عجیب زاده
1.45K subscribers
867 photos
261 videos
1 file
1.31K links
مایهٔ افتخار خواهد بود که نظراتتان را از لینک زیر به صورت بی‌نام و از طریق پیام عمومی یا خصوصی، با من در میان بگذارید:

در توییتر:

http://www.twitter.com/ajibzade
Download Telegram
شفاف‌سازی و بازگویی یک روایت! قضاوت با شما؛

‏آقای باقی رو به واسطه‌ی دوستانی از دور می‌شناختم. یک جلسه به‌ دلیل برنامه‌ای که محمد و دوستانش برای دانشگاه شریف می‌خواستن برگزار کنن، با آقای باقی برگزار کردند. یک سال و نیم از قضیه‌ی گلستان هفتم گذشته بود که پرونده‌ی دی ماه ۹۶ بنده دوباره به جریان افتاد و ابلاغیه صادر شد که من میخواستم وکیل بگیرم، پیدا نشد و دوستان به آقای باقی گفتند. و وکیلی رو به بنده معرفی کردند. اینهارو گفتم که الان نیان بگن ما که کمک کرده بودیم و ...
بعد از آن و با شنیدن قبول پرونده‌های مختلف یا دعوت به سکوت ایشون تعجب می‌کردم. تا سر پرونده‌ی نوید افکاری؛
‏آقایان باقی، محمودیان، یونسی و نیلی به واسطه‌ای با خانواده‌ی افکاری که سابقه‌ی فعالیت سیاسی و آشنایی با فعالین را نداشتند لینک شدند. آن هم در شرایطی که پرونده قطعی شده بود، هر لحظه امکان اجرای حکم اعدام می‌دادند. و به سراغ دیگر وکلایی که امکان قبول پرونده رو میدادن رفته بودند. مثلا آقای رییسیان فرموده بودند از نظر بنده پرونده سیاسی و امنیتی نیست و ابتدا مبلغی رو خواستند، اما بعد با وجود موافقت خانواده برای پرداخت گفتند که کلا پرونده را قبول نمی‌کنند. نهایتا پرونده رو آقای باقی و... قبول کردند و به جز آقای یونسی که گفتن تخصصی ندارم، ۳ نفر دیگه تاکید موکد بر سکوت خبری تا بعد از اعلام نتیجه‌ی اعاده دادرسی داشتند. که بعد از اعلام اعاده دادرسی باز تاکید بر سکوت داشتند. و زمانی که بدون هماهنگی با آقایون اطلاع رسانی صورت گرفت بسیار عصبانی و شاکی شده بودند.آقای باقی با ادبیات تند گفت که "گند زدین به همه چیز و همه چیز رو خراب کردین" و محمودیان گفت؛ حالا که شده ببینیم چیکارش می‌تونیم بکنیم در حالی که تا هفته‌ی قبل از اجرای حکم حتی اسم و آدرس خانواده‌ی ترکمان رو نداشتند.
‏و آقایان وکلا از زمانی که پرونده در دست آنها بود حتی به لحاظ حقوقی مطالعه‌ای بر پرونده نداشته و مسئولیت نپذیرفتن که نهایتا خود نوید و وحید مجبور شدن لایحه‌شان را نوشتند. بعد از اعاده دادرسی اول خانواده با نگرانی اصرار داشتن که اعاده‌ی دادرسی دوم که باز هم متن رو خودشون آماده کرده بودن ثبت بشه تا اجرای حکم هم عقب انداخته بشه، اما آقایان با این دلیل "که الان حکومت خشمگینه" گفتند فضای مجازی باید آروم بشه تا بتوانیم اعاده‌ی دادرسی دوم را ثبت کنیم. و نوید چند روز بعد و در حالی که خانواده را بر خلاف خواسته‌ی نوید امیدوار به رضایت گرفتن از جانب خودشان کرده بودند، اعدام شد. ‏ تا چند روز خبری از هیچ کدام نبود، یکباره آقای محمودیان ابتدا فایل ویس شب آخر نوید رو بدون اجازه پخش کرد و بعد پاک کرد و در خصوصی گفت که "عامدانه بود خواستم تا حدی بمونه که دیده بشه بعد پاک کنم". و بعد برای برگزاری مراسم آنلاین به جای مراسم حضوری در چهلم پیشنهاد دادن!
‏آقای محمودیان بعد از مدتی هم خواسته بودند تا حرفی از جانب خانواده زده بشه که ایشون تطهیر بشن و ازشون تقدیر بشه.

Faeze Abdipour
اگر قصد همبستگی داشتید دیگه فقط خوزستان نیست، لرستان رو هم به لیستتون اضافه کنید و البته اصفهان و بوشهر و کردستان.
‏هیولای ولی فقیه داره فاجعه آبان دیگری رو از دل تیر و مرداد بیرون میکشه.

جواد ماله
یکی از مزایای پایان اصلاحات همین است که این دوگانه‌سازی مجعول دیگر اثر ندارد.
‏مردم شعار یار دبستانی را زمزمه نمی‌کنند، صراحتاً فریاد می‌زنند: «مرگ بر جمهوری اسلامی» و «الشعب یرید اسقاط النظام»

عجیب زاده
بابا طرف ۲۰۰ کیلو فالوئر داره، لام تا کام از خوزستان نمیگه. حالا اومده بدو بدو استوری گذاشته که ای وای خبر بد نت داره داخلی میشه.
‏نمیگم قضیه اینترنت گفتن نداره‌ها، ولی دیگه یه بلاگر چیکار کنه که بفهمید فقط برای منافع خودش حرف میزنه. چرا این شارلاتان‌ها رو گنده می‌کنید.

الن خیالباف
گفتن و نوشتن را هم به خدمت سرکوب درآورده‌اند و گفتن‌ها و نوشتن‌های دیگر را سرکوب کرده‌اند. دیگر به‌سختی می‌توان جلوی گلوله و سرکوب را با گفتن و نوشتن گرفت. ستایشگرانِ نادرستی نمی‌گذارند که خشونت رسوا شود و سرکوب‌کننده‌ها از ترسِ طرد و پیگرد به‌خودشان اجازه کشتار و سرکوب ندهند. آن ‌ها به اسم حقوق‌بشر و مدعیِ اصلاح و بازبانی موجه و لحنی آرام به سرکوب‌کننده‌ها خدمت می‌کنند. پروپاگاندای ظریفی است. از توجیه‌هایی استفاده می‌کنند که برای مخاطبِ ناآگاهشان توجیه‌پذیر است. چنان همه‌ی نادرستی‌ها را عادی‌سازی می‌کنند که برای مخاطبِ بی‌خبرشان عادی می‌نماید. آن‌ها از شر دفاع می‌کنند و بقای آن را تضمین می‌کنند. بدون آن‌ها این همه نادرستی و ناراستی، ممکن نمی‌شد. مهم نیست که از چه واژه‌ای استفاده کنیم؛ عادی‌سازی، تحمل‌پذیری، مداراپذیری، توجیه‌گری، عمومی‌سازی، زیباسازی، ماله‌کشی، حساسیت‌زدایی، علاج، بدآگاهی، پروپاگاندا یا ابتذال. آن‌ها دشمن حقیقت و آزادی‌اند. آن‌ها نمی‌گذارند که مردم به شادی و رفاه برسند. آن‌ها گاهی از نکشتن و سرکوب‌نکردن هم می‌نویسند؛ اما مسئله‌شان هدفمندکردنِ سرکوب و کشتار است. آن‌ها فقط می‌گویند که چه کسانی را بازداشت و سرکوب نکنید. آن‌ها از سرکوبِ مردم عادی و غیرخودی خوشحال می‌شوند.

Majid Tavakoli
وقتی کسی از خشونت‌پرهیزی سخن به میان می‌آورد، نخستین پرسش باید این باشد: در قبال چه کسی؟

عجیب زاده
‏اینها شیطنت‌های اتفاقی یک مجری بی‌ارز و ارج ایران‌اینترنشنال نیست.
‏پشت اینها کار تیمی و تعمدی موذیانه نهان است.

‏فقط فکر کنید که آدم‌های همان شهرها دارند کشته می‌شوند و این فمینیست‌های جهان‌وطن از کاموری تا آسیه امینی روی خون آن مردم ماله می‌کشند، اما نگران نگاه مرکزنشینانه‌اند؟

عجیب زاده
مردم خسته‌اند. این جوانها آینده می‌خواهند. این مردم زندگی ندارند. زندگی و آینده مردم را دزدیده‌اند. مردم ماهشهر را ببینید دوباره در خیابانند. وحشتی که در آبان۹۸ ساختند ۲سال هم دوام نیاورد. دور از ذهن هم نبود، مردمی که زندگی ندارند برای بقا می‌جنگند، چنین مردمی را نمی‌شود خفه کرد.

بامداد اعتماد
‏و اما آن روزی که بروند ما نمی‌توانیم سفیران خوبی برای رنج و درد و دلهره و عذابی باشیم که در همهٔ این سال‌ها کشیده‌ایم.
‏آیندگان باور نمی‌کنند که بر این مردم و سرزمین چه گذشته است.
‏واقعیت را چه جور بنویسیم که آیندگان آن را بزرگنمایی نپندارند و تجربه‌کنندگان آن را فروکاستن واقعیت؟

عجیب زاده
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صدای حامد اسماعیلیون پر صلابت است، پر از خشم، استوار و مصمم، برآغالیده و شورمند.
‏در صدای او همهٔ چیزهایی که برای یک تغییر بزرگ لازم باشد، نهفته است. چشمتان و گوشتان به همین نفرت و خشم
مقدس باشد.
عجیب زاده
حامد اسماعیلیون تاثیرگذاره الهامبخشه کاریزماتیکه تمام ویژگیهای یک رهبر رو داره ولی تا دو سال پیش یه شهروند گمنام بود جنبش‌ها هستند که رهبر ایجاد میکنن نه برعکس ما باید حرکت کنیم رهبرها به موقعش ایجاد میشن.

Voyager
مجبوریم چنین باشیم.
‏مجبوریم که غربال کنیم تا بدخواهان، آتش نشسته زیر خاکسترِ سینه‌ها و خشم برآمده از سال‌ها تحقیر و محنت را ندزدند. که هر کس که مثل ما خشمگین نیست، از ما نیست. که هر کس ما را به ملایمت می‌خواند درکی از این رنج همگانی ندارد.
‏ما پرخاشگر نیستیم؛ مجبوریم چنین باشیم.

عجیب زاده
شاید در لحظهٔ نظاره به سیبل در گوشش همان زمزمه‌ای شنوده می‌شد که می‌گفت: «اون لباس نارنجی رو بزن»

عجیب زاده
نسبت دادن اعتراضات تبریز به تجزیه‌طلبان صورتی هوشمندانه‌تر از همان نوعِ پرونده‌سازی الهه هیکس برای معترضان خوزستان است.
‏اینها اتفاقاتی سهوی نیستند. تردید نکنید که حلقه‌حلقهٔ این زنجیرهٔ پروپاگاندا در اتاق‌های فکر دستگاه‌های امنیتی در تهران پیوند خورده‌اند. این جماعت فقط مجری‌اند.

عجیب زاده
یکی از تکنیک‌های پروپاگاندا، توسل به مرجعیت است و برای استفاده از آن نیاز به مرجع معتبر است.
‏نقش بی‌بی‌سی فارسی برای تولید پروپاگاندا، همان مرجع معتبر است. دستگاه امنیتی، موجودیتی تبلیغاتی را در بی‌بی‌سی ایجاد می‌کند و بعد از طریق ارجاع به آن حلقه‌های بعدی پروپاگاندا را می‌چیند.

عجیب زاده
‏«در پاسخ به کسانی که فکر می‌کنند» خبرنگار باید در خبر و گزارش‌ مستقل و ناجانبدار بوده و خود نیز از حکومت‌های مستبد حمایت نکنند:
‏«فهرستِ طولانی» از خبرنگارانی وجود داشته و دارد که مستقیم و غیرمستقیم، از حکومت‌های استبدادی حمایت و جنایت‌های آنان را توجیه کرده و می‌کنند.

Faraj Sarkohi
صدای اعتراض که از خوزستان برخاست، لر و فارس و عرب این استان به میدان آمدند، پژواک این اعتراض از متروی تهران تا جونقان و یزدانشهر و الیگودرز و آذربایجان و بسیاری شهرهای ایران، شنیده شد.
‏آنها که چشم دیدن این همدلی را ندارند و برای خوشایند کارفرما یا برای متفاوت به نظر رسیدن، با قومگرایی و تفرقه افکنی، اعتراضات مردم ایران را وصف میکنند، علیه ملتی که درد مشترک دارند، شمشیر کشیده‌اند تا آنها را تکه‌تکه کنند.
‏زیست مشترکی به درازای تاریخ و درد مشترکی بطول چهار دهه، ما را به هم پیوند داده و با شمشیر شما، از هم جدا نمیشویم.
‏اما این روسیاهی بر شما خواهدماند.

Mehdi Ghadimi
‏از سینه‌ها رسیده به لب‌ها سرود خشم
‏افکنده در حریم دل‌آسودگان هراس

عجیب زاده
‏خانواده ⁧ #فرزاد_فريسات⁩ حاضر شدن فرزندشون رو برای آخرین بار نبینن، اما اطلاعاتی از هیچ معترضی به دست امنیتیا نرسه، همه‌اش با خودم میگم اینا دیگه چه دلی داشتن، چقدر باشرف بودن، صد حیف که همچین انسان‌هایی باید به عزای فرزند جوون‌شون بشینن و یه عده کفتار راحت زندگی‌شونو بکنن.

Kija
جمهوری اسلامی برای بقای خود همواره ایرانی را روبروی ایرانی قرار داده است. از اعدام وطن‌پرست‌ترین ارتشیان توسط انقلابیون گرفته تا کشاندن مجاهدین به جنگ نظامی و دامن زدن به اختلافات قومیتی و همین امروز مواجههٔ کیمیا علیزاده با ناهید کیانی.

‏ریشهٔ فتنه را بخشکانیم تا با هم نجنگیم.

عجیب زاده