کیش مهر
📺 ببینید |بررسی انتقادی روش تفسیری علامه طباطبایی! توسط آیت الله سید کمال حیدری 🔸 میگوید: «علامه، نخست از روایات کسب بینش میکرد سپس میکوشید از قرآن برایش شواهد بیابد! » براستی آیا علامه، قرآن را مطابق فهم روایی خود تفسیر میکرد؟ در پست بعد بخوانید!…
... در این ویدئوکلیپ، گوینده که خود از اساتید فاضل حوزههای علمیه است، برداشتی از سخن علامه به دست میدهد که به نظر صحیح نمیباشد.
طبق ادعای ایشان، علامه معتقد است اول باید رفت سراغ روایات و بینش اولیه را کسب کرد آنگاه در وهله دوم، شواهد قرآنی آن پیشفرض را از قرآن استخراج نمود. بعد ادامه میدهند که این، مصداق تطبیق روایت به آیه است و برخلاف مبانی خود علامه است.
آیا واقعا چنین است؟ آیا مرحوم علامه، آیات قرآن را مطابق فهم روایی خود تفسیر میکرد؟
این نسبت ناروا به علامه از همچو کسی، مورد انتظار نبود.
تمام حرف علامه این است که تفسیر قرآن به قرآن، تنها روش صحیح فهم کلام خداست. اما میگوید: این روش را اهل بیت عصمت و طهارت (ع) به ما آموختهاند. و اگر کسی بخواهد قرآن را اینگونه تفسیر کند راهش تمرین و ممارست در روایاتی است که اهل بیت (ع) آیهای را با آیهای دیگر تفسیر کردهاند. آری، با تمرین و تدرّب در این نمونهها، انسان به یک ذوق و مهارتی دست پیدا میکند که میتواند پارهای از آیات را با کمک پارهای دیگر از آیات تفسیر کند. درست مثل هنرورزی که با تمرینِ سرمش اساتید خود به مهارتی دست میباید که میتواند خود، خالق هنر شود.
جان کلام اینکه از نگاه علامه، آنچه باید در تفسیر قرآن، از اهل بیت (ع) اخذ کرد «روش» است و نه «بینش»؛ چون این ذوات مقدس، «بینش» خود را از بیرون از قرآن به دست نیاوردهاند. پس قرآن خودش تبیان خودش است و ائمه نیز از خود قرآن برای فهم قرآن کمک میگرفته اند. و آنچه مهم است رسیدن به مهارت در تمسک به این روش است.
«و قد تبين أن المتعين في التفسير الاستمداد بالقرآن على فهمه و تفسير الآية بالآية و ذلك بالتدرب بالآثار المنقولة عن النبي و أهل بيته صلى الله عليه و عليهم و تهيئة ذوق مكتسب منها ثم الورود، و الله الهادي.»(المیزان،جلد3، ذیل آیه 7)
@AllameTabatabaei
طبق ادعای ایشان، علامه معتقد است اول باید رفت سراغ روایات و بینش اولیه را کسب کرد آنگاه در وهله دوم، شواهد قرآنی آن پیشفرض را از قرآن استخراج نمود. بعد ادامه میدهند که این، مصداق تطبیق روایت به آیه است و برخلاف مبانی خود علامه است.
آیا واقعا چنین است؟ آیا مرحوم علامه، آیات قرآن را مطابق فهم روایی خود تفسیر میکرد؟
این نسبت ناروا به علامه از همچو کسی، مورد انتظار نبود.
تمام حرف علامه این است که تفسیر قرآن به قرآن، تنها روش صحیح فهم کلام خداست. اما میگوید: این روش را اهل بیت عصمت و طهارت (ع) به ما آموختهاند. و اگر کسی بخواهد قرآن را اینگونه تفسیر کند راهش تمرین و ممارست در روایاتی است که اهل بیت (ع) آیهای را با آیهای دیگر تفسیر کردهاند. آری، با تمرین و تدرّب در این نمونهها، انسان به یک ذوق و مهارتی دست پیدا میکند که میتواند پارهای از آیات را با کمک پارهای دیگر از آیات تفسیر کند. درست مثل هنرورزی که با تمرینِ سرمش اساتید خود به مهارتی دست میباید که میتواند خود، خالق هنر شود.
جان کلام اینکه از نگاه علامه، آنچه باید در تفسیر قرآن، از اهل بیت (ع) اخذ کرد «روش» است و نه «بینش»؛ چون این ذوات مقدس، «بینش» خود را از بیرون از قرآن به دست نیاوردهاند. پس قرآن خودش تبیان خودش است و ائمه نیز از خود قرآن برای فهم قرآن کمک میگرفته اند. و آنچه مهم است رسیدن به مهارت در تمسک به این روش است.
«و قد تبين أن المتعين في التفسير الاستمداد بالقرآن على فهمه و تفسير الآية بالآية و ذلك بالتدرب بالآثار المنقولة عن النبي و أهل بيته صلى الله عليه و عليهم و تهيئة ذوق مكتسب منها ثم الورود، و الله الهادي.»(المیزان،جلد3، ذیل آیه 7)
@AllameTabatabaei
آیت الله #احمدی_میانجی:
🔸«در سالهايى كه من خدمت مرحوم علامه درس مىخواندم، روزى براى معالجه به تهران رفت، فكر مىكنم پيش دكتر متخصص اعصاب رفت. وقتى برگشت گفت: دكتر مىگويد مطالعه نكن، اعصابت خراب است. دكتر از اين جمله ايشان كه مىگفت: «خجالت مىكشم»،گفته بود كه اين خجالت كشيدن براى ضعف اعصاب است. چون اگر كلمهاى از دهان ايشان بيرون مىآمد كه خلاف ادب بود، بيش از حد ناراحت مىشد؛ يا اگر احتمال مىداد در كلامش به كسى جسارت شده، بسيار ناراحت مىشد. اگر كسى از ايشان تقاضاى درسى داشت، برايش سخت بود كه او را رد كند. از صبح تا ظهر مىنشست و تدريس مىكرد. وقتى خسته مىشد،مىگفت: نيروى بنده تمام شد. يك ربعى سيگار مىكشيد و سيگار را هم معمولاً سه قسمت مىكرد. قسمتى از آن را مىكشيد و بعد درس بعدى را شروع مىكرد. بعد از ظهرها استراحت مىكرد و كسى را هم نمىپذيرفت. گاهى تمام شب را مطالعه مىكرد...
يك آدم استثنايى و عجيبى بود.»
📚 خاطرات آیه الله علی احمدی میانجی جلد 1، ص107.
@AllameTabatabaei
🔸«در سالهايى كه من خدمت مرحوم علامه درس مىخواندم، روزى براى معالجه به تهران رفت، فكر مىكنم پيش دكتر متخصص اعصاب رفت. وقتى برگشت گفت: دكتر مىگويد مطالعه نكن، اعصابت خراب است. دكتر از اين جمله ايشان كه مىگفت: «خجالت مىكشم»،گفته بود كه اين خجالت كشيدن براى ضعف اعصاب است. چون اگر كلمهاى از دهان ايشان بيرون مىآمد كه خلاف ادب بود، بيش از حد ناراحت مىشد؛ يا اگر احتمال مىداد در كلامش به كسى جسارت شده، بسيار ناراحت مىشد. اگر كسى از ايشان تقاضاى درسى داشت، برايش سخت بود كه او را رد كند. از صبح تا ظهر مىنشست و تدريس مىكرد. وقتى خسته مىشد،مىگفت: نيروى بنده تمام شد. يك ربعى سيگار مىكشيد و سيگار را هم معمولاً سه قسمت مىكرد. قسمتى از آن را مىكشيد و بعد درس بعدى را شروع مىكرد. بعد از ظهرها استراحت مىكرد و كسى را هم نمىپذيرفت. گاهى تمام شب را مطالعه مىكرد...
يك آدم استثنايى و عجيبى بود.»
📚 خاطرات آیه الله علی احمدی میانجی جلد 1، ص107.
@AllameTabatabaei
خورشیدِ فروزانِ به محراب نشسته
ای ماهِ هلالی شدهی فرق شکسته
امروز نظر کن به فقیری که همه عمر
دل را به در چوبی ایوانِ تو بسته
◾️عظّم الله أجورنا و أجورکم بمصیبتنا بسیدنا و مولانا امیرالمومنین علی بن ابی طالب (علیهالسلام)
☑️ شهادت امیر اهل ایمان و مولای عاشقان حضرت علی بن ابیطالب ( علیهأفضلُصلواتِالمصلِّین) بر شیعیان حضرتش تسلیت و تعزیت باد!
@AllameTabatabaei
ای ماهِ هلالی شدهی فرق شکسته
امروز نظر کن به فقیری که همه عمر
دل را به در چوبی ایوانِ تو بسته
◾️عظّم الله أجورنا و أجورکم بمصیبتنا بسیدنا و مولانا امیرالمومنین علی بن ابی طالب (علیهالسلام)
☑️ شهادت امیر اهل ایمان و مولای عاشقان حضرت علی بن ابیطالب ( علیهأفضلُصلواتِالمصلِّین) بر شیعیان حضرتش تسلیت و تعزیت باد!
@AllameTabatabaei
✅ نکته ظریف علامه طباطبایی در باب «توبه»
حجت الاسلام غلامی:
یک نکته بسیار ظریف در توبه وجود دارد که علامه طباطبایی(ره)، در تفسیر آیه ۳۷ سوره بقره آنجا که در باره توبه آدم سخن می گوید ( فَتلَقََّی َءادَمُ مِن رّبِهِّ ی کَلِمَتٍ فَتَابَ عَلَیْهِ إنَّهُ هُوَ الّتّوابُ الّرحِیمُ ) آن را مطرح می کند و نکته ظریف این است که
بر اساس این آیه شریفه، توبه بر دو گونه است : توبه خداوند که عبارت است از بازگشت او به سوی بنده اش همراه با رحمت و مرحمت، و توبه بنده که بازگشت اوست به سوی خداوند، به وسیله استغفار و خود داری از گناه. یعنی تا لطف و عنایت پروردگار نباشد، توبه انسان امکان وجود و تحقق پیدا نمی کند. ثُمَّ تابَ عَلَیهم لِیتُوبُوا إنَّ اللّهَ هُوالتّوابُ الرَّحیم. ( سوره توبه، آیه ۱۱۸ )
علاوه بر این، چنانچه از آیه فوق نیز معلوم است، توبه انسان به دو توبه از خداوند نیاز دارد. یکی پیش از توبه ما، که از آن سخن گفتیم، و دیگری بعد از توبه ما که در اینصورت، سه توبه صورت می گیرد، اول توبه خدا، دوم توبه بنده و سوم دوباره توبه خداوند که همان پذیرش توبه عبد است.
در بیشتر آیاتی که سخن از توبه خداوند به میان آمده است، به هر دو رجوع و بازگشت خداوند اشاره شده است. مثلاً در آیاتی مثل فتاب علیکم؛ یعنی خداوند به شما رجوع کرد. (سوره بقره، آیه ۵۴ ). یا جایی که می فرمایدْ وَ إِنْ عُدْتُمْ عُدْنا یعنی هرگاه باز گردید، ما هم باز می گردیم.
پس حواسمان باشد، همین که امشب از خانه به این سمت حرکت کرده ای و همین که اینجا هستی و قصد توبه داری، یک توفیق بزرگ از ناحیه خدای متعال نصیبت شده است. به بیان دیگر، خدا دوستت داشته و خودش دعوتت کرده، بنده من بیا؛ می خواهم ببخشمت!
@AllameTabatabaei
حجت الاسلام غلامی:
یک نکته بسیار ظریف در توبه وجود دارد که علامه طباطبایی(ره)، در تفسیر آیه ۳۷ سوره بقره آنجا که در باره توبه آدم سخن می گوید ( فَتلَقََّی َءادَمُ مِن رّبِهِّ ی کَلِمَتٍ فَتَابَ عَلَیْهِ إنَّهُ هُوَ الّتّوابُ الّرحِیمُ ) آن را مطرح می کند و نکته ظریف این است که
بر اساس این آیه شریفه، توبه بر دو گونه است : توبه خداوند که عبارت است از بازگشت او به سوی بنده اش همراه با رحمت و مرحمت، و توبه بنده که بازگشت اوست به سوی خداوند، به وسیله استغفار و خود داری از گناه. یعنی تا لطف و عنایت پروردگار نباشد، توبه انسان امکان وجود و تحقق پیدا نمی کند. ثُمَّ تابَ عَلَیهم لِیتُوبُوا إنَّ اللّهَ هُوالتّوابُ الرَّحیم. ( سوره توبه، آیه ۱۱۸ )
علاوه بر این، چنانچه از آیه فوق نیز معلوم است، توبه انسان به دو توبه از خداوند نیاز دارد. یکی پیش از توبه ما، که از آن سخن گفتیم، و دیگری بعد از توبه ما که در اینصورت، سه توبه صورت می گیرد، اول توبه خدا، دوم توبه بنده و سوم دوباره توبه خداوند که همان پذیرش توبه عبد است.
در بیشتر آیاتی که سخن از توبه خداوند به میان آمده است، به هر دو رجوع و بازگشت خداوند اشاره شده است. مثلاً در آیاتی مثل فتاب علیکم؛ یعنی خداوند به شما رجوع کرد. (سوره بقره، آیه ۵۴ ). یا جایی که می فرمایدْ وَ إِنْ عُدْتُمْ عُدْنا یعنی هرگاه باز گردید، ما هم باز می گردیم.
پس حواسمان باشد، همین که امشب از خانه به این سمت حرکت کرده ای و همین که اینجا هستی و قصد توبه داری، یک توفیق بزرگ از ناحیه خدای متعال نصیبت شده است. به بیان دیگر، خدا دوستت داشته و خودش دعوتت کرده، بنده من بیا؛ می خواهم ببخشمت!
@AllameTabatabaei
✅ آن شب مبارک
🔸میشود همه این آیهها، همه این آیهها که گاه درک عظمت یکیشان بند بند آدم را میگسلد در یک شب فرود آمده باشند، همه این حقیقتی که در آسمان هفتمِ خداست، در فاصله یک غروب و طلوع، همجنس واژه، نه، کلمه بشود و پایین بیاید... میشود وقتی فرودگاهشان قلب محمّد (ص) باشد. عبدک و رسولک. اگر چه میشود قدرِ این شب را، عظمتش را و بزرگیاش را هیچکس نداند، حتّی رسول این آیهها. رازی فقط میان تو و خودت.
🔸میشود قدر یک شب نه از یک ماه و دو ماه که از هزار ماه بیشتر باشد، میشود وقتی ظرف یک شب آنقدر بزرگ باشد که همه حقیقتِ مصحف را در خودش بگیرد، همه آیههای مصحف را، همه اعجازِ پیامبرِ خاتم را، همه کلماتی که بشریّت را تا آخر عمر هستی بینیاز کند از وحی....میشود وقتی تقدیر یک ساله خلایق را در همان شب رقم بزنند...لیله القدر.
🔸میشود صدای باز و بسته شدن بالِ هزار هزار فرشته در فاصله یک غروب و طلوع، گوش زمین و آسمان را بنوازد... میشود وقتی فرودگاهشان، قلب حجّت خدا باشد. وقتی پرسیده بودند اصلاً شما خودتان میدانید شب قدر کدام شب است؟ وقتی جواب داده بودند: چهطور ندانیم وقتی فرشتهها آن شب را تا طلوع فجر گرد ما طواف میکنند...آه، ای روح لیله القدر!... میدانستم این فرشتهها که فاصله میان زمین و آسمان را پر میکنند مقصدشان را میشناسند!... لولا الحجّه... بیراه نیست که یادمان دادهاند آن شب تا به صبح، اللهمّ کن لولیّک زمزمه جاریِ لبهایمان باشد؛ همصدا با فرشتهها!
🔸میشود یکی از همین شبها محراب مسجد کوفه لالهگون شود و صدای قرآن ناطقی که رستگار شد، میان زمین و آسمان بپیچد؛ فزت و ربّ الکعبه. همان قرآنی که در غروبِ غریب صفّین گوشه خیمهاش نشسته بود، مثل همیشه خار در چشم، مثل همیشه استخوان در گلو، وقتی ابلهان کاغذهای پاره را بر نیزه کرده بودند و صلیب حسبنا کتابالله برداشته بودند... میشود همین شبها صدای قاصدِ وحی ارکان هستی را بلرزاند که؛ والله لهدّمت ارکان الهدی، والله قُتل علیٍ ّالمرتضی...آه...
🔸میشود ماه، همان ماهی باشد که بزرگش داشتی و شرافتش بخشیدی بر همه ماهها، عظّمته و شرّفته علی الشّهور... میشود شب همان شبِ موعود باشد، میشود بنده بنده تو باشد العبد عبدک...میشود بندهات این شب را و چراغ امید دلش را تا طلوع فجر زنده نگه دارد... او این شب را زنده کند و تو دل مردهاش را... یا حیّ الّذی یحیی الموتی!
🔸میشود وقتی هزار و یک پیچک آرزو در دلش جوانه میزند با هر هزار و یک اسمی که تو را میخواند.. میشود وقتی ناله الغوثش بلند میشود؛ ناله خستگیاش از آتش این همه گناه، ناله استیصالش... میشود وقتی خلاصی از آتش را میخواهد، آتش این گناهها و نافرمانیهایی که به دست خودش افروخته؛ خلّصنا من النّار... میشود تو همان مهربانی باشی که در طلیعه «افتتاح» های این ماه نامت را زمزمه کرده: ارحم الرّاحمین فی موضع العفو و الرّحمه؟... یعنی میشود لبّیک بگویی؟
🔸میشود وقتی مصحف را باز میکنم و جلوی چشمهایم میگذارم و بر لبهایم ترنّم خواهش و تمنّا مینشیند: به حقّ این کتابت، به حقّانیّت همین آیهها ؛ اللهمّ انّی اسئلک بکتابک المنزل... و به حقیقتِ همه آنچه در آن است؛ رها کن بندهات را از آتش این همه گناه؛ ان تجعلنی من عتقاءک من النّار...میشود لبّیک بگویی؟
🔸میشود مصحف را روی سرم بگیرم و بر لبهایم تک تک آن اسامی اعظم چهاردهگانه جاری شود... حالت التجاء و استیصالی عمیقتر از این سراغ ندارم، انگار به آخر دنیا رسیده کسی که مصحف را روی سرش گذاشته و تو را به همه اسمهای مقدّسی که میشناسد سوگند میدهد... آه .... بحقّ هذا القرآن...
🔸میشود، همه اینها میشود، وقتی آن شب، شبِ قدر باشد؛ آن شب مبارک...سلامٌ هی حتّی مطلع الفجر.
✍️ #مریم_روستا
@AllameTabatabaei
🔸میشود همه این آیهها، همه این آیهها که گاه درک عظمت یکیشان بند بند آدم را میگسلد در یک شب فرود آمده باشند، همه این حقیقتی که در آسمان هفتمِ خداست، در فاصله یک غروب و طلوع، همجنس واژه، نه، کلمه بشود و پایین بیاید... میشود وقتی فرودگاهشان قلب محمّد (ص) باشد. عبدک و رسولک. اگر چه میشود قدرِ این شب را، عظمتش را و بزرگیاش را هیچکس نداند، حتّی رسول این آیهها. رازی فقط میان تو و خودت.
🔸میشود قدر یک شب نه از یک ماه و دو ماه که از هزار ماه بیشتر باشد، میشود وقتی ظرف یک شب آنقدر بزرگ باشد که همه حقیقتِ مصحف را در خودش بگیرد، همه آیههای مصحف را، همه اعجازِ پیامبرِ خاتم را، همه کلماتی که بشریّت را تا آخر عمر هستی بینیاز کند از وحی....میشود وقتی تقدیر یک ساله خلایق را در همان شب رقم بزنند...لیله القدر.
🔸میشود صدای باز و بسته شدن بالِ هزار هزار فرشته در فاصله یک غروب و طلوع، گوش زمین و آسمان را بنوازد... میشود وقتی فرودگاهشان، قلب حجّت خدا باشد. وقتی پرسیده بودند اصلاً شما خودتان میدانید شب قدر کدام شب است؟ وقتی جواب داده بودند: چهطور ندانیم وقتی فرشتهها آن شب را تا طلوع فجر گرد ما طواف میکنند...آه، ای روح لیله القدر!... میدانستم این فرشتهها که فاصله میان زمین و آسمان را پر میکنند مقصدشان را میشناسند!... لولا الحجّه... بیراه نیست که یادمان دادهاند آن شب تا به صبح، اللهمّ کن لولیّک زمزمه جاریِ لبهایمان باشد؛ همصدا با فرشتهها!
🔸میشود یکی از همین شبها محراب مسجد کوفه لالهگون شود و صدای قرآن ناطقی که رستگار شد، میان زمین و آسمان بپیچد؛ فزت و ربّ الکعبه. همان قرآنی که در غروبِ غریب صفّین گوشه خیمهاش نشسته بود، مثل همیشه خار در چشم، مثل همیشه استخوان در گلو، وقتی ابلهان کاغذهای پاره را بر نیزه کرده بودند و صلیب حسبنا کتابالله برداشته بودند... میشود همین شبها صدای قاصدِ وحی ارکان هستی را بلرزاند که؛ والله لهدّمت ارکان الهدی، والله قُتل علیٍ ّالمرتضی...آه...
🔸میشود ماه، همان ماهی باشد که بزرگش داشتی و شرافتش بخشیدی بر همه ماهها، عظّمته و شرّفته علی الشّهور... میشود شب همان شبِ موعود باشد، میشود بنده بنده تو باشد العبد عبدک...میشود بندهات این شب را و چراغ امید دلش را تا طلوع فجر زنده نگه دارد... او این شب را زنده کند و تو دل مردهاش را... یا حیّ الّذی یحیی الموتی!
🔸میشود وقتی هزار و یک پیچک آرزو در دلش جوانه میزند با هر هزار و یک اسمی که تو را میخواند.. میشود وقتی ناله الغوثش بلند میشود؛ ناله خستگیاش از آتش این همه گناه، ناله استیصالش... میشود وقتی خلاصی از آتش را میخواهد، آتش این گناهها و نافرمانیهایی که به دست خودش افروخته؛ خلّصنا من النّار... میشود تو همان مهربانی باشی که در طلیعه «افتتاح» های این ماه نامت را زمزمه کرده: ارحم الرّاحمین فی موضع العفو و الرّحمه؟... یعنی میشود لبّیک بگویی؟
🔸میشود وقتی مصحف را باز میکنم و جلوی چشمهایم میگذارم و بر لبهایم ترنّم خواهش و تمنّا مینشیند: به حقّ این کتابت، به حقّانیّت همین آیهها ؛ اللهمّ انّی اسئلک بکتابک المنزل... و به حقیقتِ همه آنچه در آن است؛ رها کن بندهات را از آتش این همه گناه؛ ان تجعلنی من عتقاءک من النّار...میشود لبّیک بگویی؟
🔸میشود مصحف را روی سرم بگیرم و بر لبهایم تک تک آن اسامی اعظم چهاردهگانه جاری شود... حالت التجاء و استیصالی عمیقتر از این سراغ ندارم، انگار به آخر دنیا رسیده کسی که مصحف را روی سرش گذاشته و تو را به همه اسمهای مقدّسی که میشناسد سوگند میدهد... آه .... بحقّ هذا القرآن...
🔸میشود، همه اینها میشود، وقتی آن شب، شبِ قدر باشد؛ آن شب مبارک...سلامٌ هی حتّی مطلع الفجر.
✍️ #مریم_روستا
@AllameTabatabaei
پستهای مرتبط با «شب قدر» که تا کنون در کیش مهر کار شده👇
#المیزان 1️⃣1️⃣| ماجرای خواب پیامبر و شب قدر
✅ یکی از رموز مانایی المیزان
🎵 بشنوید|قرآن تجلی باطن پیامبر
✅ آن شب مبارک
@AllameTabatabaei
#المیزان 1️⃣1️⃣| ماجرای خواب پیامبر و شب قدر
✅ یکی از رموز مانایی المیزان
🎵 بشنوید|قرآن تجلی باطن پیامبر
✅ آن شب مبارک
@AllameTabatabaei
Telegram
کیش مهر💫
#المیزان 1⃣1⃣| ماجرای خواب پیامبر و شب قدر
می گویند شب قدر، مژده خدا برای تسکین قلب خسته پیامبر(ص) است. می دانستی؟
هیچ می دانی سبب نزول سوره قدر، یک رویای صادقه بوده است؟
شاید به خاطر عزیزت هم خطور نکند که الف شهر(هزار ماه)، اشاره است به سلطنت هزارماهه…
می گویند شب قدر، مژده خدا برای تسکین قلب خسته پیامبر(ص) است. می دانستی؟
هیچ می دانی سبب نزول سوره قدر، یک رویای صادقه بوده است؟
شاید به خاطر عزیزت هم خطور نکند که الف شهر(هزار ماه)، اشاره است به سلطنت هزارماهه…
Audio
آیا میتوان اندیشه را تجلی ماده در اثر حرکت تکاملی دانست؟
#صوت_علامه_طباطبایی3
#پاسخ_علامه_به_سوال_سوم_مرحوم_پرورش
🎵 بشنوید | آیا میتوان تفکر را تجلی ماده در اثر حرکت تکاملی دانست؟
❓جناب استاد! میتوانیم عقل و شعور و ادراکات انسانی را همان تجلیات مادی بگیریم؟ به این صورت که بگوییم که ماده از آن ابتدا که یک حرکت بسیطی دارد یا یک درجه وجودی خیلی پایینی دارد در حین تکامل خودش که درجات وجودی متعالیتری پیدا میکند، تجلیاتی پیدا میکند که میتواند تفکر ازش منشعب بشود. یعنی تفکر در حقیقت یک تجلیی از روابط مادی یا حرکت ماده در حد متعالی هست یا همچنین عقل آن؟
@AllameTabatabaei
#پاسخ_علامه_به_سوال_سوم_مرحوم_پرورش
🎵 بشنوید | آیا میتوان تفکر را تجلی ماده در اثر حرکت تکاملی دانست؟
❓جناب استاد! میتوانیم عقل و شعور و ادراکات انسانی را همان تجلیات مادی بگیریم؟ به این صورت که بگوییم که ماده از آن ابتدا که یک حرکت بسیطی دارد یا یک درجه وجودی خیلی پایینی دارد در حین تکامل خودش که درجات وجودی متعالیتری پیدا میکند، تجلیاتی پیدا میکند که میتواند تفکر ازش منشعب بشود. یعنی تفکر در حقیقت یک تجلیی از روابط مادی یا حرکت ماده در حد متعالی هست یا همچنین عقل آن؟
@AllameTabatabaei
✅ نظر علامه طباطبایی درباره رژیم #اسرائیل
🔻آنچه میخوانید نوشتاری است کوتاه به قلم مرحوم علامه طباطبایی که در آن پیرامون مساله فلسطین و ماهیت رژیم جعلی و غاصب اسرائیل سخن گفتهاند.
📝«بخش کوچکی از #فلسطین یک بندر دریایی و پایگاه نظامی برای دول معظمه انگلیس و فرانسه و آمریکا میباشد و دولت پوشالی و دستنشاندهای به نام دولت اسرائیل در آن جا حکومت میکند و در این مدت کوتاه هر چه توانستهاند به تقویت و تجهیزش پرداختهاند و با تمام نیرو نگذاشتهاند که دول اسلامی علیه ایشان متحد شوند. (چنانکه همهی این حقایق را جریانهای چند سال اخیر آفتابی ساخت.)
🔸این فکر غلط که «دولت یهود دولتی است مستقل و مترقّی و علیرغم احادیثی که در اسلام وارد شده و وعده داده که یهود هیچگاه کشور مستقلی نخواهد داشت رشد کرده است» اثر نفوذ سیاست هایی است که در گذشته و هم اکنون میخواهد مردم این قسمت از جهان را در جهل و نفاق و دشمنی و بدبینی به آیین مقدس اسلام نگه دارند، زیرا این فکر مربوط به روایت نیست تا بگوییم مجهول است، بلکه مربوط به قرآن کریم است و آنچه در قرآن کریم است نه به این نحو است که ذکر شده، بلکه به نحوی است که باید یکی از پیشگوییهای قرآن شمرده شود.
🔸خدای متعال پس از شمردن مظالم و جنایتهای یهود و خیانتها و ماجراجوییها و پیمانشکنیهایی که با اسلام و مسلمین کردهاند و پس از آن که مسلمانان را پند میدهد که اتفاق کلمه داشته باشند و قوانین دینی را حفظ کنند و با بیگانگان طرح دوستی نریزند و از ایشان اطاعت نکنند میفرماید: «یهود دچار غضب پروردگار شدهاند و برای همیشه در حقشان خواری و پستی نوشته شد و نخواهد توانست کار قابل توجهی علیه مسلمانان انجام دهند، مگر به واسطه سببی که به مردم و سببی که به خدا پیوند داشته باشند»[1] و در آیه دیگر این سبب مربوط به مردم و مربوط به خدا بیان شده است. میفرماید: «با یهود و نصاری طرح دوستی مریزید و سرسپرده مشوید و کسانی که از شما سرسپرده ایشان شوند از سرسپردگی خدا و جانبداری وی برکنارند و خداوند شما را از خشم خود در صورت تخلف از این امر برحذر می دارد»[2] و نیز میفرماید:
«امروز کفار از این که استقلال دینی شما را از بین برند مأیوس شدند از این پس دیگر از ایشان مترسید و تنها از من بترسید»[3]
🔸چنان که ملاحظه میکنید، خدای متعال پیشرفت اسلام و سرکوبی #یهود را به مسلمانانی وعده میدهد که قوانین اسلام و اتفاق کلمه را حفظ کنند، نه کشورهایی که جز اسم اسلام چیزی در دست ندارند و هم چنین آیات دلالت دارند بر این که اسلام در معرض این قراردارد که روزی با اجانب طرح دوستی بریزند و سرسپرده ایشان شوند و در این صورت معامله خدایی با ایشان معکوس خواهد شد و سلطه و غلبه را از دست خواهند داد و عزّت و سیادتشان نصیب دیگران خواهد گردید.
🔸و اما این که احادیث و اخبار ممکن است در میانشان مجعول و ساخته وجود داشته باشد، این مسئله را علمای اسلام به خوبی میدانند و در ثبوت آن نیازی به این گونه مدرکهای بیاساس نیست، بلکه مسلم است در صدر اسلام عده ای از منافقین و یهود در کسوت مسلمین درآمده و اخبار دروغی جعل و روایت میکردهاند. و از این روی علمای اسلام هر خبری را هر طور باشد اخذ نمیکنند بلکه با به کار انداختن ممیزات فنی خبر قابل وثوق را تشخیص داده، میپذیرند. در پیشبینی همین وضع (چنان که در روایات زیاد است) رسول اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید: «پس از من چیزهایی بسیار از من نقل خواهند کرد از آنها آنچه با قرآن مطابق است بپذیرید و آنچه مخالف است رد کنید.»[4]
پ ن:
1.خلاصه آیه 112 آل عمران و قبل از آن
2. آل عمران، آیه 12
3.مائده، آیه 3
4. بررسیهای اسلامی،ج2، ص279
@AllameTabatabaei
🔻آنچه میخوانید نوشتاری است کوتاه به قلم مرحوم علامه طباطبایی که در آن پیرامون مساله فلسطین و ماهیت رژیم جعلی و غاصب اسرائیل سخن گفتهاند.
📝«بخش کوچکی از #فلسطین یک بندر دریایی و پایگاه نظامی برای دول معظمه انگلیس و فرانسه و آمریکا میباشد و دولت پوشالی و دستنشاندهای به نام دولت اسرائیل در آن جا حکومت میکند و در این مدت کوتاه هر چه توانستهاند به تقویت و تجهیزش پرداختهاند و با تمام نیرو نگذاشتهاند که دول اسلامی علیه ایشان متحد شوند. (چنانکه همهی این حقایق را جریانهای چند سال اخیر آفتابی ساخت.)
🔸این فکر غلط که «دولت یهود دولتی است مستقل و مترقّی و علیرغم احادیثی که در اسلام وارد شده و وعده داده که یهود هیچگاه کشور مستقلی نخواهد داشت رشد کرده است» اثر نفوذ سیاست هایی است که در گذشته و هم اکنون میخواهد مردم این قسمت از جهان را در جهل و نفاق و دشمنی و بدبینی به آیین مقدس اسلام نگه دارند، زیرا این فکر مربوط به روایت نیست تا بگوییم مجهول است، بلکه مربوط به قرآن کریم است و آنچه در قرآن کریم است نه به این نحو است که ذکر شده، بلکه به نحوی است که باید یکی از پیشگوییهای قرآن شمرده شود.
🔸خدای متعال پس از شمردن مظالم و جنایتهای یهود و خیانتها و ماجراجوییها و پیمانشکنیهایی که با اسلام و مسلمین کردهاند و پس از آن که مسلمانان را پند میدهد که اتفاق کلمه داشته باشند و قوانین دینی را حفظ کنند و با بیگانگان طرح دوستی نریزند و از ایشان اطاعت نکنند میفرماید: «یهود دچار غضب پروردگار شدهاند و برای همیشه در حقشان خواری و پستی نوشته شد و نخواهد توانست کار قابل توجهی علیه مسلمانان انجام دهند، مگر به واسطه سببی که به مردم و سببی که به خدا پیوند داشته باشند»[1] و در آیه دیگر این سبب مربوط به مردم و مربوط به خدا بیان شده است. میفرماید: «با یهود و نصاری طرح دوستی مریزید و سرسپرده مشوید و کسانی که از شما سرسپرده ایشان شوند از سرسپردگی خدا و جانبداری وی برکنارند و خداوند شما را از خشم خود در صورت تخلف از این امر برحذر می دارد»[2] و نیز میفرماید:
«امروز کفار از این که استقلال دینی شما را از بین برند مأیوس شدند از این پس دیگر از ایشان مترسید و تنها از من بترسید»[3]
🔸چنان که ملاحظه میکنید، خدای متعال پیشرفت اسلام و سرکوبی #یهود را به مسلمانانی وعده میدهد که قوانین اسلام و اتفاق کلمه را حفظ کنند، نه کشورهایی که جز اسم اسلام چیزی در دست ندارند و هم چنین آیات دلالت دارند بر این که اسلام در معرض این قراردارد که روزی با اجانب طرح دوستی بریزند و سرسپرده ایشان شوند و در این صورت معامله خدایی با ایشان معکوس خواهد شد و سلطه و غلبه را از دست خواهند داد و عزّت و سیادتشان نصیب دیگران خواهد گردید.
🔸و اما این که احادیث و اخبار ممکن است در میانشان مجعول و ساخته وجود داشته باشد، این مسئله را علمای اسلام به خوبی میدانند و در ثبوت آن نیازی به این گونه مدرکهای بیاساس نیست، بلکه مسلم است در صدر اسلام عده ای از منافقین و یهود در کسوت مسلمین درآمده و اخبار دروغی جعل و روایت میکردهاند. و از این روی علمای اسلام هر خبری را هر طور باشد اخذ نمیکنند بلکه با به کار انداختن ممیزات فنی خبر قابل وثوق را تشخیص داده، میپذیرند. در پیشبینی همین وضع (چنان که در روایات زیاد است) رسول اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید: «پس از من چیزهایی بسیار از من نقل خواهند کرد از آنها آنچه با قرآن مطابق است بپذیرید و آنچه مخالف است رد کنید.»[4]
پ ن:
1.خلاصه آیه 112 آل عمران و قبل از آن
2. آل عمران، آیه 12
3.مائده، آیه 3
4. بررسیهای اسلامی،ج2، ص279
@AllameTabatabaei
اوج هنرنمایی علامه در تفسیر
@AllameTabatabaei
#جرعه_جرعه_المیزان17
🎵بشنوید|اوج هنرنمایی علامه در تفسیر را ببینید!
🔸علامه طباطبایی (ٰره) در اولین تفسیر خود با عنوان «البیان» ذیل آیه 26 سوره یوسف(ع) آنچنان قدرت تفسیر از خود نشان داده که حد و حساب ندارد اما ماجرا چیست؟ بشنوید!
👈 ضمنا توضیحات پایانی استاد درباره تفسیر البیان علامه هم از دست ندهید! شنیدنی است.
#استاد_رحیمی
@AllameTabatabaei
🎵بشنوید|اوج هنرنمایی علامه در تفسیر را ببینید!
🔸علامه طباطبایی (ٰره) در اولین تفسیر خود با عنوان «البیان» ذیل آیه 26 سوره یوسف(ع) آنچنان قدرت تفسیر از خود نشان داده که حد و حساب ندارد اما ماجرا چیست؟ بشنوید!
👈 ضمنا توضیحات پایانی استاد درباره تفسیر البیان علامه هم از دست ندهید! شنیدنی است.
#استاد_رحیمی
@AllameTabatabaei
✅ نفع صلوات برای پیامبر (ص)
❓از حضرت علامه در یکی از جلسات پنجشنبه یا جمعه سوال شد: ما که صلوات بر پیغمبر اکرم (ص) میفرستیم آیا درجه پیغمبر بالا میرود؟
🔸به این مضمون فرمودند: «نه، درجه صلواتفرستنده بالا میرود. مثَلش مثَل این است که شخصی باغ سیبی دارد، یک نفر باغبان یک سیب سرخ از آن باغ را میکَند و به صاحب باغ تقدیم میکند؛ این شخص مورد عنایتِ صاحب باغ میشود ولی بر ملک صاحب باغ افزوده نشده».
📚 اقیانوس علم و معرفت، محمد کریم پارسا، ص68.
@AllameTabatabaei
❓از حضرت علامه در یکی از جلسات پنجشنبه یا جمعه سوال شد: ما که صلوات بر پیغمبر اکرم (ص) میفرستیم آیا درجه پیغمبر بالا میرود؟
🔸به این مضمون فرمودند: «نه، درجه صلواتفرستنده بالا میرود. مثَلش مثَل این است که شخصی باغ سیبی دارد، یک نفر باغبان یک سیب سرخ از آن باغ را میکَند و به صاحب باغ تقدیم میکند؛ این شخص مورد عنایتِ صاحب باغ میشود ولی بر ملک صاحب باغ افزوده نشده».
📚 اقیانوس علم و معرفت، محمد کریم پارسا، ص68.
@AllameTabatabaei
✅ امکان درج نظرات شما در زیر پستهای کانال کیش مهر
خوشبختانه تلگرام در بهروزرسانیهای اخیر خود، زمینه همافزایی و تعامل بیشتر با اعضای کانالها را فراهم کرده است. برای این منظور، صاحبان کانال میتوانند گروهی ایجاد کنند تا کاربران در پایین کانال همیشه لینک ورود به آن را ببینند و از طرفی هم آخرین پست کانال همیشه به آن فوروارد شود.
اما ایجاد گروهی برای کانال، قبلا هم وجود داشت و در آپدیت جدید فقط ورود به آن راحت شده. مشکل گروه این بود که هر کسی ممکن بود درباره مطلب خاصی از آن کانال صحبت کند و صحبتها مخلوط میشد و مثلا اگر کسی میخواست گفتگوهایی که درباره یک مطلب خاص از آن کانال شده را بخواند، واقعا نمیتوانست از انبوه نظرات کاربران در آن گروه به سادگی به آن دست یابد.
در آپدیت جدید، تلگرام امکان لاگین به یک صفحه وب را بسیار تسهیل کرد و برای همین منظور، یک سرویس کامنت نیز معرفی کرده که تحت وب است و زیر هر مطلب از کانال، نظرات همان مطلب قابل مشاهده و پاسخ است.
از این به بعد شما کاربران عزیز کانال #کیش_مهر میتوانید با درج دیدگاههای خود، ما را در غنیسازی پستهای کانال، یاری کنید.
پس از درج هر مطلب در کانال، دکمه نظرات به زیر آن اضافه میشود درست مثل زیر همین مطلب (اگر پس از کلیک روی دکمه زیر، پنجرهای شبیه تصویر بالا را نمیبینید، دلیل آن آپدیتنبودن تلگرام شماست)
@AllameTabatabaei
خوشبختانه تلگرام در بهروزرسانیهای اخیر خود، زمینه همافزایی و تعامل بیشتر با اعضای کانالها را فراهم کرده است. برای این منظور، صاحبان کانال میتوانند گروهی ایجاد کنند تا کاربران در پایین کانال همیشه لینک ورود به آن را ببینند و از طرفی هم آخرین پست کانال همیشه به آن فوروارد شود.
اما ایجاد گروهی برای کانال، قبلا هم وجود داشت و در آپدیت جدید فقط ورود به آن راحت شده. مشکل گروه این بود که هر کسی ممکن بود درباره مطلب خاصی از آن کانال صحبت کند و صحبتها مخلوط میشد و مثلا اگر کسی میخواست گفتگوهایی که درباره یک مطلب خاص از آن کانال شده را بخواند، واقعا نمیتوانست از انبوه نظرات کاربران در آن گروه به سادگی به آن دست یابد.
در آپدیت جدید، تلگرام امکان لاگین به یک صفحه وب را بسیار تسهیل کرد و برای همین منظور، یک سرویس کامنت نیز معرفی کرده که تحت وب است و زیر هر مطلب از کانال، نظرات همان مطلب قابل مشاهده و پاسخ است.
از این به بعد شما کاربران عزیز کانال #کیش_مهر میتوانید با درج دیدگاههای خود، ما را در غنیسازی پستهای کانال، یاری کنید.
پس از درج هر مطلب در کانال، دکمه نظرات به زیر آن اضافه میشود درست مثل زیر همین مطلب (اگر پس از کلیک روی دکمه زیر، پنجرهای شبیه تصویر بالا را نمیبینید، دلیل آن آپدیتنبودن تلگرام شماست)
@AllameTabatabaei
🍷ذهن شما آلوده است...
🔸پیشفرضهای ذهنی که از کودکی با آنها بزرگ شدهایم و از پدر و مادر یا دوست و معلم و استاد، در ذهن خود تثبیت کردهایم، میتواند تاثیر منفی در پذیرش باورهای فطری و توحیدی بگذارد.
🔸از علامه طباطبایی در این باره نقل شده:
«در زمان میرزای قمی، عالِمی مقلّد و معتقد [به] وی بود. گویا درس فلسفه نیز میگفت. روزی میرزا به وی میگوید: برای من وحدت وجود را بیان کن. آن عالِم إبا میکند.
میرزا میگوید: ممکن است شاگردانت حرفهایت را بفهمند؛ ولی من از شاگردهایت پستترم؟ آن عالِم در جواب میگوید: آنها ذهنشان آلوده نیست، مطلب را خوب درک میکنند؛ ولی ذهن شما آلوده است».
📚 ثمرات حیات، ص ۸۵.
@AllameTabatabaei
🔸پیشفرضهای ذهنی که از کودکی با آنها بزرگ شدهایم و از پدر و مادر یا دوست و معلم و استاد، در ذهن خود تثبیت کردهایم، میتواند تاثیر منفی در پذیرش باورهای فطری و توحیدی بگذارد.
🔸از علامه طباطبایی در این باره نقل شده:
«در زمان میرزای قمی، عالِمی مقلّد و معتقد [به] وی بود. گویا درس فلسفه نیز میگفت. روزی میرزا به وی میگوید: برای من وحدت وجود را بیان کن. آن عالِم إبا میکند.
میرزا میگوید: ممکن است شاگردانت حرفهایت را بفهمند؛ ولی من از شاگردهایت پستترم؟ آن عالِم در جواب میگوید: آنها ذهنشان آلوده نیست، مطلب را خوب درک میکنند؛ ولی ذهن شما آلوده است».
📚 ثمرات حیات، ص ۸۵.
@AllameTabatabaei
کیش مهر
✅ نفع صلوات برای پیامبر (ص) ❓از حضرت علامه در یکی از جلسات پنجشنبه یا جمعه سوال شد: ما که صلوات بر پیغمبر اکرم (ص) میفرستیم آیا درجه پیغمبر بالا میرود؟ 🔸به این مضمون فرمودند: «نه، درجه صلواتفرستنده بالا میرود. مثَلش مثَل این است که شخصی باغ سیبی دارد،…
✍️ در ارتباط با این پست، توضیحا باید گفت:
دیدگاه جناب علامه مبتنی بر یک مبنای کلامی است و آن اینکه: چون رسول خدا (ص) اشرف موجوداتاند بنابراین هر کمالی که نسبت به ایشان امکان تحقق داشته باشد (کمال ِممکنالوجود) را دارا هستند. بنابراین صلوات ما چیزی بر وجود شریفشان نمیافزاید بلکه صرفا موجب ترفیع درجه برای خود ماست.
در اینجا ممکن است برخی اشکال کنند که اگر چُنین است پس چرا در برخی اذکار مستحب نماز میگوییم: «وَ تَقَبَّلْ شَفَاعَتَهُ فِی أُمَّتِهِ وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ »؟
اتفاقاً این سوال در کتاب «در محضر علامه طباطبایی»، که محصول گفتوگوهای چهرهبهچهره حجتالاسلام رخشاد با مرحوم علامه است، مطرح شده که ما در اینجا پاسخ علامه را میآوریم:
«[عبارت: وَ تَقَبَّلْ شَفَاعَتَهُ فِی أُمَّتِهِ وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ]، یک نوع تعظیم و تکریم است نسبت به رسول اکرم (ص)، و مطلوب، و جزء دعا است و سبب ترفیع درجه برای آن حضرت نیست.».*
* پ.ن: در محضر علامه طباطبایی، ص151.
@AllameTabatabaei
دیدگاه جناب علامه مبتنی بر یک مبنای کلامی است و آن اینکه: چون رسول خدا (ص) اشرف موجوداتاند بنابراین هر کمالی که نسبت به ایشان امکان تحقق داشته باشد (کمال ِممکنالوجود) را دارا هستند. بنابراین صلوات ما چیزی بر وجود شریفشان نمیافزاید بلکه صرفا موجب ترفیع درجه برای خود ماست.
در اینجا ممکن است برخی اشکال کنند که اگر چُنین است پس چرا در برخی اذکار مستحب نماز میگوییم: «وَ تَقَبَّلْ شَفَاعَتَهُ فِی أُمَّتِهِ وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ »؟
اتفاقاً این سوال در کتاب «در محضر علامه طباطبایی»، که محصول گفتوگوهای چهرهبهچهره حجتالاسلام رخشاد با مرحوم علامه است، مطرح شده که ما در اینجا پاسخ علامه را میآوریم:
«[عبارت: وَ تَقَبَّلْ شَفَاعَتَهُ فِی أُمَّتِهِ وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ]، یک نوع تعظیم و تکریم است نسبت به رسول اکرم (ص)، و مطلوب، و جزء دعا است و سبب ترفیع درجه برای آن حضرت نیست.».*
* پ.ن: در محضر علامه طباطبایی، ص151.
@AllameTabatabaei
@AllameTabatabaei
استاد پناهیان
#جرعه_جرعه_المیزان18
🎵 چقدر زندهام؟
☑️ خدای متعال در سوره نحل میفرماید: به افراد با ایمانی که عمل صالح انجام میدهند حیات طیبه عطا میکنیم. علامه طباطبایی میفرماید: این یعنی یک حیات و تولد جدید به او میدهند نه اینکه همین حیاتی که دارد را طیبه کنند.
#حجت_الاسلام_پناهیان
@AllameTabatabaei
🎵 چقدر زندهام؟
☑️ خدای متعال در سوره نحل میفرماید: به افراد با ایمانی که عمل صالح انجام میدهند حیات طیبه عطا میکنیم. علامه طباطبایی میفرماید: این یعنی یک حیات و تولد جدید به او میدهند نه اینکه همین حیاتی که دارد را طیبه کنند.
#حجت_الاسلام_پناهیان
@AllameTabatabaei
از حضرت علامه سوال کردم درباره راه ملاقات با حضرت امام زمان (علیهالسلام).
فرمودند: زیارت آل یاسین خواندن. دو تا آل یاسین داریم: یکی مختصر، یکی مفصل. دومی که مفصل است موثرتر و مفصلتر و زیباتر است.
📚 اقیانوس علم و معرفت، محمد کریم پارسا، ص67.
@AllameTabatabaei
فرمودند: زیارت آل یاسین خواندن. دو تا آل یاسین داریم: یکی مختصر، یکی مفصل. دومی که مفصل است موثرتر و مفصلتر و زیباتر است.
📚 اقیانوس علم و معرفت، محمد کریم پارسا، ص67.
@AllameTabatabaei
✅ نظر خاص علامه طباطبایی درباره ازدواج فرزندان آدم (علیهالسلام)
❓پس از قتل هابيل به دست قابيل نسل انسان چگونه ادامه پيدا كرد؟ در صورتيكه حضرت آدم و حوا داراي فرزند دختري بودند، فلسفه ازدواج خواهر و برادر (بر مبنای نظر علامه طباطبایی) چه بوده است؟
✍️ پاسخ استاد محمد علی انصاری، مفسر و قرآنپژوه معاصر
🔸 « بايد توجه داشت كه حضرت هابيل و قابيل دو فرزند حضرت آدم بودند و ايشان فرزندان ديگري نيز داشتند مثل شيث، هبه الله. كساني مانند مرحوم علامه طباطبائي در الميزان به صراحت ميفرمايند كه خواهر و برادر با هم ازدواج كردند در توجيه اين مطلب ميفرمايند آن خدايي كه در شريعت امروز ميفرمايد اين كار حرام است، در شريعت آن روز به اضطرار و ضرورت تكثير نسل انسانها فرمود ازدواج خواهر و برادرحلال است؛ در واقع علت اينكه ما امروز براي اين كار قبح قائل هسيتم قبح شرعي است كه البته تأييدات ديگر هم دارد. ايشان ميفرمايند كه در آن روز شريعت مبسوطي نبود. بعدها به مرور زمان و توسعهي فهم انسانها و جوامع بشري، احكام شريعت هم توسعه پيدا كرد تا اينكه نوبت به شريعت پيامبر اسلام رسيد كه كاملترين شريعت است مثلا خيلي چيزها بوده كه در شريعت حضرت موسي حلال بود ولي در اسلام حرام شده است. اين به خاطر همان انبساط شريعتهاست كه در طول زمان رخ ميداده است. اما خيلي از بزرگان مقابل مرحوم علامه طباطبائي ايستادند و فرمايش ايشان را رد كردند و البته بسا اين گروه دوم رواياتي هم دارند كه مثلا وقتي در محضر اهل بيت (علیهمالسلام) اين مطلب مطرح شد نپذيرفتند و فرمودند كه خداوند براي آنها همزادهايي را قرار داد و آنها با اين همزادها ازدواج كردند و ازدواجشان ازدواج فاميلي نبود.»
👈درباره جملات پایانی پاسخ استاد انصاری، باید گفت ای کاش دیدگاه علامه به تمامه گزارش میشد چون آن بزرگْمفسر،خودشان به این روایات توجه داشتند و اینگونه پاسخ دادند که آفرینش همزادهای (از جنس فرشته یا جن) که پارهای از روایات ضعیف آمده، بر خلاف صریح قرآن است آنجا که درباره تکثیر نسل آدم (علیهالسلام) میفرماید: «وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً» [یعنی از همین دو نفر (آدم و حوا) بشریت تکثیر شد نه از موجودات دیگر].
@AllameTabatabaei
❓پس از قتل هابيل به دست قابيل نسل انسان چگونه ادامه پيدا كرد؟ در صورتيكه حضرت آدم و حوا داراي فرزند دختري بودند، فلسفه ازدواج خواهر و برادر (بر مبنای نظر علامه طباطبایی) چه بوده است؟
✍️ پاسخ استاد محمد علی انصاری، مفسر و قرآنپژوه معاصر
🔸 « بايد توجه داشت كه حضرت هابيل و قابيل دو فرزند حضرت آدم بودند و ايشان فرزندان ديگري نيز داشتند مثل شيث، هبه الله. كساني مانند مرحوم علامه طباطبائي در الميزان به صراحت ميفرمايند كه خواهر و برادر با هم ازدواج كردند در توجيه اين مطلب ميفرمايند آن خدايي كه در شريعت امروز ميفرمايد اين كار حرام است، در شريعت آن روز به اضطرار و ضرورت تكثير نسل انسانها فرمود ازدواج خواهر و برادرحلال است؛ در واقع علت اينكه ما امروز براي اين كار قبح قائل هسيتم قبح شرعي است كه البته تأييدات ديگر هم دارد. ايشان ميفرمايند كه در آن روز شريعت مبسوطي نبود. بعدها به مرور زمان و توسعهي فهم انسانها و جوامع بشري، احكام شريعت هم توسعه پيدا كرد تا اينكه نوبت به شريعت پيامبر اسلام رسيد كه كاملترين شريعت است مثلا خيلي چيزها بوده كه در شريعت حضرت موسي حلال بود ولي در اسلام حرام شده است. اين به خاطر همان انبساط شريعتهاست كه در طول زمان رخ ميداده است. اما خيلي از بزرگان مقابل مرحوم علامه طباطبائي ايستادند و فرمايش ايشان را رد كردند و البته بسا اين گروه دوم رواياتي هم دارند كه مثلا وقتي در محضر اهل بيت (علیهمالسلام) اين مطلب مطرح شد نپذيرفتند و فرمودند كه خداوند براي آنها همزادهايي را قرار داد و آنها با اين همزادها ازدواج كردند و ازدواجشان ازدواج فاميلي نبود.»
👈درباره جملات پایانی پاسخ استاد انصاری، باید گفت ای کاش دیدگاه علامه به تمامه گزارش میشد چون آن بزرگْمفسر،خودشان به این روایات توجه داشتند و اینگونه پاسخ دادند که آفرینش همزادهای (از جنس فرشته یا جن) که پارهای از روایات ضعیف آمده، بر خلاف صریح قرآن است آنجا که درباره تکثیر نسل آدم (علیهالسلام) میفرماید: «وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً» [یعنی از همین دو نفر (آدم و حوا) بشریت تکثیر شد نه از موجودات دیگر].
@AllameTabatabaei
بگذار و بگذر این همه گفت و شنود را
کی میکَنیم ریشه آل سعود را
یارب به حق ناقه صالح عذاب کن
نسل به جای مانده قوم ثمود را
🏴 هشتم شوال، سالروز تخریب قبور ائمه بقیع تسلیت باد! 🏴
#شجره_ملعونه
@AllameTabatabaei
کی میکَنیم ریشه آل سعود را
یارب به حق ناقه صالح عذاب کن
نسل به جای مانده قوم ثمود را
🏴 هشتم شوال، سالروز تخریب قبور ائمه بقیع تسلیت باد! 🏴
#شجره_ملعونه
@AllameTabatabaei
📖 نقل قولی از #آیت_الله_انصاری درباره روش علامه طباطبایی در برخورد با روایات #بحارالانوار
📚 آشنایی با بحارالانوار، دکتر احمد عابدی، ص144.
@AllameTabatabaei
📚 آشنایی با بحارالانوار، دکتر احمد عابدی، ص144.
@AllameTabatabaei
جمله عجیب علامه درباره ریشه علوم در قرآن
@AllameTabatabaei
#جرعه_جرعه_المیزان19
🎵بشنوید|جمله خیلی عجیب علامه درباره ریشه علوم در قرآن
⁉️تمامی قواعد علم پزشکی یا فیزیک که در قرآن نیامده پس چگونه است که قرآن میفرماید: «وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ...»
🔸تمامی معارفی که از اهل بیت (علیهمالسلام) صادر شده برگرفته از قرآن کریم است.
#استاد_رحیمی
@AllameTabatabaei
🎵بشنوید|جمله خیلی عجیب علامه درباره ریشه علوم در قرآن
⁉️تمامی قواعد علم پزشکی یا فیزیک که در قرآن نیامده پس چگونه است که قرآن میفرماید: «وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ...»
🔸تمامی معارفی که از اهل بیت (علیهمالسلام) صادر شده برگرفته از قرآن کریم است.
#استاد_رحیمی
@AllameTabatabaei
#المیزان 5️⃣5️⃣ | شبههای درباره نفی ظلم خدا به بندگان
✍️ در سه آیه از قرآن آمده که:
«وَأَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ» [خداوند نسبت به بندگان، ستمگر نیست.] (آل عمران:182، انفال:51 و حج:10).
این معنا در دو آیه دیگر چنین آمده:
«وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ» (فصلت:46) و «وَمَا أَنَا بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ » (ق:29).
تعبیر «ظلام» (با صیغه مبالغه)، در ذهن برخی، این شبهه را برانگیخته که خداوند ظلم بسیار نمیکند اما ظلم کم از او جایز است (معاذالله).
🔸جناب علامه در المیزان شریف بدین شبهه اینگونه پاسخ دادهاند:
«و اينكه از جمله" وَ ما أَنَا بِظَلَّامٍ" نفى ظلم كثير استفاده مىشود، مستلزم آن نيست كه بگوييم ظلم كم مىكند، چون ظلمى كه تصور كنيم خداى تعالى بكند، هر قدر هم ناچيز باشد به خاطر زياد بودن افرادش باز ظلمى بسيار مىشود، و خطاب در آيه هم خطاب به يك نفر نيست، بلكه خطاب به تمامى انسانهاى مشرك در عصر نزول آيه و در آينده است، با قرينههايى كه با خود همراه دارند. و معلوم است كه اينگونه افراد بسيار زيادند و خداى سبحان اگر در جزا دادن به ايشان كمترين حد ظلم را به آنها بكند، باز هم ظلام و بسيار ستمگر خواهد بود».
اما این پاسخ ِعلامه گویا به مذاق مترجم المیزان (مرحوم موسوی همدانی) خوش نیامده و توجیه دیگری به این صورت مطرح نمودهاند:
«به نظر احتمالى مترجم، معنايى ديگر از اين كلمه كه صيغه مبالغه است منظور بوده، و آن اين است كه مىخواهد شدت عذاب قيامت را بفهماند، و بفرمايد عذاب دوزخ عذابى است كه اگر شخصى خالى الذهن ببيند كه خدايى بنده خود را با چنان عذابى شكنجه مىكند، بدون درنگ حكم مىكند به اينكه خدايى است بسيار ظالم و بيرحم، و او نمىداند كه اين شكنجه بيرحمانه اصلا از ناحيه خدا نيست بلكه از ناحيه خود بنده است، خودش درست كرده، چون عين عمل دنيايى او است كه در اينجا به اين شكل در آمده».
📚 بنگرید به: ترجمه المیزان، ج18، ص529.
☑️ نکتههای باریکتر از موی « المیزان» را در «کیش مهر» بخوانید!
@AllameTabatabaei
✍️ در سه آیه از قرآن آمده که:
«وَأَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ» [خداوند نسبت به بندگان، ستمگر نیست.] (آل عمران:182، انفال:51 و حج:10).
این معنا در دو آیه دیگر چنین آمده:
«وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ» (فصلت:46) و «وَمَا أَنَا بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ » (ق:29).
تعبیر «ظلام» (با صیغه مبالغه)، در ذهن برخی، این شبهه را برانگیخته که خداوند ظلم بسیار نمیکند اما ظلم کم از او جایز است (معاذالله).
🔸جناب علامه در المیزان شریف بدین شبهه اینگونه پاسخ دادهاند:
«و اينكه از جمله" وَ ما أَنَا بِظَلَّامٍ" نفى ظلم كثير استفاده مىشود، مستلزم آن نيست كه بگوييم ظلم كم مىكند، چون ظلمى كه تصور كنيم خداى تعالى بكند، هر قدر هم ناچيز باشد به خاطر زياد بودن افرادش باز ظلمى بسيار مىشود، و خطاب در آيه هم خطاب به يك نفر نيست، بلكه خطاب به تمامى انسانهاى مشرك در عصر نزول آيه و در آينده است، با قرينههايى كه با خود همراه دارند. و معلوم است كه اينگونه افراد بسيار زيادند و خداى سبحان اگر در جزا دادن به ايشان كمترين حد ظلم را به آنها بكند، باز هم ظلام و بسيار ستمگر خواهد بود».
اما این پاسخ ِعلامه گویا به مذاق مترجم المیزان (مرحوم موسوی همدانی) خوش نیامده و توجیه دیگری به این صورت مطرح نمودهاند:
«به نظر احتمالى مترجم، معنايى ديگر از اين كلمه كه صيغه مبالغه است منظور بوده، و آن اين است كه مىخواهد شدت عذاب قيامت را بفهماند، و بفرمايد عذاب دوزخ عذابى است كه اگر شخصى خالى الذهن ببيند كه خدايى بنده خود را با چنان عذابى شكنجه مىكند، بدون درنگ حكم مىكند به اينكه خدايى است بسيار ظالم و بيرحم، و او نمىداند كه اين شكنجه بيرحمانه اصلا از ناحيه خدا نيست بلكه از ناحيه خود بنده است، خودش درست كرده، چون عين عمل دنيايى او است كه در اينجا به اين شكل در آمده».
📚 بنگرید به: ترجمه المیزان، ج18، ص529.
☑️ نکتههای باریکتر از موی « المیزان» را در «کیش مهر» بخوانید!
@AllameTabatabaei