چند قرن بردگی
9.13K subscribers
37.1K photos
28.4K videos
27 files
441 links
This channel reviews the day to day news from Iran, corruption of the IRGC and their crimes
اینستاگرام کانال
https://www.instagram.com/Bardegii
ارتباط با ما :

@Genvix
Download Telegram
گابریلا کلاروسو، خبرنگار ریپابلیکا ایتالیا:

ساعت ۱:۵۷ بامداد به وقت اسلام‌آباد است. مذاکرات همچنان ادامه دارد. اراده قوی از هر دو طرف برای رسیدن به نتیجه وجود دارد.

چارچوبی برای امنیت منطقه‌ای، بازسازی بشردوستانه (در همه جبهه‌ها) و آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده تعیین شده است. بخش دشوار، تنگه هرمز است


⚡️@bardegi57
🔹ترامپ خبرنگار NBC را سر جایش نشاند!

خبرنگار: ایران تهدیدهای شما در مورد باز کردن تنگه هرمز رو جدی نمی‌گیره!

ترامپ: تو از کجا می‌دونی؟ تو هیچی نمی‌دونی. از کجا هستی؟

خبرنگار: از NBC News هستم.

ترامپ: خب، این همون فیک نیوز هست! بذار بهت بگم...ما برنده‌ایم. مهم نیست چی بشه!ما ارتششون رو شکست دادیم. اونا نیروی دریایی ندارن. ۱۵۸ کشتی‌شون زیر آب هستن، تو عمق دریا. همه مین‌روب‌هاشون و همه «مین‌گذار»هاشون...تصور کن، یه کشور ۲۸ تا مین‌گذار داره. فکر می‌کنی خوبه؟ با همه اینا، همه‌شون شکست خوردن. همه‌شون ته دریا هستن.حالا با همه این حرفا، اونا نیروی دریایی ندارن. رادار ندارن. نیروی هوایی ندارن.رهبرهاشون همه مردن. خامنه‌ای رفته. سال‌ها حکومت کرد.رفته. با همه اینا، ببینیم چی می‌شه. ولی از نظر من، برام مهم نیست!


⚡️@bardegi57
3
🔹نیویورک پست دقایقی پیش اعلام کرد
نخست‌وزیر لبنان سفر به آمریکا را لغو کرد
و ایران نسبت به «خطرات امنیتی» در صورت کنار گذاشتن حزب‌الله هشدار داد.
نخست‌وزیر لبنان سفر برنامه‌ریزی‌شده خود به واشنگتن را به دلیل تهدیدهای ایران و ادامه حملات اسرائیل به کشورش لغو کرد.

نوف سلامه، نخست‌وزیر لبنان، روز شنبه در شبکه اجتماعی X نوشت: «با توجه به شرایط داخلی فعلی... تصمیم گرفتم سفرم به سازمان ملل متحد و ایالات متحده را به تعویق بیندازم.»


⚡️@bardegi57
🤯4
چرا ترامپ ونس را برای مذاکره با ایران انتخاب کرد


هیچ هم‌پوشانی‌ای میان آنچه آمریکا می‌خواهد و آنچه ایران پیشنهاد می‌دهد وجود ندارد.

دونالد ترامپ جنگ را با هدف در هم شکستن قدرت ایران آغاز کرد. اما با وجود هزینه ۵۰ میلیارد دلاری، جمهوری اسلامی که به‌شدت آسیب دیده هنوز پابرجاست و حالا که مذاکرات قرار است در اسلام‌آباد آغاز شود، معادله تغییر کرده است. اگرچه ترامپ امیدوار بود آینده ایران را تعیین کند، اکنون ممکن است تهران آینده او را تعیین کند. ایران عملاً بر میراث سیاسی ترامپ و آینده سیاسی معاونش، جی‌دی ونس، که رهبری مذاکرات را بر عهده دارد، حق وتو دارد.
اهمیت این جنگ در طول دهه‌ها مشخص خواهد شد، نه در چند هفته. اما در حال حاضر، جمهوری اسلامی احساس پیروزی می‌کند. سه ماه پیش، خبر اصلی جهان درباره کشتار مردم توسط تهران بود؛ امروز درباره مقاومت موفق در برابر آمریکا و اسرائیل است. حتی اگر پیش از جنگ هدف آمریکا و اسرائیل تغییر رژیم بود، اکنون خواسته‌ها به جای تسلیم کامل، به همکاری محدود شده است.
ایران دریافت که اهرم فشارش اقتصادی است نه هسته‌ای. تعداد کمی از کشورها مستقیماً از بمب اتمی ایران احساس تهدید می‌کنند، اما اکثر جهان پیامدهای بستن تنگه هرمز را لمس کرده‌اند؛ مسیری که حدود یک‌چهارم نفت دریابرد جهان و یک‌پنجم گاز طبیعی از آن عبور می‌کند. پیش از جنگ، روزانه بیش از ۱۰۰ کشتی از این تنگه عبور می‌کردند؛ اما در ۸ آوریل فقط چهار کشتی عبور کردند. ناامیدی، عامل شکل‌گیری استراتژی ایران بود.
آتش‌بس شکننده است. اما اگر ونس و محمدباقر قالیباف دیدار کنند، این مذاکرات بالاترین سطح تعامل حضوری میان ایران و آمریکا از زمان انقلاب ۱۹۷۹ خواهد بود. ترامپ قبلاً قالیباف را یکی از چهره‌های «معتدل‌تر» ایران توصیف کرده بود، اما مواضع او نشان می‌دهد کاملاً در چارچوب نظام عمل می‌کند. ونس نیز با خوش‌بینی یک تازه‌کار در دیپلماسی خاورمیانه وارد مذاکرات می‌شود.
ترامپ و تهران، هر دو به دلایل متفاوتی، به ونس نگاه می‌کنند تا جنگ را پایان دهد. خبرنگاران کاخ سفید معتقدند ترامپ عملاً از جنگ عبور کرده و آن را یک شکست سیاسی می‌داند. زمانی که فکر می‌کرد می‌تواند رژیم ایران را سرنگون کند، به دنبال اعتبارش بود؛ اکنون ترجیح می‌دهد نتیجه به نام ونس ثبت شود. خود ترامپ هم گفته اگر توافقی نشود، ونس را مقصر می‌داند و اگر بشود، اعتبارش را برای خودش برمی‌دارد.
رهبران ایران نیز ونس را ترجیح می‌دهند، چون او را چهره‌ای ضد جنگ در جریان ترامپیسم می‌دانند، کمتر به اسرائیل نزدیک است و انگیزه بالایی برای حل سریع بحران دارد، به‌ویژه به‌خاطر جاه‌طلبی‌های ریاست‌جمهوری‌اش.
اما هیچ اشتراکی میان خواسته‌های دو طرف وجود ندارد. ترامپ توقف کامل غنی‌سازی را می‌خواهد؛ ایران آن را حق حاکمیتی خود می‌داند. ترامپ خواهان کنار گذاشتن نیروهای نیابتی است؛ ایران آن‌ها را «مقاومت اسلامی» می‌نامد. ترامپ توقف موشک‌های بالستیک را می‌خواهد؛ ایران اصلاً درباره آن مذاکره نمی‌کند. ترامپ کاهش تحریم‌ها را به‌عنوان پاداش پیشنهاد می‌دهد؛ ایران لغو کامل آن‌ها را شرط اولیه می‌داند. ترامپ درباره غرامت چیزی نمی‌دهد؛ ایران خواهان دریافت آن است.
دولت اوباما نزدیک به دو سال صرف مذاکره فقط بر سر برنامه هسته‌ای کرد. اما دولت ترامپ تنها دو هفته فرصت دارد تا هم‌زمان مسئله تنگه هرمز، برنامه هسته‌ای، موشکی و منطقه‌ای ایران را حل کند. بهترین نتیجه ممکن نه حل بحران، بلکه بازگشت به یک تنش سرد به جای جنگ گرم است.
شورای عالی امنیت ملی ایران صریحاً اعلام کرده که این مذاکرات نه برای توافق، بلکه برای تثبیت پیروزی است. به گفته آن‌ها، جزئیات «پیروزی ایران در میدان جنگ» در مذاکرات سیاسی تثبیت خواهد شد و آتش‌بس به معنای پایان جنگ نیست. ونس برای توافق به اسلام‌آباد نمی‌رود، بلکه برای شنیدن شروط ایران می‌رود.
در دوران جیمی کارتر، ایران ۴۴۴ روز گروگان‌های آمریکایی را نگه داشت. در دوران ترامپ، تهران اقتصاد جهانی را گروگان گرفته است. ابزار تغییر کرده، اما استراتژی همان است: فشار سیاسی به دولت آمریکا، نه شکست نظامی آن.
اکنون ترامپ و ونس با همان انتقادی مواجه‌اند که جمهوری‌خواهان سال‌ها به دموکرات‌ها وارد می‌کردند: وقتی بیش از حد مشتاق توافق باشی، از قبل اعلام کرده‌ای که حتماً باید معامله را انجام دهی.
این جنگ توانایی‌های ایران را کاهش داد، اما اراده‌اش را سخت‌تر کرد. با وجود هزینه‌های عظیم اقتصادی و تحریم‌ها، ایران همچنان بر غنی‌سازی اورانیوم پافشاری می‌کند، حتی اگر این سیاست به تضعیف کشور منجر شده باشد. در نهایت، اکنون این ریاست‌جمهوری ترامپ و آینده ونس است که به رفتار ایران وابسته شده است.


⚡️@bardegi57
🤬3👍1
مذاکرات ترامپ با ایران تکرار فاجعه کلینتون با یاسر عرفات است
رهبر فلسطینی با رد توافقی که مذاکره‌کنندگان خودش پذیرفته بودند، کلینتون را در کمپ دیوید شوکه کرد


بین ۱۱ تا ۲۵ ژوئیه ۲۰۰۰، مذاکره‌کنندگان اسرائیلی و فلسطینی به بررسی و چانه‌زنی بر سر چیزی پرداختند که رئیس‌جمهور بیل کلینتون امیدوار بود نقطه اوج دوران کاری‌اش باشد. هفت سال پس از آنکه رئیس سازمان آزادی‌بخش فلسطین، یاسر عرفات، و نخست‌وزیر اسرائیل، اسحاق رابین، بر سر توافق‌نامه‌های اسلو به توافق رسیدند، دو طرف در پی نهایی‌سازی توافقی درباره مسائل حساس باقی‌مانده مانند وضعیت اورشلیم، مرزها و حق بازگشت بودند.
دیپلمات‌های آمریکایی در تیم صلح کلینتون شبانه‌روز تلاش کردند تا با تشویق و فشار، اسرائیلی‌ها و فلسطینی‌ها را به توافق برسانند و در نهایت موفق شدند. مذاکره‌کنندگان فلسطینی موافقت کردند و تولد نخستین دولت فلسطینی در جهان قریب‌الوقوع به نظر می‌رسید؛ تنها مراسم امضا باقی مانده بود. بیل کلینتون به کمپ دیوید رفت و یاسر عرفات و نخست‌وزیر اسرائیل، ایهود باراک، نیز به آنجا پرواز کردند. رؤسای جمهور معمولاً در مذاکرات فنی دخالت نمی‌کنند؛ آن‌ها برای نهایی‌سازی جزئیات و شرکت در مراسم امضا می‌آیند. با این حال، عرفات با رد توافقی که مذاکره‌کنندگان خودش پذیرفته بودند، کلینتون را شوکه کرد. کلینتون همواره دیپلماتیک و دست‌کم در ظاهر خونسرد بود، اما کنفرانس مطبوعاتی او پس از فروپاشی کمپ دیوید ۲ نشان‌دهنده خشم واقعی بود.
درس اصلی که دیپلمات‌های آمریکایی آموختند این بود که مذاکره بدون تضمین اینکه سخنان مذاکره‌کنندگان معنایی داشته باشد، اتلاف وقت است.
به همین دلیل، زمانی که دیکتاتور لیبی، معمر قذافی، با مقامات غربی درباره استرداد عامل بمب‌گذاری لاکربی، عبدالباسط علی محمد المقرحی، و بازگشت به صحنه بین‌المللی تماس گرفت، بیش از سه سال طول کشید تا دستگاه اطلاعاتی بریتانیا تأیید کند که قذافی به توافق‌هایی که نمایندگانش ارائه داده بودند پایبند خواهد بود. رئیس‌جمهور جورج دبلیو بوش نمی‌خواست خطر کند که قذافی در آخرین لحظه با تغییر موضع، او را همانند کاری که عرفات با کلینتون کرد، شرمنده سازد.

در حالی که معاون رئیس‌جمهور، جی‌دی ونس، برای مذاکره با هیئتی ایرانی به رهبری رئیس مجلس، محمدباقر قالیباف، راهی پاکستان می‌شود، به نظر می‌رسد درس‌های شکست کمپ دیوید دوم کلینتون فراموش شده است. نخست، مسئله رهبر عالی، مجتبی خامنه‌ای، مطرح است. مشخص نیست که مجتبی زنده است یا مرده. اگر زنده باشد، قالیباف تصمیم‌گیر نهایی نخواهد بود و اگر مرده باشد، مشخص نیست چه کسی در رأس قرار دارد. برای مثال، وزیر دفاع پیشین، احمد وحیدی، در این هیئت حضور ندارد اما در داخل نظام از نفوذ قابل توجهی برخوردار است. همچنین ممکن است حکومت ایران از اختلاف میان قالیباف و وحیدی برای اجرای تاکتیک «پلیس خوب/پلیس بد» در برابر ایالات متحده استفاده کند. قالیباف ممکن است امتیازاتی ظاهری بدهد و از ونس انتظار مشابه داشته باشد. پس از آنکه آمریکا امتیاز بدهد، وحیدی ممکن است مخالفت کند و مذاکرات را به نقطه آغاز بازگرداند—در حالی که ایران امتیازات قبلی را حفظ کرده است.

حتی اگر قالیباف صادق باشد، ممکن است اساساً اختیار لازم را نداشته باشد. این سناریو فرضی نیست، بلکه تکرار الگوی سال ۲۰۰۳ است؛ زمانی که وزیر امور خارجه، کمال خرازی—که در ۹ آوریل ۲۰۲۶ بر اثر جراحات ناشی از یک انفجار درگذشت—و نماینده ایران در سازمان ملل، محمدجواد ظریف، به دیپلمات‌های آمریکایی و بریتانیایی وعده دادند که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با آغاز جنگ برای سرنگونی دیکتاتور عراق، صدام حسین، وارد عراق نخواهد شد. اما نیروی قدس و شبه‌نظامیان آموزش‌دیده توسط سپاه این توافق را نادیده گرفتند. دو احتمال وجود دارد: یا خرازی و ظریف دروغ گفتند، یا صادق بودند اما اختیار نداشتند. در هر صورت، این ادعاهای نادرست به مرگ صدها آمریکایی انجامید.

ترکیب هیئت ایرانی نشان می‌دهد که هدف تهران بی‌اعتنایی به واشینگتن است؛ از این رو، حضور رضا امیری‌مقدم—که در پرونده قتل مأمور پیشین اف‌بی‌آی، رابرت «باب» لوینسون، تحت تعقیب است—قابل توجه است؛ همان فردی که وزیر امور خارجه، جان کری، او را گذاشت.

اغلب، سیاستمداران و تحلیل‌گران دیپلماسی را راهبردی بدون هزینه می‌دانند، اما چنین نیست. دیپلماسی عجولانه و ضعیف به سود رقبا تمام می‌شود. رئیس‌جمهور دونالد ترامپ ممکن است خود را استاد «هنر معامله» بداند، اما به عنوان یک توسعه‌دهنده املاک، هرگز برای ملکی مذاکره نمی‌کرد که طرف مقابل مالک آن نباشد. با این حال، دقیقاً چنین کاری است که ترامپ به ونس اجازه داده انجام دهد. هر توافقی بی‌معنا خواهد بود، فریبی مبتنی بر زمینی سست و ناپایدار.



⚡️@bardegi57
2
🔹اریک داگِرتی گزارش می‌دهد که جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، در حال رهبری هیئت آمریکایی در مذاکرات تقریباً ۱۲ ساعته با ایران در اسلام‌آباد پاکستان است.
هدف این مذاکرات پایان دادن به درگیری شش هفته اخیر است.پس از جلسات حضوری، مذاکرات به تبادل پیام‌های متنی ادامه یافته است.

این نشست ماراتنی تا ساعات اولیه صبح به وقت محلی ادامه داشته که نشان‌دهنده تلاش‌های دیپلماتیک جدی دولت ترامپ است.
این مذاکرات با میانجی‌گری پاکستان انجام می‌شود و هدف آن کاهش تنش، پایان درگیری و بازگشایی آبراه‌های کلیدی مانند تنگه هرمز است.
این تصاویر بر سطح بالای این فرآیند صلح تأکید دارند.


⚡️@bardegi57
🔺 تمدید مذاکرات
منابع خبری تأیید کرده‌اند که مذاکرات بدون اعلام نتیجه قطعی پایان یافته و ادامه آن به دور بعدی موکول شده است. به‌عبارت دیگر، روند مذاکرات وارد فاز تمدید و پیگیری در روزهای بعد (احتمالا فردا) شده است.

🔺 نکته قابل توجه
با وجود حضور همزمان قالیباف و ونس در محل مذاکرات، هیچ منبع معتبر و تأییدشده‌ای تاکنون خبر یا تصویری از دست دادن یا تعامل مستقیم نمادین میان این دو منتشر نکرده است.


⚡️@bardegi57
👍3
🎈مقامات ارشد سپاه راهی اسلام آباد شدن»

در پست اتصال امروز صبح تمام موارد را بصورت کامل توضیح داده ایم، که در میدان مذاکرات چه اتفاقاتی در چند لایه می افتد
قستی از آن گزارش را بخوانید.

منابع میدانی چرک‌نویس مدیا / قطر


⚡️@bardegi57
مذاکره با تهران: خطر دیپلماسی


بیش از هر چیز، تنگه هرمز باید یک آبراه بین‌المللی آزاد و باز باقی بماند که بر اساس اصول تثبیت‌شده حقوق دریایی اداره شود، نه تحت کنترل یک‌جانبه. هر نیروی نظارتی بین‌المللی باید حضور دائمی آمریکا را شامل شود تا کارایی آن تضمین گردد. نیروهای حافظ صلح یونیفل در لبنان ظاهراً ترجیح داده‌اند فقط نظاره‌گر باشند و در نادیده گرفتن توافق‌ها همدست شوند. تضمین دسترسی آزاد، صرفاً یک موضوع منطقه‌ای نیست، بلکه یک ضرورت جهانی است.
علاوه بر این، در سراسر منطقه باید به بُعد تهاجمی رژیم ایران به‌طور جدی پرداخته شود. استفاده مداوم از شعارهایی مانند «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» نشان‌دهنده یک جهان‌بینی عمیقاً ریشه‌دار است که خصومت را مشروع می‌کند و تقابل را یک وظیفه اخلاقی جلوه می‌دهد. یک راه‌حل پایدار در ایران — و حتی در کشورهایی مانند قطر — نیازمند نه‌تنها تغییر رفتار، بلکه فاصله گرفتن از این گفتمان تهاجمی است.
به‌طور خلاصه، نباید هیچ‌گونه کاهش فشار اولیه‌ای به ایران داده شود، نه کاهش تدریجی بر اساس وعده‌ها و نه امتیاز پیشاپیش. تمامی تعهدات رژیم — از حذف اورانیوم گرفته تا برچیدن زیرساخت‌های هسته‌ای و موشکی و توقف فعالیت‌های بی‌ثبات‌کننده — باید به‌طور کامل راستی‌آزمایی شوند. هرگونه کاهش زودهنگام فشار، دقیقاً همان چیزی را به رژیم می‌دهد که می‌خواهد: فرصت برای بازیابی، تجدید قوا و بازگشت به مسیر قبلی.
در مورد جمهوری اسلامی ایران، آتش‌بس لزوماً به معنای تغییر واقعی در نیت‌ها نیست. بیشتر به‌عنوان یک توقف تاکتیکی برای کاهش فشار، بازسازی توان و خرید زمان در پوشش دیپلماسی عمل می‌کند. این نظامی است که رهبری آن میان کسانی که صحبت می‌کنند و کسانی که تصمیم می‌گیرند تقسیم شده است. سیاستمداران مذاکره می‌کنند، اما سپاه پاسداران و دستگاه اطلاعاتی در نهایت مسیر را تعیین می‌کنند.
ایران ظاهراً با یک آتش‌بس دو هفته‌ای موافقت کرده — که عمداً یا سهواً در همان ابتدا نقض شد — و همچنین به مذاکرات تن داده است. در نگاه اول، این ممکن است یک گام معنادار به نظر برسد. اما در مورد این نظام، آتش‌بس لزوماً نشانه تغییر واقعی نیست، بلکه بیشتر یک ابزار تاکتیکی برای کاهش فشار و خرید زمان است؛ همان‌طور که ترامپ و تیم مذاکره‌کننده‌اش به‌خوبی می‌دانند.
برخلاف کشورهای متعارف که در آن‌ها مقامات منتخب یا نهادهای رسمی تصمیم‌گیر نهایی هستند، ایران دارای ساختار قدرتی پیچیده، چندلایه و اغلب غیرشفاف است. در سطح ظاهری، دیپلمات‌ها و سیاستمداران با جامعه جهانی تعامل می‌کنند و تصویری از انعطاف و تمایل به مصالحه ارائه می‌دهند. اما در پشت این ظاهر، مرکز واقعی قدرت یعنی سپاه پاسداران و دستگاه اطلاعاتی قرار دارد. این نهادها صرفاً تأثیرگذار نیستند، بلکه تعیین‌کننده‌اند؛ آن‌ها سیاست امنیتی، بخش‌های کلیدی اقتصاد و جهت‌گیری راهبردی رژیم را کنترل می‌کنند. هر مذاکره‌ای که این واقعیت را نادیده بگیرد، درک درستی از تصمیم‌گیرنده نهایی ندارد.
رژیم ایران اکنون تحت فشار قابل‌توجهی قرار دارد. از نظر نظامی ضربات جدی خورده، از نظر اقتصادی همچنان زیر فشار تحریم‌ها و ناکارآمدی داخلی است، و از نظر سیاسی باید هم نارضایتی داخلی و هم تهدیدات خارجی را مدیریت کند. بنابراین، انگیزه زیادی دارد که موقتاً تنش را کاهش دهد بدون اینکه امتیاز راهبردی بدهد. در چنین شرایطی ممکن است وعده‌های گسترده‌ای بدهد یا حتی خود را همسو با مطالبات بین‌المللی نشان دهد، اما این نشانه تغییر نیست، بلکه یک سازگاری تاکتیکی است. سؤال اصلی این نیست که آیا رژیم حرف‌های درست می‌زند، بلکه این است که آیا حاضر و قادر به انجام آن‌ها هست یا نه.
در مذاکرات قبلی، به‌ویژه در سال ۲۰۱۵ و توافق هسته‌ای دولت باراک اوباما، ایران تعهداتی ارائه داد که جامع و قابل راستی‌آزمایی به نظر می‌رسید. اما به‌زودی نگرانی‌هایی درباره فعالیت‌های اعلام‌نشده، ادامه توسعه فناوری و محدودیت‌های سازوکارهای نظارتی مطرح شد.
هدف اصلی رژیم ایران بقاست. با طرح مطالبات غیرقابل‌قبول، از پذیرش شرایطی که رفتار آن را تغییر دهد خودداری می‌کند. در عوض، تلاش می‌کند فشارها را تحمل کند، زمان بخرد و منتظر شرایط مطلوب‌تر بماند.
یکی از تاکتیک‌های آن، طولانی کردن مذاکرات، محدود کردن امتیازات و پرهیز از اقداماتی است که واکنش شدید به دنبال داشته باشد، در حالی که ایدئولوژی خود را حفظ می‌کند. در چنین شرایطی، مذاکرات بیشتر به ابزاری برای صبر استراتژیک تبدیل می‌شود تا تغییری واقعی در رویکرد.
بنابراین هر توافقی باید بر پایه سازوکارهای سخت‌گیرانه، قابل اجرا و غیرقابل بازگشت بنا شود. ذخایر اورانیوم غنی‌شده نباید صرفاً تحت نظارت غیرمستقیم باشند، زیرا این نظارت‌ها به‌راحتی دور زده می‌شوند. همه این مواد باید به‌طور فیزیکی و تحت نظارت مستقیم آمریکا از کشور خارج شوند و هیچ ذخیره پنهانی باقی نماند.
تمام زیرساخت‌های تولید سلاح هسته‌ای و موشک‌های بالستیک باید کاملاً برچیده یا نابود شوند. محدودیت‌های جزئی، موقت یا قابل بازگشت کافی نیستند و فقط تهدیدی بالقوه ایجاد می‌کنند که در زمان مناسب دوباره فعال می‌شود.
همچنین نباید هیچ‌گونه حمایتی از گروه‌های نیابتی مانند حزب‌الله، حماس، حوثی‌ها یا جهاد اسلامی فلسطین وجود داشته باشد.
رسانه‌های دولتی ایران نشان داده‌اند که رژیم انتظار دریافت غرامت را به‌عنوان بخشی از هر توافق پساجنگ دارد. این درخواست باید به‌طور کامل رد شود.
در نهایت، این نظامی است که در آن میان کسانی که سخن می‌گویند و کسانی که تصمیم می‌گیرند شکاف وجود دارد. سیاستمداران مذاکره می‌کنند، اما سپاه پاسداران و دستگاه اطلاعاتی تصمیم نهایی را می‌گیرند.
جمع‌بندی اینکه: هیچ امتیاز اولیه، هیچ کاهش تدریجی فشار بر اساس وعده‌ها و هیچ اعتماد پیشاپیشی نباید وجود داشته باشد. تمام تعهدات باید به‌طور کامل و دقیق راستی‌آزمایی شوند؛ در غیر این صورت، نتیجه تنها فراهم کردن فرصت برای بازسازی و ادامه همان مسیر قبلی خواهد بود.


⚡️@bardegi57
من امروز در نیویورک پست هستم

واشنگتن وارد آتش‌بس شده در حالی که همه اهرم‌ها را در اختیار دارد: برتری نظامی، فشار مالی شدید و یک ساختار منطقه‌ای که تهران را از جهان عربی که زمانی سعی در بسیج آن داشت، منزوی کرده است.
پاسخ ایران تهدید تنگه هرمز بوده؛ آخرین اهرمی که یک رژیم زمانی به آن متوسل می‌شود که سایر ابزارهایش را از دست داده باشد. این تهدید نشانه ضعف و استیصال است، نه قدرت.
آنچه از تحولات پیش رو بیرون می‌آید، شباهت چندانی به جمهوری اسلامی که چهار دهه پیش دکترین «مقاومت» را پایه‌گذاری کرد نخواهد داشت. آنچه باقی می‌ماند، کاملاً به این بستگی دارد که آیا تهران شروط ترامپ را بپذیرد یا نه.


⚡️@bardegi57
‏چرا آمریکا مدام به بریتانیا فشار می آورد که وارد این جنگ شود؟


در دنیای دریانوردی نظامی، بریتانیا در یک حوزه خاص یعنی «جنگ مین» (Mine Warfare)، از بقیه دنیا حتی از جمله آمریکا پیشتاز است.
​بیایید بشکافیم که چرا آمریکا با آن عظمت نظامی، برای چند کشتی کوچک مین‌روب (Minesweeper) یا مین‌شکار (Minehunter) جلوی بریتانیا و اروپا دست دراز می‌کند:
​۱. «شکاف مین» در نیروی دریایی آمریکا
​آمریکا دهه‌هاست که روی ناوهای هواپیمابر میلیارد دلاری، زیردریایی‌های رادارگریز و موشک‌های دوربرد تمرکز کرده و عملاً از «جنگ مین» غافل شده است.
​نیروی دریایی آمریکا از سال ۲۰۰۶ به بعد، فرماندهی اختصاصی جنگ مین خود را منحل کرد و این وظیفه را به کشتی‌های چندمنظوره (مثل LCS) سپرد که در عمل ثابت شد برای این کار تخصص کافی ندارند.
​در سال ۲۰۲۶، آمریکا با واقعیتی تلخ روبروست: آن‌ها "جاروبرقی‌های" اقیانوس را ندارند.
​۲. چرا مین‌روب‌های بریتانیا «راهبردی» هستند؟
​این کشتی‌ها برخلاف ظاهر کوچکشان، شاهکارهای مهندسی هستند:
​بدنه غیرمغناطیسی: مین‌های مدرن به تغییرات میدان مغناطیسی حساسند. کشتی‌های بریتانیایی (کلاس Hunt و Sandown) از پلاستیک‌های تقویت‌شده با الیاف شیشه (FRP) ساخته شده‌اند تا مین‌ها را تحریک نکنند؛ چیزی که آمریکا به این کیفیت در اختیار ندارد.
​تخصص و تجربه: بریتانیا در خلیج فارس و دریای سرخ سال‌هاست که حضور دائمی دارد و نقشه‌های کف دریا را بهتر از هر کسی می‌شناسد.
​فناوری خودگردان (MHC): بریتانیا سیستم‌های جدیدی مثل Adventure و ناو پشتیبان HMS Stirling Castle را وارد خدمت کرده که می‌توانند بدون ورود مستقیم ملوان به میدان مین، از راه دور مین‌ها را شناسایی و نابود کنند.
​۳. بریتانیا و اروپا چه کمکی به آمریکا می‌کنند؟
​کمک آن‌ها فقط فنی نیست، بلکه سه لایه دارد:
​مشروعیت سیاسی: اگر آمریکا به تنهایی وارد جنگ شود، «متجاوز» دیده می‌شود. اما حضور بریتانیا و اروپا به عملیات رنگ «ائتلاف بین‌المللی» و «حفاظت از تجارت جهانی» می‌دهد.
​تقسیم هزینه (Burden Sharing): استراتژی دفاعی جدید آمریکا در سال ۲۰۲۶ بر مهار چین متمرکز شده است (Fortress America). آن‌ها می‌خواهند اروپا بارِ امنیت در خاورمیانه و دریای سرخ را به دوش بکشد تا آمریکا بتواند تمام توانش را به اقیانوس آرام ببرد.
​جغرافیای سیاسی: پایگاه‌های بریتانیا در منطقه (مثل بحرین و عمان) و روابط دیپلماتیک قدیمی‌شان با کشورهای عربی، برای لجستیک جنگ حیاتی است.
​۴. وضعیت فعلی (۲۰۲۶): تنش استارمر و ترامپ
​طبق گزارش‌های اخیر، دونالد ترامپ فشار زیادی به «کیر استارمر» (نخست‌وزیر بریتانیا) آورده تا کشتی‌های مین‌شکار خود را برای باز نگه داشتن تنگه هرمز اعزام کند. استارمر تا این لحظه مقاومت کرده چون نگران است که این کار بریتانیا را ناخواسته وارد یک جنگ مستقیم با ایران کند.

آمریکا مثل کسی است که یک بوگاتی گران‌قیمت دارد اما در جاده‌ای گیر کرده که پر از میخ است؛ او حالا محتاج کسی است که یک جاروی حرفه‌ای داشته باشد تا جاده را برایش صاف کند. بریتانیا همان «جاروی حرفه‌ای» را در اختیار دارد.
باید ببینیم آیا بریتانیا وارد معرکه خواهد شد یا نه؟
یکی از دلایل این آتش بس و مذاکرات فشار بیشتر به بریتانیاست.

Hamidreza


⚡️@bardegi57
👌31
مذاکره با سپاه تروریستی ....


⚡️@bardegi57
💩121
⚠️فوری-معاون رئیس جمهور آمریکا:

مذاکرات شکست خورد

بدون توافق به آمریکا باز خواهیم گشت





⚡️@bardegi57
👏8🥰2👍1🙏1
☄️ونس: گفت‌وگوهای جدی با ایران داشتیم، اما به توافق نرسیدیم

ونس: این خبر برای ایران بسیار بدتر از آن است که برای ایالات متحده آمریکا بد باشد.
بنابراین ما بدون دستیابی به توافق به ایالات متحده بازمی‌گردیم.
IranIntlbrk


⚡️@bardegi57
😁10🥰2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺 معاون رئیس‌جمهور آمریکا، جی‌دی ونس

«ما حدود ۲۱ ساعت با طرف ایرانی مذاکره کردیم و چندین گفت‌وگوی جدی داشتیم. این بخش، خبر خوبی است. اما خبر بد این است که به توافق نرسیدیم و فکر می‌کنم این وضعیت برای ایران بدتر از آمریکاست.

ما بدون توافق به ایالات متحده بازمی‌گردیم. خطوط قرمز خود را کاملاً مشخص کردیم، گفتیم در کجا می‌توانیم انعطاف داشته باشیم و در کجا نمی‌توانیم. این موارد را تا حد ممکن شفاف بیان کردیم، اما طرف ایرانی شرایط ما را نپذیرفت


⚡️@bardegi57
👏8🙏1
چند قرن بردگی
🔺 معاون رئیس‌جمهور آمریکا، جی‌دی ونس «ما حدود ۲۱ ساعت با طرف ایرانی مذاکره کردیم و چندین گفت‌وگوی جدی داشتیم. این بخش، خبر خوبی است. اما خبر بد این است که به توافق نرسیدیم و فکر می‌کنم این وضعیت برای ایران بدتر از آمریکاست. ما بدون توافق به ایالات متحده…
🔺 پاسخ معاون رئیس‌جمهور آمریکا، جی‌دی ونس به این که چی رو رد کردند

«نمی‌خواهم وارد جزئیات شوم، چون قصد ندارم بعد از ۲۱ ساعت مذاکره خصوصی، اکنون به‌صورت علنی مذاکره کنم. اما واقعیت ساده این است که ما باید یک تعهد قطعی ببینیم که آن‌ها به‌دنبال سلاح هسته‌ای نباشند و به‌دنبال ابزارهایی نباشند که بتوانند به‌سرعت به سلاح هسته‌ای دست پیدا کنند.

این هدف اصلی رئیس‌جمهور ایالات متحده است و ما تلاش کردیم از طریق این مذاکرات به آن برسیم.

برنامه هسته‌ای آن‌ها، هرچه که بوده، و تأسیسات غنی‌سازی‌ای که پیش‌تر داشتند، از بین رفته است. اما سؤال اصلی این است: آیا ما یک تعهد اساسی از طرف ایرانی‌ها می‌بینیم که سلاح هسته‌ای نسازند؟ نه فقط در حال حاضر، نه فقط دو سال آینده، بلکه در بلندمدت.

ما هنوز چنین تعهدی ندیده‌ایم. امیدواریم که آن را ببینیم.»



⚡️@bardegi57
👍6🤬21
کاش کلا در راه برگشت اسراییل هیئت ۸۵ نفر و مقامات بالای سپاه رو کتلت کنه تا مذاکرات بعدی با یک رژیم جدید انجام بشه!!


⚡️@bardegi57
🙏15👍32
شیوه‌ی دزدی قالیباف یک تفاوت عمده با سایرین داشت: همه برای «جیب» می‌دزدیدند؛ قالیباف برای «قدرت». مثلا در املاک نجومی، شهرداری قالیباف هزاران ملک متعلق به عموم را زیر قیمت به افراد بانفوذ واگذار کرد تا شبکه‌ای از قدرت‌مندان فاسد مطیع ایجاد کند.
منتظر امواج سفیدشویی قالیباف باشید.


⚡️@bardegi57
👍4🤬1