✅ بوسه علامه بر زائر دست خدا!
یکی از ارادتمندان مرحوم علامه میگوید: روزی آقای طباطبایی را در مشهد دیدم که از کوچهای عبور میکرد و به فقیری که روی زمین نشسته بود، برخورد. پولی از جیب در آورده و در کف دست خود گذاشت و پیش آن نیازمند نشست و گفت: «بردار!» آن فقیر پول را برداشت. پس از آن، علامه دست خود را بوسید و برخاست و رفت.
بنده به ایشان عرض کردم: "این کار شما - که فرمودید "پول را بردار" و دست خود را بوسیدید- چه دلیلی داشت؟"
فرمود: "در روایت است که صدقه پیش از آن که در دست فقیر قرار گیرد، در دست خداوند قرار میگیرد. همچنین خدا میفرماید: یدالله فوق ایدیهم. دست خداوند بالای دست آنان است. پس رسم ادب این است که دست انسان زیر دست خدا قرار گیرد؛ من به فقیر گفتم پول را بردارد تا دست خدا –که میان دست من و او قرار میگیرد- بالاتر از دست من باشد، و هنگامی که در صدقه دادن، ابتدا پول در دست خدا قرار بگیرد، بنابراین دست صدقهدهنده دست خداوند را زیارت کرده است و من، این دست زائر را برای تبرک بوسیدم."
📚 ز مِهر افروخته، علی تهرانی، ص39
@AllameTabatabaei
یکی از ارادتمندان مرحوم علامه میگوید: روزی آقای طباطبایی را در مشهد دیدم که از کوچهای عبور میکرد و به فقیری که روی زمین نشسته بود، برخورد. پولی از جیب در آورده و در کف دست خود گذاشت و پیش آن نیازمند نشست و گفت: «بردار!» آن فقیر پول را برداشت. پس از آن، علامه دست خود را بوسید و برخاست و رفت.
بنده به ایشان عرض کردم: "این کار شما - که فرمودید "پول را بردار" و دست خود را بوسیدید- چه دلیلی داشت؟"
فرمود: "در روایت است که صدقه پیش از آن که در دست فقیر قرار گیرد، در دست خداوند قرار میگیرد. همچنین خدا میفرماید: یدالله فوق ایدیهم. دست خداوند بالای دست آنان است. پس رسم ادب این است که دست انسان زیر دست خدا قرار گیرد؛ من به فقیر گفتم پول را بردارد تا دست خدا –که میان دست من و او قرار میگیرد- بالاتر از دست من باشد، و هنگامی که در صدقه دادن، ابتدا پول در دست خدا قرار بگیرد، بنابراین دست صدقهدهنده دست خداوند را زیارت کرده است و من، این دست زائر را برای تبرک بوسیدم."
📚 ز مِهر افروخته، علی تهرانی، ص39
@AllameTabatabaei
📸 طرح | هدیه رهبری به روح علامه طباطبایی
نجفی قدسی، مدیر دارالقرآن علامه طباطبایی:
چند شب پیش که برای هماهنگی جلسه محضر حضرت آیت الله مصباح یزدی رفتم نکته بسیار ارزشمندی فرمودند که نشان از عظمت علامه دارد، ایشان نقل کردند که رهبر انقلاب فرمودند: «شبی نیست که سوره «انا فتحنا» را برای علامه و برادرشان نخوانم و بخوابم»؛ یعنی رهبر انقلاب هر شب به یاد علامه هستند و برای ایشان قرآن میخوانند.
@AllameTabatabaei
نجفی قدسی، مدیر دارالقرآن علامه طباطبایی:
چند شب پیش که برای هماهنگی جلسه محضر حضرت آیت الله مصباح یزدی رفتم نکته بسیار ارزشمندی فرمودند که نشان از عظمت علامه دارد، ایشان نقل کردند که رهبر انقلاب فرمودند: «شبی نیست که سوره «انا فتحنا» را برای علامه و برادرشان نخوانم و بخوابم»؛ یعنی رهبر انقلاب هر شب به یاد علامه هستند و برای ایشان قرآن میخوانند.
@AllameTabatabaei
کیش مهر
#دعوتید ▪️مراسم گرامیداشت مرحوم آیت الله حاج شیخ هادی فقهی #شاگردان @AllameTabatabaei
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 دو خاطره شنیدنی آیت الله فقهی از علامه طباطبایی (رحمه الله علیهما)
☑️ برای همسر علامه، در روز عاشورا مکاشفهای رخ میدهد و در حالیکه در منزل خودشان در قم ساکن بودند، در حال زیارت عاشورا خود را در حرم امام حسین (علیهالسلام) مشاهده میکنند.
@AllameTabatabaei
☑️ برای همسر علامه، در روز عاشورا مکاشفهای رخ میدهد و در حالیکه در منزل خودشان در قم ساکن بودند، در حال زیارت عاشورا خود را در حرم امام حسین (علیهالسلام) مشاهده میکنند.
@AllameTabatabaei
📝 نامه جالب علامه طباطبایی به دکتر #نصر و سه طرح فرهنگی پیشنهادی
خدمت جناب آقای دکتر سید حسین نصر، استاد محترم دانشگاه
محترماً به عرض عالی می رساند، نامۀ گرامی زیارت و از مساعی جمیلۀ آن جناب سپاسگزار و عافیت و موفقیتتان را از درگاه حق – عز اسمه – مسئلت مینمایم.
▫️چنانکه مرقوم فرموده بودید، بهتر است در خصوص انتشار خارجی کتاب (شیعه) منتظر نتیجه عملیات آقای دکتر کربن بوده باشیم. و در صورت عدم موفقیت به نشر ترجمۀ انگلیسی، نقشۀ دیگری نیز به نظر میرسد و آن این است که اگر ترجمهای تا حدی تلخص، دم دست بوده باشد، ممکن است در چاپ دوم با اصل فارسی یک جا چاپ و منتشر ساخت، در این صورت، به خارجه نیز میتوان تعدادی فرستاد.
▫️عرض دیگر ِلازم، اینکه کتاب محجه البیضاء فی تهذیب احیاء العلوم تألیف مرحوم فیض کاشانی که بهترین کتاب اخلاقی است که در شیعه نوشته شده، آقای غفاری کتابفروش یا بهترین اسلوبی با پاورقیهای عالی چاپ میکند. اگر مانعی نباشد، بسیار بجاست که سرکار تشویق برای کتابخانۀ دانشکده خریداری نمایید و از فضلای ایشان هم تشویق بگیرند و این غیر از چاپ افست است که اسلامیه گویا شروع نموده است.
▫️دیگر، طبق مدرکی که اخیراً به دست آمده، تولد صدرالمتألهین سنۀ نهصد و هشتاد بوده و امسال با سال قمری بعد از محرّم 1480، چهارصدمین سال تولد ایشان است. اگر توانسته باشید به دانشگاه تذکر داده، شاید اقدامی برای چهارصدمین سال بنمایند.
والسلام علیکم
محمد حسین طباطبائی
📚 سیر و سلوک سبز: اشعار، نامه ها، تقریظ ها، اجازات و ... . به کوشش سید هادی خسرو شاهی، تهران، بوستان کتاب، 1396، ص. 161
@AllameTabatabaei
خدمت جناب آقای دکتر سید حسین نصر، استاد محترم دانشگاه
محترماً به عرض عالی می رساند، نامۀ گرامی زیارت و از مساعی جمیلۀ آن جناب سپاسگزار و عافیت و موفقیتتان را از درگاه حق – عز اسمه – مسئلت مینمایم.
▫️چنانکه مرقوم فرموده بودید، بهتر است در خصوص انتشار خارجی کتاب (شیعه) منتظر نتیجه عملیات آقای دکتر کربن بوده باشیم. و در صورت عدم موفقیت به نشر ترجمۀ انگلیسی، نقشۀ دیگری نیز به نظر میرسد و آن این است که اگر ترجمهای تا حدی تلخص، دم دست بوده باشد، ممکن است در چاپ دوم با اصل فارسی یک جا چاپ و منتشر ساخت، در این صورت، به خارجه نیز میتوان تعدادی فرستاد.
▫️عرض دیگر ِلازم، اینکه کتاب محجه البیضاء فی تهذیب احیاء العلوم تألیف مرحوم فیض کاشانی که بهترین کتاب اخلاقی است که در شیعه نوشته شده، آقای غفاری کتابفروش یا بهترین اسلوبی با پاورقیهای عالی چاپ میکند. اگر مانعی نباشد، بسیار بجاست که سرکار تشویق برای کتابخانۀ دانشکده خریداری نمایید و از فضلای ایشان هم تشویق بگیرند و این غیر از چاپ افست است که اسلامیه گویا شروع نموده است.
▫️دیگر، طبق مدرکی که اخیراً به دست آمده، تولد صدرالمتألهین سنۀ نهصد و هشتاد بوده و امسال با سال قمری بعد از محرّم 1480، چهارصدمین سال تولد ایشان است. اگر توانسته باشید به دانشگاه تذکر داده، شاید اقدامی برای چهارصدمین سال بنمایند.
والسلام علیکم
محمد حسین طباطبائی
📚 سیر و سلوک سبز: اشعار، نامه ها، تقریظ ها، اجازات و ... . به کوشش سید هادی خسرو شاهی، تهران، بوستان کتاب، 1396، ص. 161
@AllameTabatabaei
دوش که غم پرده ما میدرید
خار غم اندر دل ما میخلید
شعری زیبا تراویده از آئینه زلال ِضمیر علامه طباطبایی👆
@AllameTabatabaei
خار غم اندر دل ما میخلید
شعری زیبا تراویده از آئینه زلال ِضمیر علامه طباطبایی👆
@AllameTabatabaei
#المیزان9️⃣6️⃣ | چرا دعای کافر، مستجاب نمیشود؟
وَ مَا دُعَاءُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ
دعای کافران (به جایی نمیرسد و) جز در ضلالت نیست!»
📖 غافر:50
✍️ سیّد مفسران:
«هر چند خداى سبحان وعده قطعى داده كه دعاى هر كس از بندگانش را كه او را بخواند مستجاب كند، و فرموده : ((اجيب دعوة الداع اذا دعان (( و دعا در صورتى كه حقيقتا دعا باشد، به هيچ وجه رد نمى شود. و ليكن آنچه كه در متن اين وعده به عنوان قيد آمده اين است كه اولا دعا، دعا و طلب حقيقى باشد، نه بازى و شوخى ، و ثانيا ارتباط آن حقيقتا به خدا باشد، يعنى دعا كننده تنها از خدا حاجت بخواهد و در اين خواستنش از تمامى اسبابهايى كه به نظرش سبب هستند منقطع گردد. و كسى كه به عذاب آخرت كفر مى ورزد و آن را انكار مى كند، و حقيقت آن را مى پوشاند، نمى تواند رفع آن را به طور جدى از خدا بخواهد، چون اين خواستنش يا در دنيا است كه جدى نبودن آن خيلى روشن است و يا در آخرت است ، در آنجا هم هر چند عذاب را به چشم مى بيند، (و با همه ظاهر و باطنش لمس مى كند)، و از شدت آن به ناچار از هر سبب ديگر منقطع شده ، تنها متوسل به خداى سبحان مى شود و ليكن آن ملكه انكارى كه از دنيا به همراه خود آورده ، و بال و طوق لعنتى شده كه هرگز از او جدا نمى شود، و آتشى كه در آن است جزاى همان انكار است ، در نتيجه نمى گذارد رفع چيزى را كه منكرش بوده به طور جدى از خدا بخواهد. علاوه بر اين ، سخن درباره انقطاعش از سببها و توسلش به خداى تعالى ، همان سخنى است كه در طلب جدى اش گفتيم ، همانطور كه او نمى تواند بطور جدى دعا كند همچنين نمى تواند بطور جدى از سببهاى ديگر بريده و متوسل به خداى عزيز گردد و چگونه مى تواند چنين توسلى جدى داشته باشد؟ با اينكه در دنيا آن را كسب نكرده بود - دقت بفرماييد.»
📚 ترجمه تفسير الميزان جلد 17،ص : 512.
☑️ نکتههای باریکتر از موی « المیزان» را در «کیش مهر» بخوانید!
@AllameTabatabaei
وَ مَا دُعَاءُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ
دعای کافران (به جایی نمیرسد و) جز در ضلالت نیست!»
📖 غافر:50
✍️ سیّد مفسران:
«هر چند خداى سبحان وعده قطعى داده كه دعاى هر كس از بندگانش را كه او را بخواند مستجاب كند، و فرموده : ((اجيب دعوة الداع اذا دعان (( و دعا در صورتى كه حقيقتا دعا باشد، به هيچ وجه رد نمى شود. و ليكن آنچه كه در متن اين وعده به عنوان قيد آمده اين است كه اولا دعا، دعا و طلب حقيقى باشد، نه بازى و شوخى ، و ثانيا ارتباط آن حقيقتا به خدا باشد، يعنى دعا كننده تنها از خدا حاجت بخواهد و در اين خواستنش از تمامى اسبابهايى كه به نظرش سبب هستند منقطع گردد. و كسى كه به عذاب آخرت كفر مى ورزد و آن را انكار مى كند، و حقيقت آن را مى پوشاند، نمى تواند رفع آن را به طور جدى از خدا بخواهد، چون اين خواستنش يا در دنيا است كه جدى نبودن آن خيلى روشن است و يا در آخرت است ، در آنجا هم هر چند عذاب را به چشم مى بيند، (و با همه ظاهر و باطنش لمس مى كند)، و از شدت آن به ناچار از هر سبب ديگر منقطع شده ، تنها متوسل به خداى سبحان مى شود و ليكن آن ملكه انكارى كه از دنيا به همراه خود آورده ، و بال و طوق لعنتى شده كه هرگز از او جدا نمى شود، و آتشى كه در آن است جزاى همان انكار است ، در نتيجه نمى گذارد رفع چيزى را كه منكرش بوده به طور جدى از خدا بخواهد. علاوه بر اين ، سخن درباره انقطاعش از سببها و توسلش به خداى تعالى ، همان سخنى است كه در طلب جدى اش گفتيم ، همانطور كه او نمى تواند بطور جدى دعا كند همچنين نمى تواند بطور جدى از سببهاى ديگر بريده و متوسل به خداى عزيز گردد و چگونه مى تواند چنين توسلى جدى داشته باشد؟ با اينكه در دنيا آن را كسب نكرده بود - دقت بفرماييد.»
📚 ترجمه تفسير الميزان جلد 17،ص : 512.
☑️ نکتههای باریکتر از موی « المیزان» را در «کیش مهر» بخوانید!
@AllameTabatabaei
✅ گفتگوي حضرت ادريس عليهالسلام با حضرت علامه طباطبايي در خواب
▫️به ياد دارم هنگامى كه در نجف اشرف، تحت تربيت اخلاقى و عرفانى مرحوم حاج ميرزا على قاضى - رضوان الله عليه - بوديم سحرگاهى بر بالاى بام بر سجّاده عبادت نشسته بودم در اين موقع "نعاسى" به من دست داد و مشاهده كردم دو نفر در مقابل من نشستهاند يكى از آنها حضرت ادريس - على نبيّنا و آله و عليه السلام - بود و ديگرى برادر عزيز و ارجمندم خودم آقاى حاج سيّد محمّد حسن طباطبائى كه فعلا در تبريز سكونت دارند. حضرت ادريس با من به مذاكره و سخن مشغول شدند ولى طورى بود كه ايشان القاء كلام مىنمودند و تكلّم و صحبت مىكردند ولى سخنان ايشان به واسطه كلام آقاى اخوى استماع مىشد.
▫️فرمودند: "در زندگانى من اتّفاقات و حوادث هولناكى روى داد و بحسب جريانات عادّيّه و طبيعيّه حلّ آنها محال به نظر مىرسيد و از ممتنعات شمرده مىشد ولى ناگهان براى من حلّ شده، و روشن شد كه دستى ما فوق اسباب و مسبّبات عادّيّه از عالم غيب حلّ اين عقدهها نمود و رفع اين مشكلات فرمود. و اين اوّلين انتقالى بود كه عالم طبيعت را براى من به جهان ماوراء طبيعت پيوست و رشته ارتباط ما از اينجا شروع شد.
📚 رساله لب اللباب، آیتالله حسینی طهرانی، ص 89
@AllameTabatabaei
▫️به ياد دارم هنگامى كه در نجف اشرف، تحت تربيت اخلاقى و عرفانى مرحوم حاج ميرزا على قاضى - رضوان الله عليه - بوديم سحرگاهى بر بالاى بام بر سجّاده عبادت نشسته بودم در اين موقع "نعاسى" به من دست داد و مشاهده كردم دو نفر در مقابل من نشستهاند يكى از آنها حضرت ادريس - على نبيّنا و آله و عليه السلام - بود و ديگرى برادر عزيز و ارجمندم خودم آقاى حاج سيّد محمّد حسن طباطبائى كه فعلا در تبريز سكونت دارند. حضرت ادريس با من به مذاكره و سخن مشغول شدند ولى طورى بود كه ايشان القاء كلام مىنمودند و تكلّم و صحبت مىكردند ولى سخنان ايشان به واسطه كلام آقاى اخوى استماع مىشد.
▫️فرمودند: "در زندگانى من اتّفاقات و حوادث هولناكى روى داد و بحسب جريانات عادّيّه و طبيعيّه حلّ آنها محال به نظر مىرسيد و از ممتنعات شمرده مىشد ولى ناگهان براى من حلّ شده، و روشن شد كه دستى ما فوق اسباب و مسبّبات عادّيّه از عالم غيب حلّ اين عقدهها نمود و رفع اين مشكلات فرمود. و اين اوّلين انتقالى بود كه عالم طبيعت را براى من به جهان ماوراء طبيعت پيوست و رشته ارتباط ما از اينجا شروع شد.
📚 رساله لب اللباب، آیتالله حسینی طهرانی، ص 89
@AllameTabatabaei
مهندس سید عبدالباقی، فرزند علامه:
🔸پدر غزلیات و اشعار جالبی داشت که یک روز تمام آنها را جمع کرد و آتش زد، هیچ کس نفهمید چرا؟ (شاید برای پرهیز از شهرت طلبی بوده است) فقط اشعار خودش نبود، بحثهای پرشور تجزیه و تحلیل اشعار حافظ هم بود که همه را یکجا آتش زد، از ایشان فعلا ده - دوازده شعر باقی مانده که آنها را هم چون نوشته و به دست دوستان داده بود، سالم ماند.
🔸پدرم نزد استاد برجسته خط –میرزا علی نقی- که از بستگانش هم بود انواع خطوط فارسی و عربی را فرا گرفت و در نقاشی و طراحی نیز ذوق و استعدادش را پرورش داد اما هرگز تابلو و طراحی از خود به یادگار نگذاشت، زیرا نمیخواست از این راه به شهرت برسد و اصولا در پی شهرت و ثروتهای مادی نبود، تمام علاقه اش در این خلاصه میشد که ثروتهای معنوی و اخلاقی کسب کند اما در عین حال باید یادآوری کنم که در نقاشی به سبک طبیعتنگاری (ناتورالیسم) علاقه بیشتری داشت.
📚 جرعههای جانبخش،گلی زواره، غلامرضا، ص 371
@AllameTabatabaei
🔸پدر غزلیات و اشعار جالبی داشت که یک روز تمام آنها را جمع کرد و آتش زد، هیچ کس نفهمید چرا؟ (شاید برای پرهیز از شهرت طلبی بوده است) فقط اشعار خودش نبود، بحثهای پرشور تجزیه و تحلیل اشعار حافظ هم بود که همه را یکجا آتش زد، از ایشان فعلا ده - دوازده شعر باقی مانده که آنها را هم چون نوشته و به دست دوستان داده بود، سالم ماند.
🔸پدرم نزد استاد برجسته خط –میرزا علی نقی- که از بستگانش هم بود انواع خطوط فارسی و عربی را فرا گرفت و در نقاشی و طراحی نیز ذوق و استعدادش را پرورش داد اما هرگز تابلو و طراحی از خود به یادگار نگذاشت، زیرا نمیخواست از این راه به شهرت برسد و اصولا در پی شهرت و ثروتهای مادی نبود، تمام علاقه اش در این خلاصه میشد که ثروتهای معنوی و اخلاقی کسب کند اما در عین حال باید یادآوری کنم که در نقاشی به سبک طبیعتنگاری (ناتورالیسم) علاقه بیشتری داشت.
📚 جرعههای جانبخش،گلی زواره، غلامرضا، ص 371
@AllameTabatabaei
#ویژه_روز_کودک
📸 طرح | نشد کودک بالای 7 سال،نزد ایشان بیاید و علامه تمام قد بلند نشود!
@AllameTabatabaei
📸 طرح | نشد کودک بالای 7 سال،نزد ایشان بیاید و علامه تمام قد بلند نشود!
@AllameTabatabaei
#المیزان0️⃣7️⃣ | فرعونیان چگونه عذاب میشوند؟
قرآن درباره عذاب فرعون و پیروانش میفرماید:
النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوًّا وَعَشِيًّا وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ
[عذاب آنها آتش است که هر صبح و شام بر آن عرضه میشوند؛ و روزی که قیامت برپا شود (میفرماید:) «آل فرعون را در سختترین عذابها وارد کنید!»]
📖 غافر:49
✍️ سیّد مفسران:
«اين آيه شريفه در افاده چند نكته صريح است :
1️⃣ اول اينكه : با آل فرعون اين طور معامله مىشود كه اول آنان را بر آتش عرضه مىكنند و سپس آنان را در آن داخل مىكنند و اين هم پيداست كه داخل آتش شدن سختتر است از اينكه انسان را بر آتش عرضه كنند.
2️⃣ نكته دوم اينكه : عرضه آنان بر آتش قبل از روز قيامت است كه در آن روز دوزخيان را داخل دوزخ مىكنند. پس معلوم مىشود عرضه كردن آل فرعون بر آتش، در عالمى قبل از عالم قيامت صورت مى گيرد و آن، عالم برزخ است كه فاصله بين دنيا و آخرت است .
3️⃣ نكته سوم اينكه شكنجه در برزخ با شكنجه در قيامت به وسيله يك چيز صورت مىگيرد، آنهم آتش است؛ چيزى كه هست اهل برزخ از دور از آتش رنج مىبرند و اهل قيامت در داخل آن قرار مىگيرند.»
📚 ترجمه تفسير الميزان جلد 17،ص : 509.
☑️ نکتههای باریکتر از موی « المیزان» را در «کیش مهر» بخوانید!
@AllameTabatabaei
قرآن درباره عذاب فرعون و پیروانش میفرماید:
النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوًّا وَعَشِيًّا وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ
[عذاب آنها آتش است که هر صبح و شام بر آن عرضه میشوند؛ و روزی که قیامت برپا شود (میفرماید:) «آل فرعون را در سختترین عذابها وارد کنید!»]
📖 غافر:49
✍️ سیّد مفسران:
«اين آيه شريفه در افاده چند نكته صريح است :
1️⃣ اول اينكه : با آل فرعون اين طور معامله مىشود كه اول آنان را بر آتش عرضه مىكنند و سپس آنان را در آن داخل مىكنند و اين هم پيداست كه داخل آتش شدن سختتر است از اينكه انسان را بر آتش عرضه كنند.
2️⃣ نكته دوم اينكه : عرضه آنان بر آتش قبل از روز قيامت است كه در آن روز دوزخيان را داخل دوزخ مىكنند. پس معلوم مىشود عرضه كردن آل فرعون بر آتش، در عالمى قبل از عالم قيامت صورت مى گيرد و آن، عالم برزخ است كه فاصله بين دنيا و آخرت است .
3️⃣ نكته سوم اينكه شكنجه در برزخ با شكنجه در قيامت به وسيله يك چيز صورت مىگيرد، آنهم آتش است؛ چيزى كه هست اهل برزخ از دور از آتش رنج مىبرند و اهل قيامت در داخل آن قرار مىگيرند.»
📚 ترجمه تفسير الميزان جلد 17،ص : 509.
☑️ نکتههای باریکتر از موی « المیزان» را در «کیش مهر» بخوانید!
@AllameTabatabaei
✅ سرّ صلوات فرستادن بر اهل بیت (علیهمالسلام):
آیت الله جوادی آملی:
سيدنا الاستاد مرحوم علامه طباطبايي (رضوان الله عليه) ميفرمودند: وقتي انسان از خداي سبحان صلاه و صلوات بر اهلبيت ميخواهد يعني رحمت. رحمت وقتي بر اينها تنزل كرد ريزش كرد به ساير مخلوقين ميرسد و اگر بخواهد رحمت به ديگران برسد اول بايد به اينها برسد تا به ديگران برسد لذا انسان براي اجابت دعا شايسته است اول درود بفرستد يعني صلوات بفرستد. نه درود به معناي سلام.
@AllameTabatabaei
آیت الله جوادی آملی:
سيدنا الاستاد مرحوم علامه طباطبايي (رضوان الله عليه) ميفرمودند: وقتي انسان از خداي سبحان صلاه و صلوات بر اهلبيت ميخواهد يعني رحمت. رحمت وقتي بر اينها تنزل كرد ريزش كرد به ساير مخلوقين ميرسد و اگر بخواهد رحمت به ديگران برسد اول بايد به اينها برسد تا به ديگران برسد لذا انسان براي اجابت دعا شايسته است اول درود بفرستد يعني صلوات بفرستد. نه درود به معناي سلام.
@AllameTabatabaei
✅ خاطره مترجم المیزان از نحوه آشنایی با علامه طباطبایی
یک روز در مدرسه فیضیه ایشان را در حال نماز دیدم از رفقا پرسیدم که این آقا کیست؟ گقتند: آقای طباطبایی است و استاد فلسفه میباشد.برای سوالی خدمتشان رسیدم و عرض کردم: این نظریه اینشتاین که میگوید به طور کلی هیچ قاعده کلی در علوم وجود ندارد تا چه اندازه صحت دارد؟ فرمودند این نظریه خودش را باطل میکند. خود این سخن کلیت دارد یا نه؟ در هر دو صورت خود را باطل میکند.[یعنی اگر این گزاره، کلیت داشته باشد، شامل خودش هم میشود پس میتوان قواعدی داشت که کلیت دارند از جمله همین گزاره انشتاین، و اگر کلیت نداشته باشد، یعنی بعضی قواعد کلیت دارند بعضی ندارند از جمله همین گزاره اینشتین.(توضیح مدیر کانال)]
من از این جواب خوشم آمد و از آن تاریخ مرتب خدمتشان می رسیدم در درس تفسیر و اسفارشان شرکت می کردم و یک روز هم دعوت مرا پذیرفتند و برای ناهار به منزل ما آمدند و از آن تاریخ آشنایی نزدیکی با ایشان پیدا کردم.
📚 جرعههای جانبخش، غلامرضا گلی زواره، ص370
@AllameTabatabaei
یک روز در مدرسه فیضیه ایشان را در حال نماز دیدم از رفقا پرسیدم که این آقا کیست؟ گقتند: آقای طباطبایی است و استاد فلسفه میباشد.برای سوالی خدمتشان رسیدم و عرض کردم: این نظریه اینشتاین که میگوید به طور کلی هیچ قاعده کلی در علوم وجود ندارد تا چه اندازه صحت دارد؟ فرمودند این نظریه خودش را باطل میکند. خود این سخن کلیت دارد یا نه؟ در هر دو صورت خود را باطل میکند.[یعنی اگر این گزاره، کلیت داشته باشد، شامل خودش هم میشود پس میتوان قواعدی داشت که کلیت دارند از جمله همین گزاره انشتاین، و اگر کلیت نداشته باشد، یعنی بعضی قواعد کلیت دارند بعضی ندارند از جمله همین گزاره اینشتین.(توضیح مدیر کانال)]
من از این جواب خوشم آمد و از آن تاریخ مرتب خدمتشان می رسیدم در درس تفسیر و اسفارشان شرکت می کردم و یک روز هم دعوت مرا پذیرفتند و برای ناهار به منزل ما آمدند و از آن تاریخ آشنایی نزدیکی با ایشان پیدا کردم.
📚 جرعههای جانبخش، غلامرضا گلی زواره، ص370
@AllameTabatabaei
✅ وقتی اختیار پلکت دست خودت باشد
آیت الله جاودان:
میخواستند چشم علامه طباطبایی را عمل کنند و گفتند آقا اجازه بدهید ما شما را بیهوش کنیم. میخواهیم توی چشم را عمل کنیم. شما را بیهوش کنیم. فرمودند نمیخواهد. آخر نمیشود. شما چشم را میبندی. عمل جراحی ما را به هم میزنی. فرمودند نه، پلکهای من در اختیار خودم است. نیمساعت پلکهایش را باز نگاه داشت!
ببینید اصلا دست نزدیک چشم میشود، چشم به طور طبیعی بسته می شود. حالا من می خواهم دست کنم در چشم. توی چشم. نیمساعت مثلا با کارد عمل کنم. نه لازم نیست. اختیارش دست خودم است. می شود اینجوری. از اینجا بالاتر میرود. هی بالاتر میرود. خب. دستمان به دامان حضرت زهرا. اگر به ما رحم کنند، یک اندک اراده، همت، یک اندک اراده و همت به ما بدهند. آنهایی که سن شان کمتر است، میتوانند. میتوانند دست دراز کنند و از ایشان همت بگیرند. باید راست بگویی. اگر راست بگویی میشنوند. جوابت را میدهند.
@AllameTabatabaei
آیت الله جاودان:
میخواستند چشم علامه طباطبایی را عمل کنند و گفتند آقا اجازه بدهید ما شما را بیهوش کنیم. میخواهیم توی چشم را عمل کنیم. شما را بیهوش کنیم. فرمودند نمیخواهد. آخر نمیشود. شما چشم را میبندی. عمل جراحی ما را به هم میزنی. فرمودند نه، پلکهای من در اختیار خودم است. نیمساعت پلکهایش را باز نگاه داشت!
ببینید اصلا دست نزدیک چشم میشود، چشم به طور طبیعی بسته می شود. حالا من می خواهم دست کنم در چشم. توی چشم. نیمساعت مثلا با کارد عمل کنم. نه لازم نیست. اختیارش دست خودم است. می شود اینجوری. از اینجا بالاتر میرود. هی بالاتر میرود. خب. دستمان به دامان حضرت زهرا. اگر به ما رحم کنند، یک اندک اراده، همت، یک اندک اراده و همت به ما بدهند. آنهایی که سن شان کمتر است، میتوانند. میتوانند دست دراز کنند و از ایشان همت بگیرند. باید راست بگویی. اگر راست بگویی میشنوند. جوابت را میدهند.
@AllameTabatabaei
✅ بهترین زندگینامه علامه طباطبایی از دید آیت الله جوادی آملی
📚 مجله وقف، میراث جاوید، شماره 6
@AllameTabatabaei
📚 مجله وقف، میراث جاوید، شماره 6
@AllameTabatabaei
✅ خاطره حجتالاسلام حجتی کرمانی از علامه طباطبایی
▫️سه جلد فارسی از تفسیر المیزان توسط من ترجمه شده است. مرحوم برادرم علی حجتی کرمانی در دوران زندانم به من نامهای نوشت و گفت: خدمت علامه طباطبایی بودهاند و ایشان دستور فرمودهاند که دو جلد از تفسیر المیزان را هم شما ترجمه کنید. همراه با نامه برادرم نامه علامه را هم دریافت کردم که هنوز هم این نامه را با خط خوش ایشان دارم.
▫️در زندان که بودم با دکتر سحابی در صحبتی که داشتیم اشاره کردم که حوزه علمیه امروز نیاز به یک مجله تئوریک در شأن حوزه دارد؛ البته در آن زمان مجله "مکتب اسلام" توسط آیت الله مکارم شیرازی منتشر میشد، اما بسیاری از طلبهها را اقناع نمیکرد؛ دوست داشیم حوزه در سطح عالیتری بتواند با یک مجله تخصصی فضلای درجه یک کشور را اقناع کند. خصوصا در آن زمان که مباحث فلسفی مارکسیستی و مانند آن بسیار مطرح بود و استاد مطهری هم کتاب اصول فلسفه را نوشته بودند و بحثهای داغی آن زمان در مورد مسایل فلسفی میان طلاب وجود داشت.
▫️دکتر سحابی به من گفتند: من یک نامه به دکتر محمود صناعی (که از بزرگان روزگار بودند و آن روزها ترجمه کتاب " جامعه و آزادی" جان استوارت میل ایشان بسیار طرفدار داشت) مینویسم و یک نامه هم به علامه طباطبایی تا شما را در این زمینه کمک کنند.
▫️علامه طباطبایی از پیشنهاد ایشان استقبال کردند و ما را یاری بسیار کردند. از دیگر نشانه های علاقه فراوان علامه طباطبایی به دکتر سحابی، ترجمه مقاله "خلقت انسان" ایشان به عربی و ذکر و ثبت این مقاله در جلد 5 و 6 تفسیر المیزان از سوی علامه طباطبایی است.
📚 سایت جماران
@AllameTabatabaei
▫️سه جلد فارسی از تفسیر المیزان توسط من ترجمه شده است. مرحوم برادرم علی حجتی کرمانی در دوران زندانم به من نامهای نوشت و گفت: خدمت علامه طباطبایی بودهاند و ایشان دستور فرمودهاند که دو جلد از تفسیر المیزان را هم شما ترجمه کنید. همراه با نامه برادرم نامه علامه را هم دریافت کردم که هنوز هم این نامه را با خط خوش ایشان دارم.
▫️در زندان که بودم با دکتر سحابی در صحبتی که داشتیم اشاره کردم که حوزه علمیه امروز نیاز به یک مجله تئوریک در شأن حوزه دارد؛ البته در آن زمان مجله "مکتب اسلام" توسط آیت الله مکارم شیرازی منتشر میشد، اما بسیاری از طلبهها را اقناع نمیکرد؛ دوست داشیم حوزه در سطح عالیتری بتواند با یک مجله تخصصی فضلای درجه یک کشور را اقناع کند. خصوصا در آن زمان که مباحث فلسفی مارکسیستی و مانند آن بسیار مطرح بود و استاد مطهری هم کتاب اصول فلسفه را نوشته بودند و بحثهای داغی آن زمان در مورد مسایل فلسفی میان طلاب وجود داشت.
▫️دکتر سحابی به من گفتند: من یک نامه به دکتر محمود صناعی (که از بزرگان روزگار بودند و آن روزها ترجمه کتاب " جامعه و آزادی" جان استوارت میل ایشان بسیار طرفدار داشت) مینویسم و یک نامه هم به علامه طباطبایی تا شما را در این زمینه کمک کنند.
▫️علامه طباطبایی از پیشنهاد ایشان استقبال کردند و ما را یاری بسیار کردند. از دیگر نشانه های علاقه فراوان علامه طباطبایی به دکتر سحابی، ترجمه مقاله "خلقت انسان" ایشان به عربی و ذکر و ثبت این مقاله در جلد 5 و 6 تفسیر المیزان از سوی علامه طباطبایی است.
📚 سایت جماران
@AllameTabatabaei
علامه، المیزان را به سفارش چه کسی نوشت؟
استاد سید محمدعلی علوی:
روزی با مرحوم آیت الله موسوی گلپایگانی به دیدن علامه طباطبایی در منزلشان رفتیم. در میان صحبتهای آن روز این سخن پیش آمد که چه انگیزهای باعث شد که آیت لله طباطبایی، با اینکه اشتغال و تخصصشان فلسفه بود، به قرآن رو آوردند و تفسیرالمیزان را نوشتند؟
مرحوم علامه فرمود: «بله؛ من مدتی دنبال فلسفه بودم تا اینکه شبی مادرم را در خواب دیدم که به من گفت: محمدحسین! تو که این اندازه در پی فلسفه هستی، فردای قیامت چه خواهی کرد؟! دستت خالی است...»
مرحوم علامه که به مادر خود علاقهی بسیاری داشت و میفرمود: مادرم حق بزرگی بر گردن من دارد، ادامه داد در خواب به مادرم گفتم: پس چه کنم؟ مادرم گفت به دامان قرآن چنگ بزن! در پی قرآن و تفسیر آن برو تا ان شاءالله شفاعتت بکند. من وقتی این خواب را دیدم، خیلی مضطرب و نگران شدم و دریافتم که مادرم کلام بسیار جالبی فرموده است. با خودم گفتم: چه بهتر که این آخر عمری، به ذیل عنایت قرآن، متوسل بشوم و این، انگیزه شد که من شب و روز به نگارش تفسیر المیزان همت بگمارم و بحمدالله، با عنایت خداوند و دعای مادرم، موفق به اتمام دوره آن شدم و این را از برکات عنایت مادرم می دانم.»
[ البته این انگیزه و این که علامه در جایی فرموده است که کاستی حوزه قم درباره قرآن و تفسیر، انگیزه مطالعات و نگارش درباره قرآن و تفسیر آن شد، جمعپذیر است.]
📚تهرانی، علی. ز مهر افروخته: ناگفته های نغز، همراه کاملترین مجموعه اشعار ازحضرت علامه سید محمدحسین طباطبایی. تهران: سروش، 1381. ص40
@AllameTabatabaei
استاد سید محمدعلی علوی:
روزی با مرحوم آیت الله موسوی گلپایگانی به دیدن علامه طباطبایی در منزلشان رفتیم. در میان صحبتهای آن روز این سخن پیش آمد که چه انگیزهای باعث شد که آیت لله طباطبایی، با اینکه اشتغال و تخصصشان فلسفه بود، به قرآن رو آوردند و تفسیرالمیزان را نوشتند؟
مرحوم علامه فرمود: «بله؛ من مدتی دنبال فلسفه بودم تا اینکه شبی مادرم را در خواب دیدم که به من گفت: محمدحسین! تو که این اندازه در پی فلسفه هستی، فردای قیامت چه خواهی کرد؟! دستت خالی است...»
مرحوم علامه که به مادر خود علاقهی بسیاری داشت و میفرمود: مادرم حق بزرگی بر گردن من دارد، ادامه داد در خواب به مادرم گفتم: پس چه کنم؟ مادرم گفت به دامان قرآن چنگ بزن! در پی قرآن و تفسیر آن برو تا ان شاءالله شفاعتت بکند. من وقتی این خواب را دیدم، خیلی مضطرب و نگران شدم و دریافتم که مادرم کلام بسیار جالبی فرموده است. با خودم گفتم: چه بهتر که این آخر عمری، به ذیل عنایت قرآن، متوسل بشوم و این، انگیزه شد که من شب و روز به نگارش تفسیر المیزان همت بگمارم و بحمدالله، با عنایت خداوند و دعای مادرم، موفق به اتمام دوره آن شدم و این را از برکات عنایت مادرم می دانم.»
[ البته این انگیزه و این که علامه در جایی فرموده است که کاستی حوزه قم درباره قرآن و تفسیر، انگیزه مطالعات و نگارش درباره قرآن و تفسیر آن شد، جمعپذیر است.]
📚تهرانی، علی. ز مهر افروخته: ناگفته های نغز، همراه کاملترین مجموعه اشعار ازحضرت علامه سید محمدحسین طباطبایی. تهران: سروش، 1381. ص40
@AllameTabatabaei
✅ دوست آینه دوست
یکی از اهل علم میگفت: زمانی با مرحوم طباطبایی در درس آیة الله محمدحسین اصفهانی شرکت میکردیم. روزی یکی از شاگردان اشکال بیاساسی را مطرح کرد و همه خندیدند و من هم خندهام گرفت. وقتی از کلاس بیرون آمدیم با آقای طباطبایی رو به رو شدم که چهره درهم کشیده بود. مرا که دید فرمود: "تو چرا خندیدی؟! اگر مطلبی را تو خوب و روان میفهمی باید خدا را شکر کنی نه این که به دیگران بخندی!"
آیة الله طباطبایی خودشان رفیقی داشتند که از او خواسته بودند هرگاه عیبی از ایشان دید، به ایشان تذکر دهد تا خود را اصلاح کنند.
📚ز مهر افروخته، تهرانی، علی، ص24
@AllameTabatabaei
یکی از اهل علم میگفت: زمانی با مرحوم طباطبایی در درس آیة الله محمدحسین اصفهانی شرکت میکردیم. روزی یکی از شاگردان اشکال بیاساسی را مطرح کرد و همه خندیدند و من هم خندهام گرفت. وقتی از کلاس بیرون آمدیم با آقای طباطبایی رو به رو شدم که چهره درهم کشیده بود. مرا که دید فرمود: "تو چرا خندیدی؟! اگر مطلبی را تو خوب و روان میفهمی باید خدا را شکر کنی نه این که به دیگران بخندی!"
آیة الله طباطبایی خودشان رفیقی داشتند که از او خواسته بودند هرگاه عیبی از ایشان دید، به ایشان تذکر دهد تا خود را اصلاح کنند.
📚ز مهر افروخته، تهرانی، علی، ص24
@AllameTabatabaei
علامه حسینی طهرانی
@AllameTabatabaei
🎧 #کتاب_صوتی رساله لباللباب (تقریرات درسهای عرفانی علامه طباطبایی)
✍️نویسنده: حسینی طهرانی
☑️ موضوع این رساله تهذیب اخلاق بر مبنای سیر و سلوک و طی سفرهای چهارگانه عرفانی است. مؤلف مینویسد: «اصل این رساله اولین دوره از درسهای اخلاقی و عرفانی است، که حضرت استاد گرامی ما علامه طباطبایی (روحی فداه) در سالهای ۶۹، ۱۳۶۸ هجری قمری در حوزه علمیه قم برای بعضی از طلاب بیان فرموده و این حقیر به عنوان تقریرات درس به رشته تحریر در آورده بودم و قرائت و مرور بر آن را در اوقات قبض و کدورت و خستگی، موجب تنویر روح و تلطیف جان خود می دانستم.
#قسمت_اول (طرح کلی سلوک الی الله، مراقبه، خلوص)
@AllameTabatabaei
✍️نویسنده: حسینی طهرانی
☑️ موضوع این رساله تهذیب اخلاق بر مبنای سیر و سلوک و طی سفرهای چهارگانه عرفانی است. مؤلف مینویسد: «اصل این رساله اولین دوره از درسهای اخلاقی و عرفانی است، که حضرت استاد گرامی ما علامه طباطبایی (روحی فداه) در سالهای ۶۹، ۱۳۶۸ هجری قمری در حوزه علمیه قم برای بعضی از طلاب بیان فرموده و این حقیر به عنوان تقریرات درس به رشته تحریر در آورده بودم و قرائت و مرور بر آن را در اوقات قبض و کدورت و خستگی، موجب تنویر روح و تلطیف جان خود می دانستم.
#قسمت_اول (طرح کلی سلوک الی الله، مراقبه، خلوص)
@AllameTabatabaei
✅ سفارش علامه به دختران دانشجو
به درستی یادم نیست که چه مناسبتی بود که تعدادی دانشجویان دختر از تهران و اصفهان به قم آمده بودند. برخی از آن جمع به من (انصاریان) گفتند که میخواهند به ملاقات علامه طباطبایی بروند و از من خواستند تا پادرمیانی کنم از علامه اجازه ملاقات بگیرم. آن زمان علامه به خاطر کهولت سن و ناراحتیهای بسیار که بیماری هم ایشان را بسیار آزار میداد ترجیح میدادند که تنها باشند. به آن جمع تنها قول به عرض رساندن پیام آنان را دادم چون احساس می کردم شاید علامه با آن وضعیت جواب رد بدهند، خدمت ایشان رسیدم و درخواست دانشجویان را به ایشان عرض کردم. ایشان با آن بلندنظری خاص خود و لطف و محبتی هم که به من داشت مثل همیشه فرمودند: چشم، تشریف بیاورید.
خوشحال شدم و زمینه برگزاری جلسه را مهیا کردیم و رفتیم محضر علامه. پس از تمام شدن تعارفات و حرفهای عادی، به علامه عرض کردم: آقا این خانمها متدین و به دین و اهل بیت (علیهمالسلام) علاقهمند هستند، با وجود حاکم بودن فضای فرهنگی نامناسب بر دانشگاهها، وجود اینها خود نعمتی است. نصیحتی بفرمایید تا به کار خود دلگرم شوند!
علامه که نگاه نافذ و زیبایشان پایین بود فرمودند: چشم!
اول فکر کردم که میخواهند نیمساعتی صحبت کنند و مثل همه آقایان با تشریفات خاص، ابتدا مقدمه و سلام و صلوات و موخره بچینند و تشکر کنند، ولی بدون هیچ مقدمهای لب به سخن گشود و فرمود:« با خدا باشید و از خدا حساب ببرید! خداوند را در همه جا حاضر و ناظر بدانید! همه چیزتان برای او باشد و از او مدد بخواهید که یاریرسان تنها خداوند است و بهترین یار و یاور و مونس و رفیق و دلسوز اوست و بس. خدا، خدا، خدا، من چیز دیگری نمیتوانم بگویم.» این چند جمله کوتاه چنان تاثیر عمیقی بر حاضران گذاشت که همگی با چشم گریان و گونه اشکآلود با ایشان خداحافظی و جلسه را ترک کردند.
▫️آنچه آن روز برای من جالب بود، مخاطبشناسی علامه بود ایشان با پی بردن به این که آنان دانشجو هستند، زاویه ورودشان به سخن کوتاهشان هم زاویهای حوزوی و خاص مخاطب حوزه نبود، و بودن خطبهخوانی ابتدا سریع رفتند سراغ اصل مطلب.
📚 انصاریان خوانساری، محمدتقی، آشنای آسمان، ص84
@AllameTabatabaei
به درستی یادم نیست که چه مناسبتی بود که تعدادی دانشجویان دختر از تهران و اصفهان به قم آمده بودند. برخی از آن جمع به من (انصاریان) گفتند که میخواهند به ملاقات علامه طباطبایی بروند و از من خواستند تا پادرمیانی کنم از علامه اجازه ملاقات بگیرم. آن زمان علامه به خاطر کهولت سن و ناراحتیهای بسیار که بیماری هم ایشان را بسیار آزار میداد ترجیح میدادند که تنها باشند. به آن جمع تنها قول به عرض رساندن پیام آنان را دادم چون احساس می کردم شاید علامه با آن وضعیت جواب رد بدهند، خدمت ایشان رسیدم و درخواست دانشجویان را به ایشان عرض کردم. ایشان با آن بلندنظری خاص خود و لطف و محبتی هم که به من داشت مثل همیشه فرمودند: چشم، تشریف بیاورید.
خوشحال شدم و زمینه برگزاری جلسه را مهیا کردیم و رفتیم محضر علامه. پس از تمام شدن تعارفات و حرفهای عادی، به علامه عرض کردم: آقا این خانمها متدین و به دین و اهل بیت (علیهمالسلام) علاقهمند هستند، با وجود حاکم بودن فضای فرهنگی نامناسب بر دانشگاهها، وجود اینها خود نعمتی است. نصیحتی بفرمایید تا به کار خود دلگرم شوند!
علامه که نگاه نافذ و زیبایشان پایین بود فرمودند: چشم!
اول فکر کردم که میخواهند نیمساعتی صحبت کنند و مثل همه آقایان با تشریفات خاص، ابتدا مقدمه و سلام و صلوات و موخره بچینند و تشکر کنند، ولی بدون هیچ مقدمهای لب به سخن گشود و فرمود:« با خدا باشید و از خدا حساب ببرید! خداوند را در همه جا حاضر و ناظر بدانید! همه چیزتان برای او باشد و از او مدد بخواهید که یاریرسان تنها خداوند است و بهترین یار و یاور و مونس و رفیق و دلسوز اوست و بس. خدا، خدا، خدا، من چیز دیگری نمیتوانم بگویم.» این چند جمله کوتاه چنان تاثیر عمیقی بر حاضران گذاشت که همگی با چشم گریان و گونه اشکآلود با ایشان خداحافظی و جلسه را ترک کردند.
▫️آنچه آن روز برای من جالب بود، مخاطبشناسی علامه بود ایشان با پی بردن به این که آنان دانشجو هستند، زاویه ورودشان به سخن کوتاهشان هم زاویهای حوزوی و خاص مخاطب حوزه نبود، و بودن خطبهخوانی ابتدا سریع رفتند سراغ اصل مطلب.
📚 انصاریان خوانساری، محمدتقی، آشنای آسمان، ص84
@AllameTabatabaei
✅ افتادگی آموز اگر طالب فیضی
حجه الاسلام محمدباقر تحریری:
روزی پس از درس و پیش از تعطیلات، یکی از شاگردان به ایشان عرض کرد: «نصیحتی بفرمایید!»
ایشان بسیار منفعل و شرمنده شدند و آثار خجلت در چهرهشان ظاهر شد و فرمودند: "من که هستم که بخواهم نصیحت و موعظه کنم؟!"
📚 ز مهر افروخته،تهرانی، علی، ص35
@AllameTabatabaei
حجه الاسلام محمدباقر تحریری:
روزی پس از درس و پیش از تعطیلات، یکی از شاگردان به ایشان عرض کرد: «نصیحتی بفرمایید!»
ایشان بسیار منفعل و شرمنده شدند و آثار خجلت در چهرهشان ظاهر شد و فرمودند: "من که هستم که بخواهم نصیحت و موعظه کنم؟!"
📚 ز مهر افروخته،تهرانی، علی، ص35
@AllameTabatabaei