عجیب زاده
1.44K subscribers
867 photos
261 videos
1 file
1.31K links
مایهٔ افتخار خواهد بود که نظراتتان را از لینک زیر به صورت بی‌نام و از طریق پیام عمومی یا خصوصی، با من در میان بگذارید:

در توییتر:

http://www.twitter.com/ajibzade
Download Telegram
پروژه‌ای با نام فم‌تریپ قصد دارد تا حجاب اجباریِ زنان ایرانی را به عنوانِ جاذبه‌ای توریستی برای ایران نمایش دهد. جالب اینجاست که مبدع این طرح ظالمانه، فردی به نام هدی رستمی است که حتی خودش ساکن ایران نیست و از اجبار حجاب رنج نمی‌برد.

نمایش چهره‌ای غیر واقعی از ایران، شاید بتواند برای امثال هدی رستمی سفره‌ای پهن کند، اما فقط رنج مردمِ تحت فشارِ ایران را زیاده می‌کند.

اگر روبروی این بربریتِ سانتی‌مانتال نایستیم، فرداروز ممکن است این جماعتِ سودجو، به بهانهٔ توریسم، برای اعدام در ملأ عام هم بلیط‌فروشی کنند و با عکس‌های خیره‌کننده از طناب‌‌های ترمه‌دوزی‌شدهٔ دار و سیبیل‌های میرغضبیِ مجریانِ احکام، از مشتری‌های چشم‌آبی‌شان متمتع شوند.

بزکِ ظلم، مشروعیت‌بخشی به شر است.
_
@ajibzad
توهین بی‌سابقهٔ وزیر بهداشت به جامعهٔ روحانیت و مقام عظمای ولایت!

#مالیات

__
@ajibzad
ما و این همه جاذبهٔ توریستیِ منحصر به فرد:

یک کشور توریستی دیگه نام ببرید که یک شهروند عادی رو به صورت رندوم بدزدند و چند ماه شکنجه کنند و بش بگن اعتراف کن افسر موساد هستی تا آبروی نظام نره.

یک کشور توریستی دیگه نام ببرید که مغازه شهروند عادی رو فقط به این دلیل که حاضر نیست دست از عقیده‌ش برداره پلمپ کنند، دخترش رو از دانشگاه بیرون بندازن، و بش بگن همینکه همتون رو اعدام نمی‌کنیم خدا رو شکر کنید.

یک کشور توریستی دیگه نام ببرید که یک وبلاگنویس عادی رو انقدر می‌زنند تا فوت کنه و بعد به مادرش میگن اگه خیلی سر و صدا کنی با دخترت هم همین کارو می‌کنیم.

یک کشور توریستی دیگه نام ببرید که پسرها رو فقط به جرم پسر بودن به زور به پادگان‌ می‌برند و بدتر از اسرا باشون رفتار می‌کنند و وقتی یکیشون با اسلحه خودکشی می‌کنه تو مراسم صبحگاه پشت تریبون بش میگن بزدل!

یک کشور توریستی دیگه نام ببرید که قاضی حکم میده خبرنگاری که داشته وظیفه‌ش رو انجام میداده شلاق بزنند.

یک کشور توریستی دیگه نام ببرید که برای اینکه مجبور نشن به خاطر تماشای فوتبال در بند زندانیان مواد مخدر قرار بگیرند، خودشون رو آتش بزنند.

یک کشور توریستی دیگه نام ببرید به جرم عکاسی از پلنگ بازداشتت کنن و بگن داشتی جاسوسی میکردی.

یک کشور توریستی دیگه نام ببرید که شب بخوابی صبح بیدار بشی ببینی پس‌اندازی که برای خرید خونه جمع کرده بودی فقط به درد خرید ماشین بخوره.

یک کشور توریستی دیگه نام ببرید که اگه بری تو خیابون داد بزنی شش ماه حقوق من رو ندادن با گلوله جنگی به سمتت شلیک می‌کنند.

یک کشور توریستی دیگه نام ببرید که اگه نتونی هزینه‌های بیمارستان رو بدی سوار آمبولانس می‌کنندت میبرن در زمین‌های بایر رهات می‌کنن.

یک کشور توریستی دیگه نام ببرید که زن‌ها اگر در اینستاگرام چیز جز عکس سالاد به اشتراک بذارن در معرض پیگرد قضایی قرار می‌گیرند.

یک کشور توریستی دیگه نام ببرید که اگه بخوای همه نشانه‌های غیرعادی بودنش رو در یک جمله کوتاه روی دیوار بنویسی، دیوار سیاه میشه.

«Erico»
________
@ajibzad
با قفس هم امنیت داریم و هم توریست‌ها راحت‌تر می‌توانند از سوژه‌هایشان عکس بگیرند.

______
@ajibzad
فرض کنیم همین امروز جمهوری اسلامی از ایران رخت بربسته و در زباله‌دان تاریخ به ابدیت پیوسته و ویرانه‌ای را به نام ایران باقی گذارده است. آیا آن روز بر گُردۀ ما نیست که تلاش کنیم که از ایران چهره‌ای نیکو در جهان ترسیم کنیم؟

پاسخ به این سوال، می‌تواند آغاز یک کشاکش فلسفی باشد، اما همزمان می‌تواند مرز اندیشه‌های ما با باورهای اخلاقی‌مان در این باره را هم مشخص کند.

با این قصۀ فرضی حرفم را ادامه می‌دهم:
ناپدری معتادی در خانه است و زندگی را برای ما و خواهران و برادرانمان تیره کرده و هیچ کدح و محنتی را بر ما ناروا نمی‌داند. از این میان چندی از خواهر و برادرهای از خانه‌گریخته، که ممکن است هر از گاهی هم به خانه سر بزنند، به در و همسایه می‌گویند که حال همۀ ما خوب است و فلان درخت انجیر و نارنج گوشۀ حیاط چه صفایی دارند و دلشان برای اشکنه‌های مادر تنگ شده است. بی‌آنکه اشاره کنند که سقف خانه در حال فرو ریختن است و خواهران ما هرروز طعم تازیانۀ ناپدری بدخواه را می‌چشند و فریادهایشان اگرچه به گوش همسایه می‌رسد اما هیچ فریادرسی ندارند.

این تصویر رویایی حسرت‌برانگیز قرار است چه چیزی را برای ما بهبود بدهد؟ اینکه مثلا بهزیستی نداند بر کودکان خردسال خانۀ ما چه میگذرد یا مثلا دختران خانۀ ما نتوانند ستمی که بر ایشان می‌رود را بازگو کنند و کسی برای دادخواهی‌شان بلند نشود چه دستاوردی برای ما ساکنان نگون‌بخت خانه است؟ رسمِ انصافِ کدامین کیش است که ما توسری بخوریم و دم برنیاوریم تا آن بستگان بیرون از خانه که از هر از گاهی با چراغ سبز ناپدریِ ستمکار، با رفیقانشان برای تلذّذ از سایه‌سار آن درخت انجیرِ یادگارِ پدر به خانه می‌آیند آبرویشان نرود؟

بی‌تردید، آن ناپدری که به دَرَکات جحیم واصل شد، برای تک‌تک ما مهم خواهد بود که اعتبار و شرف از دست رفته‌مان را باز بیابیم و تیری زیر آن سقف نیمه‌رُمبیده بگذاریم تا بتوانیم به خانه‌مان افتخار کنیم. اینکه با سیلی صورتمان را سرخ کنیم و در میان انجمن، آن ناپدری جفاکار را نعت و ستایش بگوییم، در واقع پوشاندن شر با پوستینی خوشایند است و هیچ انسان اخلاق‌گرایی نیست که مرز خود با شرّ مطلق را تحدید نکند.

مذبذبان، همیشه در پندار، و منافقان، همیشه در گفتار، خود را در جانب خیر می‌بینند اما در کردار و به تبَعِ مصلحت یا منفعت دوشادوش شر می‌ایستند. انسان اخلاق‌گرا اما همواره در کفاح با شر است و برایش فرقی میان آن ناپدری ظالم و هر شرور دیگری نیست.

حرفم نیمه‌تمام است، اما به حوصلۀ نداشته‌تان رحم می‌کنم تا مبادا از خواندنم توبه کنید 😁!

_
@ajibzad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این گزارش شبکهٔ دو تلویزیون آلمان (ZDF) در یکی از پربیننده‌ترین برنامه‌هایش از کمپین چهارشنبه‌های سفید و ماجرای گروگانگیری خانوادهٔ مسیح علی‌نژاد است.

بر خلاف مردم آمریکای شمالی، عمدهٔ مردم اروپای غربی چهرهٔ واقعی‌تری از ایران در ذهن دارند و برخلاف شبکهٔ بی‌بی‌سی فارسی، «ایران» و «ملاها» را از هم تشخیص می‌دهند.

همین برنامه، از دو سوی، در حال نشان دادن تأثیر کمپین چهارشنبه‌های سفید است. نخست اینکه، یکی از پربیننده‌ترین شبکه‌های اروپایی در یکی از پربیننده‌ترین برنامه‌هایش گزارشی از آن پخش می‌کند و دوم چنانکه در گزارش بازتاب داده شده، اینکه حکومت توتالیتر جمهوری اسلامی در برابر تأثیر آن، خانوادهٔ مسیح را به گروگان گرفته است.

فأما، در آخر گزارش، آن سکوت، آن تخلیه، آن رهاشدنی که مسیح پس از صحبت دربارهٔ مادرش نمایان می‌کند، بنیان‌افکن است. انتخابی سخت میانِ مبارزهٔ با شر به قیمتِ قربانی کردن همهٔ احساسات عمیق یک انسان.... انتخابی میان ایثار بر مبنای حکم اخلاق و حفظ عشق و تعلقات عاطفی؛
این تخلیه همان عبارت پایانی رمان «نام ناپذیر» از ساموئل بکت است: «...نمی‌توانم ادامه دهم. ادامه خواهم داد.»
____
@ajibzad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تاریخ تونس به دو قسمت تقسیم می‌شود: قبل و بعد از ۱۷ دسامبر ۲۰۱۰، همان روزی که محمد بوعزیزی خود را به آتش کشید و شعله‌های انقلابی را برافروخت که بر سریر بیست و سه‌سالهٔ خودکامگی در تونس شرر زد و دیکتاتور آن کشور را ساقط کرد.

بانوی سرزمینِ من! امروز اگر از خوشحالی اشک می‌ریزی که روزنی به دنیای ممنوعهٔ دیروزت یافته‌ای، مدیون چشم‌های زیبای سحر خدایاری، همان دختر آبی هستی که لابلای شراره‌های آذرِ جهل و ظلم، خاموش شدند. شاکر آن باش که بایسته است، آنکه با جانش همین کورسو را برایت باز کرد، نه کفتارهایی که از خوف فشارهای بین‌المللی آزادی‌ات را به بهایی گران به تو می‌فروشند.
به قول حافظ شیراز :
«من و شمع صبحگاهی سزد ار به هم بگرییم
که بسوختیم و از ما بت ما فراغ دارد»


امروز کسی پیروز نشد اما هیمنهٔ زور شکست و این آغاز یک نهضتِ ظفرمندِ محتوم است که بر وراغِ افکنده بر پیکر بوعزیزیِ ایران، دختر آبی، بنیاد می‌شود. امروز نشان داد که این حکومت برای منافعش حاضرست روی همهٔ باورهایش پا بگذارد و تنها راهش مقاومت است.

دختر آبی جان خود در شعله‌ها کرد و به قول سیاوش کسرایی، «کار صدها صدهزاران تیغهٔ شمشیر کرد» آبی!

_
@ajibzad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینکه بلیط‌فروشی قطره‌چکانی بود برای همین است که کفگیر بودجه‌ها کف دیگ خورده و خزانه از پسِ حقِّ مأموریت هزاران نیروی امنیتی برای کنترل تماشاگران طاغی بر نمی‌آید. اخص اینکه نام دختر آبی، به عنوان جنایتی فراموش‌ناشدنی برای حکومتی که میلیاردها دلار هزینهٔ تبلیغات جهانی کرده بود که خود را نزد جهانیان بزک و باورهایش را برای ناآگاهان صادر کند، آن چنان گران است که تقریباً آبرویی برایش باقی نگذاشته است.

آنچه صادر شد در واقع همین نام است: «دختر آبی»
و حالا نام دختر آبی را جهانیان می‌بینند و این توحشِ سربازان حکومت خدا را ایضاً!


سارايِوُوووو
___
@ajibzad
بیش از یک قرن از نسل‌کشیِ ارامنه توسط سربازان عثمانی و جنبش «ترکان جوان» می‌گذرد و این ننگ چنان بر ناصیهٔ تاریخِ ترکیه ممهور شده است که رجب طیب اردوغان، خلف بر حقِّ مصطفی کمال پاشا (آتاترک) هم سر به انکار آن برداشت.
نلسون ماندلا در سال ۱۹۹۲ از طرف دولت ترکیه برندهٔ «جایزهٔ صلح آتاترک» شد، اما به دلیل سیاست‌های آپارتایدی دولت ترکیه علیه کردها از پذیرش آن سر باز زد.
حالا نوادگانِ همان «ترکان جوان» با چراغ سبز دولت ترامپ، فاز جدیدی از نسل‌کشی را این‌بار دربارهٔ کردها آغاز کرده‌اند، با این تفاوت که این نسل خونخوار، خود را «لشگر محمد» نامیده‌اند که از پس چهارده قرن برای قلع و قمح کفار برخاسته است.

هیچ وجدان آزاده‌ای، کشتار بی‌گناهان را بر نمی‌تابد، خاصّه آنکه، بهانهٔ چنین کشتاری انگیزه‌های سخیف فاشیستی و نژادپرستانه‌ای باشد که جهان دهه‌ها تلاش کرده است که از آنها عبور کند.

این کشتارِ «لشگر محمد» ننگی تاریخی بر پیشانی همهٔ مسلمینی است که با شعار «ترکیه تنها نیست» از بنگلادش و پاکستان تا شمال آفریقا برای رزم با کفار هم‌پیمان شده‌اند. تولد داعشِ مدرن برای همهٔ جهان نامیمون است.
___
@ajibzad
عجیب زاده
پروژه‌ای با نام فم‌تریپ قصد دارد تا حجاب اجباریِ زنان ایرانی را به عنوانِ جاذبه‌ای توریستی برای ایران نمایش دهد. جالب اینجاست که مبدع این طرح ظالمانه، فردی به نام هدی رستمی است که حتی خودش ساکن ایران نیست و از اجبار حجاب رنج نمی‌برد. نمایش چهره‌ای غیر واقعی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اندر حکایت فم‌تریپ، امروز وزیر گردشگری گفته است که سفر اینفلونسرها به ایران پروژهٔ وزارت گردشگری است.

از آن سو مستند «سفر به سرزمین پدربزرگ» ظاهرا برای صدا و سیما ساخته و از شبکه مستند پخش شده است. داستان مستند درباره یک دختر سوئدی است که مادری ایرانی دارد و برای کشف ریشه‌هایش به ایران سفر می‌کند. بازیگر اصلی فیلم هدی رستمی است. گرچه این مستند از نظر هنری بی‌کیفیت محسوب می‌شود اما مهم‌تر این است که بر ارایه تصویری فوق کلیشه‌ای از ایران تمرکز دارد. اما رستمی علاوه بر بازیِ نقش «سارا» (زن سوئدی) از نویسندگان این مستند هم هست. در بخش نویسندگان کنار نام رستمی‌ نام رضا زهتابچیان به چشم‌ می‌خورد. اطلاعاتی که از زهتابچیان در اینترنت موجودست نشون می‌دهد او در سوئد تحصیل کرده و بعد به ایران آمده است. چند فیلم کوتاه تا جایی که دیدم در جشنواره‌ عمار داشته که به سفارش بسیج شهرداری یا سازمان اوج ساخته شده‌اند.

EsmaeilD

___
@ajibzad
تو آنجا تیر می‌خوری،
من اینجا می‌میرم....!

#Rojava
____
@ajibzad
یک‌چیز را سرراست بگویم: ملت ایران در حال حاضر بعد از سوریه و عراق صلاحیت اخلاقی لازم درباره حرف زدن از کردها را ندارد. باز هم صریح‌تر: ما امروز سرطان خاورمیانه‌ایم. خفه‌خون گرفتن را از الان تمرین کنیم که فردای ج.ا نسبت ما با ملت سوریه نسبت آلمانی‌هاست با یهود: شرم تاریخی.

این لجنی که ما با روحیه عظمت‌طلبی و امپراطور‌سازی آریایی و شیعی در خاورمیانه ایجاد کرده‌ایم بذر کینه‌ای را کاشته که فقط می‌توان دعا کرد روزی گریبان ما‌ را نگیرد. شرم را یاد بگیریم. سکوت کردن را یاد بگیریم. جایگاه خودمان را یکبار هم شده بفهمیم.

درک میکنم: ج.ا همه چیزمان را گرفته. هویت ملی و تاریخی ما را گرفته. نه در علم دیگر حرفی برای گفتن داریم نه هنر نه صنعت نه اخلاق. اما راهی که برای رسیدن به جرعه‌ای از شکوه گذشته برگزیده‌ایم آمیخته به خون ملت‌های بدبخت این منطقه است. تبدیل به نکبت بقیه مردم دنیا شده‌ایم.

جایی خواندم بزرگترین صادرات ج.ا نفت نیست، رنج بیهوده است. پیچ و مهره این دستگاه تولید درد و رنج نباشیم. تعریف پیشامدرن لعنتی‌ از عظمت ملی را دور بریزیم. نمی‌شود وقت دفاع از تمامیت ارضی مدرن بشویم وقت توسعه‌طلبی ج.ا در ماتحت خسروپرویز فرو برویم. ملت ایران دیگر بس نیست؟!

درد مشترک

_____
@ajibzad
لیبرالیسم خِرَد ناب است. تنها بر پایۀ حقایق امور انسانی بنا شده. نمی‌توان به آن ایمان آورد. شور و احساسی در انسان بر نمی‌انگیزاند. انقلابی به راه نمی‌اندازد. الهام‌بخش شعر یا موسیقی شکوهمندی نمی‌شود. به پرسش‌های وجودی انسان پاسخی نمی‌دهد. ترس زیست‌شناختی از مرگ را تسکین نمی‌بخشد. برای ادامۀ زندگی انگیزه و بهانه‌ای دست‌وپا نمی‌کند. لیبرالیسم تنها و تنها حقیقتی عریان و بی‌رحم در باب مناسبات حاکم بر جوامع انسانیست و نه چیزی بیشتر. پیشرفتی هم اگر در جوامع مدرن داشته از روی ناچاری بود:
از کشت‌وکشتار جنگ‌های مذهبی و قومی خسته شدند پس به تساهل روی آوردند، از کودتاها و انقلاب‌ها و ضدانقلاب‌ها به جان آمدند پس به دمکراسی تن دادند. از شدت گرانی و ناکارآمدی دولت ناتوان شدند پس به برداشتن تعرفه‌ها و آزادی مبادله خشنود شدند. به نظر من مادامی که ترس از مرگ و بی‌معنایی در زندگی انسان‌ها وجود دارد اندیشه‌های ضدلیبرالی و ارزش‌های جمع‌گرا از میان نخواهند رفت.

لیبرالیسم اندیشه‌ای برای زندگی این‌جهانیست. کارکرد آن آباد ساختن دنیاست. منطقه در یکصد سال اخیر انواع و اقسام ایده‌های جمع‌گرایانه را آزموده: ملی‌گرایی، سوسیالیسم، بنیادگرایی دینی یا ترکیبی از اینها. برای هر کدام میلیون‌ها قربانی پیشکش کرده‌ایم.

اما کلید حل گرفتاری‌های این منطقه و پایان دادن به فقر و عقب‌ماندگی، به تیره‌روزی، به کینه‌های قومی و قبیلگی و مذهبی، به سیل مهاجران و به جنگ‌ها و دیکتاتوری‌ها تن دادن به یک حقیقت تلخ است: به لیبرالیسم.

مهرپویا علا
__
@ajibzad
آن که روز را شب می‌بیند کور است، اما آنکه روز را شب جلوه می‌دهد شیاد است.

حقیقت تنها مفهومی است که می‌توان برایش حماسه سرود و ارزش آن را دارد که واژه‌ها را به پیشگاهش قربانی کرد.

____
@ajibzad
پشت هیچ گلوله‌ای حقیقت نایستاده است. در جنگ حق و عدالت پیروز نمی‌شود. جنگ میدان قدرتمندان است هر سلاحی که ساخته می‌شود، هر موشک و گلوله‌ای که شلیک می‌شود؛ برای کشتن انسان‌هاست. انسانی برای زیاده‌خواهی رهبران سیاسی، انسانی دیگر را می‌کُشد. جنگ فقط مرگِ انسان نیست، مرگِ انسانیت است.

Majid Tavakoli
___
@ajibzad
هنوز از کُشتگانِ صبح، بوی ناله می‌خیزد
شمارِ کُشتگانِ عصر در دفتر نمی‌آید!

جهان را شُسته‌اند از خونِ بی‌رختان و بدبختان،
صدایی جُز فغان از پارسایان در‌نمی‌آید!

الا ای اشک‌ریزان! گریه‌بازان! ناله‌پردازان!
مگر کاری به غیر از روضه از منبر نمی‌آید؟!

#حسین_جنتی

_____
@ajibzad
عجیب زاده
بچه‌شیعه‌ها خواستار اعدام نوشین جعفری هستند، بدون اینکه سند متقنی برای همبافتگی او با اکانت توییتری منسوب به او داشته باشند. بزرگترین مشکل تشیّعِ امروز، انحطاط اخلاقی است. با یک شایعه همهٔ بچه‌شیعه‌ها به میدان آمده‌اند تا سنگی، کلوخی، لگدی، فحشی و... به سمت…
همانطور که پیش‌بینی می‌شد، نوشین جعفری آزاد شد و روسیاهی‌اش ماند به طبقهٔ بچه‌شیعه‌هایی که هیچ نصیبی از اخلاق و انسانیت و آزادگی نبرده‌اند.

مهم این است که مکتب خمینی نه تنها معنویت جامعه را فزونی نداد که حتی پیروان راستینش را به لجنزار انحطاط اخلاقی کشانید.

_____
@ajibzad
بسیاری می‌دانند که من و برخی دیگر از دوستان با روح‌الله زم اختلافات جدی داشتیم و حتی دو بار هم مورد حملهٔ مجازی او قرار گرفتیم.
اما دستگیری روح‌الله زم، ورای کیستیِ او، حاوی چندین پیام آشکار است:

– فعالیت در فضای مجازی مؤثر است و توانسته نظام را مجاب کند تا آن را در ردیف تهدیدهای امنیتی خود قرار دهد.

– جمهوری اسلامی حاضر است برای مواردی که منافعش [که منفکِّ از منافع ایرانیان است] حفظ می‌شود هر فعالیت پرهزینه‌ای را انجام دهد. حال آنکه در مواردی مانند فرار اختلاسگران بزرگ که برای نظام تهدید به شمار نمی‌روند معمولاً چنین نمی‌کند.

– جمهوری اسلامی هنوز شیوه‌های قدیمی خود در شکار مخالفان را با همکاری دستگاه‌های امنیتی اروپایی در دستور دارد و فرق چندانی میان مکرون و میتران نیست.

– جمهوری اسلامی اکیداً از شکسته‌شدن انحصار رسانه‌ای‌اش که از تهران تا تورنتو و لندن و نیویورک امتداد داشته، نگران است و خوشحالی برخی لندنی‌ها (که مدعی‌اند خانواده‌هایشان مثلاً تحت فشار جمهوری اسلامی هستند) از دستگیری زم نشان داد که شبکه‌های اجتماعی چقدر در تخته کردن دکان این قلم‌به‌مزدان تأثیر داشته‌اند.

_____
@ajibzad
سخنرانی اخیر رهبر انقلاب با نخبگان علمی را ببینید. او برای پیشرفت کشور هم دین را می‌خواهد (نظام پیشاوستفالی) و هم ملیت (نظام پساوستفالی)؛ یعنی دو نظم ناسازگار. او در عین حال خود را رهبر یک امپراطوری تمدنی شیعی در مقابل تمدن غرب می‌داند، نه رهبر یک کشور (State) عادی مشابه دیگران.

هفائستوس

***

این نکته بسیار نغز و مهمی است. روزی که روح‌الله خمینی از میان ده‌ها نام پیشنهادی، «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» را برگزید که هیچ نشانی از ایران در آن یافت نمی‌شد، سرآغازِ یک توسعه‌طلبیِ ارضی خطرناک بود که پس از چهل سال شهوت بنیان گذاشتنش از سرِ اخلاف خمینی نیوفتاده است.

در واقع «جمهوری اسلامی» نام یک امپراتوری بالقوهٔ شیعی است که «ایران» نخستین سرزمین فتح‌شدهٔ آن است. به همین سبب است که هواداران جمهوری اسلامی و ایران را نمی‌توان در یک ظرف جمع کرد، همانطور که منافعشان را! و از این روست که باور داریم از میانِ ایران و جمهوری اسلامی فقط یکی دوام خواهد آورد.


______
@ajibzad