بودجه سال ۹۷ شورای برنامهریزی مدیریت حوزههای علمیه خراسان معادل ۱۱۹ میلیارد و ۵۸۸ میلیون تومان؛ با این مبلغ چه طرح های عمرانی را می توان تکمیل کرد؟
مطالب بيشتر:
goo.gl/wjomiS
@corruptionwatch
مطالب بيشتر:
goo.gl/wjomiS
@corruptionwatch
«شورای عالی حوزههای علمیه»؛ ۶۰ درصد افزایش بودجه در دولت «تدبیر و امید»
یوحنا نجدی
@corruptionwatch
«شورای عالی حوزههای علمیه» از جمله نهادهای مذهبی است که هرساله بودجه کلانی دریافت میکند. فعالیت این شورا که دفتر اصلی آن در شهر قم واقع شده، از سال ۱۳۷۵ آغاز شد و هدف اصلی آن «سياستگذاری و برنامهريزی کلان در بخشهای مختلف حوزه علميه قم و ساير حوزهها» و همچنین «ارتقای کيفی و کمی امور گزينشی، تبليغی، سياسی و معيشتی حوزههای علميه» است.
این شورا زیر نظر روحانیونی شامل سیداحمد خاتمی، رضا استادی، مرتضی مقتدایی، سیدهاشم حسینی بوشهری، علیرضا اعرافی، سیدمحمد غروی و جواد مروی قرار دارد.
دولت حسن روحانی برای سال ۱۳۹۷، مبلغ «۴۴۶ میلیارد و ۴۵۵ میلیون تومان» بودجه برای «شورای عالی حوزههای علمیه» اختصاص داده است که این رقم برابر است با روزی یک میلیارد و ۲۲۳ میلیون تومان. این بودجه، ۲،۷ برابر بودجه «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» و ۱،۶ برابر کل بودجه «سازمان حفاظت محیط زیست» است.
در مقیاسی دیگر و در حالی که بسیاری از شهروندان هرساله به دلیل کمبود امکانات اورژانس و انواع خدمات پزشکی در سوگ عزیزان شان داغدار میشوند، پولی که سال ۱۳۹۷ در اختیار این روحانیون قرار میگیرد ۲ برابر کل بودجه «سازمان انتقال خون ایران» و «اورژانس استان تهران» است.
دولت «تدبیر و امید» در نخستین سال بودجهنویسی یعنی در سال ۱۳۹۳، رقم ۲۷۶ میلیارد و ۸۸۹ میلیون تومان بودجه برای «شورای عالی حوزههای علمیه» اختصاص داده بود. به این ترتیب، بودجه این نهاد مذهبی با هدف «ارتقای سطح معیشت طلبهها در حوزههای علمیه»، تنها طی پنج سال و توسط دولت اعتدالگرای حسن روحانی، ۶۰ درصد افزایش یافته است. این در حالی است که طبق ادعای خود دولت، نرخ تورم از ۱۵،۶ درصد در سال ۱۳۹۳ به حدودا ۹ درصد در آذرماه ۱۳۹۶ کاهش یافته است!
این آمارها به روشنی نشان میدهد که یک حکومت مذهبی همچون «جمهوری اسلامی ایران» چطور برای نهادهای مذهبی، تبلیغی و روحانیون بودجههای سرشار و بیحساب و کتابی اختصاص میدهد و این در حالی است که مردم بسیاری از شهرها نه از زندگی مطلوب و رفاه بلکه حتی از نعمت نفس کشیدن در هوای پاک و یا امکانات اورژانس محروم هستند.
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/6VwDML
یوحنا نجدی
@corruptionwatch
«شورای عالی حوزههای علمیه» از جمله نهادهای مذهبی است که هرساله بودجه کلانی دریافت میکند. فعالیت این شورا که دفتر اصلی آن در شهر قم واقع شده، از سال ۱۳۷۵ آغاز شد و هدف اصلی آن «سياستگذاری و برنامهريزی کلان در بخشهای مختلف حوزه علميه قم و ساير حوزهها» و همچنین «ارتقای کيفی و کمی امور گزينشی، تبليغی، سياسی و معيشتی حوزههای علميه» است.
این شورا زیر نظر روحانیونی شامل سیداحمد خاتمی، رضا استادی، مرتضی مقتدایی، سیدهاشم حسینی بوشهری، علیرضا اعرافی، سیدمحمد غروی و جواد مروی قرار دارد.
دولت حسن روحانی برای سال ۱۳۹۷، مبلغ «۴۴۶ میلیارد و ۴۵۵ میلیون تومان» بودجه برای «شورای عالی حوزههای علمیه» اختصاص داده است که این رقم برابر است با روزی یک میلیارد و ۲۲۳ میلیون تومان. این بودجه، ۲،۷ برابر بودجه «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» و ۱،۶ برابر کل بودجه «سازمان حفاظت محیط زیست» است.
در مقیاسی دیگر و در حالی که بسیاری از شهروندان هرساله به دلیل کمبود امکانات اورژانس و انواع خدمات پزشکی در سوگ عزیزان شان داغدار میشوند، پولی که سال ۱۳۹۷ در اختیار این روحانیون قرار میگیرد ۲ برابر کل بودجه «سازمان انتقال خون ایران» و «اورژانس استان تهران» است.
دولت «تدبیر و امید» در نخستین سال بودجهنویسی یعنی در سال ۱۳۹۳، رقم ۲۷۶ میلیارد و ۸۸۹ میلیون تومان بودجه برای «شورای عالی حوزههای علمیه» اختصاص داده بود. به این ترتیب، بودجه این نهاد مذهبی با هدف «ارتقای سطح معیشت طلبهها در حوزههای علمیه»، تنها طی پنج سال و توسط دولت اعتدالگرای حسن روحانی، ۶۰ درصد افزایش یافته است. این در حالی است که طبق ادعای خود دولت، نرخ تورم از ۱۵،۶ درصد در سال ۱۳۹۳ به حدودا ۹ درصد در آذرماه ۱۳۹۶ کاهش یافته است!
این آمارها به روشنی نشان میدهد که یک حکومت مذهبی همچون «جمهوری اسلامی ایران» چطور برای نهادهای مذهبی، تبلیغی و روحانیون بودجههای سرشار و بیحساب و کتابی اختصاص میدهد و این در حالی است که مردم بسیاری از شهرها نه از زندگی مطلوب و رفاه بلکه حتی از نعمت نفس کشیدن در هوای پاک و یا امکانات اورژانس محروم هستند.
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/6VwDML
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک محاسبه ساده نشان میدهد که تنها با ۸ روز درآمد نفتی کشور میتوان تمام واحدهای آسیب دیده زلزله زدگان را بازسازی کرد؛درآمدهای نفتی چه می شود؟
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/HWnA
@corruptionwatch
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/HWnA
@corruptionwatch
آموزش و پرورش در ایران آزاد
سیدهاشم خواستار – فعال مدنی حقوق معلمان
@corruptionwatch
نظام آموزش و پرورش فعلی در ایران آنچنان فرسوده و کهنه است که در مثال میتوان آن را همچون پیرمردی ۱۳۰ ساله، بازمانده از دوران قاجار دانست؛ این سیستم به یک بازنگری کلی و اساسی نیازمند است. اما پرسش این است که آموزش و پرورش در یک ایران آزاد و دموکراتیک چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟ از جمله همه آنها میتوان به مواردی چند اشاره کرد.
حقوق تمام معلمان باید دست کم به سه برابر حقوق فعلی افزایش یابد و معلمان بعد از گذراندن دورههای آزمایشی میتوانند از وامهای مختلف و بلندمدتی همچون وام مسکن و خودرو استفاده کنند. اقساط این وام نباید بیش از یک سوم حقوق معلمان باشد و البته مسکناش، «مسکن مهر» و خودرواش نیز «پراید» نخواهد بود.
هر معلم ۲۲ تا ۲۴ ساعت در هفته تدریس خواهد کرد و در مجموع ۳۶ ساعت در هفته باید در مدرسه حضور داشته باشد تا هم در آزمایشگاه و کتابخانه و ... تحقیق و مطالعه کند و هم در موضوعهای مختلف به دانش آموزان کمک نماید.
وزیر فعلی نفت میگوید «۱۴ سال پیش که وزارت نفت را ترک کردم یکصد و بیست هزار کارمند داشت و اکنون با همان حجمِ کار، یکصد هزار نفر به آن افزوده شده است». به جرأت میگویم که وضعیت فعلی آموزش و پرورش از این هم بدتر است. بنابراین تمام نیروهای مازاد باید در اختیار دولت قرار گیرند و یک نظام آموزش و پرورش «دانش آموز- معلم محور» برپا شود. کادر اداری چنین سیستمی قطعا از نیروهای توانمند و متخصصی تشکیل شده که مشخصا در همین زمینه دارای تخصص، تجربه و انگیزه هستند. برخی نهادهای کنونی همچون «معاونت پرورشی» هیچ فایدهای در تعلیم و تربیت دانش آموزان ندارند و از این رو، باید منحل شوند.
به طور خلاصه، درآمد مالی معلم باید به قدری باشد که بتواند در زمان مسافرت، در بهترین هتلها اقامت کند نه اینکه برای صرفهجویی در هزینهها مجبور شود تا شب را به همراه خانواده، همسر و فرزندانش در مدارس بگذراند؛ این بدترین توهین به معلمان است.
برخی کتابهای درسی، تنها کارکردشان شستشوی مغزی کودکان است. نام کتاب دینی کنونی در مدارس ایران، «دین و زندگی» است اما به نظر من، بهتر است نام آن را «دین و مرگ»، «دین و فقر» و یا «دین و اختلاس و دزدی» بنامیم! با حذف همین کتاب و درسهایی اینچنینی، به جرات میتوانم بگویم که هزینههای اضافی فراوانی حذف خواهند شد و حقوق معلمان و کادر آموزشی، به چندین برابر افزایش خواهد یافت.
به نظر من، اگر کودکان ایرانی در شهر یا روستایی از تحصیل بازبمانند، تمام مسولان آن منطقه شامل شهردار، بخشدار، فرماندار و غیره باید مورد بازخواست قرار گیرند و با جریمههای سنگین شغلی و مادی مواجه شوند.
در شهریورماه گذشته، در روستایی در حوالی بیرجند بودم و متاسفانه بسیاری از آنها در سنین مختلف، کاملا بیسواد بودند. بیسوادی مردم، همواره یکی از اصلیترین عوامل در دوام حکومتهای نالایق و استبدادی بوده است.
توضیح: این یادداشت، خلاصهای از یادداشت بلند نویسنده است.
یادداشت کامل را از اینجا بخوانید:
goo.gl/DaFNqR
سیدهاشم خواستار – فعال مدنی حقوق معلمان
@corruptionwatch
نظام آموزش و پرورش فعلی در ایران آنچنان فرسوده و کهنه است که در مثال میتوان آن را همچون پیرمردی ۱۳۰ ساله، بازمانده از دوران قاجار دانست؛ این سیستم به یک بازنگری کلی و اساسی نیازمند است. اما پرسش این است که آموزش و پرورش در یک ایران آزاد و دموکراتیک چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟ از جمله همه آنها میتوان به مواردی چند اشاره کرد.
حقوق تمام معلمان باید دست کم به سه برابر حقوق فعلی افزایش یابد و معلمان بعد از گذراندن دورههای آزمایشی میتوانند از وامهای مختلف و بلندمدتی همچون وام مسکن و خودرو استفاده کنند. اقساط این وام نباید بیش از یک سوم حقوق معلمان باشد و البته مسکناش، «مسکن مهر» و خودرواش نیز «پراید» نخواهد بود.
هر معلم ۲۲ تا ۲۴ ساعت در هفته تدریس خواهد کرد و در مجموع ۳۶ ساعت در هفته باید در مدرسه حضور داشته باشد تا هم در آزمایشگاه و کتابخانه و ... تحقیق و مطالعه کند و هم در موضوعهای مختلف به دانش آموزان کمک نماید.
وزیر فعلی نفت میگوید «۱۴ سال پیش که وزارت نفت را ترک کردم یکصد و بیست هزار کارمند داشت و اکنون با همان حجمِ کار، یکصد هزار نفر به آن افزوده شده است». به جرأت میگویم که وضعیت فعلی آموزش و پرورش از این هم بدتر است. بنابراین تمام نیروهای مازاد باید در اختیار دولت قرار گیرند و یک نظام آموزش و پرورش «دانش آموز- معلم محور» برپا شود. کادر اداری چنین سیستمی قطعا از نیروهای توانمند و متخصصی تشکیل شده که مشخصا در همین زمینه دارای تخصص، تجربه و انگیزه هستند. برخی نهادهای کنونی همچون «معاونت پرورشی» هیچ فایدهای در تعلیم و تربیت دانش آموزان ندارند و از این رو، باید منحل شوند.
به طور خلاصه، درآمد مالی معلم باید به قدری باشد که بتواند در زمان مسافرت، در بهترین هتلها اقامت کند نه اینکه برای صرفهجویی در هزینهها مجبور شود تا شب را به همراه خانواده، همسر و فرزندانش در مدارس بگذراند؛ این بدترین توهین به معلمان است.
برخی کتابهای درسی، تنها کارکردشان شستشوی مغزی کودکان است. نام کتاب دینی کنونی در مدارس ایران، «دین و زندگی» است اما به نظر من، بهتر است نام آن را «دین و مرگ»، «دین و فقر» و یا «دین و اختلاس و دزدی» بنامیم! با حذف همین کتاب و درسهایی اینچنینی، به جرات میتوانم بگویم که هزینههای اضافی فراوانی حذف خواهند شد و حقوق معلمان و کادر آموزشی، به چندین برابر افزایش خواهد یافت.
به نظر من، اگر کودکان ایرانی در شهر یا روستایی از تحصیل بازبمانند، تمام مسولان آن منطقه شامل شهردار، بخشدار، فرماندار و غیره باید مورد بازخواست قرار گیرند و با جریمههای سنگین شغلی و مادی مواجه شوند.
در شهریورماه گذشته، در روستایی در حوالی بیرجند بودم و متاسفانه بسیاری از آنها در سنین مختلف، کاملا بیسواد بودند. بیسوادی مردم، همواره یکی از اصلیترین عوامل در دوام حکومتهای نالایق و استبدادی بوده است.
توضیح: این یادداشت، خلاصهای از یادداشت بلند نویسنده است.
یادداشت کامل را از اینجا بخوانید:
goo.gl/DaFNqR
۶۸۸۰۰ میلیارد تومان هزینه سالانه رژیم ایران برای حمایت از تروریسم؛ در یک حکمرانی خوب مردم از طریق رای به دولت اجازه می دهند تا منابع در چه راهی صرف شود
مطالب بيشتر:
goo.gl/P79FVb
@corruptionwatch
مطالب بيشتر:
goo.gl/P79FVb
@corruptionwatch
کدام نهادها شایستهی انحلال هستند؟ و چرا؟
مجید محمدی
@corruptionwatch
کدام نهادها در ایران امروز شایستهی انحلال هستند؟
نهاد ولایت فقیه و موسسات و نهادهای تحت نظر آن
نهاد ولایت فقیه با صدها میلیارد دلار ثروت و دهها میلیارد دلار درآمد و هزینه، فاسدترین و زائدترین نهاد در ایران است. امروز اگر این نهاد حذف شود نه تنها هیچ خللی در زندگی مردم و روالهای لازم برای جامعه ایجاد نمیشود بلکه مردم ایران از میلیاردها دلار هزینهی سالانه رها میشوند.
سپاه پاسداران
سپاه و بسیج برای سرکوب مخالفان و پاسداری از روحانیت تاسیس شدهاند و غیر از این دو کارکرد کار دیگری ندارند. سپاه امروز با امپراطوری اقتصادی، بسط شبکهی بسیج به همهی محلات، تولید فیلم و نشر و راهاندازی وب سایتهای خبری و خبر گزاری، و گرفتن سهمی قابل توجه در مجلس و دولت، خود به یکی از موانع جدی رشد و توسعهی کشور تبدیل شده است.
سازمان صدا و سیما
بودجهی چند هزار میلیارد تومانی سازمان دولتی رادیو و تلویزیون برای تبلیغ حکومت دینی، صد در صد اتلاف است. این سازمان به هیچ وجه کارکرد خبررسانی، سرگرمی و آموزشی ندارد بلکه دستگاه تبلیغات سیاسی و مذهبی حکومت دینی است. حفظ چنین هیولایی صرفا در جهت منافع طبقهی حاکم است و نه شهروندان.
وزارت ارشاد و صدها نهاد تبلیغاتی
دولتی
برخی کارکردهای مفید فرهنگی وزارت فرهنگ مثل ادارهی برخی از کتابخانهها و نهادهای هنری به راحتی قابل واگذاری به شهرداریهاست. فعالیت مخرب آن نیز مثل سانسور و توزیع منابع به خودیها هر چه زودتر متوقف شود بیشتر مفید به حال بخش فرهنگ و هنر خواهد بود. تاسیس نهادهای مذهبی توسط دولت و اداره آنها با بودجهی عمومی نه تنها مخل آزادی ادیان است بلکه استقلال نهادهای دینی را از آنها میگیرد.
دادگاههای انقلاب و دادگاه ویژه روحانیت
این دو نوع دادگاه تنها کارکردی که دارند سرکوب فعالان سیاسی و روحانیون منتقد و ارعاب عمومی با صدور احکام اعدام است. دادگاههای عمومی که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ذکر شدهاند، میتوانند به همهی جرائم رسیدگی کنند.
وزارتخانههای ورزش و جوانان، آموزش و پرورش، آموزش عالی، ارتباطات، نفت، نیرو، و صنعت
ادارهی مدارس دولتی را میتوان به هیئت امنای منتخب محلات سپرد. ادارهی دانشگاههای دولتی نیز در هر استان قابل واگذاری به استانداریهاست. وزارتخانهی ورزش و جوانان از اساس هیچ کارکردی غیر از درست کردن شغل برای اعضای قشر حاکم ندارد. وزارت ارتباطات، نفت، نیرو و صنعت نیز در اموری دخالت دارند که همه باید به بخش خصوصی واگذار شوند.
عنوان نظام جدید؟
نام نظامی که پس از انحلال این نهادها شکل میگیرد، اهمیتی ندارد. نظامهای جمهوری در عالم وجود داشته و دارند که مثل حکومتهای پادشاهی هستند (رژیم اسد در سوریه) و حکومتهایی با نام و عنوان دمکراتیک (کره شمالی) وجود دارند که بویی از دمکراسی نبردهاند. توصیه به انحلال نهادهای فوق در جهت تاسیس یا فروپاشی یک نظام خاص نیست، بلکه برای افزایش کارایی حکومت و مصلحت عمومی است.
توضیح: این یادداشت، خلاصهای از یادداشت بلند نویسنده است.
یادداشت کامل را از اینجا بخوانید:
goo.gl/NVreWL
مجید محمدی
@corruptionwatch
کدام نهادها در ایران امروز شایستهی انحلال هستند؟
نهاد ولایت فقیه و موسسات و نهادهای تحت نظر آن
نهاد ولایت فقیه با صدها میلیارد دلار ثروت و دهها میلیارد دلار درآمد و هزینه، فاسدترین و زائدترین نهاد در ایران است. امروز اگر این نهاد حذف شود نه تنها هیچ خللی در زندگی مردم و روالهای لازم برای جامعه ایجاد نمیشود بلکه مردم ایران از میلیاردها دلار هزینهی سالانه رها میشوند.
سپاه پاسداران
سپاه و بسیج برای سرکوب مخالفان و پاسداری از روحانیت تاسیس شدهاند و غیر از این دو کارکرد کار دیگری ندارند. سپاه امروز با امپراطوری اقتصادی، بسط شبکهی بسیج به همهی محلات، تولید فیلم و نشر و راهاندازی وب سایتهای خبری و خبر گزاری، و گرفتن سهمی قابل توجه در مجلس و دولت، خود به یکی از موانع جدی رشد و توسعهی کشور تبدیل شده است.
سازمان صدا و سیما
بودجهی چند هزار میلیارد تومانی سازمان دولتی رادیو و تلویزیون برای تبلیغ حکومت دینی، صد در صد اتلاف است. این سازمان به هیچ وجه کارکرد خبررسانی، سرگرمی و آموزشی ندارد بلکه دستگاه تبلیغات سیاسی و مذهبی حکومت دینی است. حفظ چنین هیولایی صرفا در جهت منافع طبقهی حاکم است و نه شهروندان.
وزارت ارشاد و صدها نهاد تبلیغاتی
دولتی
برخی کارکردهای مفید فرهنگی وزارت فرهنگ مثل ادارهی برخی از کتابخانهها و نهادهای هنری به راحتی قابل واگذاری به شهرداریهاست. فعالیت مخرب آن نیز مثل سانسور و توزیع منابع به خودیها هر چه زودتر متوقف شود بیشتر مفید به حال بخش فرهنگ و هنر خواهد بود. تاسیس نهادهای مذهبی توسط دولت و اداره آنها با بودجهی عمومی نه تنها مخل آزادی ادیان است بلکه استقلال نهادهای دینی را از آنها میگیرد.
دادگاههای انقلاب و دادگاه ویژه روحانیت
این دو نوع دادگاه تنها کارکردی که دارند سرکوب فعالان سیاسی و روحانیون منتقد و ارعاب عمومی با صدور احکام اعدام است. دادگاههای عمومی که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ذکر شدهاند، میتوانند به همهی جرائم رسیدگی کنند.
وزارتخانههای ورزش و جوانان، آموزش و پرورش، آموزش عالی، ارتباطات، نفت، نیرو، و صنعت
ادارهی مدارس دولتی را میتوان به هیئت امنای منتخب محلات سپرد. ادارهی دانشگاههای دولتی نیز در هر استان قابل واگذاری به استانداریهاست. وزارتخانهی ورزش و جوانان از اساس هیچ کارکردی غیر از درست کردن شغل برای اعضای قشر حاکم ندارد. وزارت ارتباطات، نفت، نیرو و صنعت نیز در اموری دخالت دارند که همه باید به بخش خصوصی واگذار شوند.
عنوان نظام جدید؟
نام نظامی که پس از انحلال این نهادها شکل میگیرد، اهمیتی ندارد. نظامهای جمهوری در عالم وجود داشته و دارند که مثل حکومتهای پادشاهی هستند (رژیم اسد در سوریه) و حکومتهایی با نام و عنوان دمکراتیک (کره شمالی) وجود دارند که بویی از دمکراسی نبردهاند. توصیه به انحلال نهادهای فوق در جهت تاسیس یا فروپاشی یک نظام خاص نیست، بلکه برای افزایش کارایی حکومت و مصلحت عمومی است.
توضیح: این یادداشت، خلاصهای از یادداشت بلند نویسنده است.
یادداشت کامل را از اینجا بخوانید:
goo.gl/NVreWL
راهیان نور؛ ۶۰ درصد افزایش بودجه نسبت به سال اول ریاست جمهوری حسن روحانی
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/4hL2sp
@corruptionwatch
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/4hL2sp
@corruptionwatch
«سازمان بسیج مستضعفان»؛ روزی ۳ میلیارد و ۲۳۴ میلیون تومان
یوحنا نجدی
@corruptionwatch
«سازمان بسیج مستضعفان»، موسوم به «ارتش ۲۰ میلیونی» از جمله نهادهای زیرمجموعه سپاه پاسداران است. «بسیج» در آذرماه سال ۱۳۵۸ بر اساس فرمان آیتالله خمینی با هدف «تحقق سخنان روحالله خمینی مبنی بر تشکیل هستههای حزبالله» تشکیل شد و امروز اصلیترین وظیفه آن، سرکوب اعتراضهای مردمی است. «بسیج» بویژه در جریان جنبش سبز، مسوولیت اصلی سرکوب معترضان در خیابانها را بر عهده داشت و در این راه از هیچ خشونتی دریغ نکرد. در همین خصوص، جدیدترین تصمیم «بسیج» نیز ایجاد «گشتهای محلهها» بویژه در شهرهای بزرگ است.
دولت اعتدالگرای حسن روحانی که مورد حمایت اصلاحطلبان است، هزار و ۱۸۰ میلیارد و ۴۸۴ میلیون تومان بودجه برای «سازمان بسیج مستضعفان» در نظر گرفته و این رقم برابر با روزی ۳ میلیارد و ۲۳۴ میلیون تومان است.
برای درک بهتر این رقم، میتوان گفت که بودجه «بسیج» بیش از ۷ برابر بودجه «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان»، ۴،۳ برابر بودجه «سازمان حفاظت از محیط زیست» و ۲،۴ برابر بودجه «طرح حمایت و ارتقا شرایط تحصیل در مناطق محروم» است.
پولی که سال ۱۳۹۷ در اختیار بسیجیان قرار میگیرد حتی چندین برابر بودجه مهمترین دانشگاههای کشور است؛ یعنی ۴ برابر بودجه «دانشگاه تربیت مدرس» و ۱،۳ برابر بودجه «دانشگاه تهران».
دولت حسن روحانی در نخستین سال بودجهنویسیاش، مبلغ ۶۲۷ میلیارد و۲۵۰ میلیون تومان برای «بسیج» در نظر گرفته بود. به این ترتیب، بودجه «بسیج» توسط دولت اعتدالی حسن روحانی، تاکنون ۹۰ درصد رشد یافته است.
علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی بارها به طور علنی به ستایش از بسیج پرداخته است: «نام بسیج، نام مقدسی است»؛ «بسیجی یعنی افتخار؛ هرکسی که بسیجی است باید به بسیجی بودن خود افتخار کند».
غلامحسین غیبپرور، رییس کنونی بسیج است و از دیگر چهرههای اصلی آن میتوان به نصرتالله سیف (معاون مقاومت مردمی)، محمدرضا تویسرکانی (مسوول نمایندگی علی خامنهای در بسیج)، مهران طهماسبی (معاون هماهنگ کننده نماینده علی خامنهای در بسیج)، قاسم حبیبزاده (معاون سیاسی نمایندگی علی خامنهای در بسیج) و حسین قدیانی (معاون علمی و پژوهشی) اشاره کرد.
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/K8NMo7
یوحنا نجدی
@corruptionwatch
«سازمان بسیج مستضعفان»، موسوم به «ارتش ۲۰ میلیونی» از جمله نهادهای زیرمجموعه سپاه پاسداران است. «بسیج» در آذرماه سال ۱۳۵۸ بر اساس فرمان آیتالله خمینی با هدف «تحقق سخنان روحالله خمینی مبنی بر تشکیل هستههای حزبالله» تشکیل شد و امروز اصلیترین وظیفه آن، سرکوب اعتراضهای مردمی است. «بسیج» بویژه در جریان جنبش سبز، مسوولیت اصلی سرکوب معترضان در خیابانها را بر عهده داشت و در این راه از هیچ خشونتی دریغ نکرد. در همین خصوص، جدیدترین تصمیم «بسیج» نیز ایجاد «گشتهای محلهها» بویژه در شهرهای بزرگ است.
دولت اعتدالگرای حسن روحانی که مورد حمایت اصلاحطلبان است، هزار و ۱۸۰ میلیارد و ۴۸۴ میلیون تومان بودجه برای «سازمان بسیج مستضعفان» در نظر گرفته و این رقم برابر با روزی ۳ میلیارد و ۲۳۴ میلیون تومان است.
برای درک بهتر این رقم، میتوان گفت که بودجه «بسیج» بیش از ۷ برابر بودجه «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان»، ۴،۳ برابر بودجه «سازمان حفاظت از محیط زیست» و ۲،۴ برابر بودجه «طرح حمایت و ارتقا شرایط تحصیل در مناطق محروم» است.
پولی که سال ۱۳۹۷ در اختیار بسیجیان قرار میگیرد حتی چندین برابر بودجه مهمترین دانشگاههای کشور است؛ یعنی ۴ برابر بودجه «دانشگاه تربیت مدرس» و ۱،۳ برابر بودجه «دانشگاه تهران».
دولت حسن روحانی در نخستین سال بودجهنویسیاش، مبلغ ۶۲۷ میلیارد و۲۵۰ میلیون تومان برای «بسیج» در نظر گرفته بود. به این ترتیب، بودجه «بسیج» توسط دولت اعتدالی حسن روحانی، تاکنون ۹۰ درصد رشد یافته است.
علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی بارها به طور علنی به ستایش از بسیج پرداخته است: «نام بسیج، نام مقدسی است»؛ «بسیجی یعنی افتخار؛ هرکسی که بسیجی است باید به بسیجی بودن خود افتخار کند».
غلامحسین غیبپرور، رییس کنونی بسیج است و از دیگر چهرههای اصلی آن میتوان به نصرتالله سیف (معاون مقاومت مردمی)، محمدرضا تویسرکانی (مسوول نمایندگی علی خامنهای در بسیج)، مهران طهماسبی (معاون هماهنگ کننده نماینده علی خامنهای در بسیج)، قاسم حبیبزاده (معاون سیاسی نمایندگی علی خامنهای در بسیج) و حسین قدیانی (معاون علمی و پژوهشی) اشاره کرد.
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/K8NMo7
دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری؛ ۲،۴ برابر شدن بودجه نسبت به آغاز دوران «تدبیر و امید» در پنج سال پیش
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/uUUZtK
@corruptionwatch
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/uUUZtK
@corruptionwatch
در حالی كه خشکسالی بحران جدی کشور است اما نگاهی به بودجه ۹۷ نشان می دهد برای دولت نهادهای نظامی و سرکوبگر اولويت مهمتری دارند.
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/WEnKPW
@corruptionwatch
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/WEnKPW
@corruptionwatch
کدام روشنفکر؟!
زندانی سیاسی در ایران - امضا محفوظ
@corruptionwatch
در هر جنبش اجتماعی، روشنفکران به عنوان تئوریسینها و نظریهپردازها، نقش مهمی در هدایت و جهتدهی به جنبش دارند؛ اما در جنبش اجتماعی اخیر یکی از دلایلی که جریان اصلاحطلب داخل آن را دستمایهای برای تخطئه این خیزش قرار میداد، عدم همراهی شماری از روشنفکران داخل با آن بود. در اینجا باید پرسید که روشنفکری چیست و چگونه شکل میگیرد؟
روشنفکر کسی است که با شناخت وضعیت موجود جامعه و با دغدغه حل مشکلات و تنگناهای اجتماعی به تبیین صورت مسئله و ارائه راهحلهای مناسب جهت برونرفت از مشکل بپردازد. روشنفکر اساسا در فضایی آزاد میبالد؛ فضایی که محدودیتی برای تحصیل عقاید و آراء فلسفی از یک طرف و ترویج دیدگاهها و آراء و عقاید فکری از طرف دیگر وجود نداشته باشد. روشنفکر آن نیست که مغالطهگریها و لفاظیهای حکومت ایدئولوژیک را نشخوار کرده و چشم بر مطالبات مردم ببندد؛ بلکه کسی است که دگرگونیهای اجتماعی را با دقت تمام رصد کرده و با ارائه راهحلهای نوآورانه خود، راهگشای تنگناهای اجتماعی باشد.
در یک نظام سیاسی که آرمانهای آن «ایجاد جامعه یک شکل و یکپارچه زیر پرچم اسلام و تحت هدایت رهبری فرهمند» که خود مفسر و تنظیم کننده ایدئولوژی بوده و هیچ فعل و انفعالی خارج از اتوریته وی نمیتواند انجام شود، روشنفکری چگونه میتواند تکوین یابد؟! در جامعهای که دانشگاههای آن و بالاخص اکثر رشتههای علوم انسانی چون علوم اجتماعی و سیاسی از تفتیش و پاکسازی و ... در امان نمانده، روشنفکر چگونه میتواند نشو و نمو کرده و به بلوغ روشنفکری برسد؟!
سرکوب در جمهوری اسلامی از دایره متلاشی کردن گروهها و انجمنها فراتر رفته و به محدوده رصد و تفتیش افراد جامعه رسیده است. رصد تک تک افراد جامعه با هدف شناسایی و سرکوب افرادی انجام میشود که امکان بالقوه برای رشد و نمو و تبدیل به روشنفکر شدن را دارند و در آینده بیم آن میرود نقش لیدر را در جنبشهای اجتماعی بازی کنند و یا حداقل با پیوستن به اپوزسیونهای خارجنشین باعث تقویت آنها شوند.
ستارهدار کردن دانشجویان و حبس آنها از جمله اقدامات سرکوبگرایانهای است که با هدف جلوگیری از تکوین روشنفکری و اپوزیسیون خارج از ساختار حکومت و برانداز ، در طول قریب به چهار دهه حکمرانی جمهوری اسلامی انجام گرفته است. حاصل چنین قلع و قمعی خشکیدن و از بین رفتن زایندگی فکری و روشنفکری در ایران است. چنین میشود که آنهایی که ادعای روشنفکر بودن دارند و همواره در چارچوب دستگاه حاکمیت فکر کردهاند، از روند تحولات اجتماعی عقب مانده و از تبیین علل جنبش اجتماعی سال ۹۶ ناتوان بوده و نمیدانند چگونه به تجزیه و تحلیل ریشههای اجتماعی چنین جنبشی بپردازند و در نهایت، از سر استیصال و ناتوان از توضیح دگرگونی اجتماعی در ایران، به تئوری توطئه پناه برده و سعی میکنند خیزش مردم و جوانان را حاصل توطئه استکبار جهانی و صهیونیسم بدانند! اینان همانهایی هستند که از سرچشمه لایزال فضیلت که همان رهبر فرهمند باشد کسب فیض و معرفت کرده و نشان روشنفکری دریافت کردهاند!
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/RD54FK
زندانی سیاسی در ایران - امضا محفوظ
@corruptionwatch
در هر جنبش اجتماعی، روشنفکران به عنوان تئوریسینها و نظریهپردازها، نقش مهمی در هدایت و جهتدهی به جنبش دارند؛ اما در جنبش اجتماعی اخیر یکی از دلایلی که جریان اصلاحطلب داخل آن را دستمایهای برای تخطئه این خیزش قرار میداد، عدم همراهی شماری از روشنفکران داخل با آن بود. در اینجا باید پرسید که روشنفکری چیست و چگونه شکل میگیرد؟
روشنفکر کسی است که با شناخت وضعیت موجود جامعه و با دغدغه حل مشکلات و تنگناهای اجتماعی به تبیین صورت مسئله و ارائه راهحلهای مناسب جهت برونرفت از مشکل بپردازد. روشنفکر اساسا در فضایی آزاد میبالد؛ فضایی که محدودیتی برای تحصیل عقاید و آراء فلسفی از یک طرف و ترویج دیدگاهها و آراء و عقاید فکری از طرف دیگر وجود نداشته باشد. روشنفکر آن نیست که مغالطهگریها و لفاظیهای حکومت ایدئولوژیک را نشخوار کرده و چشم بر مطالبات مردم ببندد؛ بلکه کسی است که دگرگونیهای اجتماعی را با دقت تمام رصد کرده و با ارائه راهحلهای نوآورانه خود، راهگشای تنگناهای اجتماعی باشد.
در یک نظام سیاسی که آرمانهای آن «ایجاد جامعه یک شکل و یکپارچه زیر پرچم اسلام و تحت هدایت رهبری فرهمند» که خود مفسر و تنظیم کننده ایدئولوژی بوده و هیچ فعل و انفعالی خارج از اتوریته وی نمیتواند انجام شود، روشنفکری چگونه میتواند تکوین یابد؟! در جامعهای که دانشگاههای آن و بالاخص اکثر رشتههای علوم انسانی چون علوم اجتماعی و سیاسی از تفتیش و پاکسازی و ... در امان نمانده، روشنفکر چگونه میتواند نشو و نمو کرده و به بلوغ روشنفکری برسد؟!
سرکوب در جمهوری اسلامی از دایره متلاشی کردن گروهها و انجمنها فراتر رفته و به محدوده رصد و تفتیش افراد جامعه رسیده است. رصد تک تک افراد جامعه با هدف شناسایی و سرکوب افرادی انجام میشود که امکان بالقوه برای رشد و نمو و تبدیل به روشنفکر شدن را دارند و در آینده بیم آن میرود نقش لیدر را در جنبشهای اجتماعی بازی کنند و یا حداقل با پیوستن به اپوزسیونهای خارجنشین باعث تقویت آنها شوند.
ستارهدار کردن دانشجویان و حبس آنها از جمله اقدامات سرکوبگرایانهای است که با هدف جلوگیری از تکوین روشنفکری و اپوزیسیون خارج از ساختار حکومت و برانداز ، در طول قریب به چهار دهه حکمرانی جمهوری اسلامی انجام گرفته است. حاصل چنین قلع و قمعی خشکیدن و از بین رفتن زایندگی فکری و روشنفکری در ایران است. چنین میشود که آنهایی که ادعای روشنفکر بودن دارند و همواره در چارچوب دستگاه حاکمیت فکر کردهاند، از روند تحولات اجتماعی عقب مانده و از تبیین علل جنبش اجتماعی سال ۹۶ ناتوان بوده و نمیدانند چگونه به تجزیه و تحلیل ریشههای اجتماعی چنین جنبشی بپردازند و در نهایت، از سر استیصال و ناتوان از توضیح دگرگونی اجتماعی در ایران، به تئوری توطئه پناه برده و سعی میکنند خیزش مردم و جوانان را حاصل توطئه استکبار جهانی و صهیونیسم بدانند! اینان همانهایی هستند که از سرچشمه لایزال فضیلت که همان رهبر فرهمند باشد کسب فیض و معرفت کرده و نشان روشنفکری دریافت کردهاند!
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/RD54FK
جمهوری خانوادگی اسلامی؛ یکی از رایج ترین اشکال فساد اداری رابطه بازی و فامیل گرایی است.
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/6WFAaf
@corruptionwatch
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/6WFAaf
@corruptionwatch
مجلس بودجه مبارزه با گردوغبار در خوزستان و بودجه ساماندهی پسماندهای خانگی، آبخیزداری و بهسازی محیط زیست را حذف کرد.
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/xrbmTN
@corruptionwatch
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/xrbmTN
@corruptionwatch
جمهوری خانوادگی اسلامی؛ یکی از رایج ترین اشکال فساد اداری رابطه بازی و فامیل گرایی است
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/F3ZuNG
@corruptionwatch
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/F3ZuNG
@corruptionwatch
برداشت چهار میلیارد دلار از صندوق توسعه ملی؛ ۶۷ درصد سهم حکومت، ۳۳ درصد سهم مردم!
براي ديدن جزییات بيشتر:
goo.gl/QaDshS
@corruptionwatch
براي ديدن جزییات بيشتر:
goo.gl/QaDshS
@corruptionwatch
جمهوری خانوادگی اسلامی ؛ محمد صدر (عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و معاون وزارت امور خارجه در دولت خاتمی) پدرزن یاسر خمینی (نوه آیت الله خمینی)
براي ديدن جزییات بيشتر:
goo.gl/r49g39
@corruptionwatch
براي ديدن جزییات بيشتر:
goo.gl/r49g39
@corruptionwatch
اگر حکمرانی خوب بود ؛ اختلاس ۱۰۰ میلیارد تومانی در وزارت نفت
براي ديدن جزییات بيشتر:
goo.gl/ec1EL1
@corruptionwatch
براي ديدن جزییات بيشتر:
goo.gl/ec1EL1
@corruptionwatch