🔝همراهان گرامی فسادبان
📊 در نظرسنجی هاى فسادبان به صورت کاملا ناشناس شرکت کنید و ما را با دیدگاهتان آشنا نمایید.
@corruptionwatch
📊 در نظرسنجی هاى فسادبان به صورت کاملا ناشناس شرکت کنید و ما را با دیدگاهتان آشنا نمایید.
@corruptionwatch
سفره خالی کارگران؛ دستمزد کارگران ۱ میلیون و ۵۵۴ هزار تومان کمتر از هزینه معیشت
براي ديدن جزییات بيشتر:
goo.gl/GeZT5M
@corruptionwatch
براي ديدن جزییات بيشتر:
goo.gl/GeZT5M
@corruptionwatch
محمد جواد ظریف و سیاستمداران «تازه به دوران رسیده»
یوحنا نجدی-پژوهشگر علوم سیاسی
@corruptionwatch
✍️محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه در دولت حسن روحانی، کسی که بسیاری از نیروهای موسوم به اصلاحطلب او را تا ابعاد دکتر محمد مصدق بزرگ میکنند، در واکنش به پیام نوروزی رییس جمهور ایالات متحده خطاب به ایرانیان، دونالد ترامپ را فردی arriviste نامید. Arriviste در فارسی به معنای «تازهکار» یا «تازه به دوران رسیده» است؛ همهمان میدانیم این صفت به کسی اطلاق میشود که تازه به موقعیتی دست یافته و در کار خود صاحب تجربه و اصالتی نیست.
جناب ظریف و سایر مسئولان جمهوری اسلامی البته حق دارند که عالیترین مدیران اجرایی کشورهای دموکراتیک را افرادی تازهکار لقب دهند. علی خامنهای، مقام عظمای ولایت در جمهوری اسلامی تاکنون ۲۸ سال و ۷ ماه است که بر مسند رهبری تکیه زده بدون آنکه هیچ محدودیت زمانی برای عمر رهبری وی تعریف شده باشد؛ با وجود تمام اشتباهها، ظلمها و سرکوبهایی که با دستور مستقیم و تحت رهبری وی صورت میپذیرد، با همه ناکارآمدی نظام حتی در اسکان ۲۰۰۰ نفر هموطن زلزلهزده در کرمانشاه، او تا زمان نزول اجلال حضرت عزراییل همچنان رهبر نظام باقی خواهد ماند.
جناب احمد جنتی، ۹۲ ساله، از سال ۱۳۷۱ تاکنون بیش از «یک ربع قرن» است که «دبیر شورای نگهبان» است و هزاران نفر را از حق نامزد شدن برای حضور در نهادهای مختلف ردصلاحیت کرده بیآنکه هیچ توضیح دقیق و قانع کنندهای به آنها ارائه دهد. او در حالی همچنان در این سمت مهم در نظام جمهوری اسلامی به کار خود ادامه میدهد، که به دلیل کهولت سن، حتی از گفتن چند جمله واضح و قابل فهم باز میماند و جملات نامفهوم وی، دستمایه طنز در فضای مجازی است.
نمایندگان ولی فقیه در استانهای سراسر کشور هم از زمان انتصاب به این سمت تا آخرین نفس در این دنیای فانی، دست از وظیفه سنگین نمایندگی علی خامنهای نمیشویند؛ همچون عباس واعظ طبسی که از سال ۱۳۵۹ تا زمان مرگ در سال ۱۳۹۴ به مدت ۳۵ سال نماینده ولی فقیه در استان خراسان بود.
باری؛ با معیارهای نظام مقدس جمهوری اسلامی، سیاستمدارانی که زیر 20 سال در یک مسئولیت چنبره زده باشند، «تازه کار» و «تازه به دوران رسیده«اند؛ باتجربهها و استخوان خوردکردهها البته دیکتاتورهایی همچون معمر قذافی، صدام حسین، بشار اسد و کیم جونگ ایل هستند که زیر ۲۰ سال رهبری و ریاست جمهوری در مرامشان نبود و نیست. امثال لارس لوکه راسموسن (نخست وزیر دانمارک)، سائولی نینیسته (رییس جمهور فنلاند)، امانوئل مکرون (رئیسجمهور فرانسه) و دونالد ترامپ (رییس جمهور امریکا) که در یک انتخابات آزاد و مکانیسمی دموکراتیک برای یک دوره محدود و مشخص به قدرت میرسند، از نظر جمهوری اسلامی و متحدانش «تازه به دوران رسیده»ای بیش نیستند.
https://t.me/corruptionwatch_media/14
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/T2ZD3f
یوحنا نجدی-پژوهشگر علوم سیاسی
@corruptionwatch
✍️محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه در دولت حسن روحانی، کسی که بسیاری از نیروهای موسوم به اصلاحطلب او را تا ابعاد دکتر محمد مصدق بزرگ میکنند، در واکنش به پیام نوروزی رییس جمهور ایالات متحده خطاب به ایرانیان، دونالد ترامپ را فردی arriviste نامید. Arriviste در فارسی به معنای «تازهکار» یا «تازه به دوران رسیده» است؛ همهمان میدانیم این صفت به کسی اطلاق میشود که تازه به موقعیتی دست یافته و در کار خود صاحب تجربه و اصالتی نیست.
جناب ظریف و سایر مسئولان جمهوری اسلامی البته حق دارند که عالیترین مدیران اجرایی کشورهای دموکراتیک را افرادی تازهکار لقب دهند. علی خامنهای، مقام عظمای ولایت در جمهوری اسلامی تاکنون ۲۸ سال و ۷ ماه است که بر مسند رهبری تکیه زده بدون آنکه هیچ محدودیت زمانی برای عمر رهبری وی تعریف شده باشد؛ با وجود تمام اشتباهها، ظلمها و سرکوبهایی که با دستور مستقیم و تحت رهبری وی صورت میپذیرد، با همه ناکارآمدی نظام حتی در اسکان ۲۰۰۰ نفر هموطن زلزلهزده در کرمانشاه، او تا زمان نزول اجلال حضرت عزراییل همچنان رهبر نظام باقی خواهد ماند.
جناب احمد جنتی، ۹۲ ساله، از سال ۱۳۷۱ تاکنون بیش از «یک ربع قرن» است که «دبیر شورای نگهبان» است و هزاران نفر را از حق نامزد شدن برای حضور در نهادهای مختلف ردصلاحیت کرده بیآنکه هیچ توضیح دقیق و قانع کنندهای به آنها ارائه دهد. او در حالی همچنان در این سمت مهم در نظام جمهوری اسلامی به کار خود ادامه میدهد، که به دلیل کهولت سن، حتی از گفتن چند جمله واضح و قابل فهم باز میماند و جملات نامفهوم وی، دستمایه طنز در فضای مجازی است.
نمایندگان ولی فقیه در استانهای سراسر کشور هم از زمان انتصاب به این سمت تا آخرین نفس در این دنیای فانی، دست از وظیفه سنگین نمایندگی علی خامنهای نمیشویند؛ همچون عباس واعظ طبسی که از سال ۱۳۵۹ تا زمان مرگ در سال ۱۳۹۴ به مدت ۳۵ سال نماینده ولی فقیه در استان خراسان بود.
باری؛ با معیارهای نظام مقدس جمهوری اسلامی، سیاستمدارانی که زیر 20 سال در یک مسئولیت چنبره زده باشند، «تازه کار» و «تازه به دوران رسیده«اند؛ باتجربهها و استخوان خوردکردهها البته دیکتاتورهایی همچون معمر قذافی، صدام حسین، بشار اسد و کیم جونگ ایل هستند که زیر ۲۰ سال رهبری و ریاست جمهوری در مرامشان نبود و نیست. امثال لارس لوکه راسموسن (نخست وزیر دانمارک)، سائولی نینیسته (رییس جمهور فنلاند)، امانوئل مکرون (رئیسجمهور فرانسه) و دونالد ترامپ (رییس جمهور امریکا) که در یک انتخابات آزاد و مکانیسمی دموکراتیک برای یک دوره محدود و مشخص به قدرت میرسند، از نظر جمهوری اسلامی و متحدانش «تازه به دوران رسیده»ای بیش نیستند.
https://t.me/corruptionwatch_media/14
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/T2ZD3f
Telegram
Corruption Watch Media
@corruptionwatch
کامیونهای فرسوده و مرگبار یا ترویج تروریسم در منطقه؟!
براي ديدن جزییات بيشتر:
goo.gl/GeZT5M
@corruptionwatch
براي ديدن جزییات بيشتر:
goo.gl/GeZT5M
@corruptionwatch
ورشگستگی بانکها و تکرار سیاستهای غلط
https://t.me/corruptionwatch_media/15
حمید بابایی
پژوهشگر در زمینه فایننس و اقتصاد
✍️بانکهای ایران مدتهاست که ورشکستهاند، اما این ورشکستگی از سوی مقامات سیاسی کتمان میشود. قبول این ورشکستگی میتواند هزینههای سیاسی سنگینی را برای حکومت به دنبال داشته باشد. حکومت راهکاری برای حل بحران بانکی، که خود مسبب اصلی آن است، ندارد و هر آنچه که انجام میدهد به سیاق همیشگی خود جز راهکاری چشم بسته و به دور از واقعیت نیست.
منابع بانکها که همان سپردههای مردم هستند، توسط دولت و خود بانکها به کژراهههایی رفتهاند که برگشتی برای آن متصور نیست. بخشی از این منابع توسط تبصرههای تکلیفی دولت، صرف پروژههای غیر اقتصادی دولتی شدهاند، بخش دیگری توسط خود بانکها برای خرید املاک و مستغلات صرف شدهاند و قسمتی هم به خاطر ناتوانی وامگیرندگان در عمل به تعهدات خود در موعد مقرر از بین رفتهاند.
برآوردها حاکی از آن است مقدار داراییهای سمّی در ترازنامههای بانکی نزدیک به چهل درصد است. بانکها چاره موقتی کار را در «بازی پونزی» میبینند تا مگر با جذب منابع به قیمت نرخهای سود بالا بتوانند چارهای موقت و گذرا برای مخارج خود پیدا کنند.
دولت نیز به طور چشمبسته و بدون واکاویِ علل اصلی بحران بانکی، سعی کرد در مرحله نخست با الزام بانکها به فروش املاک خود، آب رفته را به جوی بازگرداند تا مگر توانِ وامدهی بانکها را تقویت کند. سپس سعی کرد با شناسایی و الزام تسهیلات گیرندگان به بازپرداخت وجوه دریافتی، از حجم معوقات بانکی بکاهد.
در مرحله بعدی سعی کرد با ترفندهای حسابداری چون «تجدید ارزیابی دارایی های خارجی بانک مرکزی»، ابتدا بدهی دولت به بانک مرکزی را با «مازاد حاصل از ارزیابی خالص دارایی های خارجی» تهاتر کند و مابقی «مازاد» را صرف تهاتر بدهی دولت به بانکها و بدهی بانکها به بانک مرکزی کند. متعاقب آن و بدون آنکه اقدامات پیشین به نتیجه و عاقبت مطلوبی برسند، به الزام بانکها به کاهش نرخ سود روی آورد غافل از آنکه آزاد شدن منابع بانکی مقدم بر هر نوع سیاست اصلاح نرخ سود است. هر آنچه که دولت برای برونرفت از بحران بانکی کرد، تیری در تاریکی بود و هیچیک از اقدامات فوق حاصلی در بر نداشتند.
دستورالعمل و آییننامه و مکلف کردن بانکها به فروش داراییهای سمّی و غیره و الزام آنها به رعایت سقف معینی از نرخ سود راه به جایی نبرده و نخواهد برد. با ترفندهای حسابداری نیز هرگز نمیتوان مشکل ورشکستگی بانکها را حل و فصل کرد؛ این قبیل ترفندها شاید بخشی از داراییهای سمّی بانکها را موقتا از ترازنامه پاک کند و بخشی از بدهی بانکها به بانک مرکزی را حذف کند، اما مسئله این است که رویه همیشگی تشکیل و انباشته شدن انواع داراییهای سمّی از بین نرفته و به قوت خود باقی است.
گواه این مدعا آمارهای پولی و بانکی کشور است. مطابق آخرین آمارها، بدهی دولت به بانکها نزدیک به دویست هزار میلیارد تومان است و میزان معوقات بانکی حدود صد و سی هزار میلیارد تومان گزارش شده است. بدهی بانکها به بانک مرکزی نیز بالغ بر صد هزار میلیارد تومان است. با این وضعیت کاهش نرخ سود بانکی به عنوان نیروی محرکۀ رونق اقتصادی به خواب و خیال میماند.
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/sgzhuL
@corruptionwatch
https://t.me/corruptionwatch_media/15
حمید بابایی
پژوهشگر در زمینه فایننس و اقتصاد
✍️بانکهای ایران مدتهاست که ورشکستهاند، اما این ورشکستگی از سوی مقامات سیاسی کتمان میشود. قبول این ورشکستگی میتواند هزینههای سیاسی سنگینی را برای حکومت به دنبال داشته باشد. حکومت راهکاری برای حل بحران بانکی، که خود مسبب اصلی آن است، ندارد و هر آنچه که انجام میدهد به سیاق همیشگی خود جز راهکاری چشم بسته و به دور از واقعیت نیست.
منابع بانکها که همان سپردههای مردم هستند، توسط دولت و خود بانکها به کژراهههایی رفتهاند که برگشتی برای آن متصور نیست. بخشی از این منابع توسط تبصرههای تکلیفی دولت، صرف پروژههای غیر اقتصادی دولتی شدهاند، بخش دیگری توسط خود بانکها برای خرید املاک و مستغلات صرف شدهاند و قسمتی هم به خاطر ناتوانی وامگیرندگان در عمل به تعهدات خود در موعد مقرر از بین رفتهاند.
برآوردها حاکی از آن است مقدار داراییهای سمّی در ترازنامههای بانکی نزدیک به چهل درصد است. بانکها چاره موقتی کار را در «بازی پونزی» میبینند تا مگر با جذب منابع به قیمت نرخهای سود بالا بتوانند چارهای موقت و گذرا برای مخارج خود پیدا کنند.
دولت نیز به طور چشمبسته و بدون واکاویِ علل اصلی بحران بانکی، سعی کرد در مرحله نخست با الزام بانکها به فروش املاک خود، آب رفته را به جوی بازگرداند تا مگر توانِ وامدهی بانکها را تقویت کند. سپس سعی کرد با شناسایی و الزام تسهیلات گیرندگان به بازپرداخت وجوه دریافتی، از حجم معوقات بانکی بکاهد.
در مرحله بعدی سعی کرد با ترفندهای حسابداری چون «تجدید ارزیابی دارایی های خارجی بانک مرکزی»، ابتدا بدهی دولت به بانک مرکزی را با «مازاد حاصل از ارزیابی خالص دارایی های خارجی» تهاتر کند و مابقی «مازاد» را صرف تهاتر بدهی دولت به بانکها و بدهی بانکها به بانک مرکزی کند. متعاقب آن و بدون آنکه اقدامات پیشین به نتیجه و عاقبت مطلوبی برسند، به الزام بانکها به کاهش نرخ سود روی آورد غافل از آنکه آزاد شدن منابع بانکی مقدم بر هر نوع سیاست اصلاح نرخ سود است. هر آنچه که دولت برای برونرفت از بحران بانکی کرد، تیری در تاریکی بود و هیچیک از اقدامات فوق حاصلی در بر نداشتند.
دستورالعمل و آییننامه و مکلف کردن بانکها به فروش داراییهای سمّی و غیره و الزام آنها به رعایت سقف معینی از نرخ سود راه به جایی نبرده و نخواهد برد. با ترفندهای حسابداری نیز هرگز نمیتوان مشکل ورشکستگی بانکها را حل و فصل کرد؛ این قبیل ترفندها شاید بخشی از داراییهای سمّی بانکها را موقتا از ترازنامه پاک کند و بخشی از بدهی بانکها به بانک مرکزی را حذف کند، اما مسئله این است که رویه همیشگی تشکیل و انباشته شدن انواع داراییهای سمّی از بین نرفته و به قوت خود باقی است.
گواه این مدعا آمارهای پولی و بانکی کشور است. مطابق آخرین آمارها، بدهی دولت به بانکها نزدیک به دویست هزار میلیارد تومان است و میزان معوقات بانکی حدود صد و سی هزار میلیارد تومان گزارش شده است. بدهی بانکها به بانک مرکزی نیز بالغ بر صد هزار میلیارد تومان است. با این وضعیت کاهش نرخ سود بانکی به عنوان نیروی محرکۀ رونق اقتصادی به خواب و خیال میماند.
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/sgzhuL
@corruptionwatch
Telegram
Corruption Watch Media
@corruptionwatch
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چرا در ایران «بحران آب» مشکلی غیرقابل حل شده است؟ عامل خشکسالی در ایران چیست؟
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/PKw39k
@corruptionwatch
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/PKw39k
@corruptionwatch
نجات قربانیان تلفات جادهای در ایران؛
معادل دوسال هزینه حکومت برای ترویج تروریسم در منطقه
https://t.me/corruptionwatch_media/17
✍️تحریریه فسادبان: همه ما در بین دوستان و خانواده بارها در سوگ عزیزانی نشسته ایم که جان خود را در تصادف جاده ای از دست داده اند. طبق آمارهای حکومتی، سالانه ۱۵ هزار و ۹۰۰ نفر در ایران در اثر حوادث جادهای فوت میکنند و ۷۶۸ هزار مصدوم این حوادث نیز به بیمارستانها منتقل می شوند.
شمار تلفات جاده ای در ایران، روز به روز بیشتر و بیشتر میشود. رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی نیروی انتظامی از افزایش شمار کشته شدگان حوادث رانندگی در جریان سفرهای نوروزی امسال نسبت به سال قبل خبر داده و می گوید که تنها در مرگبارترین روز یعنی دهم فروردین ماه ۳۷ تن جان خود را از دست داده اند.
مرگ دلخراش هموطنان ما در جادهها، غیر از عامل خطای انسانی عمدتا به دلیل جادههای ناامن، پایین بودن سطح استاندارد خودروها و فرسودگی خودروهای سنگین است.
«معاون حمل و نقل وزیر راه و شهرسازی» در آذرماه سال گذشته اعلام کرد که اقدامات مربوط به ایمن سازی جادههای کشور به ۱۳۰ هزار میلیارد تومان اعتبار نیاز دارد که در صورت تحقق، تعداد کشته ها به میزان چشمگیری کاهش می یابد.
به گفته مقام های مسئول در جمهوری اسلامی، سالانه هفت درصد از تولید ناخالص داخلی کشور در بخش خسارتهای ناشی از تصادفها و فقدان ایمنی در جادهها هزینه میشود.
از سوی دیگر، اسفندماه سال گذشته نیز رئیس «هیئت عامل سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران» (ایدرو) گفت که «نوسازی ۲۰۲ هزار دستگاه خودروی سنگین فرسوده به ۱۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری نیاز دارد».
با محاسبه دلار ۵۱۰۰ تومانی در ابتدای فروردین ماه امسال، اعتبار لازم برای برطرف ساختن دو منبع اصلی تصادفهای جادهای و کشته شدن هموطنان ما، رقمی در حدود «۳۵ میلیارد دلار» است.
حال ببینیم جمهوری اسلامی چقدر برای حمایت از تروریسم و گروههای شیعه طرفدار خود در منطقه هزینه میکند. بر اساس تخمین بنیاد "دفاع از دموکراسی"، کمک سالانه جمهوری اسلامی به حکومت بشار اسد، حزب الله لبنان، حماس و جهاد اسلامی فلسطین «۱۶ میلیارد دلار» است.
به این ترتیب، با دو سال و دو ماه هزینه جمهوری اسلامی برای ترویج تروریسم و ایجاد بیثباتی در منطقه، میتوان اصلیترین عوامل بروز تصادفها و مرگ هموطنان ما در جادههای کشور را به طور کلی ریشهکن کرد. منتها مساله این است که جان ایرانیان برای جمهوری اسلامی، چقدر مهم است؟!
در باب اهمیت ایران و ایرانی برای نظام جمهوری اسلامی، شاه بیت را از زبان مهدی طائب، رئیس "قرارگاه عمار" بشنویم که بهمن ماه سال ۱۳۹۱ گفت: «اگر دشمن به ما هجوم كند و بخواهد سوريه يا خوزستان را بگيرد، اولويت ما اين است كه سوريه را نگه داريم».
تا زمانی که چنین حکومتی، با این کیفیت از حکمرانی و اهداف و استراتژی بر ایران حاکم است، ما همواره سوگوار عزیزانمان خواهیم شد که به سفر میروند، اما اندوه که بازنمیگردند؛ سوگوار اینهمه مرگ و خاطرات تلخ.
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/aF8oQL
@corruptionwatch
معادل دوسال هزینه حکومت برای ترویج تروریسم در منطقه
https://t.me/corruptionwatch_media/17
✍️تحریریه فسادبان: همه ما در بین دوستان و خانواده بارها در سوگ عزیزانی نشسته ایم که جان خود را در تصادف جاده ای از دست داده اند. طبق آمارهای حکومتی، سالانه ۱۵ هزار و ۹۰۰ نفر در ایران در اثر حوادث جادهای فوت میکنند و ۷۶۸ هزار مصدوم این حوادث نیز به بیمارستانها منتقل می شوند.
شمار تلفات جاده ای در ایران، روز به روز بیشتر و بیشتر میشود. رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی نیروی انتظامی از افزایش شمار کشته شدگان حوادث رانندگی در جریان سفرهای نوروزی امسال نسبت به سال قبل خبر داده و می گوید که تنها در مرگبارترین روز یعنی دهم فروردین ماه ۳۷ تن جان خود را از دست داده اند.
مرگ دلخراش هموطنان ما در جادهها، غیر از عامل خطای انسانی عمدتا به دلیل جادههای ناامن، پایین بودن سطح استاندارد خودروها و فرسودگی خودروهای سنگین است.
«معاون حمل و نقل وزیر راه و شهرسازی» در آذرماه سال گذشته اعلام کرد که اقدامات مربوط به ایمن سازی جادههای کشور به ۱۳۰ هزار میلیارد تومان اعتبار نیاز دارد که در صورت تحقق، تعداد کشته ها به میزان چشمگیری کاهش می یابد.
به گفته مقام های مسئول در جمهوری اسلامی، سالانه هفت درصد از تولید ناخالص داخلی کشور در بخش خسارتهای ناشی از تصادفها و فقدان ایمنی در جادهها هزینه میشود.
از سوی دیگر، اسفندماه سال گذشته نیز رئیس «هیئت عامل سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران» (ایدرو) گفت که «نوسازی ۲۰۲ هزار دستگاه خودروی سنگین فرسوده به ۱۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری نیاز دارد».
با محاسبه دلار ۵۱۰۰ تومانی در ابتدای فروردین ماه امسال، اعتبار لازم برای برطرف ساختن دو منبع اصلی تصادفهای جادهای و کشته شدن هموطنان ما، رقمی در حدود «۳۵ میلیارد دلار» است.
حال ببینیم جمهوری اسلامی چقدر برای حمایت از تروریسم و گروههای شیعه طرفدار خود در منطقه هزینه میکند. بر اساس تخمین بنیاد "دفاع از دموکراسی"، کمک سالانه جمهوری اسلامی به حکومت بشار اسد، حزب الله لبنان، حماس و جهاد اسلامی فلسطین «۱۶ میلیارد دلار» است.
به این ترتیب، با دو سال و دو ماه هزینه جمهوری اسلامی برای ترویج تروریسم و ایجاد بیثباتی در منطقه، میتوان اصلیترین عوامل بروز تصادفها و مرگ هموطنان ما در جادههای کشور را به طور کلی ریشهکن کرد. منتها مساله این است که جان ایرانیان برای جمهوری اسلامی، چقدر مهم است؟!
در باب اهمیت ایران و ایرانی برای نظام جمهوری اسلامی، شاه بیت را از زبان مهدی طائب، رئیس "قرارگاه عمار" بشنویم که بهمن ماه سال ۱۳۹۱ گفت: «اگر دشمن به ما هجوم كند و بخواهد سوريه يا خوزستان را بگيرد، اولويت ما اين است كه سوريه را نگه داريم».
تا زمانی که چنین حکومتی، با این کیفیت از حکمرانی و اهداف و استراتژی بر ایران حاکم است، ما همواره سوگوار عزیزانمان خواهیم شد که به سفر میروند، اما اندوه که بازنمیگردند؛ سوگوار اینهمه مرگ و خاطرات تلخ.
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/aF8oQL
@corruptionwatch
Telegram
Corruption Watch Media
@corruptionwatch
شورای عالی حوزه های علمیه؛ بودجه سال ۹۷ برابر با روزی یک میلیارد و ۲۲۳ میلیون تومان
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/NNv2T1
@corruptionwatch
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/NNv2T1
@corruptionwatch
Forwarded from Taghato
دُم خروسِ «رانت ارزی» از فهرست بانک مرکزی بیرون زد
ارز نامحدود برای «فرصت مطالعاتی» وابستگان حکومت
@Taghato_News
بانک مرکزی جمهوری اسلامی، روز یکشنبه (۲۶ فروردین-۱۵ اپریل) فهرستی از گروههایی که ارز با نرخ دولتی (۴۲۰۰ تومان) به آنها اختصاص داده میشود، منتشر کرد که برخی از موارد آن میتواند منبع رانت برای «خودیها» و «دولتیها» باشد. از جمله این موارد، عنوان مبهم و کلی «فرصت مطالعاتی» است که اغلب به نزدیکان حکومت تعلق میگیرد و در فهرست منتشرشده، برای آن هیچگونه سقف و محدودیتی برای دریافت ارز لحاظ نشده است.
t.me/Taghato_Media/341
ارز نامحدود برای «فرصت مطالعاتی» وابستگان حکومت
@Taghato_News
بانک مرکزی جمهوری اسلامی، روز یکشنبه (۲۶ فروردین-۱۵ اپریل) فهرستی از گروههایی که ارز با نرخ دولتی (۴۲۰۰ تومان) به آنها اختصاص داده میشود، منتشر کرد که برخی از موارد آن میتواند منبع رانت برای «خودیها» و «دولتیها» باشد. از جمله این موارد، عنوان مبهم و کلی «فرصت مطالعاتی» است که اغلب به نزدیکان حکومت تعلق میگیرد و در فهرست منتشرشده، برای آن هیچگونه سقف و محدودیتی برای دریافت ارز لحاظ نشده است.
t.me/Taghato_Media/341
Telegram
Taghato Media
جدول جزییات تخصیص ارز بر اساس اعلام بانک مرکزی جمهوری اسلامی
@Taghato_News
@Taghato_News
گزارش "سازمان عفو بین الملل" از آمار اعدام در جهان در سال ۲۰۱۷؛۵۰۷ اعدام در ایران: معادل ۵۱ درصد از کل اعدام ها در جهان
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/k7j6rL
@corruptionwatch
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/k7j6rL
@corruptionwatch
تخلف کشف شده در ۲ شرکت از دهها شرکت «صندوق ذخیره فرهنگیان»: ۱۵۰۰۰ میلیارد تومان
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/qPC3jp
@corruptionwatch
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/qPC3jp
@corruptionwatch
پاسخگو یا دروغگو؟ مساله این است
۱۵ سال زندان برای سه ادمین کانالهای تلگرامی
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/fnjPgV
@corruptionwatch
۱۵ سال زندان برای سه ادمین کانالهای تلگرامی
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/fnjPgV
@corruptionwatch
آرمان خطرناک
زندانی سیاسی در ایران- امضا محفوظ
https://t.me/corruptionwatch_media/18
✍️پس از سالها انتظار برای مشاهده دگرگونی در اوضاع و شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور، نه تنها هیچ بهبودی ایجاد نشده بلکه شاهد به بار آمدن خسرانهای بیشتری برای کشور هستیم به طوری که صبر مردم به پایان رسیده و آرزوی خلاص شدن از این وضعیت را دارند. حکومت به جای تجدیدنظر در رویکرد و رویه خود، بر عکس، مواضع افراطیتری اتخاد میکند.
شرایط غیرقابل تحمل زندگی در ایران، بیش از هر جنبه دیگری باید از بعد سیاسی مورد بررسی قرار گیرد. سیاست در جمهوری اسلامی بر شالودهای ایدئولوژیک استوار است که پیامدهای منفی گستردهای را در پی داشته است. حکومتی ایدئولوژیک چون جمهوری اسلامی بدون توجه به اصل تقدم فرد، در صدد تهی کردن افراد از هویت شخصی و سعی در تبلیغ شکلی از «انسان راستین» است که دلخواه حکومت میباشد.
انسان کامل در تز جمهوری اسلامی یکی از مفاهیم ضد آزادی، ضدهویت شخصی افراد و البته دوزخآفرین است. وجه مشترک بسیاری از حکومتهای تمامیتخواه در این است که فرد در آن ارزشی ندارد. به جای فرد، یک عنصر جمعی که میتواند یک طبقه، نژاد و یا یک امت واحد باشد، رسالتی تاریخی را بر عهده میگیرد و این گروه نهایتا وارث ملک زمین خواهد بود. جمهوری اسلامی مانند هر حکومت تمامیتخواه، اجازه نمیدهد که فرد «خودش» باشد و خودش تصمیم بگیرد چگونه فکر کند و راه و روش زندگیاش را خود برگزیند. چنین حکومتی برای فرد، حریم شخصی قائل نیست و سعی در اعمال قدرت جهت شکل دادن به عقاید و منویات شخصی افراد دارد تا از او به زعم خود یک «انسان راستین» بسازد؛ بیان نظرات و دیدگاههایی که با تز حکومت انطباق ندارند را بر نمیتابد و همواره بر یک دیدگاه و موضع ثابت پافشاری میکند؛ هر آنکس که تز رسمی حکومت را قبول نداشته باشد، «دشمن توطئهگر» و «خود فروخته به اجانب» معرفی میشود.
هدف دیگری که جمهوری اسلامی همچون تمامی حکومتهای تمامیتخواه نسبت به آن اهتمام میورزد، «بهشتسازی» و آرمان خوشبخت کردن امت و حتی ساختن بهشت بر روی زمین از طریق صدور مدل حکومتی خود به خارج است که در اصل 154 قانون اساسی جمهوری اسلامی هم منعکس شده است. این «آرمانگرایی تخیلی» که در شکل یک برنامه سیاسی برای جهان تدارک دیده شده، توسط همان انسانهای راستین و یک شکل و یک فکر محقق خواهد شد و مقرر است که تمامی جهانیان را خوشبخت کند. اما قریب به 4 دهه حکمرانی جمهوری اسلامی حکایت از سرنوشتی تلخ برای مردم دارد. عملکرد این حکومت گواهی است بر آن جمله معروف کارل پوپر که گفت: «هر گونه تلاشی از برای گستردن بهشت بر زمین، بیشک دوزخ به همراه خواهد آورد. این بهشتپردازیها است که عدم تساهل میگسترد و جنگهای مذهبی راه میاندازد و میخواهد روح انسانها را با تفتیش و شکنجه رهایی دهد»؛
حاصل چهار دهه حکمرانی جمهوری اسلامی نیز همین فاجعه است. مقابله با رشد استعدادهای درونی فرد، حاصلی جز جلوگیری از رشد و تعالی جامعه ندارد. تلاش در جهت قبضه کردن تمامی داشتهها و ثروتها و فعالیتهای اقتصادی و اختصاص آن به دیوانسالاری دینی، تغذیه گروههایی چون حزبالله و ... حاصلی جز تصعیف اقتصاد و بیکاری جوانان ندارد. سرنوشت زمامداری این حکومت، زندگی در فضایی آزار دهنده و ناامن، درگیر شدن در تند باد بحرانهای مزمن و بیثباتی است. حکایت همان فضیلتی است که رذیلت به بار آورد.
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/ZdFZ5D
@corruptionwatch
زندانی سیاسی در ایران- امضا محفوظ
https://t.me/corruptionwatch_media/18
✍️پس از سالها انتظار برای مشاهده دگرگونی در اوضاع و شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور، نه تنها هیچ بهبودی ایجاد نشده بلکه شاهد به بار آمدن خسرانهای بیشتری برای کشور هستیم به طوری که صبر مردم به پایان رسیده و آرزوی خلاص شدن از این وضعیت را دارند. حکومت به جای تجدیدنظر در رویکرد و رویه خود، بر عکس، مواضع افراطیتری اتخاد میکند.
شرایط غیرقابل تحمل زندگی در ایران، بیش از هر جنبه دیگری باید از بعد سیاسی مورد بررسی قرار گیرد. سیاست در جمهوری اسلامی بر شالودهای ایدئولوژیک استوار است که پیامدهای منفی گستردهای را در پی داشته است. حکومتی ایدئولوژیک چون جمهوری اسلامی بدون توجه به اصل تقدم فرد، در صدد تهی کردن افراد از هویت شخصی و سعی در تبلیغ شکلی از «انسان راستین» است که دلخواه حکومت میباشد.
انسان کامل در تز جمهوری اسلامی یکی از مفاهیم ضد آزادی، ضدهویت شخصی افراد و البته دوزخآفرین است. وجه مشترک بسیاری از حکومتهای تمامیتخواه در این است که فرد در آن ارزشی ندارد. به جای فرد، یک عنصر جمعی که میتواند یک طبقه، نژاد و یا یک امت واحد باشد، رسالتی تاریخی را بر عهده میگیرد و این گروه نهایتا وارث ملک زمین خواهد بود. جمهوری اسلامی مانند هر حکومت تمامیتخواه، اجازه نمیدهد که فرد «خودش» باشد و خودش تصمیم بگیرد چگونه فکر کند و راه و روش زندگیاش را خود برگزیند. چنین حکومتی برای فرد، حریم شخصی قائل نیست و سعی در اعمال قدرت جهت شکل دادن به عقاید و منویات شخصی افراد دارد تا از او به زعم خود یک «انسان راستین» بسازد؛ بیان نظرات و دیدگاههایی که با تز حکومت انطباق ندارند را بر نمیتابد و همواره بر یک دیدگاه و موضع ثابت پافشاری میکند؛ هر آنکس که تز رسمی حکومت را قبول نداشته باشد، «دشمن توطئهگر» و «خود فروخته به اجانب» معرفی میشود.
هدف دیگری که جمهوری اسلامی همچون تمامی حکومتهای تمامیتخواه نسبت به آن اهتمام میورزد، «بهشتسازی» و آرمان خوشبخت کردن امت و حتی ساختن بهشت بر روی زمین از طریق صدور مدل حکومتی خود به خارج است که در اصل 154 قانون اساسی جمهوری اسلامی هم منعکس شده است. این «آرمانگرایی تخیلی» که در شکل یک برنامه سیاسی برای جهان تدارک دیده شده، توسط همان انسانهای راستین و یک شکل و یک فکر محقق خواهد شد و مقرر است که تمامی جهانیان را خوشبخت کند. اما قریب به 4 دهه حکمرانی جمهوری اسلامی حکایت از سرنوشتی تلخ برای مردم دارد. عملکرد این حکومت گواهی است بر آن جمله معروف کارل پوپر که گفت: «هر گونه تلاشی از برای گستردن بهشت بر زمین، بیشک دوزخ به همراه خواهد آورد. این بهشتپردازیها است که عدم تساهل میگسترد و جنگهای مذهبی راه میاندازد و میخواهد روح انسانها را با تفتیش و شکنجه رهایی دهد»؛
حاصل چهار دهه حکمرانی جمهوری اسلامی نیز همین فاجعه است. مقابله با رشد استعدادهای درونی فرد، حاصلی جز جلوگیری از رشد و تعالی جامعه ندارد. تلاش در جهت قبضه کردن تمامی داشتهها و ثروتها و فعالیتهای اقتصادی و اختصاص آن به دیوانسالاری دینی، تغذیه گروههایی چون حزبالله و ... حاصلی جز تصعیف اقتصاد و بیکاری جوانان ندارد. سرنوشت زمامداری این حکومت، زندگی در فضایی آزار دهنده و ناامن، درگیر شدن در تند باد بحرانهای مزمن و بیثباتی است. حکایت همان فضیلتی است که رذیلت به بار آورد.
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/ZdFZ5D
@corruptionwatch
Telegram
Corruption Watch Media
@corruptionwatch
«شورای نگهبان»؛ روزی ۲۹۰ میلیون تومان
https://t.me/corruptionwatch_media/19
✍️تحریریه فسادبان: «شورای نگهبان» یکی از مهمترین نهادها در ساختار حکومت جمهوری اسلامی است؛ نهادی که اصلى ترين وظیفه آن تطبیق قوانین تصویب شده در «مجلس شورای اسلامی» با قانون اساسی و شریعت اسلام و همچنین بررسی صلاحیت نامزدها در انتخابات (به جز انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا) است. «شورای نگهبان» عملا از طریق نظارت استصوابی، هر مخالف یا حتی منتقد حکومت را به آسانی از حضور در انتخابات و حق نامزد شدن باز می دارد و بدین ترتیب، به مهمترین ابزار حکومت برای مهندسی انتخابات و بیرون آمدن نتیجه مطلوب حاکمیت از صندق رای تبدیل شده است.
دولت حسن روحانی برای سال ۱۳۹۷، رقم ۱۰۵ میلیارد و ۷۹۰ میلیون تومان بودجه برای «شورای نگهبان» اختصاص داد و این رقم در «مجلس شورای اسلامی» که بخش عمده ای از آن هوادار دولت به شمار می روند، به تصویب رسید.
به این ترتیب، این شورا روزی ۲۸۹ میلیون و ۸۳۵ هزارتومان بودجه در اختیار دارد؛ این رقم معال است با دقیقه ای ۲۰۰ هزار تومان.
شناخته شده ترين فرد «شورای نگهبان»، کسی نیست جز احمد جنتی؛ روحانی ۹۲ ساله ای که پای ثابت جک ها و طنزهای اجتماعی است.
تنها با یک روز بودجه «شورای نگهبان» می توان ۹۶ کانکس برای هموطنان زلزله زده ما در استان کرمانشاه فراهم کرد تا دستکم، در سرما از برف و بوران و در گرما از خطر مار و عقرب در امان باشند.
یکی از ناشناخته ترین فقهای «شورای نگهبان»، کسی نیست جز محمدرضا مدرسی یزدی؛ متولد سال ۱۳۳۴ در یزد؛ او از جمله متحجرترین روحانیون است به گونه ای شدیدا از لغو عضویت سپنتا نیکنام، عضو زرتشتی شورای شهر یزد از این شورا دفاع کرد و گفت: «اگر در جایی اکثریتی غیر مسلم بود، آن عیبی ندارد، برای خودشان نماینده داشته باشند، نه برای مسلمان.»
او همچون کسی که در قرنها قبل و یا درون غار زندگی می کند، می پرسد: «جوامعی که خود را سکولار می دانند، آیا اجازه می دهند که یک مسلمان حقیقی، بیاید و از آنها در مجالس قانون گذاری و نظائر آن نمایندگی کند؟ معلوم است که آنها نمی گذارند.»
حضرت آیت الله اگر چند دقیقه یی در گوگل جستجو می کرد، به آسانی به فهرست بلندبالایی از اعضای مسلمان در کنگره امریکا، پارلمان بریتانیا، کابینه انگلیس، فرانسه، آلمان و شماری از شهردارهای مسلمان در جوامع سکولار دست می یافت. این چنین افرادی همچون مدرسی یزدی هستند که در «نظام مقدس» و «اصلاح پذیر» جمهوری اسلامی، صلاحیت هزاران نامزد انتخاباتی را تایید و رد می کنند و برای میلیونها نفر تصمیم می گیرند که به چه کسانی می توانند رای دهند. فقهای شورای نگهبان مستقیما توسط علی خامنه ای منصوب می شوند.
مجددا یادآوری می کنیم که بودجه احمد جنتی، محمدرضا مدرسی یزدی و رفقایشان در «شورای نگهبان»، روزی ۲۹۰ میلیون تومان است؛ دقیقه ای ۲۰۰ هزار تومان. یعنی در همین پنج دقیقه ای که شما این یادداشت کوتاه را مطالعه کردید، آقایان ۱ میلیون تومان به جیب زدند؛ رقمی معادل یک ماه حقوق یک کارگر زحمتکش.
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/SQH3QL
@corruptionwatch
https://t.me/corruptionwatch_media/19
✍️تحریریه فسادبان: «شورای نگهبان» یکی از مهمترین نهادها در ساختار حکومت جمهوری اسلامی است؛ نهادی که اصلى ترين وظیفه آن تطبیق قوانین تصویب شده در «مجلس شورای اسلامی» با قانون اساسی و شریعت اسلام و همچنین بررسی صلاحیت نامزدها در انتخابات (به جز انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا) است. «شورای نگهبان» عملا از طریق نظارت استصوابی، هر مخالف یا حتی منتقد حکومت را به آسانی از حضور در انتخابات و حق نامزد شدن باز می دارد و بدین ترتیب، به مهمترین ابزار حکومت برای مهندسی انتخابات و بیرون آمدن نتیجه مطلوب حاکمیت از صندق رای تبدیل شده است.
دولت حسن روحانی برای سال ۱۳۹۷، رقم ۱۰۵ میلیارد و ۷۹۰ میلیون تومان بودجه برای «شورای نگهبان» اختصاص داد و این رقم در «مجلس شورای اسلامی» که بخش عمده ای از آن هوادار دولت به شمار می روند، به تصویب رسید.
به این ترتیب، این شورا روزی ۲۸۹ میلیون و ۸۳۵ هزارتومان بودجه در اختیار دارد؛ این رقم معال است با دقیقه ای ۲۰۰ هزار تومان.
شناخته شده ترين فرد «شورای نگهبان»، کسی نیست جز احمد جنتی؛ روحانی ۹۲ ساله ای که پای ثابت جک ها و طنزهای اجتماعی است.
تنها با یک روز بودجه «شورای نگهبان» می توان ۹۶ کانکس برای هموطنان زلزله زده ما در استان کرمانشاه فراهم کرد تا دستکم، در سرما از برف و بوران و در گرما از خطر مار و عقرب در امان باشند.
یکی از ناشناخته ترین فقهای «شورای نگهبان»، کسی نیست جز محمدرضا مدرسی یزدی؛ متولد سال ۱۳۳۴ در یزد؛ او از جمله متحجرترین روحانیون است به گونه ای شدیدا از لغو عضویت سپنتا نیکنام، عضو زرتشتی شورای شهر یزد از این شورا دفاع کرد و گفت: «اگر در جایی اکثریتی غیر مسلم بود، آن عیبی ندارد، برای خودشان نماینده داشته باشند، نه برای مسلمان.»
او همچون کسی که در قرنها قبل و یا درون غار زندگی می کند، می پرسد: «جوامعی که خود را سکولار می دانند، آیا اجازه می دهند که یک مسلمان حقیقی، بیاید و از آنها در مجالس قانون گذاری و نظائر آن نمایندگی کند؟ معلوم است که آنها نمی گذارند.»
حضرت آیت الله اگر چند دقیقه یی در گوگل جستجو می کرد، به آسانی به فهرست بلندبالایی از اعضای مسلمان در کنگره امریکا، پارلمان بریتانیا، کابینه انگلیس، فرانسه، آلمان و شماری از شهردارهای مسلمان در جوامع سکولار دست می یافت. این چنین افرادی همچون مدرسی یزدی هستند که در «نظام مقدس» و «اصلاح پذیر» جمهوری اسلامی، صلاحیت هزاران نامزد انتخاباتی را تایید و رد می کنند و برای میلیونها نفر تصمیم می گیرند که به چه کسانی می توانند رای دهند. فقهای شورای نگهبان مستقیما توسط علی خامنه ای منصوب می شوند.
مجددا یادآوری می کنیم که بودجه احمد جنتی، محمدرضا مدرسی یزدی و رفقایشان در «شورای نگهبان»، روزی ۲۹۰ میلیون تومان است؛ دقیقه ای ۲۰۰ هزار تومان. یعنی در همین پنج دقیقه ای که شما این یادداشت کوتاه را مطالعه کردید، آقایان ۱ میلیون تومان به جیب زدند؛ رقمی معادل یک ماه حقوق یک کارگر زحمتکش.
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/SQH3QL
@corruptionwatch
Telegram
Corruption Watch Media
@corruptionwatch
این جان ناقابل کارگران؛ بیش از ۳۰ هزار کارگر در سال ۹۶ دچار حادثه شدند.
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/DZDe1Z
@corruptionwatch
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/DZDe1Z
@corruptionwatch
«جامعه المصطفی العالمیه»؛
روزی ۸۳۵ میلیون تومان صرف طلبههای خارجی و خانوادههایشان
https://t.me/corruptionwatch_media/20
✍️یوحنا نجدی (پژوهشگر اقتصاد سیاسی): «جامعه المصطفی العالمیه» نام یکی از نهادهای زائدی است که هرساله میلیاردها تومان پول مملکت را حیف و میل میکند. دفتر مرکزی این نهاد در خیابان معلم در شهر قم واقع شده است.
«جامعه المصطفی العالمیه» در سال ۱۳۸۷ از ترکیب «مرکز جهانی علوم اسلامی» برای طلاب غیرایرانی ساکن ایران و «سازمان مدارس و حوزههای خارج از کشور» تاسیس شد و علی خامنهای شخصا این نام عربی را برای آن برگزید.
به طور مشخص، «جامعه المصطفی العالمیه» یکی از مهمترین نهادها برای ترویج اسلام شیعی و سیاسی با روایت جمهوری اسلامی در سایر کشورهاست و هزاران طلبه خارجی را با پول ملت ایران در داخل و خارج از ایران تحت پوشش خود قرار داده است. این نهاد در حال حاضر در بیش از ۶۰ کشور از جمله در آفريقاي جنوبي، افغانستان، اندونزي، انگلستان، بنگلادش، بوركينافاسو، بوسني و هرزگوين، بنين و گامبيا دفتر دائر کرده است.
این نهاد زائد، با پول مردم ایران، برای طلاب خارجی نه تنها خدماتي مانند گرفتن ويزا و اقامت تحصيلي، كمك هزينه تحصيلي و مسکن، وام قرض الحسنه، خوابگاه، خدمات بهداشتی و درماني ارائه میکند بلکه برای «همسر و فرزندان آنها» نیز امکاناتی مانند فرصت آموزشهاي كاربردي و مهارتي، ورزشي، تحصيلی و همچنین اردوهاي تفريحي - زيارتي فراهم میسازد.
ریاست «جامعه المصطفی العالمیه» از سال ۱۳۸۷ تاکنون با تصمیم شخص علی خامنهای برعهده فردی به نام «علیرضا اعرافی» است. او ۵۹ ساله، متولد شهر میبد در استان یزد و از شاگردان علی مشکینی، مکارم شیرازی و محمدتقی مصباح یزدی است. اعرافی از جمله مطلوبترین روحانیون برای علی خامنهای است به گونهای که خامنهای، او را «فقیه نو اندیش اصیل و مدیر» توصیف کرده است. علیرضا اعرافی به شدت «آمریکا ستیز» و از جمله افرادی است که مردم را شدیدا به «فرزندآوری بیشتر» تشویق میکند.
دولت حسن روحانی که مورد حمایت جریان اصلاحات است، مبلغ «۳۰۵ میلیارد و ۱۲۰ میلیون تومان» بودجه برای این نهاد در سال ۱۳۹۷ اختصاص داده است؛ معادل روزی ۸۳۵ میلیون تومان؛ و دقیقهای ۵۸۰ هزارتومان!
گزارش خزانهداری جمهوری اسلامی حاکی است که تنها در فروردین ماه امسال در حالی که نیمی از آن نیز به دلیل تعطیلات نوروزی، تعطیل بوده است، مبلغ «۸ میلیارد و ۲۸۴ میلیون تومان» به حساب نهاد زائد «جامعه المصطفی العالمیه» واریز شده است تا خدای نکرده، آب در دل طلبههای وارداتی و زن و بچههای آنها تکان نخورد!
تنها در فرودین ماه با حدودا دو هفته کاری بعد از تعطیلات درحالی بیش از ۸ میلیارد تومان به حساب «جامعه المصطفی العالمیه» واریز شده که هزاران کارگر ایرانی در شهرهای متعددی از جمله ساوه، قزوین، سروآباد، آبادان، ارومیه، مریوان و اصفهان در اعتراض به حقوق عقب افتاده و ناتوانی در تامین ابتداییترین نیازهای خود و خانوادهشان دست به تجمع زدهاند.
مجددا دقت کنید؛ تنها «دو دقیقه» بودجه این نهاد تماما زائد، معادل «یک ماه حقوق کارگر» زحمتکش و «پنج دقیقه» بودجه آن برابر با «یک ماه حقوق معلم» شریف ایرانی است.
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/MUuUZe
@corruptionwatch
روزی ۸۳۵ میلیون تومان صرف طلبههای خارجی و خانوادههایشان
https://t.me/corruptionwatch_media/20
✍️یوحنا نجدی (پژوهشگر اقتصاد سیاسی): «جامعه المصطفی العالمیه» نام یکی از نهادهای زائدی است که هرساله میلیاردها تومان پول مملکت را حیف و میل میکند. دفتر مرکزی این نهاد در خیابان معلم در شهر قم واقع شده است.
«جامعه المصطفی العالمیه» در سال ۱۳۸۷ از ترکیب «مرکز جهانی علوم اسلامی» برای طلاب غیرایرانی ساکن ایران و «سازمان مدارس و حوزههای خارج از کشور» تاسیس شد و علی خامنهای شخصا این نام عربی را برای آن برگزید.
به طور مشخص، «جامعه المصطفی العالمیه» یکی از مهمترین نهادها برای ترویج اسلام شیعی و سیاسی با روایت جمهوری اسلامی در سایر کشورهاست و هزاران طلبه خارجی را با پول ملت ایران در داخل و خارج از ایران تحت پوشش خود قرار داده است. این نهاد در حال حاضر در بیش از ۶۰ کشور از جمله در آفريقاي جنوبي، افغانستان، اندونزي، انگلستان، بنگلادش، بوركينافاسو، بوسني و هرزگوين، بنين و گامبيا دفتر دائر کرده است.
این نهاد زائد، با پول مردم ایران، برای طلاب خارجی نه تنها خدماتي مانند گرفتن ويزا و اقامت تحصيلي، كمك هزينه تحصيلي و مسکن، وام قرض الحسنه، خوابگاه، خدمات بهداشتی و درماني ارائه میکند بلکه برای «همسر و فرزندان آنها» نیز امکاناتی مانند فرصت آموزشهاي كاربردي و مهارتي، ورزشي، تحصيلی و همچنین اردوهاي تفريحي - زيارتي فراهم میسازد.
ریاست «جامعه المصطفی العالمیه» از سال ۱۳۸۷ تاکنون با تصمیم شخص علی خامنهای برعهده فردی به نام «علیرضا اعرافی» است. او ۵۹ ساله، متولد شهر میبد در استان یزد و از شاگردان علی مشکینی، مکارم شیرازی و محمدتقی مصباح یزدی است. اعرافی از جمله مطلوبترین روحانیون برای علی خامنهای است به گونهای که خامنهای، او را «فقیه نو اندیش اصیل و مدیر» توصیف کرده است. علیرضا اعرافی به شدت «آمریکا ستیز» و از جمله افرادی است که مردم را شدیدا به «فرزندآوری بیشتر» تشویق میکند.
دولت حسن روحانی که مورد حمایت جریان اصلاحات است، مبلغ «۳۰۵ میلیارد و ۱۲۰ میلیون تومان» بودجه برای این نهاد در سال ۱۳۹۷ اختصاص داده است؛ معادل روزی ۸۳۵ میلیون تومان؛ و دقیقهای ۵۸۰ هزارتومان!
گزارش خزانهداری جمهوری اسلامی حاکی است که تنها در فروردین ماه امسال در حالی که نیمی از آن نیز به دلیل تعطیلات نوروزی، تعطیل بوده است، مبلغ «۸ میلیارد و ۲۸۴ میلیون تومان» به حساب نهاد زائد «جامعه المصطفی العالمیه» واریز شده است تا خدای نکرده، آب در دل طلبههای وارداتی و زن و بچههای آنها تکان نخورد!
تنها در فرودین ماه با حدودا دو هفته کاری بعد از تعطیلات درحالی بیش از ۸ میلیارد تومان به حساب «جامعه المصطفی العالمیه» واریز شده که هزاران کارگر ایرانی در شهرهای متعددی از جمله ساوه، قزوین، سروآباد، آبادان، ارومیه، مریوان و اصفهان در اعتراض به حقوق عقب افتاده و ناتوانی در تامین ابتداییترین نیازهای خود و خانوادهشان دست به تجمع زدهاند.
مجددا دقت کنید؛ تنها «دو دقیقه» بودجه این نهاد تماما زائد، معادل «یک ماه حقوق کارگر» زحمتکش و «پنج دقیقه» بودجه آن برابر با «یک ماه حقوق معلم» شریف ایرانی است.
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/MUuUZe
@corruptionwatch
Telegram
Corruption Watch Media
@corruptionwatch