مسائل منطقاً ساده راه حلهای ساده دارند. مثلاً اگر دزد یا متجاوزی به خانه آمد راه حلش این است که او را از خانه بیرون کرد.
کار شیادهای سوفسطایی این است که مسائل ساده را بغرنج کنند تا نتوان به راحتی آنها را حل کرد. مثلاً از شما برای متجاوزی که در خانهتان است، آلترناتیو میخواهند!
____
@ajibzad
کار شیادهای سوفسطایی این است که مسائل ساده را بغرنج کنند تا نتوان به راحتی آنها را حل کرد. مثلاً از شما برای متجاوزی که در خانهتان است، آلترناتیو میخواهند!
____
@ajibzad
روز فلاکت جمهوری اسلامی است. این نظام که در قِبَل نابودی منابع و سرمایههای ایران، قطارقطار مداح شکمبارهٔ متعفنالکلام پرورش داده بود، امروز چنان به زانو افتاده که از خوف خصما، انتشار یکی از معمولترین و متواترترین آرای تشیع از پستوهای مکنون بنیادگرایی جعفری را مجازات میکند. به یاد بدارید که این همان نظامی است که از میانهٔ دههٔ هفتاد «وفات حضرت زهرا» را به «شهادت حضرت زهرا» قلب کرده بود و تا همین چندی پیش از مسلمانکشی در سوریه برای کمان شیعی مقبول بقیةاللهالاعظم هم هیچ دریغ نمیکرد. پس دغدغهٔ تفرقهٔ میان مسلمین خیالی از پیش مردود است. ترس است، ترس از ادغام دوست و دشمن، برای برانداختن این خانمان ظلم و جنایت!
__
@ajibzad
__
@ajibzad
یک زندانی سیاسی دیگر در زندان کشته شده است. علیرضا شیرمحمدعلی مثل من و شما در فضای مجازی مینوشت و یک روز دستگیر شد. در زندان فشافویه با زندانیان بزهکار اجتماعی همبند شد و توسط یکی از همان اوباش به قتل رسید. دردناکتر اینکه، علیرضا در اعتراض به اختلاط زندانیان سیاسی با زندانیان بزهکار دست به اعتصاب غذا زده بود.
زندان، امنیتیترین مکان در هر کشوری است. کسی که نتواند امنیت زندانی را تأمین کند، لاف امنیتش، جز گزافهای تمسخرآمیز نیست.
____
@ajibzad
زندان، امنیتیترین مکان در هر کشوری است. کسی که نتواند امنیت زندانی را تأمین کند، لاف امنیتش، جز گزافهای تمسخرآمیز نیست.
____
@ajibzad
پزشک نژادپرست در حین جراحی متوجه هویت بیمار خود میشود و از ادامهٔ درمان او سر باز میزند. این سکانس را یک کارگردان هالیوودی برای به تصویر کشیدن «شر مطلق» انتخاب میکند. حالا جای پزشک را با رانندهٔ اسنپ و جای بیمار را با بانوی شلحجاب عوض کنید؛ چیزی که تغییر نمیکند، موقعیت آن «شر مطلق» است.
سالهاست که علی خامنهای توهّم آرمان تمدن اسلامی و سبک زندگی ایرانی-اسلامی را در سر میپروراند، حال آنکه داستان مضحکی چون سناریوی رانندهٔ اسنپ، مهر تأییدی بر در اوفتادن این آرزوی خام به فاضلاب آرزوهای ملوکانهٔ دیکتاتورهاست. نقطهٔ برگشتناپذیرِ پذیرشِ شکست در تغییر مسیر فکری جامعه و اعتراف به ناتوانیِ ایدئولوژیِ دینی در رقابت با بدیلهای نوینش در دنیای امروز است؛ همان نقطهای که نشان میدهد اصلاً این ایدئولوژی ظرفیت تبدیل شدن به یک تمدن را ندارد.
اما چرا؟ به نظرتان چند نفر با بازخوانی ماجرای رانندهٔ اسنپ به حجاب اجباری علاقهمند میشوند و آن را مطلوب میشمرند؟ حمایت همهجانبهٔ دستگاه حکومتی از رانندهٔ اسنپ فقط نوعی قدرتنمایی برای طبقهٔ متوسط است که عزم حکومت در برقراری اجبار حجاب قهراً جزم است. یعنی حتی خود حکومت هم بر این باور است که مطلقاً هیچکس از شلحجابان امروزی، دیگر به حجاب اجباری اقبالی نشان نمیدهند. یعنی تمدن اسلامی که قرار بود الگوی جهانیان شود بدون زور چکمههای خاکآلودهٔ مدافعان بشار اسد میسور نیست.
بازگشت نظام به سیاستهای شکستخوردهٔ دههٔ شصت، نوید روشن شیهههای آخر یک ایدئولوژی در حال احتضار و زوال است.
______
@ajibzad
سالهاست که علی خامنهای توهّم آرمان تمدن اسلامی و سبک زندگی ایرانی-اسلامی را در سر میپروراند، حال آنکه داستان مضحکی چون سناریوی رانندهٔ اسنپ، مهر تأییدی بر در اوفتادن این آرزوی خام به فاضلاب آرزوهای ملوکانهٔ دیکتاتورهاست. نقطهٔ برگشتناپذیرِ پذیرشِ شکست در تغییر مسیر فکری جامعه و اعتراف به ناتوانیِ ایدئولوژیِ دینی در رقابت با بدیلهای نوینش در دنیای امروز است؛ همان نقطهای که نشان میدهد اصلاً این ایدئولوژی ظرفیت تبدیل شدن به یک تمدن را ندارد.
اما چرا؟ به نظرتان چند نفر با بازخوانی ماجرای رانندهٔ اسنپ به حجاب اجباری علاقهمند میشوند و آن را مطلوب میشمرند؟ حمایت همهجانبهٔ دستگاه حکومتی از رانندهٔ اسنپ فقط نوعی قدرتنمایی برای طبقهٔ متوسط است که عزم حکومت در برقراری اجبار حجاب قهراً جزم است. یعنی حتی خود حکومت هم بر این باور است که مطلقاً هیچکس از شلحجابان امروزی، دیگر به حجاب اجباری اقبالی نشان نمیدهند. یعنی تمدن اسلامی که قرار بود الگوی جهانیان شود بدون زور چکمههای خاکآلودهٔ مدافعان بشار اسد میسور نیست.
بازگشت نظام به سیاستهای شکستخوردهٔ دههٔ شصت، نوید روشن شیهههای آخر یک ایدئولوژی در حال احتضار و زوال است.
______
@ajibzad
در این چند روز فضاسازی گستردهای از سوی مذهبیون شیعه صورت گرفت تا از سعید عابد یک قهرمان ایدئولوژیک بسازند. رانندهٔ اسنپی که به کمک سیلزدگان رفته بود و وابستگی سازمانی هم به سپاه پاسداران داشت و یک دختر را به دلیل بیحجابی در اتوبان پیاده کرده بود تا طعمهٔ خطر شود.
همین نگاه اندوهگین مادر و کمر خمیدهٔ پدر آن دختر برای اثبات این گزاره کافی است که سپاهی بر مردم است نه با مردم!
راستی دوستان اصلاحطلب علاقهمند به مدارا، بد نیست پاسخ دهند که چند رانندهٔ اسنپ دفتر و دستک سعید عابد را دارند.
_____
@ajibzad
همین نگاه اندوهگین مادر و کمر خمیدهٔ پدر آن دختر برای اثبات این گزاره کافی است که سپاهی بر مردم است نه با مردم!
راستی دوستان اصلاحطلب علاقهمند به مدارا، بد نیست پاسخ دهند که چند رانندهٔ اسنپ دفتر و دستک سعید عابد را دارند.
_____
@ajibzad
جواد ظریف، اخیراً در مصاحبهای از اعدام همجنسگرایان در ایران دفاع کرده است و آن را ناشی از «نیاز به احترام به اصول اخلاقی» دانسته است. این خبر جنجال گستردهای در رسانههای جهان ایجاد کرده اما با سکوت معنیدار رسانههای فارسیزبان، در ایران بازتاب چندانی نداشته است. شبکههای تلویزیونی حامی حکومت ایران در غرب شبیه بیبیسی فارسی یا خبرگزاریهایی نظیر رادیو فردا، یورونیوز یا دویچهوله که افسارشان، سر در اتاقهای تاریکی در تهران دارد، همواره حتی از پوشش خبری عطسههای ظریف هم دریغ نمیکردند، اما در این مقال، مُهر بر کام کوبیده و به ارتزاق از تهماندههای سفرهٔ انقلاب بسنده کردهاند.
_____
@ajibzad
_____
@ajibzad
ای کوتوال پیر!
بس تازیانهها که به دست سیاه تو
بر گُردهٔ کبود اسیران اثر نهاد
هر خندهای که بر لب خونخوارهات شکفت
داغی ز سوز باطنشان بر جگر نهاد
کان باد بیدریغ سمومی که چنگ چنگ
چندین هزار برگ جوان را ربودهای
چندین هزار لانهٔ دلهای گرم را
با پنجههای وحشی خونین گشودهای
شبهای بی ستاره که چشمان مادران
بر گونه اشکِ ماتم فرزند راندهاند
در چشمهای سرد تو، ای ناستوده مرد
اشکی ندیدهاند و امیدی نخواندهاند
پیران مو سپید که بر تخته سنگ گور
نام جگر خراش عزیزان نوشتهاند
خون گریه میکنند که در روزگار تو
آنرا درودهاند که هرگز نکِشتهاند
بگذار تا که نالهٔ زندانیان تو
چندان رسا شود که نگنجد به سینهها
سیلاب اشک و خون کسان را روانه کن
تا بر دمد ز خاک گلِ سرخِ کینهها
چندان که در سحرگه موعود رستخیز
وقتی که از نهیب خروشان نعره ها
برخاستی سپیده دم از بستر حریر
پیر و جوان و خرد و کلان نعره برکشند
کای کوتوال پیر!
نامت زدوده باد ز دیباچه وجود
نقشت سترده باد ز آئینه ضمیر
ای کوتوال پیر!
عکس: مراسم خاکسپاری علیرضا شیرمحمدعلی
شعر: نادر نادرپور
____
@ajibzad
بس تازیانهها که به دست سیاه تو
بر گُردهٔ کبود اسیران اثر نهاد
هر خندهای که بر لب خونخوارهات شکفت
داغی ز سوز باطنشان بر جگر نهاد
کان باد بیدریغ سمومی که چنگ چنگ
چندین هزار برگ جوان را ربودهای
چندین هزار لانهٔ دلهای گرم را
با پنجههای وحشی خونین گشودهای
شبهای بی ستاره که چشمان مادران
بر گونه اشکِ ماتم فرزند راندهاند
در چشمهای سرد تو، ای ناستوده مرد
اشکی ندیدهاند و امیدی نخواندهاند
پیران مو سپید که بر تخته سنگ گور
نام جگر خراش عزیزان نوشتهاند
خون گریه میکنند که در روزگار تو
آنرا درودهاند که هرگز نکِشتهاند
بگذار تا که نالهٔ زندانیان تو
چندان رسا شود که نگنجد به سینهها
سیلاب اشک و خون کسان را روانه کن
تا بر دمد ز خاک گلِ سرخِ کینهها
چندان که در سحرگه موعود رستخیز
وقتی که از نهیب خروشان نعره ها
برخاستی سپیده دم از بستر حریر
پیر و جوان و خرد و کلان نعره برکشند
کای کوتوال پیر!
نامت زدوده باد ز دیباچه وجود
نقشت سترده باد ز آئینه ضمیر
ای کوتوال پیر!
عکس: مراسم خاکسپاری علیرضا شیرمحمدعلی
شعر: نادر نادرپور
____
@ajibzad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نمیدانم شما هم یکی از نگونبختان مفلوکی هستید که عزت نفس خود را برای دست تکان دادن یک عروسک بیاختیارِ جیرهخوار به نام سلبریتی قربانی میکنید یا در دستهٔ بلندهمّتانی قرار دارید که مرتبت این مزلّفان در نظرتان مادونِ ارزشِ اعتنا است، اما مشکل جامعهای که هرروز بیشتر در باتلاق انحطاط اخلاقی فرو میرود، دوچهرگی رامبد جوان و همسرش نیست. چه معیّن است که رامبد جوان فقط یکی از میلیونها ایرانی سودجو و نفاقپیشهای است که در سامانهٔ اخلاقی حکومت بنیادگرای تشیّع به بار نشسته است و از قِبَل رابطهٔ فایدهٔ دو سویه، ارتزاق میکند. مشکل اصلی همان مردمی هستند که برای دست تکان دادن این بیمایگان از پشت یک حصار توری سر و دست میشکنند؛ مردمی که راحت گول میخورند چون همواره به دنبال بیدردسرترین انتخابها هستند.
_____
@ajibzad
_____
@ajibzad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بنیاد سیاست، مذاکره است. کسی که از مذاکره گریزان است، ابلهیست که خود را از پیش باخته میداند و به این «باور» دارد که نمیتواند از پس رقیب هوشمند و هوشیار خویش بر بیاید. قهر و بیمحلی، از مختصات دنیای کودکان است و هزار دریغ که زمام هشتاد میلیون انسان به دست کودک هشتاد سالهٔ لجبازی افتاده است که سی سال از دخمهٔ مملو از محافظانش خارج نشده است.
____
@ajibzad
____
@ajibzad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سنتکام فیلمی را منتشر کرده است که احتمالاً توسط یکی از پهپادهای آمریکایی تهیه شده و در آن یک قایق گشتی سپاه نیمهشب امروز، جمعه، در حال جدا کردن یک مین عملنکرده از روی بدنهٔ یکی از نفتکشهای حادثهدیده است. مین عملنکرده، ردّ پای عامل خرابکاری و بمبگذاری در نفتکشهاست و این احتمال قویاً وجود دارد که این قایق گشتی در حال از میان بردن این رد پا است.
همین دوشنبهٔ پیشین بود که جواد ظریف رسماً اعلام کرد «نمیشود توقع داشت که جنگ اقتصادی علیه مردم ایران ادامه داشته باشد و کسانی که این جنگ را راه انداختهاند و یا از آن حمایت میکنند در امان باشند».
_______
@ajibzad
همین دوشنبهٔ پیشین بود که جواد ظریف رسماً اعلام کرد «نمیشود توقع داشت که جنگ اقتصادی علیه مردم ایران ادامه داشته باشد و کسانی که این جنگ را راه انداختهاند و یا از آن حمایت میکنند در امان باشند».
_______
@ajibzad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روزگاری همین سلیمانیها به مجاهدین خلق میگفتند «منافق». منافق اما کسی است که حرف و عملش متفاوت است، درست مثل سردار عارف سپاه اسلام، درست مثل بچه حزباللهیهای مریدش که «دختر بدحجاب که دختر من و شماست» را با قهر و جبر اسلحههای روسیشان، تحقیر کردند.
نفاق، زینت مؤمن است.
______
@ajibzad
نفاق، زینت مؤمن است.
______
@ajibzad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ده سال پیش در چنین روزی (۲۴ خرداد ۸۸) و در جریان تظاهرات پساانتخاباتی سال ۸۸، فهیمه سلحشور بر اثر اصابت ضربهٔ باتوم به سرش دچار خونریزی داخلی شد و ساعتی بعد در بیمارستان جان باخت.
خامنهای باری گفته بود که این نظام را خدا حفظ کرده است؛ خدایی با جنودی از آدمخواران!
پ.ن: فیلم، «تزئینی» است.
____
@ajibzad
خامنهای باری گفته بود که این نظام را خدا حفظ کرده است؛ خدایی با جنودی از آدمخواران!
پ.ن: فیلم، «تزئینی» است.
____
@ajibzad
هانا آرنت، فیلسوف آلمانی، در توضیح و تشریح مفهوم ابتذال شر، به انتخاب میان بد و بدتر اشاره میکند. آرنت میگوید، کسانی که در یک نظام توتالیتر، بد را در برابر بدتر انتخاب میکنند، به سرعت فراموش میکنند که بد را انتخاب کردهاند و به لحاظ روانی خود را به «انتخابشان» نزدیک میکنند. این مسیرِ استحالهٔ بد به خوب است که به ابتذال شر، عمومیت و مشروعیت میبخشد.
جنبش سبز که روی مرز دهسالگی است، نمونهای نغز از این یادزدودگی جمعیست. مردمی که در خرداد ۷۶ به خاتمی رأی دادند تا ناطق نوری نیاید و در تیر ۸۴، احمدی نژاد را انتخاب کردند تا هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور نشود، خرداد ۸۸ هم به میدان آمدند که به میرحسین موسوی رأی دهند تا از حضور مجدد احمدینژاد پیشگیری کنند. کمکم اما حافظهٔ جمعی آن مردم چنان نقصان یافت که حمایت از موسوی و آرمانِ «بازگشت به دورانِ طلاییِ! امامِ» او به بخشی از مانیفست اخلاقی همان مردم بدل شد. ۲۵ خرداد ۸۸، بزرگترین راهپیمایی اعتراضی چهل سال اخیر در تهران شکل گرفت و این پتانسیل را داشت که تغییراتی اساسی به نفع مردم ایران به حکومت تحمیل کند و لااقل به اخذ امتیازات بزرگ از نظام بیانجامد، اما سران وابستهٔ جنبش سبز از تبدیل آن به تهدیدی برای اصل نظام جلوگیری کردند. به تدریج، رهبران جنبش سبز، جمعیتی که آمده بودند تا بنیاد این نظام را دیگرگون کنند و آثار دوران سیاه امام را از صورت این سرزمین بسترند را به لشگری قلب کردند که برای بازگشت به دوران طلایی امام جانفشانی میکردند. مردمی که از ۳۰ خرداد ۸۸ در خیابان ماندند، چنان بیپشتیبان بودند که از به خاک و خون افتادنشان، حتی خم بر ابروی رهبران آن جنبش هم نیامد.
وابستگی، همان مرزی است که جنبش سبز را از قیام دیماه ۹۶ جدا میکند؛ قیامی که طبقهٔ فرودست در آن محوریت داشت و به کمتر از پایان حکومت شرور و اوباشسالارِ خانوادگیِ جمهوری اسلامی رضایت نمیداد و همین دلیل کافی است که اعتراضکنندگان، «کرکسهای سرنگونی طلب» و «تروریستهای منافق» و «ناچیز» خوانده شوند و امروز محسن کدیور، طلبهٔ آمریکایی اصلاحطلب، آنان را «نانجیب» بخواند.
یاد کشتهشدگان جنبش سبز و قیام دی ۹۶ که برای پایان سلطهٔ شر جان شیرینشان را فدا کردند، گرامی باد!
____
@ajibzad
جنبش سبز که روی مرز دهسالگی است، نمونهای نغز از این یادزدودگی جمعیست. مردمی که در خرداد ۷۶ به خاتمی رأی دادند تا ناطق نوری نیاید و در تیر ۸۴، احمدی نژاد را انتخاب کردند تا هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور نشود، خرداد ۸۸ هم به میدان آمدند که به میرحسین موسوی رأی دهند تا از حضور مجدد احمدینژاد پیشگیری کنند. کمکم اما حافظهٔ جمعی آن مردم چنان نقصان یافت که حمایت از موسوی و آرمانِ «بازگشت به دورانِ طلاییِ! امامِ» او به بخشی از مانیفست اخلاقی همان مردم بدل شد. ۲۵ خرداد ۸۸، بزرگترین راهپیمایی اعتراضی چهل سال اخیر در تهران شکل گرفت و این پتانسیل را داشت که تغییراتی اساسی به نفع مردم ایران به حکومت تحمیل کند و لااقل به اخذ امتیازات بزرگ از نظام بیانجامد، اما سران وابستهٔ جنبش سبز از تبدیل آن به تهدیدی برای اصل نظام جلوگیری کردند. به تدریج، رهبران جنبش سبز، جمعیتی که آمده بودند تا بنیاد این نظام را دیگرگون کنند و آثار دوران سیاه امام را از صورت این سرزمین بسترند را به لشگری قلب کردند که برای بازگشت به دوران طلایی امام جانفشانی میکردند. مردمی که از ۳۰ خرداد ۸۸ در خیابان ماندند، چنان بیپشتیبان بودند که از به خاک و خون افتادنشان، حتی خم بر ابروی رهبران آن جنبش هم نیامد.
وابستگی، همان مرزی است که جنبش سبز را از قیام دیماه ۹۶ جدا میکند؛ قیامی که طبقهٔ فرودست در آن محوریت داشت و به کمتر از پایان حکومت شرور و اوباشسالارِ خانوادگیِ جمهوری اسلامی رضایت نمیداد و همین دلیل کافی است که اعتراضکنندگان، «کرکسهای سرنگونی طلب» و «تروریستهای منافق» و «ناچیز» خوانده شوند و امروز محسن کدیور، طلبهٔ آمریکایی اصلاحطلب، آنان را «نانجیب» بخواند.
یاد کشتهشدگان جنبش سبز و قیام دی ۹۶ که برای پایان سلطهٔ شر جان شیرینشان را فدا کردند، گرامی باد!
____
@ajibzad
سال ۹۷، سال دردناکی برای عدالت قضایی بود. اگرچه انتظار عدالت در یک نظام تمامیتخواه که بقای خود را مدیون احکام سبعانهٔ حاکمان و خوشرقصی همدستان خود است، چشمداشتی ژاژ شمرده میشود، اما عبور از مرز وقاحت برای افتخار و جارزنیِ جنایتها و بیعدالتیهای آشکار، حتی در میان سخیفترین دیکتاتورها هم امری نامعمول است. در سال ۹۷، در میان انبوهی از احکام ناعادلانهٔ قضایی، چند حکم، سوز بر دلِ هر آزادهای افکند که اعدام زانیار و لقمان مرادی و همچنین اعدام محمد ثلاث سرآمد آنها بودند.
ماجرای گلستان هفتم با همهٔ پیچیدگیهایش یک پردهٔ نمایان داشت و آن هماوردِ لشگری تا به دندان مسلح با گروهی دست خالی بود که در پیشگاه دیدگان عریان مردم کوچه و خیابان اتفاق میافتاد. هزار روایت مخدوش از اتوبوسی که سه لباسشخصی بسیجی را زیر گرفت منتشر شد و هرگز مشخص نشد که ابعاد ماجرا چه بوده است. بشخصه حتی در اصل ماجرا یعنی مرگ آن افراد به واسطهٔ زیر گرفته شدن توسط اتوبوس هم تشکیک دارم. اما از اینها که بگذریم، فضاسازی رسانهای شب حادثه که در آن لشگر رسانهای اصلاحطلبان در دفاع از نظام، شانتاژ خبری گستردهای را پیش گرفت، نشان داد که جمهوریِ مظلوم اسلامی در برنامهای از پیش مشخص، قصد انتقامی خونین از دراویش گنابادی را دارد. و سرانجام حسین حدادیان را کشتند تا بهانهٔ انتقام از دراویش را بیافرینند.
۲۸ خرداد امسال، یک بهار است که هم مادر حسین حدادیان، داغدارِ فرزندِ اوباشمسلک خویش است و هم فرزندان محمد ثلاث، بار اندوه یتیم شدن را از ولی امر مسلمین جهان، صله گرفتهاند. از آن سو، هم خبرنگاران اصلاحطلبی که نان مشروعیتبخشی به خونخواری نظام متبوعشان را میخورند هنوز در سودای فریب مردم برای حفظ این حکومت ستمپیشه هستند و هم دژخیمان طراحیکنندهٔ این سناریوی غمانگیز، تکیهداده بر سریر قدرت به ریش ملت مبهوت ایران میخندند.
_______
@ajibzad
ماجرای گلستان هفتم با همهٔ پیچیدگیهایش یک پردهٔ نمایان داشت و آن هماوردِ لشگری تا به دندان مسلح با گروهی دست خالی بود که در پیشگاه دیدگان عریان مردم کوچه و خیابان اتفاق میافتاد. هزار روایت مخدوش از اتوبوسی که سه لباسشخصی بسیجی را زیر گرفت منتشر شد و هرگز مشخص نشد که ابعاد ماجرا چه بوده است. بشخصه حتی در اصل ماجرا یعنی مرگ آن افراد به واسطهٔ زیر گرفته شدن توسط اتوبوس هم تشکیک دارم. اما از اینها که بگذریم، فضاسازی رسانهای شب حادثه که در آن لشگر رسانهای اصلاحطلبان در دفاع از نظام، شانتاژ خبری گستردهای را پیش گرفت، نشان داد که جمهوریِ مظلوم اسلامی در برنامهای از پیش مشخص، قصد انتقامی خونین از دراویش گنابادی را دارد. و سرانجام حسین حدادیان را کشتند تا بهانهٔ انتقام از دراویش را بیافرینند.
۲۸ خرداد امسال، یک بهار است که هم مادر حسین حدادیان، داغدارِ فرزندِ اوباشمسلک خویش است و هم فرزندان محمد ثلاث، بار اندوه یتیم شدن را از ولی امر مسلمین جهان، صله گرفتهاند. از آن سو، هم خبرنگاران اصلاحطلبی که نان مشروعیتبخشی به خونخواری نظام متبوعشان را میخورند هنوز در سودای فریب مردم برای حفظ این حکومت ستمپیشه هستند و هم دژخیمان طراحیکنندهٔ این سناریوی غمانگیز، تکیهداده بر سریر قدرت به ریش ملت مبهوت ایران میخندند.
_______
@ajibzad