This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
علی خسروی؛ پدری که تولد پسرش را ندید
علی خسروی، جوان بیستوهشتساله اهل شاهینشهر اصفهان، در هجدهم دیماه هزار و چهارصد و چهار، در جریان اعتراضات سراسری در شاهینشهر جان باخت.
اما تلخترین بخش این قصه، روزی بود که پسرش به دنیا آمد.
اول مرداد، صدای گریه نوزادی در خانهای پیچید که باید پدرش اولین نفر برای در آغوش گرفتن او میبود؛ اما علی دیگر آنجا نبود.
پسرش به دنیا آمد،
اما پدرش دیگر نبود که او را در آغوش بگیرد،
نبود که اولین لبخندش را ببیند،
نبود که دست کوچکش را بگیرد و بزرگ شدنش را تماشا کند.
یک کودک به دنیا آمد و یک پدر برای همیشه از زندگیاش کم شد.
علی خسروی، شهید راه آزادی؛
پدری که پسرش را ندید، اما نامش برای همیشه در زندگی او خواهد ماند. 🖤
#علی_خسروی #شاهین_شهر #اصفهان #دادخواهی #دیماه
⚡️@bardegi57
علی خسروی، جوان بیستوهشتساله اهل شاهینشهر اصفهان، در هجدهم دیماه هزار و چهارصد و چهار، در جریان اعتراضات سراسری در شاهینشهر جان باخت.
اما تلخترین بخش این قصه، روزی بود که پسرش به دنیا آمد.
اول مرداد، صدای گریه نوزادی در خانهای پیچید که باید پدرش اولین نفر برای در آغوش گرفتن او میبود؛ اما علی دیگر آنجا نبود.
پسرش به دنیا آمد،
اما پدرش دیگر نبود که او را در آغوش بگیرد،
نبود که اولین لبخندش را ببیند،
نبود که دست کوچکش را بگیرد و بزرگ شدنش را تماشا کند.
یک کودک به دنیا آمد و یک پدر برای همیشه از زندگیاش کم شد.
علی خسروی، شهید راه آزادی؛
پدری که پسرش را ندید، اما نامش برای همیشه در زندگی او خواهد ماند. 🖤
#علی_خسروی #شاهین_شهر #اصفهان #دادخواهی #دیماه
⚡️@bardegi57
❤24💔11🫡2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بعضی دیدار ها انقدر دیر اتفاق می افتند که دیگه هیچ اغوشی براشون نمونده ....
مثل دیدار تو و پسرت ، دیداری که باید در اغوش پدر اتفاق می افتاد ، اما سهمش از دنیا ، یک مزار شد 🖤
کاش اولین دیدارتون اینجوری نبود ...
کاش به جای سنگ سرد ، آغوش گرمت بود .
به جای اشک های من ، خنده های تو بود .
و به جای اینکه پسرت رو روی مزارت بنشونم ، خودت اون رو تو اغوش میگرفتی .
اما زندگی سهم ما رو اینجوری نوشت ...
و حالا من موندم و و پسری که هرروز بزرگ تر میشه و دلتنگی پدری که هیچوقت فرصت نکرد اون رو ببینه 🖤🕊️
#علی_خسروی
#دیماه_خونین۱۴۰۴
✨️@bardegi57
مثل دیدار تو و پسرت ، دیداری که باید در اغوش پدر اتفاق می افتاد ، اما سهمش از دنیا ، یک مزار شد 🖤
کاش اولین دیدارتون اینجوری نبود ...
کاش به جای سنگ سرد ، آغوش گرمت بود .
به جای اشک های من ، خنده های تو بود .
و به جای اینکه پسرت رو روی مزارت بنشونم ، خودت اون رو تو اغوش میگرفتی .
اما زندگی سهم ما رو اینجوری نوشت ...
و حالا من موندم و و پسری که هرروز بزرگ تر میشه و دلتنگی پدری که هیچوقت فرصت نکرد اون رو ببینه 🖤🕊️
#علی_خسروی
#دیماه_خونین۱۴۰۴
✨️@bardegi57
😭20❤2💔2🔥1🕊1🎅1