عجیب زاده
1.44K subscribers
867 photos
261 videos
1 file
1.31K links
مایهٔ افتخار خواهد بود که نظراتتان را از لینک زیر به صورت بی‌نام و از طریق پیام عمومی یا خصوصی، با من در میان بگذارید:

در توییتر:

http://www.twitter.com/ajibzade
Download Telegram
روز دهم سپتامبر، روز جهانی پیشگیری از خودکشی است. درست همان روزی که خبر مرگ دلخراش دختر آبی در ایران منتشر شد.

سال پیش مطلبی طنزآلود نگاشته بودم دربارهٔ خودکشی در ایران که این فاجعهٔ انسانی را در برهم‌کنش میان حکومت سرکش و مردم مظلوم و به‌ستوه‌آمده می‌کاوید.

آن نوشته را از اینجا می‌توانید بخوانید:

____
@ajibzad
بیست و سه میلیون نفر رأی داده‌اند تا دولت بتواند بخشی از دانش‌آموزان این کشور را از تحصیل محروم کند. آیا شما هم از آن بیست و سه میلیون نفر هستید؟ اگر موافق این قانون غیر انسانی هستید که هیچ؛ اما اگر با آن مخالفید چه اقدامی کرده‌اید یا خواهید کرد که مشارکتتان در این امر غیر اخلاقی را جبران کند؟ اصلاً خودتان را مسئول می‌دانید؟

این سؤالات را نه فقط دربارهٔ این قانون، که دربارهٔ هزاران لطمه‌ای که حکومت نامشروع جمهوری اسلامی به همهٔ جنبه‌های زیست بشری و محیط زیست وارد کرده است، در خلوت از خودتان بپرسید. ببینید کجا ایستاده‌اید و چه چیزی را به پای چه چیزی قربانی می‌کنید.

______
@ajibzad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نام این زن نگار معظم است و حالا باید ده سال را در زندان بگذراند. چرا؟ چون در کوچه‌های کاهگلی یک روستا در کویر، فریاد زده است «کلاغ دم سیاه قارقارو سر کن»

نگار هم یک دختر آبی است، مثل بسیاری از ما... مثل بسیاری از ما که دیر یا زود برای جرم نکرده محاکمه خواهیم شد. جمهوری اسلامی از تجاهر به ظلم ابایی ندارد. خون دختران آبی این کشور اما از دست آنانی می‌چکد که این حکومت بی‌پروا را نرمال جلوه می‌دهند و تلاششان تماماً بر این معطوف است که فشار جهانی بر این نظام سفّاک را کم کنند تا هر چه می‌خواهد بکند.

_____
@ajibzad
جمهوری‌اسلامی مدام در گوشمان می‌خواند: “اگرچه من فاسدم، اما شما هم هستید، مخالفانم هم چنین‌اند. تک‌تک شما هشتادمیلیون ایرانی یک جمهوری‌اسلامی کوچک هستید. هیچ سیاهی وجود ندارد، هیچ سفیدی هم وجودندارد، چرا می‌خواهید برای رفتن از این خاکستری به آن خاکستری خودتان را به کشتن دهید.”

چنین شکلی از دروغ به عقل هیچکدام از نظامهای توتالیتر قبلی نرسیده‌است. نظامی که شکستش آنچنان آشکار است که هر تلاشی برای ارائه تصویری موفق از خود را بیهوده می‌بیند، لاجرم مسیری دیگر برمیگزیند و با کشتن امید و شجاعت، سایر امکانها را یا بی‌اعتبار میکند، یا دور از دسترس می‌نمایاند.

ما شبیه جمهوری‌اسلامی نیستیم. هنوز در بدنه بروکراتیک این کشور، هستند کسانی که در سلامت کار می‌کنند. کارمندانی که باعث شدند، علیرغم سیاست‌های ویران‌گر جمهوری‌اسلامی، ایران در چهل سال گذشته سرپا بماند. کسانی که می‌شود به اتکای آنها ایران را از این دوره انحطاط هم نجات داد.

به دور و اطراف خود نگاه کنید، در میان همین مادر و پدر و خاله و دایی و عمو و عمه خودتان، فراوانند کسانی که کارمند این دستگاه ادارایند، اما نه دزدند، نه از این خوان گسترده فساد بهره‌ای برده‌اند. مردمان شریفی هستند که علیرغم همه ایراداتشان میلی قوی به سامان یافتن این مملکت دارند.

علاوه بر این، میان مغازه‌داری که نابسامانی اقتصادی باعث شده، جنسش را گران بفروشد و رهبری که سیاست‌های غیرمسئولانه‌اش مملکتی را به افلاس کشانده است، میان کارمندی که درست کار نمی‌کند و فرماندهان سپاهی که در حال بلعیدن تمام هستی یک کشور هستند، تفاوت‌های فراوانی وجود دارد.

اینگونه نیست که از کسی که کبریتی را گران فروخته، کشتن ستاربهشتی و نداآقاسلطان و زهراکاظمی بربیاید. ما شبیه جمهوری‌اسلامی نیستیم. منفعت‌طلبی‌های فردی ما هیچ ارتباطی با ساختاری ندارد که تبعیض و ظلم و فساد را بصورت سیستماتیک ترویج کردن و ویرانی برای ایران به‌همراه آورده است.

در اینسو قربانیانی قرار دارند که برای جان بدر بردن از این فضای متلاطم اقتصادی و سیاسی، البته منفعلانه و به اشتباه، تنها درپی بیرون کشیدن گلیم خود هستند، اما در آنسو ساختار سیاسی وجود دارد که دلیل این تلاطم‌هاست و اساسا بقا و حیات خود را در گرو تداوم این نابسامانی‌ها می‌بیند.

جامعه‌ای که در دو قرن اخیر تحولات سیاسی متعددی را تجربه کرده است، می‌تواند دوباره متحول شود. مردمانی که دوبار انقلاب کرده‌اند، ممکن است دوباره انقلاب کنند. شرایط سیاسی و اقتصادی فعلی هم کمک می‌کند تا باور به ناپایداری این وضع و قریب‌الوقوع بودن تغییرات اساسی گسترش یابد.

اما در مرگ عاملیت مردم، در مرگ شجاعت و امید، در بی‌اعتبارکردن گزینه‌های جایگزین توسط اصلاح‌طلبان و مدافعان خارج نشین جمهوری‌اسلامی، در خاکستری‌شدن هر آرمانی، در سربلندکردن تئوریهای توطئه‌ای که هیچکدام شانسی برای وقوع ندارند، آنچه در عمل اتفاق می‌افتد استمرار جمهوری‌اسلامی است.

اینجاست که باید درباره هرچیز ظاهرا مبرهنی که بدون تفکر می‌پذیریم و تکرار می‌کنیم، دقیق شویم. شاید که بخشی از پروپاگاندای جمهوری‌اسلامی باشد. در این روزهای سیاه ایران، دیدن تلاش‌‌ مردم عادی برای اخلاقی و سالم زندگی کردن، نه تنها یک وظیفه و ارزش اخلاقی که یک مبارزه سیاسی است.

«Bamdad»

________
@ajibzad
لابلای خبرهای چند روز گذشته، خبری بسیار مهم منتشر شد که زنگ خطر بزرگی برای آیندهٔ ایران و نسل‌های بعدی ملت است.

قراردادی ۲۵ ساله میان جمهوری اسلامی و چین به ارزش ۴۰۰ میلیارد دلار که ۲۸۰ میلیارد دلار آن در بخش نفت و گاز و ۱۲۰ میلیارد دلار در حمل و نقل و تولید است.

نقطهٔ عجیب‌تر ماجرا حضور پنج هزار نیروی نظامی چینی برای حفاظت از این قراردادها است.

برای درک عمق فاجعه، باید در نظر بگیریم که فروش نفت جمهوری اسلامی در حال حاضر (بعد از وضع تحریم‌ها) حدود ۱۶۰هزار بشکه در روز است که با احتساب قیمت متوسط ۵۵ دلار به ازای هر بشکه، سالانه حدود ۳/۲ میلیارد دلار از محل فروش نفت درآمد خواهد داشت. یعنی با احتساب رقم کنونی، معادل ۸۷ سال فروش نفت ایران است. با توجه به تحریم‌های سنگین، ایران موردی با ریسک بالا برای سرمایه‌گذاران خارجی است، بنابراین وقتی کسی حاضر می‌شود این حجم از سرمایه‌گذاری را در کشوری بی‌ثبات داشته باشد، یقیناً امتیازات استعماری منحصربفردی را دریافت کرده است.

خبر مشابهی هم کمی پیش از این دربارهٔ حضور نظامی روسیه در ایران به گوش رسید. جمهوری اسلامی به دنبال بیمهٔ نظامی خود در برابر تهدید است.

___
@ajibzad
Forwarded from Anarchonomy
ایوژن یونسکو، نمایشنامه‌نویس رومانیایی، یه نمایشنامه داره به نام کرگدن. خلاصه داستان اینه که یه شب بیشتر اهالی یک دهکده تبدیل به کرگدن میشن و همه‌چیز رو سر راهشون خراب می‌کنند یا میخورن. اون‌هایی که تغییر بوجود اومده رو به مرور نرمال حساب می‌کنند و به عنوان یک نُرم جدید می‌پذیرند، خودشون هم تبدیل به کرگدن میشن، و فقط یک نفر می‌مونه که انسان باقی میمونه و در اوج تنهایی و استیصال قرار می‌گیره. نویسنده فاشیست‌هایی که کنترل کشورش رو در دوره ۱۹۴۰ به دست گرفتند به کرگدن‌های نابودگر تشبیه کرده. اما نمیگه کرگدن‌ها دقیقا چه جنایت‌هایی مرتکب شدن (مثل حمله شبانه به محل سکونت اقلیت‌ها و زنده سوزاندنشون)، چون اون‌ها رو تقریبا همه شنیدن و میدونن. هدفش نشون دادن نحوه نرمالایز شدن تدریجی فاشیسمه. فاشیست‌های رومانی ابتدا با حداقل رأی ممکن به پارلمان راه پیدا کردند، طوری که به مخیله کسی نمی‌رسید روزی به قدرت مطلق برسند. هرسال تعداد کرسی‌ها بیشتر شد (تعداد بیشتری داشتند به کرگدن‌های رأی‌دهنده تبدیل می‌شدند)، تا اینکه به حدود ۲۰ درصد رسیدند، و درست همون موقع پادشاه مجلس رو منحل کرد و راه برای دور زدن دموکراسی باز شد. و شد آنچه شد. اینکه امروز می‌بینید اروپایی‌ها حتی از ۱ درصد بیشتر شدن آراء افراطی‌ها نگران میشن دلایلش همین تجربیات تاریخیه.
با رشته توعیت بامداد کاملا موافقم که جمهوری‌اسلامی از همه توان تبلیغاتی و نرم‌افزاریش استفاده می‌کنه تا القاء کنه راهی برای خروج ازین تباهی نیست، و رهایی ازین فاشیسم مذهبی ارزش حتی امیدواری هم نداره، چه برسه فداکاری و دادن هزینه، و امکان نداره اپوزیسیونی بوجود بیاد که توان به زیر کشیدن این هیولا رو داشته باشه. اما همونطور که یونسکو با داستانش نشون میده، مهم‌ترین فعالیت اپوزیسیونی، مقاومت در برابر کرگدن شدنه. حتی اگه آدم رو تنها و مستأصل کنه. نپذیرفتن اینکه این ارزش‌های معرفی شده، ارزشند. نپذیرفتن اینکه وضعیت جاری نرمال است. نپذیرفتن وارونگی‌ها، نپذیرفتن قلب واقعیت، نپذیرفتن تهی کردن واژگان از معنا، نپذیرفتن شراکت در اعمال تبعیض، نپذیرفتن جداسازی جمعیتی و جنسیتی و قومیتی، نپذیرفتن بیگانه‌سازی آشنایان، و آشنا کردن دشمنان و اشغالگران. نپذیرفتن جاسازی موهومات و شبه‌علم، در علم. نپذیرفتن سیرک انتخابات، نپذیرفتن فریب بد و بدتر، نپذیرفتن رسمیت‌یافتگی آدم‌کش‌ها، نپذیرفتن مقدس‌سازی‌ها، و نپذیرفتن ابتذال شر.

این سیستم رو هیچ‌چیز جز «کرگدن نشدن» عصبانی و ضعیف نمی‌کنه.

@EricNotes
یادتان باشد که جمهوری اسلامی و پیاده‌نظام رسانه‌ای‌اش از قم تا تورنتو، همه کار کردند که دامن ایران را با آتش جنگ شرر بزنند.
جنگ‌طلب همانانند که از اشتیاق و شور موشک‌پرانی‌های بی‌پروای این نظام به غایت حظ می‌رسند. اینان برای ویرانیِ ویران‌خانهٔ ما هم‌قسمند!

_____
@ajibzad
زورش به دختر بی‌پناه و کارگر مستضعف می‌رسد، حال آنکه بدون محافظانش جرأت مستراح رفتن هم ندارد.

_____
@ajibzad
هموطن ارزشی!
در بی‌عرضگی، ناتوانی و بی‌کفایتی رهبرت همین بس که زورش حتی به گردن‌کلفتیِ صاحبان نوکیسهٔ شرکت‌های خصوصی‌سازی‌شده هم نمی‌رسد و مدعی فتح جهان است. شاید هم بدتر، زورش می‌رسد و بحکم منفعت نزد شریکان خفقان گرفته است.

اما.. اما افسوس و صد افسوس که زور تو به کارگر معترض می‌رسد.
رویارویی کام‌های از خشم باز با چشم‌های پشت حجاب... تقابل فریاد با سرکوب!
این داستان ادامه دارد و کم‌کم نوبت بسیاری دیگر از ما خواهد بود که در این حلقهٔ شرارت محصور باشیم.

راستی! مأموران گارد ویژه برای سرکوب کارگران چقدر حق مأموریت می‌گیرند؟ قیمت این فریادها چقدر است؟
__
@ajibzad
جواد ظریف امروز در مصاحبه با سی‌ان‌ان گفته است که ما قصد جنگ نداریم اما اگر آنها حمله کنند، متحمل خسارات زیادی خواهند شد.

به یک کشور بدون تخاصم نظامی، حملهٔ نظامی کرده‌اند و با پررویی می‌گویند ما قصد جنگ نداریم. این «نداریم»های ظریف البته معروفند؛ همانطور که ما در ایران زندانی سیاسی نداریم یا خبرنگار در بند نداریم یا اقلیت‌های مذهبی محاکمه‌شده نداریم. حالا هم که قصد جنگ «نداریم».

از ناله‌های ظریف از نداری‌اش که بگذریم با یک واقعیتِ عور و تلخ روبرو هستیم. آنها که سالها سرمایه‌هایمان را چپاول کرده‌اند، کشورمان را فروخته‌اند، ملتمان را آواره کرده و جان جوانانمان را گرفته‌اند، امروز می‌خواهند بر سر بقایشان قماری سنگین کنند. قماری به قیمت جان و خانمان یک ملت. کدام ملت؟ همان ملتی که همین دو سال پیش ساده‌لوحانه و رعیت‌مآبانه به این جماعت رأی داده بودند تا سایهٔ شوم جنگ را دور کنند. زهی خیال باطل! این جماعت خودشان همان سایهٔ شومند .

داریم همزمان هم ونزوئلا و هم سوریه می‌شویم، اما کسی که روی امیر کبیر تقلبی شرط می‌بندد، شایستهٔ باختن است.
داریم می‌بازیم و همین‌ها از بیرون گود داد می‌زنند «باید ببازی»!
__
@ajibzad
از #Gher4peace «قرفورپیس» تا #Ardah4peace «عرضه‌فورپیس»

چند ماه پیش، سام فرزانه، خبرنگار بی‌بی‌سی فارسی در آمریکا گزارشی از یک تجمع یازده‌نفره (با خود سام و تصویربرداران می‌شدند چهارده نفر) در مقابل کاخ سفید منتشر کرد که در آن عده‌ای در حال قر دادن بودند تا به جنگ احتمالی میان آمریکا و ایران اعتراض کنند. خودشان این پویش نامفهوم را «قرفورپیس» نام دادند.
همان یازده نفر، در چند روز گذشته از اشتیاق موشک‌پرانی نظام محبوبشان به عربستان، از پوستین صلح‌طلبی‌شان خارج شده و به تبصبص سرداران سپاه اسلام و برادران قات‌زن حوثی پرداخته‌اند. حاصل آن قرها شد خوش‌رقصی برای جنگی تازه!

نوبتی هم باشد حالا نوبت عرضه‌رقصی برادران یمنی است که با موشک و پهپاد ایرانی به جنگ اعتراض کنند. به قول مصطفی تاجزاده: «روی موشک‌ها بنویسید نه به جنگ!»


پ.ن: عرضه، رقص سنتی مردم جنوب شبه جزیرهٔ عربستان، شامل عربستان، یمن و عمان است که با شمشیر، خنجر یا عصا انجام می‌شود.

___
@ajibzad
Forwarded from محمد مساعد
🔵 هپکو، سرگذشت یک خصوصی‌سازی سیاه

🔴 درختی که مردی نابینا و برادرانی معدن‌کار در دهه چهل کاشتند سالها بعد به دست کسی افتاد که می‌گفت رمز موفقیتم این است «خانه: اجاره‌ای، شغل: دلالی، زن: صیغه‌ای»

سرگذشت ‎هپکو از تولد تا سقوط را می‌توانید اینجا بخوانید:
bit.ly/Hepcomosaed

@Mohammadmosaed
از عصر خلافت عباسیان در سیزده قرن پیش تا کنون، همواره شیعیان بر این مدعا بوده‌اند که اگر روزی قدرت داشته باشند، حکومت عدل و داد را خواهند گستراند. محمدتقی فلسفی از وعاظ تهران در دههٔ پنجاه بارها در خطابه‌هایش مدعی شده بود که اگر ما (فقهای شیعه) صدا و سیما را فقط بیست و چهار ساعت در اختیار داشته باشیم، مملکت اصلاح خواهد شد.

چهل سال است که شیعه قدرت بلامنازع و قاهره در ایران را در اختیار دارد. جمهوری اسلامی، خروجی مکتب عاشوراست. آنچه از حکومت شیعیان در یادها خواهد ماند در چند کلیدواژه خلاصه خواهند شد: فساد، جنایت، غارت اموال عمومی، بی‌عدالتی، بی‌اخلاقی، شرارت و....
فرصتی تاریخی که تشیّع می‌توانست مثلاً همهٔ آرمان‌های عدالت‌طلبانهٔ مورد ادعایش را پیاده کند، دود شد.

بچه‌شیعه اما هنوز لابلای همان کلیدواژه‌ها دنبال رستگاری می‌گردد.

_____
@ajibzad
خلاصهٔ طرح صلح هرمز
___
@ajibzad
گابریل گارسیا مارکز کتابی دارد به نام «پاییز پدرسالار»، که سال ۱۳۵۳ نوشته شده است.

داستان دیکتاتوری تنها و سفاک با یک دست مصنوعی که خود را در کاخش حبس کرده و دائماً همه چیز را به گردن دشمنی دوردست می‌اندازد...

روی تقویم ما تازه وارد پاییز شده‌ایم، اما پاییز پدرسالار دیریست آغاز شده است.

_____
@ajibzad
پل هالندر نویسنده "از بنیتو موسولینی تا هوگو چاوز: روشنفکران و یک سده ستایش قهرمانان سیاسی."
رفتار این روشنفکران تا حدی شبیه آن زنی است که از قاتل سریالی زندانی خواستگاری می‌کند.

هالندر که نازیسم و کمونیسم را در مجارستان تجربه کرده بود سال ۱۹۸۱ در کتابی دیگر درباره روشنفکران و سفر کنترل و برنامه‌ریزی شده آنها نوشت که به روسیه، چین و کوبا داشتند. آنها هنگام بازگشت، گزارش‌های درخشان آرمان شهرهای کمونیستی را می‌نوشتند که با واقعیت وحشتناک آن کاملا در تضاد بود.

از جمله این روشنفکرانِ توجیه‌گر و ستاینده دیکتاتورها می‌توان سارتر، برنارد شاو، رولان، فوکو را نام برد. اما چرا روشنفکرانی که به هر چیزی حساس بودند، مجذوب این جنایتکاران می‌شدند.

یکی ماهیت خود دیکتاتورها بود. برای روشنفکر غیر آلمانی تحسین هیتلر نسبت به استالین سخت‌تر بود. چون ماهیت عقاید هیتلر (مثل نژاد برتر) برای هواخواه خارجی جذابیت نداشت. با این حال، هایدگر و شمیت هواخواه او بودند. انگیزه آنها را که فرصت‌طلبی بود یا ترس، نمی‌توان به قاطعیت حدس زد اما هیتلر حتی پیش از به قدرت رسیدن، میان دانشگاهی‌ها طرفدار زیاد داشت.

این واقعیت که بیشتر تحصیلکرده‌های جامعه مدرن از فلان سیاست طرفداری می‌کنند، دلیل بر درست بودن آن نیست. با این حال، اشتباه منطقی آنست که نتیجه بگیریم غیر تحصیلکرده‌ها هیچگاه اشتباه نمی‌کنند. نقیض یک اشتباه لزوما حقیقت نیست بلکه تنها یک اشتباه دیگر است.

به همین ترتیب دیکتاتورها- نظیر صدام و اسد- توجیه‌گران خود را داشتند، اما طرفدار خیر. برای تهییج روشنفکران، دیکتاتورها باید یک آرمان شهر را مجسم می‌کردند.

روشنفکران ادعای بصیرت دارند: دیدن فراتر از ظاهر. اصلا دلیل وجودی آنها همین است که آنچه دیگران قادر به فهم آن نیستند، آنها بهتر می‌فهمند. فرد عادی قتل‌عام را قتل‌عام می‌بیند اما روشنفکر آن را عملیات دیالکتیک تاریخ می‌فهمد.

علت بعدی شاید این باشد که وقتی خود مذهب به صورت گسترده در دوره‌ای نفی می‌شود، اشتیاق به عقاید شبه‌مذهبی افزایش می‌یابد. سیاستمداران معمولی برآمده از دل دمکراسی حاضرند با مخالف خود سازش کنند یا به ورطه فساد اخلاقی و مالی بیافتند‌ ولی ادعایی جز دانش بشری ندارند.

اما دیکتاتورها معمولا مذهبی هستند و ادعای رستگاری بشر را دارند یا مثل استالین و مائو و خمینی جای عیسی، بودا و الله را می‌گیرند. عنوان نوشته سارتر "رهایی" ماهیت شبه مذهبی ستایش کی از دیکتاتورها را آشکار می‌کند. رهایی دقیقا از چه؟ فرانسه که آن موقع تحت جباریت حاکم‌ نبود.

هالندر در کتاب خود نوشته که وقتی نارضایتی از سیاست‌های عادی افزایش می‌یابد، باید انتظار توهم آرمان شهر را داشت (انقلاب ۵۷ مثال خوبیست).

نوشتهٔ بالا برداشت آزادی بود از تارنمای زیر:


Nahid Ghani
____
@ajibzad
ظریف گفته است: ″تهران در مقابل آزادی مسعود سلیمانی، دانشمند ایرانی از آمریکا، ژیائو وانگ، دانشمند آمریکایی-چینی را آزاد می‌کند و در مقابل دریافت ۴۰۰ میلیون پوند از بریتانیا نیز برای آزادی نازنین زاغری شهروند بریتانیایی-ایرانی تلاش می‌کند.″

جمهوری اسلامی تنها نمونهٔ دولتی و سازمانی این نحوهٔ گروگان‌گیری به سبک گروه‌های تبهکار آمریکای جنوبی است.

فجیعترین قسمت ماجرا این است که نازنین زاغری بیش از آنکه بریتانیایی باشد ایرانی است و این خیلی شفاف نشان می‌دهد که «ایران»، «ایرانی»، «وطن»، «آبروی بین‌المللی» و این دست شعارهای پوشالی، تنها ابزارهایی برای تبلیغات نظام شریر جمهوری اسلامی هستند که توسط پیاده‌نظام رسانه‌ای‌شان در لندن و تورنتو و نیویورک به کار گرفته می‌شوند.

قاعدتاً در نظام بین‌الملل وقتی شما به عنوان تبعهٔ یک کشور در کشوری دیگر دچار مشکل می‌شوید، نخست به سفارت کشور متبوعتان اطلاع می‌دهید و «وزارت خارجه» کشورتان پیگیر حمایت از شما می‌شود. این را هم در نظر بگیرید که کسی به آن وزیران امور خارجه‌ای که البته نمایندهٔ گروگان‌گیران برای مذاکره هم نیستند، لقب «مصدق» و «امیرکبیر» نمی‌دهد.

__
@ajibzad
آنچه در سازمان ملل می‌گذرد نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی تقریباً همهٔ برگ‌هایش را باخته است و الان مجبور است که به خوردن جام زهر تن بدهد.

ترامپ و دولتش، در قبال حمله به آرامکو، موضع هوشمندانه‌ای را در پیش گرفتند و در واقع نه تنها توانستند با این حملات، متحدان کلاسیک خود را در کنار خود قرار دهند بلکه توانستند هدف جمهوری اسلامی برای گرفتن دستِ بالا در مذاکرات احتمالی را خنثی کنند.

حالا سران چندین کشور دنیا از جمله فرانسه، بریتانیا، آلمان، پاکستان و ژاپن، جداگانه هیئت ایرانی را تحت فشار قرار داده‌اند تا به پای میز مذاکره بیایند. در این شرایط، مذاکره برای جمهوری اسلامی شبیه به مذاکرهٔ لشگر شکست‌خوردهٔ عباس‌میرزا در ترکمانچای است و قاعدتاً مجبور به پذیرش همهٔ شروط طرف مقابل است. از سوی دیگر، فرار از مذاکره یعنی تن ندادن به دیپلماسی و این می‌تواند آمریکا را به هدف خود در تشکیل یک ائتلاف جهانی علیه ایران نزدیک کند.

اقناع کشورهای دیگر در خطرناک بودن رفتار جمهوری اسلامی، منجر به قطعنامه‌های احتمالی سختگیرانه در شورای امنیت سازمان ملل خواهد شد و آنجاست که جهان جمهوری اسلامی را یک حکومت تبهکار و یاغی خواهد شناخت. این برای آمریکا و متحدانش یک پیروزی بدون جنگ است.

نبرد تمدنی جمهوری اسلامی با غرب نهایتاً با دست کشیدن از اصولش انجام خواهد گرفت و شمشیرِ آختهٔ روحانیت شیعه به حکومت خودکامهٔ آقازادگانِ مفتخواره تقلیل خواهد یافت. بیچاره بچه‌شیعه‌هایی که برای بقای حکومت آقازاده‌ها جان‌فشانی‌‌ها کردند.

_____
@ajibzad