نزدیکیهای غروب پنجم تیر است. جنگ، جنگ بختیاریهاست، اما نه در جبال زاگرس که در صحرای قم!؟
مظفرالدینشاه که یک هفته بعد از امضای فرمان مشروطه درگذشت، محمدعلیشاه به سلطنت رسید و از همان آغاز با مشروطه به مخالفت خاست. مخالفت کمکم بالا گرفت و سرانجام در تیر ماه ۱۲۸۷ خورشیدی، محمدعلی شاه با حمایت دولت تزاری روسیه که تابعیتش را هم داشت، مجلس را به توپ بست. تعدادی از روزنامهنگاران و مشروطهخواهان دستگیر و اعدام شدند و کمکم مشروطه به زوال رفت. دوران استبداد صغیر شروع شده بود.
تا اوایل زمستان همه چیز در کنترل دولت محمدعلیشاه بود تا اینکه کمکم سروصداها بلند و جدی شدند. تبریز، رشت، شیراز، اصفهان و قزوین برخاستند. دو برادر، علیقلیخان (سردار اسعد) و نجفقلیخان (صمصامالسلطنه) بختیاری برای احیای مشروطه پیشقدم شدند و در ولین قدم اصفهان را تسخیر کردند. صمصامالسلطنه در اصفهان ماند و سردار اسعد مسئول آمادهسازی قشون بختیاری برای حمله به تهران شد. برادر کوچکشان، خسروخان، فرمانده قشون شاه بود. فرماندۀ اصلی قشون محمدعلیشاه هم یک بختیاری بود به نام امیرمفخم و دو برادرش نصیرخان سردار جنگ و سردار اشجع او را همراهی میکردند. پنجم تیر ۱۲۸۸ قشون سردار اسعد که به قم رسید با قشون امیرمفخم روبرو شد. سردار اسعد ناهار را با فرستادگان روس و انگلیس خورد و با آنها گفتگو کرد. امیرمفخم که از سویی برای سردار اسعد احترام زیادی قائل بود و از سوی دیگر به شاه هم وفادار، سعی در تغییر نظر سردار اسعد کرد. سردار اسعد به امیرمفخم پیشنهاد کرد که برای اینکه در میان بختیاری برادرکشی نشود، برود و با بیرمخان ارمنی بجنگد و این جبهه را به دیگری سپارد. به همین سادگی مقاومت تهران از جنوب شکسته شد و در عرض بیست روز و بدون هیچ خشونتی تهران فتح گردید.
انقلاب مخملی میکردیم وقتی هنوز مد نبود. محمدعلیشاه به روسیه پناهنده شد و پس از محاکمۀ غیابی به تبعید محکوم شد و احمدشاه به پادشاهی رسید. غروب پنجم تیرم آرزوست!
_____
@ajibzad
مظفرالدینشاه که یک هفته بعد از امضای فرمان مشروطه درگذشت، محمدعلیشاه به سلطنت رسید و از همان آغاز با مشروطه به مخالفت خاست. مخالفت کمکم بالا گرفت و سرانجام در تیر ماه ۱۲۸۷ خورشیدی، محمدعلی شاه با حمایت دولت تزاری روسیه که تابعیتش را هم داشت، مجلس را به توپ بست. تعدادی از روزنامهنگاران و مشروطهخواهان دستگیر و اعدام شدند و کمکم مشروطه به زوال رفت. دوران استبداد صغیر شروع شده بود.
تا اوایل زمستان همه چیز در کنترل دولت محمدعلیشاه بود تا اینکه کمکم سروصداها بلند و جدی شدند. تبریز، رشت، شیراز، اصفهان و قزوین برخاستند. دو برادر، علیقلیخان (سردار اسعد) و نجفقلیخان (صمصامالسلطنه) بختیاری برای احیای مشروطه پیشقدم شدند و در ولین قدم اصفهان را تسخیر کردند. صمصامالسلطنه در اصفهان ماند و سردار اسعد مسئول آمادهسازی قشون بختیاری برای حمله به تهران شد. برادر کوچکشان، خسروخان، فرمانده قشون شاه بود. فرماندۀ اصلی قشون محمدعلیشاه هم یک بختیاری بود به نام امیرمفخم و دو برادرش نصیرخان سردار جنگ و سردار اشجع او را همراهی میکردند. پنجم تیر ۱۲۸۸ قشون سردار اسعد که به قم رسید با قشون امیرمفخم روبرو شد. سردار اسعد ناهار را با فرستادگان روس و انگلیس خورد و با آنها گفتگو کرد. امیرمفخم که از سویی برای سردار اسعد احترام زیادی قائل بود و از سوی دیگر به شاه هم وفادار، سعی در تغییر نظر سردار اسعد کرد. سردار اسعد به امیرمفخم پیشنهاد کرد که برای اینکه در میان بختیاری برادرکشی نشود، برود و با بیرمخان ارمنی بجنگد و این جبهه را به دیگری سپارد. به همین سادگی مقاومت تهران از جنوب شکسته شد و در عرض بیست روز و بدون هیچ خشونتی تهران فتح گردید.
انقلاب مخملی میکردیم وقتی هنوز مد نبود. محمدعلیشاه به روسیه پناهنده شد و پس از محاکمۀ غیابی به تبعید محکوم شد و احمدشاه به پادشاهی رسید. غروب پنجم تیرم آرزوست!
_____
@ajibzad
سالها در زندان بود و حتی حکم تبعید هم گرفت. روزگاری گفته بود: «زندگی به اندازه ای زیباست که همه چیز را می توان قربانی آن کرد، مگر شرافت را، که عزیزتر و زیباتر از زندگی است و لایق آنکه زندگی را قربانی آن کرد.» از دو سال پیش که قیام دی ماه ۹۶، خط روشنی میان مردم و اصلاحطلبی حکومتی کشید، معلوم شد که همهٔ این شعارهایش نیرنگی بود از جنس همان اصلاحطلبیِ دغلکارانه. امروز عیان است که هنوز زندگی زیباست اما کسی که شرافت را قربانی مطامع سیاسیِ گروهی مکّار کرده و آگاهانه جانب شر را اختیار کند، نمیتواند «شرفِ» چیزی باشد، آقای زیدآبادی!
______
@ajibzad
______
@ajibzad
دختر فیضالله عربسرخی نوشته «بابا تو زندان جا نشد، اجرای حکم به تعویق افتاد».
از قضا مدتهاست که هیچ اصلاحطلبی در زندان جا نمیشود، همانطور که حسین فریدون در زندان جا نشد یا دهها وابستهٔ خرد و کلان اصلاحات که علیرغم تجاهر به فساد در زندان جا نشدند. جا نشدن در زندان که سهل است، فیضالله اگر همسر دومش را با پنج گلوله کشته بود امروز مورد تکریم پلیس قرار میگرفت و فرماندهٔ پلیس آگاهی در برابرش قامت دو تا کرده بود. باید به ساجده خانم گفت که سرکار خانم خبرنگار رانتی، البته که دورهٔ زندانهای فرمایشی شما گذشته است، ولی امید داریم در روزی که خیلی دور نیست، پدر پس از محاکمهای عادلانه برای مظالم متعدد در دههٔ شصت، در زندان حتماً جا بشود.
عربسرخی، از نخستین مسئولان حراست وزارت ارشاد بعد از انقلاب است که در کنار مصطفی تاجزاده، آن وزارت و سازمانهای وابستهاش را از افراد غیر متعهد به آرمانهای انقلاب پاکسازی کردند. چه هنرمندان و نویسندههایی که راه تبعید در پیش گرفتند و چه بسیاری که تا پایان عمر خانهنشین شدند تا همین آقایان عروسکهای دستسازشان را در قالب سلبریتیهای حکومتی به ملت حقنه کنند.
____
@ajibzad
از قضا مدتهاست که هیچ اصلاحطلبی در زندان جا نمیشود، همانطور که حسین فریدون در زندان جا نشد یا دهها وابستهٔ خرد و کلان اصلاحات که علیرغم تجاهر به فساد در زندان جا نشدند. جا نشدن در زندان که سهل است، فیضالله اگر همسر دومش را با پنج گلوله کشته بود امروز مورد تکریم پلیس قرار میگرفت و فرماندهٔ پلیس آگاهی در برابرش قامت دو تا کرده بود. باید به ساجده خانم گفت که سرکار خانم خبرنگار رانتی، البته که دورهٔ زندانهای فرمایشی شما گذشته است، ولی امید داریم در روزی که خیلی دور نیست، پدر پس از محاکمهای عادلانه برای مظالم متعدد در دههٔ شصت، در زندان حتماً جا بشود.
عربسرخی، از نخستین مسئولان حراست وزارت ارشاد بعد از انقلاب است که در کنار مصطفی تاجزاده، آن وزارت و سازمانهای وابستهاش را از افراد غیر متعهد به آرمانهای انقلاب پاکسازی کردند. چه هنرمندان و نویسندههایی که راه تبعید در پیش گرفتند و چه بسیاری که تا پایان عمر خانهنشین شدند تا همین آقایان عروسکهای دستسازشان را در قالب سلبریتیهای حکومتی به ملت حقنه کنند.
____
@ajibzad
دم انتخابات است و علیرضا شیرمحمدعلی از «کرکس سرنگونیطلبِ» اصلاحطلبان به «زندانی مظلوم» تبدیل شده است.
اگر هدفِ آذر منصوری، سنخگوی جبههٔ اصلاحات، واقعاً دلجویی یا همدردی (همدردی قاتل و مقتول اساساً امری ابزورد است) بود، چرا مادر داغدار بیچاره را مجبور کردهاند تا با این هیأت اعزامی عکس بگیرد؟ کدام انسان شریفی در مراسم سوگواری، بازماندگان را به گرفتن عکس مشترک دعوت میکند؟
تا چند روز دیگر، عکسهای هیأتی از قوهٔ قضائیه که اقدام مشابهی کردهاند نیز منتشر خواهد شد.
عکسها عیان میکنند که جمهوری اسلامی، فقط کارخانهٔ تولید قاتلان سازمانیافته نیست، سامانهای برای مقبولسازی وقاحت است که بدیلهای تاریخی چندانی هم ندارد.
_
@ajibzad
اگر هدفِ آذر منصوری، سنخگوی جبههٔ اصلاحات، واقعاً دلجویی یا همدردی (همدردی قاتل و مقتول اساساً امری ابزورد است) بود، چرا مادر داغدار بیچاره را مجبور کردهاند تا با این هیأت اعزامی عکس بگیرد؟ کدام انسان شریفی در مراسم سوگواری، بازماندگان را به گرفتن عکس مشترک دعوت میکند؟
تا چند روز دیگر، عکسهای هیأتی از قوهٔ قضائیه که اقدام مشابهی کردهاند نیز منتشر خواهد شد.
عکسها عیان میکنند که جمهوری اسلامی، فقط کارخانهٔ تولید قاتلان سازمانیافته نیست، سامانهای برای مقبولسازی وقاحت است که بدیلهای تاریخی چندانی هم ندارد.
_
@ajibzad
دوم جولای ۱۹۳۷، آغاز دوران یژوفشینا (Yezhovshchina) در شوروی بود که در آن، نیکولای یژوف (رئیس پلیس مخفی شوروی)، پاکسازی سراسری شوروی از مخالفین کمونیسم را شدت بخشید و در طول یازده ماه حدود ۱,۲۰۰,۰۰۰ نفر را اعدام کرد. جالب آنکه سه سال بعد، خودش با همان جرم اعدام شد و حتی از عکس با استالین هم حذف گردید.
_____
@ajibzad
_____
@ajibzad
فاصلهٔ میان این دو اظهارِ نظر علی مطهری یازده روز است. برآیند این دو این است که تجسس دربارهٔ پوشش همگان بجز همپیالههای ما آزاد است. اگر جمهوری اسلامی نبود، این کهنهاندیشها باید در پستوهایشان این چرندیات را میبافتند، فأمّا تو با رأیت به این آقازادهٔ رانتی حتی به او اعتبار هم بخشیدی!
_____
@ajibzad
_____
@ajibzad
در جادهٔ توسکستان، مسیری چند صدمتری بر فراز فلات هست که تابلوی سرعت مجاز ۲۰ کیلومتر دارد. هیچ خودرویی حتی پلیس در آن مسیر با سرعت کمتر از ۱۰۰ کیلومتر حرکت نمیکند.
در توتالیتریسم، قانون طوری تعریف میشود که افراد بالقوه مجرم باشند ولی تا زمانی که لازم نباشد مورد پیگرد قرار نگیرند.
_______
@ajibzad
در توتالیتریسم، قانون طوری تعریف میشود که افراد بالقوه مجرم باشند ولی تا زمانی که لازم نباشد مورد پیگرد قرار نگیرند.
_______
@ajibzad
آرزو کردم در این ده سال، قصاب ۶۷ و مادر حجاب اجباری، برای یک بار هم که شده در جانب مردم بایستند. اما حتی در روزگار کهولت و ناتوانی هم نه یک بار شرارت جمهوری اسلامی را تقبیح کردند و نه در حمایت از مردم معترض بیپناه و بیحامی، سخنی بر زبان راندند. نامشان با ننگ قرین خواهد ماند.
_
@ajibzad
_
@ajibzad
از بزرگترین خدمات جمهوری اسلامی در راستای ریشهکن کردن اسلام، تحدید همهٔ اصول و فروع آن دین در حجاب موی سر زنان است. یعنی خود سیستم با بازتعریف مفهوم «مسلمان» در قالب «محجّبه»، بسیاری از مسلمین را از آن دین بیرون ریخته و چه بهتر از این در جهت ساختن یک آیندهٔ لیبرال برای ایران؟
______
@ajibzad
______
@ajibzad
یکشنبه، ۲۰ تیر ۷۸ بازی استقلال و پرسپولیس بود. کلکل آبی و قرمز بین دانشجویان ادامه داشت تا خبر توقیف روزنامه سلام منتشر شد.
روزنامهٔ سلام در پی انتشار نامهای محرمانه از سعید امامی که فاش میکرد قانون اصلاح مطبوعات که بعدا تصویب شد، پیشنهاد او بوده است توقیف شد. آخرین روزی که دکههای روزنامه فروشی شاهد حضور روزنامهای با سرنویس «سلام قولا من رب الرحیم» بر پیشخوان بودند، پنجشنبه ۱۷ تیر ۷۸ بود.
به دعوت «فرخ شفیعی» دانشجویان تجمعی را شکل دادند تا به توقیف روزنامه سلام اعتراض کنند. برای اعتراض خیابانی با مصطفی تاجزاده هماهنگی شده بود.
تجمع با شعار «نیروی انتظامی، تشکر تشکر» به پایان رسید، اما قبل از ختام، با حملهٔ لباسشخصیها به خشونت گرایید.انصار حزبالله به کوی حمله کرد.
از پنجشنبهشب تا جمعه صبح، اعوان و همراهان میراحمدی و دهنمکی با شعارهای یاحسین و یا زهرا، کوی دانشگاه تهران را ویران کردند.
همانشب مسعود دهنمکی با زنجیر به جان عزت ابراهیمنژاد افتاد و محمد صفری فرزند امامجمعهٔ وقت اسلامشهر با شلیک تیری، عزت را کشت.
شلیک مستقیم گاز اشکآور باعث از حدقه درآمدن چشم محسن جمالی از برندگان المپیاد شد. تلویزیون فیلمی از حمله به موسوی لاری وزیر کشور پخش کرد.
پیش از آن کوی دانشگاه به محل اعتراضات تبدیل شد. شعارها کمکم تند شدند و تا رهبر را هم در بر میگرفتند. دیوارنویسی هم شروع شده بود.
عدهای قصد حرکت به سمت بیت رهبری را داشتند که با هوشیاری علی افشاری این اتفاق نیفتاد. دستهٔ اللهکرم هم،حیدرحیدر گویان به سمت کوی میآمدند.
خامنهای سخنرانی کرد. ملتمسانه و با بغض: «...حتی اگر عکس مرا پاره کردند...» آتشبهاختیار ها مجوز لازم را گرفتند، سرکوب شدت میگرفت.
فرشتهٔ علیزاده که بعدا عکس بیهوشش منتشر شد در ۲۳ تیر دستگیر شد و هرگز به خانه باز نگشت. مادرش چند روز پس از دستگیریاش سکته کرد و درگذشت.
تامی حامیفر، دخترک دانشآموزی که در جریان درگیریها کشته شد و چندان هم شناخته نشد. در تبریز هم دانشجویان سرکوب شدند و کسی از آنها دم نزد.
شب ۲۳ تیر، شهرام زینالی (سعید) در منزلش دستگیر شد و او نیز هرگز بازنگشت. پیگیریهای بیستسالهٔ خانواده زینالی بینتیجه بوده است.
اکبر محمدی که دستگیر شده بود سال ۸۵ در زندان کشته شد. در زندان، حبسیهای نگاشت با نام «اندیشه و تازیانه» که توسط برادرش انتشار یافت.
احمد باطبی دیگر دستگیرشده کوی دانشگاه سرانجام موفق به ترک ایران شد. بهروز جاوید تهرانی، عباس دلدار و مهرداد لهراسبی و چندده نفر دیگر که هرگز شناخته نشدند در حادثه کوی دانشگاه دستگیر شدند.
حادثه کوی دانشگاه تهران سرانجام با احکام سنگین دانشجویان و تبرئه عاملان سرکوب خاتمه یافت. تنها اروجعلی ببرزاده به جرم سرقت ریشتراش محکوم شد. ببرزاده امروز رئیس یک کلانتری در تهران است.
آن طرف ماجرا جالبتر است:
مسعود دهنمکی کارگردان سینما،
باقر قالیباف شهردار تهران،
حسن روحانی رئیسجمهور ایران شدند.
______
@ajibzad
روزنامهٔ سلام در پی انتشار نامهای محرمانه از سعید امامی که فاش میکرد قانون اصلاح مطبوعات که بعدا تصویب شد، پیشنهاد او بوده است توقیف شد. آخرین روزی که دکههای روزنامه فروشی شاهد حضور روزنامهای با سرنویس «سلام قولا من رب الرحیم» بر پیشخوان بودند، پنجشنبه ۱۷ تیر ۷۸ بود.
به دعوت «فرخ شفیعی» دانشجویان تجمعی را شکل دادند تا به توقیف روزنامه سلام اعتراض کنند. برای اعتراض خیابانی با مصطفی تاجزاده هماهنگی شده بود.
تجمع با شعار «نیروی انتظامی، تشکر تشکر» به پایان رسید، اما قبل از ختام، با حملهٔ لباسشخصیها به خشونت گرایید.انصار حزبالله به کوی حمله کرد.
از پنجشنبهشب تا جمعه صبح، اعوان و همراهان میراحمدی و دهنمکی با شعارهای یاحسین و یا زهرا، کوی دانشگاه تهران را ویران کردند.
همانشب مسعود دهنمکی با زنجیر به جان عزت ابراهیمنژاد افتاد و محمد صفری فرزند امامجمعهٔ وقت اسلامشهر با شلیک تیری، عزت را کشت.
شلیک مستقیم گاز اشکآور باعث از حدقه درآمدن چشم محسن جمالی از برندگان المپیاد شد. تلویزیون فیلمی از حمله به موسوی لاری وزیر کشور پخش کرد.
پیش از آن کوی دانشگاه به محل اعتراضات تبدیل شد. شعارها کمکم تند شدند و تا رهبر را هم در بر میگرفتند. دیوارنویسی هم شروع شده بود.
عدهای قصد حرکت به سمت بیت رهبری را داشتند که با هوشیاری علی افشاری این اتفاق نیفتاد. دستهٔ اللهکرم هم،حیدرحیدر گویان به سمت کوی میآمدند.
خامنهای سخنرانی کرد. ملتمسانه و با بغض: «...حتی اگر عکس مرا پاره کردند...» آتشبهاختیار ها مجوز لازم را گرفتند، سرکوب شدت میگرفت.
فرشتهٔ علیزاده که بعدا عکس بیهوشش منتشر شد در ۲۳ تیر دستگیر شد و هرگز به خانه باز نگشت. مادرش چند روز پس از دستگیریاش سکته کرد و درگذشت.
تامی حامیفر، دخترک دانشآموزی که در جریان درگیریها کشته شد و چندان هم شناخته نشد. در تبریز هم دانشجویان سرکوب شدند و کسی از آنها دم نزد.
شب ۲۳ تیر، شهرام زینالی (سعید) در منزلش دستگیر شد و او نیز هرگز بازنگشت. پیگیریهای بیستسالهٔ خانواده زینالی بینتیجه بوده است.
اکبر محمدی که دستگیر شده بود سال ۸۵ در زندان کشته شد. در زندان، حبسیهای نگاشت با نام «اندیشه و تازیانه» که توسط برادرش انتشار یافت.
احمد باطبی دیگر دستگیرشده کوی دانشگاه سرانجام موفق به ترک ایران شد. بهروز جاوید تهرانی، عباس دلدار و مهرداد لهراسبی و چندده نفر دیگر که هرگز شناخته نشدند در حادثه کوی دانشگاه دستگیر شدند.
حادثه کوی دانشگاه تهران سرانجام با احکام سنگین دانشجویان و تبرئه عاملان سرکوب خاتمه یافت. تنها اروجعلی ببرزاده به جرم سرقت ریشتراش محکوم شد. ببرزاده امروز رئیس یک کلانتری در تهران است.
آن طرف ماجرا جالبتر است:
مسعود دهنمکی کارگردان سینما،
باقر قالیباف شهردار تهران،
حسن روحانی رئیسجمهور ایران شدند.
______
@ajibzad