Forwarded from المرسلات
💢تفسیر فلسفی آیه کیف مد الظل
🔅سيدنا الاستاد علامه طباطبايي (رضوان الله تعالي عليه)، ميفرمود: در هنگامي كه در خدمت مرحوم آيت الله قاضي بوديم ايشان از ما خواست تا مقاله اي درباره آيه مزبور يعني: ألم تر إلي ربّك... نوشته شود به گونه اي كه صبغه عرفاني نداشته باشد و با مشي فلسفي طي شود.
🔅زيرا رنگ عرفاني مقاله مانع استفاده متفكران غير شاهد از آن ميشود و برخي افراد در فهم مطالب و يا مباني آن گرفتار مشكل ميشوند، ولكن رساله اگر با شيوه فلسفي باشد صورت برهاني آن قويتر و نفع آن عامتر است
🔅متأسفانه پس از نقل آن دستور، از ايشان سؤال نشد كه آيا آن رساله در دسترس است و يا آن كه در دسترس نيست.
📚 آیت الله جوادی آملی،رحيق مختوم ج9، ص461
#فلسفه
#عرفان
#در_محضر_علامه
@almorsalat
🔅سيدنا الاستاد علامه طباطبايي (رضوان الله تعالي عليه)، ميفرمود: در هنگامي كه در خدمت مرحوم آيت الله قاضي بوديم ايشان از ما خواست تا مقاله اي درباره آيه مزبور يعني: ألم تر إلي ربّك... نوشته شود به گونه اي كه صبغه عرفاني نداشته باشد و با مشي فلسفي طي شود.
🔅زيرا رنگ عرفاني مقاله مانع استفاده متفكران غير شاهد از آن ميشود و برخي افراد در فهم مطالب و يا مباني آن گرفتار مشكل ميشوند، ولكن رساله اگر با شيوه فلسفي باشد صورت برهاني آن قويتر و نفع آن عامتر است
🔅متأسفانه پس از نقل آن دستور، از ايشان سؤال نشد كه آيا آن رساله در دسترس است و يا آن كه در دسترس نيست.
📚 آیت الله جوادی آملی،رحيق مختوم ج9، ص461
#فلسفه
#عرفان
#در_محضر_علامه
@almorsalat
✅ گفتو گو با علی مطهری درباره اختلاف شهید مطهری با علامه طباطبایی #درباره_کوروش
❓سائل: ظاهراً رابطه شهید مطهری و علامه طباطبایی در سالهای آخر عمرشان تا حدی کمرنگ شده بود و یکی از دلایل این امر نیز نظرات علامه طباطبایی درباره ایران باستان بود.
▫️مطهری: اولین بار است که این حرف را میشنوم. شاید منظورتان بحث ذوالقرنین است که آیا همان کوروش بوده یا نه.
❓سائل: علامه طباطبایی ذوالقرنین را همان کوروش میدانست؟
▫️این یک بحث تاریخی و تفسیری است. ایشان گفتهاند شاید ذوالقرنین کوروش باشد.
❓سائل: اما انگار علامه طباطبایی به کوروش ارادت هم داشت. یعنی صرفاً بحث تاریخی نبود؛ ولی شهید مطهری منتقد کوروش بود.
▫️مطهری: بله. شهید مطهری معتقد بود کار کوروش در بابل کار درستی نبود و مخالف آزادی عقیده به معنی درست آن و مخالف سیره انبیا بود. اینکه کوروش در بابل اجازه داد بتپرستان بتهای خودشان را بپرستند، از نظر اسلام کار درستی نیست؛ چرا که پیامبر اسلام پس از فتح مکه، اولین کاری که کرد، شکستن بتها بود. یعنی نگفت که اینها در بت پرستی خودشان آزادند. حضرت ابراهیم هم بتها را شکست؛ زیرا میخواست زنجیرها را از دست و پای مردم باز کند. ولی کوروش بت پرستها را آزاد گذاشت. این کار خلاف توحید بود. در واقع او چون دید از این راه بهتر میتواند بتپرستان را استثمار کند و به بند بکشد، این کار را انجام داد. کار او شبیه کار ملکه انگلستان در هند بود که وقتی وارد هند شد، به بتخانههای هندیها بیش از خود آنها احترام میگذاشت. سخن علامه طباطبایی درباره کوروش فقط یک تطبیق تاریخی است و به معنی ارادت نیست.
❓سائل: ولی علامه طباطبایی این نقد را به کوروش وارد نمیکرد.
▫️مطهری: نمیدانم. ایشان گفتهاند ممکن است ذوالقرنین همان کوروش باشد. اما این دلیل نمیشود که کوروش هیچ ایرادی نداشت و میتواند الگو واقع شود.
❓سائل: من هم چنین حرفی نزدم. میخواهم بگویم ظاهراً آراء این دو بزرگوار درباره کوروش همسو نبوده است.
▫️مطهری: شاید علامه طباطبایی نیز همین ایراد را به کوروش داشت، نمیدانم در آثارشان آمده است یا نه، باید تحقیق شود.
📌 پ.ن:
این گفتوگو توسط هومان دوراندیش در 14 اردیبهشت 90 در خبرآنلاین منتشر شده است.
@AllameTabatabaei
❓سائل: ظاهراً رابطه شهید مطهری و علامه طباطبایی در سالهای آخر عمرشان تا حدی کمرنگ شده بود و یکی از دلایل این امر نیز نظرات علامه طباطبایی درباره ایران باستان بود.
▫️مطهری: اولین بار است که این حرف را میشنوم. شاید منظورتان بحث ذوالقرنین است که آیا همان کوروش بوده یا نه.
❓سائل: علامه طباطبایی ذوالقرنین را همان کوروش میدانست؟
▫️این یک بحث تاریخی و تفسیری است. ایشان گفتهاند شاید ذوالقرنین کوروش باشد.
❓سائل: اما انگار علامه طباطبایی به کوروش ارادت هم داشت. یعنی صرفاً بحث تاریخی نبود؛ ولی شهید مطهری منتقد کوروش بود.
▫️مطهری: بله. شهید مطهری معتقد بود کار کوروش در بابل کار درستی نبود و مخالف آزادی عقیده به معنی درست آن و مخالف سیره انبیا بود. اینکه کوروش در بابل اجازه داد بتپرستان بتهای خودشان را بپرستند، از نظر اسلام کار درستی نیست؛ چرا که پیامبر اسلام پس از فتح مکه، اولین کاری که کرد، شکستن بتها بود. یعنی نگفت که اینها در بت پرستی خودشان آزادند. حضرت ابراهیم هم بتها را شکست؛ زیرا میخواست زنجیرها را از دست و پای مردم باز کند. ولی کوروش بت پرستها را آزاد گذاشت. این کار خلاف توحید بود. در واقع او چون دید از این راه بهتر میتواند بتپرستان را استثمار کند و به بند بکشد، این کار را انجام داد. کار او شبیه کار ملکه انگلستان در هند بود که وقتی وارد هند شد، به بتخانههای هندیها بیش از خود آنها احترام میگذاشت. سخن علامه طباطبایی درباره کوروش فقط یک تطبیق تاریخی است و به معنی ارادت نیست.
❓سائل: ولی علامه طباطبایی این نقد را به کوروش وارد نمیکرد.
▫️مطهری: نمیدانم. ایشان گفتهاند ممکن است ذوالقرنین همان کوروش باشد. اما این دلیل نمیشود که کوروش هیچ ایرادی نداشت و میتواند الگو واقع شود.
❓سائل: من هم چنین حرفی نزدم. میخواهم بگویم ظاهراً آراء این دو بزرگوار درباره کوروش همسو نبوده است.
▫️مطهری: شاید علامه طباطبایی نیز همین ایراد را به کوروش داشت، نمیدانم در آثارشان آمده است یا نه، باید تحقیق شود.
📌 پ.ن:
این گفتوگو توسط هومان دوراندیش در 14 اردیبهشت 90 در خبرآنلاین منتشر شده است.
@AllameTabatabaei
اکبر ثبوت، پژوهشگر حوزه تاریخ و حکمت اسلامی:
حکیم عارف آیة الله الهی قمشهای میفرمود:
حضرت #آیة_الله_میلانی در چنان مرتبهای از اعلمیّت هستند که علامه طباطبایی ایشان را افقه فقهای روی زمین میدانند.
@AallameTabatabaei
حکیم عارف آیة الله الهی قمشهای میفرمود:
حضرت #آیة_الله_میلانی در چنان مرتبهای از اعلمیّت هستند که علامه طباطبایی ایشان را افقه فقهای روی زمین میدانند.
@AallameTabatabaei
مرحوم شایگان:
علامه طباطبایی، فرزانگیاش را جرعه جرعه به انسان منتقل میکرد چنانکه در دراز مدت نوعی استحاله در درون شخص به وجود میآورد.
@AllameTabatabaei
علامه طباطبایی، فرزانگیاش را جرعه جرعه به انسان منتقل میکرد چنانکه در دراز مدت نوعی استحاله در درون شخص به وجود میآورد.
@AllameTabatabaei
فرزند آیت الله بهجت (رحمه الله):
پدرم میفرمود: علامه طباطبایی در محضر استاد ـ آقای قاضی ـ دائما نقد و ایراد میکرد؛ دائما اشکالات میکرد. اشکالات در آنجا هم معمولا برهانیست، یعنی فلسفی و نظریست. خود مرحوم علامه طباطبایی نیز نقل کرده که فلسفه من خدمت آقای #قاضی پخته شد. پدرم میفرمود زمان زیادی از جلسه را بحث اینها میگرفت.
میفرمود: بعضیها در محضر استاد سؤال میکردند ولی به عمرم در محضر استاد سؤال نکردم، اما این را هم بگویم که سؤالی در دلم نماند که جواب نشنوم و استاد جواب ندهد! حتی چند بار شد که استاد ـ آقای قاضی ـ اظهار کرد: و اما سؤال فلانی و اسم بنده را آورد.یکبار هم در کلاس، #علامه_طباطبایی کنار من نشسته بود و به من گفت تو که حرفی نزدی، استاد جواب سؤال تو را میدهد و من چیزی به او نگفتم.
📚به نقل از فارس
@AllameTabatabaei
پدرم میفرمود: علامه طباطبایی در محضر استاد ـ آقای قاضی ـ دائما نقد و ایراد میکرد؛ دائما اشکالات میکرد. اشکالات در آنجا هم معمولا برهانیست، یعنی فلسفی و نظریست. خود مرحوم علامه طباطبایی نیز نقل کرده که فلسفه من خدمت آقای #قاضی پخته شد. پدرم میفرمود زمان زیادی از جلسه را بحث اینها میگرفت.
میفرمود: بعضیها در محضر استاد سؤال میکردند ولی به عمرم در محضر استاد سؤال نکردم، اما این را هم بگویم که سؤالی در دلم نماند که جواب نشنوم و استاد جواب ندهد! حتی چند بار شد که استاد ـ آقای قاضی ـ اظهار کرد: و اما سؤال فلانی و اسم بنده را آورد.یکبار هم در کلاس، #علامه_طباطبایی کنار من نشسته بود و به من گفت تو که حرفی نزدی، استاد جواب سؤال تو را میدهد و من چیزی به او نگفتم.
📚به نقل از فارس
@AllameTabatabaei
#اصلاحیه
✍️ پیشتر در کانال کیش مهر، عکس فوق را با زیرنویس «روضه منزل علامه طباطبایی در شهر تبریز با حضور معظم له و برادرشان مرحوم آیت الله محمد حسن الهی» منتشر کرده بودیم اما امروز تصویر مستندی به خط شهید محراب آیت الله قاضی طباطبایی به دستمان رسید که در هامش آن مرقوم فرمودهاند:
🔸«عکس فوق، متعلق به جشن افتتاحیه ساختمان مدرسه حجتیه در قم روز بیستم شهر جمادی الثانیه 1366 ه ق در موقعی که حضرت آیه الله حجت دام ظله وقفنامه مدرسه را امضاء و با خط مبارک خودشان مزین میفرمایند»
@AllameTabatabaei
✍️ پیشتر در کانال کیش مهر، عکس فوق را با زیرنویس «روضه منزل علامه طباطبایی در شهر تبریز با حضور معظم له و برادرشان مرحوم آیت الله محمد حسن الهی» منتشر کرده بودیم اما امروز تصویر مستندی به خط شهید محراب آیت الله قاضی طباطبایی به دستمان رسید که در هامش آن مرقوم فرمودهاند:
🔸«عکس فوق، متعلق به جشن افتتاحیه ساختمان مدرسه حجتیه در قم روز بیستم شهر جمادی الثانیه 1366 ه ق در موقعی که حضرت آیه الله حجت دام ظله وقفنامه مدرسه را امضاء و با خط مبارک خودشان مزین میفرمایند»
@AllameTabatabaei
آیت الله محقق داماد:
روزی در محفل علامهی جلیلالقدر طباطبایی بزرگ در اثنای چاپ و انتشار یکی از آثار ایشان، یکی از شاگردان از ایشان ـ درمقامِ سوال و طلب ـ میپرسند: چرا بیشتر نمینویسید؟
علامه طباطبایی بنا به عادت خیره به گوشهای از سقف نگریسته پس از تأملی چند این بیت را زمزمه میکنند:
هرکه سخن با سخنی ضم کند/ قطرهای از خون جگر کم کند
و از همین پاسخ عالمانه و هوشمندانه پیداست کار تحقیق، کارِ اهلِ آن است نه هر که سر بتراشد...
@AllameTabatabaei
روزی در محفل علامهی جلیلالقدر طباطبایی بزرگ در اثنای چاپ و انتشار یکی از آثار ایشان، یکی از شاگردان از ایشان ـ درمقامِ سوال و طلب ـ میپرسند: چرا بیشتر نمینویسید؟
علامه طباطبایی بنا به عادت خیره به گوشهای از سقف نگریسته پس از تأملی چند این بیت را زمزمه میکنند:
هرکه سخن با سخنی ضم کند/ قطرهای از خون جگر کم کند
و از همین پاسخ عالمانه و هوشمندانه پیداست کار تحقیق، کارِ اهلِ آن است نه هر که سر بتراشد...
@AllameTabatabaei
#المیزان 7️⃣5️⃣ | دود گناه ما در چشم نسل ما
✍️ بین اعمال و رفتار آدمیان با حوادث و پیشامدهای تلخ و شیرین زندگی آنها، پیوندی مرموز از سنخ یک رابطه تکوینی وجود دارد که تحت تدبیر ربوبیت الهی است و میتوان از آن به «#آثار_وضعی_اعمال» تعبیر کرد. آثار وضعی اعمال، گاه حتی از دایره وجود فرد نیز فراتر میرود و دامن نسل او را هم میگیرد؛ دلیل بر این ادعا، این کریمه قرآنی است که میفرماید:
وَ لْیَخْشَ الَّذینَ لَوْ تَرَکوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّیَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَیْهِمْ فَلْیَتَّقُوا اللَّهَ وَ لْیَقُولُوا قَوْلاً سَدیداً [ نساء/9]
(کسانی که اگر فرزندان ناتوانی از خود به یادگار بگذارند از آینده آنان میترسند، باید (از ستم درباره یتیمان مردم) بترسند! از (مخالفت) خدا بپرهیزند، و سخنی استوار بگویند.)
شاید بگویید آخر مگر گناه فرزندان چیست که باید تاوان اعمال پدرانشان را بدهند؟
بنا بر پاسخ علامه در المیزان، اعضای یک خانواده که با هم پیوند خونی و رحامت دارند در حکم یک شخص واحدند و بنابراین هر پیشآمدی که برای طرف پیش بیاید در حقیقت بر متن این واحد وارد شده است.
📚 بنگرید به: المیزان، مجلد 4، ذیل آیه شریفه.
👈 پیشنهاد میکنم تبیین قرآنی این مسأله را از زبان #استاد_رحیمی در پست بعد بشنوید!
@AllameTabatabaei
✍️ بین اعمال و رفتار آدمیان با حوادث و پیشامدهای تلخ و شیرین زندگی آنها، پیوندی مرموز از سنخ یک رابطه تکوینی وجود دارد که تحت تدبیر ربوبیت الهی است و میتوان از آن به «#آثار_وضعی_اعمال» تعبیر کرد. آثار وضعی اعمال، گاه حتی از دایره وجود فرد نیز فراتر میرود و دامن نسل او را هم میگیرد؛ دلیل بر این ادعا، این کریمه قرآنی است که میفرماید:
وَ لْیَخْشَ الَّذینَ لَوْ تَرَکوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّیَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَیْهِمْ فَلْیَتَّقُوا اللَّهَ وَ لْیَقُولُوا قَوْلاً سَدیداً [ نساء/9]
(کسانی که اگر فرزندان ناتوانی از خود به یادگار بگذارند از آینده آنان میترسند، باید (از ستم درباره یتیمان مردم) بترسند! از (مخالفت) خدا بپرهیزند، و سخنی استوار بگویند.)
شاید بگویید آخر مگر گناه فرزندان چیست که باید تاوان اعمال پدرانشان را بدهند؟
بنا بر پاسخ علامه در المیزان، اعضای یک خانواده که با هم پیوند خونی و رحامت دارند در حکم یک شخص واحدند و بنابراین هر پیشآمدی که برای طرف پیش بیاید در حقیقت بر متن این واحد وارد شده است.
📚 بنگرید به: المیزان، مجلد 4، ذیل آیه شریفه.
👈 پیشنهاد میکنم تبیین قرآنی این مسأله را از زبان #استاد_رحیمی در پست بعد بشنوید!
@AllameTabatabaei
کیش مهر
#المیزان 7️⃣5️⃣ | دود گناه ما در چشم نسل ما ✍️ بین اعمال و رفتار آدمیان با حوادث و پیشامدهای تلخ و شیرین زندگی آنها، پیوندی مرموز از سنخ یک رابطه تکوینی وجود دارد که تحت تدبیر ربوبیت الهی است و میتوان از آن به «#آثار_وضعی_اعمال» تعبیر کرد. آثار وضعی اعمال،…
Audio
@AllameTabatabaei
🎵بشنوید| چرایی مصائب فرزندان به خاطر گناه پدران
🔸 درست است که ستم به ایتام دیگران موجب ستم به ایتام شخص ظالم میشود اما اینجا بحث ابتلاست نه مجازات.
#استاد_رحیمی
@AllameTabatabaei
🔸 درست است که ستم به ایتام دیگران موجب ستم به ایتام شخص ظالم میشود اما اینجا بحث ابتلاست نه مجازات.
#استاد_رحیمی
@AllameTabatabaei
✅ افکار انسان را نمیتوان به زنجیر بست!
اصغرنیا، شاگرد شهید بهشتی و جانباز حادثه انفجار در حزب جمهوری:
🔸شهید دکتر بهشتی معتقد بود باید از همه گروهها و تفکرات در حزب استفاده کنیم و از همه دعوت کنیم که فردا روزی مثلا حزب زحمتکشان نگوید ما میتوانستیم به حزب و نظام و انقلاب خدمت کنیم و شما نگذاشتید. شهید دکتر بهشتی اعتقاد داشت باید همه امکان طرح نظراتشان را داشته باشند. انسانهای بزرگ از این امکان نمیترسند.
🔸در همین رابطه خاطرهای از مرحوم علامه طباطبایی هم نقل است که یکبار وسط تدریسشان، طلبهای به دلیل مشکلات مالی یا روانی، بلند میشود و میگوید این چرت و پرتها چیست؟ طلاب دیگر که میخواستند با او برخورد کنند، علامه مانع میشود و میگوید افکار انسانها را نمیتوان به زنجیر بست.
📚روزنامه شرق
@AllameTabatabaei
اصغرنیا، شاگرد شهید بهشتی و جانباز حادثه انفجار در حزب جمهوری:
🔸شهید دکتر بهشتی معتقد بود باید از همه گروهها و تفکرات در حزب استفاده کنیم و از همه دعوت کنیم که فردا روزی مثلا حزب زحمتکشان نگوید ما میتوانستیم به حزب و نظام و انقلاب خدمت کنیم و شما نگذاشتید. شهید دکتر بهشتی اعتقاد داشت باید همه امکان طرح نظراتشان را داشته باشند. انسانهای بزرگ از این امکان نمیترسند.
🔸در همین رابطه خاطرهای از مرحوم علامه طباطبایی هم نقل است که یکبار وسط تدریسشان، طلبهای به دلیل مشکلات مالی یا روانی، بلند میشود و میگوید این چرت و پرتها چیست؟ طلاب دیگر که میخواستند با او برخورد کنند، علامه مانع میشود و میگوید افکار انسانها را نمیتوان به زنجیر بست.
📚روزنامه شرق
@AllameTabatabaei
@AllameTabatabaei
آیت الله جوادی آملی
🎵 آیت الله جوادی آملی: خطبهاي است که وجود مبارک حضرت امير دُرفشاني میکند برزخ را معنا میکند، ساهره قيامت را معنا میکند. ابن ابي الحديد در شرح اين خطبه ميگويد: اگر اديبان و بلاغتشناسان را يکجا جمع بکنند و اين خطبه را بر آنها بخوانند آنها ميفهمند که اين سجده دارد. همان طوري که بعضي از آيات قرآن سجده دارد. ما اين مطلب را به عرض استاد علامه طباطبايي رساندیم که اين اغراق نيست؟ ما آنچه شنيديم سجده بر آيات قرآن کريم است، در غير قرآن سجده نيست!
🔹علامه طباطبايي فرمودند: نه اين اغراق نيست، اين در حقيقت سجده براي آيات قرآن کريم است، زيرا همان آيات قرآن کريم از زبان حضرت امير به اين صورت درآمده است و اگر آن آيات قرآن کريم نبود، حضرت امير اين سخنان را نميتوانست بگويد. اينها هر چه دارند از قرآن است و از وحي الهي است. ميبينيد همان آيات قرآن کريم به صورت نهجالبلاغه جلوه کرده است.
🔹خود حضرت امير وقتي قرآن را معرفي ميکند، ميفرمايد که «فتَجَلّي لهم سُبحَانَهُ فی كتابه مِنْ غَيْرِ أَنْ يَكُونُوا رَأَوْه»؛ خدا در قرآن براي بندگانش تجلّي کرد، حرف نزد! مردم بايد متکلّم را ببینند نه این صدا را بشنوند
@AllameTabatabaei
🔹علامه طباطبايي فرمودند: نه اين اغراق نيست، اين در حقيقت سجده براي آيات قرآن کريم است، زيرا همان آيات قرآن کريم از زبان حضرت امير به اين صورت درآمده است و اگر آن آيات قرآن کريم نبود، حضرت امير اين سخنان را نميتوانست بگويد. اينها هر چه دارند از قرآن است و از وحي الهي است. ميبينيد همان آيات قرآن کريم به صورت نهجالبلاغه جلوه کرده است.
🔹خود حضرت امير وقتي قرآن را معرفي ميکند، ميفرمايد که «فتَجَلّي لهم سُبحَانَهُ فی كتابه مِنْ غَيْرِ أَنْ يَكُونُوا رَأَوْه»؛ خدا در قرآن براي بندگانش تجلّي کرد، حرف نزد! مردم بايد متکلّم را ببینند نه این صدا را بشنوند
@AllameTabatabaei
📸 همواره حضور قلب داشت و مدام مشغول ذکر بود. در تمامی حالات ـ حتی هنگام پژوهشهای علمی ـ این حالت را فراموش نمیکرد. همین که جلسه یا درس ساکت میشد، به ذکر مشغول میشد...
@AllameTabatabaei
@AllameTabatabaei
چرا قرآن میگوید مردان بر زنان برتری دارند؟;
@AllameTabatabaei
#صوت_علامه_طباطبایی4
🎵 بشنوید | چرا قرآن میگوید مردان بر زنان برتری دارند؟
❓با توجه به این که اسلام حقوق زن و مرد را محترم میشمارد و میگوید ما انسان را (زن و مرد را) از نفس واحد آفریدیم، چرا میگوید مردان را بر زنان تسلطی است؟
@AllameTabatabaei
🎵 بشنوید | چرا قرآن میگوید مردان بر زنان برتری دارند؟
❓با توجه به این که اسلام حقوق زن و مرد را محترم میشمارد و میگوید ما انسان را (زن و مرد را) از نفس واحد آفریدیم، چرا میگوید مردان را بر زنان تسلطی است؟
@AllameTabatabaei
📃 نامهٔ طلبه 23 ساله به علامه طباطبایی (رحمهاللهعلیه)
❓آیا میتوانید راهنمایی کنید تا 1: عاشق خدا شوم. 2: عاشق پیامبر شوم. 3: عاشق اولیای خدا شوم. راه چیست و چاره کدام؟
📚 مرزبان وحی و خرد، یادنامه علامه طباطبایی، ص52.
@AllameTabatabaei
❓آیا میتوانید راهنمایی کنید تا 1: عاشق خدا شوم. 2: عاشق پیامبر شوم. 3: عاشق اولیای خدا شوم. راه چیست و چاره کدام؟
📚 مرزبان وحی و خرد، یادنامه علامه طباطبایی، ص52.
@AllameTabatabaei
کیش مهر
📃 نامهٔ طلبه 23 ساله به علامه طباطبایی (رحمهاللهعلیه) ❓آیا میتوانید راهنمایی کنید تا 1: عاشق خدا شوم. 2: عاشق پیامبر شوم. 3: عاشق اولیای خدا شوم. راه چیست و چاره کدام؟ 📚 مرزبان وحی و خرد، یادنامه علامه طباطبایی، ص52. @AllameTabatabaei
✅ پاسخ علامه به نامه طلبه جوان
✍️ ... هر صبح که از خواب بیدار میشوید تصمیم بگیرید که خدا را فراموش نخواهید کرد آنگاه به طور استمرار خود را در برابر خدا تصور کنید
📚 مرزبان وحی و خرد، یادنامه علامه طباطبایی، ص53.
@AllameTabatabaei
✍️ ... هر صبح که از خواب بیدار میشوید تصمیم بگیرید که خدا را فراموش نخواهید کرد آنگاه به طور استمرار خود را در برابر خدا تصور کنید
📚 مرزبان وحی و خرد، یادنامه علامه طباطبایی، ص53.
@AllameTabatabaei
مرحوم شیخ علی سعادتپرور پهلوانی:
بنده در مدت سی سال که در خدمت علامه بودم، دوبار جلسه درس ایشان را ترک کردم و آن دوبار نیز یک بار به خاطر ازدواج یکی از دخترانم بود که مجبور شدم به تهران بروم و چارهای نبود و یکبار نیز در زمستانی به منزل علامه طباطبایی میرفتم، برف سنگینی باریده بود و دیدم سیدی با زحمت مشغول پارو کردن برفهای پشت بام منزل خویش است.
با خود فکر کردم به یقین، حضرت استاد راضی است که من جلسه نروم و به این سید پیر کمک کنم. به همین دلیل آن جلسه را نرفتم و به آن سید پیر کمک دادم.
@AllameTabatabaei
بنده در مدت سی سال که در خدمت علامه بودم، دوبار جلسه درس ایشان را ترک کردم و آن دوبار نیز یک بار به خاطر ازدواج یکی از دخترانم بود که مجبور شدم به تهران بروم و چارهای نبود و یکبار نیز در زمستانی به منزل علامه طباطبایی میرفتم، برف سنگینی باریده بود و دیدم سیدی با زحمت مشغول پارو کردن برفهای پشت بام منزل خویش است.
با خود فکر کردم به یقین، حضرت استاد راضی است که من جلسه نروم و به این سید پیر کمک کنم. به همین دلیل آن جلسه را نرفتم و به آن سید پیر کمک دادم.
@AllameTabatabaei
🔹آیا «عبادت از روی محبت به خداوند» با «توقع اجر از خداوند» منافات دارد؟
🍷علامه طباطبایی: در حدیثی آمده است: ولکنّی اعبُدُه حُبّا له (من به دلیل محبتم به خدا، او را عبادت میکنم) ...نظر من، تنها به گرفتن اجر از حضرتش عزّوجلّ نیست؛ بلکه من چون او را دوست دارم، عبادتش میکنم. از طرفی، او -سبحانه- که بدون صفت نمیشود، او و صفاتش را میخواهم و یکی از صفاتش، مُعطی است. بنابراین، چشم به عطای او نیز دارم. چگونه میشود گفت این شخص عطای او را نمیخواهد؟
وقتی خدمت آقای قاضی بودم، گمانم سوال از دیگری بود که پرسیده شد: چه کنیم که عمل را یکجا برای حق -سبحانه- انجام دهیم؟ استاد جوابی فرمودند که جواب همه این حرفها میشود؛ فرمودند: «خداوند متعال بشر را طمّاع قرار داده»؛ یعنی طمع به خودش.
📚 ثمرات حیات، ج ۱، ص ۳۴۰
@AllameTabatabaei
🍷علامه طباطبایی: در حدیثی آمده است: ولکنّی اعبُدُه حُبّا له (من به دلیل محبتم به خدا، او را عبادت میکنم) ...نظر من، تنها به گرفتن اجر از حضرتش عزّوجلّ نیست؛ بلکه من چون او را دوست دارم، عبادتش میکنم. از طرفی، او -سبحانه- که بدون صفت نمیشود، او و صفاتش را میخواهم و یکی از صفاتش، مُعطی است. بنابراین، چشم به عطای او نیز دارم. چگونه میشود گفت این شخص عطای او را نمیخواهد؟
وقتی خدمت آقای قاضی بودم، گمانم سوال از دیگری بود که پرسیده شد: چه کنیم که عمل را یکجا برای حق -سبحانه- انجام دهیم؟ استاد جوابی فرمودند که جواب همه این حرفها میشود؛ فرمودند: «خداوند متعال بشر را طمّاع قرار داده»؛ یعنی طمع به خودش.
📚 ثمرات حیات، ج ۱، ص ۳۴۰
@AllameTabatabaei
✅ دو نظر متفاوت علامه طباطبایی در یک آیه
🔸سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ
🔹آیت الله جوادی آملی: «استاد علامه طباطبایی رحمت الله علیه در تفسیر المیزان می فرمایند: ضمیر در "أنّه الحقّ" به "قرآن" بر می گردد، زیرا سیاق آیات درباره قرآن است، ولی در این رساله(رسالة الولایه) با بیان صریح و شفاف می فرماید: ضمیر به "الله" بر می گردد.
شایان ذکر است که آنچه در این رساله آمده است می تواند با ظهور آیه های یاد شده که راجع به بخش شهود خداست نه درباره قرآن، هماهنگ تر باشد.»
📚 تحریر رسالةالولایه شمسالوحی تبریزی
@AllameTabatabaei
🔸سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ
🔹آیت الله جوادی آملی: «استاد علامه طباطبایی رحمت الله علیه در تفسیر المیزان می فرمایند: ضمیر در "أنّه الحقّ" به "قرآن" بر می گردد، زیرا سیاق آیات درباره قرآن است، ولی در این رساله(رسالة الولایه) با بیان صریح و شفاف می فرماید: ضمیر به "الله" بر می گردد.
شایان ذکر است که آنچه در این رساله آمده است می تواند با ظهور آیه های یاد شده که راجع به بخش شهود خداست نه درباره قرآن، هماهنگ تر باشد.»
📚 تحریر رسالةالولایه شمسالوحی تبریزی
@AllameTabatabaei
✅ قصه دلی که به شعر درآمد
🔸مرحوم علامه طباطبایی (رحمهاللهعلیه) درباره این سروده میفرماید:
«در ایام تحصیل که در نجف بودم، مدتی ارتباط با ایران به سختی برقرار بود که موجب نبود زمینه مالی و کمبود وسایل اولیه رفاه میشد. علاوه بر آن گرمی هوا در نیمی از سال مشکلات بیشتری به وجود میآورد. به همین جهت روزی خدمت علامه #قاضی رحمت الله علیه رسیدم و قصه دل با او گفتم، ایشان نصایحی فرمودند. وقتی از خدمت استاد بازمیگشتم چنان سبکبار بودم که انگار در زندگی هیچ غم و غصهای ندارم و مضمون پند ایشان را به صورت شعری درآوردم.»
🌷دوش که غم پرده ما میدرید
🌷خار غم اندر دل ما میخلید
🌷در بَرِ استاد خرد پیشهام
🌷طرح نمودم غم و اندیشهام
🌷کاو به کف آیینه تدبیر داشت
🌷بخت جوان و خرد پیر داشت
🌷پیر خرد پیشه و نورانیام
🌷برد ز دل زنگ پریشانیام
🌷گفت که «در زندگی آزاد باش!
🌷هان! گذران است جهان شاد باش!
🌷رو به خودت نسبت هستی مده!
🌷دل به چنین مستی و پستی مده!
🌷زانچه نداری ز چه افسردهای
🌷و زغم و اندوه دل آزردهای؟!
🌷گر ببرد ور بدهد دست دوست
🌷ور بِبَرد ور بنهد مُلک اوست
🌷ور بِکِشی یا بکُشی دیو غم
🌷کج نشود دست قضا را قلم
🌷آنچه خدا خواست همان میشود
🌷وانچه دلت خواست نه آن میشود
📚زمهر افروخته، تالیف علی تهرانی
@AllameTabatabaei
🔸مرحوم علامه طباطبایی (رحمهاللهعلیه) درباره این سروده میفرماید:
«در ایام تحصیل که در نجف بودم، مدتی ارتباط با ایران به سختی برقرار بود که موجب نبود زمینه مالی و کمبود وسایل اولیه رفاه میشد. علاوه بر آن گرمی هوا در نیمی از سال مشکلات بیشتری به وجود میآورد. به همین جهت روزی خدمت علامه #قاضی رحمت الله علیه رسیدم و قصه دل با او گفتم، ایشان نصایحی فرمودند. وقتی از خدمت استاد بازمیگشتم چنان سبکبار بودم که انگار در زندگی هیچ غم و غصهای ندارم و مضمون پند ایشان را به صورت شعری درآوردم.»
🌷دوش که غم پرده ما میدرید
🌷خار غم اندر دل ما میخلید
🌷در بَرِ استاد خرد پیشهام
🌷طرح نمودم غم و اندیشهام
🌷کاو به کف آیینه تدبیر داشت
🌷بخت جوان و خرد پیر داشت
🌷پیر خرد پیشه و نورانیام
🌷برد ز دل زنگ پریشانیام
🌷گفت که «در زندگی آزاد باش!
🌷هان! گذران است جهان شاد باش!
🌷رو به خودت نسبت هستی مده!
🌷دل به چنین مستی و پستی مده!
🌷زانچه نداری ز چه افسردهای
🌷و زغم و اندوه دل آزردهای؟!
🌷گر ببرد ور بدهد دست دوست
🌷ور بِبَرد ور بنهد مُلک اوست
🌷ور بِکِشی یا بکُشی دیو غم
🌷کج نشود دست قضا را قلم
🌷آنچه خدا خواست همان میشود
🌷وانچه دلت خواست نه آن میشود
📚زمهر افروخته، تالیف علی تهرانی
@AllameTabatabaei
✅ شعر عجیب استاد عرفان علامه خطاب به شاگردش
🔸آیت الله سید علی قاضی، در پایان نامهشان به سید محمدحسن الهی طباطبایی، خطاب به ایشان و برادرشان (علامه طباطبایی) دو بیت شعر سرودهاند که شدت علاقه و جایگاه این دو برادر نزد مرحوم قاضی را نشان میدهد:
فدَیتُک لو عَرَضتُ علیک شوقی
یمِلّ السَّمعُ مِن طول الکلامِ
فإنّی بَعد بُعدِکما، کشمسٍ
لقَد کُسِفَت و صارت فی ظَلامِ
ترجمه: فدایت شوم؛ هرگاه بخواهم مراتب علاقه خود را به تو توضیح دهم، همانا از درازی سخن، گوش به ملال میآید. من بدون شما دو نفر (علامه طباطبایی و برادرش سیدمحمدحسن الهی) مانند آفتابی هستم که به علت کسوف، در تاریکی قرار گرفته است.
📚 آیت الحق، ص ۲۱۱
@AllameTabatabaei
🔸آیت الله سید علی قاضی، در پایان نامهشان به سید محمدحسن الهی طباطبایی، خطاب به ایشان و برادرشان (علامه طباطبایی) دو بیت شعر سرودهاند که شدت علاقه و جایگاه این دو برادر نزد مرحوم قاضی را نشان میدهد:
فدَیتُک لو عَرَضتُ علیک شوقی
یمِلّ السَّمعُ مِن طول الکلامِ
فإنّی بَعد بُعدِکما، کشمسٍ
لقَد کُسِفَت و صارت فی ظَلامِ
ترجمه: فدایت شوم؛ هرگاه بخواهم مراتب علاقه خود را به تو توضیح دهم، همانا از درازی سخن، گوش به ملال میآید. من بدون شما دو نفر (علامه طباطبایی و برادرش سیدمحمدحسن الهی) مانند آفتابی هستم که به علت کسوف، در تاریکی قرار گرفته است.
📚 آیت الحق، ص ۲۱۱
@AllameTabatabaei
✅ پردهبرداری علامه از معانی یکی از اشعارش
🔸 اشعاری که مرحوم استاد (رضواناللهسبحانهوتعالیعلیه) در خصوص یاد خداوند متعال و عشق و محبت خدا و آزاد بودن و تعلق نداشتن به دنیا سرودهاند، با توضیحاتی که تماما از زبان مبارک خود ایشان است، نقل میکنیم:
شبی پیر میخانه میگفت راز/چنین گفت با من به آهستگی
به مِهر رخِ مَهرُخان باده نوش/مبادا که پیدا کنی خستگی
بوَد مهر سرمایه زندگی/بوَد باده ابزارِ وارستگی
سپس گفت زینهار آزاد باش/اگر پایبندی به شایستگی
علامه: استاد همان قاضی بود، مراد [از پیر] استادمان بود، ایشان است. منظور این است آن بیت آخری (1) گفته بشود؛ وضعیاتِ جهان گذران است، نباید خیلی دل داد بش [=به آن].
به مهر رخ مهرُخان باده نوش: باده _عرض کنم_ می است. به مهرِ رخِ مهرخان بخور: مقصود این است: زیبایان جهان را فراموش نکن!.
❓ زیبایان جهان کدامند؟
حضرت علامه: اولیاء خدا دیگر.
بود مهر سرمایه زندگی_بود باده ابزار وارستگی: میگوید اگر زندگیِ حقیقی میخواهی باید سرمایه بگذاری، مصرف کنی، و سرمایه زندگی عبارت از مهر و عشق اوست که سرمایه زندگی است.
باده: کنایه از «ذکر» از «یاد خدا»ست، تقریبا ذکر است.
❓«شبی پیر میخانه میگفت راز»، معنی میخانه چیست؟
حضرت علامه:
«شبی پیر میخانه»: میخانهی اهل بیت است. با محبت و ولایتِ اهل بیت «مراقبه» داشته باشد، معنایش این است. معنای کاملتر این، عبارت از این است که: مراقبه را توأم با حبّ و ولایت اهل بیتِ عصمت قرار بدهد.
پ.ن 1: یعنی هدف اصلی از این ابیات، بیت آخر است: «سپس گفت زینهار... الخ».
📚 اقیانوس علم و معرفت، محمد کریم پارسا، ص 76_75.
@AllameTabatabaei
🔸 اشعاری که مرحوم استاد (رضواناللهسبحانهوتعالیعلیه) در خصوص یاد خداوند متعال و عشق و محبت خدا و آزاد بودن و تعلق نداشتن به دنیا سرودهاند، با توضیحاتی که تماما از زبان مبارک خود ایشان است، نقل میکنیم:
شبی پیر میخانه میگفت راز/چنین گفت با من به آهستگی
به مِهر رخِ مَهرُخان باده نوش/مبادا که پیدا کنی خستگی
بوَد مهر سرمایه زندگی/بوَد باده ابزارِ وارستگی
سپس گفت زینهار آزاد باش/اگر پایبندی به شایستگی
علامه: استاد همان قاضی بود، مراد [از پیر] استادمان بود، ایشان است. منظور این است آن بیت آخری (1) گفته بشود؛ وضعیاتِ جهان گذران است، نباید خیلی دل داد بش [=به آن].
به مهر رخ مهرُخان باده نوش: باده _عرض کنم_ می است. به مهرِ رخِ مهرخان بخور: مقصود این است: زیبایان جهان را فراموش نکن!.
❓ زیبایان جهان کدامند؟
حضرت علامه: اولیاء خدا دیگر.
بود مهر سرمایه زندگی_بود باده ابزار وارستگی: میگوید اگر زندگیِ حقیقی میخواهی باید سرمایه بگذاری، مصرف کنی، و سرمایه زندگی عبارت از مهر و عشق اوست که سرمایه زندگی است.
باده: کنایه از «ذکر» از «یاد خدا»ست، تقریبا ذکر است.
❓«شبی پیر میخانه میگفت راز»، معنی میخانه چیست؟
حضرت علامه:
«شبی پیر میخانه»: میخانهی اهل بیت است. با محبت و ولایتِ اهل بیت «مراقبه» داشته باشد، معنایش این است. معنای کاملتر این، عبارت از این است که: مراقبه را توأم با حبّ و ولایت اهل بیتِ عصمت قرار بدهد.
پ.ن 1: یعنی هدف اصلی از این ابیات، بیت آخر است: «سپس گفت زینهار... الخ».
📚 اقیانوس علم و معرفت، محمد کریم پارسا، ص 76_75.
@AllameTabatabaei