Ariyan-arta2
2.85K subscribers
236 photos
99 videos
22 files
39 links
ارسال نظرات: gilamut66@gmail.com
Download Telegram
کتاب گیلاموت 👇👇👇
کتاب گیلاموت 👇👇👇
❌معرفی کتاب گیلاموت ❌ فهرست

🔺پیش از درآمدن به کاخ آفرینش گیلاموت ، ای همسفر سختی کوتاه بشنو در باب مکاتب و فرقه های سِری که با دانشی مرموز در دالان های دنیای زیرین که به اندیشه ها راه می یابد در کارند، جادوگرانی که پس از نابودی آخرین درفش داران ساسانی، دانش کهن کاویانی از عهد گمشده هرمساز آریایی را ربودند و ویژه خود کردند، تا با نابودی مکتب حرکتی کاویانی آن جهان شناختی بی بدیل که سبب گردش گردونه تمدن بشری شد،به خرافه های خونین جان دمند و بتوانند بسان شبحی بر لایه های زمان بخزند و امور آدمی را بر دست گیرند و نقطه ای خورنده بر آخرین سطر تومار سرنوشت آدمی نهند، پس ازین مقدمه ، وارد سردابی به شش دالان می شویم که شرح آغاز مکتب حرکتی کاویانی می دهد که دردا از درون آن دانش که چون کلافِ فلک بر هم پیچیده بود، باورِ بیداری مردگان به هزار ریخت و ترکیب زاده شد و روحی نفرینی بر آن دانش کهن دمید تا چرخه ای راست رو و هرم ساز که انسان را به قله کمال می رساند به چپ چرخد و آدمی جای پرواز سوی قله کمال به حفره ای خورنده فرو افتد و سقوط صعود را به دندان گیرد، تا خیزش مردبرتر به خرد خدایی به ظهور مرد پست به خوی اهریمن ختم شود ازینرو در لایه های پنهان فرقه هایی بسان کابالایی، کیمیاگران آورده اند

🔶خدا را در نخستین فصل کتاب آفرینش کشتند و ابلیس را جایش نشاندند.

بدینسان با گذر از دالان شش گانه به پژواک های پیچنده دوران کهن، اسرار مرگ خدا را بشنو، و سِر روز رستاخیز را در پردۀ خیال تصور کن ،تا از زاده شدن نیرویی مخوف و شرور در آخرین هنگام آگاه شوی که برای پیروزی بر اهریمنی که بر جای خدا نشسته،وارد میدان نبرد رستاخیزی می شود، تا به نیرویی سوزان ،آن خدای خیر به ذات پلید که در آخرین روزها سایه هزار لایه ایزدی بر تمدن بشر افکنده را به تیغ آتشدار خود بسوزاند تا جهانِ کوشمندان تهی از هر خدا زاده شود ازینرو در آخرین روز شَری جهانخوار برای نابودی خدای دروغین همان شبح هزار سایه با بیشمار پیرو، بسان روحی شرور و خبیث در پیکره تمدن آدمی دمیده می شود تا با خودزنی، شیشه عمر خود را بر زمین زند و پیکره فاسد و پوسیده آکنده از گناه را از میان برد و تخت فرمانروایی را به خدایی دهد که در ذات هر آدمی لانه گزیده، بدینسان ورود مرد برتر به سرشت خداوندی
میسر شود.


♦️به نام خداوندِ آتش همان دَم اندر عدم که نیستی را نهاد بر ستیغِ هرم

نقطه ای چرخنده در هیچ میانگاه و مشرف بر هر خم و پیچ

خشتِ خلقت انداخت بر کورۀ داغ ناچیز ،هیزمی شد در آیین اشراق

همانا آتش دمید در جوهرِ وجود هر ذره شد فانوسی در طاق کبود

بدینسان آتش جهان را داد پیوند تا بسوزد نهاد و بنیاد هر گزند

بدون جوش و خروش و آویختن خدا را راندی از خانۀ تن

بدین نامه، بدین سخنِ پر راز بشو آگاه از آغاز ای گردنفراز

این سیه طومارِ پر خم و پیچ گوید خیزشِ ( اَجم) را از هیچ

ناگفتنی ها ز کاف و نون و آر که آغازش بود از( اسدی) یادگار

چنین داد آن نامدار پدر رهنمون جهان بر آمد از( کاف)و بسترِ( نون)

این ناگفته شد بر من یک طریق بدان رسیدم به رازِ گره در ستیغ

که این گنج را دهم به دیگر کسی غیر آن وفادار نباشم بسی

درنگم نبود از نامه و دفتر و کتاب تا بیابم اسرار نبرد آتش و آب ........
👇👇👇👇👇👇
گیلاموت_،اسرار_حکمت_اشراق_در_کاویاننویسنده_سلمان_سمیعی.pdf
28.9 MB
🔺کتاب گیلاموت ، نویسنده سلمان سمیعی 🔺📕این داستان آمیخته ای از مکاتب کهنه باستانی است تا آن باور مرموز و ممنوعه که در پس پرده اساتیر و الواح و متنهای کهنه پنهان شده را فاش سازد ، آری مکتب ازلی همان باوری که جهانی وارونه شد تا چرخش نیروی ازلی که در درفش باستانی ایران زمین به تصویر کشیده شده آشکار نگردد.

📕و به نیت بیان مکتب حرکت ازل پرستی کاویانی که باور تمدن گمشده آریایی بوده آراسته شده است. یک آیین بی ایزد که از درون خرد زاده شد و به یاری حرکت قوت گرفت و انسان را به قله کمال رساند و نقشی خوش بر لوح سرنوشت آدمی انداخت و بخت انسان را به نیکی آرایید.

📕اما پس از آن دوره، تشت طلای واژگان که یادگار همان عهد طلاییست، واژگون شد تا به چرخه وارونه وارد شویم و درآیگاه اندیشه هرگز به عهد ابرمردساز کاویانی گشوده نشود , عهدی که گر نبود انسان هرگز به چرخه تمدن وارد نمی شد.
🔺این داستان چون طوماری پیچنده در بر دارنده مفاهیم ریشه مخفی واژگان است که ایزدگونه لب به سخن می گشایند و بازگو کننده نقش خود در چرخه (کافیان) هستند . خصلتی که هرگز نباید آشکار شود.🔶 تاریخ انتشار 1403/1/6 #گیلاموت #تثلیث_خسروانی
🌹با پوزش فراوان در ایام عید قول مقاله مهم واشکافی لوح (سوتن آتامو)نخستین فرمانروای تمدن بشری را که به (نرام سین )منسوب می کنند داده بودیم، شوربختانه به علت آنکه مقاله باید با اسناد و مدارک همراه شود ، نهادن آن در مکانی محدود بسان تلگرام مقدور نشد که بدون مدارک خدشه بر اقناع خواننده وارد می شود ، این مطلب مهم که خبر از ربایش و تخریب یکی از مهمترین اسناد تاریخی است که بدان می توان بر اسرار اساتیر وارد شد ،بخشی از کتاب جادوگران واژه جلد سوم می باشد که سعی بر آن می شود تا آخر تابستان منتشر گردد. 🌹
روز طبیعت بر دهریان آریایی خوش باد
❌دوازده ماه سال شناسه دوازده گام خورشید در قدمگاه آسمان است ازینرو پس از نخستین روز ، دوازده روز ایرانیان به شادی می پردازند و روز سیزدهم شناسه (عدد یک) در دایره زمانی است ، و نمادِ روز نخستِ کار در مزارع ،ازینرو ایرانیان که کار را عامل اصلی پیوستگی به منشا می دانستند روز نخستین را به شادی و رقص و پایکوبی میان مزارع می پرداختند ، درحقیقت امروز نخستین ساعت پس از دوازده است یا (عدد یک) . راز سیزده یا همان عدد یک در ساعت آریایی. شوربختانه آدمی پس از سقوط سوی شر توانایی درک تشابهات را از دست داد و دست به دامان خرافات شد و ادیان متاخر خرافه ها را وارد میدان کردند تا اسرار حکمت کاویانی تخریب و بچه گانه جلوه نماید ، و کتب هندسه مقدس که بر اساس دانش کاویانی یا همان حرکت جوهری آراییده شده بود ویژه اهریمنی گردید که به نوشیدن جام پر خون در آخرین روز باور دارد.
بدینسان کیمیاگران آورده اند
🔺زمانیکه خدا در جهان بود ، با تشابهات و تناظرات سخن می گفت که دور از اندیشه انسان امروز است.

گفتار زیر ، سخنیست کوتاه در باب اسرار فلاسفه یونان چون فیثاغورث و حکمت کاویانی .
نویسنده : سمیعی👇👇👇
📕اسرار فلاسفه یونان و حکمت کاویان ⚫️آریایی ها تنها مردمانی بودند که پی به نظام تناظر بردند و توانستند دانشی بر پایه تشابهاتِ رازآمیز میان اجزای جهان بنیان نهند که سبب تکامل آدمی در دایره آفرینش شد . این اهالی گمشده و مرموز باستان ،اسرارِ آسمان که خود درون آن بسان گردی در آن غلتانیم را فهمیدند ، و دانستند بخش مادی آفرینش انعکاسی از بخش نامریی جهانیست که منشا هستی می باشد. اینان پیکره ای واحد را شناختند با سطوح مختلف که سراسر بخش ها در قلمرو هستی بازتابی از یکدیگرند و در تعامل همند ازینرو به راز جهانِ هندسی به میانگاه کوره ای چرخان که به روابط ریاضی تار بر یک سازه هرمی می تند آگاه شدند و خانه خدا را درون دایره آفرینش نهادند نه بیرون از آن . بدینسان در ایران باستان، عرفان به معنی روابط ریاضی می بود و آن کسی که پی به این روابط می برد را به عنوان پیوند دهنده به سرچشمه حقیقت بر مسند فرمانروایی نشاندند ازینرو واژگان(راز) (رئیس) و (ریاضی) به ریشه (راس :راز)یا (اروس) می باشد که در پیوند واژه (آروش :اوروک) است و نام دارنده این دانش را (اشا زرتشت ) به معنی بذر ازلی به ذات آتش یا همان شاهنشاه خواندند ، واژه (شاه) برگرفته از نقطه آتشین و پیوند دهنده (راسِ نیستی) به (سرِ هستی) به نام (اشا) است همان مبدایی که که عامل وحدت بیشمار کثرت در دایره آفرینش می شود، و کاهنان زیر سایه این ابر مرد ، آموزه های باطنی را به صورت تمثیلی در اختیار مردمان عام قرار دادند ، و بدینسان سراسر جهان به یک آیین و زبان زیر سایه یک فرمانروا به نام (آرش کوشانی) به حرکت افتاد و بدینگونه تمدن بشری بسان سازه آفرینش به هر قدم (در حال نو شدن ) بود، که این دوره همان عهد گمشده ای است که امروزه به سبب آثار و نشانه های فراوان آن را به فرازمینی ها نسبت می دهند که در اوراق کیمیاگرانِ قرون وسطی به عهد (آنوکیان یا آریایی) معروف است.
❌ازینرو ایران پایگاه (هندسه مقدس) شد ، مردمانی که بدون ایزدانگاری بر پایه معادلات ریاضیات ،به نیرویی پیش زایش پی بردند که چهار عنصر به ذات متضاد را در هم ادغام می کرد ، که آن را (آر) نامیدند ،عامل اولیه به ذات آتش که چهار عنصر را در هم می آمیخت و به جهان هستی شکل می دهد که نیروی های پنهان هستی را بر هم می تابید و به ماده تبدیل می کرد و به جهان بی حد و حصر نیستی حالت می دهد ، یونانیان به آن (آرخه) گویند که واژه ای کامل به ذات کیانی است زبان یونانی بسیار به زبان آریایی گمشده نزدیک است ازینرو ابوریحان بیرونی در یازده سالگی بر آن تسلط داشت که در متون کیمیاگران زبان آریایی به زبان (باغ آدان:عدن) معروف می بود.
🔺 این مردم گمشده در تاریخ امروز ، نخستین مردمانی بودند که ریاضی را با فلسفه پیوند دادند و همزیستی ریاضی با فلسفه و سایر علوم را گسترش دادند ، و درفش چرخ نگار به یک میانگاه که بیانگر (وحدت در مبدا) است را بر سر افراشتند و(نظام تناظر) را به تمدن بشر ارائه دادند که روابط کائنات در همه سطوح از عظیم ترین کهکشان های دور تا ساختار درونی یک اتم از طرحی مشابه پیروی می کند که تنها می توان به زبان ریاضی آن را آشکار ساخت بدینسان تاج خدایان میانرودان بسان تاج شاهنشاهی ایران بویژه ساسانی است که صورت دیگر درفش کاویانی می باشد ، نمادی هندسی که روابط ریاضی را در خود پنهان دارد و مکاتب (کابلایی و گنوستیک) کاملا روبرداری از اشکال هندسی است که در ایران باستان تولید و به جهان عرضه شد که پایه و اساس حروف الفبا در سراسر زبان گردید، و بدان طریق ، دانشی مرموز در پیوند نقشِ جنبده در ابعاد گوناگون آفرینش گرد آمد و آدمی را از یک هدف آگاه ساخت که باید مسیری ویژه را طی کند گرنه از میدان آفرینش سوی جهانی به یک سطح فرو خواهد افتاد.

🔶 آن طریق، چرخش بذر ازلی در وجود هر جنبنده را فاش می سازد که کالبد به عنوان عامل کثرت باید همواره در مسیری ویژه در حرکت باشد تا بتوان سیر تکوین را به انتها رساند بدینسان پس از تازش تازی ریاضی ممنوع شد و در آن زمان مغان میترایی همان جادوگران هزاران ساله و دشمن ایران زمین آثار هندسه مقدس را در ایران نابود ساختند و خود را تنها بازماندگان ایرانزمین خواندند و خرافه هایشان را بر جای دانش کاویانی نهادند . بدین دلیل ریاضی دان ها و اخترشناسان توانایی بیان فلسفه ای مرموز را داشتند که از آن ایران باستان بود و در اروپا نیز ریاضی دان ها دارای رازهای کهن بودند بسان (جان دی) که مدعی شده بود بواسطه دانش ریاضی می تواند صلح بر جهان جاری کند که چون اندیشمندان شرق گرفتار فتنه های مغان ماه پرست شد که به هر وادی به رختی جدا در حال خزیدن بودند.
👇👇👇
🗝فیثاغورث
⚫️ازین جهت فیثاغورث به شرق سفر کرد تا به سرزمین اسرار ایرانزمین وارد شود،از آنجایی که ایران مرکز شاهنشاهی بود که تمدن بشری را به مدت هزاران سال در دل خود داشت ورود به آن میسر نمی شد، نخست به مصر رفت تا بتواند راز هندسه مقدس آریایی را بیابد و در مکتب کاهنان سائیس نشست که هیچ نبودند جز کاهنان زرتشتی، وانگه به بابل رفت اما آنجا دربند و اسیر شد ، و آنگاه فرشته رهایی بخش دو بال گشود بر سر بابلیان فرود آمد آری (آتا آروشی بزرگ) یا همان زرتشت زمانه (داریوش بزرگ) بر آن سرزمین سایه افکند ، و فیثاغورث را از بند رهانید و او را به ایران آورد و از آنجایی که (ارفئوسی های ) آخر زمانی همان میترایی های مادر سالارِ ماه پرست در یونان بر زمین می خزیدند فیثاغورث را به عنوان عامل خود بر یونان فرستاد و بدینسان او بنیانگزار حکمت اشایی تحت نام( نظام تتراکتریس) در یونان شد که سراسر مراحل آفرینش را بر پایه دانش کاویانی بیان کرد و نهضتی برپا نمود بر علیه (دموکراسی خواهان )که بنیانگزارشان جادوگران میترایی با مکتب ارفئوسی بودند که به ظهور منجی به نام (دایناسوس) بخش بالکان را در اختیار خود گرفتند تا بر شاهنشاهی ایران بشورند که اینان همان مغان میترایی معبد ساز رانده شده از ایران بودند که با شکست آشوریان، شرق خالی ازین ماران شد و به آنسوی مدیترانه گریختند و مکتب وحشتناک خود را در بخش بالکان بنیان نهادند ، و فیثاغورث (مکتب تتراکتریس) که سوغاتی بود از ایرانِ شاهنشاهی در بالکان بنیاد نهاد ، و آن دانش بن و بنیان روند آفرینش در (درخت سفیروت) در شاخه های (کابالایی و گنوسی) گردید که در مقالات پیشین شرح داده شده است. ازینرو مورخ سده دوم یونانی (دیاجینوس لائرتیوس) ، و مورخ معاصر(کریستوفر ریدویگ) در کتاب فیثاغورث آورده اند که فیثاغورث نزد (زرتشت) اسرار را آموخت و زرتشت زمانه هیچ کس نبود جز شاهنشاه ایران آتا آروشی بزرگ (داریوش) بدینسان پس از نابودی اسرار، زرتشت دروغین آن مرد کاهلِ کتابدار همراه هزاران فرشته بالدار به منشا بابلی به رهبری الهه گان (میترا و آنوهیت) ، که غایت مزدکیان و مانویان بود را وارد میدان کردند و زرتشت زمانه یا شاهنشاه را شاگرد او خواندند ، تا در نیابیم که شاهنشاه ایران مردی کاهن جنگجو بوده است و کاهن اعظم مردی جنگجوست که به هندسه مقدس تسلطی شگرف دارد .

❌ ایرانیان روابط ریاضی را وحی می شمردند و آن کس که به معادلات ریاضی تبحری کلان داشت را گونه ای پیام آور می خواندند و کیمیاگر (ایزودور) گنوسی نیز کارهای تمثیلی (پرسیدس) استاد فیثاغورث را بر پایه پیشگویی های (هام) دانسته و (هامِ ) فرمانروا را نخستین زرتشت و (هام) همان پدر (کوش بزرگ ) است که همواره در مقالات در باب او سخن ها رفته است بنیانگزار فرمانروایی (آرشی کوشانی) ، و (پرسیدس) فیلسوفی بود که اساتیر یونان را بر گرفته از تاریخ شرق خواند و آن را به گونه یونانی عرضه کرد و سخن از نبرد (کرونوس و افیون) آورد که در خاورمیانه روی داده است اما به مرور اساتیر که حامل آموزه های باطنی که به صورت تمثیلی بیان می شد را بومی سازی کردند و شکل (هلن:یونانی) به خود گرفت و اسرار جهان چون غبار به باد سپرده شد.
Christoph Riedweg's
Diogenes Laërtius
Isidor
pheresydes👇👇👇
⚫️شوربختانه امروز باور مرموز کاویانی و کیانی که جهان را تحت حاکمیت اعداد قرار دادند و عدد را حاکم بر شکل و تصورات خواندند به (مزدیسنی) به هزاران ایزد رنگ باخته و میتراییسم آن هیولای خورنده در پس این متون همان رباینده دانش ایران بر مسند ایزدی نشسته زیرا باور ایرانیان بدون ایزدانگاری ، دیده به منشایی داشت که تنها با روابط ریاضی می توان به آن دست یافت و ایرانی هرگز نباید به آن دانش کهن آگاه شود ازینرو هر مناسبت را به ایزدی نسبت می دهند که منشا بابلی دارد . ❌ باید گفت ، (پرسیدس و فیثاغورث) بسان اندیشمندان در سه سده نخست پس از تازش تازی چون ابن مقفع، بشار ابن برد ، عین القضات و هزاران دیگر ، وحشیانه هر دو به تیغ ارفئوسی ها همان میترایی ها تکه تکه شدند و پوستشان را کندند و شاگردانشان را زنده زنده در آتش سوزاندند زیرا در حال گسترش حکمت کاویانی در غرب بودند ، که در آن زمان ارفئوسی های میترایی با نام (دموکراسی خواهان) در بخش بالکان سراسر امور را در دست داشتند ، و فیثاغورثیان فلاسفه ای بودند که دموکراسی را ننگ بشر و راهی سوی آخر زمان می خواندند و در سوی دیگر ارفئوسی های میترایی در نبرد با جهانی بودند که در یک مبدا همان تخت شاهنشاهی ایران در گره هم می شدند و (پرسیدس و فیثاغورث) بنیاگزاران دانش کاویان بر یونان بودند که به مرور فلاسفه یونان در خدمت ارفئوسی ها شدند ، بسان ارسطو و حکمت اشراق را ربودند و باور میترائیسم که زاینده هزاران آیین گوناگون شد را به ایران نسبت دادند.

🔺دوازده ماه سال شناسه دوازده گام خورشید در قدمگاه آسمان است ازینرو پس از نخستین روز ، دوازده روز ایرانیان به شادی می پردازند و روز سیزدهم شناسه (عدد یک) در دایره زمانی است ، و نمادِ روز نخستِ کار در مزارع ،ازینرو ایرانیان که کار را عامل اصلی پیوستگی به منشا می دانستند روز نخستین را به شادی و رقص و پایکوبی میان مزارع می پرداختند ، درحقیقت امروز نخستین ساعت پس از دوازده است یا (عدد یک) . راز سیزده یا همان عدد یک در ساعت آریایی. شوربختانه آدمی پس از سقوط سوی شر توانایی درک تشابهات را از دست داد و ادیان متاخر خرافه ها را وارد میدان کردند تا اسرار حکمت کاویانی تخریب و بچه گانه جلوه نماید ، و کتب هندسه مقدس که بر اساس دانش کاویانی یا همان حرکت جوهری آراییده شده بود ویژه اهریمنی گردید که به نوشیدن جام پر خون در آخرین روز باور دارد.

🔸بدینسان کیمیاگران آورده اند
زمانیکه خدا در جهان بود ، با تشابهات و تناظرات سخن می گفت که دور از اندیشه انسان امروز است.

♦️گر آدمی دیده اش به همسازی مخفی میان اجزای جهان که در هر گوشه جاریست بینا شود و و نظام تناظر را بشناسد حقیقتی پوشیده و بس ترسناک بر اندیشه اش جلوه می کند، کالبد را زندان و جهان اکنون را بعدی خواهد دید در بسته و بدون رخنه و روزنه که تنها راه رهایی ازین دخمه، گذر از تجربیات است که با کسب دانش باید به عقل اول نزدیک شود گرنه کالبد همان عامل کثرت او را خواهد بلعید و بُعدِ اکنون جای گهواره ،گور می گردد ،ازینرو ذهن در پیوند بدن است و تنها جنبش و حرکت ، نور بر اندیشه می اندازد و می توان از دهلیز تجربیات بدون آسیب گذشت ،

📕و در کتاب آقای ریدویگ riedweg در باب فیثاغورثیان چنین آمده ، (فیثاغورثیان ورزش و تمرینات بدنی را جز اصلی شیوه اموزشی شمردند. ) که کامل روبرداری از آیین ابرمرد ساز کاویانی می بود که پایداری جهان را بر اساس حرکتی آتش ساز می دانستند و آدمی جهان صغیری است که بازتابی از عالم کلان می باشد بدینسان کار و کوشش میانگاه باور ایران زمین می بود نه ستایش و پرستش.

🔶سراسر قطعات و اجزای جهان به ظاهری متفاوت در پیوند دقیق همند و در یک تطابق پوشیده و پنهان انعکاسی از یکدیگرند که تنها به حرکت در مسیر سرشت ، هدف نمایان می شود و برگشت مهیا ، که آمده ایم از دهلیز تجربیات عبور کنیم تا با غریزه ای کامل وارد دالانی دیگر شویم ، غیر آن رانده شدگانیم.
🪐نخستین روز کار و کوشش که عامل اصلی پیوستگی به دایره ابدیت و جاودانگی در دهر است خوش باد ، در امان باشید سمیعی
در لایه های فلسفه باستان پیش سقراطیان،مردی به عنوان آموزگار ارشد دارنده دانشی به نام(شا لام ابوبی)بود به معنی(دانش پیش از سیل)،که(گنوستیکی ها)او را با نام(زرتشت)فاش کردند و افلاطون در رساله قوانین آورده : داریوش شاهنشاه ایران (حکیم حکما)می بود.با جستجویی عمیق در زندگی فلاسفه ای بسان فیثاغورث ، آنخاگوراس ... خواهیم فهمید که مردی بسان سایه میانگاه دایره نوابغی بود که از سراسر جهان سوی ایران فرا خوانده می شدند و به آنها دانش مرموز کاویان را اعطا می کرد و آنان را به چهار گوشه جهان به عنوان منادیان حکمت اشراق می فرستاد. آیا(اشا زرتشت)به معنی شاهنشاه ایران می بود،همان حکیم الحکما که چون فلوطین نو افلاطونی سفر به ایران را به جان می خرید.ابرجنگجویی خردمند که حامل دانش(شا لام ابوبی )بود.(لام)همان علم است و(ابوبی)به معنی سیل،دانش پیشا سیلی،همان دانشی که در ادبیات سومر و آکاد،(انکی یا ساتورن : کیان)بر مردی به نام(آت ناپیشتام) یا(خسوتروس)فرود آمده و دانش عهد قدیم را به او می دهد،که در ادبیات هبری به نوح می شناسیم و میراثی می شود بر فرزند سوم نوح همان(هام) پدر(کوش:شوش) بدینسان در ادبیات وارونه هبری،(هام) نفرین می شود.👇👇👇