کیش مهر
2.61K subscribers
790 photos
170 videos
13 files
403 links
برش‌هایی از زندگی علمی و عملی علامه سید محمد حسین طباطبایی ( قَدَّسَ اللهُ رُوحَهُ العَزیز )
allametabatabaei.ir

🔍ارتباط با مدیر کانال:
@Gshakouri

صفحه رسمی اینستاگرام:
https://www.instagram.com/allametabatabaei
Download Telegram
بزرگداشت علامه قسمت اول
آیت الله استادی
#جرعه_جرعه_المیزان20

🎵بشنوید|خدمت بزرگ علامه طباطبایی به روایات تفسیری

☑️ پاسخ کسانی که مرحوم علامه را بی‌اعتنا به روایات اهل البیت علیهم السلام می‌دانند.

#آیت‌_الله_استادی
@AllameTabatabaei
📸 طرح | #تایپوگرافی شعر مشهور علامه طباطبایی

▫️ مرحوم علامه در تنها مصاحبه تلویزیونی خود، در پاسخ به این سوال که آیا اشعاری در حافظه دارید که برای بینندگان بخوانید، ابیات ابتدایی این شعر را ترنّم کردند.

برای مشاهده متن کامل شعر به لینک زیر بروید👇
yon.ir/1o0j1

@AllameTabatabaei
📸 طرح | جز قرآن، هر چه خواندم، پشیمانم!

مرحوم آیت الله العظمی دکتر صادقی تهرانی:
🔸علامه طباطبایی را بعد از وفاتشان در خواب دیدم . پرسیدم چه می‌کنید؟
گفتند: این کتاب را مطالعه می‌کنم.
پرسیدم چه کتابی است؟ گفتند: قرآن.
گفتم بقیه‌اش؟
گفت از بقیه (فلسفه، فقه و...) پشیمانم!
این خواب را برای آیت الله جوادی آملی و برخی دیگر از شاگردانشان تعریف کردم.
گفتند: استاد ما که این را بگوید، دیگر ما چه بگوییم؟!

@AllameTabatabaei
کیش مهر
📸 طرح | جز قرآن، هر چه خواندم، پشیمانم! مرحوم آیت الله العظمی دکتر صادقی تهرانی: 🔸علامه طباطبایی را بعد از وفاتشان در خواب دیدم . پرسیدم چه می‌کنید؟ گفتند: این کتاب را مطالعه می‌کنم. پرسیدم چه کتابی است؟ گفتند: قرآن. گفتم بقیه‌اش؟ گفت از بقیه (فلسفه، فقه…
✍️ در خصوص پست 👆، توضیح یک نکته آنهم بعد از ذکر دو مقدمه ضروری است:

1️⃣ خواب اساسا فاقد حجیت است و در ایجاد یک عقیده صحیح، نمی‌تواند و نباید مورد استناد واقع شود.خواب‌ اگر رؤیای صادقه باشد، نیاز به تعبیر دارد. حتی رؤیای صادقه نیز به فرض تعبیر درست، یک امر شخصی است و فقط برای خواب‌بیننده می‌تواند مبنای عقیده و عمل گردد.

2️⃣ نباید از این نقل قول، چنین برداشت شود که تحصیل و مطالعه علوم دیگر، مطلقا باطل است بلکه به عکس، هیچ مفسری را نمی‌توان یافت که بدون اطلاع از مسائل علم بیان، بدیع، صرف، نحو، اصول و فلسفه متعالیه بتواند به فهم دقایق و ظرایف کتاب خدا نائل شود. نه تنها قرآن صامت بلکه فهم روایتِ صادر شده از کام و کلام قرآن ناطق نیز چنین است. چنانکه صاحب کتاب "مهر تابان" از قول علامه می‌گوید: «آنچه در خُطَب و روايات آمده مطالب مبتذل عامّى نيست؛ بلكه بسيارى از آنها نياز به فهم قوىّ و برهان قويم دارد. و بر همين اساس استاد علّامه طباطبائى تقويت فكر و تصحيح قياس و بطور كلّى منطق و فلسفه را لازم؛ و قبل از رجوع به اين خزائن علميّه اهل بيت عليهم السّلام، فلسفه را مشكل‏گشا و راهنماى وحيد اين باب مى‏دانستند.»(مهر تابان، ص54).

با مفروض انگاشتن این دو مقدمه اکنون می‌گوییم:
🔸علوم یادشده، همگی برای فهم حقایق دین، ابزارند و نه هدف. اگر کسی به جای پرداختن به اصل (ثقل اکبر و ثقل اصغر)، در این علوم که به مثابه فرع‌ و از شاخ و برگ‌های همین درخت طیبه‌اند، توقف کند،‌ البته جای تاسف دارد. چنانکه از برخی بزرگان نقل شده که در اواخر عمر خویش، تاسف بسیار خورده‌اند که چرا عمرشان را یکسره صرف این علوم کرده‌اند و نه قرآن.
🔸بنابراین، تنها وجه صحیحی که می‌توان این نقل قول را را بر آن حمل کرد این است که گفته شود: این خواب به نوعی، تاکید همان هشدار علامه نسبت به شیوه پرداختن به قرآن در شکل مرسوم حوزه‌های علمیه است که :
«اگر درباره این علوم دقت به خرج دهى خواهى دید که طورى تنظیم شده که پیداست گوئى هیچ احتیاجى به قرآن ندارد حتى ممکن است یک محصل همه آن علوم را فرا بگیرد و متخصص در صرف و نحو،‌ بیان،‌لغت،‌ حدیث،‌ رجال، درایه،‌فقه و اصول بشود و همه این درس‌ها را تا آخر بخواند و قهرمان این علوم نیز گردد و حتى به پایه اجتهاد نیز برسد ولى قرآن را آن‌طور که باید نتواند قرائت کند و یا به عبارتى اصلا دست به هیچ قرآنى نزده باشد! » (ترجمه المیزان، ج5، ص450)

@AllameTabatabaei
📸 طرح | #تایپوگرافی شعر مشهور علامه طباطبایی

همی گویم و گفته ام بارها
بود کیش من مهر دلدارها
پرستش به مستی است در #کیش_مهر
برون اند زین جرگه هشیارها
به شادی و آسایش و خواب و خور
ندارند کاری دل‌افگارها
به جز اشک چشم و به جز داغ دل
نباشد به دست گرفتارها
کشیدند در کوی دلدادگان
میان دل و کام، دیوارها
چه فرهادها مرده در کوه‌ها
چه حلاج‌ها رفته بر دارها
چه دارد جهان جز دل و مهر یار
مگر توده‌هایی ز پندارها
ولی رادمردان و وارستگان
نبازند هرگز به مردارها
مهین مهر ورزان که آزاده‌اند
بریزند از دام جان تارها
به خون خود آغشته و رفته‌اند
چه گل‌های رنگین به جوبارها
بهاران که شاباش ریزد سپهر
به دامان گلشن ز رگبارها
کشد رخت،سبزه به هامون و دشت
زند بارگه، گل به گلزارها
نگارش دهد گلبن جویبارها
در آیینه‌ی آب، رخسارها
رود شاخ گل در بر نیلفر
برقصد به صد ناز گلنارها
درد پرده‌ی غنچه را باد بام
هزار آورد نغز گفتارها
به آوای نای و به آهنگ چنگ
خروشد ز سرو و سمن، تارها
به یاد خم ابروی گل رخان
بکش جام در بزم می خوارها
گره از راز جهان باز کن
که آسان کند باده، دشوارها

@AllameTabatabaei
#ویژه_روز_شعروادب_فارسی

✅ شعر مرحوم #شهریار در وصف علامه طباطبایی (ره)

علامه ما، طباطبایی
تنها نه شکوه شهر تبریز
وین شعشعه کوکبی است درّی
بر طاق سپهر حکمت، آویز
چون کوکب صبح شهسواری است
چون مهر و مهش یراق و مهمیز
یک عمر فروغ شمعش آویخت
در کوکب صبح، چون شباویز
او با چه مباحثی، «برون‌مرز»
اسلام نشانده پشت هر میز
آموخته بس فرنگیان را
قانون «آنالقن و «آنالیز»
«میزان» که نوشته، چون «گلستان»
فرقش نکند بهار و پائیز
از لاله و گل، نمونه گلزار
وز بوته، پرند گونه پالیز
تفسیر کز او، خطی درشت است
تفسیر دگر مفسران، ریز
«میزانن به مثل «بحارالانوار»
کانِ زر و جاوِدان زرانگیز
بوجار امینی از احادیث
غربال به دست اوست موییز
علامه اگر چراغ دیوان
گو شمعک ما به طاق دهلیز
از حوزه او مطهری‌ها
برخاسته، از لُباب، لبریز
با قلعه عارفان قلاووز
با غفلت غافلان گلاویز
خون شهدا اگر خود آموز
با رنگ مداد او، خودآمیز
تیغ سحر و ستیغ کوه است
نستوه و به شام شوم «بستیز»
در حوزه درس، حنجری گرم
با حنجر کفر، خنجری تیز
دریای معارف و مکارم
هر قطره از او دُری دلاویز
مجموعه عقل و عشق و عرفان
منظومه ذوق و زهد و پرهیز
هم عقده‌گشای جبر و تفویض
هم چهره‌نُمای رشد و تمییز
توجیه ولایت فقیهش
تجلیل «امام» بود و تجهیز
همگام امام خود «خمینی»
پرداخت به تخت و تاج پرویز
با بت‌شکنان چه جای خسرو
اسلام سزد، سوار شیدیز
شد ثلمه شهادتش در اسلام
هم ضربه به انقلاب نوخیز
چشم فضلای حوزه قم
دریاچه ساوه کرد و نیریز
اما دگر آگهند مردم
پایی به غلط نمی‌خورد لیز
همدرس من و سمّی من بود
در کودکی، آن بهار گلبیز
وین هر دو بهار هم گهربار
باران دمادمند و دُمریز
تجلیلی از او خدا را شکر
فخریّه شهریار شد نیز

تبریز، 24 آبانماه 65
سید محمد حسین شهریار

@AllameTabatabaei
کیش مهر
#ویژه_روز_شعروادب_فارسی ✅ شعر مرحوم #شهریار در وصف علامه طباطبایی (ره) علامه ما، طباطبایی تنها نه شکوه شهر تبریز وین شعشعه کوکبی است درّی بر طاق سپهر حکمت، آویز چون کوکب صبح شهسواری است چون مهر و مهش یراق و مهمیز یک عمر فروغ شمعش آویخت در کوکب صبح، چون…
✍️ علت انتشار پست 👆در امروز این است که استاد شهریار، این شعر را به مناسبت درگذشت علامه طباطبایی سروده‌اند و طبق تاریخ قمری، درگذشت مرحوم علامه در هجدهم محرم الحرام 1402 واقع شده است.
متاسفانه در تاریخ رسمی کشور ما، معمول چُنین است که سالروز درگذشت بزرگان را به تاریخ شمسی، درج می‌کنند.
▪️آیت الله حسینی طهرانی، از شاگردان خاص علامه، نسبت به تبدیل تاریخ قمری به شمسی به عنوان یک تحریف تاریخی، تذکری جدی می‌دهند و چون این مساله نسبت به علامه طباطبایی هم اتفاق افتاده بود، می‌فرمایند:

▪️روزنامه آستان قدس مشهد، سال دوّم، شماره 549، در روز چهارشنبه 15 ربيع الثّانى 1410هجريّه قمريّه كه روز 24 آبان 1368 شمسى است، (شعری را) از علّامه طبع نموده است، و مَعَ الاسَف اين روز را به حساب شمسى، سالروز رحلت علّامه طباطبائى پنداشته است، و سالروز رحلت را بر خلاف جميع موازين شرعى، به سال شمسى به حساب آورده است؛ روز رحلت علّامه، هجدهم محرّم است نه پانزدهم ربيع الثّانى؛ فَتأمَّلْ و افْهَم! امّا ضلالت، انسان را بدينجاها مى‏كشاند.
خشت اوّل چون نهد معمار كج تا ثريّا مى‏رود ديوار كج‏

@AllameTabatabaei
طرح | تقیّدات یک فیلسوف

برای مشاهده #تصویر_نوشت‌های علامه طباطبایی، با کیفیت بالاتر به لینک زیر بروید👇
yon.ir/LNsLQ

@AllameTabatabaei
✅ خاطره‌ علامه طباطبایی از استاد عرفانش

مرحوم آیت الله #انصاری می‌گفت: علامه طباطبایی‌ قدس‌سره خودشان برای من تعریف کردند که شب جمعه‌ای در مسجد سهله در نجف اشرف، بنده از دور مراقب آیت الله سیدعلی آقای قاضی‌ قدس‌سره بودم که ایشان چه می‌کنند و چه حرکات و سکناتی دارند، دیدم آقای قاضی در تمام مقامات مسجد شریف سهله مشغول نماز و عبادت و قرائت قرآن و تهجد و نمازهای نافله و مستحبی هستند. من تعجب کردم که این پیرمرد از عبادت خسته نمی‌شود؟ تا این‌که نماز صبح را خواندند در حالی‌که من هنوز خودم را به ایشان نشان نداده بودم. بعد از طلوع آفتاب مرحوم قاضی تعقیبات نماز صبح را انجام دادند و سپس از مسجد خارج شدند و آمدند بر روی میزهایی که در بیرون مسجد سهله قرار دارد، نشستند. ایشان آن‌جا مشغول چای خوردن شدند و در این لحظه من خودم را به ایشان نزدیک کردم، دیدم شروع کردند به خواندن شعر هاتف اصفهانی و دست خودشان را هم تکان می‌دادند که «یکی هست و نیست غیر او/ وحده لا اله الا هو». این شعر، حال آقای قاضی را منتقلب کرده بود و حال روحی ایشان جا آمده بود.

📚 به نقل از: نویسنده کتاب گلشن شیدایی،‌ محمد رضا رمزی اوحدی
@AllameTabatabaei
✅ طلبه‌ای که می‌خواست سر علامه را بِبُرد!

دکتر #دینانی شاگرد علامه طباطبایی:
من اهل اصفهان هستم و آن سال‌ها طلبه‌ای به اصفهان آمده بود. از او سؤال کردم چه شده که به اصفهان آمده‌ای؟ حالا که وقت از نجف آمدن نیست؟ گفت: آمده‌ام، سر علامه طباطبایی‌ قدس‌سره را ببرم؛ زیرا او به علامه مجلسی‌ قدس‌سره توهین کرده است!
گفتم در کجا توهین کرده است؟
گفت: در #بحار.
من جلد ششم بحار را آوردم که ببینم حاشیه ایشان چیست؟ مرحوم مجلسی‌ قدس‌سره روایاتی درباره عقل نقل می‌کند، و این‌ها را تفسیر می‌کند و در آن‌جا به فلاسفه می‌تازد و علامه طباطبایی‌ قدس‌سره در ذیل مبحث علامه مجلسی‌ قدس‌سره نصیحت می‌کنند و می‌فرمایند:خوب است که انسان در کاری که نمی‌داند، اظهار نظر نکند و بعد می‌گویند: فاعتبر من حال المؤلف. که مؤلف بحار فلسفه نمی‌دانسته و این سخنان را گفته است. بعداز این جریانات، علامه‌ قدس‌سره گفتند: من دیگر نمی‌نویسم و این خسرانی برای عالم بشریت شد که اگر علامه ادامه آن تعلیقه را نوشته بودند، مطالب زیادی داشتند. ایشان تا جلد ششم چاپ جدید بحار را نوشتند و بقیه را ننوشتند.

@AllameTabatabaei
📸 طرح | دوستی، شباهت می‌آورد

برای مشاهده #تصویر_نوشت‌های علامه طباطبایی، با کیفیت بالاتر به لینک زیر بروید👇
yon.ir/LNsLQ

@AllameTabatabaei
✅ هر چه بخواهید زیر سر این کلمه است

▪️روزی به قصد استفاده معنوی از حضرت علامه طباطبایی بیرون رفته، قصد منزل ایشان را نمودم. تمام مردم یکپارچه مشغول تظاهرات و راهپیمایی و از طرف خیابان صفائیه متوجه صحن مطهر بودند. فقط بنده، تنها بر خلاف سیل جمعیت متوجه صفائیه بودم که این موجب شده بود مردم در طول مسیر با تعجب به بنده نظر کنند. بالاخره خود را به منزل علامه رساندم، خادم در را باز کرده و بنده داخل اتاق شدم.
حضرت علامه تشریف آوردند. همانطور ایستاده بودند که بنده عرض حاجت خود را نمودم. و ایشان هم در حالت ایستاده جواب مرا دادند به آنچه که مضمونش این بود:
« درس می‌روید، بحث می‌کنید، در مجلسی می‌روید، تنها باشید، هر کاری که انجام می‌دهید مشغول یاد خداوند باشید!».
بنده عرض کردم بفرمایید بنشینید که بیانات شما را بنویسم.
حضرت علام (ره) نشستند و مطالبی را فرمودند که عین عبارات شریفه ایشان نوشته می‌شود بی‌کم و زیاد. امید که راه‌گشای کسانی باشد که دنبال درک کردنِ حقیقت‌اند، یعنی در طلبِ مشاهده کردنِ حق متعال هستند:
و اینک عین عبارات حضرت علامه (ره):

🔸خدای تعالی می‌فرماید: «فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ»؛ نهایتِ کمال، این است که خدای متعال از انسان یاد کند و عنایت خود را در حق انسان بذل فرماید. و طبق این آیه، خدای متعال وعده می‌دهد که اگر چنانچه انسان از خدا یاد کند، خدای متعال نیز این کمال را در حقش بذل بفرماید.
🔸و هم می‌فرماید: »وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا ۚ وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ » (عنکبوت:69). و این آیه هم در معنا، مؤیدِ همین آیه قبل است و وعده خدایی است که تخلف ندارد. پس برای طالب کمال، آنچه لازم است این است که به یاد خدا باشد؛ که هر کمال و سعادت،‌ زیر سر همین یک کلمه است.این، تقریبا دستورالعمل شما باشد. و
🔸 به هر جا بروید و از هر که از اهل الله بپرسید، این راه را نشانمان خواهند داد. اول تا حدی، در وهله اول، تا حدی، برایش صعب و سخت خواهد بود این مساله؛ ولی تدریجا خدای متعال درِ رحمت به روی او باز می‌کند و عنایت خود را شامل حالش قرار می‌دهد. هر چه بخواهید زیر سر این کلمه است.

📚 اقیانوس علم و معرفت، ص245-244.
@AllameTabatabaei
📸 طرح | بگذارید این عبار و عمامه برای من باقی بماند!

☑️ خاطره دکتر ابراهیمی دینانی از استادش، مرحوم علامه طباطبایی (رحمه الله علیه)

@AllameTabtabaei
#المیزان6️⃣6️⃣ | حضرت آدم (ع) چه مدت، میهمان بهشت خدا بود؟

مرحوم صدوق از امام باقر عليه‌السلام از پدران بزرگوارش، از رسول خدا (ص) روايت كرده كه فرمود: مكث آدم و حوا در بهشت از هنگامى كه وارد آن شدند تا ساعتى كه بيرون شدند تنها هفت ساعت از ايام دنيا بود و در همان‌روز كه اين جريان واقع شد، خدا از بهشتش بيرون كرد.

📚 ترجمه الميزان ج1، ص222.

☑️ نکته‌های باریک‌تر از موی « المیزان» را در «کیش مهر» بخوانید!
@AllameTabatabaei
Audio
🎵 بشنوید | شرط علامه طباطبایی برای استاد فاطمی‌نیا

🔸نصف شب دیدم آقا دارند به سمت حرم تشریف می‌برند از توی هتل دویدم بیرون...

@AllameTabatabaei
#المیزان7️⃣6️⃣ | ژن برتر در فرهنگ قرآن

☑️ نکته‌های باریک‌تر از موی « المیزان» را در «کیش مهر» بخوانید!
@AllameTabatabaei
حجت‌الاسلام دکتر احمد عابدی:

🔸 علامه طباطبایی به مردم بسیار احترام می‌گذاشت و اگر خردسال هفت ساله‌ای نزد او می‌آمد با وجود کهولت سن و بیماری جلوی پای آن بلند می‌شد.

🔸وقتی نوشته‌های علامه طباطبایی را مطالعه می‌کنیم تأثیر آن بر جسم و جان را متوجه می‌شویم در حالی که نوشته‌های زیادی است که جنبه اخلاقی و معنوی ندارد.

🔸نوشته‌هایی وجود دارد که انسان می‌خواند اما جنبه اخلاقی در آن مشاهده نمی‌کند اما از نوشته‌های علامه پاکی، معنویت و اخلاق می‌بارد و انسان احساس می‌کند با قلم و نیت پاکی نوشته شده است.

🔸تفاسیری که پس از علامه نوشته شد، رشته‌های علوم قرآنی که در دانشگاه‌ها و حوزه تأسیس شد و همه کارهایی که در حال انجام است همه مدیون تفسیر المیزان علامه است.

@AllameTabatabaei
✅ علامه طباطبایی چگونه علامه شد؟!

آیت الله حسینی طهرانی:
🔸در روز سوّم شهر جُمادى الاولى 1407 ه.ق كه صديق و سرور ارجمند جناب آية الله حاج شيخ صدر الدّين حائرى شيرازى به مشهد مقدّس مشرّف بودند، فرمودند: من از أخ الزّوجة خود جناب حجّة الإسلام حاج شيخ حسن آقا پهلوانى نمكى طهرانى شنيده بودم كه درباره علّامه مى‌گفتند كه: ايشان گفته‌اند: در زمان كودكى هيچ فكر ايشان خوب كار نمى‌كرد و مطالب استاد را نمى‌فهميدند؛ بالاخره در بيابان سجده‏اى بجا آوردم و با خدا گفتم: يا مرگ يا فهم!

🔸من مترصّد بودم كه در موقع مناسبى اين مطلب را از ايشان بپرسم، تا يك سفر كه علّامه با دامادشان جناب مرحوم حجّة الإسلام قدّوسى به شيراز تشريف آوردند، در وقتى كه من نزد ايشان تنها بودم، كم كم شروع كردم بدينگونه مطلب را به ميان آوردن كه: شما حاضريد اگر من سؤالى داشته باشم جواب دهيد؟! ايشان فرمودند: چه ضرر دارد؛ اگر بدانم مى ‏گويم! من عرض كردم: مطلب راجع به خود شماست؛ اگر حتماً مى‏ دانيد كه بپرسم جواب مى ‏دهيد، من بپرسم و گرنه از سؤال خود صرف نظر كنم! ايشان فرمودند: بفرمائيد! اگر بدانم مى ‏گويم.

🔸من عرض كردم: اينطور شنيده شده است كه: شما در سنّ طفوليّت درسها را ادراك نمى ‏كرده‏ ايد و بعداً سجده‏ اى بجاى آورده ‏ايد و خداوند به شما عنايتى فرموده است كه در مشكل‏ترين مسائل علمى جوابش بدست مى ‏آيد؛ اينطور است؟! تا من اين جملات را گفتم، ديدم حال علّامه متغيّر شد و رنگ چهره شان تند شد بطورى كه من از سؤال خود قدرى شرمنده شدم! در اينحال گفتند: حال كه بنا بر گفتن است، مى‏ گويم:

🔸من وقتى كه در تبريز «سيوطى» مى ‏خواندم، استادمان ما را امتحان مى ‏كرد، و من از عهده امتحان برنيامدم؛ استاد به من گفت: هم خودت را معطّل كرده ‏اى هم ما را! من از اين كلام استاد بسيار برآشفته شدم؛ و گوئى اين سخن در جان و روح من نشست، بالاخره نتوانستم در شهر بمانم و رفتم در خارج تبريز بر سر تپّه ‏ها عملى انجام دادم كه خداوند تفضّل فرمود. و ذكر نكردند كه آن عمل سجده بود و يا عمل ديگرى، و ديگر هيچ نگفتند.

🔸من عرض كردم: پس از آن موقع ديگر براى شما هيچ مطلبى لا ينحلّ نماند، و هر چقدر هم مشكل بود حلّ مى‏ شد؟! فرمودند: تا به حال چنين بوده است. تمام شد كلام آية الله حائرى.

🔸در روز چهارشنبه‌ سوّم‌ شهر ربيع‌ المولود 0 141 هجريّۀ قمريّه‌ كه‌ حضرت‌ صديق‌ ارجمند و حبيب‌ مكرّم‌ آية‌ الله‌ حاج‌ شيخ‌ عبدالحميد شربياني‌ دامت‌ بركاته‌ به‌ منزل‌ حقير در مشهد مقدّس‌ رضوي‌ سلامُ اللهِ علي‌ شاهدِها تشريف‌ آوردند، و بواسطۀ تبريزي‌ بودنشان‌، از اقوام‌ و اُسره‌ و ارحام‌ و جريانات‌ حضرت‌ علاّمۀ استاد كاملاً مطّلع‌ بودند و از اين‌ داستان‌ هم‌ با خبر بودند، پس‌ از نقل‌ اين‌ قضيّه‌ طبق‌ نقل‌ سابق‌، اضافه‌ كردند كه‌: علاّمه‌ گفته‌اند: پس‌ از آن‌ عمل‌، من‌ همان‌ شب‌ بر «حاشيۀ أبوطالب‌ بر سيوطي‌» حاشيه‌ نوشتم‌. ايشان‌ فرمودند: آن‌ معلّم‌ و استاد «سيوطي‌» ايشان‌ و اخوي‌ ايشان‌: آقا سيّد محمّد حسن‌ إلهي‌، آقاي‌ شيخ‌ محمّد علي‌ سرابي‌ بوده‌ است‌ كه‌ او را براي‌ تدريس‌، قيّم‌ و وصيّ از طرف‌ پدرشان‌: دائي‌ آنها آقا سيّد محمّد باقر قاضي‌، والد حضرت‌ صديق‌ شهيد و متوفّاي‌ ما: آية‌ الله‌ حاج‌ سيّد محمّد عليّ قاضي‌ معيّن‌ نموده‌ بود.

📚 مهر تابان، پاورقی1، ص36.
@AllameTabatabaei
✅ نکته مهم علامه طباطبایی درباره امیرالمومنین (علیه‌السلام)

آیت الله العظمی سبحانی، شاگرد علامه طباطبایی:
🔸در بیت شریف علامه طباطبایی(ره) هستیم و یک نکته هم از ایشان بیان شود؛ مرحوم علامه طباطبایی درباره امیرالمومنین(ع) نکته ای را می گفتند که قابل توجه است.
🔸مرحوم علامه طباطبایی می‌فرمود امیرالمومنین (ع) انسان سخنگویی بود که بیش از یازده هزار خطبه، نامه، و کلمات قصار از ایشان در اختیار ما است که معلوم می‌شود که حضرت یکه‌تاز میدان سخن، بلاغت و فصاحت بوده است، اما حضرت در زمان حیات پیامبر(ص) ادب را رعایت نموده و یک کلمه سخن نگفته است.
🔸این نکته علامه طباطبایی بسیار قابل توجه است که امیرالمومنین(ع) با داشتن چنین سخنوری در مقابل پیامبر(ص) هیچ سخنی نمی‌گوید و ادب را رعایت می‌کند و این خودداری امیرالمومنین(ع) در سخن گفتن در مقابل پیامبر(ص) نکته بسیار مهمی است که علامه طباطبایی بدان اشاره نموده است.
🔸انسانی که دارای چنین ملکه سخن‌ساز و سخنگو است، اما ۲۳ سال با پیامبر(ص) زندگی می‌کند اما یک کلمه هم در برابر پیامبر(ص) نمی‌گوید. و ما نیز باید همیشه در محضر بزرگانمان ادب فرو بندیم و عرض اندام نکنیم.

@AllameTabatabaei
❓چرا علامه وسط درس، شعر نمی‌خواند؟

آیت الله جوادی آملی:
🔸مرحوم آقای طباطبایی سعی می‌کرد که فکر، فکری منطقی باشد. ایشان ممکن بود احیاناً شعری بگویند یا در جلسات خصوصی، پیش از درس یا پس از آن شعری بخوانند، ولی در وسط درس، اگر سخن از مطلبی می‌شد، یا شعر نمی خواندند یا سعی می‌کردند که شعر خوانده شده را نیمه‌تمام بگذارند.

🔸ایشان می‌فرمودند: با روشی که بعضی داشتند کم کم شعر به وسط درس آمده است، آن چنان این مهمان ناخوانده جای درس را گرفته که همه‌ی براهین را کنار زده است. از این رو، مرحوم علامه اصرار داشتند که در درس یا نوشته و گفتارشان شعر نخوانند.

🔸نیز می‌فرمودند: گرچه «إنّ من الشعر لحکمةٌ» «برخی از شعرها حکمت و برهان است»، ولی بسیاری از اشعار، گاه به صورت خطابه است و آهنگ و وزن خوب، انسان را مسحور می کند.

🔸گاهی مطلب و محتوای شعر ضعیف است؛ ولی هنر انسانی ضعف آن را جبران می کند و انسان دفعتاً تحت جاذبه‌ آن نظم قرار می گیرد و آن هنر او را مجذوب و مورد تفکر را نفی می کند. از این رو، مرحوم علامه نیز می کوشیدند تا قصه و داستان، چه نظم و چه نثر، در کلماتشان نباشد.

🔸البته این کار مرحوم علامه، تأسی از کار بوعلی است؛ چون آن مرحوم در رساله‌ی عهد خود می‌گوید که من عهد کردم قصه نخوانم؛ چون قصه فکر را مبرهن و مستدل بار نمی‌آورد.

📚 مهر استاد، ص ۱۲۴
@AllameTabatabaei
#المیزان 8️⃣6️⃣ | عالم‌نُماهایی که داد علامه را درآورده‌اند!

📝در مواجهه با صحنه‌ بسیار محرک شهوانی، یک انسان عادی، شاید، عنان از کف دهد، یک انسان عالی و توحیدمدار، اما کوه تکان بخورد، نمی‌لغزد.

برخی از مفسران، در تفسیر معنای "برهان" در این آیه که: «وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ ۖ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَا أَن رَّأَىٰ بُرْهَانَ رَبِّهِ (اگر یوسف برهان پروردگارش را نمی‌دید به زلیخا میل می‌کرد)، چنان سخیفانه سخن گفته‌اند که حتی مفسر مودّب و باعفت کلامی چون علامه طباطبایی را هم به آه و نفرین کشانده‌اند.
لذا می‌فرماید:
▪️«خدا عذاب كند آن دسته از عالم‌نُمايانى را كه در كتاب‌هاى خود چيزهايى مى‌نويسند كه برگشتش به اين شود كه آن يوسفى كه خداى تعالى سوره‌اى كامل به عنوان «احسن القصص » در قرآن عربى مبين در حقّش نازل كرده تا مردم به وى اقتداء كنند، همان پيغمبرى است كه ميان دو پاى يك زن زانيه نشست و بند جامه خود را باز كرد تا با او زنا كند، مردم بايد به چنين پيغمبرى اقتدا كنند، و اگر در چنين حالى پروردگارشان مكرر از اين عمل نهيشان كرد مانند يوسف گوش به هاتف غيبى نداده سرگرم كار خود باشند و اگر هاتف غيبى سه نوبت، آيات زاجره بر ايشان بخواند، و آن توبيخ‌ها و تهديدهاى شديد را بنمايد و حتى اگر ايشان را به مرغى تشبيه كند كه با غير همسر خود درآميخته و پرش ريخته و بى‌پر در آشيانه‌اش افتاده باز هم گوش ندهند و همچنان زناكارى را ادامه دهند تا آنكه جبرئيل نازل شود و ايشان را به جبر از فاحشه‌اى كه به حالت طاق باز برهنه افتاده جدا كند!!

▪️راستى اگر بى‌شرم‌ترين فواحش و زناكاران و دريده‌چشم‌ترين و بى‌آبروترين آنان در حال زنا به كم‌ترين برخوردى از برخوردهايى كه براى يوسف نقل كرده‌اند برخورد كند، قطعا نبضش از حركت مى‌مانَد و اعضايش خشك مى‌شود. پس اين يوسف (معاذالله) چقدر مى‌بايستى بى‌شرم و گمراه باشد كه با آن همه برخورد همچنان به كار زشت و نامشروع خود سرگرم باشد؟

▪️در مذمّت صاحبان اين قول چه خوب گفته‌اند بعضى از مفسرين كه :
اين طايفه (عالم‌نماها)، يوسف (عليه‌السّلام ) را در اين واقعه متهم كرده‌اند با اينكه هر كس ‍ كمترين ارتباطى با يوسف داشته بر برائت و پاكى او شهادت داده از خدا گرفته تا خود زليخا:

1️⃣ اما خداى تعالى فرموده : «انه من عبادنا المخلصين »
2️⃣ و شاهدى كه اهل خانه عزيز بوده گفته : «ان كان قميصه قد من قبل » - تا آخر دو آيه -
3️⃣ و اما عزيز گناه را به گردن همسرش ‍ انداخته و گفته : «انه من كيد كن »
4️⃣ خود زليخا گفته : «الان حصحص ‍ الحق انا راودته عن نفسه و انه لمن الصادقين »،
5️⃣ و زنان اشرافى مصر گفته‌اند: «حاش للّه ما علمنا عليه من سوء»
6️⃣ يوسف كه خدا او را راستگو خوانده خودش اين تهمت‌ها را از خود دفع كرده و گفته : «انى لم اخنه بالغيب ».

❓حال با اينكه همه نامبردگان به طهارت دامن يوسف گواهى داده‌اند چرا عده‌اى سبك مغز اين حرف‌ها را از خود درست مى‌كنند، و دست به دست مى‌گردانند؟»

📚 ترجمه تفسير الميزان، ج11، ص188.
@AllameTabatabaei