آرمان خطرناک
زندانی سیاسی در ایران- امضا محفوظ
https://t.me/corruptionwatch_media/18
✍️پس از سالها انتظار برای مشاهده دگرگونی در اوضاع و شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور، نه تنها هیچ بهبودی ایجاد نشده بلکه شاهد به بار آمدن خسرانهای بیشتری برای کشور هستیم به طوری که صبر مردم به پایان رسیده و آرزوی خلاص شدن از این وضعیت را دارند. حکومت به جای تجدیدنظر در رویکرد و رویه خود، بر عکس، مواضع افراطیتری اتخاد میکند.
شرایط غیرقابل تحمل زندگی در ایران، بیش از هر جنبه دیگری باید از بعد سیاسی مورد بررسی قرار گیرد. سیاست در جمهوری اسلامی بر شالودهای ایدئولوژیک استوار است که پیامدهای منفی گستردهای را در پی داشته است. حکومتی ایدئولوژیک چون جمهوری اسلامی بدون توجه به اصل تقدم فرد، در صدد تهی کردن افراد از هویت شخصی و سعی در تبلیغ شکلی از «انسان راستین» است که دلخواه حکومت میباشد.
انسان کامل در تز جمهوری اسلامی یکی از مفاهیم ضد آزادی، ضدهویت شخصی افراد و البته دوزخآفرین است. وجه مشترک بسیاری از حکومتهای تمامیتخواه در این است که فرد در آن ارزشی ندارد. به جای فرد، یک عنصر جمعی که میتواند یک طبقه، نژاد و یا یک امت واحد باشد، رسالتی تاریخی را بر عهده میگیرد و این گروه نهایتا وارث ملک زمین خواهد بود. جمهوری اسلامی مانند هر حکومت تمامیتخواه، اجازه نمیدهد که فرد «خودش» باشد و خودش تصمیم بگیرد چگونه فکر کند و راه و روش زندگیاش را خود برگزیند. چنین حکومتی برای فرد، حریم شخصی قائل نیست و سعی در اعمال قدرت جهت شکل دادن به عقاید و منویات شخصی افراد دارد تا از او به زعم خود یک «انسان راستین» بسازد؛ بیان نظرات و دیدگاههایی که با تز حکومت انطباق ندارند را بر نمیتابد و همواره بر یک دیدگاه و موضع ثابت پافشاری میکند؛ هر آنکس که تز رسمی حکومت را قبول نداشته باشد، «دشمن توطئهگر» و «خود فروخته به اجانب» معرفی میشود.
هدف دیگری که جمهوری اسلامی همچون تمامی حکومتهای تمامیتخواه نسبت به آن اهتمام میورزد، «بهشتسازی» و آرمان خوشبخت کردن امت و حتی ساختن بهشت بر روی زمین از طریق صدور مدل حکومتی خود به خارج است که در اصل 154 قانون اساسی جمهوری اسلامی هم منعکس شده است. این «آرمانگرایی تخیلی» که در شکل یک برنامه سیاسی برای جهان تدارک دیده شده، توسط همان انسانهای راستین و یک شکل و یک فکر محقق خواهد شد و مقرر است که تمامی جهانیان را خوشبخت کند. اما قریب به 4 دهه حکمرانی جمهوری اسلامی حکایت از سرنوشتی تلخ برای مردم دارد. عملکرد این حکومت گواهی است بر آن جمله معروف کارل پوپر که گفت: «هر گونه تلاشی از برای گستردن بهشت بر زمین، بیشک دوزخ به همراه خواهد آورد. این بهشتپردازیها است که عدم تساهل میگسترد و جنگهای مذهبی راه میاندازد و میخواهد روح انسانها را با تفتیش و شکنجه رهایی دهد»؛
حاصل چهار دهه حکمرانی جمهوری اسلامی نیز همین فاجعه است. مقابله با رشد استعدادهای درونی فرد، حاصلی جز جلوگیری از رشد و تعالی جامعه ندارد. تلاش در جهت قبضه کردن تمامی داشتهها و ثروتها و فعالیتهای اقتصادی و اختصاص آن به دیوانسالاری دینی، تغذیه گروههایی چون حزبالله و ... حاصلی جز تصعیف اقتصاد و بیکاری جوانان ندارد. سرنوشت زمامداری این حکومت، زندگی در فضایی آزار دهنده و ناامن، درگیر شدن در تند باد بحرانهای مزمن و بیثباتی است. حکایت همان فضیلتی است که رذیلت به بار آورد.
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/ZdFZ5D
@corruptionwatch
زندانی سیاسی در ایران- امضا محفوظ
https://t.me/corruptionwatch_media/18
✍️پس از سالها انتظار برای مشاهده دگرگونی در اوضاع و شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور، نه تنها هیچ بهبودی ایجاد نشده بلکه شاهد به بار آمدن خسرانهای بیشتری برای کشور هستیم به طوری که صبر مردم به پایان رسیده و آرزوی خلاص شدن از این وضعیت را دارند. حکومت به جای تجدیدنظر در رویکرد و رویه خود، بر عکس، مواضع افراطیتری اتخاد میکند.
شرایط غیرقابل تحمل زندگی در ایران، بیش از هر جنبه دیگری باید از بعد سیاسی مورد بررسی قرار گیرد. سیاست در جمهوری اسلامی بر شالودهای ایدئولوژیک استوار است که پیامدهای منفی گستردهای را در پی داشته است. حکومتی ایدئولوژیک چون جمهوری اسلامی بدون توجه به اصل تقدم فرد، در صدد تهی کردن افراد از هویت شخصی و سعی در تبلیغ شکلی از «انسان راستین» است که دلخواه حکومت میباشد.
انسان کامل در تز جمهوری اسلامی یکی از مفاهیم ضد آزادی، ضدهویت شخصی افراد و البته دوزخآفرین است. وجه مشترک بسیاری از حکومتهای تمامیتخواه در این است که فرد در آن ارزشی ندارد. به جای فرد، یک عنصر جمعی که میتواند یک طبقه، نژاد و یا یک امت واحد باشد، رسالتی تاریخی را بر عهده میگیرد و این گروه نهایتا وارث ملک زمین خواهد بود. جمهوری اسلامی مانند هر حکومت تمامیتخواه، اجازه نمیدهد که فرد «خودش» باشد و خودش تصمیم بگیرد چگونه فکر کند و راه و روش زندگیاش را خود برگزیند. چنین حکومتی برای فرد، حریم شخصی قائل نیست و سعی در اعمال قدرت جهت شکل دادن به عقاید و منویات شخصی افراد دارد تا از او به زعم خود یک «انسان راستین» بسازد؛ بیان نظرات و دیدگاههایی که با تز حکومت انطباق ندارند را بر نمیتابد و همواره بر یک دیدگاه و موضع ثابت پافشاری میکند؛ هر آنکس که تز رسمی حکومت را قبول نداشته باشد، «دشمن توطئهگر» و «خود فروخته به اجانب» معرفی میشود.
هدف دیگری که جمهوری اسلامی همچون تمامی حکومتهای تمامیتخواه نسبت به آن اهتمام میورزد، «بهشتسازی» و آرمان خوشبخت کردن امت و حتی ساختن بهشت بر روی زمین از طریق صدور مدل حکومتی خود به خارج است که در اصل 154 قانون اساسی جمهوری اسلامی هم منعکس شده است. این «آرمانگرایی تخیلی» که در شکل یک برنامه سیاسی برای جهان تدارک دیده شده، توسط همان انسانهای راستین و یک شکل و یک فکر محقق خواهد شد و مقرر است که تمامی جهانیان را خوشبخت کند. اما قریب به 4 دهه حکمرانی جمهوری اسلامی حکایت از سرنوشتی تلخ برای مردم دارد. عملکرد این حکومت گواهی است بر آن جمله معروف کارل پوپر که گفت: «هر گونه تلاشی از برای گستردن بهشت بر زمین، بیشک دوزخ به همراه خواهد آورد. این بهشتپردازیها است که عدم تساهل میگسترد و جنگهای مذهبی راه میاندازد و میخواهد روح انسانها را با تفتیش و شکنجه رهایی دهد»؛
حاصل چهار دهه حکمرانی جمهوری اسلامی نیز همین فاجعه است. مقابله با رشد استعدادهای درونی فرد، حاصلی جز جلوگیری از رشد و تعالی جامعه ندارد. تلاش در جهت قبضه کردن تمامی داشتهها و ثروتها و فعالیتهای اقتصادی و اختصاص آن به دیوانسالاری دینی، تغذیه گروههایی چون حزبالله و ... حاصلی جز تصعیف اقتصاد و بیکاری جوانان ندارد. سرنوشت زمامداری این حکومت، زندگی در فضایی آزار دهنده و ناامن، درگیر شدن در تند باد بحرانهای مزمن و بیثباتی است. حکایت همان فضیلتی است که رذیلت به بار آورد.
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/ZdFZ5D
@corruptionwatch
Telegram
Corruption Watch Media
@corruptionwatch
«شورای نگهبان»؛ روزی ۲۹۰ میلیون تومان
https://t.me/corruptionwatch_media/19
✍️تحریریه فسادبان: «شورای نگهبان» یکی از مهمترین نهادها در ساختار حکومت جمهوری اسلامی است؛ نهادی که اصلى ترين وظیفه آن تطبیق قوانین تصویب شده در «مجلس شورای اسلامی» با قانون اساسی و شریعت اسلام و همچنین بررسی صلاحیت نامزدها در انتخابات (به جز انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا) است. «شورای نگهبان» عملا از طریق نظارت استصوابی، هر مخالف یا حتی منتقد حکومت را به آسانی از حضور در انتخابات و حق نامزد شدن باز می دارد و بدین ترتیب، به مهمترین ابزار حکومت برای مهندسی انتخابات و بیرون آمدن نتیجه مطلوب حاکمیت از صندق رای تبدیل شده است.
دولت حسن روحانی برای سال ۱۳۹۷، رقم ۱۰۵ میلیارد و ۷۹۰ میلیون تومان بودجه برای «شورای نگهبان» اختصاص داد و این رقم در «مجلس شورای اسلامی» که بخش عمده ای از آن هوادار دولت به شمار می روند، به تصویب رسید.
به این ترتیب، این شورا روزی ۲۸۹ میلیون و ۸۳۵ هزارتومان بودجه در اختیار دارد؛ این رقم معال است با دقیقه ای ۲۰۰ هزار تومان.
شناخته شده ترين فرد «شورای نگهبان»، کسی نیست جز احمد جنتی؛ روحانی ۹۲ ساله ای که پای ثابت جک ها و طنزهای اجتماعی است.
تنها با یک روز بودجه «شورای نگهبان» می توان ۹۶ کانکس برای هموطنان زلزله زده ما در استان کرمانشاه فراهم کرد تا دستکم، در سرما از برف و بوران و در گرما از خطر مار و عقرب در امان باشند.
یکی از ناشناخته ترین فقهای «شورای نگهبان»، کسی نیست جز محمدرضا مدرسی یزدی؛ متولد سال ۱۳۳۴ در یزد؛ او از جمله متحجرترین روحانیون است به گونه ای شدیدا از لغو عضویت سپنتا نیکنام، عضو زرتشتی شورای شهر یزد از این شورا دفاع کرد و گفت: «اگر در جایی اکثریتی غیر مسلم بود، آن عیبی ندارد، برای خودشان نماینده داشته باشند، نه برای مسلمان.»
او همچون کسی که در قرنها قبل و یا درون غار زندگی می کند، می پرسد: «جوامعی که خود را سکولار می دانند، آیا اجازه می دهند که یک مسلمان حقیقی، بیاید و از آنها در مجالس قانون گذاری و نظائر آن نمایندگی کند؟ معلوم است که آنها نمی گذارند.»
حضرت آیت الله اگر چند دقیقه یی در گوگل جستجو می کرد، به آسانی به فهرست بلندبالایی از اعضای مسلمان در کنگره امریکا، پارلمان بریتانیا، کابینه انگلیس، فرانسه، آلمان و شماری از شهردارهای مسلمان در جوامع سکولار دست می یافت. این چنین افرادی همچون مدرسی یزدی هستند که در «نظام مقدس» و «اصلاح پذیر» جمهوری اسلامی، صلاحیت هزاران نامزد انتخاباتی را تایید و رد می کنند و برای میلیونها نفر تصمیم می گیرند که به چه کسانی می توانند رای دهند. فقهای شورای نگهبان مستقیما توسط علی خامنه ای منصوب می شوند.
مجددا یادآوری می کنیم که بودجه احمد جنتی، محمدرضا مدرسی یزدی و رفقایشان در «شورای نگهبان»، روزی ۲۹۰ میلیون تومان است؛ دقیقه ای ۲۰۰ هزار تومان. یعنی در همین پنج دقیقه ای که شما این یادداشت کوتاه را مطالعه کردید، آقایان ۱ میلیون تومان به جیب زدند؛ رقمی معادل یک ماه حقوق یک کارگر زحمتکش.
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/SQH3QL
@corruptionwatch
https://t.me/corruptionwatch_media/19
✍️تحریریه فسادبان: «شورای نگهبان» یکی از مهمترین نهادها در ساختار حکومت جمهوری اسلامی است؛ نهادی که اصلى ترين وظیفه آن تطبیق قوانین تصویب شده در «مجلس شورای اسلامی» با قانون اساسی و شریعت اسلام و همچنین بررسی صلاحیت نامزدها در انتخابات (به جز انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا) است. «شورای نگهبان» عملا از طریق نظارت استصوابی، هر مخالف یا حتی منتقد حکومت را به آسانی از حضور در انتخابات و حق نامزد شدن باز می دارد و بدین ترتیب، به مهمترین ابزار حکومت برای مهندسی انتخابات و بیرون آمدن نتیجه مطلوب حاکمیت از صندق رای تبدیل شده است.
دولت حسن روحانی برای سال ۱۳۹۷، رقم ۱۰۵ میلیارد و ۷۹۰ میلیون تومان بودجه برای «شورای نگهبان» اختصاص داد و این رقم در «مجلس شورای اسلامی» که بخش عمده ای از آن هوادار دولت به شمار می روند، به تصویب رسید.
به این ترتیب، این شورا روزی ۲۸۹ میلیون و ۸۳۵ هزارتومان بودجه در اختیار دارد؛ این رقم معال است با دقیقه ای ۲۰۰ هزار تومان.
شناخته شده ترين فرد «شورای نگهبان»، کسی نیست جز احمد جنتی؛ روحانی ۹۲ ساله ای که پای ثابت جک ها و طنزهای اجتماعی است.
تنها با یک روز بودجه «شورای نگهبان» می توان ۹۶ کانکس برای هموطنان زلزله زده ما در استان کرمانشاه فراهم کرد تا دستکم، در سرما از برف و بوران و در گرما از خطر مار و عقرب در امان باشند.
یکی از ناشناخته ترین فقهای «شورای نگهبان»، کسی نیست جز محمدرضا مدرسی یزدی؛ متولد سال ۱۳۳۴ در یزد؛ او از جمله متحجرترین روحانیون است به گونه ای شدیدا از لغو عضویت سپنتا نیکنام، عضو زرتشتی شورای شهر یزد از این شورا دفاع کرد و گفت: «اگر در جایی اکثریتی غیر مسلم بود، آن عیبی ندارد، برای خودشان نماینده داشته باشند، نه برای مسلمان.»
او همچون کسی که در قرنها قبل و یا درون غار زندگی می کند، می پرسد: «جوامعی که خود را سکولار می دانند، آیا اجازه می دهند که یک مسلمان حقیقی، بیاید و از آنها در مجالس قانون گذاری و نظائر آن نمایندگی کند؟ معلوم است که آنها نمی گذارند.»
حضرت آیت الله اگر چند دقیقه یی در گوگل جستجو می کرد، به آسانی به فهرست بلندبالایی از اعضای مسلمان در کنگره امریکا، پارلمان بریتانیا، کابینه انگلیس، فرانسه، آلمان و شماری از شهردارهای مسلمان در جوامع سکولار دست می یافت. این چنین افرادی همچون مدرسی یزدی هستند که در «نظام مقدس» و «اصلاح پذیر» جمهوری اسلامی، صلاحیت هزاران نامزد انتخاباتی را تایید و رد می کنند و برای میلیونها نفر تصمیم می گیرند که به چه کسانی می توانند رای دهند. فقهای شورای نگهبان مستقیما توسط علی خامنه ای منصوب می شوند.
مجددا یادآوری می کنیم که بودجه احمد جنتی، محمدرضا مدرسی یزدی و رفقایشان در «شورای نگهبان»، روزی ۲۹۰ میلیون تومان است؛ دقیقه ای ۲۰۰ هزار تومان. یعنی در همین پنج دقیقه ای که شما این یادداشت کوتاه را مطالعه کردید، آقایان ۱ میلیون تومان به جیب زدند؛ رقمی معادل یک ماه حقوق یک کارگر زحمتکش.
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/SQH3QL
@corruptionwatch
Telegram
Corruption Watch Media
@corruptionwatch
این جان ناقابل کارگران؛ بیش از ۳۰ هزار کارگر در سال ۹۶ دچار حادثه شدند.
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/DZDe1Z
@corruptionwatch
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/DZDe1Z
@corruptionwatch
«جامعه المصطفی العالمیه»؛
روزی ۸۳۵ میلیون تومان صرف طلبههای خارجی و خانوادههایشان
https://t.me/corruptionwatch_media/20
✍️یوحنا نجدی (پژوهشگر اقتصاد سیاسی): «جامعه المصطفی العالمیه» نام یکی از نهادهای زائدی است که هرساله میلیاردها تومان پول مملکت را حیف و میل میکند. دفتر مرکزی این نهاد در خیابان معلم در شهر قم واقع شده است.
«جامعه المصطفی العالمیه» در سال ۱۳۸۷ از ترکیب «مرکز جهانی علوم اسلامی» برای طلاب غیرایرانی ساکن ایران و «سازمان مدارس و حوزههای خارج از کشور» تاسیس شد و علی خامنهای شخصا این نام عربی را برای آن برگزید.
به طور مشخص، «جامعه المصطفی العالمیه» یکی از مهمترین نهادها برای ترویج اسلام شیعی و سیاسی با روایت جمهوری اسلامی در سایر کشورهاست و هزاران طلبه خارجی را با پول ملت ایران در داخل و خارج از ایران تحت پوشش خود قرار داده است. این نهاد در حال حاضر در بیش از ۶۰ کشور از جمله در آفريقاي جنوبي، افغانستان، اندونزي، انگلستان، بنگلادش، بوركينافاسو، بوسني و هرزگوين، بنين و گامبيا دفتر دائر کرده است.
این نهاد زائد، با پول مردم ایران، برای طلاب خارجی نه تنها خدماتي مانند گرفتن ويزا و اقامت تحصيلي، كمك هزينه تحصيلي و مسکن، وام قرض الحسنه، خوابگاه، خدمات بهداشتی و درماني ارائه میکند بلکه برای «همسر و فرزندان آنها» نیز امکاناتی مانند فرصت آموزشهاي كاربردي و مهارتي، ورزشي، تحصيلی و همچنین اردوهاي تفريحي - زيارتي فراهم میسازد.
ریاست «جامعه المصطفی العالمیه» از سال ۱۳۸۷ تاکنون با تصمیم شخص علی خامنهای برعهده فردی به نام «علیرضا اعرافی» است. او ۵۹ ساله، متولد شهر میبد در استان یزد و از شاگردان علی مشکینی، مکارم شیرازی و محمدتقی مصباح یزدی است. اعرافی از جمله مطلوبترین روحانیون برای علی خامنهای است به گونهای که خامنهای، او را «فقیه نو اندیش اصیل و مدیر» توصیف کرده است. علیرضا اعرافی به شدت «آمریکا ستیز» و از جمله افرادی است که مردم را شدیدا به «فرزندآوری بیشتر» تشویق میکند.
دولت حسن روحانی که مورد حمایت جریان اصلاحات است، مبلغ «۳۰۵ میلیارد و ۱۲۰ میلیون تومان» بودجه برای این نهاد در سال ۱۳۹۷ اختصاص داده است؛ معادل روزی ۸۳۵ میلیون تومان؛ و دقیقهای ۵۸۰ هزارتومان!
گزارش خزانهداری جمهوری اسلامی حاکی است که تنها در فروردین ماه امسال در حالی که نیمی از آن نیز به دلیل تعطیلات نوروزی، تعطیل بوده است، مبلغ «۸ میلیارد و ۲۸۴ میلیون تومان» به حساب نهاد زائد «جامعه المصطفی العالمیه» واریز شده است تا خدای نکرده، آب در دل طلبههای وارداتی و زن و بچههای آنها تکان نخورد!
تنها در فرودین ماه با حدودا دو هفته کاری بعد از تعطیلات درحالی بیش از ۸ میلیارد تومان به حساب «جامعه المصطفی العالمیه» واریز شده که هزاران کارگر ایرانی در شهرهای متعددی از جمله ساوه، قزوین، سروآباد، آبادان، ارومیه، مریوان و اصفهان در اعتراض به حقوق عقب افتاده و ناتوانی در تامین ابتداییترین نیازهای خود و خانوادهشان دست به تجمع زدهاند.
مجددا دقت کنید؛ تنها «دو دقیقه» بودجه این نهاد تماما زائد، معادل «یک ماه حقوق کارگر» زحمتکش و «پنج دقیقه» بودجه آن برابر با «یک ماه حقوق معلم» شریف ایرانی است.
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/MUuUZe
@corruptionwatch
روزی ۸۳۵ میلیون تومان صرف طلبههای خارجی و خانوادههایشان
https://t.me/corruptionwatch_media/20
✍️یوحنا نجدی (پژوهشگر اقتصاد سیاسی): «جامعه المصطفی العالمیه» نام یکی از نهادهای زائدی است که هرساله میلیاردها تومان پول مملکت را حیف و میل میکند. دفتر مرکزی این نهاد در خیابان معلم در شهر قم واقع شده است.
«جامعه المصطفی العالمیه» در سال ۱۳۸۷ از ترکیب «مرکز جهانی علوم اسلامی» برای طلاب غیرایرانی ساکن ایران و «سازمان مدارس و حوزههای خارج از کشور» تاسیس شد و علی خامنهای شخصا این نام عربی را برای آن برگزید.
به طور مشخص، «جامعه المصطفی العالمیه» یکی از مهمترین نهادها برای ترویج اسلام شیعی و سیاسی با روایت جمهوری اسلامی در سایر کشورهاست و هزاران طلبه خارجی را با پول ملت ایران در داخل و خارج از ایران تحت پوشش خود قرار داده است. این نهاد در حال حاضر در بیش از ۶۰ کشور از جمله در آفريقاي جنوبي، افغانستان، اندونزي، انگلستان، بنگلادش، بوركينافاسو، بوسني و هرزگوين، بنين و گامبيا دفتر دائر کرده است.
این نهاد زائد، با پول مردم ایران، برای طلاب خارجی نه تنها خدماتي مانند گرفتن ويزا و اقامت تحصيلي، كمك هزينه تحصيلي و مسکن، وام قرض الحسنه، خوابگاه، خدمات بهداشتی و درماني ارائه میکند بلکه برای «همسر و فرزندان آنها» نیز امکاناتی مانند فرصت آموزشهاي كاربردي و مهارتي، ورزشي، تحصيلی و همچنین اردوهاي تفريحي - زيارتي فراهم میسازد.
ریاست «جامعه المصطفی العالمیه» از سال ۱۳۸۷ تاکنون با تصمیم شخص علی خامنهای برعهده فردی به نام «علیرضا اعرافی» است. او ۵۹ ساله، متولد شهر میبد در استان یزد و از شاگردان علی مشکینی، مکارم شیرازی و محمدتقی مصباح یزدی است. اعرافی از جمله مطلوبترین روحانیون برای علی خامنهای است به گونهای که خامنهای، او را «فقیه نو اندیش اصیل و مدیر» توصیف کرده است. علیرضا اعرافی به شدت «آمریکا ستیز» و از جمله افرادی است که مردم را شدیدا به «فرزندآوری بیشتر» تشویق میکند.
دولت حسن روحانی که مورد حمایت جریان اصلاحات است، مبلغ «۳۰۵ میلیارد و ۱۲۰ میلیون تومان» بودجه برای این نهاد در سال ۱۳۹۷ اختصاص داده است؛ معادل روزی ۸۳۵ میلیون تومان؛ و دقیقهای ۵۸۰ هزارتومان!
گزارش خزانهداری جمهوری اسلامی حاکی است که تنها در فروردین ماه امسال در حالی که نیمی از آن نیز به دلیل تعطیلات نوروزی، تعطیل بوده است، مبلغ «۸ میلیارد و ۲۸۴ میلیون تومان» به حساب نهاد زائد «جامعه المصطفی العالمیه» واریز شده است تا خدای نکرده، آب در دل طلبههای وارداتی و زن و بچههای آنها تکان نخورد!
تنها در فرودین ماه با حدودا دو هفته کاری بعد از تعطیلات درحالی بیش از ۸ میلیارد تومان به حساب «جامعه المصطفی العالمیه» واریز شده که هزاران کارگر ایرانی در شهرهای متعددی از جمله ساوه، قزوین، سروآباد، آبادان، ارومیه، مریوان و اصفهان در اعتراض به حقوق عقب افتاده و ناتوانی در تامین ابتداییترین نیازهای خود و خانوادهشان دست به تجمع زدهاند.
مجددا دقت کنید؛ تنها «دو دقیقه» بودجه این نهاد تماما زائد، معادل «یک ماه حقوق کارگر» زحمتکش و «پنج دقیقه» بودجه آن برابر با «یک ماه حقوق معلم» شریف ایرانی است.
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/MUuUZe
@corruptionwatch
Telegram
Corruption Watch Media
@corruptionwatch
APOS Iran | جامعه باز pinned ««حکمرانی خوب» یکی از مهمترین رهیافتها درزمینه توسعه کشورها است که توسعه اقتصادی و سیاسی (دموکراسی) را بهطور همزمان پیگیری میکند. این نوع حکمرانی، گونهای از «نظام تصمیمگیری» میان دولت، نهادهای جامعه مدنی و بخش خصوصی در اقتصاد است که بر کنترل فساد، قانونگرایی،…»
دانلد ترامپ: آینده ایران به مردمش تعلق دارد. آنها میراثداران حقیقی یک فرهنگ غنی و سرزمینی باستانی هستند و سزاوار آنند که رویاهاشان محقق شود.
@corruptionwatch
@corruptionwatch
تالاسمی؛ بیماری قابل درمان
اگر حکومت به فکر مردم بود...
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/VcHS9N
@corruptionwatch
اگر حکومت به فکر مردم بود...
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/VcHS9N
@corruptionwatch
شبکه ریلی ایران: فرسوده و مرگبار
اولویت نظام: اربعین و کربلا
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/NjYidq
@corruptionwatch
اولویت نظام: اربعین و کربلا
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/NjYidq
@corruptionwatch
شهرداری تهران؛ «بصیرتافزایی» مهمتر از خطر آتشسوزی و معلولان
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/gaKP6b
@corruptionwatch
براي ديدن مطالب بيشتر:
goo.gl/gaKP6b
@corruptionwatch
کمپین توییتری #تغییرات_منحوس از ساعاتی پیش آغاز شده و به حکمرانی بد در دولت روحانی و جمهوری اسلامی اعتراض دارد.
@corruptionwatch
@corruptionwatch
Forwarded from دیدگاهنو (didgah)
📝 یوحنا نجدی | پنج دلیل برای استمرار اعتراضها
اصلیترین دلیلی که طی ماههای اخیر مردم را به خیابانها کشانده، «ناکارآمدی نظام» است. به طور مشخص، آنچه که در دیماه گذشته به فوران اجتماعی و سیاسی مردم انجامید، ریشه در بیکاری، مشکلات معیشتی، فساد، اختلاس و حیف و میل بودجه داشت. وعده حل این مشکلات بارها از هردو جناح اصلاحطلب و اصولگرا به گوش رسید، به امضای برجام حواله داده شد، به آزاد شدن پولهای بلوکه شده، به افزایش بهای نفت و به بسیاری موارد دیگر موکول شد. با وجود تحقق تقریبا همه این موارد، اما نه تنها مشکلی از گره فروبسته مردم باز نشد، بلکه سفرههایشان کوچک و کوچکتر شد.
از «جنبش سبز» در سال ۱۳۸۸ رفته رفته نمایان شد که تسلط نظام بر گردش اخبار و اطلاعات ترک برداشته است؛ فضای مجازی بر سالها هژمونی دو گروه اصلاحطلب و اصولگرا بر اخبار و گزارشها پایان بخشید. بیدلیل نیست که در همان اوج جنبش سبز، «شرکت مخابرات ایران» با شرایط ویژهای به «کنسرسیوم توسعه اعتماد مبین» متعلق به سپاه پاسداران واگذار شد تا بلکه سپاه بتواند فضای مجازی و ارتباط بین مردم را کنترل و بر آن نظارت کند.
تئوریسینهای اصلاحات سالها گفتند و نوشتند و در زرورق پیچیدند که “اصلاحات مسیری پر پیچ و خم، پر سنگلاخ و صعبالعبور است؛ سالها بلکه چند قرن به طول خواهد انجامید و از این رو، سخت باید صبوری کرد؛ دندان روی جگر گذاشت بلکه شاید نوههای ما روزی در هوای دموکراسی تنفس کنند.”
این تئوری اما در همین نزدیک گوش جمهوری اسلامی ناگهان رنگ باخت؛ اصلاحات در عربستان صعودی بدون «فشار از پایین و چانهزنی در بالا»، بدون «خروج از حاکمیت» و همه دیگر تئوریهای نخنما شده اصلاحطلبان با سرعتی چشمگیر تحقق یافت؛ بویژه به افزایش حقوق زنان در عربستان باید اشاره کرد از جمله تغییر قوانین رانندگی، آزادی ورود زنان به ورزشگاهها، آزادیهای مشروط برای موسیقی، فتوای مفتی سعودی برای خروج زنان از کشور بدون اجازه همسر و سایر اصلاحهای اقتصادی و اجتماعی.
https://goo.gl/9ppdQL
اصلیترین دلیلی که طی ماههای اخیر مردم را به خیابانها کشانده، «ناکارآمدی نظام» است. به طور مشخص، آنچه که در دیماه گذشته به فوران اجتماعی و سیاسی مردم انجامید، ریشه در بیکاری، مشکلات معیشتی، فساد، اختلاس و حیف و میل بودجه داشت. وعده حل این مشکلات بارها از هردو جناح اصلاحطلب و اصولگرا به گوش رسید، به امضای برجام حواله داده شد، به آزاد شدن پولهای بلوکه شده، به افزایش بهای نفت و به بسیاری موارد دیگر موکول شد. با وجود تحقق تقریبا همه این موارد، اما نه تنها مشکلی از گره فروبسته مردم باز نشد، بلکه سفرههایشان کوچک و کوچکتر شد.
از «جنبش سبز» در سال ۱۳۸۸ رفته رفته نمایان شد که تسلط نظام بر گردش اخبار و اطلاعات ترک برداشته است؛ فضای مجازی بر سالها هژمونی دو گروه اصلاحطلب و اصولگرا بر اخبار و گزارشها پایان بخشید. بیدلیل نیست که در همان اوج جنبش سبز، «شرکت مخابرات ایران» با شرایط ویژهای به «کنسرسیوم توسعه اعتماد مبین» متعلق به سپاه پاسداران واگذار شد تا بلکه سپاه بتواند فضای مجازی و ارتباط بین مردم را کنترل و بر آن نظارت کند.
تئوریسینهای اصلاحات سالها گفتند و نوشتند و در زرورق پیچیدند که “اصلاحات مسیری پر پیچ و خم، پر سنگلاخ و صعبالعبور است؛ سالها بلکه چند قرن به طول خواهد انجامید و از این رو، سخت باید صبوری کرد؛ دندان روی جگر گذاشت بلکه شاید نوههای ما روزی در هوای دموکراسی تنفس کنند.”
این تئوری اما در همین نزدیک گوش جمهوری اسلامی ناگهان رنگ باخت؛ اصلاحات در عربستان صعودی بدون «فشار از پایین و چانهزنی در بالا»، بدون «خروج از حاکمیت» و همه دیگر تئوریهای نخنما شده اصلاحطلبان با سرعتی چشمگیر تحقق یافت؛ بویژه به افزایش حقوق زنان در عربستان باید اشاره کرد از جمله تغییر قوانین رانندگی، آزادی ورود زنان به ورزشگاهها، آزادیهای مشروط برای موسیقی، فتوای مفتی سعودی برای خروج زنان از کشور بدون اجازه همسر و سایر اصلاحهای اقتصادی و اجتماعی.
https://goo.gl/9ppdQL
Telegraph
پنج دلیل برای استمرار اعتراضها
تقریبا چهارماه از اعتراضهای خیابانی در شهرهای مختلف ایران در دیماه سال گذشته میگذرد؛ اما همچنان بسیاری از اصناف و گروههای اجتماعی همچون کارگران، معلمان و مالباختگان موسسات مالی عمدتا در اعتراض به وضعیت معیشتی نابسامان خود گردهم جمع میشوند و دست به اعتراض…