کیش مهر
✅اولین گشاینده باب ولایت در امت پیامبر (ص) علامه در تحلیل پارهای از روایات تفسیری در حق اهل بیت (ع) و مشخصاً در حق حضرت علی (ع) که در برخی از آن ها به ولایت علی (ع) تصریح شده است، معتقدند این روایات ناظر به مقامی از مقامات معنوی حقیقی حضرت است که جدای از…
✅ پیامبری که منکر ولایت امیرالمومنین (ع) بود!
خداوند در سورهی صافات از آیهی 139 به بعد بیان داستان حضرت یونس را آغاز میکند و از جمله میفرماید: إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ ﴿١٤٠﴾ فَسَاهَمَ فَكَانَ مِنَ الْمُدْحَضِينَ ﴿١٤١﴾ فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٌ ﴿١٤٢﴾ .
در ذیل این آیه، روایتی از امیرالمومنین (ع) نقل شده که میفرماید:
«ان الله عرض امانتی علی اهل السموات و علی اهل الارض اقرّ بها من اقر و انکرها من انکر. انکرها یونس فحبسه الله فی بطن الحوت حتی اقرّ بها» (الصفار، بصائر الدرجات، ص75، ح1)
«خداوند ولایت مرا بر اهل آسمانها و اهل زمین، عرضه کرد، عدهای آن را پذیرفتند و گروهی آن را انکار کردند، (از جمله) حضرت یونس (ع) آن را انکار کرد، پس خداوند او را در شکم ماهی حبس کرد تا این که آن را پذیرفت.»
اکنون ببینیم نظر علامه چیست؟
ایشان مراد از این روایت را هم همان «ولایت کلیهی الهیه» میداند:
«و در معنای این روایت، روایت دیگری نیز هست و مراد از آن، ولایت کلیهی الهی است که خود امیرالمومنین (ع)، اولین کسی از این است که باب آن را گشود و آن عبارت از آن است که بندهای از بندگان خدا قائم مقام خدا در تدبیر امر خدا گردد و در نتیجه آن بنده جز به سوی خدا توجه نکند و جز خواست خدا را نخواهد و این مقام را با پیمودن طریق عبودیت به بنده میدهند؛ طریقی که بنده را به حدی خدایی میکند که خالص برای خدا میشود و به جز از خدا، احدی از آن بنده سهم نمیبرد.
در صورتی که مراد از ولایت در روایات همان معنایی باشد که علامه فرمودند در این صورت معنای روایت چه خواهد بود. آیا بدین معناست که حضرت یونس با ابتلا به آنچه مبتلا شد به این مقام رسید و معنای ولایت را درک کرد، چنان که از دعایش (ع) برمیآید؟»
📚 با اندکی تصرف از کتاب «علامه طباطبایی و حدیث»، شادی نفیسی، ص252.
@AllameTabatabaei
خداوند در سورهی صافات از آیهی 139 به بعد بیان داستان حضرت یونس را آغاز میکند و از جمله میفرماید: إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ ﴿١٤٠﴾ فَسَاهَمَ فَكَانَ مِنَ الْمُدْحَضِينَ ﴿١٤١﴾ فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٌ ﴿١٤٢﴾ .
در ذیل این آیه، روایتی از امیرالمومنین (ع) نقل شده که میفرماید:
«ان الله عرض امانتی علی اهل السموات و علی اهل الارض اقرّ بها من اقر و انکرها من انکر. انکرها یونس فحبسه الله فی بطن الحوت حتی اقرّ بها» (الصفار، بصائر الدرجات، ص75، ح1)
«خداوند ولایت مرا بر اهل آسمانها و اهل زمین، عرضه کرد، عدهای آن را پذیرفتند و گروهی آن را انکار کردند، (از جمله) حضرت یونس (ع) آن را انکار کرد، پس خداوند او را در شکم ماهی حبس کرد تا این که آن را پذیرفت.»
اکنون ببینیم نظر علامه چیست؟
ایشان مراد از این روایت را هم همان «ولایت کلیهی الهیه» میداند:
«و در معنای این روایت، روایت دیگری نیز هست و مراد از آن، ولایت کلیهی الهی است که خود امیرالمومنین (ع)، اولین کسی از این است که باب آن را گشود و آن عبارت از آن است که بندهای از بندگان خدا قائم مقام خدا در تدبیر امر خدا گردد و در نتیجه آن بنده جز به سوی خدا توجه نکند و جز خواست خدا را نخواهد و این مقام را با پیمودن طریق عبودیت به بنده میدهند؛ طریقی که بنده را به حدی خدایی میکند که خالص برای خدا میشود و به جز از خدا، احدی از آن بنده سهم نمیبرد.
در صورتی که مراد از ولایت در روایات همان معنایی باشد که علامه فرمودند در این صورت معنای روایت چه خواهد بود. آیا بدین معناست که حضرت یونس با ابتلا به آنچه مبتلا شد به این مقام رسید و معنای ولایت را درک کرد، چنان که از دعایش (ع) برمیآید؟»
📚 با اندکی تصرف از کتاب «علامه طباطبایی و حدیث»، شادی نفیسی، ص252.
@AllameTabatabaei
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 ببینید | کربن وقتی آزادی فکری علامه طباطبایی را دید، فهمید او کجا و هایدگر کجا؟!
#دینانی
@AllameTabatabaei
#دینانی
@AllameTabatabaei
✅ قبل از المیزان،اینها را بخوانید!
آیت الله حسن زاده آملی، خاطرهای را از مرحوم علامه درباره مدخل المیزان نقل کرده است به شرح زیر:
▫️در صبح روز سه شنبه بیست و پنجم شعبان المعظم ۱۳۸۷ ه ق = ۷ آذر ۱۳۴۶ ه ش در محضر مبارک جناب استاد علامه طباطبایی مدظلهالعالی تشرف حاصل کردم، سخن از زمان تحصیل و کارهای علمی معظم له بمیان آمد فرمودند:
من انتظار آمدن بهار و تابستان را میبرم چه در آن دو فصل چون شبها کوتاه بود شب را به مطالعه و نوشتن بروز میآوردم و در روز میخوابیدم.
▫️سپس درباره تفسیرش فرمودند: من اول در روایات بحار بسیار فحص و تتبع کردم که از این راه کاری کرده باشم و درباره روایات تألیفی در موضوعی خاص داشته باشیم، بعد در تلفیق آیات و روایات زحمت بسیار کشیدهایم تا اینکه به فکر افتادیم بر قرآن تفسیری نویسیم ولی چنین میپنداشتم که چون قرآن بحر بی پایان است اگر به همه آن بپردازیم مبادا توفیق نیابیم لذا آنچه از قرآن در اسماء و صفات الهی و آیات معاد و از اینگونه امور بود جدا کردیم که هفت رساله مستقل در هفت موضوع تألیف کردهام، تا اینکه به تفسیر قرآن اشتغال ورزیدیم که اکنون چهارده جلد آن طبع و منتشر شد.
این سخن استاد در آن روز بود و امروز بحمدالله تعالی توفیق یافت که تفسیر المیزان را در بیست مجلد در مدت بیست سال به اتمام رسانید
📚یادنامه فیلسوف الهی، علامه طباطبایی،خرداد61، نشریه شماره 47 حزب جمهوری اسلامی
@AllameTabatabaei
آیت الله حسن زاده آملی، خاطرهای را از مرحوم علامه درباره مدخل المیزان نقل کرده است به شرح زیر:
▫️در صبح روز سه شنبه بیست و پنجم شعبان المعظم ۱۳۸۷ ه ق = ۷ آذر ۱۳۴۶ ه ش در محضر مبارک جناب استاد علامه طباطبایی مدظلهالعالی تشرف حاصل کردم، سخن از زمان تحصیل و کارهای علمی معظم له بمیان آمد فرمودند:
من انتظار آمدن بهار و تابستان را میبرم چه در آن دو فصل چون شبها کوتاه بود شب را به مطالعه و نوشتن بروز میآوردم و در روز میخوابیدم.
▫️سپس درباره تفسیرش فرمودند: من اول در روایات بحار بسیار فحص و تتبع کردم که از این راه کاری کرده باشم و درباره روایات تألیفی در موضوعی خاص داشته باشیم، بعد در تلفیق آیات و روایات زحمت بسیار کشیدهایم تا اینکه به فکر افتادیم بر قرآن تفسیری نویسیم ولی چنین میپنداشتم که چون قرآن بحر بی پایان است اگر به همه آن بپردازیم مبادا توفیق نیابیم لذا آنچه از قرآن در اسماء و صفات الهی و آیات معاد و از اینگونه امور بود جدا کردیم که هفت رساله مستقل در هفت موضوع تألیف کردهام، تا اینکه به تفسیر قرآن اشتغال ورزیدیم که اکنون چهارده جلد آن طبع و منتشر شد.
این سخن استاد در آن روز بود و امروز بحمدالله تعالی توفیق یافت که تفسیر المیزان را در بیست مجلد در مدت بیست سال به اتمام رسانید
📚یادنامه فیلسوف الهی، علامه طباطبایی،خرداد61، نشریه شماره 47 حزب جمهوری اسلامی
@AllameTabatabaei
⁉️ چرا علامه طباطبایی، گاهی سند روایت را ذکر نمیکند؟
علامه در نقل عموم روایات، اهتمامی به گزارش سند آنها ندارد؛ اما در پارهای از موارد به ذکر بخشی از سند میپردازد. در این میان، بحث روایی درباره آیه ولایت (مائده:55) کاملا در کل المیزان وضعیت استثنایی دارد بدانسان که علامه تمامی روایات این بحث را به طور کامل با سند نقل میکند.
در المیزان، علت این امر را اینگونه توضیح میدهد:
« و بدان، علت آن که سند این روایت را، با اینکه روش این کتاب نیست، به طور کامل آوردیم، این است که انداختن اسانید روایات در این کتاب (المیزان) در مواردی است که متن آن همسو با قرآن است که در این صورت دیگر نیازی به آوردن سند نیست، اما در جایی که موافقت،احراز نشده، نمیتوان روایت را بر قران تطبیق داد؛ با این همه کوشیدهایم تا روایات صحیحالسند یا آنچه را که مؤید به قرینه است، برای ارائه برگزینیم.»
📚 «علامه طباطبایی و حدیث»، شادی نفیسی، ص95-94.
@AllameTabatabaei
علامه در نقل عموم روایات، اهتمامی به گزارش سند آنها ندارد؛ اما در پارهای از موارد به ذکر بخشی از سند میپردازد. در این میان، بحث روایی درباره آیه ولایت (مائده:55) کاملا در کل المیزان وضعیت استثنایی دارد بدانسان که علامه تمامی روایات این بحث را به طور کامل با سند نقل میکند.
در المیزان، علت این امر را اینگونه توضیح میدهد:
« و بدان، علت آن که سند این روایت را، با اینکه روش این کتاب نیست، به طور کامل آوردیم، این است که انداختن اسانید روایات در این کتاب (المیزان) در مواردی است که متن آن همسو با قرآن است که در این صورت دیگر نیازی به آوردن سند نیست، اما در جایی که موافقت،احراز نشده، نمیتوان روایت را بر قران تطبیق داد؛ با این همه کوشیدهایم تا روایات صحیحالسند یا آنچه را که مؤید به قرینه است، برای ارائه برگزینیم.»
📚 «علامه طباطبایی و حدیث»، شادی نفیسی، ص95-94.
@AllameTabatabaei
#ارسالی_کاربران
📸 نقاشی سیاهقلم چهره علامه طباطبایی (رحمهاللهعلیه)
تصویرگر: سرکار خانم الناز احمدی
@AllameTabatabaei
📸 نقاشی سیاهقلم چهره علامه طباطبایی (رحمهاللهعلیه)
تصویرگر: سرکار خانم الناز احمدی
@AllameTabatabaei
آیت الله العظمی سبحانی:
ما با اینکه با ایشان اُنس بیشتری داشتیم یک بار هم به خاطر نداریم که مطلبی را به عنوان تظاهر به علم یادآور شود یا سخن را سؤال نشده از پیش خود مطرح کند.
📚 یادها و یادگارها، ص۵۹.
@AllameTabatabaei
ما با اینکه با ایشان اُنس بیشتری داشتیم یک بار هم به خاطر نداریم که مطلبی را به عنوان تظاهر به علم یادآور شود یا سخن را سؤال نشده از پیش خود مطرح کند.
📚 یادها و یادگارها، ص۵۹.
@AllameTabatabaei
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 ببینید | روایت افلاکیان
🔸 مختصری از زندگی، حالات و آثار علامه طباطبایی را در این کلیپ ببینید!
@AllameTabatabaei
🔸 مختصری از زندگی، حالات و آثار علامه طباطبایی را در این کلیپ ببینید!
@AllameTabatabaei
📸 تمثال علامه سید محمد حسین طباطبایی (ره) با چوب طبیعی
☑️ اثر استاد محسن کاوه، دارنده نشان درجه یک هنر در رشته معرق
@AllameTabatabaei
☑️ اثر استاد محسن کاوه، دارنده نشان درجه یک هنر در رشته معرق
@AllameTabatabaei
حجتالاسلام سید احمد فاطمی:
مرحوم علامه هرگاه میخواست از کسی مدح کند،[در یکی از تعابیر خویش] میفرمود: «او کسی است که میتوان گفت اگر به اروپا برود، سالم باز خواهد گشت».
@AllameTabatabaei
مرحوم علامه هرگاه میخواست از کسی مدح کند،[در یکی از تعابیر خویش] میفرمود: «او کسی است که میتوان گفت اگر به اروپا برود، سالم باز خواهد گشت».
@AllameTabatabaei
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 ببینید | نامه جوان 22 سالهای که از علامه طباطبایی دستورالعمل تربیتی میخواست + جواب علامه
@AllameTabatabaei
@AllameTabatabaei
إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنتَقِمُونَ
مسلّماً ما از مجرمان انتقام خواهیم گرفت!
سوره سجده، آیه22
▪️شهادت عزتمندانه سیدالشهدای جبهه مقاومت، سردار سپهبد حاج سید قاسم سلیمانی به پیشگاه امت اسلام تبریک و تسلیت باد!▪️
#انتقام_سخت
@AllameTabatabaei
مسلّماً ما از مجرمان انتقام خواهیم گرفت!
سوره سجده، آیه22
▪️شهادت عزتمندانه سیدالشهدای جبهه مقاومت، سردار سپهبد حاج سید قاسم سلیمانی به پیشگاه امت اسلام تبریک و تسلیت باد!▪️
#انتقام_سخت
@AllameTabatabaei
@AllameTabatabaei
🎵 بشنوید | آیت الله جوادی آملی: سيدنا الاستاد (علامه طباطبایی) اين کلمه #نمی_دانم را مکرّر می گفت یکی سؤال می کرد، میفرمود نمیدانم! امیرالمومنین (ع) فرمودند چیزی را که نمیدانید بگوييد نمیدانم مگر ما همه چيز را میدانیم.
@AllameTabatabaei
@AllameTabatabaei
@allametabatabaei;
استاد عابدینی 22 دی 98
🎧 بشنوید ! تبیین استاد عابدینی، شارح آثار علامه طباطبایی از وقایع اخیر
▫️ از وضعیت فعلی امت ایمانی (در اتفاقات اخیر)، و #وظیفه همه برای صعود به مراحل بالاتر کمال عمومی
@AllameTabatabaei
▫️ از وضعیت فعلی امت ایمانی (در اتفاقات اخیر)، و #وظیفه همه برای صعود به مراحل بالاتر کمال عمومی
@AllameTabatabaei
حجت الاسلام عالی
@AllameTabatabaei
🎧 بشنوید ! گناه متاهل
▫️علامه طباطبایی: نسخه سلوکی فرد متاهل غیر از فرد مجرد است
#حجتالاسلام_عالی
@AllameTabatabaei
▫️علامه طباطبایی: نسخه سلوکی فرد متاهل غیر از فرد مجرد است
#حجتالاسلام_عالی
@AllameTabatabaei
آیةالله زینالعابدین قربانی:
▫️وقتی کتاب «به سوی جهان ابدی» چاپ شد یک نسخه از آن را خدمت استاد علامه طباطبائی هدیه کردم. پس از مدتی حضرت آيةالله سید محمد باقر ابطحی مؤسس مؤسسة الامام المهدی (عج) مرا دید و گفت: دو تبریک به شما میگویم.
گفتم برای چه؟
فرمود: خدمت استاد علامه رسیدم، عرض کردم: چه کتابی در معاد به نظر شما خوب است که به آن مراجعه کنم؟
فرمود: کتاب «به سوی جهان ابدی» قربانیِ ما!
تبریک اول اینکه استاد، کتاب شما را در رابطه با معاد بهترین دانسته،
تبریک دوم اینکه فرموده است: قربانیِ ما!
📚مروری بر گذر عمر، ص 82
@AllameTabatabaei
▫️وقتی کتاب «به سوی جهان ابدی» چاپ شد یک نسخه از آن را خدمت استاد علامه طباطبائی هدیه کردم. پس از مدتی حضرت آيةالله سید محمد باقر ابطحی مؤسس مؤسسة الامام المهدی (عج) مرا دید و گفت: دو تبریک به شما میگویم.
گفتم برای چه؟
فرمود: خدمت استاد علامه رسیدم، عرض کردم: چه کتابی در معاد به نظر شما خوب است که به آن مراجعه کنم؟
فرمود: کتاب «به سوی جهان ابدی» قربانیِ ما!
تبریک اول اینکه استاد، کتاب شما را در رابطه با معاد بهترین دانسته،
تبریک دوم اینکه فرموده است: قربانیِ ما!
📚مروری بر گذر عمر، ص 82
@AllameTabatabaei
#المیزان 9️⃣6️⃣ | کشّاف معادن شگفتانگیز قرآن
▪️امیرمومنان (علیهالسلام) سرچشمه عجایب علوم و فنون است. او اما این همه را وامدار قرآن است و بس. سند این ادعا را علامه طباطبایی به دست داده است در المیزان.
علامه فرزانه، در جلد سوم المیزان با نقل یک روایت نشان میدهد که هر آنچه از امیر اهل ایمان، در مقام علم، صادر شده، همه مأخوذ از قرآن کریم است.
روایت مورد استناد علامه این است:
«و از على (علیهالسلام ) سؤال کردند: آیا از وحى چیزى نزد شما هست ؟
فرمود: «نه، به آن خدا که دانه را مىشکافد و خلایق مىآفریند سوگند، بعد از وحى موهبتى که هست این است که خداى تعالى به هرکس از بندگانش که بخواهد فهم در قرآنش را مىدهد».
و نتیجهگیری مهم علامه بعد از نقل این روایت:
«این حدیث از احادیث برجسته است، و کمترین چیزى را که مىرساند این است که معارف صادره از مقام علمى آنجناب که عقول را مدهوش و متحیر کرده همهاش از قرآن گرفته شده است.»
📚 بنگرید به: ترجمه المیزان، ج3، ص110.
☑️ نکتههای باریکتر از موی « المیزان» را در «کیش مهر» بخوانید!
@AllameTabatabaei
▪️امیرمومنان (علیهالسلام) سرچشمه عجایب علوم و فنون است. او اما این همه را وامدار قرآن است و بس. سند این ادعا را علامه طباطبایی به دست داده است در المیزان.
علامه فرزانه، در جلد سوم المیزان با نقل یک روایت نشان میدهد که هر آنچه از امیر اهل ایمان، در مقام علم، صادر شده، همه مأخوذ از قرآن کریم است.
روایت مورد استناد علامه این است:
«و از على (علیهالسلام ) سؤال کردند: آیا از وحى چیزى نزد شما هست ؟
فرمود: «نه، به آن خدا که دانه را مىشکافد و خلایق مىآفریند سوگند، بعد از وحى موهبتى که هست این است که خداى تعالى به هرکس از بندگانش که بخواهد فهم در قرآنش را مىدهد».
و نتیجهگیری مهم علامه بعد از نقل این روایت:
«این حدیث از احادیث برجسته است، و کمترین چیزى را که مىرساند این است که معارف صادره از مقام علمى آنجناب که عقول را مدهوش و متحیر کرده همهاش از قرآن گرفته شده است.»
📚 بنگرید به: ترجمه المیزان، ج3، ص110.
☑️ نکتههای باریکتر از موی « المیزان» را در «کیش مهر» بخوانید!
@AllameTabatabaei
🏴 فرا رسیدن ایام سوگ ام ابیها و عصمت الله الکبری، حضرت زهرا سلام الله علیها تسلیت باد!🏴
@AllameTabatabaei
@AllameTabatabaei
شعر آیت الله غروی اصفهانی درباره حضرت زهرا(س) که علامه طباطبایی به آن علاقمند بود و زمزمه میکرد:
مفتقرا متاب رو از در او به هیچ سو
زان که مس وجود را فضّه او طلا کند
#ویژه_فاطمیه
@AllameTabatabaei
مفتقرا متاب رو از در او به هیچ سو
زان که مس وجود را فضّه او طلا کند
#ویژه_فاطمیه
@AllameTabatabaei
🔸علامه طباطبائی و تشویق انقلابیون
🔹از خاطرات آیة الله هادی دوست محمدی:
🔸اولین عامل عشق من به مرحوم علامه و مرحوم آیة الله بروجردی، مرحوم والدم شد. هنوز قم نیامده بودم. مرحوم والدم میفرمود "شما هر جا که درس میخوانی اول افرادی را پیدا کن و به حضورشان برو که نگاهشان تو را تربیت کند، نورانیت آنها بتواند در تو اثر بگذارد."
🔹بعد مرحوم آیة الله بروجردی را مثال زدند. من آنقدر خدمت آقای بروجردی میرفتم که وقتی یک روز نبودم آقای بروجردی از مرحوم آیة الله فاضل لنکرانی و مرحوم آقا سید مصطفی خوانساری پرسیده بودند: "آقا شیخ هادی کجاست؟"
🔸همچنین مرحوم ابوی، مرحوم علامه را معرفی کرد. مرحوم ابویم فرمودند: "اگر میخواهی عرفان اسلامی را بفهمی، اگر می خواهی معنویتت رشد کند برو پیش علامه طباطبایی."
🔹از آن جا شروع شد. من که آمدم قم درس تفسیرشان را میرفتم و یک گوشه مینشستم. آن موقع شانزده سالم بود.مرحوم علامه یکی از برنامههایشان این بود که روزهای پنج شنبه عصر از منزلشان پیاده میرفتند قبرستان"حاج شیخ" زیارت اهل قبور.
🔸من پیاده میرفتم در خانهشان، بعد با هم میرفتیم تا قبرستان حاج شیخ و از قبرستان حاج شیخ پیاده بر میگشتیم تا در منزلشان؛ و کارمان تا جایی کشید که گاهی اوقات وقتی میرسیدیم در منزلشان میگفت: "آقای شیخ هادی یک چایی هم با هم بخوریم." میرفتیم می نشستیم و چایی میخوردیم.
🔹گاهی هم میفرمود"نه، اگر مایلید من وقت دارم بنشینید." دیگر اکثر سوالات حتی کودکانه را از ایشان میپرسیدم. به این صورت شروع شد، بعد هم شرکت در درس تفسیرشان تا موقعی که عضو هیأت تحریریه مجله "مکتب اسلام" شدم.
🔸یک روز که پیاده میآمدیم، چهار راه شهدا یک جوانی یا عمدی یا غیر عمدی تند میرفت، شانهاش خورد به علامه و نزدیک بود علامه بیفتد در جدول کنار خیابان! من دو دستی علامه را گرفتم. گریه ام گرفت! بعد دویدم به او گفتم: "میدانی با چه کسی برخورد کردی؟ با همه دنیا برخورد کردی. با همه هستی برخورد کردی." او هم گفت"ببخشید" و رفت.
🔹بعد آقا فرمودند: "آقای شیخ هادی! در خود نگهداری هم بیش از این قوی باش."
🔸من عاشق و دلباخته امام بودم . از زندان که آزاد شدم مرحوم والد میفرمودند من رفتم خدمت علامه طباطبایی از ایشان خواستم دعا کند که شما زندان هستید ایشان هم اقدام کردند. حتی مرحوم والد میگفت: "اقدام واقعی را ایشان کردند."
🔹با ابوالزوجه (مرحوم آیة الله فخرایی) خدمت مرحوم آیة الله آقا سید احمد خوانساری رفتیم. آخر جلسه فرمودند: "آجرکم الله انشاءالله، شما مأجور هستید عندالله."
🔸بعد فرمودند: "ولی من از شما می خواهم، شما جوانان بدون اجازه مراجع، بدون اجازه آقای خمینی، کاری را از پیش خودتان نکنید."
🔹خدا گواه است که عین این جمله را، عین این جمله را علامه طباطبایی به من فرمودند. رفتم منزلشان و هیچ کس نبود. اتفاقاً از طرف این روزنامه کیهان آن روز به منزل علامه آمدند و عکس گرفتند که فقط من بودم.
🔸فرمودند که شماها مأجور هستید و اسلام فقط این نیست که ما منبر برویم و مسائل عادی مردم را بگوییم؟ اسلام امر به معروف دارد، نهی از منکر دارد.
🔹این جمله را من اولین بار از علامه شنیدم که فرمودند: "جهاد، یکی از فروع امر به معروف و نهی از منکر است و قضا، یکی از فروع امر به معروف و نهی از منکر است. اصل امر به معروف و نهی از منکر است و این ها فروع امر به معروف اند." البته آرام حرف می زدند.
🔸بعد فرمودند: "ما به امثال شما جوان ها غبطه می خوریم، ولی خب ما عرضه اش را نداریم."
🔹علامه دعا کردند و تشویقم کردند، حتی بیشتر از گذشته محبت فرمودند، بعد با آن لحن خاص فرمودند: "احتیاط یک نفر طلبه به این است که کاری که حتی احتمال این باشد که بر خلاف رضای اسلام عندالله باشد، نکند. شما از مراجع معظم مشورت کنید و از اساتید و ببینید که آیة الله خمینی راضیاند به این کار یا نه؟" قریب به این مضمون. راضیاند یعنی که بدون اجازه ایشان کاری نکنید. عرض کردم چشم.
🔸بعد که رفتم خوانسار آیة الله ابنالرّضا هم عین جمله آقای خوانساری و علامه را گفتند.
🔹همان روزهای اوج انقلاب مرحوم شهید قاضی من را دعوت کرده بود تبریز. من رفتم خدمت علامه خداحافظی کردم و عرض کردم که میخواهم به تبریز بروم. لبخندی زدند و فرمودند که "بله، شنیدم که آن جا مسجد شعبان، مرکز آقایان انقلابیون است. فالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین. فقط مواظب باشید که بیانتان از تقوا خارج نشود."
📚 پایگاه اطلاعرسانی حوزه
@AllameTabatabaei
🔹از خاطرات آیة الله هادی دوست محمدی:
🔸اولین عامل عشق من به مرحوم علامه و مرحوم آیة الله بروجردی، مرحوم والدم شد. هنوز قم نیامده بودم. مرحوم والدم میفرمود "شما هر جا که درس میخوانی اول افرادی را پیدا کن و به حضورشان برو که نگاهشان تو را تربیت کند، نورانیت آنها بتواند در تو اثر بگذارد."
🔹بعد مرحوم آیة الله بروجردی را مثال زدند. من آنقدر خدمت آقای بروجردی میرفتم که وقتی یک روز نبودم آقای بروجردی از مرحوم آیة الله فاضل لنکرانی و مرحوم آقا سید مصطفی خوانساری پرسیده بودند: "آقا شیخ هادی کجاست؟"
🔸همچنین مرحوم ابوی، مرحوم علامه را معرفی کرد. مرحوم ابویم فرمودند: "اگر میخواهی عرفان اسلامی را بفهمی، اگر می خواهی معنویتت رشد کند برو پیش علامه طباطبایی."
🔹از آن جا شروع شد. من که آمدم قم درس تفسیرشان را میرفتم و یک گوشه مینشستم. آن موقع شانزده سالم بود.مرحوم علامه یکی از برنامههایشان این بود که روزهای پنج شنبه عصر از منزلشان پیاده میرفتند قبرستان"حاج شیخ" زیارت اهل قبور.
🔸من پیاده میرفتم در خانهشان، بعد با هم میرفتیم تا قبرستان حاج شیخ و از قبرستان حاج شیخ پیاده بر میگشتیم تا در منزلشان؛ و کارمان تا جایی کشید که گاهی اوقات وقتی میرسیدیم در منزلشان میگفت: "آقای شیخ هادی یک چایی هم با هم بخوریم." میرفتیم می نشستیم و چایی میخوردیم.
🔹گاهی هم میفرمود"نه، اگر مایلید من وقت دارم بنشینید." دیگر اکثر سوالات حتی کودکانه را از ایشان میپرسیدم. به این صورت شروع شد، بعد هم شرکت در درس تفسیرشان تا موقعی که عضو هیأت تحریریه مجله "مکتب اسلام" شدم.
🔸یک روز که پیاده میآمدیم، چهار راه شهدا یک جوانی یا عمدی یا غیر عمدی تند میرفت، شانهاش خورد به علامه و نزدیک بود علامه بیفتد در جدول کنار خیابان! من دو دستی علامه را گرفتم. گریه ام گرفت! بعد دویدم به او گفتم: "میدانی با چه کسی برخورد کردی؟ با همه دنیا برخورد کردی. با همه هستی برخورد کردی." او هم گفت"ببخشید" و رفت.
🔹بعد آقا فرمودند: "آقای شیخ هادی! در خود نگهداری هم بیش از این قوی باش."
🔸من عاشق و دلباخته امام بودم . از زندان که آزاد شدم مرحوم والد میفرمودند من رفتم خدمت علامه طباطبایی از ایشان خواستم دعا کند که شما زندان هستید ایشان هم اقدام کردند. حتی مرحوم والد میگفت: "اقدام واقعی را ایشان کردند."
🔹با ابوالزوجه (مرحوم آیة الله فخرایی) خدمت مرحوم آیة الله آقا سید احمد خوانساری رفتیم. آخر جلسه فرمودند: "آجرکم الله انشاءالله، شما مأجور هستید عندالله."
🔸بعد فرمودند: "ولی من از شما می خواهم، شما جوانان بدون اجازه مراجع، بدون اجازه آقای خمینی، کاری را از پیش خودتان نکنید."
🔹خدا گواه است که عین این جمله را، عین این جمله را علامه طباطبایی به من فرمودند. رفتم منزلشان و هیچ کس نبود. اتفاقاً از طرف این روزنامه کیهان آن روز به منزل علامه آمدند و عکس گرفتند که فقط من بودم.
🔸فرمودند که شماها مأجور هستید و اسلام فقط این نیست که ما منبر برویم و مسائل عادی مردم را بگوییم؟ اسلام امر به معروف دارد، نهی از منکر دارد.
🔹این جمله را من اولین بار از علامه شنیدم که فرمودند: "جهاد، یکی از فروع امر به معروف و نهی از منکر است و قضا، یکی از فروع امر به معروف و نهی از منکر است. اصل امر به معروف و نهی از منکر است و این ها فروع امر به معروف اند." البته آرام حرف می زدند.
🔸بعد فرمودند: "ما به امثال شما جوان ها غبطه می خوریم، ولی خب ما عرضه اش را نداریم."
🔹علامه دعا کردند و تشویقم کردند، حتی بیشتر از گذشته محبت فرمودند، بعد با آن لحن خاص فرمودند: "احتیاط یک نفر طلبه به این است که کاری که حتی احتمال این باشد که بر خلاف رضای اسلام عندالله باشد، نکند. شما از مراجع معظم مشورت کنید و از اساتید و ببینید که آیة الله خمینی راضیاند به این کار یا نه؟" قریب به این مضمون. راضیاند یعنی که بدون اجازه ایشان کاری نکنید. عرض کردم چشم.
🔸بعد که رفتم خوانسار آیة الله ابنالرّضا هم عین جمله آقای خوانساری و علامه را گفتند.
🔹همان روزهای اوج انقلاب مرحوم شهید قاضی من را دعوت کرده بود تبریز. من رفتم خدمت علامه خداحافظی کردم و عرض کردم که میخواهم به تبریز بروم. لبخندی زدند و فرمودند که "بله، شنیدم که آن جا مسجد شعبان، مرکز آقایان انقلابیون است. فالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین. فقط مواظب باشید که بیانتان از تقوا خارج نشود."
📚 پایگاه اطلاعرسانی حوزه
@AllameTabatabaei