عجیب زاده
1.44K subscribers
867 photos
261 videos
1 file
1.31K links
مایهٔ افتخار خواهد بود که نظراتتان را از لینک زیر به صورت بی‌نام و از طریق پیام عمومی یا خصوصی، با من در میان بگذارید:

در توییتر:

http://www.twitter.com/ajibzade
Download Telegram
اصلاح‌طلبی یک چنین گندابی است.
این‌ها روزنامه‌نگاران و فعالان مثلاً مدنی اصلاح‌طلب هستند که خود را در نقش بازجو یا قاضی سفّاک متصوّر می‌شوند.

اینها که شانه به شانهٔ حکومت توتالیتر ایستاده‌اند، نمی‌توانند انتظار داشته باشند شهروندان معمولی به حساب بیایند. اینها ذاتاً بازوی تبلیغاتی توتالیتریسم برای مشروعیت بخشیدن به شر و سرکوب به شمار می‌روند.

_________
@ajibzad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وصیت کرده بود در جوار ابن سینا دفن شود اما وزارت ارشادی که محمد خاتمی وزیرش بود نگذاشت. عده‌ای او را با موسیقی متن فیلم هزاردستان می‌شناسند و گروهی می‌دانند که از بنیانگذاران ارکستر سمفونیک تهران بوده است.
بیست و چهارم مهرماه سالمرگ مرتضی حنانه است. آهنگ پرگداز الا تی‌تی ساختهٔ حنانه با صدای ناصر مسعودی

_____
@ajibzad
در ماجرای روح‌الله زم چیزی که واقعا برام عجیبه، عادی برخورد کردن رسانه‌‌های غربی و فعالین رسانه‌ای با ربودن یک فعال رسانه‌ای توسط ج.ا و انتقال اون به داخل کشوره، یعنی دقیقا همون جوی که ج.ا در این ربایش سعی داره القا کنه رو اونها پذیرفتن، تو گویی اصلا مسئله‌ای غیرعادی رخ نداده.
اصلا بحث رفتار یا عملکرد خود زم نیست یا حتی مسئله همدلی با ایشون نیست، اینجا مسئله جرم آشکاریه که توسط ج.ا رخ داده، چیزی مشابه قتل خاشقچی در سفارت عربستان، این ماجرا دقیقا به همون اندازه غیرعادی و مجرمانه‌ است.


Mehdi MMJ

________
@ajibzad
می‌خواستم دربارهٔ عملیات ظفار بنویسم که امروز ۴۴ ساله می‌شود، اما ذهنم مشغول روح‌الله زم است.

تمام اطلاعات ناقص و متناقضی که از ده‌ها منبع گوناگون منتشر می‌شوند لزوماً این هدف را دنبال می‌کنند که در ذهن ما، چگونگی دستگیری زم را جایگزین چرایی دستگیری او کنند.

فارغ از اینکه روح الله زم که بود و چه نظری دربارهٔ او داریم، آنچه شفاف است این است که یک نفر، فعال رسانه‌ای، خبرنگار یا هر عنوان دیگری، صرفاً به دلیلِ «نوشتن» مورد آدم‌ربایی یک حکومت قرار گرفته است و هیچ کس به چنین فعل کثیفی معترض نیست.

کجایند گریبان‌درانِ خاشقچی که زمین و زمان را بهم دوخته بودند؟ خوب که بنگرید می‌بینید بیش از نیمی از آنها اگر بتوانند ذوق و شعف خود را پنهان کنند، با مباهاتِ دستگاه سرکوبگر، از دستگیری زم سخن می‌گویند.

زم هر که باشد، آینهٔ بسیاری از ماست که جرم بالقوه‌مان همین نوشتن است و واکنش‌مان و سکوت‌مان در برابر این آدم‌ربایی، لبخندی است بر آدم‌ربایان برای تکرار این جورِ ناسزا... و دنیا را چه دیده‌ایم، شاید بعدی نوبت خود ما باشد.

....دل و دماغش که آمد، از ظفّار هم خواهم نوشت.

_________
@ajibzad
ابراهیم محسنی، مدیر یک مرکز زیر مجموعهٔ دانشگاه تهران، نتایج یک نظرسنجی را با نام دانشگاه مریلند منتشر کرده است که همه چیز در ایران را گل و بلبل نشان می‌دهد و حتی صحبت‌های سران حکومت مثل جنتی و خامنه‌ای دربارهٔ نارضایتی عمومی را هم زیر سؤال می‌برد. شریک تریتا پارسی رهبر نایاک و رفیق سردارِ عارف می‌شود همین شله‌قلمکار!

یاد انتخابات کرهٔ شمالی می‌افتم که کیم جونگ اون با صد در صد آرا به عنوان رهبر انتخاب شد.

____
@ajibzad
عجیب زاده
Photo
رهبری که «دانشگاه مریلند» دارد چرا افق ۴۷ ساله درست کند؟ و چرا یکی از هفت کشور پیشرفته دنیا؟
او همین الان هم می‌تواند پیشرفته‌ترین کشور دنیا باشد!

____
@ajibzad
خبر رسیده که حسین فریدون، برادر حسن روحانی، رکورد نادر فتوره‌چی را هم شکسته و بعد از چند ساعت حبس آزاد شده است (مثلاً رفته مرخصی).

آرش صادقی، صبا کرد افشاری، لیلا حسین‌زاده، اسماعیل بخشی، سپیده قلیان و صدها و بل هزاران نام دیگر اما باید تمام جوانی‌شان را در زندان سر کنند چون عدالت تحت حکومت اسلام چنین است.
____
@ajibzad
«اطاعت از رهبر» خیلی اتفاقی علاوه بر «تنها راه نجات کشور»، یکی از اصول بنیادی دکترین فاشیسم که بنیتو موسولینی در کتاب Enciclopedia italiana می‌آورد، هم است.

______
@ajibzad
در‌باب دشمن واقعی یا به عبارتی «دشمن ما همین‌جاست، دروغ میگن آمریکاست»:

روایت اول:
حمید هوشنگی، خبرنگار فقید ایرنا خاطره‌ای را تعریف می‌کرد از سفر محمد تقی مصباح یزدی به نیویورک در حدود سال‌های ابتدایی دهۀ هفتاد... به روایت هوشنگی، مصباح در این سفر نه به ضوابط شرعیه چندان مبالاتی داشته و نه به عرف دیپلماتیک چندان وقعی می‌نهاده است، اما موضوع بحث ما این موارد نیستند.

مصباح یزدی، به عنوان نمود و نمادی از روحانیت دست راستی در سیستم جمهوری اسلامی، از مبلغان پیشروی بنیادگرایی شیعی و پایبندی به آرمان‌های انقلابی روح‌الله خمینی است. آیت‌الله مصباح فقط یک مثال است. کسی که در عمدۀ آرا و سخنانش، بر دشمن بودن آمریکا تأکید داشته و دارد، در خانۀ دشمن بدون محافظ عبور و مرور می‌کرده و از تمام ظرفیت‌های لیبرالیسم متنعم بوده است. این در حالیست که در سرزمین تحت قیمومیت نایب خداوند بر روی زمین، گامی از گام بر نداشته و نمی‌دارد، مگر آنکه بر دو جانبش به سانِ ملائک حساب، دو محافظ قامت افراشته باشند. آدمی در خانۀ دشمن بشتر نیاز به محافظ دارد یا خانهٔ دوست؟

داستان مصباح را به همۀ سران مملکتی هم می‌توانید تعمیم دهید، تا بدانید که خانۀ دوست کجاست!


روایت دوم:
سعید یک آقازادهٔ ساکن آمریکاست. پدرش تلاش بسیاری کرده بود تا بتواند از اعزام سعید به سیستان و بلوچستان برای گذران خدمت سربازی جلوگیری کند. در نتیجه، سعید سربازی‌اش را در شهر خود و در رکاب پدرش به اتمام رسانده است. پدر سعید همانقدری که برای جلوگیری از اعزام او به سیستان و بلوچستان اهتمام ورزیده بود، کوشیده بود تا او را برای ادامهٔ تحصیل به آمریکا بفرستد. پدر سعید هر سال در برگزاری مراسم روز قدس در شهرشان نقشی محوری ایفا می‌کند.

آیا آدمی، به جهد و کوشش، جگرگوشهٔ خود را به چنگال دشمن می‌فرستد؟ خیر، همهٔ تلاشش را می‌کند که مبادا پایش به خاک دشمن باز شود.

به جای سعید و پدرش، ده‌ها آقازادهٔ ساکن آمریکا و انگلیس و دشمنان خوانده و ناخواندهٔ آرمان خمینیسم را جای‌گذاری کنید. اصل داستان ثابت است.

دوستی و دشمنی، در زمرهٔ احساسات دسته‌بندی می‌شوند. دشمن کسی است که آدمی نزد او احساس امنیت و طیب خاطر ندارد و دوست کسی است که آدمی در کنارش آرامش دارد و از دوری‌اش در اشتیاق وصال است.

داستان دشمنی با آمریکا، امپریالیسم، لیبرالیسم و کاپیتالیسم، یادگارهای دروغین عصر مارکسیسم هستند. همهٔ داعیه‌داران این دشمنی نهایتاً نشان داده‌اند که دوستی خاموشی با آمریکا دارند‌.

______
@ajibzad
Forwarded from عیار (Ashkan(behrooz) Hoseini)
ازصدیقه دولت آبادی تا سوده راد،ازمجله عالم نسوان تا صفحه فمنیسم روزمره، حکایت انحطاطی تاریخی.
اخیرا خانم سوده راد، فمنیست وطنی و یارغارخانم عمیدی فرمودند: "گیاه خواری راهی برای مبارزه با سلطه مردسالاری است" ودر برنامه پرگار هم توصیه به نخوردن استیک فرمودند.
روزگاری دراین مملکت که فقر و قحطی وجهل بیدادمی‌کرد، زنانی غیور و وطن‌پرست پیداشدند و در راه رفع تبعیض از زنان پیکاری را آغازیدند که نتیجه‌اش قانون مترقی کشف حجاب شد(حجاب درآن دوره متفاوت ازحجاب امروز بود. حجاب آن دوره شامل برقع و روبنده و چادر سراسری بلندی بود که کل بدن و هیبت زنان را می‌پوشانید و بسیار دست و پاگیر بود. بالواقع زنان محجبه جامعه امروز ایران، در آن روز اگر باهمین لباس‌ها ظاهرمی‌شدند بی‌حجاب تلقی می‌شدند) به طوری که پس ازاین واقعه، تنها پس از شش سال آمار محصلین دختر دوبرابرشد. صدیقه دولت آبادی انجمنی برای روشنگری دراین زمینه تاسیس نمود.بدرالملوک بامداد و فاطمه سیاح به کمک وی شتافتند واز سوی دیگر مجله عالم نسوانی منتشر می‌شد که تمام اعاظم فرهنگی مملکت درآن قلم می‌زدند و یک صدا خواستار رفع تبعیض از زنان و وارد شدن آنها به هیئت اجتماع بودند. زندخت شیرازی می‌گویدبخاطر آزادی نسوان بارهاموردتحقیر وتکفیرملایان قرارگرفتم ولی لحظه‌ای دست ازتلاش برنداشتم.نتیجه تلاش آن زنان روشن‌اندیش و مردان روشن ضمیر، ورود زنان به اجتماع و ترقی آنها درسالهای بعد بود که پست های وزارت و صدارت و نمایندگی را درپهلوی دوم ازآن خودکردند ودرعرصه های علمی و هنری خوش درخشیدند.این درحالی بود که پیش از آن بالاترین نقش زن، ابژه جنسی و دستگاه تولیدمثل بود.
اما پس ازقریب به یک قرن زنانی تریبون ها وبلندگوها را دراختیارگرفتند که ازفهم وشعور و درک اسلاف خویش بهره‌ای نبردند. صفحه فمنیسم روزمره هر هرزه نگاری را منتشر و به عنوان مطلبی پیشرو به خوردخلق الله می‌دهد و فعال زنان ما هم، توصیه به نخوردن استیک می‌کند! رازموفقیت نسل دولت آبادی ها دراین بود که پیوندهای خویش رابا جامعه نگسسته بودند بطوری که درهنگام کشف حجاب،برای اینکه جامعه تحریک نشود دولت دستور داد فواحش درمعابرعمومی بایست با چادر و روبنده ترددنمایند تامباداکشف حجاب آنها اثربدی براذهان عمومی بگذارد.ازسوی دیگر آن بزرگان دردها و مشکلات واقعی زنان آن روز رابه درستی تشخیص داده ودررفع آن کوشیدند.ولی فعال زنِ امروزما درهپروتی تاریخی بسر می‌بردوسخن ازگیاه خواری به عنوان حربه‌ای علیه نظام مردسالارمی‌کند. البته این فعالین اگر اندکی ازشعور متعارف حظی برده بودند ازقضا زنان ایرانی رابایست تشویق به خوردن بیشتر گوشت و پروتئین و کلسیم می‌کردند چرا که دربخش عمده زنان ایرانی آثار سوتعذیه مشاهده می‌شود!
ولی خب.حاکمیت واپوزیسیون وفعالین اجتماعی ما در رقابتی نفس‌گیر درحال مهمل‌گویی وانجام کارهای نابخردانه‌اند. به قول معروف:
همه چیزمان به همه چیزمان می‌آید!
#بهروز_حسینی
@ayarenaghd
خاور میانۀ امروز مستعد بروز فجایعی به عظمت جنگ جهانی دوم است. ملت‌های خاور میانه، اگرچه در میان برج‌ها و مال‌های بلندتر و متروهای پیشرفته‌تری از جهان لیبرال-دموکرات می‌زیند، اما طوری آموزش دیده‌اند که بتوانند هر آینه یک بحران انسانی بزرگ را بیافرینند.

بحران‌های چند دهۀ اخیر در خاور میانه، باعث شکل‌گیری نظام‌های دیکتاتوری و تمامیت‌خواه متعددی شده است که بر تمام مناسبات انسانی و اجتماعی در میان این ملل تأثیر گذاشته است. از پاکستان و افغانستان و ترکمنستان و ازبکستان و تاجیکستان (که همگی از نظر جغرافیایی فراسوی خاور میانه‌اند) گرفته تا سواحل مدیترانه، به جز در اسرائیل، همگی تحت سیطره و فرمان دیکتاتورها هستند.

بقای دیکتاتورها بسته به ضعف ملت‌هاست. دیکتاتورها هرگز اجازه نمی‌دهند ملت‌هایشان به قدری رشد کنند که هوای پرواز به سرشان بزند. ملت باید همواره مانند پرنده‌ای دست‌آموز در قفس دیکتاتور، باقی بماند. در حکومت‌های توتالیتر وضعیت از این هم بدتر است. تمامیت‌خواه‌ها به دنبال تغییر سبک زندگی عمومی بر طبق میل خودشان هستند. آنچه که ماحَصَل چنین برهم‌کنش‌های است، پرورش ملت‌هایی مطیع، ضعیف، خودخواه، تنگ‌نظر، سودجو، ستایشگر و نژادپرست است.

این خواص از آسمان نمی‌آیند. برای تک‌تک اینها دلایلی متقن وجود دارند که همه در رفتار حکومت با مردمش ریشه دارند. مهمترین عامل، اما آموزش سیستماتیک ارزش‌های غیر مترقی است. شما اگر خود را در جایگاه یک دیکتاتور قرار دهید، باید به ازای محتوایی که از جامعه سلب می‌کنید، محتوای جایگزین ارائل دهید. وقتی ارزش‌های لیبرالیسم را به عنوان یک خطر برای دستگاه خود بپندارید، مجبورید تا ارزش‌های مخالف یا حداکثر موازی تولید کنید. خط تولید محتوا در همۀ جوامع قانون است. فانون است که یک ملت را آموزش می‌دهد تا بتواند از تضییع حقوق خود در برابر یک قدرت قاهر، دفاع کند. قانون است که جلوی تجمیع قدرت و فساد اقتصادی و سیاسی را می‌گیرد. قانون است که به جان انسان‌ها ارزش می‌بخشد. فانون است که ارزش‌های انسانی را بر وابستگی خونی و نژادی و مذهبی و... رجحان می‌دهد و...

دیکتاتورها خوب می‌دانند که قانون چقدر می‌تواند خطرناک باشد. به همین دلیل، یا اگر توان کافی داشته باشند قانون را به دلخواه خود می‌نویسند، یا اگر نتوانند همواره به مُرِّ قانون دهان‌کجی می‌کنند.

خاور میانه تا روزی که هیچ نظام قانون‌مداری در آن شکل نگیرد همین وضعیت را دارد و جان همۀ ما به عنوان بخشی از آن، ارزشی کمتر از جان یک شهروند دنیای لیبرال-دموکرات دارد.

آفریقای غربی، آینۀ آیندۀ ماست. لیبریا، سیرالئون، بورکینافاسو، غنا، نیجریه،ساحل عاج و بسیاری دیگر از کشورهای آن منطقه، دهه‌هاست که نزاع‌های خونینی را تجربه می‌کنند و گاه چنین عادی است که حتی برای این فجایع عزا هم نمی‌گیرند. کم‌کم آنقدر به جان هم خواهیم افتاد تا چیزی از خودمان باقی نماند.

همۀ امپراتوری‌ها روی شالوده‌ای خون‌اندود بنا می‌شوند و همۀ شکوه خود را از خون دل مظلومان و شکیبایی ضعیفان وام می‌گیرند. من هرگز ستایشگر چنین عظمت دردناکی نخواهم بود.

_______
@ajibzad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سپیده قلیان، که پیشتر در تجمع حمایت از کارگران هفت‌تپه دستگیر شده بود و در یک نمایش سخیفِ تلویزیونی به جاسوسی متهم شد، فردا چهار روز است که در اعتصاب غذا به سر می‌برد.

صدایش را از زندان بشنویم.

_____
@ajibzad
Forwarded from عجیب زاده
به مناسبت اول آبان، سالروز عملیات مارینز


‏سال ۲۰۱۶ دادگاهی در آمریکا حدود دومیلیارد دلار از سرمایه‌های ایران در آمریکا را به نفع بازماندگان قربانیان عملیات مارینز مصادره کرد. این گوشهٔ کوچکی از لطمه‌های مستقیم عملیات مارینز به منافع ملت ایران است. اما عملیات مارینز چیست؟

‏اول آبان سال ۱۳۶۲، دو کامیون بمبگذاری‌شده با یک تن مواد منفجره وارد مقر نیروهای حافظ صلح سازمان ملل در بیروت شدند. ‏در این عملیات تروریستی که به عملیات مارینز (اشاره به تفنگداران دریایی آمریکا) مشهور شد ۲۹۹ نفر از اتباع کشورهای مختلف کشته شدند. ‏سازمان جهاد اسلامی به صورت غیررسمی مسئولیت این عملیات را قبول کرد اما دول غربی ایران را پشت پردهٔ اصلی عملیات دانستند. ‏منابع غربی، علی‌اکبر محتشمی‌پور، (از سران سازمان تروریستی مجاهدین انقلاب اسلامی و از اصلاح‌طلبان کنونی) که سفیر وقت ایران در سوریه بوده است را مسئول هماهنگی عملیات دانسته‌اند. ‏دولت ایران نقش داشتن در این عملیات را همواره تکذیب کرده است. اما برای تروریستها نماد یادبود نصب نموده است.
نظر خبرگزاری فارس که این عملیات تروریستی را «بزرگترین عملیات استشهادی قرن» نام نهاده است، هم این است که «هویت مجریان آن عملیات تا کنون مشخص نشده است اما رکوردی که آنها در مبارزات ضد اشغالگری به ثبت رسانده‌اند هنوز دست نخورده مانده است: دونفر در برابر ۲۹۹ نفر»
در کتاب ‌‎ «Peacekeepers at War: Beirut 1983» توصیفات کاملی از نقش ایران در عملیات مارینز آمده است.

‏هدف از این انفجار مشخص نیست، اما تبعات این عملیات، ضربهٔ سنگین به اقتصاد، تحریم‌های بی‌سابقهٔ سنگین، بی‌اعتباری گذرنامه و کاهش ارزش ریال ایران بود.

‏حمایت از تروریسم یک مستمسک نیست؛ ترجمانی واقع‌گرایانه از «صدور انقلاب» است. آرمان پیرمردی نود ساله که به تباهی نسل‌هایی از ایرانیان انجامید.

عجیب‌ زاده
______
@ajibzad