#حسینیه
✅ روایتِ دهم: خواهری که بود، خواهری که هست...
▪️هرولههای میان خیمهها و تل تمام شد. از بالای آن بلندی چشمهاتان دید هر آنچه نباید میدید. درنوردیدنِ صحرا برای یافتنِ اطفالِ گریزان از آتش خیمهها و از قساوت نامردها هم تمام شد. دانه دانه مهرههای این تسبیح را از گوشهکنار این صحرای تفتیده جمع کردهاید. صورتهای آفتابسوخته و دامنهای نیمسوخته و لبهای ورچیده از بغض و چشمهای خیسشان آتش به جانتان انداخته، ولی دَم برنمیآورید. به راه درازی که در پیش است میاندیشید. به کوفه، به شام، به همه منزلهایی که منتظرند یکییکی داغِ دلِ زنها و بچّهها را تازه کنند. آنروز که به نکاحِ عبدالله درمیآمدید، آن روز که شرط عقد را همسفری با برادر در هر سفری گذاشته بودید، فکر میکردید سفری میآید که باید همسفرتان را بر خاک، بگذارید و بگذرید؟ که باید همسفرِ سرِ بر نیزهاش باشید؟ آه بانویِ صبر، حماسه تمام نشده، پرده آخر رسیده، صحنه را فقط شما میتوانید تمام کنید. عَلَمِ عبّاس را برداشتهاید. شما خواهرِ حسین بودید. شما خواهرِ حسین هستید.
🙏 سلام بانوی صبر، سلام بانویِ حماسه، سلام بر بلندای قامتی که ذره ذرهاش را داغ و زخم و درد آکنده بود، اما ایستاد تا پرچم عاشورا فرونیفتد.
✍️ مریم روستا
@AllameTabatabaei
✅ روایتِ دهم: خواهری که بود، خواهری که هست...
▪️هرولههای میان خیمهها و تل تمام شد. از بالای آن بلندی چشمهاتان دید هر آنچه نباید میدید. درنوردیدنِ صحرا برای یافتنِ اطفالِ گریزان از آتش خیمهها و از قساوت نامردها هم تمام شد. دانه دانه مهرههای این تسبیح را از گوشهکنار این صحرای تفتیده جمع کردهاید. صورتهای آفتابسوخته و دامنهای نیمسوخته و لبهای ورچیده از بغض و چشمهای خیسشان آتش به جانتان انداخته، ولی دَم برنمیآورید. به راه درازی که در پیش است میاندیشید. به کوفه، به شام، به همه منزلهایی که منتظرند یکییکی داغِ دلِ زنها و بچّهها را تازه کنند. آنروز که به نکاحِ عبدالله درمیآمدید، آن روز که شرط عقد را همسفری با برادر در هر سفری گذاشته بودید، فکر میکردید سفری میآید که باید همسفرتان را بر خاک، بگذارید و بگذرید؟ که باید همسفرِ سرِ بر نیزهاش باشید؟ آه بانویِ صبر، حماسه تمام نشده، پرده آخر رسیده، صحنه را فقط شما میتوانید تمام کنید. عَلَمِ عبّاس را برداشتهاید. شما خواهرِ حسین بودید. شما خواهرِ حسین هستید.
🙏 سلام بانوی صبر، سلام بانویِ حماسه، سلام بر بلندای قامتی که ذره ذرهاش را داغ و زخم و درد آکنده بود، اما ایستاد تا پرچم عاشورا فرونیفتد.
✍️ مریم روستا
@AllameTabatabaei
☑️ آیت الله میلانی در لندن برایم تعریف کرد: نوجوان که بودم، علامه سید محمدحسین طباطبایی و شاعر عارف مهدی الهی قمشهای، مهمان پدربزرگم آیت الله سید محمدهادی میلانی مرجع تقلید و مؤسس حوزه علمیه مشهد بودند. برایشان چای آورده بودم. ناگاه آقای قمشهای خواند:
آسمان رشک بَرَد بهر زمینی که در آن؛
دو سه یاری، دو سه دَم، بهر خدا بنشینند...
📚 حاج آخوند، ص ۱۸۷
@AllameTabatabaei
آسمان رشک بَرَد بهر زمینی که در آن؛
دو سه یاری، دو سه دَم، بهر خدا بنشینند...
📚 حاج آخوند، ص ۱۸۷
@AllameTabatabaei
کیش مهر
✅ علامه و جنجالیترین کتاب در باب #قیام_عاشورا + دانلود حدود سال 1390 هجری قمری کتابی دربارهی امام حسین علیه السلام و نهضت کربلا منتشر شد. داوری بسیاری از علما این بود که محتوای آن کتاب (شهید جاوید نوشته مرحوم صالحی نجف آبادی) با اعتقاد به علم امام منافات…
✅ روایتی کمترشنیدهشده از چاپ جوابیه علامه به کتاب شهید جاوید
سید ضیاء الدین صدرالاشرافی:
🔸 هر دوشنبه به قم میآمدم و از ساعت 4 الی 6 خدمت علامه طباطبائی بودم و بعد به تهران خدمت دایی (و استادم آقای میرزا جعفر سلطان القرایی) میآمدم.
🔹 وقتی کتاب شهید جاوید (آیة الله صالحی نجفآبادی) چاپ شده بود موقع رفتن به منزل علامه (در کوچه مسعود) در کتابفروشیها دیدم کتابی است که روی جلد آن نوشته شده: جواب علامه طباطبائی به کتاب شهید جاوید. آن را خریده به منزل علامه آمدم.
🔸 ایشان از دیدن کتاب بسیار ناراحت شدند و گفتند: آقا! من در این مجادلات وارد نمیشوم. داستان این است که دو سال قبل آمدند به اصرار از من خواستند تا نظرم را در مورد علم امام بنویسم. گفتم: من اهل فتوا نیستم. اما اصرار و اذیت به حدی بود که همین چند سطری را که ملاحظه میکنید نوشتم که: بنا به نظر اکثریت علماء شیعه، امام به اذن الله عالم به غیب است. و آقایان برداشتهاند و آن را وسیله مجادله خود قرار دادهاند!
🔹 آمدم در تهران قضیه را به دایی جان که در پاتوقشان نشسته بودند نقل کردم. مرحوم آقای محدّث ارموی (شوهر خواهر مرحوم جلال آل احمد) وارد شد. شروع به فحاشی بر علیه مؤلف کتاب شهید جاوید کرد و گفت: علامه طباطبائی [بهخاطر این کتاب] به پهنای صورت اشک میریزند!
🔸 دایی جان با آرامش فراوان فرمودند: آقای محدّث! اولاً قذف (ناسزاگویی به) مؤمن حرام است. ثانیا ضیاء دیروز از پیش علامه آمده و بر عکس، علامه از شیّادی مخالفین ناراحت است.
📚 زندگینامه و خدمات علمی و فرهنگی مرحوم میرزا جعفر سلطان القرایی، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ص 92.
@AllameTabatabaei
سید ضیاء الدین صدرالاشرافی:
🔸 هر دوشنبه به قم میآمدم و از ساعت 4 الی 6 خدمت علامه طباطبائی بودم و بعد به تهران خدمت دایی (و استادم آقای میرزا جعفر سلطان القرایی) میآمدم.
🔹 وقتی کتاب شهید جاوید (آیة الله صالحی نجفآبادی) چاپ شده بود موقع رفتن به منزل علامه (در کوچه مسعود) در کتابفروشیها دیدم کتابی است که روی جلد آن نوشته شده: جواب علامه طباطبائی به کتاب شهید جاوید. آن را خریده به منزل علامه آمدم.
🔸 ایشان از دیدن کتاب بسیار ناراحت شدند و گفتند: آقا! من در این مجادلات وارد نمیشوم. داستان این است که دو سال قبل آمدند به اصرار از من خواستند تا نظرم را در مورد علم امام بنویسم. گفتم: من اهل فتوا نیستم. اما اصرار و اذیت به حدی بود که همین چند سطری را که ملاحظه میکنید نوشتم که: بنا به نظر اکثریت علماء شیعه، امام به اذن الله عالم به غیب است. و آقایان برداشتهاند و آن را وسیله مجادله خود قرار دادهاند!
🔹 آمدم در تهران قضیه را به دایی جان که در پاتوقشان نشسته بودند نقل کردم. مرحوم آقای محدّث ارموی (شوهر خواهر مرحوم جلال آل احمد) وارد شد. شروع به فحاشی بر علیه مؤلف کتاب شهید جاوید کرد و گفت: علامه طباطبائی [بهخاطر این کتاب] به پهنای صورت اشک میریزند!
🔸 دایی جان با آرامش فراوان فرمودند: آقای محدّث! اولاً قذف (ناسزاگویی به) مؤمن حرام است. ثانیا ضیاء دیروز از پیش علامه آمده و بر عکس، علامه از شیّادی مخالفین ناراحت است.
📚 زندگینامه و خدمات علمی و فرهنگی مرحوم میرزا جعفر سلطان القرایی، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ص 92.
@AllameTabatabaei
Audio
@AllameTabatabaei
🎵 بشنوید | داستان عجیب پیام برزخی یک ولی خدا برای علامه طباطبایی
1️⃣ اصل این داستان را مرحوم موسی همدانی، با اجازه علامه طباطبایی (ره) در ترجمه جلد یکم المیزان نقل کرده ولی در متن عربی المیزان نیست.
2️⃣ در این فایل صوتی، زوایای دیگری از این داستان را با بیان شیرین استاد #فاطمینیا خواهید شنید.
3️⃣ در تبریز، چای کنار، بعد از پل سنگی، مدرسه و مقبره #شاه_حسین_ولی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۳ بهمن ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۷۳۳۷ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
@AllameTabatabaei
1️⃣ اصل این داستان را مرحوم موسی همدانی، با اجازه علامه طباطبایی (ره) در ترجمه جلد یکم المیزان نقل کرده ولی در متن عربی المیزان نیست.
2️⃣ در این فایل صوتی، زوایای دیگری از این داستان را با بیان شیرین استاد #فاطمینیا خواهید شنید.
3️⃣ در تبریز، چای کنار، بعد از پل سنگی، مدرسه و مقبره #شاه_حسین_ولی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۳ بهمن ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۷۳۳۷ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
@AllameTabatabaei
#المیزان6️⃣6️⃣ | طفل سقط شده هم شفاعت میکند!
علامه طباطبایی (رحمهاللهعلیه):
« روايات بسيارى در باب شفاعت سيده زنان بهشت فاطمه عليهاالسلام و نيز شفاعت ذريه او، غير از ائمه، وارد شده و همچنين روايات ديگرى در شفاعت مؤ منين و حتى طفل سقط شده از ايشان، نقل شده؛ از آن جمله در حديث معروف از رسول خدا (ص) كه فرمود: «تناكحوا تناسلوا الخ »، فرمود: زن بگيريد و نسل خود را زياد كنيد كه من در روز قيامت به وجود شما نزد امتهاى ديگر مباهات مىكنم و حتى طفل سقط شده را هم به حساب مىآورم و همين طفل سقط شده با قيافهاى اخمو، به در بهشت مىايستد هر چه به او ميگويند: در آى، داخل نميشود و ميگويد: تا پدر و مادرم نيايند داخل نمىشوم.»
📚 ترجمه تفسير الميزان جلد ۱،ص : ۲۷۳
☑️ نکتههای باریکتر از موی « المیزان» را در «کیش مهر» بخوانید!
@AllameTabatabaei
علامه طباطبایی (رحمهاللهعلیه):
« روايات بسيارى در باب شفاعت سيده زنان بهشت فاطمه عليهاالسلام و نيز شفاعت ذريه او، غير از ائمه، وارد شده و همچنين روايات ديگرى در شفاعت مؤ منين و حتى طفل سقط شده از ايشان، نقل شده؛ از آن جمله در حديث معروف از رسول خدا (ص) كه فرمود: «تناكحوا تناسلوا الخ »، فرمود: زن بگيريد و نسل خود را زياد كنيد كه من در روز قيامت به وجود شما نزد امتهاى ديگر مباهات مىكنم و حتى طفل سقط شده را هم به حساب مىآورم و همين طفل سقط شده با قيافهاى اخمو، به در بهشت مىايستد هر چه به او ميگويند: در آى، داخل نميشود و ميگويد: تا پدر و مادرم نيايند داخل نمىشوم.»
📚 ترجمه تفسير الميزان جلد ۱،ص : ۲۷۳
☑️ نکتههای باریکتر از موی « المیزان» را در «کیش مهر» بخوانید!
@AllameTabatabaei
بزرگداشت علامه قسمت اول
آیت الله استادی
#جرعه_جرعه_المیزان20
🎵بشنوید|خدمت بزرگ علامه طباطبایی به روایات تفسیری
☑️ پاسخ کسانی که مرحوم علامه را بیاعتنا به روایات اهل البیت علیهم السلام میدانند.
#آیت_الله_استادی
@AllameTabatabaei
🎵بشنوید|خدمت بزرگ علامه طباطبایی به روایات تفسیری
☑️ پاسخ کسانی که مرحوم علامه را بیاعتنا به روایات اهل البیت علیهم السلام میدانند.
#آیت_الله_استادی
@AllameTabatabaei
📸 طرح | #تایپوگرافی شعر مشهور علامه طباطبایی
▫️ مرحوم علامه در تنها مصاحبه تلویزیونی خود، در پاسخ به این سوال که آیا اشعاری در حافظه دارید که برای بینندگان بخوانید، ابیات ابتدایی این شعر را ترنّم کردند.
برای مشاهده متن کامل شعر به لینک زیر بروید👇
yon.ir/1o0j1
@AllameTabatabaei
▫️ مرحوم علامه در تنها مصاحبه تلویزیونی خود، در پاسخ به این سوال که آیا اشعاری در حافظه دارید که برای بینندگان بخوانید، ابیات ابتدایی این شعر را ترنّم کردند.
برای مشاهده متن کامل شعر به لینک زیر بروید👇
yon.ir/1o0j1
@AllameTabatabaei
📸 طرح | جز قرآن، هر چه خواندم، پشیمانم!
مرحوم آیت الله العظمی دکتر صادقی تهرانی:
🔸علامه طباطبایی را بعد از وفاتشان در خواب دیدم . پرسیدم چه میکنید؟
گفتند: این کتاب را مطالعه میکنم.
پرسیدم چه کتابی است؟ گفتند: قرآن.
گفتم بقیهاش؟
گفت از بقیه (فلسفه، فقه و...) پشیمانم!
این خواب را برای آیت الله جوادی آملی و برخی دیگر از شاگردانشان تعریف کردم.
گفتند: استاد ما که این را بگوید، دیگر ما چه بگوییم؟!
@AllameTabatabaei
مرحوم آیت الله العظمی دکتر صادقی تهرانی:
🔸علامه طباطبایی را بعد از وفاتشان در خواب دیدم . پرسیدم چه میکنید؟
گفتند: این کتاب را مطالعه میکنم.
پرسیدم چه کتابی است؟ گفتند: قرآن.
گفتم بقیهاش؟
گفت از بقیه (فلسفه، فقه و...) پشیمانم!
این خواب را برای آیت الله جوادی آملی و برخی دیگر از شاگردانشان تعریف کردم.
گفتند: استاد ما که این را بگوید، دیگر ما چه بگوییم؟!
@AllameTabatabaei
کیش مهر
📸 طرح | جز قرآن، هر چه خواندم، پشیمانم! مرحوم آیت الله العظمی دکتر صادقی تهرانی: 🔸علامه طباطبایی را بعد از وفاتشان در خواب دیدم . پرسیدم چه میکنید؟ گفتند: این کتاب را مطالعه میکنم. پرسیدم چه کتابی است؟ گفتند: قرآن. گفتم بقیهاش؟ گفت از بقیه (فلسفه، فقه…
✍️ در خصوص پست 👆، توضیح یک نکته آنهم بعد از ذکر دو مقدمه ضروری است:
1️⃣ خواب اساسا فاقد حجیت است و در ایجاد یک عقیده صحیح، نمیتواند و نباید مورد استناد واقع شود.خواب اگر رؤیای صادقه باشد، نیاز به تعبیر دارد. حتی رؤیای صادقه نیز به فرض تعبیر درست، یک امر شخصی است و فقط برای خواببیننده میتواند مبنای عقیده و عمل گردد.
2️⃣ نباید از این نقل قول، چنین برداشت شود که تحصیل و مطالعه علوم دیگر، مطلقا باطل است بلکه به عکس، هیچ مفسری را نمیتوان یافت که بدون اطلاع از مسائل علم بیان، بدیع، صرف، نحو، اصول و فلسفه متعالیه بتواند به فهم دقایق و ظرایف کتاب خدا نائل شود. نه تنها قرآن صامت بلکه فهم روایتِ صادر شده از کام و کلام قرآن ناطق نیز چنین است. چنانکه صاحب کتاب "مهر تابان" از قول علامه میگوید: «آنچه در خُطَب و روايات آمده مطالب مبتذل عامّى نيست؛ بلكه بسيارى از آنها نياز به فهم قوىّ و برهان قويم دارد. و بر همين اساس استاد علّامه طباطبائى تقويت فكر و تصحيح قياس و بطور كلّى منطق و فلسفه را لازم؛ و قبل از رجوع به اين خزائن علميّه اهل بيت عليهم السّلام، فلسفه را مشكلگشا و راهنماى وحيد اين باب مىدانستند.»(مهر تابان، ص54).
با مفروض انگاشتن این دو مقدمه اکنون میگوییم:
🔸علوم یادشده، همگی برای فهم حقایق دین، ابزارند و نه هدف. اگر کسی به جای پرداختن به اصل (ثقل اکبر و ثقل اصغر)، در این علوم که به مثابه فرع و از شاخ و برگهای همین درخت طیبهاند، توقف کند، البته جای تاسف دارد. چنانکه از برخی بزرگان نقل شده که در اواخر عمر خویش، تاسف بسیار خوردهاند که چرا عمرشان را یکسره صرف این علوم کردهاند و نه قرآن.
🔸بنابراین، تنها وجه صحیحی که میتوان این نقل قول را را بر آن حمل کرد این است که گفته شود: این خواب به نوعی، تاکید همان هشدار علامه نسبت به شیوه پرداختن به قرآن در شکل مرسوم حوزههای علمیه است که :
«اگر درباره این علوم دقت به خرج دهى خواهى دید که طورى تنظیم شده که پیداست گوئى هیچ احتیاجى به قرآن ندارد حتى ممکن است یک محصل همه آن علوم را فرا بگیرد و متخصص در صرف و نحو، بیان،لغت، حدیث، رجال، درایه،فقه و اصول بشود و همه این درسها را تا آخر بخواند و قهرمان این علوم نیز گردد و حتى به پایه اجتهاد نیز برسد ولى قرآن را آنطور که باید نتواند قرائت کند و یا به عبارتى اصلا دست به هیچ قرآنى نزده باشد! » (ترجمه المیزان، ج5، ص450)
@AllameTabatabaei
1️⃣ خواب اساسا فاقد حجیت است و در ایجاد یک عقیده صحیح، نمیتواند و نباید مورد استناد واقع شود.خواب اگر رؤیای صادقه باشد، نیاز به تعبیر دارد. حتی رؤیای صادقه نیز به فرض تعبیر درست، یک امر شخصی است و فقط برای خواببیننده میتواند مبنای عقیده و عمل گردد.
2️⃣ نباید از این نقل قول، چنین برداشت شود که تحصیل و مطالعه علوم دیگر، مطلقا باطل است بلکه به عکس، هیچ مفسری را نمیتوان یافت که بدون اطلاع از مسائل علم بیان، بدیع، صرف، نحو، اصول و فلسفه متعالیه بتواند به فهم دقایق و ظرایف کتاب خدا نائل شود. نه تنها قرآن صامت بلکه فهم روایتِ صادر شده از کام و کلام قرآن ناطق نیز چنین است. چنانکه صاحب کتاب "مهر تابان" از قول علامه میگوید: «آنچه در خُطَب و روايات آمده مطالب مبتذل عامّى نيست؛ بلكه بسيارى از آنها نياز به فهم قوىّ و برهان قويم دارد. و بر همين اساس استاد علّامه طباطبائى تقويت فكر و تصحيح قياس و بطور كلّى منطق و فلسفه را لازم؛ و قبل از رجوع به اين خزائن علميّه اهل بيت عليهم السّلام، فلسفه را مشكلگشا و راهنماى وحيد اين باب مىدانستند.»(مهر تابان، ص54).
با مفروض انگاشتن این دو مقدمه اکنون میگوییم:
🔸علوم یادشده، همگی برای فهم حقایق دین، ابزارند و نه هدف. اگر کسی به جای پرداختن به اصل (ثقل اکبر و ثقل اصغر)، در این علوم که به مثابه فرع و از شاخ و برگهای همین درخت طیبهاند، توقف کند، البته جای تاسف دارد. چنانکه از برخی بزرگان نقل شده که در اواخر عمر خویش، تاسف بسیار خوردهاند که چرا عمرشان را یکسره صرف این علوم کردهاند و نه قرآن.
🔸بنابراین، تنها وجه صحیحی که میتوان این نقل قول را را بر آن حمل کرد این است که گفته شود: این خواب به نوعی، تاکید همان هشدار علامه نسبت به شیوه پرداختن به قرآن در شکل مرسوم حوزههای علمیه است که :
«اگر درباره این علوم دقت به خرج دهى خواهى دید که طورى تنظیم شده که پیداست گوئى هیچ احتیاجى به قرآن ندارد حتى ممکن است یک محصل همه آن علوم را فرا بگیرد و متخصص در صرف و نحو، بیان،لغت، حدیث، رجال، درایه،فقه و اصول بشود و همه این درسها را تا آخر بخواند و قهرمان این علوم نیز گردد و حتى به پایه اجتهاد نیز برسد ولى قرآن را آنطور که باید نتواند قرائت کند و یا به عبارتى اصلا دست به هیچ قرآنى نزده باشد! » (ترجمه المیزان، ج5، ص450)
@AllameTabatabaei
📸 طرح | #تایپوگرافی شعر مشهور علامه طباطبایی
همی گویم و گفته ام بارها
بود کیش من مهر دلدارها
پرستش به مستی است در #کیش_مهر
برون اند زین جرگه هشیارها
به شادی و آسایش و خواب و خور
ندارند کاری دلافگارها
به جز اشک چشم و به جز داغ دل
نباشد به دست گرفتارها
کشیدند در کوی دلدادگان
میان دل و کام، دیوارها
چه فرهادها مرده در کوهها
چه حلاجها رفته بر دارها
چه دارد جهان جز دل و مهر یار
مگر تودههایی ز پندارها
ولی رادمردان و وارستگان
نبازند هرگز به مردارها
مهین مهر ورزان که آزادهاند
بریزند از دام جان تارها
به خون خود آغشته و رفتهاند
چه گلهای رنگین به جوبارها
بهاران که شاباش ریزد سپهر
به دامان گلشن ز رگبارها
کشد رخت،سبزه به هامون و دشت
زند بارگه، گل به گلزارها
نگارش دهد گلبن جویبارها
در آیینهی آب، رخسارها
رود شاخ گل در بر نیلفر
برقصد به صد ناز گلنارها
درد پردهی غنچه را باد بام
هزار آورد نغز گفتارها
به آوای نای و به آهنگ چنگ
خروشد ز سرو و سمن، تارها
به یاد خم ابروی گل رخان
بکش جام در بزم می خوارها
گره از راز جهان باز کن
که آسان کند باده، دشوارها
@AllameTabatabaei
همی گویم و گفته ام بارها
بود کیش من مهر دلدارها
پرستش به مستی است در #کیش_مهر
برون اند زین جرگه هشیارها
به شادی و آسایش و خواب و خور
ندارند کاری دلافگارها
به جز اشک چشم و به جز داغ دل
نباشد به دست گرفتارها
کشیدند در کوی دلدادگان
میان دل و کام، دیوارها
چه فرهادها مرده در کوهها
چه حلاجها رفته بر دارها
چه دارد جهان جز دل و مهر یار
مگر تودههایی ز پندارها
ولی رادمردان و وارستگان
نبازند هرگز به مردارها
مهین مهر ورزان که آزادهاند
بریزند از دام جان تارها
به خون خود آغشته و رفتهاند
چه گلهای رنگین به جوبارها
بهاران که شاباش ریزد سپهر
به دامان گلشن ز رگبارها
کشد رخت،سبزه به هامون و دشت
زند بارگه، گل به گلزارها
نگارش دهد گلبن جویبارها
در آیینهی آب، رخسارها
رود شاخ گل در بر نیلفر
برقصد به صد ناز گلنارها
درد پردهی غنچه را باد بام
هزار آورد نغز گفتارها
به آوای نای و به آهنگ چنگ
خروشد ز سرو و سمن، تارها
به یاد خم ابروی گل رخان
بکش جام در بزم می خوارها
گره از راز جهان باز کن
که آسان کند باده، دشوارها
@AllameTabatabaei
#ویژه_روز_شعروادب_فارسی
✅ شعر مرحوم #شهریار در وصف علامه طباطبایی (ره)
علامه ما، طباطبایی
تنها نه شکوه شهر تبریز
وین شعشعه کوکبی است درّی
بر طاق سپهر حکمت، آویز
چون کوکب صبح شهسواری است
چون مهر و مهش یراق و مهمیز
یک عمر فروغ شمعش آویخت
در کوکب صبح، چون شباویز
او با چه مباحثی، «برونمرز»
اسلام نشانده پشت هر میز
آموخته بس فرنگیان را
قانون «آنالقن و «آنالیز»
«میزان» که نوشته، چون «گلستان»
فرقش نکند بهار و پائیز
از لاله و گل، نمونه گلزار
وز بوته، پرند گونه پالیز
تفسیر کز او، خطی درشت است
تفسیر دگر مفسران، ریز
«میزانن به مثل «بحارالانوار»
کانِ زر و جاوِدان زرانگیز
بوجار امینی از احادیث
غربال به دست اوست موییز
علامه اگر چراغ دیوان
گو شمعک ما به طاق دهلیز
از حوزه او مطهریها
برخاسته، از لُباب، لبریز
با قلعه عارفان قلاووز
با غفلت غافلان گلاویز
خون شهدا اگر خود آموز
با رنگ مداد او، خودآمیز
تیغ سحر و ستیغ کوه است
نستوه و به شام شوم «بستیز»
در حوزه درس، حنجری گرم
با حنجر کفر، خنجری تیز
دریای معارف و مکارم
هر قطره از او دُری دلاویز
مجموعه عقل و عشق و عرفان
منظومه ذوق و زهد و پرهیز
هم عقدهگشای جبر و تفویض
هم چهرهنُمای رشد و تمییز
توجیه ولایت فقیهش
تجلیل «امام» بود و تجهیز
همگام امام خود «خمینی»
پرداخت به تخت و تاج پرویز
با بتشکنان چه جای خسرو
اسلام سزد، سوار شیدیز
شد ثلمه شهادتش در اسلام
هم ضربه به انقلاب نوخیز
چشم فضلای حوزه قم
دریاچه ساوه کرد و نیریز
اما دگر آگهند مردم
پایی به غلط نمیخورد لیز
همدرس من و سمّی من بود
در کودکی، آن بهار گلبیز
وین هر دو بهار هم گهربار
باران دمادمند و دُمریز
تجلیلی از او خدا را شکر
فخریّه شهریار شد نیز
تبریز، 24 آبانماه 65
سید محمد حسین شهریار
@AllameTabatabaei
✅ شعر مرحوم #شهریار در وصف علامه طباطبایی (ره)
علامه ما، طباطبایی
تنها نه شکوه شهر تبریز
وین شعشعه کوکبی است درّی
بر طاق سپهر حکمت، آویز
چون کوکب صبح شهسواری است
چون مهر و مهش یراق و مهمیز
یک عمر فروغ شمعش آویخت
در کوکب صبح، چون شباویز
او با چه مباحثی، «برونمرز»
اسلام نشانده پشت هر میز
آموخته بس فرنگیان را
قانون «آنالقن و «آنالیز»
«میزان» که نوشته، چون «گلستان»
فرقش نکند بهار و پائیز
از لاله و گل، نمونه گلزار
وز بوته، پرند گونه پالیز
تفسیر کز او، خطی درشت است
تفسیر دگر مفسران، ریز
«میزانن به مثل «بحارالانوار»
کانِ زر و جاوِدان زرانگیز
بوجار امینی از احادیث
غربال به دست اوست موییز
علامه اگر چراغ دیوان
گو شمعک ما به طاق دهلیز
از حوزه او مطهریها
برخاسته، از لُباب، لبریز
با قلعه عارفان قلاووز
با غفلت غافلان گلاویز
خون شهدا اگر خود آموز
با رنگ مداد او، خودآمیز
تیغ سحر و ستیغ کوه است
نستوه و به شام شوم «بستیز»
در حوزه درس، حنجری گرم
با حنجر کفر، خنجری تیز
دریای معارف و مکارم
هر قطره از او دُری دلاویز
مجموعه عقل و عشق و عرفان
منظومه ذوق و زهد و پرهیز
هم عقدهگشای جبر و تفویض
هم چهرهنُمای رشد و تمییز
توجیه ولایت فقیهش
تجلیل «امام» بود و تجهیز
همگام امام خود «خمینی»
پرداخت به تخت و تاج پرویز
با بتشکنان چه جای خسرو
اسلام سزد، سوار شیدیز
شد ثلمه شهادتش در اسلام
هم ضربه به انقلاب نوخیز
چشم فضلای حوزه قم
دریاچه ساوه کرد و نیریز
اما دگر آگهند مردم
پایی به غلط نمیخورد لیز
همدرس من و سمّی من بود
در کودکی، آن بهار گلبیز
وین هر دو بهار هم گهربار
باران دمادمند و دُمریز
تجلیلی از او خدا را شکر
فخریّه شهریار شد نیز
تبریز، 24 آبانماه 65
سید محمد حسین شهریار
@AllameTabatabaei
کیش مهر
#ویژه_روز_شعروادب_فارسی ✅ شعر مرحوم #شهریار در وصف علامه طباطبایی (ره) علامه ما، طباطبایی تنها نه شکوه شهر تبریز وین شعشعه کوکبی است درّی بر طاق سپهر حکمت، آویز چون کوکب صبح شهسواری است چون مهر و مهش یراق و مهمیز یک عمر فروغ شمعش آویخت در کوکب صبح، چون…
✍️ علت انتشار پست 👆در امروز این است که استاد شهریار، این شعر را به مناسبت درگذشت علامه طباطبایی سرودهاند و طبق تاریخ قمری، درگذشت مرحوم علامه در هجدهم محرم الحرام 1402 واقع شده است.
متاسفانه در تاریخ رسمی کشور ما، معمول چُنین است که سالروز درگذشت بزرگان را به تاریخ شمسی، درج میکنند.
▪️آیت الله حسینی طهرانی، از شاگردان خاص علامه، نسبت به تبدیل تاریخ قمری به شمسی به عنوان یک تحریف تاریخی، تذکری جدی میدهند و چون این مساله نسبت به علامه طباطبایی هم اتفاق افتاده بود، میفرمایند:
▪️روزنامه آستان قدس مشهد، سال دوّم، شماره 549، در روز چهارشنبه 15 ربيع الثّانى 1410هجريّه قمريّه كه روز 24 آبان 1368 شمسى است، (شعری را) از علّامه طبع نموده است، و مَعَ الاسَف اين روز را به حساب شمسى، سالروز رحلت علّامه طباطبائى پنداشته است، و سالروز رحلت را بر خلاف جميع موازين شرعى، به سال شمسى به حساب آورده است؛ روز رحلت علّامه، هجدهم محرّم است نه پانزدهم ربيع الثّانى؛ فَتأمَّلْ و افْهَم! امّا ضلالت، انسان را بدينجاها مىكشاند.
خشت اوّل چون نهد معمار كج تا ثريّا مىرود ديوار كج
@AllameTabatabaei
متاسفانه در تاریخ رسمی کشور ما، معمول چُنین است که سالروز درگذشت بزرگان را به تاریخ شمسی، درج میکنند.
▪️آیت الله حسینی طهرانی، از شاگردان خاص علامه، نسبت به تبدیل تاریخ قمری به شمسی به عنوان یک تحریف تاریخی، تذکری جدی میدهند و چون این مساله نسبت به علامه طباطبایی هم اتفاق افتاده بود، میفرمایند:
▪️روزنامه آستان قدس مشهد، سال دوّم، شماره 549، در روز چهارشنبه 15 ربيع الثّانى 1410هجريّه قمريّه كه روز 24 آبان 1368 شمسى است، (شعری را) از علّامه طبع نموده است، و مَعَ الاسَف اين روز را به حساب شمسى، سالروز رحلت علّامه طباطبائى پنداشته است، و سالروز رحلت را بر خلاف جميع موازين شرعى، به سال شمسى به حساب آورده است؛ روز رحلت علّامه، هجدهم محرّم است نه پانزدهم ربيع الثّانى؛ فَتأمَّلْ و افْهَم! امّا ضلالت، انسان را بدينجاها مىكشاند.
خشت اوّل چون نهد معمار كج تا ثريّا مىرود ديوار كج
@AllameTabatabaei
طرح | تقیّدات یک فیلسوف
برای مشاهده #تصویر_نوشتهای علامه طباطبایی، با کیفیت بالاتر به لینک زیر بروید👇
yon.ir/LNsLQ
@AllameTabatabaei
برای مشاهده #تصویر_نوشتهای علامه طباطبایی، با کیفیت بالاتر به لینک زیر بروید👇
yon.ir/LNsLQ
@AllameTabatabaei
✅ خاطره علامه طباطبایی از استاد عرفانش
مرحوم آیت الله #انصاری میگفت: علامه طباطبایی قدسسره خودشان برای من تعریف کردند که شب جمعهای در مسجد سهله در نجف اشرف، بنده از دور مراقب آیت الله سیدعلی آقای قاضی قدسسره بودم که ایشان چه میکنند و چه حرکات و سکناتی دارند، دیدم آقای قاضی در تمام مقامات مسجد شریف سهله مشغول نماز و عبادت و قرائت قرآن و تهجد و نمازهای نافله و مستحبی هستند. من تعجب کردم که این پیرمرد از عبادت خسته نمیشود؟ تا اینکه نماز صبح را خواندند در حالیکه من هنوز خودم را به ایشان نشان نداده بودم. بعد از طلوع آفتاب مرحوم قاضی تعقیبات نماز صبح را انجام دادند و سپس از مسجد خارج شدند و آمدند بر روی میزهایی که در بیرون مسجد سهله قرار دارد، نشستند. ایشان آنجا مشغول چای خوردن شدند و در این لحظه من خودم را به ایشان نزدیک کردم، دیدم شروع کردند به خواندن شعر هاتف اصفهانی و دست خودشان را هم تکان میدادند که «یکی هست و نیست غیر او/ وحده لا اله الا هو». این شعر، حال آقای قاضی را منتقلب کرده بود و حال روحی ایشان جا آمده بود.
📚 به نقل از: نویسنده کتاب گلشن شیدایی، محمد رضا رمزی اوحدی
@AllameTabatabaei
مرحوم آیت الله #انصاری میگفت: علامه طباطبایی قدسسره خودشان برای من تعریف کردند که شب جمعهای در مسجد سهله در نجف اشرف، بنده از دور مراقب آیت الله سیدعلی آقای قاضی قدسسره بودم که ایشان چه میکنند و چه حرکات و سکناتی دارند، دیدم آقای قاضی در تمام مقامات مسجد شریف سهله مشغول نماز و عبادت و قرائت قرآن و تهجد و نمازهای نافله و مستحبی هستند. من تعجب کردم که این پیرمرد از عبادت خسته نمیشود؟ تا اینکه نماز صبح را خواندند در حالیکه من هنوز خودم را به ایشان نشان نداده بودم. بعد از طلوع آفتاب مرحوم قاضی تعقیبات نماز صبح را انجام دادند و سپس از مسجد خارج شدند و آمدند بر روی میزهایی که در بیرون مسجد سهله قرار دارد، نشستند. ایشان آنجا مشغول چای خوردن شدند و در این لحظه من خودم را به ایشان نزدیک کردم، دیدم شروع کردند به خواندن شعر هاتف اصفهانی و دست خودشان را هم تکان میدادند که «یکی هست و نیست غیر او/ وحده لا اله الا هو». این شعر، حال آقای قاضی را منتقلب کرده بود و حال روحی ایشان جا آمده بود.
📚 به نقل از: نویسنده کتاب گلشن شیدایی، محمد رضا رمزی اوحدی
@AllameTabatabaei
✅ طلبهای که میخواست سر علامه را بِبُرد!
دکتر #دینانی شاگرد علامه طباطبایی:
من اهل اصفهان هستم و آن سالها طلبهای به اصفهان آمده بود. از او سؤال کردم چه شده که به اصفهان آمدهای؟ حالا که وقت از نجف آمدن نیست؟ گفت: آمدهام، سر علامه طباطبایی قدسسره را ببرم؛ زیرا او به علامه مجلسی قدسسره توهین کرده است!
گفتم در کجا توهین کرده است؟
گفت: در #بحار.
من جلد ششم بحار را آوردم که ببینم حاشیه ایشان چیست؟ مرحوم مجلسی قدسسره روایاتی درباره عقل نقل میکند، و اینها را تفسیر میکند و در آنجا به فلاسفه میتازد و علامه طباطبایی قدسسره در ذیل مبحث علامه مجلسی قدسسره نصیحت میکنند و میفرمایند:خوب است که انسان در کاری که نمیداند، اظهار نظر نکند و بعد میگویند: فاعتبر من حال المؤلف. که مؤلف بحار فلسفه نمیدانسته و این سخنان را گفته است. بعداز این جریانات، علامه قدسسره گفتند: من دیگر نمینویسم و این خسرانی برای عالم بشریت شد که اگر علامه ادامه آن تعلیقه را نوشته بودند، مطالب زیادی داشتند. ایشان تا جلد ششم چاپ جدید بحار را نوشتند و بقیه را ننوشتند.
@AllameTabatabaei
دکتر #دینانی شاگرد علامه طباطبایی:
من اهل اصفهان هستم و آن سالها طلبهای به اصفهان آمده بود. از او سؤال کردم چه شده که به اصفهان آمدهای؟ حالا که وقت از نجف آمدن نیست؟ گفت: آمدهام، سر علامه طباطبایی قدسسره را ببرم؛ زیرا او به علامه مجلسی قدسسره توهین کرده است!
گفتم در کجا توهین کرده است؟
گفت: در #بحار.
من جلد ششم بحار را آوردم که ببینم حاشیه ایشان چیست؟ مرحوم مجلسی قدسسره روایاتی درباره عقل نقل میکند، و اینها را تفسیر میکند و در آنجا به فلاسفه میتازد و علامه طباطبایی قدسسره در ذیل مبحث علامه مجلسی قدسسره نصیحت میکنند و میفرمایند:خوب است که انسان در کاری که نمیداند، اظهار نظر نکند و بعد میگویند: فاعتبر من حال المؤلف. که مؤلف بحار فلسفه نمیدانسته و این سخنان را گفته است. بعداز این جریانات، علامه قدسسره گفتند: من دیگر نمینویسم و این خسرانی برای عالم بشریت شد که اگر علامه ادامه آن تعلیقه را نوشته بودند، مطالب زیادی داشتند. ایشان تا جلد ششم چاپ جدید بحار را نوشتند و بقیه را ننوشتند.
@AllameTabatabaei
📸 طرح | دوستی، شباهت میآورد
برای مشاهده #تصویر_نوشتهای علامه طباطبایی، با کیفیت بالاتر به لینک زیر بروید👇
yon.ir/LNsLQ
@AllameTabatabaei
برای مشاهده #تصویر_نوشتهای علامه طباطبایی، با کیفیت بالاتر به لینک زیر بروید👇
yon.ir/LNsLQ
@AllameTabatabaei
✅ هر چه بخواهید زیر سر این کلمه است
▪️روزی به قصد استفاده معنوی از حضرت علامه طباطبایی بیرون رفته، قصد منزل ایشان را نمودم. تمام مردم یکپارچه مشغول تظاهرات و راهپیمایی و از طرف خیابان صفائیه متوجه صحن مطهر بودند. فقط بنده، تنها بر خلاف سیل جمعیت متوجه صفائیه بودم که این موجب شده بود مردم در طول مسیر با تعجب به بنده نظر کنند. بالاخره خود را به منزل علامه رساندم، خادم در را باز کرده و بنده داخل اتاق شدم.
حضرت علامه تشریف آوردند. همانطور ایستاده بودند که بنده عرض حاجت خود را نمودم. و ایشان هم در حالت ایستاده جواب مرا دادند به آنچه که مضمونش این بود:
« درس میروید، بحث میکنید، در مجلسی میروید، تنها باشید، هر کاری که انجام میدهید مشغول یاد خداوند باشید!».
بنده عرض کردم بفرمایید بنشینید که بیانات شما را بنویسم.
حضرت علام (ره) نشستند و مطالبی را فرمودند که عین عبارات شریفه ایشان نوشته میشود بیکم و زیاد. امید که راهگشای کسانی باشد که دنبال درک کردنِ حقیقتاند، یعنی در طلبِ مشاهده کردنِ حق متعال هستند:
و اینک عین عبارات حضرت علامه (ره):
🔸خدای تعالی میفرماید: «فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ»؛ نهایتِ کمال، این است که خدای متعال از انسان یاد کند و عنایت خود را در حق انسان بذل فرماید. و طبق این آیه، خدای متعال وعده میدهد که اگر چنانچه انسان از خدا یاد کند، خدای متعال نیز این کمال را در حقش بذل بفرماید.
🔸و هم میفرماید: »وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا ۚ وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ » (عنکبوت:69). و این آیه هم در معنا، مؤیدِ همین آیه قبل است و وعده خدایی است که تخلف ندارد. پس برای طالب کمال، آنچه لازم است این است که به یاد خدا باشد؛ که هر کمال و سعادت، زیر سر همین یک کلمه است.این، تقریبا دستورالعمل شما باشد. و
🔸 به هر جا بروید و از هر که از اهل الله بپرسید، این راه را نشانمان خواهند داد. اول تا حدی، در وهله اول، تا حدی، برایش صعب و سخت خواهد بود این مساله؛ ولی تدریجا خدای متعال درِ رحمت به روی او باز میکند و عنایت خود را شامل حالش قرار میدهد. هر چه بخواهید زیر سر این کلمه است.
📚 اقیانوس علم و معرفت، ص245-244.
@AllameTabatabaei
▪️روزی به قصد استفاده معنوی از حضرت علامه طباطبایی بیرون رفته، قصد منزل ایشان را نمودم. تمام مردم یکپارچه مشغول تظاهرات و راهپیمایی و از طرف خیابان صفائیه متوجه صحن مطهر بودند. فقط بنده، تنها بر خلاف سیل جمعیت متوجه صفائیه بودم که این موجب شده بود مردم در طول مسیر با تعجب به بنده نظر کنند. بالاخره خود را به منزل علامه رساندم، خادم در را باز کرده و بنده داخل اتاق شدم.
حضرت علامه تشریف آوردند. همانطور ایستاده بودند که بنده عرض حاجت خود را نمودم. و ایشان هم در حالت ایستاده جواب مرا دادند به آنچه که مضمونش این بود:
« درس میروید، بحث میکنید، در مجلسی میروید، تنها باشید، هر کاری که انجام میدهید مشغول یاد خداوند باشید!».
بنده عرض کردم بفرمایید بنشینید که بیانات شما را بنویسم.
حضرت علام (ره) نشستند و مطالبی را فرمودند که عین عبارات شریفه ایشان نوشته میشود بیکم و زیاد. امید که راهگشای کسانی باشد که دنبال درک کردنِ حقیقتاند، یعنی در طلبِ مشاهده کردنِ حق متعال هستند:
و اینک عین عبارات حضرت علامه (ره):
🔸خدای تعالی میفرماید: «فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ»؛ نهایتِ کمال، این است که خدای متعال از انسان یاد کند و عنایت خود را در حق انسان بذل فرماید. و طبق این آیه، خدای متعال وعده میدهد که اگر چنانچه انسان از خدا یاد کند، خدای متعال نیز این کمال را در حقش بذل بفرماید.
🔸و هم میفرماید: »وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا ۚ وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ » (عنکبوت:69). و این آیه هم در معنا، مؤیدِ همین آیه قبل است و وعده خدایی است که تخلف ندارد. پس برای طالب کمال، آنچه لازم است این است که به یاد خدا باشد؛ که هر کمال و سعادت، زیر سر همین یک کلمه است.این، تقریبا دستورالعمل شما باشد. و
🔸 به هر جا بروید و از هر که از اهل الله بپرسید، این راه را نشانمان خواهند داد. اول تا حدی، در وهله اول، تا حدی، برایش صعب و سخت خواهد بود این مساله؛ ولی تدریجا خدای متعال درِ رحمت به روی او باز میکند و عنایت خود را شامل حالش قرار میدهد. هر چه بخواهید زیر سر این کلمه است.
📚 اقیانوس علم و معرفت، ص245-244.
@AllameTabatabaei
📸 طرح | بگذارید این عبار و عمامه برای من باقی بماند!
☑️ خاطره دکتر ابراهیمی دینانی از استادش، مرحوم علامه طباطبایی (رحمه الله علیه)
@AllameTabtabaei
☑️ خاطره دکتر ابراهیمی دینانی از استادش، مرحوم علامه طباطبایی (رحمه الله علیه)
@AllameTabtabaei
#المیزان6️⃣6️⃣ | حضرت آدم (ع) چه مدت، میهمان بهشت خدا بود؟
مرحوم صدوق از امام باقر عليهالسلام از پدران بزرگوارش، از رسول خدا (ص) روايت كرده كه فرمود: مكث آدم و حوا در بهشت از هنگامى كه وارد آن شدند تا ساعتى كه بيرون شدند تنها هفت ساعت از ايام دنيا بود و در همانروز كه اين جريان واقع شد، خدا از بهشتش بيرون كرد.
📚 ترجمه الميزان ج1، ص222.
☑️ نکتههای باریکتر از موی « المیزان» را در «کیش مهر» بخوانید!
@AllameTabatabaei
مرحوم صدوق از امام باقر عليهالسلام از پدران بزرگوارش، از رسول خدا (ص) روايت كرده كه فرمود: مكث آدم و حوا در بهشت از هنگامى كه وارد آن شدند تا ساعتى كه بيرون شدند تنها هفت ساعت از ايام دنيا بود و در همانروز كه اين جريان واقع شد، خدا از بهشتش بيرون كرد.
📚 ترجمه الميزان ج1، ص222.
☑️ نکتههای باریکتر از موی « المیزان» را در «کیش مهر» بخوانید!
@AllameTabatabaei
Audio
🎵 بشنوید | شرط علامه طباطبایی برای استاد فاطمینیا
🔸نصف شب دیدم آقا دارند به سمت حرم تشریف میبرند از توی هتل دویدم بیرون...
@AllameTabatabaei
🔸نصف شب دیدم آقا دارند به سمت حرم تشریف میبرند از توی هتل دویدم بیرون...
@AllameTabatabaei
#المیزان7️⃣6️⃣ | ژن برتر در فرهنگ قرآن
☑️ نکتههای باریکتر از موی « المیزان» را در «کیش مهر» بخوانید!
@AllameTabatabaei
☑️ نکتههای باریکتر از موی « المیزان» را در «کیش مهر» بخوانید!
@AllameTabatabaei