عجیب زاده
1.44K subscribers
867 photos
261 videos
1 file
1.31K links
مایهٔ افتخار خواهد بود که نظراتتان را از لینک زیر به صورت بی‌نام و از طریق پیام عمومی یا خصوصی، با من در میان بگذارید:

در توییتر:

http://www.twitter.com/ajibzade
Download Telegram
شبکه‌های اجتماعی با اینها چنین کرد. از سیاستمدار و مدیر و هنرمند و سلبریتی و کارآفرین و فعال مدنی و خبرنگار و... تا زمانی که پایشان به تعامل مستقیم با عموم باز نشده بود، پشت عناوین خود سنگر می‌گرفتند؛ گویی که سرآمدانِ دهرند.
‏همین کاربرهای معمولی موی را از ماستشان بیرون کشیدند.

عجیب زاده
دربارهٔ این فقرهٔ اخیر هم لازم به ذکر است که این بانوی گنده‌دهانِ بی‌سواد، از اجناسِ درجهٔ چندم مکّاره‌بازارِ دلبستگان و جیره‌خواران و لابیگران جمهوری اسلامی در ملل آزاد است.
‏اصلی‌ترها یا همان پشت‌پرده و گمنام کارشان را می‌کنند یا با عناوین شیک، مهمان‌های ضیافات رسانه‌ها هستند.

عجیب زاده
من ۲۶ سال کار حقوق بشری کردم
‏⁧ #الهه_هیکس

Anne Frank1929
‏و خوزستان که انگار خاموش شده است.
‏نه اینکه آتش خشم و کینهٔ آن مردمان خاموشی پذیرد یا صدای رنجورشان از سینه فریاد نشود؛ نه! خیالِ خام فرمانفرمای جور و جنون این است که با قطع کردن اینترنت و برق و آب می‌تواند دریای نفرت را بخشکاند.
‏و این مردم دیگر مقهور این اقتدار پوشالی نخواهند شد.

عجیب زاده
درست است در این رقابت‌ها برخی گزینه‌های مورد علاقهٔ بنده منجمله سرکار خانم فرشته قاضی و سلطان احمد زیدآبادی و... غایب بودند ولی دوستان گرامی لااقل همت کنند و نگذارند که نگار عزیزمان از چیزی که حق بلامنازع اوست، محروم شود.

عجیب زاده
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تک‌تک جوانانِ شیک‌پوشِ تحصیل‌کرده‌ی وطنی در ⁧ #ابرآروان ⁩، در قطع اینترنت این روزهای ⁧ #خوزستان ⁩ همدست حکومت هستند. فراموش‌تان نخواهیم کرد.
‏⁦ @ArvanCloud_fa
‏⁦ @pPirhosseinloo

JokerNejad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تهران؛ جمهوری؛ ۴ مرداد ۱۴۰۰؛ اعتراضات سراسری؛ مرگ بر دیکتاتور.

+۱۵۰۰ تصویر
‏«آخوند باید گم بشه» شعار تکامل‌یافته‌ای است. حد مطالبه را از «رفتن آخوندها» به «رفتنِ بی‌بازگشتِ آخوندها» ارتقاء داده است.
‏امروز مردم فقط به رفتن جمهوری اسلامی راضی نیستند، استخفاف و ذلّت حاکمان امروز را هم می‌خواهند. «آخوند باید گم بشه» یعنی رفتنی که مشایعش تحقیر و خون باشد.

عجیب زاده
بهاره جان، نوبت به التهران رسید!

عجیب زاده
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تظاهرات مردم در اعتراض به «بی‌برقی» با شعار اصلاح‌طلب‌سوزِ نئوساندیسخورپاره‌کنِ چپ‌تِرِکانِ «رضاشاه، روحت شاد»

عجیب زاده
آره اعتراض مترو تهران واسه تاخیر مترو بود اعتراض پاساژ علاالدین برا بی‌برقی خوزستانیا و تبریزیام که واسه تجزیه طلبیه. فقط شما درست میگین پدرسگا

نسار
دم خروسی که دیگه زیادی زده بیرون!!
‏از این زن رسما باید شکایت بشه
‏⁧ #الهه_هیکس

قلمفرسا
یک درخت با ضربه‌های مکرر تبر خواهد افتاد، حتی اگر تا لحظه‌ای قبل از آخرین ضربه، هنوز استوار باشد.
‏این درخت خواهد افتاد.

عجیب زاده
آنچه از دیماه ۹۶ به وجود آمد ایمان به پایان فصل شکست‌ناپذیری جمهوری اسلامی بود. از دی ۹۶ بود که مردم کم‌کم این باورِ تلقین‌شده که جمهوری اسلامی رفتنی نیست را به فراموشی سپردند و حالا دیگر این معادله فقط متغیرهای سیاسی ندارد.
‏انقلاب اصلی در ذهن‌های مردم رخ داده و فصل میوه نزدیکست.

عجیب زاده
فریاد «الشعب‌يريد إسقاط النظام»
‏به پایتخت و مردم فریاد می‌زنند «خامنه‌ای حیا کن، مملکت را رها کن».
‏اعتراضات چند سال اخیر موسوی و خاتمی و کروبی و کدیور ‌و مهاجرانی و تاجزاده ندارد که برای مردم شعار تعیین کنند. مردمِ خسته و خشمگین از دل‌شان فریاد می‌زنند که کل این حکومت باید برود.

Masih Alinejad
در مدت اخیری که در توییتر حضور دارم هیچ اینترکشنی با اکانت‌های ارزشی نداشته‌ام. بی‌دلیل نیست.
‏ارزشی‌ها در روزهایی که ما در برابر بوق‌های بلند اصلاح‌طلبان کم‌توان بودیم به ما کمک کردند تا فضای دوقطبی امروزی به وجود بیاید. نقششان تمام شده است. آدامس را بعد از جویدن، تف کنید. جامعهٔ امروز ایران نه به عقب گام خواهد برداشت و نه تأثیری از پروپاگاندای بی‌اثر این جماعت ارزشی خواهد گرفت. آنها اگرچه ادای کیسینجر در می‌آورند، ولی خودشان هم نمی‌دانند چرا اینجا هستند؛ شاید چون پول می‌گیرند که باشند. عاقلان دانند که خرج کردن برای آنها چون آب ریختن در کویر است. مدیران امنیتی یا باصطلاح خودشان فرهنگیِ آنها، بر این باور بودند که تغییر سوگیری سیستماتیک توییتر با گسیل داشتن لشگری از نیروهای مثلا انقلابی اتفاق خواهد افتاد. صدها استراتژی احمقانه را به کار گرفتند که در این مقال نمی‌گنجند، اما خروجی آن همه هزینه برایشان در بهترین حالت هیچ بود. این مدیران می‌پنداشتند که با ایمپرشن بالای توییت‌ها می‌توانند این فضا را جهت بدهند. بنابراین در دامی افتادند که نتوانستند از آن خارج بشوند و آن سودای لایک بود. همان اشتباهی که همقطاران ایشان دربارهٔ تعداد زیاد مقالات دانشگاهی داشته و دارند. درگیری بر سر بودجه هم طمع‌کارشان کرد. آمده بودند بر توییتر اثر بگذارند، اما به قول فوکویاما زیر چرخ‌های لیبرالیسم له شدند. فضای توییتر هرروز رادیکال‌تر از قبل شده و همین باعث شده است اجرای طرح اینترنت ملی تسریع بشود. آنها البته هنوز بودجه می‌گیرند ولی بازدهی در راستای هدفشان ندارند. مدیون ایشانیم که با پروموت کردن بلاهت‌های مکتبی‌شان زمینه‌ساز افتراق عمومی شدند تا مرزی برای وسط‌بازی باقی نماند. به لودگی‌های امروزشان بی‌تفاوت باشید. آنها فقط در حباب خودشان می‌پلکند. تأثیری حتی سطحی بر جامعه ندارند و کسی جز خودشان ایشان را باور نمی‌کند. آنها توییتر را باختند.

عجیب زاده
تارا سپهری‌فر را می‌توان همکار‌ و نمونه دیگر الهه هیکس، در دیده‌بان حقوق بشر دانست، براساس گزارش‌ها و مستندات موجود به جرات می‌توان گفت تارا سپهری‌فر، عادی‌ساز و کتمان‌کننده نقض حقوق بشر در ایران در سازمان‌های بین‌المللی حقوق بشری و حتی در میان دولت‌های غربی است. کافی‌ست گزارش دیده‌بان حقوق بشر در اعتراضات اخیر و آبان ۹۸ را بخوانید تا بدانید با چه طرف هستیم. سال‌هاست حکومت در نهادهای حقوق بشری و رسانه‌های بین‌المللی نفوذ کرده‌است. امروز اعتراض نکنیم، چند روز دیگر به ما میگویند «حیوان» وبرای عادی‌سازی نقض حقوق بشر و ستم منت سرمان می‌گذارند. سپهری‌فر همچون الهه هیکس و اصلاح‌طلبان معتقد است حقوق بشر را نباید سیاسی کرد، او شخصی است که خانواده‌های قربانیان نقض حقوق بشر را وادار به سکوت کرده و همراه با جواد ظریف و لابی‌های حکومتی (نایاک و اندیشکده کویینسی) گزارش‌های حقوق بشری را عادی‌سازی و حکومتی‌سازی ‌می‌کند. ‏با نگاهی به اعضا (هیکس و سپهری‌فر) و گزارش‌های دیده‌بان حقوق بشر، می‌توان گفت این نهاد، با ظاهری حقوق بشری در خدمت سیاست‌های حکومت‌های تمامیت‌خواه قرار گرفته تا جنایت‌ها و نقض حقوق بشر را عادی نشان داده یا کتمان کند.در واقع دیده‌بان حقوق بشر یک نهاد سیاسی در حوزه حقوق بشر شده‌است.
Hossein Ronaghi

(در‌ مورد گزارش دیده‌بان حقوق بشر درباره اعتراضات اخیر خوزستان و بحرانهای پیشین، در قسمت کامنتهای توییت اصلی، بیشتر بخوانید).
سال ۸۱ یورگن هابرماس در یک سخنرانی در دانشگاه تهران گفت: «نسل ما خودش را از چنگ نازی‌ها و فاشیست‌ها رهانید؛ نوبت شما هم می‌رسد.»
‏مراد فرهادپور این حرف را خطاب به رفسنجانی تعبیر کرد.
‏سال ۸۴ که فرهادپور تبلیغ رفسنجانی را می‌کرد، گفتم استاد جای شما اینجا نیست.
‏گفت: سیاست یعنی همین. برای آنها که نمی‌دانند، هابرماس از فلاسفهٔ مکتب فرانکفورت است و مراد فرهادپور به نقلی پدر معنوی فرانکفورتی‌های ایران.

‏مقصودم اینست که دلالتِ فرانکفورتیِ روشنفکرِ دوران ما چنان دورافتاده از واقعیت است که به انتخاب رفسنجانی ختم شده.
‏روشنفکری ایرانی بی‌شک بسیار عقب‌تر از توده است.

عجیب زاده