یک درخت با ضربههای مکرر تبر خواهد افتاد، حتی اگر تا لحظهای قبل از آخرین ضربه، هنوز استوار باشد.
این درخت خواهد افتاد.
عجیب زاده
این درخت خواهد افتاد.
عجیب زاده
آنچه از دیماه ۹۶ به وجود آمد ایمان به پایان فصل شکستناپذیری جمهوری اسلامی بود. از دی ۹۶ بود که مردم کمکم این باورِ تلقینشده که جمهوری اسلامی رفتنی نیست را به فراموشی سپردند و حالا دیگر این معادله فقط متغیرهای سیاسی ندارد.
انقلاب اصلی در ذهنهای مردم رخ داده و فصل میوه نزدیکست.
عجیب زاده
انقلاب اصلی در ذهنهای مردم رخ داده و فصل میوه نزدیکست.
عجیب زاده
فریاد «الشعبيريد إسقاط النظام»
به پایتخت و مردم فریاد میزنند «خامنهای حیا کن، مملکت را رها کن».
اعتراضات چند سال اخیر موسوی و خاتمی و کروبی و کدیور و مهاجرانی و تاجزاده ندارد که برای مردم شعار تعیین کنند. مردمِ خسته و خشمگین از دلشان فریاد میزنند که کل این حکومت باید برود.
Masih Alinejad
به پایتخت و مردم فریاد میزنند «خامنهای حیا کن، مملکت را رها کن».
اعتراضات چند سال اخیر موسوی و خاتمی و کروبی و کدیور و مهاجرانی و تاجزاده ندارد که برای مردم شعار تعیین کنند. مردمِ خسته و خشمگین از دلشان فریاد میزنند که کل این حکومت باید برود.
Masih Alinejad
در مدت اخیری که در توییتر حضور دارم هیچ اینترکشنی با اکانتهای ارزشی نداشتهام. بیدلیل نیست.
ارزشیها در روزهایی که ما در برابر بوقهای بلند اصلاحطلبان کمتوان بودیم به ما کمک کردند تا فضای دوقطبی امروزی به وجود بیاید. نقششان تمام شده است. آدامس را بعد از جویدن، تف کنید. جامعهٔ امروز ایران نه به عقب گام خواهد برداشت و نه تأثیری از پروپاگاندای بیاثر این جماعت ارزشی خواهد گرفت. آنها اگرچه ادای کیسینجر در میآورند، ولی خودشان هم نمیدانند چرا اینجا هستند؛ شاید چون پول میگیرند که باشند. عاقلان دانند که خرج کردن برای آنها چون آب ریختن در کویر است. مدیران امنیتی یا باصطلاح خودشان فرهنگیِ آنها، بر این باور بودند که تغییر سوگیری سیستماتیک توییتر با گسیل داشتن لشگری از نیروهای مثلا انقلابی اتفاق خواهد افتاد. صدها استراتژی احمقانه را به کار گرفتند که در این مقال نمیگنجند، اما خروجی آن همه هزینه برایشان در بهترین حالت هیچ بود. این مدیران میپنداشتند که با ایمپرشن بالای توییتها میتوانند این فضا را جهت بدهند. بنابراین در دامی افتادند که نتوانستند از آن خارج بشوند و آن سودای لایک بود. همان اشتباهی که همقطاران ایشان دربارهٔ تعداد زیاد مقالات دانشگاهی داشته و دارند. درگیری بر سر بودجه هم طمعکارشان کرد. آمده بودند بر توییتر اثر بگذارند، اما به قول فوکویاما زیر چرخهای لیبرالیسم له شدند. فضای توییتر هرروز رادیکالتر از قبل شده و همین باعث شده است اجرای طرح اینترنت ملی تسریع بشود. آنها البته هنوز بودجه میگیرند ولی بازدهی در راستای هدفشان ندارند. مدیون ایشانیم که با پروموت کردن بلاهتهای مکتبیشان زمینهساز افتراق عمومی شدند تا مرزی برای وسطبازی باقی نماند. به لودگیهای امروزشان بیتفاوت باشید. آنها فقط در حباب خودشان میپلکند. تأثیری حتی سطحی بر جامعه ندارند و کسی جز خودشان ایشان را باور نمیکند. آنها توییتر را باختند.
عجیب زاده
ارزشیها در روزهایی که ما در برابر بوقهای بلند اصلاحطلبان کمتوان بودیم به ما کمک کردند تا فضای دوقطبی امروزی به وجود بیاید. نقششان تمام شده است. آدامس را بعد از جویدن، تف کنید. جامعهٔ امروز ایران نه به عقب گام خواهد برداشت و نه تأثیری از پروپاگاندای بیاثر این جماعت ارزشی خواهد گرفت. آنها اگرچه ادای کیسینجر در میآورند، ولی خودشان هم نمیدانند چرا اینجا هستند؛ شاید چون پول میگیرند که باشند. عاقلان دانند که خرج کردن برای آنها چون آب ریختن در کویر است. مدیران امنیتی یا باصطلاح خودشان فرهنگیِ آنها، بر این باور بودند که تغییر سوگیری سیستماتیک توییتر با گسیل داشتن لشگری از نیروهای مثلا انقلابی اتفاق خواهد افتاد. صدها استراتژی احمقانه را به کار گرفتند که در این مقال نمیگنجند، اما خروجی آن همه هزینه برایشان در بهترین حالت هیچ بود. این مدیران میپنداشتند که با ایمپرشن بالای توییتها میتوانند این فضا را جهت بدهند. بنابراین در دامی افتادند که نتوانستند از آن خارج بشوند و آن سودای لایک بود. همان اشتباهی که همقطاران ایشان دربارهٔ تعداد زیاد مقالات دانشگاهی داشته و دارند. درگیری بر سر بودجه هم طمعکارشان کرد. آمده بودند بر توییتر اثر بگذارند، اما به قول فوکویاما زیر چرخهای لیبرالیسم له شدند. فضای توییتر هرروز رادیکالتر از قبل شده و همین باعث شده است اجرای طرح اینترنت ملی تسریع بشود. آنها البته هنوز بودجه میگیرند ولی بازدهی در راستای هدفشان ندارند. مدیون ایشانیم که با پروموت کردن بلاهتهای مکتبیشان زمینهساز افتراق عمومی شدند تا مرزی برای وسطبازی باقی نماند. به لودگیهای امروزشان بیتفاوت باشید. آنها فقط در حباب خودشان میپلکند. تأثیری حتی سطحی بر جامعه ندارند و کسی جز خودشان ایشان را باور نمیکند. آنها توییتر را باختند.
عجیب زاده
تارا سپهریفر را میتوان همکار و نمونه دیگر الهه هیکس، در دیدهبان حقوق بشر دانست، براساس گزارشها و مستندات موجود به جرات میتوان گفت تارا سپهریفر، عادیساز و کتمانکننده نقض حقوق بشر در ایران در سازمانهای بینالمللی حقوق بشری و حتی در میان دولتهای غربی است. کافیست گزارش دیدهبان حقوق بشر در اعتراضات اخیر و آبان ۹۸ را بخوانید تا بدانید با چه طرف هستیم. سالهاست حکومت در نهادهای حقوق بشری و رسانههای بینالمللی نفوذ کردهاست. امروز اعتراض نکنیم، چند روز دیگر به ما میگویند «حیوان» وبرای عادیسازی نقض حقوق بشر و ستم منت سرمان میگذارند. سپهریفر همچون الهه هیکس و اصلاحطلبان معتقد است حقوق بشر را نباید سیاسی کرد، او شخصی است که خانوادههای قربانیان نقض حقوق بشر را وادار به سکوت کرده و همراه با جواد ظریف و لابیهای حکومتی (نایاک و اندیشکده کویینسی) گزارشهای حقوق بشری را عادیسازی و حکومتیسازی میکند. با نگاهی به اعضا (هیکس و سپهریفر) و گزارشهای دیدهبان حقوق بشر، میتوان گفت این نهاد، با ظاهری حقوق بشری در خدمت سیاستهای حکومتهای تمامیتخواه قرار گرفته تا جنایتها و نقض حقوق بشر را عادی نشان داده یا کتمان کند.در واقع دیدهبان حقوق بشر یک نهاد سیاسی در حوزه حقوق بشر شدهاست.
Hossein Ronaghi
(در مورد گزارش دیدهبان حقوق بشر درباره اعتراضات اخیر خوزستان و بحرانهای پیشین، در قسمت کامنتهای توییت اصلی، بیشتر بخوانید).
Hossein Ronaghi
(در مورد گزارش دیدهبان حقوق بشر درباره اعتراضات اخیر خوزستان و بحرانهای پیشین، در قسمت کامنتهای توییت اصلی، بیشتر بخوانید).
سال ۸۱ یورگن هابرماس در یک سخنرانی در دانشگاه تهران گفت: «نسل ما خودش را از چنگ نازیها و فاشیستها رهانید؛ نوبت شما هم میرسد.»
مراد فرهادپور این حرف را خطاب به رفسنجانی تعبیر کرد.
سال ۸۴ که فرهادپور تبلیغ رفسنجانی را میکرد، گفتم استاد جای شما اینجا نیست.
گفت: سیاست یعنی همین. برای آنها که نمیدانند، هابرماس از فلاسفهٔ مکتب فرانکفورت است و مراد فرهادپور به نقلی پدر معنوی فرانکفورتیهای ایران.
مقصودم اینست که دلالتِ فرانکفورتیِ روشنفکرِ دوران ما چنان دورافتاده از واقعیت است که به انتخاب رفسنجانی ختم شده.
روشنفکری ایرانی بیشک بسیار عقبتر از توده است.
عجیب زاده
مراد فرهادپور این حرف را خطاب به رفسنجانی تعبیر کرد.
سال ۸۴ که فرهادپور تبلیغ رفسنجانی را میکرد، گفتم استاد جای شما اینجا نیست.
گفت: سیاست یعنی همین. برای آنها که نمیدانند، هابرماس از فلاسفهٔ مکتب فرانکفورت است و مراد فرهادپور به نقلی پدر معنوی فرانکفورتیهای ایران.
مقصودم اینست که دلالتِ فرانکفورتیِ روشنفکرِ دوران ما چنان دورافتاده از واقعیت است که به انتخاب رفسنجانی ختم شده.
روشنفکری ایرانی بیشک بسیار عقبتر از توده است.
عجیب زاده
برام جالبه که الهه هیکس رو حالا که کاربران فضای مجازی رسوا کردن، یکهو کارشناسان همیشگی تلویزیونها هم یادشون افتاده که این آدم همیشه مواضعش به مواضع رژیم نزدیک بوده.
خب عزیزم، پس تا الان چرا نمیگفتی؟ حتما باید مردم یکنفر رو رسوا کنند تا شما قهرمانوار بپری وسط و بهش انتقاد کنی؟!
موضوع اینه که دهها نفر دیگه مثل الهه هیکس در خارج از کشور هستند که با ژستهای شبهاپوزسیونی مشغول ترویج پروپاگاندای رژیم سرکوبگر هستند. از حسین درخشان گرفته تا امیر رشیدی و نگار مرتضوی و...؛
اینهمه کارشناسهای دائمی رسانهها چرا اینها رو رسوا نمیکنند؟!
Sheldon
خب عزیزم، پس تا الان چرا نمیگفتی؟ حتما باید مردم یکنفر رو رسوا کنند تا شما قهرمانوار بپری وسط و بهش انتقاد کنی؟!
موضوع اینه که دهها نفر دیگه مثل الهه هیکس در خارج از کشور هستند که با ژستهای شبهاپوزسیونی مشغول ترویج پروپاگاندای رژیم سرکوبگر هستند. از حسین درخشان گرفته تا امیر رشیدی و نگار مرتضوی و...؛
اینهمه کارشناسهای دائمی رسانهها چرا اینها رو رسوا نمیکنند؟!
Sheldon
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فکر کن معمای شاه را ساختند؛ چهل و چند سال از هر بلندگویی که دستشان رسید دستاوردهایت را کوبیدند و ناچیز خواندند؛ هر قلمی که به دستشان رسید از یقه آخوندی تا کراواتی و سیبیل چخماقی به تو تاختند؛ اما مردمت، در هفتادوهشتمین سالمرگت در خیابان به نیکی یادت کردند.
عجیب زاده
عجیب زاده
ما نمیتوانیم بیبیسی فارسی را بایکوت کنیم، اما طبق رویهٔ موفق گذشته باید در سلب اعتبار از آن و نشان دادن وابستگیهایش به ج.ا مداومت داشته باشیم.
تنها با تکرار میتوان جلوی فراموشی را گرفت.
باید چنان کنیم که نفرت از بیبیسی، موج بزند. این نفرت دامن مزدبگیرانش را رها نخواهد کرد.
عجیب زاده
تنها با تکرار میتوان جلوی فراموشی را گرفت.
باید چنان کنیم که نفرت از بیبیسی، موج بزند. این نفرت دامن مزدبگیرانش را رها نخواهد کرد.
عجیب زاده
چند سال پیش بسیاری از اصلاحطلبها تحلیل میکردند که توییتر نمودی از جامعهٔ ایران نیست. آن زمان، پر بیراه هم نمیگفتند. این تحلیل اما در ذهنشان رسوب کرد و تبدیل به پیشفرضی همیشگی شد. آنها متوجه تغییرات نشدند.
فضای توییتر اما ذرهذره به جامعهٔ ایران، ترجمه شد و بدان راه یافت.
عجیب زاده
فضای توییتر اما ذرهذره به جامعهٔ ایران، ترجمه شد و بدان راه یافت.
عجیب زاده
برای روحالله زم گریستم. هنوز هم وقتی به خاطرش میآورم از عمق جان میسوزم. بیشرافتانِ جائرِ روزگار او را بیگناه کشتند و کاسهلیسانشان سبعانه بر جنازهاش هلهله کردند.
امروز اولین سالروز تولد اوست که فرزندش بدون پدر آن را جشن میگیرد.
تولدش مبارک نیاز جان!
عجیب زاده
امروز اولین سالروز تولد اوست که فرزندش بدون پدر آن را جشن میگیرد.
تولدش مبارک نیاز جان!
عجیب زاده
مدال سعید ملایی مال ما بیوطنهاست، مال ما در وطنِ خویش غریبان، مال همهٔ آنها که پرچم کریه جمهوری اسلامی هیچ فخری برایشان ندارد. این مدال ماست، بقیهشان پیشکش خودتان!
عجیب زاده
عجیب زاده
کسانی که «سرنگونی هواپیمایی اوکراین» را منکر میشدند، به معترضان آبان «تروریست» و «ویرانیطلب» میگفتند و معترضان کنونی را وابسته به «مجاهدین» و «مسلح» معرفی میکردند! و در هر دروغ و فریبی همراه بودهاند.
امورز نگران تخریب و اعتبار «دیدهبان حقوق بشر» و پژوهشگر آن شدهاند! :)
Hossein Ronaghi
امورز نگران تخریب و اعتبار «دیدهبان حقوق بشر» و پژوهشگر آن شدهاند! :)
Hossein Ronaghi
عجول نباشید. در همهٔ سالهای اخیر، حرکت به سمت تغییر بنیادین در نظام سیاسی ایران رو به جلو بوده است و لحظهای به عقب برنگشته است.
آنها زور دارند اما نمیتوانند همه چیز را مهار کنند. این بهمن بر سرشان آوار خواهد شد. ذرهذره به سمت هدف همگانیمان پیش میرویم و در این راه صبوریم.
عجیب زاده
آنها زور دارند اما نمیتوانند همه چیز را مهار کنند. این بهمن بر سرشان آوار خواهد شد. ذرهذره به سمت هدف همگانیمان پیش میرویم و در این راه صبوریم.
عجیب زاده
خمرهای سرخ کامبوج فقط چهار سال در قدرت بودند و در این مدت کوتاه یک چهارم جمعیت کامبوج را قتل عام کردند. همهٔ رهبران خمرهای سرخ تحصیلکرده و عمدتاً درسخواندهٔ فرانسه بودند.
هیولاهای تحصیلکرده از هیولاهای بیسواد بیرحمتر، هراسانگیزتر و خطرناکترند، مثل بسیاری از هواداران ج.ا.
عجیب زاده
هیولاهای تحصیلکرده از هیولاهای بیسواد بیرحمتر، هراسانگیزتر و خطرناکترند، مثل بسیاری از هواداران ج.ا.
عجیب زاده
ورق برگشته است. همانها که در این سالها شما را انکار میکردند، فیک و بات میخواندند و فحاش لقب میدادند، دریافتهاند که دورشان تمام شده است.
از از دست دادن پایگاه اجتماعیشان عصبی و ناراحتند و واکنشهای تند نشان میدهند. حالا همان نگونبختهایند که مثل نقل و نبات فحاشی میکنند.
عجیب زاده
از از دست دادن پایگاه اجتماعیشان عصبی و ناراحتند و واکنشهای تند نشان میدهند. حالا همان نگونبختهایند که مثل نقل و نبات فحاشی میکنند.
عجیب زاده
چرا تأکید دارم که باید صبور باشیم؟
روبروی شما یک سیستم منسجم است و شما در روبروی آن در جبههٔ فاقد انسجام و سازماندهی هستید.
سیستم غیر منسجم نمیتواند در رویارویی پایاپای سیستم منسجم را از پای در بیاورد. هر حرکت عجولانهای به کاهش توان شما منجر میشود.
اما این همهٔ ماجرا نیست. سیستم غیر منسجم با توان بالا (مثلاً مردم با برتری عددی قابل توجه نسبت به نظام)، کاراییهایی بسیاری دارد و باید از آنها بهره برد. مهمترین آنها فرسودن سیستم منسجم است. این اتفاق در طول زمان میافتد و انسجام سیستماتیک آن سامانه را میکاهد تا جایی که آن سیستم نیز غیر منسجم میشود. تازه در آن مرحله لزوم سازماندهی و ایجاد انسجام معنا پیدا میکند. به عبارتی گفتمان ایجابی (پس از براندازی چه کنیم) در آن مرحله باید شکل بگیرد. تا پیش از آن گفتمان باید سلبی (لزوم براندازی) بماند، چرا که هم مایهٔ اتحاد عمومی است و هم توسط حکومت سرکوب یا به ابتذال کشیده نمیشود. جمهوری اسلامی از آبان ۹۸ علناً انتخاب کرد که از مشروعیت عمومی چشم بپوشد و فقط بر ابزار سرکوب تکیه کند. این اشتباه طلایی فرصتی تاریخی است که باید هوشیارانه از آن بهره برد. بنابراین ما حق نداریم که فرصت به دست آمده را عجولانه و سادهلوحانه بسوزانیم. ج.ا مثل جنگنجویی است که فقط یک سلاح در دستش باقی مانده است. این سلاح اگرچه تا جایی جواب میدهد اما کارکردش ابدی نخواهد بود. تجربهٔ سوریه نشان داد که این سیستم برای بقای خود حاضر است بمب بشکهای روی سر مردم بیگناه و دست خالی، بریزد. حتی ممکن است همانند غائلهٔ سوریه دست به دامان اربابان روسیاش بشود، شبهنظامیان شیعهٔ پاکستان و افغانستان و عرب را به میدان بیاورد یا هر کاری بکند تا بماند. بنابراین باید هوشیار بود که ضربهٔ پایانی را ناگهانی وارد کرد تا فرصتی برای ایجاد انسجام مجدد برای آن سیستم پدید نیاید. تا آن روز اما باید صبور بود. اجازه بدهید همین خیزشهای مهارناپذیر کوچک و بزرگ، رمق سیستم را بگیرند. نگران نداشتن انسجام، تحزّب و رهبری واحد نباشید. اینها به وقتش شکل میگیرند.
اکنون فقط باید به همین کینه، نفرت و خشم مقدس تکیه و با دستگاه پروپاگاندای سیستم مقابله کرد.
عجیب زاده
روبروی شما یک سیستم منسجم است و شما در روبروی آن در جبههٔ فاقد انسجام و سازماندهی هستید.
سیستم غیر منسجم نمیتواند در رویارویی پایاپای سیستم منسجم را از پای در بیاورد. هر حرکت عجولانهای به کاهش توان شما منجر میشود.
اما این همهٔ ماجرا نیست. سیستم غیر منسجم با توان بالا (مثلاً مردم با برتری عددی قابل توجه نسبت به نظام)، کاراییهایی بسیاری دارد و باید از آنها بهره برد. مهمترین آنها فرسودن سیستم منسجم است. این اتفاق در طول زمان میافتد و انسجام سیستماتیک آن سامانه را میکاهد تا جایی که آن سیستم نیز غیر منسجم میشود. تازه در آن مرحله لزوم سازماندهی و ایجاد انسجام معنا پیدا میکند. به عبارتی گفتمان ایجابی (پس از براندازی چه کنیم) در آن مرحله باید شکل بگیرد. تا پیش از آن گفتمان باید سلبی (لزوم براندازی) بماند، چرا که هم مایهٔ اتحاد عمومی است و هم توسط حکومت سرکوب یا به ابتذال کشیده نمیشود. جمهوری اسلامی از آبان ۹۸ علناً انتخاب کرد که از مشروعیت عمومی چشم بپوشد و فقط بر ابزار سرکوب تکیه کند. این اشتباه طلایی فرصتی تاریخی است که باید هوشیارانه از آن بهره برد. بنابراین ما حق نداریم که فرصت به دست آمده را عجولانه و سادهلوحانه بسوزانیم. ج.ا مثل جنگنجویی است که فقط یک سلاح در دستش باقی مانده است. این سلاح اگرچه تا جایی جواب میدهد اما کارکردش ابدی نخواهد بود. تجربهٔ سوریه نشان داد که این سیستم برای بقای خود حاضر است بمب بشکهای روی سر مردم بیگناه و دست خالی، بریزد. حتی ممکن است همانند غائلهٔ سوریه دست به دامان اربابان روسیاش بشود، شبهنظامیان شیعهٔ پاکستان و افغانستان و عرب را به میدان بیاورد یا هر کاری بکند تا بماند. بنابراین باید هوشیار بود که ضربهٔ پایانی را ناگهانی وارد کرد تا فرصتی برای ایجاد انسجام مجدد برای آن سیستم پدید نیاید. تا آن روز اما باید صبور بود. اجازه بدهید همین خیزشهای مهارناپذیر کوچک و بزرگ، رمق سیستم را بگیرند. نگران نداشتن انسجام، تحزّب و رهبری واحد نباشید. اینها به وقتش شکل میگیرند.
اکنون فقط باید به همین کینه، نفرت و خشم مقدس تکیه و با دستگاه پروپاگاندای سیستم مقابله کرد.
عجیب زاده