عجیب زاده
سحر، دختری که به دلیل ورودِ «غیر قانونی» به ورزشگاه آزادی به شش ماه حبس محکوم شد و در پی آن در پیشگاه دادگاه خودسوزی کرد، دچار نود درصد سوختگی است. هر چه صبر کردم، نه همدردی و مشایعتی و نه حتی اظهار نظری از سوی هیچکدام از اهالی فوتبال اعم از باشگاه و فوتبالیست…
واکنشهای مسعود شجاعی، وریا غفوری و میلاد میداوودی به حادثهٔ خودسوزی سحر، هوادار استقلال.
_____
@ajibzad
_____
@ajibzad
حتی در این روزها که زندگی پنجههایش را بر گلویم میفشارد و دستانم دیگر انگیختهٔ گرفتن هیچ قلمی نیستند، دوست دارم از سوگوارههایی بنویسم که شاید نوحهٔ فردای دیگران بر گور خودم باشند.
دختر آبی کشته شد. اسماعیل بخشی و سپیده قلیان به تازیانه و سالها حبس محکوم گشتند، جوانی صبا کرد افشاری تباه شد و.... این قصه ادامه دارد. اینها فقط اتفاقات یک هفتهٔ گذشته است.
یک سال پیش در چنین روزی، زانیار و لقمان مرادی را به دار آویختند. چند روز پس از مرگ آنها، فرشتهٔ قاضی، خبرنگار حکومتیِ ساکن آتلانتای آمریکا، مصاحبهٔ زانیار را چون نوشداریی پس از مرگ سهراب منتشر کرد که اثباتی برای بیگناهی آنان بود. دو جوان کُرد را به جرم واهی قتل کشتند، تنها برای انتقام از پدر زانیار و تشکیلاتی که او در آن فعالیت میکرد.
شاید خاطرتان باشد که یکسال پیش در چنین روزی، جاننثاران مکتب خمینی و عزادارانِ امروز عاشورای حسینی برای سوزاندن دلِ خانوادهٔ این جوانان اعدامشده، شیرینی پخش کردند و به پایکوبی پرداختند.
سی و یک سال قبل هم در چنین روزی، تقریباً به چهار هزار خانواده اطلاع داده شده بود که جگرگوشهشان که محکوم به زندان بوده است را اعدام کردهاند. قاتل، در آن زمان فکرش را هم نمیکرد سه دههٔ بعد توسط خودباختگانِ تهیمغز، «ذوالقرنین» خوانده شود.
سی و نه سال قبل هم در چنین روزهایی فاجعهٔ کشتار قارنا در روستایی با همین نام رقم خورد. فرماندار آن روزِ نقده که به روایت مهدی خزعلی یکی از فرماندهان آن کشتار است، حمیدرضا جلاییپور، این روزها در میان ناآگاهان به اسم جامعهشناس و استاد دانشگاه تهران شهره است.
از این داستانها در مورد هر روز سال که بنگرید، زیاد است. قصدم بازگویی هزاران روایت دردناک نیست. مسئله، مسئلهٔ شر است. شر همیشه شر بوده و شر میماند. درست مثل جمهوری اسلامی که چهل سال پیش و امروزش فرق چندانی با هم ندارند و حتی نشیب و فرازهای زمانه هم چیزی از شرارتش نکاستهاند.
ختام حرفهایم، این است که ما نمیتوانیم منتظر یک حماسهٔ باشکوه و ارجمند باشیم، مادامی که اراده نکنیم با شر بجنگیم؛ مادامیکه با جمهوری اسلامی نه به واسطهٔ اینکه حکومت ناکارآمد اوباش است، بلکه چون مصداقی از شر است دشمن نباشیم. وگرنه تا دیرگاهی، ما و نسلهای پس از ما، فقط قربانیان شر هستیم و حسرت مرگ مارهای ضحاک را با جنازههای سردمان در ابدیت مدفون خواهیم کرد.
این داستانهای اندوهبار هرروز تکرار و در حافظههای ضعیف ما پس از چند روز به روایت معمول بدل میگردند و پس از اندی در گنجهٔ فراموشیمان محبوس میشوند.
باید یاد بگیریم که منافع همهٔ ما با هم در نابودی شر خلاصه میشود و از این رو اگر روزی این حکومت شرور هم مجبور به دل کندن از سریر حکمرانی شد، حکومت شریر دیگری جایش را نخواهد گرفت و این تنها و تنها با مسئولیتپذیری فردیِ تکتک ما امکانپذیر است.
تا آن روز، همهٔ ما مردم عادی، هر صبحدم که از خانه خارج میشویم ممکن است یک دختر آبی، یک زانیار و لقمان و اسماعیل و صبا و سپیده و کرورکرور نام دیگر باشیم که نمیدانیم تا شامگاه از شر بیامانِ مارهای دوشانِ این شرّ بزرگ ایمن خواهیم ماند. ما میسوزیم، میمیریم و فراموش میشویم ولی شک نکنید که پس از ما نوبت شماست.
حکایت کن از دختر آبی که سوخت و از آتشش هیچ ققنوسی پر نگرفت....
_____
@ajibzad
دختر آبی کشته شد. اسماعیل بخشی و سپیده قلیان به تازیانه و سالها حبس محکوم گشتند، جوانی صبا کرد افشاری تباه شد و.... این قصه ادامه دارد. اینها فقط اتفاقات یک هفتهٔ گذشته است.
یک سال پیش در چنین روزی، زانیار و لقمان مرادی را به دار آویختند. چند روز پس از مرگ آنها، فرشتهٔ قاضی، خبرنگار حکومتیِ ساکن آتلانتای آمریکا، مصاحبهٔ زانیار را چون نوشداریی پس از مرگ سهراب منتشر کرد که اثباتی برای بیگناهی آنان بود. دو جوان کُرد را به جرم واهی قتل کشتند، تنها برای انتقام از پدر زانیار و تشکیلاتی که او در آن فعالیت میکرد.
شاید خاطرتان باشد که یکسال پیش در چنین روزی، جاننثاران مکتب خمینی و عزادارانِ امروز عاشورای حسینی برای سوزاندن دلِ خانوادهٔ این جوانان اعدامشده، شیرینی پخش کردند و به پایکوبی پرداختند.
سی و یک سال قبل هم در چنین روزی، تقریباً به چهار هزار خانواده اطلاع داده شده بود که جگرگوشهشان که محکوم به زندان بوده است را اعدام کردهاند. قاتل، در آن زمان فکرش را هم نمیکرد سه دههٔ بعد توسط خودباختگانِ تهیمغز، «ذوالقرنین» خوانده شود.
سی و نه سال قبل هم در چنین روزهایی فاجعهٔ کشتار قارنا در روستایی با همین نام رقم خورد. فرماندار آن روزِ نقده که به روایت مهدی خزعلی یکی از فرماندهان آن کشتار است، حمیدرضا جلاییپور، این روزها در میان ناآگاهان به اسم جامعهشناس و استاد دانشگاه تهران شهره است.
از این داستانها در مورد هر روز سال که بنگرید، زیاد است. قصدم بازگویی هزاران روایت دردناک نیست. مسئله، مسئلهٔ شر است. شر همیشه شر بوده و شر میماند. درست مثل جمهوری اسلامی که چهل سال پیش و امروزش فرق چندانی با هم ندارند و حتی نشیب و فرازهای زمانه هم چیزی از شرارتش نکاستهاند.
ختام حرفهایم، این است که ما نمیتوانیم منتظر یک حماسهٔ باشکوه و ارجمند باشیم، مادامی که اراده نکنیم با شر بجنگیم؛ مادامیکه با جمهوری اسلامی نه به واسطهٔ اینکه حکومت ناکارآمد اوباش است، بلکه چون مصداقی از شر است دشمن نباشیم. وگرنه تا دیرگاهی، ما و نسلهای پس از ما، فقط قربانیان شر هستیم و حسرت مرگ مارهای ضحاک را با جنازههای سردمان در ابدیت مدفون خواهیم کرد.
این داستانهای اندوهبار هرروز تکرار و در حافظههای ضعیف ما پس از چند روز به روایت معمول بدل میگردند و پس از اندی در گنجهٔ فراموشیمان محبوس میشوند.
باید یاد بگیریم که منافع همهٔ ما با هم در نابودی شر خلاصه میشود و از این رو اگر روزی این حکومت شرور هم مجبور به دل کندن از سریر حکمرانی شد، حکومت شریر دیگری جایش را نخواهد گرفت و این تنها و تنها با مسئولیتپذیری فردیِ تکتک ما امکانپذیر است.
تا آن روز، همهٔ ما مردم عادی، هر صبحدم که از خانه خارج میشویم ممکن است یک دختر آبی، یک زانیار و لقمان و اسماعیل و صبا و سپیده و کرورکرور نام دیگر باشیم که نمیدانیم تا شامگاه از شر بیامانِ مارهای دوشانِ این شرّ بزرگ ایمن خواهیم ماند. ما میسوزیم، میمیریم و فراموش میشویم ولی شک نکنید که پس از ما نوبت شماست.
حکایت کن از دختر آبی که سوخت و از آتشش هیچ ققنوسی پر نگرفت....
_____
@ajibzad
روز دهم سپتامبر، روز جهانی پیشگیری از خودکشی است. درست همان روزی که خبر مرگ دلخراش دختر آبی در ایران منتشر شد.
سال پیش مطلبی طنزآلود نگاشته بودم دربارهٔ خودکشی در ایران که این فاجعهٔ انسانی را در برهمکنش میان حکومت سرکش و مردم مظلوم و بهستوهآمده میکاوید.
آن نوشته را از اینجا میتوانید بخوانید:
____
@ajibzad
سال پیش مطلبی طنزآلود نگاشته بودم دربارهٔ خودکشی در ایران که این فاجعهٔ انسانی را در برهمکنش میان حکومت سرکش و مردم مظلوم و بهستوهآمده میکاوید.
آن نوشته را از اینجا میتوانید بخوانید:
____
@ajibzad
Telegraph
اقسام خودکشی در ایران
دهم سپتامبر روز جهانی پیشگیری از خودکشی است. خودکشی شاید در نگاه اول به کشتن خویشتن تعبیر شود، اما در ایران حتی خودکشی هم رنگ و بوی دیگری دارد. در این نوشته بر آنم که اقسام خودکشی در ایران را بر برسم: دستۀ اول: خودکشاندگی این صورت از خودکشی آن است که خود…
بیست و سه میلیون نفر رأی دادهاند تا دولت بتواند بخشی از دانشآموزان این کشور را از تحصیل محروم کند. آیا شما هم از آن بیست و سه میلیون نفر هستید؟ اگر موافق این قانون غیر انسانی هستید که هیچ؛ اما اگر با آن مخالفید چه اقدامی کردهاید یا خواهید کرد که مشارکتتان در این امر غیر اخلاقی را جبران کند؟ اصلاً خودتان را مسئول میدانید؟
این سؤالات را نه فقط دربارهٔ این قانون، که دربارهٔ هزاران لطمهای که حکومت نامشروع جمهوری اسلامی به همهٔ جنبههای زیست بشری و محیط زیست وارد کرده است، در خلوت از خودتان بپرسید. ببینید کجا ایستادهاید و چه چیزی را به پای چه چیزی قربانی میکنید.
______
@ajibzad
این سؤالات را نه فقط دربارهٔ این قانون، که دربارهٔ هزاران لطمهای که حکومت نامشروع جمهوری اسلامی به همهٔ جنبههای زیست بشری و محیط زیست وارد کرده است، در خلوت از خودتان بپرسید. ببینید کجا ایستادهاید و چه چیزی را به پای چه چیزی قربانی میکنید.
______
@ajibzad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نام این زن نگار معظم است و حالا باید ده سال را در زندان بگذراند. چرا؟ چون در کوچههای کاهگلی یک روستا در کویر، فریاد زده است «کلاغ دم سیاه قارقارو سر کن»
نگار هم یک دختر آبی است، مثل بسیاری از ما... مثل بسیاری از ما که دیر یا زود برای جرم نکرده محاکمه خواهیم شد. جمهوری اسلامی از تجاهر به ظلم ابایی ندارد. خون دختران آبی این کشور اما از دست آنانی میچکد که این حکومت بیپروا را نرمال جلوه میدهند و تلاششان تماماً بر این معطوف است که فشار جهانی بر این نظام سفّاک را کم کنند تا هر چه میخواهد بکند.
_____
@ajibzad
نگار هم یک دختر آبی است، مثل بسیاری از ما... مثل بسیاری از ما که دیر یا زود برای جرم نکرده محاکمه خواهیم شد. جمهوری اسلامی از تجاهر به ظلم ابایی ندارد. خون دختران آبی این کشور اما از دست آنانی میچکد که این حکومت بیپروا را نرمال جلوه میدهند و تلاششان تماماً بر این معطوف است که فشار جهانی بر این نظام سفّاک را کم کنند تا هر چه میخواهد بکند.
_____
@ajibzad
جمهوریاسلامی مدام در گوشمان میخواند: “اگرچه من فاسدم، اما شما هم هستید، مخالفانم هم چنیناند. تکتک شما هشتادمیلیون ایرانی یک جمهوریاسلامی کوچک هستید. هیچ سیاهی وجود ندارد، هیچ سفیدی هم وجودندارد، چرا میخواهید برای رفتن از این خاکستری به آن خاکستری خودتان را به کشتن دهید.”
چنین شکلی از دروغ به عقل هیچکدام از نظامهای توتالیتر قبلی نرسیدهاست. نظامی که شکستش آنچنان آشکار است که هر تلاشی برای ارائه تصویری موفق از خود را بیهوده میبیند، لاجرم مسیری دیگر برمیگزیند و با کشتن امید و شجاعت، سایر امکانها را یا بیاعتبار میکند، یا دور از دسترس مینمایاند.
ما شبیه جمهوریاسلامی نیستیم. هنوز در بدنه بروکراتیک این کشور، هستند کسانی که در سلامت کار میکنند. کارمندانی که باعث شدند، علیرغم سیاستهای ویرانگر جمهوریاسلامی، ایران در چهل سال گذشته سرپا بماند. کسانی که میشود به اتکای آنها ایران را از این دوره انحطاط هم نجات داد.
به دور و اطراف خود نگاه کنید، در میان همین مادر و پدر و خاله و دایی و عمو و عمه خودتان، فراوانند کسانی که کارمند این دستگاه ادارایند، اما نه دزدند، نه از این خوان گسترده فساد بهرهای بردهاند. مردمان شریفی هستند که علیرغم همه ایراداتشان میلی قوی به سامان یافتن این مملکت دارند.
علاوه بر این، میان مغازهداری که نابسامانی اقتصادی باعث شده، جنسش را گران بفروشد و رهبری که سیاستهای غیرمسئولانهاش مملکتی را به افلاس کشانده است، میان کارمندی که درست کار نمیکند و فرماندهان سپاهی که در حال بلعیدن تمام هستی یک کشور هستند، تفاوتهای فراوانی وجود دارد.
اینگونه نیست که از کسی که کبریتی را گران فروخته، کشتن ستاربهشتی و نداآقاسلطان و زهراکاظمی بربیاید. ما شبیه جمهوریاسلامی نیستیم. منفعتطلبیهای فردی ما هیچ ارتباطی با ساختاری ندارد که تبعیض و ظلم و فساد را بصورت سیستماتیک ترویج کردن و ویرانی برای ایران بههمراه آورده است.
در اینسو قربانیانی قرار دارند که برای جان بدر بردن از این فضای متلاطم اقتصادی و سیاسی، البته منفعلانه و به اشتباه، تنها درپی بیرون کشیدن گلیم خود هستند، اما در آنسو ساختار سیاسی وجود دارد که دلیل این تلاطمهاست و اساسا بقا و حیات خود را در گرو تداوم این نابسامانیها میبیند.
جامعهای که در دو قرن اخیر تحولات سیاسی متعددی را تجربه کرده است، میتواند دوباره متحول شود. مردمانی که دوبار انقلاب کردهاند، ممکن است دوباره انقلاب کنند. شرایط سیاسی و اقتصادی فعلی هم کمک میکند تا باور به ناپایداری این وضع و قریبالوقوع بودن تغییرات اساسی گسترش یابد.
اما در مرگ عاملیت مردم، در مرگ شجاعت و امید، در بیاعتبارکردن گزینههای جایگزین توسط اصلاحطلبان و مدافعان خارج نشین جمهوریاسلامی، در خاکستریشدن هر آرمانی، در سربلندکردن تئوریهای توطئهای که هیچکدام شانسی برای وقوع ندارند، آنچه در عمل اتفاق میافتد استمرار جمهوریاسلامی است.
اینجاست که باید درباره هرچیز ظاهرا مبرهنی که بدون تفکر میپذیریم و تکرار میکنیم، دقیق شویم. شاید که بخشی از پروپاگاندای جمهوریاسلامی باشد. در این روزهای سیاه ایران، دیدن تلاش مردم عادی برای اخلاقی و سالم زندگی کردن، نه تنها یک وظیفه و ارزش اخلاقی که یک مبارزه سیاسی است.
«Bamdad»
________
@ajibzad
چنین شکلی از دروغ به عقل هیچکدام از نظامهای توتالیتر قبلی نرسیدهاست. نظامی که شکستش آنچنان آشکار است که هر تلاشی برای ارائه تصویری موفق از خود را بیهوده میبیند، لاجرم مسیری دیگر برمیگزیند و با کشتن امید و شجاعت، سایر امکانها را یا بیاعتبار میکند، یا دور از دسترس مینمایاند.
ما شبیه جمهوریاسلامی نیستیم. هنوز در بدنه بروکراتیک این کشور، هستند کسانی که در سلامت کار میکنند. کارمندانی که باعث شدند، علیرغم سیاستهای ویرانگر جمهوریاسلامی، ایران در چهل سال گذشته سرپا بماند. کسانی که میشود به اتکای آنها ایران را از این دوره انحطاط هم نجات داد.
به دور و اطراف خود نگاه کنید، در میان همین مادر و پدر و خاله و دایی و عمو و عمه خودتان، فراوانند کسانی که کارمند این دستگاه ادارایند، اما نه دزدند، نه از این خوان گسترده فساد بهرهای بردهاند. مردمان شریفی هستند که علیرغم همه ایراداتشان میلی قوی به سامان یافتن این مملکت دارند.
علاوه بر این، میان مغازهداری که نابسامانی اقتصادی باعث شده، جنسش را گران بفروشد و رهبری که سیاستهای غیرمسئولانهاش مملکتی را به افلاس کشانده است، میان کارمندی که درست کار نمیکند و فرماندهان سپاهی که در حال بلعیدن تمام هستی یک کشور هستند، تفاوتهای فراوانی وجود دارد.
اینگونه نیست که از کسی که کبریتی را گران فروخته، کشتن ستاربهشتی و نداآقاسلطان و زهراکاظمی بربیاید. ما شبیه جمهوریاسلامی نیستیم. منفعتطلبیهای فردی ما هیچ ارتباطی با ساختاری ندارد که تبعیض و ظلم و فساد را بصورت سیستماتیک ترویج کردن و ویرانی برای ایران بههمراه آورده است.
در اینسو قربانیانی قرار دارند که برای جان بدر بردن از این فضای متلاطم اقتصادی و سیاسی، البته منفعلانه و به اشتباه، تنها درپی بیرون کشیدن گلیم خود هستند، اما در آنسو ساختار سیاسی وجود دارد که دلیل این تلاطمهاست و اساسا بقا و حیات خود را در گرو تداوم این نابسامانیها میبیند.
جامعهای که در دو قرن اخیر تحولات سیاسی متعددی را تجربه کرده است، میتواند دوباره متحول شود. مردمانی که دوبار انقلاب کردهاند، ممکن است دوباره انقلاب کنند. شرایط سیاسی و اقتصادی فعلی هم کمک میکند تا باور به ناپایداری این وضع و قریبالوقوع بودن تغییرات اساسی گسترش یابد.
اما در مرگ عاملیت مردم، در مرگ شجاعت و امید، در بیاعتبارکردن گزینههای جایگزین توسط اصلاحطلبان و مدافعان خارج نشین جمهوریاسلامی، در خاکستریشدن هر آرمانی، در سربلندکردن تئوریهای توطئهای که هیچکدام شانسی برای وقوع ندارند، آنچه در عمل اتفاق میافتد استمرار جمهوریاسلامی است.
اینجاست که باید درباره هرچیز ظاهرا مبرهنی که بدون تفکر میپذیریم و تکرار میکنیم، دقیق شویم. شاید که بخشی از پروپاگاندای جمهوریاسلامی باشد. در این روزهای سیاه ایران، دیدن تلاش مردم عادی برای اخلاقی و سالم زندگی کردن، نه تنها یک وظیفه و ارزش اخلاقی که یک مبارزه سیاسی است.
«Bamdad»
________
@ajibzad
لابلای خبرهای چند روز گذشته، خبری بسیار مهم منتشر شد که زنگ خطر بزرگی برای آیندهٔ ایران و نسلهای بعدی ملت است.
قراردادی ۲۵ ساله میان جمهوری اسلامی و چین به ارزش ۴۰۰ میلیارد دلار که ۲۸۰ میلیارد دلار آن در بخش نفت و گاز و ۱۲۰ میلیارد دلار در حمل و نقل و تولید است.
نقطهٔ عجیبتر ماجرا حضور پنج هزار نیروی نظامی چینی برای حفاظت از این قراردادها است.
برای درک عمق فاجعه، باید در نظر بگیریم که فروش نفت جمهوری اسلامی در حال حاضر (بعد از وضع تحریمها) حدود ۱۶۰هزار بشکه در روز است که با احتساب قیمت متوسط ۵۵ دلار به ازای هر بشکه، سالانه حدود ۳/۲ میلیارد دلار از محل فروش نفت درآمد خواهد داشت. یعنی با احتساب رقم کنونی، معادل ۸۷ سال فروش نفت ایران است. با توجه به تحریمهای سنگین، ایران موردی با ریسک بالا برای سرمایهگذاران خارجی است، بنابراین وقتی کسی حاضر میشود این حجم از سرمایهگذاری را در کشوری بیثبات داشته باشد، یقیناً امتیازات استعماری منحصربفردی را دریافت کرده است.
خبر مشابهی هم کمی پیش از این دربارهٔ حضور نظامی روسیه در ایران به گوش رسید. جمهوری اسلامی به دنبال بیمهٔ نظامی خود در برابر تهدید است.
___
@ajibzad
قراردادی ۲۵ ساله میان جمهوری اسلامی و چین به ارزش ۴۰۰ میلیارد دلار که ۲۸۰ میلیارد دلار آن در بخش نفت و گاز و ۱۲۰ میلیارد دلار در حمل و نقل و تولید است.
نقطهٔ عجیبتر ماجرا حضور پنج هزار نیروی نظامی چینی برای حفاظت از این قراردادها است.
برای درک عمق فاجعه، باید در نظر بگیریم که فروش نفت جمهوری اسلامی در حال حاضر (بعد از وضع تحریمها) حدود ۱۶۰هزار بشکه در روز است که با احتساب قیمت متوسط ۵۵ دلار به ازای هر بشکه، سالانه حدود ۳/۲ میلیارد دلار از محل فروش نفت درآمد خواهد داشت. یعنی با احتساب رقم کنونی، معادل ۸۷ سال فروش نفت ایران است. با توجه به تحریمهای سنگین، ایران موردی با ریسک بالا برای سرمایهگذاران خارجی است، بنابراین وقتی کسی حاضر میشود این حجم از سرمایهگذاری را در کشوری بیثبات داشته باشد، یقیناً امتیازات استعماری منحصربفردی را دریافت کرده است.
خبر مشابهی هم کمی پیش از این دربارهٔ حضور نظامی روسیه در ایران به گوش رسید. جمهوری اسلامی به دنبال بیمهٔ نظامی خود در برابر تهدید است.
___
@ajibzad
Forwarded from Anarchonomy
ایوژن یونسکو، نمایشنامهنویس رومانیایی، یه نمایشنامه داره به نام کرگدن. خلاصه داستان اینه که یه شب بیشتر اهالی یک دهکده تبدیل به کرگدن میشن و همهچیز رو سر راهشون خراب میکنند یا میخورن. اونهایی که تغییر بوجود اومده رو به مرور نرمال حساب میکنند و به عنوان یک نُرم جدید میپذیرند، خودشون هم تبدیل به کرگدن میشن، و فقط یک نفر میمونه که انسان باقی میمونه و در اوج تنهایی و استیصال قرار میگیره. نویسنده فاشیستهایی که کنترل کشورش رو در دوره ۱۹۴۰ به دست گرفتند به کرگدنهای نابودگر تشبیه کرده. اما نمیگه کرگدنها دقیقا چه جنایتهایی مرتکب شدن (مثل حمله شبانه به محل سکونت اقلیتها و زنده سوزاندنشون)، چون اونها رو تقریبا همه شنیدن و میدونن. هدفش نشون دادن نحوه نرمالایز شدن تدریجی فاشیسمه. فاشیستهای رومانی ابتدا با حداقل رأی ممکن به پارلمان راه پیدا کردند، طوری که به مخیله کسی نمیرسید روزی به قدرت مطلق برسند. هرسال تعداد کرسیها بیشتر شد (تعداد بیشتری داشتند به کرگدنهای رأیدهنده تبدیل میشدند)، تا اینکه به حدود ۲۰ درصد رسیدند، و درست همون موقع پادشاه مجلس رو منحل کرد و راه برای دور زدن دموکراسی باز شد. و شد آنچه شد. اینکه امروز میبینید اروپاییها حتی از ۱ درصد بیشتر شدن آراء افراطیها نگران میشن دلایلش همین تجربیات تاریخیه.
با رشته توعیت بامداد کاملا موافقم که جمهوریاسلامی از همه توان تبلیغاتی و نرمافزاریش استفاده میکنه تا القاء کنه راهی برای خروج ازین تباهی نیست، و رهایی ازین فاشیسم مذهبی ارزش حتی امیدواری هم نداره، چه برسه فداکاری و دادن هزینه، و امکان نداره اپوزیسیونی بوجود بیاد که توان به زیر کشیدن این هیولا رو داشته باشه. اما همونطور که یونسکو با داستانش نشون میده، مهمترین فعالیت اپوزیسیونی، مقاومت در برابر کرگدن شدنه. حتی اگه آدم رو تنها و مستأصل کنه. نپذیرفتن اینکه این ارزشهای معرفی شده، ارزشند. نپذیرفتن اینکه وضعیت جاری نرمال است. نپذیرفتن وارونگیها، نپذیرفتن قلب واقعیت، نپذیرفتن تهی کردن واژگان از معنا، نپذیرفتن شراکت در اعمال تبعیض، نپذیرفتن جداسازی جمعیتی و جنسیتی و قومیتی، نپذیرفتن بیگانهسازی آشنایان، و آشنا کردن دشمنان و اشغالگران. نپذیرفتن جاسازی موهومات و شبهعلم، در علم. نپذیرفتن سیرک انتخابات، نپذیرفتن فریب بد و بدتر، نپذیرفتن رسمیتیافتگی آدمکشها، نپذیرفتن مقدسسازیها، و نپذیرفتن ابتذال شر.
این سیستم رو هیچچیز جز «کرگدن نشدن» عصبانی و ضعیف نمیکنه.
@EricNotes
با رشته توعیت بامداد کاملا موافقم که جمهوریاسلامی از همه توان تبلیغاتی و نرمافزاریش استفاده میکنه تا القاء کنه راهی برای خروج ازین تباهی نیست، و رهایی ازین فاشیسم مذهبی ارزش حتی امیدواری هم نداره، چه برسه فداکاری و دادن هزینه، و امکان نداره اپوزیسیونی بوجود بیاد که توان به زیر کشیدن این هیولا رو داشته باشه. اما همونطور که یونسکو با داستانش نشون میده، مهمترین فعالیت اپوزیسیونی، مقاومت در برابر کرگدن شدنه. حتی اگه آدم رو تنها و مستأصل کنه. نپذیرفتن اینکه این ارزشهای معرفی شده، ارزشند. نپذیرفتن اینکه وضعیت جاری نرمال است. نپذیرفتن وارونگیها، نپذیرفتن قلب واقعیت، نپذیرفتن تهی کردن واژگان از معنا، نپذیرفتن شراکت در اعمال تبعیض، نپذیرفتن جداسازی جمعیتی و جنسیتی و قومیتی، نپذیرفتن بیگانهسازی آشنایان، و آشنا کردن دشمنان و اشغالگران. نپذیرفتن جاسازی موهومات و شبهعلم، در علم. نپذیرفتن سیرک انتخابات، نپذیرفتن فریب بد و بدتر، نپذیرفتن رسمیتیافتگی آدمکشها، نپذیرفتن مقدسسازیها، و نپذیرفتن ابتذال شر.
این سیستم رو هیچچیز جز «کرگدن نشدن» عصبانی و ضعیف نمیکنه.
@EricNotes
یادتان باشد که جمهوری اسلامی و پیادهنظام رسانهایاش از قم تا تورنتو، همه کار کردند که دامن ایران را با آتش جنگ شرر بزنند.
جنگطلب همانانند که از اشتیاق و شور موشکپرانیهای بیپروای این نظام به غایت حظ میرسند. اینان برای ویرانیِ ویرانخانهٔ ما همقسمند!
_____
@ajibzad
جنگطلب همانانند که از اشتیاق و شور موشکپرانیهای بیپروای این نظام به غایت حظ میرسند. اینان برای ویرانیِ ویرانخانهٔ ما همقسمند!
_____
@ajibzad
زورش به دختر بیپناه و کارگر مستضعف میرسد، حال آنکه بدون محافظانش جرأت مستراح رفتن هم ندارد.
_____
@ajibzad
_____
@ajibzad
رویارویی کامهای از خشم باز با چشمهای پشت حجاب... تقابل فریاد با سرکوب!
این داستان ادامه دارد و کمکم نوبت بسیاری دیگر از ما خواهد بود که در این حلقهٔ شرارت محصور باشیم.
راستی! مأموران گارد ویژه برای سرکوب کارگران چقدر حق مأموریت میگیرند؟ قیمت این فریادها چقدر است؟
__
@ajibzad
این داستان ادامه دارد و کمکم نوبت بسیاری دیگر از ما خواهد بود که در این حلقهٔ شرارت محصور باشیم.
راستی! مأموران گارد ویژه برای سرکوب کارگران چقدر حق مأموریت میگیرند؟ قیمت این فریادها چقدر است؟
__
@ajibzad
جواد ظریف امروز در مصاحبه با سیانان گفته است که ما قصد جنگ نداریم اما اگر آنها حمله کنند، متحمل خسارات زیادی خواهند شد.
به یک کشور بدون تخاصم نظامی، حملهٔ نظامی کردهاند و با پررویی میگویند ما قصد جنگ نداریم. این «نداریم»های ظریف البته معروفند؛ همانطور که ما در ایران زندانی سیاسی نداریم یا خبرنگار در بند نداریم یا اقلیتهای مذهبی محاکمهشده نداریم. حالا هم که قصد جنگ «نداریم».
از نالههای ظریف از نداریاش که بگذریم با یک واقعیتِ عور و تلخ روبرو هستیم. آنها که سالها سرمایههایمان را چپاول کردهاند، کشورمان را فروختهاند، ملتمان را آواره کرده و جان جوانانمان را گرفتهاند، امروز میخواهند بر سر بقایشان قماری سنگین کنند. قماری به قیمت جان و خانمان یک ملت. کدام ملت؟ همان ملتی که همین دو سال پیش سادهلوحانه و رعیتمآبانه به این جماعت رأی داده بودند تا سایهٔ شوم جنگ را دور کنند. زهی خیال باطل! این جماعت خودشان همان سایهٔ شومند .
داریم همزمان هم ونزوئلا و هم سوریه میشویم، اما کسی که روی امیر کبیر تقلبی شرط میبندد، شایستهٔ باختن است.
داریم میبازیم و همینها از بیرون گود داد میزنند «باید ببازی»!
__
@ajibzad
به یک کشور بدون تخاصم نظامی، حملهٔ نظامی کردهاند و با پررویی میگویند ما قصد جنگ نداریم. این «نداریم»های ظریف البته معروفند؛ همانطور که ما در ایران زندانی سیاسی نداریم یا خبرنگار در بند نداریم یا اقلیتهای مذهبی محاکمهشده نداریم. حالا هم که قصد جنگ «نداریم».
از نالههای ظریف از نداریاش که بگذریم با یک واقعیتِ عور و تلخ روبرو هستیم. آنها که سالها سرمایههایمان را چپاول کردهاند، کشورمان را فروختهاند، ملتمان را آواره کرده و جان جوانانمان را گرفتهاند، امروز میخواهند بر سر بقایشان قماری سنگین کنند. قماری به قیمت جان و خانمان یک ملت. کدام ملت؟ همان ملتی که همین دو سال پیش سادهلوحانه و رعیتمآبانه به این جماعت رأی داده بودند تا سایهٔ شوم جنگ را دور کنند. زهی خیال باطل! این جماعت خودشان همان سایهٔ شومند .
داریم همزمان هم ونزوئلا و هم سوریه میشویم، اما کسی که روی امیر کبیر تقلبی شرط میبندد، شایستهٔ باختن است.
داریم میبازیم و همینها از بیرون گود داد میزنند «باید ببازی»!
__
@ajibzad
از #Gher4peace «قرفورپیس» تا #Ardah4peace «عرضهفورپیس»
چند ماه پیش، سام فرزانه، خبرنگار بیبیسی فارسی در آمریکا گزارشی از یک تجمع یازدهنفره (با خود سام و تصویربرداران میشدند چهارده نفر) در مقابل کاخ سفید منتشر کرد که در آن عدهای در حال قر دادن بودند تا به جنگ احتمالی میان آمریکا و ایران اعتراض کنند. خودشان این پویش نامفهوم را «قرفورپیس» نام دادند.
همان یازده نفر، در چند روز گذشته از اشتیاق موشکپرانی نظام محبوبشان به عربستان، از پوستین صلحطلبیشان خارج شده و به تبصبص سرداران سپاه اسلام و برادران قاتزن حوثی پرداختهاند. حاصل آن قرها شد خوشرقصی برای جنگی تازه!
نوبتی هم باشد حالا نوبت عرضهرقصی برادران یمنی است که با موشک و پهپاد ایرانی به جنگ اعتراض کنند. به قول مصطفی تاجزاده: «روی موشکها بنویسید نه به جنگ!»
پ.ن: عرضه، رقص سنتی مردم جنوب شبه جزیرهٔ عربستان، شامل عربستان، یمن و عمان است که با شمشیر، خنجر یا عصا انجام میشود.
___
@ajibzad
چند ماه پیش، سام فرزانه، خبرنگار بیبیسی فارسی در آمریکا گزارشی از یک تجمع یازدهنفره (با خود سام و تصویربرداران میشدند چهارده نفر) در مقابل کاخ سفید منتشر کرد که در آن عدهای در حال قر دادن بودند تا به جنگ احتمالی میان آمریکا و ایران اعتراض کنند. خودشان این پویش نامفهوم را «قرفورپیس» نام دادند.
همان یازده نفر، در چند روز گذشته از اشتیاق موشکپرانی نظام محبوبشان به عربستان، از پوستین صلحطلبیشان خارج شده و به تبصبص سرداران سپاه اسلام و برادران قاتزن حوثی پرداختهاند. حاصل آن قرها شد خوشرقصی برای جنگی تازه!
نوبتی هم باشد حالا نوبت عرضهرقصی برادران یمنی است که با موشک و پهپاد ایرانی به جنگ اعتراض کنند. به قول مصطفی تاجزاده: «روی موشکها بنویسید نه به جنگ!»
پ.ن: عرضه، رقص سنتی مردم جنوب شبه جزیرهٔ عربستان، شامل عربستان، یمن و عمان است که با شمشیر، خنجر یا عصا انجام میشود.
___
@ajibzad
Forwarded from محمد مساعد
🔵 هپکو، سرگذشت یک خصوصیسازی سیاه
🔴 درختی که مردی نابینا و برادرانی معدنکار در دهه چهل کاشتند سالها بعد به دست کسی افتاد که میگفت رمز موفقیتم این است «خانه: اجارهای، شغل: دلالی، زن: صیغهای»
⭕ سرگذشت هپکو از تولد تا سقوط را میتوانید اینجا بخوانید:
bit.ly/Hepcomosaed
@Mohammadmosaed
🔴 درختی که مردی نابینا و برادرانی معدنکار در دهه چهل کاشتند سالها بعد به دست کسی افتاد که میگفت رمز موفقیتم این است «خانه: اجارهای، شغل: دلالی، زن: صیغهای»
⭕ سرگذشت هپکو از تولد تا سقوط را میتوانید اینجا بخوانید:
bit.ly/Hepcomosaed
@Mohammadmosaed
Telegraph
هپکو، داستان یک خصوصیسازی سیاه
محمد مساعد: هپکو، این غول صنعت ماشینسازی صنعتی خاورمیانه، حالا افتاده بر خاک اراک، نفسهای آخرش را میکشد. یکی از کارگران میگوید: «سالن غذاخوری اینجا برای غذادادن به هشت هزار کارگر ساخته شده اما امروز تعطیل شده چون شرکت 700 کارگر دارد که کاری برای انجامدادنن…
از عصر خلافت عباسیان در سیزده قرن پیش تا کنون، همواره شیعیان بر این مدعا بودهاند که اگر روزی قدرت داشته باشند، حکومت عدل و داد را خواهند گستراند. محمدتقی فلسفی از وعاظ تهران در دههٔ پنجاه بارها در خطابههایش مدعی شده بود که اگر ما (فقهای شیعه) صدا و سیما را فقط بیست و چهار ساعت در اختیار داشته باشیم، مملکت اصلاح خواهد شد.
چهل سال است که شیعه قدرت بلامنازع و قاهره در ایران را در اختیار دارد. جمهوری اسلامی، خروجی مکتب عاشوراست. آنچه از حکومت شیعیان در یادها خواهد ماند در چند کلیدواژه خلاصه خواهند شد: فساد، جنایت، غارت اموال عمومی، بیعدالتی، بیاخلاقی، شرارت و....
فرصتی تاریخی که تشیّع میتوانست مثلاً همهٔ آرمانهای عدالتطلبانهٔ مورد ادعایش را پیاده کند، دود شد.
بچهشیعه اما هنوز لابلای همان کلیدواژهها دنبال رستگاری میگردد.
_____
@ajibzad
چهل سال است که شیعه قدرت بلامنازع و قاهره در ایران را در اختیار دارد. جمهوری اسلامی، خروجی مکتب عاشوراست. آنچه از حکومت شیعیان در یادها خواهد ماند در چند کلیدواژه خلاصه خواهند شد: فساد، جنایت، غارت اموال عمومی، بیعدالتی، بیاخلاقی، شرارت و....
فرصتی تاریخی که تشیّع میتوانست مثلاً همهٔ آرمانهای عدالتطلبانهٔ مورد ادعایش را پیاده کند، دود شد.
بچهشیعه اما هنوز لابلای همان کلیدواژهها دنبال رستگاری میگردد.
_____
@ajibzad
گابریل گارسیا مارکز کتابی دارد به نام «پاییز پدرسالار»، که سال ۱۳۵۳ نوشته شده است.
داستان دیکتاتوری تنها و سفاک با یک دست مصنوعی که خود را در کاخش حبس کرده و دائماً همه چیز را به گردن دشمنی دوردست میاندازد...
روی تقویم ما تازه وارد پاییز شدهایم، اما پاییز پدرسالار دیریست آغاز شده است.
_____
@ajibzad
داستان دیکتاتوری تنها و سفاک با یک دست مصنوعی که خود را در کاخش حبس کرده و دائماً همه چیز را به گردن دشمنی دوردست میاندازد...
روی تقویم ما تازه وارد پاییز شدهایم، اما پاییز پدرسالار دیریست آغاز شده است.
_____
@ajibzad