ببینید، اگر امروز به خبرنگاران اصلاحطلب وقع بنهید، اعتبار ببخشید یا گوش فرا دهید، و اگر ذرهای از رادیکالیسم حاکم بر فضا در جهت تلطیف مواضع بکاهید، باز هم به همان فریبستانی روانه خواهید شد که بیست و چند سال طول کشید تا از آن برهید.
از ما گفتن بود. خود دانید هموطنان، خود دانید.
عجیب زاده
از ما گفتن بود. خود دانید هموطنان، خود دانید.
عجیب زاده
موردِ الهه هیکس عجیب است. بعد از رسواییها، بدون ذرهای شرمساری ادامه داد و همدستان و همداستانهایش را به میدان کشید و حتی حامیانش را از تهران فراخواند. مهم نیست. او تا سالها معیارِ نادرستیها و بیشرمی خواهد بود. البته فراموش نمیکنیم آنهایی که تریبون و نهادی دارند، سکوت کردند
Majid Tavakoli
Majid Tavakoli
مقابل جمهوری اسلامی دو جریان قرار دارند:مردم (تودهٔ سازماننیافته) و اپوزیسیون (نهاد سیاسی و سازمانی)
گروههای مختلف اپوزیسیون فارغ از ماهیت فکریشان اگر میخواهند در این رقابت، مردم را همراه داشته باشند باید بتوانند «اقدام» کنند.
اقدام چیزی ورای صدور بیانیه و برگزاری نشست است. هر کدام از این گروهها باید، تأکید میکنم باید، حداقل سه زیرمجموعهٔ سازمانیِ فعال داشته باشند.
۱. تیم حقوقی فعال
۲. تیم رسانهای نافذ
۳. دستگاه اطلاعاتی محدود
برای تکتک موارد فوق هزینههای بسیاری وجود دارد. یک گروه اپوزیسیون باید بتواند هزینههای مالی این کنشها را تأمین کند.
گروههای اپوزیسیون اگر علاقهمند به اقدام هستند، باید بتوانند پیگیریهای حقوقی از مطالبات عمومی در خارج داشته باشند و دست لابیهای حکومتی را ببندند. باید بتوانند در عرصهٔ تبلیغات و اطلاعرسانی وزن داشته باشند و از همه مهمتر بتوانند در داخل سیستم، نفوذ و کادرسازی کنند.
تا زمانی که چنین اپوزیسیونی شکل نگیرد، مسیر داخلیِ اعتراض و مقاومت علیه حکومت، مستقل از گروههای اپوزیسیون پیش خواهد رفت. برای تکتک موارد فوق نیاز به تربیت نیرو دارید. اگر نتوانید نیرو تربیت کنید، به فعالیت خود شکل دهید و خود را تأمین کنید، فرصت همراهی عمومی را از دست میدهید.
عجیب زاده
گروههای مختلف اپوزیسیون فارغ از ماهیت فکریشان اگر میخواهند در این رقابت، مردم را همراه داشته باشند باید بتوانند «اقدام» کنند.
اقدام چیزی ورای صدور بیانیه و برگزاری نشست است. هر کدام از این گروهها باید، تأکید میکنم باید، حداقل سه زیرمجموعهٔ سازمانیِ فعال داشته باشند.
۱. تیم حقوقی فعال
۲. تیم رسانهای نافذ
۳. دستگاه اطلاعاتی محدود
برای تکتک موارد فوق هزینههای بسیاری وجود دارد. یک گروه اپوزیسیون باید بتواند هزینههای مالی این کنشها را تأمین کند.
گروههای اپوزیسیون اگر علاقهمند به اقدام هستند، باید بتوانند پیگیریهای حقوقی از مطالبات عمومی در خارج داشته باشند و دست لابیهای حکومتی را ببندند. باید بتوانند در عرصهٔ تبلیغات و اطلاعرسانی وزن داشته باشند و از همه مهمتر بتوانند در داخل سیستم، نفوذ و کادرسازی کنند.
تا زمانی که چنین اپوزیسیونی شکل نگیرد، مسیر داخلیِ اعتراض و مقاومت علیه حکومت، مستقل از گروههای اپوزیسیون پیش خواهد رفت. برای تکتک موارد فوق نیاز به تربیت نیرو دارید. اگر نتوانید نیرو تربیت کنید، به فعالیت خود شکل دهید و خود را تأمین کنید، فرصت همراهی عمومی را از دست میدهید.
عجیب زاده
رمضان زاده فاسد که ظریف حقیر را برترین! وزیر.خ می داند و آن ریزه خواران متعفن دیگرهم می گویند با رفتن حناچی و باند ۳درصدی از سفره رنگین شهرداری تهران سقوط کرده!
تهران روزی سقوط کرد که جانیان محبوبتان نیک پی فقید را به قتل رساندند یا بهترین وزیرخارجه مان، مرحوم خلعتبری، را کشتند.
Ali Mosaddeghi
تهران روزی سقوط کرد که جانیان محبوبتان نیک پی فقید را به قتل رساندند یا بهترین وزیرخارجه مان، مرحوم خلعتبری، را کشتند.
Ali Mosaddeghi
چطور باید به آیندگان توضیح بدیم که حکومتی همزمان با قتل عام مردم بهواسطه یک ویروس، در زندان با شکنجه و اعدام، در خیابان با گلوله، در آسمان با موشک و در کشورهای همسایه با جنگافروزی جان میگرفت؟ این عطش به خون با چه کلماتی قابل توصیفه؟
Golsa Golestaneh
Golsa Golestaneh
همون خبرگزاری که ترکیب «سپاه پاسداران ایران» و «رهبر ایران» را اختراع کرد، یه دزدان دریایی هم میگوید«مسافران»
آیت الله تناسلی
آیت الله تناسلی
به این دو بچه فکر کنید. پدرشان را کشتهاند. پدرشان را برای اعتراض به ظلم کشتهاند. پدرشان را دستگاه عدل اسلامی و با همیاری دعوتکنندگان به سکوت، به قربانگاه سپرد.
به قول پروین اعتصامی:
آنکه سحر، حامی شرع است و دین
اشک یتیمانشْ، گَهِ شب غذاست
#مصطفی_صالحی
عجیب زاده
به قول پروین اعتصامی:
آنکه سحر، حامی شرع است و دین
اشک یتیمانشْ، گَهِ شب غذاست
#مصطفی_صالحی
عجیب زاده
جمهوری اسلامی با نصیحت رفتارش را عوض نمیکند. گفتیم اعدام نکنید، اعدام کردند. گفتیم تلگرام را فیلتر نکنید، فیلتر کردند. گفتیم زنان آزاد باشند، اجازه ندادند. گفتیم رای ما کجاست، کشتند. حالا یه عده با التماس میگن طرح صیانت را اجرا نکن. چارهی کار براندازی است نه موعظه و اندرزنامه. سانتیمانتالیسم و با گوریل شطرنج بازی کردن، بلای جان عدهای شده. نصیحت و موعظهی اسلامگرایانی که حکومت در دستشان است چه قشر فرهیخته باشید، چه اهل هنر، چه اهل کتاب، چه پاسیفیست یا هر چیز دیگری فایده ندارد. در قدم اول سیاست باید دوست را از دشمن شناخت و تفکیک کرد. اینها دشمن هستند.
زینت
زینت
جامی مرز تباهی رو رد کرده و واقعا واژهای ندارم براش. من نمیفهمم چرا این به اصطلاح روزنامهنگاران ایرانی با پا به سن گذاشتند رد میدن و یک دفعه طرفدار دیکتاتور میشن. بابا برید حقوق بازنشستگی بگیرید و یک گوشه نون و ماست خودتون رو بخورید. مزخرف هم کمتر بگید.
Amin Sabeti
Amin Sabeti
اینها قرار بود پشت صحنه باشند و اصلا شناخته نشوند اما در روندی غیر منتظره، در کوتاهزمانی شناخته و رسوا شدند. اینها در افکار عمومی داخلی سوختهاند و تکاپوی آسیمهشان، نشان از همین بیم است که برای کارفرما بیمصرف انگاشته شوند. برای اینها خرج شده بود و قرار نبود به این زودی بسوزند. این دستوپازدنها برای این است که کاربردشان برای اعمالِ نفوذ میان سازمانها و الیتهای سیاسی و رسانهایِ غرب زائل نشود تا مبادا به سرنوشت همارزهای داخلیشان مبتلا گردند.
کاری که ما باید بکنیم، ادامهٔ همین مسیر است: تلاش مستمر برای رسواسازی سراسری و بازگوییِ همپیالگیشان با شر.
عجیب زاده
کاری که ما باید بکنیم، ادامهٔ همین مسیر است: تلاش مستمر برای رسواسازی سراسری و بازگوییِ همپیالگیشان با شر.
عجیب زاده
بیاید از مردم ایران که نيويورک تایمز آنها را آزارگرانی شرور میداند بپرسیم دقیقاً چرا مخالف و معترض عملکرد فرناز فصیحی هستند، چون:
۱- او گزارشگری بیطرف و متعهد به حقیقت است!
۲- او پروپاگاندای حکومت ج.ا را بازتاب میدهد و با میساینفورمیشن حقیقت را کتمان میکند.
Hossein Ronaghi
۱- او گزارشگری بیطرف و متعهد به حقیقت است!
۲- او پروپاگاندای حکومت ج.ا را بازتاب میدهد و با میساینفورمیشن حقیقت را کتمان میکند.
Hossein Ronaghi
لطفالله نجفیزاده که ظریف را آچمز کرد، خیلی از خبرنگاران ایرانی گفتند که اگر آنها هم جای او بودند حتی بهتر میتوانستند وظیفهٔ خبرنگاریشان را ادا کنند. راست نمیگفتند. بیشتر خبرنگارهای ایرانیِ دنیای آزاد میترسند و حتی در برابر جعل حقیقت و خرق اخلاقیات همکارانشان سکوت میکنند. کمتر پیش میآید که خبرنگاران مستقلترِ ایرانی، جسورانه پشت مردم بایستند و فعالانه دروغپردازی همکارانِ دستنشاندهشان در رسانههای دیگر را به چالش بکشند. تأکید دارم روی «فعالانه»، چون گاهی از سر رفع مسئولیت، در حد توییتی گُنگ یا نوشتهای بیمنظور با آن سرسپردهها مخالفت میکنند. خبرنگار باید بداند که مسئولیتش چیست و شغلش فقط وسیلهٔ امرار معاشش نیست و اگر بترسد نباید در خط مقدم مقابله با جعلیات و تبلیغات بایستد؛ همانطور که یک ارتشی حق ندارد در خط مقدم جبهه بترسد. پاسخ دهید که چرا سرسپردگانِ رسانهای جمهوری اسلامی بدون هیچ هراس یا چالشی، از مبادی رسمی رسانهای به مخالفان ج.ا انگهای دروغین نسبت میدهند، اما جوابی نمیگیرند. چرا رسانهها، ادعاهای بیسند آنان را نشر میدهند اما برای به چالش کشیدن آن ادعاها، حرفهای میشوند و سند طلب میکنند؟ مردم از خبرنگارانی که مدعیاند به جایی وابسته نیستند انتظار دارند تا در صفآرایی مقابل دستگاه پروپاگاندا تنهایشان نگذارند. اگر فکر میکنید شجاعت کافی برای استفاده از قلمتان را ندارید، آن را به دیگری وا نهید و پیشهٔ دیگری اختیار کنید. نمیتوانید در آن جایگاه باشید و عافیت بطلبید.
عجیب زاده
عجیب زاده
نزدیک کریسمس سال ۲۰۱۸ نشریه مشهور اشپیگل با موضوع غریبی مواجه شد، خوانندگان متعدد و چند ژورنالیست، «کلاس رلوتیوس» Claas Relotius یکی از بهترین روزنامهنگاران تاریخ این نشریه رو به دروغگویی و جعل واقعیت متهم میکردن. سردبیر معتقد بود اینها تخریب و تخطئهست اما دستور تحقیق داد. ریلوتیوس که علوم سیاسی و رسانه خونده بود کارش رو از نوشتن آزاد برای نشریات متعدد شروع کرد اما با قلم شیوا خیلی زود به بهترین نشریات آلمان رسید. نمونه یک ژورنالیست عالی بود که برای گزارش به سراسر جهان سفر میکرد، مصاحبه میکرد و چیزهایی مینوشت که هوش از سر خواننده میبرد. از سال ۲۰۱۶ تبدیل به شگفتیساز ژورنالیسم شد. سه بار جایزه بهترین خبرنگار آلمان رو گرفت. CNN بهش لقب برترین خبرنگار داد. جایزه ژورنالیسم اتحادیه اروپا و دهها افتخار دیگر....اما همزمان کامنت و ایمیلهایی به نشریه میرسید که «خبرنگار شما اونجا نبود! این اتفاق اصلاً نیوفتاده!..»
اشپیگل اینها رو حسودی و دشمنی و ترولیسم میدید و واکنشش جدی نگرفتن بود. تا جایی که رلوتیوس به جای سفتی خورد. در گزارشی در مورد «شکارچیان پناهجویان مکزیکی» با همکارش خوان مورنو کار میکرد. مورنو این موارد رو شنیده بود و به شدت به ریلوتیوس مشکوک بود. ریلوتیوس به امریکا رفته بود و در مورد گروهی از مردان سفید امریکایی نوشته بود که پناهجویان غیرقانونی مکزیکی رو به صورت خودمختار شکار میکنن. گزارش خیلی خفنی بود و چاپش باعث ترکوندن میشد و احتمالاً ریلوتیوس ده تا جایزه دیگه هم میگرفت. مورنو با افراد محلی تماس گرفت و فهمید ریلوتیوس اصلاً اونجا نبوده! مورنو موضوع رو با سردبیر مطرح کرد اما با رفتار سرد و زننده مواجه شد. لذا شخصاً اقدام به بررسی کرد. نشست کل نوشتههای ریلوتیوس رو درآورد و پیگیر شد. آنچه کشف کرد از توان فهمش خارج بود. ریلوتیوس حرفها رو عوض کرده بود که مهیج بشه، داستان رو دستکاری کرده بود، شخصیت تخیلی ساخته بود خیلی وقتها رفته بود به محل اما دیده بود از مصاحبه و تحقیق چیز دندونگیر و مهیجی درنمیاد. در هتلش نشسته بود و با دیدن دوتا مستند و خوندن دوتا یادداشت از نویسندگان محلی کل داستان و مصاحبه و تعقیب و گریز رو آفریده بود. در خیلی از موارد حتی به اونجا هم نرفته بود! مورنو Jusn Moreno شروع کرد به مستند کردن این جعلیات و عاقبت در اواخر ۲۰۱۸ اینها رو گذاشت روی میز سردبیر. حالا برای سردبیر دو راه بیشتر نبود. ماستمالی یا پذیرش واقعیت. ریلوتیوس اخراج شد و دو روز بعد اشپیگل اعلام کرد نویسندهش کلاش و جاعله و نشریه تمام نوشتههاش رو بررسی میکنه یک کمیته مسئول بررسی تمام نوشتههای کلاس ریلوتیوس شد. روی تمام نوشتههاش در وبسایت توضیح آمد که ممکنه تمام یا بخشی ازش جعلی باشه. بیش از چندین هزار خط نوشتهش بررسی شد و ابعاد فاجعه تازه مشخص شد. توضیح مفصل زیر پس از فکتچک منتشر شد. تمام جوایز ریلوتیوس پس گرفته شد. وکیلش اعلام کرد ریلوتیوس بیماری روانی داره تا از بار گناهش کم کنه. ریلوتیوس به کلی از صفحه روزنامهنگاری حذف شد و جز نام جاعل و ننگ روزنامهنگاری ازش نموند. مورنو به عنوان ناجی ژورنالیسم آلمانی چند جایزه گرفت و البته کتابی در این باب نوشت اما بعد از اون ماجرا یک سوال هیچگاه درست پاسخ داده نشده:
«چطور جامعه رسانهای سالها چشمش رو روی جعلیات ریلوتیوس بست؟ چرا سالها کامنتها و ایمیلها و نامههای خوانندگان ندیده گرفته شد؟ از همه مهمتر چطور میشه به رسانهای اعتماد کرد که بهترینهاش جاعل و کلاش هستند؟»
پینوشت ۱:
داد «مردم عادی» به جایی نمیرسید اگه یه خبرنگار معتبر پشت قضیه نبود.
مورنو تونست جعلیات ریلوتیوس رو مستند کنه و اشپیگل چارهای جز پذیرش نداشت، وگرنه این ژورنالیست معتبر اسناد رو به نشریه دیگری میداد.
اینجاست که اثر ژورنالیستهای صاحبنام حامی حقیقت مشخص میشه.
پینوشت ۲:
از این کارمندان دکانهای متعدد رسانه کدومشون حاضره یقه فرناز و نیویورکتایمز رو بگیره و بپرسه «کو اسناد ادعای تجاوز و قتل زن رنگینپوست توسط اپوزسیون؟! فلانجا جعل و پروپاگاندا کردی، این سندش، کو اصلاحیه؟»
باید از خبرنگاران مدعی حقیقجویی بخوایم فکتچکینگ کنن.
XIII
اشپیگل اینها رو حسودی و دشمنی و ترولیسم میدید و واکنشش جدی نگرفتن بود. تا جایی که رلوتیوس به جای سفتی خورد. در گزارشی در مورد «شکارچیان پناهجویان مکزیکی» با همکارش خوان مورنو کار میکرد. مورنو این موارد رو شنیده بود و به شدت به ریلوتیوس مشکوک بود. ریلوتیوس به امریکا رفته بود و در مورد گروهی از مردان سفید امریکایی نوشته بود که پناهجویان غیرقانونی مکزیکی رو به صورت خودمختار شکار میکنن. گزارش خیلی خفنی بود و چاپش باعث ترکوندن میشد و احتمالاً ریلوتیوس ده تا جایزه دیگه هم میگرفت. مورنو با افراد محلی تماس گرفت و فهمید ریلوتیوس اصلاً اونجا نبوده! مورنو موضوع رو با سردبیر مطرح کرد اما با رفتار سرد و زننده مواجه شد. لذا شخصاً اقدام به بررسی کرد. نشست کل نوشتههای ریلوتیوس رو درآورد و پیگیر شد. آنچه کشف کرد از توان فهمش خارج بود. ریلوتیوس حرفها رو عوض کرده بود که مهیج بشه، داستان رو دستکاری کرده بود، شخصیت تخیلی ساخته بود خیلی وقتها رفته بود به محل اما دیده بود از مصاحبه و تحقیق چیز دندونگیر و مهیجی درنمیاد. در هتلش نشسته بود و با دیدن دوتا مستند و خوندن دوتا یادداشت از نویسندگان محلی کل داستان و مصاحبه و تعقیب و گریز رو آفریده بود. در خیلی از موارد حتی به اونجا هم نرفته بود! مورنو Jusn Moreno شروع کرد به مستند کردن این جعلیات و عاقبت در اواخر ۲۰۱۸ اینها رو گذاشت روی میز سردبیر. حالا برای سردبیر دو راه بیشتر نبود. ماستمالی یا پذیرش واقعیت. ریلوتیوس اخراج شد و دو روز بعد اشپیگل اعلام کرد نویسندهش کلاش و جاعله و نشریه تمام نوشتههاش رو بررسی میکنه یک کمیته مسئول بررسی تمام نوشتههای کلاس ریلوتیوس شد. روی تمام نوشتههاش در وبسایت توضیح آمد که ممکنه تمام یا بخشی ازش جعلی باشه. بیش از چندین هزار خط نوشتهش بررسی شد و ابعاد فاجعه تازه مشخص شد. توضیح مفصل زیر پس از فکتچک منتشر شد. تمام جوایز ریلوتیوس پس گرفته شد. وکیلش اعلام کرد ریلوتیوس بیماری روانی داره تا از بار گناهش کم کنه. ریلوتیوس به کلی از صفحه روزنامهنگاری حذف شد و جز نام جاعل و ننگ روزنامهنگاری ازش نموند. مورنو به عنوان ناجی ژورنالیسم آلمانی چند جایزه گرفت و البته کتابی در این باب نوشت اما بعد از اون ماجرا یک سوال هیچگاه درست پاسخ داده نشده:
«چطور جامعه رسانهای سالها چشمش رو روی جعلیات ریلوتیوس بست؟ چرا سالها کامنتها و ایمیلها و نامههای خوانندگان ندیده گرفته شد؟ از همه مهمتر چطور میشه به رسانهای اعتماد کرد که بهترینهاش جاعل و کلاش هستند؟»
پینوشت ۱:
داد «مردم عادی» به جایی نمیرسید اگه یه خبرنگار معتبر پشت قضیه نبود.
مورنو تونست جعلیات ریلوتیوس رو مستند کنه و اشپیگل چارهای جز پذیرش نداشت، وگرنه این ژورنالیست معتبر اسناد رو به نشریه دیگری میداد.
اینجاست که اثر ژورنالیستهای صاحبنام حامی حقیقت مشخص میشه.
پینوشت ۲:
از این کارمندان دکانهای متعدد رسانه کدومشون حاضره یقه فرناز و نیویورکتایمز رو بگیره و بپرسه «کو اسناد ادعای تجاوز و قتل زن رنگینپوست توسط اپوزسیون؟! فلانجا جعل و پروپاگاندا کردی، این سندش، کو اصلاحیه؟»
باید از خبرنگاران مدعی حقیقجویی بخوایم فکتچکینگ کنن.
XIII
خونهایی که شستهاید و فغانهایی که خفه کردهاید روزی دامنگیرتان خواهد شد اما بدانید که از جانب ما گزندی بر جانتان نخواهد رسید.
اینقدر نگران آیندهتان نباشید. مزدور را نمیکُشند؛ میخرند!
عجیب زاده
اینقدر نگران آیندهتان نباشید. مزدور را نمیکُشند؛ میخرند!
عجیب زاده