✅ خاطره حجتالاسلام حجتی کرمانی از علامه طباطبایی
▫️سه جلد فارسی از تفسیر المیزان توسط من ترجمه شده است. مرحوم برادرم علی حجتی کرمانی در دوران زندانم به من نامهای نوشت و گفت: خدمت علامه طباطبایی بودهاند و ایشان دستور فرمودهاند که دو جلد از تفسیر المیزان را هم شما ترجمه کنید. همراه با نامه برادرم نامه علامه را هم دریافت کردم که هنوز هم این نامه را با خط خوش ایشان دارم.
▫️در زندان که بودم با دکتر سحابی در صحبتی که داشتیم اشاره کردم که حوزه علمیه امروز نیاز به یک مجله تئوریک در شأن حوزه دارد؛ البته در آن زمان مجله "مکتب اسلام" توسط آیت الله مکارم شیرازی منتشر میشد، اما بسیاری از طلبهها را اقناع نمیکرد؛ دوست داشیم حوزه در سطح عالیتری بتواند با یک مجله تخصصی فضلای درجه یک کشور را اقناع کند. خصوصا در آن زمان که مباحث فلسفی مارکسیستی و مانند آن بسیار مطرح بود و استاد مطهری هم کتاب اصول فلسفه را نوشته بودند و بحثهای داغی آن زمان در مورد مسایل فلسفی میان طلاب وجود داشت.
▫️دکتر سحابی به من گفتند: من یک نامه به دکتر محمود صناعی (که از بزرگان روزگار بودند و آن روزها ترجمه کتاب " جامعه و آزادی" جان استوارت میل ایشان بسیار طرفدار داشت) مینویسم و یک نامه هم به علامه طباطبایی تا شما را در این زمینه کمک کنند.
▫️علامه طباطبایی از پیشنهاد ایشان استقبال کردند و ما را یاری بسیار کردند. از دیگر نشانه های علاقه فراوان علامه طباطبایی به دکتر سحابی، ترجمه مقاله "خلقت انسان" ایشان به عربی و ذکر و ثبت این مقاله در جلد 5 و 6 تفسیر المیزان از سوی علامه طباطبایی است.
📚 سایت جماران
@AllameTabatabaei
▫️سه جلد فارسی از تفسیر المیزان توسط من ترجمه شده است. مرحوم برادرم علی حجتی کرمانی در دوران زندانم به من نامهای نوشت و گفت: خدمت علامه طباطبایی بودهاند و ایشان دستور فرمودهاند که دو جلد از تفسیر المیزان را هم شما ترجمه کنید. همراه با نامه برادرم نامه علامه را هم دریافت کردم که هنوز هم این نامه را با خط خوش ایشان دارم.
▫️در زندان که بودم با دکتر سحابی در صحبتی که داشتیم اشاره کردم که حوزه علمیه امروز نیاز به یک مجله تئوریک در شأن حوزه دارد؛ البته در آن زمان مجله "مکتب اسلام" توسط آیت الله مکارم شیرازی منتشر میشد، اما بسیاری از طلبهها را اقناع نمیکرد؛ دوست داشیم حوزه در سطح عالیتری بتواند با یک مجله تخصصی فضلای درجه یک کشور را اقناع کند. خصوصا در آن زمان که مباحث فلسفی مارکسیستی و مانند آن بسیار مطرح بود و استاد مطهری هم کتاب اصول فلسفه را نوشته بودند و بحثهای داغی آن زمان در مورد مسایل فلسفی میان طلاب وجود داشت.
▫️دکتر سحابی به من گفتند: من یک نامه به دکتر محمود صناعی (که از بزرگان روزگار بودند و آن روزها ترجمه کتاب " جامعه و آزادی" جان استوارت میل ایشان بسیار طرفدار داشت) مینویسم و یک نامه هم به علامه طباطبایی تا شما را در این زمینه کمک کنند.
▫️علامه طباطبایی از پیشنهاد ایشان استقبال کردند و ما را یاری بسیار کردند. از دیگر نشانه های علاقه فراوان علامه طباطبایی به دکتر سحابی، ترجمه مقاله "خلقت انسان" ایشان به عربی و ذکر و ثبت این مقاله در جلد 5 و 6 تفسیر المیزان از سوی علامه طباطبایی است.
📚 سایت جماران
@AllameTabatabaei
علامه، المیزان را به سفارش چه کسی نوشت؟
استاد سید محمدعلی علوی:
روزی با مرحوم آیت الله موسوی گلپایگانی به دیدن علامه طباطبایی در منزلشان رفتیم. در میان صحبتهای آن روز این سخن پیش آمد که چه انگیزهای باعث شد که آیت لله طباطبایی، با اینکه اشتغال و تخصصشان فلسفه بود، به قرآن رو آوردند و تفسیرالمیزان را نوشتند؟
مرحوم علامه فرمود: «بله؛ من مدتی دنبال فلسفه بودم تا اینکه شبی مادرم را در خواب دیدم که به من گفت: محمدحسین! تو که این اندازه در پی فلسفه هستی، فردای قیامت چه خواهی کرد؟! دستت خالی است...»
مرحوم علامه که به مادر خود علاقهی بسیاری داشت و میفرمود: مادرم حق بزرگی بر گردن من دارد، ادامه داد در خواب به مادرم گفتم: پس چه کنم؟ مادرم گفت به دامان قرآن چنگ بزن! در پی قرآن و تفسیر آن برو تا ان شاءالله شفاعتت بکند. من وقتی این خواب را دیدم، خیلی مضطرب و نگران شدم و دریافتم که مادرم کلام بسیار جالبی فرموده است. با خودم گفتم: چه بهتر که این آخر عمری، به ذیل عنایت قرآن، متوسل بشوم و این، انگیزه شد که من شب و روز به نگارش تفسیر المیزان همت بگمارم و بحمدالله، با عنایت خداوند و دعای مادرم، موفق به اتمام دوره آن شدم و این را از برکات عنایت مادرم می دانم.»
[ البته این انگیزه و این که علامه در جایی فرموده است که کاستی حوزه قم درباره قرآن و تفسیر، انگیزه مطالعات و نگارش درباره قرآن و تفسیر آن شد، جمعپذیر است.]
📚تهرانی، علی. ز مهر افروخته: ناگفته های نغز، همراه کاملترین مجموعه اشعار ازحضرت علامه سید محمدحسین طباطبایی. تهران: سروش، 1381. ص40
@AllameTabatabaei
استاد سید محمدعلی علوی:
روزی با مرحوم آیت الله موسوی گلپایگانی به دیدن علامه طباطبایی در منزلشان رفتیم. در میان صحبتهای آن روز این سخن پیش آمد که چه انگیزهای باعث شد که آیت لله طباطبایی، با اینکه اشتغال و تخصصشان فلسفه بود، به قرآن رو آوردند و تفسیرالمیزان را نوشتند؟
مرحوم علامه فرمود: «بله؛ من مدتی دنبال فلسفه بودم تا اینکه شبی مادرم را در خواب دیدم که به من گفت: محمدحسین! تو که این اندازه در پی فلسفه هستی، فردای قیامت چه خواهی کرد؟! دستت خالی است...»
مرحوم علامه که به مادر خود علاقهی بسیاری داشت و میفرمود: مادرم حق بزرگی بر گردن من دارد، ادامه داد در خواب به مادرم گفتم: پس چه کنم؟ مادرم گفت به دامان قرآن چنگ بزن! در پی قرآن و تفسیر آن برو تا ان شاءالله شفاعتت بکند. من وقتی این خواب را دیدم، خیلی مضطرب و نگران شدم و دریافتم که مادرم کلام بسیار جالبی فرموده است. با خودم گفتم: چه بهتر که این آخر عمری، به ذیل عنایت قرآن، متوسل بشوم و این، انگیزه شد که من شب و روز به نگارش تفسیر المیزان همت بگمارم و بحمدالله، با عنایت خداوند و دعای مادرم، موفق به اتمام دوره آن شدم و این را از برکات عنایت مادرم می دانم.»
[ البته این انگیزه و این که علامه در جایی فرموده است که کاستی حوزه قم درباره قرآن و تفسیر، انگیزه مطالعات و نگارش درباره قرآن و تفسیر آن شد، جمعپذیر است.]
📚تهرانی، علی. ز مهر افروخته: ناگفته های نغز، همراه کاملترین مجموعه اشعار ازحضرت علامه سید محمدحسین طباطبایی. تهران: سروش، 1381. ص40
@AllameTabatabaei
✅ دوست آینه دوست
یکی از اهل علم میگفت: زمانی با مرحوم طباطبایی در درس آیة الله محمدحسین اصفهانی شرکت میکردیم. روزی یکی از شاگردان اشکال بیاساسی را مطرح کرد و همه خندیدند و من هم خندهام گرفت. وقتی از کلاس بیرون آمدیم با آقای طباطبایی رو به رو شدم که چهره درهم کشیده بود. مرا که دید فرمود: "تو چرا خندیدی؟! اگر مطلبی را تو خوب و روان میفهمی باید خدا را شکر کنی نه این که به دیگران بخندی!"
آیة الله طباطبایی خودشان رفیقی داشتند که از او خواسته بودند هرگاه عیبی از ایشان دید، به ایشان تذکر دهد تا خود را اصلاح کنند.
📚ز مهر افروخته، تهرانی، علی، ص24
@AllameTabatabaei
یکی از اهل علم میگفت: زمانی با مرحوم طباطبایی در درس آیة الله محمدحسین اصفهانی شرکت میکردیم. روزی یکی از شاگردان اشکال بیاساسی را مطرح کرد و همه خندیدند و من هم خندهام گرفت. وقتی از کلاس بیرون آمدیم با آقای طباطبایی رو به رو شدم که چهره درهم کشیده بود. مرا که دید فرمود: "تو چرا خندیدی؟! اگر مطلبی را تو خوب و روان میفهمی باید خدا را شکر کنی نه این که به دیگران بخندی!"
آیة الله طباطبایی خودشان رفیقی داشتند که از او خواسته بودند هرگاه عیبی از ایشان دید، به ایشان تذکر دهد تا خود را اصلاح کنند.
📚ز مهر افروخته، تهرانی، علی، ص24
@AllameTabatabaei
علامه حسینی طهرانی
@AllameTabatabaei
🎧 #کتاب_صوتی رساله لباللباب (تقریرات درسهای عرفانی علامه طباطبایی)
✍️نویسنده: حسینی طهرانی
☑️ موضوع این رساله تهذیب اخلاق بر مبنای سیر و سلوک و طی سفرهای چهارگانه عرفانی است. مؤلف مینویسد: «اصل این رساله اولین دوره از درسهای اخلاقی و عرفانی است، که حضرت استاد گرامی ما علامه طباطبایی (روحی فداه) در سالهای ۶۹، ۱۳۶۸ هجری قمری در حوزه علمیه قم برای بعضی از طلاب بیان فرموده و این حقیر به عنوان تقریرات درس به رشته تحریر در آورده بودم و قرائت و مرور بر آن را در اوقات قبض و کدورت و خستگی، موجب تنویر روح و تلطیف جان خود می دانستم.
#قسمت_اول (طرح کلی سلوک الی الله، مراقبه، خلوص)
@AllameTabatabaei
✍️نویسنده: حسینی طهرانی
☑️ موضوع این رساله تهذیب اخلاق بر مبنای سیر و سلوک و طی سفرهای چهارگانه عرفانی است. مؤلف مینویسد: «اصل این رساله اولین دوره از درسهای اخلاقی و عرفانی است، که حضرت استاد گرامی ما علامه طباطبایی (روحی فداه) در سالهای ۶۹، ۱۳۶۸ هجری قمری در حوزه علمیه قم برای بعضی از طلاب بیان فرموده و این حقیر به عنوان تقریرات درس به رشته تحریر در آورده بودم و قرائت و مرور بر آن را در اوقات قبض و کدورت و خستگی، موجب تنویر روح و تلطیف جان خود می دانستم.
#قسمت_اول (طرح کلی سلوک الی الله، مراقبه، خلوص)
@AllameTabatabaei
✅ سفارش علامه به دختران دانشجو
به درستی یادم نیست که چه مناسبتی بود که تعدادی دانشجویان دختر از تهران و اصفهان به قم آمده بودند. برخی از آن جمع به من (انصاریان) گفتند که میخواهند به ملاقات علامه طباطبایی بروند و از من خواستند تا پادرمیانی کنم از علامه اجازه ملاقات بگیرم. آن زمان علامه به خاطر کهولت سن و ناراحتیهای بسیار که بیماری هم ایشان را بسیار آزار میداد ترجیح میدادند که تنها باشند. به آن جمع تنها قول به عرض رساندن پیام آنان را دادم چون احساس می کردم شاید علامه با آن وضعیت جواب رد بدهند، خدمت ایشان رسیدم و درخواست دانشجویان را به ایشان عرض کردم. ایشان با آن بلندنظری خاص خود و لطف و محبتی هم که به من داشت مثل همیشه فرمودند: چشم، تشریف بیاورید.
خوشحال شدم و زمینه برگزاری جلسه را مهیا کردیم و رفتیم محضر علامه. پس از تمام شدن تعارفات و حرفهای عادی، به علامه عرض کردم: آقا این خانمها متدین و به دین و اهل بیت (علیهمالسلام) علاقهمند هستند، با وجود حاکم بودن فضای فرهنگی نامناسب بر دانشگاهها، وجود اینها خود نعمتی است. نصیحتی بفرمایید تا به کار خود دلگرم شوند!
علامه که نگاه نافذ و زیبایشان پایین بود فرمودند: چشم!
اول فکر کردم که میخواهند نیمساعتی صحبت کنند و مثل همه آقایان با تشریفات خاص، ابتدا مقدمه و سلام و صلوات و موخره بچینند و تشکر کنند، ولی بدون هیچ مقدمهای لب به سخن گشود و فرمود:« با خدا باشید و از خدا حساب ببرید! خداوند را در همه جا حاضر و ناظر بدانید! همه چیزتان برای او باشد و از او مدد بخواهید که یاریرسان تنها خداوند است و بهترین یار و یاور و مونس و رفیق و دلسوز اوست و بس. خدا، خدا، خدا، من چیز دیگری نمیتوانم بگویم.» این چند جمله کوتاه چنان تاثیر عمیقی بر حاضران گذاشت که همگی با چشم گریان و گونه اشکآلود با ایشان خداحافظی و جلسه را ترک کردند.
▫️آنچه آن روز برای من جالب بود، مخاطبشناسی علامه بود ایشان با پی بردن به این که آنان دانشجو هستند، زاویه ورودشان به سخن کوتاهشان هم زاویهای حوزوی و خاص مخاطب حوزه نبود، و بودن خطبهخوانی ابتدا سریع رفتند سراغ اصل مطلب.
📚 انصاریان خوانساری، محمدتقی، آشنای آسمان، ص84
@AllameTabatabaei
به درستی یادم نیست که چه مناسبتی بود که تعدادی دانشجویان دختر از تهران و اصفهان به قم آمده بودند. برخی از آن جمع به من (انصاریان) گفتند که میخواهند به ملاقات علامه طباطبایی بروند و از من خواستند تا پادرمیانی کنم از علامه اجازه ملاقات بگیرم. آن زمان علامه به خاطر کهولت سن و ناراحتیهای بسیار که بیماری هم ایشان را بسیار آزار میداد ترجیح میدادند که تنها باشند. به آن جمع تنها قول به عرض رساندن پیام آنان را دادم چون احساس می کردم شاید علامه با آن وضعیت جواب رد بدهند، خدمت ایشان رسیدم و درخواست دانشجویان را به ایشان عرض کردم. ایشان با آن بلندنظری خاص خود و لطف و محبتی هم که به من داشت مثل همیشه فرمودند: چشم، تشریف بیاورید.
خوشحال شدم و زمینه برگزاری جلسه را مهیا کردیم و رفتیم محضر علامه. پس از تمام شدن تعارفات و حرفهای عادی، به علامه عرض کردم: آقا این خانمها متدین و به دین و اهل بیت (علیهمالسلام) علاقهمند هستند، با وجود حاکم بودن فضای فرهنگی نامناسب بر دانشگاهها، وجود اینها خود نعمتی است. نصیحتی بفرمایید تا به کار خود دلگرم شوند!
علامه که نگاه نافذ و زیبایشان پایین بود فرمودند: چشم!
اول فکر کردم که میخواهند نیمساعتی صحبت کنند و مثل همه آقایان با تشریفات خاص، ابتدا مقدمه و سلام و صلوات و موخره بچینند و تشکر کنند، ولی بدون هیچ مقدمهای لب به سخن گشود و فرمود:« با خدا باشید و از خدا حساب ببرید! خداوند را در همه جا حاضر و ناظر بدانید! همه چیزتان برای او باشد و از او مدد بخواهید که یاریرسان تنها خداوند است و بهترین یار و یاور و مونس و رفیق و دلسوز اوست و بس. خدا، خدا، خدا، من چیز دیگری نمیتوانم بگویم.» این چند جمله کوتاه چنان تاثیر عمیقی بر حاضران گذاشت که همگی با چشم گریان و گونه اشکآلود با ایشان خداحافظی و جلسه را ترک کردند.
▫️آنچه آن روز برای من جالب بود، مخاطبشناسی علامه بود ایشان با پی بردن به این که آنان دانشجو هستند، زاویه ورودشان به سخن کوتاهشان هم زاویهای حوزوی و خاص مخاطب حوزه نبود، و بودن خطبهخوانی ابتدا سریع رفتند سراغ اصل مطلب.
📚 انصاریان خوانساری، محمدتقی، آشنای آسمان، ص84
@AllameTabatabaei
✅ افتادگی آموز اگر طالب فیضی
حجه الاسلام محمدباقر تحریری:
روزی پس از درس و پیش از تعطیلات، یکی از شاگردان به ایشان عرض کرد: «نصیحتی بفرمایید!»
ایشان بسیار منفعل و شرمنده شدند و آثار خجلت در چهرهشان ظاهر شد و فرمودند: "من که هستم که بخواهم نصیحت و موعظه کنم؟!"
📚 ز مهر افروخته،تهرانی، علی، ص35
@AllameTabatabaei
حجه الاسلام محمدباقر تحریری:
روزی پس از درس و پیش از تعطیلات، یکی از شاگردان به ایشان عرض کرد: «نصیحتی بفرمایید!»
ایشان بسیار منفعل و شرمنده شدند و آثار خجلت در چهرهشان ظاهر شد و فرمودند: "من که هستم که بخواهم نصیحت و موعظه کنم؟!"
📚 ز مهر افروخته،تهرانی، علی، ص35
@AllameTabatabaei
آیتاللهحسینیطهرانی
@AllameTabatabaei
🎧 #کتاب_صوتی رساله لباللباب (تقریرات درسهای عرفانی علامه طباطبایی)
✍️نویسنده: آیتالله حسینی طهرانی
☑️ موضوع این رساله تهذیب اخلاق بر مبنای سیر و سلوک و طی سفرهای چهارگانه عرفانی است. مؤلف مینویسد: «اصل این رساله اولین دوره از درسهای اخلاقی و عرفانی است، که حضرت استاد گرامی ما علامه طباطبایی (روحی فداه) در سالهای ۶۹، ۱۳۶۸ هجری قمری در حوزه علمیه قم برای بعضی از طلاب بیان فرموده و این حقیر به عنوان تقریرات درس به رشته تحریر در آورده بودم و قرائت و مرور بر آن را در اوقات قبض و کدورت و خستگی، موجب تنویر روح و تلطیف جان خود می دانستم.
#قسمت_دوم (معرفت اجمالي و طرح كلي سلوك الي الله)
@AllameTabatabaei
✍️نویسنده: آیتالله حسینی طهرانی
☑️ موضوع این رساله تهذیب اخلاق بر مبنای سیر و سلوک و طی سفرهای چهارگانه عرفانی است. مؤلف مینویسد: «اصل این رساله اولین دوره از درسهای اخلاقی و عرفانی است، که حضرت استاد گرامی ما علامه طباطبایی (روحی فداه) در سالهای ۶۹، ۱۳۶۸ هجری قمری در حوزه علمیه قم برای بعضی از طلاب بیان فرموده و این حقیر به عنوان تقریرات درس به رشته تحریر در آورده بودم و قرائت و مرور بر آن را در اوقات قبض و کدورت و خستگی، موجب تنویر روح و تلطیف جان خود می دانستم.
#قسمت_دوم (معرفت اجمالي و طرح كلي سلوك الي الله)
@AllameTabatabaei
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ویژه_اربعین
📺 نماهنگ بسیار زیبا و #جانسور «دیر رسیدم من...»
#حاج_محمود_کریمی
🏴 فرا رسیدن اربعین سید و سالار شهیدان بر عشاقالحسین و آزادگان عالم تسلیت باد! 🏴
@AllameTabatabaei
📺 نماهنگ بسیار زیبا و #جانسور «دیر رسیدم من...»
#حاج_محمود_کریمی
🏴 فرا رسیدن اربعین سید و سالار شهیدان بر عشاقالحسین و آزادگان عالم تسلیت باد! 🏴
@AllameTabatabaei
✅ دستگاه امام حسین (ع) باید توسعه پیدا کند
یکی از شاگردان علامه نقل کرده است: شنیدم وقتی در عتبات بودند به توسل و بکاء بر امام حسین (ع) و شرکت در مجالس عزاداری مراقبت داشتند، به خاطر دارم که روزی خدمت ایشان عرض کردیم که به واسطه توسعه صحن حرم حضرت سیدالشهدا (ع) مقبره یکی از علما از بین رفته و محو شده است، ایشان فرمودند: مسالهای نیست دستگاه امام حسین (ع) باید توسعه پیدا کند، در دستورات اخلاقی خود نقل از اساتیدشان میفرمودند: هیچ کس به هیچ مرتبهای از معنویت نرسید و گشایش و فتح بابی نکرد مگر در حرم مطهر امام حسین (ع) و یا توسل به آن حضرت.
📚 جرعههای جانبخش،گلی زواره، غلامرضا، ص 263
@AllameTabatabaei
یکی از شاگردان علامه نقل کرده است: شنیدم وقتی در عتبات بودند به توسل و بکاء بر امام حسین (ع) و شرکت در مجالس عزاداری مراقبت داشتند، به خاطر دارم که روزی خدمت ایشان عرض کردیم که به واسطه توسعه صحن حرم حضرت سیدالشهدا (ع) مقبره یکی از علما از بین رفته و محو شده است، ایشان فرمودند: مسالهای نیست دستگاه امام حسین (ع) باید توسعه پیدا کند، در دستورات اخلاقی خود نقل از اساتیدشان میفرمودند: هیچ کس به هیچ مرتبهای از معنویت نرسید و گشایش و فتح بابی نکرد مگر در حرم مطهر امام حسین (ع) و یا توسل به آن حضرت.
📚 جرعههای جانبخش،گلی زواره، غلامرضا، ص 263
@AllameTabatabaei
#المیزان1️⃣7️⃣ | حضرت آدم (ع) چه مدت، میهمان بهشت خدا بود؟
مرحوم صدوق از امام باقر عليهالسلام از پدران بزرگوارش، از رسول خدا (ص) روايت كرده كه فرمود: مكث آدم و حوا در بهشت از هنگامى كه وارد آن شدند تا ساعتى كه بيرون شدند تنها هفت ساعت از ايام دنيا بود و در همانروز كه اين جريان واقع شد، خدا از بهشتش بيرون كرد.
📚 ترجمه الميزان ج1، ص222.
☑️ نکتههای باریکتر از موی « المیزان» را در «کیش مهر» بخوانید!
@AllameTabatabaei
مرحوم صدوق از امام باقر عليهالسلام از پدران بزرگوارش، از رسول خدا (ص) روايت كرده كه فرمود: مكث آدم و حوا در بهشت از هنگامى كه وارد آن شدند تا ساعتى كه بيرون شدند تنها هفت ساعت از ايام دنيا بود و در همانروز كه اين جريان واقع شد، خدا از بهشتش بيرون كرد.
📚 ترجمه الميزان ج1، ص222.
☑️ نکتههای باریکتر از موی « المیزان» را در «کیش مهر» بخوانید!
@AllameTabatabaei
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 ما به او محتاج بودیم، او به ما مشتاق بود...
☑️ سوال از علامه طباطبایی (ره) پیرامون چگونگی رابطه بین خداوند و بنده
#حجت_الاسلام_عاملی
@AllameTabatabaei
☑️ سوال از علامه طباطبایی (ره) پیرامون چگونگی رابطه بین خداوند و بنده
#حجت_الاسلام_عاملی
@AllameTabatabaei
✅ سِرّ امامیه
آیه الله حسن زاده آملی (حفظه الله):
شبی در محضر انوار استاد علامه طباطبایی در قم تشریف داشتیم که روز قبلش در تهران با هانری کربن دانشمند فرانسوی جلسه مذاکره علمی داشتند، برای ما حکایت فرمود: در آن جلسه تهران مهمان بزرگواری داشتیم این مهمان فرانسوی و مسلمان و امامیه بوده است از زبان مترجمش اظهار داشت که مسلمانم و شیعه اثنی عشری هستم و به سر امامیه اعتقاد دارم.
استاد طباطبایی فرمودند: از ایشان پرسیدم که تبار و دودمان شما در پاریس از طایفه امامیه هستند؟ در جوابم گفت: خیر، من بوسیله مطالعه کتب ادیان و مذاهب و ملل و نحل و تحقیقات شخصی خودم به دین اسلام رسیدم و مسلمان شدم و از اسلام به امامیه و مذهب جعفری و حتی به سر امامیه هم معترف و معتقدم.
استاد طباطبایی فرمودند: از وی پرسیدم مقصودتان از سر امامیه چیست؟
در پاسخم گفت: وجود امام زمان مهدی موعود (عج).
📚 گلی زواره، غلامرضا. جرعه های جانبخش: فرازهایی از زندگی علامه طباطبایی. موسسه فرهنگی انتشاراتی حضور. ص278
@AllameTabatabaei
آیه الله حسن زاده آملی (حفظه الله):
شبی در محضر انوار استاد علامه طباطبایی در قم تشریف داشتیم که روز قبلش در تهران با هانری کربن دانشمند فرانسوی جلسه مذاکره علمی داشتند، برای ما حکایت فرمود: در آن جلسه تهران مهمان بزرگواری داشتیم این مهمان فرانسوی و مسلمان و امامیه بوده است از زبان مترجمش اظهار داشت که مسلمانم و شیعه اثنی عشری هستم و به سر امامیه اعتقاد دارم.
استاد طباطبایی فرمودند: از ایشان پرسیدم که تبار و دودمان شما در پاریس از طایفه امامیه هستند؟ در جوابم گفت: خیر، من بوسیله مطالعه کتب ادیان و مذاهب و ملل و نحل و تحقیقات شخصی خودم به دین اسلام رسیدم و مسلمان شدم و از اسلام به امامیه و مذهب جعفری و حتی به سر امامیه هم معترف و معتقدم.
استاد طباطبایی فرمودند: از وی پرسیدم مقصودتان از سر امامیه چیست؟
در پاسخم گفت: وجود امام زمان مهدی موعود (عج).
📚 گلی زواره، غلامرضا. جرعه های جانبخش: فرازهایی از زندگی علامه طباطبایی. موسسه فرهنگی انتشاراتی حضور. ص278
@AllameTabatabaei
Tafsir Zariyat Javadi 6
Javadi
#جرعه_جرعه_المیزان21
🎵بشنوید|خدا چرا قسم میخورد؟
☑️ اگر غیرخدا هیچ و پوچ است پس چرا خداوند در قرآن به پارهای از مخلوقات خودش سوگند یاد میکند؟
#جوادی_آملی
@AllameTabatabaei
🎵بشنوید|خدا چرا قسم میخورد؟
☑️ اگر غیرخدا هیچ و پوچ است پس چرا خداوند در قرآن به پارهای از مخلوقات خودش سوگند یاد میکند؟
#جوادی_آملی
@AllameTabatabaei
آیتاللهحسینیطهرانی
@AllameTabatabaei
🎧 #کتاب_صوتی رساله لباللباب 3 (تقریرات درسهای عرفانی علامه طباطبایی)
✍️نویسنده: آیتالله حسینی طهرانی
☑️ موضوع این رساله تهذیب اخلاق بر مبنای سیر و سلوک و طی سفرهای چهارگانه عرفانی است. مؤلف مینویسد: «اصل این رساله اولین دوره از درسهای اخلاقی و عرفانی است، که حضرت استاد گرامی ما علامه طباطبایی (روحی فداه) در سالهای ۶۹، ۱۳۶۸ هجری قمری در حوزه علمیه قم برای بعضی از طلاب بیان فرموده و این حقیر به عنوان تقریرات درس به رشته تحریر در آورده بودم و قرائت و مرور بر آن را در اوقات قبض و کدورت و خستگی، موجب تنویر روح و تلطیف جان خود می دانستم.
#قسمت_سوم (شرح تفصیلی عوالم مقدم بر عالم خلوص)
@AllameTabatabaei
✍️نویسنده: آیتالله حسینی طهرانی
☑️ موضوع این رساله تهذیب اخلاق بر مبنای سیر و سلوک و طی سفرهای چهارگانه عرفانی است. مؤلف مینویسد: «اصل این رساله اولین دوره از درسهای اخلاقی و عرفانی است، که حضرت استاد گرامی ما علامه طباطبایی (روحی فداه) در سالهای ۶۹، ۱۳۶۸ هجری قمری در حوزه علمیه قم برای بعضی از طلاب بیان فرموده و این حقیر به عنوان تقریرات درس به رشته تحریر در آورده بودم و قرائت و مرور بر آن را در اوقات قبض و کدورت و خستگی، موجب تنویر روح و تلطیف جان خود می دانستم.
#قسمت_سوم (شرح تفصیلی عوالم مقدم بر عالم خلوص)
@AllameTabatabaei
آیتاللهحسینیطهرانی
@AllameTabatabaei
🎧 #کتاب_صوتی رساله لباللباب 4 (تقریرات درسهای عرفانی علامه طباطبایی)
✍️نویسنده: آیتالله حسینی طهرانی
☑️ موضوع این رساله تهذیب اخلاق بر مبنای سیر و سلوک و طی سفرهای چهارگانه عرفانی است. مؤلف مینویسد: «اصل این رساله اولین دوره از درسهای اخلاقی و عرفانی است، که حضرت استاد گرامی ما علامه طباطبایی (روحی فداه) در سالهای ۶۹، ۱۳۶۸ هجری قمری در حوزه علمیه قم برای بعضی از طلاب بیان فرموده و این حقیر به عنوان تقریرات درس به رشته تحریر در آورده بودم و قرائت و مرور بر آن را در اوقات قبض و کدورت و خستگی، موجب تنویر روح و تلطیف جان خود می دانستم.
#قسمت_چهارم (شرح تفصیلی طریق و کیفیت سیر الی الله)
@AllameTabatabaei
✍️نویسنده: آیتالله حسینی طهرانی
☑️ موضوع این رساله تهذیب اخلاق بر مبنای سیر و سلوک و طی سفرهای چهارگانه عرفانی است. مؤلف مینویسد: «اصل این رساله اولین دوره از درسهای اخلاقی و عرفانی است، که حضرت استاد گرامی ما علامه طباطبایی (روحی فداه) در سالهای ۶۹، ۱۳۶۸ هجری قمری در حوزه علمیه قم برای بعضی از طلاب بیان فرموده و این حقیر به عنوان تقریرات درس به رشته تحریر در آورده بودم و قرائت و مرور بر آن را در اوقات قبض و کدورت و خستگی، موجب تنویر روح و تلطیف جان خود می دانستم.
#قسمت_چهارم (شرح تفصیلی طریق و کیفیت سیر الی الله)
@AllameTabatabaei
✍️نامه خواندنی علامه طباطبایی به آیت الله جوادی آملی
قم ـ خدمت ذی شرافت فخرالاعلام و زبده المحققین العظام حجتالاسلام آقای جوادی دامت بركاته مشرف آید.
به عرض شریف میرساند: امیدوارم كه قرین عافیت و موفقیت بوده و پیوسته از عنایات عالیه حق عزّ اسمه و توجّهات سامیه حضرت ولیّ عصر ارواحنا فداه بهرهمند میباشید. با حذف مقدمات عرض میشود كه آقایان متصدّیان امور مدرسه حقّانی در خصوص درس فلسفه كه از جنابعالی توقع داشتند و دارند به تصوّر اینكه بنده زورم به جناب عالی میرسد! و اگر جدا خواهش كنم رد نخواهید كرد، بنده را تحت فشار قرار داده اند و حقّا هم اگر جنابعالی نپذیرید، این درس متروك خواهد شد. لذا جدّا خواهشمندم از هر راه امكانپذیر اگر چه كم و زیاد خالی از مشقّت نباشد این مسئله را پذیرفته یك ساعتی برای این تدریس اختصاص بدهید و ضمنا ما را نیز از فشار آقایان نجات دهید.
💠ان تنصرواالله ینصركم و یثبت اقدامكم 💠
والسلام علیكم و رحمة الله
محمد حسین طباطبایی.۱۳ رجب ۵۰.
@AllameTabatabaei
قم ـ خدمت ذی شرافت فخرالاعلام و زبده المحققین العظام حجتالاسلام آقای جوادی دامت بركاته مشرف آید.
به عرض شریف میرساند: امیدوارم كه قرین عافیت و موفقیت بوده و پیوسته از عنایات عالیه حق عزّ اسمه و توجّهات سامیه حضرت ولیّ عصر ارواحنا فداه بهرهمند میباشید. با حذف مقدمات عرض میشود كه آقایان متصدّیان امور مدرسه حقّانی در خصوص درس فلسفه كه از جنابعالی توقع داشتند و دارند به تصوّر اینكه بنده زورم به جناب عالی میرسد! و اگر جدا خواهش كنم رد نخواهید كرد، بنده را تحت فشار قرار داده اند و حقّا هم اگر جنابعالی نپذیرید، این درس متروك خواهد شد. لذا جدّا خواهشمندم از هر راه امكانپذیر اگر چه كم و زیاد خالی از مشقّت نباشد این مسئله را پذیرفته یك ساعتی برای این تدریس اختصاص بدهید و ضمنا ما را نیز از فشار آقایان نجات دهید.
💠ان تنصرواالله ینصركم و یثبت اقدامكم 💠
والسلام علیكم و رحمة الله
محمد حسین طباطبایی.۱۳ رجب ۵۰.
@AllameTabatabaei
دختر بدرالدجی امشب سه جا دارد عزا
گاه میگوید پدر، گاهی حسن گاهی رضا
🏴 شهادت سبط اکبر نبی اکرم، حسن مجتبی و غروب حضرت آفتاب، محمد مصطفی (علیهما افضل صلوات الله) به ساحت قدسی قطب عالم امکان، حضرت بقیه الله و عموم شیعیان جهان تسلیت باد! 🏴
@AllameTabatabaei
گاه میگوید پدر، گاهی حسن گاهی رضا
🏴 شهادت سبط اکبر نبی اکرم، حسن مجتبی و غروب حضرت آفتاب، محمد مصطفی (علیهما افضل صلوات الله) به ساحت قدسی قطب عالم امکان، حضرت بقیه الله و عموم شیعیان جهان تسلیت باد! 🏴
@AllameTabatabaei
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویژه شهادت امام حسن مجتبی علیهالسلام
📺 شمایل تو بدیدم نه عقل ماند و نه هوشم...
#حجت_الاسلام_علیپناه
@AllameTabatabaei
📺 شمایل تو بدیدم نه عقل ماند و نه هوشم...
#حجت_الاسلام_علیپناه
@AllameTabatabaei
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📙کتاب صوتی قرائت و قیام از مجموعهی #گوهرستان_المیزان
🎙گوینده: الناز دیانتفر
▫️کتاب گویای پیش رو با این هدف تدوین شده است تا نکاتی از دریای بیکران علم و حکمت قرآن را از طریق تفسیر المیزان به عرصه زندگی وارد نماید.
این کتاب در دو فصل به سورههای مکی اسرا و کهف پرداخته است. سوره مبارکه اسرا با تسبیح خداوند و سوره مبارکه کهف با حمد خداوند آغاز میشود.در هر دوی این سورهها بحث توحید حائز اهمیت است.
در سوره مبارکه اسرا به تسبیح و تنزیه خداوند میپردازد و در سوره مبارکه کهف، انسان را از ولد گرفتن برای خداوند نهی میکند.
@AllameTabatabaei
🎙گوینده: الناز دیانتفر
▫️کتاب گویای پیش رو با این هدف تدوین شده است تا نکاتی از دریای بیکران علم و حکمت قرآن را از طریق تفسیر المیزان به عرصه زندگی وارد نماید.
این کتاب در دو فصل به سورههای مکی اسرا و کهف پرداخته است. سوره مبارکه اسرا با تسبیح خداوند و سوره مبارکه کهف با حمد خداوند آغاز میشود.در هر دوی این سورهها بحث توحید حائز اهمیت است.
در سوره مبارکه اسرا به تسبیح و تنزیه خداوند میپردازد و در سوره مبارکه کهف، انسان را از ولد گرفتن برای خداوند نهی میکند.
@AllameTabatabaei
✅ امام زمان (عج) در لباس پاسبانی!
علامه طباطبایی برای یکی از شاگردان خود حکایتی را بدین شرح نقل کرده است: در ایامی که از نجف بازگشته و در تبریز به سر میبردم در یکی از روزها از طرف مرحوم زنوزی قاصدی آمد و مرا احضار کرد، چون خدمت ایشان رسیدم فرمود: فلانی (منظور علامه طباطایی است) ماجرایی پیش آمده که در کم و کیف آن مبهوتم.
▫️چند روز در منزل کار بنایی داشتیم، بنّا با شاگردش مشغول کار بودند، کارهای دقیق شاگرد توجهام را جلب کرد، می دیدم کارهایش را به خوبی انجام می دهد و نمیخواهد وقت تلف شود. ظهر که استادش برای صرف نهار به منزل میرفت در همان محل کار می ماند و ابتدا تجدید وضو می کرد و نمازش را در اول وقت میخواند. سپس دستمال کوچک خویش را باز مینمود و غذای ساده ای که با خود آورده بود میخورد و بلند میشد و مقدمات کار را فراهم میکرد تا استادش برسد و وقتی استاد میآمد با تلاش زیادی همراه وی کار را ادامه میداد.
▫️در یکی از روزها بنّا به وی گفت برو از همسایه نردبانی بگیر و بیاور!
جوان رفت ولی بر خلاف انتظار، دیر آمد و لذا هنگام عصر که استادش به خانه رفت، نزد وی رفته و ضمن احوالپرسی از او پرسیدم: در آوردن نردبان انتظار نبود که تاخیر نمایی، چرا دیر کردی!؟
جوان کارگر لبخندی زد و گفت: دلیل دیر آمدنم تنگی کوچه بود و اگر مواظبت نمیکردم ممکن بود دیوارهای مردم بر اثر برخورد با نردبان خراش برد.
آقای زنوزی ادامه دادند: از پاسخ قانعکننده این جوان بیش از پیش متعجب شدم، از او پرسیدم آیا میشود امام زمان (عج) را دید؟
بلافاصله با حالتی کاملا عادی گفت: بلی انفاقا این هفته به تبریز تشریف آورده بودند، پرسیدم لباس امام چگونه بود؟
پاسخ داد: به لباس پاسبانی بودند!
▫️مشکل مرحوم زنونی که سبب حیرت او شده بود همین نکته بود و از این جهت علامه طباطبایی را خواسته بود تا از او بپرسد چگونه میشود امام زمان به لباس پاسبانی باشند؟
علامه پاسخ میدهد: همه عالم از آن حضرت مهدی (ع) است و لذا برای آن حضرت مکان و یا لباس و شبیه اینگونه مسائل مشکلی ایجاد نمیکند.
محمدهادی فقیهی که این داستان را از زبان علامه شنیده است میگوید: از معظمله درباره صحت این داستان نظرخواهی کردم، ایشان فرمودند: قرائن به گونهای است که قضیه حقیقت داشته و او از جوانانی بود که امام زمان (عج) را میدیده است. سپس علامه طباطبایی افزوده است: با توجه به اینکه نشانی آن جوان را داشتم به سراغش رفتم ولی متاسفانه موفق به یافتنش نشدم.
📚گلی زواره، غلامرضا. جرعه های جانبخش: فرازهایی از زندگی علامه طباطبایی. موسسه فرهنگی انتشاراتی حضور. ص277
@AllameTabatabaei
علامه طباطبایی برای یکی از شاگردان خود حکایتی را بدین شرح نقل کرده است: در ایامی که از نجف بازگشته و در تبریز به سر میبردم در یکی از روزها از طرف مرحوم زنوزی قاصدی آمد و مرا احضار کرد، چون خدمت ایشان رسیدم فرمود: فلانی (منظور علامه طباطایی است) ماجرایی پیش آمده که در کم و کیف آن مبهوتم.
▫️چند روز در منزل کار بنایی داشتیم، بنّا با شاگردش مشغول کار بودند، کارهای دقیق شاگرد توجهام را جلب کرد، می دیدم کارهایش را به خوبی انجام می دهد و نمیخواهد وقت تلف شود. ظهر که استادش برای صرف نهار به منزل میرفت در همان محل کار می ماند و ابتدا تجدید وضو می کرد و نمازش را در اول وقت میخواند. سپس دستمال کوچک خویش را باز مینمود و غذای ساده ای که با خود آورده بود میخورد و بلند میشد و مقدمات کار را فراهم میکرد تا استادش برسد و وقتی استاد میآمد با تلاش زیادی همراه وی کار را ادامه میداد.
▫️در یکی از روزها بنّا به وی گفت برو از همسایه نردبانی بگیر و بیاور!
جوان رفت ولی بر خلاف انتظار، دیر آمد و لذا هنگام عصر که استادش به خانه رفت، نزد وی رفته و ضمن احوالپرسی از او پرسیدم: در آوردن نردبان انتظار نبود که تاخیر نمایی، چرا دیر کردی!؟
جوان کارگر لبخندی زد و گفت: دلیل دیر آمدنم تنگی کوچه بود و اگر مواظبت نمیکردم ممکن بود دیوارهای مردم بر اثر برخورد با نردبان خراش برد.
آقای زنوزی ادامه دادند: از پاسخ قانعکننده این جوان بیش از پیش متعجب شدم، از او پرسیدم آیا میشود امام زمان (عج) را دید؟
بلافاصله با حالتی کاملا عادی گفت: بلی انفاقا این هفته به تبریز تشریف آورده بودند، پرسیدم لباس امام چگونه بود؟
پاسخ داد: به لباس پاسبانی بودند!
▫️مشکل مرحوم زنونی که سبب حیرت او شده بود همین نکته بود و از این جهت علامه طباطبایی را خواسته بود تا از او بپرسد چگونه میشود امام زمان به لباس پاسبانی باشند؟
علامه پاسخ میدهد: همه عالم از آن حضرت مهدی (ع) است و لذا برای آن حضرت مکان و یا لباس و شبیه اینگونه مسائل مشکلی ایجاد نمیکند.
محمدهادی فقیهی که این داستان را از زبان علامه شنیده است میگوید: از معظمله درباره صحت این داستان نظرخواهی کردم، ایشان فرمودند: قرائن به گونهای است که قضیه حقیقت داشته و او از جوانانی بود که امام زمان (عج) را میدیده است. سپس علامه طباطبایی افزوده است: با توجه به اینکه نشانی آن جوان را داشتم به سراغش رفتم ولی متاسفانه موفق به یافتنش نشدم.
📚گلی زواره، غلامرضا. جرعه های جانبخش: فرازهایی از زندگی علامه طباطبایی. موسسه فرهنگی انتشاراتی حضور. ص277
@AllameTabatabaei
آیتاللهحسینیطهرانی
@AllameTabatabaei
🎧 #کتاب_صوتی رساله لباللباب 5 (تقریرات درسهای عرفانی علامه طباطبایی)
✍️نویسنده: آیتالله حسینی طهرانی
☑️ موضوع این رساله تهذیب اخلاق بر مبنای سیر و سلوک و طی سفرهای چهارگانه عرفانی است. مؤلف مینویسد: «اصل این رساله اولین دوره از درسهای اخلاقی و عرفانی است، که حضرت استاد گرامی ما علامه طباطبایی (روحی فداه) در سالهای ۶۹، ۱۳۶۸ هجری قمری در حوزه علمیه قم برای بعضی از طلاب بیان فرموده و این حقیر به عنوان تقریرات درس به رشته تحریر در آورده بودم و قرائت و مرور بر آن را در اوقات قبض و کدورت و خستگی، موجب تنویر روح و تلطیف جان خود می دانستم.
#قسمت_پنجم (شرح تفصيلى طريق و كيفيّت سير إلى اللّه)
@AllameTabatabaei
✍️نویسنده: آیتالله حسینی طهرانی
☑️ موضوع این رساله تهذیب اخلاق بر مبنای سیر و سلوک و طی سفرهای چهارگانه عرفانی است. مؤلف مینویسد: «اصل این رساله اولین دوره از درسهای اخلاقی و عرفانی است، که حضرت استاد گرامی ما علامه طباطبایی (روحی فداه) در سالهای ۶۹، ۱۳۶۸ هجری قمری در حوزه علمیه قم برای بعضی از طلاب بیان فرموده و این حقیر به عنوان تقریرات درس به رشته تحریر در آورده بودم و قرائت و مرور بر آن را در اوقات قبض و کدورت و خستگی، موجب تنویر روح و تلطیف جان خود می دانستم.
#قسمت_پنجم (شرح تفصيلى طريق و كيفيّت سير إلى اللّه)
@AllameTabatabaei