کیش مهر
✅ نفع صلوات برای پیامبر (ص) ❓از حضرت علامه در یکی از جلسات پنجشنبه یا جمعه سوال شد: ما که صلوات بر پیغمبر اکرم (ص) میفرستیم آیا درجه پیغمبر بالا میرود؟ 🔸به این مضمون فرمودند: «نه، درجه صلواتفرستنده بالا میرود. مثَلش مثَل این است که شخصی باغ سیبی دارد،…
✍️ در ارتباط با این پست، توضیحا باید گفت:
دیدگاه جناب علامه مبتنی بر یک مبنای کلامی است و آن اینکه: چون رسول خدا (ص) اشرف موجوداتاند بنابراین هر کمالی که نسبت به ایشان امکان تحقق داشته باشد (کمال ِممکنالوجود) را دارا هستند. بنابراین صلوات ما چیزی بر وجود شریفشان نمیافزاید بلکه صرفا موجب ترفیع درجه برای خود ماست.
در اینجا ممکن است برخی اشکال کنند که اگر چُنین است پس چرا در برخی اذکار مستحب نماز میگوییم: «وَ تَقَبَّلْ شَفَاعَتَهُ فِی أُمَّتِهِ وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ »؟
اتفاقاً این سوال در کتاب «در محضر علامه طباطبایی»، که محصول گفتوگوهای چهرهبهچهره حجتالاسلام رخشاد با مرحوم علامه است، مطرح شده که ما در اینجا پاسخ علامه را میآوریم:
«[عبارت: وَ تَقَبَّلْ شَفَاعَتَهُ فِی أُمَّتِهِ وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ]، یک نوع تعظیم و تکریم است نسبت به رسول اکرم (ص)، و مطلوب، و جزء دعا است و سبب ترفیع درجه برای آن حضرت نیست.».*
* پ.ن: در محضر علامه طباطبایی، ص151.
@AllameTabatabaei
دیدگاه جناب علامه مبتنی بر یک مبنای کلامی است و آن اینکه: چون رسول خدا (ص) اشرف موجوداتاند بنابراین هر کمالی که نسبت به ایشان امکان تحقق داشته باشد (کمال ِممکنالوجود) را دارا هستند. بنابراین صلوات ما چیزی بر وجود شریفشان نمیافزاید بلکه صرفا موجب ترفیع درجه برای خود ماست.
در اینجا ممکن است برخی اشکال کنند که اگر چُنین است پس چرا در برخی اذکار مستحب نماز میگوییم: «وَ تَقَبَّلْ شَفَاعَتَهُ فِی أُمَّتِهِ وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ »؟
اتفاقاً این سوال در کتاب «در محضر علامه طباطبایی»، که محصول گفتوگوهای چهرهبهچهره حجتالاسلام رخشاد با مرحوم علامه است، مطرح شده که ما در اینجا پاسخ علامه را میآوریم:
«[عبارت: وَ تَقَبَّلْ شَفَاعَتَهُ فِی أُمَّتِهِ وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ]، یک نوع تعظیم و تکریم است نسبت به رسول اکرم (ص)، و مطلوب، و جزء دعا است و سبب ترفیع درجه برای آن حضرت نیست.».*
* پ.ن: در محضر علامه طباطبایی، ص151.
@AllameTabatabaei
@AllameTabatabaei
استاد پناهیان
#جرعه_جرعه_المیزان18
🎵 چقدر زندهام؟
☑️ خدای متعال در سوره نحل میفرماید: به افراد با ایمانی که عمل صالح انجام میدهند حیات طیبه عطا میکنیم. علامه طباطبایی میفرماید: این یعنی یک حیات و تولد جدید به او میدهند نه اینکه همین حیاتی که دارد را طیبه کنند.
#حجت_الاسلام_پناهیان
@AllameTabatabaei
🎵 چقدر زندهام؟
☑️ خدای متعال در سوره نحل میفرماید: به افراد با ایمانی که عمل صالح انجام میدهند حیات طیبه عطا میکنیم. علامه طباطبایی میفرماید: این یعنی یک حیات و تولد جدید به او میدهند نه اینکه همین حیاتی که دارد را طیبه کنند.
#حجت_الاسلام_پناهیان
@AllameTabatabaei
از حضرت علامه سوال کردم درباره راه ملاقات با حضرت امام زمان (علیهالسلام).
فرمودند: زیارت آل یاسین خواندن. دو تا آل یاسین داریم: یکی مختصر، یکی مفصل. دومی که مفصل است موثرتر و مفصلتر و زیباتر است.
📚 اقیانوس علم و معرفت، محمد کریم پارسا، ص67.
@AllameTabatabaei
فرمودند: زیارت آل یاسین خواندن. دو تا آل یاسین داریم: یکی مختصر، یکی مفصل. دومی که مفصل است موثرتر و مفصلتر و زیباتر است.
📚 اقیانوس علم و معرفت، محمد کریم پارسا، ص67.
@AllameTabatabaei
✅ نظر خاص علامه طباطبایی درباره ازدواج فرزندان آدم (علیهالسلام)
❓پس از قتل هابيل به دست قابيل نسل انسان چگونه ادامه پيدا كرد؟ در صورتيكه حضرت آدم و حوا داراي فرزند دختري بودند، فلسفه ازدواج خواهر و برادر (بر مبنای نظر علامه طباطبایی) چه بوده است؟
✍️ پاسخ استاد محمد علی انصاری، مفسر و قرآنپژوه معاصر
🔸 « بايد توجه داشت كه حضرت هابيل و قابيل دو فرزند حضرت آدم بودند و ايشان فرزندان ديگري نيز داشتند مثل شيث، هبه الله. كساني مانند مرحوم علامه طباطبائي در الميزان به صراحت ميفرمايند كه خواهر و برادر با هم ازدواج كردند در توجيه اين مطلب ميفرمايند آن خدايي كه در شريعت امروز ميفرمايد اين كار حرام است، در شريعت آن روز به اضطرار و ضرورت تكثير نسل انسانها فرمود ازدواج خواهر و برادرحلال است؛ در واقع علت اينكه ما امروز براي اين كار قبح قائل هسيتم قبح شرعي است كه البته تأييدات ديگر هم دارد. ايشان ميفرمايند كه در آن روز شريعت مبسوطي نبود. بعدها به مرور زمان و توسعهي فهم انسانها و جوامع بشري، احكام شريعت هم توسعه پيدا كرد تا اينكه نوبت به شريعت پيامبر اسلام رسيد كه كاملترين شريعت است مثلا خيلي چيزها بوده كه در شريعت حضرت موسي حلال بود ولي در اسلام حرام شده است. اين به خاطر همان انبساط شريعتهاست كه در طول زمان رخ ميداده است. اما خيلي از بزرگان مقابل مرحوم علامه طباطبائي ايستادند و فرمايش ايشان را رد كردند و البته بسا اين گروه دوم رواياتي هم دارند كه مثلا وقتي در محضر اهل بيت (علیهمالسلام) اين مطلب مطرح شد نپذيرفتند و فرمودند كه خداوند براي آنها همزادهايي را قرار داد و آنها با اين همزادها ازدواج كردند و ازدواجشان ازدواج فاميلي نبود.»
👈درباره جملات پایانی پاسخ استاد انصاری، باید گفت ای کاش دیدگاه علامه به تمامه گزارش میشد چون آن بزرگْمفسر،خودشان به این روایات توجه داشتند و اینگونه پاسخ دادند که آفرینش همزادهای (از جنس فرشته یا جن) که پارهای از روایات ضعیف آمده، بر خلاف صریح قرآن است آنجا که درباره تکثیر نسل آدم (علیهالسلام) میفرماید: «وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً» [یعنی از همین دو نفر (آدم و حوا) بشریت تکثیر شد نه از موجودات دیگر].
@AllameTabatabaei
❓پس از قتل هابيل به دست قابيل نسل انسان چگونه ادامه پيدا كرد؟ در صورتيكه حضرت آدم و حوا داراي فرزند دختري بودند، فلسفه ازدواج خواهر و برادر (بر مبنای نظر علامه طباطبایی) چه بوده است؟
✍️ پاسخ استاد محمد علی انصاری، مفسر و قرآنپژوه معاصر
🔸 « بايد توجه داشت كه حضرت هابيل و قابيل دو فرزند حضرت آدم بودند و ايشان فرزندان ديگري نيز داشتند مثل شيث، هبه الله. كساني مانند مرحوم علامه طباطبائي در الميزان به صراحت ميفرمايند كه خواهر و برادر با هم ازدواج كردند در توجيه اين مطلب ميفرمايند آن خدايي كه در شريعت امروز ميفرمايد اين كار حرام است، در شريعت آن روز به اضطرار و ضرورت تكثير نسل انسانها فرمود ازدواج خواهر و برادرحلال است؛ در واقع علت اينكه ما امروز براي اين كار قبح قائل هسيتم قبح شرعي است كه البته تأييدات ديگر هم دارد. ايشان ميفرمايند كه در آن روز شريعت مبسوطي نبود. بعدها به مرور زمان و توسعهي فهم انسانها و جوامع بشري، احكام شريعت هم توسعه پيدا كرد تا اينكه نوبت به شريعت پيامبر اسلام رسيد كه كاملترين شريعت است مثلا خيلي چيزها بوده كه در شريعت حضرت موسي حلال بود ولي در اسلام حرام شده است. اين به خاطر همان انبساط شريعتهاست كه در طول زمان رخ ميداده است. اما خيلي از بزرگان مقابل مرحوم علامه طباطبائي ايستادند و فرمايش ايشان را رد كردند و البته بسا اين گروه دوم رواياتي هم دارند كه مثلا وقتي در محضر اهل بيت (علیهمالسلام) اين مطلب مطرح شد نپذيرفتند و فرمودند كه خداوند براي آنها همزادهايي را قرار داد و آنها با اين همزادها ازدواج كردند و ازدواجشان ازدواج فاميلي نبود.»
👈درباره جملات پایانی پاسخ استاد انصاری، باید گفت ای کاش دیدگاه علامه به تمامه گزارش میشد چون آن بزرگْمفسر،خودشان به این روایات توجه داشتند و اینگونه پاسخ دادند که آفرینش همزادهای (از جنس فرشته یا جن) که پارهای از روایات ضعیف آمده، بر خلاف صریح قرآن است آنجا که درباره تکثیر نسل آدم (علیهالسلام) میفرماید: «وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً» [یعنی از همین دو نفر (آدم و حوا) بشریت تکثیر شد نه از موجودات دیگر].
@AllameTabatabaei
بگذار و بگذر این همه گفت و شنود را
کی میکَنیم ریشه آل سعود را
یارب به حق ناقه صالح عذاب کن
نسل به جای مانده قوم ثمود را
🏴 هشتم شوال، سالروز تخریب قبور ائمه بقیع تسلیت باد! 🏴
#شجره_ملعونه
@AllameTabatabaei
کی میکَنیم ریشه آل سعود را
یارب به حق ناقه صالح عذاب کن
نسل به جای مانده قوم ثمود را
🏴 هشتم شوال، سالروز تخریب قبور ائمه بقیع تسلیت باد! 🏴
#شجره_ملعونه
@AllameTabatabaei
📖 نقل قولی از #آیت_الله_انصاری درباره روش علامه طباطبایی در برخورد با روایات #بحارالانوار
📚 آشنایی با بحارالانوار، دکتر احمد عابدی، ص144.
@AllameTabatabaei
📚 آشنایی با بحارالانوار، دکتر احمد عابدی، ص144.
@AllameTabatabaei
جمله عجیب علامه درباره ریشه علوم در قرآن
@AllameTabatabaei
#جرعه_جرعه_المیزان19
🎵بشنوید|جمله خیلی عجیب علامه درباره ریشه علوم در قرآن
⁉️تمامی قواعد علم پزشکی یا فیزیک که در قرآن نیامده پس چگونه است که قرآن میفرماید: «وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ...»
🔸تمامی معارفی که از اهل بیت (علیهمالسلام) صادر شده برگرفته از قرآن کریم است.
#استاد_رحیمی
@AllameTabatabaei
🎵بشنوید|جمله خیلی عجیب علامه درباره ریشه علوم در قرآن
⁉️تمامی قواعد علم پزشکی یا فیزیک که در قرآن نیامده پس چگونه است که قرآن میفرماید: «وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ...»
🔸تمامی معارفی که از اهل بیت (علیهمالسلام) صادر شده برگرفته از قرآن کریم است.
#استاد_رحیمی
@AllameTabatabaei
#المیزان 5️⃣5️⃣ | شبههای درباره نفی ظلم خدا به بندگان
✍️ در سه آیه از قرآن آمده که:
«وَأَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ» [خداوند نسبت به بندگان، ستمگر نیست.] (آل عمران:182، انفال:51 و حج:10).
این معنا در دو آیه دیگر چنین آمده:
«وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ» (فصلت:46) و «وَمَا أَنَا بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ » (ق:29).
تعبیر «ظلام» (با صیغه مبالغه)، در ذهن برخی، این شبهه را برانگیخته که خداوند ظلم بسیار نمیکند اما ظلم کم از او جایز است (معاذالله).
🔸جناب علامه در المیزان شریف بدین شبهه اینگونه پاسخ دادهاند:
«و اينكه از جمله" وَ ما أَنَا بِظَلَّامٍ" نفى ظلم كثير استفاده مىشود، مستلزم آن نيست كه بگوييم ظلم كم مىكند، چون ظلمى كه تصور كنيم خداى تعالى بكند، هر قدر هم ناچيز باشد به خاطر زياد بودن افرادش باز ظلمى بسيار مىشود، و خطاب در آيه هم خطاب به يك نفر نيست، بلكه خطاب به تمامى انسانهاى مشرك در عصر نزول آيه و در آينده است، با قرينههايى كه با خود همراه دارند. و معلوم است كه اينگونه افراد بسيار زيادند و خداى سبحان اگر در جزا دادن به ايشان كمترين حد ظلم را به آنها بكند، باز هم ظلام و بسيار ستمگر خواهد بود».
اما این پاسخ ِعلامه گویا به مذاق مترجم المیزان (مرحوم موسوی همدانی) خوش نیامده و توجیه دیگری به این صورت مطرح نمودهاند:
«به نظر احتمالى مترجم، معنايى ديگر از اين كلمه كه صيغه مبالغه است منظور بوده، و آن اين است كه مىخواهد شدت عذاب قيامت را بفهماند، و بفرمايد عذاب دوزخ عذابى است كه اگر شخصى خالى الذهن ببيند كه خدايى بنده خود را با چنان عذابى شكنجه مىكند، بدون درنگ حكم مىكند به اينكه خدايى است بسيار ظالم و بيرحم، و او نمىداند كه اين شكنجه بيرحمانه اصلا از ناحيه خدا نيست بلكه از ناحيه خود بنده است، خودش درست كرده، چون عين عمل دنيايى او است كه در اينجا به اين شكل در آمده».
📚 بنگرید به: ترجمه المیزان، ج18، ص529.
☑️ نکتههای باریکتر از موی « المیزان» را در «کیش مهر» بخوانید!
@AllameTabatabaei
✍️ در سه آیه از قرآن آمده که:
«وَأَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ» [خداوند نسبت به بندگان، ستمگر نیست.] (آل عمران:182، انفال:51 و حج:10).
این معنا در دو آیه دیگر چنین آمده:
«وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ» (فصلت:46) و «وَمَا أَنَا بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ » (ق:29).
تعبیر «ظلام» (با صیغه مبالغه)، در ذهن برخی، این شبهه را برانگیخته که خداوند ظلم بسیار نمیکند اما ظلم کم از او جایز است (معاذالله).
🔸جناب علامه در المیزان شریف بدین شبهه اینگونه پاسخ دادهاند:
«و اينكه از جمله" وَ ما أَنَا بِظَلَّامٍ" نفى ظلم كثير استفاده مىشود، مستلزم آن نيست كه بگوييم ظلم كم مىكند، چون ظلمى كه تصور كنيم خداى تعالى بكند، هر قدر هم ناچيز باشد به خاطر زياد بودن افرادش باز ظلمى بسيار مىشود، و خطاب در آيه هم خطاب به يك نفر نيست، بلكه خطاب به تمامى انسانهاى مشرك در عصر نزول آيه و در آينده است، با قرينههايى كه با خود همراه دارند. و معلوم است كه اينگونه افراد بسيار زيادند و خداى سبحان اگر در جزا دادن به ايشان كمترين حد ظلم را به آنها بكند، باز هم ظلام و بسيار ستمگر خواهد بود».
اما این پاسخ ِعلامه گویا به مذاق مترجم المیزان (مرحوم موسوی همدانی) خوش نیامده و توجیه دیگری به این صورت مطرح نمودهاند:
«به نظر احتمالى مترجم، معنايى ديگر از اين كلمه كه صيغه مبالغه است منظور بوده، و آن اين است كه مىخواهد شدت عذاب قيامت را بفهماند، و بفرمايد عذاب دوزخ عذابى است كه اگر شخصى خالى الذهن ببيند كه خدايى بنده خود را با چنان عذابى شكنجه مىكند، بدون درنگ حكم مىكند به اينكه خدايى است بسيار ظالم و بيرحم، و او نمىداند كه اين شكنجه بيرحمانه اصلا از ناحيه خدا نيست بلكه از ناحيه خود بنده است، خودش درست كرده، چون عين عمل دنيايى او است كه در اينجا به اين شكل در آمده».
📚 بنگرید به: ترجمه المیزان، ج18، ص529.
☑️ نکتههای باریکتر از موی « المیزان» را در «کیش مهر» بخوانید!
@AllameTabatabaei
Audio
🎵 بشنوید | داستان عجیب حورالعینی که خود را به علامه طباطبایی عرضه کرد!
🔸 این حکایت عجیب را از زبان شاگرد سلوکی علامه، مرحوم #آیت_الله_حسینی_طهرانی بشنوید!
📚کتاب آیین رستگاری، تالیف علّامه حاج سیّد محمّد حسین حسینی طهرانی،جلسه دوم صفحه 66 الی 67.
@AllameTabatabaei
🔸 این حکایت عجیب را از زبان شاگرد سلوکی علامه، مرحوم #آیت_الله_حسینی_طهرانی بشنوید!
📚کتاب آیین رستگاری، تالیف علّامه حاج سیّد محمّد حسین حسینی طهرانی،جلسه دوم صفحه 66 الی 67.
@AllameTabatabaei
yon.ir/wKIip
📄 پاسخ قاطع علامه طباطبایی به #وهابیت درباره توسل و بوسه بر ضریح اولیای خدا
✴️ و من نمیفهمم این آقایان درباره حجرالاسود و استحباب بوسیدن آن و دست مالیدن به آن را در اسلام چگونه توجیه میکنند؟ و همچنین درباره خود کعبه چه می گویند؟ آیا طواف پیرامون کعبه و بوسیدن و استلام حجر شرکی است که در اسلام استثناء نشده؟
🔹جهت مطالعه متن کامل این یادداشت، دکمه نمایش فوری (INSTANT VIEW ) را لمس کنید.
@AllameTabatabaei
📄 پاسخ قاطع علامه طباطبایی به #وهابیت درباره توسل و بوسه بر ضریح اولیای خدا
✴️ و من نمیفهمم این آقایان درباره حجرالاسود و استحباب بوسیدن آن و دست مالیدن به آن را در اسلام چگونه توجیه میکنند؟ و همچنین درباره خود کعبه چه می گویند؟ آیا طواف پیرامون کعبه و بوسیدن و استلام حجر شرکی است که در اسلام استثناء نشده؟
🔹جهت مطالعه متن کامل این یادداشت، دکمه نمایش فوری (INSTANT VIEW ) را لمس کنید.
@AllameTabatabaei
Telegraph
پاسخ قاطع علامه طباطبایی به #وهابیت درباره توسل و بوسه بر ضریح اولیای خدا
برخی می پندارند که شفیع قرار دادن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه (علیهما السلام) و زیارت قبور آنان و بوسیدن ضریحشان و تبرک به تربتشان شرک است، در حالیکه شرک در جایی است که اشخاص یا اشیاء را مستقل از خداوند متعال موثر بدانیم اما اگر آنها را وسیله ای…
✅ خاطره تلخ دکتر دینانی از #مظلومیت علامه طباطبایی
دکتر ابراهیمی دینانی میگوید: «اندکی پیش از انقلاب بعضی از دوستان انقلابی ما که لازم نیست اسم ببرم به من و آقای صائنی زنجانی گفتند که: این جلسه (مباحثات علامه طباطبایی با هانری کربن) و تشکیل آن از اول کار درستی نبود، برای اینکه بعضی از دوستان جلسه شما اینطور و آن طورند و خود هانری کربن را هم ما نمیدانیم کیست!… ما تا حالا تحمل کردهایم ولی الان که قبل از انقلاب است و چیزی به انقلاب نمانده صلاح نیست که ادامه پیدا کند. شما به علامه طباطبایی بگویید که جلسه را تعطیل کند.»
دکتر دینانی ابتدا چیزی نمیگوید، چون هم نمیتوانست این را به علامه بگوید و هم اینکه خودش نیز میل نداشت این جلسات تمام شود. با این اوصاف مدتی بعد بر اثر فشار همان آقایان این مطلب را به علامه گفت. باقی روایت را از زبان خود ابراهیمی دینانی بخوانیم:
«بنابراین خدمت علامه عرض کردم که: «آقا دوستان پیش من آمدهاند و میگویند: صلاح نیست این جلسه ادامه پیدا کند.»
من الان وقتی آن صحنه و آن لحظه یاد میآید ناراحت میشوم و گریهام میگیرد. ایشان یکدفعه حالش بد شد و رعشه مختصری که دستشان داشت، چند برابر شد و لبهایش لرزید و صورتش قرمز شد. وقتی آن چهره ایشان به خاطرم میآید ناراحت میشوم و گریهام میگیرد. ایشان چیزی نگفت. چهار پنج دقیقه سکوت کرد و فقط چندبار گفت: عجب، عجب، عجب! بعد جملهای گفتند که خیلی عجیب بود. ایشان فرمودند:
«من به عنوان شخصی که در گوشهای نشستهام و چیز مینویسم، تنها راه من به جهان و تفکر جهانی و اینکه در جهان چه میگذرد. این جلسه است. تنها راه من به تفکر جهانی این یک جلسه است. این را هم نمیتوانند برای من ببینند.»
📚سرشت و سرنوشت، صص 248 و 249.
@AllameTabatabaei
دکتر ابراهیمی دینانی میگوید: «اندکی پیش از انقلاب بعضی از دوستان انقلابی ما که لازم نیست اسم ببرم به من و آقای صائنی زنجانی گفتند که: این جلسه (مباحثات علامه طباطبایی با هانری کربن) و تشکیل آن از اول کار درستی نبود، برای اینکه بعضی از دوستان جلسه شما اینطور و آن طورند و خود هانری کربن را هم ما نمیدانیم کیست!… ما تا حالا تحمل کردهایم ولی الان که قبل از انقلاب است و چیزی به انقلاب نمانده صلاح نیست که ادامه پیدا کند. شما به علامه طباطبایی بگویید که جلسه را تعطیل کند.»
دکتر دینانی ابتدا چیزی نمیگوید، چون هم نمیتوانست این را به علامه بگوید و هم اینکه خودش نیز میل نداشت این جلسات تمام شود. با این اوصاف مدتی بعد بر اثر فشار همان آقایان این مطلب را به علامه گفت. باقی روایت را از زبان خود ابراهیمی دینانی بخوانیم:
«بنابراین خدمت علامه عرض کردم که: «آقا دوستان پیش من آمدهاند و میگویند: صلاح نیست این جلسه ادامه پیدا کند.»
من الان وقتی آن صحنه و آن لحظه یاد میآید ناراحت میشوم و گریهام میگیرد. ایشان یکدفعه حالش بد شد و رعشه مختصری که دستشان داشت، چند برابر شد و لبهایش لرزید و صورتش قرمز شد. وقتی آن چهره ایشان به خاطرم میآید ناراحت میشوم و گریهام میگیرد. ایشان چیزی نگفت. چهار پنج دقیقه سکوت کرد و فقط چندبار گفت: عجب، عجب، عجب! بعد جملهای گفتند که خیلی عجیب بود. ایشان فرمودند:
«من به عنوان شخصی که در گوشهای نشستهام و چیز مینویسم، تنها راه من به جهان و تفکر جهانی و اینکه در جهان چه میگذرد. این جلسه است. تنها راه من به تفکر جهانی این یک جلسه است. این را هم نمیتوانند برای من ببینند.»
📚سرشت و سرنوشت، صص 248 و 249.
@AllameTabatabaei
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 ببینید | داوری علامه طباطبایی بین دعوای علمی دو فحل روزگار
🔸 وقتی دو بیت شعر عطار نیشابوری معرکه آراء دو ابرمرد توحید میشود. محمد حسین اصفهانی و سید احمد کربلایی.
🔸ماجرای مکاتبات علمی مرحوم محقق اصفهانی و سید احمد کربلایی و نوشتن محاکمات علامه طباطبایی بر آراء ایشان
#حجت_الاسلام_علی_فرحانی
@AllameTabatabaei
🔸 وقتی دو بیت شعر عطار نیشابوری معرکه آراء دو ابرمرد توحید میشود. محمد حسین اصفهانی و سید احمد کربلایی.
🔸ماجرای مکاتبات علمی مرحوم محقق اصفهانی و سید احمد کربلایی و نوشتن محاکمات علامه طباطبایی بر آراء ایشان
#حجت_الاسلام_علی_فرحانی
@AllameTabatabaei
📖 کتاب سید محمد حسین طباطبایی نوشته #حبیبه جعفریان که نخستین بار در سال ۱۳۸۲ چاپ شده بود هم اکنون با طراحی جلد جدید چاپ پنجم خود را روانه بازار نشر کرد.
این کتاب در ۵۶ صفحه روایتی ساده و خوانا و مستند را درباره زندگی علامه طباطبایی بیان میکند.
☑️ فرصت مطالعه این کتاب خواندنی را از دست ندهید!
@AllameTabatabaei
این کتاب در ۵۶ صفحه روایتی ساده و خوانا و مستند را درباره زندگی علامه طباطبایی بیان میکند.
☑️ فرصت مطالعه این کتاب خواندنی را از دست ندهید!
@AllameTabatabaei
کیش مهر
📖 کتاب سید محمد حسین طباطبایی نوشته #حبیبه جعفریان که نخستین بار در سال ۱۳۸۲ چاپ شده بود هم اکنون با طراحی جلد جدید چاپ پنجم خود را روانه بازار نشر کرد. این کتاب در ۵۶ صفحه روایتی ساده و خوانا و مستند را درباره زندگی علامه طباطبایی بیان میکند. ☑️ فرصت مطالعه…
چند روایت از این کتاب👇
✅آقا جون مهربون بود!
✅ خان جون، همه زندگی حاج آقا بود
✅ مردی که عاقلانه زیست و عاشقانه رفت
✅ زندگی علامه به روایت حبیبه جعفریان
@AllameTabatabaei
✅آقا جون مهربون بود!
✅ خان جون، همه زندگی حاج آقا بود
✅ مردی که عاقلانه زیست و عاشقانه رفت
✅ زندگی علامه به روایت حبیبه جعفریان
@AllameTabatabaei
Telegram
کیش مهر💫
✅آقا جون مهربون بود!
💠آفتاب آمده بود تا وسط اتاق و مگس ها را هم با خودش آورده بود. اردیبهشت بود و هنوز لذت داشت كه دراز بكشی توی این آفتاب و آن قدر گل ختمی هایی را كه با آن گردن خارخاری تا لب پنجره قد كشیده بودند، نگاه كنی تا چشم هایت گرم شود، سنگین شود…
💠آفتاب آمده بود تا وسط اتاق و مگس ها را هم با خودش آورده بود. اردیبهشت بود و هنوز لذت داشت كه دراز بكشی توی این آفتاب و آن قدر گل ختمی هایی را كه با آن گردن خارخاری تا لب پنجره قد كشیده بودند، نگاه كنی تا چشم هایت گرم شود، سنگین شود…
✅ خاطرات شنیدنی مرحوم داريوش شايگان از علامه طباطبایی
◻️شایگان، متفكر و روشنفكر معاصر ايراني است كه محضر علامه را درک کرده و با هانري كربن نیز ارتباط نزديكي داشته است.
بخوانید: yon.ir/IXgy1
@AllameTabatabaei
◻️شایگان، متفكر و روشنفكر معاصر ايراني است كه محضر علامه را درک کرده و با هانري كربن نیز ارتباط نزديكي داشته است.
بخوانید: yon.ir/IXgy1
@AllameTabatabaei
✅ عتاب برزخی استادِ علامه به شاگرد ِعلامه
علامه حسنزاده آملی (حفظهالله):
🔸 آمل در مسجدی مشغول درس و بحث و اقامه نماز شدم. روز دوم که پس از نماز به منزل آمدم، پس از خوردن ناهار آماده استراحت شدم ولی بچه ها با سر و صدا و بازی نگذاشتند و من که خسته بودم با بچه ها و مادرشان دعوا کردم در حالی که نباید دعوا می کردم، در محیط خانه پدر باید با عطوفت رفتار کند، لذا پس از لحظاتی ناراحت شدم به حدی که اشکم جاری شد.
🔸از خانه بیرون رفتم و مقداری میوه و شیرینی برای بچه ها خریدم تا شاید دلشان را به دست آورم و از ناراحتی ام کاسته شود ولی رسول الله (ص) فرموده اند: «دلی را نشکن که اگر شکسته شد قابل التیام نیست، چنانچه اگر ظرف سنگی شکست با لحیم اصلاح نمی شود.»
زمین و آسمان بر من تنگ شد واحساس کردم که نمی توانم در آمل بمانم. از آمل بیرون آمده و به قصد عزیمت به تبریز و محضر آقای الهی به تهران آمدم. پاسی از شب گذشته بود، به خیابان باب همایون رفتم وپس از تهیه بلیط عازم تبریز شدم. هنگام اذان صبح به تبریز رسیدم و به مدرسه طالبیه رفتم.
🔸وقتی در زدم خانمی پشت درآمد. خودم را معرفی کردم و پرسیدم: آقا تشریف دارند؟ پس از چند لحظه آقا خودشان آمدند و پس از خوشامد گویی مرا به منزل بردند. پس از احوالپرسی اظهار داشتند من نمی دانستم شما قم هستید یا آمل، لذا می خواستم نامه ای به اخوی (علامه طباطبایی) بنویسم تا آن را به شما برسانند.
🔸با تعجب پرسیدم: آقا چه اتفاق افتاده که می خواستید مرا درجریان بگذارید؟ فرمودند: من خدمت آقای قاضی مشرف شدم و سفارش شما را به ایشان کردم ولی آقای آملی، ایشان از شما راضی نبودند! با شنیدن این جمله تا لاله گوش سرخ شدم. عرض کردم: آقا، چطور؟ چرا راضی نبودند؟ فرمود: ایشان به من گفتند: آقای آملی چطور هوس این راه را دارد، درحالی که با عائله اش این طور رفتار می کند؟!
🔸بعد فرمود: حاج آقای آملی، داستان رفتار با عائله چیست؟ زبانم بند آمد و اشکم جاری شد و بالاخره ماجرا را به ایشان عرض کردم، فرمود: «آقا! چرا؟ این ها امانت خدا در دست ما هستند؟» به قم بازگشتم و ماجرا را خدمت علامه طباطبایی عرض کردم، ایشان هم تعجب کرد و پس از سکوت زیادی فرمود: « آقای قاضی بزرگ مردی بود!»
📚 جمع پراکنده، ص 87.
@AllameTabatabaei
علامه حسنزاده آملی (حفظهالله):
🔸 آمل در مسجدی مشغول درس و بحث و اقامه نماز شدم. روز دوم که پس از نماز به منزل آمدم، پس از خوردن ناهار آماده استراحت شدم ولی بچه ها با سر و صدا و بازی نگذاشتند و من که خسته بودم با بچه ها و مادرشان دعوا کردم در حالی که نباید دعوا می کردم، در محیط خانه پدر باید با عطوفت رفتار کند، لذا پس از لحظاتی ناراحت شدم به حدی که اشکم جاری شد.
🔸از خانه بیرون رفتم و مقداری میوه و شیرینی برای بچه ها خریدم تا شاید دلشان را به دست آورم و از ناراحتی ام کاسته شود ولی رسول الله (ص) فرموده اند: «دلی را نشکن که اگر شکسته شد قابل التیام نیست، چنانچه اگر ظرف سنگی شکست با لحیم اصلاح نمی شود.»
زمین و آسمان بر من تنگ شد واحساس کردم که نمی توانم در آمل بمانم. از آمل بیرون آمده و به قصد عزیمت به تبریز و محضر آقای الهی به تهران آمدم. پاسی از شب گذشته بود، به خیابان باب همایون رفتم وپس از تهیه بلیط عازم تبریز شدم. هنگام اذان صبح به تبریز رسیدم و به مدرسه طالبیه رفتم.
🔸وقتی در زدم خانمی پشت درآمد. خودم را معرفی کردم و پرسیدم: آقا تشریف دارند؟ پس از چند لحظه آقا خودشان آمدند و پس از خوشامد گویی مرا به منزل بردند. پس از احوالپرسی اظهار داشتند من نمی دانستم شما قم هستید یا آمل، لذا می خواستم نامه ای به اخوی (علامه طباطبایی) بنویسم تا آن را به شما برسانند.
🔸با تعجب پرسیدم: آقا چه اتفاق افتاده که می خواستید مرا درجریان بگذارید؟ فرمودند: من خدمت آقای قاضی مشرف شدم و سفارش شما را به ایشان کردم ولی آقای آملی، ایشان از شما راضی نبودند! با شنیدن این جمله تا لاله گوش سرخ شدم. عرض کردم: آقا، چطور؟ چرا راضی نبودند؟ فرمود: ایشان به من گفتند: آقای آملی چطور هوس این راه را دارد، درحالی که با عائله اش این طور رفتار می کند؟!
🔸بعد فرمود: حاج آقای آملی، داستان رفتار با عائله چیست؟ زبانم بند آمد و اشکم جاری شد و بالاخره ماجرا را به ایشان عرض کردم، فرمود: «آقا! چرا؟ این ها امانت خدا در دست ما هستند؟» به قم بازگشتم و ماجرا را خدمت علامه طباطبایی عرض کردم، ایشان هم تعجب کرد و پس از سکوت زیادی فرمود: « آقای قاضی بزرگ مردی بود!»
📚 جمع پراکنده، ص 87.
@AllameTabatabaei
آیت الله احدی:
علامه حسنزاده آملی میفرمودند:
شب جمعه ما تا نزدیکهای صبح احیاء میگرفتیم؛ با علامه طباطبایی ١٠٠٠ تا (إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ) میخواندیم؛ ایشان جلو بودند و ما عقب.
گفتم آقا شما پایتان درد نمیکرد؛ مثلاً تجدید وضو نمیکردید؟
گفتند نمیدانیم؛ آنقدر محو در علامه میشدیم که نمیدانیم.
@AllameTabatabaei
علامه حسنزاده آملی میفرمودند:
شب جمعه ما تا نزدیکهای صبح احیاء میگرفتیم؛ با علامه طباطبایی ١٠٠٠ تا (إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ) میخواندیم؛ ایشان جلو بودند و ما عقب.
گفتم آقا شما پایتان درد نمیکرد؛ مثلاً تجدید وضو نمیکردید؟
گفتند نمیدانیم؛ آنقدر محو در علامه میشدیم که نمیدانیم.
@AllameTabatabaei
آیت الله خوشوقت:
🔸علامه طباطبایی هر گاه به تهران میآمد مقید بود پیاده به زیارت حضرت #عبدالعظیم_حسنی برود.
📚 زمهر افروخته، ص236 .
@AllameTabatabaei
🔸علامه طباطبایی هر گاه به تهران میآمد مقید بود پیاده به زیارت حضرت #عبدالعظیم_حسنی برود.
📚 زمهر افروخته، ص236 .
@AllameTabatabaei
◻️گفتم نصیحتی بفرمایید: حضرت علامه فرمودند:
☑️ «به شما عرض کنم حیف است این حرفها را عوض کنیم به حرفهای دیگر. مراقبه را نگذارید خلل پیدا کند. به اندازه سر مویی اختلال پیدا کند تأثیر میکند در سیر و سلوک و عقب ماندنِ انسان. و این مراقبه همان کمالِ دستگیرِ انسان است که انسان را به مقصد نزدیک و وارد میکند.و السلم علیکم و رحمه الله و برکاته»
📚 اقیانوس علم و معرفت، ص241.
@AllameTabatabaei
☑️ «به شما عرض کنم حیف است این حرفها را عوض کنیم به حرفهای دیگر. مراقبه را نگذارید خلل پیدا کند. به اندازه سر مویی اختلال پیدا کند تأثیر میکند در سیر و سلوک و عقب ماندنِ انسان. و این مراقبه همان کمالِ دستگیرِ انسان است که انسان را به مقصد نزدیک و وارد میکند.و السلم علیکم و رحمه الله و برکاته»
📚 اقیانوس علم و معرفت، ص241.
@AllameTabatabaei
#المیزان 6️⃣5️⃣ | نگاه اسلام به «زنی که بچهاش را تر و خشک میکند»
اگر چه در اسلام، زنان از شركت در امر جهاد، منصب قضاوت و حكومت منع شدهاند اما به فرموده علامه طباطبایی «اسلام اين محروميت زنان را مهمل نگذاشته و آن را به مزيتى برابر آن جبران كرده است؛ مثلا اگر زنان از فضيلت جهاد در راه خدا محروم شدهاند خداى تعالى اين فضيلت را به فضيلتى ديگر معادل آن جبران نموده و مزايا و فضايلى به او داده كه در آن افتخاراتى حقيقى هست؛ مثلا اسلام «نيكو شوهردارىكردن» را #جهاد_زن قرار داده و شايد همين مطلب در بين ما (البته مايى كه فعلا در ظرف زندگى فاسدى [آلوده به تمدن و فرهنگ غربی] قرار داريم) آن طور كه هست ارزش خود را نشان ندهد و ليكن در محیط زندگىاى كه اسلام حاكم بر آن است، در چنين محیطی ديگر هيچ خطى بر خطى ديگر برترى ندارد، سادهتر بگويم در چنين ظرفى، فضيلت آن مردى كه در معركه قتال حاضر مىشود، و با كمال سخاوت خون خود را ايثار مىكند، از فضيلت زنى كه وظيفه شوهرداريش را انجام مىدهد، برتر نيست، و نيز آن مرد حاكمى كه سرپرستى جامعه را به عهده گرفته، چرخ زندگى مجتمع را مىچرخاند، هيچ افتخارى بر آن زن ندارد، و آن مردى كه بر مسند قضا تكيه زده هيچ برترى نسبت به زنى كه كودكش را تر و خشك مىكند ندارد...»
📚 ترجمه تفسير الميزان، ج4، ص: 557
☑️ نکتههای باریکتر از موی « المیزان» را در «کیش مهر» بخوانید!
@AllameTabatabaei
اگر چه در اسلام، زنان از شركت در امر جهاد، منصب قضاوت و حكومت منع شدهاند اما به فرموده علامه طباطبایی «اسلام اين محروميت زنان را مهمل نگذاشته و آن را به مزيتى برابر آن جبران كرده است؛ مثلا اگر زنان از فضيلت جهاد در راه خدا محروم شدهاند خداى تعالى اين فضيلت را به فضيلتى ديگر معادل آن جبران نموده و مزايا و فضايلى به او داده كه در آن افتخاراتى حقيقى هست؛ مثلا اسلام «نيكو شوهردارىكردن» را #جهاد_زن قرار داده و شايد همين مطلب در بين ما (البته مايى كه فعلا در ظرف زندگى فاسدى [آلوده به تمدن و فرهنگ غربی] قرار داريم) آن طور كه هست ارزش خود را نشان ندهد و ليكن در محیط زندگىاى كه اسلام حاكم بر آن است، در چنين محیطی ديگر هيچ خطى بر خطى ديگر برترى ندارد، سادهتر بگويم در چنين ظرفى، فضيلت آن مردى كه در معركه قتال حاضر مىشود، و با كمال سخاوت خون خود را ايثار مىكند، از فضيلت زنى كه وظيفه شوهرداريش را انجام مىدهد، برتر نيست، و نيز آن مرد حاكمى كه سرپرستى جامعه را به عهده گرفته، چرخ زندگى مجتمع را مىچرخاند، هيچ افتخارى بر آن زن ندارد، و آن مردى كه بر مسند قضا تكيه زده هيچ برترى نسبت به زنى كه كودكش را تر و خشك مىكند ندارد...»
📚 ترجمه تفسير الميزان، ج4، ص: 557
☑️ نکتههای باریکتر از موی « المیزان» را در «کیش مهر» بخوانید!
@AllameTabatabaei