتند. و زمانی که بدون هماهنگی با آقایون اطلاع رسانی صورت گرفت بسیار عصبانی و شاکی شده بودند.آقای باقی با ادبیات تند گفت که "گند زدین به همه چیز و همه چیز رو خراب کردین" و محمودیان گفت؛ حالا که شده ببینیم چیکارش می‌تونیم بکنیم در حالی که تا هفته‌ی قبل از اجرای حکم حتی اسم و آدرس خانواده‌ی ترکمان رو نداشتند.
‏و آقایان وکلا از زمانی که پرونده در دست آنها بود حتی به لحاظ حقوقی مطالعه‌ای بر پرونده نداشته و مسئولیت نپذیرفتن که نهایتا خود نوید و وحید مجبور شدن لایحه‌شان را نوشتند. بعد از اعاده دادرسی اول خانواده با نگرانی اصرار داشتن که اعاده‌ی دادرسی دوم که باز هم متن رو خودشون آماده کرده بودن ثبت بشه تا اجرای حکم هم عقب انداخته بشه، اما آقایان با این دلیل "که الان حکومت خشمگینه" گفتند فضای مجازی باید آروم بشه تا بتوانیم اعاده‌ی دادرسی دوم را ثبت کنیم. و نوید چند روز بعد و در حالی که خانواده را بر خلاف خواسته‌ی نوید امیدوار به رضایت گرفتن از جانب خودشان کرده بودند، اعدام شد. ‏ تا چند روز خبری از هیچ کدام نبود، یکباره آقای محمودیان ابتدا فایل ویس شب آخر نوید رو بدون اجازه پخش کرد و بعد پاک کرد و در خصوصی گفت که "عامدانه بود خواستم تا حدی بمونه که دیده بشه بعد پاک کنم". و بعد برای برگزاری مراسم آنلاین به جای مراسم حضوری در چهلم پیشنهاد دادن!
‏آقای محمودیان بعد از مدتی هم خواسته بودند تا حرفی از جانب خانواده زده بشه که ایشون تطهیر بشن و ازشون تقدیر بشه.

Faeze Abdipour
اگر قصد همبستگی داشتید دیگه فقط خوزستان نیست، لرستان رو هم به لیستتون اضافه کنید و البته اصفهان و بوشهر و کردستان.
‏هیولای ولی فقیه داره فاجعه آبان دیگری رو از دل تیر و مرداد بیرون میکشه.

جواد ماله
یکی از مزایای پایان اصلاحات همین است که این دوگانه‌سازی مجعول دیگر اثر ندارد.
‏مردم شعار یار دبستانی را زمزمه نمی‌کنند، صراحتاً فریاد می‌زنند: «مرگ بر جمهوری اسلامی» و «الشعب یرید اسقاط النظام»

عجیب زاده
بابا طرف ۲۰۰ کیلو فالوئر داره، لام تا کام از خوزستان نمیگه. حالا اومده بدو بدو استوری گذاشته که ای وای خبر بد نت داره داخلی میشه.
‏نمیگم قضیه اینترنت گفتن نداره‌ها، ولی دیگه یه بلاگر چیکار کنه که بفهمید فقط برای منافع خودش حرف میزنه. چرا این شارلاتان‌ها رو گنده می‌کنید.

الن خیالباف
گفتن و نوشتن را هم به خدمت سرکوب درآورده‌اند و گفتن‌ها و نوشتن‌های دیگر را سرکوب کرده‌اند. دیگر به‌سختی می‌توان جلوی گلوله و سرکوب را با گفتن و نوشتن گرفت. ستایشگرانِ نادرستی نمی‌گذارند که خشونت رسوا شود و سرکوب‌کننده‌ها از ترسِ طرد و پیگرد به‌خودشان اجازه کشتار و سرکوب ندهند. آن ‌ها به اسم حقوق‌بشر و مدعیِ اصلاح و بازبانی موجه و لحنی آرام به سرکوب‌کننده‌ها خدمت می‌کنند. پروپاگاندای ظریفی است. از توجیه‌هایی استفاده می‌کنند که برای مخاطبِ ناآگاهشان توجیه‌پذیر است. چنان همه‌ی نادرستی‌ها را عادی‌سازی می‌کنند که برای مخاطبِ بی‌خبرشان عادی می‌نماید. آن‌ها از شر دفاع می‌کنند و بقای آن را تضمین می‌کنند. بدون آن‌ها این همه نادرستی و ناراستی، ممکن نمی‌شد. مهم نیست که از چه واژه‌ای استفاده کنیم؛ عادی‌سازی، تحمل‌پذیری، مداراپذیری، توجیه‌گری، عمومی‌سازی، زیباسازی، ماله‌کشی، حساسیت‌زدایی، علاج، بدآگاهی، پروپاگاندا یا ابتذال. آن‌ها دشمن حقیقت و آزادی‌اند. آن‌ها نمی‌گذارند که مردم به شادی و رفاه برسند. آن‌ها گاهی از نکشتن و سرکوب‌نکردن هم می‌نویسند؛ اما مسئله‌شان هدفمندکردنِ سرکوب و کشتار است. آن‌ها فقط می‌گویند که چه کسانی را بازداشت و سرکوب نکنید. آن‌ها از سرکوبِ مردم عادی و غیرخودی خوشحال می‌شوند.

Majid Tavakoli