عجیب زاده
1.44K subscribers
867 photos
261 videos
1 file
1.31K links
مایهٔ افتخار خواهد بود که نظراتتان را از لینک زیر به صورت بی‌نام و از طریق پیام عمومی یا خصوصی، با من در میان بگذارید:

در توییتر:

http://www.twitter.com/ajibzade
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صحبت‌های طیبه ماهروزاده را ببینید و بشنوید. پشت مافیای بزرگ مدارس لاکچری در ایران، شخص علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی قرار داشته است. به اعتراف خانم ماهروزاده، رانت مربوط به تأسیس مدرسهٔ گران‌قیمتِ آقازاده‌ها، توسط شخص رهبر اختصاص داده شده است. با این حال عده‌ای ساده‌لوح منتظرند تا همان رهبر ام‌الفساد، با فساد برخورد کند.

در دنیای آقازاده‌ها، وقتی آقازاده چیزی که باب میلش باشد را نیابد، می‌تواند آن را سفارش دهد تا برایش بسازند، خواه یک خودروی گران‌بها با پلاک رُند باشد، خواه یک ویلای لوکس در باستی‌هیلِ لواسان و خواه یک مدرسهٔ لاکچریِ علوم انسانی که بتواند مفهوم عدالت اسلامی را در آن بیاموزد!

پ.ن: طیبه ماهروزاده، همسر غلامعلی حداد عادل و مادرزن مجتبی خامنه‌ای، فرزند دوم رهبر جمهوری اسلامی است.

______
@ajibzad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک عمر سرمایه‌هایی که باید صرف آبادانی کشور می‌شد را هزینهٔ آتش‌افروزی در میان ملل مسلمان کردند، به این بهانه که کشورهای اسلامی، عمق راهبردی نظام هستند.

همان سازمان آزادی‌بخش فلسطین که در هفتهٔ اول پس از انقلاب به روایتی سی میلیارد تومان (معادل هفت میلیارد دلار وقت و بیست و چهار میلیارد سال ۲۰۱۹) از امام خوبیها هدیه گرفت، از سال ۵۹ گردان‌گردان نیرو فرستاد تا به یاری صدام حسین بیایند و جوانان این مرز و بوم را به کام مرگ ببرند. این هم وضعیت امروزشان در عراق است.

مفهوم این عمق راهبردی چیست که نه برای ما عواید اقتصادی دارد، نه سران سیاسی همین نظام که عمدهٔ سرمایهٔ مملکت را روانهٔ آن کرده‌اند ذرّه‌ای محبوبیت دارند، و نه حتی جرأت می‌کنیم با گذرنامهٔ ایرانی در آن قلمرو پای بگذاریم. این عمق راهبردی در ازای بدبخت کردن یک ملت، چه دستاوردی داشته است؟

ذلت یعنی همین که نه در سرزمین خودت کسی به وجودت افتخار می‌کند و نه هیچ بیگانه‌ای حسرت زندگی زیر یوغت را دارد.
محکمتر بزن همسایه، محکم‌تر بزن!
______
@ajibzad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌎بزرگترین مزرعه خورشیدی شناور جهان در Huainan چین. مجموعه ای با مساحت تقریبی ۱۲۱ زمین فوتبال و ۱۶۵ هزار پنل خورشیدی در یک دریاچه. آب دریاچه با خنک کردن پنل ها بازدهی آنها را افزایش می دهد. چین از سال ۲۰۱۶ تا کنون ۳۶۸ میلیارد دلار در بخش انرژی های تجدیدپذیر سرمایه گذاری کرده است.

⭕️کانال مطالعات علم را به دوستداران علم و فناوری معرفی کنید: 👈 @thermophil
«محور مقاومت»، کانون اتحاد جمهوری اسلامی با نحله‌های چپگرا است. این اتحاد برای جمهوری اسلامی مهمترین فاکتور بقا به شمار می‌رود. این همبافتگی با چپگرایان است که جمهوری اسلامی را در افکار عمومی جهانی از طالبان و داعش جدا می‌کند، چرا که چپ‌گرایان نفوذ قابل توجهی در میان رسانه‌ها، موسسات پژوهشی و دانشگاهی‌ و نویسندگان و اندیشمندان در سطح جهان دارند.

جمهوری اسلامی تا زمانی که با آمریکا و اسرائیل، ولو در فقط در کلام دشمن است، به این شراکت با چپ جهانی وفادار است و از برکات این شراکت نامیمون متنعّم.

مشکل اصلی فرقه‌های چپ پساکمونیستی این است که بر خلاف اسلاف و پدران معنوی خود، به اصول پایبند نیستند، بلکه بر مصداق‌ها تمرکز دارند. عمدهٔ نئوچپگرایان نه با سرکوب مظلومان مشکلی دارند و نه اساساً خود را با سیستم سرمایه‌داری در تضاد می‌بینند. آنها فقط با آمریکا، اسرائیل و چند نماد سنتّیِ غرب‌گرایی دیگر دشمنی دارند، وگرنه هرجایی که شریکانشان اصول را نقض کنند با اغماض ایشان روبرو می‌شود و این نشان می‌دهد که این اصول واقعاً چقدر اصول هستند.

جمهوری اسلامی، زنده به تشریک مساعی با چپ جهانی است و امت اسلامی و ملل مسلمان و... تنها بهانه‌هایی برای شکل‌دهیِ امپریالیسم شیعی‌اند که هم‌ارز با اندیشه‌های هم‌کاسه‌گانِ چپ جمهوری اسلامی، بر پایه‌های بی‌وطنی و جهان‌وطنی بنا خواهد شد.


________
@ajibzad
باری نوشته بودم: «زنی که هوادار جمهوری اسلامی است به گوسفندی می‌ماند که با بوی کباب سرمست می‌شود.»

وقاحتی که امروز جمهوری اسلامی در مواجهه با زنان به کار گرفته است نتیجهٔ عملکرد همان زنانِ عبارت بالا است. یک زن به عنوان یک انسان صاحب حقوق انسانی است و اگر کسی، حکومتی، قانونی، مسلکی یا دینی آن حقوق را تضییع یا سلب کند، بایستهٔ مقاومت و برخورد است.

زن ایرانی یا مطالبه‌گر مطلق حقوق خود است یا به واسطهٔ محدودیت‌ها و باورهایش به مدارای با قانون و قانونگذار جفاکار تن می‌دهد. اینکه بعد از چهل سال، تازه حکومت به خود اجازه می‌دهد بحث چند همسری را مطرح کند یعنی این تفکر بنیادگرا بوده که توانسته اذهان عمومی را جوری «اصلاح» کند که ظرفیت پذیرش این صحبت در جامعه بدون مقاومت پدید بیاید، چیزی که شاید چهل سال پیش با مقاومت بیشتری روبرو می‌شد.

طُرفه اینکه «جنبش اصلاحات» با دعوت به مدارا با حکومت تمامیت‌خواه و حمله به کمپین‌های عمومیِ مقاومتی مانند آزادی‌های یواشکی و چهارشنبه‌های سفید، در واقع زمینه‌سازی ظهور این تفکرات سخیف را فراهم کرده است.

______
@ajibzad
Forwarded from عجیب زاده
‏روبروی درب مدرسه‌مان دالان کوچکی بود که به سه دهانه مغازه منتهی میشد. در گوشهٔ دالان، سکویی حدوداً یک متری قرار داشت که زیستگاه یک کارتن‌خواب بود به نام عوض.
عوض روزها را در کوچهٔ مدرسه پرسه می‌زد و اجازه نداشت در زمان باز بودن مغازه‌ها وارد دالان شود، حتی اگر باران می‌بارید! ‏ورود و خروج از مدرسه مجاز نبود اما بچه‌ها در زنگ‌های تفریح به بهانهٔ خرید از مغازهٔ انتهای دالان که یک همه‌چیزفروشی کهنه و تاریک بود، از قید و بند مدرسه خارج می‌شدند و نفسی را خارج از آن اردوگاه شستشوی مغزی نونهالان تازه می‌کردند. عوض هرگز از آزار ما نوباوگان در امان نبود؛ مردی لاغر اندام با موهای جو گندمی، شاید حدود پنجاه ساله که دائماً با خودش سخن می‌گفت و همین، فرصت طلایی آزردنش را به ما داده بود.
مخاطب حرف‌هایش یک پلنگ بود که می‌گفت شب‌ها روی سکو کنارش می‌خوابد. اکنون حدس می‌زنم که شیزوفرونی داشته، اما برای کسی مهم نبود. ‏عوض از دید همه مجنون بود و هر کس هم هر جا که می‌رسید لگدی حواله‌اش می‌کرد.مکالماتش با پلنگ خیالی‌اش، مینیمال‌هایی را می‌ساختند که قابلیت سکه خوردن به نام نیچه و شریعتی و کوروش کبیر برای جلب مخاطب را داشتند. از آن میان فقط این جمله را به خاطر دارم:«تو جوب نشاش راهش بند میاد!!!»
‏هنوز به خاطر دارم که عوض سراسر خیس از بارانِ تند، دست‌هایش را در بغلش گرفته و روی پا ایستاده بود و می‌لرزید، اما ما کودکان آموزش‌ندیده و نافهم، به جرم جنون حتی حاضر به دلسوزی برای این پیرمرد هم نبودیم. چه زجری دارد زندگی میان ناهم‌بافته‌ها!
‏سال‌ها بعد گذارم به کوچهٔ مدرسه افتاد. به انتهای دالان رفتم. آن همه‌چیز فروشی هنوز اجناس دورهٔ مایش را نفروخته بود. انگار در زمان جماد یافته باشد؛ با پسر جوانی که مغازه را می‌چرخاند هم‌کلام شدم. پدرش که فوت کرده بود دیگر مغازه‌دارها اجازه نداده بودند عوض شبها روی سکو بخوابد. ‏فهمیدم که عوض بی‌خانمان، بی‌خانمان‌تر شده است. حتی بی‌خانمان‌تر از پلنگ خیالی‌اش.
نمی‌دانم عوض در کدام زمستان سخت و زیر کدام پل جان داده، اما راستش به بی‌تعلقی‌اش حسادت می‌کنم، آزاد حتی بند از خویشتنش.

به قول سعدی:
آن را که جای نیست همه شهر جای اوست
درویش هر کجا که بخوابد سرای اوست

________
@ajibzad
آن روی سکهٔ چندهمسری یا به عبارتی همیشه شعبون یه بار هم رمضون!

___
@ajibzad
Forwarded from عجیب زاده
‏همهٔ دردهایی که از سیزده آبان می‌کشیم یک سو، داغ مرگ مظلومانهٔ ‎#ستار_بهشتی نیز یک سو.
ستار، کارگر زحمتکشی بود که خرج خانواده‌اش را می‌داد. مثل بسیاری از ما، در اینترنت می‌نوشت ولی مثل اندکی از ما، شجاعانه به ستمگران می‌تاخت. دستگیرش کردند و در بازداشتگاه آنقدر شکنجه‌اش کردند که در روز چهارم بازداشت جان سپرد. قاتلش به سه سال حبس محکوم شد ولی اندکی بعد آزاد گردید.
۱۳ آبان، سالمرگ ستار است.
___
@ajibzad
آقای خامنه‌ای معتقد است که هر تغییری در خاور میانه اتفاق می‌افتد توطئهٔ آمریکا است. با این فرمان که ایشان پیش می‌روند، چرا وجود و بقای جمهوری اسلامی کار آمریکا نباشد؟

_______
@ajibzad
جمهوری اسلامی که سفارت می‌گرفتی همه عمر،
دیدی که چگونه جوان عراقی سفارتت را بگرفت؟

امروز نخستین روز تسخیر کنسولگری جمهوری اسلامی در کربلا و چهلمین سالگرد تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام است. همان دانشجویانی که در چهل سالگی آن رویداد هم، از عمل خود پشیمان نیستند، اما فرزندانشان را به همان آمریکا، یعنی خانهٔ «دشمن» روانه کرده‌اند.

____
@ajibzad
Forwarded from عجیب زاده
در‌باب دشمن واقعی یا به عبارتی «دشمن ما همین‌جاست، دروغ میگن آمریکاست»:

روایت اول:
حمید هوشنگی، خبرنگار فقید ایرنا خاطره‌ای را تعریف می‌کرد از سفر محمد تقی مصباح یزدی به نیویورک در حدود سال‌های ابتدایی دهۀ هفتاد... به روایت هوشنگی، مصباح در این سفر نه به ضوابط شرعیه چندان مبالاتی داشته و نه به عرف دیپلماتیک چندان وقعی می‌نهاده است، اما موضوع بحث ما این موارد نیستند.

مصباح یزدی، به عنوان نمود و نمادی از روحانیت دست راستی در سیستم جمهوری اسلامی، از مبلغان پیشروی بنیادگرایی شیعی و پایبندی به آرمان‌های انقلابی روح‌الله خمینی است. آیت‌الله مصباح فقط یک مثال است. کسی که در عمدۀ آرا و سخنانش، بر دشمن بودن آمریکا تأکید داشته و دارد، در خانۀ دشمن بدون محافظ عبور و مرور می‌کرده و از تمام ظرفیت‌های لیبرالیسم متنعم بوده است. این در حالیست که در سرزمین تحت قیمومیت نایب خداوند بر روی زمین، گامی از گام بر نداشته و نمی‌دارد، مگر آنکه بر دو جانبش به سانِ ملائک حساب، دو محافظ قامت افراشته باشند. آدمی در خانۀ دشمن بشتر نیاز به محافظ دارد یا خانهٔ دوست؟

داستان مصباح را به همۀ سران مملکتی هم می‌توانید تعمیم دهید، تا بدانید که خانۀ دوست کجاست!


روایت دوم:
سعید یک آقازادهٔ ساکن آمریکاست. پدرش تلاش بسیاری کرده بود تا بتواند از اعزام سعید به سیستان و بلوچستان برای گذران خدمت سربازی جلوگیری کند. در نتیجه، سعید سربازی‌اش را در شهر خود و در رکاب پدرش به اتمام رسانده است. پدر سعید همانقدری که برای جلوگیری از اعزام او به سیستان و بلوچستان اهتمام ورزیده بود، کوشیده بود تا او را برای ادامهٔ تحصیل به آمریکا بفرستد. پدر سعید هر سال در برگزاری مراسم روز قدس در شهرشان نقشی محوری ایفا می‌کند.

آیا آدمی، به جهد و کوشش، جگرگوشهٔ خود را به چنگال دشمن می‌فرستد؟ خیر، همهٔ تلاشش را می‌کند که مبادا پایش به خاک دشمن باز شود.

به جای سعید و پدرش، ده‌ها آقازادهٔ ساکن آمریکا و انگلیس و دشمنان خوانده و ناخواندهٔ آرمان خمینیسم را جای‌گذاری کنید. اصل داستان ثابت است.

دوستی و دشمنی، در زمرهٔ احساسات دسته‌بندی می‌شوند. دشمن کسی است که آدمی نزد او احساس امنیت و طیب خاطر ندارد و دوست کسی است که آدمی در کنارش آرامش دارد و از دوری‌اش در اشتیاق وصال است.

داستان دشمنی با آمریکا، امپریالیسم، لیبرالیسم و کاپیتالیسم، یادگارهای دروغین عصر مارکسیسم هستند. همهٔ داعیه‌داران این دشمنی نهایتاً نشان داده‌اند که دوستی خاموشی با آمریکا دارند‌.

______
@ajibzad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صحبت‌های امروز علی مطهری، رئیس «دفتر حفظ و نشر آثار شهید مطهری» را خطاب به یک دانشجوی دختر که از تناقضات موجود در سخنان مطهری انتقاد کرده بود را ببینید. بر چشم‌های بینا وقتی که این وقاحت و سفاهتِ توأمان را می‌بینند واضح است که علی مطهری، خودش مهمترین اثر مرتضی مطهری است. از کوزۀ تربیت اسلامی و دینیِ پدر، همین کثافاتی تراویده که در او بوده است.

این اولین بار نیست که مطهری چنین اظهارات سخیفی می‌کند. نامۀ نژادپرستانه به فیفا، دفاع از کشتنِ اصغر نحوی‌پور به دلیل حمله به یک آخوند، درخواست از فرمانده نیروی انتظامی برای نصب دوربین برای شکار بدحجابان، طرح ممنوعیت ساپورت برای زنان در مجلس، خطاب قرار دادن جوان معترض گلپایگانی با الفاظی چون احمق و نادان، اعتراض به وزیر ورزش دولت احمدی‌نژاد برای موج مکزیکی در مسابقات والیبال، اعتراض به رئیس صدا و سیما برای پخش چند فریم (کمتر از یک ثانیه) از یک زن بی‌حجاب در جریان پخش زندۀ مسابقات ورزشی و.... در سابقۀ این منتخب مردم تهران می‌درخشند.
عمیقاً ممنونیم از مردم فهیم تهران!
__
@ajibzad
رأی اول تهران در آخرین انتخابات مجلس چه کسی بود؟ آورین، علی مطهری، آقازادهٔ حامی دو آتشهٔ حجاب اجباری و سرقفلی نظام؛
چطور رأی اول تهران شد؟
مخالفان حجاب اجباری و منتقدان به آقازادگی به او رأی دادند تا تو دهنی محکمی به نظام بزنند.
حالا او دارد توی دهن رأی‌دهندگانش می‌زند.

نمی‌شود که هم در انتخابات ۹۴ مجلس به علی مطهری و در انتخابات ۹۶ شورای شهر به محسن هاشمی رأی داده باشی و هم با رانتخواری و خویشاوندسالاری و آقازادگی و ژن خوب مخالفت کنی! می‌شود؟
_______
@ajibzad
بر خلاف خیال‌پردازی‌ها و پهلوان‌پنبه‌پروری‌های ایرج پسر محمود حسابی، هم‌عصر با دکتر حسابی، ایرانیانی بودند که واقعاً به موفقیت‌های بزرگ در علم رسیدند و چندان هم میان رسانه‌ها به شهرت نرسیدند.

۱۴ آبان سالروز وفات دکتر ابوالقاسم غفاری، نخستین دانشمند ایرانی ناسا و ریاضیدان مشهور است که در سال ۱۳۹۲ در سن ۱۰۶ سالگی در لس‌آنجلس درگذشت.

غفاری از دانشمندان ناسا در پروژهٔ فرود آپولو بر ماه در سال ۱۹۶۹ بود. او در سال ۱۹۳۶ از دانشگاه سوربن فرانسه دکترای ریاضیات (در مطالعات ریاضی روی حرکت براونی) دریافت کرد و در سال ۱۹۴۸ موفق به اخذ دومین دکترای خود از کینگز کالج لندن شد. در سال‌های بعد از جنگ جهانی دانشگاه‌های پرینستون و هاروارد محقق بوده و بعد از آن مدتی در ایران استاد ریاضیات دانشگاه تهران شد تا سال ۱۹۵۶ که تصمیم به اقامت دائمی در آمریکا گرفت.

_____
@ajibzad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این همآنجایی است که حافظ می‌گوید:

نوای چنگ بِدانسان زند صلای صبوح
که پیر صومعه راهِ درِ مغان گیرد

عجب نغمهٔ دل‌نوازیست
_________
@ajibzad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اوباش‌سالاری (Ochlocracy) صورتی از حکومت است که در آن، اوباش قدرت را به دست می‌گیرند و حکومت می‌کنند.

اوباش ممکن است بعد از چهل سال، دیگر بوی گند ندهند، حمام بروند و ادوکلن فرانسوی هم بزنند، اما لجنزاری که در سر دارند همواره گندیده باقی می‌ماند.

ملتی که لگام امور خود را به دست اوباش می‌سپرد، شایستهٔ تجربهٔ روزهای سخت نیست؟


پ.ن: عباس عبدی از عاملان اشغال سفارت آمریکا، به شهادت عباس امیرانتظام (رجوع کنید به کتاب آن سوی اتهام) در اوایل انقلاب بازجو و شکنجه‌گرِ وی بوده است. امیرانتظام اشاره می‌کند که عبدی در دوران بازجویی آن چنان بوی بدی می‌داد که مشخص بود هفته‌ها به حمام نرفته است. در سال ۸۸ همین عبدی به احمدی‌نژاد می‌گفت «یه هفته، دوهفته، محمود حموم نرفته»

_______
@ajibzad
دفاع تمام‌قد نویسندهٔ نیویورک‌تایمز و نشریات مختلف مین‌استریم از سرقت مسلحانه از بانک‌.

دقت کنید که وقتی جمهوری اسلامی می‌خواهد مطلب یا محتوایی را در سطح جهانی و از زبان جهان غرب منتشر کند، این عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی را با چند اسکناس اجیر می‌کند تا بیست و سی در مستندهای سخیفش بتواند بگوید: «...به اعتراف نیویورک تایمز و رسانه‌های غربی.....»

______
@ajibzad
چرا ورود پرچم یک کشور بیگانه به ورزشگاه بدون هماهنگی دستگاه‌های امنیتی جمهوری اسلامی ممکن نیست؟
پاسخ ساده است. شما اگر پرچم شیر و خورشید را با خود به هر یک از ورزشگاه‌های ایران ببرید، در طرفة‌العینی بازداشت می‌شوید و حتی ممکن است اصلاً نتوانید وارد ورزشگاه شوید. بدون هیچ تردیدی، ناسیونالیسم محلی، یک عامل گسست ملی است که می‌تواند حکومت جمهوری اسلامی را در برابر همبستگی عمومی برای براندازی، ایمن کند. دامن زدن به اختلافات فرقه‌ای و قومی، پیش از هر چیز به سود مجموعه‌ای است که از یگانگی اجتماع در برابر خود هراس دارد.

جریان تقویت‌کنندۀ ناسیونالیسم محلی یک جریان کاملاً هدایت‌شدۀ دولتی بود که نخست با محوریت فوتبال شکل گرفت. در این ماجرا هم به بهانۀ حرفه‌ای کردن لیگ فوتبال و هم پولشویی، باشگاه‌های بسیاری به شهرهای مختلف اختصاص یافتند و پول کلانی به برخی باشگاه‌های موجود روانه شد. از همان دوران بر این باور بودم که عادل فردوسی‌پور و برنامۀ نود (آگاهانه یا ناآگاهانه) به عنوان بازوی رسانه‌ای چنین جریانی در حال افروختن آتشی هستند که کشوری را در بر خواهد گرفت. جریان پان‌ترکیستیِ «تراکتور» یک حرکت هدایت‌شدۀ حکومتی است که برای جمهوری اسلامی برکات فراوان دارد. اگر چنین نبود، این باشگاه تحت مدیریت سپاه عاشورا قرار نمی‌داشت و نمب‌توانست بازیکنان سرباز بگیرد. نام باشگاه از تراکتورسازی به تراکتور تغییر نمی‌کرد و البته بودجه‌های کلان هم در اختیار باشگاه قرار نمی‌گرفت. معمولاً هر پدیده‌ای که خوشایند نظام جمهوری اسلامی نباشد با هزار بهانه سرکوب یا سربه‌نیست می‌شود.

اینکه اقلیت‌ها از هر نوعی، در جمهوری اسلامی مورد ستم هستند یک واقعیت است، و البته به این معنا نیست که اکثریت مورد ستم نیستند. جمهوری اسلامی، خود، حکومت اقلیتی کوچک بر جامعۀ ایران است و حقوق همگان، خارج از آن اقلیت همواره مورد تضییع بوده است. در هیچ نظام متمدنی، اقلیت‌ها حقوق ندارند، بلکه قانون جوری تعریف شده است که به واسطۀ وابستگی به یک اقلیت، حقی از کسی ضایع نشود.

___
@ajibzad
در اسامی امضاکنندگان، کسانی‌اند که از اولین بلاگرهای وب فارسی بودن، فیلمباز، خوره کتاب، موسیقی، انگلیسی بلد، یک زندگی متوسط رو به بالا معاشرت‌های رشک برانگیز، بدون موضع سیاسی شاذ و مسلط به نیم‌فاصله. تاقبل از دی۹۶ بسختی میشد در سلامت اجتماعی این افراد خدشه پیدا کرد⁦.
نبض فعالیتهای هنری و ادبی و فرهنگی پایتخت دستشون بود، کانکشنهای برش‌دار و البته دوم خردادی. طرفدار حقوق مهاجران افغان، کودکان کار، و ضد «رژیم منحوس شاه»، انقلابی ولی نه اصولگرا بلکه اهل روزنامه جامعه و طوس و سلام و...، «مستقل» و دنیادیده، مهربان با طبیعت نه به پلاستیک، میرحسینی، «به عقب برنمیگشتند»، «استفراغ خودشون رو نمیخوردند» برای عامه تحصیلکرده گروه مرجع بودن در تصمیم‌گیری‌های اجتماعی فرهنگی و خودشون هم به این امر واقف بودند ولی ناگهان از دی۹۶ پرده‌ها ورافتاد.
از اون تاریخ به بعد در سکوتی طولانی فرو رفتند تا آبها از آسیاب بیوفته و دوباره مثل سابق بشن گروه مرجع، تعدادیشون کمافی‌سابق از روحانی یا خاتمی حمایت می‌کردند ولی هیچکس فکرش رو نمیکرد این گروه که برای تقبیح جنایات این چندسال صداش درنیومد، بخاطر حدادعادل سکوتشو بشکنه.
Mehdi MMJ
_
@ajibzad